اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دانشگاه ورمانت

دانشگاه ورمانت (به انگلیسی: University of Vermont) یکی از دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا بوده و در ورمانت واقع است.

لیگ آیوی عمومی

لیگ آیوی عمومی (به انگلیسی: Public Ivies)، به گروهی از معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا گویند که سعی در ارائه کیفیت در سطح آیوی لیگ اما با قیمت دولتی و قابل دسترس برای عموم دارند. بر خلاف تمامی اعضای آیوی لیگ که موسسات خصوصی با سرمایه‌های زیاد و شهریه‌های سر به فلک کشیده‌اند، دانشگاه‌هایی دولتی هستند.

این لیگ در لیست اولیه خود در سال ۱۹۸۵ متشکل از ۸ دانشگاه برتر دولتی در ایالات متحده بود.[۱] امروزه این تعداد را متجاوز از سی دانشگاه می‌دانند.[۲]

در قیاس این دانشگاه‌ها با آیوی لیگ باید گفت که در سال‌های اخیر بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان بر این باورند که اعتبار اعضای آیوی لیگ اغراق‌آمیز گشته و در قیاس با دانشگاه‌های دیگر آمریکا برتری سابق خود را از دست داده‌اند.[۳][۴][۵]

محتویات

    ۱ اعضای لیگ آیوی عمومی (Public Ivy Schools)
    ۲ منابع
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ پیوند به خارج

اعضای لیگ آیوی عمومی (Public Ivy Schools)

    دانشگاه یو سی برکلی
    UC Berkeley

    دانشگاه تگزاس در آستین
    UT Austin

    دانشگاه فلوریدا
    University of Florida

    دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل
    University of North Carolina Chapel Hill

    دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین
    University of Illinois Urbana Champaign

    دانشگاه مریلند در کالج پارک
    University of Maryland College Park

    دانشگاه مینسوتا
    University of Minnesota

    دانشگاه واشنگتن
    University of Washington

    دانشگاه ویسکانسین
    University of Wisconsin

    دانشگاه جورجیا تک
    Georgia Institute of Technology

    دانشگاه ویرجینیا
    University of Virginia

    دانشگاه میشیگان
    University of Michigan

    دانشگاه یو سی سانتا باربارا
    UC Santa Barbara

    دانشگاه یو سی ال ای
    UCLA

    دانشگاه یو سی ایرواین
    UC Irvine

    دانشگاه یو سی سن دییگو
    UC San Diego

    دانشگاه یو سی دیویس
    UC Davis

    دانشگاه آریزونا
    University of Arizona

    دانشگاه راتگرز
    Rutgers University

    دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا
    Penn State

    دانشگاه ایالتی اوهایو
    Ohio State University

    دانشگاه ایالتی میشیگان
    Michigan State University

    دانشگاه ویلیام اند ماری
    College of William and Mary

    دانشگاه میامی
    Miami University at Oxford

    دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگهمتون
    SUNY

    دانشگاه کلرادو در بولدر
    University of Colorado at Boulder

    دانشگاه کنتیکت
    UConn

    دانشگاه دلاویر
    University of Delaware

    دانشگاه جورجیا
    University of Georgia

    دانشگاه آیووا
    University of Iowa

    دانشگاه ورمونت
    University of Vermont


دانشگاه بریگم یانگ

دانشگاه بریگم یانگ (به انگلیسی: Brigham Young University) بزرگ‌ترین دانشگاه مذهبی در ایالات متحده آمریکا است که در پرووو ایالات یوتا واقع شده است.

این دانشگاه سومین دانشگاه بزرگ خصوصی در آمریکاست. بیش از ۹۸ درصد جمعیت دانشجویی ۳۸،۰۰۰ نفری این دانشگاه اعضای کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان هستند.

در سال ۱۹۸۹ میلادی، دانشگاه بریگم یانگ، که متعلق به کلیسای مورمون است، شعبه خارجی خود را بر روی کوه اسکوپوس در اورشلیم، اسرائیل افتتاح کرد.[۱]

محتویات

    ۱ امور آکادمیک
    ۲ زندگی دانشجویی
    ۳ روابط با ایران
        ۳.۱ دانشگاه BYU یوتا و اعزام کارشناسان آموزشی به ویژه آموزش عشایر به ایران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

امور آکادمیک

در ۱۹۹۲ دانشگاه پیش نویس جدیدی در خصوص آزادی دانشگاهی تدوین کرد که بیان می‌کرد محدودیت‌هایی بر اظهار نظرهای دانشجویان یا در عموم که (۱) به جای تحلیل یا بحث دکترین یا سیاست بنیادین کلیسا، آن را نقض یا با آن مخالفت کند؛ (۲) عمداً کلیسا یا رهبران اصلیش را مورد حمله قرار داده یا مسخره کند؛ یا (۳) میثاق افتخار دانشگاه را به دلیل نادرست، غیر قانونی، بی عفت، بی حرمتی، یا بیش از حد بی احترامی به دیگران بودن زیر پا بگذارد قرار داده می‌شود.» این محدودیت‌ها منجر به برخی مجادلات شد زیرا چندین استاد طبق قانون جدید مورد تنبیه انضباطی قرار گرفتند. انجمن استادان دانشگاهی آمریکا ادعا کرد «این محدودیت‌ها نقض آزادی دانشگاهی به طرز دردآوری رایج است و وضع آزادی دانشگاهی به طر دردآوری بد است.» قوانین جدید تاثیری بر اعتبارسنجی BYU نگذاشته است زیرا به گفته نایب رییس امور آموزشی دانشگاه نهاد اعتبار سنجی منتخب این دانشگاه اجازه می‌دهد «کالج‌ها و دانشگاه‌های مذهبی محدودیت‌هایی بر آزادی دانشگاهی اعمال کنند تا زمانی که آن محدودیت‌ها را صادقانه منتشر کنند». AAUP از این که این محدودیت‌ها به درستی از پیش تبیین نشده انتقاد کرد.
زندگی دانشجویی

مأموریت ذکر شده BYU یاری رساندن به افراد در جستجویشان برای کمال و حیات ابدی است.» بدین ترتیب رهبران بی وای یو آن را ابتدائاً نهادی مذهبی می دانند که، در آن آموزش مذهبی و سکولار به شیوه‌ای درهم آمیخته است که در هر دو بالاترین استانداردها را دارد. این درهم آمیختگی جنبه‌های سکولار و مذهبی یک دانشگاه مذهبی به خود بریگم یانگ بر می‌گردد که وقتی کلیسا این دانشگاه را خرید به کارل جی مزر گفت: «من می‌خواهم شما به یاد بیاورید که فقط نباید الفبا یا جدول ضرب را بدون روح خدا یاد بدهید.» برخی قدیسان آخرالزمان و برخی رهبران کلیسا و دانشگاه آن را «دانشگاه خداوند» دانسته‌اند. این عبارت در اشاره به مأموریت دانشگاه در جهان ب عنوان یک «سفیر» کلیسای قدیسان آخرالزمان و بنابراین برای مسیح استفاده شده است. در گذشته برخی دانشجویان و استادان با این عنوان مخالفت کرده‌اند چرا که معتقد بودند به این معناست که مسئولین دانشگاه مورد الهامات الهی هستند و نمی‌شود با آنها مخالفت کرد. در مقابل مسئولین گفته‌اند این لقب بیشتر بیانگر هدفی است که دانشگاه برای آن تلاش می‌کند نه وضعیت فعلی آن. رهبران استادان و دانشجویان را تشویق می‌کنند این هدف را با پیروی از تعالیم دین شان، تبعیت از میثاق افتخار دانشگاه و در اختیار دیگران گذاشتن دانشی که در حین تحصیل در آن به دست می‌آورند؛ برآورده سازند.

بی وای یو دانشجویان عضوی کلیسای کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان آن از نظر مذهبی فعال باشند. همه دانشجویان چه عضو کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان و چه غیر عضو آن باید به همراه تقاضای پذیرش خود از یک رهبر اسقفی یک تاییدیه به همراه بیاورند. بیش از ۹۰۰ اتاق در پردیس بی وای یو به منظور اجتماعات کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. بیش از ۱۵۰ گروه هر یکشنبه در پردیس بی وای یو مراسم برگزار می‌کنند. «پردیس بی وای یو با بیش از ۲۴،۰۰۰ نفر شرکت کننده در مراسم خدمت کلیسا در پردیس، یکی از شلوغ ترین و بزرگترین مراکز عبادت در جهان است.»
روابط با ایران

در سال ۱۹۳۹، رضاشاه پهلوی از آمریکا درخواست فرستادن متخصصین کشاورزی به ایران نمود. فرانکلین هریس، استاد و رئیس دانشگاه بریگم یانگ، در پاسخ به درخواست وی به ایران آمد.[۲]
دانشگاه BYU یوتا و اعزام کارشناسان آموزشی به ویژه آموزش عشایر به ایران

دو ماه پس از اینکه در ماه ژوئن ۱۹۵۰ (سال ۱۳۲۹شمسی) هری ترومن رئیس جمهور آمریکا قانون «اقدامات برای توسعه جهانی» را امضا کرد، دکتر فرانکلین هریس عازم مذاکره برای یک توافقنامه جهت ارائه کمک های فنی به دولت ایران شد. در ماه اکتبر همان سال، سفیر آمریکا آقای هنری گریدن و علی رزم آرا نخست وزیر ایران «برنامه همکاری های فنی برای توسعه روستایی» را امضا کردند. این برنامه اولین توافقنامه بین‌المللی اصل چهار بود[۳].

پس از امضای این توافقنامه، دولت آمریکا از دانشگاه بریگم یانگ BYU-Brigham Young University در شهر «پراوو» ایالت یوتا برای مشارکت در برنامه اصل چهار در ایران دعوت کرد. برنامه اصل چهار ابتدا تحت مدیریت آقای فرانکلین هریس بود که قبلا به مدت ۲۴ سال به عنوان رئیس دانشگاه BYU خدمت کرده بود. دولت آمریکا نقش این دانشگاه و کالج کشاورزی دانشگاه ایالتی یوتا را به عنوان برنامه ریزی، به کار گیری نیروی انسانی و اجرای برنامه اصل چهار تعیین نمود[۴]. دانشگاه BYU چهار گروه کارشناس آموزشی (آموزشگر) را برای کمک به اصلاح ضعف های سیستم آموزشی ایران اعزام نمود. گروه اول متشکل از شش آموزشگر در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰ شمسی) جهت ارتقای آموزش ابتدایی، راه اندازی و تاسیس مدارس عشایری، و نظارت بر برنامه اجرایی اصل چهار اعزام شدند. یکی از اعضای اولین گروه کارشناسان آموزشی آقای «گلن گیگن» بود که به منظور تاسیس مدارس عشایری اعزام شد. در سال ۱۹۵۳ نیز دوازده نفر دیگر برای کمک به توسعه آموزش در مقاطع ثانویه (بالاتر از ابتدایی) در نقاط مختلف ایران اعزام شدند. در پاییز ۱۹۵۷ سومین گروه پرسنل این دانشگاه برای سایر اقدامات فرهنگی و مبحث انرژی وارد ایران شدند. همچنین نهایتا در سال ۱۹۵۹ گروه چهارم جهت مشاوره در زمینه آموزش عالی اعزام شدند. این گروه ها در ایجاد و به روز رسانی برنامه های آموزشی بسیار موفق بودند

یوتا

یوتا (به انگلیسی: Utah) ایالتی است در ایالت‌های جنوب غربی آمریکا. پایتخت و شهر مهم آن سالت‌لیک‌سیتی است. پرووو شهر دوم ایالت است. یوتا همچنین جزو ایالت‌های غرب آمریکا به‌شمار می‌آید. جمعیت این ایالت دو میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است و شهر سالت‌لیک‌سیتی، مرکز ایالت، ۱۹۰ هزار نفر جمعیت دارد.[۳] یوتا در تاریخ ۴ ژانویه سال ۱۸۹۶ به عنوان چهل‌وپنجمین ایالت به ایالات متحده پیوست. یوتا سیزدهمین ایالت بزرگ آمریکا و ۳۴امین ایالت پرجمعیت این کشور است.

حدود ۸۰ درصد از مردم این ایالت در منطقه‌ای که به «کناره واساچ» (Wasatch Front) شهرت دارد زندگی می‌کنند که شامل چندین شهر نزدیک به هم در کوهپایه‌های کوهستان واساچ است. این تمرکز جمعیت در یک منطقه باعث شده‌است که بخش‌های بزرگی از ایالت تقریباً خالی از سکنه بمانند و یوتا از نظر درصد جمیعت شهرنشین در رتبه ششم در میان ایالات آمریکا قرار بگیرد.[۴]

یوتا از سوی شرق با کلرادو، از شمال شرق با وایومینگ، در شمال با آیداهو، از سمت جنوب با آریزونا، و از غرب با نوادا هم‌مرز است. جنوب شرق یوتا نیز در نقطه‌ای مرز کوچکی با گوشه‌ای از ایالت نیومکزیکو دارد.

یوتا از نظر مذهب یک‌دست‌ترین ایالت آمریکا است. ۶۳ درصد از جمعیت یوتا از پیروان مذهب مورمون هستند که از شاخه‌های مسیحیت است. این مذهب تاثیر بسیاری بر فرهنگ و زندگی روزمره مردم یوتا داشته است که از آن‌جمله پرهیز از نوشیدن آشامیدنی‌های الکلی و هم‌چنین چای، و قهوه توسط مردم مورمون است.[۵]

مهمترین نهادهای آموزش عالی این ایالت دانشگاه بریگهم یانگ، دانشگاه یوتا، و دانشگاه ایالتی یوتا هستند. از چهره‌های نامدار این ایالت می‌توان لوید میلر و بریگهم یانگ را نام برد.

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ شهرستان‌ها
    ۳ اقتصاد
    ۴ پارک‌های ملی
    ۵ روابط با ایران
    ۶ پیوند به بیرون
    ۷ نگارخانه
    ۸ منابع

جغرافیا

نام یوتا از واژه سرخ‌پوستی "یوته" برگرفته شده است که به معنای سرزمین مردم کوهستان می‌باشد.[۶] ایالت یوتا البته در میان رشته کوه‌های راکی قرار دارد و کوه‌های پوشیده از برف ایالت را می‌توان از شهر پایتخت ایالت سالت لیک سیتی مشاهده کرد. غرب ایالت را نمکزار و دریاچه‌های خشکیده نمک پوشانیده است. دریاچه بزرگ نمک در نزدیکی پایتخت قرار گرفته است.
شهرستان‌ها
Map of Utah divided into its 29 counties, each labeled with two letters. The most northwestern county is labeled "BE".
ریچ
کش
باکس الدر
تویلی
دیویس
وبر
مورگان
سالت‌لیک
سامیت
دگت
یینتا
کربن
دوشن
واساچ
یوتا
جواَب
میلارد
سنپیت
سِویر
اِمِری
گرند
سن
هوآن
وینی
پیوتی
بیور
آیرون
گارفیلد
کین
واشینگتن
اقتصاد

در سال ۲۰۱۲، این ایالت تولید ناخالص داخلی برابر با ۱۴۲,۳۲۹ میلیارد دلار داشت، که بیشتر از تولید ناخالص داخلی کشور مجارستان (۱۲۵,۵۰۸ میلیارد دلار) بود.[۷]
پارک‌های ملی
«طاق ظریف» (Delicate Arch) در پارک ملی آرچز

یوتا از نظر منابع طبیعی و پارک‌های ملی سرزمین بسیار غنی‌ای است.

پارک ملی کنیون لندز، پارک ملی کپیتول ریف، پارک ملی آرچز، دره یادبود، و پارک ملی برایس کنیون در جنوب این ایالت قرار دارند، و جنگل ملی کاریبو-تارگی در شمال آن.

از پارک‌های ملی دیگر می‌توان جنگل ملی دیکسی، جنگل ملی یواینتا-واساچ-کش، جنگل ملی فیشلیک، پارک ملی صهیون، و جنگل ملی مانتی-لا سال را نام برد.
روابط با ایران

دولتمردان زیادی از ایران دانش آموختهٔ موسسات آموزس عالی یوتا هستند.[۸]

در سال ۱۹۵۰، ایالات متحده آمریکا در راستای سیاست هری ترومن و قرارداد موسوم به قرارداد اصل چهارم برنامه‌ای تاسیس کرد که USAID نام گرفت. از اینجا بود که دانشگاه ایالتی یوتا موظف شد که بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ فناوری کشاورزی خود را به کشورهای در حال توسعه همانند ایران ارزانی دارد که در دهه ۱۹۶۰ نیز ادامه پیدا کرد.[۹]

دانشگاه یوتا نیز روابط مبسوطی را به ویژه با دانشگاه تهران برای تبادل دانشجو و محقق پایه ریزی نمود که سالها ادامه داشت.[۱۰]
شهر سالت لیک سیتی شهر مرکزی ایالت است. ساختمان مرکزی ایالت یوتا در اینجا دیده می‌شود.

تعداد زیادی دانش‌آموخته از این روابط حاصل شد، از جمله اردشیر زاهدی و علی اصغر سلطانیه.

با اینحال، دانشگاه‌های یوتا از سالها پیش (به جهت مشابهت اقلیمی بین ایران و یوتا) با ایران روابط و تبادلات علمی-فرهنگی انجام داده بودند. نخستین دانشجوی ایرانی که جهت تحصیلات رهسپار یوتا گشت متعلق به سال ۱۹۱۲ دارد.[۱۱] و در سال ۱۹۳۹، رضاشاه پهلوی از آمریکا درخواست فرستادن متخصصین کشاورزی به ایران نمود. فرانکلین هریس، استاد و رئیس دانشگاه بریگهم یانگ، در پاسخ به درخواست وی به ایران آمد.

غرب ایالات متحده آمریکا

غرب ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: Western United States) ناحیه‌ای از مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا است.

آمریکاییان، اغلب از ایالات غربی به عنوان آخرین ایالاتی که مهاجران در آن ساکن شدند، نام می‌برند، اما قدمت اسکان مهاجران در کالیفرنیا بیشتر از اکثر ایالات غرب میانه است. چندین سال قبل از جنگ استقلال آمریکا، کشیش‌های اسپانیایی برای تبلیغ مسیحیت به کالیفرنیا می‌رفتند. در قرن نوزدهم نیز کالیفرنیا و اورگان قبل از بسیاری از ایالت‌های شرقی به ایالات متحده آمریکا پیوستند.


جمعیت در ایالات غربی پراکنده و کم است، زیرا میلیون‌ها هکتار از زمین‌های بکر و دست نخورده این ایالات یه صورت پارکهای ملی و در تملک دولت فدرال هستند. پارک‌های ملی یوسه‌متی، یلو استون، سکویا و دره مرگ همگی در این مناطق واقع شده‌اند. این پارک‌های ملی محلی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت آمریکایی‌ها و هم چنین فعالیت هایی نظیر ماهیگیری، چادر زدن، پیاده روی، قایق سواری، هیزم شکنی و استخراج معادن هستند.

قسمت‌های جنوبی ایالات غربی قبلاً متعلق به کشور مکزیک بوده است و آمریکا پس از جنگ‌هایش با مکزیک بین سال‌های ۴۸-۱۸۴۶ این ایالات را به خاک خود ضمیمه کرد. از همین رو تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم مکزیک را به وضوح در این قسمت‌ها می‌توان دید و درصد بالایی از جمعیت این نواحی از تبار آمریکایی- مکزیکی هستند.

    لس آنجلس به عنوان دومین شهر بزرگ ایالات غربی، به علت صنعت فیلم سازی هالیوود که در آن مستقر است شهرت زیادی کسب کرده است. به علت رشد سریع لس آنجلس و هم چنین وجود دره سیلیکون یا «سیلیکون ولی» در نزدیکی سان خوزه، کالیفرنیا تبدیل به پرجمعیت‌ترین ایالت آمریکا شده است. در کل، جمعیت ایالات غربی نرخ رشد بالایی دارد؛ همچنین لاس وگاس و ایالت نوادا که به عنوان مراکز بازی قمار در جهان شناخته می‌شوند.

    آلاسکا که شمالی‌ترین ایالت آمریکا می‌باشد، محل زندگی تعداد کمی از پرطاقت‌ترین افراد می‌باشد. قسمت اعظم آلاسکا جزو مناطق حفاظت وحش و یا پارک ملی می‌باشد. هاوایی تنها ایالت آمریکا است که در آن تعداد آمریکاییان با اصلیت آسیایی بیشتر از تعداد آمریکاییان با اصلیت اروپایی می‌باشد. البته از سال‌های آغاز دهه ۱۹۸۰ تعداد بسیار زیادی از آسیایی‌ها به کالیفرنیا و خصوصاً لس آنجلس مهاجرت کرده اند.


پل دریاچه واشینگتن در حومه شهر سیاتل.

مشهورترین نویسندگان غرب عبارت‌اند از: جان اشتاین بک، که رمان خوشه‌های خشم او بسیار معروف می‌باشد و زین گری – متولد اوهایو و مقیم در کالیفرنیا – که رمان او به نام " سواران مراتع آتشین" تصویری ایده‌آلیستی از غرب اولیه ارایه می‌دهد.


از چشم اندازهای مشهور غرب می‌توان به برج شیطان در وایومینگ ( این برج را در فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم می‌توانید ببینید) و پل رنگین کمان در یوتا – بزرگ‌ترین پل طبیعی جهان – اشاره کرد.

رنگرزی

رنگرزی یا صبّاغی به فرایندی گفته می‌شود که در طی آن کالای نساجی[تعریف ۱] مثل الیاف،[پ ۱] نخ،[پ ۲] پارچه[پ ۳] و یا پوشاک[پ ۴] در محلولی که شامل مواد رنگزا[تعریف ۲][پ ۵] و مواد شیمیایی می‌باشد، رنگ‌آمیزی گردد و مولکول‌های رنگ، با دوامی نسبی با مولکول‌های کالای نساجی، پیوند محکمی برقرار نمایند. به عبارت دیگر رنگرزی مهارتی‌است که طی آن مادهٔ رنگزا در درجهٔ حرارت هدایت شده و زمان مشخص، داخل الیاف و یا کالای منسوج (بافته شده) نفوذ کرده و آن را رنگ می‌کند. در رنگرزی، مادهٔ رنگزا به طور کلی، به همه مواد طبیعی و یا شیمیایی که قابلیت رنگرزی الیاف و یا منسوجات را دارند اطلاق می‌شود. رنگ کالای رنگرزی شده نباید به آسانی در اثر شستشو و یا در برابر نور از بین برود. رنگرزی و چاپ دو روش رنگ کردن پارچه هستند که تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند. رنگرزی سنتی و رنگرزی صنعتی دو روش متداول رنگرزی می‌باشند. کاربری رنگرزی سنتی با نوین شدن صنعت نساجی، رفته رفته کاهش پیدا کرده‌است.[۱][۲][۳] از نقاشی‌های روی دیواره‌های مقبره‌های مصر باستان چنین استنتاج می‌شود که از بیش از ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مصری‌ها حصیرهای رنگی می‌ساخته‌اند. رنگرزی در ایران سابقهٔ کهنی دارد. کارگاه قالی‌بافی شاهان هخامنشی در شهر سارد و نوشته‌هایی دربارهٔ قالی ارغوانی رنگ روی آرامگاه کوروش، گواه این مدعا است.[۴]

در فرایند رنگرزی چهار عامل نقش اصلی را بازی می‌کنند که عبارتند از: مواد رنگزا، کالای رنگرزی، مواد شیمیایی کمکی و ماشین‌های رنگرزی. مواد رنگزایی که در رنگرزی استفاده می‌شوند ممکن است منبع طبیعی یا مصنوعی داشته باشند. رنگرزی با چاپ کلاقه‌ای، گره‌ای و کاتازوم سه سبک مختلف رنگرزی از لحاظ نحوهٔ ایجاد نقوش گوناگون برروی پارچه، می‌باشند.[۵]

در رنگرزی سنتی ابزاری نظیر ظرف (پاتیل)، دماسنج، همزن و ظروف شیشه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین نمک‌های فلزی مثل انواع زاج، مواد قلیایی مثل آمونیاک و ماده اصلی یعنی آب که محیط رنگرزی را تشکیل می‌دهد، در فرایند رنگرزی سنتی کاربرد گسترده‌ای دارند.[۶]

ماشین‌های رنگرزی نخستین از وسایل بسیار ساده‌ای تشکیل می‌شدند ولی به مرور زمان پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در این صنعت به وجود آمد و برای رنگرزی، ماشین‌های مدرن و خودکار ساخته شدند.[۷]

رنگرزی شیوه‌های متفاوتی دارد که می‌توان از رنگرزی گره‌ای، کاتازوم و چاپ کلاقه‌ای نام برد.[۸][۹] بررسی تأثیرات فرایند رنگرزی برروی محیط زیست در همهٔ کشورها و کل کرهٔ زمین بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه مقررات خاصی در زمینه نوع رنگ‌های مصرفی، روش‌های گوناگون آن و دفع پساب‌های حاصل، تدوین نکرده‌اند.[۱۰]
نخ‌های زنگرزی شده برای بافتن فرش، تبریز.

محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ پیشینه
        ۲.۱ پیشینه رنگرزی در جهان
        ۲.۲ پیشینه رنگرزی در ایران
    ۳ فرایند رنگرزی
        ۳.۱ مواد رنگزا در رنگرزی
        ۳.۲ کالای رنگرزی
        ۳.۳ مواد شیمیایی کمکی
        ۳.۴ مروری کوتاه بر اصطلاحات رنگرزی
    ۴ رنگرزی سنتی
        ۴.۱ پیشینه در جهان
        ۴.۲ پیشینه در ایران
        ۴.۳ ابزار و مواد مورد نیاز در رنگرزی سنتی
        ۴.۴ کارگاه رنگرزی
    ۵ طبقه‌بندی مواد رنگزا در رنگرزی
        ۵.۱ مواد رنگزای طبیعی
        ۵.۲ مواد رنگزای مصنوعی
        ۵.۳ رنگ‌های مستقیم یا رنگ‌های جوهری
        ۵.۴ رنگ‌های خمی
        ۵.۵ رنگدانه‌ها
    ۶ رنگرزی صنعتی و ماشین‌های رنگرزی
        ۶.۱ ماشین‌های رنگرزی
        ۶.۲ قسمت‌های مختلف یک ماشین رنگرزی
        ۶.۳ ویژگی‌های یک ماشین رنگرزی
        ۶.۴ ایجاد تحرک نسبی بین کالا و محلول رنگزی
        ۶.۵ جنس ماشین‌های رنگرزی
    ۷ شیوه‌های گوناگون رنگرزی
        ۷.۱ چاپ کَلاقه‌ای
        ۷.۲ رنگرزی کاتازوم
        ۷.۳ رنگرزی گره‌ای
    ۸ کاربرد دندانه‌ها در رنگرزی
        ۸.۱ انواع دندانه‌ها
    ۹ نمودار رنگرزی
    ۱۰ مثلث رنگ و رنگرزی
        ۱۰.۱ رنگ همانندی در رنگرزی
    ۱۱ رنگرزی و محیط زیست
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ معادلهای ﺍنگلیسی
    ۱۴ توضیحات
    ۱۵ منابع
    ۱۶ پیوند به بیرون

واژه‌شناسی

رنگرزی = رنگ + رَز + ی. «رز» ستاک حال (بن مضارع) مصدر «رَشتن»[۱۱] یا «رُشتن»[۱۲] به معنی رنگ کردن است. پس «رزی» اسم مصدر رشتن و رنگرزی به معنای رنگ‌آمیزی با رنگ و آغشتن به رنگ (نه چیز دیگر) است.
پیشینه

گیاهانی که دارای مواد و مایعات رنگین هستند، نقطه آغازی بهره‌مندی از این گیاهان برای انسان می‌باشد. انسان در ابتدا از مواد رنگین برای خود آرایی خود استفاده می‌کردند. این کار در ابتدا توسط مردان انجام شد. هدف از این کار جلب توجه زنان و دور شدن دشمنان، بوده است. این روش در بین مردمان آفریقایی و قبیله‌های بومی استرالیا وجود دارد. پس از سال‌ها با شناخت وروش‌های تهیه الیاف، از آن برای رنگرزی بهره بردند.[۱۳]
پیشینه رنگرزی در جهان
لوح رسی به خط میخی که روش رنگرزی الیاف پشم به رنگهای ارغوانی و آبی روی آن حک شده‌است، مربوط به ۵۰۰ الی ۶۰۰ سال پیش از میلاد[۱۴]

بیش از ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در چین، رنگرزی انجام می‌شده‌است، گرچه دلیل قاطعی در دست نیست. قدیمی‌ترین اسناد از مذهب هندو که در رابطه با رنگرزی‌است، متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد است. در آن زمان رنگرزها کالای ابریشمی[پ ۶] و پارچه[پ ۷]های طلایی زربافت خود را به رنگ‌های گوناگون رنگرزی می‌کردند. از این اسناد تاریخی می‌توان نتیجه گرفت که رنگرزی در آن هنگام یک کار معمول و متداول بوده‌است. عقیده بر این است که این پیشه و صنعت از ایران به مصر منتقل شده‌است.[۱][۱۵]

از نقاشیهای روی دیواره‌های گورهاها چنین برمی‌آید می‌شود که از بیش از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مصری‌ها حصیرهای رنگی می‌ساخته‌اند و آن‌ها را روی دیوارهایشان آویزان می‌کرده‌اند. بوته رنگرزها،[پ ۸] که بدون شک امروزه به عنوان گلرنگ شناخته شده در آن دوره برای ایجاد رنگ‌های قرمز و زرد برروی کالای نساجی به کار می‌رفته‌است. پیرامون ۱۴۵۰ سال پیش از میلاد مصری‌ها به طور شگفت‌آوری کالای نساجی را با ساختار ظریفی می‌ساختند و قادر بودند آن‌ها را با رنگ‌های گوناگون رنگرزی کنند.[۱]
نگاره یک رنگرز در حال رنگرزی مربوط به سده ۱۵ میلادی

از دیگر مواد رنگزای طبیعی که طی دوره‌های بعد از آن در رنگرزی استفاده شده‌است ارغوانی صوری[پ ۹] بود که برای رنگرزی شنل سزارها به کار می‌رفت. این مادهٔ رنگزا بسیار کمیاب بود و از نوعی حلزون دریایی[پ ۱۰] به دست می‌آمده‌است. مقدار زیادی از دانش رنگرزی قدیمی پژوهشگران مرهون نوشته‌های پلینی[پ ۱۱] می‌باشد، پلینی تعداد زیادی از روش‌های رنگرزی استفاده شده در دوران خودش را به نگارش درآورد. در بمبئی واقع در هندوستان در اثر حفاری، یک کارگاه رنگرزی کشف گردید؛ در این کارگاه مشاهده شد که دیوارهای آن را با یک رشته نقاشی‌های دیواری مختلف تزئین نموده بودند و جالب توجه‌است که یکی از این تصویرها، سیاره تیر (عطارد) بود که کیف پولی را حمل می‌کرد و این به عنوان نمادی بود که در آن روزگاران رنگرزی دادوستدی سودآور به‌شمار می‌آمده‌است.[۱][۱۵] تا اواسط قرن نوزدهم، تمامی مواد رنگزا از منابع طبیعی به دست می‌آمد. در هندوستان، از نیل استخراج شده از گیاه نیل[پ ۱۲] و همچنین از آلیزارین[پ ۱۳] به‌عنوان مادهٔ رنگزا استفاده می‌کردند. در آن زمان رنگرزها، گل‌هایی را که دارای مواد رنگی بودند با پودر تالک[پ ۱۴] مخلوط کرده و در تهیه مواد آرایشی قرمز رنگ مورد استفاده قرار می‌دادند.[۱][۱۵] اکثر مواد رنگزایی که ریشه طبیعی داشته و در قرون وسطی به کار می‌رفتند، قادر نبودند به تنهایی رنگ با ثباتی را برروی کالای نساجی ایجاد کنند، به این خاطر الیاف را با مواد رنگزا همراه با اکسیدهای فلزی[پ ۱۵] از قبیل اکسید آلومینیوم،[پ ۱۶] آهن و قلع که به آن‌ها دندانه[تعریف ۳] می‌گویند، رنگرزی می‌کردند؛ و بدین ترتیب ثبات رنگ روی کالا افزایش می‌یافت. یکی از متداول‌ترین مواد رنگزای طبیعی دندانه‌ای که در آن زمان مورد مصرف قرار می‌گرفت، آلیزارین بود که از ریشه گیاه روناس[پ ۱۷] به دست می‌آمد. این ماده به مقدار وسیعی در اروپا، ایران و هندوستان کشت می‌شد. این ماده در رنگرزی به همراه اکسید آلومینیوم[پ ۱۸] و اکسید آهن[پ ۱۹] به‌کاررفته و از آن به ترتیب برای کسب رنگ‌های قرمز و ارغوانی مایل به بنفش استفاده می‌کردند. همچنین برای حصول رنگ‌های شکلاتی از مخلوطی از دندانه‌های اکسید آلومینیوم و اکسید آهن استفاده می‌کردند. یکی دیگر از مواد رنگزای طبیعی که کاربرد خیلی زیادی داشت، ماده رنگزای استخراج شده از درخت بغم بود و به مقدار زیاد در رنگرزی با دندانه اکسید کروم[پ ۲۰] برای ایجاد رنگ‌های سیاه مورد استفاده قرار می‌گرفت. قرمزدانه، ماده رنگزایی بود که از یک نوع حشره به دست می‌آمد، و در رنگرزی با دندانه آلومینیوم، رنگ قرمز سیر (لاکی) روی کالا ایجاد می‌کرد. این ماده رنگزا تا سال‌های اخیر برای رنگرزی لباس‌های ویژه افسران گارد در جشن‌ها، به کار برده می‌شد.[۱۶][۱][۱۵] تا سال ۱۳۷۱ میلادی که رنگرزها صنف مستقل خود را در فلورانس تشکیل دادند اما اطلاعات دیگری در مورد آن‌ها در دست نیست. این اتحادیه عمر کوتاهی داشت و در سال ۱۳۸۲ منحل شد، ولی بعد از آن، به‌زودی اتحادیه‌های رنگرزان در سراسر کشورهای اروپایی تشکیل شد. در لندن نخستین منشور رنگرزها به نام ورشیپفال کمپانی آو دایرز[پ ۲۱] به سال ۱۴۷۱ میلادی به‌وجود آمد.[۱]

تا اواسط قرن نوزدهم، تمامی مواد رنگرزی از منابع طبیعی به دست می‌آمدند. کتابی در مورد رنگرزی و چاپ چلوار[پ ۲۲] توسط پارنل[پ ۲۳] در سال ۱۸۴۴ میلادی نوشته شده و آمار خوبی دربارهٔ مواد رنگرزی طبیعی که قبل از تولید مواد رنگرزی مصنوعی مورد استفاده قرار می‌گرفتند، داده‌است.[۱]

در انگلستان، فرانسه و آلمان، گیاهی به نام ایساتیس کشت می‌شده‌است، از این گیاه ماده فعالی به نام ایندیگوتین[پ ۲۴] استخراج می‌شد که در رنگرزی جهت به دست آوردن رنگ آبی استفاده می‌شد.[۱] سال ۱۸۵۶ پرکلین ماده رنگرزی مفیدی به نام ماوین[پ ۲۵] تولید کند. در سال ۱۸۵۸ شیمی‌دانی به نام ورگوئین[پ ۲۶] ماده‌ای رنگزا به نام فیوشین[پ ۲۷] را تولید نمود. در سال ۱۸۶۳ لایت فوت[پ ۲۸] برای نخستین بار، روش رنگرزی موفقی با رنگ سیاه بر اساس اکسیداسیون آنیلین که روی پنبه آغشته شده بود کشف کرد. وی در این فرایند محصولی تولید کرد که به نام آنیلین سیاه شناخته شد. از قرون وسطی تا زمان حال تولید مواد رنگزا با گسترش چشمگیری مواجه بوده‌است، امروزه کارخانه‌های زیادی در زمینه تولید مواد رنگزا که ماده اساسی رنگرزی‌است، فعال بوده‌اند.[۱]
فرش پازیریک قدیمی‌ترین فرش دنیا، بیشتر پژوهشگران این قالی را از دست‌بافت‌های پارت‌ها و یا مادها می‌دانند، این موضوع نشان از قدمت رنگرزی در ایران‌زمین دارد.
پیشینه رنگرزی در ایران

رنگرزی در ایران سابقهٔ دیرینه‌ای دارد. پیش از اسلام، به خصوص شواهدی همچون اشارهٔ گزنفون مورخ یونانی، به کارگاه قالی بافی شاهان هخامنشی در شهر سارد مربوط به ۴۰۰ سال قبل از میلاد و نوشته‌هایی دربارهٔ قالی ارغوانی رنگ، روی قبر کوروش و کهن‌ترین اثر دارای گره ایران، که تا به حال نخستین نمونه قالی ایران محسوب شده و توسط پروفسور رودنگر در مغولستان در ناحیه‌ای به نام پازیریک کشف شده‌است، وجود هنر قالی بافی و به پیرو آن صنعت رنگرزی را از آغاز تاریخ ایران باستان به صورت هنری ارزنده و تکامل یافته در منطقه قطعی می‌سازد. در حاشیهٔ فرش پازیریک، نقش تعداد زیادی اسب به چشم می‌خورد و در بافت آن از رنگ‌های سبز، آبی، قرمز و زرد استفاده شده‌است. با بررسی نقوش و همچنین طریقهٔ بافت آن معلوم می‌شود که دست کم سنت هزار ساله‌ای لازم است تا چنین فنون پیچیده‌ای شکل گیرد.[۱۷]

در دوره ساسانی رنگرزان از احترام خاصی برخوردار بوده‌اند. کشف نمونه‌هایی از پارچههای دوره ساسانی که شاهکارهایی از ذوق و ظرافت و هنر طراحی و رنگرزی به حساب می‌آید ناشی از وجود صنایع پیشرفته رنگرزی و نساجی و بی تردید بافت فرش است که اعتبار آن را به اوج می‌رساند. از نمونه‌های فرش ساسانی فرش بهارستان یا بهارخسرو می‌باشد که علاوه بر استفاده از سنگ‌ها و جواهرات و تزئینات گران بها و بی‌نظیر، استفاده از رنگ‌های زیبایی که تمام فصول سال را به نحو شگفت‌انگیزی در مقابل نگاه بیننده قرار داده‌است.[۱۸]
رنگرزی سنتی در اصفهان (زاینده رود)، کارگران در حال هم زدن پاتیل رنگرزی

شیوهٔ ساسانیان در به‌کارگیری رنگ‌ها با شیوهٔ بیزانسی تفاوت داشته و تنها رنگ‌های به کار رفته یکی‌است ولی رنگ‌های ساسانی دارای درخشش کمتر و معتدل‌تر است و هنرمندانه‌تر تقسیم شده و با در نظر گرفتن نقش انتخاب شده‌اند. در دوران آل بویه و سپس سلجوقیان به وجود کارگاه‌های رنگرزی که به صورت صنفی و تولیدی در بسیاری شهرهای ایران نظیر یزد، کاشان و اصفهان اشاره شده‌است. در این کارگاه‌ها علاوه بر بافندگان، رنگرزان نیز به طور دائم حضور داشتند و تجربه و مهارت و ذوق خود را در این رنگرزخانه‌ها به‌کار می‌گرفتند. شهرت ایرانیان در رنگسازی و دریافت ارزش رنگ‌ها به‌خصوص در زمینه‌های مربوط به کتاب سازی و مینیاتور نیز به مرزی رسیده بود که با گسترش مکتب هنری برجسته‌ای نظیر مکتب هرات، ایرانیان به عنوان استادان رنگ شناخته می‌شدند. با شروع حکومت سلاجقه در ایران تمامی فنون و به خصوص رنگرزی و قالی بافی نیز به خاطر عشایر ترک در سراسر کشورهای اسلامی اهمیت فراوان پیدا کرد. یک نمونه از بافته‌های دوره سلجوقی که در موزه متروپولیتن نیویورک موجود است دارای اشکال توریقی—به معنی برگ دادن درخت—به رنگ پرتغالی و قهوه‌ای، و قطعه‌ای دیگر به رنگ سبز و سفید است. رنگ‌های فرش با استفاده از گیاهان و به کمک مهارت استادکاران رنگرز به حد و دامنه‌ای رسید که به تدریج دیگر هنرها و صنایع دستی را در سایه قرار داد. روناس، نیل، اسپرک، پوست گردو، پوست انار و زعفران و سایر رنگ‌های گیاهی که از صدها سال پیش بشر شناخته بود به دست هنرمندان رنگرز ایرانی جلوه‌ای یافت که در هیچ کجای دیگر از جهان تقلید شدنی نبود. دوران صفویه اوج ترقی صنایع رنگرزی و قالی بافی‌است؛ خوشبختانه آثار زیادی از آن زینت بخش موزههای دنیاست که شیوه رنگ آمیزی ملایم و بی نظیر در قطعات به دست آمده به چشم می‌خورد.[۱۹] رنگ‌های متعددی که در بافت قالی‌ها بکار رفته‌است که عبارتند از: قرمز سیر، آبی، سبز، زرد کمرنگ و نارنجی؛ که این رنگ‌ها تقریباً معادل رنگ‌هایی هستند که امروزه در رنگرزی سنتی ایران از آن‌ها استفاده می‌شود و نشانهٔ بارز قدمت صنعت رنگرزی در ایران است. رنگرزان به کمک خلاقیت خود، ته رنگ‌هایی به وجود می‌آوردند که با یکدیگر تفاوت جزئی داشتند. مثلاً در ترکیب رنگ‌ها، بنفش مخلوط با سرخ را برای ساختن رنگی مانند شاه‌توتی که درخشش شگرفی داشت و یا با مخلوط بیشتری از زرد تند آن‌ها را به رنگ سرخ خرمالویی درمی آوردند. صنعت رنگرزی ایران در اواخر دوران صفویه، همزمان با رشد رنگرزی مدرن در اروپا عظمت و اهمیت خود را تا حدی از دست داد. در دوره پهلوی کاربرد رنگ‌های شیمیایی خارجی نسبت به رنگ‌های طبیعی افزایش چشمگیری پیدا کرد.[۲۰][۲۱]
فرایند رنگرزی

در فرایند رنگرزی چهار عامل نقش اصلی را بازی می‌کنند، که عبارتند از: مواد رنگزا، کالای رنگرزی، مواد شیمیایی کمکی و ماشین‌های رنگرزی[۱۵]
مواد رنگزا در رنگرزی

استفاده از رنگ در کالاهای نساجی و تزئینی به دلیل زیبایی و تأثیر آن در روح انسان از زمان‌های خیلی قدیم معمول و متداول بوده‌است. پیشرفت‌های زیادی از دیرباز در کار رنگرزی و تولید مواد رنگزا به وجود آمده‌است، به طوری که امروزه این صنعت با استفاده از جدیدترین فنون رنگرزی و به کارگیری انواع مختلف مواد رنگزا توانسته‌است مطلوب‌ترین کالاهای رنگرزی شده را در فام‌های متعدد به بازار عرضه نماید. مواد رنگزای استفاده شده در فرایند رنگرزی به دو روش طبقه‌بندی می‌شوند که یکی از آن‌ها طبقه‌بندی بر اساس ساختار شیمیایی و دیگری طبقه‌بندی بر اساس نوع کاربرد می‌باشد. از لحاظ طبقه‌بندی بر اساس ساختار شیمیایی مواد رنگزا به گروه‌های رنگدانه‌ها (پیگمنت‌ها)، مواد رنگزای اسیدی، مواد رنگزای آزو،[پ ۲۹] مواد رنگزای آنتراکینون،[پ ۳۰] مواد رنگزای خمی، مواد رنگزای ایندیگو،[پ ۳۱] مواد رنگزای آریل کربونیوم، مواد رنگزای پلی متین، مواد رنگزای متالوسیانین، مواد رنگزای نیترو و مواد رنگزای نیتروزو و مواد رنگزای متفرقه تقسیم‌بندی می‌گردند. مواد رنگزا از لحاظ نوع کاربرد به چهار گروه مواد رنگزای گروه اول، مواد رنگزای گروه دوم، مواد رنگزای طبیعی و درخشان کننده‌های فلورسنتی تقسیم می‌شوند. مواد رنگزای طبیعی ریشهٔ طبیعی داشته و با توجه به منبع استخراج آن‌ها در سه گروه زیر می‌توانند تقسیم‌بندی شوند:[۲۲]

    مواد رنگزای به دست آمده از گیاهان مثل نیل، روناس و غیره که از ریشه، گل، برگ، میوه و پوست نباتات به دست می‌آیند.
    مواد رنگزای به دست آمده از جانوران مانند قرمزدانه و صدف فرفری
    و آن‌هایی که از مواد معدنی به دست می‌آیند مثل خاک سرخ.[۱]

رنگدانه‌های هندی که در یک بازار برای فروش عرضه شده‌است. در فرایند رنگرزی از مخلوط رنگ‌ها، رنگ‌های مختلفی به دست می‌آورند
ساختمان سه بعدی مولکول تری فنیل متان، این ماده به تنهایی بی‌رنگ می‌باشد اما ساختمان مولکولی تعداد بسیاری از مواد رنگزای مصنوعی بر پایه این مولکول بنا شده‌اند.
کالای رنگرزی

کالای رنگرزی در تعریف به ماده‌ای می‌گویند که هدف فرایند رنگرزی‌است و عملیات رنگرزی جهت رنگ‌کردن آن انجام می‌گیرد. کالای رنگرزی و یا به عبارتی کالای نساجی، به سه ظاهر مختلف می‌تواند وجود داشته باشد که عبارتند از الیاف، نخ، پارچه. فرایند رنگرزی برای هر سه شکل الیاف، نخ و پارچه انجام می‌گردد. در مهندسی نساجی، الیاف به دو گروه الیاف آب دوست و الیاف آب گریز تقسیم می‌شوند، الیاف آب دوست به دو زیر گروه الیاف سلولزی یا گیاهی (مثل: پنبه، کتان) و الیاف پروتئینی یا حیوانی (مثل: مو، پشم و ابریشم) طبقه‌بندی می‌شوند، الیاف آب گریز یا الیاف مصنوعی نیز به سه زیر گروه استات‌ها، آکریلیک‌ها و نایلونها رده‌بندی می‌شوند.[۲۳]

کالای رنگرزی
فتیله الیاف پنبه
کلاف‌های پشم که با مواد رنگزای طبیعی رنگرزی شده‌اند.
پارچه‌های رنگرزی شده در رنگ‌های رنگین‌کمان
پارچه فاستونی که ترکیبی از پشم و پلی‌استر است.
نخ‌های رنگی پشم
پارچه‌هایی از جنس کتان که از نخ‌های رنگرزی شده در بافت آن استفاده شده‌است.
مواد شیمیایی کمکی

مواد کمکی به موادی گفته می‌شود که در فرایند رنگرزی نقش کلیدی را بازی کرده و بدون آن‌ها رنگرزی به صورتی نا تمام انجام می‌گردد و کالای رنگرزی با کیفیت نامطلوب رنگرزی می‌شود. در جدول زیر به تعدادی از مواد کمکی اشاره شده‌است. کیفیت مواد شیمیایی کمکی و ماده رنگزای مورد استفاده در رنگرزی بسیار حائز اهمیت است؛ به‌کارگیری مواد نامطلوب و درجه دوم، نتیجهٔ مطلوبی را در برنخواهد داشت.[۲۴]

مواد کمکی در برخی الیاف مثل پشم در پیش از رنگرزی (شستشو و آماده‌سازی) نیز استفاده می‌شوند، مثلاً برای رنگرزی نخ‌های پشمی در ایران ابتدا آن را با نمک‌های قلع، آلومینیوم و مس شستشو و آماده‌سازی می‌کنند.[۲۵]
مادهٔ کمکی     فرمول شیمیایی
آب اکسیژنه     H2O2
اتانول     C2H5OH
اوره     CH4N2O
اتیلن دی‌آمین تترااستیک اسید     C50H70N10NaO41H100
مس(II) سولفات (زاج سبز) (کات کبود)     CuSO4
سدیم کلرید (نمک طعام)     NaCl
دی‌متیل‌کتون     CH3COCH3

    برای مطالعهٔ ماشین‌های رنگرزی به بخش رنگرزی صنعتی مراجعه گردد.

مروری کوتاه بر اصطلاحات رنگرزی

    زاج: یکی از انواع دندانه می‌باشد که سابقه طولانی از نظر مصرف در رنگرزی با رنگ‌های طبیعی در ایران دارد و به صورت‌های گوناگون مثل زاج سیاه، زاج سفید، زاج سبز، کات کبود موجود است.
    آب آهک: آب آهک یا هیدروکسید کلسیم برای تهیه رنگهای حنایی در رنگرزی استفاده می‌شود.
    اسید لاکتیک: ماده‌ای است که در دوغ، ماست، قرقوروت موجود است و به عنوان دندانه استفاده می‌شود.
    اسید اگزالیک :یاجوهرترشک ماده‌ای است که یکی از دندانه‌های اسیدی می‌باشد و در گیاهانی چون اسفناج وجود دارد.
    اسید سیتریک با (جوهر لیمو): یکی از دندانه‌های اسیدی می‌باشد، که برای تهیه رنگ‌های بنفش و گلی استفاده می‌شود، این ماده در لیمو ترش موجود است.
    اسید سولفوریک یا جوهر گوگرد: یکی از دندانه‌های اسیدی است که برای تهیه رنگ گلی استفاده می‌شود ولی عیب آن این است که به علت آبگیری بسیار خورنده می‌باشدو و رنگهای بدست آمده از آن کدر مایل به زرد می‌باشد.
    سود کاستیک: (سود سوز آور- هیدروکسید سدیم) یک دندانهٔ بازی است که در تهیه رنگ آبی، زیتونی، موشی، شویدی، نیلی استفاده می‌شود. در صورتی که غلظت آن بیش از حد استاندارد باشد موجب تخریب الیاف پشم می‌شود.
    هیدروکسید کروم :دیکی از دندانهای بازی است که رنگ لاجوردی می‌باشد و مانند همه ترکیب‌های کروم رنگی

می‌باشد.[۲۶]
رنگرزی سنتی
پیشینه در جهان
نگاره‌ای که رنگرزی لباس‌های پشمی در بریتانیا را در سال ۱۴۸۲ (میلادی) نشان می‌دهد.

نقاشی رنگی برروی دیوارها، ۹ تا ۱۵ هزار سال قبل از میلاد در اسپانیا مشاهده شده‌است. این نقاشی‌ها به‌وسیلهٔ رنگدانه‌های غیرآلی انجام شده و توانسته‌اند برای مدت بسیار طولانی دوام آورند. لباس‌های رنگی در همه فرهنگ‌های گذشته تولید شده‌اند، ولی به دلیل کمی پایداری رنگ آن‌ها. نمونه‌های بسیار قدیمی کالاهای نساجی رنگرزی شده با مواد رنگزای طبیعی کمیاب است. با توجه به نوع آب و هوا، انواع گیاهان جهت تولید رنگ‌های متنوع در رنگرزی استفاده می‌شوند، به علاوه از پس مانده‌های گیاهی نیز به‌عنوان منبع مهم و منشأ طبیعی استفاده می‌شود که مورد دوم در اغلب منابع و مقالات علمی به دست فراموشی سپرده شده‌است. تا پایان قرن نوزدهم میلادی رنگزاهای طبیعی منبع اصلی رنگ برای رنگرزی کالاهای نساجی بوده‌اند.[۲۷]
پیشینه در ایران

پژوهش‌های باستان شناسی مؤید آن است که ایرانیان در رنگرزی مانند سایر اقوام و ملل قدیم بسیار با تجربه بوده و مواد رنگزایی که در منسوجات خود به کار می‌برده‌اند، بسیار با ثبات و چشمگیر بوده‌است. برای سال‌های متمادی مواد رنگزای طبیعی یکی از اقلام صادراتی ایران بوده‌است. در اواخر دوره قاجاریه کارگاه‌های متعدد رنگرزی در جوار کارگاه‌های قالی بافی فعالیت پررونقی داشتند. در این کارگاه‌ها فراورده‌های گیاهانی از قبیل روناس، اسپرک، پوست گردو و انار را به مصرف می‌رسانیدند و تجار صادرکننده نیز مواد رنگزای گیاهی مازاد بر مصرف داخلی را که در کارگاه‌های تولید رنگ بسته‌بندی شده بود را به خارج صادر می‌کردند.[۲۸] رنگین نمودن الیاف یا پارچههای ابریشمی، پشمی، کرک، و پنبه از طریق روش‌های قدیمی و کاملاً سنتی و با استفاده از مواد طبیعی که منشأ گیاهی یا حیوانی دارند را رنگرزی سنتی می‌گویند. رنگرزی سنتی با وجود تفاوت‌هایی که در مناطق مختلف وجود دارد، دارای فرمول مشخصی‌است. ابریشم یا پشمی که با مواد گیاهی رنگرزی می‌شود دارای نوعی جذابیت و زیبایی‌است که به مرور زمان و در اثر استفاده و قرارگرفتن در معرض نور و مواد قلیایی و... نه تنها از ارزش آن کاسته نمی‌شود، بلکه به ثبات و درخشندگی آن نیز افزوده می‌شود. علاوه بر این، رنگ‌های سنتی (گیاهی و حیوانی) حاصل تجربهٔ صدها سالهٔ مردمان سرزمینی‌است که همواره با اقتباس از طبیعت به زندگی خود رنگ بخشیده‌اند، به این سبب از ارزش معنوی و مادی بسیاری برخوردار هستند. حداقل تا یک قرن پیش که رنگینه‌های شیمیایی ناشناخته بودند، الیاف مورد استفاده در نساجی به طور سنتی رنگرزی می‌شدند. در ایران بیش از صد نوع رنگینه گیاهی به ثبت رسیده که از نظر ثبات از درجات مختلفی برخوردار است و بعضی از آن‌ها دارای ثبات کمی بوده و برای عوض کردن شید رنگ‌های دیگر استفاده می‌شوند. رنگرزی سنتی، با وجود تفاوت‌هایی که در مناطق مختلف وجود دارد، دارای فرمول مشخصی‌است. ابریشم یا پشمی که با مواد گیاهی رنگرزی می‌شود دارای جذابیت و زیبایی خاصی‌است که به مرور زمان و در اثر استفاده و قرارگرفتن در معرض نور و مواد قلیایی و... نه تنها از ارزش آن کاسته نمی‌شود بلکه به ثبات و درخشندگی آن نیز افزوده می‌شود.[۲۰][۲۹]
ابزار و مواد مورد نیاز در رنگرزی سنتی
در رنگرزی سنتی و نوین از ظروف شیشه‌ای آزمایشگاهی به منظور مخلوط کردن، اندازه‌گیری و... جهت بالا بردن دقت و کیفیت استفاده می‌شود

    ظرف (پاتیل) یا حمامی که عملیات رنگرزی و دندانه کردن در آن صورت می‌گیرد و باید از جنس ضد زنگ و مقاوم در برابر حرارت باشد. معمولاً از ظروف استیل یا مسی استفاده می‌شود.
    ترازو برای توزین
    دماسنج برای اندازه‌گیری دمای حمام رنگرزی
    همزن که معمولاً از جنس چوب است و برای هم زدن الیاف در حمام رنگرزی به کار می‌رود.
    ظروف شیشه‌ای مدرج مانند بشر، ارلن، لوله‌های آزمایشگاهی و... برای اندازه‌گیری و برداشتن اسیدها و قلیاهاو...
    نمک‌های فلزی چون زاج سفید، زاج سبز، زاج سیاه، دی کرومات سدیم، کلرید قلع و...
    مواد قلیایی مانند سود و آمونیاک و...
    اسیدها مانند اسید تارتاریک، اسید لاکتیک، اسید اگزالیک، اسید استیک، اسید سیتریک و همچنین ممکن است از اسیدهای معدنی مانند اسید سولفوریک و اسید کلریدریک نیز استفاده شود. در گذشته به جای اسید لاکتیک از دوغ استفاده می‌شد.
    آب که به دلیل استفاده مداوم در رنگرزی، باید از شرایط و خواص لازم برخوردار باشد.[۲۸][۳۰]

کارگاه رنگرزی
یک کارگاه رنگرزی سنتی در کشور آفریقایی مالی

کارگاه‌های رنگرزی سنتی اشکال متفاوتی دارند و معمولاً یک ردیف پاتیل (خم رنگرزی) در دیوار کارگاه تعبیه‌شده که بسته به نوع رنگ کاربردی، پاتیل‌ها از چدن یا مس ساخته شده و زیر هر کدام اجاقی قرار می‌دهند. ابتدا با فروبردن الیاف در محلول قلیاب و آب گرم چربی طبیعی الیاف پشمی را می‌گیرند که به آن قلیاب کردن می‌گویند. کلاف‌های پشم قلیاب شده را به خمرهٔ رنگ برده و آن را می‌جوشانند و بسته به تیرگی و روشنی رنگ مدت زمان جوشاندن را تنظیم می‌کنند. در تمام مدت الیاف را با چوب، زیر آب می‌گردانند. میلهٔ چوبی محکمی درون دیوار بالای خمره‌ها قرار دارد که کلاف‌ها را روی این میله آویزان می‌کنند تا آب آن بچکد و الیاف هوا بخورد، از آنجا کلاف‌ها را به حیاط می‌برند و روی تیرهای ضخیم آویزان می‌کنند تا خشک شود.[۳۱]
طبقه‌بندی مواد رنگزا در رنگرزی
مواد رنگزای طبیعی

رنگهای طبیعی به دو دسته تقسیم شده‌اند: دستهٔ اول دسته‌ای که بدون وجود دندانه اساسا جذب پشم نشده و یا مقدار جذب آن‎ها بسیار ناچیز می‎باشد؛ و دسته دوم آن‎هایی هستند که رنگ جذب الیاف می‎گردد اما ثبات آن بسیار کم می‎باشد.[۳۲] دسته‌ای از گیاهان دارای رنگینه‌هایی با ثبات عالی و متوسط هستند و در رنگرزی سنتی نقش مؤثری دارند.[۳۳] روناس، اسپرک، نیل، گل بابونه، برگ انگور عسگری، چغندر، پوست پیاز، برگ درخت توت، وسمه، گل رنگ، گل جعفری، برگ انجیر، پوست انار، بلوط، پوست گردو، هلیله، سماق، زعفران، جا شیر و غیره از گیاهانی هستند که در ایران یافت شده و از مواد رنگزای آن‌ها در رنگرزی استفاده می‌شده‌است.[۲۸][۳۴][۳۵]

    بزغنج: پوست نوعی پسته کوهی است که چون تانن زیادی دارد به عنوان دندانه برای ثبات نمودن رنگ قرمز دانه از آن استفاده می‌شود. همچنین برای رنگ خاکستری و مشکی نیز از آن استفاده می‌شود.[۳۶]

    وسمه: کشت این گیاه توسط انسان دارای قدمت زیادی‌است. به دلیل داشتن زندگانه‌ای آبی و بنفش از عصاره گیاهی آن برای رنگرزی استفاده می‌کنند.[۳۷]
    روناس: روناس یکی از مهمترین رنگ‌های طبیعی است. شرایط رشد گیاه، نوع دندانه مصرفی و اسیدیته حمام رنگرزی روی رنگ حاصل از روناس تاثیر دارد؛ به همین دلیل جزء رنگ‌های پلی‌کرومیک قرار می‌گیرد. نوع دندانه در زمان رنگرزی بر میزان روشنایی الیاف اثر مستقیم دارد. این رنگ تحت شرایط مختلف رنگرزی رنگ‎های متنوعی را حاصل می‌نماید.[۳۸]

روناس یا روغناس گیاهی است که در بیشتر نواحی به صورت خود رو می‌روید ولی در سالهای اخیر در کرمان، یزد و مازندران کشت می‌شود. ریشه آن کلفت، گوشتی و به رنگ سرخ می‌باشد. نام ماده رنگی آن آلیزارین است.[۳۹] بهترین محل رویش این گیاه زمین‌های کویری و آفتاب گرم مناطق یزد و انارک و کرمان است. این گیاه بومی از گذشته‌های دور در پارچه و لباس و فرش و حتی بعضا برای رنگ آمیزی مواد خوراکی کاربرد داشته است. ماده رنگزای این گیاه در ریشه آن و پوست خارجی و مغز میانی گیاه است. ریشه روناس گاه تا دومتر در خاک فرو می‌رود. هنگام جوانی گیاه ماده رنگ در ریشه گیاه روشن تر و در ریشه‌های کهن تیره تر است؛ کهنه یا تازه بودن روناس را از طعم آن (بوته جوان شیرین تر و بوته‌های کهنه تلخ تر است) می‌توان تشخیص داد. ارزش رنگی روناس بین سالهای ۳تا۷ سالگی آن است و از سال نهم به بعد گیاه ارزش رنگی ندارد. برگ و سافه روناس برای علوفه دام مصرف دارد. ماده رنگی این گیاه شامل چد ترکیب رنگی به نام‌های آلیزارین (قرمز آجری) و پورپورین (ارغوانی) و روبیادین (بنفش مایل به قرمز) است که بر حسب نوع رشد گیاه بر کیفیت رنگ اثر می‌گذارد. عمل آوردن روناس به این صورت است که ریشه روناس را روزهای آخر پاییز از خاک بیرون آورده شده است خشک می‌کنند. رنگ رزان خامه قالی این عمل را با قرار دادن روناس در سایه انجام می‌دادند. سپس روناس خشک شده را به مقداری که بر حسب وزن نخ نیاز است می‌سایند و گاه آن را می‌جوشانند تا ماده رنگی از ریشه جدا و خوب حل شود، سپس تفاله‌ها را از آن محلول جدا می‌کنند. گاه نیز برای جدا کردن قسمت رنگ دار ریشه خرد شده را با روغن چرب می‌کنند و در اثر این عمل پوسته خارجی خرد می‌شود و می‌ریزد. برای بدست آوردن گل روناس (گرد روناس) ریشه روناس را می‌سایند و تبدیل به گرد می‌کنند و سپس با بیست برابر آن آب سرد و سه درصد اسید سولفوریک مدت دو ساعت به هم می‌زنند تا محلول اسید در آن نفوذ کند. آن وقت از پارچه می‌گذرانند. چند بار با محلول رقیق کربنات سدیم و سپس با آب می‌شویند تا اسید آن از بین برود. روناس را در این حال خشک می‌کنند و می‌سایند و تبدیل به گرد می‌کنند که این گرد را گل روناس می‌نامند و معادل ۴۵ تا ۵۰ درصد ریشه روناس است. روناس قابلیت رنگی بسیار انعطاف‌پذیر دارد و در ترکیب با دندانههای مختلف و رنگ‌های دیگر نظیر پوست گردو و نیل رنگ‌های بسیار زیبایی از نخودی و نارنجی روشن و قرمز تا رنگ‌های ترکیبی نظیر قهوه‌ای و بنفش و سبز یشمی و سرمه‌ای به دست می‌دهد. علاوه بر رنگ لاکی که یکی از مشهور ترین رنگهای فرش دست باف است سرمه‌ای پر طاووسی نیز حاصل استفاده از روناس در رنگ رزی با نیل است.[۴۰]

میزان حلالیت مواد رنگی موجود در گیاه روناس در آب بسیار کم و شاید کمتر از ۱۰٪ است، لذا پساب حاصل از رنگرزی این گیاه رنگی بوده و می‌توان عملیات رنگرزی با پساب را تا چندین مرحله تکرار کرد و شیدهای رنگی روشن‎تری حاصل نمود.[۴۱] روناس در واقع مادهٔ رنگزای روناس ترکیبی‌است به نام آلیزارین که در ریشه آن قرار گرفته‌است. با کم و زیاد کردن درصد دندانه و نوع آن، از این ماده شیدهای قرمز به دست می‌آید.[۴۲]

    تمشک: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و مصرف خوراکی دارد و جوانه‌های گیاه قسمت رنگ زای آن محسوب می‌شوند و در فصل بهار جمع‌آوری می‌گردد و از آن رنگ خاکستری تیره حاصل می‌گردد.[۴۳]
    اسپرک (ورث): گیاهی‌است که در تمام نقاط ایران یافت می‌شود. با رنگینه آن انواع رنگ‌های زرد به دست می‌آید مثل طلایی، زرد، زرد طلایی، زرد کدر و شفاف.[۴۴]

این گیاه به صورت خود رو می‌روید و گل‌های اسپرک بیشترین رنگ و ریشه آن کمترین ماده رنگی را دارا می‌باشد.[۴۵]

    نیل: ایندیگو یا نیل، برای تهیه شیدهای آبی تا سرمه‌ای استفاده می‌شود. گاهی نیل را در جاشیر، همراه با دندانه می‌جوشانند و رنگ سبز می‌گیرند و با افزودن روناس به آ ن رنگ بنفش می‌سازند. از وسمه نیز رنگ آبی به دست می‌آید.[۴۶]

روش اول تهیهٔ رنگ ایندیگو
روش دوم تهیهٔ رنگ ایندیگو

نیل طبیعی که از قرنها پیش در جهان شناخته شده است و از بوته‌ای به نام نیل بدست می‌آید. بهترین نوع آن متعلق به هندوستان است و د رگذشته جنوب غربی ایران و کرمان نیز کشت می شده. نیل در روی پنبه رنگ‌های آبی عمیق و تیره‌ای ایجاد می‌کند ولی نیل به لحاظ محیط قلیایی آرام خویش قادر به رنگرزی الیاف پشم نیز است. نیل تازه چیده شده سبز رنگ است که در مقابل هوا اکسیده و به سبز تبدیل می‌شود. بعدها با تحقیقات وسیعی که در زمینه رنگ‌های صنعتی انجام گرفت نیل صنعتی ساخته شد که رنگ خمی است و به رغم دشواری و پیچیدگی شرایط رنگرزی و به علت رنگ بسیار زیبای سرمه‌ای و ثباط بسیار بالا استفاده از آن رواج بسیار دارد. خانواده رنگ‌های خمی دو گروه انتراکینونبرای رنگرزی پنبه و الیاف سلولزی و رنگ‌های ایندیگو ئیدی(نیل) برای رنگرزی پشم و الیاف پروتئینی به کار می‌رود. رنگ نیل یکی از رنگ‌های اصلی برای تهیه آبی و سبز است.[۴۷]

    مازو: از مازو در صنعت چرم‌سازی، مرکب‌سازی، رنگرزی و نیز پزشکی برای درمان سوختگی‌ها بهره می‌برند. مازوها انواع و رنگ‌های گوناگونی دارند. بهترین مازوها از برخی گونه‌های بلوط (مانند Pedunculate Oak) به دست می‌آید.[۴۸]
    سرخس وحشی: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و مادهٔ رنگ‌زایی آن در سر شاخه‌های گیاه یافت می‌شود و از آن رنگ سبز متمایل به زرد و خاکستری به دست می‌آید (رنگ سبز مایل به زرد با رعایت نسبت مواد دندانه بستگی خواهد داشت).[۴۹]
    پیاز: گیاهی یک ساله که مصرف خوراکی دارد و قسمت رنگ زای آن در پوست نازک یافت می‌شود و از آن رنگ‌های مسی، نارنجی و پوست پیازی حاصل می‌گردد.[۵۰][۵۱]
    پوست انار: مانند اسپرک رنگ زرد تولید می‌کند ولی ثبات آن را ندارد. از گل زعفران، برگ مو (در اراک و مناطق مرکزی ایران)، جاشیر (در فارس) و گندل (در لرستان و کردستان و دیگر مناطق غربی ایران) نیز رنگ زرد و نارنجی به دست می‌آید.[۵۲][۵۳][۵۴]
    پوست گردو: گردو درختی است بزرگ و دارای چوب بسیار محکم می‌باشد از پوست سبز رنگ میوه این گیاه برای رنگرزی استفاده می‌شود. به این صورت که به محض رسیدن میوه آن را جدا کرده و خشک کرده ودر رنگرزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پوست به تنهایی رنگ‌های کرم، شتری، قهوه‌ای، می‌دهد و در ترکیب با موادی چون زاج سیاه می‌توان از آن رنگ سیاه به دست آورد و در ترکیب با سولفات آهن خاکستری و مشکی می‌دهد.[۵۵]

ماده رنگزای موجود در پوست گردو ترکیبی‌است به نام جاگلون که با آن انواع شیدهای قهوه‌ای روشن تا مشکی و خاکستری را می‌توان ایجاد نمود. تنوع این رنگ‌ها بستگی به استفاده از دندانه‌ها و مواد کمکی افزوده شده دارد. از گیاه سماق نیز برای تهیهٔ رنگ‌های قهوه‌ای استفاده زیادی می‌شود.[۵۶][۵۷]

    جفت: جفت پوسته بین مغز و پوست میوه بلوط است که از آن رنگ بژ به دست می‌آید.[۵۸]از پوست این درخت برای رنگ‌های شتری و قهوه‌ای نیز استفاده می‌شود.[۱۳]
    توت: درخت توت در مناطق معتدل و گرم می‌روید که میوه آن مصرف خوراکی دارد و برگ‌های آن ماده رنگ زایی دارد و میزان رنگ دهی آن کم است و از آن رنگ سبز مغز پسته‌ای حاصل می‌گردد.[۵۹]
    بقم (خون سیاوش): بقم درخت خار داری است که نام علمی ان xylon campechianum است. چوب بقم حاوی مادهٔ رنگینی به نام هماتین و هماتوکزیلین است. شیرهٔ حاصله از جوشاندن تنهٔ این درخت را به صورت کریستال و یا پودر در اورده و در رنگرزی برای تهیهٔ رنگ‌های بنفش و آبی، سیاه و خاکستری به کار می‌برند. ثبات بقم بنفش در برابر نور بسیار عالی است و در ابریشم و پشم از پنبه ثابت تر است و از سری رنگ‌هایی است که در رنگرزی کاربرد فراوان دارد. در رنگرزی از بقم بنفش همراه با دندانه‌های مختلف، رنگ‌های ارغوانی روشن، بنفش، خاکستری و مشکی به دست می‌آورند.رنگرزان ایرانی برای به دست آوردن رنگ مشکی خالص از ترکیب بقم بنفش و اسپرک استفاده می‌کنند.[۶۰]
    زرد چوبه: از گیاهان تیرهی زنجبیل و نام علمی آن curcuma longa است. در رنگرزی زرد چوبه با دندانهٔ زاج سفید، رنگهایی از زرد مایل به سبز تا نارنجی و با دندانهٔ بیکرومات پتاسیم، انواع قهوه‌ای و با املاح آهن، خاکستری تیره مایل به مشکی تولید می‌کند.[۶۱]
    سماق: سماق در رنگرزی با دندانه‌های مختلف رنگهای گوناگون در زمینه‌های تیره تولید می‌کند. از جمله با سولفات اهن رنگ بنفش سیر از خود بر جای می‌گذارد.[۶۲]
    پوست پیاز: در صورتی که پوست خشک پیاز به مقدار لازم جوشیده شده، به منظور ثبات رنگ، مقداری نمک به آن اضافه شود، رنگی موسوم به پیازی که متمایل به قهوه‌ای است به دست می‌آید. برای به دست آوردن طیفی از رنگهای قهوه‌ای تا سیاه، از مقداری مازو در ترکیب با پوست پیاز می‌توان استفاده کرد. به همراه زاج سفید و به صورت جوشانده از پوست پیاز برای رنگرزی الیاف استفاده می‌شود؛ و حدودا ۲ ساعت آن را می‌جوشانند. رنگ مسی و نارنجی نیز با افزودن آب سنگین و مقداری دندانه کروم حاصل شده، به همراه پوست پیاز می‌توان نمک طعام و سماق استفاده نمود.[۶۳]

حشره قرمز دانه
حشره قرمزدانه

    قرمزدانه: این ماده از حشره‌ای به نام کفشدوزک یا قرمزدانه که با رنگ‌های سیاه، خاکستری، نقره‌ای و یا قرمز در طبیعت تهیه می‌شود.[۱۳] این حشره اغلب برروی درختان بلوط، سرو، کاج و کاکتوس زندگی می‌کنند. در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای جنوبی فراوان است. قرمزدانه را خشک کرده و به صورت پودر در آب و اسیدهای معدنی حل می‌کنند. حاصل، رنگ قرمز خوبی‌است که اگر به جای اسید از ماده‌ای قلیایی استفاده شود رنگ بنفش به دست می‌آید و از ترکیب با رنگ‌های گیاهی، انواع شیدهای رنگی تولید می‌کند. معروفترین قرمزدانه‌ها؛ قرمزدانه نپال و کاسیل (مکزیک) است. نام علمی این رنگ اسید کارمینیک است. انواع قرمزدانه عباتند از: قرمزدانه هندی، لهستانی، مکزیکی، ارمنی، کرم ورمیلو. برای دندانه قرمزدانه از آب زرشک، قارا و آب انگور استفاده می‌کنند.[۲۸][۶۴][۶۵][۶۶] به طور کلی قرمزدانه مادهٔ اولیهٔ رنگهای گُلی تا قرمز آتشی می‌باشد و در نوع خود از بهترین رنگ‌های حیوانی محسوب می‌شود.[۱۳]این رنگ یاقوتی بسیار زیبا که عمدتا در شرق ایران و نواحی کرمان و خراسان و در برخی فرش‌های کاشان و گاه بیجار استفاده می شده است، از این حشره است برخی مدارک تاریخی و افسانه‌ها حکایت از آن دارد که نوعی از این حشره به شکل کرم قرمز رنگی (به نام‌های کرم کرمز و قرمز که نام کرمان را هم منسوب به آن می‌دانند ) در ایران وجود داشته و بصورت رنگ صادر می شده است. در گذشته کشت نوعی از این حشره د رکناره‌های خلیج فارس و بلوچستان رایج بوده و هم اکنون نیز نوعی ازاین حشره در سواحل جنوبی ایران یافت می‌شود ولی ارزش رنگی ندارد.

