اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

محل تولد پروفسور سلطان زاده

این دیار پر افتخار یزد است

منزل پروفسور سلطان زاده هنگام تولد 1317

من زاده سرزمینی هستم که سالهاست آبشان را از ته حلقوم کویر در می آورندودر سایه صداقت روزی می جویند،مردمی دارد به سختی پولاد ، وبه قدرت ایمان آرمیده در کویر سرزمینی است که پیشینه ای چندین هزارساله به درازای تاریخ به بلندای استقامت انسان دارد، سرزمینی که درختانش با عرق ساکنانش وبا آب حیاتی که در ظلمات تیره خاک قرار داردآبیاری میشود.

در بیابان های کویری گیاه هائی وجود دارد که به آن ها میگویند  <   آدور   >

آدور مثل خار شتر می ماند این گیاه در جائی سبز می شود مقاومت می کند ومی ماند که هیچ گیاهی در آنجا نمی تواند دوام بیاورد . آدور با اینکه بوته کوچکی است ولی با ریشه ای که میگویند تا 10 -15 متر آن را به اعماق زمین می فرستد  از کمترین آب ونم استفاده می کند و خودش را حفظ می کند

در یزد این گیاه را که ما به آن آدور می گوئیم  می برند در Search اسم اصلی این گیاه  دورمون  یا دورمنه است . در یزد این گیاه را از روی خاک می بریدند  و وسطش را باز میکردند وداخلش تخم هندوانه یا خربزه می گذاشتند بعد با نخ می بستند ورویش خاک می ریختند با کمی آب .

آدور با ریشه ای که گفتم تا 15 متر زیر خاک نفوذ می کرد آب را از زیر زمین می مکید و به این تخم هندوانه یا خربزه می رساند وآن بزرگ وبزرگ می شد و به هندوانه های شیرین بسیار بزرگ تبدیل می شد .

زندگی در روستا های کویری چنین حالتی دارد به حیا ت وآب خوردن وزنده ماندن خارشتر وآدور می ماند  انسان ها از کوچک ترین چیز ها استفاده می کنند تا بمانند . تشبیه عمیق ومعناداری است به مثابه موجودات کویری إ إ إ

این واقعیت است من این موضوع را با پوست واستخوانم لمس کرده ام.

وبه سان دشت سرسبزی که رودی خروشان آن را سیراب می کندبر کوچکترین تاری از حیات پود هائی از جان وعشق وایمان می تنندو می آفرینند، شهر یزد این سعادت را در طول تاریخ پرفراز ونشیب ایران داشته که کمتر مورد تاخت وتاز سپاهیان بیگانه باشد ، در این سرزمین چند هزار ساله مسجدی را می بینی به اعتبار هزارو چند صدسال وشاید هم بیشتر ، هنوز نگاره های ساسانی را بر دیوار کنگره دار خود دارد.

درون خانه هائی که در زیر بادگیر هایش باد خنک نوش جان کنی .




سرزمینی که آتش وکندر درمعبد پاک اهورا آنجا که موبد پیرایه های سپید اوستا را می خواند واقلیت زرتشتیانش به زبان نیاکان سخن می گویند


 


نام ایران و ایرانیان همواره از ابتدای تاریخ بشریت با عنوان پیام آور صلح ،‌ رحمت و قانونمداری بر تارک زمین درخشیده است، گواه آن را با گذری در لا به لای ستونهای تو در توری تاریخ تخت جمشید میتوان دید.

سینه ستبر تاریخ در مهد تمدن که با دیواره و نقش نقش تخت جمشید پیش روی ما قرار دارد ،  گواهی می دهد که نام ایران از ابتدا با صلح و قانون ، رحمت و مروت گره خورده است. گوشه هایی از تاریخ ایران که اکنون در قالب الواح و ستونهای تخت جمشید ،  گنجنامه ، کتب بیستون و .... خاستگاه تمدن پارسی نمایان است ، صلح ، قانون ، محبت و خیرخواهی برای مردم و ملل ، دعوت به صلح و قانونمداری و توجه به حقوق شهروندی از جمله مواردی است که از سنگ نوشته های تخت جمشید استنتاج میشود ،در این کتیبه ها به روشنی مشخص است که مردم به رعایت قانون و پرستش اهورا مزدا (خدای بزرگ) دعوت شده اند ، تخت جمشید را همگان بدرستی خاستگاه تاریخ و تمدن کهن پارسی و یادآور عظمت و غرور ملی ایرانیان می دانند ، عظمت نهفته در سنگ سنگ بنای  تخت جمشید چشم هر انسان ایرانی و غیر ایرانی را در خود می گیرد و او را به ارج نقطه تاریخ می برد ، جایی که تنها گزینه ای که وجود دارد بشریت است ، نژاد ، رنگ و سلیقه ها آنجا جایی ندارد.

منم کوروش شاه هخامنشی ؛ آزاده ای از ایران.فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی کردن به خاک بسپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد.

(کوروش بزرگ)

کوروش :‌ بزرگ مرد تاریخ ایران زمین و از بی همتاترین شهر یارانی است که تاریخ جهان به خود دیده انسانی بلند جای و ابرمردی بی مانند که نام او و نام ایران با هم آمیخته و برای جهانیان سرافرازی آفریده از دلیری ،‌ منش و بینش او ، آریائیها یکپارچه شدند و توانستند در سده های پس از خود تمام تمدنها و قدرتهای کوچک و بزرگ را زیر پرچم خود درآورد. هویت ایرانی بر پایه اجتماعی و فرهنگی مادهای آذربایجان و کردستان ، پارسهای جنوب و پارتهای شرق ایران زمین پایه گرفت و پایدار ماند.

به یک زبان ،‌پایندگی ایران از هخامنشیان و شیوه شهریاری و مردمداری آنان وامدار است. ایران زمین به مانند رود خروشان از ابتدای تاسیس شاهنشاهی کوروش بزرگ که برای نخستین بار یک کشور بنام ایران را پایه گذاری نمود ، تا به امروز در جریان بوده است.  هر چند در پاره ای زمانها گل آلود شده و یا از جریانش کاسته شده و یا ناپاکی هایی به آن آمیخته ، ولی هیچگاه جایگاه راستین خود را از دست نداده و همیشه در ایران مانده است.مردم این کشور مانند درختی در کنار این رود روئیده و بالیده اند. از آن سیراب شده اند و در حالیکه ریشه در سنت درخشان این مرز و بودم دارند، هیچگاه از نوشیدن و تارگی نگریخته اند. با هر بهاری دوباره زنده شده اند و نوآوری و باروری را تجربه کرده اند. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که قانون گزار می نامیدند. یهودیان این پادشاه ایرانی را مسیح پروردگار بشمار می آوردند و بابلی ها او را دوست مردوک خدای خود می دانستند. او ذوالقرنین کتاب آسمانی مسلمان است ، به راستی تمام دنیای باستان ، کوروش را مردی آزاده ، دلیر ، مهربان ،  با منش نیک ، با دانش و سیاست می دانست. جهان امروزی هم از کوروش زندگی او آموزه های بسیاری بر گرفته است. کوروش بزرگ (529 – 576 قبل از میلاد)  شاه پارسی به انگیزه بخشندگی ، بنیان گزاردن حقوق بشر ،  پایه گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهانی ، آزاد کردن برده ها ، احترام به دین ها و کیش های گوناگون ، گسترش تمدن و ... شناخته شده است و ...

این چند کلمه بسیار کوتاه از منش یک ایرانی بود :‌ غربیها ، تاریخ گذشته ما ایرانیها را خیلی بهتر از اکثر ما ایرانیان که مطالعه در مورد تاریخ و جغرافیای این کشور کهن نداریم می دانند. تاریخ نگاری غربی مانند :‌ هرودوت ،  گزنفون  استرابون گنزباس و ... که تاریخ ایران را ثبت کرده اند ( تاریخ ده هزار ساله ایران سرزمین جاوید روزگاران ، تاریخ کلی ایران و...)  تاریخ نویسان کشورهایی بوده که دشمن ما بوده اند که تازه حقیقت را ننوشته اند بایگانی سازمان مللی مراجعه کنیم خواهیم دید که قانون حقوق بشر از طرف یک ایرانی تدوین و منتشر شده است و یا مطلبی که بالای آن آسمان خراش خودنمایی می کنند (‌بنی آدم اعضای یکدیگرند...)  از یک فرزند این مرز و بوم کهن و اهورایی است. در حقیقت غربیها باید بدانند پاسارگاد ایران اولین سازمان ملل در قرن ششم قبل از میلاد بود که توسط یکی از فرزندان این کشور کهن پایه گذاری شد. چرا پس از گذشت بیش از 2500 سال ، از سوی جامعه جهانی ، روز 29 اکتبر ( روز جهانی کوروش کبیر ) نامیده شد؟ چرا روز اسکندر ، چنگیز و ... نداریم ؟

منشور آزادی و حقوق بشر کوروش کبیر ، بی گمان از بزرگترین افتخارات ایران است. چرا که خداجوی ،‌ آزادگی و دادخواهی ایرانیان بیش از 2500 سال پیش از زبان سردار بزرگ خویش به جهانیان نشان داد ، آن هم در زمانی که جنگ و خونریزی و بیداد و برده داری در میان قومهای وحشی و متمدن آن روزگار امری رایج و عادی بشمار می رفت . تمدن بشری هنوز مراحل تکامل نپیموده بود و در عصر آهن به سر می برد و بیان گفتارهایی که امروز هم در بسیاری از جاهای دنیا هنوز تازه و نو بشمار می آید ، در 25 سده پیش جای شگفتی و تفکر بسیار دارد.

بی گمان نیاکان ما از دید فرهنگ و تمدن  در آن زمان به جایگاهی رسیده بودند که امروزه بسیاری از مردم جهان حسرت آن را می خوردند و راه درازی برای رسیدن به آن در پیش رو دارند منشور کوروش بزرگ کهن ترین بیانه حقوق بشر شناخته شده جهان و سند سربلندی از همزیستی آشتی جویانه و گرامی داشتن باورها و اندیشه های همه مردمان زیر پرچم در هنگام بناید گذاری نخستین امپراتوری جهان است. منشور کوروش هخامنیش ارمغانی است از سرزمین و مردم ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت غربیها خسته است و از آن رنج می برد. منشور حقوق بشر کوروش نشان کامیلی از شایستگی و لیاقت نژاد ایرانی است.

فرمان حقوق بشر کوروش کبیر هخامنشی

اینک که به یاری اهورامزدا تاج سلطنت ایران ، بابل و کشورهای جهات اربعه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم که تا روی که زنده هستم و اهورا مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین ملتهائی را که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند. من از امروز که تاج سلطنت را بر سر نهاده ام تا روزیکه زنده هستم و اهورا مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا پادشاه خود بداند. من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد ،  من تا روزیکه پادشاه ایران ، بابل و کشورهای جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگر ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظلم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را با زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نمایند. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگر را بدون پرداخت مزد بکار بگیردم من امروز اعلام می کنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر جا  نقطه ائیکه میل دارد سکونت نماید و مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش گیرد و مال خود را به هر نحو که میل دارد به مصرف رساند به شرط اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام می کنم هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچکس نباید را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده و مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس بکلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر شود فقط باید مجازات گردد نه دیگران ! من تا روزی که به یاری اهورامزدا سلطنت می کنم نخواهم گذاشت مردان و زنان را بعنوان کنیز و غلام بفروشند و حاکمان و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از خرید و فروش مردان و زنان بعنوان کنیز و غلام بشوند و رسم بردگی باید بکلی از جهان برافتد و از اهورا مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملیتهای ممالک جهات اربعه بر عهده گرفته ام پیروز گرداند.

این فرمان در کتابخانه ملی کشور انگلستان نگهداری می شود.

 

یزد؛ پردیس کویر

سفر به یزد، سفر به دوران دیگری از تاریخ است. دورانی که از ساختمان­های سر به فلک کشیده خبری نیست و هنوز هم می­توان اصالت، عرفان، آرامش و تاریخ را در این شهر کهن جستجو کرد.

وقتی از دور دست­ها به یزد نگاه می­کنیم، آنچه چشم­ها را خیره می­کند بادگیرهای بزرگ و کوچکی است که هر یک گویای حفظ اصالت، هویت و تاریخ دارالعباده است.

پدیده سازنده معماری در این بافت، خشت خام است که بسته به شرایط کویری با استفاده از سبک معماری خاص ساخته شده است گذر از بافت تاریخی شهر لذت بخش است وآنچه که معماری این شهر کویری را از سایر شهرها متمایز می­کند، تلفیق مذهب و عرفان است چنان که بسیاری از کارشناسان شهرسازی معتقدند، در یزد نشانه­های عالی اخلاقی، معماری و باستان­شناسی به هم­آمیخته و جزو فرهنگ جدایی ناپذیر مردم شده است.

پیشینه تاریخی

یزد یکی از سرزمین­­های باستانی اقوام ایرانی و دارای میراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن ادوار مختلف تاریخی با قدمت بیش از 3000 سال است. برخی بنای اولیه شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می­دهند که وی زندانی ساخته و آن را چنین نهاده است و به اعتقاد عده­ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره ساسانیان به فرمان یزدگرد اول (421-339) میلادی در این محل قصری به نام <یزدگرد> بنا شده که نام یزد از همین عنوان گرفته شده است.

استان یزد چهارمین استان وسیع کشور است که در قسمت مرکزی فلات ایران در حاشیه دشت­های کویر لوت قرار دارد. استان یزد از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است این استان کویری از نظر آب و هوایی در کوهستان شیر کوه معتدل و در دیگر نواحی گرم و خشک است. از نظر بافت اجتماعی آنچه دراین استان جلب نظر می­کند، همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و زرتشتیان در کنار یکدیگر است.

یزد، نخستین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی جهان است.محله های بافت قدیمی و تاریخی این شهر که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده شامل فهادان، خرمشاه، سرجمع، میرقطب یعقوبی و شش بادگیر است که در میان این محله­ها، فهادان قدمت بیشتری دارد.در استان یزد تاکنون 6500 اثر تاریخی شناسایی شده و 1488 اثر به ثبت ملی رسیده است.

جاذبه­های گردشگری و تاریخی

استان یزد از بناهای تاریخی و بی­نظیری برخوردار است و گنجینه­ای از هنر،فرهنگ و تمدن ایرانی را در خود جای داده است که از آن جمله می­توان به مسجد جامع کبیر اشاره کرد. این مسجد یکی از با ارزش­ترین میراث تاریخ هنری و گنجینه­ای از معماری اسلامی است. بانی ساختمان اصلی این مسجد را علاءالوله گرشاسب آل­بویه قرن ششم هجری می­دانند. این محل هم از اماکن عبادتی و هم تاریخی یزد است.

باغ دولت آباد: باغ دولت آباد یکی از باغ­های معروف ایرانی است که در زمان محمد نقی خان (  دوره زندیه  ) طراحی و ساخته شده است . جالب­ترین بنای این مجموعه را عمارت هشتی و بادگیر تشکیل می­دهد.

باغ دولت آباد با 33 متر بلندی از سطح زمین شاهکار مهندسی و نبوغ معماران یزدی است.

آتشکده زرتشتیان: یکی از اماکن مربوط به زرتشتیان آتشکده آنهاست. این محل (آتش مقدس) که برای زرتشتیان محترم است، داری قدمت طولانی است و باید همیشه روشن نگه داشته شود.قدمت آتشکده به 1500 سال میرسد.

مجموعه امیر چقماق: امیر جلال­الدین چقماق از سرداران و امرای شاهرخ تیموری و حاکم یزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون برای آبادانی یزد مجموعه­ای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، چاه آب سرد و مسجد امیر چقماق را بنیاد نهاده است.

مسجد حظیره: این مسجد در خیابان امام واقع شده و بنای کنونی کاشیکاری­های آن به جز سنگ مرمر منصوب در محراب ، از آثار جدید و تازه ساز است.

بقعه حظیره محمدیه: برای سکونت فقرا و نیز برای عبادت در سال 843 قمری از اموال حاجی شمس­الدین محمدبن زین­الدین علیشاه میبدی در محله­ مبارکه در دروازه فتح یعنی محله­ای که به پیر برج شهرت داشت، ساخته شد.

خانه لاری­ها: این خانه در سال 1286(ه.ق) ساخته شد که مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده است و به عنوان خانقاه از آن استفاده می­شد. مساحت آن حدود 1700 متر مربع و زیر بنای آن معادل 1200 متر مربع است و یکی از نمونه­های زیبا و عالی خانه های اعیانی قرن 13 محسوب می­شود.

محلات قدیمی یزد: آنچه به وضوح می­توان در هنر معماری یزدی دریافت، هنر زیستن یا به عبارتی همزیستی مسالمت آمیز با طبیعت خشن است.نمونه بارز این معماری محله فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محله یوزداران نامیده می­شود. قدمگاه منسوب به امام رضا (ع) در این گذر واقع است.

بازار خان: مساحت این بازار به زمان ناصرالدین شاه قاجار برمی­گردد. این بازار 2580 متر طول دارد و ارتفاع آن 4 تا 6 متر است. در بخش شمالی جنوبی 53 مغازه و بخش شرقی غربی 100 مغازه وجود دارد.

بازار زرگری: قدمت آن به قرن 12 یا 13 هجری قمری می­رسد. طول این بازار 94 متر و عرض آن 3 متر با ارتفاع 6 متر است. تعداد 53 مغازه در این بازار وجود دارد و به عنوان مرکز خرید و فروش طلا و جواهر محسوب می­شود.

آب انبار شش بادگیری: برای شهرهای کویری همچون یزد ارزش آب بیش از هرجای دیگر احساس می­شود.در این شهر بیش از 75 آب انبار وجود دارد. این آب انبار دارای شش بادگیر است و 180 سال پیش در دوره قاجار ساخته شده است.

آب انبار 55 پله ورودی در قسمت جنوبی دارد که بین پله 25 و 26 از بالا یک هشتی با سنگفرش آجری ساخته شده است.

اماکن مذهبی

مسجد ملااسماعیل: این مسجد بزرگ در جنوب میدان خان قرار گرفته و اثر همت والای آخوند ملااسماعیل عقدایی در سال 1222 است.

بقعه دوازده امام: این بقعه در سال 429 هجری قمری به دستور ابوسعید و ابویعقوب از امرای علاءالدوله فرامرز ساخته شده است.

بقعه سید رکن­الدین: این بنا در سال 725(ه.ق) بنا نهاده شده و محل دفن رکن­الدین محمد قاضی است. این بنا دارای گنبدی با گچبری­های خطوط دیلمی داخل ایوان بلند ومقرنس­های چهارگوش بنا و محراب بلند است. در داخل بقعه تزیینات آجرکاری و خطوط کوفی و نستعلیق در دیوارها و حتی در قسمت سقف که با آبرنگ نقاشی شده است به چشم می­خورد.

موزه­ها

موزه­ علوم طبیعی: این موزه با تلاش جمعی از فرهنگیان یزد افتتاح شده است. این موزه از چهار بخش گیاه­شناسی، زمین­شناسی، جانورشناسی و آناتومی انسان و جانور تشکیل شده است.

موزه آب: این موزه به همت سازمان آب منطقه­ای یزد افتتاح و در آن انواع کوزه­ها و ظروف آب به نمایش گذاشته شده است. محل موزه خانه کلاهدوزان در میدان امیر چقماق است.

موزه آیینه روشنایی: این موزه از سال 1360 برای نمایش مجموعه­ای از آیینه و اشیای روشنایی شمع سوز، نفت سوز، گاز سوز و برق سوز تاسیس شده است.

از دیگر موزه­های یزد می­توان به موزه اسناد و مدارک، موزه سکه و مردم شناسی حیدرزاده، موزه اسناد و نسخ خطی میرزا محمد کاظمینی، موزه وزیری و موزه تاریخ طبیعی مرکز مطالعات زیست محیطی اشاره کرد.

زیارتگاه­های زرتشتیان

زیارتگاه­های پیرنارکی و پیر چک­چک از مراکز آیینی و مذهبی زرتشتیان در استان یزد است و هر سال گروه­های زیادی از زرتشتیان از نقاط مختلف ایران و جهان در این مراکز جمع می­شوند.همچنین دخمه­های آن در 15 کیلومتری جنوب شرق یزد در بلندای کوهی به نام کوه دخمه واقع است.

سوغات و صنایع دستی

انواع شیرینی ها : شیرینی سنتی یزدی شامل قطاب، باقلوا، پشمک و حاجی بادام است.

صنایع دستی: صنایع دستی استان هم شامل ترمه، سفال و سرامیک، گره چینی، دارایی، گلیم، زیلو و چاقو است.

غذاهای محلی: آش گندم، آش ماش،‌آش کدو، کله جوش، اشکنه، آش شلغم، آش انار و شولی از غذاهای محلی یزد است.

شهر بادگیرها:

از نظر آب و هوایی اقلیمی گرم و خشک و بیابانی است نوسان دما در تابستان و زمستان حتی در شب و روز زیاد است و یزد دارای دو فصل بلند گرما ( از اسفند تا مهر) و فصل کوتاه سرما ( از آبان تا اواخر بهمن ) بوده و اطراف آن را کویر و نمکزار در بر گرفته است.    

 

 

 الگوی  مدیریت  یزدی ها

  از: دکتر احمد روستا

بنام خدا

از سختکوشی وموفقیت یزدی ها در کسب وکار بسیار شنیده ایم .این مقاله بر آن است تا رمز و راز پیشترفت وخوشنامی یزدی ها در کسب وکار را واکاوی کند ودر اختیار خوانندگان قرار دهد...

یزدی با بیابان می جنگد،با کم آبی در ستیز است وبا محرومیت ها ومحدودیت های اقلیمی مبارزه می کندوبه جای ناله وشکایت وانزوا وتسلیم می کوشد تا راهکارها ،ابزارها وسازو کارهایی مناسب برای رفع نبودها وکمبود ها بیابد وبا مدیریت هوشمندانه دخل وخرج وافزایش کارائی واثربخشی نوعی توان بخشی مدیریتی را مطرح نماید وبه بهره وری بیشتری دست یابد.یزدی راه نتیجه گیری بهتر وبیشتر را در ساده کردن امور و ساده زیستی   یافته است وبا بهبود فرایندهاو فعالیت  ها ،به جبران نداشته ها پرداخته است.

یزدی یاد گرفته است که برای دستیابی به آب باید از خواب گذشت واندیشه ای ناب داشت  و چون با سختی ومشقت به آب می رسد قدر هر قطره ی آنرا بداند. امروزه هر جا چاه آبی وجود دارد و کشاورزی مبتکرانه ای است اثری از مقنی وکشاورز یزدی نیز هست. یزدی با پر کردن آب در کوزه وقرار دادن آنها در کنار دانه ها وبوته های کاشته شده، آبیاری قطره ای را بنیان گذاری کرد. یزدی در جنگ با طبیعت تسلیم نشد بلکه یاد گرفت تابا واقع بینی ودرک شرایط ،چگونه زندگی کند.او چهار عنصر « عزم ،حزم ، نظم و رزم » را بعنوان الزامات غلبه بر محرومیت ومحدودیت  و موفقیت در مدیریت می داند وبا اراده ،دوراندیشی ،انضباط  و مبارزه برای رسیدن به اهداف خود در زندگی وکسب وکار تلاشی خستگی ناپذیر دارد.

ویژگیها وسبکهای مدیریتی گوناگونی در دنیا وجود دارند که آگاهی وشناخت آنهامی تواند نگرش ، دانش ،رفتار ورویکرد افراد را تحت تأثیر قرار داده وتغییر وتحولاتی در مدیریت آنان بوجود آورد. بررسی ومطالعه ویژگیها وسبکهای مدیریت بعضی از ملل وکشورها بویژه کشورهایی مانند ژاپن وچین ونیز افراد وچهره های برجسته وموفق همچون جک ولش ؛بیل گیتس، ماتسو شیتا وهوندا در سالهای  اخیربرای علاقمندان مدیریت جذابیت خاصی داشته اند.

 نگارنده در چند سال گذشته با تمرکز بر ویژگیها وسبک مدیریت  ایرانی ها از جمله دریانیها،یزدیها ، بازاری ها ونیز بعضی از چهره های موفق کشورمان در حوزه های گوناگون (هنوز ادامه دارد) کوشیده است تا تصویری از مدیریت ایران وایرانی ارائه داده وآنرا در معرض ارزیابی علاقمندان قرار دهد.

در مطالعات وبررسی های انجام شده ومصاحبه با تعداد زیادی از کارآفرینان ،کارفرمایان،مدیران وکارشناسان ، موارد ونکات بسیار زیادی در مورد ویژگیها ،خصلتها وشیوه مدیریت یزدی ها مطرح شدند که نتایج حاصله را  با عنوان « مبانی مدیریت یزدی ها» یا « ده فرمان مدیریت یزدی ها» به شرح زیر تقدیم می دارد. لازم است اشاره شود که اگرچه عوامل ونکاتی که در این مقاله به آنها پرداخته شده اند در مدیریت سایر شهرها وگروهها نیز مطرح  هستند ،اما بطور نسبی در یزدی ها پررنگ تر ومحسوس تر می باشند.

مبانی دهگانه مدیریت یزدی ها

1-ایمان واعتقاد

2- صرفه جویی

3 -  قناعت

4- اهل کار بودن

5- مردم داری

6- کیفیت گرائی

7-دوراندیشی

8-اطمینان و اعتماد

9- خوشنامی

10-بهره وری
 

1-ایمان واعتقاد

توجه ، احترام ورعایت ارزشهای دینی وانسانی در یزدی ها یکی از ارکان مدیریت آنهاست که خود نقش مهمی در رفتار ونوع برخورد آنهابا انواع پدیده ها دارد. بعضی از آثار جالب توجه این نوع ویژگی یزدیها را می توان در حلال وحرام وحق وناحق درزندگی وکسب وکار آنان یافت.

راستی ودرستی،انصاف ومروت،صرفه جویی ، وجدان کاری وآرامش ونرمش یزدی ها از ایمان واعتقاد وباورها وارزشهای نهادی آنان سرچشمه می گیرد.

ایمان واعتقاد بعنوان یکی از ویژگیهای برتر مدیریت یزدی هاست که خود نوعی اعتبار و پذیرش در مخاطبان فراهم می سازد.یزدی معتقدومومن از خلافکاری در کسب وکار پرهیز می کند و از لغزش در ارزش  وگناه و نادرستی می ترسد . نا آگاهی ،افراط ،وسواس وبرداشت نادرست واشتباه از ایمان ،اعتقاد وارزشها باعث شده اند تا بعضی از یزدیها گرفتار تعصب ،خرافات وسنتی ماندن شوند که نتیجه آن عقب ماندگی ،وازدگی و محدود شدن دامنه تحول وتوسعه آنهاست.

2- صرفه جویی

یکی از ویژگیهای بارز یزدی ها،صرفه جویی است وصرفه جویی از نظر آنان به معنای  بجا، بموقع و به اندازه خرج کردن است.علت اصلی صرفه جویی در یزدی،حساسیت او به دخل وخرج ،هزینه وفایده وحساب وکتاب است.یزدی ها ،صرفه جویی را نوعی مراقبت ودقت برای صحت خرج می دانند ودر«مدیریت هزینه» مهارت خاصی دارند. مدیریت هزینه از دید یزدی ها کم خرج کردن نیست بلکه «درست خرج کردن »است.یزدی حسابگر است و در هزینه کردن پول ووقت ومنابع تا جائی خرج می کند که ارزش زا و به صرفه باشد یعنی آنچه را بدست می آورد بیش از آنچه باشد که از دست می دهددر واقع همواره نوعی محاسبه وتحلیل هزینه / فایده در یزدی ها وجود دارد.

شاید همین دقت و حساسیت در هزینه باعث شده است تا دورریز وضایعات  واسراف در یزدی ها در محیط خانه وخانواده تا سازمانهای اقتصادی واجتماعی کمتر از سایر نقاط کشور باشد.یزدی ها افرادی مقتصد نامیده می شوند. آنها مقتصد بودن را در  استفاده بهینه از منابع محدود برای رفع نیازهای نامحدود می دانند. یزدی با درک محدودیت منابع، خود را موظف ومکلف به استفاده ی درست از آنها می داند. اغلب یزدی ها معمولاً دارای نوعی بینش اقتصادی هستند که رفتار اجتماعی آنان را نیزتحت تأثیر قرار می دهد.

هنر، مهارت ،تدبیر وتدبر یزدی ها در استفاده از منابع برای کسب منافع ومدیریت هزینه آنها ریشه وپیشینه ای قوی دارد .بعبارتی می توان گفت صرفه جویی یزدی ها نوعی مزیت رقابتی متمایز آنان است که به سادگی قابل تقلید نیست.برای یزدی هزینه نوعی سرمایه گذاری است که باید بازده داشته باشد.به همین دلیل ولخرجی وبد خرجی در یزدی کمتر دیده می شود.یزدی در صرفه جوئی زبانزد است .حتی در خرج کردن واژه ها والفاظ.ظریفی می گفت اگر برای یزدی کاری چشمگیر ویا اقدام مطلوبی  انجام دهی در پاسخ خواهد گفت:« یک بارک الله طلب تو»!

افراط در  صرفه جویی توسط بعضی از یزدیها به شکل « خست » در می آید که آثار زیانبار زیادی دارد و باعث مال اندوزی وپس رفت  وآزار واذیت  می گردد.آزمندی مادی ومالی ،نیازمندی های معنوی وانسانی را پس می زند وزندگی را  در خدمت مال می سازد نه مال را در خدمت زندگی.

3 -  قناعت

یزدی ها مردمانی قانع هستند اما قناعت آنها به معنای سیر شدن ودرجا زدن وایستائی نیست بلکه ایجاد نوعی موازنه بین داشته ها وخواسته ها از طریق خودداری از ریسک های بی مطالعه وآزمندی وهوسهای زودگذر است. قناعت برای یزدی یعنی شامل شکرگذاری وسپاس وحفاظت از آنچه دارد ، واقع بینی  در ارزیابی  شرایط خود ومحیط ،وتلاش برای افزایش آنچه دارد، با درک  ضرورت  پیشرفت ،رشد ،توسعه وتحول. شاید در کمتر نقطه ای از کشور بیش از یزد ویزدیها عبارات وجملات « خدایا شکر» ،« راضی به رضایت تو هستم» ، شنیده وگفته شود.در متن این گفته ها نوعی آرامش ورضایت از وضع موجود نهفته است که خود زمینه ساز حرکت وبلند پروازی های آینده وبیشتر است.

بعبارتی دیگر قناعت در یزدی به معنای رضایت از مدیریت زندگی وکسب وکار در شرایط فعلی باتوجه به مجموعه تلاشها وتوانمندی ها است. یزدی قناعت را برای توانگر شدن ضروری می داند زیرا در قناعت نوعی آرامش حال وانگیزش آینده وجود دارد. بعبارتی یزدی نه تنها معتقد است که « قناعت توانگر کند مرد را» بلکه با توجه به ضرورت آرامش ومحیط مساعد برای رشد وگسترش بیشتر، باور دارد که « زیادت توانگر کند مرد را» آنهم زیادت در اندیشه درست ،کار درست وتولید درست ومنافع وعایدی درست. یزدی « زیادت طلبی قانع وقانعی زیادت طلب» است یعنی بلند پروازی را با توجه به توانائی هایش می پذیرد ودنبال می کند. بعضی از گروههای یزدی بویژه کسانی که حوزه ی رشد وتوسعه آنها محدود است وحوصله مبارزه وتحول ندارند ونیز رضایت خدا و خود را در ریاضت ومحدودیت جستجو می کنند به حداقل ها قانع شده وگرفتار نوعی زندگی وکسب وکار آب باریکه ای می شوند و دیگران را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهند.

4-  اهل کار بودن

کارکردن برای یزدی یک اصل مهم زندگی است وکار را از کارورزی وکارگری تا کارآفرینی وکارفرمایی باور دارد وهمواره یاد گرفته است که باید شاگردی کند تا استاد شود .بنابراین کار را عار نمی داند بلکه کار را مایه وپایه سازندگی وبالندگی وارزش وافتخار می داند.اما هر کاری را فقط بعنوان اینکه کار کند دوست ندارد. یزدی می کوشد تا کاری را که دوست دارد حتی اگر از نظر دیگران جذاب وجالب نباشد انجام دهد ومسیر رشد وپیشترفت را در کار درست ودرست کار کردن می داند.یزدی به درستکاری وسخت کوشی  شهرت دارد واین را ساده بدست نیاورده است. درستکاری یزدی حاصل  باورها ،ارزشها واعتقادات اوست که در او نهادینه شده ونمی تواند ونمی خواهد غیر از آن باشد.یزدی در مبارزه با محرومیت ومحدودیت یاد گرفته است که چگونه با سخت کاری وپرکاری ،کمبودها را جبران کند وکار را مدیریت کند. بعبارتی دیگر یزدی ها اهل کار هستند واهل کار بودن را در سه عامل « کار،پیکار،ابتکار وپشتکار» خلاصه کرده اندآنها بیکاری را نوعی بیعاری می دانند وکار را مایه افتخار دانسته وبه کسب وکار سالم وحلال اعتقاد دارند وبرکت را در حرکت وکار درست ودرستکاری جستجو می کنند. مدیریت کار برای یزدی بمعنای کار مدیریتی نیست بلکه بمعنای اداره کردن هرکار اثربخش وثمربخش ومفید است. ارزش کار به نوع کار است ونه سطح و رده وعنوان آن. با توجه به ارزشی که برای کار کردن قائل هستند می کوشند تا با چالش ها روبرو شوند ودر میدان مبارزه ورقابت حضور یابند وبا خودداری از تخریب رقبا وحریفان بر پرورش شایستگی ها  و توانمندی های خود بیفزایند تا از دیگران عقب نمانند.یزدی بعلت محدودیت ها ومحرومیت های اقلیمی وطبیعی توانسته است با خلاقیت وابتکار،راه کارهای متمایزی برای مبارزه با طبیعت بیابد که مهمترین آنها وجود معماری یزد وبادگیرهاست که بعنوان شاهکار معماری در دل کویر سوزان مورد احترام جهانیان قرار گرفته است.

چگونگی استفاده از قنات ها ومدیریت آب رسانی وکشاورزی وآبیاری قطره ای از دیگر ابتکارات یزدی هاست . آنها آموخته اند که چگونه با کمبودها ونداشته ها برخورد کنند وبرآنها غلبه نمایند.

یزدی پشتکار وپیگیری امور می کوشد تا به جای افسردگی ،سرخوردگی  و در جستجوی فرصت برای راهگشائی  ومشکل گشایی باشد.ح.صله و بردباری و مقاومت وپرکاری یزدی باعث شده اند تا دستیابی به اهداف از طریق سماجت وپیگیری وپشتکار یزدی امکان پذیر شود.

بررسیها  نشان می دهند که یزدی ها هم به دلایل گوناگون بویژه ترکیب فرهنگها ونیروهای انسانی در سازمانهای تولیدی وبازرگانی یزدی ها ونیز عوامل فردی ومحیطی ،اگرچه هنوز هم نسبت به دیگران اهل کار وتلاش هستند اما کیفیت کا ر آنان وحساسیت به عناصر مدیریت کار نسبت به گذشته کاهش یافته است.

5- مشتری مداری ومردم داری

یزدی ها  مردم داری ورضایت مشتری  را مایه برکت می دانند ورونق کسب وکارحلال را در رعایت حقوق مردم ومشتری و دادوستد  منصفانه می داند. یزدی حقیقت پذیر است و « حق حرف زدن وحرف حق زدن» را لازمه ی کسب وکار سالم ،وشاداب وپویا می داند ومی کوشد تاآنرا برای مخاطبان خود فراهم سازد. یزدیها رضایت خدا ومردم را ضامن ماندگاری وپایداری  کسب وکارورشد وگسترش فعالیت ها می دانند. آنها بخشی از موفقیت در مدیریت کسب وکار را حاصل نوع دوستی  می دانند ومعتقدند که  انسانیت وسلوک رفتار امواج ارتباطی ویژه ای دارند که ناخودآگاه در دل ومغز دیگران نفوذ می کنند ومورد پذیرش واحترام قرار می گیرند. احترام به حقوق انسانها ونیازهای انسانی  ،اساس مشتری مداری یزدی هاست. روحیه مشتری مداری باعث مبارزه باکم فروشی ،بی انصافی ونادرستی  در دادو ستدها می شود . یزدی ها مشتری مداری را در « تلاش دائم برای معاش سالم» می دانند  و برکت را در رضایت  یافته اند  و می کوشند تا با پاسخگویی به انتظارات مشتریان و رضایت وخشنودی آنهامشتری مداری را از قوه به فعل در آورند.

یزدی ها پیش نیازهای مشتری مداری ومردم داری را در عوامل زیر یافته اند:

·        روحیه واقعی کاسبکاری شامل اخلاق ورفتار حرفه ای وانسانی

·        احترام به حق وحقوق مردم ومشتریان

·        رعایت انصاف ومروت

·        خیرخواهی وخدمتگزاری خالصانه وصادقانه

·        ارتباط با مشتری واطلاع رسانی واطلاع یابی درست

·        پرهیز از افراط وتفریط در برخورد با مشتری

·        حفظ منافع مشترکان وذینفعان در هر دادو ستد وانجام  دادو ستدهای  برنده – برنده

یزدی ها به مراقبت و حفظ مخاطبان بویژه کارکنان ومشتریان خود توجهی ویژه دارند که خود ناشی از علاقه وگرایش آنها به روابط طولانی وپایدار در بسیاری از امور از جمله زندگی خانوادگی ، سازمانی وحرفه ای است. مشتری مداری آنان ریشه در فرهنگ واقتصاد دارد. فرهنگ روابط پایدار با مخاطبان در زندگی وکسب وکار وبه صرفه نبودن از دست دادن مشتری فعلی ویا پرهزینه بودن یافتن مشتری جدید .بعبارتی ساده تر می توان گفت پدیده مشتری مداری در یزدی ها پدیده ای اجتماعی – اقتصادی است.

یزدی اگرچه مردم داری ومشتری مداری را قبول دارد اما رفتار او با مخاطبان بیگانه وناآشنا بسیار محتاطانه است و هر بیگانه ای را به سادگی نمی پذیرد ومحرم نمی داند وبه حریم خصوصی خویش  راه نمی دهد. سخت گیری ،محافظه کاری وحساسیت زیاد یزدی ها نسبت به غریبه وبیگانگان  بر فرایند استخدام ،شراکت ،ازدواج وهمکاری های اجتماعی واقتصادی آنان تأثیرگذار بوده وآن را کند ومحدود می سازد.گاهی روحیه دیرپذیری ناآشنایان باعث از دست دادن فرصتها برای یزدیها می شود.

تا چند دهه قبل به ندرت غیر یزدی در یزد وبنگاه ها وبازار یزد دیده می شد.اما امروز انواع گروهها در یزد فعال هستند وبیگانه پذیری یزدی نسبت به گذشته تغییر کرده است.

6- کیفیت گرائی

یزدی ها معمولاً هم کالا وخدمات با کیفیت می خرند وهم در تولید وفروش کالاها وخدمات خود به کیفیت ومرغوبیت توجه ای ویژه دارند. گرایش یزدی ها به کیفیت ومرغوبیت باعث شده است تا اجناس یزدی پذیرش بیشتری در بازار داشته باشند.

یزدی ها ،کیفیت ومرغوبیت را مهمترین وموثر ترین عامل برای ترویج ،تبلیغ وگسترش فعالیتهای خود می دانند وهزینه کردن برای کیفیت را بیش از هزینه کردن برای بازاریابی وتبلیغات باور دارند.کیفیت گرائی در یزد محدود به عده ای خاص ویا واحد مشخصی نمی شود بلکه بعنوان یک ارزش مشترک در اغلب افرادو خانواده ها ونهادها پذیرفته شده است . یزدی ها بدون آنکه با بسیاری از تکنیکها ،ابزارها ومبانی مدیریت کیفیت جامع یا فراگیر آشنا باشند ،نوعی مدیریت کیفیت جامع را در زندگی وکسب وکاربه طور تجربی وسنتی  به مرحله اجرا درآورده اند. کیفیت باوری در یزدی ها باعث شده است تا ابزارهای کنترلی کمتری مورد نیاز باشد. کیفیت برای یزدی یک پدیده اجباری ودستوری نیست و هرکس در محدوده ی کاری ومسئولیتی که دارد می کوشد تا به کیفیت ومرغوبیت توجه کند.

یزدی ها خوش جنسی وجنس خوب رالازمه ی موفقیت ،مطلوبیت وپذیرش می دانند.آنها خوش جنسی را تنها در کالا وخدمات محدود نمی دانند بلکه در انسانها ورفتارها نیز باور دارند. خوش جنس بودن نوعی ویژگی ناشی از خوش ذاتی ونیت خیر خواهانه است که بعنوان نیروی هدایت کننده ونظارت کننده افراد می باشد. یزدی  ریشه کیفیت ومرغوبیت  را در «کیف» و« رغبت » مشتری ومخاطب یافته اند .به همین دلیل می کوشدتا مخاطب خود را بهتر بشناسد واز نیازها،خواسته ها،انتظارات،ارزشهاوتقاضاهای آشکار وپنهان اوآگاه شود تا بتواند آنچه را که دیگران برای مخاطب تأمین نکرده اند به خوبی وگاهی بیش از حد تصور وانتظار او برآورده کند .یزدی ها کیفیت ومرغوبیت را نتیجه روحیه بازارگرائی ومشتری مداری دانسته وبعنوان مزیت رقابتی پایدار باور دارند وآنرا حفظ می کنند. فراموش نکنیم که تحولات گوناگون و بویژه شرایط اقتصادی واجتماعی باعث شده اند که بعضی از محصولات یزدی ،کیفیت گذشته را نداشته باشند وبطور نسبی شاهد کاهش کیفیت کالاها وخدمات یزدی باشیم.

