اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

۱۹۶۹ (میلادی)

رویدادها

    ۷ آوریل: سقوط یک هواپیمای سی-۱۳۰ در ایران.
    16 جولای: نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی نخستین انسانی بود که بر روی ماه گام نهاد.
    ۲۹ اکتبر: افتتاح آرپانت با برقراری ارتباط بین دو گره اول آن

زادروزها

    5 ژانویه - مرلین منسون،خواننده و....
    ۳ ژانویه - مایکل شوماخر، راننده فرمول یک
    ۱۸ ژانویه - باتیستا کشتی گیر آمریکایی
    10 نوامبر - ینس لمان : فوتبالیست آلمانی.

سایاکو کارودا

سایاکو کارودا (به ژاپنی: 黒田清子) (متولد ۱۸ آوریل ۱۹۶۹) فرزند سوم و تنها دختر امپراتور کشور ژاپن آکی‌هیتو است. پس از ازدواجش بر طبق رسم خانواده سلطنتی ژاپن القابش را از دست داد و خانواده سلطنتی را ترک گفت. جهیزیه او بیش از ۱ میلیون دلار بود.

آکی‌هیتو

آکی‌هیتو (به ژاپنی: 明仁) (متولد ۲۳ دسامبر ۱۹۳۳) امپراتور کنونی ژاپن و ۱۲۵مین امپراتور این کشور طبق ترتیب جانشینی سنتی ژاپن است. او در ۱۹۸۹ به تخت نشست و ۱۹مین فرمانروا یا رهبر دارای دوره حکومت بلند است. او تنها حاکم کنونی جهان است که عنوان‌اش به انگلیسی امپراتور (Emperor) ترجمه می‌شود.

محتویات

    ۱ تحقیقات ماهی‌شناسی
    ۲ بیماری امپراتور و جانشینی موقت پسر بزرگ وی
    ۳ فرزندان
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

تحقیقات ماهی‌شناسی

در امتداد علاقه پدرش به زیست‌شناسی دریایی، امپراتور یک محقق ماهی‌شناسی مشهور است و مطالعات تخصصی در رده بندی خانواده گاوماهیان دارد.

او هم‌چنین مقالاتی در خصوص تاریخ علم در ژاپن طی دوره‌های ادو و میجی دارد، که در ساینس [۱] و نیچر[۲] به چاپ رسیده اند. در ۲۰۰۵ یک گاوماهی جدیداً کشف شده، به افتخار او اکسیریاس آکی‌هیتو نامیده شد.
بیماری امپراتور و جانشینی موقت پسر بزرگ وی

در تاریخ ۱۷ فوریه ۲۰۱۲ آکی‌هیتو امپراتور ژاپن برای عمل قلب در بیمارستان بستری شد. وی قرار بود در ۱۸ فوریه ۲۰۱۲ تحت عمل جراحی بای پس قلب - بازکردن رگهای قلب - قرار گیرد. در دوره استراحت آکی‌هیتو که حدوداً دو هفته طول کشید، ناروهیتو پسر بزرگ وی در طی مراسمی رسمی، جانشین موقت او بود.
فرزندان
نام     تولد     ازدواج     فرزندان
ولیعهد ناروهیتو     ۲۳ فوریهٔ ۱۹۶۰     ۹ ژوئن ۱۹۹۳     ماساکو اووادا     شاهدخت توشی
شاهزاده آکی‌شینو     ۳۰ نوامبر ۱۹۶۵     ۲۹ ژوئن ۱۹۹۰     کیکو کاواشیما     شاهدخت ماکوی آکی‌شینو
شاهدخت کاکوی آکی‌شینو
شاهزاده هیساهیتوی آکی‌شینو
شاهدخت نوری     ۱۸ آوریل ۱۹۶۹     ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵     یوشیکی کارودا

شاهزاده آکی‌شینو

شاهزاده آکی‌شینو (به ژاپنی: 秋篠宮文仁親王) (متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۶۵) پسر دوم امپراتور کشور ژاپن، امپراتور آکی‌هیتو است.[۱]

ژاپن

مجمع الجزایر ژاپن (به ژاپنی: 日本، نیپون یا نیهون) کشوری است در اقیانوس آرام واقع در آسیای شمال شرقی که یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادیِ جهان است و سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولید ناخالص داخلی دارد.[۱][۲](۵/۴۷۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۰ به گزارش صندوق بین‌المللی پول[۳]). ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود.[۴]

ژاپن کشوری است کاملاً محصور شده در آب که از طریق مرز آبی با کشورهای چین، کره جنوبی و کره شمالی و روسیه همسایه‌است. این کشور در پایان جنگ جهانی دوم، تمامی متصرفات فراسوی دریاهای خود، از جمله کشور کره را که در آن موقع ۴۵/۵ درصد کل کشور را تشکیل می‌داد، از دست داد و وسعت آن به میزان فعلی که در حدود ۳۸۷۰۰۰ کیلومتر مربع است (چیزی کمتر از ایالت کالیفرنیا در آمریکا)،[۵][۶] تقلیل یافت.

ژاپن با جمعیتی در حدود ۱۲۸ میلیون نفر دهمین کشور پرجمعیت جهان است. توکیو پایتخت ژاپن با بالغ بر ۳۵ میلیون نفر جمعیت از بزرگترین و گرانترین پایتخت‌های جهان به شمار می‌آید.[۷]

ژاپنی‌ها کشورشان را «نیپون کوکو» خطاب می‌کنند که به معنی خاستگاه خورشید است. در حقیقت این کشور شرقی‌ترین کشور جهان (بدون در نظر گرفتن خاک قطب) است. مطالعات باستان شناسی سابقه سکونت انسان در این کشور را از دوران پساپارینه‌سنگی می‌داند. ژاپن کشوری کوهستانی است و بیشتر جزایر آن آتشفشانی است و بشدت زلزله خیز است، آمار نشان می‌دهد که سالانه در حدود ۱۵۰۰ زمین لرزه در آنجا روی می‌دهد.[۸]

کشور ژاپن عضو سازمان ملل متحد، G8، G4 و APEC است.[۹] ژاپن پنجمین بودجه دفاعی جهان را دارد (۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱) و چهارمین کشور صادرکننده در جهان (۷۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰) و ششمین کشور بزرگ وارد کننده است(۶۳۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰).[۱۰]

در جنگ جهانی اول، ژاپن از متفقین بود و در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگید. پایان جنگ جهانی دوم برای ژاپن بسیار تلخ بود، آنها پس از جنگی دراز مدت در اقیانوس آرام، سرانجام پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی، بدون قید و شرط تسلیم شدند. برآیند این جنگ خانمان‌سوز برای ژاپن به اندازه‌ای وحشتناک بود که بسیاری از تحلیلگران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند.[۱۱] ژاپن پس از اشغال توسط آمریکا، با یک برنامه پیگیر توسعه صنعتی به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافت و به یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا و همچنین دومین قدرت صنعتی جهان بدل شد. این کشور همچنین از بزرگترین هم‌پیمانان و شرکای تجاری آمریکا در قاره آسیا است.[۱۲]

محتویات

    ۱ نام‌شناسی
    ۲ جغرافیای طبیعی
        ۲.۱ وسعت ژاپن
        ۲.۲ آب و هوا
        ۲.۳ پوشش گیاهی و جانوری
    ۳ جغرافیای انسانی
        ۳.۱ زبان
    ۴ تاریخ
        ۴.۱ دوران کهن
        ۴.۲ دوران امپراتوری (اشراف سالاری)
        ۴.۳ دوران شگون‌ها
        ۴.۴ دوران مدرن
    ۵ تقسیم‌بندی زمانی
    ۶ نظام سیاسی
        ۶.۱ دولتهای مرکزی و محلی
        ۶.۲ دیوان عالی کشور
    ۷ اقتصاد
    ۸ توسعه اقتصادی ژاپن و علل کلیدی آن
    ۹ جغرافیا
        ۹.۱ تقسیمات کشوری
        ۹.۲ شهرهای بزرگ ژاپن
    ۱۰ جایگاه زنان در ژاپن
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون

نام‌شناسی
نقشه ژاپن در قرن هفدهم میلادی که در آن از ژاپن به عنوان یاپونیا نامبرده شده.

ژاپنی‌ها به کشور خود، نیهون (にほん (Nihon می‌گویند. نیهون از دو واژهٔ NICHI (که به صورت هی Hi نیز تلفظ می‌شود) و HON تشکیل شده‌است. NICHI یا Hi به معنای خورشید و روز است و HON یعنی ریشه و آغاز. از آنجا که ژاپن در شرقی‌ترین نقطه قاره کهن و کشور چین قرار داشته تصور می‌شده که اولین سرزمینی است که خورشید در آن طلوع می‌کند. بر این اساس با نام سرزمین آفتاب یا سرزمین آفتاب تابان مشهور شده‌است. در زبان ژاپنی این نام نیپّون (にっぽん) نیز تلفظ می‌شود.
جغرافیای طبیعی
نقشه توپوگرافی از کشور ژاپن

کشور ژاپن در شرق آسیا قرار دارد و به وسیله دریایی با همین نام از ساحل شرقی قاره آسیا جدا شده‌است. روسیه، چین و جمهوری کره نزدیکترین کشورها به ژاپن هستند. مجمع الجزایر ژاپن از چیزی بیش از ۶۸۰۰ جزیره تشکیل شده‌است. بیشتر این جزایر بسیار کوچکند و تنها ۳۴۰ جزیره بیش از یک کیلومتر مربع وسعت دارند.[۱۳] ۹۸٪ مساحت ژاپن از چهار جزیره به نام‌های هوکایدو، هونشو، شیکوکو و کیوشو تشکیل شده‌است. یوکوهاما و کوبه از مهمترین بنادر ژاپن هستند.[۱۴]

از نظر زمین‌شناسی مجمع الجزایر ژاپن حاصل برخورد تدریجی صفحات تشکیل دهنده پوسته زمین، فعالیت‌های آتشفشانی و تغییرات حاصل از خطوط ساحلی اقیانوسی است. ۶۸٪ مساحت کشور ژاپن کوهستانی است. کوه‌های ژاپن از زیباترین جاذبه‌های طبیعی آن به شمار می‌روند. بلندترین قله کوهستانی ژاپن «فوجی» نام دارد که ارتفاع آن به ۳۷۷۶ متر می‌رسد.[۱۵] یک دهم کل آتشفشانهای جهان در ژاپن قرار دارند و به همین دلیل از زلزله خیزترین مناطق جهان به شمار می‌آید.[۱۶] این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای ۱۰ رودخانه بزرگ و ۱۲ دریاچه است. کشور ژاپن به لحاظ منابع طبیعی، مواد معدنی و ثروت‌های زمینی و زیرزمینی از فقیرترین کشورهای جهان به‌شمار می‌آید.[۱۷]
وسعت ژاپن
قله کوهستانی فوجی

کشور ژاپن به نسبت وسعتش از تراکم جمعیت بسیار بالایی برخوردار است، مساحت آن برابر است با ۰/۳ درصد کل مساحت دنیا که به صورت مجموعه‌ای از جزایر در جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی بین ۳۵ تا۴۵ درجه عرض شمالی گسترده شده و به شکل یک کمان در میان اقیانوس کبیر و دریای ژاپن محصور مانده‌است.[۱۸]

وسعت ژاپن تقریباً به اندازه مساحت فنلاند (۳۳۸۰۰۰ کیلومتر مربع) و یا پاراگوئه (۴۰۶۰۰۰ کیلومتر مربع) است. در مقام مقایسه به طور تقریبی کشور ژاپن یک بیستم آمریکا، یک نهم هندوستان، یک و نیم برابر بریتانیا و چیزی کمتر از یک چهارم ایران است.
آب و هوا
برگ‌های پاییزی(momiji)در کونگوبوجی، کوهستان کوبه ـثبت شده در میراث جهانی یونسکو

