اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

فرمان فتحعلیان

فرمان فتحعلیان از موسیقیدانان ایرانی است.

او در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۳۴۹ در تهران به دنیا آمد، در سن ۵ سالگی ساز (ویلن) را نزد استادی که در کانون موسیقی وابسته به صدا و سیمای قبل از انقلاب بود، آموخت و پیشرفت چشمگیری نسبت به هنرجو یان هم سن خود داشت. بعد از انقلاب و به دلیل بسته شدن کلاس‌های موسیقی، او بطور خودآموز و بدون استاد ساز گیتار را به عنوان ساز تخصصی خود در رشتهٔ (فلامنکو) انتخاب و تا جایی که از سال ۱۳۶۸ شروع به تربیت شاگردانی در این رشته کرد.

علاقهٔ وی به موسیقی کلاسیک هندوستان او را از سال ۱۳۷۱ به این کشور کشاند. تحقیقات وی در موسیقی قوالی و تحصیل ساز (تبلا) نزد اساتید هند، اولین ثمرهٔ این سفر بود که در برگشت از این سفر گروه موسیقی را به نام (گروه ایلیا) تشکیل داد.

اولین مجوز کنسرت گیتار بعد از انقلاب از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نام این گروه موسیقی صادر و در مهر ماه ۱۳۷۱ در کانون فرهنگی کودکان و نوجوانان (ایران-آمریکا سابق) در ۳ شب برگزار و با استقبال خوبی روبه رو شد.

برگزاری این کنسرت‌ها تا سال ۱۳۷۷ ادامه داشت تا اینکه در همان سال در اولین جشنوارهٔ موسیقی مردمی از سوی هیئت داوران، برندهٔ لوح درخشش و یژهٔ جشنواره شد سبک جدید و تلفیقی او که متشکل از سه سبک: موسیقی هند، عرفانی و مردمی بود مشتاقان و مخاطبان فراوانی را تا به امروز به خود جذب کرده‌است.[۱]

بخش اعظم اشعار انتخابی او در وصف علی و بخش دیگر به اشعار مولانا و ترانه‌های مردمی می‌پردازد. گروه موسیقی ایلیا از سال ۱۳۷۷ تا به امروز کنسرت‌های فراوانی را در تهران برگزار کرده‌است و همچنان به کار فرهنگی خود برای مخاطبان خوب این گروه ادامه می‌دهد.[۲]
ممنوعیت فعالیت

در اواخر تابستان ۱۳۹۰ به او اعلام شد که نمی تواند فعالیت صحنه ای داشته باشد و صدایش از هیج رسانه ای پخش نمی شود.

فتحعلیان در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا گفت: "اگر حکم ممنوع الکار بودن من لغو نشود، مجبور هستم بروم و در آژانس مسافرتی کار کنم چرا که کار دیگری بلد نیستم." این خواننده موسیقی پاپ، در پاسخ به این پرسش که آیا محدودیت ها علیه او به دلیل ظاهرش که شبیه دراویش است اعمال می شود یا خیر؟ گفت: "معلوم نیست. شاید هم اینگونه باشد."[۳] وی مجددا در پاییز 91(چهاردهم مهرماه) با کنسرت خود در برج میلاد به صحنه ی موسیقی بازگشت و قطعاتی از ترانه های پیشین خود را اجرا نمود.[۴]
آلبوم‌ها

    مقیم- ۱۳۷۸
    راه عشق- ۱۳۸۰
    مست وخراب- ۱۳۸۲
    مردم بیگانه- ۱۳۸۸
    شهر لیلی-۱۳۹۱

۲۹ آذر

۲۹ آذر - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۷۵ روز گذشته و به پایان آن ۹۰ روز (در سال عادی) یا ۹۱ روز (در سال کبیسه) مانده است.

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ زادروزها
    ۳ مرگ‌ها
    ۴ مناسبت‌ها
    ۵ پیوندهای بیرونی
    ۶ منابع و یادداشت‌ها

رویدادها
زادروزها

    ۱۳۴۹ - فرمان فتحعلیان، آهنگساز و خوانندهٔ اهل ایران
    ۱۳۶۳، سیاوش خیرابی بازیگر ایرانی

مرگ‌ها

    ۱۳۲۳ - حسن رشدیه، بنیان‌گذار آموزش نوین در ایران.
    ۱۳۳۶ - ابوالحسن صبا، موسیقی‌دان ایرانی.
    ۱۳۸۵ - ناصر عبدالهی، خواننده پاپ ایرانی.
    ۱۳۸۸ - حسینعلی منتظری، فقیه و مجاهد ایرانی.
    1351 - گلچین گیلانی، شاعر ایرانی.

فریدریش لانکامرر

فردریش لانکامرر (۱۳۰۲ - ۱۳۸۰) صحاف ایرانی آلمانی‌تبار بود. وی پدر صحافی جدید در ایران می باشد. او مهم‌ترین آورنده شیوه‌های صحافی اروپایی به ایران و تلفیق‌دهنده این شیوه‌ها با شیوه صحافی گذشته ایران است. نمونه کارهای صحافی او در موزه‌ها و مجموعه‌های عمومی و خصوصی ایران نگه داری می‌شود.


لانکامرر پس از یک دوره بیماری، روز پنجشنبه ۲۹ آذر ماه ۱۳۸۰ در آستانه هشتاد سالگی درگذشت.

صحافی

صحافی، یا جلد کردن کتاب، به عمل تا کردن (به انگلیسی: folding)، ترتیب (به انگلیسی: Gathering) (قرار دادن فرم‌های تا شده در کنار هم)، ته دوزی (به انگلیسی: Stitching)، جلدگذاری و در نهایت برش کتاب گفته می‌شود.
بخش صحافی کتاب، کتابخانه ملی پزشکی - سال ۱۹۶۳

فرم‌های چاپ شده متن کتاب، بوسیله ماشین یا دستگاه تاکن بر اساس قطع کتاب؛ تا می‌شود و سپس فرم‌ها بوسیله ماشین صحافی ترتیب (به انگلیسی: Gathering) (مرتب شدن و در کنار هم قرار دادن) می‌شوند (مثلاً یک کتاب ۱۶۰ صفحه‌ای رقعی، دارای ۱۰ فرم چاپی ۱۶ صفحه‌ای است که باید مرتب شوند: فرم یک، فرم دو، ... ، فرم ده) و سپس بستگی به نوع صحافی با ماشین صحافی که می‌تواند چسب، مفتول زن، دوخت و جلدسازی باشد به جلد متصل می‌شوند. در نهایت براساس قطع استاندارد برش خورده و در اینجا مرحله صحافی به پایان می‌رسد. در رنگ، اندازه و جنس به صورت جداگانه چاپ می‌شوند و در مرحلهٔ صحافی لابه لای فرم‌ها قرار می‌گیرند.