7-دور اندیشی وآینده نگری

یزدی ها مردمانی دوراندیش وآینده نگر هستند واین خصلت را می توان در بسیاری از امور زندگی وکسب وکار و رفتارآنان یافت. پستو هاوصندوقچه های خانگی ،نوع  انبار وشیوه ی انبارداری ،پشتوانه سازی برای آینده و نوع سرمایه گذاری وپس انداز، تحصیل فرزندان،شیوه انتخاب همسر ،شریک وهمکاران ونحوه ی  ساختمان سازی وحتی شیوه تصمیم گیری  یزدی هابیانگر وسواس وحساسیت آنها به آینده نگری  ودوراندیشی است.عافیت طلبی ، عاقبت به خیری ،امنیت برای دوران کهولت وتلاش برای خودکفائی معرف نوعی تفکر بلند مدت واستراتژیک وآینده گرائی  یزدی هاست که باعث شده اند تا با دقت وحوصله همه جوانب را بررسی کرده وبا مشورت وهمفکری ومطالعه وملاحظه بسیاری از نکات وآثار کوتاه مدت وبلند مدت ومحاسبه ریسکها ومخاطرات گوناگون ،تصمیم گیری کنند.به همین دلیل معمولاً مرحله وفرایند تصمیم گیری های اساسی وبلند مدت آنان طولانی وکند است اما وقتی انتخاب خود را انجام دهند با علاقه وجدیت وپشتکار برای رسیدن به مقصد واهداف خود تلاش می کنند. یزدی ها به زیربنا بیش از روبنا توجه دارند ورویکرد آنها در زندگی وکسب وکار رویکرد مبتنی بر پسته کاری است نه سیفی کاری.شاید بتوان گفت رویکرد سیفی کاری( کوتاه مدت) برای نسلهای جوانتروپسته کاری(بلند مدت) برای  نسل های قدیمی تر اولویت دارند. یزدی های قدیمی بر این باور بوده اند که پسته کاری آغاز ی دشوار اما آینده ای پربار دارد وبا تحمل زحمت ،مراقبت وهزینه کردن در شش یا هفت سال اولیه می توان انتظار داشت که نهال پسته به بار نشسته وآنگاه تا پنجاه سال محصول وعایدی مناسب داشته باشد. به همین دلیل یزدی همواره سختی کوتاه مدت را برای خوشبختی بلند مدت می پذیرد وبا نگاهی به آینده دلخواه وقت وپول وانرژی خود را صرف کرده واینگونه هزینه ها را نوعی سرمایه گذاری برای آرامش وپشتوانه آینده می داند. شعار بسیاری از کاسبکاران وکارآفرینان یزدی در زندگی وکسب وکار این جمله همیشه ماندگار است که « دیگران کاشتند ما خوردیم ،ما بکاریم دیگران بخورند» . یزدی بی گدار به آب نمی زند وفقط به شرایط حال ومنافع آنی نمی اندیشد زیرا معتقد است ماندگاری در درست اندیشی ،ودور اندیشی مطالعه وبررسی ،شناخت ودرک واقعیت های امروز واحتمالات آینده است.مشورت ،همفکری ،بررسی ،ارزیابی وانتخاب درست از آداب وعادات  تصمیم گیری یزدی ها برای امور زیربنائی وبلند مدت به شمار می روند.

این خصلت وویژگی یزدی ها شباهت بسیار زیادی با نوع رویکرد وتفکر استراتژیک ژاپنی ها دارد. تفکر وانتظارات ،نگاه به آینده وامید به آینده در یزدی باعث شده است تا در استفاده از منابع موجود وتخصیص آنها وسواس زیادی داشته وهمه چیز را برای رفاه وآسایش فعلی ومنافع آنی صرف نکنند. یزدی اهل ذخیره وپشتوانه سازی برای آینده است .در بسیاری از خانواده های قدیمی یزدی وحتی در بعضی از خانواده های فعلی اگر دختری متولد می شد ،از همان ایام به فکر جهیزیه آینده او بودند واقلام گوناگونی را که بعنوان هدیه در یافت کرده ویا کم کم می خرند ودر پستوها وصندوق خانه ها برای زندگی آینده دختر کنار می گذاشتند.

8- اعتماد واطمینان

یزدی ها اطمینان واعتماد دیگران رادر روابط اجتماعی واقتصادی با درستی ودرستکاری ،امانت داری،خوش قولی وانجام تعهدات  جلب می کنند. آنها معتقدند که اساس هر نوع دادو ستد ،اعتماد و اطمینان است زیرا اعتماد واطمینان باعث آرامش وپذیرش بیشتر وسرعت ،سهولت ووسعت مبادلات ،معاملات ومراودات می گردند. به همین دلیل اعتماد سازی واطمینان بخشی را مصالح اصلی زندگی وکسب وکار می دانند ودر استفاده از این مصالح ارزنده وسازنده بسیار جدی وپایبند هستند. شاید تجربه ی بسیاری از مردم در برخورد ومعامله کردن با یزدی ها گواه این نکته باشد که یزدی بطور ناخودآگاه مورد اعتماد دیگران قرار می گیرد. اعتماد واطمینان حاصل استمرار رفتار درست است که باعث نوعی امتیاز وبرتری می شود.اگرچه اغلب یزدیها وبویژه کاسبکاران ومدیران سعی دارند تا اعتماد واطمینان به یزدی حفظ شود،اما

بعضی از یزدی هاوکسانی که قدر وارزش « اعتماد ، اطمینان واعتبار » را درک نکرده اند با نادیده گرفتن ویا نا آگاهی از عوامل وعناصری که باعث اطمینان بخشی واعتماد سازی می شوند ، نگرانی هائی را بوجود آورده وجایگاه ومنزلت یزدی در ذهن مخاطبان را تحت تأثیر قرار داده اند. قابل اطمینان بودن در کسب وکار وکاسبکاری یزدی یک مزیت ویژه وموثر به شمار می رود.

9- خوشنامی

خوشنام بودن وخوشنام ماندن برای یزدی یک ارزش ودارائی واقعی است وسعی وتلاش آنها برای خوشنامی بسیار چشمگیر است.شاید یکی از دغدغه های همیشگی آنان چگونگی نام سازی ،نام گستری ونام داری است.آنها  خوشنامی را یک مزیت رقابتی پایدار وارزشمند در صحنه رقابت وزندگی می دانند زیرا باعث شهرت،اعتبار وپذیرش بیشتر آنها می شود.

خوشنامی برای یزدی ساده بدست نیامده است  وحاصل بسیاری از عوامل اخلاقی ورفتاری واستمرار آنها بوده است که مهمترین آنها عبارتند از :

·        درک واستفاده  از ارزشهای «پندار نیک ،گفتار نیک وکردار نیک »که ریشه در دین زرتشت وزرتشتیان دارد

·        پای بندی به امور اعتقادی واصول وارزشهای اسلامی

·        خوش حسابی وخوش قولی

·        راستی ودرستی

·        خویشتن داری وآبروداری

·        خیرخواهی وانصاف

·        پاک چشمی ونجابت

یزدی ها آنقدر از خوشنامی نتیجه گرفته اند که آنرا بسادگی از دست نخواهند داد.آنها براین باورند که « هر که نامش نیک ،نانش بیشتر»ودر نتیجه نیک نامی را یک سرقفلی برای هر انسان وسازمان می دانند.نام سازی وخوشنام شدن اگرچه دشوار است اما نام داری وخوشنام ماندن بسیار دشوارتر است.به همین دلیل یکی از مسئولیتهای حساس ومهم یزدی های جوان ونسل تازه ،مراقبت برای حفظ این دارائی وسرمایه گذاری های نیاکان خود می باشد.

10- بهره وری بالا

طبق مطالعات انجام شده میزان بهره وری در یزد نسبت به بسیاری از نقاط دیگر بیشتر است.شاید بتوان گفت مهمترین دلیل بالا بودن بهره وری در یزد ویزدی ها،محرومیت ومحدودیت منابع ونوع اقلیم وفرهنگ زندگی یزدی هاست وسمبل این محدودیت را می توان درآب که مایه حیات است جستجو کرد. بنظر می رسد هرجا داده ها محدودتر هستند،فرایند استفاده از داده ها بهتر ومناسب تر شده ودستاوردها ونتایج مطلوبتر خواهند بود.اگر بپذیریم که بهره وری حاصل کارائی واثربخشی است ،می توان نتیجه گرفت که یزدی ها بدلیل حساسیت نسبت به  آنچه که دارند یعنی منابع موجود ومحدود  کوشیده اند تا با پیوند علم وتجربه والگو گرفتن از دیگران وبومی کردن آنها کلیه امور وکارها را با دقت ،صحت ،هوشیاری وبردباری در مسیر درست وبا درستی انجام دهند وبا گامهای ساده وسازنده از هدر دادن وهرز رفتن منابع جلوگیری کنند و همه چیز را در خدمت دستاورد ونتایج مفید وموثر قرار دهند.

بنظر یزدیها بهره وری به معنای عایدی بیشتر از منابع موجود است . آنها بهره وری را حاصل «حساسیت ،قابلیت، خلاقیت ، سادگی و تازگی» می دانند ومعتقدند که برای غلبه بر محرومیت ومحدودیت باید بهتر اندیشید ،درست تر عمل کرد تا مطلوبتر نتیجه گرفت. آنها بهره وری را در درست انجام شدن هر چیز از آغاز تا پایان می دانند.

اگر چه عوامل گوناگونی در بهره وری مدیریت ومدیریت بهره وری یزدی ها نقش دارند اما مهمترین آنها عبارتند از :

·        روحیه نتیجه گرائی وامیدواری

·        تعلق وتعصب به محیط کار وزندگی

·        مسئولیت پذیری ونظم وانضباط

·        عاقبت اندیشی وعافیت طلبی

·        درک محدودیت ومحرومیت ودقت در مراقبت واستفاده از منابع وداده ها

·        پذیرش فرهنگ استاد- شاگردی واحترام به بزرگترها وصاحب نظران والگوگیری برای موفقیت ومطرح شدن

·        خلاقیت ها و ابتکارات فردی

·        پذیرش مدیریت از بالا به پایین یا از پایین به بالا ومدیریت مسئولانه برای پیشترفت فردی ومنافع جمعی

·        روحیه صرفه جوئی ومقتصد بودن

بطور خلاصه یزدی آموخته است که « هر جا بهره مندی از منابع ومواهب کمتر ومحدودتر است، توجه وگرایش به بهره وری حساس تر وبیش تر است» وبه همین دلیل بهره وری را دستاورد بهتر وبیشتر از طریق استفاده بهینه از منابع موجود وتغییر واصلاح فرایندها ،سازوکارها ودلبستگی وهمبستگی می داند واز هر فرصتی وایده ای برای افزایش کارائی وبازدهی واثربخشی وثمربخشی فردی وجمعی استفاده می کند. گاهی گرایش افراطی واضافی وعلاقه زیاد به نتیجه گیریها ی بیشتر وبهتر باعث غرق شدن در کار واعتبار به کار وفراموش کردن زندگی واقعی ،پنهان کاری ،چشم وهم چشمی های مخرب ،سوءاستفاده وبهره کشی از کارکنان ودیگران ، تخریب رقبا وبی توجهی به ارزشها شده و چهره ی یزدی اصیل را خدشه دار کرده اند. اگر حد واندازه در هر پدیده وبویژه در مدیریت زندگی وکسب وکار نادیده گرفته شود رنجش وتنش جایگزین آرامش وآسایش می شود ونتیجه ای جز افسوس وآه از دست دادن ها واز دست رفته ها نخواهد داشت.

با توجه به مجموعه نکاتی که اشاره شد وبسیاری از مطالب ومواردی که از مصاحبه ها وگفتگوها حاصل شده است ،تابلوی مدیریت یزدی ها را به شرح زیر می توان ارائه داد:

1-    اعتقاد

·        حساسیت به حلال وحرام وحق وناحق

·        مدیریت ارزشها در کسب وکار زندگی

·        نیک پنداری ،راست گفتاری ودرستکاری

·       

راضی به رضایت خدا باش

 

2--صرفه جوئی

·         حساسیت به هزینه - فایده

·        مدیریت هزینه

·       

چودخلت نیست، خرج آهسته تر کن

 

مقتصد بودن ودرست خرج کردن

3-قناعت

·        حساسیت به نیازمندی وآزمندی

·        مدیریت وموازنه داشته ها ونداشته ها

·        شکرگذاری ورضایت از هست ها ووضع موجود

·       

قناعت توانگر کند مرد را

 4- اهل کار بودن

·        حساسیت به کار درست ودرستکاری

·        مدیریت کار بر اساس « کار، پیکار ، ابتکار وپشتکار»

·        ارزش برای کار از کارگری تا کارآفرینی

·       

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

 

5- مردم داری ومشتری مداری

·        حساسیت به حقوق دیگران وخود

·        مدیریت ارتباطی ومشتریان

·        همدلی ، همکاری ، همیاری برای منافع جمعی

·       

ما با برای مردم نه مردم برای ما

 

 

6 - کیفیت گرائی

·        حساسیت به رضایت ،شکایت وسکوت مخاطب ومشتری

·        مدیریت کیفیت همیشگی وهمگانی

·        توجه به عوامل « کیف» و « رغبت » با بهبود دائم کیفیت ومرغوبیت کالاها وخدمات

·       

اندازه نگه دار که اندازه نکوست

7- دوراندیشی

·        حساسیت به آینده

·        مدیریت تحول وتوسعه

·        عاقبت اندیشی ،عافیت طلبی ،دورنگری

·       

دیگران کاشتند ما خوردیم ،ما بکاریم دیگران بخورند

 

8- اطمینان واعتماد

·        حساسیت به اعتبار واعتماد

·        مدیریت تعهدات

·       

زندگانی به همان زیبائی است که خودت میسازی وخودت می خواهی 

 

امانت داری ،خوش قولی ، درست

9-    خوشنامی  

·        حساسیت به نیک نامی

·        مدیریت نام ونشان ( نام سازی ، نام گستری ، نام داری )

·        خیرخواهی ، خوب بودن ، خوب ماندن

·       

هر که نامش نیک ، نانش بیشتر

 

10-بهره وری

·        حساسیت به دستاوردها ونتایج

·        مدیریت فرایندها

·        کارائی ،بازدهی،اثربخشی وثمربخشی

·       

  

مدیریت کسب وکار را از نقطه پایان ،آغاز کنید

نقطه پایان هر چیز وهر کار نتایج ،آثار ودستاوردهای مطلوب هستند

 

سرانجام اینکه:

Ø     اگرچه بسیاری از ویژگیها وخصلتهای اشاره شده ومبانی مدیریت یزدی ها در سایر شهرها وگروهها نیز وجود دارند ،اما در مدیریت یزدی ها مشهودتر ومحسوس تر هستند.

Ø     اگر بپذیریم که هیچ چیز ثابت نیست وهیچکس کامل نیست وهمه چیز نسبی ووابسته به چیزهای دیگر است می توان نتیجه گرفت که خصلتها ،ویژگیها ،سبک ومبانی مدیریت یزدیها نیز ثابت وکامل نیست بلکه نسبی ووابسته به بسیاری از عوامل فردی ، جمعی ومحیطی است.

Ø     « معتقد ،مقتصد، معتمد ، مقاوم ومردم دار بودن» یزدی ها پنج «م» مهم مدیریت یزدی هاست.

Ø     « عزم ، حزم ،نظم و رزم » ارکان چهار گانه موفقیت مدیران یزدی ها است.

Ø     ارزش برای « کار ،پیکار،ابتکار وپشتکار» بیانگر اهل کار بودن یزدی هااست.

Ø     یزد شهر « قنات قنوت وقناعت» که:

ü     قنات: بیانگر سخت کوشی ،اراده ،مقاومت وبردباری ونوآوری یزدی برای غلبه بر موانع ودستیابی به منابع است.

ü     قنوت:معرف عقیده ، ایمان ، توکل وپای بندی به اصول وامور اعتقادی وارزشی است.

ü     قناعت: گویای رضایت وسپاس از داشته ها ووضع موجود وپرهیز از « پرخوردن ، پر خفتن و پرگفتن »یا

« اسراف ،سستی وشعارگرائی» است.

Ø     الگوی مدیریت یزدی ها پیوندی از « مدیریت ومریدیت » است.

Ø     مشابهت هایی بین الگوی مدیریت یزدی ها وژاپنی ها وجود دارند که ناشی از بعضی از محدودیت ها ، محرومیت ها وخصوصیات مشترک آنهاست که مهمترین آنها را می توان در صرفه جوئی ،کیفیت گرائی ،اهل کار بودن ،بهره وری ، قابلیت اعتماد واطمینان ،مشتری مداری ومردم داری و... یافت که امیدوارم در مطالعه ای تطبیقی ومقاله ای با شواهد علمی وعینی در آینده تقدیم به علاقمندان کنم. فراموش نکنیم که :

مدیریت پیوند تدبیر وتدبر برای تغییر وتحول مفیدو موثر است

که خود پدیده ای اقتضائی ،انسانی وپویاست

خانواده پروفسور سلطان زاده

پروفسور سلطان زاده و همسر

 

 


 

فرزند اول دکتر رضا سلطان زاده

فرزند دوم مهندس امیرهدا سلطان زاده

 

 

 


رضا و امیرهدا


معرفی و سوابق تحصیلی پروفسور سلطان زاده



فارغ التحصیل دبستان
 هدایت یزد 1330
   

  فارغ التحصیل دبیرستان
 ایرانشهر یزد 1336
   

فارغ التحصیل دکترای پزشکی دانشگاه تهران 1344

 
 
دبستان هدایت
 درتاریخ ششم خرداد ماه 1389 در یزد در محله پشت باغ قرار داشت  مراجعه وبا کمال تاسف ملاحظه نمودم
 دبستانی با این قدمت خراب کرده اند وفقط چند دیوار وراهرو ورودی مدرسه باقی است که عکس گرفتم در این دبستان
 آقایان جلیلی واشتری و پرورش وخانم جراحی معلم بودند یادشان گرامی باد  اکنون در همین دبستان مدرسه راهنمائی
 نیکپور بجای دبستان هدایت بنا شده ودرسال 1379 افتتاح گردیده است که حدود 160 دانش آموز در پایه
 اول -–دوم -–سوم راهنمائی مشغول به تحصیل می باشند و آقای محمد رضا شعبانی مدیر کنونی مدرسه می باشند
 عکس ها از یکی از جلسات امتحان نشان میدهد که من هم بعداز 65 سال که در آن دبستان بودم برای دانش آموزان صحبت نمودم

 

مدرسه راهنمائی  نیکپور
 

دبیرستان ایرانشهر (یزد)

تاریخچه اولین دبیرستان دولتی ایرانشهریزد

 اولین کلاس اول متوسطه دولتی در فروردین 1306 شمسی دردبستان نمره یک دولتی به دبیری آقای نیک آئین و همانسال کلاس شبانه ای بنام دارالمعلمین تشکیل شد.

 در1307 دکترسیدعلیمحمد مدرسی دبیر فرانسه و طبیعیات با 34 شاگرد کلاس اول و 19شاگرد در کلاس دوم تشکیل شد و سال 1309-1308کلاس سوم و آقایان دکترسیدعلیمحمد مدرسی و نیک آئین و علی فقیه تدریس سه کلاس را بعهده داشتند، سال بعد کلاس چهارم تشکیل شد آقایان علی اصغرعدالت که در1328 -  1327 رئیس فرهنگ رضائیه  و سید احمد مهینی که در1327- 1328 در فرانسه مشغول تحصیل شدند از طرف وزارت فرهنگ برای تدریس ریاضیات و ادبیات ازتهران به یزد آمدند درسال  1310-1311  کلاس پنجم و 1311-1312 کلاس ششم علمی دائر و ظرف شش سال یزد دارای دبیرستان کامل دولتی شد دکتر محمد طاهری و دکتر مدرسی تدریس ریاضی و طبیعی دوره دوم و آقای  کوئنکا مدیر دبستان اتحاد تدریس فرانسه را بعهده داشتند در این سال شش کلاس دبیرستان از دبستان مجزا و بنام ایرانشهر نامگذاری می شود و نظامت آن بعهده سید مهدی استوار مدیر دبستان دولتی نمره 2 محول گردید.

لذا در سال تحصیلی 1312 – 1311  یزد دارای یک دبیرستان کامل دولتی شد و درفروردین1313 در زمان وزارت علی اصغرحکمت( خانواده علی اصغر حکمت با دکتریحیی علیم مروستی دادستان اسبق تهران نسبت سببی داشتند )  ساختمان دبیرستان ایرانشهر در دستور کار قرار گرفت. (بعد از مدتی دبیرستان  از منزل مرحوم کر اوغلی به اداره فرهنگ وقت واقع در خیابان پهلوی سابق(امام خمینی فعلی) در محل مخابرات فعلی منتقل و با اداره فرهنگ وقت در یک ساختمان مسقر می شود

از آذر 1314 مهندس میرزا  احمدخان طاهری از تهران به یزد آمده به  ریاست منصوب و مدیریت ایشان  10 سال طول می کشد. دراسفند همان سال آقای عدالت به نظامت انتخاب مشوند جمعه 14/1/1315علی اصغر حکمت وزیر معارف وقت درمراسم نصب سنگ بناء دبیرستان ایرانشهریزد شرکت و درجشن ورزشی برای فرهنگیان سخنرانی می کند(متن سخنرانی موجوداست) و شب16/1/1315عازم طبس و بیرجند و....می گردد.

لازم بیاد آوریست که دبیرستان تا آذر سال 1314 رئیس مستقل  نداشت و تا آن زمان ریاست دبیرستان بعهده رئیس معارف وقت بوده است.

 رؤسای معارف ( آموزش وپرورش) یزد، از 1306 الی 1314 ، بترتیب عبارت بودند  از   ا -  محمدعلی نصیریان در اواخر سال 1306 تا آذر 1308

2 -  سید محمد نوربخش رئیس معارف، حدودا  60 ساله و یزدی نبودند تا سال 1310

3 -  علی نصیریان، برای بار دوم  رئیس معارف یزد شدند.

4 -  کمال السلطنه بحرالعلومی در 1312 شمسی به مدت 8 ماه معارف        

  5 - ابوتراب فرساد در 28/11/1313  یزدی نبودند، روز دوشنبه 21/2/ 1315 آقای فرساد به مرکز احضار و آقای دکتر محمد طاهری کفیل معارف شدند  

در1313علی اصغر حکمت وزیرفرهنگ به یزد آمد و مدرسه را به ساختمان جدید منتقل و بنام ایرانشهر نامگذاری کرد که تا 1314رئیس فرهنگ یزد آنرا اداره می کرد.

 جمعه 14/1/1315علی اصغر حکمت وزیرمعارف وقت درمراسم نصب سنگ   بناء دبیرستان ایرانشهر یزد شرکت و درجشن ورزشی برای فرهنگیان سخنرانی کرد (متن سخنرانی موجوداست) و شب16/1/1315عازم طبس و بیرجند و....گردید.

نشان دبیرستان

آن زمان برای هر دبیرستان نشانی تهیه می شد نشان دبیرستان ایرانشهر دارای مفاهیم زیر است

........ ترسیم مردی در وسط دایره ای درحال مبارزه با ابوالهول که رمز آن غلبه عقل بر جهل است زیرا حیوانی که بر آن غلبه شده دارای تمام قوای حیوانی است ، جه دست انسان ، سرشیر، بال عقاب ، یال اسب ، دم عقرب و پای مرغ را دارد اما فاقد عقل انسانی است. این نقش از یادگارهای قدیم ایرانیان و بعینه در تخت جمشید موجود است 

 زمین دبیرستان ایرانشهر

 زمین دبیرستان هفده هزار و هشتصد و هفتاد و یک متر مربع(17871)است که قسمتی از کاروانسرای نوابی و متعلق به ابو الحسن وکیل التجار بوده و منزل وکیل التجار هم در پشت دبیرستان واقع بوده است.زمین‌های اطراف این ملک،کشاورزی و بخش شمالی آن گورستانی قدیمی بوده است. طی تماسهای فراوان با نوادگان آن مرحوم از خانواده های مرحوم هراتی و نیز آقای حسین بشارت نویسنده و محقق و از اقوام نزدیک شادروان وکیل التجار گفته شد که زمین واگذاری می باشد که سال واگذاری بطور دقیق مشخص نگردید.

رئیس دبیرستان ایرانشهر

 

دبیرستان ایرانشهر یزد

اسامی بعضی از معلمین دبیرستان ایرانشهر در سالهای 1330-1336

آقایان  : محبوبی – قلم سیاه – کشوری – قینی  - مصحفی – ملک – ناصر مهریزی –علاقبند – ابریشمی
آیت الهی – سپر – گبل – شمس  یادشان گرامی باد

 

دانشمند برجسته فیزیک هسته ای معاصر کشورمان

یکی از معلمین دبیرستان ایرانشهر در دهه 30 که من در دبیرستان ایرانشهر تحصیل میکردم)   1331-1336 )استاد دکتر ابوالقاسم قلمسیا  بود که دبیر فیزیک وشیمی دبیرستان تاریخی ایرانشهر یزد که همزمان نظامت دبیرستان را نیز به عهده داشت او از شاگردان ودانشجویان ممتاز مرحوم دکتر محمود

حسابی بود او اولین معلمی بود که دوره دوم دبیرستان ایرانشهر تاسیس نمود ونام خود را به عنوان اولین مدرس فیزیک وشیمی در شهرستان یزد وتاریخ علم نوین این شهر تاریخی به ثبت رساند او بعد از 10 سال تدریس در دبیرستان ایرانشهر یزد با بورسیه وزارت علوم راهی فرانسه شد ودرجه دکترای  فیزیک هسته خود را  در تخصص گاز کروماتوگرافی  با بالاترین امتیاز در دانشگاه سوربن به پایان رسانید در موقع اهدای دکترا مدیر بخش فیزیک دانشگاه سوربن اعلام میدارد :

<   حیف که بیش از رتبه A  برای تقدیم به شما ندارم >

سخنی که موجب به پا خاستن بیش از 200 نفر از دانشمندان و حضار جلسه دفاعیه وکف زدن و تشویق طولانی مدت وبه افتخار دکتر ابوالقاسم قلمسیا گردید وباعث شد لابراتواری به همین نام در دانشگاه سوربن تاسیس و روشهای استفاده از دستگاه گاز کروماتوگرافی فراگیرند ونام استاد قلمسیا جهانی شود وبعد از باز گشت به ایران در دانشکده های علوم  دانشگاه تهران، فنی ،امیر کبیر ، بهشتی تدریس نماید او ریاست گروه فیزیک دانشگاه تهران را نیز عهده دار بود .  در سازمان انرژی اتمی تا آخر عمر ( 90 سالگی ) به عنوان مشاور  آموزشی انرژی اتمی  مشغول کار بود  ومولف 8 جلد کتاب درسی فیزیک بود که بیش از 20 سال مورد استفاده دانش آموزان ، دانشجویان و معلمین بود او در 9/9 / 1389 پس از 90 سال عمر روحش آرام گرفت روحش شاد ویادش گرامی باد.

پرفسور حسابی(وسطی نشسته)

استاد قلمسیاه(سمت راست)

 

 

فارغ التحصیل دکترای پزشکی دانشگاه تهران 1344

دوره سربازی - سپاه بهداشت1345-1346

رییس بهداری بندر دیلم در سال 1347
   

دوره سربازی در سپاه بهداشت مدت 18 ماه سالهای 1345 - 1346
   

رییس بهداری شازند اراک 1348 - 1351

 
   

 

دوره تخصصی اطفال مرکز طبی کودکان از دانشگاه تهران 1354 - 1357
دارای بورد تخصصی کودکان از وزارت علوم و آموزش عالی 1357

        رییس پلی کلینیک تراب در سالهای 1359 - 1360

        مسؤل درمانگاه آموزشی بیمارستان مفید  1360 - 1365

استاد یار گروه کودکان بیمارستان امام حسین (ع) 1366 

استاد یار گروه کودکان در بخش عفونی اطفال بیمارستان شهید لبافی نژاد 1367 -1368   

استاد یار گروه کودکان بیمارستان امام حسین (ع) 1366
دانشیار گروه کودکان در بیمارستان امام حسین (ع) از 1372 - 1379
از تاریخ 14 تیر ماه 1379 با درجه استادی در بیمارستان امام حسین 

عضو انجمن پزشکان کودکان ایران 
 پروفسور سلطان زاده در کتابخانه شخصی منزل 

 

پروفسسور وِلسون رِِِس بخش عفونی
   

   

طی دوره بالینی عفونی مدت دو ما ه در  Mayo Clinic آمریکا 1372
   

   

آزمایشگاه  Mayo Clinic آمریکا 1372

   

بخش پِوند قلب    

کنفرانس مننژِت سطحی-1376

طی دوره بالینی عفونی مدت سه ما ه در  Mayo Clinic آمریکا 1376
   

   

طی دوره یک ماهه NICU در  Mayo Clinic آمریکا 1376
   

طی دوره یک ماهه  NICU در بیمارستان 1376UCLA - OliveView    
   
     

 

پنجمین جشنواره پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی
 شهید بهشتی
آذر 1383
و
دریافت لوح تقدیر و نشان افتخار
از طرف شورای دانشگاه به
 پروفسور سلطان زاده

 

 

دریافت لوح تقدیر توسط وزیر بهداشت و درمان به پروفسور سلطلن زاده
در روز معلم 1385


روز پزشک و زادروز حکیم ابو علی سینا
       و اهدائ لوح تقدیر به عنوان 42
         سال خدمت در امر سلامت هم میهنان ودرمان بیماران در امر پزشکی
            توسط جناب آقای دکتر صدر
     رئیس کل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

اول شهریور 1386


 
   


اولین مجمع پیشکسوتان
دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
اول دی  1386
 
   

 

اهدائی لوح تقدیر توسط ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به پروفسور سلطان زاده

 

اجلاس تقدیر از اساتید پیشکسوت توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی-در دانشگاه-15/5/91

 

در تاریخ 16/8/91 در برنامه نام اوران سلامت- در برنامه زیتون- جام جم 1(IRIB 1) - پروفسور سلطان زاده به عنوان پزشک نام اور سلامت معرفی گردید.

 

تقدیر حضرت ایت الله العظمی حاج اقا تهرانی از پروفسور سلطان زاده در شامگاه عاشورای حسینی

5 اذر 1391 در مجلس عزای حسینی که در منزل خود ایشان با حضور بیش از دو هزار نفر شرکت کرده بودند.

انجمن پزشکان کودکان ایران پروفسور محمد حسین سلطان زاده را به عنوان پزشک نمونه سال 1392 به همکاران محترم و جامعه پزشکی ایران انتخاب و معرفی نمود.

 

 

 

پروفسور محمد حسین سلطان زاده

متولد 2 / 4/ 1317           اهل یزد ساکن تهران

فارغ التحصیل دبستان هدایت یزد  -  1330

فارغ التحصیل دبیرستان ایرانشهر یزد - 1336

از شاگردان استاد دکتر محمد قریب      در سالهای 44-1340

          1344                   فارغ التحصیل دکترای پزشکی دانشگاه تهران

دوره سربازی در سپاه بهداشت مدت 18    ماه سالهای 1345 و 1346

          1347           رییس بهداری بندر دیلم در سال

دوره تخصصی اطفال مرکز طبی کودکان از دانشگاه تهران   1354 - 1357

دارای بورد تخصصی کودکان از وزارت علوم و آموزش عالی 1357

رییس پلی کلینیک تراب در سالهای  1359 - 1360

مسئول درمانگاه آموزشی بیمارستان کودکان مفید 1360  -  1365

استادیار گروه کودکان بیمارستان امام حسین (ع)  1366

استادیار گروه کودکان درر بخش عفونی اطفال بیمارستان شهید لبافی نژاد 1367   - 1368

دانشیار گروه کودکان بیمارستان امام حسین  (ع) 1372  - 1379

از تاریخ14       تیر ماه 1379           با درجه استادی در بیمارستان امام حسین

از اول آذر ماه 1382 به درجه باز نشستگی نائل شدم .

در چهارمین چشنواره پژوهشی دانشگاه 1382 در جریان چشنواره غرفه ای برای معرفی سایت دانستنی های پزشکی وتغذیه  کودکان ونوزادان  و خانم های باردار  در اختیار گذاشته شد.

در پنجمین چشنواره پژوهشی دانشگاه در آذر ماه 1383 به دریافت لوح تقدیر ونشان افتخار ازطرف شورای دانشگاه نائل گردیدم.

درروز معلم در اردیبهشت 1385 نیز به دریافت لوح تقدیر از وزیر محترم بهداشت ، درمان وآموزش پزشکی نیز نائل گردیدم.

 در تاریخ 31 مرداد ماه 1386 در هفته زادروز حکیم ابو علی سینا به پاس 42 سال خدمت صادقانه در امر سلامت هم میهنان ودرمان بیماران در امر پزشکی به دریافت لوح تقدیر از طرف رئیس کل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران شدم.

نهمین جشنواره پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی
  شهید بهشتی
 آذر 1383
 و
 دریافت لوح تقدیر و نشان افتخار
 از طرف شورای دانشگاه به
  پروفسور سلطان زاده

دریافت لوح تقدیر توسط وزیر بهداشت و درمان به پروفسور سلطلن زاده
 در روز معلم 1385

روز پزشک و زادروز حکیم ابو علی سینا
و اهدائ لوح تقدیر به عنوان 42
سال خدمت در امر سلامت هم میهنان ودرمان بیماران در امر پزشکی
توسط جناب آقای دکتر صدر
رئیس کل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران اول شهریور 1386

اولین مجمع پیشکسوتان
 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
 اول دی  1386

اهدائی لوح تقدیر توسط ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به پروفسور سلطان زاده

اجلاس تقدیر از اساتید پیشکسوت توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی-در دانشگاه-15/5/91

در تاریخ 16/8/91 در برنامه نام اوران سلامت- در برنامه زیتون- جام جم 1(IRIB پروفسور سلطان زاده به عنوان پزشک نام اور سلامت معرفی گردید.

تقدیر حضرت ایت الله العظمی حاج اقا تهرانی از پروفسور سلطان زاده در شامگاه عاشورای حسینی 5 اذر 1391 در مجلس عزای حسینی که در منزل خود ایشان با حضور بیش از دو هزار نفر شرکت کرده بودند.

انجمن پزشکان کودکان ایران پروفسور محمد حسین سلطان زاده را به عنوان پزشک نمونه سال 1392 به همکاران محترم و جامعه پزشکی ایران انتخاب و معرفی نمود.

 طی دوره بالینی عفونی مدت دو ماه درMayo Clinic  آمریکا ،( 1993)1372

طی دوره بالینی عفونی مدت سه ماه در  Mayo Clinic  آمریکا 1376 (1997)

طی دوره یک ماههNICU  در Mayo Clinic  آمریکا   (1997)1376

طی دوره یک ماهه NICU در بیمارستان اولیو ویو  - UCLA   (1997)1376

متاهل ودارای دو فرزند پسر یکی پزشک ودومی مهندس عمران وفوق لیسانس سازه وهر دو درایران  مشغول خدمت به هم میهنان میباشند.

 

کارهای اجرائی پروفسور سلطان زاده

دبیر اولین کنگره عفونی اطفال  در سال   1369             هتل لاله

دبیر اولین کنگره تنفسی کودکان در سال 1371            بیمارستان امام حسین (ع)

دبیر دومین کنگره عفونی اطفال در سال1373            بیمارستان امام حسین (ع)

دبیر اولین کنگره کاهش مرگ و میر مادر جنین و نوزاد در سال 1376             هتل  استقلال

از پایه گذاران کنگره بزرگداشت استاد دکتر محمد قریب باتفاق یازده نفر از استادان از سال 1358           جهت بزرگداشت استاد وارسته و احترام به مقام استاد و هر سال یک جلد کتاب نیز چاپ شده است

در دوره جنگ تحمیلی نه ماه متناوبا؛   در نقاط مختلف جبهه  خدمت نموده

رئیس بخش نوزادان و اطفال بیمارستان رسالت تهران از سال 1357          تا کنون

مدیر گروه اطفال و نوزادان بیمارستان فوق تخصصی فرمانیه

دبیر کمیته آموزشی احیاء نوزادان گروه اطفال  دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

برگزاری بیش از 100 کارگاه احیاء نوزادان در دانشگاه

دبیر کمیته کنترل عفونت در بیمارستان امام حسین (ع)

دبیر کنفرانس های گروه اطفال دانشگاه از سال 1381 تاکنون که هر ماه یک موردبیماری درکودکان معرفی ودانشجویان وانترن ها واساتید 8 بیمارستان آموزشی دانشگاه  : کودکان مفید ، امام حسین ، شهداء ، طالقانی ، لقمان حکیم ، مدرس ، مسیح دانشوری ومهدیه بحث وتشخیص های افتراقی مطرح وسپس تشخیص اصلی بیان میگردد و تا کنون 79 موارد جالب بیماری(case problem) معرفی و در سایت جهت همکاران تنظیم و در جای دیگر پاسخ موارد جالب و تشخیص های  افتراقی گذاشته شده است

عضو شورای پزشکی در سال های 1370 و1371 در نظام پزشکی .

عضو انجمن پزشکان کودکان ایران  .

عضو سابق هیئت مدیره  انجمن پزشکان کودکان ایران .

عضو انجمن اسلامی پزشکان ایران .

مسئول درمانگاه آموزشی بیمارستان کودکان مفید 1365-1360

مبتکر اولین سایت علمی ودانستنی های پزشکی وتغذیه کودکان ونوزادان  و خانم های باردار برای مادران ایرانی در سرتاسر جهان .ومعرفی 79 موارد بیماری   وپاسخ موارد جالب برای همکاران پزشک

www.ProfessorSoltanzadeh.com

مولف 11 جلد کتاب در کودکان :

کتاب بیماریهای عفونی کودکان جلد اول   1369

بیماریهای عفونی کودکان جلد دوم 1370

بیماریهای عفونی کودکان جلد سوم1370

بیماریهای شایع کودکان  1371

بیماریهای تنفسی کودکان 1371

پیشگیری از عفونت در پیوند اعضاء 1373

بیماریهای رایج عفونی کودکان 1373

نکات عملی در تشخیص ودرمان ایدز درکودکان1374

بیماریهای نوزادان 1376

کنترل عفونت در بیماران ، کارکنان ومراقبت کنندگان 1381

مسائل رایج طب اطفال بزرگداشت استاد دکتر محمد قریب 1358 -1378  تعداد 22 جلد

 کتب ترجمه شده :

فوریت های طب کودکان      1375

مقالات درمجلات داخلی     47

ارائه مقاله وایراد سخنرانی  در کنگره های داخلی  131

 ارائه مقاله وایراد سخنرانی در کنگره های خارجی   30

استاد راهنما برای پایان نامه متخصصین اطفال وپزشکان عمومی 126

سخنرانی بیش از 200 برنامه زنده تلویزیونی در کانال 6,5,4,3,2,1 و

جام جم در مورد تغذیه نوزادان , شیرخواران و کودکان و مسائل پزشکی کودکان

ترجمه کتاب کودک و من:

عضویت در مجامع بین المللی :

IPA عضو انجمن بین المللی کودکان جهان 

شرکت در کنگره های خارجی

1- کنگره  AAP در سانفرانسیسکو 1983         

2- کنگره   دهلی    1985

3- کنگره  توکیو    1986

4- کنگره  ICP  پاریس 1989

5- کنگره نوزادان منیپال هندوستان 1990

6- کنگره بنگلور هندوستان         1990

7- کنگره ICP ریودوژانیرو برزیل  1992

8- کنگره ICP قاهره مصر 1995

9- کنگره مدیترانهای ابوظبی 1994

10- کنگره بین المللی اطفالICP  آمستردام    1998

11- کنگره بین المللی اطفال پکن 2001

12- کنگره بین المللی تروپیکال اطفال سپتامر 2002 آنکارا ، ترکیه

13- دوازدهمین کنگره اطفال امارات متحده عرب 2005 بیروت ، لبنان .

14- سیمین کنگره انجمن های کودکان در کشور های خاور میانه ومدیترانه سپتامبر 2006 سوریه دمشق

15- هیجدهمین کنگره تنفسی اروپائی  4-8 اکتبر 2008 مطابق 13- 17 مهر ماه 1387 برلن - المان

16- سمینار تغذیه اطفال در راس الخیمه  آبان ماه 1388

17- سمینار شربت های گیاهی بر ضد سرفه در دوبی 19 دی ماه 1388 هتل اینتر کنتینانتال

18- پنجاه و چهارمین کنگره ملی اطفال ترکیه و اولین کنگره انجمن کودکان ترکیه و ایران بررسی اپیدمیولوژی ورم ملتحمه نوزادی و بررسی کلامدیا در ایران 24-20 اکتبر 2010

19- کنگره Excellence در اطفال- ترکیه.استانبول 30NOV- 3 DEC 2011

 

مهمترین عوامل ورمز موفقیت :

اینجانب یزدی هستم از دیار مردمان سخت کوش آهنین وعزم های راسخ ، از دیار تلاش ورحمت ، از دیار اعتقاد وصداقت ، از دیار دین وسنت ، از دیار مردمان سر بلند ، از دیار بادگیر ها وقنات ها ، دیار سرزمینی که سال ها آبشان را از ته حلقوم کویر در می آورند  ، سرزمینی که درختانش با عرق جبین ساکنانش آبیاری می شود.

