اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

آسم

آسم (برگرفته شده از واژه یونانی ἅσθμα به معنی «آسما» یا «نفس نفس زدن») یک بیماری التهابی رایج مزمن مجاری هوایی است که ویژگی‌های آن عبارتند از علائم متغیر و عودکننده، انسداد برگشت پذیر جریان هوا، و اسپاسم برونش.[۱] نشانه‌های رایج آن عبارتند از خس خس، سرفه، تنگی قفسه سینه و تنگی نفس.[۲]

تصور بر این است که آسم از ترکیبی از عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی ایجاد می‌شود.[۳]تشخیص آن معمولاً بر اساس الگوی علائم، پاسخ به درمان در طول زمان و اسپیرومتری صورت می‌گیرد.[۴] این بیماری از نظر بالینی با توجه به دفعات علائم، حجم بازدمی با فشار در یک ثانیه (FEV1) و بیشینه میزان جریان بازدمی طبقه‌بندی می‌شود.[۵]آسم را همچنین می‌توان بر اساس آتوپیک (بیرونی) یا غیرآتوپیک (درونی) بودن عامل آن طبقه‌بندی کرد[۶] که در اینجا آتوپی اشاره به استعداد بروز واکنش‌های حساسیت نوع ۱ اشاره دارد.[۷]

درمان علائم حاد معمولاً با استفاده از داروهای استنشاقی کوتاه اثر آگونیست بتا ۲ (مانند سالبوتامول) و کورتیکواستروئیدها خوراکی صورت می‌گیرد.[۸] در موارد بسیار شدید ممکن است لازم باشد از کورتیکواستروئیدهای داخل وریدی، سولفات منیزیم استفاده شده و فرد بستری گردد.[۹] با اجتناب از حساسیت‌زاها یا آلرژی‌زاها[۱۰] و محرک‌ها و با استفاده از کورتیکواستروئیدهای استنشاقی می‌توان از بروز علائم جلوگیری کرد.[۱۱] اگر علائم آسم تحت کنترل در نیامد، آگونیست‌های طولانی‌اثر بتا (LABA) یا آنتاگونیست لکوترین را نیز می‌توان علاوه بر کورتیکواستروئیدهای استنشاقی استفاده نمود.[۱۲] شیوع آسم از دهه ۱۹۷۰ به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۱، تعداد ۲۳۵-۳۰۰ میلیون نفر در سطح جهان به این بیماری مبتلا بودند،[۱۳][۱۴] و این بیماری حدود ۲۵۰،۰۰۰ مورد مرگ و میر را سبب شد.[۱۴]
محتویات

    ۱ علائم و نشانه‌ها
        ۱.۱ بیماری‌های مرتبط
    ۲ علل
        ۲.۱ محیط
            ۲.۱.۱ فرضیه بهداشتی
        ۲.۲ ژنتیک
        ۲.۳ وضعیت‌های پزشکی
        ۲.۴ تشدید
    ۳ پاتوفیزیولوژی
    ۴ تشخیص
        ۴.۱ اسپیرومتری
        ۴.۲ سایر
        ۴.۳ دسته‌بندی
            ۴.۳.۱ تشدید آسم
            ۴.۳.۲ ناشی از ورزش
            ۴.۳.۳ حرفه‌ای
        ۴.۴ تشخیص افتراقی
    ۵ پیشگیری
    ۶ مدیریت
        ۶.۱ اصلاح شیوه‌های زندگی
        ۶.۲ داروها
        ۶.۳ سایر
        ۶.۴ طب جایگزین
    ۷ پیش‌آگهی
    ۸ اپیدمیولوژی
    ۹ تاریخچه
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

علائم و نشانه‌ها
   
Wheezing
فهرست
0:00
صدای خس‌خس شنیده‌شده با استفاده از گوشی پزشکی
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.


مشخصه آسم بروز مکرر خس خس، تنگی نفس، تنگی قفسه سینه و سرفه می‌باشد.[۱۵] ممکن است در اثر سرفه از ریه خلط تولید شود اما بالا آوردن آن اغلب دشوار است.[۱۶] در هنگام بهبودی پس از حمله ممکن است این خلط چرک مانند به نظر می‌رسد و علت آن وجود میزان زیاد سلول‌های سفید خون موسوم به ائوزینوفیل می‌باشد.[۱۷] علائم معمولاً در شب و در صبح زود و یا در هنگام ورزش یا در هوای سرد بدتر می‌شود.[۱۸] برخی از افراد مبتلا به آسم به ندرت علائم را تجربه می‌کنند و معمولاً در واکنش به عوامل محرک این علائم را از خود نشان می‌دهند، در حالی که ممکن دیگران علائم آشکار و مداومی داشته باشند.[۱۹]
بیماری‌های مرتبط

برخی از بیماری‌های دیگر در افراد مبتلا به آسم بیشتر رخ می‌دهد از جمله: بیماری ریفلاکس معده و مری (GERD)، التهاب سینوس و بینی و آپنه خواب انسدادی.[۲۰] همچنین اختلالات روانی نیز در این افراد شایع‌تر است[۲۱] چنانکه اختلال اضطراب در بین ۱۶-۵۲٪ افراد و اختلال خلقی در ۱۴ - ۴۱٪ آن‌ها رخ می‌دهد.[۲۲] با این حال مشخص نیست که آیا آسم باعث مشکلات روانی می‌شود و یا مشکلات روانی منجر به آسم می‌گردد. .[۲۳]
علل

آسم در اثر ترکیبی از تعاملات پیچیده محیطی و ژنتیکی ایجاد می‌شود که درک ناقصی از آن‌ها در اختیار داریم.[۳][۲۴] این عوامل هم شدت این بیماری و هم نحوه پاسخ آن به درمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.[۲۵] اعتقاد بر این است که افزایش اخیر میزان آسم به علت تغییر اپی ژنتیک (عوامل ارثی و نه عوامل مربوط به توالی DNA) و تغییر محیط زیست می‌باشد.[۲۶]
محیط

بسیاری از عوامل محیطی با ایجاد و تشدید آسم همراه است از جمله: آلرژی‌زاها، آلودگی هوا، و دیگر مواد شیمیایی زیست محیطی.[۲۷] سیگار کشیدن در دوران بارداری و بعد از زایمان با خطر بیشتر نشانه‌های مشابه آسم همراه است.[۲۸] پایین بودن کیفیت هوا ناشی از آلودگی ترافیک یا میزان بالای ازن[۲۹] هم با ایجاد و هم افزایش شدت آسم همراه است.[۳۰] قرار گرفتن در معرض ترکیبات آلی فرار ممکن است محرکی برای آسم باشد. به عنوان مثال قرار گرفتن در معرض فرمالدئید ارتباط مثبتی با آن دارد.[۳۱] همچنین، فتالات موجود در پی‌وی‌سی با آسم در کودکان و بزرگسالان مرتبط است.[۳۲][۳۳] و همین مسئله در مورد قرار گرفتن در معرض سطح بالای اندوتوکسین صدق می‌کند.[۳۴]

آسم با قرار گرفتن در معرض آلرژی‌زاهای فضاهای داخلی ارتباط دارد.[۳۵] آلرژی‌زاهای شایع فضاهای داخلی عبارتند از: کنه گرد و غبار، سوسک، شوره بدن حیوانات، و کپک.[۳۶][۳۷] تلاش برای کاهش کنه گرد و غبار بی‌نتیجه بوده است.[۳۸] برخی از عفونت‌های تنفسی ویروسی ممکن است خطر ایجاد آسم را در هنگام ابتلا در سنین پایین افزایش دهند نظیر:[۳۹] ویروس سنسیشیال تنفسی و راینوویروس.[۴۰] با این حال برخی از عفونت‌های دیگر ممکن است خطر ابتلا را کاهش دهند.[۴۰]
فرضیه بهداشتی

فرضیه بهداشتی نظریه‌ای است که تلاش می‌کند افزایش میزان آسم در سراسر جهان را به‌عنوان نتیجه مستقیم و ناخواسته قرار گرفتن کمتر در معرض باکتری‌ها و ویروس‌های غیرعفونی در دوران کودکی توضیح دهد.[۴۱][۴۲] این مسئله مطرح شده است که دلیل کاهش قرار گرفتن در معرض باکتری‌ها و ویروس‌ها تا حدودی به دلیل افزایش سطح نظافت و اندازه خانواده در جوامع مدرن است.[۴۳] شواهد پشتیبان فرضیه بهداشتی عبارتند از میزان پایین‌تر آسم در مزارع و در خانواده‌هایی که حیوانات خانگی دارند.[۴۳]

استفاده از آنتی بیوتیک در بدو زندگی با ایجاد آسم ارتباط دارد.[۴۴] همچنین، زایمان به روش سزارین با افزایش خطر آسم (به میزان حدود ۲۰-۸۰٪) همراه است، دلیل این افزایش عدم دریافت کلونی‌های باکتریایی سالمی است که نوزاد با عبور از مجرای زایمان آن‌ها را کسب می‌کند.[۴۵][۴۶] ارتباطی بین آسم و میزان رفاه وجود دارد.[۴۷]
ژنتیک
CD14-endotoxin interaction based on CD14 SNP C-159T[۴۸] سطح درون‌زهر     ژن CC     ژن TT
در معرض شدید     احتمال کم     احتمال زیاد
در معرض کم     احتمال زیاد     احتمال کم

سابقه خانوادگی یکی از عوامل خطرآفرین جهت آسم است زیرا ژن‌های مختلفی در آن دخیل هستند.[۴۹] اگر یکی از افراد دوقلوی همسان به این بیماری مبتلا شود، احتمال ابتلای بیماری در فرد دیگر حدود ۲۵٪ است[۴۹] تا پایان سال ۲۰۰۵، ۲۵ ژن مربوط به آسم در شش جمعیت مجزا یا بیشتر شناسایی شد، از جمله: GSTM1، IL10، CTLA-4، SPINK5، LTC4S، IL4R و ADAM33.[۵۰] بسیاری از این ژن‌ها به سیستم ایمنی و یا کاهش التهاب مربوط هستند. حتی در همین فهرست از ژن‌ها که مطالعات بسیار زیادی در مورد آن‌ها انجام شده است نیز در میان تمام جمعیت‌های مورد بررسی نتایج یکسانی به‌دست نیامده است.[۵۰] در سال ۲۰۰۶ و در یک مطالعه ارتباط ژنتیکی بیش از ۱۰۰ ژن دخیل در ابتلا به آسم شناسایی شد؛[۵۰] و همچنان این تعداد رو به افزایش است.[۵۱]

برخی از گونه‌های ژنتیکی تنها در صورتی می‌توانند باعث آسم شوند که شرایط محیطی خاصی وجود داشته باشد.[۳] مثلاً یک پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی در ناحیه CD14 در صورت قرار گرفتن در معرض اندوتوکسین (یک محصول باکتریایی) چنین وضعی دارد. قرار گرفتن در معرض اندوتوکسین می‌تواند در منابع محیطی مختلفی از جمله دود سیگار، سگ، و مزارع رخ دهد. در این صورت خطر ابتلا به آسم هم بر اساس ژنتیک فرد و میزان قرار گرفتن در معرض اندوتوکسین تعیین می‌شود.[۴۸]
وضعیت‌های پزشکی

سه‌گانه اگزمای آتوپیک، رینیت آلرژیک و آسم به آتوپی موسوم است.[۵۲] تأثیرگذارترین عامل خطرآفرین جهت ابتلا به آسم داشتن سابقه بیماری آتوپیک است؛[۳۹] و آسم در کسانی که دچار اگزما یا تب یونجه هستند به میزان بسیار بیشتری رخ می‌دهد.[۵۳] ابتلا به آسم با سندروم چرگ اشتراوس که یک نوع بیماری خود ایمنی است و واسکولیت ارتباط دارد. افرادی که دچار انواع خاصی از کهیر می‌شوند نیز ممکن است علائم آسم را تجربه کنند.[۵۲]

بین چاقی و خطر ابتلا به آسم همبستگی وجود دارد و میزان هر دو آن‌ها در سال‌های اخیر افزایش یافته است.[۵۴][۵۵] عوامل مختلفی می‌تواند در این میان نقش داشته باشد از جمله کاهش عملکرد تنفسی به علت تجمع چربی و این واقعیت که بافت چربی منجر به وضعیت مستعد ابتلا به التهاب می‌شود.[۵۶]

داروهای بلوک‌کننده بتا نظیر پروپرانولول نیز ممکن است در افرادی که در معرض خطر این بیماری هستند، موجب بروز آسم شود.[۵۷] با این حال، به نظر می‌رسد استفاده از بلوک‌کننده‌های بتای انتخابی قلبی در کسانی که مبتلا به بیماری خفیف یا متوسط هستند اشکالی نداشته باشد.[۵۸] داروهای دیگری که ممکن است باعث مشکلاتی شوند عبارتند از ASA، داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی و مهارکننده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین.[۵۹]
تشدید

برخی از افراد به مدت چندین هفته یا ماه دچار آسم پایدار هستند و سپس به‌طور ناگهانی دچار آسم حاد می‌شوند. عکس‌العمل افراد مختلف به عوامل مختلف، متفاوت است.[۶۰] در بسیاری از افراد ممکن است آسم در اثر تعدادی از عوامل تحریک‌کننده شدیداً تشدید گردد.[۶۰]

عوامل اصلی که ممکن است منجر به تشدید آسم شوند عبارتند از: گرد و غبار، شوره حیوان (به‌خصوص گربه و سگ مو)، سوسک‌ها، آلرژی‌زاها و کپک.[۶۰] عطر یک علت شایع حملات حاد در زنان و کودکان است. عفونت ویروسی و باکتریایی دستگاه تنفسی فوقانی می‌تواند بیماری را بدتر کند.[۶۰] استرس روانی ممکن است علائم را بدتر کند - تصور بر این است که استرس سیستم ایمنی بدن را تغییر داده و به این ترتیب پاسخ التهابی مجاری هوایی به آلرژی‌زاها و محرک‌ها را افزایش می‌دهد.[۳۰][۶۱]
پاتوفیزیولوژی
مقطع بافت راه هوایی که یک دیواره صورتی لکه‌دار و پر از مخاط سفید را نشان می‌دهد
انسداد لومن برونشیول توسط ترشحات مخاطی، متاپلازی سلول جامی و غشای پایه اپی‌تلیال ضخیم شده در فرد مبتلا به آسم.

آسم التهاب مزمن مجاری هوایی است که متعاقباً به افزایش انقباض‌پذیری عضله صاف اطراف منجر می‌شود. این وضع از جمله عواملی است که منجر به تنگی راه هوایی و علائم کلاسیک خس خس سینه می‌شود. این تنگ شدن به طور معمول چه با درمان و یا بدون آن برگشت‌پذیر است. گهگاه مجاری هوایی خودشان تغییر می‌کنند.[۱۵] تغییرات معمول در مجاری هوایی عبارتند از افزایش در ائوزینوفیل و ضخیم شدن پرده مشبک. در حالت مزمن ممکن است اندازه عضله صاف مجاری هوایی همراه با افزایش تعداد غدد مخاطی، افزایش پیدا کند. انواع سلول‌های دیگر درگیر در این زمینه عبارتند از: لنفوسیت‌های تی، ماکروفاژها و نوتروفیل‌ها همچنین ممکن است سایر اجزای سیستم ایمنی بدن از جمله: سیتوکین‌ها، کموکاین‌ها، هیستامین، ولوکوترین‌ها نیز درگیر شوند.[۴۰]
تشخیص

گرچه آسم بیماری به‌خوبی شناخته شده‌ای است، اما توافق عمومی بر سر تعریف آن وجود ندارد.[۴۰] تعریف آن توسط ابتکار جهانی برای آسم عبارت است از: "یک اختلال التهابی مزمن مجاری هوایی که در آن سلول‌ها و عناصر سلولی بسیاری نقش ایفا می‌کنند. التهاب مزمن با واکنش بیش از حد راه هوایی همراه است که منجر به حملات مکرر خس خس، تنگی نفس، تنگی قفسه سینه و سرفه به خصوص در شب و یا صبح زود می‌شود. این دوره‌ها معمولاً با انسداد گسترده اما متغیر جریان هوا در داخل ریه همراه است که اغلب به صورت خود به خودی و یا با درمان قابل برگشت است".[۱۵]

در حال حاضر هیچ تست دقیقی برای این کار وجود ندارد و تشخیص به طور معمول بر اساس الگوی علایم و پاسخ به درمان در طول زمان صورت می‌گیرد.[۴][۴۰] در صورت وجود سابقه مربوط به موارد زیر امکان وجود آسم باید مشکوک تلقی شود: خس خس مکرر، سرفه یا دشواری در تنفس و در صورتی که این علائم به دلیل به ورزش، عفونت‌های ویروسی، آلرژی‌زاها یا آلودگی هوا رخ داده یا بدتر شود.[۶۲] سپس از اسپیرومتری برای تأیید تشخیص استفاده می‌شود.[۶۲] در کودکان زیر سن شش سالگی تشخیص دشوارتر است زیرا هنوز امکان انجام اسپیرومتری برای آن‌ها وجود ندارد.[۶۳]
اسپیرومتری

اسپیرومتری برای کمک به تشخیص و درمان بیماری توصیه می‌شود.[۶۴][۶۵] این تست، بهترین روش برای تشخیص آسم است. اگر دم‌سنجی که توسط این روش اندازه‌گیری می‌شود پس از تجویز داروی گشادکننده برونش مانند سالبوتامول بیش از ۱۲٪ بهبود یابد، این امر موجب تأیید تشخیص می‌گردد. با این حال ممکن است طبیعی باشد که این اتفاق در افراد دچار سابقه آسم خفیف رخ ندهد. ظرفیت انتشار یک‌نفسه می‌تواند به متمایز کردن آسم از COPD کمک کند.[۴۰] معقول است که اسپیرومتری هر یک یا دو سال یک بار برای پیگیری نحوه کنترل آسم شخص انجام شود.[۶۶]
سایر

چالش متاکولین مستلزم استنشاق فزاینده ماده‌ای است که باعث باریک شدن راه هوایی در افراد مستعد بیماری می‌شود. اگر نتیجه آزمون منفی باشد به این معنی است که فرد آسم ندارد؛ اما در صورتی که مثبت باشد، این نشانه مختص این بیماری نیست.[۴۰]

سایر شواهد تأییدکننده عبارتند از: اختلاف ۲۰٪ یا بیشتر در بیشینه میزان جریان بازدمی در حداقل سه روز در هفته به مدت حداقل دو هفته، بهبود ۲۰٪ یا بیشتر بیشینه جریان پس از درمان با سالبوتامول، کورتیکواستروئیدهای استنشاقی یا پردنیزون و یا کاهش ۲۰٪ یا بیشتر بیشینه جریان پس از قرار گرفتن در معرض محرک‌ها.[۶۷] با این حال، تست بیشنیه جریان بازدمی نسبت به اسپیرومتری متغیرتر است و به همین دلیل به‌عنوان روش متداول تشخیص توصیه نمی‌شود. ممکن است این کار برای کنترل شخصی روزانه توسط کسانی که بیماری متوسط تا شدید دارند و به منظور بررسی اثربخشی داروهای جدید مفید باشد. همچنین ممکن است در هدایت درمان افراد مبتلا به وضعیت حاد نیز مفید باشد.[۶۸]
دسته‌بندی
Clinical classification (≥ ۱۲ years old)[۵] شدت     دوره علائم     علائم شبانه      %FEV۱ of predicted     FEV۱ Variability     SABA use
متناوب     ≤۲/هفته     ≤۲/ماه     ≥۸۰٪     <20%     ≤۲ روز/هفته
Mild persistent     >۲/هفته     ۳–۴/ماه     ≥۸۰٪     ۲۰–۳۰٪     >۲ روز/هفته
Moderate persistent     هر روز     >۱/هفته     ۶۰–۸۰٪     >۳۰٪     هر روز
Severe persistent     Continuously     Frequent (۷×/هفته)     <60%     >۳۰٪     ≥twice/day

آسم از نظر بالینی با توجه به فراوانی علائم، حجم بازدمی با فشار در یک ثانیه (FEV1) و بیشینه میزان جریان بازدمی طبقه‌بندی می‌شود.[۵] آسم را همچنین می‌توان به‌عنوان آسم آتوپیک (بیرونی) و یا غیرآتوپیک (درونی) و بر این اساس طبقه‌بندی کرد که آیا علائم توسط آلرژی‌زاها ایجاد شوند (آتوپیک) یا خیر (غیر آتوپیک).[۶] گرچه آسم بر اساس شدت طبقه‌بندی می‌شود، اما در حال حاضر هیچ روش مشخصی برای طبقه‌بندی زیرگروه‌های مختلف آسم جدای از این سیستم وجود ندارد.[۶۹] در حال حاضر یافتن روش‌های شناسایی زیرگروه‌هایی که به خوبی به انواع مختلف درمان پاسخ می‌دهند یکی از اهداف اصلی پژوهش‌های مربوط به آسم است.[۶۹]

اگرچه آسم یک وضعیت انسدادی مزمن است، اما به‌عنوان بخشی از بیماری انسدادی مزمن ریوی تلقی نمی‌شود زیرا این اصطلاح به‌طور خاص به ترکیبی از بیماری‌های غیرقابل برگشت مانند برونشکتازی، برونشیت مزمن و آمفیزم اشاره دارد.[۷۰] بر خلاف بیماری مذکور، انسداد مجاری هوایی در آسم معمولاً قابل برگشت است؛ با این حال، اگر آسم بدون درمان رها شود، التهاب مزمن ناشی از آن می‌تواند باعث شود ریه‌ها به‌علت شکل‌گیری مجدد راه هوایی به‌طور برگشت‌ناپذیری مسدود گردند.[۷۱] آسم بر خلاف آمفیزم بر برونش تأثیر می‌گذارد نه بر آلوئول‌ها.[۷۲]
تشدید آسم
Severity of an acute exacerbation[۷۳] Near-fatal     High PaCO۲ and/or requiring mechanical ventilation
Life threatening
(any one of)
Clinical signs     Measurements
Altered level of consciousness     Peak flow <۳۳٪
Exhaustion     Oxygen saturation <۹۲٪
آریتمی قلب     PaO۲ <۸ kPa
Low blood pressure     "Normal" PaCO۲
کبودی پوست    
Silent chest    
Poor respiratory effort    
Acute severe
(any one of)
Peak flow ۳۳–۵۰٪
Respiratory rate ≥ ۲۵ breaths per minute
Heart rate ≥ ۱۱۰ beats per minute
Unable to complete sentences in one breath
Moderate     Worsening symptoms
Peak flow ۵۰–۸۰٪ best or predicted
No features of acute severe asthma

معمولاً به حمله حاد آسم، "حمله آسم" گفته می‌شود. علائم کلاسیک آن عبارتند از تنگی نفس، خس خس کردن و تنگی قفسه سینه.[۴۰] گرچه این‌ها علایم اولیه آسم هستند،[۷۴] بعضی از افراد در درجه اول علامت سرفه را از خود نشان می‌دهند و در موارد شدید، ممکن است حرکت هوا به‌طور قابل توجهی دچار اختلال شود به‌طوری که هیچ‌گونه صدای خس خسی شنیده نشود.[۷۳]

نشانه‌هایی که در طول یک حمله آسم رخ می‌دهد عبارتند از: استفاده از عضلههای جانبی تنفس (استرنوکلیدوماستوئی و عضلات اسکالن گردن)، ممکن است نبض متناقض (نبضی که در هنگام دم ضعیف‌تر و در طول بازدم قوی‌تر است) و تورم بیش از حد قفسه سینه رخ دهد.[۷۵] ممکن است در اثر کمبود اکسیژن کبودی پوست و ناخن‌ها رخ دهد.[۷۶]