صحافی فن تنظیم و به‌هم‌بستن صفحات کتاب یا امثال آن و قرار دادن آنها بین دو پوشش (جلد) به‌منظور یکجا نگاهداشتن صفحات و جلوگیری از فرسوده یا پاره شدن و تسهیل استفاده از آنها را صحافی گویند. جلد کتاب ممکن است نازک یا ضخیم باشد. جلدهای ضخیم را از مقوا می‌سازند و روی آن را پارچه، چرم، پلاستیک چرم‌نما، یا ترکیبی از این مواد می‌کشند.[۱]

در گذشته به این حرفه ورّاقی نیز اطلاق می‌شده که البته جز صحافی و جلد کردن کتاب، مواردی همچون نسخه‌نویسی و تهیهٔ رونوشت و تکثیر کتاب را نیز در بر می‌گرفته است.[نیازمند منبع]

محتویات

    ۱ پیشینه صحافی در ایران
    ۲ انواع صحافی
    ۳ انواع صحافی نرم
    ۴ انواع صحافی سخت
    ۵ منابع

پیشینه صحافی در ایران

صحافی و جلدسازی در عصر صفویه به اوج رسید و هنرمندان اصفهانی در تکامل آن ابتکار و خلاقیت بی مانندی از خود نشان دادند بود. در دوره صفویه در سمرقند، بخارا، مشهد و اصفهان کاغذسازی رواج داشت و تا زمان قاجار نیز ادامه پیدا کرد ولی بعد از آن کاغذسازی دستی تنزل و کاغذسازی به شکل دیگری رونق یافت.

این هنر در دوره تیموریان و بخصوص در مکتب هرات پایه‌گذاری شده بود. انتخاب اصفهان به پایتختی و حمایتی که از هنرمندان به عمل آمد باعث شد قرآن‌های دست نوشته مجلل و فاخر به بهترین وضع و شیوه صحافی شود. نسخه‌های زیادی از شاهنامه، اشعار نظامی، جامی و آثار سایر سرایندگان نامدار و مشهور به دست جلدسازان و صحافان به شاهکارهائی از هنر تبدیل بشوند. در این زمان بود که آثار خطاطان بزرگ نستعلیق مانند سلطان علی مشهدی، میرعلی کاتب و دیگران جمع‌آوری شد و جلدسازان با استفاده از روش‌های ابداعی خویش آثاری بوجود آوردند که بسیاری از آنها امروز زینت بخش موزه‌های بزرگ جهان است. هنرمندان بزرگ این فن در فنون صحافی و اقسام جلدسازی سوخت و روغنی و ساه و حاشیه‌سازی کتب این هنر را به جائی رساندند که بسیاری از آثار این دوران بر مکتب هرات برتری یافتند. در دوره صفویان هنرمندان این رشته از صنعت دستی در بیشتر صنایع ظریفه آن روزگار مهارت داشتند بطوری که در شرح حال اکثر قریب به اتفاق این هنرمندان می‌بینیم در خطاطی و نقاشی و تذهیب و مرکب سازی و میناکاری و کاغذسازی نیز سرآمد بودند. پس از دوره صفوی با انتقال پایتخت از اصفهان هنر صحافی نیز مانند دیگر هنرها در بوته فراموشی گرفتار شد. در دوران قاجار بار دیگر صحافان و جلدسازان به احیاء این هنر پرداختند. از بزرگان این هنر در دوران قاجاریه آقا محمدتقی صحاف اصفهانی است که علاوه بر صحافی و جلدسازی در طراحی و رسامی و طرح نقشه‌های قالی و کاشی کاری و معرق سازی با پوست و بسیاری از فنون دیگر در زمان خود بی نظیر بود.

فردریش لانکامرر در سال‌های پس از جنگ دوم تا پس از انقلاب ایران نقش مهمی در صنعت صحافی ایران داشت و کتاب‌های صحافی شده او در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی نگهداری می‌شود.
انواع صحافی

    صحافی نرم
    صحافی سخت

انواع صحافی نرم

    صحافی شومیز یا ته چسب

انواع صحافی سخت

    صحافی گالینگور
    صحافی سلفونی

مجله

مجله یا ژورنال گونه‌ای کتابچهٔ دوره‌ای است که با چاپ مقاله‌های عمومی یا علمی به گسترش و اشاعهٔ اطلاعات، دانش و نتایج پژوهش‌ها دربارهٔ پیشرفت‌های جاری در یک حوزهٔ علمی خاص می‌پردازد. مقالهٔ علمی توسط پژوهشگر یا پژوهش گرانی نوشته می‌شود که پژوهش را انجام داده‌اند.

مجله (به انگلیسی: Magazine) به مدرکی جلدشده و ادواری گفته می‌شود که به طور منظم و با فاصلهٔ انتشار مرتب و زیر شمارهٔ ردیف و دوره و تاریخ معین در زمینه‌های گوناگون (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، کشاورزی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر این‌ها) بیش از دو بار در سال منتشر شود و در تهیهٔ مطالب آن بیشتر از یک نفر مشارکت داشته باشد و نیز دارای بیشتر از یک مقاله باشد.[۱]

محتویات

    ۱ اصطلاح‌شناسی
    ۲ انواع
        ۲.۱ بر اساس ترتیب انتشار
        ۲.۲ بر اساس محتوا
        ۲.۳ بر اساس قالب انتشار و دسترسی
    ۳ تاریخچه
        ۳.۱ مجله در ایران
            ۳.۱.۱ فلاحت مظفری
    ۴ ساختار مجله
        ۴.۱ مقاله
    ۵ اعتبار
    ۶ پی‌نوشت
    ۷ منابع

اصطلاح‌شناسی

در روزگاری که نخستین مجله در ایران انتشار می‌یافت، در نشریهٔ تربیت مجله را چنین تعریف کردند:

    مجله و جریده به اصطلاح این عصر و زمان مجموعه یا رساله‌ای است که دارای مطالب مفید سیاسی و علمی و ادیب و غیرها از وقایع متفرقه و اخبار مختلفه از هر جنس و هر نوع اعم از تاریخ و حکایت و قصه و روایت و سخن‌های ادب‌آموز و مثل‌های تربیت‌اندوز باشد و مجله یومیه نیست، اما متوالیاً طبع و منتشر می‌شود [...] مجلهٔ ۱۵روزه و ۱۰روزه و یک‌ ماهه و بیشتر و کمتر در السنهٔ مختلفهٔ امروز بسیار و فراوان است [...] مجله در اصل رساله‌ای است که مشتمل بر مواعظ و حکم باشد. چنان که صحیفهٔ لقمان را که مطالب حکمتی وی در آن درج بوده مجلهٔ لقمان گفته‌اند و اگر بخواهیم مجله را درست به فارسی ترجمه کنیم، باید بگوییم گنجینهٔ دانش...[۲]

در لغتنامهٔ دهخدا اصل این لغت را عبری و از کلمهٔ «مگلت» دانسته‌اند و ذیل مجله آورده‌اند: «آن‌چه هم چون کتاب و رساله از اخبار و موضوعات و مقالات مختلف هفته‌ای یا ۱۵روزی یا ماهی و جز آن طبع کنند و انتشار دهند.» فرهنگ فارسی معین مجله را مجموعه‌ای تعریف کرده‌است که «به طور مرتب منتشر می‌شود و شامل مقالات در موضوعی واحد یا در موضوعات مختلف باشد.» در فرهنگ عمید نیز ذیل واژهٔ مجله آمده‌است: «مجموعه‌ای از مقالات گوناگون که هر هفته یا هر ماه یک مرتبه چاپ و منتشر شود». فرهنگ بزرگ سخن مجله را «نشریه‌ای که در فواصل زمانی یکسان چاپ می‌شود و معمولاً شامل مجموعه‌ای از اخبار، مقالات، عکس و مانند آن‌هاست» تعریف کرده‌است. دیگر فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌ها از مجله به عنوان صحیفهٔ حکمت، کتاب حکمت و ادب و... یاد کرده‌اند.

