نهجالبلاغه گزیدهای از خطبهها، نامهها و سخنان کوتاه علی ابن ابیطالب است که شخصی به نام سید رضی در قرن چهارم هجری قمری براساس ذوق ادبی شخصی خود فراهم آورده است.[۱]
محتویات
۱ ساختار
۲ نهجالبلاغه و مشاهیر
۳ ترجمههای نهجالبلاغه
۴ مآخذ و مدارک نهجالبلاغه
۵ خطبه ها
۶ نامهها
۷ جستارهای وابسته
۸ پانویس
۹ منابع
۱۰ پیوند به بیرون
ساختار
سخنان علی ابن ابیطالب در این کتاب بر در سه باب آمدهاست:
باب اول: خطبهها و اوامر
باب دوم: نامهها و رسائل و وصایا
باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ
نهجالبلاغه و مشاهیر
بسیاری از ادیبان طراز اول عرب از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامة بن جعفر(قرن چهارم)، ابن ابی الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی(قرن هشتم) فصاحت کلام علی را ستودهاند. از جمله جاحظ در کتاب خود البیان والتبیین -که به شهادت ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانه ادب محسوب میشود[۲]- با نقل یکی از سخنان علی میگوید ((اگر فقط همین عبارت به دست ما رسیده بود کفایت میکرد و برای دلالت داشتن بر فصاحت و بلاغت در عالیترین مرتبه جای میگرفت و با وجود آن برای پی بردن به ارزش بلاغی سخنان علی به دیگر سخنانش نیاز نداشتیم.[۳]))
علی الجندی رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه کتاب " علی بن ابی طالب، شعره و حکمه " درباره نثر علی میگوید: «نوعی خاص از آهنگ موسیقی که بر اعماق احساسات پنجه می افکند در این سخنان هست، از نظر سجع، چنان منظوم است که می توان آنرا " شعر منثور " نامید.»جرج جرداق مسیحی در مورد نهج البلاغه چندیدن کتاب می نویسد و می گوید:"بعد از امام علی (ع)کسی را سزاوار نویسندگی ندیدم به همین دلیل جز ایشان در مورد کسی ننوشتم." شیخ محمد عبده از مفتیان پیشین مصر تصادفاً با نهجالبلاغه آشنا شده، شیفتهٔ آن میشود و به شرح این مجموعه و تبلیغ آن در میان جوانان مصری میپردازد. وی در مقدمه شرح خود میگوید:«در همهٔ مردم عرب زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی بعد از قرآن و کلام نبوی شریفترین و بلیغترین و پرمعنیترین و جامعترین سخنان است.»[۴][۵]
دولتآبادی سومین رهبر بابیان (ازلیان) :نجاست من بر میرزا علی محمد باب شرف دارد. اگر دین و معارف آن همین است که این کتاب میگوید، پس او چه میگوید؟ این سخنان بلند نهج البلاغه کجا و لاطائلات باب کجا؟
حسین لنکرانی میگوید:در اوایل دوره رضاخان روزی بر میرزا یحیی دولتآبادی وارد شدم. کتاب شریف نهج البلاغه را در برابر خود گشوده بود و دو زانو روی آن خم شده و مطالعه میکرد. من که رسیدم سر برداشت و زمانی که به من نگریست دیدم چشمانش از گریه سرخ و اشکبار است. با حالت تاثری گفت[۶]:
نجاست من بر میرزا علی محمد باب شرف دارد. اگر دین و معارف آن همین است که این کتاب میگوید، پس او چه میگوید؟ این سخنان بلند نهج البلاغه کجا و لاطائلات باب کجا؟
وی رهبران بابی را جمع و آنان را به بازگشت به تشیع امر کرد. بدین ترتیب بابی گری در ایران پایان یافت.
ترجمههای نهجالبلاغه
ترجمههای متعددی از این کتاب به فارسی در دسترس است که از آن میان میتوان به ترجمههای سید جعفر شهیدی، علی نقی فیضالاسلام، جواد فاضل، محمد تقی جعفری، سید محمدمهدی جعفری، حسینعلی منتظری، حسین انصاریان و محمد دشتی از نهجالبلاغه اشاره کرد. نهج البلاغه منظوم (خطبهها) بهاهتمام علی توکلی گنابادی مهمترین اثر منظوم فارسی بر اساس نهج البلاغه است.