در بیابان های کویری گیاه هائی وجود دارد که به آن ها میگویند  <   آدور   >

آدور مثل خار شتر می ماند این گیاه در جائی سبز می شود مقاومت می کند ومی ماند که هیچ گیاهی در آنجا نمی تواند دوام بیاورد . آدور با اینکه بوته کوچکی است ولی با ریشه ای که میگویند تا 10 -15 متر آن را به اعماق زمین می فرستد  از کمترین آب ونم استفاده می کند و خودش را حفظ می کند

در یزد این گیاه را که ما به آن آدور می گوئیم  می برند در Search اسم اصلی این گیاه  دورمون  یا دورمنه است . در یزد این گیاه را از روی خاک می بریدند  و وسطش را باز میکردند وداخلش تخم هندوانه یا خربزه می گذاشتند بعد با نخ می بستند ورویش خاک می ریختند با کمی آب .

آدور با ریشه ای که گفتم تا 15 متر زیر خاک نفوذ می کرد آب را از زیر زمین می مکید و به این تخم هندوانه یا خربزه می رساند وآن بزرگ وبزرگ می شد و به هندوانه های شیرین بسیار بزرگ تبدیل می شد .

زندگی در روستا های کویری چنین حالتی دارد به حیا ت وآب خوردن وزنده ماندن خارشتر وآدور می ماند  انسان ها از کوچک ترین چیز ها استفاده می کنند تا بمانند . تشبیه عمیق ومعناداری است به مثابه موجودات کویری إ إ إ

این واقعیت است من این موضوع را با پوست واستخوانم لمس کرده ام.

از همه مهمتر تمام موفقیت را مربوط به همراهی ، همدلی ، صمیمیت وهمکاری همسرم میدانم ، شکر گزاری بر نعمات خداوند همیشه در نظر دارم

تلاش وامید سرلوحه زندگی من بوده وبا توکل به خدا مطمئن به موفقیت  توجه به این جمله پر ارزش :

برای چیزی کمتر از بهترین بودن نباید تلاش کرد

این پرسش مرتب مورد نظر من است : من برای کشورم چه کرده ام ؟

اما تلاش شبانه روزی دارم که در پایان زندگی با صدای بلند بگویم

من آنچه در توان داشته انجام داده ام مگر خداوند نگفته است

           لیس لی الانسان الا ما سعی

بخود مرتب تکرار میکنم : ارزش انسان ها به چیز هائی نیست که به دست می آورند بلکه به دل هائی است که تسخیر می کنند

مهمترین خاطرات علمی وشخصی

Professional and Personal Memories

خاطره های نشاط انگیز در طب کودکان

THE  JOYS OF  PEDIATRICS

همه پزشکان باید برای سلامت انسان ها گام برداریم  ، در این راستا سلامت کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، چرا که آنها تنها نقطه ارتباط بشر با آینده هستند . شوخ طبعی و ، شجاعت وعشق کودکانه به مراتب فراتر از هر تلاش مادی بزرگتر هاست ، به عنوان یک پزشک متخصص اطفال و یک استاد دانشگاه با حدود 50 سال تجربه ، خاطرات فراوانی از زندگی حرفه ای ام دارم که تقدیم پدران ومادران می کنم .

 

پیامبر اسلام می فرمایند :

من کودکان را به چند دلیل دوست دارم

زیاد گریه می کنند ، چون گریه کلید در بهشت است

خاک را دوست دارند وبازی میکنند  ، چون تکبر ندارند

قهر می کنند وزود آشتی می کنند ،  چون کینه ندارند

چیز هائی که می سازند زود خراب می کنند ، چون وابستگی ندارند

خوراکی را زود می خورند  ، چون دلواپسی ندارند

 

آدمی باید در 5 خصلت با کودکان شرکت داشته باشد :

یکی آنکه همچون کودکان غم روزی نخورد ، دیگر چون بیمار شود از عذاب ننالد وگله نکند وآنکه اگر طعامی داشته باشد با یکدیگر بخورد ،وچون نزاع کند در دل نگاه ندارد وزود آشتی کند و با اندک چیزی راضی و خوشنود گردد .

                                                                بزرگمهر حکیم

 

کودکان افسانه ها می آورند                    درج در افسانه شان بس سر و پند

                                                                           مولوی

چون سرو کار تو با کودک فتاد               هم زبان کودکی باید گشود

                                                                            مولوی

کودکان فارغ از رسم ورسومات وقید وبند های اجتماعی بزرگ سالان ، چهره تلخ واقعیت را صادقانه آشکار می کنند ، آنها وقتی که اتفاقات وحرف های بزرگتر ها را به معنای تحت اللفظی آن برداشت می کنند ، اغلب اوقات با نمک وخنده دار به نظر می رسند

     بچه ها حرف های عجیب وغریبی می زنند  

جهان کودکانه

درتاریخ 24 مهر ماه 1393 درآغاز کنگره بین المللی اطفال

 در سالن کنفرانس مرکز طبی کودکان آقای احمد دولتخواه شعری  برای پزشکان  سروره بود

جهان کودکان دیگر جهان است    خدا هرلحظه ای با کودکان است

نگاه کودکانه زربین است           تمام قهر ونازش دلنشین است

به مثل غنچه های نیمه بازند      به راه گل شدن غرق نیازند

اگرچه ناز وپاک و مهربانند       به هنگام مریضی ناتوانند

توان شرح بیماری ندارند          زبانی بهر همکاری ندارند

حکیمان  : همزبان کودکانند      پی درمان درد بی بیابند

تو ای درمانگر آلام بیمار         طبیب قابل وآگاه وهوشیار

جهان بی کودکان معنی ندارد     وطن بی کودکان فردا ندارد

شما درمانگر ناخوشانید           سلامت آفرین کودکانید

شما ها عاشق ودرد آشنائید       امید ناخوشان مبتلائید

به هر سوی جهان حق یارتان باد   محبت رهگشا در کارتان باد

جهان بی مردمان بر کس نپاید     خوشا بر آنکه مشکل می گشاید

حکیمان "  دولت " جانانه دارند    زساقی جام پر پیمانه دارند

 

خاطره 1

یک شب درب منزل به صدا درآمد وقتی در راباز کردم شیرخواری در حال تشنج در آغوش مادر دیدم که مادر انگشتان را داخل دهان کودک قرار داده واز آن خون جاری بود ولی مادر دست را خارج نمی نمود چون ممکن بود زبانش گاز بگیرد که اقدام درمانی انجام شد.

خاطره 2

 در سالهای 1340-1344 در زمان تحصیل پزشکی به اتفاق تعدادی از دوستان برای تاسیس مسجد  دانشگاه تهران از رئیس وقت دانشگاه که آقای دکتر فرهاد بودخواستار شدیم که بخاطر بودجه آن موافقت نگردید در آن زمان با جناب حجته الاسلام فلسفی خطیب و واعظ مشهور که منزل ایشان در خیابان ری بود ملاقات وقول تامین بودجه را توسط بازاریان دادند مجددا وبه دفعات متعدد با رئیس دانشگاه وقت گرفته وصحبت شد باز رئیس دانشگاه عذر آوردند که مهندس مسجد باید از خارج دعوت شود که باز آقای فلسفی تمام مشکلات را تقبل نمودند بالاخره مسجد دانشگاه ساخته شد ودر زمان انقلاب هسته مرکزی ومحل تحصن علماء قرار گرفت واکنون محل برگزاری نماز جمعه میباشد
   

خاطره 3

درتاریخ 3/3/1343 اولین سالگرد شروع نهضت حضرت امام خمینی که 15 خرداد 1342 شروع گردیداینجانب در حین پخش اعلامیه های امام خمینی دستگیر وبه زندان قزل قلعه بردند

خاطره 4

در سال 1372 ( 1993 ) که در میوکلینیک آمریکا بودم در یکی از روز های سه شنبه که بیماری مشکل را معرفی می  کردند دختر 17 ساله ی بود که 15 روز تب طولانی داشت وهمه کشت ها انجام شده بود وتشخیص داده نشده بودبه علت هیپرلکوسیتوز و پلی نوکلئوز وسدیمان بالای 100 تحت درمان آنتی بیوتیک قرار گرفته بودوتب همچنان بالا بود بحث زیادی انجام بنده بیماری کاواساکی را مطرح کردم ابتدا با موج مخالفت مواجه شدم که بیماری کاواساکی در کودکان کمتر از 4 سال میباشدروز بعد ریاست بخش عغونی مرا صدا زد که تشخیص مطرح شده صحیح وسه شنبه بعد من در مورد بیماری کاواساکی سخنرانی کنم که من 138 مورد گزارش در بالغین دراینترنت پیداکردم وعکس های بیماران قبلی مبتلا به کاواساکی هم که در ایران داشتم نشان دادم که استقبال گردید ودر گواهی آخر دوره هم این سخنرانی را گزارش نمودند

خاطره 5

شیر خوار 5 ساله پس از معاینه وقتی در حال نوشتن نسخه او بودم آمد جلو میز من وگفت آقای دکتر آب نباتم را لطفا بدهید میخواهم بروم

خاطره 6

یک شب ساعت 11 بعد از ظهر آقائی تلفن به منزلم نمود که نوزاد 5 روزه ای دارد که به علت زردی در بیمارستانی بستر ی بوده ومرخص شده است وکفته اند عفونت ادراری هم دارد الان به نظر میرسد زرد تر شده باشد به ایشان کفتم اگر خیلی زرد است فورا به منل بیاور ببینم یا به بخش نوزادان بیماستان مراجعه وسفارش میکنم اقدام لازم انجام دهندیا فرداصبح ساعت 9 نزد من بیاور . عصر روز بعد خانم وآقائی به اتفاق فرزند 5/2 ماهه آمدند که چکاپ گردد در ضمن از نوزاد شب قبل که 5 روزه وزردی داشت صحبت نمودند وخانم گفت نوزاد 5 روزه برادر این نوزاد 5/2 ماهه است با تعجب به خانم وآقا نگاه کردم وسوال کردم چگونه ممکن است پس از 5/2 ماه نوزاد دیگری متولد شود  ؟  خانم با حالت خنده گفت آقا زن دیگری دارند وخجالت  می کشیدند بیان کنند.

خاطره 7

در یکی از روز ها مادری به اتفاق فرزند 3 ساله اش به مطب آمد و گلایه داشت که غذا نمی خورد بلافاصله من از بجه 3 ساله سوال کردم چرا غذا نمی خوری؟    پاسخ داد برای اینکه زیاد است ومن به مادر گفتم بچه راست میگوید معده بچه کوچک است. 

خاطره 8

کودک 3 ساله در موقع معاینه واندازه گیری قد به او گفتم چرا مدتی است که نیامدی ؟  گفت آخر داشتم بزرگ می شدم ودر آخر کار موقع خدا حافظی آمد گفت آب نبات من کو ؟

خاطره 9

بچه 2 ساله عروسک بزرگی باندازه نصف خودش بغل کرده وبا ملافه وارد  کلینیک شد که اورا بخاباند وگفت به عروسکم هم شکلات بدهید .

خاطره 10

بچه 5/3 ساله ای  که پسر بود وقتی روی تخت معاینه رفت گفت چه تخت بدی است  ؟ سوال کردم چرا ؟ به خاطر اینکه تشکش نرم نیست

خاطره11

درسال 1347 که در بندر دیلم برای درمان بیماران رفته بودم وسرخک شایع شده بود تمام منطقه مبتلا شده بودند. یک روز یکی از اهالی ایلی که در دره ای زندگی میکردند مراجعه کرد وگفت 5 کودک در دره مبتلا به سرخک شده اندودارو می خواست ووقتی گفتم باید بیایم ومعاینه واقدام نمایم پاسخ داد که راه نارد وتا بحال هیچ پزشکی به آنجا نیامده است بالاخره تصمیم گرفتم شخصا هر طور شده به آن در ه بروم قسمتی از راه با جیپ وقسمتی از راه را با اسب وبقیه را پیاده رفتم صحنه عجیبی بود چند درخت وآب چشمه ای کوچک 1-2 الاغ و1-2 اسب وچند راس گوسفند درکنار آن آلاچیقی از حصیر ونی وتنه درخت خرما ودر داخل آلاچیق 5 کودک سرخکی که به پنومونی مبتلا شده بودند بد حال در آن موقع داروهای نسل دوم وسوم وچهارم وجود نداشت با پنی سیلین تزریقی شربت های خوراکی درمان انجام وخواستم خداحافظی کنم که با اصرار کفتند باید نهار باشم ومن قبول نمی کردم اصرار وپافشاری شدید وکفتند برای ما اگر نهار نمانید عیب است وآنها یک گوسفند را سر بریده بودندیعنی تقربا سرمایه اصلی را اهداء کرده بودند.

خاطره 12

در23 اردیبهشت ماه 1347 که تازه وارد بندر دیلم  شدم وبرای تحویل گرفتن درمانگاه از آقای دکتر احسانی شدم اطاق بزرگی بود یک گوشه آن قفسه دارو ، یک گوشه آن میز وسائل تزریقات که چراغ نفتی هم بود ووسائل سر سوزن وسرنگ ودیگر وسائل را می جوشاندندواستریل می کردند ، در یک گوشه دیگر اطاق میز کهنه ودرب داغون با تخت معاینه ویک پاراوان دیده می شد ودر گوشه دیگر اطاق جداشده بود برای خواب پزشک بالاخره با چه حالی که میتوانی حدس بزنید تحویل گرفتم ولی تصمیم گرفتم تحولی ایجاد کنم که کردم به خاطره بعد توجه کنید.

این درحالی است که از 300 نفر هم کلاسی های اینجانب در دانشگاه تهران حدود 200 نفر به آمریکا سفر کردند

پای در زنجیر پیش دوستان       به که با بیگانگان در بوستان

اینجا سرزمین ماست              

اینجا سرزمین ماست ، این قطعه جغرافیا همیشه متعلق به ما بوده است ، از گذشته های دور تا آینده ای پر غرور که در تصور هم نمی آید . با هر طلوع ، خورشید سر انگشتان مهربان ونوازشگرش را بر فلات ایران می افشاند ، جویبارانش روان می شوند وکوهسارانش ، مغرور تر از دیروز می ایستند .

اینجا سرزمین ماست ، کویرش پهنه استقامت و سرسختی مردمانی است که قنات و قنوت وقناعت را در برابر جهان گذرانده اند ، جنوبش زیستگاه رادمردان وشیرزنانی است که دین داری و میهن پرستی را بهم آمیخته اند  وشمالش زادگاه مردمان نجیب ومهربان و قلندری است که چون دریای مازندران آرام وعمیق ومهربانند وچون شیر البرز در برابر بیگانه.

اینجا سرزمین ماست، سرزمین اهورائی ، سرزمین مهر ، سرزمین اسلام ، اقلیم پاک همزیستی گرم  مذاهب واقوام خاک پاک پدران سخت کوش وباشرف ، مهد فرزندان غیور ومادران مهربان وایثار گر .....

اینجا سرزمین ماست، درختانش قامت استواری اند ورودسارانش جلوه زندگی ودشتستان هایش آئینه بی کرانکی  ما در این دیار ، تا همیشه تاریخ خواهیم ماند ومهیب ترین طوفان ها ووحشی ترین باد ها نهیبی از ترس بر چهره مان ودرنگی از تردید در گام هایمان نخواهد گذارد تا خورشید خداوندی هر صبح طلوع میکند ، این سرزمین زنده وجاودانه وپاینده خواهد ماند .

اگر طوفانی گزندی بر آب وآبادانی مان زند با دست های توانا ومعمار فرزندانمان دوباره وبهتر از پیش آبادترش خواهیم کرد واگر خراشی بر اراده وشکیبائی مان بیندازند ، به دانش وتجربه وحلم پدرانمان ، راسخ تر از پیش بازش خواهیم ساخت واگر زخمی بر ما وارد شود ، دست های مهربان مادرانه مادرانمان التیامش خواهد داد ......

اینجا سرزمین ماست ، با مردمانی که زیر باران دلنواز سرزمین مهر می زیند وصلابت وپایداری وجاودانگی شان را پاس میدارند وپروردگار مهربانشان را سپاس می گذارند وپرچم سه رنگشان را بر بلند ترین قله کوه های بلندشان همیشه در اوج اهتزاز نگاه می دارند ...

 

 

خاطره 13  ادامه خاطره 12

با آقای دکتر موسوی که آن موقع مددیر کل بهداری بنادر ساحلی بودند تلفنی در مورد درمانگاه واینکه یک اطاق برای معاینه ، تزریقات ،داروخانه  ،انتظار و اطاق خواب پزشک صحبت نمودم  ( داستان تلفن هم خود داستانی دارد برای تلفن باید به تلفن خانه رفت وتلفن های دسته دار زنگ می زدند سیر تکاملی تلفن تا امروز که به صورت موبایل در آمده است )وشرح کامل درمانگاه را دادم البته ایشان اطلاع کافی از درمانگاه را داشتند  در پاسخ فرمودند اگر مردم 20 درصد کمک کنند ما 80 در صد بقیه را تقبل می نمائیم ، بلافاصله موضوع را با بخشدار بندر دیلم در میان گذاشتم . آقای بخشدار دعوت عمومی از مردم نمود ومن برای آن ها سخنرانی نمودم وبیان کردم اگر مردم بندر دیلم همکاری نمایند با کمک 80 درصد دولت درمانگاه ساخته خواهد شد اعتراض همه بلند شد که این مطالب تکراری است وما سال هااست که از روسای قبلی درمانگاه شنیده ایم بنده گفتم این دفعه من قول میدهم به هر ترتیبی شده درمانگاه را بسازمشما تعد کنید اگر درمانگاه ساخته شد چه کمکی مینمائید وکاغذ بزرگی تهیه واسامی کسانی که با شرط ساخته شدن درماگاه کمک خواهند کرد به اتفاق آقای بخشدار نوشتیم هر به اندازه ای که میتواند کمک کند حتی کسی نداشت بیاید به عنوان بناء یا کارگر چند روز کار کند همه امضا کردند وتعهد نمودند البته با شرط . یکی از خیرین هم با شرط 5000 متر زمین داد با توجه به قول مردم ووعده مدیر کل استان بنادر ساحلی بنه نقشه ای برای درمانگاه کشیدم البته بدون آشنائی مهندسی ورفتم در اهواز به یک بنگاه مصالح فروشی بدون داشتن پول اما جوان تازه فارغ التحصیل با داشتن انرژی جوانی گفتم من رئیس بهداری بندر دیلم هستم می خواهیم  یک درمانگاه در بندر دیلم بنا کنیم ومصالح زیاد می خواهیم و صورت بلند بالائی از آجر ، گچ ، سیمان  دادم وآدرس زمین درمانگاه به ورود مصالح چند بناء وکارگر دعوت به کار در درمانگاه کردم وبا نقشه مهندسی – پزشکی که خود تهیه نموده بودم بدست بناء دادم وکار شروع شد مردم متحیر بودند که این دفعه چه شد که ساخت درمانگاه شروع شدبه هر حال پس از دو هفته دیوار های درمانگاه تقریبا به سقف رسیدومن با تلفن کزائی که شرح آن گذشت با آقای میر کل استان تماس گرفتم که وعده ای که برای ساخت درمانگاه داده اید اجرا کنید درمانگاه اکنن به سقف رسیده وتیر آهن نیاز داردبا تعجب پرسید کی ؟ چگونه ؟  چه نقشه ای ؟ وبا چه پولی ؟ گفتم با همه چراهای شما درمانگاه تا سقف رسیده وما منتظر اجابت وعده های شماهستیم ایشان بلافاصله معاونشان آقای دکتر واحدی پور را برای باز دید فورا اعزام وایشان هم پس از بازدید به تلفن خانه دستی رفتند وبه آقای مدیر کل صحت بیانات بنده را گزارش نمودند ماجرای  جالب از این جا به بعد بود مردم تعهد کرده بودند اگر درمانگاه شروع شود کمک خواهند نمود ، مدیر کل نیز بهمین منوال من هم به مصالح فروشی اهواز 1-2 ماه مهلت پرداخت خواسته بودم . آقای بخشدار مردم را مجددا فراخواند وگفت کمک های خود را و وعده های خود را عملی سازید ، آقای مدیر کل هم در عین حال که خوشحال به نظر میرسید ازکاری که به این سرعت من انجام داده بودم در تعجب فرورفته  وخنده اش گرفت . در عین حال به فکر این بود که چگونه پول را پرداخت نماید . چون برای ساخت درمانگاه می بایستی 3 ماه و3دفعه در روزنامه آگهی مناقصه می شد که نشده بود . می بایستی نقشه درمانگاه توسط مهندسین وزارت خانه تهیه می شد که نشده بود .اما آقای دکتر موسوی مرد متعهد ومسلمانی بود وبه قولش وفادار اما با صحنه ای نو که توسط جوان تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده مواجه شده بود دنبال چاره بود وهیچکدام از وزارت دارائی و مسکن وبهداری زیر بار نمی رفتند بالاخره ماجرا با تمهیداتی حل شد و80 در صد کمک بهداری انجام ومردم هم به قول خودشان که اصلا فکر میکردند مثل گذشته ها انجام نمی شود مجبور به وفای تعهد اتشان شدنددرمانگاه ساخته شد ومن هم برای دوره ای به تهران آمدم وقتی برگشتم بوشهرسیل در بندر گناوه به شدت خانه ها را خراب کرده بودراه باز گشت نداشتمکه در همین زمان آقای پیروز استاندار بنادر ساحلی قرار بود برای بازدید منطقه سیل زده سرکشی وباز دید کند من هم پیشنهاد نمودم منهم باتفاق استاندار وبا هلیکوپتر ایشان برای افتتاح درمانگاه تازه تاسیس راهی بندر گناوه ودیلم شوم  که مورد موافقت قرار گرفت ومن هم برای اولین مرتبه هلی کوپتر سوار شدم .

خاطره 14

در سال1345 بعد از دوره نظامی 4 ماهه در پادگان سلطنت آباد برای گذراندن سپاه بهداشت در روستا ها به قریه مشهد پیراباد در اطراف شهرستان بهبهان رفتم وهفته ای دوروز در یکی از روستا ها به طبابت مشغول بودمام درمانگاهی نداشتیم در یکی از اطاق های مدرسه مستقر بود من کدخدا ( آقای بیژنی ) را صدا زدم وگفتم باید درمانگاهی بسازیم پایگاه سپاه بهداشت در بهبهان کمک هائی از قبیل سیمان می نمود ولی کدخدا گفت اهالی ده وضع خوبی ندارند که کمک کنند من گفتم یک زمین در اختیار بگذاریدوچون کنار کوه بود هر فردی از اهالی 7-8 سنگ بیاورد وهر فردی هم 5 روز مجانا کار کند به این ترتیب با سیمان پایگاه سپاه بهداشت وسنگ های اهالی و کار کردن بنا وکارگر ونقشه اینجانب وسیمان سپاه بهداشت ودر آخر تیر آهن سپاه بهداشت درمانگاه ساخته شد

خاطره 15

بچه 3 ساله دختر با مادرش مراجعه وجلو میز م ایستاد وگفت یک خورده سرما خورده ام  معاینه کردم و نسخه ای نوشتم  پس از معاینه وموقع خاحافظی گفت :

آقای دکتر وقتی دوباره سرما خوردم باز می آیم.

خاطره 16

نوزاد دختر 4 روزه با تب بالا 40 درجه و بیلی روبین 25 بستری گردید وشب برای تعویض خون به اطاق عمل رفتم در موقع تعویض خون فوق العاده گریه می کرد وگاهی با پستانکی که توسط پرستار به دهانش می گذاشت آرام می شد ومجددا گریه میکرد تدریجا گریه وبیقراری نوزاد شدید تر می شد که نرسی که نوزاد را کنترل می نمود اجازه خواست با تلفن موبایل آهنگ برای نوزاد بگذارد ووقتی آهنگ گذاشت نوزاد آرام گرفت وکم کم به خواب رفت بالاخره موسیقی در نوزاد هم موثر بود .

خاطره  17

در تاریخ 27 / 9 / 1372 نوزاد  ف- ن  14 روزه ای را به مطب آوردند با مادر وپدر عصبانی گفتم موضوع چیه ؟ مادر گفت من می خواهم شیر خودم را به نوزادم بدهم واشک می ریخت ولی شوهر اجازه نمی دادومی گفت عقب افتاده می شود من به او اطمینان دادم که با شیر مادر هوش شیرخوار افزایش می یابد اما اوبه هیچوجه زیر بار نمی رفت اختلاف مادر وپدر درمورد شیر مادر دادن وندادن به نوزاد آن قدر بالا گرفت که حتی تا جداشدن پیش می رفت تا جائی که من به پدر گفتم حاضرم محضری به شما اطمینان دهم که با شیر مادر نوزاد عقب افتاده نمی شود  البته پدر رضایت نداد ولی مادر شیر را می دوشید ودر یخچال وفریزر می گذاشت ودر زمانی که مادر در منزل نبود به پدر می گفت شیر خشک را آماده کرده ودر یخچال گذاشته ام پس از گرم کردن به شیرخوار بده واین کار انجام میشد با این ترتیب بدون رضایت پدر شیر مادر داده شد 

  (  البته خانم ها همیشه حرف اول را می زنند وفرمانده کل هستند وهرچه تصمیم میگیرند انجام میدهند  )  الان ف- ن   وارد دبیرستان شده وبا هوش هم می باشد  ومادر هم خوشحال هست که شیر خودش را داده است

خاطره 18

در سال 1363 که به جبهه سنندج رفتم اولین شبی که  وارد سنندج شدم ودر بیمارستان توحید قرار بود تقسیم پزشکان انجام شود وپزشکان منتظر بودند جاها تعیین شود ناگهان آمدند وگفتند کدام پزشک متخصص اطفال قرار است در بیمارستان توحید باشد به من گفتند پزشک متخصص اطفال شما تعیین شده اید دراین موقع اطلاع دادند یک کودک پسر 3 ساله به علت گلودرد بستری شده وحلش خوب نیست گلودرد چرا بستری شده ؟ بلافاصله در ذهنم آمد اینطور که می گویند بد حال است ممکن است دیفتری باشد وفورا جهت معاینه رفتم بخش اطفال که فاصله حدود نیم کیلو متر فاصله داشت رفتم ومعاینه کردم مشکوک به دیفتری بود وآزمایش مستقیم هم تائید کرد  ( ظن طبیب است که تشخیص موارد اورژانس را میدهد ) ودستور سرم ضد دیفتری دادم ولی گفتند نداریم این کودک پدرش از مریوان آمده بودوهشتمین فرزند خانواده وبعد از 7 دختر با رئیس بیمارستان شخصا صحبت کردم گفت سرو ضد دیفتری نداریم فردا درخواست می کنیم از همدان بیاورند من تاکید به اورژنس بودن وامتناع رئیس بیمارستان مجبور شدم با رئیس بهداری سنندج صحبت کنم که همان پاسخ رئیس بیمارستان را شنیدم ولذا با مدیر کل بهداری تلفن کردم که تاثیر نداشت در این موقع با استاندار تلفن کرده وگفتم من به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از شما درخواست میکنم اگر ممکن است با هلیکوپتر سرم ضد دیفتری را دستور فرمائید از همدان بیاورند والا اگر این کودک فوت کند من علیه همه شما ها اعلام جرم میکنم پشت کار من که یزدی هستم به نتیجه رسید وسرم ضد دیفتری پس از دو ساعت آوردند وکودک بهبودی یافت وبعدا کشت مثبت گزارش شد.

خاطره 19

کودک 7 ساله ای را بستری نمودم از یکی از نرس ها که به سر میزد خوشش آمده بود ومیگفت خوش به حال شوهرش وخوش به حال بچه اش .

خاطره 20

 دختر بجه 2 ساله را بستری نمودم غالبا گریه می کردوقتی یکی از پرستاران ناخن هایش را لاک زد آرام شد

خاطره21

درتاریخ 20/ 8/ 1368 دوقلوئی یکی باوزن 1100 گرم ویکی به وزن 900  که هر دو بدحال بودند در بیمارستان رسالت تهران توسط سزارین  متولد شدند واقدامات احیاء برای هردو انجام در روز دوم تولد زردی گرفتند که اختلالات خون مادر ونوزادان  زردی شدید ومجبور شدم یکی 5 مرتبه ودیگری 7 مرتبه تعویض خون نمایم که بی سابقه است وکمتر درتاریخ پزشکی گزارش میشود بالاخره با حالت خوب مرخص وتا یک ماه نیز کنترل شدند چون اهل تبریز بودند وپدر مهندس بود به شهرستان تبریز رفتند بعد از گذشت 4 سال یک روز در مطب بودم که دو قلوئی خوشکل وبا لباس های زیبا با دسته گل وعکس قاب شده دوقلوها با هم به من دادند وگفتند آمده ایم تشکر کنیم چون گفته اند شما مارا نجات دادیدمی توانید خوشحالی من را مجسم کنیدچه روز خوبی بود همیشه به یاد دارم .مهمتر از همه اینکه با وجود بدحالی ویکی 5مرتبه ودیگری 7 مرتبه تعویض خون شده بودند به دو زبان فارسی وترکی هم صحبت می کردند.

مجددا در تاریخ 17/ 6 /1387 دوقلو ها به اتفاق پدر ومادر با خوشحالی به مطب من آمدند ودر حالی که از اقدامات احیاء زمان تولد تشکر می نمودند خبر مسرت بخش قبولی هر دو نفر را در دانشکده مهندسی برق دانشگاه تهران  دادند لحظه بسیار زیبائی بود آن لحظه و خوشحالی آن زمان قابل بیان نمی باشد . در ضمن تابلو نقاشی جالبی هم هدیه آوردند ولی برای من بهترین هدیه سلامتی وهوش وذکاوت هر دو قلو بعد از 5 مرتبه یکی  و7 مرتبه دیگری که   تعویض خون شده بود ند توانسته بودند در بزرگ ترین ومعروف ترین داننشگاه در ایران قبول شوند . من به نیما وپویا وبه  پدر ومادر دوقلو ها تبریک عرض می کنم
   

 

خاطره 22

شیرخوار 11 ماهه به علت مننژیت باکتریال در بخش بستری گردید پرستاران دستورات را اجرا می کردند وخون گیری های مختلف وتزریقات وسرم وصل کردند روز های بعد که به اطاق شیرخوار جهت معاینه روزانه وارد اطاق می شدیم به  من اشاره میکرد ومی گفت بگو اونا برندووقتی به شیرخوار می گفتیم یک بوس بده تا بروند با انگشتان سبابه  ووسط روی لب هاش می گذاشت وبعد به طرف نرس ها تکان میداد .

خاطره 23

نوزاد 12 روزه پسر ع – س   با وزن 1450 گرم که در موقع تولد وزن 2کیلوگرم داشته اکنون با بی حالی ودزهیدراتاسیون شدید وقیافه  سوء تغذیه داخل رحمی و فوق العاده بدحال ودرجه حرارت 5/35  درجه  بستری شد

 فرزند دوم خانواده است فرزند اول دختر 4 ساله و سالم نوزاد در 22 ساعت بعد از تولد به علت قند خون پائین 12 میلی گرم در بیمارستان دیگری بستری وپس از درمان مرخص می شود در روز12  تولد با قند خون 766 میلی گرم بستری میگردد وتحت درمان انسولین تا 18 ماه قرار می گیرددر 8 ماهگی از نظر رشد وتکامل خوب  و در 18ماهگی انسولین قطع ومرخص شد. یک شب پس از پایان کنگره بین المللی اطفال دانشگاه تهران یکی سلام کرد وسوال کرد شما دکتر سلطا ن زاده هستید گفتم بلی وادامه داد من ع-س هستم و الان سال آخر دندان پزشکی هستم چقدر  خوشحال شدم که نوزادی که امید نداشتیم اکنون دندان پزشک است .فورا به آقای دکتر رضی که از آمریکا آمده بودند واین بیمار هم تحت نظر ایشان بود گفتم وایشان هم خیلی خوشحال شدند.
   

خاطره 24

شیرخوار20 ماهه که به علت عفونت ادراری در بیمارستان بستری شده بودپرستاران برای سرگرم کردن و آرام شدن او از طریق گوشی تلفن موبایل موسیقی می گذاشتند وشیر خوار 20 ماهه می رقصید .

خاطره 25

دریکی از سال هائی که به جبهه حق علیه باطل رفته بودم شب ها در اطاقی که جهت استراحت می خوابیدم یک پزشک فوق تخصص قلب هم در همان اطاق می خوابید شب ها موقع خواب تا مدت ها بالش روی صورت می گذاشت ومی خوابید ومن نمی دانستم چرا این کار می کند و هروقت سوال می کردم می گفت من عادت به بالش روی صورت دارم واینطور میتوانم خواب بروم بالاخره سماجت کردم وپرسیدم که

کفت از صدای خر وپف خوابم نمی برد ومجبور هستم بالش روی صورت بگذارم .

خاطره 26

در سال 1347 که از بندر دیلم به بخش شازند اراک که در 36 کیلومتری اراک واقع شده واکنون شهرستان شده منتقل گردیدم در شازند هم درمانگاه ساختمان اجاره ای در یک ساختمان قدیمی وخرابه ای بوددر خواست بنای ساختمان درمانگاه نمودم که بالاخره با پشت کار و سماجت ساخته شد.
   
   

خاطره 27

در موقعی که در سال 1350 در  شازند اراک بودم یک شب برف سنگین می آمد به طوری که راه ها همه بسته شده بود حتی قطار اهواز تهران که از شازند عبور میکرد  در یکی از دهات اطراف شازند خانمی توسط خانم های محلی زایمان می نمود ومشکل پیدا شده بود به دنبال من آمدند با جیپ رفتم در وسط راه جیپ در برف ماند مدتی در سرمای شدید وبرف گرفتار شده  ومن نمی دانستم چگونه نجات یابم که چراغ ماشین را روشن وخاموش میکردیم شاید یکی به کمک ما بیاید ناگهان ترکتوری از دور پیدا شد وبا چراغ هائی که روشن خاموش می کردم متوجه شدند و به کمک ما امدند ومارا به خانه زائو بردند که زایمان با مشکل مواجه شده وچون لازم بود به بیماستان اعزام شود مواقت نمی کردند وما را هم برای برگشتن به شازند کمک نمی کردندبالاخره توضیح دادم جان بچه ومادر هر در خطر است که موافقت کردند وزائو را با تراکتوربه اراک منتقل کردیم ونجات مادر وبچه موفق شدیم .

خاطره 28

یک روز در مطب بچه  4  ساله را که به علت سرفه  آورده بودند معاینه می کردم وکفتم ممکن است آلرژی باشد دستوراتی جهت پیشگیری آلرژی بیان کردم ومنجمله گفتم در منزل کسی سیگار نکشد . بچه بلافاصله با مادرش گفت :

          سیکار کردن ممنوع       گفته جالبی بود

خاطره 29

یک روز یک شیرخوار 2 ماهه ای را به علت اسهال خونی از بخش اورژانس در بیمارستان رسالت تهران در سرویس اینجانب  بستری نمودند عصر بود ومن در مطب بودم وبه من اطلاع دادند ومن درخواست آزمایش وسرم دادم تا پس از آماده شدن آزمایش به بیمارستان بروم در اطلاعیه بعدی گفتند یک متخصص وجراح اطفال در بیمارستان حضور دارد ( آقای دکتر کشکولی ) گفتم با ایشان مشاوره به عمل آیدوایشان پس از معاینه تشخیص انواژیناسیون  ( پیچ خوردن  روده ) را دادند وقرار شد شب به اطاق عمل برود که من تعجب کردم چون معمولا انواژیناسیون در 6-24 ماه ایجاد می شود خودم هم به اطاق عمل رفتم ومشاهده کردم که تشخیص انواژیناسیون صحیح بوده است.از موارد بسیار نادر که همیشه در مواجهه با اسهال خونی باید در نظر داشت وشک داشت ظن طبیب است که در تشخیص موارد اورژانس کمک می کند.

خاطره 30

در یکی از شب ها اواخر مطب حدود ساعت 8شیرخوار 11 ماهه ای را به علت تب بالا به مطب آوردند که شروع تب از 5 روز قبل بوده وبه یک مرکز آموزشی مراجعه وآزمایش  خون می شود بعد از گرفتن آزمایش با تشخیص عفونت ویرال تحت درمان قرار میگیرد دو روز بعد به علت پائین نیامدن تب مجددا به همان مرکز مراجعه و این دفعه توسط همکار دیگری معاینه وتحت درمان آنتی بیوتیک خوراکی قرار می گیرد ودو روز بعد به علت اینکه با وجود آنتی بیوتیک خوراکی تب پائین نیامده به مطب اینجانب مراجعه ودر معاینه جز تب 40 درجه مشکل دیگری نداشته است اینجانب درخواست آزمایش فورمول شمارش و سدیمانتاسیون سی آر پی میکنم حدود ساعت 11 شب از بیمارستان تلفن که آزمایش فورمول شمارش طبیعی ولی سدیمانتاسیون خون 123 وخیلی بالا بود  لذا دستور بستری را دادم وساعت 2 صبح  برای معاینه مجدد به بیمارستان رفتم وپونکسیون مایع نخاع انجام نتیجه بزل مایع نخاع 62000 گلبول سفید با اکثریت پلی نوکلئرکه از موارد بسیار نادربود کفتم ممکن است تکنسین شب اشتباه کرده باشد وگفتم لام آنرا نگاه دارند ودرمان مننژیت باکتریال شروع کردم روز بعد با رئیس آزمایشگاه چک کردم کفتند صحیح می باشدولام ان را هنوز نگه داشته ام چون از موارد بسیار نادر مننژیت باکتریال می باشد که تا بحال در ایران واکثر نقاط جهان گزارش نشده ومدت دوهفته درمان و نتیجه کشت خون پنوموکوک گزارش گردیدبزل مایع نخاع آخر درمان هنوز 100 سلول داشت با افزایش پلاکت خون وافزایش مجدد سدیمان همراه ساب دورال افیوژن که یا تشخیص مورد نادر دیگری به نام بیماری کاوازاکی تحت درمان وبهبود یافت

خاطره 31

در بیست وسومین کنگره بین المللی اطفال در چین که از 150 کشور وانجمن های پزشکان کودکان تشکیل شده بود یک خانم دکتری با ویلچر و 90 ساله از کشور فیلیلیپین شرکت کرده بود من به خانم پروفسور شلر رئیس انجمن های کودکان جهان گفتم باید از چنین پزشکی که در سن 90 سالگی وبا ویلچر از راه دور شرکت کرده است  تشکر وقدر دانی بشودکه خانم پروفسور شلر از یادآوری اینجانب تشکر ودر روز پایان کنگره از این خانم 90 ساله تجلیل شد .ومورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت وهدیه ای هم به ایشان از طرف کنگره اهداء شد .

خاطره 32

درسال های اولی که در بیمارستان رسالت تهران  ( در سال 1357 ) بودم یک مورد کودک 5 ساله ای به علت گلودرد  مراجعه کرد که از تبریز توسط یکی از پزشکان که از  انترن های سابقم بود معرفی شده بود بعد از معاینه جهت آزمایش اگزودای حلق به آزمایشگاه معرفی واز نظر دیفتری هم آزمایش دادم بعد از 2-3 ساعت اطلاع دادند که اسمیر حلق از نظر دیفتری مشکوک است که بیمار رفته بود ومن هیچ آدرسی از او نداشتم نمیدانستم این مورد اورژانس را چه کنم با آزمایشگاه صحبت کردم گفتند آدرس بیمار را نداریم بلا فاصله من اسم پزشکی که معرفی کرده بود به خاطرم آمد لذا من به اطلاعات تلفن خانه تبریز زنگ زدم وتلفن پزشک را خواستار شدم وبا آن تلفن با پزشک معرفی کننده خطر تاخیر درمان را ذکر وخواستم هر طور شده تلفن بستگان بیمار را در تهران پیدا کنند وبه او اطلاع دهند هرجه زود تر جهت درمان دیفتری مراجعه نماید این کار انجام شد  وکودک 5ساله مراجعه وهمان شب درمان دیفتری انجام وکودک از مرگ حتمی نجات یافت

خاطره 33

کودک 4 ساله ای (ط – ا ) جهت معاینه روی تخت معاینه خواباندم و ترمومتر زیر بغل اوگذاشته بودم به مادرش گفت مامان می خواهم از تخت پیاده شوم ( یعنی از تخت معاینه پائین بیایم )

خاطره 34

شیرخوار 23 ماهه وقتی معاینه می کردم ودر جه ترمومتر گذاشته بودم پس از معاینه کفت حالا باید ببینید چند کولیم ؟مادرش بلافاصله گفت منظورش چند کیلو است ؟ واخر کا ر گفت 12 کولیم و رفت .

خاطره 35

مادری کودک 3 ساله اش را آورد بعد از معاینه آزمایش توصیه گردیدوداروی مسکن هم داده شد روز بعد مادر به همراه بچه مراجعه وجواب آزمایش آورده بود که گفتم احتیاجی به نسخه مجدد ندارد وخداحافظی نمودند ورفتند بعد از چند لحظه در سالن انتظار کودک زاز زاز گریه می کرد ومنشی پرسید چه شده ؟ کودک گفت آقای دکتر آب نباتم را ندادند ومنشی آمد آب نبات  را گرفت وبه اوداد وکودک آرام گرفت ورفت .

