اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نیم‌خط

نیم خط، خطی است که از یکسو نامتناهی (بی پایان) و از سوی دیگر محدود (متناهی) به یک نقطه باشد.

هر نقطه بر روی خط، آن را به دو نیم خط تقسیم می‌کند.

خط (هندسه)

خط مفهومی در هندسه است.
تعریف

تعاریف گوناگون از خط است به دو دسته تقسیم می شوند: تعاریف مفهومی و مصداقی.

تعاریف مفهومی:

خط امتداد نقطه است.

بر اثر حرکت و امتداد یک نقطه بر صفحه در یک راستا خط شکل می گیرد.

خط در هندسه به معنی اتصال یا امتداد دو نقطه -در یک راستا- بر روی سطح (صفحه) که سطح را تقسیم می کند. خط بطور مطلق از دوجهت بی نهایت امتداد دارد. نیم خط از یک نقطه آغاز می شود و از دیگر سو بی‌نهایت امتداد دارد و پاره خط از هر دو سو به دو نقطه محدود است.

در هندسه اقلیدسی خط عبارت است از کوتاه‌ترین مسیر بین دو نقطه که ممکن است از هر جهت بی‌نهایت امتداد پیدا کند. از سویی پاره خط کوتاهترین مسیر بین دو نقطه می باشد.

تعاریف مصداقی:

خط را می‌توان یک خم کاملا راست، با پهنای صفر و بطور بی نهایت دراز و نابسته فرض کرد.

اگر امتداد در یک راستای ثابت نباشد، منحنی پدید می‌آید.
انواع خط

۱- نیم‌خط

۲- پاره‌خط

شاه جهان

شهاب‌الدین محمد شاه جهان (زادهٔ: ۵ ژانویه ۱۵۹۲/ ۲۰ ربیع‌الاول ۱۰۰۰ ه‍.ق، درگذشت: ۲۲ ژانویه۱۶۶۶/ ۱۶ رجب ۱۰۷۶ ه‍.ق)، فرزند جهانگیر و پنجمین امپراتور سلسله گورکانیان هند است که بین سالهای ۱۰۳۷ تا ۱۰۶۸ه‍.ق (۱۶۲۷ تا ۱۶۵۸ م) بر بخش بزرگی از شبه‌قاره هند حکومت کرد.[۳] وی نیز مانند پدربزرگش اکبر شاه علاقه زیادی برای گسترش امپراتوری خود داشت و در دوران او دولتی باشکوه و بزرگ جلوه‌گر شد.[۴]

محتویات

    ۱ فرمانروایی
    ۲ ام‍پراتور عاشق
    ۳ ام‍پراتور معمار
    ۴ امپراتور هنرپرور
    ۵ خلع از سلطنت و حبس خانگی
    ۶ نوشته روی قبر
    ۷ جستارهای همسو
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

فرمانروایی

بر اساس چاپ جدید کتابنقش پارسی بر احجار هند، شهاب الدین محمد فرزند جهانگیر شاه که به نام شاهزاده خرم شهرت داشت در پانزده سالگی با دختر دایی خود٬ ارجمند بانو فرزند آصف خان و برادرزاده نورجهان، ازدواج کرد. شاهزاده خرم که مورد بی مهری مادر پرنفوذش نورجهان واقع شده بود، پس از مرگ جهانگیر تنها با کمک آصف خان، پدر زن و دایی خود، توانست بر رقبایش پیروز شود و قدرت را به دست آورد. وی پس از نشستن بر تخت سلطنت با نام «شاه‌جهان» شهرت یافت، همسر او نیز به «ممتاز محل» ملقب شد. او به مدت ۳۱ سال از سال ۱۰۳۷ تا ۱۰۶۸ ه‍.ق (۱۶۲۷ تا ۱۶۵۸ م) فرمانروای هندوستان بود. شاه جهان مانند پدر بزرگش اکبرشاه عاشق هنر و معماری و شعر و ادب فارسی بود. هیچ پادشاهی در طول تاریخ هند به اندازه شاه جهان از خود کارهای عظیم معماری و هنری برجای نگذاشته در این خصوص تنها کافی است به شاهکار تاج محل و آرامگاه آصف الدوله - قلعه آگرا و قلعه سرخ دهلی و باغ شالیمار لاهور اشاره کرد که شهرت جهانی دارند. از او فرمان هایی زیادی باقی مانده که همگی به زبان فارسی است اما فرمان او در مورد کشمیر که بر روی سنگی در مسجد سرینگر نیز حک شده است قابل توجه خاصی است زیرا از معدود فرمان های اوست که دارای لوح سنگی است. [۱]
ام‍پراتور عاشق
ممتاز محل همسر محبوب شاه جهان
نوشتار(های) وابسته: ممتاز محل

داستان عشق «شاه‌جهان» و «ممتاز محل» بسیار معروف است. شاه‌جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن از آنان زنده ماندند و بزرگ شدند.

گفته‌اند شاه جهان همسرش، ممتاز محل را بسیار دوست می‌داشت و در همهٔ سفرها حتی سفرهای جنگی نیز او را به همراه خود می‌برد. تقریباً یک سال پس از به سلطنت رسیدن شاه جهان در یکی از این سفرهای جنگی ارجمند بانو که باردار بود سخت دچار درد و کسالت شد. شاه جهان فوراً خود را به او رساند. ممتاز محل پیش از مرگ از شوهرش خواست که پس از وی زنی نگیرد و برای او آرامگاهی بسازد که با آن جاوید بماند. شاه‌جهان هر دو وصیت را با جان و دل اجرا کرد. نوشته‌اند که شدت علاقه شاه‌جهان به همسرش چنان بود که تمامی موی سرش پس از دو سال سفید شد.[۵]
ام‍پراتور معمار
تاج محل که توسط شاه جهان ساخته شد
نوشتار(های) وابسته: تاج محل

شاه جهان، بیشتر به خاطر ساختن آرامگاه پرآوازهٔ تاج محل «بنای مرمرین عشق»، که به یاد و وصیت همسرش ممتاز محل ساخته بود مشهور شده است. در این بنا که جزو عجایب هفتگانه جدید شناخته شده، تاثیر سبک معماری اسلامی و به‌ویژه معماری ایرانی بخوبی مشهود است و کمتر سبک هندی در آن احساس می‌گردد. هرچند در بنای این ساختمان اثر هنرمندان ایرانی مانند امانت خان شیرازی و محمدخان شیرازی دیده می‌شود و از معماران و هنرمندان مختلف ایرانی، هندی و عثمانی بهره گرفته‌اند اما شخص شاه جهان در طراحی و معماری این بنا نقشی به سزا بر عهده داشته است.