مآخذ و مدارک نهجالبلاغه
علامه امینی در جلد چهارم کتاب الغدیر ۸۱ شرح نهجالبلاغه را معرفی کردهاست.[۷] معروفترین شروح نهجالبلاغه شرح ابن ابیالحدید معتزلی بغدادی، شرح ابن میثم بحرانی، شرح خوئی و از معاصران، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه اثر شیخ محمدتقی جعفری و شرح نهجالبلاغه تالیف شیخ محمد تقی شوشتری، را میتوان نام برد.
نخستین گردآورنده کلمات قصار علی ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ صاحب (بیان و تبیین) درگذشتهً ۲۵۵ ه. ق میباشد. وی صد کلمه از کلمات قصار امیرالمؤمنین را انتخاب کرده و آن را (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب) نامیدهاست.
تاریخنگاران و حدیثدانان دیگری نیز به گردآوری سخنان و اندرزهای علی اقدام کردهاند، برای نمونه قاضی محمد بن سلامه معروف به قضاعی درگذشتهً ۴۰۵ هجری مجموعهای از سخنان امیرالمؤمنین علی را به نام «دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم» گردآوری کردهاست[۸]. ترجمه این کتاب به زبان فارسی نیز به نام «قانون» چاپ شدهاست[۹]. بسیاری از خطب و نامههای نهجالبلاغه پیش از آن در کتاب «الغارات» تالیف ابواسحاق ثقفی کوفی، از دانشمندان قرن سوم (متوفی ۲۸۳ هجری قمری) آمدهاست[۱۰]. همچنین بخش بزرگی از خطبههای توحیدی نهجالبلاغه در کتابهایی که یک قرن پیش از نهجالبلاغه تالیف شده، نظیر کتاب «الکافی» شیخ کلینی و «کتاب التوحید» شیخ صدوق آمدهاست.
علی بن حسین مسعودی مورخ بزرگ که تقریباً صد سال پیش از سید رضی میزیستهاست (اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم) در جلد دوم کتاب معروف خود «مروج الذهب» مینویسد: «آنچه مردم از خطابههای علی در مقامات و حوادث مختلف حفظ کردهاند، بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندی میشود. علی آن خطابهها را بالبداهه و بدون یادداشت و پیشنویس بیان و انشا میکرد و مردم هم الفاظ آن را میگرفتند و عملاً نیز از آن بهره مند میشدند.» گواهی دانشمند متتبعی مانند مسعودی میرساند که خطابههای علی فراوان بودهاست که سید رضی از این میان در نهجالبلاغه تنها ۲۳۹ خطبه را نقل کرده، که جنبه ادبی قویتری را به انتخاب و تشخیص او داشتهاست.
کتابهای تحقیقی بسیار کاملی در مورد اسناد و مدارک نهجالبلاغه انتشار یافته که از جمله مهمترین آنها سه کتاب «روات و محدثین نهجالبلاغه» تالیف محمد دشتی و همکاران، «استناد نهجالبلاغه» تالیف امتیاز علی خان عرشی و ترجمه دکتر آیتالله زاده شیرازی و «مصادر نهجالبلاغه» تألیف سید عبدالزهرأ حسینی است.