خاطره 36

در یکی از روز هائی که د ر اسفند ماه  سال 1362 به جبهه به اهواز  رفته بودم وضعیت فوق العاده بدی بود همه ماشین ها و اتوبوس ها خاک مال شده بودصندلی های اتوبوس هارا برداشته بودند وهمه اتوبوس ها پر از مجروحین بود مرتب از میدان نبرد حق علیه باطل مجروح می آوردند تخت های بیمارستان رازی وهمه اطاق ها وروی زمین اطاق ها وحتی کف حیاط بیمارستان پر از مجروح بود وضعیت عجیبی بود همه پزشکان مشغول مداوا بودند یادم هست که در یکی از روز ها وزیر بهداشت و درمان وآموزش پزشکی جناب آقای دکتر هادی منافی هم حضور داشتند جوانی 17-18 ساله دیدم که مجروح شده بود وقیافه ناراحتی داشت  پیش او رفتم که ببینم چه شده ؟ تیر به قفسه سینه اوخورده بود واز طرف دیگر خارج شده بود  به او دلداری دادم که خوشبختانه چیزی نشده اما او ناراحت از این بود که شهید نشده است واجازه برگشت به جبهه را می خواست این جوان ها همان جوانانی هستند که کشور را از شر اجانب محفوظ داشتند وافتخار آفریدند .

خاطره 37

در روز 21 بهمن 1357 که من در بیمارستان رویال تهران ( رسالت تهران ) مشغول بودم وتظاهرات برعلیه رژیم شاهنشاهی به شدت خود رسیده بود تعداد زخمی ها مرتب اضافه می شد بیمارستان ها از کمبود گاز وپنبه وسایر وسائل کمک می خواستند خانم پیری حدود 85 ساله با چراغ لامپای نفتی ومقداری گاز وپنبه به بیمارستان آورد وگفت ممکن است برق برود وبه این چراغ در بیمارستان احتیاج شود این عمل در نوع خود بی نظیر است این نشان از ایثار وهم بستگی مردم است

والهام از تعالیم اسلام وشعر سعدی می باشد :

بنی آدم اعضای یک پیکرند             که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار
   

 خاطره 38

در روز های قبل از انقلاب ودر جریان تظاهرات مردم بر علیه رژیم شاه آقائی به داروخانه بیمارستان رویال تهران مراجعه وبا یک کیسه پلاستیکی پر از اسکناس تحویل داد وگفت کسانی که نسخه داشتند و توان پرداخت ندارند از این پول داده شود در کجای دنیا این هم بستگی وجود دارد ؟

خاطره39

در سال های 1367 و1368 که در بخش عفونی اطفال در سمت استادیار دانشگاه انجام وظیفه می نمودم  یک بیماری را با پلورزی بستری وتشخیص های مختلفی مطرح گردید در ضمن رادیو گرافی های متعدد سایه دندانی در ریه مشاهده شد وقتی از گذشته بیمار سوال شد معلوم شد چند ماه قبل کودک را به دندانپزشکی برده بودند ودندان کودک راکشیده اند ولی دندان کشیده شده را پدر و ومادر  ندیده اند احتمالا  دندانپزشک بعد از کشیدن دندان از دستش افتاده وگمشده وتوجهی نکرده ودر کودک بعدا در ریه عفونت کرده و به این علت مراجعه و بستری شده است که بعد از درآوردن دندان بهبودی یافت.
   
   

خاطره 40

من تلفن منزلم را به همه والدین برای موارد اورژانس داده ام وروی کارت ویزیت ونسخه هم ذکر کرده ام البته بعضی از بیماران هم بدون اینکه مورد اورژانس باشد گاهگاهی تلفن می کنند اما این دفعه واقعا مورد اورژانس بود ساعت 2 بعد از نیمه شب بود که بیماری به علت استفراغ های مکرر وبیقراری فرزند 2 ماهه اش اظهار ناراحتی می کرد گفتم جهت معاینه به منزل بیاوردتا اورا معاینه کنم آمد وپس از معاینه معلوم شد که شیرخوار 2ماهه مبتلا به فتق مختنق است واگرفورا عمل جراحی صورت نگیردگانگرن روده ایجاد خواهد شد بیمار در بیمارستان رویال تهران بستری وهمان شب عمل چراحی توسط آقای دکتر صادقیان جراح اطفال انجام ونجات یافت.

در سن بیست سالگی

خاطره41

نوزادی تازه متولد شده بود وگروه خون نوزاد  اوی منفی              بود پدر وقتی از من سوال کرد وگروه خون اورا گفتم  من ومادرش گروه خون اوی مثبت          هستیم چطور شده که گروه خون نوزاد منفی است پس از توضیح کامل که به اودادم گفت آخر میگویند خون اوی منفی خوب نیست من گفتم اتفاقا بهترین است چون او می تواند به همه خون بدهد وتعدادی  را مرگ نجات دهد مگر در قرآن خداوند مرتب از انفاق صحبت نکرده است درست است که خودش نمی تواند از همه خون بگیرد .

خاطره 42

درسال1340 برادر من که آن موقع 24 ساله بودبه علت دل درد معاینه وتشخیص بدخیمی داده بودند توسط جناب آقای پروفسور عدل تحت عمل جراحی قرار گرفت وبعد از عمل متاسفانه بدخیم گزارش شد که به برادر گفتیم زخم اثنی عشر است ولی پدرم که سوال کرد تشخیص چیست  ؟ حقیقت را به اوگفتیم وایشان که در ماه مبارک رمضان بود ونزدیک افطار ما در محل میدان 24 اسفند سابق  ( میدان انقلاب فعلی ) بودیم پدرم ارتباط خوبی با خدا داشت  در عین اینکه از بدخیم بودن بسیار ناراحت وغمناک شد صدای اذان مغرب به گوش رسید واو رو به آسمان کرد گفت خدایا اگر عمری از من باقی است 10 سال آن را از من به پسر جوانم عطا کن پس از آن مشغول مداوای برادر بودیم ومن آن موقع دانشجوی سال چهارم پزشکی بودم متاسفانه در 17 دی ماه 1341 پدرم فوت نمود وموضوع مهم این که درست 10 سال تمام پس از فوت پدرم ساعت 58/11روز 16 دی ماه 1351  یعنی درست 10 سال تمام  برادرم فوت نمود که به معجزه شبیه بود.

خاطره43

در سال 1342-1341 که من دانشجوی سال پنجم پزشکی بودم ودر بیمارستان امیر اعلم استاژر بودم یک روز پسرخاله ای داشتم که به علت پو لیپ وانحراف بینی ناراحت ومی خواست جراحی شود به من گفته بود ومن به او گفتم صبح به بیمارستان امیر اعلم بیا تا تورا معرفی کنم چون به این زودی وقت بستری نمی دادند یک روز صبح پسر خاله به بیمارستان امیر اعلم آمدومن در حالی که پروفسور جمشید اعلم به اتفاق سایر اعضاء علمی بیمارستان در راهرو در حرکت بودند وبرای راند بیماران می رفتند به پروفسور جمشید اعلم گفتم  ( در حالی که با دستم اشاره به پسر خاله ام کرده بودم ونشان میدادم گفتم این آقا پسرخاله من است دستور فرمائید جهت عمل جراحی پولیپ وانحراف بینی بستری نمایند ( وقت گرفتن مشکل بود وبه این زودی وقت نمی دادند با آقای پروفسور هم کسی جرات حرف زدن نداشت ) پروفسور در حالی که به اعضاء هیئت علمی نگاه می کرد گفت خودش را نمی شناسیم پسر خاله شا معرفی می کند اما بالاخره احترام گذاشت وبه آقای دکتر مرشد گفت ترتیب بستری اش را بدهید.پسر خاله بستری وفورا عمل جراحی انجام گردید.

خاطره44

در زمانی که من در دوره پیش دبستان بودم در محله خرمشاه یزد زندگی میکردیم  در آن موقع سید بزرگواری بود که بناء بود ودر نزدیک حسینیه خرمشاه  وبنای مسجد خرمشاه که بنای خشتی بود در کنار آن حفره کوچکی دو متر در سه متر که کاه گلی و در اثر آتش روشن کردن سیاه شده بود زندگی میکرد ودر آن موقع وضع خوبی نداشت پدرم هر روز صبح یک دبه کوچک شیر گاو به من می داد و می گفت برای آن آقای سید ببرم اکنون آن سید وضع خوبی دارد و 6 فرزند پسر دارد که همگی شغل های بسیار بالائی دارند  وهر کدام در ادارات مختلف مسئولیت حساسی دارندومنشا خدمات برای کشور می باشند .
   

خاطره 45

چهارده سال بعد از دستگیری من به علت پخش اعلامیه های امام خمینی در تاریخ 3/3/43 درزمان نماز مغرب وعشاء پنجشنبه19/11/1357 در مدرسه رفاه موفق شدم به اتفاق تعدادی ( حدود 30 نفر ) از پزشکان انجمن اسلامی اولین نماز را در خدمت امام خمینی بر پاداریم وآقای دکتر عالی از طرف پزشکان خیر مقدم گفتند و امام خمینی هم بیاناتی ایراد فرمودند واین خاطره به یاد ماندنی از روز های قبل از انقلاب میباشد

خاطره 46

کودک 10/2 ساله به اتفاق پدر ومادرش به مطب آوردند گفتم چه شده است ؟ بلافاصله کودک گفت آقای دکتر   "   دستم جوش آمده   :  هی می خوارانم زخم میشود چکار کنم ؟ در این موقع قبل از اینکه جواب کودک را بدهم صدای گریه بچه ای در سالن انتظار به گوش رسید  کودک گفت آقای دکتر چون آب نبات به او نداده اید گریه می کند .

خاطره 47

یک روز کودک 9/2 ساله را به مطب آوردند  ومادرش تعریف میکرد دیابت دارد

ومادرش  معتقد بود که علتش ترس کودک بوده است وماجرا را اینطور تعریف کرد :

گربه سیاه باعث ترس کودک شده وگفت در 5/2 سالگی کودک گربه سیاهی در خیابان زیر یک ماشین می بیند وشدیدا می ترسد دفعه دوم در هنگام بازی در پارک گربه سیاه دیگری می بیند وبه طور وحشتناک می ترسد دفعه سوم که کودک می ترسد بدین ترتیب است که مادر برای کودک سی دی میخرد وبرای او می آورد که از بد حادثه وقتی کودک تماشا می کند در آن گربه سیاهی بوده که شدیدا وحشت می کند واز آن به بعد مبتلا به دیابت می شود .

خاطره 48

در روز 21 مهر ماه 1369 که اولین کنگره عفونی اطفال توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و به ریاست جناب آقای دکتر ولایتی وزیر امر خارجه  در هتل لاله برگزار گردیدوجناب آقای رفسنجانی ریاست محترم جمهور پیام فرستادند وجناب آقای حبیبی معاون محترم ریاست جمهورکنگره را افتتاح نمودند اینجانب دبیر کنره بودم وآغاز کنگره برای پیشگیری از بیماری ها به اصل امر به معروف و نهی از منکر درخواست نمودم هفته پیشگیری توسط دولت اعلام شود و هر روزی از هفته به یکی از پیشگیری ها اختصاص یابد ( نوار سخنرانی هم در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی موجود است  )که خوشبختانه در آذر ماه 1379 در نماز جمعه توسط حضرت آیت الله خامنه ای هفته امر به معروف ونهی از منکر اعلام گردید.

خاطره 49

صبح روز جمعه کودک 5 ساله ای را به طور اورژانش به منل آوردند که سرفه شدید وتب بالا داشت کودک عروسکی را در دست داشت ودر حالی که عروسک را خم میکرد گفت آقای دکتر دارد سلام می کند

خاطره 50

کودک 5/2 ساله را به مطب آوردند گفتم چی شده ؟ کودک گفت  : شیمکم درد می کنه    )      ( منظور ش  شکمش بود )  ودر موقع معاینه گفت من گریه نمی کنم  بعد از معاینه شکلات می خواست که به او دادم  در موقع خدا حافظی گفت آقا دکتر زود زود می آیم شکلات بگیرم

خاطره 50

یک روز بیمار دوقلوئی داشتم که قل اول را آورده بودند  که در موقع مراجعه 6/2 ساله بود واسم و فامیش را که پرسیدم درست جواب داد پس از معاینه موقعی که نسخه را می نوشتم گفت آقا دکتر   :  آبیلاز بده  : که پدرش فورا گفت منظورش آب نبات چوبی است  بعد از اینکه آبیلاز گرفت  گفت برای وصال هم آبیلاز   بده           ( قل دوم ) وقتی آبیلاز را به اودادم آبیلاز جدید را که رنگ دیگری داشت برای خودش برداشت وآبیلازی که قبلا برای خودش داده بودم گفت این برای وصال است .

خاطره 51

مادری شیرخوار 5 ماهه را که ایلیا بود برای چکاپ ومعاینه به مطب آورد وخواهرش هم که 4 ساله بود به نام پانتئا به همراه ایلیا آمده بود وقبلا از مریض های من بود وقتی پانتئا وارد اطاق من شد  گفت  آقا دکتر من مریض نیستم وایلیا هم مریض نیست آمده که اورا ببینید خوب اورا معاینه کردم  ودستوراتی  به مادر دادم در موقع خداحافظی پانتئا گفت امروز هم به من آب نبات میدهید ؟ که گفتم بله وبه او آب نبات دادم خوشحال خداحافظی کرد .

خاطره 52

یک روز کودک 3 ساله ای را به مطب آوردند  گفتم چی شده مادر گفت مدت ها خارش دارد و احتمال میداد که کرمک    ( اوکسیور )   داشته باشد به کودک گفتم چی شده ؟ گفت آقا دکتر"   پشه خورده تم "

خاطره 53

کودک 3 ساله ای به اتفاق مادرش به مطب آمد  گفتم چی شده ؟ کودک جواب داد مادر جون گلودرد داشت بعد من عطسه کردم  وآب بینیم می آید والان مادرم  هم سرماخورده است

خاطره 53

پدر ومادری با ناراحتی شدید به مطب آمدند به همراه کودک 3 ساله اشان وقتی روی صندلی نشستند سوال کردم چه شده است ؟ بلافاصله کودک جواب داد اقا دکتر زبانم گرفته است بعد من شروع به صحبت نمودنم وسوالاتی مطرح کردم که خواهر داری ؟ برادر داری ؟ گفت ندارم  " مامان وبابا دارم " اما مادر با ناراحتی جواب داد  من اورا چند روز قبل کتک زده ام والان او لکنت زبان دارد و سوال کرد آیا لکنت زبانش مربوط به کتک زدن است  من گفتم پدر ومادر هرگز نباید فرزندشان را کتک بزنند در این موقع کودک 3 ساله با قیافه بشاش رو به مادرش کرد که چرا کتک زده اید ؟ در اینجا من به مادر گفتم اگر مطالب تنبیه کردن را در سایت من در مبحث روان پزشکی کودک  خوانده بودید هر گز کودک را کتک نمی زدید انسان میتواند با نگاهش کودک را تنبیه نماید .

خاطره 54

نوزادی از روز سوم تولد پیش من آوردند  وگفتند مادرش در چهلمین روز بارداری شوهرش در اثر تصادف فوت نموده است جالب توجه انکه پدر نوزاد با همسرش برای ثبت نام مادر که در کنکور پزشکی گرگان به گرگان رفته بودند تصادف در جاده شمال رخ میدهدودر نتیجه پدر فوت می نماید  اکنون کودک دوساله شده اورا برای معاین ه توسط مادر بزرگش به مطب آوردند در موقع ورود کودک تلفن موبایلی  ( اسباب بازی )   در دست داشت وبه من گفت تلفن موبایل است  آقا ببین  در این هنگام مادر بزرگ تلفن دیگری که حقیقی بود به کودک داد وکودک درب تلفن را باز کرد وگفت آقا عکس بابا را ببین  که صحنه غمناکی بود
   

خاطره 55

در سال ها ئی که جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران شروع شده بودومرتب موشک در نقاط مختلف ایران فرود می آمد در اواخر خیلی از خانواده ها در اطراف تهران مسافرت می کردندولی من به علت داشتن  شغل پزشکی وآنکالی در بیمارستان مفید و امام حسین و لبافی نژاد وبیمارستان رسالت تهران مجبور بودم در منزل باشم ودرهمان موقع دولت اعلام نمود که هر کس بخواهد میتواند در منز ل مسکونیش پناهگاه بسازد و حتی در حیاط منزل بسازد  وشهرداری هم اجازه میدهد ولی من در یک اطاق هم کف پناه گاهی به طول  وعرض 4 متر وارتفاع به اندازه دو کیسه شن که روی سقف گذاشته شود  ودودرب ورودی وخروجی اضطراری آهنی با وزن 180 کیلو درب های دوجداره با کلاف های آهنین ساختم وداخل دیوار هم کلاف های آهنین با بتن والبته معاونت محترم سپاه که فرزندانش از بیماران من بودند در جریان واز نظر ایمنی در میان گذاشتم که یکنفر از سپاه کنترل ومناسب بودن آنرا تائید نمودندبه هر حال با چنین اطاقکی ودوکیسه شن  فاصله 3 سقف که بالای آن بود ودودرب اضطراری چند سال را در آن اطاق کوچک ماندم وبیماران اورژانس هم در همان جا در کنار پناهگاه می دیدم وروز ها هم به بیمارستان می رفتم وسالی یک ماه هم به جبهه در شهر های اهواز ،دزفول ،  سنندج ، بروجرد وغیره می رفتم بعد از پایان جنگ در آن اطاق هنوز کیسه های شن رویهم باقی مانده بود واطرافیان بیماران که در مواقع اورژانس به منزل ما می آمدند فکر میکردند کیسه های برنج است که توضیح میدادم بالاخره کیسه ها در سال قبل برداشته شد

خاطره 56

شیرخوار5/3 ماهه ئی را همراه خواهرش که 3 ساله بود به مطب آوردند به خواهرش  گفتم اسم نی نی چیست ؟ گفت ریحانه گفتم چشه ؟ گفت شب ها همش گریه می کند چون شیر نمی خورد

خاطره 57

کودک 3 ساله را به علت تب وسرفه همراه پدر ومادر به مطب آوردند وقتی روی صندلی نشستند گفتم چه شده ؟ کودک گفت آقا دکتر شربت بده که سرد شوم

خاطره 58

دختر 23 ماهه را به علت اینکه پریود شده بود به مطب آوردند بعد از معاینات وآزمایشات معلوم شد بلوغ زودرس است ودرمان انجام شد

خاطره 59

در سال ها ئی که در بندر دیلم طبابت میکردم  ( 1347 ) یکروز کودکی آوردند  که از روستا های اطراف بندر دیلم بود با مختصری حالت استوپور وبیحالی وروز قبل هم به علت سرفه مراجعه کرده بود وشربت سینه برایش روزی 3 قاشق مربا خوری تجویز شده بود از پدرش پرسیم چه شده ؟ گفت شما گفته بودید روزی 3 قاشق شربت بخورد من نصف شیشه شربت را به او دادم که زودتر خوب شود که بیحال شد

خاطره 60

در سال 1360 در بیمارستان رسالت تهران نوزادی دو قلو  که از ناحیه سینه بهم چسبیده بودند متولد شد  ولی قبل از اینکه اقدامی برای جداکردن آن ها انجام گیرد فوت نمودند

   

خاطره 61

در سال 1387 در بیمارستان رسالت  نوزادی با ناهنجاری متولد شد که برای اولین مرتبه در مدت 42 سال طبابت من با آن مواجه شدم پای چپ کوتاه تر از پای راست بود ودر رادیوگرافی استخوان ران نداشت با بخش اورتوپدی میوکلینیک هم مشاوره شد گفتند در حال حاضر نمیتوان اقدامی نمود

   

   

خاطره 62

در11 مهر ماه 1359 که تازه جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران شروع شده بود من در درمانگاه تراب بودم واقای دکتر عباس پاک نژادمسئول درمانگاه بودند وتازه 13 روز بود که جنگ شروع شده بود آقای دکتر پاک نژاد می خواستند به اتفاق دکتر خالقی ودکتر جریری و دکتر بیگلری به جبهه بروند  از من خواستند امضاءکننم که در نبودن ایشان درمانگاه را اداره نمایم  نمیدانم چرا ؟ ولی دلم راضی نبود این امضاء را بکنم بالاخره با اصرار آقای دکتر پاک نژاد امضاء کردم وایشان به اتفاق سه نفر دیگر رفتند وروز 13 مهر در بین جاده خرمشهر –آبادان اسیر گردیدند ومتاسفانه حدود 10 سال اسیر بودند

خاطره 63

در سال1343-1344 که من در بیمارستان معتادین کشیک بودم قرار بود آقای یول براینر وخانم انجی دیکنسون که قرار بود برای بازی در فیلم که در کوه های رید  بختیاری  انجام گیرد به ایران بیایند وقصد داشتند  از یک بیمارستان کودکان هم بازدید کنند ازمن خواستند ایشان را از فرودگاه تا بیمارستان همراهی کنم که من ایشان را به بیمارستان کودکان بهرامی بردم ومورد توجه قرار گرفت

1344/9/11
   

خاطره64

در یکی از روزهای تعطیل کودک 8/2 ساله را به علت دل درد شدید به منزل ما توسط والدینش مراجعه کرد کودک که از شدت دل درد ناراحت بود به من گفت آقا دکتر منو دوست دارید   ؟ و در جریان معاینه مرتب صحبت میکرد وسوال میکرد وخودش جواب میدادوپس از معاینه و وقتی که من مشغول نوشتن نسخه بودم صحبت می کرد ومسائل مختلف بیان می کردخیلی شیرین بود اما چون ساعت 11 شب وروز تعطیل بودمن جوابی نمی دادم کودک به پدر ومادرش گفت آقا دکتر حرف نمی زند  پدر گفت آقا دکتر خسته اند

خاطره 65

در سال 1993 که برای گذراند ن دوره عفونی به میو کلینیک آمریکا رفته بودم در اواخر دوره با یکی از دوستانم که در تکزاس بود گفتم برای دیدن آقای پروفسور فیژین که مولف کتاب عفونی اطفال بود وقت بگیرد که در جریان مسافرت به ایران در تکزاس ایشان را ملاقات کنم که ایشان گفتند به این زودی وقت نمی دهند اما خودم برای ایشان نامه ای وبا فتوکپی صفحه اول کتاب تکس تنفسی که در ایران تالیف کرده بودم فاکس کردم وایشان بلافاصله به من وقت ملاقات دادند ومن به بیمارستان تکزاس مراجعه ودر کلا س معرفی موارد جالب ایشان در ساعت 5/10 صبح  شرکت وبا ایشان وپروفسور کاپلان عکس یادگاری گرفتم  وبعد از کلاس با پروفسور کاپلان رئیس بیمارستان مدت یک ساعت به بازدید بیمارستان پرداختم

خاطره 66

من در کلینیک اطفال و مطب عکس بیش از 500 کودکان وشیرخواران که به مطب مراجعه کرده اند روی دو دیوار وبه طول 1متر در 2 متر نصب کرده ام ودر سایت هم گذاشته ام یک شب در مطب کودک 10/2 ساله مراجعه وبه من گفت آقا دکتر عکس مرا بگیرید می خواهم عکسم آن بالا نصب شود

خاطره67

شیرخوار 2 ماهه ای را به مطب آوردند که به علت مختصری تب به پزشکی مراجعه کرده بود و5-6 شیشه شربت های مختلف به همراه داشت که پس از معاینه داروها قطع گردید وآزمایش داده شد وآزمایش ها طبیعی بود وبدون دارو بهبودی یافت

خاطره68

کودک 3 ساله ای به اتفاق مادرش به آمد گفتم اسمت چیه ؟ گفت علی آقا گفتم فامیلت چیست ؟ که گفت سپس گفتم چه شده ؟ در حالی که دستش روی پیشانی گذاشت گفت داغ شده است

خاطره 69

در سال 1345 در پادگان سلطنت آباد مشغول گذراندن دوره نظامی برای پنجمین دوره سپاه بهداشت بودم یکی از پزشکان که اسمش ضیاء بود مرتب در حال خواندن پلی کپی های نظامی بود که سایر پزشکان اورا (  ضی پو   ) یعنی ضیاء پلی کپی نام نهاده بودند

خاطره 70

کودک 4 ساله ای را به مطب آوردند از او پرسیدم چند سالت است گفت 5 سالم هست وزن کردم 16 کیلو بود گفتم وزن تو به اندازه 4 سال است دوباره تکرار کرد من 5 ساله ام و می خواهم به مهد کودک بروم و 7 تا دوست دارم

خاطره 71

در آذر ماه 1366 که از بیمارستان مفید به بیمارستان امام حسین منتقل گردیدم بخش نوزادان واطفال مخلوط بود ونوزادان را اغلب روبروی ایستگاه پرستاری بستری می نمودند که من به ریاست بخش پیشنهاد نمودم انتهای بخش چند اطاق مجزا گردد وبخش نوزادان جدا شود که گفته شد نباید بخش دور از نگاه پرستاری باشد که البته  درست هم بود چون تعداد نرس بخش کم بودند لذا پیشنهاد دیگری مطرح شد که دو اطاق روبروی پرستاری با برداشتن دیوار وسط بهم وصل ودر موقع ورود به این قسمت رعایت استریل بودن وشستوشوی دست ها تاکید گردد خوشبختانه مورد موافقت قرار گرفت ومدتی بخش نوزادان این طوری  بود تا بالاخره انتهای بخش به بخش نوزادان و مراقبت های ویژه نوازان تبدیل گردید وهم اکنون دو اطاق اولی که قسمتی از دیوار وسط را برای بخش نوزادان برداشته بودند هنوز باقی است

خاطره72

در سال 1344 که از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده بودم چند روزی به شهرستان زادگاهم رفته بودم در یکی از روز ها گفتند یک خانمی در همت آباد که در چند کیلومتری شهر واقع است دچار تب واستفراغ شده ولازم است یکی از پزشکان اورا معاینه کند در آن موقع من ودو پزشک فامیل که هر سه پزشک عمومی بودیم  ودرحال حاضر یکی متخخص اطفال ودیگری متخصص بیهوشی ومن هم متخصص اطفال هستیم قرعه بنام من در آمد ومن رفتم واحتمال مننژیت دادم وبه بیمارستان منتقل وبزل مایع نخاع مننژیت را تایید نمود ودرمان شد وشوهرش هم در آن زمان مکه رفته بود والان صاحب چند اولاد وحالش  خوب است

خاطره 73

در روز جمعه 10 /3/87 یکی از نوه های یکی از ائمه جمعه معروف تهران مبتلا به مننژیت گردیده بود که درمان انجام وسه روز بعد از شروع درمان امام جمعه که ناراحت ونگران حال نوه بودند تلفن کردند بنده به ایشان گفتم یک کودک یک ساله سال ها قبل داشتم که به مننژیت مبتلا و بعد از درمان پس از چند سال حافظ قرآن گردید واز دست ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جایزه دریافت کرد وگفتم امیدوارم ایشان هم همینطور حافظ قرآن شود که خیلی خوشحال گردیدند وتشکر نمودند کودک بادرمان کامل وحالت خوب از بیمارستان مرخص گردید
   

خاطره 74

کودک 3 ساله همراه مادرش به مطب آمدند که به علت تب وسرماخوردگی مراجعه کرده بود بعد از معاینه واندازه گیری قد ووزن ودستورات لازم ازتخت معاینه آمد وروی صندلی کودک نشست وگفت حالا نوبت آب نبات چوبی است

خاطره 75

شیرخوار 6 ماهه ای را به مطب آوردند قبلا گفته بودیم تا 6 ماه فقط شیر مادر داده شود واکنون پدر با عجله گفت دستور غذای کمکی را بدهید گفتم بعد از انجام واکسن های 6 ماهگی ومعاینه خواهم گفت که پدر با شوخی گفت     " آخر فردا برای غذای شیرخوار رستوران رزرو کرده ایم "

خاطره 76

کودک 3 ساله ای به مطب مراجعه قبل از ورود به اطاق معاینه سکرتر به مادرش گفت چند دقیقه صبر کنید آقای دکتر چائیش را بخورد وقتی زنگ زدم که به اطاق معاینه بیاید کودک به اتفاق مادرش وارد شد وگفت     آقادکتر چائیت را خوردی ؟

ودر موقع خداحافظی مادرش به کودک گفت خداحافظی بکن  کودک گفت آقای دکتر می خواهند بخوابند  ؟

خاطره 77

در سال 1369که در بخش عفونی اطفال بیمارستان لبافی نژاد بودم کودک 9 ساله ای را از قزوین مراجعه وبه علت گاز گرفتگی سگ که به طور وحشتناک همه بدن ودست وپا گاز گرفته بود بستری شده بود که اقدامات لازم انجام وجهت واکسیناسیون به انستیتو پاستور معرفی گردید

 

خاطره  78

دختر 5/2 ساله ای به علت گاستروآنتریت در بیمارستان رسالت تهران بستری وتحت درمان قرار دادم صبح روز بعد جهت معاینه به اطاق کودک رفتم دیدم سرم به دست راست او وصل است ولی کودک با دست چپ قلمی به دست گرفته وروی دفتری در حال نوشتن است که برای من دیدن این صحنه خیلی جالب وعکس گرفتم که می بینید
   

خاطره 79

کودک 5/3 ساله ای به اتفاق مادرش به مطب آمد ودر لحظه ورود گفت آقا دکتر من بزرگ شدم واز آمپول نمی ترسم وپس از معاینه که از تخت پائین آمد وروی صندلی نشست و گفت حالا نوبت شکلات است وقتی من  شکلات به او دادم وفرم آن با دفعه قبل تفاوت داشت گفت من این شکلات را نمی خواهم شکلات دیگر می خواهم که تعویض کردم وخوشحال خداحافظی کرد

خاطره 80

کودک 3 ساله ای را به علت آدنوپاتی گردن در بیمارستان رسالت تهران جهت درمان بستری نمودم بعد از  4 روز درمان یک روز صبح حدود ساعت 8 صبح بعد از ویزیت کودک از من پرسید آقای دکتر اجازه میدهید قرمه سبزی بخورم جواب دادم بله اشکالی ندارد بلافاصله کودک گفت مامان قرمه سبزی را بده ومادر از یخچال آورد  من با حالت تعجب پرسیدم  مگر صبح زود قرمه سبزی بیمارستان می آورد مادر گفت کودک شب قبل گفته است از منزل قرمه سبزی بیاورم  وگفته اجازه را از دکتر میگیرم فردای آن روز هنگام معاینه کودک درحالی که دست راستش سرم وصل بود با دست چپ مشغول نقاشی بود
   

خاطره 81

کودک 4/2 ساله به علت تشنج های مکر وتب در بیمارستان رسالت تهران بستری ودرمان گردید درروز آخر که قرار بود پس از معاینه مرخص گردد به اطاق کودک رفتم بغل مادر بود وحالش نسبتا خوب بود به او گفتم می خواهی تورا مرخص کنم بروی خانه  ؟ گفت  نه   مجددا سوال کردم می خواهی بیمارستان باشی یا بروی منزل   ؟  گفت بغل مامان  گفتم بغل مامان در منزل یا بیمارستان  گفت آنجا  إ

خاطره  82
درسال 1341دریکی از شب های تابستان  در خیابان باب همایون وپشت بام یک چاپخانه از طرف جناب آقای مهندس بازرگان شام دعوت  شده بودیم  که به مناسبت آزاد شدن آقای مهندس بازرگان از زندان وایشان سخنرانی نمودند وسراغ بعضی از دوستان را گرفتند که پاسخ دادند تازه دستگیر وبه زندان رفته اند ایشان داستانی را نقل نمودند که در مازندران در زمان گذشته کشاورزان بعضی از روز ها به علت تب مالاریا در منزل بستری وتب و لرز داشتند چون مالاریا تب یک روز درمیان یا دو روز درمیان وبعضی سه روز درمیان داشتند وزندان رفتن دوستان را هم همینطور مثل تب مالاریا مثا ل زدند که فلانی به زندان رفته وپس از چند روز بر میگردد ومجددا به زندان میرود مثل تب مالاریا

   

خاطره 83

پدر ومادر فرزند سه ماهه ای را برای کنترل وزن وقد ورشد وتکامل به مطب آوردند  که یبوست 2-3 روزه داشت پس از معاینه وزن نوزاد کمی بیشتر از عادی بود و فقط شیر مادر استفاده می کرد به والدین گفته  شد که وزن نوزاد خوب است یبوست هم اشکالی ندارد و به پدر گفتم به مادری که اینقدر خوب توجه کرده وخوب شیر داده است باید جایزه داد وبهتر است یک سکه به مادر بدهید چند روز بعد روز جمعه مادر به منزل تلفن کرد که من مادر همان شیرخواری هستم که گفتید خوب شیر داده ام وگفتید همسرم باید سکه به من بدهد گفتم سکه را گرفتید  گفت بلی ولی سکه     25 تومانی  إ إ إ وگفت به عنوان اینکه خوب شیرداده ام در قلک به عنوان یادگار نگه میدارم بعد هم بیان کرد که 4 روز است اجابت مزاج نداشته گفتم اشکالی ندارد ودرمانی لازم ندارد اجابت مزاج نوزادان ممکن است روزی 8 مرتبه تا 3-4 روز یک مرتبه باشد

خاطره 84

دریکی از روز ها در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیمارستان امام حسین نوزاد 17 روزه را به علت خونریزی مغزی بستری شده بود که در شرح حال رزیدنت مسئول ذکر کرد  علت ضربه مغزی است که مادر اپی لپسی داشته ودر حین شیردادن ناگهان تشنج کرده ونوزاد روی زمین افتا ده است پس از به هوش آمدن مجددا مادر شروع به شیردادن نوزاد می نماید وبرای بار دوم متاسفا نه مجد دا تشنج می نماید ونوزاد روی زمین می افتد وبعد به علت بدی حال عمومی به بیمارستان می آورند ودر بخش مراقبت های ویژه نوزادان بستری میگردد ودر سی تی اسکن مغز خونریزی جمجمه نشان می دهد  این خاطره بسیار تاسف آ ور اما عبرت آموز می باشد به اطرافیان مادر شیرده توجه می دهد  اگر مادر اپی لپسی دارد باید در حین شیر دادن نوزاد مادر ونوزاد را مراقب باشند در درجه بعد به پزشکان یاد آور می شود اگر مادری در موقع زایمان در شرح حال اپی لپسی ذکر می کند به اطرافیان مادر تذکر دهند که در موقع شیر دادن نوزاد مادر ونوزاد را تحت نظر داشته باشند

خاطره 85

پدر ومادر ومادر بزرگ نوزادی به علت گریه زیاد نوزادرا به مطب آوردند در حین معاینه مادر بزرگ ذکر کرد که مادر نوزاد هم در دوره نوزادی زیاد گریه می کردیک روز به علتی مجبور بودم نوزادم را به مدت سه ساعت تنها به فامیل بسپارم وقتی برگشتم گفتند در این مدت خیلی گریه وبیقراری نموده وبه هیچوجه ارام نمی شده که روسری من را نزدیک نوزاد گذاشته اند وبا کمال تعجب آرام شده است چه عظمتی است که :

بغل کردن مادر ، شیردادن  توسط مادر  ، شنیدن صدای قلب مادر ، روسری مادر که بوی مادر می دهد همه میتوانند نوزاد بیقرار را آرام کنند

خاطره  86

در سال های 1352-1353 در کنکور امتحان اورتوپدی دانشگاه ملی شرکت نمودم در امتحان حدود 550 نفر شرکت و5 نفر می خواستند سوالات تستی نبود وکامل نوشته میشد ومن نفر دوم شده بودم در مصاحبه وقتی به اطاق مصابحه رفتم اساتید مصاحبه کننده از من حدود جغرافیا ئی لوکزامبورگ را سوال کردند و سوال بعدی تورم اقتصادی را پرسید ند که مورد سوال من بود که چرا در امتحان اورتوپدی جغرافیا واقتصاد سوال میکنند پس از خروج از جلسه امتحان تعدادی از دانشجویان گرد من حلقه زدند وپرسید ند سوال چه بود و من سوالات را گفتم وبا حالت تعجب گفتم نمی دانم چرا این سوالات  را از من کردند ویکی از دانشجویان گفت می خواستند رد ت کنند که درست بود وآن دانشجو که این جواب را به من داده بود و نفر هفدهم بود  بعدا قبول شد إ إ پارتی بازی در دانشگاه ملی

خاطره 87

کودک 4 ساله ای به علت اسها ل شدید به اتفاق مادرش مراجعه پس از معاینه دستور سرم خوراکی  او-آر –اس داده شد ونامه ای هم برای مواقع ضروری که اگر تشدید یافت یا کودک سرم خوراکی را نخورد برای سرم تزریقی به بیمارستان مراجعه کند خیلی جالب بود کودک حرف های مرا به دقت گوش می کرد وموقع خداحافظی به من گفت آقای دکتر آب هائی که گفتید آن قدر می خورم که سرم نزنند

خاطره 88

آخرین کنگره ای که استاد دکتر محمد قریب در پنجم شهریور 1353 در شهر تبریز شرکت نمودند قرار بود کنگره را ایشان افتتاح نمایند متاسفانه از شب قبل ایشان مبتلا به تب شدید شدند ولی با وجود تب وکسالت شدید در مراسم افتتاح شرکت واین گونه سخن آغاز نمودند:

خوشحالم از اینکه می بینم مشتاقان علم از تمام نقاط کشور در تبریز گرد آمده اند، ولی تعجب می کنم که چرا  ؟ در شهر تبریز  که باید تب ها بریزد  من تب کرده ام ونمی توانم آنطور که باید ادای دین کنم

خاطره 89

خاطره دیگر از استاد دکتر محمد قریب در مورد مرحوم آقای دکتر بینش ور استاد بیماری های عفونی آقای دکتر سید جعفر لواسانی   نقل می کنند که در سالهای 1333-1334 در زمستان  دچار عفونت شدید ریوی می شوند  ( پنومونی ) ومدتی در منزل وسپس در بیمارستان بستری و تحت درمان قرار می گیرند  با وجود همه اقدامات انجام شده تب شدید ادامه داشته وقطع نمی شود وحالت بیمار هرروز بدتر می شود تمای دوستان پزشک واساتید دانشکده پزشکی توصیه های لازم را می نمایند ولی تب همچنان بالا باقی می ماند بالاخره به توصیه یکی از همکاران قرار می شود از مرحوم استاد دکتر محمد قریب برای عیادت و کسب نظریه دعوت شود  خوب ، طببعی است که گروهی با این دعوت با توجه به متخصص اطفال بودن دکتر قریب مخا لفت می کنند گفتگوی مفصلی بر پا شده وبعد از بحث وجد ل  ، نهایتا به این نتیجه می رسند که حد اقل این دعوت ضرری برای مرحوم دکتر بینش ور ندارد وسرانجام از مرحوم استاد دکتر محمد قریب دعوت وایشان عیاد ت وفقط دوز آنتی بیوتیک را افزایش می دهد با انجام این دستور داروئی تب بالای دکتر بینش ور قطع شده وحال عمومی وی بهبود می یابد  ، مجد د ا استاد دکتر محمد قریب اآقای دکتر بینش ور عیادت وپس از مشاهده بهبودی وقطع تب  ، با خنده به مرحوم دکتر بینش ور می گوید :
«    دیدی تو هنوز بچه هستی ومن طبیب اطفا ل باید تورا معالجه کنم   »  إ إ

خاطره 90

کودک 4 ساله ای به همراه برادر 5 ماهه اش همراه پدر ومادر برای معاینه شیرخوار 5 ماهه به مطب آمده بودند کودک 4 سا له هم از مریض های من بود و به من گفت دیشب در قصر شما بازی میکردم وراه میرفتم  وپدرش گفت مثل اینکه خواب دیده است

خاطره 91

شیرخوار 23 ماهه را به علت تب  برای معاینه مراجعه کرد وترمومتر  زیر بغلش گذاشتم ومنتظر شدم  در این موقع مرتب به مادر می گفت غغلم کن غغلم کن غغلم کن ومادر گفت می گوید بغلم کن وقتی معاینه تمام شد ودر حین نسخه نوشتن به مادرش می گفت بریم بیرون  در در ه مادرش گفت منظور سرسره است

خاطره  92

خاطره دیگر از استاد دکتر محمد قریب در سال 1341 که من در بخش اطفال بیمارستان هزار تختخوابی استاژر بودم خواهر زاده ام را که آن زمان دو سا له بود وتوسط پدرش که داماد ما بود جهت معاینه توسط استاد به بخش اطفال مراجعه ومن در حین راند بخش که استاد داشتند از ایشان در خواست معاینه نمودم وایشان احترام زیادی  در حضور داماد به من گذاشتندوکودک دوساله را معاینه ودستورات لازم را دادند وبعدا کاملا بهبودی یافت

خاطره  93

در مهر ماه 1369 که من دبیر اولین کنگره عفونی اطفال بودم که توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در هتل استقلال برگزار می شد وریاست محترم جمهور جناب آقای رفسنجانی پیام دادند وتوسط جناب آقای حسن حبیبی معاون اول افتتاح گردید حدود یک هفته بعد از  آزاد  شدن جناب آقای دکتر عباس پاک نژاد  بعد از 10 سال اسارت  در عراق دعوت کردیم  که در کنگره ومراسم افتتاح حضور داشته باشند که موافقت نمودند ودر مراسم افتتاح تشریف داشتند از ایشان به عنوان پزشک وجراح قهرمان آ زادی به مدت 10 سا ل اسارت وبا دادن دو شهید در 7 تیر که جزء 72 تن بودند تقدیر گردید

خاطره  94

کودک 4/3 ساله از دوبی در تابستان به ایران آمده بود که مادرش می گفت دل درد دارد وقتی روی تخت معاینه نشست از کودک پرسیدم چه شده است  ؟  پاسخ داد :

آقای دکتر آمده ام دلم را خوب کنید در حالی که دست روی شکمش گذاشته بود ونشان می داد

خاطره 95

کودک 5/3 ساله به اتفاق پدر ومادر به مطب آمدند وقتی وارد اطاق معاینه شد  به او گفتم چه شده است  ؟  پاسخ داد  آقای دکتر دانه های قرمز روی بدنم هست که نمی توانم بخارانمش شما ببینید وقتی معاینه کردم آبله مرغان داشت که تحت درمان قرار گرفت.
   