مسجد جامع دهلی که در زمان خود و تا مدتها یکی از بزرگترین مساجد جهان اسلام بود نیز به فرمان شاه جهان ساخته شد. همچنین بناهای قلعه سرخ در دهلی، بخش بزرگی از قلعه آگرا٬ مسجد وزیرخان در لاهور٬ باغ شالیمار در لاهور٬ بخش‌هایی از قلعه لاهور٬ آرامگاه جهانگیر پدرش٬ مسجد شاه جهان در تهته پاکستان در دوره او ساخته شد.[۳]
امپراتور هنرپرور
دربار شاه‌جهان

شاه جهان مردی هنردوست و هنرپرور بود و در عهد وی انواع صنایع مستظرفه و هنرهای مختلف در هند رشد کرد و به‌حد کمال رسید. در دوره او ترکیب هنر ایرانی و هندی و فنون ایرانی در هند رواج پیدا کرد و می‌توان یکی از مظاهر ترکیب این دو تمدن را در عمارت تاج محل به خوبی مشاهده کرد.[۴] در تذکره‌ها این پادشاه گورکانی را در زمرهٔ خوشنویسان ذکر کرده‌اند. [۶] او که معاصر میرعماد استاد خط نستعلیق بود به قدری بخطوط او علاقه داشته که می‌گویند: هر کس برای شاه جهان قطعه‌ای از خط میر به هدیه می‌آورد منصب و شهریه «یکصدی» صله می‌گرفت. و حتی پس از قتل میر چند تن از شاگردانش به نام‌های عبدالرشید دیلمی و سید علی نیریزی و عبدالباقی تبریزی به دربار شاه جهان مهاجرت کردند و به آنها لقب «جواهر قلم» و «یاقوت قلم» و غیره اعطا گردید.[۴]

صنعت زرگری و جواهرنگاری در عهد شاه جهان به پایه‌ای رسید که تخت سلطنتی مرصعی به نام تخت طاووس ساخت و در جشن نوروز سال ۱۶۳۵ م. / ۱۰۴۴ ه‍. ق بر آن تخت جلوس کرد. این تخت که شاهکارهای آثار زمان خود بوده و مورد شرح و تفصیل مورخان و شعرای نامی آن زمان قرار گرفته است[۴] و بعدها توسط نادر شاه به عنوان غنیمت به ایران آورده شد.

شاه جهان و زنش ممتازمحل هر دو دارای ذوق و قریحه ادبی بودند و از او بسبب محیط شعر و ادب مخصوصاً فارسی که در دستگاه و دربار او وجود داشت حکایات و نوادر و مناسب‌خوانی و بدیهه‌سرایی نقل می‌کنند که کمال ذوق و فرهنگ این شاه و ملکه را می‌رساند. بر اثر هنرپروری و ذوق و قریحه شاه جهان بوده‌است که شعرای برجسته ایرانی به دربار هند مهاجرت می‌کرده‌اند. از جمله آنها صائب تبریزی است که شعر او در دربار شاه جهان ارج و قربی داشت و قصیده‌ای در تاریخ جلوس شاه جهان سروده‌است. همچنین ابوطالب کلیم همدانی یا کاشانی در نزد شاه جهان و دربار او مقام والایی داشت. محمدقلی سلیم طهرانی در عهد این پادشاه از ایران به هند مهاجرت کرد و در نزد نواب اسلام خان وزیر اعظم معزز و محترم می‌زیست. قدسی مشهدی که لقب ملک الشعراء شاه جهان را داشت. دربار شاه جهان زمینه بسیار مستعدی جهت پرورش زبان و ادبیات فارسی بود در عهد همین شاه ترکیب و پیوند دو زبان هندی و فارسی که در قرن چهارم هجری در لاهور شروع شده بود در قرن یازدهم بحد کمال رسید.[۴]

درباره علاقه شاه و ملکه به زبان فارسی داستان‌های متعددی گفته‌اند از جمله اینکه شاه جهان روزی این مصراع را گفت:
آب از هوای روی تو می‌آید از فرسنگ‌ها

و ملکه ممتاز محل بی‌درنگ جواب داد:
وز هیبت شاه جهان سرمی‌زند بر سنگها

همینطور فرزندان شاه جهان، شاهزاده محمد دارا شکوه و جهان‌آرا بیگم و روشن‌آرا بیگم که تحت تاثیر محیط شعر و ادب فارسی دربار قرار گرفته بودند شاعران و هنرمندان و هنرپرورانی ارجمند بودند.[۴] همچنین داراشکوه[۶] و شاه شجاع[۷] را در شمار خوشنویسان مطرح خط نستعلیق آورده‌اند.
خلع از سلطنت و حبس خانگی
شاه جهان و چهار پسرش، اثر نقاش هلندی ویلم شلینکس اواخر سده ۱۷ میلادی.