خطبه ها
خطبه ۱: خطبه در ابتداى آفرینش آسمان و زمین و آدم
خطبه ۲: خطبه پس از بازگشت از صفّین
خطبه ۳: خطبه معروف به شِقشِقیّه
خطبه ۴: خطبه بعد از کشته شدن طلحه و زبیر
خطبه ۵: خطبه بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خطاب به عباس و ابوسفیان
خطبه ۶: خطبه هنگامى که از او خواستند طلحه و زبیر را دنبال نکند
خطبه ۷: خطبه مریدان شیطان را مذمت مىنماید
خطبه ۸: خطبه براى برگرداندن زبیر به بیعت
خطبه ۹: خطبه در وصف خود و دشمنانش در جمل
خطبه ۱۰: خطبه در تحریک شیطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخیم آن
خطبه ۱۱: خطبه وقتىکه در نبرد جمل پرچم را بهدست فرزندش محمّد حنفیه داد
خطبه ۱۲: خطبه وقتى که در نبرد جمل پیروز شد
خطبه ۱۳: خطبه در نکوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل
خطبه ۱۴: خطبه در همین موضوع (بصره و مردم آن)
خطبه ۱۵: خطبه در رابطه با برگرداندن املاک بیتالمال
خطبه ۱۶: خطبه هنگامىکه در مدینه با او بیعت شد
خطبه ۱۷: خطبه درباره کسىکه در میان مردم عهدهدار منصب قضاوت شود
خطبه ۱۸: خطبه در نکوهش اختلاف علما در فتاوى
خطبه ۱۹: خطبه به اشعث بن قیس
خطبه ۲۰: خطبه در بیدارى از غفلت و توجه به حضرت حق
خطبه ۲۱: خطبه در توجه به قیامت
خطبه ۲۲: خطبه هنگامىکه خبر بیعتشکنان جمل به حضرتش رسید
خطبه ۲۳: خطبه در دلدارى به تهیدستان و تأدیب ثروتمندان
خطبه ۲۴: خطبه در جنگ با مخالفان
خطبه ۲۵: خطبه وقتى به او خبر رسید که ارتش معاویه به شهرها دستاندازى کردهاند
خطبه ۲۶: خطبه در وصف حال مردم جاهلى و دوران سکوت خود
خطبه ۲۷: خطبه در نکوهش اصحاب از نرفتن به جهاد
خطبه ۲۸: خطبه در بىوفایى دنیا و توجه به آخرت
خطبه ۲۹: خطبه پس از برنامه حکمین و تاخت و تاز ضحّاک بن قیس
خطبه ۳۰: خطبه درباره قتل عثمان
خطبه ۳۱: خطبه قبل از جنگ جمل
خطبه ۳۲: خطبه در نکوهش زمان خود
خطبه ۳۳: خطبه به هنگام خروجش براى جنگ با اهل بصره
خطبه ۳۴: خطبه در تحریک مردم براى جنگ با شامیان
خطبه ۳۵: خطبه بعد از جریان حکمیت
خطبه ۳۶: خطبه در ترساندن اهل نهروان
خطبه ۳۷: خطبه در ذکر فضائل خود
خطبه ۳۸: خطبه در تعریف شبهه
خطبه ۳۹: خطبه در نکوهش یاران، و دعوت به جهاد
خطبه ۴۰: خطبه زمانى که شنید خوارج نهروان مىگویند: لا حُکْمُ اِلاّ لِلّه
خطبه ۴۱: خطبه در تحذیر از مکر و حیله
خطبه ۴۲: خطبه در نکوهش آرزوى دراز و پیروزى از هواى نفس
خطبه ۴۳: خطبه پس از آنکه جریر بن عبداللّه بَجَلى را براى بیعت گرفتن از معاویه فرستاد
خطبه ۴۴: خطبه وقتى که مصلقه بن هُبَیره شیبانى به سوى معاویه فرار کرد
خطبه ۴۵: خطبه در روز فطر در نکوهش دنیا
خطبه ۴۶: خطبه وقتى که براى حرکت به شام تصمیم گرفت
خطبه ۴۷: خطبه درباره کوفه
خطبه ۴۸: خطبه زمان رفتن به سوى شام
خطبه ۴۹: خطبه در توحید الهى
خطبه ۵۰: خطبه در بیان فتنه
خطبه ۵۱: خطبه زمانى که ارتش معاویه در جنگ صفین آب را بر یاران آنحضرت بست
خطبه ۵۲: خطبه در بىوفایى دنیا
خطبه ۵۳: خطبه در مسأله بیعت