در موارد تشدید خفیف، بیشینه میزان جریان بازدمی (PEFR) بزرگتر یا مساوی 200 لیتر در دقیقه یا بزرگتر یا مساوی 50٪ بهترین پیش‌بینی تعریف شده است.[۷۷] در حالت متوسط این مقدار بین ۸۰ و ۲۰۰ لیتر در دقیقه یا ۲۵٪ و ۵۰٪ بهترین پیش‌بینی تعریف شده است، در حالی که بنا به تعریف در حالت شدید کوچکتر یا مساوی ۸۰ لیتر در دقیقه یا کوچکتر یا مساوی ۲۵٪ بهترین پیش‌بینی است.[۷۷]

آسم حاد شدید که قبلاً به آن status asthmaticus گفته می‌شد، تشدید حاد آسم است که به درمان‌های استاندارد گشادکننده‌های برونش و کورتیکواستروئیدها پاسخ نمی‌دهد.[۷۸] نیمی از این موارد به علت عفونت بوده و بقیه ناشی از آلرژی‌زاها، آلودگی هوا، و یا استفاده ناکافی و یا نامناسب از دارو است.[۷۸]

آسم شکننده نوعی آسم است که به‌واسطه حملات شدید و مکرر قابل تشخیص است.[۷۳] آسم شکننده نوع ۱ بیماری‌ای است که بیشینه جریان آن با وجود استفاده فراوان از دارو بسیار متغیر است. آسم شکننده نوع ۲، آسم غیرفعال و به خوبی کنترل شده‌ای است که به‌طور ناگهان بسیار تشدید می‌شود.[۷۳]
ناشی از ورزش

ورزش می‌تواند هم در افراد مبتلا به آسم و هم در سایر افراد باعث انقباض برونش شود.[۷۹] این مسئله در اکثر افراد مبتلا به آسم و در ۲۰٪ افراد بدون آسم رخ می‌دهد.[۷۹] در بین ورزشکاران، این مسئله بیشتر در ورزشکاران حرفه‌ای رخ می‌دهد، و میزان آن از ۳٪ در سورتمه‌سواری تا ۵۰٪ در دوچرخه‌سواری و ۶۰٪ برای اسکی صحرانوردی در تغییر است.[۷۹] گرچه این اتفاق ممکن است در هر گونه شرایط آب و هوایی رخ دهد، اما هنگامی که هوا سرد و خشک است شایع‌تر می‌باشد.[۸۰] آگونیست بتا ۲ استنشاقی موجب بهبود عملکرد ورزشی در میان افراد غیرمبتلا به آسم نمی‌شود،[۸۱]اما استفاده از دوز خوراکی آن ممکن قدرت و استقامت افراد را بهبود بخشد.[۸۲][۸۳]
حرفه‌ای

آسم ناشی از محیط کار (یا بدتر شدن آن)، به‌طور معمول از جمله بیماری‌های شغلی است که گزارش می‌شود.[۸۴] اما بسیاری از موارد گزارش نشده و یا تشخیص داده نمی‌شود.[۸۵][۸۶] تخمین زده شده است که بین ۵-۲۵٪ از موارد آسم در بزرگسالان مربوط به کار باشد. چند صد عامل مختلف در این زمینه دخیل است که چند مورد از آن‌ها به شرح زیر است: ایزوسیانات‌ها، آرد و گرد و غبار چوب، کلوفون، روان‌کننده لحیم‌کاری، لاتکس حیوانات، و آلدئیدها. مشاغلی که بیشترین خطر ابتلا به این مشکلات را دارند عبارتند از: افرادی که رنگ‌کاری پاششی انجام می‌دهند، نانواها و کسانی که غذا می‌پزند، پرستاران، کارگران واحدهای شیمیایی، کسانی که با حیوانات کار می‌کنند، جوشکاران، آرایشگران و کارگران چوب‌بری‌ها.[۸۴]
تشخیص افتراقی

بسیاری از بیماری‌های دیگر می‌تواند باعث بروز علائمی مشابه آسم شود. در کودکان، سایر بیماری‌های مجاری هوایی فوقانی مانند رینیت آلرژیک و سینوزیت باید از این جمله در نظر گرفته شود، و همچنین علل دیگر از جمله انسداد راه هوایی: آسپیراسیون جسم خارجی، تنگی تراشه یا تراکئومالاسی، حلقه عروقی، بزرگ شدن گره‌های لنفاوی و یا توده‌های گردن. در بزرگسالان، COPD، نارسایی احتقانی قلب، بزرگ شدن راه هوایی، و همچنین سرفه ناشی از دارو به علت استفاده از مهار کننده‌های ACE باید مد نظر قرار داده شود. در هر دو جمعیت اختلال عملکرد تارهای صوتی نیز ممکن است مشابه باشد.[۸۷]

بیماری مزمن انسدادی ریه نیز ممکن است به همراه آسم وجود داشته باشد و می‌تواند به عنوان یکی از عوارض آسم مزمن رخ دهد. پس از سن ۶۵ سالگی بسیاری از افراد مبتلا به بیماری‌های انسدادی مجاری هوایی به آسم و COPD مبتلا می‌شوند. در این شرایط، COPD را می‌توان بر حسب افزایش نوتروفیل‌های مجاری هوایی، افزایش غیرطبیعی ضخامت دیواره، و افزایش عضلات صاف برونش متمایز کرد. با این حال، این نوع پژوهش با توجه به اصول مشابه کنترل COPD و آسم انجام نمی‌شود، چرا که در هر دو مورد کورتیکواستروئیدها، آگونیست‌های بتا با اثر طولانی و ترک سیگار مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۸۸] این بیماری از نظر علائم با آسم شباهت دارد، با قرار گرفتن در معرض دود سیگار و سن همبستگی دارد، برگشت علائم بعد از تجویز گشادکننده‌های برونش کمتر است، و با احتمال سابقه خانوادگی آتوپی کمتر در ارتباط است.[۸۹][۹۰]
پیشگیری

شواهد مربوط به اثربخشی اقدام‌های لازم برای جلوگیری از پیشرفت آسم اندک است.[۹۱] برخی از این اقدامات نویدبخش هستند از جمله: محدود کردن قرار گرفتن در معرض دود سیگار چه در رحم و چه پس از زایمان، تغذیه با شیر مادر و افزایش مدت زمان قرار گرفتن در مهد کودک و یا زندگی در خانواده‌های بزرگ؛ اما برای هیچ کدام شواهد کافی به‌دست نیامده است تا بتوان آن‌ها را برای این منظور توصیه کرد.[۹۱] قرار گرفتن در معرض حیوانات خانگی در سنین پایین ممکن است مفید باشد.[۹۲] قرار گرفتن در معرض حیوانات خانگی در دوره‌های دیگر زندگی بی‌نتیجه بوده است[۹۳] و تنها توصیه می‌شود اگر فرد دارای علائم آلرژیک به حیوانات خانگی است، حیوانات خانگی در خانه نگهداری نشوند.[۹۴] محدودیت‌های رژیم غذایی در دوران بارداری و یا در هنگام تغذیه با شیر مادر مؤثر نبوده‌اند و در نتیجه توصیه نمی‌شوند.[۹۴] ممکن است کاهش یا حذف ترکیباتی در محل کار که افراد به آن‌ها حساس هستند، مؤثر باشد.[۸۴]
مدیریت

گرچه هیچ درمانی برای آسم وجود ندارد، اما به‌طور معمول علائم آن را می‌توان بهبود داد.[۹۵] باید برنامه‌ای اختصاصی و مشخص برای نظارت و مدیریت فعالانه علائم ایجاد شود. این برنامه باید شامل کاهش قرار گرفتن در معرض آلرژی‌زاها، تست ارزیابی شدت نشانه‌ها، و استفاده از داروها باشد. برنامه درمان باید مکتوب شود و با توجه به تغییرات در علائم، مورد تعدیل قرار گیرد.[۹۶]

مؤثرترین درمان برای آسم شناسایی محرک‌ها، مانند دود سیگار، حیوانات خانگی، یا آسپرین و جلوگیری از قرار گرفتن در معرض آن‌ها است. در صورتی که اجتناب از محرک‌ها کافی نباشد، استفاده از دارو توصیه می‌شود. داروها بر اساس نکاتی از جمله شدت بیماری و فراوانی علائم انتخاب می‌شوند. داروهای خاص برای آسم به‌طور کلی به دسته‌های با تأثیر سریع و طولانی اثر طبقه‌بندی می‌شوند.[۹۷][۹۸]

گشادکننده‌های برونش برای تسکین کوتاه مدت علائم توصیه می‌شود. در کسانی که با حملات گاه به گاه مواجه هستند، به هیچ داروی دیگری نیاز نیست. اگر بیماری خفیف مداوم وجود دارد (بیش از دو حمله در هفته)، کورتیکواستروئیدهای استنشاقی با دوز کم و یا آنتاگونیست لکوترین خوراکی یا تثبیت‌کننده ماست سل توصیه می‌شود. برای کسانی که حملات روزانه دارند، دوز بالاتر کورتیکواستروئیدهای استنشاقی استفاده می‌شود. در موارد تشدید متوسط یا شدید، کورتیکواستروئیدهای خوراکی به این درمان اضافه می‌شود.[۸]
اصلاح شیوه‌های زندگی

پرهیز از عوامل تحریک‌کننده مسئله‌ای کلیدی در بهبود کنترل و جلوگیری از حملات است. شایع‌ترین عوامل عبارتند از آلرژی‌زاها، دود (توتون و غیره)، آلودگی هوا، مسدودکننده‌های غیرانتخابی بتا و غذاهای حاوی سولفیت.[۹۹][۱۰۰] سیگار کشیدن و دود دست دوم (دود غیرفعال) ممکن است تأثیر داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها را کاهش دهد.[۱۰۱] اقدامات کنترل کنه‌های گرد و غبار، از جمله تصفیه هوا، مواد شیمیایی برای از بین بردن کنه، جارو کشیدن، روکش تشک و روش‌های دیگر هیچ تأثیری بر علائم آسم ندارد.[۳۸]
داروها

داروهای مورد استفاده برای درمان آسم به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: داروهای با قدرت تسکین سریع که برای درمان علائم حاد استفاده می‌شوند؛ و داروهای کنترل دراز مدت که برای جلوگیری از تشدید بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۹۷]

با تأثیر سریع
یک شیشه مدور بالای یک نگهدارنده پلاستیکی آبی
اسپری استنشاقی سالبوتامول با دوز اندازه‌گیری شده که به‌طور معمول برای درمان حملات آسم استفاده می‌شود.

    داروهای کوتاه اثر گیرنده‌های آدرنرژیک آگونیست بتا ۲ (SABA)، نظیر سالبوتامول ( آلبوترول USAN) خط اول درمان علائم آسم هستند.[۸]
    داروهای آنتی‌کلی‌نرژیک مانند ایپراتروپیوم بروماید در هنگام استفاده به همراه داروهای SABA در کسانی که علایم متوسط یا شدید دارند، مزایای زیادی دارد.[۸] در صورت عدم تحمل SABA می‌توان از گشادکننده‌های برونش آنتی‌کلی‌نرژیک استفاده نمود.[۷۰]
    آگونیست‌های آدرنرژیک که داروهایی قدیمی‌تر و با قدرت انتخابی کمتر هستند مانند اپی نفرین استنشاقی اثربخشی مشابهی با داروهای SABA دارند.[۱۰۲] با این حال استفاده از آن‌ها با توجه به نگرانی در مورد تحریک بیش از حد قلب توصیه نمی‌شود.[۱۰۳]

کنترل طولانی مدت
یک شیشه مدور بالای یک نگهدارنده پلاستیکی نارنجی
اسپری استنشاقی فلوتیکازون پروپیونات با دوز اندازه‌گیری شده که معمولاً برای کنترل طولانی مدت استفاده می‌شود.

    به‌طور کلی کورتیکواستروئیدها مؤثرترین درمان موجود برای کنترل طولانی مدت تلقی می‌شوند.[۹۷] انواع استنشاقی آن معمولاً در همه موارد به‌جز بیماری شدید استفاده می‌شود، و در این حالت‌های شدید ممکن است استفاده از کورتیکواستروئیدهای خوراکی نیز لازم باشد.[۹۷] معمولاً توصیه می‌شود که فرمولاسیون‌های استنشاقی بسته به شدت علائم به صورت یک یا دو بار در روز استفاده شوند.[۱۰۴]
    آگونیست طولانی‌اثر گیرنده آدرنرژیک بتا (LABA) مانند سالمترول و فورموترول می‌توانند حداقل در بزرگسالان و هنگامی که همراه با کورتیکواستروئیدهای استنشاقی تجویز می‌شوند، کنترل آسم را بهبود بخشند.[۱۰۵] مزیت مذکور برای کودکان قطعی نیست.[۱۰۵][۱۰۶] در صورت عدم استفاده این داروها به همراه استروئید، خطر عوارض جانبی شدیداً افزایش می‌یابد[۱۰۷] و حتی در صورت استفاده همراه با کورتیکواستروئیدها نیز ممکن است خطر اندکی بیشتر شود.[۱۰۸][۱۰۹]
    ممکن است داروهای آنتاگونیست لوکوترین (مانند مونتلوکاست و زافیرلوکاست) علاوه بر کورتیکواستروئیدهای استنشاقی و معمولاً همراه با LABA استفاده شوند.[۹۷] Evidence is insufficient to support use in acute exacerbations.[۱۱۰][۱۱۱] این داروها در کودکان زیر پنج سال، درمان تکمیلی مناسبی پس از کورتیکواستروئیدهای استنشاقی محسوب می‌شوند.[۱۱۲]
    داروهای تثبیت کننده ماست سل (مانند کرومولین سدیم) یکی دیگر از گزینه‌های جایگزین غیر ارجح برای کورتیکواستروئیدها محسوب می‌شوند.[۹۷]

روش‌های استفاده داروها معمولاً به‌صورت اسپری استنشاقی با دوز اندازه‌گیری شده (MDIS) به همراه یک فضاساز آسم و یا به‌صورت پودر خشک استنشاقی ارائه می‌شود. فضاساز یک استوانه پلاستیکی است که دارو را با هوا مخلوط کرده و باعث می‌شود راحت‌تر بتوان یک دوز کامل دارو را دریافت کرد. همچنین می‌توان از نبولایزر استفاده کرد. نبولایزرها و فضاسازها برای کسانی که دارای علائم خفیف تا متوسط هستند مؤثر می‌باشند با این حال شواهد کافی برای تعیین اینکه آیا تأثیری بر افراد دارای نشانه‌های شدید دارند یا خیر وجود ندارد.[۱۱۳]

عوارض جانبی استفاده طولانی‌مدت از کورتیکواستروئیدهای استنشاقی در دوزهای معمول با خطر جزئی عوارض جانبی همراه است.[۱۱۴] این خطرات عبارتند از ایجاد آب مروارید و کاهش خفیف قد.[۱۱۴][۱۱۵]
سایر

وقتی آسم به داروهای معمول پاسخ نمی‌دهد، گزینه‌های دیگری هم برای کنترل اورژانسی و پیشگیری از تشدید آن وجود دارد. گزینه‌های دیگر کنترل اورژانسی عبارتند از:

    اکسیژن برای کاهش هیپوکسی اگر میزان اشباع از ۹۲٪ کمتر شود.[۱۱۶]
    مشخص شده است که تزریق داخل وریدی سولفات منیزیم زمانی که به همراه درمان‌های دیگر در حملات شدید آسم حاد استفاده شود، دارای تأثیر گشادکنندگی برونش است.[۹][۱۱۷]
    هلیوکس مخلوطی از هلیوم و اکسیژن است و در حالات شدید که پاسخی مشاهده نشود می‌توان امکان استفاده از آن را در نظر گرفت.[۹]
    شواهد کافی مربوط به تأثیر سالبوتامول داخل وریدی وجود ندارد و بنابراین فقط در موارد شدید از آن استفاده می‌شود.[۱۱۶]
    متیل‌زانتین‌ها (نظیرتئوفیلین) قبلاً به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اما اثرات بتا آگونیست استنشاقی را چندان افزایش نمی‌دادند.[۱۱۶] استفاده از آن‌ها در موارد حاد محل مناقشه است.[۱۱۸]
    به لحاظ نظری در افرادی که در حال ایست تنفسی هستند و نیاز به لوله‌گذاری و تهویه مکانیکی دارند، بیهوشی انفکاکی با کتامین مفید است؛ با این حال، هیچ‌گونه شواهد بالینی برای اثبات این مدعا وجود ندارد.[۱۱۹]

برای کسانی که مبتلا به آسم شدید و مداوم هستند و با استفاده از کورتیکواستروئیدهای استنشاقی و LABAها کنترل نمی‌شوند، استفاده از ترموپلاستی برونش به‌عنوان یک گزینه مطرح است.[۱۲۰] این کار مستلزم دادن انرژی حرارتی کنترل شده به دیوار راه هوایی در طی یک سری برونکوسکوپی است.[۱۲۰] اگرچه این کار ممکن است دفعات تشدید بیماری را در چند ماه اول افزایش دهد، اما سپس این میزان کاهش می‌یابد. اطلاعاتی در مورد اثرات آن بعد از گذشت یک سال از درمان در دسترس نیست.[۱۲۱]
طب جایگزین

بسیاری از افراد مبتلا به آسم، درست همانند کسانی که دچار سایر اختلالات مزمن هستند از درمان‌های جایگزین استفاده می‌کنند؛ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۵۰٪ استفاده از این افراد از برخی از درمان‌های غیرمتعارف استفاده می‌کنند.[۱۲۲][۱۲۳] داده‌های کمی در اثبات تأثیر بسیاری از این درمان‌ها وجود دارد. شواهد کافی برای اثبات تأثیر استفاده از ویتامین ث وجود ندارد.[۱۲۴] طب سوزنی برای درمان توصیه نمی‌شود زیرا شواهد کافی در اثبات تأیید ان در دست نیست.[۱۲۵][۱۲۶] هیچ شواهدی دال بر اینکه دستگاه‌های یونیزه کننده هوا علائم آسم را بهبود ببخشند و یا باعث عملکرد بهتر ریه شوند وجود ندارد؛ همین موضوع در مورد دستگاه‌های تولید یون مثبت و منفی صدق می‌کند.[۱۲۷]

شواهد کافی برای تأیید استفاده از "درمان‌های دستی"، از جمله فعالیت‌های استخوان‌درمانی، کایروپرکتیک، فیزیوتراپی و تنفس درمانی در درمان آسم وجود ندارد.[۱۲۸] استفاده از تکنیک تنفس بوتیکو برای کنترل تنفس عمیق و سریع ممکن است منجر به کاهش استفاده از داروها شود، با این حال هیچ تأثیری بر روی عملکرد ریه ندارد.[۹۸] به همین دلیل متخصصان احساس می‌کنند شواهد کافی برای تأیید استفاده از آن در دست نیست.[۱۲۵]
پیش‌آگهی
نقشه جهان که در آن اروپا به رنگ زرد، بسیاری از کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی به رنگ نارنجی، و آفریقای جنوبی به رنگ قرمز تیره است
طول عمر با احتساب ناتوانی جهت آسم به ازای هر ۱۰۰،۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۴.[۱۲۹]
     no data      <100      100–150      150–200      200–250      250–300      300–350
   
     350–400      400–450      450–500      500–550      550–600      >۶۰۰

به طور کلی پیش‌آگهی بیماری آسم مفید است، به‌خصوص برای کودکان مبتلا به بیماری خفیف. .[۱۳۰] میزان مرگ و میر در چند دهه گذشته به علت شناخت بهتر و بهبود مراقبت‌ها کاهش یافته است.[۱۳۱] این بیماری در سطح جهانی باعث ناتوانی متوسط یا شدید ۴/۱۹میلیون نفر تا سال ۲۰۰۴ شده بود (که ۱۶ میلیون آن‌ها در کشورهای با درآمد کم و متوسط زندگی می‌کردند).[۱۳۲] از بین موارد آسم که در دوران کودکی تشخیص داده می‌شود، نیمی از افراد پس از یک دهه دیگر عوارض را از خود نشان نمی‌دهند.[۴۹] بازسازی مجرای هوایی مشاهده شده است، اما معلوم نیست که آیا این تغییرات زیان‌آور است یا مفید.[۱۳۳] به نظر می‌رسد درمان زودهنگام با کورتیکواستروئید از افت عملکرد ریه جلوگیری کرده و یا آن را بهبود دهد.[۱۳۴]
اپیدمیولوژی
نقشه جهان که در آن اروپا، آمریکای شمالی، استرالیا و بیشتر قسمت‌های آمریکای جنوبی به رنگ قرمز است، بسیاری از قسمت‌ها آسیا زردرنگ است، و بیشتر قسمت‌های آفریقا خاکستری است
نرخ آسم در کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۰۴.
     no data      <1%      ۱-۲٪      ۲-۳٪      ۳-۴٪      ۴-۵٪      ۵-۶٪
   
     ۶-۷٪      ۷-۸٪      ۸-۱۰٪      ۱۰-۱۲٫۵٪      12.۵–۱۵٪      >۱۵٪

در سال ۲۰۱۱، ۲۳۵-۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان به آسم مبتلا بودند،[۱۳][۱۴] و هر ساله حدود ۲۵۰،۰۰۰ نفر به خاطر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند.[۱۵] میزان شیوع آن در میان کشورها متفاوت بوده و بین ۱ تا ۱۸٪ است.[۱۵] این بیماری در کشورهای پیشرفته شایع‌تر از کشورهای در حال توسعه است.[۱۵] به همین دلیل میزان آن در آسیا، اروپای شرقی و آفریقا کمتر است.[۴۰] در بین کشورهای توسعه یافته، این بیماری در کشورهای دارای اقتصاد ضعیف‌تر بیشتر است، در حالی که برعکس در بین کشورهای در حال توسعه، بیماری در کشورهای مرفه‌تر، شایع‌تر است.[۱۵] دلیل این مسئله نامشخص است.[۱۵] بیش از ۸۰٪ مرگ و میر در کشورهای با درآمد پایین و متوسط رخ می‌دهد.[۱۳۵]

گرچه آسم در پسران دو برابر دختران است،[۱۵] میزان بروز آسم شدید در هر دو یکسان می‌باشد[۱۳۶] در مقابل، زنان بالغ میزان آسم بیشتری را نسبت به مردان نشان می‌دهند[۱۵] و این بیماری در افراد جوان شایع‌تر از افراد مسن است.[۴۰]

نرخ جهانی آسم بین دهه ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۸ به طور قابل توجهی افزایش یافته است[۱۳۷][۱۳۸] و از دهه ۱۹۷۰ از آن به‌عنوان یک مشکل عمده بهداشت عمومی یاد می‌شود.[۴۰] نرخ آسم در کشورهای توسعه یافته از اواسط دهه ۱۹۹۰ ثابت شده است و اخیراً نرخ آن به‌طور عمده در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته است.[۱۳۹] آسم حدود ۷٪ جمعیت ایالات متحده[۱۰۷] و ۵٪ از مردم بریتانیا را مبتلا نموده است.[۱۴۰] میزان ابتلا در کانادا، استرالیا و نیوزیلند حدود ۱۴-۱۵٪ است.[۱۴۱]
تاریخچه

آسم در مصر باستان شناخته شده بود و با نوشیدن مخلوطی از عود موسوم به کیفی مورد مداوا قرار می‌گرفت.[۱۴۲] این بیماری در حدود ۴۵۰ سال قبل از میلاد رسماً توسط بقراط به عنوان یک مشکل تنفسی خاص و با کلمه یونانی "نفس نفس زدن" نامگذاری شد که اساس نام امروزی آن را تشکیل می‌دهد.[۴۰] در ۲۰۰ سال قبل از میلاد، اعتقاد بر این بود که این بیماری دست‌کم تا حدودی به احساسات مربوط است.[۲۲]

در سال ۱۸۷۳، یکی از اولین مقالات در طب مدرن در مورد این موضوع کوشید پاتوفیزیولوژی این بیماری را شرح دهد، در حالی که مقاله‌ای در سال ۱۸۷۲ به این نتیجه رسید بود که آسم را می‌توان با مالیدن روغن کلروفرم به سینه درمان کرد.[۱۴۳][۱۴۴] درمان پزشکی در دهه ۱۸۸۰، شامل استفاده از دوز وریدی دارویی به نام پیلوکارپین بود.[۱۴۵] در سال ۱۸۸۶، اف. اچ. باسورث در خصوص ارتباط بین آسم و تب یونجه نظریه‌پردازی کرد.[۱۴۶] اپی‌نفرین برای اولین بار در سال ۱۹۰۵ در درمان آسم به‌کار گرفته شد.[۱۴۷] شروع استفاده از کورتیکواستروئیدهای خوراکی برای این بیماری در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، اما کورتیکواستروئیدها استنشاقی و آگونیست‌های انتخابی کوتاه اثر بتا در دهه ۱۹۶۰ کاربرد گسترده‌ای پیدا کرد.[۱۴۸][۱۴۹]

در طول دهه‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰، آسم به عنوان یکی از هفت بیماری روان‌تنی مقدس شناخته شده بود. علت آن اغلب روانی دانسته می‌شد و درمان آن اغلب با استفاده از روانکاوی و سایر روش‌های گفتاردرمانی صورت می‌گرفت.[۱۵۰] از آنجا که این روانکاوان خس خس ناشی از آسم را به‌عنوان فریاد سرکوب شده کودک برای مادر خود تفسیر می‌کردند، درمان افسردگی برای افراد مبتلا به آسم را بسیار مهم می‌شمردند.