در لاروس، مجله را «نشریه‌ای دوره‌ای با جلد کاغذی مشتمل بر نوشته‌های نویسندگان مختلف و غالباً مصور و همراه با تبلیغات» و در فرهنگ انگلیسی آکسفورد «نشریه‌ای ادواری با جلد کاغذی حاوی داستان‌ها، مقالات و غیره که به وسیلهٔ نویسندگان مختلف نوشته می‌شود» تعریف شده‌است.

کتابداران «نشریه‌ای با عنوان مشخص [را] که به صورت شماره‌ها یا جزوه‌های پیاپی با فاصلهٔ زمانی منظم برای مدت نامحدود منتشر می‌شود و حاوی مقالاتی دربارهٔ موضوع‌های مختلف از نویسندگان مختلف است» مجله می‌نامند[۳] و روزنامه‌نگاران «نشریهٔ چندین‌صفحه‌ای [را] که هفته یا ماهی یک بار در روز یا هفتهٔ معین منتشر شود و قطع آن کوچکتر از روزنامه و صفحات آن به‌مراتب زیادتر باشد» به عنوان مجله می‌شناسند.[۴]

ابن‌عربی گوید: «از اعرابی در حالی که کُرّاسه‌ای [کُرّاس به ضم کاف و تشدید را به معنی جزوی از کتاب که غالباً محتوی ۸۰ برگ است] در دست داشتم، پرسیدم مجله چیست؟ جواب داد همان که در دست توست.»

ادوارد براون مجله را نشریه‌ای می‌نامد که «مشتمل بر مقالات [بلند] علمی، ادبی، سیاسی و تاریخی مفصل‌تر از اخبار و وقایع جاری [روزنامه] باشد» و اضافه می‌کند که «این قبیل نشریات جلدشده به شکل و قطع کتاب در مدت‌های متناوب با فواصل معین انتشار می‌یابد. در لسان عربی معاصر آن را مجله و در ترکیه مجموعه می‌نامند. به عقیدهٔ من در زبان فارسی جنگ یا سفینه بهترین نام برای چنین نشریه‌ای می‌تواند باشد. این دو کتاب در کتب قدیمه به همین قسم مجموعه‌های یادداشت، اطلاق می‌شده و جریده نوع دیگری از آن بوده‌است.»[۵]

«در بیروت کلمهٔ مجله را که به عربی به کار می‌رفت، برای مطبوعات دوره‌ای زمان‌دار به کار می‌بردند. مجله مانند مظنهٔ لفظی عربی‌الاصل و مشتق از ریشهٔ «جل» به نظر می‌رسد. با توجه به معنی قبلی مقصود از آن، باید آن را کلمه‌ای دخیل پنداشت نه اصیل که از راه زبان‌های آرامی و عبری و سریانی به عربی درآمده باشد... به هر صورت، ابراهیم یازجی ادیب معروف لبنانی نخستین بار این لفظ را از مورد خاص لغوی که آن صحیفهٔ حکمت باشد، برگرفت و مجله الطب بیرون را در ۱۸۸۴ به این نام انتشار داد. البته مجله الجنان و النحله و النجاح و المقتطف چند سال پیش از این تاریخ دورهٔ انتشار خود را آغاز کرده بودند، ولی کلمهٔ مجله را بعد از ۱۸۸۴ در معرفی شکل انتشار خود به کار بردند. این لفظ در زبان ترکی عثمانی نخست در مورد مجلهٔ قوانین عدلیهٔ معمول در محاکم رسمی به صورت مجله الاحکام به کار برده می‌شد و بعداً در زبان ترکی هم به معنی نشریات زمان‌دار مرسوم و معمول گردید...»[۶]
انواع
بر اساس ترتیب انتشار

از نظر ترتیب انتشار مجله‌ها به انواع مختلف تقسیم می‌شوند:

    مجلهٔ هفتگی: مجله‌ای که در هر هفته یک بار انتشار یابد.
    مجلهٔ دو هفتگی: مجله‌ای که در هر دو هفته یک بار منتشر شود.
    مجلهٔ ماهانه: مجله‌ای که در هر ماه یک بار منتشر شود که به این نوع مجله، ماهنامه یا مجلهٔ ماهیانه نیز می‌گویند.
    مجلهٔ سه ماهانه: مجله‌ای که در هر سه ماه یک بار منتشر گردد که این نوع مجله‌ها بیشتر به فصلنامه اشتهار دارند.
    مجلهٔ چهار ماهانه: مجله‌ای که در هر چهار ماه یک بار منتشر شود.
    مجلهٔ شش ماهانه: مجله‌ای که در هر شش ماه یک بار منتشر شود که به این مجله‌ها دوفصلنامه یا نیم‌سالنامه نیز می‌توان گفت.[۷]

بر اساس محتوا

مجله‌ها به لحاظ دامنهٔ شمول به دو دستهٔ عمومی و تخصصی تقسیم می‌شوند.
بر اساس قالب انتشار و دسترسی

مجله‌ها از لحاظ قالب انتشار، به سه دستهٔ کاغذی و الکترونیکی و چند رسانه ای تقسیم می‌شوند. مجلهٔ کاغذی مجله‌ای است که به شکل سنتی چاپ و انتشار می‌یابد. مجلهٔ الکترونیکی به مجله‌ای گفته می‌شود که به صورت الکترونیکی روی اینترنت چاپ و منتشر می‌شود. مجلهٔ چندرسانه ای به مجله‌ای گفته می‌شود که به صورت Pdf روی لوح فشرده منتشر می‌شود. پس از اختراع وب، بسیاری از مجله‌های کاغذی به صورت الکترونیکی نیز منتشر می‌شوند که به دو صورت قابل دسترس هستند:

    پرداخت حق اشتراک و آبونمان
    دسترسی آزاد.