ژاپن مجموعه جزایری است که با طول زیاد از شمال به جنوب کشیده شده است؛ به همین خاطر آب و هوای مناطق گوناگون آن به شدت با یکدیگر مغایرت دارند و نیز دارای چهار فصل در سال است.[۱۹] مجمع الجزایر ژاپن بر روی محور تقریبی شمال ـ جنوب تا ۳۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته‌است و به دلیل گستردگی طولی بسیار زیاد از تنوع آب و هوایی بسیار زیادی نیز برخوردار است. با وجود اینکه تمامی کشور معتدل است، شمال آن زمستان‌های سرد و طولانی و پربرف دارد، در حالی که جنوب آن تابستان‌های بسیار گرم و زمستان‌های معتدلی دارد. میزان بارندگی در ژاپن بطور متوسط سالیانه ۱۸۰۰ میلیمتر می‌باشد.[۲۰] ژاپن کاملاً در آب محصور شده‌است: وجود اقیانوس سبب شده‌است که در رژیم غذایی و اقتصاد مردم ژاپن ماهی نقش مهمی داشته باشد (بیشترین سرانه مصرف ماهی در جهان[۲۱]). از این رو ژاپن دارای مقام اول دنیا در زمینه شیلات است. با این حال به دلیل اینکه محصولات دریایی مهمترین ماده غذایی مردم ژاپن را تشکیل می‌دهد، از این لحاظ نیز کشور با کمبود و مشکل روبرو است. به طوری که اکنون شیلات و مواد غذایی بعد از نفت خام دومین اقلام وارداتی ژاپن را تشکیل می‌دهند.[۲۲] رشته کوه‌های آتشفشانی ژاپن اغلب دارای چشمه‌های آب گرم طبیعی هستند. این کشور در تابستان و پاییز اغلب شاهد گردبادهای عظیم و توفان‌های شدید گرمسیری است. به دلیل مجاورت با اقیانوس زلزله‌های شدید زیرآبی می‌توانند در آنجاامواج عظیم و جذر و مدی ویرانگر به نام سونامی ایجاد کنند.
پوشش گیاهی و جانوری
جشن شکوفه‌های گیلاس(هانامی)ـپارک اوئنوـ توکیو

در ژاپن بین ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ گونه گیاهی وجود دارد.[۲۳] در فرهنگ ژاپنی برخی گیاهان دارای معانی نمادینی هستند. به عنوان مثال شکوفه‌های گیلاس یا «ساکورا» نمایانگر زیبایی کوتاه مدت و درخت کاج یا ماتسو نماد عمر طولانی است. در غذاهای ژاپنی نه تنها از میوه‌ها و حبوبات بلکه حتی از برخی از گلها و برگها نیز استفاده می‌شود. تاثیر زیبایی گیاهان در هنر گل‌آرایی به سبک ژاپنی که ایکه‌بانا نامیده می‌شود و نیز در نقاشی، بافندگی، سفالگری و ظروف و وسایلی که با لاک مخصوص رنگ آمیزی می‌شوند دیده می‌شود. ژاپنی‌ها از گیاهان در داروسازی، رنگرزی منسوجات، ساخت کاغذ و ابزار نیز استفاده می‌کنند.

ژاپن دارای حیات وحشی بسیار منحصربه‌فرد است و برخی از گونه‌های دارکوب، قرقاول، سنجاقک، خرچنگ، کوسه ماهی، حلزون، سمندر و پستانداران دریایی ژاپن در هیچ جای دیگری یافت نمی‌شوند. با وجود این همه تنوع و گوناگونی، تنها ۱۱۸ نوع پستاندار وحشی زمینی در ژاپن زندگی می‌کنند که بیشتر آنها جوندگان کوچکند. حیواناتی مثل خرس، گوزن، گراز، سنجاب‌های پرنده، خفاش، میمون و نوعی راکون به نام سگ راکون از جمله گونه‌های حیات وحش ژاپن هستند.

    کاج قرمز ژاپنی (Japanische Rotkiefer)، فراوانترین گونه گیاهی در ژاپن

    کپور گلگون (Koi)، معروف به کپور ژاپنی که مردم ژاپن آن را نماد عشق و دوستی می‌دانند

    از کل مساحت ژاپن ۶۸٪ آنرا کوهساران جنگلی تشکیل داده

    نوعی سگ با نژاد Shiba-Inu، از محبوبترین نژاد سگ در ژاپن

جغرافیای انسانی

جمعیت ژاپن بر اساس برآورد انجام شده توسط اداره آمار این کشور در سال ۲۰۱۱ در حدود ۱۲۷٬۴۳۳٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است، که ۱/۸۳٪ از جمعیت جهان را شامل می‌شود. از نظر نسبت جمعیتی از این رقم حدود ۶۲ میلیون نفر آنان را مردان و حدود ۶۵/۵ میلیون نفر از آنان را زنان تشکیل داده‌اند.[۲۴] تراکم جمعیت در این کشور ۳۴۲ نفر و شاخص امید به زندگی در مردان ۷۲/۶۴ ودر زنان ۸۶/۳۹ می‌باشد. میزان مرگ و میر در اطفال ۳/۷ در هر هزار تولد می‌باشد. نرخ رشد جمعیت در کشور ژاپن در حدود ۰/۰۳− درصد بوده‌است.[۲۵]

براساس آمار ترکیب نژادی مردم ژاپن بدین شرح است:

-۹۸/۵ درصد ژاپنی‌ها

-۰/۵ درصد را کره‌ای‌ها

-۰/۴ درصد را چینی‌ها

-۰/۶ از بقیه ملل

بر اساس آخرین سرشماری‌ها ۲۳٪ جمعیت ژاپن را افراد ۶۵ سال و بالاتر تشکیل می‌دهند که این امر موجب شده ژاپن پیرترین ساختار جمعیتی جهان را داشته باشد.[۲۶]
زبان

زبان مردم ژاپن «ژاپنی» است. و با زبان چینی کاملاً متفاوت است. زبان ژاپنی برخلاف بسیاری از زبان‌های زنده دنیا که از شاخه زبان‌های هند و اروپایی می‌باشند، جزو این گروه محسوب نمی‌شود. این زبان اگرچه بسیاری لغات را از زبان چینی گرفته‌است، ولی با این وجود با زبان چینی هم از یک ریشه نیست. زبان ژاپنی، زبانی است مستقل و تنها زبان کره‌ای را می‌توان با آن از یک ریشه دانست. زبان این کشور جزو یکی از مشکل ترین زبان‌های دنیا برای خارجیان به‌شمار می‌آید.[۲۷]
تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ ژاپن

مجمع الجزایر ژاپن با اینکه از نظر وسعت کشور کوچکی است، اما از موقعیت استراتژیک و مهمی برخوردار است، مجاورت آن با روسیه، از مهم‌ترین عناصر جغرافیای ـ سیاسی ژاپن به ویژه پس از جنگ دوم جهانی است. از طرف دیگر این کشور بر سر راه کوتاه‌ترین و مهم‌ترین خطوط مواصلاتی بین آمریکای شمالی و خاور آسیا در اقیانوس آرام قرار گرفته‌است و کشتی‌هایی که از سواحل غربی ایالات متحده به مقصد چین، هنگ کنگ، و کشورهای جنوب شرقی آسیا حرکت می‌کنند، معمولاً در بنادر آن پهلو می‌گیرند. به این جهت، ژاپن حائلی است بین اقیانوس آرام و کشورهای روسیه و چین.[۲۸] گرچه گفته می‌شود که نخستین انسان‌ها بیش از ده هزار سال قبل در شبه جزیره ژاپن سکونت داشته‌اند اما خاستگاه واقعی مردمان امروز ژاپن هنوز ناشناخته‌است.[۲۹] آغاز تاریخ ژاپن، با مردمانی از نژاد آینو و مغول به سده‌های پیش از میلاد مسیح بازمیگردد و از آن زمان تاکنون تنها یک سلسله امپراتوری بر این سرزمین فرمانروایی کرده‌است.[۳۰] بطور کلی می‌توان تاریخ ژاپن را به چهار دوره تقسیم کرد:
دوران کهن
معبد هوریو ـ جی، از قدیمیترین بناهای چوبی جهان، میراث جهانی یونسکو

کشت برنج و استفاده از ابزار فلزی حداقل از سیصد سال قبل از میلاد مسیح در ژاپن آغاز شد. سیستم حکومتی متمرکز بر امپراتور، بین قرن‌های چهارم و هفتم با پایتختی که در استان امروزی نارا قرار داشته، بسط و توسعه یافت:[۳۱] آغاز بهار سال ۶۶۰ پیش از میلاد، همزمان بود با مراسم تاج گذاری امپراتور جیمو تنو در یاماتو (استان کنونی نارا). او نخستین امپراتور ژاپن بود، مورخان آن را آغاز امپراتوری ژاپن می‌دانند.[۳۲] در این دوره آئین بودائی در این سرزمین رخنه کرد و به سرعت انتشار یافت. اصلی‌ترین عامل پیشرفت آن تبلیغات غیر آزارنده و مسالمت آمیز، پرهیزکاری و اطاعت و انقیاد نسبت به حکومت بود. همزمان با به سلطنت رسیدن امپراتریس سویکو، نایب السلطنه او موسوم به امیر «شوتوکو_تیشی» که مدت ۲۹ سال (۶۲۱ـ۵۹۲م) زمامدار واقعی ژاپن بود، کوشش بسیاری در ترویج آیین بودا انجام داد و به دستور وی معابد بسیاری در سرتاسر ژاپن ساخته شد. کوشش او در این زمینه بحدی بود که به او لقب «آشوکای ژاپن» دادند.

در سال ۶۴۵ میلادی شورش عظیمی در ژاپن رخ داد که در تاریخ این کشور بنام −اصلاح بزرگ− از آن یاد می‌شود، دو تن از شورشیان به نام «باسامی کامتاری» و «امیر ناکا» قدرت را قبضه کردند و سرانجام ناکا تحت عنوان «سلطان تنجی» به سلطنت رسید و عامل ایجاد وحدت در سراسر کشور گردید. وی بر خلاف گذشته که امپراتور فقط ریاست قبایل را بر عهده داشت حکومت را مرکزیت قدرت کشور گردانید و این قدرت تتالیته را در سراسر امپراتوری برقرار کرد. به حکم وی حکام ایالات و ولایات موظف به پرداخت خراج سالانه شدند.[۳۳] بدین ترتیب دوره سیاسی تاریخ ژاپن سپری گردید ودوره امپراتوری، آغاز شد.
افسانه گنجی، که گفته می‌شود کهن ترین رمان جهان است _ نگاره بر جای مانده از آن مربوط به سده ۱۷
دوران امپراتوری (اشراف سالاری)

فرهنگ بودایی با نفوذ قوی چین در قرن هشتم رشد و شکوفایی یافت. سپس پایتخت به شهر کنونی کیوتو یعنی جایی که قواعد اشراف سالاری در مدتی مدید در آن تداوم داشت انتقال یافت. افسانه گنجی (The Tale of Genji)، که گفته می‌شود کهن ترین رمان جهان است در این محدوده زمانی نگاشته شده‌است:[۳۴] سلطان تنجی را باید بنیادگذار این دوره ژاپن دانست. وی امپراتوری بسیار مقتدر بود، شهر کیوتو پایتخت ژاپن، در دوره امپراتوری او به عظمت رسید. همچنین برخی از پادشاهان این دوره بعلت گرایش به آئین بودا و تعصب در این دین دست از زندگی مجلل و اشرافی خود برداشتند.