گاز نجیب

گازهای نجیب[۱] (یا گازهای کمیاب یا گازهای بی‌اثر) که بی‌بو و بی‌رنگ هستند، به عنصرهای هلیوم، نئون، آرگون، کریپتون، گزنون، رادون و آن‌ان‌اکتیوم گفته می‌شود که همه در دمای اتاق گازی هستند و در گروه A8 جدول مندلیف قرار دارند. به استثنای هلیوم، تمام گازهای نجیب دارای آرایش الکترونی خارجی ns2 np6 هستند که آرایش‌های بسیار پایدارند.

تمامی این گازها تک اتمی هستند و به مقدار کم در اتمسفر یافت می‌شوند. (تنها حدود یک درصد حجم هوا را تشکیل می‌دهند). در بین گازهای بی‌اثر، رادون عنصری رادیواکتیو و خطرناک است. گازهای بی‌اثر بیشترین انرژی یونیزاسیون را داشته و الکترونگاتیویته آنها بسیار کم و ناچیز است. این گازها نقطه ذوب پایینی دارند (هلیوم کمترین مقدار نقطه ذوب را دارد) و همگی در هوای اتاق به شکل گاز هستند.

تا سال ۱۹۶۰ تصور می‌شد که این گازها به علت داشتن عدد اکسیداسیون برابر «صفر» بی‌اثر هستند و تمایل به تشکیل ترکیب ندارند. تمامی گازهای نجیب ماکزیمم تعداد الکترون را در لایه بیرونی (آخر) الکترونی خود دارا بوده (گاز هلیم ۲ و بقیه گازها ۸ الکترون) و تمایل اندکی به گرفتن یا از دست دادن الکترون دارند که همین خاصیت موجب پایداری آنها شده است. در مورد گازهای هلیوم، نئون و آرگون ترکیب شناخته شده‌ای ثبت نشده ولی کریپتون در واکنش با فلوئورین تشکیل ماده جامد بی‌رنگی می‌دهد. زنون هم تشکیل ترکیبات زیادی با اکسیژن و فلوئورین ایجاد می‌کند.
گازهای نجیب در حال تابش، از راست به چپ: زنون، کریپتون، آرگون، نئون، هلیوم

محتویات

    ۱ خوﺍص و ترکیب‌ها
    ۲ منبع اصلی گازهای نجیب اتمسفری
    ۳ روش تهیه
    ۴ کاربردهای مهم
    ۵ منابع

خوﺍص و ترکیب‌ها

تا سال ۱۹۶۲ تصور می‌رفت که ﺍین گازها در وﺍقع ﺍز نظر فعالیت شیمیایی بی‌اثرند، ولی در ﺁن سال مارسلین بارتلت با تهیه ترکیبی به فرمول O2PtF6 (بلورهای قرمز نارنجی) و با توجه به اینکه انرژی یونش Xe , O2 بهم نزدیک است (حدود ۲۷۹ کیلوکالری بر مول) به فکر تهیه O2PtF6 ﺍفتاد و سرﺍنجام ﺁن رﺍ به صورت بلورهای زرد رنگ بدست ﺁورد. به تدریج ترکیبهای دیگری ﺍز Xe بدست ﺁمد که بیشتر ﺁنها رﺍ می‌توان از XeF6 (که خود مانند سایر فلوئوریدهای زنون ﺍز ترکیب مستقیم در دمای قوس الکتریکی حاصل می‌شوند) بدست ﺁورد. فرمول و ساختار برخی ﺍز ﺍین ترکیبها در جدول زیر نشان دﺍده شده ﺍست.
منبع اصلی گازهای نجیب اتمسفری

بر اساس تئوری‌های فعلی، گاز آرگون موجود در اطراف زمین از ماگماهای آتش‌فشانی تولید شده است، اما دانشمندان مؤسسه پلی‌تکنیک رنسلیر در نیویورک که نتایج بررسی‌های خود را در مجله نیچر منتشر کرده‌اند، پژوهش‌های تازه‌ای را در این باره انجام داده‌اند. پژوهشگران فرضیه‌ای را مطرح کردند مبنی بر این که این گاز می‌توانسته از پوسته اقیانوسی آزاد شده باشد. در حقیقت پوسته اقیانوسی برعکس پوسته زمینی از کانی‌هایی ساخته شده است که غنی از آرگون هستند.
روش تهیه

آرگون، نئون، کریپتون و زنون نخستین بار بین سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۸ توسط ویلیام رمزی، جان استرات و ترﺍورس ﺍز رﺍه تقطیر جزﺀ به جزﺀ هوای مایع بدست ﺁمدند. رادون ﺍز رﺍه واکنش‌های واپاشی رادیواکتیوی توریوم و رادیوم توسط فردریک دورن در سال ۱۹۰۰ کشف شد.
کاربردهای مهم

    ساخت لامپ‌های تابلوهای تزئینی فروشگاه‌ها (گاز هلیوم رنگ زرد، نئون قرمز، آرگون قرمز یا آبی، کریپتون سبز مایل به آبی، و زنون رنگ آبی متمایل به سبز ایجاد می‌کند)
    افزودن به اکسیژن برای تهیه هوای مورد نیاز برای تنفس غواصان
    رقیق کردن اکسیژن برای تنفس بیماران مبتلا به آسم

نمایشگر پلاسما

نمایشگر پلاسما یا پی دی پی نوعی از صفحه نمایش تخت است که شبیه تلویزیون‌های بزرگ ۳۷ اینچی است. در این نمایشگرها سلول‌های ریز زیادی بین دو صفحه شیشه مخلوطی از گازهای نجیب را نگه می‌دارند. گازی که در سلولها است به طریقه الکتریکی به پلاسما تبدیل می‌شود که بعد باعث می‌شود فسفر موجود در نمایشگر نور از خود خارج کند. تلویزیون‌های پلاسما کیفیت تصویر بهتری نسبت به نمونه‌های LCD دارند.

پلاسما گازی است که به شکل مصنوعی از یونهای در گردش آزاد و الکترونها ایجاد شده است. در شرایط معمول یک گاز از بخشهای غیر شارژ شده تشکیل یافته است. یعنی هر اتم گاز تعداد پروتون و الکترون مساوی دارد لذا در حالت تعادل است و شارژ آن صفر می‌باشد. در صورت ساطع کردن تعداد زیادی الکترون به گاز با ایجاد ولتاژ الکتریکی وضعیت به سرعت تغییر می‌کند و باعث می‌شود الکترونهای آزاد به اتمها برخورد کنند و آنها دیگر الکترونهای شل خود را از دست بدهند. با از دست دادن الکترون تعادل به هم می‌خورد و اتم دارای شارژ مثبت و تبدیل به یون (ion) می‌شود. در یک پلاسما با یک جریان الکتریکی در حال اعمال، بخشهای شارژ شده منفی به سمت مثبت‌ها و بخشهای شارژ شده مثبت به سمت منفی‌ها هجوم می‌برند.

این امر سبب تکانها و ضربات شدید به یکدیگر می‌شود. این تصادمات اتم‌های گاز را را در پلاسما تحریک می‌کند و باعث می‌شود که آنها فوتونهای انرژی ساطع کنند. گزنون و نئون اتمهای استفاده شده در صفحات پلاسما در زمان برانگیخته شدن فوتونهای نور رها می‌کنند. این گازها اشعه ماورای بنفش (فوتونهای نور ماورای بنفش) ایجاد می‌کنند که قابل تشخیص بوسیله انسان نیست اما این فوتونهای ماورای بنفش می‌توانند جهت تحریک فوتونهای نور قابل رویت بکار روند. در داخل یک نمایشگر پلاسما صدها هزار سلول کوچک و ریز حاوی گازهای گزنون و نئون وجود دارد.

ال‌جی الکترونیکس

ال‌جی الکترونیکس، (به انگلیسی: LG Electronics) شرکت الکترونیکی کره‌ای و چندملیتی است، که بعنوان یکی از شرکت‌های بزرگ در زمینه الکترونیک و فناوری اطلاعات شناخته می‌شود.

ریشه‌های تاسیس این شرکت به سال ۱۹۵۸ و راه‌اندازی شرکت گلداستار بازمی‌گردد. ال‌جی الکترونیکس هم‌اکنون از شرکت‌های تابعه کمپانی ال‌جی گروپ می‌باشد و در عمل بخش صنایع الکترونیکی این گروه کره‌ای به‌شمار می‌آید. دفتر مرکزی این شرکت در شهر سئول قرار دارد.
تاریخچه

شرکت ال جی در تاریخ اول اکتبر سال ۱۹۵۸ با نام گلداستار تأسیس گردید. در تاریخ ۱۵ نوامبر سال ۱۹۵۹ با تولید اولین رادیو کره‌ای به عنوان پیام آور آغاز صنعت الکترونیک در کره شناخته شد. این شرکت در ماه نوامبر ۱۹۶۲ اولین تلفن کره ای، در ژانویه ۱۹۶۵ اولین یخچال کره ای، در آگوست ۱۹۶۶ اولین تلویزیون سیاه و سفید کره‌ای و در سپتامبر ۱۹۶۸ اولین تهویه مطبوع کره‌ای را ساخت. ال جی در مارس ۱۹۶۸، اولین شعبه خود را در خارج از کشور در نیویورک و در آگوست ۱۹۷۸ اولین نمایندگی فروش خود را در ایالات متحده آمریکا تأسیس نمود. با هدف پیشرفت، این شرکت در ژانویه ۱۹۹۲ با گلدستار و گلدات ارتباطات ادغام شده و نام شرکت در مارس ۱۹۹۵ از گلدستار به ال جی الکترونیک تغییر یافت. پس از ادغام و سیر تحولات در سال ۱۹۷۸ با صادراتی بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار مقام نخست را در صنعت الکترونیک کسب نمود. به دنبال این موفقیت در دسامبر ۱۹۹۱ با صادرات ۲ میلیارد دلار لوازم خانگی مقام نخست را در جهان] کسب نمود. در ۲۷ مارس ۱۹۹۵ با ارایه طرح چالش ۲۰۰۵، دومین تولد شرکت ال جی الکترونیکس شکل گرفت.[۲]

در ژانویه ۲۰۱۳ ، ال‌جی الکترونیکس نخستین تلویزیون تجاری بر پایه دیود گسیل نور ارگانیک (OLED) را روانه بازار کرد. صفحه تلویزیونی این نسل از نمایشگرها به نسبت تلویزیون‌های ال‌سی‌دی متداول و نمایشگرهای پلاسما بسیار نازک تر و واضح‌تر هستند.

سئول

سِئول (به کره‌ای: 서울) پایتخت و کلان شهر کشور کره جنوبی با جمعیت بیش از ۱۰ میلیون نفر، یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای جهان است.[۱]

شهر سئول از ساختار زیربنایی بسیار پیشرفته‌ای برخوردار است و متروی آن که هرساله بیش از ۲۰۰ میلیون مسافر را جابجا می‌کند سومین شبکه بزرگ مترو در جهان است.

بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۸۸ و مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲ در این شهر بر‌گزار شد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ شهر سئول
        ۲.۱ سئول و نواحی کلانشهری آن
        ۲.۲ بناها
        ۲.۳ اقتصاد
        ۲.۴ جمعیت
    ۳ فرهنگ و آموزش
    ۴ تفریح و سرگرمی
    ۵ خواهرخواندگی با تهران
    ۶ نگارخانه
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس و منبع

تاریخچه

سئول بیش از دو هزار سال است که از سکونتگاه‌های اصلی منطقه خود به شمار می‌آید و بنیاد آن به سال ۱۸ پیش از میلاد بازمی‌گردد.

[hn]] (۱۸ ق.م. - ۶۶۰ ب.م) یکی از سه پادشاهی اصلی کره، پایتخت خود را در جایی که هم‌اکنون جنوب خاوری سئول است قرار داد. این شهر پایتخت دودمان گوجوسان (۱۳۹۲-۱۹۱۰) هم بوده‌است.

پس از تشکیل کشور کره جنوبی در سال ۱۹۴۸، سئول به عنوان پایتخت این کشور برگزیده‌شد. واژه سئول در زبان کره‌ای خود به معنای پایتخت است.
شهر سئول

سئول، پایتخت کره ی جنوبی (جمهوری کره)، در شمال غربی این کشور و بر رودخانه ی هان ( Han River)، واقع شده است. این شهر در ۳۱ کیلومتری بندر دریای زرد ((Yellow Sea شهر اینچون (Incheon) و در حدود ۴۰ کیلومتری مرز کره شمالی قرار دارد. سئول بزرگترین شهر و مرکز مهم تجاری، تولیدی، اداری و فرهنگی کره ی جنوبی است. واژه ی Seoul اصطلاحی کره ای و به معنای شهر پایتخت است. این شهر از بدو شکل گیری با عنوان هانسانگ (Hansong) شناخته می شد ولی در سال ۱۹۱۱ به کیونسانگ Kyongsong)) تغییر نام پیدا کرد. این شهر به طور رسمی از سال ۱۹۴۵، هنگامیکه کره پس از ۳۵ سال از حکومت مستعمراتی ژاپن آزاد شد، سئول نامیده می شود. سئول دارای آب و هوایی قاره ای با چهار فصل مجزاست که شامل تابستانهای گرم و مرطوب و زمستانهای سرد و نسبتاً خشک هستند. میانگین درجه ی بالای حرارت برابر یک درجه ی سانتی گراد در ماه ژانویه و ۲۹ درجه ی سانتی گراد در ژوئیه است. میزان متوسط بارندگی سالیانه ای که سئول دریافت می کند برابر با ۳۷۰/۱ میلیمتر است که ۷۰ درصد آن به طور معمول بین ماههای ژوئیه و سپتامبر می بارد.
سئول و نواحی کلانشهری آن

سئول پهنه‌ای با مساحت ۶۰۵ کیلومتر مربع را پوشش می‌دهد که ۳۷ کیلومتر آن از شرق به غرب و ۳۰ کیلومتر آن از شمال به جنوب امتداد می‌یابد. شهر توسط کوههایی احاطه شده که بلندترین آنها کوه بوکَنسان (Bukhansan) با ارتفاعی برابر ۸۳۶ متر از سطح دریاست. با شروع پادشاهی چوسان (Choson) در سال ۱۹۳۲، سئول با دیوار مستحکمی که دور تا دور آن را فرامی‌گرفت ساخته شد. این دیوار شامل ۴ دروازهٔ اصلی و ۴ دروازهٔ فرعی بود: دروازهٔ اصلی در مسیرهای مهم تعبیه شده بود و دروازهٔ فرعی در میانهٔ این مسیرها قرار داشت. بخش اندکی از این دیوار سنگی هنوز هم وجود دارد و تنها دو دروازهٔ اصلی و یکی از دروازه‌های فرعی باقی‌مانده‌اند. همچنین برج ناقوس داری در پارک نامسان ( Namsan Park)) قرار گرفته که شامل ناقوس برنزی بزرگی است که در سال ۱۴۶۸ ساخته شده‌است.
نمای شهر سئول از کنار رود هان

سئول توسط رودخانهٔ هان که از شرق به غرب و به سمت دریای زرد جریان دارد، به دو بخش تقسیم شده‌است. شهر به لحاظ اداری شامل ۲۲ بخش (gu) است که به ۵۲۶ ناحیهٔ زیرمجموعه تقسیم شده‌اند. مراکز تجاری و بازرگانی در نواحی مرکزی و به گونه‌ای فزاینده در بخش جنوبی رودخانهٔ هان، واقع شده‌اند. کارخانه‌ها در قسمت غربی شهر و بویژه در ناحیهٔ یانگ دِنگ پو (Yeongdeungpo) تمرکز یافته‌اند. فقیرترین نواحی مسکونی شهر اغلب در قسمت شرقی شهر قرار دارند. ضلع شمالی شهر کوهستانی است و پارکهای زیادی دارد چنانچه کاخ ریاست جمهوری با عنوان چونگ وادا ((Chongwadae یعنی خانهٔ آبی، شناخته می‌شود. دو تا از بزرگترین بازارهای خارج از شهر در نزدیکی دروازهٔ جنوبی (South Gate) (نامداِمون Namdaemun) و دروازهٔ شرقی (East Gate) (Dongdaemun دانگ داِمون) واقع شده‌اند. میونگ دانگ، واقع در بخش مرکزی سئول، (Myongdong)، که پس از ناحیهٔ شیک High fashion توکیو، گینزای سئول لقب گرفته‌است، مرکز خرید و مدهای زنانه و همچنین جایگاه استقرار بزرگترین کلیسای جامع کاتولیک رومی (Roman Catholic) است. از سال ۱۹۶۰ تا میانهٔ سالهای ۱۹۹۰ بخش جنوبی رودخانهٔ هان شاهد رشد بی سابقه در ساخت و ساز فروشگاهها و آپارتمانهایی برای قشر متوسط رو به بالا، بود. بناهای یادبود معماری از جمله اَرک استقلال (Independence Arc) در سال ۱۸۹۶ و نزدیک به دروازهٔ قدیمی غربی شهر، ساخته شده‌اند. مجسمهٔ فرمانده یی سانسین (Yi Sunsin)، که از کره در برابر حملات سالهای ۱۵۹۲ تا ۱۵۹۷ ژاپنی‌ها دفاع کرد، در جزیره‌ای در مرکز سی جانگنو Sejongno))، معبر اصلی مرکز شهر، واقع شده‌است. مجسمه‌ای از پادشاه سی جانگ، کسی که مخترع الفبای کره‌ای با عنوان Hangeulدر سال ۱۴۴۶ بود نیز در کاخ دیکسو (Deoksu Palace) قرار دارد.
بناها

سئول مشتمل بر بناهایی است که از دورهٔ پادشاهی چوسان (۱۹۱۰-۱۹۳۲) بر جای مانده‌اند، این بناها شامل چهار کاخ اصلی هستند: کاخ چانگ دِئوک (Changdeok Palace)، کاخ چانگی یونگ Palace) (Changgyeong، کاخ جیونگ بوک (Geongbok Palace) و کاخ دوکسا (Deoksu Palace). معبد جانگ میو (Jongmyo Shrine) جایگاه لوح‌های اجدادی خاندان سلطنتی چوسان است و تشریفات یادبودی کنفوسیوسی‌ها برای خانوادهٔ سلطنتی همه ساله در این معبد بر‌گزار می‌شود. ساختمانهای مهم کشوری از جمله تالار شهر سئول و دادگاه عالی در بخش مرکزی شهر مستقر هستند و ساختمان مجلس ملی نیز در جزیره یوئیده Youido در جنوب غربی رودخانهٔ هان، واقع شده‌است. ساختمان سنگی با ابهتی مقابل کاخ جونگ بوک در سال ۱۹۲۶ توسط ژاپنی‌ها ساخته شد تا جایگاهی برای حکومت مستعمراتی همگانی باشد. این ساختمان پس از سال ۱۹۴۵ توسط دولت کرهٔ جنوبی اشغال و در سال ۱۹۸۵ به موزهٔ ملی بدل شد. در ۱۵ آگوست ۱۹۹۵برابر با پنجاهمین سالگرد استقلال از ژاپن، دولت کرهٔ جنوبی شروع به ایجاد تغییراتی در شیوهٔ ساخت و ساز کرد تا بدین ترتیب یکی از قابل رؤیت ترین بقایای بر جای مانده از حکومت مستعمراتی ژاپنی‌ها را، بزداید.
اقتصاد

سئول مرکز حکومتی، تجاری، مالی و تولیدی کرهٔ جنوبی است. بخش‌های حکومتی شهری و فدرالی کارفرمایان اصلی شهر هستند.. کارخانجات تولیدی عمده شامل نساجی، پوشاک، تولیدات فلزی، محصولات شیمیایی، غذای آماده شده، تجهیزات الکترونیکی و الکتریکی، ماشین آلات و مواد چاپی هستند. بورس سهام تجاری کره نیز در جزیرهٔ یوئیدو واقع است. ایستگاه راه آهن سئول ایستگاه نهایی برای خطوط راه آهن اصلی شمال-جنوب و شرق-غرب در کرهٔ جنوبی به شمار می‌آید. سئول همچنین برای راه‌های اتوبوسرانی با فواصل زیاد و بزرگراههای اصلی کاربری دارد. فرودگاه بین‌المللی اینچئون (Incheon (International Airport در غرب بخش مرکزی سئول واقع شده‌است.
جمعیت

جمعیت: در سال ۲۰۰۳ ، ۹،۷۱۴،۰۰۰ نفر و یا قریب به یک چهارم جمعیت کرهٔ جنوبی در سئول زندگی می‌کردند. از سال ۱۹۴۵ مهاجرت از نواحی روستایی به شهری در سراسر کرهٔ جنوبی افزایش یافته‌است و سئول بزرگترین دریافت کنندهٔ این مهاجرت‌ها بوده‌است. جمعیت سئول پس از جنگ کره (۱۹۵۳-۱۹۵۰) رشد سریعی داشت به گونه ایکه از میزانی کمتر از یک میلیون در سال ۱۹۴۵ به چیزی بالغ بر ۲ میلیون در سال ۱۹۶۰، ۵ میلیون تا سال ۱۹۷۰، ۸ میلیون تا سال ۱۹۸۰ و ۱۰ میلیون تا سال ۱۹۸۸ رسید. در سال ۱۹۹۵ تراکم جمعیتی شهر در حدود ۱۶،۹۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع بود. همچون کرهٔ جنوبی به عنوان یک کل، سئول نیز دارای جمعیتی همگن بود و تنها درصد بسیار اندکی از افراد با نسب غیر کره‌ای و اغلب شامل بازدیدکنندگان خارجی و چینی‌های مقیم، بودند. رشد سریع جمعیت در سئول فشارهای فراوانی را بر زیرساخت‌ها و محیط وارد ساخت که از جمله شامل تراکم ترافیک، کمبود مسکن و آلودگی آب و هوا، هستند. سئول ۱٫۶۵ میلیون وسیلهٔ نقلیهٔ ثبت شده دارد که در حدود ۷۰ درصد از آنها ماشین‌های مسافرتی هستند. سامانهٔ مترو ابتدا در سال ۱۹۷۴ ساخته شد و در سال ۱۹۸۰ گسترش زیادی یافت و همه روزه۵٫۳۲ میلیون مسافر را جابجا می‌کرد. برنامهٔ توسعه خطوط مترو هنوز هم کمتر نشانگر حل مشکلاتی همچون تراکم ترافیک است مشکلی که علت آلودگی هوایی و صوتی، تصادفات جدی و ناسازگاری‌های بسیاری در شهر به شمار می‌رود. برای تخفیف مشکلات ناشی از تراکم بسیار جمعیت در سئول، در اوایل سال‌های ۱۹۷۰ آپارتمان‌هایی برای ساکنین شهری ساخته شد. ساختمان‌های آپارتمانی چند طبقه اکنون در سرتاسر سئول گسترش یافته و به آرامی دامنهٔ کوههای مجاور را در بر می‌گیرند. بیش از نیمی از ۱٫۷ میلیون خانواده در سئول ساکن مجموعه‌های آپارتمانی هستند. در اواخر سالهای ۱۹۸۰، دولت کرهٔ جنوبی از طریق پروژه‌های مختلفی همچون تصفیه و پاکسازی رودخانهٔ بسیار آلوده شدهٔ هان و تصویب قانون منع آلودگی در کارخانه‌ها و وسائط نقلیهٔ خصوصی، به مسئلهٔ آلودگی محیطی پرداخت. در حالیکه این قبیل پروژه‌ها به درجاتی از موفقیت دست یافته‌اند ولی آلودگی، بویژه آلودگی ناشی از اتومبیل‌ها و کارخانه‌ها، هنوز هم خطر جدی برای کیفیت زندگی در سئول به شمار می‌آید. [۲]
فرهنگ و آموزش