تاریخچه
مجله در ایران

با توجه به تعریف ارائه شده از مجله، در ۶۵ سال نخست عمر مطبوعات در ایران، نشریه‌ای در شکل مجله در این کشور منتشر نشده‌است.[۸] از کتابخانهٔ خلاصه الاخبار چاپی تاکنون نسخه‌ای به دست نیامده‌است. بدون احتساب این عنوان که از شکل و محتوایش بی‌خبریم و عنوان‌هایی که شاید بعدها به دست آیند، می توان نوشت در عهد محمدشاه قاجار و ناصرالدین‌شاه قاجار مجله – با تعریف ارائه شده – در ایران منتشر نشده‌است.[۹]

روزنامهٔ علمیهٔ دولت علیهٔ ایران، روزنامهٔ ملتی، روزنامهٔ نظامی، روزنامهٔ علمی، مریخ و چند نشریهٔ دیگر تا حدودی از نظر محتوا و ترتیب انتشار مجله‌اند، اما از نظر شکل مجله محسوب نمی‌شوند. مراد از شکل نیز فقط قطع نیست. روزنامهٔ اردوی همایون و ورقهٔ ماه مدرسهٔ دارالفنون تبریز تقریباً قطع رقعی دارند، اما مجله به حساب نمی‌آیند. نخستین نشریهٔ ادواری مجلد ایران که خصوصیات مجله را داشت سالنامهٔ ایران ۱۲۹۰ است که از نظر ترتیب انتشار مجله محسوب نمی‌شود.[۱۰]
فلاحت مظفری
نوشتار اصلی: فلاحت مظفری


فلاحت مظفری – به مفهوم امروزی – سرآغاز مجله‌نگاری در ایران است.[۱۱]

در جمادی‌الاول ۱۳۱۸ ق. برابر با اوت ۱۹۰۰ م. در تهران از سوی ادارهٔ کل فلاحت مجله‌ای با قطع ۲۱۱×۱۶۶۵ با عنوان فلاحت مظفری منتشر شد. بر روی جلد شمارهٔ اول این مجله که نخستین نشریهٔ اختصاصی کشاورزی ایران است[۱۲]، آورده‌اند:

    «صاحب امتیاز [مهدی] فخیم السلطنه، رئیس و مدیر کل فلاحت ممالک محروسه‌است، مسیو داشر، مدیر و مهندس زارعت [نیز] بعضی مقالات را می‌دهد، محل رجوع چهارراه مخبرالدوله در ادارهٔ مرکزی کل فلاحت است. وجه اشتراک سالیانهٔ طهران ۱۸ قران، داخلهٔ ایران ۲۰ قران، اروپ و آمریک ۱۴ فرانک، تمام عثمانی سه مجیدی، قفقاز و روسیه شش منات، هند و افغانستان ۹ روپیه [و] اجرت پست همه‌جا به عهدهٔ اداره‌است» و «از کلیهٔ علوم فلاحت و فواید عامه و مقالات سودمند دیگر و اخبار رسمی راجع به امور فلاحت سخن می‌گوید. مقالات نافعه به حال دولت و ملت و راجع به فلاحت و فواید عامه را با کمال امتنان می‌پذیرد و نشر می‌نماید، مراسلاتی که به اداره می‌رسد، در صورت انتشار و عدم آن صاحبش حق استرداد ندارد. پاکت‌های بیتمبر قبول نمی‌شود. ماهی دو بار در غره و پانزدهم طبع و تقسیم می‌شود.»[۱۳]

اگرچه نوشته شده‌است «ماهی دوبار» ولی انتشار این مجله با وقفه همراه بوده‌است. به عنوان مثال، فاصلهٔ انتشار شماره‌های یک و دو به یک ماه می‌رسد که علت این وقفه در مقدمهٔ شماره دوم «غفلت امنای دارالطباعه» ذکر شده‌است و در صفحات آغازین شمارهٔ سوم نیز در این باره می‌نویسند:

    از اول چنان مقرر شده بود که ماهی دوبار [این مجله] به حروف سربی طبع و انتشار یابد. امنای دارالطباعهٔ سربی [...] از عهد برنیامده و نتوانستند [مجله] را به‌وقت برسانند، از آن رو [چاپ مجله] به تأخیر افتاد، لهذا طبع [مجله] را به حروف سربی موقوف کرده، قرار دادیم که بعد از این [مجله] را به خط نستعلیق نوشته به مطبعهٔ سنگی چاپ کرده ماهی دوبار انتشار دهیم. از مشترکین عظام اعتذار می‌کنیم که به سبب تأخیرات واقعه ما را خورده نگیرند که تخلف از امنای مطبعهٔ سربی بود.[۱۴]

از دیگر نکات قابل ذکر در معرفی این مجله این است که شماره‌های دوازدهم و سیزدهم آن در یک مجلد چاپ و منتشر شده‌است. دیگر این‌که در شمارهٔ نوزدهم این مجله می‌خوانیم:

    در سال اول [...] فلاحت مظفری فقط پنج نمره چاپ شد و آن نمرات در دست نیست و تمام شده، در سال دوم که تا اول میزان قوی ئیل باشد، ۱۲ نمره چاپ و توزیع گردید، ولی تاکنون مشترکین عظام وجه ناقابل آن که در سال شش قران است، چه در طهران و چه در ولایات نپرداخته‌اند. امیدوار است که این جزیی وجه را که پول کاغذ و پست نمی‌شود، زودتر بپردازند و از اول میزان که اول سال فلاحتی است، شروع به نمرهٔ ۱۸ که نمرهٔ اول سال سوم است، نموده و برای عموم مشترکین سابق فرستاده خواهد شد، ولی مستدعی است که اگر میل به دادن شش قران که پول چاپ گراور این [مجله] است، ندارند تمام ۱۲ نمره را با قبض اداره به فراش مسترد سازند تا به مشترکین جدید دیگر که طالب آن ۱۲ نمره سال دومند داده شود و اگر کسر نمره دارند یا [مجله] غیرمنظم به آن‌ها رسیده مرقوم فرمایند تا از فراش مواخذه شود. امید است ان‌شاءا... دریغ نخواهند فرمود، ولی در سال آتیه، بلکه در همین ماه شوال اقدام فرمایند و الا پس از ماه شوال اگر بفرستند بی‌فایده و بی‌اثر خواهد بود.