شاه جهان چهار پسر به نام‌های دارا شکوه، مرادبخش، شاه شجاع و اورنگ زیب داشت. او در رمضان ۱۰۶۷ ه‍. ق (۱۶۵۸م) سخت بیمار شد و میان فرزندانش رقابتی خونین برای تصاحب تاج و تخت درگرفت. داراشکوه پسر بزرگتر به‌طور طبیعی جانشین پدر شناخته می‌شد. اما پس از درگیری‌های فراوان اورنگ‌زیب بر برادران پیشی گرفت و شاه‌جهان را که بهبود یافته بود در قلعه آگره به محاصره درآورد و زندانی کرد و بجای پدر بر تخت نشست. اورنگ زیب که با دسیسه‌های فراوان بر برادرانش پیروز شد آنان را کشت و سنت تساهل و تسامح که توسط اکبر شاه برقرار شده بود را بکلی زیر پا گذاشت و در برپایی قونین شریعت اصرار ورزید.[۸]

شاه جهان پس از ۸ سال حبس خانگی و بیماری که توسط دخترش جهان‌آرا بیگم پرستاری می‌شد در ژانویه ۱۶۶۶ م (۱۰۷۶ ق) درگذشت.و در کنار ارجمند بانو و در تاج محل دفن شد. [۳]
نوشته روی قبر
سنگ قبر ارجمند بانو

در داخل آرامگاه یا درگاه تاج محل دو قبر وجود دارد که با سنگ مرمر یکپارچه تزئین شده است کنار سنگ مرمر قبر سمت راست به خط نستعلیق فارسی نوشته شده است:

    مرقد منور ارجمندبانو بیگم مخاطب بممتاز محل متوفی سنه...

کنار سنگ مرمر چپ نوشته شده:

    مرقد مطهر اعلیحضرت فردوس آشیانی صاحبقران ثانی شاه جهان طاب ثراه سنه ۱۰۷۶ ق)

این شیوه نوشتن در قبرهای دوره صفوی و قاجاری نیز دیده می‌شود.

جهانگیرشاه

نورالدین سلیم جهانگیر (فرمانروایی: ۱۶۰۵-۱۶۲۷ م) با لقب کامل: «السلطان الاعظم والخاقان المکرم، خسرو گیتی پناه، ابوالفتح نورالدین محمد جهانگیر پادشاه غازی» چهارمین پادشاه سلسلهٔ گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند است.[۱] جهانگیر وارث امپراتوری پدرش اکبرشاه (فرمانروایی: ۱۵۵۶-۱۶۰۵ م) شد. از اکبر به عنوان بزرگترین پادشاه تاریخ هند نام برده می‌شود و گستره حکومتش از شهر قندهار در مغرب تا شهر داکا در بنگال شرقی در مشرق و از سرینگر (کشمیر) در شمال تا سرحد شهر احمدنگر در جنوب امتداد داشت.[۲] جهانگیر شاه به علم و هنر و ادب بیش از سیاست علاقه داشت و امور کشور عملاً در دست همسرش نورجهان بود.[۳]

محتویات

    ۱ تولد
    ۲ تعلیم و تربیت
    ۳ عشق به انارکلی
    ۴ فرمانروایی
    ۵ نورجهان
    ۶ نحوه حکمرانی
    ۷ کتاب‌سازی
    ۸ درگذشت
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع

تولد

اکبر پادشاه بزرگ سلسله گورکانی و همسرش ملکه جودا پس از سال‌ها انتظار برای داشتن پسری که وارث تاج و تحت باشد به درگاه شیخ سلیم چستی (۱۴۱۸ - ۱۵۷۲ میلادی) از صوفیان بزرگ آن دوره، دعا می‌کنند و پس از مدتی صاحب پسری می‌شوند که او را «سلیم» نام می‌نهند.[۴] سلیم در ۲۰ سپتامبر ۱۵۶۹ میلادی در درگاه شیخ سلیم در روستای سیکری در نزدیکی اگرا متولد شد که بعدها توسط اکبر به شهر فاتح‌پور سیکری تبدیل شد.[۱]
تعلیم و تربیت

اکبر انتظار داشت پسرش به بهترین نحو تربیت شود از این رو از چهار سالگی سلیم را نزد بزرگترین معلمان زمانه همچون «عبدالرحیم‌خان خانان» فرستاد تا به آموختن فارسی، ترکی، عربی، اردو، تاریخ، ریاضیات، جغرافیا و سایر علوم بپردازد.[۱]
عشق به انارکلی
جهانگیرشاه و پدرش اکبرشاه

پس از سالها آموزش سلیم به دربار پدر باز می‌گردد و برخلاف انتظار همه ازجمله پدر، به عشق دخترکی به نام «انارکلی» رقّاصهٔ دربار مبتلا می‌گردد. قدرت عشق فراتر می‌رود و راز آنها آشکار شده و سبب پیدایش شکافی عظیم بین پدر و پسر می‌شود. اکبرشاه از هیچ کاری برای دور کردن این دو از یکدیگر فروگذار نمی‌کند ابتدا با زندانی کردن انارکلی سعی در دور کردن او از شاهزاده دارد؛ ولی سلیم، با آگاهی از محل اختفای انارکلی او را آزاد می‌کند.[۵]

سپس اکبر تصمیم به قتل انارکلی می‌گیرد؛ لذا به فرمان شاه او را ربوده و در چاهی زنده به گور می‌کنند و بدین ترتیب انارکلی می‌میرد و این عشق ناکام می‌ماند شاهزاده سلیم به خاطر علاقه زیادش به انارکلی شعر زیر را در حسرت دیدار او می‌سراید و بر روی قبر وی حک می‌کند و در زیر نام شاعر را “سلیم مجنون” می‌گذارد:[۵]
تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را         آه گر من باز بینم روی یار خویش را
فرمانروایی

سلیم که اکبر روزگاری آن همه آرزوی تولدش را می‌کرد، علیه پدر شورید.[۴] در سال ۱۶۰۰ وقتی که اکبر در یک لشکرکشی پایتحت را ترک کرده بود، سلیم خود را پادشاه خواند. اکبر به سرعت بازگشت و قدرت را در دست گرفت و فکر کرد بجای تاج و تخت عنوان خسرو را به او بدهد.[۱]