خطبه ۵۴: خطبه وقتىکه به نظر یارانش در اجازه براى آغاز جنگ صفّین تأخیر نمود
خطبه ۵۵: خطبه در مقایسه یاران پیامبر با یاران خود
خطبه ۵۶: خطبه در وصف معاویه
خطبه ۵۷: خطبه در خطاب به خوارج نهروان
خطبه ۵۸: خطبه زمانى که عزم بر جنگ خوارج داشت
خطبه ۵۹: خطبه وقتى که خوارج به قتل رسیدند
خطبه ۶۰: خطبه درباره خوارج
خطبه ۶۱: خطبه زمانى که او را از ترور ترساندند
خطبه ۶۲: خطبه در نکوهش دنیا
خطبه ۶۳: خطبه در تشویق به عمل صالح
خطبه ۶۴: خطبه در توحید الهى
خطبه ۶۵: خطبه در آداب جنگ
خطبه ۶۶: خطبه در حق انصار
خطبه ۶۷: خطبه وقتى که امارت مصر را به محمد بن ابوبکر واگذاشت
خطبه ۶۸: خطبه در سرزنش اصحاب سست پیمان خود
خطبه ۶۹: خطبه سحرگاه روزى که ضربت به فرق مبارکش رسید
خطبه ۷۰: خطبه در سرزنش اهل عراق
خطبه ۷۱: خطبه در آن درود فرستادن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) را تعلیم مىدهد
خطبه ۷۲: خطبه در بصره درباره مروان بن حَکَم
خطبه ۷۳: خطبه زمانى که شوراى خلافت قصد بیعت با عثمان کرد
خطبه ۷۴: خطبه زمانى که شنید بنىامیّه او را متهم به قتل عثمان مىکنند
خطبه ۷۵: خطبه در تشویق به عمل صالح
خطبه ۷۶: خطبه هنگامىکه سعید بن عاص حق او را بازداشت
خطبه ۷۷: خطبه از دعاهاى آنحضرت
خطبه ۷۸: خطبه وقتى که قصد حرکت به سوى خوارج نمود
خطبه ۷۹: خطبه پس از پایان جنگ جمل در مذمّت زنان
خطبه ۸۰: خطبه درباره زهد
خطبه ۸۱: خطبه در وصف دنیا
خطبه ۸۲: خطبه موسوم به «غرّاء» که از خطبههاى اعجابانگیز اوست
خطبه ۸۳: خطبه درباره عمروعاص
خطبه ۸۴: خطبه در صفات خداوند
خطبه ۸۵: خطبه در توحید الهى و سفارش به تقوا و مشورت
خطبه ۸۶: خطبه در وصف پرهیزکاران و فاسقان و مقام خاندان نبوت
خطبه ۸۷: خطبه در بیان هلاکت مردم
خطبه ۸۸: خطبه در حال مردم پیش از بعثت و پس از آن
خطبه ۸۹: خطبه در توحید الهى و پند و اندرز
خطبه ۹۰: خطبه معروف به خطبه اشباح
خطبه ۹۱: خطبه به هنگامى که مردم پس از کشته شدن عثمان خواستند با او بیعت کنند
خطبه ۹۲: خطبه در بیان فضل و علم خود، و خبر از فتنه بنىامیه
خطبه ۹۳: خطبه در فضل رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) و پند و اندرز
خطبه ۹۴: خطبه در حال مردم هنگام بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۹۵: خطبه درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۹۶: خطبه در مقایسه یاران خود با یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۹۷: خطبه در ستم بنىامیّه
خطبه ۹۸: خطبه در گریز از دنیا
خطبه ۹۹: خطبه درباره پیامبر و خاندان او
خطبه ۱۰۰: خطبه مشتمل بر خبر از حوادث ناگوار
خطبه ۱۰۱: خطبه در زمینه سختىها
خطبه ۱۰۲: خطبه در تشویق به زهد
خطبه ۱۰۳: خطبه درباره پیامبر و فضیلت خویش
خطبه ۱۰۴: خطبه در وصف پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تهدید بنىامیّه و پند به مردم
خطبه ۱۰۵: خطبه در زمینه برترى اسلام، و توصیف پیامبر اکرم، آنگاه توبیخ اصحاب
خطبه ۱۰۶: خطبه در یکى از ایّام صفّین