    —مهدی، معاون ادارهٔ فلاحت[۱۵]

ساختار مجله

مجله دارای «شکل» و «محتوا» است. مجله‌ها به لحاظ شکل عموماً دارای نام، اندازهٔ معین، شماره و تاریخ، دوره یا سال، شناسنامه (نام صاحب امتیاز، مدیر مسؤول، سردبیر، هیأت تحریریه، نشانی و...)، و به عنوان هویت ظاهری دارای شیوهٔ صفحه‌آرایی هستند. در عرف مطبوعاتی امروز به نشریه‌های هفتگی، دوهفتگی و... که در ایران در شکل و هیأت روزنامه منتشر می‌شوند، به لحاظ فرم چاپ و... مجله اطلاق نمی‌شود، چون یکی از ویژگی‌های فنی مجله اتصال اوراق آن به وسیلهٔ مفتول و یا چسب به یکدیگر است. از سوی دیگر در ابتدای انتشار، هر آن‌چه را که ما امروز مجله می‌نامیم، به اسم روزنامه یا جریده می‌خوانده‌اند که با این تعریف می‌توان گفت که در ایران انتشار مجله قبل از رواجِ این واژه مرسوم شده‌است.[۱۶]
مقاله

یک مقالهٔ علمی پژوهشی شامل عناصر زیر است:

عنوان، نام و مشخصات نویسنده، چکیده، کلیدواژه‌ها، مقدمه، پیشینه پژوهش، روش شناسی، تجزیه و تحلیل داده‌ها، نتیجه گیری، فهرست منابع یا کتابشناسی. مقاله‌های علمی اغلب طولانی هستند و در پایان حاوی فهرستی از آثار استناد شده در متن مقاله هستند که به کتابشناسی یا فهرست منابع موسوم است. در حالی که مقاله مجله‌های عمومی فاقد استناد هستند.
اعتبار

به‌طور معمول، مجله‌های علمی پژوهشی توسط متخصصان موضوعی مورد داوری همتا (Peer Review) قرار می‌گیرند. مجله‌های علمی پژوهشی بر اساس معیاری موسوم به ضریب تأثیرگذاری مجله (Impact Factor) که مبتنی بر میزان استنادهاست مورد ارزیابی و رتبه بندی قرار می‌گیرند. کتابخانه‌ها شماره‌های مربوط به یک سال انتشاراتی یک مجله علمی را در یک یا چند مجلد به صورت سالانه صحافی می‌کنند.

یکی از عوامل اصلی پیشرفت هر کشوری میزان تولید و تأثیر انتشارات علمی آن کشور است (عصاره، ۱۳۷۷). امروزه تعداد مقاله‌ها و مجله‌های علمی منتشر شده در یک کشور به عنوان یکی از شاخص‌های اصلی توسعه‌یافتگی و اعتبار علمی آن کشور در سطح بین‌المللی محسوب می‌شود. مجله‌های علمی یکی از ابزارهای مهم شکوفایی صنعت و فناوری محسوب می‌شوند. زیرا از یک سو میان مجامع علمی و پژوهشگران ارتباط برقرار می‌نمایند و از سوی دیگر علم را از بخش‌های دانشگاهی و پژوهشی به حوزه صنعت و تولید انتقال می‌دهند. در واقع، مجله‌های علمی رابط بین دانشگاه و صنعت هستند. بدیهی است که مقاله‌های علمی که منبع عمده اطلاعات علمی محسوب می‌شوند در میان سایر آثار علمی از منزلت خاصی برخوردار هستند (نوروزی و علیمحمدی، ۱۳۸۵).

جدیدا یک مجله که توسط بچه‌ها اداره می‌شود راه‌اندازی شده وآن‌ها بدون کمک گرفتن از مدرسشان آن را ساخته‌اند. البته کمک‌های دبیر ادبیات، آقای التجا، مفید فایده بوده‌است.

نمایه‌سازی پیکابو

روش برگه‌های پیکابو روشی در نمایه‌سازی کتاب‌ها و منابع در کتابخانه‌هاست که در آن برگه‌هایی به نام برگه‌های پیکابو تهیه می‌شوند که شماره مدارک روی آنها به وسیله سوراخهای مخصوصی که قبلا در برگه تعبیه شده است، مشخص می‌شود. این سوراخها هر یک نماینده توصیفگری خاص است، عمل بازیابی را ممکن می‌سازد. بدین ترتیب با تطبیق سوراخها می‌توان موضوعهای جامد و مرکب را بازیافت. عمل تطبیق معمولاً نوری است و توسط چشم انجام می‌گیرد.

نمایه‌سازی همارا

نمایه‌سازی همآرا روش ویژه‌ در نمایه‌سازی مدارک است که در آن، به هنگام بازیابی در مراحل بعد، از ترکیب یا در واقع از همارایی اصطلاحات از پیش تخصیص یافته استفاده می‌شود و عمدتاً بر مبنای نظریه مجموعه‌ها و منطق بول بوجود آمده است.
تاریخچه

افزایش سریع حجم اطلاعات بویژه پس از جنگ جهانی دوم موجب پیدایش یک روش جدید نمایه سازی بنام نمایه سازی همارا شد. در سال ۱۹۵۲ شخصی بنام دکتر مورتیمر تاب (Mortimer Taube) که تصدی مقامی را در مرکز اسناد وزارت دفاع آمریکا بر عهده داشت، روش نمایه سازی همارا را برای بررسی گزارشهای نظامی و مدارک دیگر ابداع کرد.

تاب دریافت که اگر دگرگونی جدیدی در تجزیه و تحلیل مدارک ایجاد کند به بعد تازه‌ای دست می‌یابد و آن، جایگزین کردن مفهوم حقیقی هر مدرک در جای قالب موضوعی است که بر مفهوم حقیقی مدرک تحمیل شده است. وی در سیستم خود از تکواژه‌ها یا واژه‌هایی که بیانگر یک مفهوم بودند، استفاده کرد.

فرض بر این است که محتوای مدارک را می‌توان در قالب چند مفهوم اصلی ریخت و مفاهیم بدست آمده را به کمک تکواژه‌ها بیان کرد. مدارک رسیده به جای آنکه بر پایه یک فهرست از پیش ساخته و مرکب از سرعنوانهای موضوعی تجزیه و تحلیل شوند یا مفاهیم واقعی مدارک در قالب داده‌های موضوعی از پیش ساخته بیان شود، بر اساس شناخت نمایه‌ساز یا متخصص موضوعی دیگری که مفاهیم مدارک را تجزیه و تحلیل می‌کند، استوار می‌شود. از این روی نیاز به فهرستهای از پیش ساخته نیست، بلکه قالب‌های مفاهیم به تدریج ساخته می‌شوند و زمینه‌ای قرار می‌گیرند برای انتخاب و وضع اصطلاحات دیگر.

مطابق این سیستم مدارکی که باید نمایه شود، اول به ترتیب خاصی شماره‌گذاری می‌شود و آنگاه مورد بررسی قرار می‌گیرد و موضوع آن بطور متوسط با حدود ۷ تا ۱۵ تکواژه توصیف می‌شود. سپس زیر هر تکواژه شماره ثبت مدرک قید می‌گردد. کسی که بخواهد موضوعی چند واژه‌ای را جستجو نماید باید تمام تکواژه‌های مربوط به موضوعش را پیدا کند و شماره‌های ثبت مدارک را باهم منطبق نماید. مدارکی که شماره آنها زیر تمام تکواژه‌ها ثبت شده باشد، مدارک مربوط به موضوع مورد نظر جوینده می‌باشند. بنابراین مرحله انطباق یا همارایی تکواژه‌ها در مرحله جستجو صورت می‌گیرد. وجه تسمیه این روش نمایه‌سازی هم ظاهراً در همین خاصیت همارایی است.
پس‌همارا و پیش همارا

نمایه سازی پس همارا شیوه‌ای از نمایه سازی برای منابع و مدارک کتابخانه‌ای است که در آن نمایه ساز سرشناسه‌ها را از مفاهیم بسیار ساده انتخاب می‌کند و تعدادی شناسه نیز زیر هر یک اضافه می‌نماید و نیز تدابیری برای پیوستن آنها با یکدیگر به دست می‌دهد تا به وسیله آنها جوینده بتواند موضوع مرکب مورد نظر خود را بیابد. پیکابو و نمایه‌سازی تک‌واژه‌ای از این نوع است.