سرانجام پس از ۵ سال اکبر درگذشت و شاهزاده سلیم پس از ۸ روز از مرگ پدر در ۳ نوامبر سال ۱۶۰۵ میلادی، به پادشاهی رسید و به نام جهانگیر فرمانروا و پادشاه سلسله گورکانی در هند شد.[۱] و تا ۱۶۲۷ به مدت ۲۲ سال حکمروایی کرد.
نورجهان
نوشتار اصلی: نورجهان


جهانگیر در ماه می ۱۶۱۱ با زنی ایرانی به نام مهرالنسا ملقب به نور جهان ازدواج کرد که بیوه شیر افغان حاکم یاغی بنگال بود.[۱] نورجهان همچنین نوه یکی از درباریان شاه تهماسب صفوی بود و پدرش به نام میرزا غیاث الدین شیرازی ملقب به «اعتمادالدوله» در دربار اکبر و جهانگیر مناصب مهمی داشت. میرزا غیاث الدین شخصی ایرانی بود که با خانواده‌اش در دورهٔ اکبر، (سلطنت ۱۴-۹۶۳ ه. ق) به هند رفت و در دربار او به کار اشتغال ورزید و در مدت کوتاهی پیشرفت کرد و عهده‌دار فعالیت‌های مهمی شد. پیشرفت او در دوره جهانگیر چنان بود که به عالی‌ترین مقام اداری کشور یعنی به منصب صدارت عظمی دست یافت.

ملکه نورجهان زنی بذله‌گو، باهوش و زیبا بود و جهانگیر را سخت شیفته خود کرد. طوری که نقشی تعیین کننده در دربار پیدا کرده و باعث نفوذ بسیاری از ایرانیان به دربار امپراتوری گورکانی شد.

برادر نورجهان به نام آصف خان، در دربار جهانگیر، وزیر اعظم بود. در دوران سلطنت جهانگیر، قدرت واقعی میان آصف‌خان و خواهرش نور جهان تقسیم شده بود.[۶] و دختر وی به نام ارجمند بانو بیگم (که بعدها ممتاز محل نام گرفت)، همسر پسر جهانگیر به نام شاهزاده خرم (که بعدها شاه جهان نام گرفت) یعنی پسر عمه خود شد.[۵]

«بانو نورجهان، همسر ایرانی جهانگیرشاه، شاه گورکانی هند، در ۱۹ بهمن ۱۰۰۵ خورشیدی، کودتای سردار محبت‌خان، فرمانده پادگان دهلی را در برابر شوهرش سرکوب کرد و آشوب‌گران را به بند کشید. هنگام کودتا، جهانگیرشاه در بستر بیماری بود.»[۷]
نحوه حکمرانی

جهانگیر به عنوان کسی که زنجیر عدالت داشت مشهور است او به شیوه انوشیروان پادشاه ساسانی ایران، زنجیری متصل به زنگ را از درون قصر به بیرون آویخته بود تا هر که عدالت‌خواهی دارد آن را به صدا درآورد. افزون بر آن او از مادر نصب هندو راجپوت را داشت و از پدر نصب مسلمان، پس مورد احترام هر دو گروه بود. با این وجود جهانگیر برخلاف سنت پدرش اکبر، در احیای شریعت اسلام می‌کوشید و رهبر مذهبی آئین جین را کشت و معبد هندوها را تخریب کرد.[۱]
کتاب‌سازی

جهانگیر در امر تصویرسازی و کتابت آثار جاویدان پارسی کوشا بود و مرقع گلشن که نمونه کاملی از نفاست و تابناکی هنر هندی-ایرانی است و مرقع جهانگیر که از شاهکارهای هنری ممتاز و پر آوازهٔ این دوره است و اکنون در موزه برلن نگهداری می‌شود، حاصل حمایت‌های او از هنر ایرانی است.[۸]

جهانگیر نویسنده خوبی بود و به طبیعت عشق می‌ورزید. او به رسم گذشتگانش همچون بابر، کتابی فراهم کرد به نام توزک جهانگیری که زندگی‌نامه خود اوست. جهانگیر به جمع‌آوری نقاشی‌ها و آثار خطی نفیس علاقه‌مند بود که اکنون زینت بخش موزه‌های جهان هستند.[۱]

همچنین نسخه تجدید نظر یافته لغت‌نامه‌ای فارسی که به فرهنگ جهانگیری شهرت دارد. توسط جمال‌الدین حسین بن فخرالدین حسن اینجوی شیرازی، ملقب به عضدالدوله، به جهانگیر عرضه شد. این کتاب صرفاً محتوی لغاتی است که آنها را فارسی می‌شناسیم، برای هر لغت شواهد شعری آورده‌است و از بهترین و دقیق‌ترین فرهنگ‌های زبان فارسی به‌شمار می‌زود.
درگذشت

جهانگیر در سال ۱۶۲۷ به دلیل زیاده روی در شراب‌خواری سلامتش را از دست داد و در راه بازگشت از راه کشمیر و کابل بر اثر سرمای شدید درگذشت. او را در باغ شاه‌دارا در حومه شهر لاهور در پنجاب پاکستان به خاک سپردند. بنای زیبای آرامگاه جهانگیر یکی از جاذبه‌های گردشگری در لاهور است.

جهانگیرشاه شش پسر به نام‌های خسرو میرزا، پرویز، خرم، شهریار و جهاندار داشت؛ که از این میان خرم با نام شاه جهان به جای پدر بر تخت نشست. شاه جهان، بیشتر به خاطر ساختن آرامگاه پرآوازه تاج محل "بنای مرمرین عشق"، که به یاد همسر ایرانی‌اش، ممتاز محل ساخته بود شناخته می‌شود.