خطبه ۱۰۷: خطبه در پیشگویى از حوادث آینده
خطبه ۱۰۸: خطبه درباره قدرت خداوند و حوادث مرگ و قیامت
خطبه ۱۰۹: خطبه چیزى که متوسلان به خداوند پاک و بزرگ به آن توسل جستند
خطبه ۱۱۰: خطبه در نکوهش دنیا
خطبه ۱۱۱: خطبه درباره ملکالموت و قبض روح مردم
خطبه ۱۱۲: خطبه در نکوهش دنیا
خطبه ۱۱۳: خطبه در پند و اندرز مردم
خطبه ۱۱۴: خطبه در طلب باران
خطبه ۱۱۵: خطبه در اندرز به یاران
خطبه ۱۱۶: خطبه در نکوهش کسانى که به مال و جان بُخل مىورزند
خطبه ۱۱۷: خطبه درباره یاران شایسته خود
خطبه ۱۱۸: خطبه زمانىکه مردم را جمع نمود و آنان را به جهاد ترغیب فرمود
خطبه ۱۱۹: خطبه در فضیلت خود و موعظه یاران
خطبه ۱۲۰: خطبه بعد از لیلة الهریر
خطبه ۱۲۱: خطبه در خطاب به خوارج
خطبه ۱۲۲: خطبه هنگام نبرد صفین به یارانش فرمود
خطبه ۱۲۳: خطبه در فرار یاران
خطبه ۱۲۴: خطبه در ترغیب یارانش به جهاد
خطبه ۱۲۵: خطبه در رابطه با خوارج وقتى که حکمیت را انکار کردند
خطبه ۱۲۶: خطبه وقتى به او گفتند که چرا در تقسیم بیتالمال میان همه مساوات مىکند
خطبه ۱۲۷: خطبه باز هم به خوارج
خطبه ۱۲۸: خطبه از پیشامدها و فتنههاى بصره خبر مىدهد
خطبه ۱۲۹: خطبه درباره پیمانهها و ترازوها
خطبه ۱۳۰: خطبه به ابوذر(رحمه الله) هنگامىکه او را به ربذه تبعید کردند
خطبه ۱۳۱: خطبه در فلسفه قبول حکومت و توصیف امام حق
خطبه ۱۳۲: خطبه در پند و اندرز و اندیشیدن از مرگ
خطبه ۱۳۳: خطبه در عظمت خداوند، قرآن، پیامبر و در رابطه با دنیا
خطبه ۱۳۴: خطبه به عمر بن خطاب وقتى براى رفتن به جنگ با رومیان با حضرت مشورت کرد
خطبه ۱۳۵: خطبه وقتى بین آنحضرت و عثمان مشاجرهاى درگرفت
خطبه ۱۳۶: خطبه درباره بیعت خود
خطبه ۱۳۷: خطبه درباره طلحه و زبیر
خطبه ۱۳۸: در آن به فتنهها (و حکومت امام عصر(علیه السلام)) اشاره مىفرماید
خطبه ۱۳۹: خطبه به هنگام شورا
خطبه ۱۴۰: خطبه در نهى از غیبت مردم
خطبه ۱۴۱: خطبه درباره نهى از غیبت
خطبه ۱۴۲: خطبه درباره نیکى به نااهل
خطبه ۱۴۳: خطبه در طلب یاران
خطبه ۱۴۴: خطبه در بعثت پیامبر و فضل اهلبیت
خطبه ۱۴۵: خطبه در فناى دنیا و نکوهش بدعت
خطبه ۱۴۶: خطبه بهعمربنخطاب وقتىکه براى رفتن به جنگ ایرانیان با حضرت مشورت کرد
خطبه ۱۴۷: خطبه در فلسفه بعثت، حوادث آینده و پند و اندرز
خطبه ۱۴۸: خطبه درباره اهل بصره
خطبه ۱۴۹: خطبه پیش از درگذشت از دنیا
خطبه ۱۵۰: خطبه در آن اشاره به فتنهها دارد
خطبه ۱۵۱: خطبه در تحذیر از فتنهها
خطبه ۱۵۲: خطبه در صفات خداوند و پیشوایان دین
خطبه ۱۵۳: خطبه در فضائل اهل بیت
خطبه ۱۵۴: خطبه در آن شگفتیهاى آفرینش شبپره را بیان مىکند
خطبه ۱۵۵: خطبه خطاب به اهل بصره در خبر از پیشامدهاى سخت
خطبه ۱۵۶: خطبه در تشویق به پرهیزکارى
خطبه ۱۵۷: خطبه درباره پیامبر و قرآن، و دولت بنىامیّه
خطبه ۱۵۸: خطبه درباره خوشرفتارى خود با مردم
خطبه ۱۵۹: خطبه در توحید الهى و شرح حال برخى از پیامبران
خطبه ۱۶۰: خطبه در وصف پیامبر و خاندان آن حضرت
خطبه ۱۶۱: خطبه در پاسخ یکى از یارانش که پرسید...