در این دوره همزمان با قدرت گرفتن کشور چین، فرهنگ و هنر این کشور نفوذ بسیاری در ژاپن پیدا کرد. ژاپن در این دوره بسرعت رو به ترقی نهاد. تمول بسیار موجب فساد و هرج و مرج گردید. بی‌عدالتی، دزدی و راهزنی افزایش یافت. خاندان‌های بزرگ نیز، امپراتوری را آلت دست خود کردند و علناً قدرت از امپراتور خلع گردید. به این ترتیب حکومت امپراتوری جای خود را به «حکومت شوگونی» داد.
دوران شگون‌ها
جنگجویان سامورایی، در جریان جنگ قدرت میان نیروهای توکوگاواشوگوناته و سربازان گارد امپراتوری، معروف به (جنگ داخلی بوشین) -boshin-، سال ۱۸۶۷م

طبقه جنگجویان (سامورایی‌ها) به تدریج نیرومند شد و حدوداً در پایان سده دوازدهم به قدرت رسید. توکوگاواشوگوناته با پایتخت خود در ادو (توکیوی کنونی) در اوایل قرن هفدهم بنیاد نهاده شد که منجر به سال‌های طولانی منازعه و درگیری و سرنگونی رژیم‌های متعدد شد. حکومت ادو سیاست انزوای ملی را به منظور محدودیت روابط با کشورهای خارجی اختیار نمود. ورود «ناخدا پری»[۳۵] به ژاپن در سال ۱۸۵۳ به نحوی موثر سیاست درهای بسته را خاتمه داد:[۳۶] سده دوازدهم همزمان بود با آغاز دوره ملوک الطوایفی در ژاپن. همزمان امپراتوری رو به افول نهاد و شگون‌ها (لقب موروثی دیکتاتورهای نظامی ژاپن که از ۱۱۹۲ تا ۱۸۶۷م به رغم وجود امپراتور عملاً بر آن کشور حکومت می‌کردند[۳۷]) که به معنی سردار یا سرداران است تا نیمه اول سده نوزدهم حکومت مستبدانه خود را بر ژاپن ادامه دادند. اولین شُگون یورتومو بود. پس از وی خاندان هوجو قدرت را در دست گرفتند. خاندان هوجو در جدال بر سر قدرت، حاکمیت را به خاندان «آشیکاکا» واگذار کرد. در سال ۱۵۷۳م گروهی به رهبری سه فرد ناشناس که ویل دورانت آنان را بعنوان دزدان دریایی یاد کرده، خاندان آشیکاکا را برانداختند. نام یکی از سه تن که موفق شد حکومت شوگونی را تشکیل دهد، توکوگاوا_ یاسو بود. حکومت پر قدرت آنان تا سال ۱۸۶۸ ادامه داشت. در این دوره آیین مسیحی در ژاپن اشاعه پیدا کرد و مورد استقبال بسیاری از مردم قرار گرفت. نارضایتی و اعتراضات مردم نسبت به حکومت در این دوران باعث شد خاندان توکوکاوا که عامل این ناآرامی‌ها را تحریک بیگانگان مسیحی می‌دانست، دست به قلع و قمع آنها بزند و دروازه‌های مملکت را بروی پرتغالی‌ها ببندد و ژاپن به بیش از دو قرن انزوای خود خواسته فرو رفت.[۳۸] خاندان توکوکاوا در سده نوزده میلادی نفوذ وقدرت خود را در ژاپن از دست داد. سرانجام تحولات با ورود آمریکایی‌ها به ژاپن روند دیگری پیدا کرد. در سال ۱۸۵۴م دریادار پری با ده کشتی توپدار به آبهای ژاپن وارد شد و به دولت امپراتوری پیغام داد باید بنادر خود را بگشایند و با آنان روابط سیاسی بر قرار کنند. حکومت شگونی ژاپن که در نیروی دریایی خود توان مقابله را ندید، سرانجام مجبور به امضای «معاهده کاناکاوا» شد (این اولین معاهده ژاپن با یک کشور خارجی بود).[۳۹] ورود خارجی‌ها و انقلاب ۱۸۶۸(معروف به انقلاب میجی) مردم ژاپن را از خواب انزوا بدر آورد.
دوران مدرن
امپراتور میجی (۱۸۶۸ـ۱۹۱۲)، معروف به امپراتور بزرگ میجی

با استعفای شوگون از قدرت در سال ۱۸۶۷ (معروف به دوره بازگشت میجی) قدرت مجدداً به امپراتور انتقال یافت. با از سرگیری اداره امور حکومتی، دولت جدید ذیل «امپراتور میجی» سیاست گذاری‌های غربگرایانه، از جمله بنیاد نهادن سیستم کابینه‌ای، تدوین قانون اساسی، اصلاح سیستم حکومت محلی و سامانه آموزشی نوین را ترویج داد. فرهنگ غربی ذیل سیاست بهبود رفاه ملی و قدرت نظامی فعالانه رواج یافت:[۴۰] وی پایتخت را از کیوتو به توکیو (که به معنای پایتخت شرقی است) انتقال داد. در دوره امپراتوری او (که تا سال ۱۹۱۲ ادامه داشت و دوره میجی خوانده می‌شود)، اصلاحات بسیاری در ساختار اداری، حکومتی و نظامی صورت گرفت. چنان که در آغاز قرن بیستم ژاپن به سرعت صنعتی گردید و در آستانه تبدیل به قدرتی جهانی بود.[۴۱] پس از مرگ امپراتور میجی در ۱۹۱۲، امپراتوری ژاپن به قدرتی سلطه‌جو در منطقه تبدیل گشت و بعد از مجادله بر سر کره توانست چین را در جنگ نخست چین و ژاپن، شکست دهد(۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵) و پورت آرتور و تایوان را به تصرف خود درآورد. از طرف دیگر با غلبه بر روسیه در زمین و دریا (۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵) اروپا را شگفت زده کرد (این شکست موجب انقلاب ۱۹۰۵م روسیه گردید).[۴۲] در ۱۹۱۴، ژاپن تا اندازه‌ای به این دلیل که در مقام قدرت جهانی بزرگی پذیرفته شود بر ضد آلمان وارد جنگ جهانی اول شد. در این زمان افکار عمومی در ژاپن از لحاظ عقیده سیاسی به دو گروه تقسیم می‌شد: عده‌ای که آزادیخواه بودند و به هیچ‌وجه میل نداشتند که کشورشان با نیروی نظامی و قوه قهریه به اشغال ممالک دیگر بپردازد، و دسته دومی که معتقد بودند که جزایر ژاپن برای ملت پیشرفته و مترقی ژاپن کافی نیست، بلکه باید با تسخیر سرزمین‌های دیگر بر وسعت ژاپن افزود.[۴۳] با این حال، ژاپن به غیر از چند جزیره متعلق به آلمان در اقیانوس آرام، چیز زیادی به دست نیاورد و با سرخوردگی دریافت که قدرتهای بزرگ ظاهراً با این کشور به صورت هم‌تراز رفتار نمی‌کنند. پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان ژاپنی‌ها برای صنعتی شدن و تبدیل به یک ابرقدرت منطقه‌ای تلاش زیادی را مصروف داشتند و با گرفتن دانش فنی از آلمان، و دیگر کشورهای اروپایی به سرعت تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای از لحاظ اقتصادی، نظامی گردید.[۴۴] بحران اقتصادی و فروپاشی تجارت جهانی در ۱۹۲۹م که تجارت ابریشم ژاپن را دستخوش فنا کرده بود بنفع طرفداران قدرت نظامی تمام گردید. ژاپنی‌ها دو سال بعد ۱۹۳۱م منچوری چین را اشغال کردند. آن‌ها در ۱۹۳۹م به هندوچین تاختند. و بر این خطه دست یافتند، در ۱۹۴۱م که دو سال از جنگ جهانی دوم می‌گذشت، دولت‌های آلمان، ایتالیا و ژاپن متحد شدند تا نیروهای خود را علیه متفقین به کار اندازند. ژاپن بدون اعلام قبلی به پرل هاربر در هاوایی حمله کرد و خسارت شدیدی به آمریکا وارد ساخت. این اقدام ژاپن موجب گردید تا ایالات متحده با تمام نیروی خود وارد جنگ گردد. ژاپنی‌ها بعد از پرل هاربر به اندونزی و سنگاپور حمله کردند و پیروزیهای درخشانی بدست آوردند، اما نتایج جنگ در اروپا به ضرر متحدین تمام شد و آلمان هیتلری در ۱۹۴۵م سقوط کرد. پیشرفت پرشتاب نظامی ژاپن در سرتاسر شمال شرق آسیا و اقیانوس آرام متوقف شد و ایالات متحده با توافق شوروی سابق با پرتاب دو بمب اتمی در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی، ژاپن را وادار به تسلیم کرد. و به این ترتیب برای ژاپن، جنگ دوم جهانی با شکستی فاجعه آمیز و وحشت جنگ اتمی به پایان رسید. دولت ژاپن به دستور امپراتور هیروهیتو در ۱۴ اوت ۱۹۴۵م بدون قید و شرط، تسلیم متفقین شد و تمامی متصرفات خود در اقیانوس آرام از جمله کشور کره را از دست داد.[۴۵] ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم صدمات فراوانی دید و در اواخر جنگ به چنان وضعی دچار شد که بسیاری از تحلیل‌گران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند.
بمباران اتمی ناگازاکی، ۹ اوت ۱۹۴۵

جنگ از مردم ژاپن بیش از دو میلیون قربانی گرفت، حدود چهل درصد شهرهای آن به ویرانه مبدل گردید. تاسیسات صنعتی و تولیدی تخریب و نابود شد، مزارع سوخت، سررشته کشت و زرع و کار و تولید از هم گسیخت، اقتصاد کشور فلج شد و سرانجام چیزی جز سرزمینی ویران و مردمی بیکار و گرسنه بر جای نماند. با این همه مردم ژاپن، خیلی زود بر بهت و گیجی خود فایق آمدند و شروع به خودسازی و نوسازی کشور کردند. از آنجا که بلافاصله پس از جنگ در قانون اساسی خود به صلح‌دوستی و مجاهدت در راه حفظ و استقرار صلحی پایذار و جهانی تاکید ورزیدند، ارتش را به کلی منحل کردند. لذا افراد نظامی نیز به سایر مردم پیوستند، و به سازندگی کشوری مشغول شدند که از لحاظ منابع طبیعی، یکی از فقیرترین کشورهای جهان است.[۴۶] اشغال کشور از سوی متفقین (۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲)نظام سیاسی کشور را تبدیل به نظامی دموکراتیک کرد و همچنین احیای شگفت انگیز اقتصادی را بر اساس سیاست فعال صادرات آغاز ساخت. آیین شینتوـ که با ملی گرایی افراطی همسان شده بود ـ به صورت دین رسمی کنار گذاشته شد و در همین خلال جریانی به نام نهضت آموزش پدید آمد که طی آن کشور، گروهی از افراد مستعد را به منظور کسب و آموزش تخصص راهی کشورهای پیشرفته جهان ساخت.
نمایی از توکیو، مربوط به سال ۲۰۰۹

ژاپن بعد از جنگ به اشغال نیروهای نظامی ایالات متحده درآمد و این کشور در تربیت جوانان ژاپنی تلاش فراوانی نمود. دو سال بعد از جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۷م قانون اساسی ژاپن به تصویب رسید.

ژاپن پس از رهایی از جنگ، سیاست مسالمت آمیز در پیش گرفت و در ۱۹۵۶م به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.[۴۷] اقتصاد این کشور بار دیگر تنها چند سال پس از پایان جنگ و در دهه ۱۹۶۰م با رشد متوسط ۱۰٪ در سال به بالاترین نرخ رشد اقتصادی در بین تمامی کشورهای درگیر جنگ رسید. و این کشور به یکی از بزرگترین قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل گردید و در عرصه فناوری پیشتاز شد. در ۱۹۸۸ ژاپن با پیشی گرفتن از آمریکا تبدیل به بزرگ ترین کشور تامین کننده اعتبار در جهان شد.[۴۸] هم اکنون نیز ژاپن دارای سومین اقتصاد برتر جهان بعد از آمریکا و چین می‌باشد. در ۸ ژانویه ۱۹۸۹ یک روز پس از مرگ امپراتور هیروهیتو، آکی‌هیتو پسر او جانشین وی شد.[۴۹] عرصه سیاست ژاپن تحت سلطه لیبرال دموکرات‌ها است، که به رغم رسوایی‌های مالی از ۱۹۵۵ قدرت را در دست دارند. احمد بیرشک پژوهشگر تاریخ علم و مترجم کتاب شناخت ژاپن معتقد است مطالعه این کتاب برای سیاستمداران ایرانی برای الگوبرداری از پیشرفت ژاپن بعد از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم مفید است.
تقسیم‌بندی زمانی
زمان     دوره     دوره     زیر دوره     دولت اصلی
۳۰٬۰۰۰–۱۰٬۰۰۰ ق. م     دوران پارینه‌سنگی ژاپن           نامشخص
۱۰٬۰۰۰–۳۰۰ ق. م     ژاپن باستان     دوره جومون           قبیله‌های محلی
۹۰۰ ق. م – ۲۵۰ ب. م (همپوشانی)     دوره یایویی      
۵۳۸–۲۵۰ میلادی     دوره کوفون           قبیله‌های یاماتو
۷۱۰–۵۳۸     ژاپن قدیم     دوره آسوکا    
۷۹۴–۷۱۰     دوره نارا           امپراتور ژاپن
۱۱۸۵–۷۹۴     دوره هی‌آن      
۱۳۳۳–۱۱۸۵     فئودالی ژاپن     دوره کاماکورا           شوگون‌سالاری کاماکورا
۱۳۳۶–۱۳۳۳     تجدید حیات کن‌مو           امپراتور ژاپن
۱۳۹۲–۱۳۳۶     دوره موروماچی     دوره نان‌بوکو-چو     شوگون‌سالاری آشی‌کاگا
۱۴۶۷–۱۳۹۲      
۱۵۷۳–۱۴۶۷     دوره سن‌گوکو     شوگون‌سالاری آشی‌کاگا، دایمیو، اودا نوبوناگا، تویوتومی هیده‌یوشی
۱۶۰۳–۱۵۷۳     دوره آزوچی-مومویاما
۱۸۶۸–۱۶۰۳     اوایل ژاپن نوین     دوره ادو           شوگون‌سالاری توکوگاوا
۱۹۱۲–۱۸۶۸     ژاپن نوین     امپراتوری ژاپن     دوره میجی     امپراتور ژاپن
۱۹۲۶–۱۹۱۲     عصر تایشو
۱۹۴۵–۱۹۲۶     دوره شووا
۱۹۵۲–۱۹۴۵     ژاپن معاصر     بعد از جنگ     اشغال ژاپن     ستاد عالی فرماندهی نیروهای متفقین
۱۹۸۹–۱۹۵۲     بعد از اشغال     دموکراسی پارلمانی
۱۹۸۹–حال حاضر     دوره هیسه‌ای
نظام سیاسی
ساختمان مجلس ملی ژاپن