رستم

رستم نام آورترین چهرهٔ اسطوره‌ای در شاهنامه و به تبع مهم ترین چهرهٔ اسطوره‌ای ادبیات فارسی است. او فرزند زال و رودابه است و تبار پدری رستم به گرشاسپ - پهلوان اسطوره‌ای و چهرهٔ برتر اوستا - و از طریق گرشاسپ به جمشید می‌رسد. و تبار مادری او به مهراب کابلی و ضحاک می‌رسد. رستم، سرانجام به دست نابرادرش شغاد کشته شد.

محتویات

    ۱ ریشهٔ نام
    ۲ تولد رستم
        ۲.۱ مرگ رستم
    ۳ نگارخانه
    ۴ رستم در شاهنامه
    ۵ رستم در منابع دیگر
    ۶ پانویس
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

ریشهٔ نام

رستم در ادبیات ما به صورت های رستهم، روستهم، روستم نیز آمده است، در اصل از دو جزء تشکیل شده است: رس= raodha (بالیدن و نمو یافتن) [رستن و روییدن از همین ریشه است] + تهم= taxma که در فارسی باستان و گاتها و دیگر بخش های اوستا به معنی "دلیر" و "پهلوان" آمده است و تهمتن نیز از همین ریشه است به معنی بزرگ پیکر و قوی اندام و در حقیقت تهمتن معنی کلمه ی رستم است. بنابر آنچه گفته شد رستم یعنی کشیده بالا و بزرگ تن و قوی پیکر.[۱][۲] «در ادبیات پهلوی نام رستم به صورت رتستخمک rot-staxmak یا رتستخم rot-staxm و رتستهم آمده است.[۳][۴]یوزف مارکوارت تصور کرده است که کلمه ی رتستخمک در اوستا ranta-staxma و یکی از عناوین و صفات گرشاسپ بوده است، و این دو پهلوان نه تنها از جهت اعمال پهلوانی به یکدیگر شبیه اند، بلکه از نظر مذهبی نیز شباهت و قرابت دارند. البته این وجوه شباهت هیچ گاه دلیل وحدت دو پهلوان و همسانی آن دو با یکدیگر نیست.

تئودور نولدکه برعکس مارکوارت معتقد بود که داستان زال زر و رستم به هیچ روی با روایت گرشاسپ ارتباطی ندارد و نسب نامه ی آن دو ساختگی و مجعول است، چرا که اولا در اوستا از ایشان نامی نیامده است و دوم آن که گرشاسپ در اوستا و در بعضی موارد شاهنامه در شمار شاهان است، در صورتی که زال و رستم از پهلوانان شمرده می شوند.[۵] مهرداد بهار نوشته است که «بیشتر می توان احتمال داد که رستم پهلوان اساطیر اقوامی بیگانه، احتمالا سکایی بوده که به علت آمیختن ایشان با ایرانیان وارد افسانه های ملی ما گردیده است».[۶] البته زبانشناسان نام رستم را کاملا ایرانی می دانند و این نظریه ی سکایی بودن منشا آن را کم می کند.[۷]
تولد رستم
رستم در حال کشتن اژدها اثر عادل عدیلی
نبرد رستم و دیوسفید
نبرد رستم با اژدها

گفته‌اند رستم جهان پهلوان ایران با انجام عمل سزارین به دنیا آمده‌است. این اتفاق را برای سزار قیصر روم در جهان باستان نیز نقل می‌کنند. درباره چگونگی به دنیا آوردن رستم در اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی آمده که رودابه همسر زال دچار درد شدید زایمان گردید و نتوانست طفل را به دنیا آورد. به دستور سیمرغ یک روحانی و طبیب را بر بالین رودابه آوردند. در این عهد روحانیون و موبدان علاوه بر انجام وظایف دینی، پزشکی نیز می‌کردند و بدین جهت وی در درمان‌ها دارو و ادعیه به کار می‌برد. طبیب ابتدا رودابه را با خوراندن شراب قوی بیهوش کرد. آنگاه در حالت بیهوشی پهلویش را شکافت و پس از آن رحمش را درید. سپس سر جنین که به طرف راه طبیعی خروج (فرج) بود برگردانیده و آن را از رحم خارج نمود. دوباره محل پارگی رحم و شکم را بخیه زد. بعد از دوختن برای آن که محل بخیه عفونی نشود به آن مرهم ضد عفونی کننده و التیام بخش مالید. مرهم مزبور را نیز از مخلوط مشک ساییده شده و شیر تهیه کرده بودند. بدین ترتیب رستم سالم به دنیا آمد و مادرش رودابه نیز زنده ماند.
... به بالین رودابه شد زال زر         پر از آب رخسار و خسته جگر
همان پر سیمرغش آمد به یاد         بخندید و سیندخت را مژده داد
یکی مجمر آورد و آتش فروخت         وزآن پر سیمرغ لختی بسوخت
هم اندر زمان تیره گون شد هوا         پدید آمد آن مرغ فرمانروا
چو ابری که بارانش مرجان بود         چه مرجان که آرایش جان بود
ستودش فراوان و بردش نماز         بر او کرد زال آفرین دراز
چنین گفت با زال سیمرغ کاین غم چراست         به چشم هژبر اندرون نم چراست
...         ...
بیاور یکی خنجر آبگون         یکی مرد بینا دل پرفسون
نخستین به می ماه را مست کن         ز دل بیم و اندیشه را پست کن
تو منگر که بینا دل افسون کند         به صندوق تا شیر بیرون کند
بکافد تهی گاه سرو سهی         نباشد مراو را ز درد آگهی
وزو بچهٔ شیر بیرون کشد         همه پهلوی ماه در خون کشد
وز آن پس بدوزد آن کجا کرد چاک         ز دل دور کن ترس و تیمار و باک
گیاهی که گویم ابا شیر و مُشک         بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
...         ...
مرگ رستم