سئول مرکز آموزشی و فرهنگی کرهٔ جنوبی است. این شهر دارای بیش از ۵۰ کالج و دانشگاه است که این میزان چیزی بیش از یک چهارم نهادهای آموزشی عالی در کشور کرهٔ جنوبی است. تمامی دانشگاههای رده بالای کرهٔ جنوبی در سئول واقع اند که شامل: دانشگاه چانگ آنگ (Chung-ang) (۱۹۱۸)، دانشگاه زنان Ewha (۱۸۸۶)، دانشگاه کره (۱۹۰۵)، دانشگاه ملی سئول (۱۹۴۶)، دانشگاه سوگانگ ((Sogang (۱۹۶۰)، دانشگاه سانگ کیون کوآن ((Sung Kyun Kwan (۱۹۳۸) و دانشگاه یانسِی (Yonsei) (۱۸۸۵)، هستند. موزهٔ ملی کره مجموعه‌هایی از هنر و محصولات مصنوعی کره را به نمایش می‌گذارد و موزهٔ ملی علوم نیز ارائه گر تکنولوژی مدرن کره‌است.کتابخانهٔ ملی کره، بزرگترین کتابخانه در کشور، در سئول واقع است. تعداد زیادی سینما و تئاتر در سرتاسر شهر وجود دارد و مرکزیت بیشتر تئاترهای سینمایی motion-picture theaters در ناحیهٔ Jongno است. مراکز اصلی هنری از جمله مرکز فرهنگی سی جانگ Sejong))، بزرگترین مرکز هنرهای نمایشی کرهٔ جنوبی، در سیجونگو Sejongno، مرکز سئول، واقع شده‌است. مرکز هنرهای نمایشی سنتی کره که رقص و موسیقی سنتی کره‌ای‌ها را به نمایش می‌گذارد نیز در محلهٔ سو چو (Seocho) قرار دارد. [۳]
تفریح و سرگرمی

بیون Biwon یا باغ اسرار آمیز (Secret Garden) که پیش از این تفرجگاهی برای حاکمان یی Yi از خاندان چوسان بوده‌است، اکنون پارک عمومی است که مساحتی برابر با ۳۲ هکتار را دقیقاً در شمال کاخ چانگ دوک (Changdeok)، اشغال می‌کند. پارک نامسان (Namsan) بر کوه نامسان در جنوب مرکزی شهر واقع شده‌است. در قلهٔ این کوه قلعهٔ نامسان قرار دارد که شامل یک رستوران و ایوان دیده بانی است. پارک ساجیک (Sajik) جایگاه محراب‌هایی است که پیش از این توسط پادشاهان یی مورد استفاده قرار می‌گرفت همچون معبدی برای قوم تانگون Tangun که از نیاکان افسانه‌ای مردم کره به شمار میرود.

پارک پاگودا (Pagoda) در اول مارس ۱۹۱۹ محل گردهمایی برای قرائت اظهارنامهٔ کره‌ای‌ها در مورد آزادی بود که موجی از اعتراضات علیه حکومت مستعمراتی ژاپنی‌ها، به راه انداخت. پارک کودکان سئول محل مهیجی برای کودکان به شمار می‌آید و پارک بزرگ سئول (Seoul Grand Park) دارای باغ وحشی است که بیش از ۴۰۰۰ حیوان از ۱۸۷ گونهٔ متفاوت را در بر می‌گیرد.

استادیوم دانگ دائِمون (Dongdaemun) در شرق کره محل برگزاری بازیهای فوتبال و بیس بال و همچنین سایر ورزش هاست. اگرچه بزرگترین مرکز ورزشی در جنوب شرقی شهر و منطقهٔ جامسیل (Jamsil) واقع شده؛ محل استقرار مجموعه‌های ورزشی اصلی که به منظور برگزاری بازیهای المپیک تابستانی در سال ۱۹۸۸ ساخته شد. این مرکز شامل استادیوم المپیک، مجموعهٔ ورزشی، استخر شنای سرپوشیده، استادیوم بیسبال و سایر تجهیزات ورزشی است. در شرق این مرکز پارک المپیک ((Olympic Park قرار دارد که مساحت آن در حدود ۳ کیلومتر مربع است، قلعهٔ نظامی مانگ آن (Mongch' on) نیز در مرکز این پارک جای گرفته‌است. پارک شامل امکاناتی برای ورزش، گرد هم آیی‌های عمومی و هنرهای نمایشی است. [۴] [۵][۶]
خواهرخواندگی با تهران

در سال ۱۳۵۱ و در پی سفر غلامرضا نیک‌پی شهردار تهران به کره جنوبی، سئول به عنوان خواهرشهر تهران برگزیده شد.

نامگذاری خیابان تهران در سئول و خیابان سئول در تهران به همین مناسبت انجام شده است.[۷] خیابان تهران در سئول در منطقه گانگنام قرار دارد مرکز تجمع ساختمان‌های بزرگ و دفاتر شرکت‌های عمده تجاری، بانکها و شرکت‌های صنعتی مانند سامسونگ و ال‌جی است.

قطارشهری

قطار شهری یا مترو نام سامانه قطارهای مسافربری داخل شهری است. مترو و یا قطار شهری می‌تواند در زیر یا بر روی سطح زمین و بر روی ریل مخصوص خود حرکت کند. مترو در کم شدن مشکل ترافیک و نیز آلودگی هوا در کلان‌شهرها بسیار موثر است.
تاریخچه

نخستین متروی جهان در سال ۱۸۶۳ میلادی در شهر لندن آغاز به کار کرد. شهرهای پاریس، بوداپست استانبول و گلاسگو پس از آن به سیستم مترو مجهز شدند. استفاده از فن‌آوری مترو در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی به سرعت در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا گسترش پیدا کرد. در حال حاضر ۱۶۰ شهر جهان دارای سیستم مترو هستند و در ۲۵ شهر دیگر مترو در دست احداث است. شهرهای توکیو، مسکو و سئول دارای پر استفاده‌ترین متروهای جهان هستند.

سده ۱۹ (میلادی)

سدهٔ ۱۹ میلادی به فاصلهٔ بین سال‌های ۱۸۰۱ تا ۱۹۰۰ در گاهشماری گریگوری گفته می‌شود. این دوره برابر با سال‌های بین ۱۱۷۹ تا ۱۲۷۸ در گاهشماری خورشیدی است.

گاهی اوقات مورخین از «سدهٔ نوزدهم میلادی» برای اشاره به دوران تاریخی بین سال‌های ۱۸۱۵ (۱۱۹۳) (کنگرهٔ وین) تا ۱۹۱۴ (۱۲۹۲) (آغاز جنگ جهانی اول) استفاده می‌کنند. اریک هابس‌باوم نیز اصطلاحی به نام «سدهٔ نوزدهم میلادی طولانی» برای اشاره به سال‌های بین ۱۷۸۹ (۱۱۶۷) تا ۱۹۱۴ ساخته است.

در این سده امپراتوری‌های عثمانی، اسپانیا و پرتغال نابود شدند و امپراتوری‌های مغول و روم مقدس نیز به پایان رسیدند.

امپراتوری بریتانیا پس از جنگ‌های ناپلئونی، در حالیکه یک ربع از جمعیت جهان و یک سوم زمین‌ها را در اختیار داشت تبدیل به بزرگ‌ترین ابرقدرت این سده شد. این امر باعث تقویت یک صلح برتانیایی، پیشبرد تجارت و مبارزه با دزدی دریایی فراگیر شد.

میزان برده‌داری در کل جهان بسیار کمتر شد. پس از شورش برده‌ها در هاییتی، بریتانیا دزدان دریایی بربر را که به دزدی و برده‌گیری اروپاییان می‌پرداختند مجبور به تسلیم شدن کرد و به نیروی دریایی خود ابلاغ کرد تا هر گونه تجارت برده را متوقف سازند. برده‌داری سپس در روسیه، آمریکا و برزیل ممنوع اعلام شد. (مراجعه کنید به الغای برده‌داری)

الکتریسیته، فولاد و نفت موجبات دومین انقلاب صنعتی را که کشورهایی چون آلمان، ژاپن و ایالات متحده را تبدیل به امپراتوری‌های زمان کرد فراهم آوردند. با اینحال روسیه و سلسلهٔ چینگ در چین نتوانستند همراه با این انقلاب گام بردارند و در نتیجه آشوب‌های اجتماعی وسیعی در این دو امپراتوری به وجود آمد.



قارهٔ اروپا
ملکه ویکتوریا، ملکهٔ امپراتوری بریتانیا از سال ۱۸۳۷ (۱۲۱۵) تا پایان سدهٔ نوزدهم. دوران تحت سلطنت وی به عصر ویکتوریا مشهور است.

در سال ۱۸۰۱ (۱۱۷۹) پارلمان ایرلند رای به اتحاد با انگلستان داد و در نتیجه پادشاهی متحد بریتانیا به وجود آمد. ایرلند تا سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۰) زیر نظر بریتانیا بود ولی پس از اینکه اکثریت شهرستان‌های ایرلندی‌نشین و اکثریت جمعیت ایرلندی‌ها خواستار جدایی از انگلیس شدند، ایالت خودمختار ایرلند به وجود آمد. شهرستان‌های شمالی همچنان به بریتانیا وفادار ماندند و تا به امروز تحت عنوان ایرلند شمالی از کشور ایرلند جدا هستند.

در ۱۷ مه ۱۸۱۴ (۲۷ اردیبهشت ۱۱۹۳)، نروژ از کنترل سوئد خارج شد و استقلال خود را اعلام کرد. هر چند این کشور مجبور به ادامهٔ یک اتحاد خصوصی با سوئد شد ولی قانون اساسی آزاد خود را حفظ کرد. روند افزایش ملی‌گرایی نروژی آن قدر در طول این سده ادامه یافت تا بالاخره نروژ توانست در سال ۱۹۰۵ (۱۲۸۳) استقلال خود را به دست آورد.

آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی با شروع کشمکش‌هایی بین فرانسه و انگلیس و متحدانشان بر سر کنترل اروپا و جهان هم‌زمان بود. جنگ‌هایی را که در این زمینه به وقوع پیوستند جنگ‌های ناپلئونی می‌گویند که در پایان آنها، ناپلئون در سال ۱۸۱۵ (۱۱۹۳) در واترلو شکست خورد.

همچنین در سال ۱۸۱۵ (۱۱۹۳) گرینلند به طور رسمی از کنترل نروژ خارج شد و زیر نظر دانمارک رفت.

یونان در سال ۱۸۲۱ (۱۱۹۹) استقلال خود از امپراتوری عثمانی را اعلام کرد ولی نتوانست در جنگ‌های پس از آن تا سال ۱۸۲۹ (۱۲۰۷) پیروز شود.

دورهٔ ویکتوریایی در بریتانیای کبیر اوج دوران انقلاب صنعتی بریتانیا و شاخصهٔ امپراتوری بریتانیا به شمار می‌رود. این دوره را غالباً بین سال‌های ۱۸۳۷ تا ۱۹۰۱ (۱۲۱۵ تا ۱۲۷۹) یعنی زمان سلطنت ملکه ویکتوریا می‌دانند. انقلاب موجب گسترش راه‌آهن به کل کشور و پیشرفت‌های مهم در مهندسی شد. متروی زیرزمینی لندن افتتاح شد و لامپ‌های الکتریکی پرنور در خیابان‌های این شهر نصب شدند.

در سال ۱۸۴۸ (۱۲۲۶) انقلاب‌های زیادی با تأثیرگیری از انقلاب فرانسه در اروپا اتفاق افتادند. همچنین مفهومی به نام امپریالیسم جدید بر دورهٔ پایانی این سده مسلط شد. امپریالیسم نو به معنای تملک سریع مستعمرات جدید در سطح جهان توسط اروپا بود. در این میان غارت آفریقا قابل توجه است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی به ویژه آلمان انقلاب صنعتی به وجود آمد. این انقلاب تا پایان این سده با ساخت کارخانجات و راه‌آهن در تمامی سطح قاره گسترش پیدا کرد.

هر چند که تأثیر رومانتیسم تا حدود زیادی در دورهٔ ویکتوریایی قابل مشاهده بود ولی در میانهٔ این سده با مخالفت‌های جدی مواجه شد: بسیاری از اکتشافات علمی مثل نظریهٔ تکامل داروین و نظرات اگوست کنت فیلسوف فرانسوی که تا حدودی از انقلاب صنعتی تأثیر گرفته بودند، باعث قدرت‌گیری عقل‌گرایی جدید (پوزیتیویسم) که شاخصهٔ ادبی آن ناتورالیسم می‌باشد گردید. نظریهٔ آن، که تأثیر زیادی از فلسفهٔ جبرگرا و علم ژنتیک گرفته بود، بر روی اهمیت محیط در شکل‌دهی انسان و رمان‌های فرانسوی جدید تأکید داشت. همانطور که امپرسیونیسم در هنر نمایندهٔ چنین دیدگاهی است.

جمهوری ایتالیا در ۱۷ مارس ۱۸۶۱ (۲۶ اسفند ۱۲۳۹) تشکیل شد. شاه ویکتور امانوئل دوم توانست استان‌های ایتالیایی شبه جزیره را تحت یک ملت با هم متحد سازد. کنت کامیلو بنسو دی کاوور و جوزپه گاریبالدی نقش مهمی در طرح‌ریزی این اتحاد داشتند. شهر رم تا سال ۱۸۷۰ (۱۲۴۸) تحت کنترل پاپ بود. در این سال ارتش ایتالیا از طریق راه پورتا پیا به استان واتیکان وارد شدند. رم به ایتالیا ضمیمه شد ولی پاپ از امضای پیمان سر باز زد و به دژ گاندولفو پناه برد. از آنجا نیز حکمی اعلام کرد که طبق آن هرگونه مشارکت کاتولیک‌های ایتالیایی در زندگی سیاسی معادل ارتداد به شمار می‌رفت. ترنتینو و تیرول جنوبی در سدهٔ بعدی و پس از سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) به خاک ایتالیا ضمیمه شدند. این چنین شد که روند متحدسازی ایتالیا که توسط ویکتور امانوئل دوم در سلسلهٔ ساووی طرح‌ریزی شده بود به سر انجام رسید.

در سال ۱۸۷۱ (۱۲۴۹) امپراتوری آلمان با اتحاد پروس و کنفدراسیون جرمن شمالی توسط اتو ون بیسمارک به وجود آمد. این کشور قدرتمند تا سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) ادامه یافت و با عنوان رایش دوم مشهور شد. بیسمارک توانست استان‌های جدید زیادی را طی جنگ‌های مبتکرانهٔ کوتاه و دیپلماتیک به دست آورد. او با اتریش هم پیمان شد تا دانمارک را شکست دهد و ناحیهٔ شلزویگ-هولشتاین را تصرف کند. او جنگ اتریش و پروس (آسترو-پروسیان) را آغاز کرد و پیروز شد اما اینکار فقط برای این بود که ایتالیا طرف آلمان را بگیرد. سپس پروس وارد جنگ فرانسه و پروس (فرانکو-پروسین) (۷۱-۱۸۷۰ (۴۹-۱۲۴۸)) شد و توانست شکست کاملی به فرانسه وارد سازد. ویلهلم اول به عنوان آخرین توهین به فرانسوی‌ها در کاخ ورسای در قلب فرانسه به عنوان امپراتور آلمان سوگند خورد. امپراتوری آلمان تا پایان جنگ جهانی اول یعنی زمانی که فرانسه توانست در پیمان ورسای تلافی بکند در اوج خود بود.

در سال ۱۸۷۸ (۱۲۵۶) پیمان سن استفانو به کشورهای رومانی، صربستان و مونتنگرو استقلال داد. بلغارستان نیز پادشاهی خودمختار به دست آورد. تمامی این رویدادها با شکست امپراتوری عثمانی توسط روسیه در جنگ روسیه و عثمانی (۷۸-۱۸۷۷ (۵۶-۱۲۵۵)) ممکن شد. کنگرهٔ برلین که در همان سال برگزار گردید باعث قدرت‌گیری مجدد مسلمانان در منطقه و کم شدن ارزش پیروزی روسیه شد.
قارهٔ آمریکا
مراسم کوبیدن میخ طلایی در منطقهٔ نوک دماغه در ایالت اوتاها در سال ۱۸۶۹ (۱۲۴۷). اولین ارتباط ریلی در ایالات متحده

ایالات متحده گسترش خود به سوی شمال قارهٔ آمریکا را با خرید ایالت لوییزیانا در سال ۱۸۰۳ (۱۱۸۱) آغاز کرد. این گسترش به عنوان هدف نهایی کشور تلقی شد. این کار با انقیاد و پراکنده‌سازی آمریکایی‌های بومی همراه بود. گسترش ایالات متحده با ساخت راه‌آهن‌هایی در سراسر قاره و جذب مهاجران جدید افزایش یافت. در تاریخ ۲۴ ژانویه ۱۸۴۸ (۴ بهمن ۱۲۲۶) در کالیفرنیا طلا کشف شد. با این کشف، در طول سده افراد زیادی برای یافتن طلا و نقره به آنجا سرازیر شدند. میلیون‌ها نفر از مردم به معادن و شهرهای مناطق غربی آمریکا هجوم آوردند و این امر باعث توسعهٔ مناطق غربی در آن زمان شد. چینی‌های زیادی به کالیفرنیا آمدند و جذب فرهنگ جدید شدند. کالیفرنیا در تاریخ ۹ سپتامبر ۱۸۵۰ (۱۸ شهریور ۱۲۲۹) به عنوان ایالت جدید پذیرفته شد. این گسترش به تدریج کشور را مجبور به مقابله با مسألهٔ برده‌داری قانونی در ایالت‌های غربی کرد زیرا این مشکل باعث به هم خوردن تعادل بین «ایالت‌های آزاد» و «ایالت‌های برده‌دار» می‌شد.
آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور ایالات متحده، یکی از بزرگ‌ترین رهبران آمریکایی تاریخ

جنگ داخلی ایالات متحده از سال ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ (۱۲۳۹ تا ۱۲۴۳) طول کشید. در طول جنگ آبراهام لینکلن رئیس‌جمهور بود. امروزه او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران جهان غرب تلقی می‌کنند. در همین زمان، آمدن نیروی بخار در کنار انقلاب صنعتی رو به رشد، گسترش شدیدی در کارخانجات صنعتی ایجاد کرد. در سال ۱۸۷۸ (۱۲۵۶) توماس ادیسون لامپ برق جدید خود را به نمایش گذاشت و در طول یک دهه سیستم توزیع برق بزرگی را در تمام کشور راه‌اندازی کرد. تأثیر اقتصادی به تدریج به خارج از ایالات متحده و به سمت اقیانوس آرام و آمریکای لاتین گسترش پیدا کرد.

در تاریخ ۲ اکتبر ۱۸۳۵ (۱۰ مهر ۱۲۱۴) انقلاب تکزاس با اعلام استقلال استان تجاس مکزیک از دولت مکزیک به وقوع پیوست. سانتا آنا استقلال را با انتصاب خود به سمت دیکتاتور جمهوری مکزیک اعلام کرد. پس از نبرد آلامو، ژنرال سام هاستون توانست در نبرد سان جاسینتو شکست بزرگی به مکزیکی‌ها وارد سازد و سانتا آنا را شخصاً دستگیر کند. جمهوری تکزاس همچنان در خطر فروپاشی و اشغال توسط مکزیکی‌ها بود تا اینکه در سال ۱۸۴۵ (۱۲۲۳) به ایالات متحده ضمیمه شد.

درست پس از آغاز سده، مستعمره‌های اسپانیا و پرتغال به تبع ایالات متحده شروع به انقلاب و اعلام استقلال کردند. این انقلاب‌ها موفق بودند و حاصل آنها تشکیل کشورهای مستقلی همچون مکزیک (۱۸۲۱ (۱۱۹۹)) در آمریکای شمالی و شیلی در آمریکای جنوبی (۱۸۱۸ (۱۱۹۶)) بود. در تاریخ ۷ سپتامبر ۱۸۲۲ (۱۶ شهریور ۱۲۰۱) امپراتوری برزیل نیز استقلال خود از پرتغال را اعلام کرد. اما این کشورهای لاتین در طول سدهٔ نوزدهم بر خلاف ایالات متحد آمریکا دارای دولت‌های باثباتی نبودند. این مسأله موجب دخالت قدرت‌های اروپایی به ویژه بریتانیای کبیر در امور داخلی این کشورها شد. در پایان سدهٔ نوزدهم ایالات متحده نیز وارد این میدان شد. چهار مستعمرهٔ پیشین اروپایی با نام‌های پاراگوئه، برزیل، آرژانتین و اروگوئه از سال ۱۸۶۴ تا ۱۸۷۰ (۱۲۴۲ تا ۱۲۴۸) وارد خونین‌ترین جنگ تاریخ آمریکای لاتین به نام جنگ ائتلاف سه‌گانه شدند.

آن بخش از قارهٔ آمریکا که هنوز در دست بریتانیای کبیر بود به آرامی ولی با اطمینان توسعه پیدا کرد. این توسعه باعث به وجود آمدن حکومتی در کانادا در سال ۱۸۶۷ (۱۲۴۵) شد.
مناطق دیگر جهان

در دیگر مناطق جهان کمتر جایی وجود داشت که به شکلی اعم از استعمار، امپریالیسم یا جنگ تحت تأثیر غرب قرار نگرفته باشد. قدرت‌های اروپایی در آن مناطقی که قدرت سلسلهٔ چینگ در چین ضعیف شده بود نفوذ کردند. چند جنگ بین دول اروپایی و چین در گرفت که از این میان جنگ اول و دوم تریاک و جنگ چین و فرانسه (سینو-فرنچ) را می‌توان نام برد. ژاپن که با زور دروازه‌های خود را به سوی تجارت با غرب باز کرده بود وارد دوران صنعتی‌سازی شد.

امپراتوری روسیه گسترش خود به سوی آسیای مرکزی را آغاز کرد. در این میان روسیه مجبور به مقابله با بریتانیا بود زیرا بریتانیایی‌ها از حملهٔ روس‌ها به هندوستان بیم داشتند. این کش و قوس‌ها به بازی بزرگ معروف شد.

نواحی تحت کنترل امپراتوری عثمانی شروع به کاهش پیدا کرد و کشورهایی همچون یونان و مصر از کنترل آن خارج شدند. بریتانیا و فرانسه در جنگ کریمه با روسیه جنگیدند. دلیل آن تا حدودی به خاطر این بود که آنها نسبت به توان مقابلهٔ عثمانی با روسیه تردید داشتند.