نمایه سازی پیش همارا نظامی است که در آن واژه‌ها در زمان نمایه سازی مدرک با هم ترکیب می‌شوند و این ترکیب در سر عنوانها نشان داده می‌شود. این شیوه در نظام نمایه‌سازی پرسی به کار برده شده است و در کتابشناسی ملی انگلیس از آن استفاده می‌کنند.

نمایه

نمایه (به انگلیسی: Index)، فهرستی از موضوع‌ها و واژه‌های مهم، اساسی، نام‌ها و دیگر مطالب یک یا چند کتاب، مقاله‌های مجله‌ها یا سایر منابع اطلاعاتی با ارجاع جاینما به منابع یا صفحه‌های آنهاست که این مطالب در آنها واقع شده‌است. در واقع نمایه خط ارتباطی بین منابع اطلاعاتی و استفاده‌کننده یا کاربر است. نخستین گام در تعیین موضوع مدرک، شناخت نوع و دامنه مطالب مدرک و تحلیل موضوعی آن توسط نمایه‌ساز است.

تعریف نمایه: راهنمای دستیابی به اطلاعات ریز در یک منبع که دارای نظم الفبایی برای تسریع جستجو هستند. نمایه ها می توانند به دو دسته تقسیم شوند: ۱. ناظر بر یک منبع یا متن ۲. ناظر بر چندمنبع یا متن

هدف از تحلیل موضوعی مدرک اصولاً گزینش و تخصیص اصطلاحات موضوعی متناسب با مدارک است که محتوای موضوعی مدرک را بیان نماید. مفاهیم مربوط به هر مدرک معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ واژه یا عبارت را شامل می‌شود که امکان ترتیب آنها در قالب سرعنوان‌های موضوعی همواره به اشکال مواجه بوده‌است که تنها راه جبران این نقیصه جانشین کردن واژه‌های ترکیبی با تکواژه‌ها است. سرعنوان‌های موضوعی هم به عنوان زبان نمایه‌سازی عمل می‌کند و هم به عنوان زبان بازیابی برای کاربرانی که قصد دارند منابعی در حوزهای موضوعی خاص بازیابی نمایند. طبق استاندارد نمایه‌سازی بریتانیا، نمایه سیاهه نظام یافته مدخل‌هایی است که به منظور کمک به استفاده کنندگان در جایابی اطلاعات یک مدرک ساخته می‌شود.

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ نمایه‌سازی
    ۳ تاریخچه
    ۴ مراحل نمایه‌سازی
    ۵ دسته‌بندی
    ۶ ارزیابی نمایه
    ۷ ارزیابی در سطح فنی
    ۸ ارزیابی در سطح معنایی
    ۹ میزان کارائی
    ۱۰ پیوند به بیرون
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع

پیرامون واژه

در زبان فارسی امروز واژه نمایه توسط فرهنگستان زبان و ادب پارسی معادل واژه انگلیسی "Index" انتخاب شده‌است. واژه "Index" در اصل از واژه لاتینی "Indicate" به معنای نشان دادن و خاطر نشان کردن مشتق شده‌است (نوروزی، ۱۳۸۰).
نمایه‌سازی

طبق استاندارد ایزو ۵۹۶۳، عمل توصیف یا شناسایی محتوای موضوعی یک مدرک را نمایه‌سازی گویند. در واقع، ثبت و ضبط محتوای اطلاعاتی مدارک با استفاده از روشهای گوناگون به منظور سازماندهی اطلاعات به قصد سهولت بازیابی را نمایه‌سازی گویند (نوروزی، ۱۳۸۰). به عبارت دیگر، نمایه‌سازی یعنی تخصیص واژه‌ها یا اصطلاحات به مدارک به منظور توصیف محتوای موضوعی آنها برای بازیابی در مراحل بعد. هدف نمایه‌سازی اصولاً آماده کردن مدرک برای بازیابی است.
تاریخچه

سابقه استفاده از واژه نمایه و کاربرد آن به مفهوم رایج در کتابداری به دوران رم باستان می‌رسد. نمایه در این دوران به نوار کوچکی گفته می‌شد که به طومارهای پاپیروس الصاق و بر روی آن، عنوان اثر و گاهی نام نویسنده نوشته می‌شد، به نحوی که هر طومار بر روی قفسه به سادگی قابل شناسایی بود، بدون آنکه لازم باشد آن را برای بررسی و تشخیص بیرون بیاورند . شاید نظام‌های شناخته شده دستیابی به مجموعه مدارک، توسط فرهیختگان کتابخانه اسکندریه و در حدود 300 سال قبل از میلاد به‌وجود آمده باشد. در این کتابخانه برای سازماندهی آثار و گسترش ادبیات یونانی از الفبایی کردن استفاده می‌شد . البته واژه نمایه به مفهوم دقیق امروز آن نمی‌تواند درگذشته خیلی دور به‌کار رفته باشد، چرا که اساسآ در دوران باستان بیشتر نوشته‌ها به شکل طومار بود و طومارها فاقد صفحه‌شمار بودند، به فرض هم که صفحه‌شمار داشتند استناد عملی به آنها مشکل و لازمه‌اش باز کردن طومار تا رسیدن به صفحه موردنظر بود. ثانیآ اگر کتاب مهمی در نسخ متعدد نوشته می‌شد، معمولا دو نسخه آن مثل هم نبود، بنابراین، نمایه تنها می‌توانست به فصول یا پاراگراف‌ها، و نه دقیقآ صفحه، ارجاع کند. چنین تقسیم‌بندی‌هایی نیز به ندرت در متون انجام می‌شد .