بعد از پایان جنگ جهانی دوم در اوت ۱۹۴۵، ژاپن، گام نهادن در راه تبدیل به کشوری دموکراتیک را آغاز نمود. قانون اساسی ژاپن که از سال ۱۹۴۷ لازم‌الاجرا بوده بر سه اصل استوار است: حاکمیت مردمی، احترام برای حقوق اولیه انسان و کناره گیری از جنگ. قانون اساسی همچنین استقلال سه شاخه مقننه، مجریه و قضائیه را تصریح نموده‌است.[۵۰]

ژاپن یک کشور امپراتوری است. حکومت در آن بصورت سیستم پارلمانی، مشابه با بریتانیا می‌باشد که در حقیقت نخست‌وزیر آن را اداره می‌کند. امپراتور نماد کشور و وحدت ملی است و در رابطه با امور حکومتی قدرتی ندارد. تمامی کارهای امپراتور در رابطه با امور کشوری براساس توصیه‌ها و تصویب کابینه صورت می‌گیرد. با این حال امپراتور به عنوان رئیس کشور در مناسبت‌های سیاسی تاثیرگذار است. امپراتور کنونی ژاپن، آکی‌هیتو، در سال ۱۹۸۹ به عنوان یکصدو بیست و پنجمین امپراتور به تخت نشست.[۵۱]

نهاد قانون‌گذار در ژاپن شورای ملی و مجلس مشاوران(سنا) است. شورای ملی ژاپن ۴۸۰ عضو دارد که با رای مردم برای دوره‌های چهار ساله انتخاب می‌شوند. اعضای مجلس مشاوران ۲۴۲ نفر هستند که با رای مردم برای دوره‌ای شش ساله انتخاب می‌شوند.
امپراتور آکی‌هیتو و امپراتریس می‌چیکو، آنها دارای سه فرزند و چهار نوه می‌باشند

نخست‌وزیر ژاپن رئیس دولت در ژاپن است که حکمش به وسیله امپراتور تنفیذ می‌شود. ذیل رهبری نخست وزیر، ۱۲ وزارتخانه وجود دارد. که عبارتند از: وزارت دادگستری- دارایی- بهداشت و رفاه- بازرگانی و صنعت- پست و ارتباطات- ساختمان- امور خارجه- آموزش ژاپن، علوم و فرهنگ ژاپن- کشاورزی، جنگلداری، ماهیگیری- حمل و نقل- کار و کشور.[۵۲]

سیستم حکومتی ژاپن بر اساس فعالیت احزاب سیاسی قرار داشته و احزاب سیاسی نقش تعیین کننده‌ای در صحنه سیاست کشور دارند. در شرایط کنونی، مهمترین احزاب سیاسی فعال عبارتند از: حزب لیبرال دومکرات، حزب دموکراتیک ژاپن، حزب کومه جدید، حزب کمونیست ژاپن، حزب سوسیال دموکرات. حزب لیبرال دموکرات مهمترین حزب سیاسی در ژاپن است.[۵۳]
دولتهای مرکزی و محلی

در ژاپن ۴۷ استان و تعداد کل ۱۸۰۰ شهر کوچک و بزرگ و روستا وجود دارد (آوریل، ۲۰۰۷). هر شهرداری واجد شورا می‌باشد. فرمانداران استانی و شهرداران با رای مردمی انتخاب می‌شوند. دولت محلی نسبت به دولت مرکزی واجد سیستم دموکراسی بی واسطه تری می‌باشد.[۵۴]
دیوان عالی کشور

دیوان عالی کشور، بالاترین ارکان قوه قضائیه است. این دیوان متشکل از ۱۵ نفر قاضی است که توسط ریاست دیوان اداره می‌گردد. ۲۰ دادگاه بخش- از عمومی‌ترین دادگاه‌های کشور به شمار می‌آیند و در تمام کشور ۵۰ دادگاه بخش در مراکز استانهای ۴۷ گانه مستقر هستند. در این دادگاه‌ها به پرونده‌های حقوقی و جزایی به طور مشترک رسیدگی می‌شود.[۵۵]
اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد ژاپن

کشور ژاپن در سال ۲۰۱۰ سومین قدرت اقتصادی دنیا (پس از آمریکا و چین) بوده و در آسیا نیز رتبه دوم را از این لحاظ داراست. این کشور دارای منابع طبیعی خیلی محدودی است و اکثر جزایر و خاک آن کوهستانی و آتشفشانی است. ولی با همکاری‌های دولت در بخش صنعت و نیز سرمایه‌گذاری گسترده در فناوری‌های پیشرفته، ژاپن به عنوان یکی از پیشگامان عمده در صنعت و تکنولوژی دنیا شناخته شده‌است. صادرات بخش عمده‌ای از درآمدهای اقتصادی ژاپن را تشکیل می‌دهد و آمریکا با ۲۲٫۷٪، چین با ۱۳٫۱٪ و کره جنوبی با ۷٫۸٪ عمده‌ترین شرکای تجاری این کشور هستند. محصولات صادراتی عمدهٔ ژاپن شامل تجهیزات حمل و نقل، اتومبیل، صنایع الکترونیک، ماشین آلات الکتریکی و صنایع شیمیایی هستند. در بخش صنایع ژاپن به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین کشورها در زمینه تولید اتومبیل، تجهیزات الکترونیکی، ماشین ابزار، فولاد و فلزات غیرآهنی، کشتی سازی، صنایع شیمیایی و نساجی و نیز صنایع غذایی فرآوری شده به‌شمار می‌آید. این کشور دارای چندین شرکت بین‌المللی با مارک‌های معتبری همچون تویوتا، هوندا، سونی، نیسان، سیتی‌زن و... است.

بنا به گزارش صندوق بین‌المللی پول در اواسط آوریل ۲۰۰۶، ژاپن با رشد اقتصادی ۲/۸ درصد پیش بینی شده برای سال ۲۰۰۶، همردیف کشورهای غربی و در مقام بالا قرار دارد.

چنین نتیجه‌ای حاصل صادرات به کشورهای درحال توسعه مانند چین (که رشدش به ۹/۵٪ رسیده)، طرح دولتی و بی سابقه قانون‌مندسازی، سطح بالای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری بر روی آموزش و همچنین تعدیل نسبی ارزش دادن به سهام داران است.

ژاپن رشد اقتصادی بالایی را در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تجربه کرده‌است. رشد ژاپن در دهه ۱۹۶۰ به طور میانگین ۱۰٪، در دهه ۱۹۷۰ به طور متوسط ۵٪، و در دهه ۱۹۸۰ به طور میانگین ۴٪ رشد داشت. رشد اقتصادی ژاپن در دو دهه اخیر به شدت کاهش یافته‌است به طوری که در دهه ۱۹۹۰ به طور میانگین ۱٫۵٪ بوده‌است. تلاش‌های دولت ژاپن برای ایجاد رشد اقتصادی در این دو دهه عمدتاً با شکست مواجه شده و رشد اقتصادی ژاپن همچنان پایین است.[۵۶]
توسعه اقتصادی ژاپن و علل کلیدی آن

آمریکا در ابتدای راه در آگوست ۱۹۴۵ پس از یکسری بمباران سراسری و بالاخره بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، ژاپن را به تسلیم وا داشت. پس از این شکست ژاپن با بیش از ۱۳ میلیون نفر بیکار مواجه بود و کمبود مواد غذایی به شدت احساس می‌شد. تورم به حدی بود که حقوق افراد، مکفی مخارج جاری نبود و افراد برای سیر کردن شکم خود اقدام به فروش دارایی خود کرده بودند. برای کالاهی ضروری بازار سیاه درست شده بود و قیمت‌ها ۳۰ تا ۶۰ برابر قیمت رسمی دولت بود. درمورد برنج این رقم به ۱۵۰ برابر نیز رسیده بود. جنگ برای ژاپن به جز ۸ میلیون نفر کشته و زخمی به بهای ویرانی ۲۵٪ از دارایی‌های غیر نظامی ونابودی ۴۱٫۵٪ از ثروت ملی تمام شد. ژاپن بازسازی شده با داشتن ۳. % از خاک کره زمین توانسته ۲۴٪ از تولید جهانی را به خود اختصاص دهد. این کشور به رغم شهرنشینی متراکم نسبتاً از جرم و جنایت به دور مانده است. نسبت سرقت در ژاپن در مقایسه با آمریکا چیزی کمتر از ۰٫۷٪ است. پیشرفت اقتصادی ژاپن چنان چشم گیر بود که در مقطعی آمریکایی هارا به انتقاد از سخت کوشی، کم مصرفی و حجم کلان پس انداز ژاپنی‌ها واداشت!. عوامل رشد آنچه تصویر ویران ژاپن ۱۹۴۵ به ژاپن ابرقدرت اقتصاد امروز مبدل کرده است، فرایندی است که عده‌ای آن را معجزه اقتصادی نامیده‌اند. لیکن این معجزه واقعیت آموزنده برای کشورهایی است که هنوز خود را در کاغذ بازی غرق کرده‌اند. تقدس سرزمین به شکل افراطی اش تا برتری نژادی ژاپنی‌ها هم کشیده شده بود. دولت ژاپن آئین (شینتو) را به نقطهٔ قوت مردم تبدیل کرده بود و در سال۱۹۱۳ به منظور تجمع تمامی افراد وگروهها، طی تبلیغات وسیع اعلام کرد که شینتو یک نهاد ملی با هویت تاریخی و معنوی است و هرکس بدون توجه به ایدئولوژی و مرامش، به عنوان یک وظیفهٔ میهنی و نشانه‌ای از وفاداری و صداقتش به میهن، باید در معابد شینتو حضور یابد. در ساختار مدیریتی ژاپن، زمانی که همه کشورها با شور و اشتیاق فراوان اقدام به برگزاری دوره‌ای مدیرت MBA میکردن مکتبی را با عنوان مکتب مدیریت ژاپنی به وجود آورد. وقتی در سال ۱۹۴۵ پیام تسلیم امپراتوری ژاپن قرائت شد، هیچکس انتظار آن را نداشت که ژاپن به این سرعت تسلیم شود. غرور ملی ژاپنی‌ها اجازه نمی‌داد تسلیم دشمنی شوند که حتی از طریق زمینی وارد خاک آنها نشده است. هنوز انگیزه ادامه جنگ وجود داشت(۵۰۰۰ افسر ژاپنی پس از قرائت بیانیه تسلیم، خودکشی کردند.) اما تسلیم ژاپن در واقع به نفع ژاپن تمام شد زیرا از وارد شدن خسارت عمده به زیر ساخت صنعتی کشور جلوگیری شد.

ref>[۲]</ref>
جغرافیا
تقسیمات کشوری
نوشتار اصلی: تقسیمات کشوری ژاپن


ژاپن به چندین ناحیه و ۴۷ استان تقسیم شده‌است.
[نمایش]

    ن
    ب
    و

تقسیمات کشوری ژاپن ژاپن
شهرهای بزرگ ژاپن

فهرستی از بیست شهر بزرگ ژاپن[۵۷]:


    نمایش
    بحث
    ویرایش

    نمایش
    بحث
    ویرایش

شهرهای اصلی ژاپن
سرشماری سال ۲۰۱۰[۵۸]
توکیو
توکیو

یوکوهاما
یوکوهاما
رتبه     شهر     استان     جمعیت     رتبه     شهر     استان     جمعیت     اوساکا
اوساکا