خاطره  96
بچه 5/3 ساله ای قبل از اینکه وارد اطاق معاینه شود ودر اطاق انتظار منتظر بود شیرخوار دیگری در حال معاینه بودوگریه می کرد کودک 5/3 ساله به سکرتر گفته بود وقتی من به اطاق معاینه رفتم دروغی و الکی گریه می کنم وقتی وارد اطاق شد می خندید و وقتی روی تخت معاینه رفت شروع به گریه الکی نمود که من به اوگفتم وقتی گریه می کنی باید اشک هم داشته باشی  پس چرا اشک نداری  گفت الکی گریه می کنم   إإ إإ

 

خاطره  97

کودک 5/3 ساله به علت تب 40 درجه وسردرد در بیمارستان رسالت تهران بستری گردید در آزمایش خون محیطی هیپر لکوسیتوز وپلی نوکلئر 90 %  وباند سل 4% داشت که بزل مایع نخاع انجام ومننژیت با کتریا ل رد گردید  با احتمال سپتی سمی تحت در مان آنتی بیوتیک قرار گرفت روز بعد همراه تب بالا دچار دل درد شدید شده بود  وتوسط جراح بعد از عکس ساده شکم وسونوگرافی معاینه وتشخیص شکم حاد جراحی رد گردیداما کودک در این مدت وروز های بعد با دیدن پرستار یا پزشک شدیدا گریه می کرد در روز های آخر درمان ورق برگشت ودیگر با دیدن پرستاران وپزشک ناراحت نمی شد ومی گفت من می خواهم دکتر شوم ودکتر نی نی ها وبه اونا سوزن بزنم ودیگه گریه نمی کنم إإإ
   

خاطره 98

دختر 5/5 ساله که هنوز مدرسه نمی رود وکلاس مکا لمه زبان میرود یک روز معلم زبان به او می گوید من عاشقتم وبلا فاصله در پاسخ می گوید همه عاشق منند إإإ

همین کودک در منزل صبا خوشگله معروف است یک روز به مامانش می گوید صبا خوشگله به انگلیسی چه باید گفت إإإ

خاطره 99

درسا ل 1360 دختر پسرخاله ام که شیرخوار حدود یک ساله بود به علت اسهال خونی در یکی از بیمارستان های خصوصی  تهران بستری شده بود ومدت چند روز طول کشیده بود وحا لش خوب نبود عصر جمعه من به اتفاق همسرم برای دیدار شیرخوار به بیمارستان رفتیم در عین حال اورا قیافه توکسیک دیدم  گفتم با توجه به حال عمومی واینکه آنتی بیوتیک هم تاثیر نداشته شاید انواژیناسیون داشته باشد چون طببیش در آن ساعت در بیمارستان نبود به پسرخاله ام گفتم با پزشک شیرخوار مطرح نماید وپیشنهاد رادیوگرافی دادم که با بی میلی انجام واتفا قا تشخیص انواژیناسیون ( پیچ خوردگی روده ) درست بود با آقای دکتر شفائی جراح اطفال بیمارستان مفید صحبت شد وایشان با وجودحالت عمومی بد جراحی نمودند وحالش خوب شد والان از  دانشگاه فارغ التحصیل شده وازدواج هم نموده است

خاطره 100                      

کودک 4/2 ساله همراه مادرش به علت سرفه وتب به مطب آمده بود در حین معاینه کودک می گفت  ببین درگوشم مورچه نرفته است  ؟ وقتی معاینه تمام شد کودک گفت آقای دکتر در گوشم مورچه نرفته است  ؟    ومن به او گفتم گوشت سالم است ومورچه ندارد نسخه کودک را نوشتم وبعد از شرح دارو به مادر کودک داده شد کودک منتظر شکلات بود که به او شکلات معمولی داده شد  او با نگاه مخصوص به آن نگاه کرد وگفت من آب نبات چوبی را می خواهم وقتی به اودادم خندان خداحافظی کرد ومادر هم از این اتفاق خنده اش گرفت

خاطره  101

دختر بچه 5/2 ساله ای به علت سرماخوردگی به اتفاق مادرش به مطب آمد ند گردن بند قشنگی داشت به اوگفتم گردن بند قشنگی داری مثل خودت زیبا است گفت آره گردن بند را عمه پری برام خریده در خونه هم گردن بند دارم ومن حلما خوشکله هستم .

خاطره  102

در تاریخ 15 مرداد ماه هشتاد و هفت مراسمی با شکوه برای تقدیر از جناب آقای دکتر احمد سیادتی استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران از طرف دانشگاه تهران وسازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران وانجمن پزشکان کودکان ایران در تالار امام بیمارستان امام خمینی در ساعت 11 صبح برگزار وهرکس از فعا لیت های درخشان استاد صحبت می کردند تابلو زیبائی با نوشته های یک کودک جلب توجه میکرد واستاد نیز خود صحبت نمودند وگفتند 50 سا ل خدمت در راه سلامتی و آموزش در ایران دارم وآروزو می کنم 50 سا ل دیگر هم  زنده باشم وخدمت نمایم.
   
   

خاطره 103

پدر ومادری جوان با یک بچه 2ساله به مطب آمدند ودر مورد بچه دیگرشان که 5/7 ساله بود در غیا ب کودک صحبت میکردند وتعریف کردند که کودک ما پیش فعا ل است گفتم چه کسی  تشخیص داده پاسخ دادند که در سایت شما در قسمت روان شناسی آن مطالعه وهمه علائم در بچه ما وجود دارد استرس ، عدم تمرکز ، عدم احساس خطر و......   گفتم در خانواده کسی مبتلا است پدر جواب داد خواهر خانم هم عدم تمرکز دارد خندیدم وبه خانم گفتم خواهر شما را متهم میکند .       بالاخره گفتم کودک را بیاورند داخل مطب واز اوخواستم اسم ونام فامیل  رابگوید که درست بیان کرد گفتم کلاس اول که امتحان دادی چه نمره ای گرفتی گفت همه نمره ها 20 ومعدلم هم 20 بود گفتم اسم وفامیلت را روی کاغذ بنویس که با خط خوانا نوشت گفتم  نقاشی بلدی گفت بله گفتم شکل یک آدم رسم کن که بسیار خوب کشید وزن وقد رشد کودک هم خوب بود گفتم به نظر مشکلی ندارد مختصری دارو تجویز وگفتم بعد از 2-3 ماه مراجعه کنید برای بررسی مجد د  وآزمایش ها ئی هم درخواست نمودم هنگام خروج مادر گفت همه چیز به خیر وخوبی گذشت  نهایت خانواده ما از طرف شوهر متهم شدیم

خاطره 104

کودک 4 ساله ای به اتفاق مادرش وارد مطب شدند ازاو پرسیدم چند سالت است گفت 4 سال دارم گفتم چه شده است  ؟ در حالی که با دست نشان میداد پاسخ داد از بینیم آب میا د آومدم تا خوب شوم گفتم چرا لبت قرمز است گفت ماتیک دوست دارم

 

 

خاطره  105

 کودک 5/3  ساله به علت سرفه های مکرر ومزمن که از 6 ماه قبل شروع شده بود به همراه پدر ومادرش به مطب مراجعه ومادر شکایت داشت که تا کنون به 8 پزشک مراجعه وتحت درمان های مختلف و آنتی بیوتیک قرار گرفته و نتیجه ای نگرفته است کودک گفت آقای دکتر من چیز هائی که سرفه ام را زیاد می کنددوست دارم  سوال کردم چه چیز هائی  ؟    کودک پاسخ داد  : انگور ، پیتزا ، خربزه ، موز ، شکلات  پس از معاینه معلوم شد سرفه های آلرژ یک دارد آزمایش داده شد ودرمان نیز شروع ش

 

 

خاطره 106

در سال های 1345 1346 که من در دوره سپاه بهداشت در مشهد پیر آباد بهبهان و تمر وقره قوزی از توابع  کلاله گنبد کاوس خدمت می نمودم ودر     سا ل 1347 که در بندر د یلم خدمت می کردم اغلب اوقات می شنیدم که نوزاد تازه متولد شده مادر بزرگ ها سرمه می کشیدند و روغن حیوانی وکره میدادند 40 -42 سا ل از ماجراگذشته است  امروز   (  28/5/1387  )    در بیمارستان رسالت تهران صبح   نوزادی دختر متولد  ودر معاینه سا لم بود عصر همان روز در حین معاینه نوزادان پرستار بخش اطلاع داد که نوزاد مرتب استفراغ می کند وگفتند مادر بزرگ ( مادر شوهر ) به نوزاد شیرینی خامه ای داده است وگفته است می خواهد نوه اش شیرین کام باشد و مادر نوزاد هم از این رویداد بسیار ناراحت بود

خاطره  107

در یکی از روز ها که نوزادی در بیمارستان رسالت تهران با سزارین  متولد شده بود روز ترخیص برای پاره ای از توضیحات وتوصیه های لازم به اطاق نوزاد ومادر ش رفتم پدر ومادر و مادر بزرگ هم حضور داشتند مسائلی در رابطه با شیر مادر گفتم ورعایت نکات لازم بیان کردم در ضمن از والدین خواستم برای آزمایشات تیروئید وغربال گیری پس از 48 ساعت   صبح وبعد از ظهر مراجعه کند در موقع خداحافظی پدر گفت نوزاد را هم بیاوریم   أ أ أ به پدر گفتم پس مادر بزرگ را بیاورید  که همگی خندیدند  أأأ  وتوضیح دادم از نوزاد می خواهیم آزمایش غربا ل گیری را انجام دهیم

خاطره   108

کودک 3 ساله به اتفاق مادرش به مطب آمدند وقتی کودک وارد اطاق شد پیراهنش را بالا زد وبادست ناحیه ناف را فشار میداد و می گفت دل درد دارم بعد روی تخت معاینه دراز کشید ومعاینه ونسخه داده شد

خاطره 109

دختر 5/2 ساله ای به اتفاق مادرش وارد مطب شدند مادر به کودک در منزل گفته بود جهت اندازه گیری قد و وزن نزد دکتر میرویم بعد از ورود کودک  بلا فاصله گفت آقا دکتر می خواهی اندازم کنی ؟    ومادرش جریان را توضیح داد  منظور اندازه گیری قد ووزن میباشد وقتی معاینه انجام گردید گفت من دکتر دارم  و مادرش بیان کرد  منظورش گوشی است و هر روز همه را معاینه میکند وسپس کودک گفت من امیر وبابا رامعاینه می کنم

 

خاطره   110

کودک 5/3  ساله ای را به علت تب بالا واستفراغ وبیحالی در بیمارستان رسالت تهران بستری نمودم دستورات لازم داده بودم وپرستار شب بخش خونگیری های درخواست شده وسرم وتزریقات کودک را انجام داده است صبح وقتی به اطاق کودک جهت معاینه به اتفاق پرستار وارد اطاق شدم کودک به من نگاه کرد ودر حالی که با انگشتش به طرف پرستار اشاره می کرد گفت اونا  کتک بزن و شل وپلش کن به خاطر اینکه سرم وسوزن بدست من زده است  . روز بعد که پرستار جهت سرکشی به اطاق کودک رفته کودک  از او می پرسد   "  حالا دیگه به ما اجازه میدید بریم خونه  "

وقتی من جهت معاینه وویزیت روزانه به اطاق کودک رفتم با دست دندان هایش  را نشان میداد که موش نا قلا  است رفته دندان ها یم را خورده است .

خاطره  111

کودک 4 ساله ای را جهت معاینه به مطب آوردند بعد شرح حال ومعاینه ودستور داروئی نمی خواست از مطب برود والدین اصرار می کردند که مریض ها بیرون منتظر هستند  کودک ناگهان در حالی که روی پاها نشست دست روی شکم گذاشت وگفت آخ آخ آخ إإإإ دلم در حالی که دروغی می گفت دل درد دارم .

خاطره   112

درتابستان 1335 که تازه امتحا نا ت کلاس پنجم متوسطه  را داده بودم که در آن زمان به د یپلم  علمی معروف بود وبعد از آن طبق قوانین آن موقع می بایستی یکی از 3 رشته  : طبیعی  ، ریاضی  ، ادبی را انتخاب می کردیم تا برحسب آن رشته رشته دانشگاه را انتخاب می کردیم بین  انتخاب رشته ریاضی وطبیعی  مشکوک بودم در آن زمان در شهر یزد  یک عالم روحانی داشتیم به نام حاج شیخ غلامرضا یزدی که فوق العاده زاهد بود ومورد توجه همه مردم یزد بعد  از نماز مغرب وعشاء خدمت ایشان رفتم وگفتم با قرآن مجید استخاره نمایند برای من کدام رشته بهتر است بعد از انجام استخاره ایشان فرمودند هردو رشته بسیار خوبست اما در مورد رشته طبیعی آیه زیر را برای من خواندند وفرمودند این رشته برای شما بهترین است و آیه این بود :               

من احیا ها فکانما احیا الناس جمیعا  ومن رشته طبیعی را انتخاب وسعی کردم رشته پزشکی را انتخاب کنم ودر حد توان به مردم خدمات پزشکی ارائه دهم امید است مورد قبول حق تعالی قرار گیرد .

خاطره   113

کودک 2 ساله به علت عفونت ادراری در بیمارستان رسالت تهران بستری نمود م دستور سرم وآنتی بیوتیک وریدی داده شد فرداصبح کودک روی تخت نشسته بود درحالی که سرم با آتل در دست داشت به شوخی گفتم کدام نرس این کار را کرده ودست ترا اینطور بسته است بگو تا دعوایش کنم اشاره کردم به پرستاری که همراه من ویزیت میکرد گفتم این نرس بود کمی نگاه کرد وگفت نه وبا انگشت به طرف ایستگاه پرستاری اشاره می کرد وگفت آونجا إإإإإ   بچه 2 ساله با این هوش خیلی جالب است عصر همان روز که در کریدور بیمارستان اورا دیدم انگشت سبابه اش را بالا برد واجازه می خواست با سرم وآتل و پایه سرم در راهروبیمارستان راه برود

خاطره 114

اینجانب به خاطر شغل پزشکی که انتخاب کرده ام بعد از ظهر ها همیشه از ساعت  4- 8 بعد از ظهر به استثناء پنجشنبه وجمعه  به مدت 47 سال در مطب افطار می کنم وروز های زوج که از صبح تا شب در درمانگاه بیمارستان رسالت تهران می باشم نماز هم در همان اطاق معاینه بجا می آورم

 
   

 خاطره  115

دختر 16 ماهه را برای واکسیناسیون آنفلوآنزا به مطب آوردند در موقع معاینه که روی تخت معاینه قرار داشت ومن چراغ معاینه را روشن کردم با انگشت  سبابه به نور چراغ  اشاره  کرد وگفت برق برق   إإإإإ

خاطره  116

کودک 2 ساله با اسباب بازی که در دست داشت و شکل کلاغ داشت  برای  معاینه به  اتفاق پدر ومادر ش به مطب  آمدند کودک که وزن 17 کیلو وقد 96 سانتیمتر یعنی مثل بچه 3 ساله به نظر می رسید در حالی که به من اشاره میکرد می گفت کلاغ غاغا می کند وبا فشار دست صدای اورا در می آورد در اخر معاینه از من غاغا می خواست مادرش گفت منظور آب نبات چوبی است وقتی به اودادم مادرش گفت بگو نماز وروزه شما قبول باشد وبلافاصله او هم جمله را تکرار کرد

خاطره  117

شیر خوار 8 ماهه ای را والدینش به مطب آوردند که پدر ومادر 8 ماه برای درمانش اقدامات زیادی کرده بودند وشیرخوار بعد از 8 ماه وزن 3 کیلو راداشت بسیار نحیف ولاغر،  چربی زیر پوست از بین رفته ودچار سوء  تغذیه شدید بود همرا ه اسیدوز کلیوی وقتی عکس اورا گرفتم خواهرش گفت عکس من را هم همراه برادرم بگیرید که انجام شد جالب توجه شیر خوار بسیار هوشیار به نظر می رسید .
   

خاطره  118
درتاریخ 25/6/1387 در بیمارستان رسالت تهران نوزادی دختراز یک مادر 21 ساله که با همسر فامیل ودختر عمو وپسر عمو بودندتوسط سزارین متولد با آپکار 10/9 زایمان اول بود دوساعت بعد از تولد توسط  اینجانب معاینه شد در معاینه به جز رنگ پریدگی شدید به نظر طبیعی بود مشاوره برای اکوی قلب وفوق تخصص قلب درخواست که بعدا انجام گیرد   آزما یشات مختلف انجام که همگی طبیعی بود هموگلوبین 15 وپلاکت 279000 کومبس منفی  ورتیکولوسیت 9/3 درصد قند خون 84 و کلسیم 9   بیلی روبین 3/3  که پس از 4 ساعت تکرار شد 7/4  و4 ساعت بعد 5/5  وحالت عمومی تا 24 ساعت جز رنگ پریدگی نکته ای نداشت پس از 24 ساعت گفتند مختصری دیسترس تنفسی پیداکرده که اکسیژن با هود گذاشته شد آزمایشات تکرار که نکته ای نداشت  رادیوگرافی ریتین انجام که سایه قلب وریه طبیعی و دیافراگم های دوطرف نرمال بود  کم کم دیسترس تنفسی افزایش می یافت که لوله داخل تراشه گذاشته شد و به بخش مراقبت های ویژه نوزادان یکی از مراکز آموزشی اعزام وپس از 4 ساعت با دستگاه  رسپیراتور واقدامات ویژه که انجام شده بود  درگذشت  علت مشخص نشده بود تشخیصی که به نظر می رسید بیماری قلبی مادرزادی که در 24 ساعت اول فقط رنگ پریدگی داشته باشد مثل هیپو پلازی بطن چپ  ( هیپوپلاستیک لفت هارت سیندرم ) از مرکز آموزشی درخواست اتوپسی برای تشخیص نمودم واز پدر نوزاد هم درخواست نمودم برای روشن شدن تشخیص از جهت کمک به علم و وضعیت فرزند بعدی خانواده اجازه اتوپسی بدهند که پدر بسیار خوب و روشنی که داشت اجازه دادند ودر اتوپسی نشان داد که اصلا بطن چپ ندارد ومشکلات دیگر در آئورت و شریان ریوی  ودهلیز  ها وجود داشت  از موارد نادری بود که در مدت 43 سال طبابت می دید م .
   

خاطره   119

کودک 5/5 ساله جهت معاینه روی تخت معاینه نشست وقتی با چراغ وآبسلانگ خواستم معاینه کنم گفت من چوب دوست ندارم در دهانم بگذاری گفتم آیا بستنی دوست داری ؟ گفت بله گفتم خوب این مثل چوب بستنی است چرا دوست نداری پاسخ داد من بستنی را دوست دارم ولی دوست ندارم چوبش را بخورم

 

خاطره 120

کودک 5 ساله به اتفاق مادرش جهت معاینه گوش به مطب آمدکه اسباب بازی های جدید به نام اسباب بازی ترانس فورمر در گوش کرده بود وگوش راست خونریز ی کرده بود وقتی خواستم با اوتوسکپ گوش را معاینه کنم اول خواستم گوش چپ را  معاینه وسپس گوش راست  را که خونریزی داردمعاینه نمایم   که کودک بلافاصله پاسخ داد آقای دکتر این گوشم  ( گوش چپ )  سالم است و با اشاره گوش راست را نشان می داد .

توجه وهشدار :

جسم خارجی برای کودکان  بین 6 ماه تا 6 سال شایع است بعضی ها تا 8 سال ذکر می کنند در بررسی بین 6842 مورد جسم خارجی که در ایران انجام شده 75 درصد بین 2-8 سالگی و 90 در صد قابل پیشگیری بوده است دادن بادام ، پسته ، فندق  ، پاک کن  ،  وسائل واسباب بازی های نوک تیز ویا گرد   دانه تسبیح ، دکمه  به دست بچه ها نباید در اختیار بچه ها قرار گیرد

خاطره  121

در سال 1336 یعنی حدود 56 سال قبل  جناب اقای دکتر عباس ظریف از جناب آقای دکتررضا پاک نژاد که بعدا جزء 72 تن شهدای هفتم تیر گردیدند وبرادرشان جناب آقای دکتر عباس پاک نژاد  مدت 10 سال در جنگ تحمیلی عراق اسیر بودند وبرادردیگرشان هم  جزء 72 تن شهدای 7 تیر هستند از ایشان اندرزی  در خواست میکند  که بتواند همیشه  چون چراغی  فراراهش قرار گیرد ایشان در جواب چنین مرقوم می فرمایند:

                               بسمه تعالی وبه ثقتی

آنقدر نیکی کن که بر تو ثابت شود پاداشی از مردم جز بدی نداری ومتاسف مباش که اگر می سوزی عده ای از روشنائی سوختن تو می توانند استفاده نمایند و این چنین سوختن از سوختن در سرای دیگر امان خواهد بو د – دکترسیدرضا پاک نژاد12/10/1336
اندرز بسیار پر معنائی است انشاء-------بتوانیم انجام دهیم

خاطره  122

درسال 1362پدر ومادر مهندسی که منزل آن ها در منطقه ونک بود به مطب آمدند برای فرزند پسرشان که بیمار بود در ضمن گرفتن شرح حال متوجه شدم که برای این فرزند که 9 ساله بود واکسن اوریون تزریق نشده است به پدر ومادر توصیه شد هرچه زودتر بعد از بهبودی فرزند را برای واکسیناسیون اوریون بیاورند که این توصیه انجام نشد یک سال بعد کودک را به علت سردرد واستفراغ به مطب آوردند که تشخیص مننژیت اوریونی مطرح وسفارش بستری وبز ل مایع نخاع شد کودک بستری ونتیجه پونکسیون مننژیت بود تحت درمان ومراقبت کامل قرار گرفت پس از ترخیص یکی از عوارض بسیار نادر مننژیت اوریونی که یک در میلیون ذکر می شود مبتلا گردید  حالا پدر ومادر ناراحت که در امر واکسیناسیون قصور کرده اند چند وقت بعد والدین گفتند پسر در مدرسه جلو هم کلاسان خجالت می کشد که باید در میز جلوبنشیند وگوش سالمش را به طرف جلو جهت شنیدن حرف های معلم کج کند 24 سال از این ماجرا گذشت همین فرزندپسر همراه فرزند تازه متولد شده اش که دختر است در تاریخ 8/8/1387 مراجعه وکنترل گردید واین خاطره را باز گو کردم وپسر هم برایش  مسائل تازه شد

  توجه :
والدین  باید  در امر واکسیناسیون فرزندشان کوشا باشند و به موقع  واکسیناسیون های لازم را انجام دهند .

خاطره 123

در سال 1368 کنگره بیماریهای عفونی در شهر تبریز توسط دانشگاه علوم پزشکی تبریز برگزار و من هم در آن کنگره سخنرانی داشتم زمانی بود که من در بخش عفونی اطفال بیمارستان لبافی نژاد بودم .

دبیر کنگره در حین خوش آمد گوئی چند عکس ازآثار تاریخی استان آذربایجان  را با اسلاید نشان داد وگفت به بهترین استادی که پاسخ دهد وجواب صحیح بدهد در آخر کنگره جایزه میدهیم من هم در مسابقه شرکت نمودم اما به مناسبتی ایجاب نمود که روز آخر کنگره وقبل از خاتمه کنگره به تهران بیایم یک هفته از ماجرا گذشت ومن هم اصلا مسابقه را فراموش  کرده بودم که استاد بسیار وارسته و معروف دانشگاه تهران جناب آقای دکتر مولوی به من تلفن کردند وگفتند من در ساختمان اسکان هستم وجایزه شما پیش من است بیائید جایزه را بگیرید من با حالت تعجب پرسیدم مگر در میان این همه اساتید من برنده شدم ؟  گفتند چون تعداد زیادی پاسخ صحیح داده بودند وشما کمترین جواب را داده بودید جایزه برای شما در نظر گرفتند ومن هم رفتم جایزه را که کوزه ای بود گرفتم ویادگاری از آن گنگره که حدود 20 سال میگذرد در منزل نگهداری نمودم وهنوز هم نمی دانم که واقعا از جواب صحیح یا نا صحیح برنده شده ام ؟ إإإ  وعکس کوزه اهدائی کنگره را میتوانید ببینید

خاطره 124

درسال 1371 که من دبیر اولین کنگره تنفسی در کودکان بودم تصمیم داشتم  کتاب تکس تنفسی کودکان هم تالیف نمایم کتاب آماده چاپ شد وقتی درچاپخانه مراحل پایانی چاپ را سپری می نمود یادم آمد که مطلب مهمی   فراموش کرده ام   ( کیست هیداتید ریه ) یادم آمد که این مطلب توسط جناب آقای دکتر فرخ سعیدی جراح عالیقدر تحقیق شده به ایشان تلفن کردم وخواهش کردم این مطلب را ایشان تهیه کنند ایشان با کمال میل تقبل نمودند سپس از ایشان در خواست دیگری نمودم که در ظرف مدت 1-2 روز تحویل نمایندایشان گفتند به این زودی ومن پاسخ دادم بله چون چاپ کتاب تکس تنفسی کودکان در حال مراحل نهائی می باشد ایشان گفتند زمانی در ژاپن اتومبیلی تهیه شده بود وصاحب کارخانه دنبال اسم قشنگی برای اتومبیل بود وبه یکی از کسانی که در نامگذاری ها تبحر داشت تلفنی سوال کرد وگفت در ظرف مدت 1-2 روز ارائه دهدایشان هم گفت    [   دت سون   به انگلیسی که معادل فارسی آن  به این زودی  ]  وصاحب کارخانه گفت خیلی خوب اسمی است ونام ماشین را     [   داتسون    ]   گذاشت و این خاطره همیشه من به یاد دارم البته ایشان این مطلب ظرف چند روز ارائه دادند ودر کتاب تکس تنفسی کودکان چاپ گردید

خاطره 125

کودک 5/4 ساله ای به همراه مادرش به مطب آمد مادر تعریف کرد که این دختر به منزل مادر بزرگش در لواسان رفته بود ویکی از دختر های همسایه هم برای بازی با این دختر بچه به منزل ایشان آمده بود وبه اوگفت بیا خودکشی کنیم ومیخی به دست اوداده بود که داخل سورخ پریز برق کند  ودختر بچه میگوید اول تو انجام بده اگر خوب بود من هم انجام میدهم که این مکالمه را مادر بزرگ می شنود وفورا به طبقه پائین می آید وقضیه فیصله می یابد

توجه:
 والدین به این نکته جلب می شود به بچه ها باید آموزش داد وخطرات  احتمالی برق را بیان نمود از طرف دیگر سوراخ های برق در دسترس کودکان پوشیده شود

خاطره 126

کودک  5/4 ساله ای به علت تب بالا در بیمارستان رسالت تهران بستری شده بود هنگامی که صبح جهت ویزیت به اطاق او رفتم مادر اظهار داشت کودک از خوردن شیر امتناع می کند علت را پرسیدم مادر پاسخ داد بچه من خیلی مقرراتی است وچون پزشک قبلی توصیه کرده است شیر در تب خوب نیست  لذا امروز شیر نخورده است وقتی بیدار شد  ازاوسوال کردم چرا شیر نخورده ای  ؟  پاسخ داد چون مادر بزرگ گفته در موقع تب شیر خوب نیست به ا و گفتم شیر بهترین غذا است وشما می توانید شیر وسوپ وآب میوه ومیوه را مصرف کنید بعد از چند دقیقه آمد وگفت کودک می خواهد شیر وکیک بخورد اشکا لی ندارد گفتم می تواند مصرف کند

خاطره 127

پسر 4/2 ساله به علت عفونت در بیمارستان بستری شده بود پس از چند روز مرخص می شود وبا دستور خوراکی در منزل دارو را ادامه میدهد  هفته بعد جهت کنترل بیماری به مطب مراجعه می کند وقتی حالش سوال می شود مادر پاسخ میدهد که در منزل مرتب صدا میزند ساعت آمپول است تلفن کن نرس ها بیایند وخود کودک به شوخی گفت الان ساعت آمپول است پرستا ر را خبر کنید

 

 

خاطره  128

   در   تاریخ 19/6/1377  نوزادی متولد شد به نام حمید رضا علی اوسط  که پدر مادر بعد از سال ها انتظار دارای چنین فرزندی شده بودند که متاسفانه دارای بیماری قلبی بود به نام   «    ترانکس آرتریوزوس    »   که اکوشده بود  پدرش می گفت هر چقدر خرجش باشد آماده  هست والتماس میکرد کاری انجام دهیم در آن موقع کنگره بین المللی اطفال دانشگاه تهران در حال برگزاری بود و جناب آقای دکتر سیاسی فوق تخصص قلب هم از آمریکا آمده بودند  و  به عنوان سخنران حضور داشتند  من اکوکاردیوگرافی ورادیوگرافی وآزمایش های نوزاد را به ایشان نشان دادم پاسخ دادند اگر در ظرف مدت 3 ماه عمل شود نتیجه بخش خواهد بود وگفتند اگر به آمریکا بیاید من همکاری لازم را در مورد عمل قلب ایشان انجام میدهم البته در ایران هم موافقت شده بود برای رفتن آمریکا پدر در نظر داشت منزلش را بفروشد ونوزاد را برای عمل جراحی قلب به آمریکا ببرد  آقایان دکتر سیاسی  ، دکتر مهران پور ، دکتر مجتهد زاده هم در جریان اقدامات درمانی وکمک به اوداشتند اما پدر در لحظات آخر استخاره کرد ورفتن به آمریکا بد آمد وتصمیم به مراقبت طبی نمودند بعد ها که بزرگتر شد می آمد به مطب وراجع به ماهی گیری در سد لارسخن می گفت ودعوت کرد که من هم یک روز تعطیل برا ی ماهی گیری به لار بروم در مراجعات بعدی من گاهی مسئله ماهی گیری را یاد آوری میکردم مدتی بود که خبری از او نداشتم وداشتم نگران می شدم که در تاریخ 2 دی ماه 1387 به کلینیک من در بیمارستان رسالت تهران مراجعه کرد عکس در 10 سالگی گرفتم که ملاحظه می فرمائید . بنابر این   در طب    2 ضرب در 2 مسای 4   صحیح نیست .

با کمال تاسف در تاریخ 18/6/1392 مادر ش  با صدای غمگین وگریه وناله به من تلفن کرد که فرزندش بعد از ماهیگیری در سد لار به علت ناراحتی قلب به بیمارستان قلب مدرس مراجعه وبا حضور متخصص قلب اطفال در سن 15 سالگی ودر تاریخ 5/6 /1392 فوت میکند شاید در دنیا این اولین مورد بیماری  قلبی با ترانکوس آرتریوزوس باشد که بدون جراحی قلب تا سن 15 سالگی زنده مانده است ، این ضایعه اسفناک را به خانواده وپدر ومادر داغدارش تسلیت گفته وبرایشان صبر آروزومیکنم  پروفسور محمد حسین سلطان زاده

 

خاطره 129

درتاریخ 21/10/1387 نوزادی در بیمارستان رسالت تهران متولد شد با وزن 670/4 کیلوگرم وقد 57 سانتیمتر با ابروهای پر پشت که گویا تتو کرده بودند که جالب توجه بود

خاطره 130

شیرخوار دختر 5/7 ماهه را به مطب آوردند که پدر و مادر اظهار داشتند 2 ماه است که فرزندشان مشکل شلی وبیحالی داشته  وقدرت نشستن وگردن گرفتن هم از دست داده است افتادگی پلک ها هم اضافه شده که در مرکز آموزشی بستری می شود 2بار بزل مایع نخاع انجام آزمایش های ام-آر-ا ی وبررسی های عضلانی وآزمایش متابولیک انجام میگیرد  سپس مرخص ومجددا در بیماستان آموزشی دیگر بستری میشود که در موقع بستری کودک هوشیار ولی بیحالی وشلی شدید داشته هیپوتون وگردن نمیگیرد چشم ها افتادگی پلک ها  ( پتوز ) داشته است مادر اظهار میدارد از 5/5 ماهگی تغذیه کمکی شروع کرده وعسل هم به شیرخوار داده است در آزمایش انستیتو پاستور  در نمونه مدفوع تست بوتولیسم نوع توکسین آ مثبت شده استکه بیمار تحت درمان قرار میگیرد ودر حال حاضر کودک سالم است

توجه

مادر 2 کار اشتباه انجام داده است اول  تغذیه تکمیلی قبل ازپایان 6 ماهگی شروع کرده است  دوم اینکه زیر یک سال دادن عسل قدغن استکه در 5/5 ماهگی داده است

خاطره  131

نوزاد 34 روزه را به علت لب شکری وشکا ف کام به مطب آوردند با  9 قلم دارو شربت های مختلف که آن ها را بالای سر نوزاد گذاشتم درازای آن شربت ها از قد نوزاد بیشتر بود که همه را قطع کردم  ملاحظه فرمائید ـــــــــــــــــ   إإإإإإإ     آیا همه این داروها برای نوزاد 34 روزه لازم است   ؟

خاطره 132

دختر دختر 4/3 ساله  به مطب آمد ودر حالی که کتابی در دست داشت کفت  این کتاب من است ومیخواهم به مدرسه بروم وبعد دانشگاه وادامه داد که این کتاب دانشگاه من نیست  من 4 ساله هستم و تولدم گذشته است . وقتی در مورد غذاها ومغز گردو و بادام صحبت کردم وگفتم بجای تنقلات روزانه مصرف کند  مادرش بزرگش تعریف کرد  که در یکی از روز ها جراح مغز واعصاب داشت در تلویزیون در  مورد مغز صحبت می کرد وماکت مغز را هم آورده بود ونشان میداد این کودک که مغر رامی بیند میگوید چین وشکنج  مغز شبیه گردو است واز آن ببعد گردو را دوست دارد  ومیگوید میخواهم جراح مغز شوم

خاطره  133

در سال 1380  در یکی از شب های سرد وبرفی قرار بود جناب آقای دکتر حسین قریب فرزند استاد دکتر محمد قریب از آمریکا به تهران بیایند ومن قبلا تلفنی ساعت حضورشان در فرودگاه سوال کرده بودم البته آقای دکتر به فامیل هم گفته بودند  همه ذکر کردند آقای دکتر حسین قریب مثلا 2 صبح سه شنبه وارد فرودگاه مهراباد می شوند ومن هم گفتم 2 صبح دوشنبه وارد فرودگاه خواهند شد وقتی خواستم به استقبال ایشان بروم همسرم خندیدید وگفت همه گفته اند  که فرداشب وارد میشوند وتو تنها برو وخیط شو به هر حال من با حالت تردید رفتم واتفا قا تشریف آوردند ومن اصرار که چون امشب کسی منتظر شما نیست به منزل ما برویم ولی قبول نکردند و به درب منزل خودشان که در خیابان میرعماد بود ومادرشان هم آنجا بودند رفتیم من منتظر شدم که در این شب سرد وبرفی وارد خانه شوند ومن بروم که هرچه زنگ زدندکسی درب را باز نکردتوسط سرایدار به طبقه ششم رفتیم وهرچه زنگ زدیم کسی درب را باز نکرد  صدای زنگ نشنیدند با کلید هم به خاطر کلید داخل باز نشد لذا آقای دکتر حسین قریب ناچارا  همراه من به منزل ما آمدند وشب فراموش نشدنی داشتیم  این افتخار نصیب من شد .

 

خاطره  134

کودک  دختر 5/3 سا له ای به اتفاق مادرش برای اولین مرتبه به کلینیک اطفال بیمارستان رسالت تهران مراجعه کرد کودک بسیار خوش صحبت ولحن شیرینی داشت وشروع به صحبت  با من نمود وکنار میز ایستاد وگفت آقا دکتر من آمپول دوست ندارم گوشم درد میکند  وبا دست اتوسکوپ را نشان میداد وگفت اینا داخل گوشم کن  ووقتی من انجام دادم  حالا اونا  ( با اشاره گوشی را  نشان میداد ) روسینه ام بگذار و وقتی صدای قلب وریه اش را گوش کردم  گوشی را با اجازه از من گرفت که صدای قلبش را خودش بشنود.

خاطره 135

کودک 6 ساله ای به اتفاق مادرش به مطب مراجعه کردند  علت مراجعه سرفه های مکرر بود که اکثرا در شب ها ودر منز ل اتفاق می افتد کودک سابقه تب وتشنج هم در 2 ماه قبل داشت که در بیمارستان آموزشی بستری شده بود در آزمایش های انجام شده  آلرژی شدید داشت در ضمن معاینه  و پرسش و پاسخ با مادر وکودک واینکه چه عواملی باعث آلرژی وسرفه میشود  مادر سوال کرد آیا پرند گان خا نگی هم ممکن است سبب آلرژی و سرفه شود که پاسخ دادم بله امکان دارد گفتم مگر شما در منزل پرنده دارید  ؟  إ إ إ   که بلافاصله مادر و کودک هر دو جواب دادند بله ما در خا نه پرندگان زیادی داریم  :  قناری ، سره قناری ،  کفتر  منظور کبوتر بود همه داریم  وکودک بسیار با مزه صحبت کرد وگفت بابا حاضر نیست اونارا از دست بده  ومن هم به بابا گفتم این پرنده های لا مذهب را از خونه ببر که من مریض نشوم ومن بلافاصله از او عکس گرفتم وگفتم در سایت این خاطره را می نویسم که پدرت بخواند و پرنده ها را بیرون ببرد در پاسخ کودک گفت     «    خدا هرچه می خواهید بهتان بدهد که من از دست پرنده ها راحت شوم وسرفه نکم  »    آخرین سوال هم  این بود که آیا عید می توانم مسافرت بروم که گفتم ممکن تغییر آب وهوا برایتان بهتر باشد وسرفه قطع گردد خوشحال شدند

خاطره 136

پدر ومادری با ناراحتی به اتفاق فرزند 8/2 ساله پسر مراجعه کردند که فرزندشان به طور ناگهانی دجار لکنت زبان شده وقتی از مادر انفرادی سوال کردم وسابقه را خواستم شرح دهند سه  مطلب جلب توجه می کرد اول در فامیل پدر ومادر سابقه ای از لکنت زبان ذکر نمی شد دوم اینکه کودک فیلم سیندرلا  را می خواسته تماشا کند وقبلا صدای باند هارا بلند کرده وقتی دسگاه را روشن میکند ناگهان با صدای وحشتناکی مواجه می شود ومی ترسد سوم  مادر هم میخواسته کودک را تنبیه نماید اورا در اطاقی تنها حبس میکند وکتک هم می زند و بعد از این ماجراها کودک به لکنت زبان مبتلا می شود .

لکنت زبان به طور معمول بین سنین 2-7 سالگی شروع میشود شیوع حدود یک درصد ودر پسران سه برابر دختران دیده میشود

در طول تاریخ افراد برجسته ای مثل چرچیل ، داروین ، ناپلئون   ، روزولت  مبتلا بوده اند .

عوامل متعدد    ژنیتیکی  ، محیطی تاثیر متقابل دارند  50 % تا 80 %  به طور خود بخودی بهبودی مییابد .

یکی از منسوخ ترین روش های تربیت کودکان کتک زدن است

انسان با نگاهش بهتر از دستش می تواند دیگران را کتک بزند .

خاطره 137

کودک 5/3 ساله به نام باران که در سفر آفریقای جنوبی در ایام تعطیلات نوروزی رفته بودم وبا من هم سفر بود شیرین زبان ودر ماشین گشت بلند گو از دست راهنمای تور گرفت وصحبت میکرد  .

 یک دفعه در مورد ضایعه ای که در بالای سینه داشت پیر اهنش را کنار زد وضایعه را نشان داد وگفت این خال عروقی است وداره  خوب میشه .

 در زمان دیگر که ماسک  مخصوص روی صورت وچشم هارا پوشانده بود گفتم باران را ندیدی ؟ فورا ماسک را از صورت برداشت وگفت من باران هستم ماسک گذاشته بودم

زمان غذاخوردن هم جالب بود بشقاب غذا را جلو خود گذاشت وبا قاشق وچنگال شروع به غذا خوردن نمود.

 توجه به این نکته که درسنین پیش دبستانی باید به کودک اجازه داد استقلال داشته باشد وخود غذایش را بخورد با فشار و زور نباید به کودک غذا داد  با تهدید نباید غذا داد .

خاطره  138

نوزاد 33  روزه ای را به مطب آوردند ودر سابقه مادر بعد از 7-8 سال با مشکلاتی بچه دار شده بود ودوهفته قبل هم به مطب مراجعه کرده بود وبه مادر توصیه شده بود که تا 6 ماهگی جز شیر مادر حتی آب هم به نوزاد ندهد  که در تعطیلات عید نوروز به رشت سفر کرده بودند ودر هفتم فروردین به پزشکی مراجعه وشیر خشک تجویز می شود ومادر بدون توجه به توصیه اینجانب شیشه وپستانک وشیر خشک تهیه وبه نوزاد شیر خشک میدهد نیمه های شب بجه بیدار می شود ومادر در تاریکی شیشه شیر را به دهان نوزاد میگذارد بعد از آن بچه به سرفه می افتد چراغ را روشن می کند که ببیند چه شده  ؟ می بیند پستانک سوراخ های متعدد دارد وچون در خانه موش هم داشته مادر متوجه می شود توسط موش جویده و لیسیده شده است مادر متوحش وبا من تماس میگیرد وبه تهران مراجعه ومن هم اورا به انستیتو پاستور از نظر بیماریهای منتقله از موش به انسان مثل یرسینیا واسپیروکت و غیره معرفی کردم .