آفریقا که در ابتدای سدهٔ نوزدهم تقریباً به طور کامل از استعمار اروپاییان جان سالم به در برده بود، در پایان این سده به طور کامل تحت تسلط آنها در آمد. هجوم به سمت آفریقا در دهه‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰ (حدوداً از ۱۲۵۸ تا ۱۲۷۸) آغاز شد.
رویدادها
نقشهٔ جهان در سال ۱۸۹۷ (۱۲۷۵). امپراتوری بریتانیا (رنگ صورتی) ابرقدرت سدهٔ ۱۹ بود.
دههٔ ۱۸۰۰

    ۱۸۰۱ - (۱۱۷۹): پادشاهی بریتانیای کبیر و پادشاهی ایرلند به هم پیوستند تا پادشاهی متحد را به وجود آورند.
    ۰۵-۱۸۰۱ - (۸۳-۱۱۷۹): جنگ‌های بربری بین ایالات متحده و کشورهای بربر شمال آفریقا
    ۱۸۰۳ - (۱۱۸۱): ایالات متحده سرزمین‌های شمالی را که فرانسه ادعای مالکیت آنها را داشت به همراه لوییزیانا خرید. این خرید اولین حرکت ایالات متحده در گسترش به سوی غرب و اقیانوس آرام بود. این کار طبق هدف نهایی روشن آمریکا که شامل ضمیمه‌سازی و غلبه بر خاک سرزمین‌های مکزیک، بریتانیا و آمریکایی‌های بومی بود انجام شد.
    ۱۸۰۴ - (۱۱۸۲): ایجاد جمهوری هاییتی
    ۱۸۰۴ - (۱۱۸۲): امپراتوری اتریش توسط فرانسیس اول ایجاد شد.
    ۴۸-۱۸۰۵ - (۱۲۲۶-۱۱۸۳): آغاز مدرنیزه‌سازی مصر توسط محمد علی
    ۱۸۰۶ - (۱۱۸۴): امپراتوری روم مقدس با امضای پیمان لونویل از بین رفت.
    ۰۹-۱۸۰۸ - (۸۷-۱۱۸۶): روسیه در جنگ فنلاند، این کشور را از سوئد گرفت.
    ۱۸۰۹ - (۱۱۸۷): ناپلئون شوالیه‌های توتنی را از آخرین زمین‌هایشان در بد مرگنت‌هایم پاک‌سازی کرد.

دههٔ ۱۸۱۰

    ۱۸۱۰ - (۱۱۸۸): اولین دانشگاه تحقیقاتی جهان به نام دانشگاه برلین به وجود آمد. از دانشجویان و استادانی که تا به حال در آن بوده‌اند می‌توان هگل، مارکس، بیسمارک و اینشتین را نام برد. اصلاحیهٔ دانشگاه آلمان آنچنان موفق بود که در تمامی جهان از آن الگوبرداری شد.
    دههٔ ۱۸۲۰-۱۸۱۰ - (۱۱۸۸ تا ۱۲۰۸): پس از جنگ‌های استقلال‌طلبانهٔ مکزیک و آمریکای جنوبی بسیاری از مستعمرات آمریکای لاتین خود را از چنگ امپراتوری‌های اسپانیا و پرتغال آزاد ساختند.
    ۱۵-۱۸۱۲ - (۹۳-۱۱۹۰): جنگ ۱۸۱۲ بین ایالات متحده و بریتانیای کبیر در گرفت.
    ۱۹۰۷-۱۸۱۳ - (۱۲۸۵-۱۱۹۱): کشمکش بین بریتانیای کبیر و امپراتوری روسیه بر سر کنترل آسیای مرکزی که از آن به عنوان بازی بزرگ یاد می‌شود.
    ۱۸۱۵ - (۱۱۹۳): کنگرهٔ وین نقشهٔ اروپا را بار دیگر رسم کرد. انجمن اروپا کوشید تا این نقشه را پیاده کند ولی نتوانست در برابر موج آزادی‌خواهی و ملی‌گرایی که رفته رفته سراسر قاره را فرا می‌گرفت مقابله کند.
    ۱۸۱۵ - (۱۱۹۳): شکست ناپلئون در واترلو، سرنوشت جنگ‌های ناپلئونی را مشخص کرد. از آن پس دوران صلح بریتانیایی آغاز شد که تا سال ۱۸۷۰ (۱۲۴۸) طول کشید.

۱۸۱۶ (۱۱۹۴): سال بی‌تابستان

    ۲۸-۱۸۱۶ - (۱۲۰۶-۱۱۹۴): شاکا در پادشاهی زولو به سلطنت رسید و آن را تبدیل به بزرگ‌ترین پادشاهی آفریقای جنوبی کرد.
    ۱۸۱۹ (۱۱۹۷): شهر مدرن سنگاپور توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا ساخته شد.

دههٔ ۱۸۲۰

    ۱۸۲۰ - (۱۱۹۸): لیبریا توسط انجمن اسکان‌دهی آمریکا برای برده‌های آزادشدهٔ آمریکایی ایجاد شد.
    ۲۷-۱۸۲۱ - (۱۲۰۵-۱۱۹۹): یونان به عنوان اولین کشور توانست پس از جنگ برای استقلال خود را از دست امپراتوری عثمانی آزاد سازد.

دههٔ ۱۸۳۰

    ۱۸۳۰ - (۱۲۰۸): فرانسه به الجزایر یورش برده و آن را اشغال کرد.
    ۱۸۳۰ - (۱۲۰۸): انقلاب بلژیک در پادشاهی متحد هلند موجب تشکیل کشوری به نام بلژیک شد.
    ۱۸۳۰ - (۱۲۰۸): جمهوری کلمبیای بزرگ از بین رفته و کشورهای کلمبیا، اکوادور، ونزوئلا و پاناما جای آن را گرفتند.
    ۱۸۳۳ - (۱۲۱۱): آیا وایکوندار از دریا در تیروچندور بر آمد.
    ۱۸۳۳ - (۱۲۱۱): قانون منع برده‌داری، هرگونه برده‌داری در سراسر امپراتوری بریتانیا را ممنوع کرد.
    ۷۶-۱۸۳۳ - (۵۴-۱۲۱۱): جنگ‌های کارلیست در اسپانیا
    ۱۸۳۴ - (۱۲۱۲): تفتیش عقاید در اسپانیا به طور رسمی پایان یافت.
    ۳۶-۱۸۳۵ - (۱۴-۱۲۱۳): انقلاب تکزاس در مکزیک باعث شد تا جمهوری تکزاس برای مدت زمان کمی به وجود آید.
    ۱۹۰۱-۱۸۳۷ - (۷۹-۱۲۱۵): دوران سلطنت ملکه ویکتوریا که قلهٔ رفیع امپراتوری بریتانیا قلمداد می‌شود و به عصر ویکتوریا مشهور است.
    ۴۰-۱۸۳۸ - (۱۸-۱۲۱۶): جنگ داخلی در ایالت‌های متحد آمریکای مرکزی منجر به ایجاد کشورهای گواتمالا، السالوادور، هندوراس، نیکاراگوئه و کاستاریکا شد.
    ۶۰-۱۸۳۹ - (۳۸-۱۲۱۷): پس از دو جنگ تریاک در چین، کشورهای بریتانیای کبیر، فرانسه، ایالات متحده و روسیه امتیازات زیادی از چین گرفتند و سلسلهٔ چینگ رو به زوال رفت.

دههٔ ۱۸۴۰

    ۱۸۴۰ - (۱۲۱۸): نیوزیلند به وجود آمد.
    ۱۸۴۴ - (۱۲۲۲): شخصی به نام باب در ایران ادعای پیامبری کرد.
    ۴۹-۱۸۴۵ - (۱۲۲۷-۱۲۲۳): قحطی سیب‌زمینی ایرلندی
    ۴۸-۱۸۴۶ - (۱۲۲۶-۱۲۲۴): جنگ آمریکا و مکزیک که باعث واگذاری بسیاری از سرزمین‌های جنوب غربی امروزی از مکزیک به ایالات متحده شد.
    ۴۷-۱۸۴۶ - (۲۵-۱۲۲۴): مهاجرت مورمون‌ها به اوتاها
    ۱۸۴۸ - (۱۲۲۶): انتشار اعلامیهٔ کمونیسم
    ۱۸۴۸ - (۱۲۲۶): انقلاب‌های ۱۸۴۸ اروپا
    ۵۸-۱۸۴۸ - (۱۲۳۶-۱۲۲۶): تب طلا در کالیفرنیا

دههٔ ۱۸۵۰
یورش تیپ سبک در جنگ کریمه

    ۱۸۵۰ - (۱۲۲۸): عصر یخی کوتاه حدوداً در این سال پایان یافت.
    دههٔ ۱۸۶۰-۱۸۵۱ - (۱۲۴۷-۱۲۲۹): تب طلای ویکتوریایی در استرالیا
    ۶۴-۱۸۵۱ - (۱۲۴۲-۱۲۲۹): شورش تایپینگ در چین، خونین‌ترین نبرد سدهٔ نوزدهم
    ۱۸۵۴ - (۱۲۳۲): قرارداد کاناگاوا سیاست ساکوکوی ژاپن را متوقف کرد.
    ۵۶-۱۸۵۴ - (۳۴-۱۲۳۲): جنگ کریمه بین بریتانیای کبیر، فرانسه، امپراتوری عثمانی و روسیه
    ۱۸۵۵ - (۱۲۳۳): فرایند بسمر امکان تولید بالای فولاد را فراهم کرد.
    ۱۸۵۶ - (۱۲۳۴): ساخت اولین پالایشگاه نفت در رومانی
    ۵۸-۱۸۵۷ - (۱۲۳۶-۱۲۳۵): شورش هندیان در سال ۱۸۵۷
    ۱۸۵۹ - (۱۲۳۷): انتشار کتاب اصل انواع

دههٔ ۱۸۶۰
عبور اولین کشتی‌ها از کانال سوئز

    ۶۵-۱۸۶۱ - (۴۳-۱۲۳۹): جنگ داخلی آمریکا بین اتحادیه و جدایی‌طلبان متحد
    ۱۸۶۱ - (۱۲۳۹): روسیه برده‌داری را لغو کرد.
    ۱۸۶۳ - (۱۲۴۱): ایجاد صلیب سرخ جهانی پس از ایجاد اولین قرارداد جنوا در سال ۱۸۶۴ (۱۲۴۲).
    ۶۷-۱۸۶۴ - (۴۵-۱۲۴۲): مداخلهٔ فرانسه در مکزیک
    ۷۰-۱۸۶۴ - (۴۸-۱۲۴۲): جنگ ائتلاف سه‌گانه به جاه‌طلبی‌های پاراگوئه پایان داد و بخش زیادی از جمعیت این کشور را نابود ساخت.
    ۷۷-۱۸۶۵ - (۵۵-۱۲۴۳): نوسازی در ایالات متحده
    ۱۸۶۶ - (۱۲۴۴): کشیدن کابل تلگرافی به آن سوی اقیانوس اطلس پس از تلاش ناکام سال ۱۸۵۸ (۱۲۳۶) با موفقیت انجام شد.
    ۱۸۶۶ - (۱۲۴۴): جنگ اتریش و پروس (آسترو-پروسین) موجب تجزیهٔ کنفدراسیون آلمان و خلق کنفدراسیون آلمان شمالی و پادشاهی دو طرفهٔ اتریش-مجارستان شد.
    ۶۹-۱۸۶۶ - (۴۷-۱۲۴۴): پس از استقرار مجدد میجی در ژاپن، این کشور برنامهٔ مدرنیزه‌سازی سریع خود را آغاز کرد.
    ۱۸۶۷ - (۱۲۴۵): ایالات متحده، آلاسکا را از روسیه خرید.
    ۱۸۶۷ - (۱۲۴۵): کنفدراسیون کانادا تشکیل شد.
    ۱۸۶۹ - (۱۲۴۷): اولین خط آهن سراسری در ایالات متحده کامل شد.
    ۱۸۶۹ - (۱۲۴۷): کانال سوئز باز شد تا دریای مدیترانه را به دریای سرخ پیوند دهد.

دههٔ ۱۸۷۰

    ۷۱-۱۸۷۰ - (۴۹-۱۲۴۸): جنگ فرانسه و پروس (فرانکو-پروسین) موجب اتحاد آلمان و ایتالیا، نابودی دومین امپراتوری فرانسه، اضمحلال صلح بریتانیایی و ظهور امپریالیسم جدید شد.
    ۱۹۱۴-۱۸۷۱ - (۹۲-۱۲۴۹): انقلاب صنعتی دوم
    دهه ۱۸۹۰-دهه ۱۸۷۰ - (۷۷-۱۲۴۸): کسادی طولانی در اروپای غربی و آمریکای شمالی
    ۱۸۷۲ - (۱۲۵۰): پارک ملی یلواستون (سنگ زرد) ساخته شد.
    ۱۸۷۳ - (۱۲۵۱): ماکسول مقاله‌ای بر الکتریسیته و مغناطیس را منتشر کرد.
    ۱۸۷۴ - (۱۲۵۲): کمپانی هند شرقی بریتانیا از بین رفت.
    ۱۹۱۴ - ۱۸۷۶ - ((۹۲-۱۲۵۴): گسترش کلان جمعیت، سرزمین، صنعت و دارایی ایالات متحده که از آن به عنوان عصر طلایی آمریکا یاد می‌شود.

۱۸۷۷ - (۱۲۵۵): اعتصاب بزرگ کارکنان راه‌آهن در ایالات متحده که احتمالاً اولین اعتصاب سراسری کارگری در دنیا بوده است.

    ۷۸-۱۸۷۷ - (۵۶-۱۲۵۵): وقوع جنگ دیگری بین روسیه و عثمانی موجب آزادی بالکانی‌ها از سلطلهٔ امپراتوری عثمانی شد.
    ۱۸۷۸ - (۱۲۵۶): ساخت اولین سویچر تجاری تلفن در نیوهاون کانکتیکات.
    ۱۸۷۹ - (۱۲۵۷): جنگ انگلستان و زولو (آنگلو-زولو) در آفریقای جنوبی.
    ۸۴-۱۸۷۹ - (۶۲-۱۲۵۷): جنگ اقیانوس آرام بین پرو، بولیوی و شیلی.

دههٔ ۱۸۸۰

    ۱۹۰۲-۱۸۸۰ - (۸۰-۱۲۵۸: بریتانیای کبیر در دو جنگ بوئر بر مهاجرین هلندی در آفریقای جنوبی پیروز می‌شود.
    ۱۸۸۲ - (۱۲۶۰): ساخت اولین نیروگاه و سیستم توزیع برق در منهتن
    ۸۵-۱۸۸۴ - (۶۳-۱۲۶۲): کنفرانس برلین چراغ سبز حرکت اروپا به سمت آفریقا را نشان داد. همچنین کشورهای حاضر توافق کردند که به تجارت برده نپردازند.
    ۸۵-۱۸۸۴ - (۶۳-۱۲۶۲): جنگ چین و فرانسه منجر به تشکیل هندوچین فرانسه شد.
    ۱۸۸۵ - (۱۲۶۳): اتحاد بلغارستان
    ۱۸۸۸ - (۱۲۶۶): منع برده‌داری در برزیل

دههٔ ۱۸۹۰

    ۱۸۹۰ - (۱۲۶۸): کشتار زانوی زخمی آخرین پیکار از سلسله جنگ‌های بومیان آمریکا بود.
    ۹۵-۱۸۹۴ - (۷۳-۱۲۷۲): پس از پایان یافتن اولین جنگ چین و ژاپن، چین تایوان را به ژاپن واگذار کرد و اجازهٔ تام برای دخالت در کره را به ژاپن داد.
    ۹۶-۱۸۹۵ - (۷۴-۱۲۷۳): حبشه ایتالیا را در اولین جنگ ایتالیا و حبشه (ایتالو-ابیسینین) شکست داد.
    ۱۸۹۶ - (۱۲۷۴): بازی‌های المپیک در آتن احیا شد.
    ۱۸۹۶ - (۱۲۷۴): تب طلای کلوندیک در کانادا
    ۱۸۹۸ - (۱۲۷۶): پس از پایان یافتن جنگ اسپانیا و آمریکا، آمریکا کنترل کشورهای کوبا، پورتوریکو و فیلیپین را به دست آورد.
    ۱۹۰۰-۱۸۹۸ - (۷۸-۱۲۷۶): شورش مشت‌زنان در چین توسط ائتلاف هشت کشور متوقف شد.
    ۱۹۱۳-۱۸۹۹ - (۹۱-۱۲۷۷): جنگ فیلیپین و آمریکا

شخصیت‌های مهم

    گیلبرت و سولیوان، نمایشنامه‌نویس، آهنگ‌ساز
    ویلیام گیلبرت گریس، کریکت‌باز انگلیسی
    بارون هاسمن، نقشه‌کش شهری
    ساندور کورورسی کساما، کاشف فرهنگ تبت
    فیتز هاگ لادلا، نویسنده و کاشف
    فلورانس نایتینگل، پیشگام پرستاری
    ایگناز سملویس، طرفدار فعالیت‌های هیگنیک
    دکتر جان اسنو، بنیان‌گذار علم اپیدمیولوژی
    اف آر اسپوفورث، کریکت‌باز استرالیایی
    سیتینگ بول، رهبر لاکوتا
    رئیس جوزف، رهبر نز پرسه

انسان‌شناسی
فرانتز بوآس، یکی از پیشاهنگان انسان‌شناسی جدید

    فرانتز بوآس
    ادوارد بورنت تیلور
    کارل ورنر
    برادران گریم
    نیکولا میکلوخو ماکالای
    یوهان جاکوب بوکوفن

نقاشی
دریافتی از طلوع آفتاب اثر نقاش فرانسوی کلود مونه (۱۸۴۰ - ۱۹۲۶ میلادی) که نام امپرسیونیسم از آن گرفته شده است.

رئالیسم و رمانتیسمی که در ابتدای سدهٔ ۱۹ وجود داشت موجب به وجود آمدن امپرسیونیسم و پساامپرسیونیسم در سال‌های پایانی این سده شد. پاریس به عنوان پایتخت هنری جهان آن روزگار شناخته می‌شد. نقاشان مشهور این سده عبارت‌اند از:

    پل سزان
    یوگن دلاکروییکس
    کاسپار دیوید فردریش
    آنتونیو دو لا گاندارا
    تئودور گریکالت
    ونسان ون گوک
    جین آگوست دومینیک اینگرس
    ادوار مانه
    هنری دو تولوز لاترک
    کامیل پیسارو

موسیقی
لودویگ وان بتهوون

فرم سوناتا در عصر کلاسیک به کمال رسید و به صورت فرم غالب ترکیبات سازها در سدهٔ نوزدهم در آمد. امروزه بیشتر موسیقی‌های سدهٔ نوزدهم را در قالب سبک رمانتیک قلمداد می‌کنند. بسیاری از بزرگ‌ترین موسیقی‌دانان جهان همچون لودویگ وان بتهوون، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی، فردریک شوپن و ریچارد واگنر در این عصر زندگی می‌کردند. دیگران عبارت‌اند از:

    هکتور برلیوز
    یوهانس برامس
    آنتونین دورژاک
    فرانتز لیست
    فلیکس مندلسون
    مادست موسورگسکی
    فرانتز شوبرت
    جوزپه وردی
    روبرت شومان

ادبیات
چارلز دیکنز
مارک تواین در سال ۱۸۹۴ (۱۲۷۲)
جین آستن

ادبیات سدهٔ نوزدهم با رمانتیسم آغاز شد. رمانتیسم که جنبشی بر علیه عقل‌گرایی حاکم بر سدهٔ ۱۸ بود توانست در سراسر اروپا پخش شود. این جنبش کمابیش همراه با انقلاب صنعتی به پیش می‌رفت و سعی داشت تا با تغییرات بنیادینی که این انقلاب به‌وسیلهٔ موتور بخار و راه‌آهن در طبیعت به وجود می‌آورد مقابله کند. ویلیام وردزورث و ساموئل تیلور کلریج بنیانگذاران این مکتب در انگلستان بودند. در اروپا نیز جنبش آلمانی Sturm und Drang با پخش شدن در سطح این قاره از ایتالیا گرفته تا اسپانیا را تحت تأثیر خود قرار داد.

گانکورت‌ها و امیل زولا در فرانسه و جیووانی ورگا در ایتالیا برخی از بهترین رمان‌های ناتورالیست را تولید کردند.رمان‌های ناتورالیست ایتالیا از آن جهت اهمیت دارند که توانستند نقشه‌ای اجتماعی از یک ایتالیای متحد که تا پیش از آن از گوناگونی نژادی و فرهنگی آن بی‌خبر بودند به مردم ارائه دهند. در ۲۱ فوریه ۱۸۴۸ (۲ اسفند ۱۲۲۶) کارل مارکس و فردریش انگلس اعلامیهٔ کمونیسم را منتشر کردند.