ناگویا
ناگویا
۱     توکیو     توکیو     ۸٬۹۴۹٬۴۴۷     ۱۱     هیروشیما     هیروشیما     ۱٬۱۷۴٬۲۰۹
۲     یوکوهاما     کاناگاوا     ۳٬۶۸۹٬۶۰۳     ۱۲     سندای     میاگی     ۱٬۰۴۵٬۹۰۳
۳     اوساکا     اوساکا     ۲٬۶۶۶٬۳۷۱     ۱۳     کیتاکیوشو     فوکوئوکا     ۹۷۷٬۲۸۸
۴     ناگویا     آیچی     ۲٬۲۶۳٬۹۰۷     ۱۴     چیبا     چیبا     ۹۶۲٬۱۳۰
۵     ساپورو     هوکایدو     ۱٬۹۱۴٬۴۳۴     ۱۵     ساکایی     اوساکا     ۸۴۲٬۱۳۴
۶     کوبه     هیوگو     ۱٬۵۴۴٬۸۷۳     ۱۶     نیگاتا     نیگاتا     ۸۱۲٬۱۹۲
۷     کیوتو     کیوتو     ۱٬۴۷۴٬۴۷۳     ۱۷     هاماماتسو     شیزوئوکا     ۸۰۰٬۹۱۲
۸     فوکوئوکا     فوکوئوکا     ۱٬۴۶۳٬۸۲۶     ۱۸     کوماموتو     کوماموتو     ۷۳۴٬۲۹۴
۹     کاواساکی     کاناگاوا     ۱٬۴۲۵٬۶۷۸     ۱۹     ساگامیهارا     کاناگاوا     ۷۱۷٬۵۶۱
۱۰     سایتاما     سایتاما     ۱٬۲۲۲٬۹۱۰     ۲۰     شیزوئوکا     شیزوئوکا     ۷۱۶٬۳۲۸
جایگاه زنان در ژاپن

در ژاپن رسوم و سنن بسیار مهم هستند و به آسانی تغییر نمی‌کنند. به همین دلیل زنان برای ورود به دنیای کار و نیز کسب حقوق مساوی دوران سختی را پشت سر گذاشته‌اند. جامعه ژاپن جامعه پدر سالار است که تصمیم‌گیری در آن عمدتاً کاری مردانه‌است و از زنان انتظار می‌رود از مردان اطاعت کنند. تعدادی از زنان این نظام را به چالش کشانده‌اند. اما اغلب آنها هنوز برتری مردان را می‌پذیرند. در ژاپن سیاست‌مداران زن نادرند و تنها ۵٪ کرسی‌های قانون گذاری در دست زنان است و از ۱۷۰۰۰ وکیل شاغل کمتر از ۵۰۰۰ نفر آنان زن و ۷٪ تمام مدیران دفتری را زنان تشکیل می‌دهند.

حدود ۴۰٪ زنان ژاپنی به کار بیرون از خانه مشغولند. اغلب آنها تکنیسین فروشنده یا کارگران رده پایین هستند. حدود ۳۰٪ زنان ژاپنی تحصیلات دانشگاهی دارند که از این میان اغلب آنها کسانی هستند که دوره ۲ساله علوم مذهبی را گذرانده‌اند. با وجود اینکه قوانینی مبنی بر وجود حقوق مساوی و درآمد یکسان برای مردان و زنان در مشاغل مشابه وجود دارد اما درآمد زنان به طور متوسط ۵۳٪ مردان است و بعضی شرکت‌ها از استخدام زنان سرباز می‌زنند.

در خاندان امپراتوری ژاپن نیز زنان با مردان برابر نیستند، به طوری که زنان پس از ازدواج برخلاف مردان موظف به ترک خاندان امپراتوری هستند و القاب اشرافی خود را از دست می‌دهند، مگر این که با یکی از شاهزادگان وصلت کنند. سلطنت در ژاپن موروثی است ولی شاهدخت‌ها در خط وارثت جای ندارند و طبق قانون به تصویب رسیده در سال ۱۹۴۷ فقط شاهزادگان قادر به رسیدن به تخت سلطنت هستند. این در حالی است که ژاپن در طول تاریخ هشت امپراتیس داشته که به طور مستقل فرمانروایی و حکومت کرده‌اند. ولیعهد کنونی ژاپن، شاهزاده ناروهیتو، تنها یک دختر به نام آیکو دارد که پس از تولد وی در سال ۲۰۰۱ حکومت تصمیم به تغییر قانون وراثت گرفت به طوری که زنان هم در آن جای داشته باشند زیرا در طی ۴۱ سال هیچ پسری متولد نشده بود و تمامی فرزندان شاهزادگان دختر بودند. این قانون در سال ۲۰۰۵ در حال تصویب بود تا این که در سال ۲۰۰۶ با تولد شاهزاده هیساهیتوی آکی‌شینو تنها پسر شاهزاده آکی‌شینو، پسر دوم امپراتور، قانون وراثت دوباره به نفع مردان تغییر یافت. هم اکنون خاندان امپراتوری ژاپن ۲۲ عضو دارد که ۷ تن از آنها مرد و ۱۵ تن از آنها زن هستند.

ویل دورانت

ویلیام جیمز دورانت (به انگلیسی: Will Durant) (زاده ۵ نوامبر ۱۸۸۵ -مرگ ۷ نوامبر ۱۹۸۱)، فیلسوف، تاریخ‌نگار و نویسنده آمریکایی بود.

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ آثار و فعالیت‌ها
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

ویلیام یک تابستان به عنوان خبرنگار مبتدی برای «نیویورک جورنال» کار کرد ولی خود را شایستهٔ این کار مهیج نیافت و به شغل آرام تدریس زبان‌های لاتینی و فرانسوی و انگلیسی و تدریس هندسه در ستن‌هال کالج در شهر ساوث اورینج واقع در نیوجرزی مشغول شد (۱۹۱۱-۱۹۰۷). در سال ۱۹۰۹ به مدرسه دینی آنجا وارد شد ولی در سال ۱۹۱۱ به عللی که در کتاب «انتقال» شرح داده‌است از آنجا بیرون رفت. از این مدرسهٔ دینی به یک جهش، به حلقهٔ رادیکالترین طرفداران اصلاحات در نیویورک پیوست و در مدرسه فرر مدرن مدیر و معلم و «طلبهٔ اول» گردید (۱۹۱۳-۱۹۱۱) و این آزمایشی بود در آموزش و پرورش مبتنی بر آزادی. در سال ۱۹۱۲، به خرج آلدن فریدمن که با او دوست شده و توسعه افق نظر او را به عهده‌گرفته‌بود، اروپا را از کیلارنی ایرلند تا یالتا پیمود. در سال ۱۹۱۳ وارد دانشگاه کلمبیا شد و زیرنظر مورگن و کالکینس در زیست‌شناسی و زیر نظر وود بریج و دیوئی در فلسفه آموزش دید. در ۱۹۱۷ دکترایش را گرفت و یک سال به تدریس فلسفه در آن دانشگاه مشغول گردید. در ۱۹۲۱ به مدرسه لیبرتمپل سازمان داد و آن را مرکز پیشرفتهٔ جوانان کرد. با موفقیت کتاب «تاریخ فلسفه» کار تدریس را رها کرد و در سال ۱۹۲۷ متقاعد شد تا تمام عمر خود را وقف نوشتن تاریخ تمدن کند.[۱]
آثار و فعالیت‌ها

مهم‌ترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشته‌است. وی در این کتاب توانسته‌است با استفاده از آثار مورخان دیگر (از هرودوت تا آرنولد توین‌بی) که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تا کنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را بوجود آورد.

بر خلاف دیگر تاریخ‌نگاران که تنها تمرکزشان روی وقایع تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن‌ساز در طول تاریخ نیز توجه می‌کند. در این باره از او نقل‌قولی دارد که چنین است: «تمدن رودی است با دو ساحل»∗. این نقل قول بطور ضمنی به این مساله اشاره دارد که تاریخ‌نگاران اغلب نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانهٔ در جریان تاریخ نموده‌اند که معمولاً پرآشوب و پرهیاهوست و اجازهٔ برداشت‌ها و تفاسیر صحیح را نمی‌دهد. در مقابل او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها) می‌توانند به اندازهٔ خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر او، همهٔ مردمانی که در طول تاریخ خانه و مجسمه ساختند شعر سراییده‌اند هم در شکل‌گیری تمدن نقش داشتند. ویل دورانت در کتاب «درس‌هایی از تاریخ» که در سال‌های آخر زندگی خود نوشت، می‌گوید که تاریخ ملت‌ها را باید با توجه به پدیده‌های علمی جدید نوشت.

از جمله آثار شناخته شده وی در ایران می‌توان به دو اثر دیگر یعنی تاریخ فلسفه و لذات فلسفه برگردان دکتر عباس زریاب خویی اشاره کرد. (کتاب تاریخ تمدن او در ایران در ۱۱ جلد به چاپ رسیده است.)

او با اینکه می‌خواست کشیش شود اما در دانشگاه بیشتر علوم، از زیست‌شناسی گرفته تا تعلیم و تربیت را تجربه کرد. اما بالاخره بعد از خواندن کتاب «اخلاق» اسپینوزا به سراغ فلسفه رفت، آنرا تا دکترا ادامه داد و استاد دانشگاه شد و کتاب‌های فلسفی زیادی به تألیف رساند.

هنری توماس در کتاب «بزرگان فلسفه» یک فصل به او اختصاص داده و نوشته: «بزرگترین کار او در فلسفه این بود که افکار پیچیده فلسفی را به زبان ساده بیان کرد. او فلسفه را که دور از دسترس مردم عادی بود، به خانه‌های آن‌ها برد و آن را برای همه قابل فهم کرد.»

اما همه این‌ها دورانت را راضی نکرد تا اینکه به قول خودش برای «ارضای حس کنجکاوی» سر از تاریخ درآورده و در زمان استادی دانشگاه کالیفرنیا کتاب «تاریخ فلسفه»اش را نوشت که فیلسوفان و منتقدان دانشگاه او و کتابش را تحسین کردند.

بعد از آن بود که دورانت تصمیم به نوشتن تاریخ تمدن جهان گرفت. همسرش آریل (که قبلاً یکی از شاگردانش بود) به او با همراهی کردنش در سفرها، در نوشتن این کتاب کمک کرد.

او برای نوشتن هر فصل از کتاب به گوشه‌ای از دنیا سفر می‌کرد؛ از مصر و ایران تا سیبری و ژاپن. مقصد او برای نوشتن جلد اول کتاب تاریخ تمدن با عنوان «مشرق زمین، گهواره تمدن» بود. بعد چاپ جلد اول، سفرهای دور دنیایش شروع شد که ۵۰ سال ادامه یافت. در نهایت در ۱۹۷۵ نوشتن تمامی ۳۰ جلدکتابش و همچنین سفرهایش نیز به اتمام رسید.