خطبه ۱۶۲: خطبه در توحید الهى
خطبه ۱۶۳: خطبه به هنگامىکه نزد آنحضرت آمدند و از اعمال ناپسند عثمان شکایت کردند
خطبه ۱۶۴: خطبه در شگفتىهاى آفرینش طاووس
خطبه ۱۶۵: خطبه در امر به الفت، و وصف بنىامیّه و یاران خویش
خطبه ۱۶۶: خطبه در ابتداى حکومتش
خطبه ۱۶۷: خطبه پس از بیعت با حضرت
خطبه ۱۶۸: خطبه به هنگام رفتن اصحاب جمل به شهر بصره
خطبه ۱۶۹: خطبه چون به بصره نزدیک شد
خطبه ۱۷۰: خطبه به وقت تصمیم رویارویى با لشگر معاویه در صفّین
خطبه ۱۷۱: خطبه در دفاع از حق خویش، و نکوهش اهل جمل
خطبه ۱۷۲: خطبه در اینکه چه کسى شایسته خلافت است، و سفارش به تقوا و گریز از دنیا
خطبه ۱۷۳: خطبه درباره طلحه بن عبیداللّه
خطبه ۱۷۴: خطبه در پند و اندرز، و بیان نزدیکى خود به پیامبر(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۱۷۵: خطبه در پند و اندرز و فضل قرآن و نهى از بدعت
خطبه ۱۷۶: خطبه در باره حکمین
خطبه ۱۷۷: خطبه در توحید و تقواى الهى
خطبه ۱۷۸: خطبه در پاسخ ذِغلِب یَمانى در رؤیت خداوند
خطبه ۱۷۹: خطبه در نکوهش اصحابش
خطبه ۱۸۰: خطبه در حق کسانى که قصد داشتند به خوارج ملحق شوند
خطبه ۱۸۱: خطبه در توحید الهى و یادى از یاران شهید خود در صفّین
خطبه ۱۸۲: خطبه در بیان قدرت خداوند و فضل قرآن و سفارش به تقوا
خطبه ۱۸۳: خطبه به برج بن مُسهِر طائى که از خوارج بود
خطبه ۱۸۴: خطبه به همّام دربارة پرهیزکاران
خطبه ۱۸۵: خطبه درباره منافقین
خطبه ۱۸۶: خطبه در ستایش خدا و پیامبر و پند و اندرز
خطبه ۱۸۷: خطبه درباره بعثت پیامبر و گریز از دنیا
خطبه ۱۸۸: خطبه درباره اختصاص خود به پیامبر(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۱۸۹: خطبه در سفارش به تقوا و وصف اسلام و پیامبر(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۱۹۰: خطبه در وصیّت به یارانش
خطبه ۱۹۱: خطبه درباره معاویه
خطبه ۱۹۲: خطبه در پایدارى در راه حق
خطبه ۱۹۳: خطبه هنگام دفن سرور زنان جهان حضرت فاطمه(علیها السلام)
خطبه ۱۹۴: خطبه در گریز از دنیا
خطبه ۱۹۵: خطبه یاران خود را در بسیارى از اوقات به آن پند مىداد
خطبه ۱۹۶: خطبه بعد از بیعت طلحه و زبیر به آنها فرمود
خطبه ۱۹۷: خطبه شنید عدهاىاز یارانش بهوقت نبرد صفّین بهاهلشام دشناممىدهند
خطبه ۱۹۸: خطبه در نبرد صفّین دربارهفرزند خود حسن(علیه السلام)
خطبه ۱۹۹: خطبه زمانىکه یارانش درباره حکمیت با او دچار اختلاف شدند
خطبه ۲۰۰: خطبه زمانى که در بصره به عیادت علاء بن زیاد حارثى رفت
خطبه ۲۰۱: خطبه وقتى از او درباره احادیث دروغ و اخبار ضد و نقیض پرسیدند
خطبه ۲۰۲: خطبه در قدرت خداوند و خلقت زمین
خطبه ۲۰۳: خطبه در تحریک یاران خود به جهاد با شامیان
خطبه ۲۰۴: خطبه در تمجید خداوند
خطبه ۲۰۵: خطبه در وصف پیامبر و عالمان، و اندرز مردم
خطبه ۲۰۶: خطبه از دعاهاى آنحضرت
خطبه ۲۰۷: خطبه در صفّین بیان فرمود
خطبه ۲۰۸: خطبه در شکایت از قریش
خطبه ۲۰۹: خطبه در جمل وقتى از کنار کشته طلحه و عبدالرّحمن بن عتّاب عبور کرد
خطبه ۲۱۰: خطبه در وصف سالکان
خطبه ۲۱۱: خطبه در ترغیب یارانش به جهاد