به علت آنکه کل بدن حشره قرمز دانه رنگ است به سهولت پودر می‌شود یا به صورت خمیر و یا لاک استفاده می‌شود. در آب سرد به میزان کم و در آب گرم به میزان بیشتری حل می‌شود. بازده رنگرزی با قرمز دانه بسیار بالاست. قرمز دانه در مقابل ترکیبات فلزی تغییرات رنگی بسیار جالبی از صورتی روشن تا ارغوانی و بنفش تیره از خود نشان می‌دهد. این زمان به خاطر بهای گران قرمز دانه کاربرد آن در رنگرزی کم شده است ولی ارزش بسیار بالای فرش هاییکه در گذشته با قرمز دانه رنگ شده است احیای مجدد استفاده از این رنگ را توجیه پذیر می‌سازد.[۶۷]

    بز غنج یا بز غنج دانه:پوست یک نوع پستهٔ کوهی است، از این ماده برای مواد اولیه رنگ خاکستری تامشکی به‌شمار می‌آید. در این پوست مادهٔ تانن وجود دارد که برای دندانه برای تثبیت قرمز دانه استفاده می‌شود.[۱۳]
    برگ مو:

از برگ مو رنگ زرد بدست می‌آید. لکن از مواد اولیه برای بدست آوردن رنگ‌های چمنی، سبز سیر و زرد لیمویی نیز می‌باشد.[۶۸]

    زعفران:

این گیاه در قائنات، تربت، کاشمر و اصطهبانات کشت می‌شود و از آن رنگ زرد بدست می‌آید لکن به جهت گرانی این ماده کمتر در رنگرزی استفاده می‌شود.[۶۹]
مواد رنگزای مصنوعی
پودر آلیزارین
ته‌رنگ آلیزارین
ساختمان مولکولی آلیزارین

مواد رنگزای مصنوعی را به طور کلی بر پایه خواص آن‌ها و ساختمان شیمیایی مواد طبقه‌بندی می‌کنند. شیوهٔ دیگر دسته‌بندی رنگ‌ها بر اساس روش استفاده آن‌ها در رنگرزی می‌باشد. اسلوب و تکنیک رنگرزی به ساختمان، طبیعت الیاف یا کالای مورد رنگرزی وابستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد.[۷۰] در رنگرزی همواره ساختمان شیمیایی الیاف مشخص کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی می‌باشد. به عنوان نمونه الیاف طبیعی-حیوانی مثل ابریشم و پشم از پروتئین تشکیل شده‌اند و دارای گروه‌های اسیدی و بازی می‌باشند. این گروه‌ها نقاطی هستند که در آن‌ها مولکول رنگ خود را به الیاف وصل می‌کند، بنابراین برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگ‌هایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد.[۱][۷۱][۷۲]

پنبه یک کربوهیدرات می‌باشد و تنها دارای پیوندهای خنثی از نوع اتری و گروه‌های هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ برقرار می‌شود. پس باید از رنگ‌های متناسب با ویژگی‌های الیاف پنبه‌ای بهره برد. متصل‌کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفین‌ها و هیدروکربن‌ها که کاملاً عاری از گروه‌های قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را می‌طلبد.[۱]
آلیزارین یا جوهر روناس با نام علمی ۱، ۲-دی‌هیدروکسی‌آنتراکینون ماده‌ای به رنگ سرخ است که برای رنگرزی به رنگ روناسی از آن بهره‌برداری می‌شود. در سال ۱۸۶۹ جوهر روناس نخستین رنگیزه طبیعی بود که به طور سنتتیک از آن الگوبرداری شد.[۷۳]
رنگ‌های مستقیم یا رنگ‌های جوهری

این گروه از رنگ‌ها دارای گروه‌ها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروه‌ها، رنگ با الیاف ترکیب می‌گردد.[۷۴] برای رنگرزی پارچه با این دسته رنگ‌ها فقط لازم است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فروببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگ‌ها هستند. هر دو رنگ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب می‌شوند. نایلون نیز که یک پلی‌آمید است، با این رنگ‌ها قابل رنگرزی‌است.[۷۰] دلیل اینکه این رنگ‌ها را مستقیم نام نهادند، این است که این طبقهٔ رنگی، نخستین دسته‌ای بود که قابلیت رنگرزی الیاف پنبه به صورت مستقیم را دارا بود. رنگرزی با این رنگ به دقت بالایی لازم دارد زیرا رنگ مستقیم از یکنواختی خوبی هنگام رنگرزی برخوردار نیست. این دسته از رنگ‌ها حاوی گروه‌ها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با بهره‌گیری از این گروه‌ها، رنگ با الیاف ترکیب می‌شود.[۷۵] مهمترین این سری رنگ‌ها عبارتند از:

    رنگ‌های مستقیم تترا آزو
    رنگ‌های مستقیم دی‌آزو
    رنگ‌های مستقیم تریس آزو مانند قهوه‌ای دی‌آزو
    رنگ‌های مستقیم منو آزو مانند دی‌آزوامین اسکارلت B

ماهیت اتصال مولکول‌های رنگ به الیاف به طور عموم پیوند هیدروژنی است که بین هیدروژن گروه OH الیاف سلولزی با گروههای NH۲O — OH و NH = NH موجود برروی رنگ‌های مستقیم برقرار می‌شود. با افزایش دما تمایل رنگ پذیری الیاف کاسته می‌شود. در رنگرزی با رنگ‌های مستقیم با پیشرفت زمان رنگرزی، رنگ کالا یکنواخت‌تر خواهد شد ولی نباید زمان را آنقدر طولانی کرد که رنگ مستقیم تجزیه گردد. همچنین با افزایش L:R سرعت رمق‌کشی کم می‌گردد که این امر نیز به یکنواختی بهتر، کمک می‌کند.[۷۰][۷۶][۷۷]
رنگ‌های خمی

مواد رنگزای خمی با وجود داشتن مشکلات زیاد در مراحل اکسیداسیون و احیاء به دلیل دارا بودن خواص ثباتی بسیار عالی از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشند. به علت عدم حلالیت رنگزاهای خمی نامحلول و همچنین تمایل بسیار کم رنگزاهای خمی در این حالت به کالای سلولزی، فرایند احیاء با مواد احیاء کننده جهت تبدیل حالت نامحلول به حالت محلول و سپس فر آیند تبدیل حالت محلول به حالت لوکو توسط قلیایی ضروری می‌باشد، که به مجموع فرآیندهای مذکور عمل احیاء می‌گویند. به دلیل بالا بودن پتانسیل احیاء این رنگزاها، فر آیند احیاء به صورت کامل و رضایت بخش، توسط احیاء کننده‌های قوی مانند هیدرو سولفیت سدیم و قلیایی قوی مانند هیدروکسید سدیم امکان‌پذیر می‌باشد. عملیات احیاء بدین صورت انجام می‌گیرد که گروه کربونیل احیاء شده و پیوند دوگانه‌ای بین کربن و اکسیژن شکسته می‌شود و به جای آن گروه فنولیک ایجاد می‌گردد، در محیط قلیایی قوی مانند هیدروکسید سدیم گروه فنولیک به نمک سدیم تبدیل می‌شود. واکنش احیا ء رنگزای خمی در شکل نشان داده شده‌است.[۷۸]
رنگدانه‌ها
نوشتار اصلی: رنگدانه

پیگمنت‌ها یا رنگدانه‌ها، موادی رنگی و نامحلول در آب هستند. رنگدانه‌ها با پخش شدن در چسب‌های مایع به چسب رنگ مخصوص می‌دهند. رنگدانه‌های طبیعی از عصارهٔ گیاهان، جانوران، کانیها و مواد معدنی و حتی خود زمین گرفته می‌شوند. از رنگدانه‌ها در رنگرزی چرم استفاده می‌شود. همچنین از پیگمنت‌ها در صنعت چاپ پارچه بهره می‌برند.[۷۹][۸۰][۸۱][۸۲][۸۳]
نمونه‌ای از رنگدانه‌ها با نام شناسایی آن‌ها
‎#FFB02E

زرد هندی
   
PR-106 - #E34234

شنگرفی
   
#990024

ارغوانی
رنگرزی صنعتی و ماشین‌های رنگرزی
ماشین‌های رنگرزی

ماشین‌های رنگرزی نخستین از وسایل بسیار ساده‌ای تشکیل می‌شدند ولی به مرور زمان پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در این صنعت به وجود آمد و برای رنگرزی، ماشین‌های مدرن و خودکار ساخته شدند.[۷۰] به عنوان مثال امروزه در صنعت نساجی، ماشین رنگرزی ژیگر هوایی به دلیل سرعت عمل بالاتر، مصرف رنگ کمتر و همچنین کیفیت مرغوب تر، کاربرد بیشتری پیدا کرده‌است.[۸۴]
قسمت‌های مختلف یک ماشین رنگرزی
ماشین رنگرزی ژیگر قدیمی

به طور کلی یک ماشین رنگرزی نوین شامل قسمت‌های زیر می‌باشد:

    مخزن اصلی برای قرار گرفتن محلول ماده رنگزا و کالا
    وسیله حرکت دهنده کالا یا محلول
    سیستم بارگیری و تخلیه
    مخزن جدا برای افزودن ماده رنگزا و مواد شیمیایی به مخزن اصلی
    سامانه کنترل کننده درجه حرارت و فشار[۷۰]

ویژگی‌های یک ماشین رنگرزی

    بین کالا و محلول رنگرزی تحرک نسبی ایجاد کند.
    جنس ماشین‌های رنگرزی باید مناسب باشد.
    مجهز به دستگاه‌های کنترل حرارت و فشار باشد.
    نسبت حجم حمام رنگرزی به وزن کالا مناسب باشد.
    در مخزن دریچه‌های ورودی و خروجی محلول مناسب باشد.[۷۰]

ایجاد تحرک نسبی بین کالا و محلول رنگزی
ایجاد تحرک نسبی بین کالا و محلول رنگرزی باعث یکنواخت رنگ شدن کالا می‌گردد.

در هر ماشین رنگرزی باید دستگاهی یا وسیله باشد که بین الیاف و محلول رنگرزی حرکت نسبی به وجود آورد. افزایش حرکت نسبی بین لیف و مایع رنگرزی باعث دو اثر مهم در رنگرزی می‌گردد. این دو اثر عبارتند از:

    ماده رنگزای بیشتری جذب کالا شده و جذب رنگ افزایش می‌یابد.
    مواد رنگزا در تمام نقاط کالا به طور یکنواخت جذب شده و یکنواختی رنگرزی افزایش می‌یابد.

ماشین‌های رنگرزی بر حسب حرکت نسبی آن‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند که این سه دسته عبارتند از:

    کالا متحرک متحرک و محلول رنگرزی ثابت مانند ماشین‌های رنگرزی وینچ و ژیگر
    محلول رنگرزی متحرک و کالا ثابت مانند ماشین‌های رنگرزی الیاف نرشته و بیم
    کالا و محلول رنگرزی هر دو متحرک، مانند ماشین رنگرزی جت[۷۰][۸۵]

جنس ماشین‌های رنگرزی

به دلیل آنکه در ماشین‌های رنگرزی انواع مواد شیمیایی از قبیل اسیدها، بازها و... به کار می‌روند، بدنه آن‌ها در معرض خوردگی و تغییرات نامطلوب قرار می‌گیرند.[۸۶] عمر یک ماشین رنکرزی به میزان بسیار زیادی به جنس آن بستگی دارد. امروزه از فولاد ضد زنگ با روکش تفلون، در تهیه ماشین‌های رنگرزی استفاده می‌کنند.[۷۰][۸۷]
شیوه‌های گوناگون رنگرزی
چاپ کَلاقه‌ای
نوشتار اصلی: چاپ کلاقه‌ای
چاپ کَلاقه‌ای (باتیک) با طرح اندونزیایی، در این شیوه چاپ از عملیات رنگرزی برای انتقال مواد رنگزا به پارچه استفاده می‌شود.

چاپ کَلاقه‌ای یا باتیک یکی از روش‌های چاپ برروی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی، تایلند، سریلانکا، هند و ایران از قدیم کاربرد داشته‌اند. این روش در ایران بیشتر در تبریز و اسکو رواج دارد و کَلاقه‌ای نامیده می‌شود. واژهٔ باتیک ریشهٔ اندونزیایی دارد. در چاپ کلاقه‌ای، کلیه طرح‌ها و رنگ‌ها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی برروی پارچه منتقل می‌کنند. برای این کار بیشتر از پارچه ابریشم استفاده می‌شود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده می‌شود و هر دو روی پارچه یکسان نقش می‌شود. رنگ‌های به کار رفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگ‌های گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است. یکی از ویژگی‌های چاپ کلاقه‌ای ایجاد رگه‌های رنگی‌است که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکست‌ها به پارچه در حین عملیات رنگرزی برروی پارچه پدید می‌آید.[۸]
رنگرزی کاتازوم
نوشتار اصلی: رنگرزی کاتازوم

کاتازوم یک شیوه ژاپنی رنگرزی پارچه‌است که در آن از چسبهای مقاوم و اقسام گوناگون شابلون استفاده می‌کنند. در این روش رنگرزی از مخلوط انواع آرد برنج که به وسیلهٔ برس یا کاردک رنگ مخصوص نقاشی روی پارچه اعمال می‌شود، استفاده می‌شود. رنگدانه‌ها در این روش به وسیلهٔ چاپ دستی یا غوطه‌ورسازی و یا هر دوی آن‌ها به مجموعه افزوده می‌شود. در قسمت‌هایی که ترکیب چسب پارچه را پوشانده‌است، مواد رنگزا نمی‌توانند به درون پارچه نفوذ کنند، در نتیجه با توجه به شکل شابلون طرح‌هایی برروی پارچه ایجاد می‌شود.[۹]
رنگرزی گره‌ای
نوشتار اصلی: رنگرزی گره‌ای
در رنگرزی گره‌ای به منظور ایجاد طرح‌های گوناگون، پارچه را با روش‌های مختلف گره زده و یا با ریسمانی که رنگ در آن نفوذ نمی‌کند می‌بندند.

رنگرزی گره‌ای[پ ۳۲] نوعی رنگرزی مقاومتی‌است که بیشتر برای پارچه‌های پنبه‌ای با شید رنگ‌های روشن انجام می‌شود، در این روش با گره زنی، مچاله کردن، فشردن و استفاده از موانعی مثل کش‌های لاستیکی و... مانع رسیدن رنگ به برخی قسمت‌های پارچه می‌شوند و نفوذ رنگینه را مشکل و یا غیر ممکن می‌سازد که در نهایت پارچه رنگرزی شده شکل‌ها و الگوهای متنوعی را به خود می‌گیرد و شبیه پارچه چاپ شده می‌گردد. استفاده از لباس‌های رنگرزی شده با روش رنگرزی گره‌ای اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ میلادی طرفداران زیادی به ویژه، گروه‌های هوی متال را به خود جذب کرده بود. در این روش نفوذ رنگینه به پارچه مشکل و یا غیر ممکن می‌شود. بعد از رنگرزی گره‌ها بازمی‌شود. اثرات گره به‌صورت طرحی روی پارچه باقی می‌ماند.[۸۸][۸۹]
کاربرد دندانه‌ها در رنگرزی
بلورهای بی‌کرومات یا دی‌کرومات پتاسیم که در صنعت رنگرزی از آن به عنوان دندانه استفاده می‌شود.

دندانه‌ها موادی هستند که برای تثبیت و رنگ پذیری بیشتر الیاف استفاده می‌شوند.[۹۰] روش عمل آن‌ها به اینصورت است که با به وجود آوردن منافذی در سطح الیاف باعث نفوذ بیشتر رنگ به الیاف می‌شوند و به طور کلی برای جذب بیشتر رنگ‌ها و تثبیت آن‌ها از دندانه‌ها باید استفاده کنیم چون حتی رنگ‌های طبیعی بدون استفاده از دندانه‌ها جذب الیاف نشده و رنگرزی الیاف با این رنگ‌ها بدون استفاده از دندانه‌ها از ثبات کافی برخوردار نخواهد بود، در نهایت دندانه‌ها جذب بیشتر و بهتر رنگ‌ها را فراهم می‌کنند. به عبارت دیگر دندانه‌ها موادی واسطه هستند که محیط را برای رنگ الیاف آماده می‌سازد و موجب می‌گردد که ثبات و شفافیت رنگ بیشتر گردد و قریب به اتفاق کلیه رنگ‌ها نیاز به دندانه‌ها دارند مگر گیاهانی که از ماده مازوجی (تانن) فراوانی برخوردار باشند که چند نوع دندانه را که کاربرد بیشتر دارد ذکر می‌کنیم: زاج سفید نمک مضاعف آلومینیوم و املاح آلومینیوم و زاج سیاه سولفات آهن و بیکرومات سدیم و بیکرومات پتاسیم و کروم شیرین و ترش قلع و نیکل و کبالت. بر حسب تقدم و تأخر عمل رنگرزی و عمل دندانه‌دندانه‌ها موادی هستند که برای تثبیت و رنگ پذیری بیشتر الیاف استفاده می‌شوند. روش عمل آن‌ها به اینصورت است که با به وجود آوردن منافذی در سطح الیاف باعث نفوذ بیشتر رنگ به الیاف می‌شوند و به طور کلی برای جذب بیشتر رنگ‌ها و تثبیت آن‌ها از دندانه‌ها باید استفاده کنیم چون حتی رنگ‌های طبیعی بدون استفاده از دندانه‌ها جذب الیاف نشده و رنگرزی الیاف با این رنگ‌ها بدون استفاده از دندانه‌ها از ثبات کافی برخوردار نخواهد بود، در نهایت دندانه‌ها جذب بیشتر و بهتر رنگ‌ها را فراهم می‌کنند. به عبارت دیگر دندانه‌ها موادی واسطه هستند که محیط را برای رنگ الیاف آماده می‌سازد و موجب می‌گردد که ثبات و شفافیت رنگ بیشتر گردد و قریب به اتفاق کلیه رنگ‌ها نیاز به دندانه‌ها دارند مگر گیاهانی که از ماده مازوجی (تانن) فراوانی برخوردار باشند که چند نوع دندانه را که کاربرد بیشتر دارد ذکر می‌کنیم: زاج سفید نمک مضاعف آلومینیوم و املاح آلومینیوم و زاج سیاه سولفات آهن و بیکرومات سدیم و بیکرومات پتاسیم و کروم شیرین و ترش قلع و نیکل و کبالت. بر حسب تقدم و تأخر عمل رنگرزی و عمل دندانه دادن، رنگرزی با مواد رنگزای طبیعی به سه طریق ممکن است صورت پذیرد:

    اول رنگرزی، سپس دندانه کردن الیاف رنگرزی شده
    اول دندانه دادن و سپس رنگرزی
    عمل دندانه و رنگرزی توأم. در این روش کلاف‌ها را در حمام محتوای دندانه، رنگینه و مواد کمکی ریخته و یک روز بعد برای شستشو بیرون می‌آورند.[۲۸][۹۱][۱][۹۲]

اولین دندانه‎هایی که برای رنگهای طبیعی به کار برده شدند مواد نباتی بودند ولی پس از آنکه دندانه‎های فلزی کشف شدند دندانه‌های نباتی اهمیت خود را از دست دادند.[۹۳] در رنگرزی از مواد متعددی جهت کمک به دندانه‌دادن استفاده می‎کنند از جمله اسیدهای آلی و معدنی، مقدار اسیدی که به کار می‎برند بین یک تا سه درصد وزن پشم فرق می‎کند. اسیدهای معدنی مانند اسیدسولفوریک و اسیدکلریدریک باعث زردی و کدری رنگ‌های حاصله می‎گردند.[۹۴]
انواع دندانه‌ها

    دندانه گیاهی:از گیاهان رنگدار نظیر پوست انار، پوست گردو بدست می‌آید. این گیاهان چون دارای ماده مازوج یا تانن می‌باشند در هنگام استفاده از آنها، تولید رسوب می‌کنند، و بر روی الیاف تولید لاک می‌کنند. این گیاهان چون دارای ماده مازوج‌دار هستند، رنگ بدست آمده کدر و مات است.
    دندانه‌های معدنی: این دندانه‌ها اغلب از املاح فلزات بدست می‌آید. برای تهیه این مواد باید املاح را با آب مخلوط کرد، برخی از این مواد مانند:املاح مس، کروم، کبالت رنگ دارند اما بعضی دیگر از این مواد مانند:آلومینیوم،قلع روی بی‌رنگ هستند این دسته چون در تغییری در رنگ ایجاد نمی‌کنند و از طرفی از خود ته‌رنگ به جا نمی‌گذارند، برای رنگرزی بسیار مناسب هستند.
    دندانه زاج سفید: مهمترین دندانه در رنگرزی الیاف زاج سفید می‌باشد. زاج سفید تشکیل شده از مضاعف پتاسیم و آلومینیوم است. چهار نوع زاج سفید وجود دارد:

    زاج قلمی
    زاج نازک
    زاج گرد
    زاج مایع

برای استفاده از این دندانه باید احتیاط کرد زیرا استفاده بسیار این ماده باعث چسبندگی و بهم‌ریختگی خامه پشم می‌شود.

    دندانه کروم: از مهم‌ترین دندانه‌های مواد رنگزای مصنوعی می‌باشد و تشکیل شده از بی کربنات سدیم و بی کربنات پتاسیم است. به علت حساس بودن این دندانه نسبت به نور خورشید باید آن را از آفتاب تیز دور نگه داشت زیرا نور شدید باعث تیرگی رنگ در بعضی از قسمت‌ها می‌شود، این دندانه بسیار قوی می‌باشد و احتمال حساسیت پوستی در بعضی از افراد وجود دارد.[۱۳]

نمودار رنگرزی
نمودار رنگرزی پارچه پلی‌استری با رنگ‌های دیسپرس، در این نمودار هدایت و تغییر دما در طول زمان رنگرزی مشخص شده‌است.

نمودار یا گراف رنگرزی، نموداری‌است که در آن پیشبرد و هدایت عملیات رنگرزی ارائه می‌شود. در نمودار رنگرزی، زمان افزودن مواد رنگزا و مواد شیمیایی کمکی و همچنین کالایی که قرار است رنگرزی گردد، مشخص شده‌است. در این نمودار میزان دمای محلول رنگرزی در طول عملیات و زمان افزایش، کاهش و ثابت نگاه داشتن دما مشخص شده‌است.[۹۵][۹۶]
مثلث رنگ
مثلث رنگ و رنگرزی

مثلث رنگ ترتیب منظمی از رنگ هاست که در درون یک سه گوش یا مثلث گنجانده شده‌اند، در سه گوش این مثلث رنگ‌های اصلی یعنی: آبی، قرمز و زرد قرار دارند و در درون مثلث با توجه به دوری و نزدیکی به هر گوشه (رنگ اصلی)، ترکیب رنگی خاص قرار دارد.[۹۷][۹۸] در مبحث شیمی و فیزیک رنگ، سه رنگ اصلی زرد، قرمز و آبی وجود دارد که از ترکیب این سه رنگ انواع متنوع رنگ‌ها به دست می‌آید، مثلاً از ترکیب رنگ زرد و آبی، بسته به درصد این دو رنگ، طیف مختلفی از رنگ‌های سبز حاصل می‌شود و یا از ترکیب رنگ زرد و قرمز، نارنجی حاصل می‌شود. کارشناسان رنگرزی برای به دست آوردن یک رنگ خاص رنگ‌های اصلی را با درصد مشخص ترکیب می‌کنند.[۹۹][۱۰۰]
رنگ همانندی در رنگرزی

ترکیب رنگ‌های اصلی با هدف حصول یک رنگ خاص به منظور به دست آوردن رنگ نمونه را رنگ همانندی می‌گویند.[۱۰۱][۱۰۲] در حرفهٔ رنگرزی مشتری نمونه‌ای از کالای نساجی با رنگ خاص را به رنگرز می‌دهد و از او می‌خواهد تا رنگ کالای خود را دقیقاً شبیه نمونه درآورد و رنگرز با توجه به تجربهٔ خود و همچنین رنگ همانندی کردن این درخواست سفارش‌دهنده را بررسی می‌کند.[۱۰۳][۱۰۴]
رنگرزی و محیط زیست

بررسی تأثیرات فرایند رنگرزی برروی محیط زیست در همهٔ کشورها و کل کره زمین بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از کشورهای در حال توسعهٔ مقررات خاصی در زمینه نوع رنگ‌های مصرفی، روش‌های گوناگون آن و دفع پساب‌های حاصل، تدوین نکرده‌اند. در ایالات متحده آمریکا به‌ویژه ایالت کالیفرنیا، مقررات خاصی در این زمینه در حال اجرا است به طوری که نوع مواد رنگزا و نوع اسلوب‌های رنگرزی تحت قوانین ویژه تعیین شده‌است.

عرب‌های خراسان

عرب‌های خراسان[۱] گروهی از عرب‌های مهاجر به منطقهٔ خراسان هستند. این گروه از نگاه تاریخی بیشتر در جنوب و مرکز استان‌های خراسان ساکن‌اند و به دو دسته تقسیم می‌شوند:

    عرب‌های شمالی
    عرب‌های جنوبی

این افراد بازماندگان اعقاب و اجداد خود می‌باشند که در قرون اولیهٔ اسلامی به ایران آمده‌اند. تکلم به زبان عربی، معرف قومیت آنان است. گروهی از عرب‌های خراسان معاودان عراقی (پیش از صدام و یا پس از اشغال عراق) می‌باشند.[۲]

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ گروه‌ها
        ۲.۱ گذشنه
        ۲.۲ امروزه
    ۳ مراکز
    ۴ سیاست
        ۴.۱ پوشاک
            ۴.۱.۱ مردان
            ۴.۱.۲ زنان
        ۴.۲ قالیبافی
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

پیشینه

در خصوص پیشینه عربی‌های خراسان دو نظر وجود دارد: گروه اول که بیشتر عوامل خاندان علم هستند بر این باورند که حضور عربها در خراسان به قرون اولیه اسلام برمی گردد. و پس از فتح خراسان توسط مسلمانان مهاجرت اقوام عرب از عراق و شام به خراسان آغاز شد.[نیازمند منبع]

در منابع تاریخی ذکر شده‌است که در سال ۵۲ هجری قمری زیادبن ابی سفیان، ربیع بن زیاد حارثی را به امارت خراسان منصوب کرد و به همراه وی پنجاه هزار سپاهی را با خانواده‌هایشان روانهٔ خراسان کرد.[نیازمند منبع]

    گروه دوم اعتقاد دارند که:

حضور عرب هابصورت اسکان گروهی حدود دویست سال قدمت دارد و بزرگترین اسکان عربها در منطقه عربخانه بوده است که جمعیتی از عربهای دامدار بوده‌اند که از جنوب ایران به این مناطق آمده اند. عرب‌های مسلمان به دلخواه یا به اجبار در این ناحیه ساکن شدند.[نیازمند منبع] مثلا در سال ۱۱۴۷ ه. ق. و در زمان حکومت نادرشاه افشار، طهماسب قلیخان جلایر سردار سپاه نادر، پس از سرکوب عرب‌های بنادر جنوبی ایران، آنان را از راه کرمان به خراسان کوچاند. مؤلف نادرنامه می‌نویسد:

    طهماسب خان جلایر، شیخ احمد مدنی و عده‌ای از سران دیگر طاغی بنادر را اعدام نموده و عده کثیری از عرب‌ها را به خراسان و استرآباد منتقل ساخت و سپس دژهای آنان را با خاک یکسان کرد.

بنابراین دو مقطع مهم در تاریخ استقرار عرب‌های خراسان وجود داشته‌است. یکی در دورهٔ خلفای اموی[نیازمند منبع] و عباسی و دیگری در دورهٔ حکومت نادرشاه افشار. زمان حکومت نادرشاه در حقیقت دورهٔ تکوین قدرت و اقتدار عرب‌ها در خراسات است که شرح اقدامات و اعمال آنها در بسیاری از منابع تاریخی به تفصیل، نگاشته شده‌است.
گروه‌ها
گذشنه

پس از فتح خراسان و مرکز آن ابرشهر (نیشابور) مهاجرت عرب‌ها از عراق، شام و حجاز به منطقهٔ خراسان آغاز شد. این امر تا پیش از حمله غزها و مغولان ادامه داشت.

    «حیری»:از حیره در نیشابور قدیم که اصل و نسبشان به حیرهٔ عراق می‌رسد.

امروزه

خراسان جمعیت بزرگی از عربها دارد.[۳]

    عربان بسیاری در نزدیکی شاهرود سکنی گزیده‌اند. تا سال ۱۸۷۵ ازدواجهای بین این جامعه با ایرانیان و حتی ترکان چنان زیاد بود که ویژگیها و زبان این سه گروه غیرقابل تمیز بود.[۴]
    در دهستان تحت جلگه در غرب نیشابور عربهایی زندگی می‌کنند و قبیله‌های خزاعی و خزیمه و عرب قدیمی و عرب صاحبی و عرب خزایی و عربهایی که از کاشمر به سرخس مهاجرت کردنددر محله عباس آباد سرخس و دیگر محله های شهر سرخس بطور پراکنده و روستاهای قوش خزاعی و گنبدلی ساکن هستند. به گفته ییت، عربهای سرخس در ۱۸۷۴ بدانجا آورده شدند و در ۱۸۹۰ حدود ۱۵۰ و در ۱۹۴۰ حدود ۲۴۰ خانواده بودند. در ۱۹۵۰ هنوز در دو روستای آن منطقه عربی تکلم می‌شد.[۵]
    علاوه بر آن عربانی در کاشمر و تربت جام هستند. عربهایی هم در تربت حیدریه هستند که بازمانده ۱۰۰۰ خانواده عربی اند که نادر شاه از خوزستان منتقل کرد. در ۱۹۵۰ هنوز برخی شان عربی حرف می‌زدند.[۶]
    عربهای بسیاری در نزدیکی توس اقامت دارند.[۷]
    بیشتر جمعیت عربخانه عرب اند. بنا به گفته رزم آرا این عرب‌ها در زمان نادرشاه از خوزستان منتقل شده‌اند. در دهه۱۹۲۰ آنها بسیار فقیر توصیف شده‌اند و بسیاری از آنها در بیرجند بردگی می‌کردند. در ۱۹۵۰، در هجده روستای دهستان عربخانه و در دو روستا در دهستانهای مجاور نهارجانات و نهبندان هنوز عربی رایج بود.[۸]
    «خزاعی» (خُزاعَه) یا «بنی خزاعه (خزاعل)»: از نخستین و مشهورترین قبایل عربی خراسان که نام خزاعی منتسب به قبیله بنی خزاعه است. گروه بزرگی از این قبیله در جنوب خراسان و شمال شرقی خراسان ساکنند.[نیازمند منبع]
    «تمیمی» یا «بنی تمیم»: مهاجران از جنوب عراق در سال‌های اخیر
    «طائی» یا «بنی طیء»: شامل مهاجران از جنوب عراق در سال‌های اخیر که به قیبله‌های متعدد تقسیم می‌شوند، چون: شمر (قبیله)، بنی طرف و...
    «خزیمه» یا «بنی اسد خزیمه»
    «خفاجه» یا «خفاجی»

«زنگویی»، «شیبانی»، «نخعی»، «لالویی»، «رمضانی»، «خنجری»، «عامری»، «عنانی»، «سالاری»، «بنی اسد»، «فلاحی»، «میش مست» و «بهلولی».
مراکز

بر خلاف شمال خراسان که تمامی عرب‌های ساکن در آن، طی دو یا سه قرن اخیر و در اثر فشارهای سیاسی یا حوادث ناگوار طبیعی، در آن جا سکنی گزیده‌اند، بیشتر عرب‌های جنوب استان بازماندگان مهاجرینی هستند که در قرون اولیه حکومت اسلامی به ناحیه آمده‌اند، و با رشد جمعیت در طی زمان و اضافه شدن مهاجرین جدید، تعداد آنها در ناحیه افزایش یافته‌است.[نیازمند منبع]

    عرب‌خانه بیرجند
    قوش خزاعی
    خلف (درمیان)
    سرخس
    بیرجند
    ارگ نیشابور

سیاست
نوشتار اصلی: خاندان خزیمه علم


خاندان خُزیمه علم یا خاندان علم، حکمرانان عرب تباری بودند که قرن‌های متمادی، در منطقه قهستان شرقی- بیرجند، زیرکوه و سیستان حکمرانی می‌کردند. در میان با نفوذترین افراد این طایفه می‌توان از اسماعیل خان خزیمه، امیر علم خان اول، امیر علم خان سوم، امیر اسماعیل خان شوکت الملک، امیر محمد ابراهیم خان علم و امیر اسدالله علم نام برد.[۹]
پوشاک
مردان
یک مهاجر عراقی الاصل در نیشابور با دشداشه.