فریدون بدره‌ای

فریدون بدره‌ای (متولد ۱۳۱۵، کرمانشاه) نویسنده و مترجم ایرانی‌ست. او لیسانس ادبیات فارسی و فوق‌لیسانس و دکتری زبان‌شناسی دارد.
سمت‌ها

    رئیس اسبق پژوهشگاه واژه‌نامه‌های بسامدی و کتابخانه فرهنگستان زبان ایران
    رایزن فرهنگی سابق ایران در پاکستان
    رئیس اسبق کتابخانه ملی

آثار

    سرآغازهای علم در غرب، دیدید سی. لیندبرگ، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷
    فرقه اسماعیلیه، مارشال گودوین سیمز هاجسن، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    طب اسلامی، مانفرد اولمان، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس
    بزرگان فلسفه، هنری توماس، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    سفرنامه جکسن: ایران در گذشته و حال، آبراهام والنتاین ویلیامز جکسون، فریدون بدره‌ای (مترجم)، منوچهر امیری (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    افسانه‌های حشاشین، یا، اسطوره‌های فدائیان اسماعیلی، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    مارتین لوتر، اصلاح‌گر کلیسا، هری امرسن فازدیک، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    مختصری در تاریخ اسماعیلیه: سنت‌های یک جماعت مسلمان، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    ساخت رمان، ادوین میور، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    تاریخ و عقاید اسماعیلیه، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    واژه‌های دخیل در قرآن مجید، آرتور جفری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس
    مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن مجید، توشی هیکو ایزوتسو، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    تحلیلی از هزار و یک شب، رابرت ایروین، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    سلسله‌های اسلامی جدید، راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، کلیفورد ادموند باسورث، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: باز
    آشیانه عقاب: قلعه‌های اسماعیلی در ایران و سوریه، پیتر ویلی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    عدالت و ذکر: درآمدی بر مقام معنوی امام علی (ع)، رضا شاه کاظمی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    اسماعیلیه و ایران: مجموعه مقالات، فریدون بدره‌ای، فرهاد دفتری، شکوه ذاکری (ویراستار)، ناشر: فرزان روز
    کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق، فریدون بدره‌ای، ناشر: اساطیر
    آیین شهریاری در شرق، سموئیل کندی ادی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی
    حضور ایرانیان در جهان اسلام، ریچارد هوانسیان، جورج صباغ، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: باز
    جامعه مدنی در جهان اسلام: چشم‌اندازهای معاصر، امین ساجو، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    پژوهشی در یکی از امپراتوری‌های اسلامی، تاریخ فاطمیان و منابع آن، پل ارنست واکر، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    من بادم و تو آتش: درباره زندگی و آثار مولانا، آنه ماری شیمل، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس
    تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه، فریدون بدره‌ای، فرهاد دفتری، ناشر: فرزان روز
    بین انقلاب و دولت: مسیر تشکیل دولت فاطمی قاضی نعمان و توجیه مشروعیت حکومت فاطمی، فریدون بدره‌ای، سمیه همدانی، ناشر: فرزان روز
    اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها: مجموعه سخنرانی‌های همایش ۲۹ - ۲۰ اکتبر ۱۹۷۷، باقر پرهام (مترجم)، فریدون بدره‌ای (مترجم)، خسرو ناقد (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    خاطرات یک ماموریت، سیره دانشمند، سیاستمدار و شاعر اسماعیلی موید فی الدین شیرازی، فریدون بدره‌ای، ورنا کلم، ناشر: فرزان روز
    بقای بعد از مغول، نزاری قهستانی و تداوم سنت اسماعیلی در ایران، فریدون بدره‌ای، نادیا ابوجمال، ناشر: فرزان روز
    پراگماتیسم، ویلیام جیمز، عبدالکریم رشیدیان (مترجم)، فریدون بدره‌ای (ویراستار)، ناشر: علمی و فرهنگی
    نخستین اندیشه‌های شیعی تعالیم امام محمد باقر (ع)، ارزینا لالانی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز
    غزالی و اسماعیلیان، مشاجره بر سر عقل و مرجعیت در اسلام سده‌های میانه، فریدون بدره‌ای، فاروق متها، ناشر: فرزان روز
    سنت و فرهنگ، مجموعه مقالات، ذبیح‌الله صفا، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    تاریخ تمدن، اصلاح دینی، ویلیام جیمز دورانت، آریل دورانت، فریدون بدره‌ای (مترجم)، پرویز مرزبان (مترجم)، سهیل آذری (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

خسرو ناقد

خسرو ناقد (متولد ۱۰ آبان ۱۳۲۹، شیراز، ایران) فرهنگ‌نگار، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن آلمان است.
کتابشناسی

تألیف‌ها:

    از دانش تا فرزانگی. گفتارها و گفتگوهایی پیرامون فلسفه و ادبیات. انتشارات ققنوس، تهران ۱۳۹۰
    در ستایش گفتگو. دیدار با دیگری در عرصه فرهنگ، ادبیات و جامعه. انتشارات جهان کتاب، تهران ۱۳۸۹
    فرهنگ زبان فارسی- آلمانی، آلمان- فارسی. انتشارات لانگن‌شایت، ۲۰۰۲

    Langenscheidt Universal-Woerterbuch Persisch. Persisch-Deutsch، Deutsch-Persisch، Berlin ۲۰۰۲

    در دست تألیف: فرهنگ زبان دوسویه آلمانی - فارسی

ترجمه‌ها:

    سیب و سرباز، شعرهایی فراسوی وحشت. انتشارات مروارید، تهران ۱۳۹۰
    ناکجاآباد و خشونت، گفتارها و گفتگوهایی از کارل پوپر. انتشارات جهان کتاب، تهران ۱۳۸۸
    زندگی به‌رغم تاریخ، گفتارها و گفتگوهایی از لِشِک کولاکوفسکی، انتشارات جهان کتاب، تهران ۱۳۸۸
    عاشقانه‌های عصر خشونت. اریش فرید. جهان کتاب، ۱۳۸۷
    شعر روزهای دلتنگی. سروده‌های شاعران شهر کافکا. جهان کتاب، ۱۳۸۷
    مرگ را با تو سخنی نیست. گزیده شعرهای اریش فرید. نشر چشمه، ۱۳۸۶
    در سایه ماه و مرگ. گزیده شعرهای فدریکو گارسیا لورکا. کتاب روشن، ۱۳۸۵
    چرا جنگ؟ بررسی روانشناسانه پدیده جنگ. نشر آبی، ۱۳۸۳
    بر تیغه لبخند. زندگی و شعر اریش فرید. نشر شهاب ثاقب، ۱۳۷۹
    اندیشهٔ غربی و گفتگوی تمدنها. (با همکاری فریدون بدره‌ای و باقر پرهام) فرزان روز، ۱۳۷۹
    چون آب به جویبار و چون باد به دشت. رباعیات خیام (فارسی- آلمانی) ادیتسیون اورینت، ۱۹۹۲
    Wie Wasser im Strom، wie Wuestenwind. Gedichte eines Mystikers. Edition Orient، ۱۹۹۲

زیگموند فروید

زیگیموند شلومو فروید (به آلمانی Sigismund Schlomo Freud) (تلفظ آلمانی: [ˈzi:kmʊnt ˈfʁɔʏ̯t] (زادهٔ ۶ مه ۱۸۵۶ - درگذشتهٔ ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹) عصب‌شناس اتریشی است که پدر علم روانکاوی شناخته می‌شود. فروید در سال ۱۸۸۱ از دانشگاه وین پذیرش گرفت و سپس در زمینه‌های اختلالات مغزی و گفتاردرمانی و کالبدشناسی اعصاب میکروسکوپی در بیمارستان عمومی وین به تحقیق پرداخت. او به عنوان استاد دانشگاه در رشته نوروپاتولوژی در سال ۱۸۸۵ منصوب و در سال ۱۹۰۲ به عنوان پروفسور شناخته شد. در ایجاد روانکاوی و روش‌های بالینی برای روبرو شدن با علم آسیب شناسی روانی از طریق گفتگو بین بیمار و روانکاو فروید تکنیک‌هایی را مثل استفاده از تداعی آزاد(به روشی گفته می‌شود که در آن بیمار هرآن چه را به ذهنش خطور می‌کند، بیان می‌نماید) و همچنین کشف انتقال (فرایندی که در آن بیمار و روانشناس خاطرات کودکی خود را با هم درمیان می‌گذارند) و همچنین فرایند تحلیلی روانشناسی را ارائه کرد. بازتعریف فروید از تمایلات جنسی که شامل اشکال نوزادی هم می‌شد به او اجازه داد که عقده ادیپ (احساسات محبت آمیز بچه نسبت به والدین جنس مخالف خود) را به عنوان اصل مرکزی نظریّه روانکاوی درآورد. تجزیه و تحلیل او از خود و رویاهای بیمارانش به عنوان یک آرزوی تحقق یافته او را به یک مدل برای تجزیه و تحلیل علائم بالینی و سازکار سرکوب رسانید و همچنین برای بسط نظریه خود مبنی بر اینکه ناخودآگاه یک مرکز برای ایجاد اختلال در خودآگاه است از آن استفاده کرد. فروید وجود زیست‌مایه (لیبیدو) را قطعی می‌دانست (به نظر او لیبیدو انرژی روانی -جنسی است. منبع آن اروس یعنی مجموع غرایز زندگی است. لیبیدو با مرگ میجنگد و می‌کوشد انسان را در هر زمینه به پیروزی برساند. این نیرو را شهوت نیز می‌نامند. زیست‌مایه بیش از هر چیز معنای جنسی دارد)[۱][۲]

محتویات

    ۱ بیوگرافی
        ۱.۱ اوایل کودکی و تحصیل
        ۱.۲ شغل و ازدواج
        ۱.۳ توسعه روانکاوی[۱۸]
        ۱.۴ پیروان اولیه[۱۹]
            ۱.۴.۱ استعفا از ipa [۲۰]
        ۱.۵ جنبش‌های اولیه روانکاوی[۲۱]
        ۱.۶ بیماران[۲۲]
        ۱.۷ مبارزه با سرطان
        ۱.۸ فرار از نازیسم[۲۴]
        ۱.۹ مرگ
        ۱.۱۰ ایده‌ها
        ۱.۱۱ تالیفات
        ۱.۱۲ مکاتبات
        ۱.۱۳ جستارهای وابسته
        ۱.۱۴ پیوند به بیرون
        ۱.۱۵ منابع
        ۱.۱۶ پانویس

بیوگرافی
اوایل کودکی و تحصیل

فروید در خانواده‌ای یهودی گالیسی در شهر موراویا بخشی از جمهوری چک متولد شد. اولین فرزند خانواده از هشت فرزند بود.[۳] پدرش یاکوب فروید(۱۸۱۵–۱۸۹۶) تاجر پشم بود و از اولین ازدواجش دو پسر داشت: امانوئل (۱۸۳۳–۱۹۱۴)و فیلیپ (۱۸۳۶–۱۹۱۱). خانواده یاکوب از یهودی‌های حسیدی بودند، هرچند که خود یاکوب آدمی سنتی نبود. او در مطالعه تورات مشهور بود. او و مادر زیگموند در ۲۰ سالگی به عنوان همسر سوم توسط خاخام یهودی ایزاک مانهایمر در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۸۵۵ عقد کردند. آنها مشکلات اقتصادی داشتند و وقتی زیگموند متولد شد، در یک اتاق اجاره‌ای در خانه یک قفل ساز در شهر اشلاساگاسا زندگی می‌کردند.[۴] او با یک پرده نازک که به دور بدنش پیچیده شده بود از رحم مادر بیرون آمد که مادرش این را نشانه خوبی برای آینده پسرش می‌دانست.[۵] در ۱۸۵۹ خانواده فروید
محل تولد فروید

فرایبرگ را ترک کردند برادران ناتنی فروید به شهر منچستر در انگلستان مهاجرت کردند که موجب جدایی بین فروید و پسر امانوئل که همبازی فروید بود شد[۶] پدر فروید زن و دو فرزند خود را (خواهر فروید آنا متولد ۱۸۵۸ و برادرش یولیوس در کودکی مرده بودند) اول به لایپزیگ و در سال ۱۸۶۰ به وین برد در وین بود که چهار خواهر (روسا، ماری، آدولفین و پاولا) و یک برادر، الکساندر، فروید متولد شدند در سال ۱۸۶۵ فروید نه ساله وارد (Leopoldstädter Kommunal-Realgymnasium)که یک دبیرستان ممتاز بود شد او ثابت کرد که یک دانش آموز برجسته است و با افتخار در سال ۱۸۷۳ از مچورا فارغ‌التحصیل شد او عاشق ادبیات بود و در زبانهای آلمانی ایتالیایی فرانسه انگلیسی اسپانیایی عبری لاتین و یونانی تخصص داشت.[۷]فروید ویلیام شکسپیر رادر طول عمرش فقط به زبان انگلیسی می‌خواند و به عقیده بعضی‌ها درک او از روانشناسی به خواندن نمایشنامه‌های شکسپیر برمیگردد.[۸] فروید در سن ۱۷ سالگی وارد دانشگاه وین شد او می‌خواست که حقوق بخواند اما به دانشکده پزشکی پیوست جایی که مطالعات او شامل فلسفه زیر نظر فرانتس برنتانو فلسفه زیر نظر ارنست بروک و جانورشناسی زیر نظر استاد داروینیستی به نام کارل نوئل بود[۹] در سال ۱۸۷۶ فروید چهار همفته را در ایستگاه تحقیقات جانورشناسی نوئل در تریست به تحقیق و تشریح بی نتیجه هزارن مار ماهی برای یافتن اندام تناسلی نر در آنها گذراند[۱۰] او با درجه دکترا در سال ۱۸۸۱ فارغ‌التحصیل شد.
شغل و ازدواج

در سال ۱۸۸۲ فروید کار پزشکی خود را در درمانگاه روان پزشکی تئودور ماینرت در بیمارستان عمومی وین شروع کرد او در سال ۱۸۸۶ از کار در بیمارستان استعفا داد و به صورت خصوصی در رشته اختلالات عصبی تخصص گرفت و در همان سال با مارتا برنایز نوه ایساک برنایز یک خاخام ارشد در هامبورگ ازدواج کرد این روج دارای شش فرزند بودند :ماتیلد متولد ۱۸۸۷، ژان مارتین متولد ۱۸۸۹ اولیور متولد ۱۸۹۱ارنست متولد ۱۸۹۲سوفی متولد ۱۸۹۳و آنا متولد ۱۸۹۵.