تحول مهم در این زمینه، تهیه واژه‌نماها یا کشاف‌ها برای ترجمه‌های مختلف کتاب مقدس بود، سابقه تهیه این واژه‌نماها به قرن هفتم و هشتم میلادی می‌رسد ، واژه‌نماها فقط محل آمدن واژه در صفحه را مشخص می‌کردند و نه مفهوم و محتوای مدرک را. بعد از اختراع چاپ در سال 1450 بود که نسخ همانند از کتب، در شمارگان بالا، امکان انتشار یافت، تدوین نمایه‌ها خصوصآ برای کتب مرجع آغاز شد. مدخل‌های این نوع نمایه‌ها در آغاز فقط بر اساس حرف اول و نه تمام حروف، آن‌گونه که امروز معمول است، الفبایی و بقیه بدون نظم رها می‌شد. با گذشت زمان، به‌تدریج بخش (= سیلاب) اول کلمات الفبایی شد. در قرن‌های 16 و 17 بود که الفبایی کردن تمام حروف مدخل رایج شد و در قرن 18 به‌صورت یک قاعده درآمد . به‌وجود آمدن دانشگاه‌ها در قرن‌های 13 و 14م.، نیاز به یافتن مستندات آثار و ارجاع به آنها را زیاد کرد، اما این ارجاعات بیشتر به کتاب‌ها و نسخه‌های خطی بود. قرن هفده شاهد رشد متون نشریات ادواری است و اندیشمندانی که می‌خواستند با پیشرفت‌های علمی همگام باشند، برای دستیابی به اطلاعات به نوعی راهنما نیاز داشتند . تدوین نمایه‌های موضوعی از قرن 18 شروع شد، ولی نحوه مدخل‌گزینی و حتی تنظیم نمایه‌ها برای مدت‌های طولانی بدون قاعده باقی ماند. در اواخر قرن 19 و همزمان با ارائه رده‌بندی‌ها در علوم کتابداری و آرشیو، کار نمایه‌سازی نه تنها گسترش یافت، بلکه نظام‌مند شد. هر چند نمایه‌سازی را بعضآ از فهرستنویسی و رده‌بندی جدا می‌دانند، اما همان‌گونه که در آغاز گفته شد، این سه به‌هم وابسته‌اند و همپوشانی قابل توجهی در حوزه کار آنها وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که ارائه شیوه‌های جدید در یک حوزه بر حوزه دیگر تأثیرگذار است. به این دلیل به موازات ارائه رده‌بندی دیویی و سایر نظام‌های رده‌بندی دهدهی برای فهرست‌های کتابخانه‌ای، نظام‌های نمایه‌سازی دهدهی، کُدبندی، و چهریزه‌ای نیز روی نمود. البته در صد سال گذشته، بیشتر نمایه‌های موضوعی صرفآ به‌صورت فهرستی از واژه‌ها، بدون تقسیمات فرعی و یا با تقسیمات فرعی، در ساختار سلسله مراتبیِ ساده، شامل دو یا سه سطح، و معمولا الفبایی تنظیم می‌شدند. در این مدت علی‌رغم نیاز روشن به نمایه‌ها برای جست‌وجوی متون و دیگر مجموعه‌ها، حرکتی جمعی جهت کسب اطمینان از تهیه نمایه‌های با کیفیت بالا صورت نمی‌گرفت. وجود نمایه در مدرک را مغتنم می‌دانستند، اما فقدان آن هم نادیده گرفته می‌شد. کیفیت نمایه‌ها به ندرت از طرف ناشران یا استفاده‌کنندگان مورد بحث قرار می‌گرفت و کار نمایه‌سازی متون توسط هر کس، از جمله کارمندان اداری، بدون گذراندن حداقل دوره آموزشی یا کسب مهارت، انجام می‌شد. برای ارزیابی میزان فایده نمایه هم معیاری وجود نداشت. فقط در سال‌های اخیر دانشمندان علوم اطلاعات به تدوین چنین معیارهایی دست زدند.

درک اهمیت نمایه‌ها توسط ناشران، کتابداران، و کاربران اطلاعات، عمدتآ ناشی از انفجار اطلاعات پس از جنگ جهانی دوم بود. در این دوره، ضرورت پردازش و اشاعه انبوه انتشارات در زمان اندک، سبب زیاد شدن توجه به‌کار نمایه‌سازی شد. این تلاش‌ها که از سوی کتابداران، ناشران، دولت‌ها، صنایع، و خصوصآ گروه‌های حرفه‌ای علمی انجام می‌شد، شکوفایی حوزه پردازش اطلاعات را در پی داشت. این حوزه، به تحولات در زمینه پردازش الکترونیکی کاملا حساس بود. پس از توسعه رایانه‌ها، دنیای نمایه‌سازی ناگهان و به شکلی سریع از نظام‌های ذخیره و بازیابی مبتنی بر کارت‌های 5/12×5/7 (که برای نوشتن مدخل‌های نمایه از آن استفاده می‌شد) به نظام‌های رایانه‌ای تحول یافت: برای نمایه‌سازی با سرعت، دقت، یکدستی، جامعیت، و عمق بیشتر فنونی ارائه شد؛ از ماشین برای تهیه، مرتب کردن، جست‌وجوی کارت‌های نمایه، و حتی تهیه مدخل‌ها استفاده شد؛ نظام‌هایی برای چاپ و توزیع سریع‌تر و گسترده‌تر نمایه‌ها و همچنین جست‌وجوی آنها از راه دور تدوین شد؛ و عرصه‌ای برای بررسی فنون و نظریه‌های نمایه‌سازی شکل گرفت؛ معیارهایی برای ارزیابی کارآیی نمایه‌ها ارائه شد؛ و تعداد نمایه‌ها و سرویس‌های نمایه‌سازی به‌منظور پاسخگویی به رشد جمعیت کاربران و نیازهای اطلاعاتی آنان گسترش یافت. این رشد و شکوفایی همچنان ادامه دارد .[۱]
مراحل نمایه‌سازی

    تعیین موضوع مدرک
    بازنمود مفاهیم مدرک به کمک توصیفگرهای اصطلاحنامه
    ثبت و ضبط اطلاعات
    بازبینی نهایی (سن ویل، ۲۵۳۶).

دسته‌بندی

با توجه به نوع مدرک و نحوه ترکیب کلیدواژه‌ها، نمایه‌سازی به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شود:

    نمایه‌سازی کتاب
    نمایه‌سازی نشریات ادواری
    نمایه‌سازی اینترنت و وب
    نمایه‌سازی همارا
    نمایه‌سازی آزاد
    نمایه‌سازی کلیدواژه‌ای
    نمایه‌سازی درون‌بافتی و برون‌بافتی
    نمایه‌سازی گردان

ارزیابی نمایه

ارزیابی نمایه در سه سطح فنی، میزان کارایی و معنایی انجام می شود.
ارزیابی در سطح فنی

نمایه باید دارای زبان مناسب وشکل قابل درک باشد وبه سادگی بتوان از آن استفاده کرد.
ارزیابی در سطح معنایی

در سطح معنایی واژه ها باید معانی را بدون ابهام منتقل کنند.
میزان کارائی

نمایه باید اطلاعات مرتبط را به درستی شناسایی کند ودر بازیابی اطلاعات موثر باشد.

گلستان سعدی

گلستان نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی تاثیرگذارترین کتاب نثر در ادبیات فارسی می‌باشد.[۱] که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده‌است. غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است.

گلستان سعدی به همت رستم علی‌اف به زبان روسی ترجمه و منتشر شده است.

    دیباچه
    باب اول - در سیرت پادشاهان
    باب دوّم - در اخلاق درویشان
    باب سوّم - در فضیلت قناعت
    باب چهارم - در فواید خاموشی
    باب پنجم - در عشق و جوانی
    باب ششم - در ضعف و پیری
    باب هفتم - در تأثیر تربیت
    باب هشتم - در آداب صحبت

گلستان سعدی با تصحیح عزیزالله علیزاده در نشر فردوس تهران در سال 1388 در 320 صفحه منتشر شده است. کشف الابیات، واژه نامه و نمایه به این اثر پیوست شده است.