در شاهنامه طول عمر پهلوانانی که از نسل سام یل ( پدر بزرگ رستم ) هستند بسیار طولانی ذکر شده است و به همین طریق طول عمر رستم نیز در حدود ششصد سال بوده که البته به مرگ طبیعی نیز از دنیا نرفته است و با حیله بهمن فرزند اسفندیار و بدست برادر ناتنی اش شغاد به چاه افتاد و کشته شد در این واقعه برادر دیگر رستم بنام زواره و نیز رخش نیز کشته شدند . رستم در طول عمر خود همعصر پادشاهان بسیاری بود که عبارتند از منوچهر - نوذر - کیقباد- زو - کیکاووس - کیخسرو - لهراسب و گشتاسب و سرانجام بهمن .
نگارخانه

    Firdawsi - Rustam Drags the Khaqan of China from his Elephant - Walters W601245B - Full Page.jpg
    Firdawsi - Rustam Shoots Ashkabus - Walters W601234A - Full Page.jpg
    Firdawsi - Rustam Kills the White Div (the Seventh Feat) - Walters W601131B - Full Page.jpg
    Firdawsi - Rustam Rescues Bizhan from the Pit - Walters W601308B - Full Page.jpg
    Rostam toetet esfandyar.jpg

رستم در شاهنامه

برخی معتقدند رستم زاییده خامهٔ توانای فردوسی آن رستم زابلی راستین نیست، ایرانی است در بردارندهٔ قهرمانی‌های نیایش گرشاسپ و توانایی‌های شعری فردوسی و نیاز مردم ایران به چنین اسطورهٔ زنده و دیرپایی.

مهم‌ترین حوادث و اقدامات رستم که در شاهنامه به نظم آمده عبارت است از:

    کشتن پیل سپید
    فتح دژ سپندکوه
    آوردن کیقباد از البرز کوه
    نجات دادن کیکاووس و سایر پهلوانان در بند دیو سپید درمازندران با گذشتن از هفت خوان
    نجات کاووس از بند شاه هاماوران
    بیرون راندن افراسیاب از ایران که در غیبت کاوس به ایران تاخته و آن را مسخر ساخته بود
    جنگ با سهراب
    پرورش سیاوش پسر کاووس
    کشتن سودابه همسر کیکاووس به خونخواهی سیاوش
    خونخواهی سیاوش و تاختن به توران
    حضور در جنگ با خاقان چین و کشتن کاموس کشانی و خاقان چین
    نجات بیژن پسر گیو از چاه افراسیاب.
    کشتن اسفندیار
    پرورش بهمن پسر اسفندیار

در سایر منظومه‌ها:

    جنگ با برزو از خواجه عمید عطاری رازی
    جنگ با جهانگیر پسر خود از قاسم مادح

رستم در منابع دیگر

منبعی که کمتر مورد پژوهش اساتید تاریخ قرار گرفته است، متونی کشف شده به زبان سغدی است که داستانی از رستم را در بر دارد که نه در شاهنامه و نه در هیچ یک از منابع پهلوی یافت نشده است. محل یافته شدن داستان رستم غارهای هزار بودا نزدیک شهر توئن هوانگ در ایالت کانسوی چین بوده است. از آنجا که آغاز و پایان نسخه ی سغدی افتاده. گمان بر این است که متن موجود سغدی بخشی از داستان مفصل تری بوده که موضوع اصلی آن داستان جنگ رستم با دیوان است.

گرشاسپ پسر زو

گَرشاسپ یا گَرشاسب، پسر زو، از پادشاهان پیشدادی است. او را نباید با گرشاسپ پهلوان و نیای رستم اشتباه کرد.

نام گرشاسپ از اوستایی کِرِساسپَ گرفته شده و به معنی «دارندهٔ اسب لاغر» است.

پیشدادیان

پیشدادیان نخستین سلسلهٔ پادشاهان در شاهنامه و اساطیر ایرانیان می‌باشد. معادل اوستاییِ پیشداد (Pēš-dād)، پَرَداتَ (Para-dāta)، به معنای مقدم است. این نام طبعاً نام یک خاندان نبود، بلکه نامی است که بعدها بر این گروه نهاده‌اند. زیرا این گروه را مقدم بر دیگران شمرده‌اند [۱]

در اساطیر ایران از کیومرث به عنوان نخستین انسان یاد شده، و کمتر بر پادشاهی او تکیه می‌شود. اما در شاهنامه او نیز جزو دودمان پیشدادی به حساب می‌آید.[۲] در متون پهلوی، هوشنگ کسی است که دارای لقب پیشداد می‌باشد. و چنین گمان می‌رود که او را نخستین پادشاهی می‌دانسته‌اند که بر جهان فرمان رانده‌است.[۳]
خلاصهٔ تاریخ پیشدادیان

در ابتدای این دوره، پادشاهان با فرّه سلطنت می‌کنند. در این مرحله به مرور شاهد پیشرفت‌های مردم در جهات مختلف زندگی، از جمله کشف آتش، چگونگی یادگیری ساختمان سازی و... هستیم. مهم‌ترین شخصیت این دوره، جمشید است که در نهایت، ضحاکِ بی‌فرّه و فریب‌خوردهٔ اهریمن پادشاهی را از او می‌ستاند. در تمام مدت هزارسالهٔ پادشاهی ضحاک، بدی جهان را فرا می‌گیرد. فریدون بر او چیره می‌شود و دوباره پادشاهانِ با فرّه به سلطنت می‌رسند، و نبردهای ایران و توران آغاز می‌شود.[۴]

در شاهنامه، پادشاهی این دودمان با درگذشت گرشاسپ و بر تخت نشستن کی‌قباد به پایان می‌رسد.
پایتخت پیشدادیان

فردوسی در شاهنامه تمیشه را که شهری در نزدیکی ساری کنونی بوده است را به عنوان نخستین پایتخت پیشدادیان و کیانیان معرفی کرده است.
شاهان پیشدادی در شاهنامه