در اینجا توجه مادران را به اهمیت شیر مادر بخصوص در مسافرت از نظر پیشگیری از عفونت ها جلب مینمایم .

خاطره 139

مادری مهربان شیرخوار 6 ماهه  را برای چکاپ ودستور شروع تغذیه تکمیلی به مطب آورده بود پس معاینه  وتشریح وطرز شروع تغذیه تکمیلی که ابتدا با فرنی شروع کند و از روزی یک قاشق مربا خوری وتدریجا در آخر هفته به 12 قاشق مرباخوری افزایش دهد یعنی 4 بار و هر دفعه 3 قاشق وهفته دوم حریره بادام بهمین منوال شروع کند وطرز تهیه حریره بادام وسپس سوپ ماهیچه بیان گردید در این موقع مادر گفت 5 /5 سال قبل مقداری بادام جهت تهیه حریره بادام برای فرزند قبلی تهیه کرده ام آیا میتوانم آن ها را مصرف کنم ؟ إإإإإإإ  من تعجب کردم که بادام کوبیده 5/5 سال قبل را در یخچال نگهداری کرده است .

خاطره  140

کودک 5/3 ساله ای به همراه مادرش به عمت گلودرد ودل درد به مطب آمدند کودک روی تخت نشست وحاضر نبود روی تخت بخوابد وقتی سوال کردم چرا روی تخت نمی خوابی پاسخ داد اگر بخوابم خوابم می بره   إإإإإإإإإ

خاطره  141

دختر 6 ساله ای به همراه مادر وبرادر 10 ماهه اش به مطب آمدند وقتی اسمش را پرسیدم گفت آقای دکتر ما همیشه پیش شما می آئیم اسمش را نمی دانید  ؟ مارا نمی شناسید  إإإإإإ  گفتم چرا اما مثل شما زیاد میآیند گفت پس چرا اسمامون را می پرسید . ؟

خاطره 142

شیرخوار 18 ماهه ای را برای اولین مرتبه به علت تب بالا وتشنج به مطب آمدند و فورا به اطاق معاینه وارد وبلا فاصله اقدامات اورژنس انجام وبرای درمان به بیمارستان اعزام وبستری گردید  آزمایشات ضروری انجام  ومنتظر جواب شدم از سابقه سوال کردم در فامیل سابقه تب و تشنج وجود داشت وقتی پا سخ آزمایشات گرفتم لکوپنی شدید گلبول سفید  2100 که خیلی پائین نشان میداد گفتم ویروسی است ونه بزل مایع نخاع انجام گردید  ونه آنتی بیوتیک تجویز شد بیمار تحت نظر قرار گرفت روز چهارم شروع تب بثورات ظاهر گردید و مسجل گردید که علت تب و تشنج  روزاولا اینفانتم است بنابر این اگر علائم دال بر عفونت نباشد با ید در دادن آنتی بیوتیک عجله نکرد .

خاطره  143

دختر 4/4 ساله ای به همراه مادرش به مطب آمد بلافاصله بعد از ورود وقبل از اینکه من اسمش را سوال کنم گفت :   آقای دکتر من دکتر دیگری هم دارم که به من نقل میدهد که شما آب نبات میدهید  وگفته نقل را بخورم دلم خوب میشود  ولی دلم خوب نشد  ( مادرش گفت پنج شنبه ها وجمعه ها که شما نیستید به درمانگاهی نزدیک منزل میرویم  )  وحالا آمده ام تا شربتی بدهید  که دل دردم خوب شود  .

خاطره   144

مادری درحالی که مضطرب بود فرزند 9 ماهه اش که آلرژی شدید وکهیر جنرالیزه  داشت به مطب مراجعه کرد واظهار داشت شما روز گذشته در تصویر زندگی بیان کردید که به شیرخواران غذاهائی که مادر در منزل درست می کند واز موادی که بعدا  سرسفره خانواده است تهیه می شود برای شیرخوار مناسب تر از غذاهای آماده تجارتی است متاسفانه یکی از همسا یگان امروز یکی از غذاهای آماده شده تجارتی  از یکی از کارخانجات به شیر خوار 9 ماهه ام داد وحالا مشکل آلرژی شدید ایجاد شده است  واظهار داشت من خود را مقصر میدانم که حرف شما را گوش نکرده املطفا زودتر دارو بدهید
   

       خاطره 145

    در سفرسیاحتی که به اتفاق همسرم به ایتالیا  داشتیم ابتدا در شهر ونیز وارد شدیم در فرودگاه خانم وآقا ئی به اتفاق دو فرزند 5/4 ساله به نام کیانا  و3 ساله به نام کورش  اظهار محبت کردند  وگفتند این دو کودک مریض های شما هستند که من به خاطر نداشتم  وضمن تشکر فامیلشان را سوال کردم شاید به خاطرم بیاید ایشان اظهار کردند از بیماران ایتر نتی شما می باشند وگفتند ما از موقع تولد از وب سایت شما برای تغذیه وبیماری های عفونی وغیر عفونی وروانپزشکی کودکان استفاده می کنیم  بهر حال خوشحال شدم که بیمار اینترنتی هم دارم

    امید وارم این سایت علمی که حاوی بسیاری از مطالب دانستنی های پزشکی در رابطه با سلامتی کودکان است بتواند در سلامت اطفال ایرانی در هر کجای جهان باشد

    

    خاطره  146

    کودکان درسن دو سالگی ببعد خودشان غذامیخورند واحتیاجی به گفتن وتاکید کردن ندارند خودشان تصمیم میگیرند غذا بخورند واگر به آنها بگوئید غذایت را بخور بر عکس انجام میدهند و لج میکنند وغذا نمی خورند در این زمان تاکید به غذاخوردن ، تشویق ، تهدید ، جایزه دادن موثر نیست بلکه باید آن ها را آزاد گذاشت وهمه خانواده با هم غذا صرف کنند وحدود نیم ساعت برای غذاخوردن در نظر بگیرند  و بعد از آن غذا وبشقاب ها را جمع نمایند اکثر اوقات کودکان از والدین تقلید میکنند    

     در اینجا کودکی را می بینید در حال غذا خوردن است  بدون اینکه کسی به او بگوید غذا بخور

    خاطره  147

    نوزادی در بیمارستان رسالت تهران متولد گردید مادر بزرگ ابروها وچشم ومژه های نوزاد را سرمه کشیده بود در این زمان هم هنوز آداب ورسوم قدیمی مادر بزرگ ها اجرا مینمایند 

    

    

    

    

    

    خاطره  148

    دختر 4 ساله ای به اتفاق مادرش به کلینیک کودکان بیمارستان رسالت تهران آمدند وگفت آقا دکتر من به مهما نی فامیلی رفته بودم واستفراغ میکنم ودل درد وتب هم دارم به اوگفتم روی تخت دراز بکشد تا معاینه نمایم وگفتم بزرگ شده ای  ؟  بلافاصله پاسخ داد   <    عمو نادر گفته بزرگ شده ام  شیر خوردم ، غذا خوردم  وبزرگ شده ام    >

    خاطره 149

    در اواخر بهمن ماه 1364 دو قلوئی به نام های مژده ومرجان در دو ماهگی با حال عمومی بسیار بد ودیسترس تنفسی وسپتی سمی و بیماری مادرزادی قلب   به بیمارستان رسالت تهران آوردند ودستور بستری در بخش داده شد ولی هر چه تلاش کردم تخت خالی  برای بستری نبود ناچار در اطاق ایزوله نوزادان با وجودی که می دانستم بالای یک ماه نباید بستری نمایم ولی به خاطر نجات دوقلو ها اقدام به بستر ی ودرمان  نمودم وفردا صبح با اعتراض همکاران قرار گرفتم وبا خالی شدن تخت به  بخش دیگر منتقل ودرمان ادامه یافت وبا بهبودی نسبی مرخص شدند بعدا قل اول  در انگلستان و قل دوم در ایران عمل جراحی قلب انجام دادندوسال ها دوقلوها تحت نظر بودند و پدر ومادر هم تشکر نمودند اکنون قل اول فوق لیسانس معماری وقل دوم فوق لیسانس جامعه شناسی می باشند

    خاطره  150

    

    در سال 1370 که تصمیم گرفتم کتاب تکس تنفسی کودکان را به کمک همکاران تالیف نمایم مطالب مورد نظر وتهیه شده را جهت جناب آقای پروفسور محسن ضیائی که استاد در دانشگاه جرج واشنگتن بودند جهت اظهار نظر فرستادم وایشان نظرشان را در یک صفحه برایم ارسال نمودند که آن نوشته در اول تکس تنفسی جهت اطلاع همه چاپ نمودم ایشان مرقوم فرموده بودند کتاب در حد یک آن سیکلوپدی میباشد و کتاب تکس تنفسی برای اولین بار در آذر ماه 1371  به فارسی تالیف  گردید

       

    

    خاطره  151

    دختر 2/2 ساله به اتفاق مادرش به کلینیک بیمارستان رسالت تهران مراجعه وسلام کرد خواستم به او دست بدهم گفت دستم کثیف است از مادر سوال کردم چرا ؟ گفت 2 ساعت منتظر شدیم دست ها یش به جاهای مختلف زده است واجازه خواست دستش را صابون بزند که برای من خیلی جالب بود از بیان کودک 2/2 ساله بعد از آن معاینه کردم وقتی گفتم از تخت معاینه پائین بیاید گفت آقا دکتر چشم ها را ندیدید چون دفعات قبل پلک هارا از نظر کم خونی دیده بودم .
       

    خاطره  152

        پسردو و نیم  ساله به همراه پدر و مادرش جهت معاینه به مطب آمدند جهت معاینه ووزن کردن کودک را روی ترازو قرار دادم  بلند صدا زد بابا اینجا خطرناک است إإإإ

    خاطره 153

    در سال 1369 که سفیر کشور هندوستان در ایران تازه عوض شده بود وسفیر جدید به نام آقای انصاری به اتفاق خانواده اش به ایران آمده بودند ومن دبیر اولین کنگره عفونی اطفال بودم وجناب آقای دکتر علی اکبر ولایتی که در آن زمان وزیر امور خارجه بودند ریاست کنگره هم به عهده داشتند تازه یک هفته بود که سفیر هندوستان با خانواده وارد تهران شده بودند توسط آقای عثمانی از سفارت هند با اینجانب در مورد تب بسیار بالا ی یکی از فرزندان سفیر صحبت نمودند  با وجودی که به علت برگزاری کنگره خیلی گرفتار بودم ایشان را معاینه وبه علت تب بالا ورنگ پریدگی در بیمارستان رسالت تهران بستری نمودم کودک بسیار بد حال بود در ضمن آزمایشات چون تازه از هندوستان آمده بود از نظر مالاریا هم آزمایش در خواست نمودم و به علت هموگلوبین پائین خون هم توصیه شد  در آن موقع یکی از اساتید عفونی اطفال دانشگاه  نیودهلی پروفسورچوپرا  در  کنگره کنفرانس داشتند  با آقای سفیر برای مشاوره پروفسور چوپرا استاد دانشگاه نیودهلی  در مورد درمان کودکشان که بسیار بد حال بود صحبت نمودم  واز ایشان خواستم کودک را معاینه نماید تشخیص مالاریا تائید ودرمان انجام وبا بهبودی مرخص گردید

    خاطره 154

    پسر بچه 3 ساله ای به اتفاق پدرش از شهرستان ایلام جهت درمان به مطب آمدند پدر تعریف کرد که پسرش در خواست نموده که خانه ای بگیرم که 1000 اطاق داشته باشد وهمه اطاق ها رو به هال باز شود و1000 زن برایش بگیرم  از پسر سوال کردم تو 1000 زن می خواهی گفت بله گفتم می خوای چه کار ؟  گفت می خواهم همه را صدا بزنم وهمه بیایند داخل هال ومن بخندم

    

    خاطره 155

    پسر 5 ساله ای به اتفاق مادر به مطب آمدمد ومادر اظهار داشت گوش راست پسرش درد دارد پرسیدم چه شده ؟ مادر پاسخ داد تلمبه ای که بادکنک را باد می کنند گوشش را باد کرده وگوش راست صدمه دیده ودرد دارد کودک را معاینه ودستوراتی دادم .وگفتم جهت کنترل 4 روز بعد مراجعه نمایند وبه کودک کفتم حتما تلمبه را بیاورد من می خواهم تلمبه را ببینم خداحافظی نمودند وپس از 4 روز با تلمبه آمدند مادر می گفت از امروز صبح پسر تلمبه را برداشته که فراموش نکند برای شما بیاورد .

    توجه

    بعضی از اجسام برای  کودکان زیان بخش وممکن است باعث ضایعات جبران ناپزیر شوند بنابراین مادران توجه به اجسام خارجی داشته باشند  و در دسترس کودکان قرار ندهند

    خاطره 156

    پسری که قل دوم بود و5/2 ساله به اتفاق مادر به مطب آمد در حالی که دستش باند پیچی شده بود سوال کردم چرا باند پیچی شده مادر پاسخ داد روز عاشورا در منزل قربانی داشتیم که با چاقوی تیز سر گوسفند را در حضور پسرم  بریدند وروز گذشته همان چاقوی تیز را برداشته ودست چپ را روی میز کامپیوتر قرار داده وبا دست راست دورتادور بند اول سبایه دست چپ بریده است وقتی سوال شده چرا اینکار می کنی جواب می دهد دارم سر ببه ای را می برم سپس  به درمانگاه مراجعه وگفتند زخم خیلی عمیق است بایدبه بیمارستان مراجعه کنید که به بیمارستان می روند ودر اطاق عمل وبا بیهوشی کامل زخم را بخیه می زنند

    هشدار

    هر عملی که پدر ومادر در حضور کودک انجام دهند تقلید می کند بنابر این والدین باید خیلی دقت کنند به خصوص قربانی ها در حضور کودک نباشد.

    

    خاطره 157

    در سال های گذشته (  1354  ) که در بیمارستان مرکز طبی کودکان کشیک بودم ساعت حوالی 2 بعد از نیمه شب بود نا گهان جناب آقای دکتر فریدون زنگنه فوق تخصص غدد اطفال را دیدم در سالن انتظار بیماران قدم میزندرفتم جلو وسلام کردم وگفتم جناب استاد چه شده که این وقت شب به بیمارستان آمده اید جواب دادند مادری تلفن کرده که فرزنش خیلی بد حال است من آمده ام اما ایشان  نیامده است  إإإإإ

    این اتفاق خیلی از موارد برای من هم پیش آمده است وروز های بعد مادر گفته چون بچه بهتر شده بود نیامدمه

    اگر استاد دانشگاهی به خاطر آرامش شما تلفن منزلش راداده وقرار ملاقات می گذارید حتما به موقع وسروقت مراجعه نمائید یا لااقل قرار را کنسل نمائید

    خاطره 158

    بردیا بادپای پسر 7/5 سال به همراه مادر وارد مطب شد به علت شلوغی مطب خیلی معطل شده بودند دو کودک قبلی که حدود یک سالگی بودند موقع معاینه خیلی گریه میکردند وگاهی جیغ می کشیدند صداهای گریه بچه ها در سالن انتظار به گوش همه رسیده است مادر با ورود به مطب به من گفت بردیا در سالن انتظار اسم شما را       <   کاظم   >  گذاشته است  پرسیدم چرا ؟ پاسخ داد از بس صبور هستید وگریه بچه هارا از صبح تا آخر شب تحمل می کنید گفتم چرا کاظم گذاشته است گفت   معنای کاظم صبور است البته من این معنی را تا آن لحظه نمی دانستم به هر حال بچه های این دوره خیلی نکات را بهتر می فهمند .

    

    

    خاطره 159

    پسر بچه 4 ساله با خوردن  14 تکه آهن ربا دربیمارستان رسالت تهران توسط      آقای دکتر شاهرخ ایروانی آندوسکپی وبوسیله   آقای دکتر حبیب قدوسی   تحت عمل جراحی قرار گرفت از نظر اطفال هم تحت نظر پروفسور سلطان زاده قرار گرفت  پدر ومادر قطعه های کوچک آهن ربا برای بازی کردن کودک 4 ساله خریداری ودر اختیار کودک گذاردند کودک یکی از قطعات را داخل دهان میگذارد که دردهان به پائین میرود کودک قطعه دوم برای بیرون آوردن این قطعه  قطعه دوم راداخل دهان میگذارد که به وسیله قطعه اول به داخل کشیده میشود واین عمل برای قطعه های دیگر ادامه داده شده تا 14 قطعه به داخل روده ها میرود وبه صورت یک قطعه 5 سانتیمتری در می آید ابتدا بیمارستان  مرکز طبی کودکان میرود وآندوسکپی می شود و رادیوگرافی میگردد سپس در بیمارستان رسالت تهران تحت عمل جراحی قرار میگیرد

    هشدار

    اجسام کوچک به ویژه قطعات کوچک آهن ربا نباید در دسترس بچه های زیر سن 10 سال قرار گیرد
       

    خاطره 160

    پسر 19 ماهه به علت سرماخوردگی به مطب آوردند  سلام کرد خوشحال شدم بچه با تربیتی بود گفتم پسر جون اگر بزرگ شدی می خواهی چه کاره بشی پاسخ داد می خوام برم مدرسه گفتم بعد از آن چکاره بشی گفت دکتر گفتم بعد چی گفت پروفسور

    

    

    

    خاطره 161

    خاطراتی از کهن ترین سرزمین جهان

    در تاریخ 27 اسفند 1388 در سفری که با تور سیاحتی ققنوس به استرالیا داشتم

    ابتدا وارد شهر ملبورن شدیم که دومین شهر استرالیا از نظر جمعیت بود

    در تاریخ29 اسفند ماه 1388  از منطقه  Lochard George   که در جاده
     :Greate Occian Road واقع شده دیداری نمودیم هنگام دیدارمان از این منطقه داستانی را راهنمای محلی برایمان تعریف نمود که خالی از جذابیت نمی باشد بر اساس گفته وی در این منطقه که یک خلیج بسیار کوچک می باشد و دهها کشتی بوا سطه دهانه کوچک خلیج وگاهی اوقات بخاطر طوفانی بودن دریا در این منطقه غرق گردیده بودند :

    در یک مورد کارگر کشتی با چسباندن خود به چوب های شکسته کشتی توانسته بود با شنا خود را نجات دهد وبه ساحل برود . در آنجا صدائی می شنود که نشان دهنده آن بود که فرد دیگری نیز از کشتی منهدم شده جان سالم بدر برده لذا به سمت او شنا می کند وا و را که دختر زیبائی بود نجات میدهد در منطقه نجات یافته شدگان غاری وجود داشت که با پناه بردن به آن به وجود هیزم ویک صندوق مملو از ( اشربه ) شب را می گذرانند هیچکس از آنچه که در آن شب گذشت خبری ندارد اما تصور اینکه این دو بتوانند با همدیگر ازدواج کرده باشند وجود نداشت زیرا دختر از خانواده ثروتمند وپسر از خانواده طبقه فقیر بود اما آنچه بعد ها مشخص گردید این بود که آن دختر با یک شخص دیگری پیوند زناشوئی بست وآن کارگر کشتی هم بعد ها کاپیتان کشتی گردید .

    

    در طول جاده اقیانوس کبیر سرپرست گروه ما جناب آقای شمشیر گران برای آمار گیری سریع خانواده ها را بر اساس شمارش تفکیک نموده بود ولذا از آنجائی که 12 خانواده در این گروه قرار داشتند آمار گیری با گفتن شماره های 1 تا 12 به سرعت پایان می یافت که در هر پیاده وسوار شدن مجدد انجام می پذیرفت .

    در دو آمار گیری آخر در این تور تمام روز مسئولیت بر عهده راهنمای محلی قرار داده شد و او توانست با گفتن این شماره ها به فارسی آمار خانواده ها را مشخص نماید گفتن اعداد 1 تا 12 را بخوبی یاد بگیرد که مورد توجه اعضاء تور قرار گرفت وبرای او کف زدند وتشویق نمودند .

    سفر به استرالیا همانگونه که ذکر شد   در صبح روز 27 اسفند 88 انجام پذیرفت بنابر این روز سال نو را می بایستی در اولین شهر استرالیا یعنی در ملبورن جشن می گرفتیم تفاوت ساعت تهران با ملبورن 5/7 ساعت بود ولذا زمان سال تحویل به ساعت چهار وسی ودو دقیقه و12 ثانیه بامداد یک شنبه ملبورن رخ می داد . پرواز از تهران به ملبورن وهمچنین گردش تمام روز 29 اسفند که شرح آن گذشت  خود خستگی  بسیاری را بر افراد گروه تحمیل کرده بود اما از آنجائی که عرق ایرانی بودن ، ایمان واعتقاد وافر به آئین مراسم سال نو ، خستگی را از چهره افراد گروه زدود و با اختصاص سالنی در هتل Langham  ملبورن وچیدن سفره هفت سین که یکی از خانواده ها ی بسیار خوب ترتیب داده بود مراسم سال نو در ساعت مقرر با چهره های شاد اکثر افراد گروه برگزار وخاطره خوشی را در این سفر برای یکایک افراد به ارمغان آورد.

    در محافل توریستی ، راننده اتوبوس همان قدر برای تور اعتبار دارد که راهنمای محلی برای اعضاء تور دارد ، چرا که راهنمای محلی بیشتر اوقات را با افراد تور می گذراند در بریز بین Brisbane راننده اتوبوس شخصی بسیار دوست داشتنی با نام آندرو بود که بیشتر از حتی راهنماهای محلی بر روی افراد گروه ما تاثیر گذاشت و آن قدر با محبت بود که در طول تور بچه های کوچک به سراغش می رفتند واز او پاستیل می خواستند واو قوطی بزرگ پاستیل را در اختیار آن ها قرار می داد و در ضمن به تمام گروه نیز تعارف می کرد ، او انسانی والا ، با محبت و دوست داشتنی ودست و دلباز بود در تمام گردش های نیمه روز و تمام روز ، اوقات خود را با گروه می گذرانید وباعث شادمانی گروه میگردید .

    ضمنا هنگامی که مارا برای دنباله سفر به فروگاه بریزبین آورد از همه ما تشکر کرد و برای هریک هدیه کوچکی را به عنوان یادگار به ارمغان آورد .واعضاء گروه نیز به خاطر سپاس وقدردانی برای سرویس های فوق العاده علاوه بر آنچه که آژانس ترتیب داده بود هدیه ناقابلی به او وراهنمای محلی اهداء نمودند.

    در طول سفری که در جاده اقیانوسیه داشتیم از پل لندن  London bridge هم دیداری به عمل آوردیم ، اگرچه این پل بصورت طبیعی ساخته شده وهیچ شباهت انچنانی به پل لندن ندارد ، اما این سیاست انگلیسی ها است که در هر جا پا می گذارند نامی از خود بجا می گذارند .   

     اما این پل هم داستان خاص خود را داراست : وآن بدین مضمون می باشد که یک روز گروهی که برای دیدار از این پل به آنجا رفته بودند ، دونفر ، یکی خانم ودیگری آقا که هیچ نسبتی  هم با یکدیگر نداشتند به لبه پل نزدیک می شوند که ناگهان نیمی از پل فرومی ریزد ، واین دو نفر در آنسوی پل به تله می افتند .

    جهت کمک به این دونفر ،  پای روزنامه ها وسرویس های خبری و هلیکوپتر ها به آنجا کشیده می شود . اما این مرد نگون بخت دچار مشکل فراوانی می گردد زیرا همسر او که در خانه و پای تلویزیون نشسته بود ، تصویر شوهر خود همراه با خانم دیگری را می بیند،  وحدس بزنید که بقیه داستان به کجا خواهد کشید .

    در منطقه  Blue mountain که نزدیک شهر سید نی است   ( Sidney )سه تخته سنگ بزرگ وجود دارد که نام سه خواهران بر آن نهاده شده است واین خود داستان مختص خود را دارا است . در داستان های قدیمی بومیان ، افسانه ای نقل شده از اینکه سه خواهر که خود قبیله Katoomba  بودند در دره Jamison  زندگی می کردند این سه دختر زیبا عاشق سه برادری می شوند که اهل قبیله  Nepean  بودند وبه همین خاطر ازدواج مابین آنها بر اساس قانون قبیله ای ممنوع می بود . برادران برای آنکه به آرزوی خود برسند تصمیم گرفتند که از زور استفاده نمایند.

    برادر ها از پذیرش این قانون ناخرسند بودند وبرای دستیابی به این سه خواهر تصمیم گرفتند که  وهمین امر هم باعث یک جنگ قبیله ای میان آنها گردید از آنجائیکه زندگی این سه خواهر در معرض خطر واقع شده بود ،  جادوگر قبیله  Katoomba  بر عهده خود می بیند که برای جلوگیری از آسیب این سه خواهر ،  آنها را تبدیل به سنگ بنماید . هنگامی که در پایان جنگ جادوگر قصد داشت که طلسم را باطل نماید  ،  خود جادوگر کشته می شود واز آنجائی که تنها خود او بود که می توانست طلسم را باطل ودختر های زیبا را به روز اول برگرداند لذا این اتفاق نیفتاد و دختر ها به همان صورت تخته سنگ مانند باشکوه به عنوان یادی از این جنگ برای نسل های آینده باقی می ماند .

    درگلدگست در هتل ورساچه که خیلی زیبابود اقامت داشتیم  یکی از دیدنی های این منطقه اتوبوسی بود که  در شهر حرکت می کرد جذابیت خاص  خودرا داشت وقتی به اقیانوس میرسید بصورت قایق حرکت می نمود  وپس نیم ساعت مجددا در خشکی بصورت اتوبوس به راه خود ادامه میداد  که مورد توجه بسیاری از  توریست ها  قرار گرفته بود 

    

    

    

    

    

    

    از دیدنی های دیگر کانگروبود که توریست ها به آنها غذا می دادند وعکس وفیلم با آنها می گرفتند .

    در سیدنی در منطقه Circular quay  اوپرا هوس  ( opera House )  که نمادی از استرالیا است جلب توجه توریست ها می بود .

    در روز دهم مسافرت پس از باز گشت از منطقه  Blue mountain  در سالن هتل  Shangri-la  در سیدنی افراد گروه دورهم جمع شدند واز هماهنگی بسیا دقیق ومنظم راهنمای تور جناب آقای شمشیر گران تشکر قلبی خود را اعلام نمودند وخواستار آن شد ند در آینده هم در تور هائی که ایشان هستند حضور یابند .

    

    در روز 11 مسافرت تمام روز در گشت کانبرا Canbrra پایتخت سیاسی استرالیا  شرکت نمودیم و  از موزه یادبود جنگ استرالیا  Australian war memorial   و خانه پارلمان  وسفارت ایران در استرالیا بازدید به عمل آوردیم .

    خاطره 162

    مادری نگران کودک 14 ماهه اش را به علت قورت دادن سنجاق قفلی به کلینیک بیمارستان رسالت تهران مراجعه کرد پس از آرام کردن مادر که نگران نباشد دستور رادیوگرافی داده شد وملاحظه شد سنجاق قفلی باز در روده ها قرار گرفته به مادر توصیه شد 2-3 روز دفع مزاج های شیرخوار را کنترل نماید ممکن است دفع شود اگر اشکالی پیدا شد به من تلفن نماید وتلفن منزل هم به اودادم پس از 2 روز مادر خوشحال تلفن نمود که سنجاق قفلی دفع شده است .
       
       

     توجه

    اجسام ریز مثل تخمه ، دانه تسبیح  ، فندق ، آجیل ،  تکمه پیراهن ، مداد پاک کن، سنجاق قفلی ، سوزن ته گرد ،تکه های کوچک سبزی نباید در اختیار کودکان باشد

    خاطره 163

    دختر 6 ساله ای به اتفاق مادرش درحالی که یک تیله که بچه ها با آن بازی میکنند در دست مادر بود وبا ناراحتی گفت این کودک مشابه این تیله را خورده است دستور رادیوگرافی دادم تیله در روده نشان داده شد که توصیه شد دفع مزاج کودک را کنترل کنند
       

    توجه

    هرنوع اسباب بازی کوچک وگرد نزد کودکان خطرناک می باشد

    

    خاطره 164

    درتاریخ 19 خرداد ماه 1389 دو قلوهائی پسر ودختر متولد گردیدند که مادر دوقلوها خاطره ای جالب ذکر نمود که 12 سال نازائی داشته وبه همین مناسبت یک دختری را 5/4 سال قبل به فرزندی قبول نموده حدود 9 ماه قبل این فرزند درخواست خواهر وبرادر میکند وعجیب آنکه بعداز چندروز خداوند این دوقلوهارا به این خانواده عطا می نماید که یکی دختر ودیگری پسر میباشد. اسم این دختر  فاطمه است که خودش یاس میگوید واسم خواهر وبرادر را یسنا ویزدان گذاشته است
       

    خاطره 165

    کودک 5/4 ساله ای به همراه مادر به علت سردرد ودل درد مراجعه ودر حین معاینه هرچه اصرار کردم اسمش را نگفت بالاخره از مادر سوال کردم چرا حرف نمیزند ؟ إ مادر از پسرش سوال کرد واو تابلو کودکی که درمطب نصب شده بود وبا دستش روی بینی نهاده بود وبعلامت <   هیس   >   می گفت ساکت حرف نزنید حرف نمی زد.
       

    خاطره 166

    کودک 4 ساله ای به اتفاق مادرش جهت کنترل و چکاپ به مطب آمدند مادر گله داشت که کودک شب ها اکثرا بیدار است وبه قدر  کافی نمی خوابد ونیمه های شب به اطاق مادر می آید و اظهار میکند چرا دیر صبح می شود إإإ  ومیگوید مامان از خدا بخواه دیر صبح نشه إإإ من از کودک سوال کردم با مزه همین مطلب را بیان کرد.

    

    

    

    

    

    خاطره 167

    خاطراتی از کشور کانادا    Canada   که از نظر وسعت خاک دومین کشور جهان بعد از روسیه  میباشد و در آن کشور فقط حدود 40 میلیون نفر زندگی میکنندولی وسعت خاکش شش برابر ایران است.

    در تاریخ 11-26 مرداد ماه 1389 مطابق دوم آگوست لغایت 16 آگوست 2010 برای اولین مرتبه به کشور کانادا مسافرت نمودم وابتدا وارد تورنتو Toroto    شدم کانادا 8893 کیلومتر تنها خطوط مرزی خشکی با همسایه جنوبیش ، ایالات متحده آمریکادارد مرز آبی با ایالت آلاسکا که شامل اقیانوس اتلانتیک شمالی در شرق اقیانوس آرام شمالی در غرب واقیانوس منجمد شمالی در شمال است .

    تورنتو

    در شمال غربی ساحل دریاچه اونتاریو واقع وتابستان گرم وشرجی وزمستان های سرد دارد این شهر پر جمعیت ترین شهر کانادا است تورنتو شهر مهاجران نامیده میشود ودر میان شهر های جهان بعد از شهر میامی در آمریکا بیشترین میزان جمعیت خارجی را دارا است . قبل از اروپائیان قبائل Huron   دراین منطقه ساکن بوده اند  نام تورنتو مشتق از کلمه اسکیموئی کارونتو  Karonto به معنی جائی که درختان در آب قرار دارند در سال 1793 در این محل شهر   York   تاسیس ودرسال 1834 بنام شهر تورنتو نامیده شد.

    

    دانشگاه تورنتو در سال 1827 تاسیس وقدیمی ترین دانشگاه اونتاریو محسوب میشود .

    

    مرکز راجرز سنترRogers center   بزرگترین استادیوم سرپوشیده در جهان محسوب با سقف تمام متحرک وهتل 348 اطاق که 70 اطاق آن مشرف به زمین بازی است

    

    بیش از 2000 ساختمان بلند تر از 90 متر دارد که اغلب در داون تون قرار دارد

    

    کلیسای جامع سنت جیمز در سال1797 ساخته شد برج آن 93 متر زمانی بلند ترین ساختمان تورنتو محسوب می شد .

    

    موزه سلطنتی انتاریو و بیش از 6 میلیون اثر هنری وطبیعی در  آن نگهداری میشود .

    

    برج سی ان CN Tower  به ارتفاع553 در داون تون به مت 31 سال بلندترین ساختمان جهان محسوب می شد تا اینکه برج 818 متری دبی ساخته شد برج میلاد تهران هم 435 متر چهارمین برج دنیا است

    

    

    ساختمان شهرداری تورنتو  Toronto City Hall یکی از شاخص ترین جاذبه های تورنتو است در سال 1965 بنا گردید.

    

    اسکله تورنتو در کنار دریاچه انتاریو به وسعت 46 کیلومتر یکی از مکان های دیدنی شهر است.

    در یکی از روز هائی که در کنار این اسکله قدم میزدم صحنه جالبی جلب توجه ام کرد وآن علاقه مادر به فرزندان مرغابی که 7 فرزندش را در دریاچه مراقبت وهمراهی می نمود.

    

    Harbour  front   قسمتی از اسکله تورنتو است که به مکان تفریحی تبدیل شده است

    

    کازالوما Casa Loma    یکی از مناطق حومه شهر است  ویکی از قصر های بزرگ وبا شکوه کانادا به همین نام در آن واقع است

    

    رویال بانک پلازا Royal Bank Plaza   دوبرج جنوبی 180 متر و برج شمالی 112 متر ارتفاع داردنمای خارجی از شیشه و بیش از 14000 پنجره دارد که هر کدام از آن ها با لایه ای از طلای 24 عیار پوشیده     شده اند.

    

    جزایر تورنتو Toroto Islands   11 جزیره در یک ردیف در دریاچه اونتاریو قرار گرفته اند ومحل انواع تفریحات ورزشی وخانوادگی است یکی از فرود گاه های تورنتو به نام فرودگاه جزیره  Toroto Island Airport    در یکی از این جزایر واقع است

    از مناظر دیگر هزار جزیره در خلیج جورجین Georgian   است که تعداد آن ها از 1000 جزیره هم بیشتر است در مسیر دریاچه اونتاریوبه رودخانه سن لورنس واقع اند.

    

    آبشار نیاگارا Niagara falls

     با ارتفاع تقریبی 52 متر در 120 کیلومتری جنوب شرقی تورنتو در امتداد رود خانه نیاگارا واقع است

    ودارای سه آبشار کوچکتر به نام های آبشار نعل اسبی Horse shoe    ،   آبشار آمریکائی American falls     ،  آبشار برایدال ویل Bridal veil falls    است  آبشار نیاگارا بزرگ ترین آبشار آمریکای شمالی است وبا سقوط حدود 3000 متر مکعب آب در هر ثانیه از بالای آن منبع ارزشمند تولید نیروی برق هیدروالکتریک است تعداد بازدید کننده در هر سال حدود 20000000 بیست میلیون نفر میباشد.

    

    پارک ملکه ویکتوریا

    این پارک در منطقه زیبا با باغ های تزئین شده وچشم اندازی زیبا است

    

    اوتاوا Ottawa      برای دیدن اوتاوا پایتخت کشور کانادا با قطار مسافرت کردیم ودر طول راه بسیار مناظر دیدنی وپل های جالب توجه مشاهده کردیم  اوتاوا در شرق ایالت اونتاریو در دره اوتاوا واقع شده است بعد از تورنتو دومین شهر بزرگ این ایالت است بین مرکز شهر ورودخانه اوتاوا تپه کوتاهی به نام تپه پارلمان Parliament Hill   واقع شده که محل اسقرار بسیاری از ساختمان های مهم دولتی پایتخت است. اوتاوا یکی از سردترین پایتخت های جهان است

    دانشگاه اوتاوا University Ottawa  دوزبانه در سال 1848 تاسیس گردید دانشگاه کاتولیکی سنت پل هم در سال 1848 وابسته به دانشگاه اوتاوا تاسیس شده است.

    کلیسای جامع نوتردام در سال 1839 ساخته شده  و از کلیساهای قدیمی شهر است

    

    دادگاه عالی کانادا ساختمان آن از سنگ مرمر ساخته  شده بهترین نمونه هنر معماری ودکوراسیون است

    اقامت گاه نخست وزیر درسال 1866 بنا شده واز سال 1948 تا کنون محل اقامت همه نخست وزیران بوده است

    مونترال Montreal   بزرگترین شهر ایالت گبک است در سال 1832  نامگذاری شد کلیسای بزرگ نوتردام وکلیسای سنت پاتریک وکلیسای سنت جوزف از بنا های مهم است

    ساختمان اولین بیمارستان در مونترال در سال 1774 ساخته شده است

    

    

     سازمان بورس اوراق بهادار Stock exchange      درسال 1867 در مونترال شروع شده است

    کبک سیتی Quebec City    این شهر مرکز ایالت کبک است اکثر ساکنان فرانسوی زبان هستند  تا قبل از ورود جاکوز کارتیر  کاشف فرانسوی در سال 1535 این منطقه به نام دهکده استاداکونا Stadacona    زیستگاه قبائل بومی آمریکائی بوده است اولین شهری است که اروپائیان ساخته اند وزیسگاه اروپائئان در آمریکای شمالی بوده است شهر کبک درسال 1608ساموئل چامپلین Samuel de Champlain    بنیان نهاد وبه دلیل عرض باریک رود خانه سن لورنس در ورودی شهر نام آن را کبک به معنای  <   تنگنای رودخانه  > گذاشتند

    این شهر دو پل مهم روی رود سن لورنس دارد پل کبک Quebec Bridge  1919 به طول 987 متر که فاصله دو پایه آن 549 متر است واز بزرگترین پل های معلق جهان است پل دیگ پل لاپورت Laporte Bridge    1970 به طول 1041 مترکه فاصله دو پایه آن 667 متراست وطولانی ترینپل کابلی کانادا است

    دانشگاه کبک Laval University    در سا ل 1852 تاسیس شده است

    ساختمان پارلمان کبک 8 طبقه وبرای استفاده اعضاء مجلس شهر در نیمه دوم قرن نوزدهم ساخته شده است 

    

    

    

    خاطره 168

    سارا 7ساله وثنا 5/2 ساله به اتفاق مادر جهت درمان  ومعاینه به مطب آمدند پرونده سارا که 7 ساله بود روی میز بود به ثنا گفتم تو که مریض نیستی   با تعجب گفت من مریض هستم مجددا به او گفتم که تو مریض نیستی  پاسخ داد که مریض هستم و خیلی خندان بود ابته همیشه در موقع معاینه بیقراری می نمود وقتی به سارا گفتم جهت معاینه روی تخت معاینه بنشیند ثنا هم رفت روی تخت معاینه وکنار سارا نشست ومجبور شدم اوراهم معاینه نمایم

    

    خاطره 169

    دختر 3/2 ساله به اتفاق پدر و مادرش به مطب آمدند در پرونده بیمار نامش نیکی نوشته شده بود به محض ورود اسمش را سوال کردم گفت نیکی عسلی  بلافاصله پدرش گفت قبلا اورا نیکی عسلی صدا می کردیم وحالا وقتی از او سوال میکنیم پاسخ میدهد نیکی عسلی

    درموقع معاینه صدای گریه از اطاق انتظار شنیده شد  نیکی گفت فکرکنم نی نی کوچولو بیرون گریه می کند إ إ

    

    

    خاطره  170

    نوزادی را آوردند که سرمه غلیظی روی ابروهایش کشیده بودند  سرمه کشیدن از رسوم دوران قدیم بود ودر این زمان دور از انتظار إ إ إ

    خاطره 171

    دختر 9 ساله به علت اسهال واستفراغ شدید با دزهیدراتاسیون شدید در بیمارستان رسالت تهران بستری گردید ودرمان با سرم رینگر وقندی نمکی شروع گردید فردا صبح هنگام معاینه وراند بخش از بیمار سوال کردم حالت چطور است بلافاصله پاسخ داد آقای دکتر و در حالی که با انگشت به سرم اشاره می کرد گفت " این سرم خیلی تاثیر گذار بود "  إإإإإ نحوه گفتار کودک بسیار جالب بود

    خاطره 172

    ثمین 3/2 ساله بود که در بیمارستان رسالت تهران بستری گردید روز بعد که جهت معاینه به اطاق بستری اش رفتم عروسک زیبائی داشت گفت نی نی مریض شده اورا معاینه کنید که من مجبور شدم اول نی نی را وسپس کودک را معاینه نمایم

    خاطره 173

    در سال 1347 که من در بندر دیلم برای خدمت پزشکی رفته بودم بیماری را آوردند که سرفه شدیدی داشت داروهائی برای او تجویز نمودم در میان داروها شربت سینه هم وجود داشت دستور دارو اینچنین بود روزی 3 قاشق مربا خوری روز بعد پدر شیرخوار بچه را با حال عمومی بد ودر حالت نیمه کما به درمانگاه آورد از پدر سوال کردم چه شده ؟  وچه خورده است ؟ پاسخ داد دستورات داروئی شما را اجرا کردم پرسیدم شربت سینه را چقدر داده ای گفت شما گفتید روزی 3 قاشق مربا خوری بدهم ولی من برای اینکه زودتر خوب شود نصف شیشه شربت را یکجا دادم که مسمومیت پیدا شده بود .

    از این ماجرا 42 سال میگذرد امروز در تاریخ 7/10 / 1389 در مطب مشغول معاینه بودم خانمی تلفن نمود که بچه اش تب بالا دارد اجازه میدهید 2 تا شیاف اطفال با هم مصرف کنم که تب زودتر پائین بیاید .

    این خاطره مشابه خاطره 42 سال قبل بود .