خطبه ۲۱۲: خطبه بعد از تلاوت آیه «الهیکم التکاثر حتى زرتم المقابر»
خطبه ۲۱۳: خطبه به وقت تلاوت آیه «رجال لاتلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله»
خطبه ۲۱۴: خطبه به هنگام تلاوت آیه «یا ایها الانسان ما غرّک بربک الکریم»
خطبه ۲۱۵: خطبه در بیزارى از ظلم
خطبه ۲۱۶: خطبه در طلب فراوانى روزى
خطبه ۲۱۷: خطبه در گریز از دنیا
خطبه ۲۱۸: خطبه در وصف عاشقان خدا
خطبه ۲۱۹: خطبه درباره یکى از حاکمان
خطبه ۲۲۰: خطبه در توصیف بیعت مردم با آن جناب بر خلافت
خطبه ۲۲۱: خطبه درباره تقوا و کوشش در عمل
خطبه ۲۲۲: خطبه در ذىقار به وقت حرکت به بصره
خطبه ۲۲۳: خطبه به عبدالله بن زمعه که از شیعیان بود
خطبه ۲۲۴: خطبه در فضل اهلبیت و نکوهش زمانه خود
خطبه ۲۲۵: خطبه در بیان علت اختلاف ظاهر و باطن مردم
خطبه ۲۲۶: خطبه به وقت غسل و تجهیز رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
خطبه ۲۲۷: خطبه در حمد و ستایش پیامبر و عجایب آفرینش
خطبه ۲۲۸: خطبه در توحید حق
خطبه ۲۲۹: خطبه در بیان پیشامدهاى ناگوار
خطبه ۲۳۰: خطبه در سفارش به تقوا و یاد مرگ
خطبه ۲۳۱: خطبه درباره ایمان و هجرت
خطبه ۲۳۲: خطبه در ستایش الهى و سفارش به تقوا
خطبه ۲۳۳: خطبه باز هم در ستایش الهى و سفارش به تقوا
خطبه ۲۳۴: خطبه به نام قاصعه در مذمّت ابلیس ملعون
خطبه ۲۳۵: خطبه به عبداللّه بن عباس در زمانى که عثمان در محاصره بود
خطبه ۲۳۶: خطبه در بیان وضع خود پس از هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ملحق شدن به آن حضرت
خطبه ۲۳۷: خطبه در تشویق به عمل
خطبه ۲۳۸: خطبه درباره حکمین و سرزنش اهل شام
خطبه ۲۳۹: خطبه در رابطه با فضائل آل محمّد(علیهم السلام)
خطبه ۲۴۰: در رابطه با فضائل آل محمد(ع)
نامهها
نامه ۱, نامهای از آن علی به مردم کوفه هنگام حرکتش از مدینه به بصره.
نامه ۲, نامهای از آن علی پس از فتح بصره به مردم کوفه نوشتهاست.
نامه ۳, نامهای از آن علی به قاضی اش شریح بن الحارث
نامه ۴, نامهای از آن علی به یکی از فرماندهان سپاهش
نامه ۵, نامهای از آن علی به اشعث بن قیس، عامل خود در آذربایجان نوشتهاست.
نامه ۶, نامهای از آن علی به معاویه
نامه ۷: نامهای دیگر از علی به معاویه
نامه ۸: نامهای از علی به جریر بن عبد الله البجلی هنگامی که او را نزد معاویه فرستاده بود
نامه ۹: از نامه علی به معاویه
نامه ۱۰: از نامه علی به معاویه
نامه ۱۱: سفارشی از علی هنگامی که سپاهی بر سر دشمن میفرستاد
نامه ۱۲: سفارشی از علی به معقل بن قیس الریاحی فرمود، آنگاه که او را به سه هزار سپاهی بر مقدمه به شام میفرستاد
نامه ۱۳: از نامه علی به دو تن از امیران لشکرش
نامه ۱۴: سفارشی از علی به سپاهش پیش از دیدار با دشمن در صفین
نامه ۱۵: هنگامی که علی به عزم جنگ، با دشمن روبرو میشد چنین میفرمود
نامه ۱۶: هنگام جنگ به یاران خود میفرمود
نامه ۱۷: از نامه علی در پاسخ نامه معاویه
نامه ۱۸: از نامه علی به ابن عباس، عامل او در بصره
نامه ۱۹: نامهای از علی به یکی از عاملانش
نامه ۲۰: از نامه علی این نامه را به زیاد بن ابیه
...
نامه ۷۹: