اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

پرفسور دکتر محمد حسین ماندگار





پرفسور دکتر محمد حسین ماندگار فوق تخصص جراحی قلب و عروق ، متولد 1954 میلادی در تهران می باشد.وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در تهران به پایان برده و در سال 1972 م در رشته پزشکی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده است.سپس تحصیلات تخصصی جراحی را مابین سالهای 1979 تا 1984 م در دانشگاه تهران تکمیل کرده است و فوق تخصص جراحی قلب و عروق خود را نیز در سال 1987م از همین دانشگاه دریافت نموده است.نامبرده در سال 1988 م به تیم جراحی دکتر دورال در دانشگاه لندن (بیمارستان گایز) و دکتر یاکوب (هرفیلد) پیوست، تا تحصیلات تکمیلی خود را در رشته جراحی قلب و عروق در این مراکز معتبر جهانی بگذراند. در سال 1990م وی طی یک دوره آموزشی در بهترین مراکز جراحی قلب دنیا از جمله موسسه قلب تگزاس امریکا و بیمارستان سنت لوک و دانشگاه هوستون تگزاس در کنار اساتیدی همچون دانتن کولی به کسب تجربه پرداخت .

در اوایل 1991م وی به ایران بازگشت و بخش جراحی قلب بیمارستان دکتر شریعتی تهران را پایه گذاری نمود ، که بعدها این مرکز دانشگاهی به یکی از پرکارترین و مشهورترین بیمارستانهای دانشگاهی تهران در رشته جراحی قلب تبدیل گردید.
دکتر ماندگار در حال حاضر استاد جراحی قلب دانشگاه تهران می باشد و در طی این مدت علاوه بر درمان بیماران صعب العلاج به تربیت دانشجویان و دستیاران جراحی فوق تخصص قلب، همت گمارده است ، که در این راستا بیش از 35 جراح قلب تربیت کرده است.استاد محمد حسین ماندگار بر نگارش بیش از 45 پایان نامه دانشجویی در مقاطع دکترای پزشکی عمومی و فوق تخصص جراحی قلب نظارت داشته است.وی همچنین اهتمام خاصی به پیشگیری قبل از درمان دارد و در این راستا کتابهای متعددی به رشته تحریر درآورده است. در مجموع بر نگارش ، تالیف ، ترجمه و گردآوری بیش از هشت مجلد در زمینه های تخصصی ،عمومی و افزایش آگاهیهای مردمی پرداخته است که بعضی از این کتب بیش از شش بار تاکنون تجدید چاپ گردیده است و هم اکنون دو عنوان کتاب جدید نیز دردست تالیف و چاپ دارد.
ماندگار همچنین مقالات متعددی نیز در زمینه جراحی قلب ارائه نموده است که این مقالات در کنگره های متعدد داخلی و خارجی مورد استقبال قرار گرفته است و تعدادی از آنها در نشریات معتبر پزشکی همچون نشریه سالیانه جراحی قفسه سینه و نشریه اکوکاردیوگرافی به چاپ رسیده است.
عناوین کتب و مقالات به چاپ رسیده همراه با موضوع پایان نامه های رهبری شده توسط وی در بخش های کتب و مقالات علمی و پایان نامه ها قرار دارد.
دکتر ماندگار از ابتدای تاسیس بخش جراحی قلب بیمارستان دکتر شریعتی به عنوان رئیس بخش به خدمت بیماران پرداخته است و همچنین از سال 2000م مشاور فرهنگستان علوم پزشکی و از سال 1990م مشاور سازمان پزشکی قانونی و سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
دکتر محمد حسین ماندگار از سال 2002م عضو ثابت و رسمی جراحان قفسه سینه امریکا و از سال 2001م عضو رسمی و ثابت جامعه جراحان قلب و قفسه سینه اروپا و از سال 2000م عضو دائمی انجمن جراحان قلب و قفسه سینه حوزه مدیترانه می باشد.
وی از اعضای موسس و هیات مدیره جامعه جراحان قلب ایران بوده و همچنین از اعضای جامعه جراحان و انجمن آترواسکلروز ایران می باشد.
دکتر ماندگار دوره جراحی پیوند قلب خود را در سال 1988م در بیمارستان C.HUV در لوزان ، در سال 1990م در پاریس ، در سال 1991م در لندن و در نهایت در سال 1992م در وین گذراند و ماحصل تمامی تجربیات خود را در طی این سالها در تاسیس موسسه پیوند قلب و ریه بیمارستان دکتر شریعتی بکار برد و نهایتا” در تابستان 1993م اولین پیوند موفقیت آمیز قلب در ایران را برروی پسری روستایی به نام مجید بالغ تیل به نام خود به ثبت رسانید از آن تاریخ تاکنون متجاوز از 110 مورد پیوند قلب درایران توسط تیم جراحی پیوند قلب ایشان انجام شده است.
شایان ذکر است که اجرای پیوند قلب در ایران قبل از اولین تجربه موفق آن توسط اساتیدی همچون دکتر عباسعلی دانشور از دانشگاه پزشکی تبریز و دکتر سنجریان از دانشگاه شیراز مورد تجربه قرار گرفته بود.
افتخار اولین پیوند قلب موفقیت آمیز در بیمارستان دکتر شریعتی یادآور زحمات آقای دکتر مهران خویی(متخصص بیهوشی فعال و اندیشمند) و همچنین آقای دکتر شهریار عالی نژادبه عنوان هماهنگ کننده علمی در جراحی پیوند قلب می باشد.
به غیر از افتخار اجرای اولین پیوند قلب موفق در ایران ، نامبرده در زمینه های اجرای اولین جراحی ROSS موفق در ایران در سال 1993م ، انجام اولین پیوند قلب هتروتوپیک در سال 1994م ، به کارگیری سیستم بطن چپ مصنوعی در سال 2005م و اولین پیوند قلب و ریه در سال 1996م و اجرای موفق سیستم حمایتی دو بطنی در سال 2006م نیز از جمله امتیازات وی محسوب می گردد. لیست اولین جراحی های انجام شده در ایران توسط استاد در انتهای فصل گنجانده شده است.(ابداعات اختراعات)
در حال حاضر دکتر ماندگار توجه ویژه ای در زمینه اجرای تحقیقات برروی سلولهای بنیادی و کاربرد آن در جراحی قلب دارد و در این رابطه با همکاری آقای دکتر محمد رضا محمد حسنی (فوق تخصص بیماریهای قلب و عروق) در بیمارستان شریعتی به تزریق انواع مختلف سلولهای بنیادی برای بیماران نیازمند اقدام نموده است که نتایج حاصله تحت بررسی است.
استاد در برپایی کنگره ها و همایش های قلب و جراحی آن در ایران تلاش چشمگیری از خود نشان داده است و در هفتمین کنگره جراحی قلب و نهمین همایش تازه های قلب به عنوان دبیر جراحی قلب کنگره خدمت کرده استدر حال حاضر وی علاوه بر بیمارستان دانشگاهی دکتر شریعتی تهران ، در بیمارستان های خصوصی دی، کسری و لاله به جراحی بیماران می پردازد و روزهای زوج بعداز ظهر پذیرای بیماران در مطب می باشد.


سیا

آژانس اطلاعات مرکزی (به انگلیسی: Central Intelligence Agency)، هم‌چنین مشهور با سرواژه «سیا» و یا «سی‌آی‌اِی» (به انگلیسی: CIA) نام سازمان اطلاعات مرکزی آمریکاست که وظیفهٔ جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات مهم دربارهٔ کشورها، حکومت‌ها، شرکت‌های اقتصادی و افراد خارجی را به حکومت ایالات متحده آمریکا دارد.