    توجه : دوز دارو همان مقداری که توسط پزشک  تجویز شده بایدمصرف گردد.

    

    خاطره 174

    کودک 5/3 ساله جهت واکسیناسیون به اتفاق مادر به مطب آمدند بع از معاینه واکسن آنفلوآنزا تزریق نمودم وخواستم چسب کوچکی روی محل تزریق بگذارم مادر گفت از چسب خوشش نمی آید پاسخ دادم چسب فقط جهت جلوگیری از خونریزی است لذا یک دقیقه با پنبه ناحیه محل تزریق را نگه دارید ورفتم نسخه بنویسم که کودک آمد جلومیز و گفت آقای دکتر حالا که چسب نزده ایم خونریزی نکند  ؟ إإإإإإ

    

    خاطره 175

    راشین دختر 7 ساله به اتفاق مادرش به مطب آمدند شب قبل برف زیادی باریده بود به طوری که مدارس تعطیل شده بود گفتم چه شده ؟ راشین از مادرش اجازه گرفت خودش علت مراجعه را بگوید وشروع به صحبت نمود :

    وگفت  دیشب هوس کردم بستنی بخورم . امروز هم هوس کردم برف بازی کنم ونیم ساعت بعد هم برف بازی کردم بعد از آن استخوان هایم درد گرفت بعد گلوم درد گرفت کمی هم سرفه می کنم سردرد هم گرفتم

    

    خاطره 176

    در تاریخ دوم اسفند ماه 1389 مراسم بزرگداشت استاد دکتر ابوالقاسم قلمسیا در یزد به همت فارغ التحصیلات دبیرستان ایرانشهر ،  جناب آقای عباس فیاض دبیر جامعه یزدی ها ومدیر مسئول یزدا  ،  با همکاری 16 اورگان دولتی وملی کشور  برگزار گردید پس از سخنرانی افراد مختلف در باره شخصیت علمی وفرهنگی استاد قلمسیا  پرده برداری از تندیس مرحوم دکتر قلمسیا در دبیرستان ایرانشهر انجام گردید وسپس از دبیرستان ایرانشهر که درسال 1307 آغاز ودر سا ل 1313 تاسیس گردید واطاق استاد قلمسیا بازدید به عمل آمد
    متن سخنرانی پروفسور محمد حسین سلطان زاده در مراسم نکوداشت استاد دکتر قلمسیا درتاریخ 2/ اسفند /1389 در دبیرستان ایرانشهر

    
    به یاد استاد دکتر قلمسیا
    دانشمند برجسته هسته ای معاصر
    پروفسور محمد حسین سلطان زاده
    متخصص کودکان ونوزادان
    استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
    طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریکا
    www.ProfessorSoltanzadeh.com

    
    میلاد حضرت رسول اکرم «ص»    
    oبه حضور شخصیت های علمی ، فرهنگی ، اجتماعی وتمام کسانی که دربرگزاری این همایش در یزد وتهران زحمت کشیده اند وبرای بزرگداشت معلم وارسته گام برداشته اند تبریک عرض می نمایم
    ان معلم الخیر یستغفرله دواب الارض وحیان البحر وکل ذی روح فی الهواء وجمیع اهل السماء والارض 
    oبه درستی که برای آموزگار نیکی ها جنبندگان زمین وماهیان دریا وهر ذی روحی در هوا وتمام اهل آسمان وزمین طلب آمرزش می کنند
    o قال رسول الله  « ص »       بحارالانوار جلد 2 صفحه 17

    
    به یاد استاد قلمسیا
    oان الذین آمنوو عملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا
    oهمانا آنانکه به خدا ایمان آوردند ونیکوکار شدند ، خدای رحمان آنها را در نظر خلق وحق محبوب می گرداند   (آیه95 سوره مریم)               
    به یاد استاد قلمسیا
    oیکی از معلمین دبیرستان ایرانشهر در دهه 30 که من در دبیرستان ایرانشهر تحصیل میکردم ( 1331-1336)
    oاستاد قلمسیا بود ناظم دبیرستان هم بودند
    oمن وهمه دانش آموزان هر سوالی واز هر درسی داشتیم پاسخ می دادند
    oبه همه دروس آشنائی کامل داشتند
    oاگر من توانستم پزشک واستاد دانشگاه شوم مرهون   زحمات وراهنمائی های استاد قلمسیابود
    oاگر من توانستم مبتکر بزرگترین سایت علمی کشور باشم
    www.ProfessorSoltanzadeh.com
    oکه برای سلامتی کودکان ایرانی در سرتاسر دنیا مادران ایرانی به زبان فارسی تغذیه از زمان قبل از بارداری ، زمان بارداری ، 6 ماه اول تولد ، 6 ماه دوم تولد ، سال دوم تولد ، در سال2-5 سالگی (پیش دبستان)، 6-12 سالگی و12-18 سالگی
    oبیماریهای عفونی
    oبیماریهای غیر عفونی
    o     روانپزشکی کودکان
    oاگر توانستم 61 بیمار جالب Case Problem در سایت در یکجا معرفی ودر جای دیگر تشخیص های افتراقی را برای تمام پزشکان ایرانی مطرح نمایم
    oاگر توانستم 11 جلد کتاب در مورد بیماریهای کودکان تالیف نمایم
    o  اگرتوانستم پایه گذار کنگره های استاد دکتر محمد قریب باشم که 32 سال برگزار گردیده و ادامه دارد
    oاگر توانستم در بیش از 100 کنگره داخلی سخنرانی نمایم
    oاگر توانستم در 29 کنگره های بین المللی اطفال در خارج از کشور با شرکت 150 کشور سخنرانی نمایم
    oاگر توانستم بیش از 200 برنامه زنده تلویزیون در مورد تغذیه کودکان وبیماریهای اطفال داشته باشم
    oاگر توانستم بیش از 100 کارگاه آموزشی احیاء نوزادان برگزار نمایم
    o    همه وهمه مرهون زحمات وراهنمائی های استاد قلمسیا بود

    دبیرستان ایرانشهر

    
    پیشنهاد
    oپیشنهاد می شود  ، سالن کنفرانس یا اطاقی که استاد قلمسیا 59 سال قبل حضور داشتند به نام استاد :
    o«       نامگزاری گردد       »
    o  همچنین یکی از خیابان های شهر به نام ایشان نامگزاری شود
    به یاد استاد قلمسیا
    oمعلم یک واژه نیست ، معلم یک دائره المعارف است ، اقیانوسی است که امواج آن عطوفت وفضل را به ساحل می برد
    oمعلم احیاکننده سبزه زار علم ودانش در کویر خشک ناامیدی است ، راستی اندیشیده ایم که چرامعلمین وارثان پیامبرانند ؟
    oمعلم منجی جامعه از ضلالت وتیرگی هااست
    o    انسان هرچه علمش زیادتر باشد تفکرش نسبت به عظمت خدا وکرنش وتواضعش در برابر حضرت باریتعالی افزون تراست « استاد قلمسیا اینچنین بود »
    oمعلم شمعی است فروزان که می سوزد ومواضع تاریک جامعه را نورانی می کند
    oمعلم کوهی است که از قله وجودش چشمه ها سرازیر شده و مرغزارهای دل وجان دانش پژوهان را هماره سرسبز ، خرم وبا صفا نگه میدارد
    oمعلم ابری است که پیوسته می بارد وحیات می بخشد
    oمعلم طبیبی است مهربان که مشفقانه برای شفای درد انسان ها داروی دانش بکار می برد
    oمعلم هنرمندی است که هنرش صرف آرایش شخصیت کسانی می شود که در آینده دانش پژوهان جامعه خواهند شد
    oتک تک شما باید نخست از خود بپرسید :
    oبرای یادگیری وخود آموزی چه کرده ام ؟
    oسپس از خود بپرسید ، برای کشورم چه کرده ام ؟
    oاین پرسش را اینقدر ادامه دهید تا به این احساس شادیبخش برسید که شاید سهم کوچکی در پیشرفت واعتلای بشریت داشته اید
    o    هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک می شویم با صدای بلند بگوئیم « من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام» استاد قلمسیا آنچه در توان داشت در راه میهن ایران انجام داد
    oای همه مردم در این جهان به چه کارید  ؟
    oعمر گرانمایه را چگونه گذارید ؟
    oهرچه به عالم بود اگر به کف آرید
    oهیچ ندارید اگر که عشق ندارید
    oوای شما دل به عشق اگر نسپارید
    oگر به ثریا رسید هیچ نیرزید
    oعشق بورزید ----  دوست بدارید
    oاستاد قلمسیا عاشق کارش بود وتا سن 90 سالگی به معلمی و کشورش عشق ورزید  
    یادش گرامی باد

    

    خاطره 177

     یکی از سه قلو ها  به نام هستی قل ( 3 ) 7ساله به علت عفونت ریه در بیمارستان رسالت تهران بستری گردید  پس از 4 روز دو قل دیگر یاسمن  ( 1 ) وعسل ( 2 )  در ساعت 9 بعد از ظهر جهت معاینه به مطب آوردند  هردوقل از بیماری قل 3 ناراحت ومطالب زیادی بیان کردند عسل قل 2 اظهار داشت دلم تنگ شده و میخواهیم هستی را ببینیم وبیمارستان اجازه ملاقات نمی دهد به آن ها گفتم شما بروید بیمارستان ومن هم به بیمارستان میآیم وشما را به دیدن هستی می برم وانجام دادم وهر سه قل با دیدن همدیگر خیلی خوشحال شدند.

    

    خاطره 178

    کودک حدود 4 ساله از ایلام به اتفاق پدرش به مطب آمدند ازاو سوال کردم چه شده ؟ در پاسخ کودک با انگشت سبابه در ناحیه گردن اشاره کرد که درد می کند وقتی خواستم معاینه کنم پدرش گفت از من درخواست کرده خانه ای درست کنم که 1000 اطاق داشته باشد . من از کودک سوال کردم 1000 اطاق برای چه می خواهی ؟  پاسخ داد میخواهم 1000 زن بگیرم همه زن ها  چشم آبی باشند

    

    خاطره 179

    خاطراتی از سفر به کشور پرتقال   Portugal، جزیره مادیرا Madeira وبارسلون  Barcelona  اسپانیا داشتم

    درتاریخ جمعه 27 اسفند 1389 مطابق 18 مارچ 2011 در سفر سیاحتی با تور مارکوپلو – تعطیلات  از فرودگاه امام خمینی 

     با پرواز لوفتانزا از طریق فرانکفورت به لیسبون پایتخت پرتقال رسیدیم

     ودر هتل تیارا ***** TIARA  سکنی گزیدیم وبعداز کمی استراحت گروه گشت پیاده روی را از هتل به سمت مرکز شهر آغاز نمودیم  سرپرست وراهنمای گروه آقای سهراب الماسی که جوانی قد بلند و اطلاعات کافی در مورد لیسبون وجزیره مادیرا و بارسلون داشت و برخورد خوب باافراد گروه داشت

      ابتدا از میدان POMBAL گذشتیم

     وبعد مسیر را از طریق خیابان LIBERADE یا آزادی که اصلی ترین وزیباترین خیابان شهر محسوب می شود ، ادامه دادیم ، سپس به میدان  Restauradores  رسیدیم وبعد هم اصلی ترین میدان یعنی Rassio با محیطی دوست داشتنی میدانی که در یک سمت آن ، ساختمان تئاتر شهر یاد آور عصر رنسانس است ودر سمتی دیگر خیابان Augusta    با سنگفرش های زیبایش که به   Portuguese Calcada    معروف است با تداعی کننده راهروئی شایسته به سمت طاق پیروزی ، میدان  Camercio   ونهایتا کناره چشم گیر رودخانه TAGUS

      شنبه 28 اسفند 89 مطابق با 19 مارچ 2011 صبح طبق برنامه ساعت 9 صبح به همراه گروه گشت تمام روز شهر لیسبون را آغاز نمودیم با اتوبوس از مسیر روز قبل یعنی میدان پومبال Pombal  ، خیابان آزادی ، میدان راسیو Rassio  گذر کردیم تا به کناره رودخانه تاگوس Tagus  رسیدیم وآن را با ورود به منطقه تاریخی بلم  Belem  که روزگاری به واسطه حضور مسلمانان بیت الحم خوانده می شد ادامه دادیم منطقه ای که با برج دریای معروفش وصومعه کم نظیر Jeronimos   یاد آور 500 سال پیش با همان عصر اکتشاف است وپرتقالی ها به آن می بالند . بازدید از برج  وصومعه با سبک معماری منحصر به فردشان که به  Manueline     شهرت دارد در هوائی بسیار مطلوب انجام شد  از برج دیده بانی بلم  Blem Tower.

     وازکشتی سربازان Padrao dos Descobrimentos

     و هواپیما ی نماد  وپل  Vascodama Brige  ومحلی که سربازان قبل از رفتن به جنگ دعا می کردند بازدید نمودیم .

     سپس گشت را تا دوباره میدان  Rassio    ادامه دادیم پس از صرف نهار به منطقه  Alfama  که در روزگار سلطه اسلام به خاطر داشتن چشمه های فراوان به آن Al-hama   گفته می شد ، رفتیم .

    

    

     منطقه با فراز وفرود های تند وتیزش ، با کوچه پس کوچه های باریکش که جز با پای پیاده امکان گذری دیگر نیست

     منطقه نه چندان تمیز اما برخواسته از دل مردان زحمت کش ، دریانوردانی که روزگاری با آب های پهناور دست وپنجه نرم می کردند تا کسب رزق وروزی کنند . محله هائی که از یک سو پذیرای کلیسای جامع شهر لیسبون با قدمتی قریب به 900 سال است واز سوی دیگر قلعه ی  Saint Jorrge    را نیز بر بلندای خود می بیند .

    

     در ادامه گشت به منطقه ای از شهر رفتیم که برای نمایشگاه 1998 بر پا شده بود . منطقه ای با ساختمان های مدرن وبعد از بازدید  Oceanarium   کم کم به پایان گشت روز 19 مارچ رسیدیم .      

    روز یکشنبه 29 اسفند 89 مطابق 20 مارچ 2011 طبق برنامه ساعت 9 صبح گشت تمام روز خارج از شهر  لیسبون را به همراه گروه آغاز کردیم ابتدا به منطقه ای به نام Sintra  رفتیم . مکانی تقریبا کوهستانی وچشم نواز که گویا قصد تسخیر روح انسان را دارد . کاخ موقر ومتواضع  Sintra  با تلفیقی از هنر های شرقی وغربی مورد بازدید گروه قرار گرفت . کاخی که از کاشی کاری های مسلمانان <مور> معروف به Azulejos تا صندوقچه های دست ساز از چوب وعاج فیل هندی تا هدایای بسیار ارزشمند چینی والبته از همه جالب توجه تر برای ما ، یگانه فرش های ایرانی را در خود جا داده است . در انتها واقعا نمی توان از مناظر چشم گیر ونیز دودکش های مشهور آشپز خانه ی خاص آن بی تفاوت گذشت.

    

    در ادامه مسیر با گذر از جاده ای با پیچ وخم های مرتفع وچشم انداز خیره کننده در اقیانوس اطلس ، به غربی ترین نقطه اروپا یعنی Roca Cape  رسیدیم .

     یکی از صحنه هائی که جالب توجه بود حضور 100 ها موتور سوار حرفه ای وماهر بود که هر یکشنبه در این نقطه گرد هم می آیند با عبور از ساحل ماسه ای Guincho  به منطقه ای ساحلی تفریحی به نام  Cascais وارد شدیم پس از دانستن وقت نهار وگشت وگذار در این منطقه سوار اتوبوس شدیم وبعد دوری در اطراف بزرگ ترین  Casino اروپا در منطقه   Estoril زدیم وراهی هتل شدیم . شام را که همگی به مناسبت شب  تحویل سال نو در رستوران Luso به همراه رقص وموزیک محلی  Fado سپری کردیم

     که البته بعد از آن هم با هماهنگی های انجام شده از روز قبل در هتل تیارا گرد هم آمدیم  . گردش تمام روز 29 اسفند که شرح آن گذشت خود خستگی بسیاری را بر افراد گروه تحمیل کرده بود اما از آن جائی که عرق ایرانی بودن اعتقاد وایمان وافر به آئین مراسم سال نو خستگی را از چهره افراد گروه زدود ودر سالن هتل تیارای لیسبون با چیدن سفره هفت سین که توسط راهنمای تور تهیه وتوسط دختران جوان گروه تزئین شده بود مراسم با تطبیق ساعت لیسبون با خواند ن دعای یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبرالیل والنهار ، یا محول الحول والاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال ، ودر خاتمه با خواندن سرود   " ای ایران ای مرز پر گهر  "   خاطره خوشی را در این سفر برای افراد گروه به ارمغان آورد

    

     روز دوشنبه اول فروردین 1390مطابق 22 مارچ 2011 ساعت 10 صبح به اتفاق گروه پیاده عازم سوار شدن  " تراموای خط 28  " شدیم چون روز آزاد گروه بود والبته هوا هم چون روز های پیشین عالی بود این برنامه را اجرا کردیم ، تراموا ئی که حدود 100 سال قبل از آمریکا آورده شده بود ، واگن های چوبی وقدیمی اما همچنان مغرور ومتحرک در انتهای خط هم از بیرون باسیلیکا وپارک Estrela  دیدن کردیم ، باسیلیکائی که چون دیگر بناهای سبک باروک به زیور آلاتش می نازد .

    روز سه شنبه دوم فروردین 90مطابق 22 مارچ  2011  برنامه پرواز از لیسبون به جزیره فونچال Funchal  مرکز جزیره مادیرا Madeira  طبق برنامه انجام شد

     در هتل Park Atlantic *****  که قبلا نام TIVOLI  نام داشته مستقر گردیدیم سپس برای شام به رستورانی محلی ودوست داشتنی به نام Seta  رفتیم . گروهی از کودکان به همراه بزرگ تر ها برنامه رقص وموسیقی محلی جزیره را با لباس های زیبایشان اجرا کردند وسپس کمی هم موسیقی Fado   را اجرا نمودند ،  موسیقی هائی که فریاد عشق وجدائی است.

    راهنمای محلی خانم ناندا  Nanda                    وراننده Rui

    روز چهارشنبه سوم فروردین 90 مطابق 23 مارچ 2011  ساعت 9 صبح عازم گشت نیم روز شهر فونچال مرکز جزیره مادیرا شدیم . این جزیره گرچه به آفریقا نسبت به پرتقال نزدیک تر است مثلا نسبت به کازابلانکا  Casablanca ولی متعلق به پرتقال است . کلا 8 جزیره در فونچال هست که بزرگ ترین آن جزیره مادیرا است . فونچال در لغت به معنای     "  رازیانه "  ومادیرا به معنای چوب است .

     چرا که کاشفان ابتدائی جزیره در اوائل قرن 15 از یک سو با کنده های غنی از درختانی با چوب مفید برای ساخت کشتی وقایق وخانه وغیره مواجه شدند واز سوئی دیگر پا به منطقه ای انباشته از گیاه  رازیانه گذاشتند ، بنابراین وجه تسمیه جزیره ومرکز آن اینگونه رشد پیدا کرد. به هر حال گشت را به سمت مرکز شهر فونچال آغاز کردیم هتل ریتزRitz  را دیدیم که یک زمانی چرچیل در آن اقامت داشته ودر سال 1949 ساخته شده است  وسپس  ابتدا از بازاری رنگارنگ از گل ومیوه بازدید کردیم .

     در این جا گل زیبائی دیدیم به اسم پروتئا داشت  Protea   .

     بازاری کوچک اما جالب که در قسمتی نیز بساط ماهی های گوناگون را به خود میدید یکی از ماهی ها خیلی دراز بود به نام اشپادا Espada   که از منطقه 600-1000متری زیر آب دریا صید می کنند .

     سپس به باغ گیاه شناسی رفتیم  باغی به وسعت 18000 متر مربع که انواع واقسام گیاهان خاص جزیره را در آغوش گرفته بود .

     چشم انداز کم نظیر وهوای دلنشین جاذبه ی این باغ را دوچندان کرد در انتهای باغ هم از پرندگان زیبائی چون طوطی ، کبوتر ، طاووس و غیره دیدن کردیم.

    برنامه بسیار جالب توجه هم برنامه سوار شدن به سورتمه های چوبی – حصیری را داشتیم که در زبان محلی به Tobogon  گفته می شود در محله Monte  . سورتمه هائی که شاید امروز توسط مردان خستگی ناپذیر جزیره برای تفریح وشادی مردم در مسافتی کوتاه کشیده می شد اما روزگاری در قرن 19 به عنوان اختصاصی ترین وسیله حمل ونقل در جزیره مورد استفاده قرار می گرفت.

    

    روز پنجشنبه چهارم فروردین مطابق 24 مارچ 2011  گشت تمام روز را به قصد بازدید از مناطق مختلف غرب جزیره آغاز کردیم پرتقالی ها اول دفعه در قرن 15 از منطقه لوبوLobo به این خطه وارد شدند.ابتدا به سمت  Camara de Lobos  ودوستان ماهیگیران رفتیم وسپس به  Cabo Girao  که با ارتفاع 580 متر دومین صخره دریائی دنیا است . بعد هم مسیر پر پیچ وخم را که سراسر با پوشش های گیاهی گوناگون مزین شده بود به سوی  Paul da Serra , Ribeira Braua  ادامه دادیم وبه ارتفاع 1400 متر ی رسیدیم .

     نهار را در منطقه ای با استخر های آتشفشانی طبیعی وکم نظیر با ماهی اشپوداEspoda صرف کردیم . سپس در بین راه به سوی  Sao Vicente  یکی از آبشار های بسیار زیبا ی طبیعی را که به تور عروس شباهت دارد را بازدید کردیم بعد از این مسیر را ادامه دادیم تا به Encumeada   جائی که هم زمان    شمال وجنوب جزیره رخ نمائی می کند . در انتها این سفر یک روزه که همواره با فراز وفرود هائ جاده ای باریک همراه بود ، پس از گذر از دره ای چشم گیر Serra D Agua  به فونچال وهتل رسیدیم

    با به پایان رسیدن سفرمان در کشور پرتقال جالب است داستان نماد کشور پرتقال که یک خروس است می توان تعریف نمود : گویند در روزگار قرون وسطی (قرن 13) در شمال کشور پرتقال در شهری به نام BARACELOS is a small walled village with a medieval tower of honour on the right bank of the River Cavado

    بی گناهی به اعدام محکوم می شود قبل از کشتن وی محل غذائی برای او ترتیب می دهند وخروسی را پخته شده روی میز می گذارند وبه اومی گویند اگر قبل از مرگ آرزو یا خواسته دارد بگوید وی هم از خدا می خواهد که اگر واقعا بی گناه است خروس مذکور زنده شود وسه بار بخواند که در نهایت این اتفاق رخ می دهد و او از کشته شدن نجات می یابد (  ما هم ضرب المثلی داریم که سر بی گناه پای دار میرود اما بالای دار نمی رود ) این گونه است که خروس " نماد کشور پرتقال نشانه ای از علامت بی گناهی گردید.

    روز جمعه پنجم فروردین 90 مطابق 25 مارچ 2011 عزیمت از جزیره مادیرا  به سوی لیسبون وسپس به کشور اسپانیا در شهر بارسلون شدیم .   اسپانیا کشوری است در جنوب غربی اروپا وشبه جزیره ایبریا  واقع شده است .

    امپراتوری روم طی سال های 218-201 پیش از میلاد جزیره ایبری را تصرف نمود وبا سقوط امپراتوری روم غربی مسیحیت در آنجا اشاعه یافت . در سال 700 میلادی اعراب مسلمانان از جنوب به اسپانیا حمله نمودند وآخرین شاه ویزیگوت ها را مغلوب نمودند و دوران با شکوه اسلامی را در تاریخ اسپانیا پایه گذاری نمودند با تسلط یافتن اعراب بر نوحی جنوبی ایبری ، ویزیگوت ها به شمال مهاجرت کردند وکشورهای کوچکی چون کاسینا ، کاتالونیا ،ناوارا ،آراگون وپرتقال را تاسیس نمودند همینان بودند که بعد ها دست اتحاد به هم دادند و وحدت اسپانیا را فراهم ساختند وبا اعراب به جنگ پرداختند اعراب طی استیلای خود بر نواحی جنوبی ایبری که آن را آندلس می نامیدند در سده دهم میلادی به اوج عظمت خود رساندند با کشف قاره آمریکا به دست کریستف کلمب در سال 1492 امپراتوری اسپانیا پایه گذاری شد  امپراتوری مزبور در سال 1516 در زمان شارل اول به اوج عظمت ونهایت وسعت خود رسید . شکست نیروی دریائی اسپانیا از انگلستان سر آغاز نزول وسقوط امپراتوری اسپانیا بود جنگ های 30 ساله 1618-1648 نیز به به زیان وشکست اسپانیا تمام شد ناپلئون اول در سال 1808 فرناندو هفتم شاه اسپانیا را وادار به استعفا نمود و برادر خویش ژوزف بناپارت را به سلطنت اسپانیا نشاند    باسلون مرکز وشهر معروف کاتالونیا Catalonia   ودومین شهر بزرگ اسپانیا است این شهر مرکز اصلی ومهم اقتصاد اسپانیا است این شهر در طول تاریخ چندین بار محاصره شده است بارسلونا مرکز مهم فرهنگی ومقصد اصلی توریستی اسپانیا است به دلیل آثار معمارانی از جمله آنتونیوگودی Antoni Gaudi      لوئیس دومنچی مونتانر Luis Domenechi Montaner  معروف است راهنمای محلی خانم اولگا Olga بود.

    روز شنبه ششم فروردین 90 مطابق 26 مارچ 2011  گشت تمام روز شهر بارسلون را با بازدید از منطقه Gothic Quarter  آغاز نمودیم . قسمت قدیم شهر که با کلیسای جامع Santa Eulalia  ،

     کلیساس کاتدرال Catedral که در قرون وسطی وقصر پادشاهان در کنار کلیسای کاتدرال واقع شده است  . در مسیر باغ گیاه شناسی که در آن درختان خرما واز گیاهان گرمسیری دارد مشاهده نمودیم  کوچه پس کوچه های قرون وسطی وساختمان های رومی تداعی گر قرون تاریک اما تاثیر گذار تاریخ است . سپس به خیابان اصلی شهر یعنی La Ramblas  دیدن کردیم.

     وگشت را به طرف تپه های Montjuic   که زمانی منطقه یهودی نشین بوده ادامه دادیم  .

     چشم اندازی به شهر بندری باسلون که محیطی آرامبخش بود برای نهار هم به  Spanish Village  رفتیم می توان آن را موزه ای از معماری نقاط گوناگون اسپانیا بنامیم .

    بعد از ظهر هم از قسمت های مختلف استادیوم Camp nou  بازدید کردیم که خود حکایتی مفصل از ورزشی که این روز ها در مورد فوتبال بر سر زبان ها است استادیوم نیوکمپ ورزشگاه اختصاصی تیم فوتبال  F.C.Barcelona   یکی از بزرگ ترین باشگاه های اروپا است که ***** 5 ستاره است با ظرفیت 100هزار نفر در میان استادیوم های اروپا بیشترین گنجایش را دارد .

    شب راهم برای تماشای رقص آب که جمعیت بی شماری را از توریست وغیر توریست گردآمده بودند رفتیم منظره جالب و تماشائی بود وافراد زیادی همراه رقص آب در اطراف آن به شادی ورقص پرداختند.

    روز یکشنبه هفتم فروردین 90 مطابق 27 مارچ 2011 گشت  نیم روز از ساعت 30/9 صبح شروع کردیم . گشتی که به دیدن آثار معروف ترین هنرمند شهر بارسلون یعنی آنتونی گائودی Antoni Gaudi   گذشت . ابتدا از کلیسای با شکوه وخیره کننده ای ساگرادا فامیلیا   Sagrada Familia    که به جرات می توان آن را یکی از بهترین نمونه های ترکیب سه عضو سنت ، تاثیر پذیری و خلاقیت در معماری به حساب آورد .

     گائودی در سال 1852 متولد ودر سال 1926 یعنی 74 سالگی بدون اینکه ازدواج کند فوت می نماید  پدرش ماهی گیر وخودش معمار تاثیر گذار  ارتفاع کلیسای ساگرادا فامیلیا  100 متر  وشروع ساخت آن 1883بوده است در طرف دیگر کلیسا مجسمه گائودی مشاهده می گردد .

     بعد هم سوار بر اتوبوس از خانه های گائودی که در طراحی همگی از طبیعت الهام گرفته است دیدن کردیم .

     در انتها در هوای بسیار دلپذیر یکی دیگر از کارهای بی نظیر گائودیی یعنی پارک گوئل Guell  بازدید به عمل آوردیم .

     خانه ای که در سال های آخر زندگی گائودی در آن زنگی می کرده از 1900 تا 1926 دیدیم  . بدون تردید تاریخ معماری نام این هنرمند بزرگ را هیچ وقت فراموش نخواهد کرد.

    روز دوشنبه هشتم  فروردین گشت آزاد گروه وروز سه شنبه نهم هم حرکت به لیسبون وسپس فرانکفورت وتهران

    

    خاطره 180

    به یاد استاد دکترسید ابراهیم چهرازی  در تاریخ 25 فروردین 1390 همایشی توسط عده ای از شاگردانش وشماری از پیشکسوتان پزشکی کشور در سالن کنفرانس رستوران  لمون  برج های سامان  برگزار گردید وجناب استاد دکتر بهادری ابتدا در مورد زندگی نامه وخاطرات استا د سخنرانی نمودند بنده هم به سبب اینکه مدت سه سال در زمان دانشجوئی دانشگاه تهران وبا ویزیت بیماران که صبح ها با ایشان انجام میدادم در مورد خصوصیات استاد سخنرانی نمودم استاد در 15 مهر 1287 متولد ودر 15 اسفند 1389 بعد از 102 سال و 5  ماه دار فانی را وداع نمودند ودر لنجان اصفهان زادگاهش به خاک سپرده شدند . 

    استاد دکترسید ابراهیم چهرازی پایه گذار کرسی اعصاب وروان ایران میباشد واولین بیمارستان روانی به نام بیمارستان چهرازی تقریبا 50 سال به مردم کشور ایران خدمت نمود . تعداد 16 جلد کتاب در مورد بیماریهای اعصاب تالیف نمود

    استاد دکتر چهرازی برای اولین مرتبه در سال 1336  مجله سلامت فکر را تاسیس ومنتشر نمود .که امروز بعد از 54 سال سازمان بهداشت جهانی WHO به بعد معنوی سلامت توجه نموده است واظهار میدارد علاوه بر سلامت جسم باید به ابعاد دیگر  سلامت خصوصا بعد معنوی سلامت مورد توجه قرار گیرد.

    استاد به سلامت فکر بیش از سلامت جسم اهمیت میداد استاد بنیان گذار انجمن ملی مبارزه با تریاک والکل بود واین رادمرد مشعل مبارزه با مواد مخدر را در ایران وجهان روشن نمود که مورد تقدیر مرجع عالیقدر جهان تشیع سید ابوالحسن اصفهانی وهمچنین مرحوم آیت الله بروجردی قرار گرفت  حضرت آیت الله بروجردی خدمات استاد دکتر چهرازی را برای مبارزه با تریاک والکل به مثابه جهاد ذکر نموده بودند .

     اینجانب با توصیه استاد دکتر چهرازی ودر بیمارستان معتادین که ریاست آنرا جناب آقای دکتر منوچهر صبا عهده دار بودند والحق که ازپزشکان زحمت کش وبسیار خوب بودند روی 3139 مورد معتاد بررسی انجام دادم ودر کنگره پزشکی رامسر مطرح نمودم وعین آن مقاله در مجله مسائل ایران 1345 چاپ گردید

    در مورد سلامت فکر استاد دکتر چهرازی مطلبی را ارائه نمودند :

    

    همیشه ودر هر حال بخاطر داشته باشید

    سلامت فکر حالتی استکه آدمی در آن عقده های باطنی خود را حل وفصل کند وبا تغییرات ومقتضیات محیط طببعی واجتماعی خویش سازش داشته ومفید باشد وجهد کند تا تندرستی ونشاط برای خود ودیگران فراهم سازد . میل تجاوز به دیگران ، ریاکاری ، دروغ گوئی ، تنبلی ، ولگردی ، گدائی ، حرص ، طمع ، حسادت ، اغفال ، کینه توزی ، فحشاء ، خودپرستی ، دزدی وکلاه برداری مباین با سلامت فکر است .

    نگرانی ، ترس ، اضطراب ، خودخوری ، وسوسه ، تلون مزاج ، تند خوئی ، نداشتن علاقه به زندگی ، می گساری ، اعتیادات مضره مقدمه بیماری روانی به شمار میرود 

    

    خاطره 181

    دختر 3.9 ساله که در روز پزشک برایم گل آورده بود  به علت تب به اتفاق مادرش به مطب آمد وگفت من همان کسی هستم که قبلا برای شما گل آورده بودم اما الان مرده است ( مادرش گفت می خواهد بگوید پژمرده شده است )

    خاطره 182

    دختر 8/2 ساله که همراه مادرش به مطب آمده بود مادر اظهار داشت که مدتی است دخترم سوزش ادرار دارد بعد از گرفتن شرح حال ومعاینه ودرخواست آزمایش در موقع خداحافظی آب نبات چوبی می خواست که به او دادم وگفتم حالا یک بوس بده  در پاسخ گفت  :  من بوس نمی دهم ـــــــ إإإإإ  ؟ به هیچ کس هم بوس نمی دهم ــ إإإإإ    به مادرش گفتم ببینیم بعدا هم به هیچکس بوس نمی دهد ـــــــ إإإإإ ؟ که مادر خندید وگفت فکر نمی کنم .

    خاطره 183

    پسر 4 ساله ای که از دوران نوزادی درمطب پرونده داشت و به اتفاق مادر ش به مطب آمدند گفتم اسمت چیست ؟ و چند سال داری ؟ پاسخ داد نه هنوز بزرگ نشده ام و آمد نزدک میز من وگفت ببین هنوز بزرگ نشده ام واشاره به قدش می کردکه کمی از میز من بالا تر است بعد از معاینه مادر گفت با وجودی که بزرگ شده و4 ساله است هنوز دوست دارد در اطاق ما بخوابد به کودک نگاه کردم وگفتم تو بزرگ شده ای وباید در اطاق جدا بخوابی  پاسخ داد من گفتم که بزرگ نشده ام .

    

    خاطره 184

    خاطراتی از سه کشور المان ، دانمارک ، سوئد داشتم

     در تاریخ 7 تیرماه 1390 با تور سیاحتی دیبا از فرودگاه بین المللی  امام خمینی با قطر ایر ویز به فرودگاه دوحه وسپس به مقصد برلین حرکت ودر هتل هیلتون اقامت گزیدیم راهنمای تور جناب آقای پیمان طهماسیان که جوانی خوش قامت وخوش برخورد وجدی وبسیار صبور که در تمام مراحل سفر به خصوص انجا که اتفاق حادی رخ میداد که البته یکی از آن موارد در کپنهاگ رخ داد

     وشرح واقعه در موقع خود اشاره خواهم کرد بسیار صبورانه موضوع را حل وفصل نمود.در برلین راهنمای محلی وراننده اتوبوس هم به گروه اضافه گردیدند.

     آلمان دومین کشور پر جمعیت قاره اروپا و شانزدهمین کشور پر جمعیت جهان  وبزرگترین قدرت اقتصاد اروپا با سابقه حضور در دو جنگ جهانی وتجربه دونیم شدن  وجنگ سرد .جمعیت 81471834 نفر و پایتخت برلین  با جمعیت 3450000 نفر به عنوان بزرگترین وپر جمعیت ترین شهر آلمان ودومین شهر پر جمعیت اتحادیه اروپا بعد از لندن است .

    اولین بار درسال 1701 فردریک کبیر پادشاه پروس این شهر را پایتخت قرار داد  ،  شهر آلمان با مساحت 892 کیلومتر مربع  ، نماد جداشدن دو آلمان وتبدیل به دو شهر برلین شرقی وغربی از سال 1961-1989  برلین در زمان جنگ جهانی دوم که زیباترین شهر اروپا بود تقریبا تخریب وویران  گردید ( 1943- 1945 )

    وبعد از پایان یافتن جنگ جهانی دوم این خطه بین 4 قدرت بزرگ جهانی آمریکا ، فرانسه ، بریتانیا ، اتحاد جماهیر شوروی تقسیم گردید .  در سال 1961 حکومت جمهوری دموکرتیک آلمان شرقی ، برای جلوگیری از فرار مردم از برلین شرقی به برلین غربی ،  دیوار بتونی به طول 155 کیلومتر وارتفاع 3  متر

    بین این دوقسمت احداث کرد در جریان وحدت دو آلمان در سال 1990  دیواربرلین  فرو پاشید  ،  بخش بزرگی از قسمت سالم دیوار در شرق مرکز شهر در امتداد رودخانه اسپری در خیابان موهلن ( Muhlenstrasse (  است که معروف به گالری بخش شرقی است . نقاشی های جالب وزیبائی روی دیوار کشیده اند

    یادبود دیوار برلین

     برای گرامیداشت  یاد کسانی که هنگام عبور از این دیوار کشته شده اند ساخته شده است 

     ایستگاه بازرسی چارلی    (Checkpoint Charlie )

    این منطقه تنها گذرگاه بین آلمان شرقی وغربی طی جنگ سرد بوده است  . فقط خارجیان مجاز به عبور از آن بوده اند و ساکنان برلین غربی وشرقی اجازه ورود به آن را نداشته اند تابلو هشدار معروف  : شما در حال ترک قسمت آمریکائی هستید   You are leaving American Sector ) )هنوز در این محل هست برلین سپس توسط دو قدرت بزرگ غرب وشرق مجددا ساخته شد وبعداز یکی شدن به دستور پارلمان برلین مجددا پایتخت دو آلمان شد . این شهر از نظر جغرافیائی در شرق آلمان ودر فاصله 70 کیلومتری غرب مرز  لهستان قرار دارد

     دروازه براندنبرگ Brandenburg Gate 

    این محل نشان اختصاصی برلین وآلمان است عکس این دروازه روی سکه های 10 ، 20 ، 50 سنتی یوروی آلمان حک شده است یکی از مهم ترین اماکن تاریخی برلین به حساب می آید .

     همچنین موزه های قدیمی و کلیسا های زیبا با سبک معماری های مختلف برلین را به عنوان یکی از شهر های زیبای دنیا معرفی کرده است . کلیسای جامع برلین ، Berliner Dom  و کلیسای جامع سنت هدویک را میتوان نام برد .

    رایشستاک Reichstag  که مجلس فدرال آلمان در آن واقع است .

    بازار ژاندارمری Gendarmenmarkt از جمله دیدنی های شهر برلین است.

    قصر Schloss Charlottenburg بزرگترین کاخ تاریخی برلین است که در جنگ جهانی اول آتش گرفت و قسمت وسیعی از آن خراب شد امروز این کاخ بازسازی شده است .

    برج تلویزیون TV Toower  بلند ترین برج آلمان که درسال 1969 ساخته شده 368 متر ارتفاع ودومین برج مرتفع اروپا است .

    بلوار تاریخی Karl-Marx – Alleee  یک بلوار تاریخی است که طی سال های 1952-1960 ساخته شده است .

    ساختمان شهرداری Rotes Rathaus   که طی سال های 1961-1969 ساخته شده است با آجر های قرمز با سبک معماری ویژه ساخته شده است .

    بلوار Unterden Linden بلواری در مرکز برلین به صورت غربی شرقی از دروازه براندنبرگ تا قسمت سابق کاخ شاهنشاهی است و ساخت آن به قرون 17 و 18 بر می گردد معنی نام این بلوار ( زیر درختان زیرفون  ) است اولین تفرجگاه شهر برلین بوده است .

    محل برگزاری کنفرانس ها : اولین ساختمان برگزاری  در قدیم و محل برگزاری کنفرانس ها جدید ملاحظه می شود.

    سمبل شهر برلین هم خرس ذکر شده است .که اکثرا در خیابان ها وورودی هتل ها گذاشته شده است.

    یکی از نکات جالب توجه در برلین

    برپائی موزه پرگامون Pergammon بود که در تاریخ 27-30 ژون2011  در زمانی که ما در برلین بودیم در معرض دید عموم بود که به مدت سه روز از نقاشی ها ی مینیا تور کتاب شاهنامه در تالار هنر های اسلامی ترتیب داده شده بود در این تالار علاوه بر نمونه های بی نظیری از نقاشی مینیاتورهای داستان های شاهنامه نمونه های نایابی از هنر کاشی کاری ایران وهمچنین هنر قالی بافی ومحراب های کاشی بسیار زیبا ودرب های تزئین شده را به نمایش گذاشته بودند.

    پتس دام

     POTSDAM SANSSOUCI Residence of Frederick the Great

    یکی از قسمت های جالب و دیدنی درنزدیک برلین قصر فردریک کبیر در پتس دام است

    

    در ابتدای شهر آلاچیقی زیبا طراحی شده که شاه زاده ها دور هم می نشینند وتماشا می کنند چه کسانی وارد پتس دام می شوند

    و حدود 200 سال قبل ساخته شده واز پلی که قبل از ورود به پتس دام ساخته شده به پل جاسوسی نامیده می شود پل اتحاد هم گفته می شود

     در ضمن وقتی وارد پتس دام می شویم مثل اینکه وارد بهشت شده ایم فردریک کبیر که 74 سال عمرکرد  در سال های آخر عمر در پتس دام قصری ساخته  ومجسمه هائی اطراف ساختمان قرار دارد و معروف است که مجسمه ها الهه هائی هستند که قصر را حمل می کنند

     در این قصر سالن هائی وجود دارد که سران 3 کشورآمریکا ، انگلستان  ، شوروی    ترومن  ، وینستون چرچیل ،  ژوزف استالین در سال های 1945 جلسه مهم برگزار کردند .

    روزولت و چرچیل واستالین در همین قصر صبحانه می خوردند و تصمیم می گرفتند چند هزار نفر سوزانده شوند .

    فردریک کبیر وصیت کرده بود در همین قصر در گوشه ای از باغ دفن شود وچون در زمان جنگ مواد خوراکی کم داشتند و معمولا در آن خطه ذرت کشت می شده برای اولین بار سیب زمینی دستور میدهد از مکزیک بیاورند وکشت نمایند مردم هنوز بعد از سالیان دراز به رسم یادبود سیب زمینی روی قبر فردریک می گذارند

    درتاریخ 10 تیرماه 1390 که به فرودگاه رفتیم تا در ساعت 5/18 به کپنهاک پایتخت دانمارک برویم چند ساعت تاخیر ذکر کردند اما گفتند بار هارا که تحویل داده ایم پس بگیریم بعد از مدتی سرگردانی وخستگی زیاد بالاخره قرار شد با تاکسی به هتل هالی دی این برویم

      در انجا بود که جناب آقای طهماسیان با صبر وحوصله زیاد موضوع را حل وفصل کردند .

    راهنمای محلی

    وساعت 5/8  صبح روز بعد پرواز داشته باشیم بالاخره  با یک شب تاخیر به هتل رادیسون کپنهاگ رسیدیم .

    دانمارک

    از نظر تاریخ داستانی در مورد دانمارک نقل می شود  :    در سال 1219 ودر 15 ژوئن شاه ما لد مار  دوم دانمارکی که اورا فاتح می نامیدند در تنگنای بدی گرفتار شده بود در این وضعیت اسقف های دانمارکی که همراه لشکر جنگی بودند بر تپه ای گرد آمدند ودست ها واستعانت به درگاه خداوند برداشته در این هنگام ناگاه ابر ها کنار رفتند وپاچه ای سرخ رنگ بزرگی از آسمان به زیر افتاد که صلیب سفید رنگی برآن دیده می شد نشانه عینی از جانب خداوند که نشان میداد او برای دانمارکی ها رحیم وخیرخواه خواهد بود.

    دانمارک شبه جزیره است واز 443 جزیره تشکیل یافته تنها 76 جزیره  مسکونی هستند

    کشوری است که زمانی محل حضور Viky  ها بود و بعد به قدرتی بزرگ در شمال اروپا تبدیل شد . جمعیت آن 5442334  نفر نوع حکومت مشروطه سلطنتی  نکته جالب اینکه هیچیک از شهروندان واهالی دانمارک زیر خط فقر نمی باشند وهمگی باسواد هستند .

    کپنهاک

     بزرگترین شهر و پایتخت دانمارک با جمعیت تقریبا 2 میلیون نفر . در معنی اسم شهر کپنهاک شهر  < بندر بازرگان >   می باشد که به دلیل تجارت در این منطقه انتخاب شده است . این شهر به عنوان دوستدار محیط زیست بارها درجشن های مختلف انتخاب شده است در شرق کشور قرار گرفته ( محل تلاقی دریای شمال ودریای بالتیک )  . همچنین شهر :

    به The city of spills  یعنی شهر گنبد های مخروطی معروف گردیده است نمونه یکی از معماری سبک رنسانس مثل ساختمان بورس که قدیمی ترین بورس جهان می باشد به نام

    Rosenborg Castle  که با تزئین 4 اژدها در مخروط نمایان است از جمله ساختمان های زیبای شهر می باشد .

    توربین های بادی نزدیک ساحل کپنهاگ جلب نظر می کند .

    در میدان اصلی شهر ساختمانی وجود دارد که روی دیوار چند طبقه ساختمان ترمومتر بزرگی نصب شده ودرجه حرارت را در ساعات مختلف نشان می دهددر روزی که تور ما در آن میدان بود درجه حرارت 15 درجه نشان می داد

    دربالاترین طبقه این ساختمان دو مجسمه خانم را نشان می دهد که در روز های آفتابی مجسمه خانم با دوچرخه مشاهده می شود ودر روزهای بارانی مجسمه خانم با چتر بیرون می آید .

    پارک تیولی Tivoli  یکی از قدیمی ترین پارک های بازی از اواسط قرن نوزده در این شهر بنا شده است . در روز 11 تیر ماه 1390 که گروه تور بری پارک ریولی رزرو کرده بود باران شدیدی آمد که همه خیس شدند و گفتند چنین بارانی به یاد ندارند .

    در میدان اصلی شهر خیابان باریکی سنگ فرشی وجود دارد که معروف است در این خیابان که حدود 2 کیلومتر است آقایان یک ساعت طی می کنند ولی خانم ها یک هفته خارج نمی شوند  به خرید خانم ها إإإإإإ

    در گوشه ای از میدان اصلی شهر مجسمه ای وجود دارد که مربوط به کریستین آندرسون که قصه برای کودکان می نوشت برای یادبود واهمیت آن نصب گردیده است نویسنده افسانه های کودکان چون پری کوچک دریائی  Little Havfrue  .

    شهر کپنهاک که شهر دوچرخه هم معروف است جمعیت کل شهر 5/4 میلیون نفر وبیش از دومیلیون دوچرخه در شهر وجود دارد .

    ملکه مارگارت دوم در قصر کریسین میباشد

    ساختمان قدیمی دانشگاه کپنهاگ که کاشف بمب اتم در همین دانشگاه قدیمی بوده است

    مجسمه ای در دریا The little mermaid ( Little Havfrue ) که بر روی سنگی در دریا نصب شده ومیلیون نفر هرسال بازدید کننده دارد واز برونز در 1913 به وسیله ادوارد اریکسن ساخته شده است  وسمبل کپنهاگ محسوب می شود لازم است ذکر شود کریستین آندرسون قصه گوی اطفال هم سمبل ملی محسوب می شود .

    استکهلم Stockholm   

    در روز 12 تیرماه 1390 با اتوبوس از کپنهاک در مسیر بسیار زیبا وجذاب ودیدنی عازم استکهلم شدیم بین دانمارک تا استکهلم 661 کیلومتر است وسوئد در شمال شرق دانمارک قرار دارد در مسیر راه جاده زیبا که در اول ژولی 2000 با همکاری   Margaret IIدانمارک وسوئد Gustalf XVI of Sweden   ساخته شد  که تونل به طول 4055 متر در زیر جزیره وسپس از طولانی ترین پل در جهان که روی دریا به طول 7 کیلومتر  وبا ارتفاع 55 متر بالاتر از دریا عبور کردیم

     و در این مسیر توربین های بادی در کنار ساحل جلب توجه می کرد وبالاخره بعد از تماشای این همه زیبائی ها در هتل اسکاند یک Scandic  وارد شدیم .

    راهنمای تور

    سوئد یک نیروی نظامی در قرن 17 که عملا به مدت 200 سال در هیچ جنگی مداخله نداشت در طی جنگ جهانی نیز به حالت آماده باش بود ولی هیچ مداخله ای انجام نداد در شمال اروپا قرار گرفته ( منطقه اسکاندیناوی ).

    جمعیت 9088728  نفر با نظام حکومتی پادشاهی ( مشروطه )  ،   بدون افراد بی سواد وبدون افراد زیر خط فقر ، استکهلم پایتخت وبزرگترین شهر کشور با جعیت حدود 2 میلیون نفر  این شهر بر روی 14 جزیره در سواحل جنوب شرقی سوئد در دهانه دریاچه مالارن از لحاظ تاریخی بسیار مهم است .به عنوان دوستدار محیط زیست که از نظر تاریخی به سال 1252 میلادی باز میگردد ،  استکهلم به خاطر آب راه های  زیاد .به آن ونیز شمال هم می گویند هوای سالم شهر زبانزد است به طوری که ماهی ها در این شهر از رشد خوبی برخوردار هستند و گاهی از نظر وزن به 22 کیلوگرم میرسد .

    طول روز درتابستان حدود 18 ساعت ودر زمستان طول روز 6 ساعت می رسد .

    استکهلم را شهر سبز Green City    هم می گویند چون حدود 55- 60 درصد شهر سبز است لذا استکهلم لقب پایتخت سبز اروپا را به خود اختصاص داده است سالی حدود 840 هزار نفر بازدید کننده دارد

     .بلوار معروف شهر درسال 1921 ساخته شده وخیابان اصلی شهر در سال های 1890-1920 ساخته شده است از ساختمان های معروف ساختمان آبی اولاف پالمه

    Olof  Palme  ،   اولین ساختمان بورس اوراق بهادارStock Exchange Building  که درسال 1726میلادی شروع شده است ودر حال حاضر به محل تعیین جایزه نوبل تبدیل شده است .این موزه به بازدید کنندگان ، اطلاعاتی در باره آلفرد نوبل و برندگان جایزه نوبل از سال 1901 تا کنون می دهد .مراسم جایزه نوبل هر سال در دهم دسامبر برگزار وپادشاه سوئد جوائز نوبل را  به برندگان هر رشته اهداء می نماید .واز آنجا که توجه تمام دنیا را به خود جلب کرده ، برای شهر استکهلم اهمیت زیادی دارد .

    

    ساختمان  City Hall  ،  قصر حکومتی موزه های Scarcer  به عنوان اولین موزه روباز جهان ( پارک ما نند )   ، موزه VASA    (  کشتی جنگی  )  ،  موزه های هنر   وموزه ملی و خانه های چوبی که جزیره چوبی هم گفته می شود ،  و شهر قدیمی Old City   این شهر را برای بازدید کنندگان  ، یکی از نقاط جذاب معرفی کرده است .

    از تکات جالب دیگر مجسمه ای است که زیر پای اسبش اژدها له شده مجسمه کسی است که استکهلم را نجات داده ودانمارکی ها را شکست داده است(  که سنت جرج راSaint George   را در حال جنگ با اژدها نشان میدهد)  این مجسمه درخیابان در معرض دید مردم قرار داده اند و مجسمه چوبی آن هم در سال 1489 در کلیسای بزرگ سنت نیکولاس Saint Nicolaus  گذاشته شده است .قدمت این کلیسا به سال 1279 میلادی میرسد  واسکار دوم ( Oskar II ) درسال 1873 در این کلیسا تاج گذاری کرده است.

    بچه های استکهلم

    نماد استکهلم  تاج زرد رنگ  که 3 تاج است از استکهلم ودانمارک ونروژ است

    از نکات تاریخی مهم دیگر مربوط می شود به ساخت اولین کشتی چوبی که در سال 1624 میلادی در استکهلم از چوب بلوط ساخته می شود ودر همان  زمان اولین مرتبه در آب غرق می شود وبعد از 333 سال از قعر اقیا نوس بیرون می آورند ونقوش برجسته در این کشتی ومجسمه های بسیار زیاد در اطراف کشتی که از آب خارج شده ودر موزه واسا           VASAنگهداری می شود واقعا دیدنی است .

    از مکان های دیدنی دیگر قصر Drottnighholm  است که از خانه های خانواده سلطنتی سوئدی که از راه آبی دریاچه مالارن  Malaren   با کشتی در تاریخ 15 تیرماه 1390 بازدید کردیم . این کاخ محل سکونت خانواده سلطنتی سوئد که این جزیره در استکهلم وجزیره لوان Lovon   در  دروتینگهلم به معنای جزیره ملکه است ودر سال 1580 میلادی به صورت بنای سنگی وبه دستور پادشاه ژان سوم ( John III ) برای ملکه اش کاترین   Catherine  Jagellon  ساخته شد این کاخ تغییرات زیادی کرده و نهایتا درقرن 18 به صورت کنونی درآمد از  سال 1981خا نه دان  سلطنتی فعلی سوئد پادشاه سوئد   <   کارل گوستاف شانزدهم > در آن اقامت دارند واز سال 1991 در حمایت میراث فرهنگی یونسکو قرار گرفت .

    در شهر استکهلم از تاریخ 3-6 ژولی 2011 کنگره زنان به نام اشره ESHRE برگزار شد که عده ای متخصصین زنان ایران هم در آن در همان زمانی که تور دیبا در استکهلم  حضور داشت شرکت نمودند .

    درتاریخ16 تیرماه 1390 به همراه  گروه تور د یبا بازگشت به ایران انجام گردید .

عکس پیوند قلب

عکس دریچه قلب

پایان نامه های پروفسوردکتر محمدحسین ماندگار

1-اتو ترانسفوزیون حین عمل در جراحی قلب ( دکتر سعید داوودی 1379 فوق تخصص جراحی قلب)

2- بررسی تاثیرB.M.I در نتیجه زودرس بیماران بعد ازCABG(دکتر نامور قاسمی موحدی 1379فوق تخصص جراحی قلب)

3- نتایج کوتاه مدت و طولانی مدت عمل جراحی TOF در بیمارستان شریعتی (دکتر فریبا خوشایند 1379 پزشکی عمومی)

4- بررسی تومور میگزمای قلبی در بیمارانی که تحت جراحی قلب در بیمارستان شریعتی قرار گرفته اند ( دکتر سورنا فاتح چهر 1382 پزشکی عمومی)

5- درمان جراحی تترالوژی فالو و گزارش 100مورد آن ( دکتر صدرخانلو 72- 1371 فوق تخصص جراحی قلب)

6- آنوریسم آئورت صعودی و دیسکسپون آئورت (دکتر علیرضا نیاکوثری 71-1370 پزشکی عمومی)

7- بررسی مقایسه ای درمان دارویی ، آنژیوپلاسی و CABG ( دکتر علیرضا حاجی معین 72-7371 پزشکی عمومی)

8- بازبودن PDA و عمل جراحی آن ، نحوه تشخیص ،زمان و روشهای بستن (دکتر سعید صمیمی 1375 پزشکی عمومی)

9- بررسی رابطه بین یافته های حین عمل جراحی و شدت درگیری کرونر، سطح چربیهای خون ( دکتر بهاسلو 1374 فوق تخصص جراحی قلب)

10- تاثیر عمل و عوارض بیماریهای روماتیسمی قلب (دکتر جواد عبادی 74-1373 پزشکی عمومی )

11- مقایسه بای پس کرونر با استفاده از 2 روش وریدصافن و شریان پستانی داخلی چپ( دکتر منصور نامی 74-1373 پزشکی عمومی)

12- اندازه گیری سطح خون سایکلو سپورین در بیماران پیوند قلبی و پیوند کلیوی (دکتر مانی منوچهری 1377 پزشکی عمومی)

13- تومورهای قلب و درمان جراحی آن ( دکتر فرید متین 1371 پزشکی عمومی)

14- بررسی موارد شیوع ناهنجاری مادرزادیPDAو جراحیهای انجام شده 74-1369 (دکتر مهری سلطانی فرامرزی 1375 پزشکی عمومی)

15- عوارض بیماری ایسکمپک قلب و ترمیم جراحی آن (دکتر علیرضا دهقان 1374 پزشکی عمومی)

16- ارزیابی ریسک فاکتور CAD در بیماران ایرانی (دکتر رضا گل محمدی 1373 پزشکی عمومی)

17- کاردیومپوپلاسی (دکتر زهرا کمین 1373 پزشکی عمومی)

18- مراقبتهای مورد نیاز پس از انفارکتوس مپوکارد و جراحی بای پس ( دکتر محمد خردمند 1374 پزشکی عمومی)

19- ترمیم جراحی ASD_PADVD( دکتر علیرضا وزیری 1372 پزشکی عمومی)

20- بررسی سندرم مازفان و پیامدهای آن (دکتر پرویز موسوی 1374 پزشکی عمومی)

21- بررسی نارسایی دریچه تریکو سپید بعد از اصلاح کامل TOF ( دکتر رادمهر 1372 فوق تخصص جراحی قلب)

22- تنگی های مسیر خروجی بطن چپ و درمان جراحی همراه با بررسی بیماران در بیمارستان شریعتی( دکتر محمد اسدیان 1373 پزشکی عمومی)

23- ترمیم کامل جراحی در بیماران تترالوژی فالو اطفال ( دکتر میترا اسماعیلی 1375 پزشکی عمومی)

24- پیوند قلب و ریه ( دکتر عباس انتظاری 1375 پزشکی عمومی)

25- عوارض عمل جراحی قلب و بررسی مواردی از آن ( دکتر عاطفه رضازاده 1375 پزشکی عمومی)

26- پیوند ریه ( دکتر شقایق نصیرپور 1375 پزشکی عمومی)

27- شیوع و بروز آئورسیم بطن چپ به دنبال CABG( دکتر حمید خردمند 1375 پزشکی عمومی)

28- کرونری بای پس و گزارش موارد جراحی شده در بیمارستان شریعتی ( دکتر شهرام آریایی 1374 پزشکی عمومی)

29- جراحی عروق کرونر در ایران (دکتر کریمی 1372 فوق تخصص جراحی قلب)

30- بررسی معیارهای لازم جهت انتخاب فرد دهنده و یا گیرنده عضو در پیوند قلب ( دکتر ناصر آمینازاده1376 پزشکی عمومی)

31- پیوند قلب وردآن ( دکتر شعله کمالیان 1373 پزشکی عمومی)

32-سندرم ELIS-vancerreldو بررسی 2 مورد آن در بیمارستان شریعتی( دکتر حمیدرضا زندی 1371 پزشکی عمومی)

33- پیوند قلب (دکتر علیرضا مینازاده پزشکی عمومی)

34- بررسی پریکاردیوتومی خلقی در پیشگیری از بروز فیبرلاسیون دهلیزی و آریتمی های قلب (دکتر محمد لنگرودی1375 پزشکی عمومی)

35- بررسی اثر سولفات منیزیم در پیشگیری از بروز فیبرلاسیون دهلیزی و آریتمی های قلب (دکتر پیام نوروزی 1375 پزشکی عمومی)

36- تعویض دریچه های مکانیکال قلب (دکتر فرهود توتونچیان 1375 پزشکی عمومی)

37- کوآرکتاسپون آئورت (دکتر رستم بهی کیش 1375 پزشکی عمومی)

38- رابطه ریسک فاکتور های بیماری عروق کرونر قلب با شدت ضایعات آنژیوگرافی (دکتر معصومه فلاح رجب زاده 1375 پزشکی عمومی)

39- تکنیک های تعویض و ترمیم دریچه میترال و بررسی نتیجه کومپشورتمی (دکتر علی ارجمند پزشکی عمومی)

40- بررسی اختلالات ریتم پس از جراحی قلب باز و نحوه تشخیص و درمان این اختلالات ( دکتر فرهاد شاهی 1375 پزشکی عمومی)

41- جراحی بیماریهای روماتیسمی دریچه میترال و بررسی موارد انجام شده ( دکتر امیرحسین وزیری مقدم 1375 پزشکی عمومی)

42- پریکاردیت کنستریکتیو – درمان موارد تحت عمل قرار گرفته در بیمارستان شریعتی ( دکتر زهرا حسنی 1375 پزشکی عمومی)

43- آنالیز گذشته نگرجراحیCABGدربیمارستان شریعتی ( دکتر شهریار عالی نژاد 1371 پزشکی عمومی)

44- ترمیم کامل TOFو بررسی بیماران جراحی شده در بیمارستان شریعتی ( دکتر حمید محمد نیا 1371 پزشکی عمومی)

افتخارات پروفسوردکتر محمدحسین ماندگار

1- اولین جراحی دریچه های هموگرافت قلب در ایران سال 1370
2- جراحی پس عروق کرونر قلب با کمک عروق داخلی سینه ای چپ و راست. عروق اپیگاستریک تحتانی و عروق گاسترواپیپلونیک راست. بیمارستان سال 1370
3- اولین پیوند قلب موفقیت آمیز در ایران سال 1372
4- اولین جراحی موفق Ross operation . سال 1372
5- اولین جراحی موفق Minimally invasive CABG در ایران. سال 1374
6- اولین جراحی موفق Minimally invasive VSD&ASD Repair در ایران سال 1374
7- اولین پیوند قلب هتروتوپیک در ایران. سال 1376
8- اولین جراحی اندوسکوپیک Lima harvested در ایران سال 1386
9- اولین جراحی پیوند دریچه از طریق پوست در ایران Trans apical valvular implantation سال1388

کتابهای پروفسور دکتر محمدحسین ماندگار

neghahat                                                andokardit

دانلود کتاب دوران نقاهت پس از جراحی                                                                 دانلود کتاب آندوکاردیت عفونی

bemari                                              taghziyeh

دانلود کتاب شخیص و درمان بیماری های دریچه ای قلب                                      دانلود کتاب تغذیه سالم

orogh                                               rahnama_book

دانلود کتاب تازه های قلب و عروق                                                           دانلود کتاب اهنمای دریچه های مصنوعی قلب

sandroom                                                 moraghebatha

دانلود کتاب ندروم متابولیک                                                                             دانلود کتاب مراقبت های قلبی،‌ عروقی

مقالات پروفسور ماندگار

Minimally invasive heart surgery, “ Report of 24 Cases”, A Lecture by M. H. Mandegar. MD
10th Annual Meeting of the Mediterranean Association of Cardiology and Cardiac Surgery, Oct. 8-11, 1997, Beiruth- Lebanon.

Case Report, A case of ASD-PAPVD in Dr Shariati General Hospital
Journal of the Faculty of Medicine, Tehran University of Medical Scienece

Case Report, One case of the syndrome of williamss;
Journal of the faculty of medicine, Tehran University of Medical Scienece

Twenty-two cases of simultaneous heart, liver, and kidney transplantation from brain dead patients.
Taheri M, Mandegar MH, Hossein Khan Z, Pourmand G.
Transplant Proc. 1998 May;30(3):773-4.

A large left ventricular pseudoaneurysm in Behçet’s disease: a case report. Marashi SM, Eghtesadi-Araghi P, Mandegar MH.
BMC Surg. 2005 Jun 14;5:13.

Low-dose dobutamine stress echocardiography to predict reversibility of mitral regurgitation with CABG
Roshanali F, Mandegar MH, Yousefnia MA, Alaeddini F, Wann S.
Echocardiography. 2006 Jan;23(1):31-7.
2006-0278.R2

Intramyocardial sewing needle extracted one year after insertion
Mohammad Hossein Mandegar, Mohammad Ali Yousefnia, Hossein Rayatzadeh, and Farideh Roshanali
Interactive CardioVascular and Thoracic Surgery, Dec 2006; 5: 742 – 743.

Papillary muscle approximation combined with ventriculoplasty in patients with ischemic cardiomyopathy and functional mitral regurgitation: effects on mitral valve and LV shape
Mohammad Hossein Mandegar, Farideh Roshanali, Mohammad Ali Yousefnia, and Mehrab Marzban
Interactive CardioVascular and Thoracic Surgery, Apr 2006; 5: 81 – 84.

Papillary Muscle Repositioning in Mitral Valve Replacement in Patients with Left Ventricular Dysfunction
Mohammad Ali Yousefnia, Mohammad Hossein Mandegar, Farideh Roshanali, Farshid Alaeddini, and Pedram Amouzadeh
Ann Thorac Surg. 2007 Mar;83(3):958-63.

Surgery of saphenous vein graft aneurysm based on 64-slice computed tomography (CT) diagnostic assessment.
Mohammad Hossein Mandegar, Farideh Roshanali

Eur J Cardiothorac Surg. 2007 Apr 6.

Abdominal Aorta Screening During Transthoracic
Echocardiography
Farideh Roshanali MD, Mohammad Hossein Mandegar MD, Mohammad Ali
Yousefnia MD, Azam Mohammadi MD, Babak Baharvand MD.
Echocardiography. 2007 Aug;24(7):685-8.

Preoperative determination of artificial chordae length
Mohammad Hossein Mandegar, Mohammad Ali Yousefnia, and Farideh Roshanali
Ann Thorac Surg. 2007 Aug;84(2):680-2.

A prospective study of predicting factors in ischemic mitral regurgitation recurrence after ring annuloplasty.
Farideh Roshanali, Mohammad Hossein Mandegar, Mohammad Ali Yousefnia, Hussein Rayatzadeh, and Farshid Alaeddini
Ann Thorac Surg. 2007 Sep;84(3):745-9.

Left atrial myxoma: the role of multisclice computed tomography.
Hussein Rayatzadeh, Mohammad Hossein Mandegar, and Farideh Roshanali
J Thorac Cardiovasc Surg. 2007 Sep;134(3):795.

Prediction of atrial fibrillation via atrial electromechanical interval after coronary artery bypass grafting. Roshanali F, Mandegar MH, Yousefnia MA, Rayatzadeh H, Alaeddini F, Amouzadeh F
Circulation. 2007 Oct 30;116(18):2012-7. Epub 2007 Oct 15

Cyst-like lesion on mitral valve.
Mohammad Hossein Mandegar, Farideh Roshanali and Hussein Rayatzadeh,
J Card Surg. 2008 Jan-Feb;23(1):97.

The double sewing ring technique: a not so easy reoperation! Mandegar MH, Roshanali F. Eur J Cardiothorac Surg. 2008 Jul;34(1):224.

Coronary stent fracture: detection by 64-slice computed tomography scan. Mandegar MH, Roshanali F. Eur J Cardiothorac Surg. 2008 Aug;34(2):454.

Complicated course consequences of a floating thrombus in ascending aorta. Mandegar MH, Roshanali F, Kocharian A. Eur J Echocardiogr. 2008 Jun 16.

Transient bilateral cortical visual loss after coronary artery bypass grafting in a normotensive risk-free patient.
Bagheri J, Mandegar MH, Sarzaeem MR, Chitsaz S.

Heart Surg Forum. 2008;11(4):E248-51.

Decreased right ventricular function after coronary artery bypass grafting.
Roshanali F, Yousefnia MA, Mandegar MH, Rayatzadeh H, Alinejad S.
Tex Heart Inst J. 2008;35(3):250-5.

Interaction between two predictors of functional outcome after revascularization in ischemic cardiomyopathy: left ventricular volume and amount of viable myocardium.
Mandegar MH, Yousefnia MA, Roshanali F, Rayatzadeh H, Alaeddini F.
J Thorac Cardiovasc Surg. 2008 Oct;136(4):930-6. Epub 2008 May 12.

Simple suture mitral annuloplasty with left ventriculotomy.
Mandegar MH, Yousefnia MA, Roshanali F.
Asian Cardiovasc Thorac Ann. 2008 Dec;16(6):495-6.

Cardiac and great vessel involvement in “Behcet’s disease”.
Marzban M, Mandegar MH, Karimi A, Abbasi K, Movahedi N, Navabi MA, Abbasi SH, Moshtaghi N.
J Card Surg. 2008 Nov-Dec;23(6):765-8.

Time of measurement of troponin is essential when we think about prediction or phenomena.
Assar O, Bagheri J, Mandegar MH, Roshanali F.
Ann Thorac Surg. 2008 Nov;86(5):1721. No abstract available.

The risk factors affecting the complications of saphenous vein graft harvesting in aortocoronary bypass surgery.]
Abbaszadeh M, Arabnia M, Rabbani A, Mandegar M, Vahedi S.

Rev Bras Cir Cardiovasc. 2008 Sep;23(3):317-22. Portuguese.

Prevention of atrial fibrillation after coronary artery bypass grafting via atrial electromechanical interval and use of amiodarone prophylaxis.

Roshanali F, Mandegar MH, Yousefnia MA, Alaeddini F, Saidi B.

Interact Cardiovasc Thorac Surg. 2009 Jan 14.

Heart transplantation in iran; a comprehensive single-center review of 15-year performance.

Mandegar MH, Bagheri J, Chitsaz S, Jebelli M, Javidi D, Sarzaeem MR, Eghtesadi-Araghi P, Razavi J, Darehzereshki A, Assar O.

Arch Iran Med. 2009 Mar;12(2):111-5.

Gunshot in aorta.

Mandegar MH, Roshanali F, Karaji N.

Ann Thorac Surg. 2009 Apr;87(4):1300.

The 64-Multislice Computed Tomogram Averts Misdiagnosis of an Anomalous Origin of the Left Main Coronary Artery.

Jebelli M, Kernstine K, Mandegar MH, Sarzaeem MR, Rayatzadeh H.

Pediatr Cardiol. 2009 Aug 29.

Extensive sino-orbital zygomycosis after heart transplantation: a case report.

Chitsaz S, Bagheri J, Mandegar MH, Rayatzadeh H, Razavi J, Azadi L.

Transplant Proc. 2009 Sep;41(7):2927-9.

The association between Chlamydia pneumoniae DNA in arherosclerotic plaque and major risk factors in patients undergoing coronary artery bypass grafting.

Hedayat DK, Jebeli M, Mandegar MH, Bagheri J, Nabavi SA, Eghtesadi-Araghi P, Mohammadzadeh R, Darehzereshki A, Chitsaz S, Abbasi A.

Kardiol Pol. 2009 Sep;67(9):981-6.

Echocardiographic approach to the decision-making process for tricuspid valve repair.

Roshanali F, Saidi B, Mandegar MH, Yousefnia MA, Alaeddini F.

J Thorac Cardiovasc Surg. 2009 Nov 10.

Migration of an Amplatzer after patent ductus arteriosus closure.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Eur J Cardiothorac Surg. 2010 Mar;37(3):733.

Aortiopulmonary window: detection with multislice computed tomography.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Pediatr Cardiol. 2010 Feb;31(2):306-7.

Effect of milrinone on short-term outcome of patients with myocardial dysfunction undergoing coronary artery bypass graft: A randomized controlled trial.

Jebeli M, Ghazinoor M, Mandegar MH, Rasouli MR, Eghtesadi-Araghi P, Goodarzynejad H, Mohammadzadeh R, Darehzereshki A, Dianat S.

Cardiol J. 2010;17(1):73-8.

Modification of the intra-atrial mitral valve prosthesis implantation in cases of heavy mitral annulus calcification
Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Eur J Cardiothorac Surg. 2010 Aug;38(2):236

Pseudoaneurysm after radial artery cannulation.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Ann Thorac Surg. 2010 Apr;89(4):1306.

New technique for localizing intramyocardial left anterior descending artery.

Mandegar MH, Roshanali F, Saidi B.

Ann Thorac Surg. 2010 Apr;89(4):1342

Echo rejection score: new echocardiographic approach to diagnosis of heart transplant rejection.

Roshanali F, Mandegar MH, Bagheri J, Sarzaeem MR, Chitsaz S, Alaeddini F, Saidi B.

Eur J Cardiothorac Surg. 2010 Aug;38(2):176-80

Extensive arterial thrombosis in a patient with factor V Leiden mutation.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Interact Cardiovasc Thorac Surg. 2010 Jul;11(1):127-9.

Iatrogenic left main coronary artery obstruction.

Mandegar MH, Roshanali F, Saidi B.

Pediatr Cardiol. 2010 Aug;31(6):919-20.

Multiple cardiac masses: an amazing complication of ulcerative colitis.

Mandegar MH, Eftekharzadeh M, Roshanali F.

Ann Thorac Surg. 2010 May;89(5):1675.

Giant diverticulum causing ventricular arrhythmia.

Mandegar MH, Saidi B, Oraii S, Tehrai M, Roshanali F.

J Card Surg. 2011 Jan;26(1):117-8.

Papillary muscle repositioning in valve replacement for left ventricular dysfunction: ischemic mitral regurgitation.

Yousefnia MA, Dehestani A, Saidi B, Roshanali F, Mandegar MH, Alaeddini F.

Ann Thorac Surg. 2010 Aug;90(2):497-502.

Scoring system for predicting saphenous vein graft patency in coronary artery bypass grafting.

Sarzaeem MR, Mandegar MH, Roshanali F, Vedadian A, Saidi B, Alaeddini F, Tabarestani N.

Tex Heart Inst J. 2010;37(5):525-30.

Pericardial tamponade and right-to-left shunt through patent foramen ovale after epicardial pacing-wire removal.

Saidi B, Roshanali F, Yousefnia MA, Mandegar MH.

Tex Heart Inst J. 2010;37(5):574-5.

Left main coronary artery arising from the pulmonary artery: assessment with multi-sliced computed tomography.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F, Tehrai M.

Cardiol Young. 2010 Dec;20(6):692-4.

Evaluation of the effects of ischemic preconditioning with a short reperfusion phase on patients undergoing a coronary artery bypass graft.

Jebeli M, Esmaili HR, Mandegar MH, Rasouli MR, Eghtesadi-Araghi P, Mohammadzadeh R, Darehzereshki A, Dianat S.

Ann Thorac Cardiovasc Surg. 2010 Aug;16(4):248-52.

Prosthetic valve malfunction after Amplatzer closure of paravalvular leak.

Mandegar MH, Roshanali F.

Ann Thorac Surg. 2011 Feb;91(2):614.

Long-term effect of papillary muscle approximation combined with ventriculoplasty on left ventricle function in patients with ischemic cardiomyopathy and functional mitral regurgitation.

Mandegar MH, Saidi B, Yousefnia MA, Alaeddini F, Roshanali F.

Eur J Cardiothorac Surg. 2011 Sep;40(3):756-60.

Huge right ventricular outflow tract aneurysm.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Pediatr Cardiol. 2011 Jun;32(5):700-1.

Right coronary artery fistula to the right atrium.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F.

Pediatr Cardiol. 2011 Oct;32(7):1053-4.

Successful transcatheter aortic valve implantation through ascending aorta and total revascularization using Edwards SAPIEN Transcatheter Heart Valve System.
Mandegar MH, Nazeri I, Abdi S, Roshanali F.

Ann Thorac Surg. 2011 Dec;92(6):2262-3.

Blunt chest trauma leading to myocardial infarction.

Mandegar MH, Saidi B, Roshanali F, Avanessian T.

Ann Thorac Surg. 2012 Jan;93(1):323.

What could be the cause of late syncope after pacemaker implantation?

Mandegar MH, Roshanali F, Farokhzad H, Eftekharzadeh M.

BMJ Case Rep. 2012 Feb 25;2012.

Traumatic pulmonary arteriovenous fistula may be misdiagnosed with residual shunt after patent foramen ovale closure.

Roshanali F, Mandegar MH, Oraii S.

Transfemoral transcatheter aortic valve implantation in the presence of mitral and tricuspid prostheses.

Nazeri I, Abdi S, Mandegar MH, Roshanali F, Shahabi P.

JACC Cardiovasc Interv. 2012 Oct;5(10):e29-30.

Outcome of mitral valve repair in a patient with systemic lupus erythematosus.

Roshanali F, Oraii S, Mandegar H.

BMJ Case Rep. 2012 Oct 19;2012.

Abstract Presentation
EuroEcho 10. Prague, Czech Republic, December,2006
1. Total atrial activation time: New echocardiographic tool for identifying patients with an atrial substrate vulnerable for AF.

2. Biological ring in mitral-valve repair: echocardiography evaluation of mitral annulus dysnamics and left-ventricular function with pericardial annuloplasty.

3. Ischemic mitral valve: value of papillary muscle distance.

16th World Congress of the World Society of Cardio-Thoracic Surgeons. WSCTS 2006
1. Decreased right ventricular function after coronary artery bypass grafting

2. Left ventricular reconstruction for patients with dilated ischemic cardiomyopathy

3. Assessment of mitral regurgitationy transthoracic echocardiography

4. Ischemic mitral valve: value of papillary muscle distance

5. Left ventricular volume predicts postoperative recover in function in patients with ischemic cardiomyopathy

6. Compression between risk of primary and repeat mitral valve replacement

American Society of Echocardiography ASE 17th 2006 Baltimore
1. Strain Imaging: New Echocardiographic Method for Diagnosis of Arrhythmogenic Right Ventricular Dysplasia

2. New Echocardiographic Predictor of Systolic Anterior Motion of the Mitral Valve after Mitral Valve Reconstruction for Myxomatous Valve Disease

3. Decreased Right Ventricular Function after Coronary Artery Bypass Grafting”

EuroEcho 9. Italy, Florence, December,2005
1. Left ventricular volume reduction in ischemic cardiomyopathy

2. Abdominal aorta screening during transthoracic echocardiography

15th World Congress of the World Society of Cardio-Thoracic Surgeons. WSCTS 2006
1. Role of intraoperative transesophageal echocardiography in patients undergoing valve replacemnet

2. Predicting post operative course in patient with ischemic cardiomyopathy

Canadian J Anesth 2005
1. Evaluation of paravalvular jet in valve replacement before and after protamin detected by intraoperative transesophegeal echocardiography

Ixth World Congress of Echocardiography, Sep 2005, Morocco
1. Low-dose dobutamine stress echocardiography to predict reversibility of mitral regurgitation with CABG.

2. Abdominal Aorta Screening During TransthoracicEchocardiography

Failing Heart Nov 2005, Netherlands

1. Ischemic cardiomyopathy and left ventricular reconstruction

2. Papillary muscle approximation combined with ventriculoplasty in patients with ischemic cardiomyopathy and functional mitral regurgitation

Heart Rhythm 2006 Boston Massachusetts
1. New Echocardiographic Method for Diagnosis of Arrhythmogenic RV Dysplasia

European Society of Cardiothoracic Surgery 2007 Geneva, Switzerland
1. Papillary Muscle Repositioning in Mitral Valve Replacement in Patients with Left Ventricular Dysfunction

American Society of Echocardiography Toronto, Canada2008
Echocardiographic approach to decision making process for tricuspid valve repair

European Society of Cardiothoracic Surgery, Lisbon, Portugal, 2008-08-30
Prophylaxis of AF after CABG via atrial electromechanical interval and use of amiodarone prophylaxis

10 نکته راجع به روغن کنجد

konjed


.روغن کنجد یک روغن گیاهی و استخراج شده از دانه های کنـــــــجد است که از قدیم درجنوب هند برای پخت وپز استـــــفاده میشده و میشود. این روغن برای طعم دادن در آشپزی چینی ، ژاپنی و کره ای کاربرد دارد.به هر حال این روغن از آسیا به سایر نـــقاط دنیا معرفی شده و خواص فراوانی را به آن نسبت میدهند.

2. روغن کنجد از منابع ویتامین E محسوب میشودو سرشار از منیزیم ،کلســیم ، مس ، روی و ویتامین B6 است . به دلیـــل داشتن عنصر مس ، مصرف این روغن به درمان آرتروز کمک میکند ،روی و کلســیم هم احتمال ابتلا به پوکی استــــــخوان را به حداقل میرساند و منیزیم موجود درآن از سلامت سیستم تنفسی محافظت میکند.

3.روغن کنجد از بهترین گزینه های انتخابی برای مبتلایان به فشار خون است . این روغن دارای اسیدهای چرب امگا6 و امگا 9 است و در دمای اتاق مایع باقی میماند.

4. روغن کنجد را میتوان برای پخت وپز استفاده کرد ولی برخی از انواع آن برای سرخ کردن مناسب نیست . روغن کنجد بازنگ روشن نقطه دود بالایی دارد و میتوان آن را برای سرخ کردن عمیق استفاده کرد.

5.روغن کنجد دارای خواص ضد باکتریایی و ضد قارچی است و مصرف آن به بهداشت دهان ودندان کمک میکند.

6. یکی از دلایل ابتلا به بیماریهای قلبی ، ورود رادیکالهای آزاد به بدن و آثار منفی آنها بر عروق خونی است. روغن کنجد به دلیل داشتن سیزاملین که خاصیت ضذ اکسیدانی دارد ، از گرفتگی عروق جلوگیری میکند.

7.بررسی ها نشان داده اند دریافت روزانه 100 میلی گرم منیزیم که در این روغن به میزان قابل ملاحظه ای وجود دارد تا 12 درصد احتمال ابتلا به سرطان را کاهش میدهد.

8.یادتان باشد هر روغنی حتی روغن کنجد هم باید در حد تعادلدمصرف شود زیرا زیاده روی در مصرف آن باعث اضافه وزن خواهد شد.

9.منیزیم موجود در روغن کنجد به کاهش قند خون افراد دیابتی کمک میکند.

10.روغن کنجد را باید در ظرف تیره رنگ و شیشه ای ریخت ، در ظرف را محکم بست و آن را کنار اجاق گاز نگذاشت.


رابطه بین مصرف گوشت قرمز و ابتلا به بیماریهای قلبی وعروقی

goosht


دانشمندان دریافته اند مقدار زیاد آهن جذب شده با مصرف زیاد گوشت قرمز ، ممکن است خطر ابتلا به بیماری قلبی رابالاببرد ، در حالی که به نظر میرسد آهن به دست آمده از منابع گیاهی چنین اثری نداشته باشد.

آهن مورد بحث آهن هم است که در غذاهایی با منشا حیوانی موجود است آهن هم نســــبت به آهن غیر هم که در غذاهای گیاهی وجود دارد بسیار بهتر جذب میشود . به همین علت کارشناسان گوشت را منبع خوبی برای دریافت آهن توصیه میکنند.

اما بررسی های جدید نشان میدهد میزان بالای جذب آهن هم ممکن است به آن امکان دهد سیستم تنظیم بسیار دقیق آهن را دربدن دور بزند و به ایجاد التهاب و آسیب به دیواره شریانها منجرشود که زمینه ساز بیماریهای قلبی وعروقی است.

نتایج تحقیقات نشان داده است افرادی که آهن مورد نیازشان را با خوردن هرنوع گوشت قرمز یا ماهی به دست می آورند،نسبت به افرادی که کمتر آهن هم مصرف میکنند ، 57 درصد بیشتر در معرض ابتــلا به بیماری قلبی هســـتند . وارد شدن مـــقادیر زیاد آهن به خون سرعت اکسیداسیون کلسترول بد را افزایش میدهد و به التهاب آسیب رسان بافتهای دیواره های عروقی می انجامد.

تلخیص از روزنامه سلامت