لقمان حکیم

لُقمان غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. در برخی کتب از جمله قرآن و گلستان سعدی، او را حکیم دانسته‌اند. گفتنی است که علاوه بر لقمان حکیم از شخصیت دیگری هم با نام لقمان در منابع یاد کرده اند که عمری طولانی داشته است و برخی او را همان لقمان حکیم دانسته اند، اما یقیناً این دو شخص متمایزند.

نصرالله پورجوادی

نصرالله پورجوادی (زاده ۲۷ تیرماه ۱۳۲۲) استاد دانشگاه و رییس سابق مرکز نشر دانشگاهی است.

محتویات

    ۱ تحصیلات
    ۲ فعالیت‌های شغلی
    ۳ آثار
    ۴ منابع

تحصیلات

نصرالله پورجوادی فرزند ماشاءالله - از خانواده‌ای اصالتاً اصفهانی - در تهران به دنیا آمد. او پس از اتمام دبیرستان برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و کارشناسی خود را در رشته فلسفه از دانشگاه سانفرانسیسکوِ دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۶ به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران رفت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد فلسفه در سال ۱۳۵۱ و سپس دکترای فلسفه در سال ۱۳۵۷ از این دانشگاه شد.
فعالیت‌های شغلی

پس از انقلاب اسلامی وی مدتی عضو شورای انقلاب فرهنگی بود. مهم‌ترین کار پورجوادی تأسیس مرکز نشر دانشگاهی در سال ۱۳۵۹ بود که خود تا سال ۱۳۸۲ ریاست آن را بر عهده داشت. در مدت فعالیت وی حدود ۱۵۰۰ کتاب تحقیقی در این مرکز به چاپ رسید و چندین مجله پژوهشی از جمله نشر دانش، معارف، زبان‌شناسی، باستان‌شناسی و تاریخ (به زبان فارسی) و لقمان (به زبان فرانسه) انتشار می‌یافت.
آثار

۱. داستان مرغان، رسالـه الطیر احمد غزّالی، انجمن حکمت و فلسفة ایران، ۱۳۵۵(تصحیح و مقدمه‌های فارسی و انگلیسی).

۲. مکاتبات احمد غزّالی با عین القضات همدانی، خانقاه نعمت الهی ۱۳۵۶.(تصحیح).

۳. بحر الحقیقـه، احمد غزّالی، انجمن حکمت و فلسفة ایران ۱۳۵۶.(تصحیح و مقدمه).

۴. سلطان طریقت، سوانح زندگی و شرح آثار احمد غزّالی، آگاه ۱۳۵۸.(تالیف).

۵. درآمدی به فلسفة افلوطین، انجمن حکمت و فلسفة ایران، ۱۳۶۴؛ چاپ سوم ۱۳۷۸.(تالیف).

۶. سوانح، احمد غزّالی، بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۹(تصحیح).

۷. عارفی از الجزایز [ترجمه]، تألیف مارتین لینگز، مؤسسة مطالعة فرهنگها ۱۳۶۰؛ چاپ دوم، انتشارات هرمس ۱۳۷۸.

۸. تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمّد شریف، گروه مترجمان، ۴ جلد، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۲/۱۳۷۰. [نظارت بر ترجمة فارسی].

۹. زندگی و آثار شیخ ابوالحسن بُستی، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی ۱۳۶۴.

۱۰. نهج الخاص، (تصحیح و مقدمه)، ابومنصور اصفهانی، در تحقیقات اسلامی، ۱۳۶۷.

۱۱. محموعة آثار ابوعبدالرحمن سلمی، ۲ جلد، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹/۱۳۷۲.

۱۲. بوی جان، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۷۲.

۱۳. شعر و شرع (بحثی دربارة فلسفة شعر از نظر عطّار)، اساطیر ۱۳۷۴.

۱۴. عین القضاة و استادان او، اساطیر ۱۳۷۴.

۱۵. رؤیت ماه در آسمان، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۷۵.

۱۶. اشراق و عرفان (مقاله‌ها و نقدها)، مرکز نشرد انشگاهی، ۱۳۸۰.

۱۷. مثنوی رحیق التحقیق (به انضمام رباعیّات و اشعار دیگر)، تصنیف مبارکشاه مرورودی، مقدمه و تصحیح، مرکز نشر دانشگاهی. ۲۰۰۲

۱۸. دو مجدّد (پژوهشهایی دربارة محمّد غزّالی و فخر رازی)، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۸۱. (کتاب برگزیدة ۱۳۸۲)

۱۹. ریاض الافکار در توصیف خزان و بهار، تألیف یارعلی تبریزی، مقدمه و تصحیح، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۸۲.

۲۰. بلبل نامة علی گیلانی (تصحیح)، فرهنگستان ۱۳۸۳.

۲۱. ایران مظلوم، مجموعه سرمقاله‌های نشر دانش، مرکز نشرد انشگاهی ۱۳۸۳.

۲۲. اجتماع علامه یا حکیم نامه، اوحدالدین طبیب رازی، مقدمه و تصحیح، انجمن حکمت و فلسفه ۱۳۸۴. (نویسندة برگزیدة حامیان نسخ خطّی ۱۳۸۴)

۲۳. نسیم اُنس (مجموعه مقالات)، اساطیر ۱۳۸۴.

۲۴. مرآت المعانی/ به انضمام گزیدة سیرالعارفین، جمالی دهلوی، (تصحیح)، حقیقت ۱۳۸۴.

۲۵. پژوهشهای عرفانی/ جستجو در منابع کهن، (مجموعه مقالات)، نشر نی، ۱۳۸۵.

۲۶. مثنوی «روز و شب»، (تصحیح)، سرودة حکیم نزاری قهستانی، نشر نی، ۱۳۸۵.

۲۷. گلشن لطافت، (مناظرة عقل و دولت و بخت) (تصحیح)، سرودة قاسم ساغرجی، ۱۳۸۵.

۲۸. زبان حال در عرفان و ادبیات پارسی، هرمس، ۱۳۸۵.

۲۹. لغت موران، شهاب الدین سهروردی، تصحیح، انجمن حکمت و فلسفه ۱۳۸۶.

۳۰. بادة عشق (مجموعه مقالات)، کارنامک ۱۳۸۷.

۳۱. مجموعهٔ آثار ابو عبدالرحمن سلمی، جلد ۳، گرد آوری با همکاری محمد سوری، تهران ۱۳۸۸.

۳۲. دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی، (تصحیح)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۱۳۸۹.

۳۳. علم التصوف، تألیف در حدود سال ۴۰۰ هجری از نویسنده‌ای ناشناخته، به تصحیح و تحقیق نصرالله پورجوادی و محمد سوری، تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۹۱.