در سدهٔ نوزدهم میلادی نویسندگان زیادی با آثار فراوان به وجود آمدند. برخی از بزرگ‌ترین نویسندگان این سده عبارت‌اند از لئو تولستوی، آنتوان چخوف و فئودور داستایوفسکی از روسیه؛ چارلز دیکنز، جان کیتز، اسکار وایلد و جین آستن از انگلستان؛ ادگار آلن پو و مارک تواین از آمریکا و ویکتور هوگو، ژول ورن و چارلز بودلر از فرانسه. دیگر نویسندگان مشهور این سده عبارت‌اند از:

    آرتور ریمباد
    استاندال (مری هنری بیل)
    استفان مالارم
    الکساندر پوشکین
    الکساندر دوما
    امیلی برونته
    امیلی دیکینسون
    جرج ساند (آماندین آئور لوسیل دوپین)
    رابرت لوییز استیونسون
    رالف والدو امرسون
    ساموئل تیلور کلریج
    شارلوت برونته
    فرانسیس رنه دو شاتوبریان
    فردریش هولدرلین
    کیت چاپین
    گوستاو فلابرت
    لرد بایرون
    مارگارت فولر
    مری شلی
    ناتانیل هاوثورن
    نیکولای گوگول
    والت وایتمن
    ویلیام وردزورث
    هاینریش هین
    هرمن ملویل
    هریت بیچر استو
    هنری جیمز
    هنریک ایبسن
    یوهان ولفگانگ وان گوته

علم
چارلز داروین

سدهٔ ۱۹ میلادی شاهد تولد علم به عنوان یک شغل بود؛ واژهٔ Scientist (ساینتیست یا دانشمند) اولین بار در سال ۱۸۳۳ (۱۲۱۱) توسط ویلیام وول ساخته شد. از میان تأثیرگذارترین نظریه‌های سدهٔ ۱۹ میلادی می‌توان به نطریهٔ چارلز داروین که در سال ۱۸۵۹ (۱۲۳۷) در کتاب اصل انواع منتشر شد اشاره کرد. این نظریه مبنی بر تکامل مبتنی بر انتخاب طبیعی بود. لویی پاستور توانست اولین واکسن هاری را بسازد. او همچنین توانست اکتشافات مختلفی در شیمی از جمله کریستال‌های نامتقارن را انجام دهد. توماس آلوا ادیسون توانست با اختراع لامپ به جهان نور ببخشد. کارل ویرستراس و تعدادی از ریاضی‌دانان توانستند آنالیز را مبتنی بر حساب کنند. برخی دیگر از دانشمندان مهم سدهٔ نوزدهم عبارت‌اند از:

    آمادئو آووگادرو، فیریکدان
    یوهان جاکوب بالمر، ریاضی‌دان، فیزیکدان
    هنری بکوئرل، فیزیکدان
    الکساندر گراهام بل، مخترع
    رابرت بونسن، شیمی‌دان
    ماری کوری، فیزیکدان، شیمی‌دان
    پیر کوری، شیمی‌دان
    کریستین دپلر، فیزیکدان، ریاضی‌دان
    مایکل فارادی، دانشمند
    گاتلوب فرج، ریاضی‌دان، منطق‌دان و فیلسوف
    کارل فردریش گاس، ریاضی‌دان، فیزیکدان، ستاره‌شناس
    جوسیا ویلارد گیبس، فیزیکدان
    ارنست هکل، زیست‌شناس
    هاینریش هرتز، فیزیکدان
    الکساندر ون هامبولت، طبیعت‌شناس، کاشف
    ویلیام تامسون، لرد کلوین، فیزیکدان
    رابرت کخ، باکتری‌شناس
    جوستوس ون لیبرگ، شیمی‌دان
    جیمز کلرک ماکسول، فیزیکدان
    جرج مندل، زیست‌شناس
    دیمیتری مندلیف، شیمی‌دان
    نیکولا تسلا، مخترع

دین و فلسفه

جنبش روز پایانی مقدس در سدهٔ ۱۹ توسط جوزف اسمیت کوچک و بریگهام یانگ معرفی شد که بعدها نظریات، تکالیف و فرهنگ آن به مورمونیسم شهرت یافت. در سال ۱۸۴۴ (۱۲۲۲) بازرگانی جوان در ایران ادعا کرد که باب(که در عربی به معنای «دروازه» می‌باشد) است و کیش بابی را بنیان گذاشت. او ادعا کرد که نایب شخصی است که «خدا به او رسالت خواهد داد». در سال ۱۸۶۳ (۱۲۴۱) بهاالله که خود یکی از پیروان باب بود، خود را به عنوان موعودی که تمامی ادیان مژدهٔ آمدنش را داده‌اند اعلام کرد. او بنیانگذار دین بهائی می‌باشد. نیکولای ژاپن رهبری مذهبی بود که ارتدکس شرقی را به ژاپن معرفی کرد. دیگر شخصیت‌های مذهبی و فلسفی این سده عبارت‌اند از:
کارل مارکس

    میخائیل باکونین، آنارشیست
    اگوست کنت، فیلسوف
    جرج ویلهلم فردریش هگل، فیلسوف
    سورن کیرکه‌گارد، فیلسوف
    کارل مارکس، فیلسوف و اقتصاددان سیاسی
    جان استوارت میل، فیلسوف
    فردریش نیچه، فیلسوف
    راماکریشنا پاراماهامسا، صوفی هندو
    آرتور شوپنهاور، فیلسوف
    کلود هنری دو روروی، بنیانگذار سوسیالیسم فرانسوی
    ویلیام موریس، اصلاح‌طلب اجتماعی

سیاست
اتو وان بیسمارک، صدراعظم آهنین آلمان

    اتو وان بیسمارک، صدراعظم آلمان
    ناپلئون بناپارت، ژنرال و امپراتور فرانسوی
    جان سی کالهون؟، سناتور آمریکایی
    هنری کلی، سناتور آمریکایی
    جفرسون دیویس، رئیس‌جمهور ایالت‌های هم‌پیمان آمریکا در ابتدا و طول جنگ داخلی آمریکا
    جوزپه گاریبالدی، متحدکنندهٔ ایتالیایی و سرباز پیدموتس
    ویلیام لیولد گریسون، رهبر مخالفان برده‌داری در آمریکا
    ویلیام اوارت گلدستون، نخست‌وزیر بریتانیا
    اولیسز اس گرنت، ژنرال و رئیس‌جمهور آمریکایی
    تئودور هرتزل، بنیانگذار صهیونیسم سیاسی جدید
    اندرو جکسون، ژنرال و رئیس‌جمهور آمریکایی
    توماس جفرسون، سیاست‌مدار، فیلسوف و رئیس‌جمهور آمریکایی
    لاجوس کوسوث، حکمران مجارستانی؛ رهبر جنگ استقلال
    هونگ ژیوکوان، انقلابی که مدعی بود که پسر خداست.
    بنجامین دیزرائلی، رمان‌نویس و سیاست‌مدار
    لیبرتادورس، آزادی‌خواه آمریکای لاتین
    رابرت ادوارد لی، ژنرال ایالت‌های هم‌پیمان
    آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور آمریکایی که رهبری آمریکا در دورات جنگ داخلی را بر عهده داشت.
    موتسوهیتو، امپراتور ژاپن
    ایستوان شچنی؟، آریستوکرات، رهبر جنبش اصلاحات مجارستان
    ملکه ویکتوریا، ملکهٔ بریتانیا
    کلمنز ون مترنیچ، صدراعظم اتریش

اختراعات، اکتشافات و نوآوری‌ها
یکی از اولین عکس‌های گرفته‌شده، که در سال ۱۸۲۶ (۱۲۰۴) توسط نیسفور نیپسه تولید شده است.

تحقیق در دانشگاه‌های تحقیقاتی نظیر دانشگاه برلین و آزمایشگاه‌های ثبت‌شده همچون پارک منلو ادیسون صنعتی شده و باعث رشد سرعت اکتشافات و نوآوری‌ها می‌شود.

    فروشگاه‌های زنجیره‌ای
    اپیدمیولوژی
    سفارش پستی
    زبانشناسی تاریخی
    تمبر پست
    اتوبوس‌های عمومی
    مترو

صلح

در ادبیات قدیم پارسی صُلح هم‌معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است[۱]، در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کرده‌اند آمیخته شده‌است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی‌دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می‌شود. صلح یک مفهوم مطلق نیست و می‌تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبه‌های مختلفی می‌توان صلح را مطالعه کرد. شامل مسائل مربوط به جنگ، خلع سلاح و کنترل تسلیحات نظامی و سایر موضوعات.[۲]

محتویات

    ۱ آشتی و صلح
    ۲ صلح ماندگار
    ۳ روز صلح
    ۴ سازمان ملل متحد
    ۵ جایزه صلح نوبل
    ۶ هنر برای صلح
    ۷ منابع

آشتی و صلح
رهبران قبایل سرخ‌پوستان در حال انعقاد «پیمان صلح» با ژنرال ویلیام شرمن در زمان جنگ داخلی آمریکا در وایومینگ.

به گفته باروخاسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه میگیردوهمانطور که آزادی به چم زندانی نبودن نیست صلح هم به چم نبود جنگ نیست[۳] مفهوم صلح را با آتش‌بس نباید اشتباه گرفت. آتش بس به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می‌کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ می‌باشد. برای بازگشت به وضعیت جنگ اعلان جنگ از یکی از طرفین الزامی است. رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار کردن طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راههای رسیدن به صلح است که به صلح رومی معروف است. در این وضعیت طرف پیروز و یا مجموعه‌ای از قدرتهای بی‌طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می‌کنند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات سیاسی و یا فعالان صلح است. آرمان جهانی صلحدوستان حفظ صلح در سطح جهان است ولی در واقعیت همیشه جنگها و مناقشات وجود داشته‌اند و به وجود می‌آیند و آنچه صلحدوستان دنیا به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح در این مناقشات است. ناتوانی انسان دربرابر برقراری صلحی در مناقشات متفکرانی همچون کریشنامورتی را به بیان مفاهیم بدیعی از صلح رهنمود کرده‌است، کریشنامورتی صلح را وضعیتی می‌داند که در آن تمام مناقشات و مسائل حل شده‌اند و هر نوع واکنش به جنگ را زمینه‌ای برای مناقشات بعدی می‌داند. در تفکر کریشنامورتی ما بخشی از دنیا هستیم و برخورد با مساله به عنوان مشکلی در بیرون از وجود ما اشتباه است.

    دنیا تو هستی و دنیا از تو جدا نیست. دنیا با تمام مشکلاتش از پاسخهای تو شکل یافته‌است، بنابر این راه حل در ایجاد مشکلات تازه نیست -

در اصطلاحات سیاسی[۴]:

    اقدامات دیپلماتیک هماهنگ و جدی در موردی خاص، با هدف دستیابی به صلح را صلح‌کوشی[۵] می‌نامند.
    اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرفهای درگیر به شیوه‌ای آشتی‌جویانه انجام گیرد را صلح‌آفرینی[۶] می‌نامند. . . .
    شاخه‌ای از پژوهش‌های علوم انسانی که هدف آن شناخت و فراهم کردن زمینه‌های برقراری صلح است را صلح‌پژوهی[۷] می‌نامند.

صلح ماندگار

امانوئل کانت فیلسوف نامدار آلمانی در سال ۱۷۹۵ میلادی کتابی با عنوان «صلح ماندگار» نوشت که در آن مبانی رسیدن به یک صلح پایدار به صورت شش اصل مشخص شده‌است. در این کتاب کانت برای اولین بار خواستار اتحاد جامعه بین‌المللی و تشکیل سازمانی برای برقراری صلح در جهان شده‌است.[۸]

صلح ماندگار یا صلح آرمانی، بر پایه آرای کانت محصول وضعیتی است که در آن دولت‌ها با پذیرش نظام مردم‌سالار به اتحاد آشتی‌جویانه و قوانین جهان‌گستر دست می‌یابند.[۹]
روز صلح

سازمان ملل متحد روز ۲۱ سپتامبر مصادف با ۳۰ شهریور را روز جهانی صلح اعلام کرده‌است. این تاریخ در پنجاه‌وهفتمین جلسه مجمع عمومی انتخاب شد. در گذشته و بر اساس قطعنامه ۳۶/۶۷ به تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۸۱ سومین سه‌شنبه سپتامبر، روز بازگشایی جلسات عادی مجمع عمومی به عنوان روز جهانی صلح انتخاب شده بود.
سازمان ملل متحد
نوشتار اصلی: سازمان ملل متحد

سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم با هدف تثبیت و ارائه صلح در جهان تشکیل شد. این سازمان تا کنون قطعنامه‌های زیادی را برای برقراری صلح تصویب کرده‌است.
جایزه صلح نوبل
نوشتارهای اصلی: جایزه صلح نوبل و فهرست برندگان جایزه نوبل صلح

جایزه صلح نوبل یکی از پنج جایزه نوبل است که هرساله اعطا می‌شود. شیرین عبادی اولین ایرانی و اولین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
هنر برای صلح

تاریخ بشر چرخه‌ی بدون توقف جنگ‌و صلح‌است. همواره با صدای مهیب شیپوری، جنگی آغاز شده و با به اهتزاز درآمدن تکه‌پارچه‌ای سفید، صلحی به ارمغان آمده است. و در میان این جنگ‌ها و صلح‌ها انسان‌های بسیاری قتل‌عام شده و حیوانات، درختان، گیاهان، زمین، آب و موجودات بسیاری از بین رفته‌اند. و از آنجا که «جنگ» و «اخلاق» - مانند آب و روغن که با یکدیگر مخلوط نمی‌شوند - هیچگاه با یکدیگر کنار نمی‌آیند، حاصل این جنگ‌ها چیزی نبوده است جز افزایش دزدی، سو استفاده از زنان و کودکان، آدم ربایی، گرسنگی،قحطی، بیماری، تنهایی و دردهای انسانی . . . آنچه گفته شد بر همه‌ی ما روشن بوده و نیاز به توضیح بیشتری ندارد. اما آنچه جنگ و هنر را به یکدیگر ارتباط می‌دهد نحوه‌ی بازتاب جنگ در آثار هنری است. پس پرسش این است که جنگ‌ها در طول تاریخ چگونه در آثار هنری منعکس می‌شدند؟ و پرسش دیگر اینکه از چه زمانی و توسط چه کسانی شیوه‌ای دیگر از انعکاس جنگ در آثار هنری مرسوم شد؟ پیشتر یادآور می‌گردد این مقاله تنها بر هنرهای تجسمی متمرکز شده است.
1. هنر ستایشگر جنگ
هنرمندان همانند سایر مردم تحت نفوذ و سیطره‌ی قوانین محیط و جامعه‌ای بوده‌اند که در آن می‌زیسته‌اند. علاوه بر آن، آنها می‌بایست پاسخگوی خواسته‌های سفارش‌دهندگان و حامیان خود یعنی پادشاهان، اشراف و ثروتمندان نیز باشند. سفارش‌دهنده که اغلب یا در حال دفاع از خاک خود و یا حمله به خاک دیگران بود نیز تنها از یک شیوه‌ی هنری یعنی «هنر ستایشگر جنگ و جنگاوری» استقبال میکرده است. از شاخص‌ترین نمونه‌های هنری این شیوه می‌توان به تصاویر حماسی جنگ‌ها که در آن پادشاهان بر گرده اسب خود سوار شده‌اند و یا به تصویر کشیدن تصاویر باشکوه از سربازان وطن‌پرست اشاره نمود[۱۰]. این شیوه هنری همچنان ادامه داشته و به نظر می‌رسد تا زمانی که انسان‌ها برای برطرف کردن اختلافاتشان به جنگ متوسل شوند همچنان ادامه داشته باشد.

2. هنر تقبیح کننده‌ی جنگ
سنت ستایشگری جنگ و جنگاوری که هم تاریخی چند هزار ساله داشته و هم بسیار قوی و قدرمند بوده و همچنان از شاخص‌ترین انشعابات هنری می‌باشد، چند قرنی است در کنار خود شاهد رشد رقیبی است که سازی مخالف را آغاز کرده است. او در کنار خود نوزادی ضعیف و لاغر اندام را می‌بیند که نه تنها جنگ را نمی‌ستاید بلکه آن تقبیح میکند. اما آنچه مسلم است این است که این نوزاد بیش از پیش در حال رشد کردن است. او نه تنها به دنبال «پیروزی در جنگ» نیست که «پیروزی بر جنگ» را آرزو میکند. این نوزاد را امروز با عناوینی چون «هنر برای صلح»، «هنر ضد جنگ» و نظایر آن می‌شناسند. هرچند دو اصطلاح «هنر ضدِ جنگ» و «هنر برای صلح» همواره برای ابراز مخالفت با جنگ و گاهی نیز به جای یکدیگر بکار می‌روند، اما تفاوت قابل توجهی در نحوه‌ی بیان خود دارند: «هنر ضدِ جنگ»، چهره‌ی کریه جنگ را به شکلی تلخ، تند و زننده و به کمک تصاویری دهشتناک و خشونت‌بار از قتل‌عام انسان‌ها و حیوانات، تخریب و ویرانی شهرها و روستاها و آوارگی انسان‌ها و نظایر آن به نمایش می‌گذارد. اما در «هنر برای صلح» هنرمند میکوشد برای ابراز دیدگاهش از صلح جهانی و نفی جنگ و خشونت، فضایی مثبت و خوشایند در آثارش ایجاد نماید.[۱۱] با این توضیحات اینک به معرفی سه تن از هنرمندانی که آغازگران «هنر ضدِ جنگ» بودند می‌پردازیم:
یک. کالوت این سنت هنری برای نخستین بار در قرن 17 میلادی و توسط جاکوبز کالوت شکسته شد. برای این کار او دو سری آثار ایچینگ (چاپ فلزی) با مضمون مصائب جنگی که به مدت سی سال اروپای مرکز را درهم نوردید بود خلق کرد.
دو. گویا دویست سال بعد یعنی در قرن نوزدهم، فرانسیسکو گویا با 82 اثر چاپی به جنگ‌های ناپلئون در اسپانیا پاسخ داد. تحت تاثیر آثار کالوت او نیز ابتدا 82 اثر ایچینگ (چاپ فلزی) خلق نمود.علاوه بر آثار چاپی، او تمامی وحشتش از جنگ را در دو تابلوی مشهورش یعنی «دوم ماه می1808» (جنگ فرانسه و اسپانیا در مادرید) و «سوم ماه می 1808» (تیرباران شورشیان اسپانیایی توسط سربازان امپراطوری فرانسه) به تصویر کشید.
سه. پیکاسو تا صد سال پس از گویا یعنی تا زمان جنگ جهانی اول در قرن بیستم، یا خیلی کم و یا هیچ اثر هنری ضد جنگی خلق نشد. اما گویا با آثاری که خلق کرده بود بر هنرمندان بسیاری پس از خود تاثیرگذاشته بود. اما به طور کل بازتاب وقایع جنگ جهانی اول را می‌توان به خوبی در هنرهای تجسمی و همچنین دیگر هنرها مانند ادبیات و شعر مشاهده نمود. هنرمندان، نویسندگان و شعرایی که به جنگ اعزام می‌شدند قویاً و آشکارا توجهشان به این قتل‌عام بیهوده و بی‌مفهوم که جان میلیون‌ها نفر را گرفت جلب شد. در این میان شاید بتوان گفت پیکاسو بیشترین تاثیر را از آثار هموطن اسپانیایی‌اش گویا گرفته و معروف‌ترین نقاشی ضد جنگ تاریخ یعنی گرنیکای را نقاشی کرد. او آن را در واکنش به بمباران 1937 شهر باسک توسط نازی‌ها که در حمایت از فرانکو در جنگ داخلی اسپانیا شرکت کرده بودند کشید. پیکاسو که در آن زمان در پاریس زندگی میکرد، با دیدن تصاویر خرابی‌گرنیکا در روزنامه‌ها وحشت زده و خشمگین شد. او به خوبی تصویری گویا از مصائب جنگ به تصویر کشید و اثری نمادین به جای گذاشت که نشانگر بی‌رحمی جنگ است. گرنیکا نقاشی خیلی خشونت‌آمیزی است که انسان‌ها و حیواناتی در حال مردن را نشان می‌دهد. در همین اعوان پیکاسو به گروه‌های صلح‌طلب پیوست. وی همچنین با تاثیر از تابلوی سوم ماه می 1808 گویا، نقاشی «قتل عام در کره » را در سال 1951 نقاش کرد (استفانی

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول (که با نام‌های نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همهٔ جنگ‌ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینهٔ کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این هیچ جنگی به این اندازه تلفات نداشت. از سلاح‌های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ بهره گرفته شد. برای نخستین بار، بگونه انبوه مناطق غیر نظامی بمباران هوایی شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ به خاطر شیوهٔ جنگی خاکریزی به ویژه در جبهه غرب نیز شناخته شده است.

جنگ جهانی نخست از برجسته ترین رخدادهای تاریخ بشر است و بگونه مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ سده بیستم داشته‌است. این جنگ پایان تعدادی از نظام‌های پادشاهی اروپا را رقم زد و مایه نابودی چهار دودمان پادشاهی ی هوهنزولرن، هابسبورگ، عثمانی و رمانوف به ترتیب در اتریش-مجارستان، آلمان، عثمانی و روسیه تزاری شد. همهٔ این فرمانروایی‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر کار بودند.

بیشتر تاریخ نگاران باور دارند که شکست گفتگوها پس از جنگ و «معاهده ورسای» و تحمیل غرامت بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده مایه پرورش فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینهٔ آغاز جنگ جهانی دوم شد.

این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بر آینده جهان تأثیر گذاشت و از چین تا کوبا انقلاب‌های سوسیالیستی را دامن زد و از سویی زمینه‌ساز تبدیل شوروی به یک ابرقدرت جهانی شد و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.

در شرق با نابودی امپراطوری عثمانی کشور نوینی به نام «ترکیه» پایه‌گذاری شد و سرپرستی موقت مناطق عرب‌نشین تحت حکومت این کشور تا زمان استقلال آن‌ها به بریتانیا و فرانسه واگذار شد. با فروپاشی امپراطوری اتریش در اروپای مرکزی کشورهای تازه‌ای همچون چکسلواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان دوباره از بخش‌هایی از خاک آلمان، امپراطوری روسیه و امپراطوری اتریش پدید آمد.

جنگ بزرگی در اروپا بین آلمان یعنی رهبر دول محور و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور به اینگونه بودند، فرمانروایی آلمان به رهبری «قیصر ویلهلم دوم» (۱۹۴۱ - ۱۸۵۹م)، و امپراطوری اتریش - مجارستان بلغارستان که امپراطوری عثمانی نیز به نفع آن‌ها می‌جنگید. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین توان نظامی جنگ به شمار می‌آمد.

تا مدت‌ها هیچ یک از دو سوی نتوانستند به پیروزی اصلی دست یابند و جنگ تا چهار سال به درازا انجامید. پیش از پیروزی متفقین نزدیک به ۱۰ میلیون تن کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در همایشی در پاریس، معاهده ورسای امضا شد و تاوان‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.

محتویات

    ۱ آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ اروپایی اول
        ۱.۱ جنگ فرانسه با آلمان
        ۱.۲ اتفاق امپراتوران سه گانه
        ۱.۳ جنگ روسیه و عثمانی
        ۱.۴ شکل‌گیری اتحاد مثلث
        ۱.۵ مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث
        ۱.۶ نزدیکی روس و انگلیس
        ۱.۷ بحران‌های بالکان قبل از جنگ
        ۱.۸ اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت
        ۱.۹ برقراری روابط بین آلمان و عثمانی
    ۲ دلایل وقوع جنگ جهانی اول
    ۳ نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها
    ۴ طرح اشلیفن
    ۵ نامه‌نگاری در جنگ جهانی اول
    ۶ جبهه شرق و روسیه
        ۶.۱ ایران در جنگ جهانی اول
        ۶.۲ پیامدهای جنگ جهانی اول
    ۷ گسترش جنگ
        ۷.۱ سال ۱۹۱۴
        ۷.۲ سال ۱۹۱۵
        ۷.۳ سال ۱۹۱۶
        ۷.۴ سال ۱۹۱۷
        ۷.۵ سال ۱۹۱۸
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ اروپایی اول
Chateau Wood Ypres 1917.jpg

وحدت آلمان در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت پذیرفت و نتیجهٔ جنگ‌هایی بود که ویلهلم یکم پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوک‌نشین‌های شلسویگ، هلشتاین و لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیهٔ ایالت‌های آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیهٔ ایالت‌های آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله کردند. سپاهیان کریستیان به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوک‌نشین‌های سه گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد.

بیسمارک پس از جنگ دانمارک درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بی‌طرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم کرد که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیهٔ دولت‌های آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیهٔ ایالت‌های آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانی‌ها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجهٔ درگیری بین پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشی‌ها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد که با ناپلئون سوم صلح نماید. به موجب معاهدهٔ پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمهٔ پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو قطعهٔ جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعهٔ آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل گردید که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد.
جنگ فرانسه با آلمان
سربازان آلمان در حال پرتاب خمپاره در جنگ جهانی اول

بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً ارادهٔ بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیلهٔ منظم کردن ممالک جنوبی به ممالک مجتمعهٔ شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیلهٔ احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) بود از بین می‌برد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدام‌های لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازهٔ الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً به پروس این آزادی عمل را می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آن‌ها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالت‌های جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام در روز سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامهٔ فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آرای عمومی انتخاب می‌شد و احزاب برجستهٔ آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیک‌ها، آزادی‌خواهان و سوسیالیست‌ها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد.
اتفاق امپراتوران سه گانه

دولت آلمان پس از آن که بر امپراتوری‌های اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید دول بزرگ اروپا بر ضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحهٔ فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه، که شخصاً به امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سه‌گانه معروف شد. (اکتبر ۱۸۷۳)
جنگ روسیه و عثمانی

جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روس‌ها در سوم مارس ۱۸۷۸ پیمان سن استفانو را به ترک‌ها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد، کنگرهٔ برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخلهٔ آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند.
شکل‌گیری اتحاد مثلث

سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل گردید و ایتالیا به آن ملحق شد. بر اساس مواد محرمانهٔ این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حملهٔ فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیایی‌ها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند. در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سال‌های ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آن‌ها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌نمود. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولت‌های سه‌گانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌گردید. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیرهٔ بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.
مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث

بعد از کنگرهٔ برلین، که روس‌ها از آلمانی‌ها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانهٔ ویلهلم دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه گردید.

دولت فرانسه به تزار روس وعدهٔ کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایهٔ خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود.

در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامهٔ معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنهٔ دریای ارض جدید، مسئلهٔ سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله، آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود.

فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ویلهلم دوم در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام بر هم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین‌المللی در الجزیره بر‌گزار شد که در آن انگلیسی‌ها از فرانسوی‌ها حمایت کردند و کوشش آلمان برای بر هم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانی‌ها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آن‌ها داده شود آن‌ها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانی‌ها توانستند به اراضی کوچکی در آفریقا دست یابند.
نزدیکی روس و انگلیس
اعدام سربازان صرب توسط سربازان اتریشی. صربستان در طول جنگ یک چهارم جمعیت خود را که شامل ۸۵۰ هزار نفر می‌شد از دست داد.