    کیومرث
    هوشنگ
    تهمورث
    جمشید
    ضحاک
    فریدون
    ایرج
    منوچهر
    نوذر
    زو
    گرشاسپ

ماهی

ماهی یک مهره‌دار خونسرد و آبشش‌دار است که در آب زندگی می‌کند. ماهی‌های امروزی (با بیش از ۲۷۳۱۵ گونه) یک گروه پراتبار (پارافیلتیک)[۱] هستند و به سه گروه ماهیان استخوانی (با ۲۲۰۰۰ گونه)، ماهیان غضروفی (با بیش از ۸۰۰ گونه) و گروه‌های مختلف ماهی‌های بدون آرواره (۷۵ گونه) از جمله ماهی‌های مکنده و دهان‌گِرد تقسیم می‌شوند. ماهیها در اندازه‌های مختلف به چشم می‌خورند و طول آنها از ۴۵ فوت مثل کوسه نهنگی تا ۸ میلی‌متر مثل گوبی کوتوله متغیر می‌باشد. جانوران آبزی دیگر همانند عروس دریایی و ماهی مرکب ماهیهای حقیقی نیستند.
نقش ماهی درسنگ‌نگاره زن عیلامی و ندیمه

برای نمونه برخی از ماهیان چون صخره‌های ناهنجار و برخی مانند کرمهای لولنده هستند. بعضی تخت و مسطح چون کلوچه آردی و پاره‌ای مانند توپ هستند. ماهیان همه گونه رنگی دارند. یعنی همه رنگ‌های رنگین کمان. بسیاری از ماهیان رنگهای روشن همچون رنگهای درخشان و روشن پرندگان. سرخ تند زرد آبی و ارغوانی و صدها نمونه و گونه رنگ زیبا و دلربا و طرح‌های راه راه و خطوط شبیه توری یا نقطه چین دارند.

کوچک‌ترین ماهی پیگمی گابی فیلیپینی است که کمتر از ۱۳ میلیمتر در کمال رشد طول دارد. بزرگ‌ترین ماهی شارک وال می‌باشد که در رشد کامل ۱۸ متر طول و ۱۴ تن وزن دارد. این ماهی جانوران کوچک دریایی و گیاهان را می‌خورد و به طور کلی بی آزارتر از ماهیان دیگر نسبت به انسان است. خطرناکترین ماهی تنها چند کیلوگرم وزن دارد. سنگ ماهی که برآمدگی زهرداری دارد که می‌تواند با زهرش آدمی را در چند دقیقه بکشد. ماهی‌ها تقریباًٌ در همه آبها زندگی می‌کنند: در آبهای در نقطه یخ زدن قطب شمال و در رودها و جویبارهای بخارآلود جنگلهای استوایی و در جویبارهای خروشان کوهستانها و در آبهای رودهای آرام زیرزمینی. برخی از ماهیان سفرها و مهاجرتهایی سرتاسری اقیانوسی می‌کنند. ماهیان دیگر بیشتر زندگی خود را درون شنها و کف اقیانوسها می‌گذرانند. بیشتر ماهیان هرگز اب را ترک نمی‌گویند. اما برخی از ماهیان ممکن است ماهها در بستر خشک رودخانه زنده بمانند.

یک نوع ماهی به نام آناباس در سواحل فیلیپین، مالزی و مشرق هند وجود دارد که پس از این که بر اثر طغیان آب از آب دریا بدور و در برکه‌ای خشک شد از میان گل و لای خزان خزان همچون خزندگان راه می‌روند تا خود را به دریا برساند. ماهیان برای آدمی اهیمت بسیار دارند، خوراک میلیون‌ها نفر از مردم از ماهی فراهم می‌شود عده‌ای برای تفریح به شکار ماهی می‌روند و بسیاری آنها را همچون جانوران دست آموز در آکواریوم و غیره نگه می‌دارند. ماهیان در تعادل طبیعت نقش مهمی دارند. ماهیان گیاهان و جانوران آبزی را می‌خورند و باز خوراک گیاهان و جانوران می‌گردند و ماهیان تعادل مجموع کلی گیاهان و جانوران کرده زمین برقرار می‌سازند.

همه ماهیان مهره دار و دارای آلت تنفسی مخصوصی برای دم و بازدم در آب و خونسرد هستند. ماهیان نمی‌توانند حرارت بدن خود را با حرارت محیط اطراف خود میزان کنند. بعلاوه تقریباًٌ همه ماهیان باله‌ها و پره‌هایی دارند که در شنا کردن به کار می‌روند. جانوران آبی دیگر مانند دلفین‌ها و وال‌ها شبیه ماهی به نظر می‌رسند گرچه مهره دار و باله دار می‌باشند ولی بر خلاف ماهیان بچه زا هستند و بچه‌های خود را شیر می‌دهند به علاوه بر خلاف ماهیان با شش دم و بازدم می‌کنند همچنین خونگرمند.

محتویات

    ۱ خصوصیات ماهی‌ها
    ۲ بوم‌شناسی ماهی
    ۳ چگونگی حرکت ماهی‌ها
    ۴ پرورش ماهی در اسطوره‌های ایرانی
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

خصوصیات ماهی‌ها

ماهی‌های زیادی در آبهای شور و شیرین زندگی می‌کنند که از لحاظ شکل، رنگ، اندازه، نوع غذا، نوع رفتار، محل زندگی با هم تفاوت دارند.