مرکز سازمان سیا در ایالت ویرجینیاست. این سازمان بخشی از جامعه اطلاعاتی آمریکا است. نقش و ویژگی‌های سازمان سیا تقریباً برابر با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی در بریتانیا، سرویس اطلاعات مخفی در استرالیا یا موساد در اسرائیل است.

محتویات

    ۱ بخش‌های اصلی
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

بخش‌های اصلی

    خدمات ملی مخفی (به انگلیسی: National Clandestine Service) نام مرکز ضد تروریستی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است.[۳]
    مرکز ضدتروریسم سیا (به انگلیسی: Counterterrorism Center و یا CTC) نام مرکز عملیاتی مبارزه با تروریسم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های سازمان سیا.

سیا

آژانس اطلاعات مرکزی (به انگلیسی: Central Intelligence Agency)، هم‌چنین مشهور با سرواژه «سیا» و یا «سی‌آی‌اِی» (به انگلیسی: CIA) نام سازمان اطلاعات مرکزی آمریکاست که وظیفهٔ جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات مهم دربارهٔ کشورها، حکومت‌ها، شرکت‌های اقتصادی و افراد خارجی را به حکومت ایالات متحده آمریکا دارد.

مرکز سازمان سیا در ایالت ویرجینیاست. این سازمان بخشی از جامعه اطلاعاتی آمریکا است. نقش و ویژگی‌های سازمان سیا تقریباً برابر با سازمان اطلاعات و امنیت خارجی در بریتانیا، سرویس اطلاعات مخفی در استرالیا یا موساد در اسرائیل است.

محتویات

    ۱ بخش‌های اصلی
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

بخش‌های اصلی

    خدمات ملی مخفی (به انگلیسی: National Clandestine Service) نام مرکز ضد تروریستی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است.[۳]
    مرکز ضدتروریسم سیا (به انگلیسی: Counterterrorism Center و یا CTC) نام مرکز عملیاتی مبارزه با تروریسم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های سازمان سیا.

ویکی‌لیکس

ویکی‌لیکس (به انگلیسی: WikiLeaks) سازمانی ناسودبر و بین‌المللی است که به ارسال و افشای اسناد از سوی منابع ناشناس می‌پردازد. وب‌گاه ویکی‌لیکس که در سال ۲۰۰۶ افتتاح شد، توسط انتشارات سان‌شاین اداره می‌شود.[۱] در طول یک‌سال از آغاز فعالیت، وب‌گاه ادعا کرد که بیش از ۱.۲ میلیون مدرک و سند در اختیار دارد.[۴] این سازمان بنابه گفته خودش، توسط مخالف‌هایی از چین همراه با روزنامه‌نگارها، ریاضی‌دان‌ها و فناوری‌هایی شروعی از ایالات متحدهٔ آمریکا، تایوان، اروپا، استرالیا و آفریقای جنوبی پایه‌گذاری شده‌است.[۱] گاردین، جولین آسانژ که یک فعال اینترنتی استرالیایی است را به عنوان رئیس آن خوانده‌است.[۵]

ویکی‌لیکس تاکنون چندین جایزه برنده‌شده‌است که شامل جایزه ۲۰۰۸ رسانه‌های جدید از طرف مجله اکونومیست می‌باشد.[۶] در ژوئن ۲۰۰۹، ویکی‌لیکس و جولین آسانژ جایزه رسانه‌های بریتانیا را از عفو بین‌الملل در ردهٔ رسانه‌های نو برای نشر سال ۲۰۰۶ «کنیا: گریهٔ خون – قتل‌های قضایی اضافی و ناپدیدشدن‌ها»[۷] که گزارشی از سوی کمیسیون ملی حقوق بشر کنیا در مورد کشتارهای پلیس در کنیا بود، به‌دست آورد.[۸] در ماه مه ۲۰۱۰، نیویورک دیلی نیوز، ویکی‌لیکس را در فهرست «وب‌گاه‌هایی که می‌توانند کاملاً اخبار دنیا را تغییر دهند» در رتبهٔ اول قرار داد.[۹]

در آوریل ۲۰۱۰، ویکی‌لیکس ویدئویی را از حادثهٔ حملات هوایی ۲۰۰۷ عراق منتشر کرد که در آن افراد غیرنظامی عراقی و خبرنگاران توسط نیروهای آمریکایی کشته می‌شوند. در ژوئیه همان سال، ویکی‌لیکس اسناد محرمانه جنگ افغانستان را که حاوی بیش از ۷۶،۹۰۰ سند در مورد جنگ افغانستان بود را منتشر کرد.[۱۰] در ماه اکتبر، گروه ویکی‌لیکس بسته‌ای حاوی ۴۰۰،۰۰۰ سند محرمانهٔ دیگر که گفته می‌شد مربوط به جنگ عراق می‌باشد را با هماهنگی با چندین انتشارات بزرگ، منتشر کرد. در نوامبر ۲۰۱۰، ویکی‌لیکس به پخش اسناد سری و محرمانه سیاست‌های خارجی ایالات متحدهٔ آمریکا در قالب افشای اسناد دیپلماتیک ایالات متحده آغاز کرد.

ویکی‌لیکس به صورت اصلی و در آغاز همانند هر وب‌گاه ویکی دیگر با قابلیت ویرایش برای خوانندگان آن پدید آمد، اما بعد از آن بیشتر به صورت یک وب‌گاه انتشاراتی درآمد و نه اجازه ویرایش نه نظریه را به کاربران می‌دهد. این وب‌گاه بعد از حمله‌های محروم‌سازی از سرویس و ردکردن آی‌اس‌پی‌ها، نام‌های دامنه متفاوتی را در سرورهای مختلف اختیار کرد. این نام‌ها به صفحه‌ای مشخص در سروری مجزا تغییر مسیر داده می‌شوند.[۱۱][۱۲]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ افشاگری‌ها
        ۲.۱ افشای اسناد طبقه‌بندی‌شده در مورد جنگ عراق
        ۲.۲ افشای اسناد طبقه‌بندی‌شده در مورد جنگ افغانستان
        ۲.۳ افشای اسناد محرمانه وزارت‌خارجه آمریکا
        ۲.۴ افشای اسناد محرمانه شرکت استراتفور
    ۳ محل نگهداری فایل‌ها
    ۴ منتقدان
    ۵ حملات سایبری
    ۶ بازی کامپیوتری
    ۷ فیلم مستند ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی لیکس
        ۷.۱ موضوعات فیلم
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

تاریخچه

اولین بار که ویکی‌لیکس در دسامبر سال ۲۰۰۶ در اینترنت قرار گرفت، باعث برانگیختن دیدگاه‌هایی متفاوت شد. بعضی ضمن تمجید از عملکرد این پایگاه از آن به عنوان پدیده‌ای در عرصه روزنامه‌نگاری تحقیقاتی یاد کردند، این در حالی است که گروهی دیگر عملکرد این پایگاه را خطری در زمینه روزنامه‌نگاری دانستند.[۱۳]

ویکی‌لیکس سازمانی متشکل از گروه‌هایی با هدف واحد در سراسر جهان است که توسط جولین آسانژ، یکی از طرفداران آزادی اطلاعات که زمانی هکر بوده، بنیانگذاری شده‌است. او و همکارانش که اغلب وکیل هستند برای حفظ هویت افشاکنندگان از راهنمایی کارشناسانی مانند بن لوری که از پیشگامان تعریف پروتکل امنیتی اس‌اس‌ال «لایه سوکت‌های امن» برای انتقال امن اطلاعات از طریق اینترنت است، بهره می‌برند.[۱۴]
افشاگری‌ها
افشای اسناد طبقه‌بندی‌شده در مورد جنگ عراق
افشای اسناد طبقه‌بندی‌شده در مورد جنگ افغانستان

افشای بیش از ۹۲ هزار سند سری ارتش آمریکا درباره جنگ افغانستان خشم مقامات واشینگتن را برانگیخت. اسنادی که بخش‌هایی از آن به «نقش ایران در بی‌ثباتی افغانستان» پرداخته بود. مدیران وب‌گاه ویکی‌لیکس که اخبار پشت پرده را افشا می‌کنند، این اسناد را از طریق روزنامه‌های نیویورک تایمز آمریکا، گاردین بریتانیا و مجله اشپیگل آلمان در اختیار عموم قرار دادند. اسناد منتشر شده حاوی جزئیات دقیق جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ و از جمله نقش ایران در بی‌ثباتی این کشور بود.[۱۵]

با این حال در حالی که وزارت دفاع آمریکا، ارزیابی خسارت‌های ناشی از انتشار هزاران سند سری درباره جنگ افغانستان توسط وب‌گاه ویکی‌لیکس به هفته‌ها زمان نیاز دارد، ویکی‌لیکس مدعی شد که هنوز ۱۵ هزار سند محرمانه دیگر در اختیار دارد.[۱۶][۱۷] رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا انتشار این اسناد توسط وب‌گاه «ویکی‌لیکس» را برای جان سربازان آمریکایی، متحدان و طرفداران این کشور در افغانستان بطور بالقوه خطرناک دانسته و هشدار داده‌است که به اعتبار ایالات متحده در جهان لطمه خواهد زد.[۱۸] مقام‌های آمریکایی از وب‌گاه ویکی‌لیکس خواسته‌اند پانزده هزار سند محرمانه دیگر را که در مورد جنگ افغانستان در اختیار دارند، منتشر نکند. این اسناد غیر از هفتاد و پنج هزار سندی است که هفته گذشته از طریق سایت ویکی لیکس به رسانه‌ها درز کرد.[۱۹]
افشای اسناد محرمانه وزارت‌خارجه آمریکا
نوشتار اصلی: افشای اسناد دیپلماتیک ایالات متحده

ویکی‌لیکس در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰ میلادی (۷ آذر ۱۳۸۹) بخش‌هایی از اسناد و گزارش‌های طبقه‌بندی شده وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا را که بالغ بر ۲۵۰ هزار سند محرمانه از وابسته‌های دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا در همه نقاط جهان می‌شود را منتشر کرد.[۲۰][۲۱]

در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰، سرور وب‌گاه ویکی‌لیکس، یک ساعت قبل از افشای اسناد محرمانه وزارت‌خارجه آمریکا مورد حمله عدم سرویس‌دهی قرار گرفت.[۲۲] اما با این وجود پنج نشریه معتبر بین‌المللی از جمله نیویورک تایمز، گاردین، اشپیگل، ال پایس و لوموند به صورت هم‌زمان، بخش‌هایی از این اسناد محرمانه را منتشر کردند.[۲۳]
افشای اسناد محرمانه شرکت استراتفور

در دسامبر سال ۲۰۱۱ میلادی، گروهی از هکرها موسوم به «گروه آنانیموس» موفق به هک نام و اطلاعات و هم‌چنین کارت‌های اعتباری هزاران مشتری شرکت استراتفور شدند.[۲۴] پس از چندی سایت افشاگر ویکی‌لیکس، اقدام به انتشار اسامی و اطلاعات برخی از مشتریان شرکت استراتفور را کرد که از آن جمله، می‌توان به شرکت‌هایی چون داو کمیکال، لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و ریتیون و نیز آژانس‌های دولت ایالات متحده آمریکا، از جمله وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا، آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا و تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد.[۲۵]
محل نگهداری فایل‌ها

فایل‌های ویکی لیکس درون سروهایی در یک پناهگاه اتمی در شهر استکهلم در سوئد نگهداری می‌شوند.برای ثابت نگه داشتن دما دراین پناهگاه از توربین‌های زیردریایی‌ها استفاده می‌شود.[۲۶]
منتقدان

طی افشای ۲۵۱۰۰۰ سند دیگر در نوامبر ۲۰۱۰، اعضای کنگره آمریکا واکنش شدیدی نشان دادند و خواهان تعیین ویکی لیکس به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» شدند.[۲۷]

ولادمیر پوتین در این باره معتقد است : اسناد ویکی لیکس احتمالاً هدف‌های سیاسی را دنبال می‌کنند. به نظر کارشناسان عده‌ای قصد دارند اهمیت این سایت را بالا ببرند تا از آن برای منافع سیاسی بهره بگیرند. اگر هم این طور نباشد، من فکر می‌کنم سرویس‌های دیپلماتیک باید توجه بیشتر به اسناد خود داشته باشند. حفره‌های امنیتی پیش تر هم وجود داشته اند؛ با این حال از دید من با انتشار این اسناد فاجعه‌ای رخ نداده‌است.[۲۸]
حملات سایبری

در ۳ دسامبر ۲۰۱۰ پس از آن‌که EveryDNS سرور آمریکایی وب‌گاه ویکی‌لیکس خدمات خود به آن را قطع و wikileaks.org را از دسترس خارج کرد. ویکی‌لیکس به دامین سوئیسی wikileaks.ch نقل مکان کرد. EveryDNS دلیل این اقدام را چنین ذکر کرده بود که هکر جدید تهدید به اختلال در کل این شبکه کرده‌است. وب‌گاه ویکی‌لیکس بارها پیش از آن با حملات عدم سرویس‌دهی مواجه شده بود. ویکی‌لیکس مسئولت این حملات را با مأموران امنیتی آمریکا و کشورهای دیگر می‌دانست.[۲۹] ویکی‌لیکس اعلام کرد که از طریق دامنه‌های wikileaks.de‏، wikileaks.fi و wikileaks.nl هم در دسترس است. [۳۰]
بازی کامپیوتری

در بازی کامپیوتری ویکی لیکس، بازیکن، نقش جولین آسانژ مدیر ویکی لیکس را ایفا می‌کند که باید اطلاعات محرمانه کارت حافظه سیار کامپیوتر باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا را سرقت کند.[۳۱]
فیلم مستند ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی لیکس

ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی لیکس ساخته الکس گیبنی فیلمی مستند است که به افشاگرهای ویکی لیکس، ژولین آسانژ و بردلی منینگ پرداخته است، این فیلم در سال ۲۰۱۳ ساخته شد.[۳۲]
موضوعات فیلم

در این فیلم دولت آمریکا می‌گوید انتشار این اسناد جان انسان‌ها (سربازان آمریکایی و شهروندان افغان) را به خطر انداخته و ژولیان آسانژ، در یک گفتگوی تلفنی که در این فیلم وجود دارد به طور مشخص در پاسخ به این موضوع می‌گوید که این اسناد باید انتشار پیدا کنند، حتی به قیمت جان اشخاص.

فیلم تاکید می‌کند که آسانژ این اسناد را در اختیار روسیه یا چین قرار نداده، بلکه با باور اطلاع رسانی بدون سانسور، آنها را منتشر کرده تا در دسترس "عموم مردمی که باید آگاه شوند"، قرار بگیرد.

فیلم ماجرای هک کردن ناسا در سال ۱۹۸۹ را که فیلم با آن آغاز می‌شود، تلویحاً به آسانژ ربط داده است.

داستان دو دختر سوئدی که از آسانژ شکایت کرده‌اند، به عنوان پرسش مطرح شده است.

در این فیلم ژولیان آسانژ در خانه، در کنفرانس‌ها و سخنرانی ها، موقع کار، هنگام مصاحبه، عکس او را بر صفحه نخست چندین روزنامه، و در لندن، زمانی که با مسئولان روزنامه گاردین برای انتشار اسناد قرار می گذارد، دیده می‌شود.

مصاحبه‌های فیلم: مصاحبه با نزدیک ترین همکاران ویکی لیکس و همچنین مقامات واشنگتن (از جمله رئیس سابق سیا).

در پایان فیلم گفته می‌شود: حداقل سود ویکی لیکس این بود که دولت‌ها بیشتر مراقب کردار خود باشند.

هیلاری کلینتون

هیلاری رودهام کلینتون (به انگلیسی: Hillary Rodham Clinton) (زاده ۲۶ اکتبر ۱۹۴۷ در ایالت ایلینوی) (نام تولد: هیلاری دایان رودهام) وزیر سابق امور خارجهٔ آمریکا در کابینه اول باراک اوباما و همسر بیل کلینتون، چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و بانوی اول ایالات متحده از سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده‌است.

او از سوی مجلهٔ فوربس به عنوان پنجمین زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۲ انتخاب شد.[۱]

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ بستری شدن در بیمارستان
    ۳ کناره گیری از کار
    ۴ کتاب خاطرات
    ۵ نگارخانه
    ۶ پانویس
    ۷ پیوند به بیرون

زندگینامه
کابینه اول باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در اتاق شرقی سال ۲۰۰۹
ردیف اول ایستاده از چپ به راست:
ری لحود، لیسا جکسون، گری لاک، هیلدا سولیس، باراک اوباما، جو بایدن، کن سالازار، شان داناون، پیتر اورزاگ، کریستینا رومر، آرنی دانکن
ردیف دوم ایستاده:
تام ویلساک، استیون چو، جنت ناپالیتانو، رام امانوئل، کاتلین سیبیلیوس، ران کرک، سوزان رایس، اریک شینسکی
ردیف سوم نشسته:
رابرت گیتس، تیموتی گایتنر، هیلاری کلینتون، اریک هولدر

وی فرزند نخست دروتی و هیو رودهام بود. هیلاری و برادرانش تونی وهیو در بریج پارک در حومه شهر شیکاگو در ایالت ایلینوی رشد یافت.

بعد از پایان تحصیلات در کالج ولزلی در رشته علوم سیاسی درسال ۱۹۶۹ وارد مدرسه حقوق دانشگاه ییل شد، و در این مکان برای نخستین بار با بیل کلینتون آشنا شد. او در سال ۱۹۷۳ دکترای حقوق را از همین دانشگاه دریافت کرد.

بعد از مدتی در آرکانزاس در کنار بیل کلینتون که فعالیت زیادی را برای تبدیل شدن به یک سیاست‌مدار حرفه‌ای آغاز کرده بود مشغول شد.

بیل کلینتون و هیلاری در سال ۱۹۷۵ با هم ازدواج کردند. هیلاری در سال ۱۹۷۶ عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه آرکانسا و همچنین عضو موسسه حقوقی (Rose law) شد.

در سال ۱۹۷۴ در اوج رسوایی واترگیت، هیلاری به عنوان دستیار کمیتهٔ قضایی کاخ سفید که پیرامون ریچارد نیکسون تحقیق می‌کرد مشغول کار شد.

در سال ۱۹۸۰ بیل و هیلاری صاحب دختری به نام چلسی شدند.

در این موقع همسرش بیل کلینتون به عنوان دادستان کل و بعد از مدتی فرماندار آرکانزاس انتخاب شد هیلاری به مدت ۱۲ سال بانوی اول آرکانزاس بود. او همچنین هوادار سرسخت تامین رفاه برای کودکان و آموزش و پرورش مناسب و استاندارد بود.

با انتخاب بیل کلینتون به عنوان ریاست جمهوری، هیلاری، بانوی اول کشور شد. او همچنان فعالیت‌های عام‌المنفعهٔ خود را ادامه داد در سال ۱۹۹۳ مسئول گروه ویژه با نام (Health Care Reform) که وظیفه اصلاحاتی را در بخش سلامت جامعه را بر عهده داشت انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۰ هیلاری کلینتون به عنوان سناتور ایالت نیویورک انتخاب شد او یکی از اولین زنان منتخب در مجلس سنای ایالات متحده آمریکا بود.

خانم هیلاری از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ صاحب‌خانهٔ کاخ سفید و بانوی نخست ایالات متحده بود. پیش از آن وی سمت بانوی نخست ایالت آرکانزاس را نیز داشت و در آن ایالت وکیلی مهم به شمار می‌رفت.

وی از اعضای میانه‌روی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا است.

هیلاری کلینتون پس از یک مبارزه انتخاباتی درون حزبی که ۱۸ ماه به طول انجامید، در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۰۸ اعلام کرد که به تلاش‌های خود برای احراز سمت اولین رئیس جمهور زن آمریکا پایان داده است و از باراک اوباما برای احراز مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا حمایت کرد.[۲][۳]

در اول دسامبر سال ۲۰۰۸ باراک اوباما به طور رسمی هیلاری کلینتون را به عنوان وزیرخارجه دولت خود معرفی کرد[۴]

کلینتون در یکی از مصاحبه‌های خود با بی بی سی فارسی و صدای امریکا به حمایت ایالات متحده از تجمعات سیاسی داخلی ایران پرداخت و گفت: «از درون جنبش اعتراضی این صدا شنیده می‌شد که امریکا باید مواظب باشد که طوری عمل نکند که عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه کند چون اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می‌افتد. مثلاً در لیبی، مخالفان قذافی اعلام کردند که از هرگونه حمایت خارجی استقبال می‌کنند و ما هم حمایت کردیم، اما رهبران اعتراضات ایران چنین استقبالی نمی‌کردند."

وی در سفر ماه می ۲۰۰۹ پرزیدنت اوباما به خاورمیانه در بازدید از مسجدی در مصر با احترام به فرهنگ اسلامی، روسری به سر کرد.
بستری شدن در بیمارستان

او در روز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲ در بیمارستان پِرزبیترین نیویورک به دلیل عارضه لخته خونی بستری شد. او هم چنین اواسط ماه دسامبر هنگامی که در خانه تنها بود به دلیل درمان یک ویروس معده دچار بیهوشی شد. درمان وی روز ۱۳ دسامبر آغاز و از او خواسته شد تا سفر به آفریقای شمالی و خاورمیانه که برای هفته بعد از آن تنظیم شده بود را لغو کند. وی همچنین ناچار شد تا حضور در جلسه استماع کنگره برای بررسی حمله روز ۱۱ سپتامبر به دفتر دیپلماتیک آمریکا در بنغازی را لغو کند. این نشست قرار بود روز ۲۰ دسامبر برگزار شود.[۵] وی در تاریخ چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۱ نیز از بیمارستان مرخص شد. تیم پزشکان معالج وزیر خارجه آمریکا نسبت به روند بهبودی او ابراز خوشبینی کرده است.
کناره گیری از کار

هیلاری کلینتون روز جمعه اول فوریه ۲۰۱۳ به طور رسمی از سمت خود به عنوان وزیر خارجه آمریکا کناره گیری کرد. جان کری در کابینه جدید باراک اوباما جایگزین خانم کلینتون شده است. به گزارش آسوشیتدپرس، هیلاری کلینتون ساعاتی پیش از کناره گیری در نامه‌ای به باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، از حمایت‌های وی تقدیر کرد. در مراسمی که در لابی اصلی وزارت خارجه آمریکا برگزارشد، هیلاری کلینتون با کارمندان و کارکنان این وزارتخانه خداحافظی کرد. هیلاری کلینتون در این مراسم گفت:«من به کارهایی که انجام داده‌ایم بسیار مفتخرم. البته ما در دوره زمانی بسیار پیچیده و خطرناکی زندگی می‌کنیم، همانطور که دیدیم دوباره همین امروز سفارت ما در آنکارا مورد حمله قرار گرفت.»[۶]
کتاب خاطرات

وی در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۴ کتاب خاطراتش را تحت عنوان "گزینه های دشوار" منتشر کرد. بنگاه انتشاراتی سایمون و شوستر، یک میلیون نسخه از کتاب خاطرات خانم کلینتون را چاپ کرد.

بانوی اول ایالات متحده

بانوی اول ایالات متحده (به انگلیسی: First Lady of the United States)، عنوانی غیررسمی است که معمولاً به همسر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در کاخ سفید اطلاق می‌شود. بانوی اول کنونی میشل اوباما است. از بانوهای اول پیشین می‌توان به مارتا واشنگتن، پت نیکسون، دالی مادیسون، ژاکلین کندی، النور روزولت و هیلاری کلینتون اشاره کرد.

از آن جایی که این عنوان سنتا به همسر رئیس جمهور آمریکا می‌رسد بعضی مواقع از آن تنها برای اطلاق به همسر رئیس جمهور استفاده می‌کنند. اما در طول تاریخ زنان بسیاری این عنوان را داشته‌اند بدون اینکه همسر رئیس جمهور باشند. این معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که رئیس جمهور مجرد یا بیوه باشد و یا همسر او نخواهد یا نتواند وظایف بانوی اولی را تقبل کند. در این جور مواقع معمولاً این پست به یکی از خویشاوندان مونث یا دوستان رئیس جمهور می‌رسد.

روزالین کارتر

الانور روزالین اسمیت کارتر (به انگلیسی: Eleanor Rosalynn Smith Carter) زاده ۱۸ اوت ۱۹۲۷، همسر رئیس‌جمهور جیمی کارتر، سی و نهمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا است.

او از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ بانوی اول ایالات متحده بود.

کاخ سفید

کاخ سفید (به انگلیسی: White House) محل کار و اقامت‌گاه رسمی رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا است.[۱]

امروزه کاخ سفید به سه قسمت منزل رئیس‌جمهور در مرکز، شاخه شرقی کاخ، و شاخه غربی کاخ تقسیم شده‌است. ساختمان کاخ سفید شامل شش طبقه‌است: طبقه همکف، طبقه کشور، طبقه دوم، طبقه سوم و دو طبقه زیرزمین؛ و مساحتی برابر ۵٬۱۰۰ متر مربع را می‌پوشاند. ۱۳۲ اتاق و ۳۵ دستشویی٫ پنج آشپز تمام وقت و روزانه حدود ۵٬۰۰۰ بازدید کننده دارد. کاخ سفید در شماره ۱۶۰۰(Pennsylvania Avenue NW) واقع شده‌است. به عنوان دفتر مجریه رئیس‌جمهور آمریکا واژه خانه سفید غالباً کنایه از کابینه ریاست جمهوری آمریکا است.

کاخ سفید در مالکیت سازمان پارک‌های ملی است. کاخ سفید بخشی از پارک ریاست‌جمهوری را دربر می‌گیرد.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ نام گذاری
    ۳ شاخه غربی
    ۴ شاخه شرقی
    ۵ نگارخانه
    ۶ وقایع و مراسم
    ۷ منابع
    ۸ وب‌گاه رسمی
    ۹ منابع

پیشینه
آتش‌سوزی کاخ سفید در سال ۱۸۱۴
نخستین عکس شناخته شده از کاخ سفید به سال ۱۸۴۶ میلادی

این ساختمان بین سال‌های ۱۷۹۲ و ۱۸۰۰ با ماسه سنگ‌های سفید به سبک جورجیان (Georgian style) همزمان با ساخت شهر واشنگتن ساخته شد.

جان آدامز اولین رئیس جمهور آمریکا بود که در کاخ سفید اقامت نمود و از آن دوران کاخ سفید همواره محل اقامت رئیس جمهور وقت آمریکا بوده‌است. هنگامی که توماس جفرسون (۱۸۰۱)در کاخ سفید اقامت یافت با کمک مهندس معمار بنجامین هنری لاتروب بنای بیرونی کاخ رابا افزودن دو ستون گسترش داد.

کاخ سفید در سال ۱۸۱۴ (در طول جنگ ۱۸۱۲) توسط ارتش بریتانیا صدمه فراوان دید و محتویات آن به تاراج رفت ولی مدت زمان کمی بعد از ویرانی اقدام به بازسازی آن شد. در اکتبر سال ۱۸۱۷ رئیس جمهور آمریکا جیمز مونرو در کاخ سفید که فقط قسمتی از آن بازسازی شده بود اقامت یافت.[۲] کاخ سفید در طول سالیان متمادی چندین بار بازسازی و گسترش یافته‌است.
نام گذاری

بنای کاخ سفید در ابتدا «قصر ریاست جمهوری» یا عمارت ریاست جمهوری نامیده می‌شد. این بنا برای اولین بار در سال ۱۸۱۱ کاخ سفید نام گرفت. به روایتی در زمان بازسازی، این بنا را سفید کردند تا آثار سوختگی آن را بپوشانند واز آن زمان سفید نامیده شد. این روایت بی اساس است زیرا این بنا از زمان ساخت آن در سال ۱۷۹۸ سفید، رنگ شده بود.

این بنا در متون رسمی عمارت هیئت اجرایی نامیده می‌شد. اما در زمان ریاست جمهوری تئودور روزولت ۱۹۰۱ نام غیر رسمی کاخ سفید واشنگتن روی سرنامه‌های رسمی آن چاپ شد. در سرنامه‌های فعلی هم لغت کاخ سفید و واشنگتن در وسط صفحه چاپ می‌شود که به زمان کابینه فرانکلین دلانو روزولت بر می‌گردد. نظریه دیگری این است که نام کاخ سفید از نام مزرعه عمارت سفید (White House Plantation)که محل اقامت مارتا کاستیس واشنگتن(Martha Custis Washington) بود گرفته شده‌است. مزرعه عمارت سفید در بخش نیو کنت (New Kent County) در ایالت ویرجینیا(Virginia) واقع شده بود ودر قرن هیجدهم رئیس جمهور و همسرش در آن زندگی می‌کردند.[۳]
شاخه غربی

دفتر رئیس جمهور (دفتر بیضی شکل) و دفتر کارمندان رتبه بالای او با اتاقی برای ۵۰ کارمند و همچنین اتاق هیئت دولت که ملاقات‌های رئیس جمهور با هیئت دولت درآنجا صورت می‌گیرد در شاخه غربی کاخ سفید واقع شده‌است.
شاخه شرقی

اتاق شرقی در طبقه اول، بزرگ‌ترین اتاق در اقامتگاه رئیس‌جمهوری آمریکا و معمولا محل برگزاری رویدادهای رسمی در کاخ سفید است.[۴]

شاخه شرقی که دارای یک دفتر اضافی است، در سال ۱۹۴۲ به کاخ سفید اضافه شد. این قسمت از کاخ سفید در سال ۱۹۷۷ علاوه براستفاده‌های سابق آن برای اولین بار دفتر کارکنان همسر رئیس جمهور آمریکا روزالین کارتر را نیز در خود جای داد؛ و از آن پس بطور رسمی «دفتر همسر رئیس جمهور» نام گرفت. شاخه شرقی در طول جنگ جهانی دوم به منظور پنهان کردن، ساختمان پناهگاه زیر زمینی که برای مواقع اضطراری ساخته شده بود، بنا شد. پناهگاه زیرزمینی مرکز عملیات اضطراری ریاست‌جمهوری نام گرفت.

حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا

حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: The U.S. Republican Party) یکی از دو حزب بزرگ این کشور است که به همراه حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا حکومت را در این کشور در دست دارد. این حزب در سال ۱۸۵۴ توسط فعالان ضدبرده‌داری در آمریکا تاسیس شد. جمهوری‌خواهان تاکنون ۱۸ رئیس‌جمهور در آمریکا داشته‌اند که اولین آنها آبراهام لینکلن (در بین سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵) و آخرین‌ها آنها نیز جورج دبلیو بوش (در بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹)بود. آخرین نامزد مورد حمایت جمهوری‌خواهان نیز میت رامنی بود که در انتخابات ریاست جمهوری از باراک اوباما شکست خورد.

برخلاف دموکرات‌ها که بسیار لیبرال و آزادی‌خواه هستند، جمهوری‌خواهان نوعاً در دسته محافظه‌کاران قرار می‌گیرند؛ البته این بدان معنی نیست که همه مبانی سیاسی لیبرالیسم از نظر جمهوری‌خواهان رد می‌شود، بلکه اشاره به این موضوع دارد که تمایلات آنها بیشتر به سمت لیبرالیسم کلاسیک سوق دارد.

وضعیت جمهوری‌خواهان در کنگره نیز بدین شکل است که در مجلس نمایندگان دارای اکثریت و در مجلس سنا دارای حداقل سناتورها هستند.

محتویات

    ۱ جناح‌بندی داخلی
        ۱.۱ محافظه‌کاران سنتی
        ۱.۲ نومحافظه‌کاران
        ۱.۳ مسیحیان راستگرا
        ۱.۴ جناح میانه
        ۱.۵ جناح لیبرال‌ها
    ۲ تاریخچه
        ۲.۱ سال‌های آغازین
        ۲.۲ قدرت برتر
        ۲.۳ افول
        ۲.۴ حاکمیت جناح راست
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

جناح‌بندی داخلی
محافظه‌کاران سنتی

این جناح از اصول ثابت و پایدار محافظه‌کاری نظیر دولت کوچک و مالیات کمتر جانبداری می کند. چهره‌های شاخص این جناح، جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری اسبق، دنیس هاسترت نماینده مجلس نمایندگان و سناتور بیل فریست است. کلوب ثروت عمده‌ترین تشکل سیاسی این جناح شناخته می‌شود. اگرچه محافظه‌کاران نوین به‌طور رسمی در قالب جناح محافظه‌کاران سنتی قرار نمی‌گیرند، اما روابط نزدیکی با این جناح و جناح مسیحیان راستگرا دارند.
نومحافظه‌کاران
نوشتار اصلی: نومحافظه‌کاران آمریکا

محافظه‌کاران نوین یک جناح کم تعداد اما با نفوذ در داخل حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا است. این گروه در اواسط دهه ۱۹۹۰ در پی رویکرد لیبرالیستی بیل کلینتون اعلام موجودیت کردند. بیانیه پروژه قرن جدید ایالات متحده که در ژوئن ۱۹۹۷ منتشر شد انجیل محافظه‌کاران نوین در ایالات متحده آمریکا به‌شمار می‌آید.

محافظه‌کاران نوین همانند جناح‌های سنتی حزب جمهوری‌خواه از دولت حداقل و تقویت پایه‌های تجارت آزاد جانبداری می‌کنند اما نگرش انزواطلبانه جناح سنتی حزب را رد می‌کنند. آنان همچنین با رویکرد بین‌الملل‌گرایانه جمهوری‌خواهان میانه‌رو که جورج هربرت واکر بوش نماد آن به‌شمار می‌آید مخالف هستند. به‌کارگیری از ابزار قدرت در حل منازعات بین‌المللی و اجرای مشروط تعهدات جهانی آمریکا از جمله اصول مهم محافظه‌کاران نوین در عرصه سیاست خارجی و امنیتی است.
مسیحیان راستگرا
یک باجه محلی در ایالت واشینگتن برای ثبت نام در حزب

از این گروه تحت عنوان بنیادگرایان مسیحی نیز یاد می‌شود و روابط نزدیکی با محافظه‌کاران نوین دارند . مسیحیان راستگرا خواهان تقویت نهادهای مذهبی و حمایت‌های مالی دولت فدرال از کلیساها و موسسات مذهبی هستند. مخالفت نسبی با همجنس‌گراها، مخالفت با سقط جنین و تحقیقات سلول‌های جنینی از جمله اهداف اصلی این جناح به‌شمار می‌آید. ایالت‌های جنوبی مرسوم به کمربند انجیلی پایگاه اصلی و دژ قدرتمند مسیحیان راستگرا به‌شمار می‌آیند. این جناح روابط دوستانه ای با محافل یهودی در داخل و خارج از آمریکا دارد و به همین دلیل از آنان به عنوان مسیحیان صهیونیست یاد می‌شود. هر چند که کلیه هواداران بنیادگرایی مسیحی از نگرش‌های جنگ آخرالزمانی پیروی نمی‌کنند. مسیحیان راستگرا از جمله مخالفین جدی یهودیت به عنوان آیین هستند اما از مفهوم یهودیت به عنوان یک تبار نظیر آن چه در جنبش صهیونیسم آمده است دفاع می کنند . عده ای یکی از شرایط ظهور مسیح را کمک مادی و معنوی به فرزندان اسرائیل را برای نزول معبد سوم سلیمان از عرش اعلای خداوندی در اورشلیم قدس که محل حکم فرمایی حضرت مسیح است می‌دانند . سناتور سابق ترنت لات و جان اشکرافت وزیر دادگستری در دولت اول جورج دبلیو بوش از شاخص‌ترین چهره‌های مسیحیان راستگرا هستند. ائتلاف مسیحی به رهبری پت رابرتسون و فدراسیون ملی انجمن جمهوری‌خواهان بزرگ‌ترین سازمان‌های سیاسی این جناح محسوب می‌شوند.
جناح میانه

این جناح به میانه‌روهای نیکسون/راکفلر معروف هستند. میانه‌روها در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ گرایش غالب حزب جمهوری‌خواهان را شکل می‌دادند. این گروه متأثر از تحولات اجتماعی دوران زمامداری جان کندی و لیندون بنیز جانسون تلاش کردند میان اصول ثابت محافظه‌کاری و لیبرالیسم اجتماعی نقطه مشترکی ایجاد نمایند. در عرصه سیاست خارجی، میانه‌روهای حزب جمهوری‌خواه به ایفای نقش فعال‌تر در نظام بین‌الملل معتقد هستند. علاوه بر چهره‌هایی نظیر نیکسون، راکفلر و کیسینجر که هر یک در دهه ۱۹۷۰ از نقش تأثیرگذاری بر حزب برخوردار بودند، جورج هربرت واکر بوش را نیز می توان در این جناح قرار داد. کالین پاول وزیر امور خارجه در دولت اول بوش و جورج پاتاکی فرماندار سابق نیویورک شاخص‌ترین شخصیت‌های کنونی جناح میانه‌رو حزب هستند. جمهوری‌خواهان مین استریت و شورای رهبری جمهوری‌خواهان به عنوان عمده‌ترین سازمان‌های سیاسی این جناح محسوب می‌شوند.
جناح لیبرال‌ها