دولت فرانسه با روسیه دوست بود. انگلیس هم متحد ژاپن به شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند. اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضا می‌نمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روس‌ها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آن‌ها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئلهٔ دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بلغارها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد. مسئلهٔ دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمین‌هایی در آفریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروه‌های مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمایید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئلهٔ دیگر صادرات روزافزون آلمانی‌ها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می‌کرد.

مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌نمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلهلم دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار نمود که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همهٔ کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینهٔ لازم را برای ساختن کشتی‌های جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفت‌های تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد. از یک طرف خطر توسعهٔ نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آن‌ها را تحلیل ببرد. اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم می‌کرد که به روس‌ها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روس‌ها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید. تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئلهٔ ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روس‌ها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آن‌ها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر سن پترزبورگ بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود دربارهٔ ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.
بحران‌های بالکان قبل از جنگ

از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگ‌هایی درگرفت که زمینهٔ جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را اشغال نمود و در نیمهٔ اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریباً هم‌زمان با ایتالیا، بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به عثمانی حمله نمودند و در اوایل دسامبر ۱۹۱۲ عثمانی درخواست صلح نمود. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنایم به دست آمده از عثمانی درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضا شد که ترک‌ها را وادار می‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه به اروپاییان واگذار کنند.
اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت
اولین زیردریای تسلیم شدهٔ آلمانی‌ها در نزدیکی پل برج در لندن ۱۹۱۸

آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر، مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همهٔ کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیهٔ دولت‌ها پیشی گرفت و برای طبقهٔ کارگر اهمیت قایل شد. در حالی که در بقیهٔ کشورها حقی برای کارگران قایل نبودند. واقعیت دیگر این که حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاست‌مداران آلمانی از روش‌های مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجویی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاه‌ها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد. حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید می‌باید برید» و به همین دلیل کم‌کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آن‌ها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولت‌های اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند.

دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در آفریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی را که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی آفریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی آفریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سال‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل سالهٔ آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌های گستردهٔ راه‌آهن و راه‌های شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گستردهٔ نظامی آلمان موجب وحشت قدرت‌های اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفت‌های عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیهٔ نظامی‌گری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود.
برقراری روابط بین آلمان و عثمانی
سربازان آلمان در بیت المقدس

یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد.

افسران برجستهٔ هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نام‌های سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند.

البته یکی از طراحان برنامهٔ گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکهٔ آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل مسلمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آن‌هاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانک‌داران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جستجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانی‌ها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آن‌ها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامهٔ راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین - تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادلهٔ یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند. بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.

اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامهٔ راه‌آهن برلین - بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰ تزار نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات نمودند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در ۱۹ اوت ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقهٔ نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت. و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌آهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن استانبول - بغداد و خانقین - تهران را بسازد.
دلایل وقوع جنگ جهانی اول

علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانهٔ شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.
نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها
حملهٔ نیروهای فرانسوی به آلمانی‌ها در شامپانی فرانسه

وقتی که در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیون‌ها تن از مردم شادمان در خیابان‌های شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود را برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های دهشت‌انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.


طرح اشلیفن

طرح ارتش آلمان برای جنگ در دو جبهه، کار کنت اشلیفن بود که بعد از استعفای والدرسی، جانشین مولتکه، در سال۱۸۹۲ به ریاست ستاد کل ارتش آلمان رسیده بود. در آن زمان برای او روشن بود که فرانسه و روسیه در جنگ بعدی با هم متحد می‌شوند و جنگ با یکی، به طور قطع به معنای جنگ با هر دو است. هرچه کنت اشلیفن بیشتر به طرح مولتکه در مقابل این پیشامد -که عبارت از دفاع در غرب و آفند محدود در شرق بود- می‌اندیشید کمتر از آن خوشش می‌آمد: چنین جنگی می‌توانست تا ابد ادامه پیدا کند. شاید فرانسه و روسیه، که اساساً جوامعی روستایی بودند، طاقت مبارزه‌ای طولانی از این نوع را داشتند ولی آلمان، با اقتصاد پیشرفته‌اش، به سرعت دچار دردسر می‌شد. آنچه آلمان می‌خواست راهی برای غلبه در جنگ در یک اردوکشی واحد بود.

سعی برای تعیین تکلیف در شرق به کلی بیهوده بود، قضیه غرب هم کار ساده‌ای نبود؛ به طوری که مولتکه خاطر نشان کرده بود اکنون که فرانسوی‌ها خدمت وظیفهٔ عمومی را معمول کرده بودند، نیروی کافی در اختیار داشتند که نفرات لازم برای یک خط دفاع دایمی در طول مرز فرانسه-آلمان را تامین کند. راه حل اشلیفن به طرز خیره کننده‌ای ساده بود. او راه خود را از میان خط ماژینو نمی‌گشود؛ آن‌ها را دور می‌زد. این طرح مستلزم آن بود که تمام ارتش آلمان در غرب صف آرایی کند و بیش از نیمی از آن -پنجاه لشکر از هشتاد لشکر موجود- در مقابل بلژیک و هلند موضع بگیرند.

این لشکرها که جناح راست ارتش را تشکیل می‌دادند می‌بایست با حداکثر سرعت از هلند و بلژیک می‌گذشتند و قرار بود ظرف سه هفته بسیج و یک هفته راه پیمایی به مرز فرانسه بلژیک برسند. از آنجا به فرانسه شمالی وارد می‌شدند و جناح چپ ارتش فرانسه را متوجه خود کرده و خط دفاعی فرانسه را به عقب خم می‌کردند.

درونمایهٔ طرح این بود که با عبور از دو کشور هلند و بلژیک میدان عمل وسیع‌تری به دست آورند و مانور آن‌قدر وسعت پیدا کند که تمام ارتش فرانسه را مشغول کند. به طوری که اشلیفن به فرماندهان واحدهایش می‌گفت: «باید آخرین سرباز سمت راست، کانال را با آستینش پاک کند.» حتی یک لشکر فرانسوی نمی‌بایست فرار می‌کرد.

اشلیفن در سال ۱۹۰۶ کنار رفت. جانشین او هلموت مولتکه، نوهٔ مولتکه بزرگ و قدری سازشکار بود. او دستورهای راهپیمایی جناح راست را تغییر داد تا بتوان هلند را بی‌آسیب گذاشت و تصمیم گرفت ده لشکر برای دفاع از شرق در مقابل حملهٔ روس‌ها نگهداری شود.

اشلیفن که این تغییرات به گوشش می‌رسید مرتب می‌پرسید آیا رییس ستاد از حساب‌های پشت سر طرح خبر دارد؟ او یادداشت‌هایی برای مولتکه فرستاد تا نیاز به استقرار قویترین نیروی ممکن در غرب را توضیح دهد و از جواب‌های طفره‌آمیزی که دریافت می‌کرد برآشفته بود. وقتی مرد (در سال ۱۹۱۳) هنوز نگران بود: آخرین کلماتش به وضوح خطاب به مولتکه، این بود که: همه چیز را کنار بگذارید و جناح راست را قوی نگه دارید.
نامه‌نگاری در جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول به لحاظ فراوانی نامه‌هایی که میان جبهه و پشت جبهه رد و بدل شد از همه جنگ‌های قبل از آن متمایز است. نامه‌های جنگ جهانی اول کمتر سانسور شده‌اند. در همین رابطه است که دولت رایش آلمان فوراً تدارکات عملی وسیعی برای نقل و انتقال پست را به اجرا می‌گذارد. در پایان سال ۱۹۱۴، یعنی ۵ ماه پس از شروع جنگ روزانه ۱۰۰ واگن قطار نامه‌های مردان و زنان و خانواده‌ها از پشت جبهه را برای سربازان حمل می‌کنند و بالعکس. به کارگیری ۸ هزار کارمند رسمی و ۱۳ هزار نیروی کمکی موجب شده بود که نامه‌ها برای رسیدن به دست گیرنده بیش از یک هفته در راه نباشند. مجموعاً در ۵ سال جنگ ۲۹ میلیارد نامه، کارت پستال و محموله پستی میان جبهه و کل شهرهای آلمان رد و بدل می‌شود. طرفه این که از این تعداد ۱۱ میلیارد نامه از جبهه به پشت جبهه بوده، ولی تعداد نامه‌های پشت جبهه به جبهه از ۱۸ میلیارد مورد هم فراتر می‌رفت.[۱]
جبهه شرق و روسیه
ایران در جنگ جهانی اول

نوشتار اصلی: ایران در جنگ جهانی اول
تندیس رئیس علی دلواری

جنگ جهانی اول هم‌زمان با حکومت احمد شاه قاجار بود و دولت مشروطهٔ ایران ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. علی‌رغم اعلام بی‌طرفی دولت ایران، نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند.

بر اثر آغاز جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقهٔ مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ عدهٔ زیادی از مردم ایران (تقریباً ۴۰ درصد مردم ایران. به عبارت دیگر ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ۲۰ میلیون نفری آن زمان ایران) به کام مرگ فرو رفتند.[۲] سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسلهٔ قاجار منصرف شدند. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت شیخ حسین خان چاه کوتاهی دلیر مرد آزادی خواه جنوب ایران و رئیس علی دلواری و خالو حسین بردخونی از دلیران تنگستان در استان بوشهر و نبرد جهاد در خوزستان و مقاومتهای فارس به رهبری صولت الدوله قشقایی و ناصر دیوان کازرونی و ایت اله سید عبدالحسین لاری اشاره کرد. جمعی از رجال از قم به اصفهان و سپس اراک و بالاخره به کرمانشاه رفتند و عاقبت در آنجا قوای گارد ملی ترتیب دادند و حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام‌السلطنه (رضا قلی خان مافی) تشکیل گردید. پس از سقوط بغداد اعضای دولت موقتی دولت ملی و جمع بسیاری از ایرانیان به استانبول رفتند.
پیامدهای جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوری‌های شکست خوردهٔ اتریش - مجارستان و امپراتوری عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز به دست انقلابی‌های بلشویک افتاد.

اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقهٔ مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ بین هشت تا ده میلیون نفر از مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند.

در سال ۱۹۱۶ م ملی‌گرایان ایرلندی در دوبلین واقع در ایرلند، قیام عید پاک را ترتیب دادند. این شورش با شکست مواجه شد، اما موج مخالفت‌های گسترده علیه حکومت بریتانیا در ایرلند را به راه انداخت. در سال ۱۹۱۹ مجلس ایرلند، حکومت این کشور را «جمهوری» اعلام کرد، و متعاقب آن ۳ سال جنگ بین ارتش جمهوریخواه ایرلند و بریتانیا در گرفت. در سال ۱۹۲۹ ایرلند جنوبی، به عنوان دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان در شمال ایرلند جزو پادشاهی انگلستان باقی ماندند که هم اکنون با نام ایرلند شمالی شناخته می‌شوند.

وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی اول بسیار وخیم شد و نرخ تورم بسیار بالا رفت. در سال ۱۹۲۳، هنگامی که نیروهای فرانسه و بلژیک برای وادار کردن آلمان به پرداخت غرامت جنگی وارد منطقه رور شدند، دولت در اقدامی میهن‌پرستانه، مردم را به مقاومت منفی دعوت کرد. چون افزایش مالیات‌ها مورد پسند عامه نبود، دولت به وسیلهٔ چاپ اسکناس از کارگران کارخانه‌های رور و خانواده‌های آن‌ها حمایت کرد و در همان حال، اجازه داد اعتبارات بانکی با نرخ بهرهٔ بیشتری عرضه شود. در اوج تورم حاصل از این اقدامات، بیش از ۳۰ کارخانه کاغذسازی و ۱۵۰ چاپخانه و دو هزار ماشین چاپ به طور شبانه‌روزی برای برآوردن نیاز به پول کار می‌کردند. ولی این تدبیرها نیز با شکست مواجه شد، زیرا مقدار پول در گردش از سرعت افزایش قیمت‌ها کمتر بود. اسکناس‌هایی که به مقدار فراوان و با مبلغ اسمی ده‌ها هزار مارک چاپ شده بود، قبل از این که از چاپخانه خارج شود، مجدداً زیر ماشین چاپ می‌رفت و مبلغ اسمی آن به ارقام میلیونی تبدیل می‌شد. کارگران دستمزدهای خود را با کیسه‌های خرید و حتی گاه با چرخ دستی پر از پول و آن هم روزی دو بار دریافت می‌کردند، دستمزد صبح فقط صرف ناهار ظهر می‌شد، زیرا بیم آن می‌رفت نرخ ارز که بعدازظهر اعلام می‌شد، تغییر کند و قیمت‌ها باز هم افزایش یابد. هنگامی که بهای زغال‌سنگ به میزان سرسام‌آوری افزایش یافت، برخی از مردم دستمزدهای بعدازظهر را به جای زغال‌سنگ در اجاق آشپزخانه می‌سوزاندند. سرانجام کار به جایی رسید که با یک دلار آمریکا می‌شد ۴ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد مارک آلمان خریداری کرد.[۳]

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند. حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌های موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. در ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این رهبران سازش کنند. آن‌ها عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد.

در سپتامبر ۱۹۳۹ م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. رهبر آلمان، آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود. در ابتدا تاکتیک حملات برق‌آسا موفقیت‌آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳م، قوای متفقین، متشکل از نیروهای شوروی، انگلستان و آمریکا بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه می۱۹۴۵م، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد و بیش از چهل میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.
گسترش جنگ
سال ۱۹۱۴

    ۲۸ ژوئیه: اتریش - مجارستان جنگ با صربستان را اعلام کرد.
    ۱ اوت: آلمان جنگ با روسیه را آغاز کرد.
    ۲ اوت: نظامیان آلمان لوکزامبورگ را اشغال کردند.
    ۳ اوت: آلمان با فرانسه وارد جنگ شد.
    ۴ اوت: آلمان به بلژیک که بی طرف بود حمله کرد؛ در پاسخ بریتانیا به آلمان اعلام جنگ داد.
    ۱۰ اوت: اتریش - مجارستان با روسیه وارد جنگ شد.
    ۱۲ اوت: بریتانیا و فرانسه به اتریش - مجارستان اعلام جنگ کردند.
    ۲۳ اوت: ژاپن با آلمان وارد جنگ شد.
    سپتامبر: پیمان اتحاد توسط فرانسه، بریتانیا و روسیه امضا شد.
    ۹ اکتبر: بلژیک پس از محاصره آنتورپ توسط نظامیان آلمان سقوط کرد.
    ۲۹ اکتبر: امپراتوری عثمانی به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.
    ۲ نوامبر: روسیه به امپراتوری عثمانی اعلام جنگ داد.
    ۵ نوامبر: فرانسه و بریتانیا با امپراتوری عثمانی وارد جنگ شدند.

سال ۱۹۱۵

    ۲۴ آوریل: امپراتوری عثمانی نسل‌کشی ارمنیان را آغاز کرد.
    ۲۵ آوریل: لشکرکشی گالیپولی آغاز شد.
    ۲۶ آوریل: ایتالیا به طور مخفیانه پیمان لندن را امضا کرد.
    ۲۳ می: ایتالیا به اتریش-مجارستان اعلام جنگ کرد.
    ۱۴ اکتبر: بلغارستان به صربستان اعلام جنگ نمود و به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.

سال ۱۹۱۶

    ۹ مارس: آلمان به پرتغال اعلام جنگ داد.
    ۲۷ اوت: رومانی با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.
    ۲۸ اوت: ایتالیا با آلمان وارد جنگ شد.

سال ۱۹۱۷

    ۱۶ ژانویه: آلمان به مکزیک تلگراف زیمرمن را فرستاد، و پیشنهاد متحد شدن در مقابل ایالات متحده را داد.
    ۶ آوریل: ایالات متحده با آلمان وارد جنگ شد.
    ۲۷ ژوئن: یونان به طرفداری از متفقین وارد جنگ شد.
    ۱۴ اوت: جمهوری چین با آلمان وارد جنگ شد.
    ۲۶ اکتبر: برزیل با آلمان وارد جنگ شد.
    ۷ دسامبر: ایالات متحده آمریکا با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.

سال ۱۹۱۸

    ۱۱ نوامبر: پیمان صلح امضاء شد، جنگ جهانی اول پایان یافت.

بغداد

بَغْداد (به پهلوی:b a g d a d ، به معنی: خدا داد) بزرگ‌ترین شهر عراق و دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا، مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در مرکز جغرافیایی آن در کنار رود دجله قرار دارد. در سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی، ۹٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت داشته است.[۱]

بغداد یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی در جهان عرب و خاورمیانه است.تاریخ بغداد از دوره ی عباسیان شروع می شود و پیش از آن پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغدادامروزی بود. در آن زمان بغداد نام منطقهٔ کوچکی در نزدیکی تیسفون بود.این در روزگار عباسیان به پایتختی خلافت برگزیده شد و در همان زمان هم نام آور گشت؛ به گونه‌ای که نمادی برای سرزمینهای اسلامی سده‌های میانه بود. شهر بغداد در ۳۰ ژوئیه سال ۷۶۲ در کرانه غربی رود دجله توسط عباسیان و در زمان خلیفه المنصور بنیاد شد. المنصور برای بغداد چهار دروازه (باب)ساخت؛ باب خراسان، که به باب‌الدولة نیز مشهور بود به خاطرِ روی آوری و اقبال دولت عباسی از خراسان ، و باب‌الشام، که به سوی شام بود، ثم باب‌الکوفة، به سوی کوفه، و سپس باب البصرة.

در حدود یک نسل از پیدایش بغداد، این شهر به قطب علم آموزی و تجارت تبدیل گشت ، به طوری که پایتختِ دانش مسلمانان در شرق شد. بیت‌الحکمه نام بنیادی بود که به امر ترجمه متون یونانی، فارسی میانه و سریانی اختصاص یافته بود. برمکیان خاندان با نفوذی بودند که وظیفه آنان گرد آوردن تحصیل کردگان از دانشگاه گندی شاپور ایران و معرفی یونانیان و هند باستان به جهان عرب بود. برخی معتقدند که جمعیت ساکنین این شهر بیش از یک میلیون نفر بوده و این در حالیست که برخی دیگر فقط به وجود بخشی از این تعداد اعتقاد دارند. در این دوران محل بسیاری از داستان‌های شهرزاد از سری داستان‌های «هزار و یک شب» در بغداد بوده‌است. پس از سرنگونی امویان و ظهور عباسیان پایتخت خلافت اسلامی از شام به عراق (شهر بغداد) منتقل شد.[۲]بغداد در سال ۱۲۵۸م به دست هلاکوخان سقوط کرد. در سالهای دورتر بغداد و پیرامون آن میان ترکمانان و عثمانیان و آنگاه صفویان دست به دست می‌شد. سرانجام به عنوان بخشی از عثمانی شناخته شد تا اینکه پس از جنگ جهانی دوم و تقسیم خلافت عثمانی به عنوان پایتخت عراق گزیده شد. پس از اشغال عراق در ماه‌های مارس و آوریل سال ۲۰۰۳ و در جریان تسخیر سال ۲۰۰۳ عراق، بغداد تحت شدیدترین بمباران‌ها قرار گرفته و در روزهای ۷ آوریل – ۹ آوریل تحت کنترل ایالات متحده درآمد.، وضعیّت امنیتی بغداد پایین آمد.در سال ۲۰۱۲ بغداد با کسب رتبه ۲۲۱ عنوان بدترین شهر دنیا برای زندگی را به خود اختصاص داد. شرایط بد امنیتی یکی از مهمترین دلایل کسب این رتبه بوده‌است.[۳]

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ نام
    ۲ یک مرکز جهت فرا گیری علوم
    ۳ جمعیت شناسی
    ۴ دوره معاصر
    ۵ تلاش هائی در خصوص نو سازی
    ۶ دولت
    ۷ منطقه‌ها و محله‌های بغداد
    ۸ همسایگان اصلی بغداد
    ۹ مناطق دیدنی و آثار باستانی
    ۱۰ فرهنگ
        ۱۰.۱ ورزش
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون
    ۱۴ خواندنی‌های بیشتر

تاریخ
نوشتار(های) وابسته: سقوط بغداد (۱۲۵۸)، فتح بغداد (۱۶۲۳) و نبرد بغداد (۱۶۲۵)

پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود. در آن زمان بغداد نام منطقهٔ کوچکی در نزدیکی تیسفون بود. خود نام «بغداد» نامی ایرانی است که در زمان ساسانیان به آن منطقه نهاده شد. نام بغداد از دو بخش بغ و داد ساخته شده. بغ به معنای خداست. پس از معنای نام بغداد بخشش خدا یا خداداد به دست می‌آید. بغداد در روزگار عباسیان به پایتختی برگزیده شد و در همان زمان هم ناماور گشت؛ به گونه‌ای که نمادی برای سرزمینهای اسلامی سده‌های میانه بود. پس از سرنگونی امویان و ظهور عباسیان پایتخت خلافت اسلامی از شام به عراق (شهر بغداد) منتقل شد.[۴] گفته می‌شود که شهر بغداد در ۳۰ ژوئیه سال ۷۶۲ در کرانه غربی رود دجله توسط عباسیان و در زمان خلیفه المنصور بنیاد شد، به هر رو نام این شهر در متون پیش از اسلام از جمله در تلمود یهودیان نیز ذکر گردیده‌است. از اینرو شاید بغداد جدید در کنار شهر قدیمی بغداد که در ۵۰ مایلی شمال بابل واقع شده بود، ساخته شده‌است. این شهر جایگزین تیسفون پایتخت شاهنشاهی ایران و دمشق پایتخت امپراتوری اموی شد.

با سرنگونی عباسیان به دست مغولها بغداد نیز ویران و مردمش کشتار شدند. در سالهای دورتر بغداد و پیرامون آن میان ترکمانان و عثمانیان و آنگاه صفویان دست به دست می‌شد. سرانجام به عنوان بخشی از عثمانی شناخته شد تا اینکه پس از جنگ جهانی دوم و تکه تکه شدن عثمانی زیر نظر انگلیسی‌ها به عنوان مرکز کشور تازه ساز عراق درآمد.

منصور عباسی برای طراحی این شهر از دو طرح استفاده کرد. طرح نخست از نوبخت معمار ایرانی و طرح دوم از ماشاءالله، یک یهودی سابق از اهالی خراسان در ایران بود.

بغداد بصورت دایره‌ای با قطر ۲ کیلومتر طراحی شد که این شهر را به‌عنوان ""شهر گرد"" معروف ساخت. طراحی اولیه نشانگر یک حلقه از ساختمان‌های مسکونی و تجاری بود که در کنار دیوارهای داخل شهر ساخته شده بودند، ولی در هنگام ساخت حلقه‌ای دیگر در داخل حلقه اصلی ساخته شد.[۵] در مرکز شهر ساختمانهای مسجد و همچنین قرارگاه مرکزی سربازان قرار داشت. هدف از ساخت و کاربری قسمت خالی مرکز شهر ناشناخته‌است. اساس طراحی دایره شکل شهر دقیقاً بر پایه طراحی شهرسازی ساسانیان است. طرح شهر بغداد کپی‌برداری از نقشه و طرح شهر ساسانی گور (فیروزآباد کنونی) است.