امروزه در هیچ جای خراسان جمعیت قابل مشاهده عرب بومی وجود نداردو معاودان و مهاجرین عراقی نیز همانند سایر مردم لباس می‌پوشند. تنها جمعیت قابل ملاحظه" عرب" مهاجران جنگ با عراق بودند که در شهرک رجایی نزدیک فرودگاه نظامی مشهد اسکان داشتند. وبیشتر زنان لباس بومی خود را حفظ کردند. جمعیت عربخانه در سال ۱۳۶۸ کمتر از دو هزار نفر بود که نیمی از آنها مکرانی و سیستانی و فارس و نیمی هم عرب تبار بودند. مردم عربخانه لباس‌هایی شبیه به بلوچی و سیستانی می‌پوشند و هیچ سابقه‌ای از چفیه عربی در کل منطقه وجود ندارد.(سفر نامه گریگور)
زنان

ساده ترین نوع پوشش برای زنان عرب خراسان چادر عربی (عبای معمولی) و شیله است.[نیازمند منبع] کذب محض زنان عربخانه لباسشان هیچ تفاوتی با لباس مردم خوسف و نهبندان ندارد اصلا چیزی بنام فرهنگ و لباس عربی در عربخانه یک توهم است.
قالیبافی

قالی بافی در میان زنان بعضی قبائل عرب جنوب خراسان به شکل فرش و قالیچه بافی رواج دارد. این قالیچه‌ها در مناطق جنوبی استان خراسان (خراسان جنوبی) به صورت ذهنی باف بوده و در ابعاد کوچک تولید می‌شوند. زنان قالیباف عرب خراسانی نظیر سایر زنان عشایر ایران از دار زمینی استفاده می‌کنند که با شیوه چله کشی ترکی چله کشی شده است. این قالیچه‌ها دارای بافتی درشت و پرزهای بلند می‌باشند و با دو پود ضخیم بافته می‌شوند. نخ چله و پود قالی از جنس پنبه و نخ پرز از جنس پشم می‌باشد که غالبا با رنگ‌های جوهری یا ترکیبی از رنگ‌های جوهری و گیاهی با استفاده از دندانه رنگرزی شده‌اند. مهمترین طرح‌های رایج شامل لچک و ترنج، ترنج و ترنج و محرمات می‌باشد. قالیچه‌های نمازی با تصاویر نمازگزاران، شتر، مسجد و درخت از طرح‌های مشهور اقوام عرب رمضانی می‌باشد.

کردهای خراسان

کُردهای خراسان بخشی از مردم کرد ایران‌اند که پراکنش آنان در منطقه شمال خراسان بزرگ است که این منطقه با نام کردخانه[۱] شناخته می‌شود. زبان مردم این منطقه کردی کرمانجی و دین آنان اسلام است. فرهنگ کردهای خراسان با تفاوت‌های جرئی همانند فرهنگ کردی مردم سرزمین کردستان است. کردهای خراسان مسلمان شیعه مذهب‌اند و جمعیتشان" پانصد هزار نفر" است.[۲] ادبیات شفاهی این مردم به علت نداشتن رسم الخط کرمانجی خراسان در معرض آسیب است.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ جغرافیا
        ۲.۱ روستاهای کردنشین
    ۳ مردم
    ۴ فرهنگ
        ۴.۱ پوشاک
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

پیشینه

مردم کردتبار منطقهٔ خراسان بنا به منابع تاریخی نوادگان کردهایی هستند که در زمان شاه عباس از منطقه باختری دریاچه ارومیه به این نواحی برای نگاهداری از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و بکار بردن آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۳]
جغرافیا

این منطقه در شمال خراسان در ایران قرار گرفته و ساکنان آن بیشتر اقوام کُرد است. این اقوام شامل حدود ۲۲ ایل یا طوایف مهم کُردی است. اکنون این منطقه با توجه به تقسیمات سیاسی ایران جزئی از استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی و گلستان به حساب می‌آید. شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد، درگز، اسفراین، چناران ، آشخانه و فاروج دارای اکثریت اقوام کرد و شهرهای مشهد، نیشابور و سبزوار دارای اقلیت کرد می‌باشند و بیشترین جمعیت کردنشین در شهرهای قوچان ، شیروان و بجنورد می باشند.
روستاهای کردنشین

بیشتر روستاهای شهرستان شیروان از جمله;کلاته هندی، بلغان، گرماب، سرچشمه، حصار گلیان، ملاباقر، رزمقان، ورگ، تنسوان، زمان، سرداب، سرانی، کاکلی، پیرشهید و... کرد نشین می‌باشند. شیخ امیرانلو، میلانلو، سیرسپرانلو، نامانلو، قالتمانلو، تخت، چیرمه، پالکانو در جیریستان، پهلوانلو، بردر، قرچقه، شمخال در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، در بادام، زیدانلو ،بیگلر (قوچان) وروستای یدک (ایگ) در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغاز تازه، کم کیلانلو در باجگیران،، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغاز و چناران و قاسملو در اسفراین طایفه بزرگ میلانلو در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (بادانلو)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، زنگنه، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، چگنی، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو، قرچقه
مردم

استان خراسان شمالی ‪ ۸۱۱‬هزار نفر جمعیت دارد که حدود 40 تا 50 ‬درصد[۴] آنان را کردها در برمی‌گیرند و کردها بزرگترین گروه قومی این استان‌اند. اینان شیعه مذهب هستند. حدوداً ۲۲ قبیله مهم و ۱۲۲ گروه از این قومیت در خراسان ساکن‌اند. کردهای خراسان از شاخه کرمانجها هستند و به زبان کرمانجی سخن می‌گویند. یکی از عمده ویژگیهای قوم کرمانج خراسان شمالی که افراد این قوم را از دیگر اقوام ممتاز می‌کرده پوشش مردان و زنان این قوم بوده‌است که اکنون تنها به عنوان زینت به کار برده می‌شود. تنها بعضاً این پوشش اصیل کرمانجی در میان زنان عشایر، آن هم زنان مسن‌تر، دیده می‌شود و گاه نیز اهالی خطه خراسان شمالی در مجالس جشن و شادی اقدام به پوشیدن لباسهای کرمانجی می‌کنند.

    ایل مراد خان که به (حسین زاده)شهرت دارندو بزرگ ترین ایل در شیروان هستند
    ایل عمارلو در نیشابور
    ایل مژدکانلو در نیشابور
    ایل زعفرانلو در نیشابور، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند.
    ایل ملکشاهی و ایل شوهان در کاشمر
    ایل زنگنه در خراسان شمالی
    قوچان:طوایف زعفرانلو، برانلو ،ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند. شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو. توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو
    بجنورد: افشار[نیازمند منبع] و دوانلو در مزوج و بجنورد
    رادکان: کاوانلو
    اردلان: شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو

فرهنگ
پوشاک

پوشش زن کرمانج خراسان شاخصه‌های منحصربه‌فردی دارد که نوع پارچه، زینت‌ها، نام‌ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی‌ها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (،(gorasشیلوار، کله ( (kolleو نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده می‌شود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده می‌شود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده می‌شود که پیراهنی ساده‌است و یقه خاصی ندارد. «کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که بر روی گراس پوشیده می‌شود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده می‌شود. این لباس با سکه‌های تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده می‌شود با تعبیه حلقه بر روی سکه، تزیین می‌شود. سکه‌های متعدد بر روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید می‌کند. به حاشیه یقه، جیب‌ها و سر آستین‌های کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته می‌شود. زن کرمانج برای پوشش سر از(پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده می‌کند، این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشمان را می‌پوشاند.

کرمانج

کُرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که به گویش کرمانجی سخن می‌گویند. کرمانج‌ها در کردستان ترکیه در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در آذربایجان غربی و شمال خراسان، ایل ملکشاهی در استان ایلام ساکن هستند.[۱]

کرمانج‌ها از ایل‌های کرد ایران بوده و در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی‌ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به ویژه در روستای سربندان وخسروان وشهرستان رودبار به ویژه عمارلو و خورگام ساکن هستند.[نیازمند منبع]

محتویات

    ۱ کرمانج‌های خراسان
    ۲ لهجه ها
    ۳ ادبیات و سیاست
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

کرمانج‌های خراسان

مکان اصلی سکونت این قوم در ایران در شهرهای و روستاهای شمال خراسان رضوی و خراسان شمالی است. شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران، کلات و درگز از مهمترین شهرهای سکونت این قوم است و اکثر مردم این ناحیه به زبان کرمانجی گویش دارند. در کشور ترکمنستان نیز عده قابل توجه‌ای به زبان کردی کرمانجی تکلم دارند که از جمله انها می‌توان به شهر فیروزه اشاره کرد. از مهمترین طوایف می‌توان به ایل بزرگ ظفرانلو / بیچرانلو / قاچکانلو اشاره کرد. کنفدراسیون ایل ملکشاهی چمزی از مهمترین بازماندگان چمشگزک کرمانج محسوب می‌شود.

کرمانج" که به " کرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود ۷۰٪ تمام کردهای جهان را که امروزه در بیش از ۳۰ کشور جهان پراکنده‌اند شامل می‌شود. با این حال مهمترین سکونتگاههای کرمانج‌ها عبارتند از: سراسر جنوب و بخش‌هایی از شرق و مناطق مرکزی ترکیه یا کردستان ترکیه، کردستان سوریه، کردستان عراق و بسیاری از کشورهای آسیای میانه و اروپا که بعضاً جوامع چند صد هزار نفری کرمانج‌ها را در خود جا داده‌اند. یکی از نقاط کرمانج نشین که بسیاری از این قوم در آن زندگی می‌کنند "شمال خراسان " و شمال شرقی ایران است.

به لحاظ زبانی همانند ویژگی‌های فیزیکی و رفتاری، کردها در تمام شاخه‌ها شباهت بسیار دارند اما عمده تفاوت لهجه‌های آنان این است که به ترتیب از نقاط جنوبی به سمت شمال زبان کردی به طرف ساده‌تر شدن و خلاصه گویی پیش می‌رود. کرمانج‌های خراسان نیز به تبع این تغییر با زبانی ساده‌تر و اختصار گراتر سخن می‌گویند و گر چه متأثر از زبان فارسی و عربی دخل و تصرفاتی در آن بعمل آمده، اما برای کرمانج‌های دیگر نقاط جهان براحتی قابل فهم و مکالمه است. کرمانج‌های خراسان به لحاظ مذهبی، تماماً شیعه مذهبند و گویا یکی از عمده دلایل کوچ این قوم به خراسان شمالی نیز قرابت مذهبی با دیگر ایرانیان است. مهمترین نقاط اسکان کرمانج‌ها در خراسان عبارتند از شهرهای: قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، مشهد، چناران، درگز، کلات، آشخانه، مانه و سملقان، فاروج، باجگیران، نیشابور، سبزوار کلاته، اینچه ساوبلاغ، حاج نصیرو ... در گذشته حضور کرمانج‌ها در روستاها نمود بیشتری داشت چرا که اغلب آنان به مشاغلی همچون دامداری و کشاورزی مشغول بودند و بالطبع ناگزیر از زندگی کوچ نشینی و روستانشینی. مهمترین ییلاقات عشایر این قوم شامل رشته کوههای گُلیل، هزار مسجد، آلاداغ، مرائه تپه و شاهجهان است. در آذربایجان غربی نیز در شهرستان‌های ارومیه، سلماس، خوی، ماکو، پلدشت و ... بیش از یک میلیون کرمانج زندگی می‌کنند.
لهجه ها

کرمانجی دارای لهجه‌های گوناگونی مانند جلالی، شکاکی، هرکی، بادینی و لهجه ملکشاهی می‌باشد.
ادبیات و سیاست

از شاعران و ادیبان برجسته این گویش می‌توان به بدیع‌الزمان جزری، احمد خانی، ملای جزیری، شرف خان بدلیسی، ادریس بدلیسی، یاشار کمال و جعفر قلی زنگلی اشاره کرد.

از رجال سیاسی، تاریخی می‌توان صلاح الدین ایوبی، اسماعیل آقا سیمیتقو, مصطفی بارزانی وعبدالرحمن قاسملو و عبدالرضا رحمانی فضلی می‌توان نام برد.

حکم آباد (شهر)

حکم‌آباد، شهری است از توابع بخش عطاملک و در شهرستان جوین استان خراسان رضوی ایران. مرکز دهستان حکم آباد واقع در 55 کیلومتری شهرستان های سبزوار و اسفراین با جمعیتی بیش از هفت هزار نفر محل اتصال بیش از یکصد روستای کوچک و بزرگ و شهر های نقاب و جغتای و سلطان آباد به جاده استراتژیک سبزوار – بجنورد (محور شمال – جنوب )است .این مرکز در مجاورت کارخانجات ماشینهای الکتریکی جوین (جمکو )، کارخانه فولاد جوین ، کارخانه گچ سبزوار و کارخانه خوراک دام جوین و دیگر کارگاههای صنعتی و تجارتی محل مناسبی جهت اشتغال جوانان در کنار دهها چاه عمیق کشاورزی و دشتهای وسیع زراعی بوده و استعداد سرمایه گذاری های مختلف را دارا می باشد . عبور جاده های مختلف از جمله جاده سبزوار ، جوین و جاده اسفراین از داخل این مرکز موقعیت های متعددی را برای امور تجاری و کارگاهی ایجاب می کند. این مرکز به همراه هجده روستای مجاور خود بخش عطاملک را تشکیل می دهند .این یخش با جمعیتی بیش از بیست هزار نفر و با وسعتی بیش از پانصد کیلومتر مربع در حاشیه راه آهن سراسری تهران – مشهد و با دو ایستگاه راه آهن بنامهای بیهق و اسفراین و صد ها چاه عمیق و هزاران هکتار مزرعه گندم، جو، چغندر قند و صدها هکتار باغهای انگور، بادام و پسته در قسمت شرق بخش جوین واقع است .[۱]
مردم

اکثریت مردم حکم آباد دراصل تبریزی و قشقایی می‌باشند3درصد یزدی که برای حفر قنات به دشت جوین آمده و ساکن شده‌اند 40درصد جمیع ابادی وبومی اند . البته مردمان کوچ نشینکرمانج نیز طی 20 سال اخیر ساکن روستا شده اند زبان اکثر مردم ترکی قشقایی می باشد .مردمان ان سابقه یهزاران ساله در درست کردن حمام ودروازه و خانه سازی وبرج سازی دارند قشقایی ها=ان ها600سال ÷یش به از شمال ترکیه به اذربایجان وعده ایاز حکم ابادی های تبریز به دستور غازان خان بادشاه ایلخانی به خراسان امدند بر اساس سرشماری سال 1390 جمعت ان 6533 نفرو 1121خانوار است واز قدم پرجمعت ترن روستا جون وسبزوار بوده است بوده است.

نقاب (جوین)

نقاب شهری است در استان خراسان رضوی در شرق ایران. این شهر مرکز شهرستان جوین است.

جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۲٫۰۲۲ نفر بوده‌است