این جناح بیش از آن‌که به بدنه اصلی حزب جمهوری‌خواه و یا نگرش غالب محافظه‌کاران نوین نزدیک باشد، از مشی سیاسی - اجتماعی حزب دموکرات پیروی می کند. لیبرال‌ها خود را بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین جریان فکری حزب جمهوری‌خواه می دانند اما بعضاً در مورد نفوذ خود به ویژه در دوران پس از حوادث ۱۱ سپتامبر بزرگ‌نمایی می کنند. رهبران این جناح در عرصه سیاست داخلی از ایفای نقش بیشتر دولت برای حل مشکلات اجتماعی، خدمات بهداشتی و بیمه‌های بیکاری حمایت می کنند و طرفدار توازن بودجه دولت فدرال هستند. آنان همچنین کمتر از محافظه‌کاران سنتی و یا مسیحیان راستگرا با موضوعاتی نظیر همجنس‌گرایی و سقط جنین مخالفت می‌ورزند. انجمن حزبی جمهوری‌خواهان آزادی این جناح را نمایندگی می‌کند.
تاریخچه
یک کاریکاتور سیاسی از سال ۱۸۷۴
سال‌های آغازین

حزب جمهوری‌خواه در فضای رقابت آمیز میان هواداران الغای برده داری و طرفداران آن در اواسط دهه ۱۸۵۰ متولد شد.در ژوئن ۱۸۵۴ تعدادی از هواداران جدی لغو نظام برده داری و اسکان مهاجران جدید در سرزمین‌های غربی، در شهر جاکسون ایالت میشیگان دور هم جمع شدند و تأسیس حزب جمهوری‌خواه را رسماً اعلام کردند. نام جمهوری‌خواه نیز از نام حزب جمهوری‌خواهان دموکراتیک که در ابتدای قرن نوزدهم توسط توماس جفرسون بنیان گذاشته شد، اقتباس گردید. موسسان حزب جدیدالتأسیس معتقد بودند رهبران حزب دموکرات آرمان‌های جفرسون را تحریف کرده و با حمایت از نظام برده داری، اصول جمهوریت را زیر پا گذاشته اند. به همین دلیل آنان با انتخاب نام جمهوری‌خواه اعلام داشتند که راه جفرسون را ادامه خواهند داد.

با تأسیس حزب جمهوری‌خواه، نظام دوحزبی دموکرات _ ویگ Whig به سیستم سه حزبی تبدیل گشت و حزب جمهوری‌خواه به عنوان حزب سوم مطرح شد. این وضعیت دیرزمانی ادامه نیافت تا اینکه با افول مقبولیت حزب ویگ، جمهوری‌خواهان به حزب دوم و سپس حزب اول تبدیل شد. در نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از تأسیس حزب جمهوری‌خواه، نامزد این حزب جان فریمونت ۱۱۴ رأی مجمع انتخاباتی کسب کرد که خبر از مقبولیت این حزب در نزد افکار عمومی مردم آمریکا به ویژه در ایالت‌های شمالی می داد. ۴ سال بعد آبراهام لینکلن نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۸۶۰ ،۱۸۰ رأی الکترال به دست آورد. بدین ترتیب وی با فاصله بسیار زیاد از نامزد حزب دموکرات، وارد کاخ سفید شد. با پیروزی لینکلن دوران ۵۰ ساله حاکمیت سیاسی حزب جمهوری‌خواه، تنها ۵ سال بعد از تأسیس آن آغاز شد.
قدرت برتر
کنوانسیون حزب در ۱۹۸۸

پیروزی یک مدافع سرسخت و لغو برده داری در فضای متشنج آن روزهای ایالات متحده آمریکا، چیزی جز جنگ داخلی آمریکا به همراه نیاورد. با شکست سهمگین جنوبی ها، جمهوری‌خواهان شمالی تا چند دهه به قدرت مسلط سیاسی کشور تبدیل شدند. لینکلن با استفاده از پیروزی نظامی و معنوی دولت فدرال بر ایالت‌های تجزیه طلب جنوبی اعلامیه معروف خود مبنی بر آزادی برده‌ها را اعلام کرد. چند ماه پس از آن سیزدهمین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا در ۱۸ دسامبر ۱۸۶۵ به تصویب رسید و براساس آن هر نوع برده داری جرم و مبادرت به آن ممنوع شد. ۵ روز پس از آن نیز در ۲۳ دسامبر آبراهام لینکلن به دست یک نژادپرست متعصب به قتل رسید. اندرو جانسون معاون لینکلن بازسازی اقتصادی جنوب و مبارزه با آخرین بقایای برده داری را در دستور کار خویش قرار داد و توانست چهاردهمین اصلاحیه قانون اساسی را به تصویب برساند.

تا ۴۰ سال بعد نظام سرمایه داری آمریکا با هدایت جمهوری‌خواهان به شکل لجام گسیخته ای توسعه پیدا کرد. در پایان قرن نوزدهم و پس از ۴ دهه حاکمیت جمهوری‌خواهان، ایالات متحده به یک ابرقدرت اقتصادی در جهان تبدیل شد.

دو دوره ریاست جمهوری توماس وودرو ویلسون دموکرات که جمهوری‌خواهان را از کاخ سفید دور نگه داشت، با حوادث جنگ جهانی اول و سپس ورود ایالات متحده به نبردهای قاره اروپا هم‌زمان بود. پس از آنکه جنگ به پایان رسید و حساسیت مسائل خارجی و امنیتی فروکش کرد، جمهوری‌خواهان تازه نفس، تهاجم سیاسی خود را علیه ویلسون و سیاست‌های داخلی و خارجی حزب دموکرات آغاز کردند. مسائل اجتماعی ناشی از جنگ، نظیر بازگشت صدها هزار سرباز بیکار به کشور و فریاد خشمگینانه مادرانی که فرزندانشان را در اروپا از دست داده بودند، فضای مناسبی را در اختیار جمهوری‌خواهان قرار داد تا ویلسون را مقصر ورود ایالات متحده به یک جنگ ناخواسته در اروپا معرفی کند. آنان طرح صلح ۱۴ ماده ای ویلسون به ویژه عضویت ایالات متحده در جامعه ملل را در سنا رد و برنامه‌های اجتماعی وی را زمین گیر کردند. بنابراین هنگامی که انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۲۰ از راه رسید، • وارن گامالیل هاردینگ نامزد جمهوری‌خواهان توانست به راحتی جیمز کاکس دموکرات را شکست دهد.
افول
Hayes-Wheeler.jpg

دوره کوتاه ریاست جمهوری وارن هاردینگ به استثنای تصویب هجدهمین اصلاحیه قانون اساسی که حمل ونقل و فروش هر نوع مشروبات الکلی در سرتاسر ایالات متحده را ممنوع کرد، دارای ویژگی خاصی نبود. جمهوری‌خواهان در همین زمان احقاق حقوق سیاسی زنان را نیز مدنظر قرار دادند. نخستین زن عضو مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا جانت رانکین از ایالت مونتانا، یک جمهوری‌خواه بود که در سال ۱۹۱۷ به مجلس نمایندگان راه یافت.

در پی مرگ هاردینگ در سال ،۱۹۲۳ معاون وی جان کالوین کولیج عهده دار پست ریاست جمهوری شد و در سال ۱۹۲۴ برای یک دوره دیگر از سوی مردم انتخاب شد. در این دوره ۵ ساله، همه چیز از یک رونق اقتصادی درازمدت خبر می داد. اما تنها یک سال بعد از پیروزی هربرت هوور جمهوری‌خواه در سال ،۱۹۲۸ بحران «سقوط بزرگ» از راه رسید و کشور را در گردابی از ورشکستگی، بیکاری، گرسنگی و فقر عمومی فرو برد. فقر، بیکاری، ورشکستگی و از بین رفتن میلیاردها دلار پس انداز مردم، خشم عمومی را علیه جمهوری‌خواهان برانگیخت. هوور که در انتخابات سال ۱۹۲۸ با ۴۴۴ رای الکترال به پیروزی رسیده بود، ۴ سال بعد در اوج بحران اقتصادی تنها موفق شد ۵۵ رای را در رقابت با فرانکلین روزولت به دست آورد. بدین ترتیب جمهوری‌خواهان که برای چند دهه به نیروی سیاسی مسلط کشور تبدیل شده بودند، در ناکامی از حل بحران اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده به مدت ۲۰ سال از قدرت کنار گذاشته شدند.

در پایان دوره ریاست جمهوری لیندون بنیز جانسون، ناکامی در جنگ ویتنام و رشد روحیه محافظه کاری در میان مردم، سبب شد تا جمهوری‌خواهان مجدداً به حکومت دعوت شوند. پیروزی ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۸ آغازگر عصر حیات دوباره روحیه جمهوری‌خواهی و محافظه کار بود. چنانچه بلافاصله پس از انتخاب او، کوشش هایی برای متوقف کردن رشد دولت رفاهی و غیرمتمرکز کردن حکومت به عمل آمد. وی در زمینه اقتصاد، از سیاست بازار آزاد و رقابت در دادوستد حمایت می کرد. دوره دوم ریاست جمهوری نیکسون با چهره ای کاملاً متفاوت آغاز شد. وی که با شعار پایان بخشیدن به جنگ ویتنام توانسته بود نامزد حزب دموکرات را در انتخاب سال ۱۹۶۸ شکست دهد، اکنون در پایان دوره اول ریاست جمهوری خود کاملاً در ماجرای جنگ ویتنام غرق شده بود. اما آنچه که دومین دوره ریاست جمهوری نیکسون را در تاریخ ایالات متحده آمریکا منحصربه‌فرد کرده است، ماجرای رسوایی واترگیت است.

رسوایی اخلاقی واترگیت و شکست تحقیرآمیز ایالات متحده در ویتنام ضربه سهمگینی بر موقعیت جمهوری‌خواهان وارد کرد. حتی تلاش‌های فشرده جرالد رودولف فورد که جانشین نیکسون شده بود، نتوانست از تضعیف روزافزون جایگاه جمهوری‌خواهان در نزد افکار عمومی مردم جلوگیری به عمل آورد.
حاکمیت جناح راست
RNC-interior-Palin-20080903.jpg

پیروزی رونالد ریگان در ابتدای دهه ۱۹۸۰ در حقیقت پیروزی جناح راست حزب جمهوری‌خواه بود که محافظه‌کاری را به شکل عمیق در کشور حاکم کرد. وی با شعار کاهش مالیات ها، کاهش هزینه‌های دولت، تقویت بودجه نظامی و کاهش دخالت‌های دولت در امر بخش خصوصی به کاخ سفید وارد شد. به همین دلیل در نخستین دوره ریاست جمهوری ریگان، بزرگ‌ترین کاهش مالیات‌ها در طول تاریخ ایالات متحده و عظیم‌ترین بودجه نظامی در دوران صلح به مرحله اجرا گذاشته شد. در بخش اقتصاد، کاهش هزینه‌های دولت، با افزایش نرخ بیکاری همراه شد و ۴ برابر شدن قیمت نفت، رکود اقتصادی را در ایالات متحده به همراه آورد. اما در عرصه سیاست خارجی، ریگان با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی تهاجمی علیه «شیطان سرخ» - اتحاد شوروی _ به بازسازی روحیه ملی پرداخت. وی خصومت و رقابت با مسکو را از طریق طرح جنگ ستارگان به اوج رساند به این امید که ماشین نظامی روس‌ها را از نفس بیندازد. این هدف در زمان جانشین وی یعنی جورج بوش پدر به بار نشست.

ریگان در دوره دوم ریاست جمهوری خود که در سال ۱۹۸۴ آغاز شد، از یکسو با رکود اقتصادی و کسری عظیم بودجه و از سوی دیگر با رسوایی ایران - کنترا مواجه شد. اگرچه وی توانست به مراتب بهتر از نیکسون در مقابله با بحران سیاسی ایران - کنترا مقاومت کند، لیکن در ۲ سال باقی‌مانده از دوره دوم ریاست جمهوری خود، هرگونه ابتکار عمل را از دست داد. وی تنها از طریق اعمال فشار بر میخائیل گورباچف رهبر اصلاح‌طلب اتحاد شوروی و کسب امتیازات بیشتر از مسکو توانست میزان مقبولیت حزب جمهوری‌خواه را در نزد افکار عمومی حفظ نماید. بدین ترتیب زمینه برای پیروزی جورج بوش معاون ریگان و نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۸ مهیا گشت. در این انتخابات، جمهوری‌خواهان توانستند برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم برای سومین بار درکاخ سفید مستقر شوند. پیروزی بوش بر مایکل دوکاکیس دموکرات در سال ۱۹۸۹ از جهت دیگری نیز حائز اهمیت است، زیرا برای اولین‌بار در قرن بیستم یک معاون رئیس جمهوری در انتخابات به پیروزی دست یافت و جانشین رئیس خود در کاخ سفید شد.اما به رغم این موفقیت، بوش موفق نشد حکومت خود را تجدید کند و در رقابت با بیل کلینتون دموکرات شکست خورد.

جان کالوین کولیج

جان کالوین کولیج (به انگلیسی: Calvin Coolidge) (زاده ۴ ژوئیه ۱۸۷۲ - درگذشته ۵ ژانویه ۱۹۳۳) سی‌امین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا (۱۹۲۹-۱۹۲۳) از حزب جمهوری‌خواه بود.

کولیج نیز مانند برخی از اسلاف خود میراث خوار رئیس جمهوری بود که پیش از مرگ او سمت معاونت وی را برعهده داشت. وی توانست با انجام اقداماتی ذهن افکار عمومی آمریکا را از تمرکز بر رسوایی‌هایی که به حزب جمهوریخواه نسبت داده شده بودند، باز دارد. کولیج در سال ۱۹۲۴ بر رقبای انتخاباتی خود چیره شد و دوره خود را با رضایت افکار عمومی آمریکا به انتها رساند.

ورمونت

ورمونت (به انگلیسی: Vermont) یکی از ایالت‌های منطقه نیوانگلند در شمال‌شرق آمریکا است. که از کوچکترین و کم‌جمعیت‌ترین ایالت‌های آمریکا محسوب می‌شود. ورمونت تنها ۲۴ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. پایتخت آن مونپلیه و شهر مهم آن برلینگتن است.

محتویات

    ۱ اقتصاد
    ۲ مشاهیر
    ۳ آموزش و پژوهش
    ۴ پیوند به بیرون
    ۵ منابع

اقتصاد

در سال ۲۰۱۲، این ایالت تولید ناخالص داخلی برابر با ۲۹,۹۶۸ میلیارد دلار داشت، که بیشتر از تولید ناخالص داخلی کشور بحرین (۲۹,۰۴۴ میلیارد دلار) بود.[۲]
مشاهیر

از افراد مشهور این سرزمین می‌توان کلوین کولیج (رییس جمهور سابق) و بریگهام یانگ (رهبر مورمونها) را نام برد.


آموزش و پژوهش

ورمونت دارای ۵ کالج دولتی در قالب کالج‌های ایالتی ورمونت، دانشگاه ورمونت، و ۱۴ کالج خصوصی دیگر است.