اعتقاد عمومی بر آن است که بغداد در طی سال‌های ۷۷۵ تا ۹۳۵ میلادی بزرگ‌ترین شهر جهان بوده‌است. این شهر احتمالاً اولین شهر بالای یک میلیون نفری دنیا نیز بوده‌است.[۶]

بغداد تا زمان تأسیس پادشاهی آی- سی ای کی تحت کنترل انگلیسی در سال ۱۹۲۱، تحت حکومت عثمانی باقی بود. کنترل انگلیسی‌ها بر اساس سیاست سرکوب اعراب عراقی و تمایلات ملی گرایانه کردها استوار گردیده بود. اهتمام انگلستان در برخورد نظامی با شورشیانی جنوب از طریق حملات گازی از یک سو و موج بمبارانهای انجام شده در سراسر عراق توسط واحد هائی از نیروی هوائی سلطنتی که از جمله بغداد را نیز شامل شده بود، می‌گردید. از اینرو انگلستان به اولین کشور جهان که اهداف غیر نظامی را بمباران نموده‌است معروف گردید. این عملیات شامل بمباران برای ایجاد رعب، بمباران در شب، بمب افکن‌های سنگین، بمب‌های تاخیری می‌گردید که تماماً جهت «حفظ امنیت و آرامش» مردم عراق بکار می‌رفتند. در سال ۱۹۳۲ اسقلال رسمی به عراق اعطا ء گردیده و در سال ۱۹۴۶ حاکمیت ملی استحکام یافت. البته استقلال واقعی تا سال ۱۹۵۸ یعنی زمان سرنگونی و اخراج فیصل دوم دست نشانده انگلیس توسط مردم عراق حاصل نگردید. جمعیت شهر از رقم ۱۴۵۰۰۰ نفر در سال ۱۹۰۰ به عدد ۵۸۰۰۰۰ در سال ۱۹۵۰ بالغ گردید که از این تعداد حدود ۱۴۰۰۰۰ نفر یهودی بودند. در طول دهه ۱۹۷۰، عراق بدلیل افزایش شدید بهای محصولات نفتی که تنها قلم صادراتی آن کشور بشمار می‌رفت، شاهد دوره‌ای شکوفا و پر رونق بود. در این دوران امکانات زیر بنائی از قبیل تجهیزات فاضلاب، آب آشامیدنی و بزرگراه ساخته شدند. در هر حال جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، روزگار سختی را برای این شهر رقم زد، زیرا بودجه در اختیار ارتش قرار گرفته و هزاران نفر از شهروندان نیز کشته شدند. ایران بدفعات بغداد را در پاسخ به موشکباران و بمباران شهرها و اهداف غیر نظامی ایران، هدف حملات موشکی قرار داد، این حملات بدلیل ضعف توان موشکی ایران و تحریم‌های گسترده علیه ایران، خسارات و تلفات بالنسبه کمی برجای گذاردند.
Compass rose pale.svg     بعقوبه         سامرا     Compass rose pale.svg
    شمال     فلوجه.رمادی
شرق   بغداد    غرب
جنوب
کوت     حله.کربلا    
نام

کندی در دانشنامه ایرانیکا آورده است که نام بغداد ممکن است از ترکیب «بغ» (به معنی پرودگار) و «داد» (به معنی اعطا شده) باشد. احتمال از آنجاست که بیشتر ساکنین بغداد، نبطی های آرامی زبان بوده‌اند.[۷]

بَغداد واژه‌ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به ریخت بغوداته bağō-dâta و به همان معنا در بخش‌هایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شده‌است. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغ‌دات آورده شده‌است. نام‌های دیگری نیز با همین شکل ساخته شده‌است مانند خداداد، مهرداد، تیرداد، یا الله داد، محمدداد، علی داد و «بغ» یعنی خدا چنانکه به پادشاهان چین «بغ پور» و به شکل معرب آن فغفور میگفته اند؛ و نامهای دو مکان «بجستان» و «بیستون» نیز هردو دگریدهٔ «بغستان» است.

برخی دیگر از زبان‌شناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه بغ مخفف باغ و داد مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شده‌است و بغداد به معنی باغ خدا است.

اگرچه در خصوص ریشه‌های ایرانی هیچ شبهه‌ای وجود ندارد، کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشته‌است. قابل اطمینان‌ترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی باستان با نام «باگا» (=بت، خدا) +داتا (=معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه «بگدات / بگداد» (= داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی امروزی و عربی «بغداد» تغییر یافته‌است. ریشه دیگر نیز از فارسی «باگ – داد» یا «بگ-دا-دو»(ترجمه «باغ خداوند») گرفته شده‌است. در عین حال، برخی اقلیت‌ها اعتقاد دارند که این نام از عبارت آرامی گوسفند اخذ شده‌است.

مرکز این شهر در دروهٔ عباسیان «مدینةالسلام» نامیده می‌شد.[۸]
یک مرکز جهت فرا گیری علوم

در حدود یک نسل از پیدایش بغداد، این شهر به قطب علم آموزی و تجارت تبدیل گشت. خانه حکمت نام موسسه‌ای بود که به امر ترجمه متون یونانی، فارسی میانه و سریانی اختصاص یافته بود. برمکیان خاندان با نفوذی بودند که وظیفه آنان گرد آوردن تحصیل کردگان از دانشگاه گندی شاپور ایران و معرفی یونانیان و علوم هند به جهان عرب بود. برخی معتقدند که جمعیت ساکنین این شهر بیش از یک میلیون نفر بوده و این در حالیست که برخی دیگر فقط به وجود بخشی از این تعداد اعتقاد دارند. در این دوران محل بسیاری از داستان‌های شهرزاد از سری داستان‌های «هزار و یک شب» در بغداد بوده‌است.
جمعیت شناسی

در قرن نهم، جمعیت این شهر بین ۳۰۰۰۰۰ الی ۵۰۰۰۰۰ نفر بوده‌است. رشد چشمگیر بغداد در دوران ابتدائی شکل گیری آن، بواسطه برخی عوامل کاهش یافت. این عوامل عبارت بودند از مشکلات موجود با خلیفه گری شامل برگرداندن پایتخت به سامرا (در خلال سال‌های ۸۰۸ اند امدش؛ ۸۱۹ و ۸۳۶ اند امدش؛ ۸۹۲)، ضرر و زیان استان‌های غربی و شرق دور، دوران تسلط سیاسی بویهی‌های ایرانی (در خلال سال‌های ۹۴۵ اند امدش؛ ۱۰۵۵) ترک‌های سلجوقی (در خلال سال‌های ۱۰۵۵ اند امدش؛ ۱۱۳۵). با وجود این مسائل، بغداد موقعیت خود به‌عنوان قطب‌های فرهنگی و بازرگانی جهان اسلام را تا ۱۰ فوریه سال ۱۲۵۸ یعنی زمان حمله مغولان تحت فرماندهی هولاگوخان به آن حفظ نمود. مغول‌ها حدود ۸۰۰۰۰۰ نفر از ساکنان شهر از جمله خلیفه عباسی المستعصم را قتل‌عام و بخش وسیعی از شهر را نابود ساختند. کانالهای مجرای آب و سدها که شکل دهنده سیستم آبرسانی شهر بودند نیز به نابودی کشانده شدند. غارتگری بغداد به حکومت خلفای عباسی پایان داد. ضربه‌ای که تمدن اسلامی هیچگاه از آن بهبودی کامل نیافت.

در این مقطع حکومت بغداد در دست ایلخانیان یعنی امپراتوران مغول در ایران بود. در سال ۱۴۰۱، بغداد مجدداً و این بار توسط تیمور («تیمور لنگ») مورد تهاجم و غارتگری قرار گرفت. در این زمان این شهر به‌عنوان مرکز استانی تحت کنترل حکومت پادشاهان سلسله جلایری (در خلال سال‌های ۱۴۰۰ اند امدش؛ ۱۴۱۱)، قره‌قویونلو (در خلال سال‌های ۱۴۱۱ اند امدش؛ ۱۴۶۹)، آق‌قویونلو (در خلال سال‌های ۱۴۶۹ اند امدش؛ ۱۵۰۸) و صفویه (در خلال سال‌های ۱۵۰۸ اند امدش ؛ ۱۵۳۴) در آمد. در سال ۱۵۳۴، بغداد از ترک‌های عثمانی شکست خورد. بغداد در زمان تسلط عثمانی‌ها به دوره افول خود نزدیک شد. در یک برهه زمانی و قبل از تصرف آن توسط قسطنطنیه در قرن شانزدهم، بغداد بزرگ‌ترین شهر خاور میانه بحساب می‌آمد. بر طبق اطلاعات دائرةالمعارف ناتال جمعیت این شهر در سال ۱۹۰۷ حدود ۱۸۵۰۰۰ نفر برآورد شده‌است.

در سال ۱۱۷۰ میلادی نزدیک به ۱۰۰۰ خانواده یهودی در بغداد زندگی می کردند.در سال ۱۹۲۰ از جمعیت ۲۰۲ هزار نفری بغداد را ۱۰۰ هزار نفر مسلمانان و ۸۰ هزار نفر یهودیان تشکیل می دادند.از سال ۱۹۳۲ به دلیل تعدی بر یهودیان تعداد آنان به دلیل مهاجرت و کشتار رو به کاهش رفت.با تشکیل دولت اسراپیل در ۱۹۴۸ وضع برای یهدیان بدتر شد.در سال ۱۹۷۱-۱۹۷۲ نیز ۳۰۰۰ یهودی بغدا از طریق کردستان از عراق فرار کردند.هم اکنون تنها ۴۰ یهودی در کل عراق حضور دارند.[۹]
دوره معاصر

جنگ خلیج فارس که در سال ۱۹۹۱ بوقوع پیوست باعث بروز خساراتی به بغداد وخصوصا بخش‌های حمل ونقل، برق و زیر ساخت‌های بهداشتی آن گردید.

در ماه‌های مارس و آوریل سال ۲۰۰۳ و در جریان تسخیر سال ۲۰۰۳ عراق، بغداد تحت شدیدترین بمباران‌ها قرار گرفته و در روزهای ۷ آوریل – ۹ آوریل تحت کنترل ایالات متحده درآمد. خسارات مضاعفی نیز در غارتگریهای وحشیانه روزهای پس از خاتمه جنگ به شهر وارد شد. با عزل رژیم صدام حسین، شهر به اشغال سربازان ایالات متحده درآمد. قبل از تأسیس دولت جدید عراق، مقامات موقت نیروهای ائتلافی اقدام به ایجاد «منطقه‌ای سبز» به وسعت سه مایل مربع (۸ کیلومتر²) در قلب شهر نموده و از آنجا امور را اداره می‌کردند. در اواخر ماه ژوئن سال ۲۰۰۴، مقامات موقت نیروهای ائتلافی قدرت را به دولت موقت تسلیم کرده و سازمان خود را منحل نمودند.

بر طبق نتایج یک نظر سنجی که در مورخه ۲۳ سپتامبر سال ۲۰۰۳ انجام گردید، حدود دو سوم مردم بغداد اعتقاد داشتند که سرنگونی رهبر عراق ارزش مصائبی که بر آنان وارد گردیده را داشته و اینکه آنها انتظار زندگی بهتر در پنج سال آینده را داشته‌اند. بهرحال با گذشت زمان حمایت از اشغالگری بشدت کاهش یافت. در آوریل سال ۲۰۰۴، روزنامه «یو اس ای تودی» طی گزارشی اعلام نمود که نتایج نظر سنجی پیرو نظر سنجی قبل که در بغداد انجام شد نشانگر این واقعیت است که «در حال حاضر فقط ۱۳ درصد از مردم اعتقاد دارند که اشغال عراق اخلاقاً توجیه پذیر بوده‌است. در نظر سنجی سال ۲۰۰۳ بیش از دو برابر این تعداد این حق را به اشغال گران می‌دادند.»[۳]
تلاش هائی در خصوص نو سازی

اکثر تلاش‌ها در خصوص ساختن مجدد عراق صرف تجدید بنا و تعمیرات زیر ساخت هائی بود که بسختی آسیب دیده بودند. بیشتر تلاش‌های آشکار نوسازی از طریق توسعه خصوصی مانند طرح‌های طرح رنسانس عراق طراح و معمار شهری هشام ان. اشکوری و مرکز کنفرانس و مجتمع هتل‌های سند باد از جمله طرح‌های مورد توجه اولیه بشمار می‌آمدند ولی بدلیل بی ثباتی منطقه ناکام باقی‌ماندند.[۱۰][پیوند مرده][پیوند مرده]
دولت

شهر بغداد دارای ۸۹ منطقه رسمی مجاور در وسعت ۹ ناحیه دارد. این بخش‌های فرعی رسمی شهر که به‌عنوان مراکز مدیریتی برای ارائه خدمات شهرداری عمل می‌نمایند تا سال ۲۰۰۳ هیچ نوع عملکرد سیاسی نداشتند. در ابتدای آوریل سال ۲۰۰۳ مقامات موقت نیروهای ائتلافی (سی پی ای) شروع به تعریف وظایف سیاسی برای این بخش‌ها نمودند. این روند در مراحل ابتدائی بروی انتخابات شورای‌های مناطق مجاور در نواحی رسمی همسایه شهر، متمرکز گردید. این انتخابات توسط انجمن‌های حزبی انجام شد. (سی پی ای) اقدام به برگزاری یک سری جلسات در هر بخش بمنظور توجیه دولت محلی، همچنین توضیح روند انتخابات انجمن‌های حزبی و نهایتاً ترغیب شرکت کنندگان به تبلیغ عقاید و آوردن دوستان، فامیل و همسایگان به جلسات بعد، نمود. هر یک از این روندها نهایتاً با برگزاری یک جلسه نهائی جهت معرفی کاندیداهای شورای ناحیه و دعوت از همسایگان جهت رای دادن به آن‌ها خاتمه می‌یافت. بمحض اینکه تمام ۸۸ (که بعداً به ۸۹ افزایش یافت) شورای نواحی همسایه در سمت خود قرار گرفتند، شورای هر ناحیه به انتخاب نمایندگانی از میان اعضاء بمنظور خدمت در شورای‌های نواحی نه گانه شهر اقدام نمودند. تعداد نمایندگان هر منطقه در شورای ناحیه بستگی به جمعیت آن منطقه دارد. قدم بعدی استفاده از نمایندگان منتخب شورای‌های نواحی نه گانه در شورای ۳۷ نفره شهر بغداد بود. این سیستم سه ردیفی دولت محلی، مردم بغداد را بواسطه نمایندگان مناطق مجاور آن، از طریق نواحی و از طریق شورای شهر به دو لت مرکزی ارتباط می‌دهند.

همین روند جهت تعیین اعضای شورای دیگر اجتماعات استان بغداد که خارج از شهر واقع شده بودند، مورد بهره برداری قرار گرفت. در این محلات شوراهای محلی از ۲۰ منطقه مجاور (ناحیه) انتخاب گشته و این شوراها نیز به انتخاب نمایندگانی از اعضای خود بمنظور خدمت در شوراهای شش منطقه (کادا) پرداختند. در خصوص خود شهر، شوراهای محلی به انتخاب نمایندگانی از اعضای خود بمنظور خدمت در شورای محلی ۳۵ نفره بغداد اهتمام ورزیدند.

آخرین گام در زمینه تشکیل سیستم دولت محلی استان بغداد انتخاب شورای استانی بغداد بود. مانند گذشته، نمایندگان شورای استانی بغداد توسط هم رده‌های خود از شوراهای رده پایین تر که نمایندگی مناطق با جمعیت بیشتر را عهده دار بودند، اتنخاب گشتند. شورای استانی ۴۱ نفره بغداد در فوریه سال ۲۰۰۴ کار خود را آغاز نموده و تا زمان برگزاری انتخابات ملی در ژانویه سال ۲۰۰۵ یعنی زمان انتخاب یک شورای استانی جدید بکار خود ادامه داد.

این سیستم که شامل ۱۲۷ شورای مجزا از هم می‌باشد به‌نظر بسیار ثقیل می‌رسد ولیکن استان بغداد منزلگاه جمعیتی حدود هفت میلیون نفر می‌باشد. در پایین‌ترین سطح، یعنی شوراهای مناطق، هر شورا نماینده میانگین ۷۴۰۰۰ نفر می‌باشند.
منطقه‌ها و محله‌های بغداد
[نمایش]

    ن
    ب
    و

منطقه‌های شهر بغداد
[نمایش]

    ن
    ب
    و

محله‌های بغداد
خیابانی در بغداد، سال ۱۹۳۲.
نقشه بغداد

محله‌های بزرگ بنا بر تقسیم مذهبی:

از مناطق شیعه‌نشین بغداد می‌توان به «شهرک صدر»، «الحسینیه»، «الکمالیه» و «الامین» اشاره کرد.[۱۱]

    اعظمیه: سنی‌نشین
    کاظمیه: شیعه‌نشین
    کراده: مختلط
    منصور: مختلط
    دوره: مختلط
    بغداد الجدیده: مختلط
    شهرک صدر: شیعه‌نشین
    شهرک حریه: مختلط

محله‌های اصلی بغداد در دو سوی دجله:
سوی کرخ     سوی رصافه
کاظمیه     اعظمیه
عامریه     بتاویین
المنصور     کراده
منطقه قادسیه     منطقه الشعب
الدوره     بغداد الجدیده
سیدیه     الزعفرانیه
غزالیه     وزیریه
محله جهاد     خیابان الفضل
شهرک حریه     حیابان سعدون
الشعله     شهرک صدر
العدل     شیخ عمر
الخضرا     خیابان ابونواس
۱۴ رمضان     محله اور
محله الاعلام     ۹ نیسان
محله الکندی     محله الغدیر
عطیفیه     محله البنوک
محله العامل     خیابان فلسطین
شرطه الرابعه     خیابان النضال
محله التراث     خیابان المغرب
زورا     صلیخ
خیابان محلهفا     جادریه
حارثیه     باب شرقی
بیاع     مسبح
دولعی     بلدیات
صالمحلهه     کمب ساره
وشاش     الحسینیه
محله الجامعه
محله یرموک
همسایگان اصلی بغداد

    اعظمیه: اکثریت سنی
    الکاظمیه: اکثریت شیعه
    کراده: جمعیت مخلوط
    المنصور: جمعیت مخلوط
    دوره: جمعیت مخلوط
    بغداد الجدیده (بغداد جدید): جمعیت مخلوط
    شهرک صدر: اکثریت شیعه
    شهرک حریه: اکثریت شیعه

مناطق دیدنی و آثار باستانی

مکان‌های جالب آن شامل موزه ملی عراق است که آثار گران‌بهای آن در جریان تهاجم سال ۲۰۰۳ آمریکا غارت شد. همچنین بسیاری از کتیبه‌های باستانی موجود در کتابخانه ملی در جریان این تهاجم و هم‌زمان با آتش‌سوزی و تخریب ساختمان از بین رفتند. نقاط دیدنی دیگر عبارت‌اند از طاق دست‌های آزادی، و باغ وحش بغداد. مسجد کاظمیه در بخش شمال غربی بغداد (در کاظمین) از مهم‌ترین ساختمان‌های مذهبی شیعیان به‌شمار می‌آید. بنای این مسجد در سال ۱۵۱۵ به اتمام رسیده و آرامگاه‌های امام هفتم شیعه (موسی کاظم و امام نهم (امام محمد تقی) در این مکان قرار دارد. یکی از کهن‌ترین بناها قصر عباسیان است که بنای آن به سده‌های ۱۲ یا ۱۳ برمیگردد.
فرهنگ

بغداد از مراکز اصلی فرهنگ خاورمیانه بوده‌است.

برخی از سازمان‌های مهم فرهنگی شهر عبارت‌اند از:

    ارکستر ملی عراق که تمرین‌ها و نمایش‌های آن به هنگام جنگ خلیج فارس متوقف شد، ولی پس از آن به حالت عادی بازگشت.
    تئاتر ملی عراق. ساختمان تئاتر مذکور در جریان حمله سال ۲۰۰۳ عراق غارت شد ولی تلاش‌هائی در جهت برقراری مجدد آن انجام شده‌است.[۴]

اجرای تئاتر در بغداد در دهه ۱۹۹۰ یعنی در زمانی که تحریمهای سازمان ملل واردات فیلمهای خارجی را محدود کرده بود رشد کرد. بر طبق گزارش‌ها، در این دوره داستان‌های حدود ۳۰ فیلم برای نمایش بروی صحنه‌های تئاتر آماده گردیدند و این امر باعث تولید حجم گسترده‌ای از محصولات کمدی و درام گردید.[۵]

سازمان‌هایی که در بغداد وظیفه ارائه آموزش‌های فرهنگی را برعهده دارند عبارت‌اند از : فرهنگستان موسیقی، موسسه هنرهای زیبای بغداد و مدرسه موسیقی و باله. در بغداد همچنین تعدادی موزه وجود دارد که بیشتر مربوط به یافته‌های باستان‌شناسی هستند.

در طول زمان اشغال سال ۲۰۰۳ عراق، شبکه نیروهای آمریکایی در عراق «رادیو آزادی» به پخش اخبار و برنامه‌های سرگرم‌کننده در منطقه بغداد مشغول بوده‌است.
ورزش

بغداد مرکز تیم‌های اصلی فوتبال عراق است که مهم‌ترین آنها تیم‌های باشگاه فوتبال نیروی هوایی عراق (القوة الجویة)، الزورا، الشرطه (شهربانی) و الطلبه (دانش آموزان) می‌باشند. نام بزرگ‌ترین ورزشگاه شهر بغداد ورزشگاه الشعب (ورزشگاه ملت) است که در سال ۱۹۶۶ افتتاح گردید.

این شهر همچنین دارای سابقه باستانی در زمینه سوارکاری از زمان جنگ جهانی اول است که در بین مردم عراق بنام «مسابقات» نامیده می‌شود. گزارش‌هایی از فشارهای اسلام‌گرایان در جهت توقف این مسابقات بدلیل شرط‌بندی و قمارهای مربوط به آن دریافت شده‌است.

سلطان‌الدوله دیلمی

سلطان‌الدوله دیلمی (درگذشتهٔ شوال ۴۱۵ هجری قمری در شیراز) پسر بهاءالدوله دیلمی و از امیران آل بویه بود که پس از مرگ پدرش جانشین وی شد.

محتویات

    ۱ زندگی
        ۱.۱ آغاز حکومت
        ۱.۲ از دست دادن عراق و مرگ
    ۲ پانویس
    ۳ منابع

زندگی
آغاز حکومت

پس از آنکه بهاءالدوله در ۵ جمادی‌الثانی ۴۰۳ (۲۲ دسامبر ۱۰۱۲) در ارّجان درگذشت، پسرش ابوشجاع (سلطان‌الدوله) جانشین وی شد و از ارّجان به فارس رفت. نایب و وزیر او در عراق ابوغالب فخرالملک بود. در سال ۴۰۶ قمری ابوغالب به دستور سلطان‌الدوله به قتل رسید و حسن بن سهلان به‌جای او برقرار شد.[۱] سلطان‌الدوله در ابتدا فرمانروایی عراق را به برادرش جلال‌الدوله و کرمان را به برادر دیگرش قوام‌الدوله سپرد که قوام‌الدوله تا پایان عمر یعنی تا سال ۴۱۹ قمری (۱۰۲۸ میلادی) موقعیت خود را در کرمان حفظ کرد.
از دست دادن عراق و مرگ

در سال ۴۰۹ ق (۱۰۱۸ م) سلطان‌الدوله متوجه شد که اگر اقدامی نکند کنترل بین‌النهرین را از دست خواهد داد. از این رو وارد بغداد شد اما نتوانست صلح و امنیتی در آنجا برقرار سازد. از طرفی ترکان که قوی‌ترین نیروی نظامی در عراق بودند، با هجوم سربازان دیلمی که سلطان‌الدوله موجب آن شده بود به مخالفت پرداختند. آن‌ها در سال ۴۱۱ ق (۱۰۲۱ میلادی) سلطان‌الدوله را مجبور کردند کوچک‌ترین برادر خود، مشرف‌الدوله را پادشاه عراق کند. جایگاهی که در آن زمان سابقه نداشت. حدود دو سال بعد (۴۱۳ قمری) سلطان‌الدوله از عراق رانده شد. او مجبور شد با برادرش پیمانی ببندد مبنی بر اینکه عراق و خوزستان به مشرف‌الدوله تعلق داشته باشد و فارس و کرمان به سلطان‌الدوله. از آن زمان نام سلطان‌الدوله در عراق از خطبه حذف شد و به نام مشرف‌الدوله خطبه خواندند.

سلطان‌الدوله دیلمی در شوال سال ۴۱۵ قمری در ۲۲ سالگی در شیراز از دنیا رفت و پسرش ابوکالیجار جایش را گرفت.