کارل یونگ این شایعه را مبنی بر رابطه داشتن فروید با خواهر زنش را پخش کرد مینا برنایز در سال ۱۸۹۶ بعد از مرگ نامزدش به خانه فروید در شاره ۱۹ برگاس نقل مکان کرده بود برسی سوئیس هتل لانگ در سال ۲۰۰۶ نشان می‌دهد که فروید در مورخه ۱۳ اگوست ۱۸۹۸ در آنجا با یک خانم که زنش نبوده است اقامت داشته بعدها توسط تعدادی از مححققان درباره فروید درستی شایعات تا حدودی مورد تایید واقع شد پیتر گی که قبلاً در مرد این شایعات تردید داشت نظر خود را عوض کرد و احتمال وجود رابطه بین آن دو را تایید کرد[۱۱] بر اساس تحقیقات تاریخی و تحلیل نوشته‌های مربوط به فروید پیتر جی به این نتیجه رسید که در طی رابطه این دو برنایز یک سقط جنین داشته است[۱۲] فروید در ۲۴ سالگی شروع به سیگار کشیدن کرد در ابتدا سیگار عادی می‌کشید و بعد آن را به سیگار برگ تبدیل کرد او معتقد بود سیگار ظرفیت او را برای کار بالا می‌برد و او مهار بیشتری روی خود دارد به رقم هشدارهای همکارش ویلیام فیلیس او همچنان سیگاری باقی‌ماندو درنهایت دچار سرطان سقف دهان شد[۱۳] در سال ۱۸۹۷ به فیلیس پیشنهاد داد که اعتیاد به تنباکو جاگزینی برای استمناء می‌باشد (یک عادت خوب)[۱۴]

فروید به شدت استاد فلسفه خود را تحسین می‌کرد برنتانو که صاحب تئوری ادراک و درون نگری و همچنین تئوری لیپس یکی از نظریه پردازان اصلی معاصر در مفاهیم ناخودآگاه و همدلی بود.[۱۵] برنتانو در کتابش که در سال ۱۸۷۴ با نام روانشناسی ازدیدگاه تجربی منتشر شد امکان وجود ناخودآگاه را مورد بحث قرار داد اگر چه برنتانو وجود ناخودآگاه را رد کرده است اما مباحثی که او مطرح کرد به فروید در این باره کمک کرد[۱۶]فروید از نوشته‌های چارز داروین و ادوارد فون هارتمن (فلسفه ناخودآگاه) استفاده کرد[۱۷]
توسعه روانکاوی[۱۸]
پیروان اولیه[۱۹]
استعفا از ipa [۲۰]
جنبش‌های اولیه روانکاوی[۲۱]
بیماران[۲۲]
مبارزه با سرطان

در فوریه ۱۹۲۳، فروید سرطان لکوپلاکیا گرفت، یک سرطان خوش‌خیم بر اثر استعمال زیاد سیگار برگ، در دهان او شناسایی شده است. فروید در ابتدا این مساله را به صورت راز نگه داشته، اما در آوریل ۱۹۲۳ اوارنست جونز را در جریان گذاشت، اوارنست جونز به او گفت که توده برداشته شده است. فروید با متخصص پوست ماکسیمیلیان اشتاینر مشورت کرد، که به او توصیه کرد سیگار را ترک کند اما در مورد جدی بودن سرطان او به وی چیزی نگفت و اهمیت آن را بیان نکرد. فروید بعداً به دیدن فلیکس دویچ که سرطان او را تهاجمی تشخیص داده بود رفت، او برای این تشخیص از کلمهٔ نامطلوب یا " لکوپلاکیای بد " به جای epithelioma استفاده می‌کرد. دویچ به فروید توصیه کرد برای جلوگیری از رشد سرطان سیگار را ترک کند. فروید توسط یک متخصّص گوش-حلق-بینی، مارکوس هایِک، که صلاحیت‌ش قبلاً توسط فروید زیر سوال برده شده بود، تحت درمان قرار گرفت. هایک عمل جراحی غیر ضروری خارج از درمانگاه در بخش سرپایی درمانگاه ِ خود روی فروید انجام داد فروید قبل و بعد از عمل دارای خونریزی بود و به سختی از مرگ جان سال به در برد. فروید پس از عمل مرتباً توسط دویچ ویزیت می‌شد. دویچ متوجه شد که عمل‌های بعدی نیز باید انجام بگیرد، اما از گفتن به فروید خوداری می‌کرد چراکه فکر می‌کرد فروید اگر بداند سرطان او وخیم شده دست به خود کشی می‌زند[۲۳]
فرار از نازیسم[۲۴]
مرگ

در اواسط سپتامبر ۱۹۳۹ سرطان سقف دهان فروید باعث درد فزاینده‌ای شدیدی برای او شد و به او اعلام شد که غیر قابل عمل جراحی است آخرین کتابی که وی خواند، چرم ساغری ِ بالزاک، باعث بروز سستی در او شد و چند روز یعد او پیش پزشکش رفت. دوست و همکار او ماکس شور ابعاد بیماری او را برای او توضیح داده بود فروید:تو قرارداد ما را به خاطر داری وقتی که زمانش رسید من را تنها نگذاری الان چیزی به جز زجر باقی نمانده و اصلاً منطقی نیست ."وقتی که شور خاطرنشان کرد که قرارشان یادش نرفته فروید گفت که ممنون ام و بعد با آنا درباره آن
گلدان حاوی خاکستر فروید و همسرش

صحبت کرد و گفت که اگر آنا فکر می‌کند که کار درستی است کار را تمام کند آنا فروید می‌خواست که مرگ پدرش را به تعویق بیندازد اما شور او را متقاعد کرد که زنده نگه داشتن فروید بی فایده است و بالاخره در تاریخ‌های ۲۱ و ۲۲ سپتامبر تزریق دزهای معینی از مرفین باعث مرگ فروید در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹ شد[۲۵] سه روز بعد از مرگ فروید جسد او در شمال لندن سوزانده شد سخنرانی مراسم تشییع جنازه توسط ارنست جونز و نویسنده اتریشی اشتفان اسفایک ایراد شد بعدها خاکستر فروید به پایه‌ای که توسط پسرش ارنست برای گلدانی عتیقه‌ای که فروید از پرنس بناپارت دریافت کرده بود و آن را سال‌ها در اتاق مطالعه خود در وین داشت طراحی شده بود تبدیل شد بعد از اینکه همسر فروید در سال ۱۹۵۱ مرد خاکستر او هم در این گلدان گذاشته شد[۲۶]
ایده‌ها
روان‌شناسی
The Greek letter 'psi', a symbol for psychology

    نمای کلی
        تاریخ
        زیرشاخه‌ها

شاخه‌های پایه (روان‌شناسی)

    روان‌شناسی مرضی
    علوم اعصاب رفتاری
    روان‌شناسی شناختی
    روان‌شناسی مقایسه‌ای
    روان‌شناسی فرهنگی
    روان‌شناسی تفاوت‌های فردی
    روان‌شناسی رشد
    روان‌شناسی تکاملی
    روان‌شناسی آزمایشی
    ریاضیاتی
    نوروسایکولوژی
    روان‌شناسی شخصیت
    روان‌شناسی مثبت‌گرا
    کمی
    روان‌شناسی اجتماعی

شاخه‌های کاربردی

    تحلیل رفتار کاربردی
    بالینی
    جامعه
    رفتار مصرف‌کننده
    مشاوره
    تربیتی
    محیطی
    ارگونومی
    جنایی
    سلامت
    روان‌شناسی صنعتی و سازمانی
    حقوقی
    پزشکی
    نظامی
    موسیقی
    بهداشت شغلی
    سیاسی
    دین
    مدرسه
    ورزشی
    ترافیک

رویکردهای روان‌شناسی

    رویکرد آدلری
    روان‌شناسی تحلیلی
    رفتارگرایی
    رفتار درمانی شناختی
    روانشناسی شناختی
    توصیفی
    نظریه بوم‌سازگان‌ها
    درمان وجودی
    خانواده درمانی
    فمنیست‌درمانی
    گشتالت
    روان‌شناسی انسان‌گرایانه
    روایت‌درمانی
    فلسفه
    روانکاوی
    روان‌درمانی روان‌پویا
    رفتار درمانی معقول
    فراشخصی

    نشان درگاه درگاه روان‌شناسی

    ن
    ب
    و

اوایل کار [۲۷] نظریّهٔ وسوسه[۲۸] کوکائین[۲۹] ناخودآگاه[۳۰] رویاها[۳۱] توسعه روانی[۳۲] من، او، زَبَر-من (سوپر اگو)[۳۳] کشش‌های زندگی و مرگ[۳۴] میراث روان درمانی[۳۵] علم[۳۶] فلسفه[۳۷] نقد ادبی[۳۸] فمنیسم[۳۹]
تالیفات

    تعبیر خواب (۱۹۰۰)
    * تفسیر خواب، زیگموند فروید، شیوا رویگریان (مترجم)، ناشر: نشر مرکز
    توتم وتابو (۱۹۱۳)
    روان‌شناسی گروه و تحلیل من (۱۹۲۱)
    تمدن و گله‌مندان از آن (۱۹۳۰)
    * تمدن و ملالت‌های آن، زیگموند فروید، محمد مبشری (مترجم)، ناشر: ماهی
    * تمدن و ناخشنودیهای آن، زیگموند فروید، خسرو همایون پور (مترجم)، ناشر: امیرکبیر
    * ناخوشایندی‌های فرهنگ (تمدن و ناخرسندی‌های آن)، زیگموند فروید، امید مهرگان (مترجم)، ناشر: گام نو
    اتوبیوگرافی (۱۹۲۵) (در فارسی: زندگی علمی من، ترجمه دکتر علیرضا طهماسب، نشر بینش نو)
    بررسی رفتارهای جنسی
    آسیب‌شناسی زندگی روزمره
    موسی و یکتاپرستی
    * موسا و یکتاپرستی، زیگموند فروید، هورا رهبری (مترجم)، ناشر: فرهنگ صبا
    * موسی و یکتاپرستی، زیگموند فروید، صالح نجفی (مترجم)، ناشر: رخ داد نو
    آینده یک پندار
    روش تعبیر رویا، زیگموند فروید، محمود ساعتچی (مترجم)، محمد حجازی (مترجم)، ارژنگ امیری (ویراستار)، ناشر: جامی
    مهم ترین گزارشهای آموزشی تاریخ روانکاوی، زیگموند فروید، سعید شجاع شفتی (مترجم)، ناشر: ققنوس
    اصول روانکاوی بالینی، زیگموند فروید، سعید شجاع شفتی (مترجم)، ناشر: ققنوس
    آسیب شناسی روانی زندگی روزمره، زیگموند فروید، محمدحسین وقار (مترجم)، محمدحسین خسروانی (ویراستار)، ناشر: اطلاعات
    توتم و تابو، زیگموند فروید، ایرج پورباقر (مترجم)، ناشر: آسیا
    روانشناسی فراموشی (آسیب شناسی روانی در زندگی روزمره)، زیگموند فروید، مهوش قویمی (مترجم)، ناشر: علم
    تعبیر خواب و بیماریهای روانی، زیگموند فروید، ایرج پورباقر (مترجم)، ناشر: آسیا - ۱۳۸۲
    مرگ (مجموعه مقالات)، فریدریش ویلهلم نیچه، هانس گئورگ گادامر، مارتین هایدگر، آلبر کامو، زیگموند فروید، ژاک دریدا، نوربرت الیاس، کارل گوستاو یونگ، دیوید هیوم، محمد صنعتی، ژان بودریار، آرتور شوپنهاور، ژیل دولوز، سنکا، فرانسیس بیکن، ارنست بکر، میشل دومونتی، ژرژ باتای، الی راگلند، مراد فرهادپور (مترجم)، داریوش آشوری (مترجم)، یوسف اباذری (مترجم)، محمدسعید حنایی کاشانی (مترجم)، خشایار دیهیمی (مترجم)، حسین پاینده (مترجم)، امیر احمدی آریان (مترجم)، شهریار وقفی‌پور (مترجم)، فرزین رضاعی (مترجم)، امید مهرگان (مترجم)، افشین جهاندیده (مترجم)، علی ملائکه (مترجم)، مهشید نونهالی (مترجم)، جواد گنجی (مترجم)، انوشیروان گنجی پور (مترجم)، مهیار آقایی (مترجم)، مهشید تاج (مترجم)، محمدعلی شهرکی (مترجم)، سامان توکلی (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    کاربرد تداعی آزاد در روانکاوی کلاسیک، زیگموند فروید، سعید شجاع شفتی (مترجم)، ناشر: ققنوس
    گزارش تحلیلی یک مورد هیستری، زیگموند فروید، آرش امینی (مترجم)، ناشر: ارجمند
    روانکاوی لئوناردو داوینچی، زیگموند فروید، پدرام راستی (مترجم)، ناشر: ناهید
    دوازده مقاله انتخابی در روانکاوی کلاسیک (اورتودکس)، زیگموند فروید، شاهرخ علیمرادیان (مترجم)، ناشر: سورنا
    پنج گفتار از زیگموند فروید، زیگموند فروید، هورا رهبری (مترجم)، پیتر گای (مقدمه)، ناشر: گام نو
    پنج گفتار دربارهٔ روانکاوی، زیگموند فروید، حسن صفوی (مترجم)، ناشر: جامی
    فراموشکاری، زیگموند فروید، حسن اکبریان طبری (مترجم)، ناشر: کتابسرای تندیس
    چرا جنگ؟: بررسی روانشناسانه پدیده جنگ، آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، خسرو ناقد (مترجم)، ناشر: نشر پیدایش
    لطیفه و ارتباطش با ناخودآگاه، زیگموند فروید، آرش امینی (مترجم)، ناشر: ارجمند، نسل فردا، کتاب ارجمند
    رویاها: سخنرانی‌هایی در معرفی روان کاوی، زیگموند فروید، فرزام پروا (مترجم)، فرشته ساری (ویراستار)، ناشر: نشر چشمه
    روانکاوی (۱) (مجموعه مقالات)، زیگموند فروید، مراد فرهادپور (مترجم)، یوسف اباذری (مترجم)، سیدعلی مرتضویان (مترجم)، حسین پاینده (مترجم)، شهریار وقفی پور (مترجم)، بهزاد برکت (مترجم)، مازیار اسلامی (مترجم)، یحیی امامی (مترجم)، مهسا کرم پور (مترجم)، حمید محرمیان معلم (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    روانکاوی (۲) (مجموعه مقالات)، زیگموند فروید، مراد فرهادپور (مترجم)، یوسف اباذری (مترجم)، حسین پاینده (مترجم)، شهریار وقفی پور (مترجم)، امید مهرگان (مترجم)، فتاح محمدی (مترجم)، مازیار اسلامی (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات
    اشتباهات لپی، زیگموند فروید، ناشر: بهجت - ۱۳۸۲
    مکانیزم‌های دفاع روانی، زیگموند فروید، محمد جوادی (مترجم)، سیدحبیب گوهری راد (مترجم)، ناشر: رادمهر
    مبانی نظری مدرنیسم (مجموعه مقالات)، فریدریش ویلهلم نیچه، مراد فرهادپور، کارل مارکس، مجید مددی، یوسف اباذری، سیدعلی مرتضویان، ماکس وبر، حسین پاینده، مارشال برمن، زیگموند فروید، پل ریکور، کارل لوویت، رابرت پی پین، ریچارد ولهایم، گئورگ زیمل، محمدسعید حنایی کاشانی (مترجم)، هاله لاجوردی (مترجم)، امیرحسین رنجبر (مترجم)، حسن چاوشیان (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات

ذهن ناهشیار

ذهن ناهشیار یا ضمیر ناخودآگاه انباری است پر از تمایل‌ها،آرزوها، و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشه‌ها و اعمال تاثیر دارند .فروید نخستین کسی نبود که عوامل تاثیر گذار ذهنی را پیدا و کشف کرد، شکسپیر نیز در نمایشنامه‌های خویش ان‌ها را عنوان می‌کرد. کاری که فروید کرد این بود که برای عوامل تاثیر گذار ذهنی در زندگی روزمرهٔ انسان‌ها، اهمیت بسیاری قایل شد .[۱]

محتویات

    ۱ نظریه فروید
    ۲ الگوهای کاربرد
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

نظریه فروید
برای توضیح دادن ساختار ذهن از یک کوه یخی استفاده می‌شود.

فروید ذهن را به دو قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم کرد. بخش هشیار ذهن در برگیرندهٔ تمام افکار، احساس‌ها و اعمالی است که ما در حال حاضر از آن آگاهی داریم. ناهشیار شامل چیزهایی است که از آگاهی شخصی ما پنهان است. بعقیدهٔ فروید، ناهشیار، انگیزه‌های ابتدایی و غریزی ما و نیز خاطره‌ها و هیجان‌های اضطراب آوری که از نفوذ آن‌ها به ذهن هشیار جلوگیری شده است، را در بر می‌گیرد.

فروید یک ساختار عمودی و مرتبه‌ای برای ذهن ارائه داد: ذهن هشیار، نیمه هشیار، و ذهن ناهشیار. که هر یک زیر سطح دیگری قرار می‌گیرند.
الگوهای کاربرد

ذهن ناهوشیار دارای سه الگوی کاربرد قابل تمیز به صورت‌های صفت و اسم است. دومین آنها گسترده و غیر نظریه‌ای است. و سومین آن‌ها با دیدگاه خاصی در مورد نظریه‌های مربوط به شرایط انسان ارتباط دارد. اما هرسه این‌ها به نحوی به یک مفهوم کلی اشاره دارند و آن حالتی ذهنی است مبنی بر فقدان هوشیاری. به عبارت دیگر:

۱.(الف). اسم. حالتی که نشانه آن ناآگاهی و ناهوشیاری است.۱.(ب). صفت. مشخصه کسی که در چنین حالتی است. این معانی در متون فنی کم و بیش همان است که در زبان روزمره، یعنی به آن قطب پیوستار انگیختگی اشاره دارند که نشانه اش اغما، بی هوشی، خواب عمیق یا بی هوشی عمومی است.

۲.(الف). اسم. حالتی که نشانه اش فقدان آگاهی از فرایندهای جاری درونی است.۲.(ب). صفت. به آن دسته از فرایندهای درونی اطلاق می‌شود که به نحوی نامحسوس و غیر هوشیارانه جریان دارند. این دو معنا اگر چه تمامی فرایندهایی را که خارج از آگاهی آدمی روی می‌دهد در می‌گیرند، با این حال معمولاً به فرایندهای شناختی، هیجانی و یا انگیزش اشاره دارند. فرایندهای فیزیولوژیکی بیشتر بدون آگاهی تشخیص صورت می‌گیرند، اما به ندرت از سوی کاربران به معنای این اصطلاح به کار می‌رود.

۳.(الف). در روان‌شناسی. های ژرفنگر، به ویژه در روانکاوی، بر حوزه‌ای از روان اطلاق می‌شود که کارکردهای سرکوب شده نهاد، امیال و تکانه‌های ابتدایی، خاطرات، تصاویر ذهنی و آرزوهایی که بسیار اضطراب انگیز تر از آن هستند که بتوان آنها را به هوشیاری راه داد.۳.(ب). صفت. مشخصه همین تصاویر ذهنی، خاطرات و امیال سرکوب شده اولیه. توجه کنیم که فرض بر آن است که ناهوشیار (در معنای ۳ الف). دارای دو نوع ماهیت روانی است. :۱-یکی چیزهایی که قبلاً در هوشیاری بوده‌اند، اما از هوشیاری بیرون رانده شده‌اند،۲-و دیگری چیزهایی که هرگز در هوشیاری نبوده‌اند.[۲]

«ناخودآگاه مثل کودکی است که اصل استفاده از حداقل انرژی را که در فیزیولوژی مطرح است محقق می‌سازد. یعنی کارهای تکراری از ضمیر ملتفت (به کسر فاء) به ضمیر غیرملتفت (به فتح فاء) منتقل می‌شود. لذا می‌بینید اول کار رانندگی سخت است ولی بعدها ضمیر ناخوداگاه عنان کارهای روتین را به عهده می‌گیرد و ذهن آزاد می‌شود برای کارهای مهمتر و هراز گاهی التفات به کار روتین و تصحیحات آن لذا در انرژی صرفه جویی می‌شود. و حتی نماز عادتی، بدون توجه خاصی با مدیریت داخلی ضمیر ناخوداگاه اداره و خوانده می‌شود و شما در آخر متوجه می‌شوی که نماز تمام شده است. مانند سویچ اوتومات در هواپیما که خلبان یا ضمیر خودآگاه را آزاد می‌کند. گویند اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تحت مدیریت این ضمیرند.

ضمیر ناخودآگاه از زمان زیگموند فروید خیلی تئوریزه و باب شد و در بسیار موارد این تئوری به سوالات خوب جواب می‌دهد. هیپنوز با همین ضمیر سروکار دارد. این ضمیر مثل کودکی کارگر ساده است. اگر بگویید خسته نباشید نباشیدش را درک نمی‌کند، خسته را تحلیل می‌کند. در فیلم‌ها از همین طریق با فریم‌های مخفی دستورات و اطلاعاتی را که کمابیش موثر است به این ضمیر مخابره می‌کنند. در تبلیغات روی همین ضمیر هم کار می‌کنند. این ضمیر در شب یا غیر آن به تحلیل مسایل روز می‌پردازد تا مسایل منظم و مرتب و تا حد امکانش حل شوند. لذا می‌بینید مسایلی که دیروز فهم و حل نمی‌شود فردا و بعد از خواب بهتر فهم و حل و هضم می‌شود می‌توان از این ضمیر نظرش را در خصوص مسایل مختلف جویا شد با روش وزنه و ریسمان و ... . البته این بدان معنا نیست که این ضمیر معصوم است و همواره نظرات عالی می‌دهد. ضمیر ناخودآگاه مثل کودکی کارگر و حرف گوش کن است که کارهای تکراری را مدیریت نموده و بار ضمیر ملتفت (به کسر فاء) را کاهش می‌دهد. همینجا ضمیر نیمه خودآگاه و subliminal هم مطرح می‌شود. (فرزان کمالی نیا-عضو انجمن تخصصی هیپنوتیزم) [نیاز یه منبع]

ناخودآگاه مخزن احساسات، افکار، تمایلات و خاطراتی است که خارج از آگاهی هشیار ما قرار دارند. بیشتر محتویات ذهن ناهشیار ما غیرقابل پذیرش و ناخوشایند هستند، مثل احساس درد، اضطراب یا تعارض. به عقیده فروید، ذهن ناهشیار براثر گذاریش بر روی رفتار ما ادامه می‌دهد، هر چند ما از این تاثیرات نهفته و ناآشکار، آگاهی نداریم.

نماد

نماد کلمه ای است که معنایی فراتر یا غیر از لفظ خود را القا می کند .[۱]

نَماد (که مَظهَر و سَمبُل هم نامیده شده) نشانهای است که نشانگر یک اندیشه، شیء، مفهوم، چگونگی و جز اینها می‌تواند باشد.

نماد می‌تواند یک شیء مادی باشد که شکلش بطور طبیعی یا بر پایه قرارداد با چیزی که به آن اشاره می‌کند پیوند داشته باشد. برای نمونه فروهر نماد مزداپرستی است.

نماد در اصطلاح روان‌شناسی تحلیلی نوعی شبیه ساخته لیبیدو است. صورتی ذهنی که هم می‌تواند لیبیدو را به همان اندازهٔ قبلی سازدو هم اینکه آن را در قالبی متفاوت از صورت اولیه خود به جریان اندازد. اما شکل گیری نمادها یک روند آگاهانه نیست بلکه بر عکس از راه مکاشفه و یا شهود از دل ناخودآگاه تولید و بیرون داده می‌شود. اغلب اوقات نمادها به طور مستقیم از رویاها نتیجه می‌شوند یا از آنها تأثیر می‌پذیرند که این گونه نمادها پر از انرژی روانی و دارای نفوذی جبری و مقاومت ناپذیر هستند.

نماد نه تنها باید بیانگر خیال‌پردازی‌های خودآگاهانه تکنولوژیک و فلسفی انسان باشد بلکه باید از ژرفای سرشت حیوانی او نیز خبر دهد: باید تقلیدی از کلیت انسان و بازگو کنندهٔ همان باشد.∗