از لحاظ نوع غذا ماهی‌ها را می‌توان به ۳ گروه اجمالی زیر تقسیم کرد:

الف) گوشت‌خوار مانند:اسکار، کوسه‌ماهی، پیرانا و غیره ب) همه چیز خوار مانند: گربه ماهی ج) گیاه‌خوار مانند: مولی

از لحاظ رفتار می‌توان رفتارهای زیر را برای ماهی‌ها عنوان نمود:

الف) ماهی‌های صلح جو با رفتار مسالمت آمیز مانند گلدفیش، گوپی، مولی وغیره ب) ماهی‌های با رفتار خشن مانند پیراناها، کوسه ماهی، اسکار و غیره ج) ماهی‌های انزوا طلب مانند مارماهی، سفره ماهی وغیره د) ماهی‌هایی با زندگی گروهی مانند پیراناها، بارب و غیره

از لحاظ زندگی ماهی‌ها را به دسته‌های زیر تقسیم می‌کنند:

الف) آب شور مانند کوسه ماهی، نهنگ، دلفین و غیره ب) آب شیرین مانند بارب، قزل آلا و غیره ج) سطح آب د) لایه‌های میانی آب ر) اعماق آب و کف دریا

اسکلت بعضی از ماهی‌ها غضروفی است مانند کوسه ماهی، اره ماهی، ماهی خاویار، سفره ماهی و غیره. داشتن باله و آبشش، ماهی را برای زیستن در آب سازگار می‌کند. بیشتر ماهی‌ها دارای فلس هستند. به نوع خاصی از فلس پولک گفته می‌شود.

ماهی‌ها از طریق آبشش تنفس می‌کنند. آبشش ۲ نوع است، ۱- داخلی ۲- خارجی، آبشش‌های داخلی آبشش‌هایی هستند که پوششی دارند ولی آبشش‌های خارجی پوششی ندارند. ماهی‌ها وقتی رشد می‌کنند، پولک‌هایی در می‌آورند که با دیگر پولک‌ها تفاوت دارد وبه راحتی تشخیص داده می‌شوند. دو خط جانبی روی پهلوهای ماهی است که از سلول‌های حساسی ساخته شده‌است، که به وسیلهٔ آن ماهی از تغییرات محیط خود با خبر می‌شود. بادکنکی در شکم ماهی وجود دارد که ماهی می‌تواند هوا وارد یا خارج از آن کند و بدین وسیله وزن خود را تغییر دهد و سبک و سنگین شود.
بوم‌شناسی ماهی

ماهیها را می‌توان تقریباً در همه نوع آب، چه شیرین چه شور، چه کم عمق درست زیر سطح آب و چه با عمق هزاران متر یافت. ولیکن دریاچه‌های بسیار شور همانند دریاچه گریت سالت Great salt lake واقع در ایالت یوتای آمریکا زیستگاه خوبی برای زندگی ماهیها نیست. بعضی از گونه‌های ماهی فقط جهت نگهداری و نمایش در اکواریوم پرورش داده می‌شوند. ماهی‌ها به‌عنوان یک منبع مهم مواد غذایی بشمار می‌آیند. دیگر جانوران آبزی نظیر نرم تنان و سخت پوستان که معمولاً ماهی صدف نامیده می‌شوند.) اغلب زمانی به‌عنوان ماهی در نظر گرفته می‌شوند که به‌عنوان غذا مورد استفاده قرار گیرند. گرفتن ماهی به‌عنوان غذا و یا به منظور ورزش، ماهی گیری نامیده می‌شود. برداشت سالانه از تمام حوزه‌های ماهیگیری جهان در حدود ۱۰۰ میلیون تن می‌باشد.

صید بی‌رویه ماهی نسل گونه‌های مختلف ماهی را به خطر انداخته‌است. گزارشی که در ۱۵ می‌سال ۲۰۰۳ در مجله Nature منتشر شده، حاکی از این بود که صید بی‌رویه سازمان یافته گونه‌های مختلف ماهی در اقیانوس‌های بزرگ به حدی زیاد بوده‌است که تنها کمتر از ۱۰ در صد از تعداد ماهیهایی که در سال ۱۹۵۰ وجود داشتند، باقی‌مانده‌اند. بویژه کوسه‌ها، ماهی‌های روغن (کاد مُرُو) ی اقیانوس اطلس و ماهی‌های ساردین اقیانوس آرام در خطر می‌باشند. نویسندگان بر کاهش، جدی، سریع و فوری صید ماهی و محافظت از زیستگاههای اقیانوسی در سرتاسر جهان توصیه اکید دارند.
چگونگی حرکت ماهی‌ها

ماهی به‌وسیله حرکت دادن قسمت عقبی بدن خود به سمت جلو حرکت می‌کند. ماهیچه‌های که دو طرف ستون فقرات (اسخوانهای پشتی) او را پوشانده‌اند حرکت دم او را کنترل می‌کنند ماهی ابتدا این ماهیچه را به یک طرف می‌کشاند و بعد به طرف دیگر و هم‌زمان دم خود را از یک طرف به طرف دیگر حرکت می‌دهد و به این ترتیب به جلو حرکت می‌کند ماهیها برای حرکت به سمتهای راست و چپ و همچنین بالا و پایین از باله‌های خود استفاده می‌کنند.
پرورش ماهی در اسطوره‌های ایرانی

در اسطوره‌های ایرانی جمشید را نخستین انسانی پنداشته‌اند که به پرورش ماهی پرداخت، جمشید پادشاه پیشدادی بود. ایرانیان محل پرورش ماهی را ماهی‌خانه می‌نامیدند.
بپرداخت آب میانگاه خاک         بپرورد ماهی در آن آب پاک
ز جمشید ماند چنین یادگار         اگرچه برآمد بسی روزگار
هنرور شده خاک ایرانزمین         بشد زان سپس سوی ماچین و چین

اندام جنسی

اندام جنسی یا آلت تناسلی بخشی از بدن انسان و جانوران است.
زن     مرد

    غدد بیشتر دهلیزی
    دهانهٔ رحم
    چوچوله
        غلاف چوچوله
    لوله رحم
    لب های فرج
    تخم‌دان
    غدد کمتر دهلیزی
    رحم
    مهبل
    فرج

اندام جنسی زن (بدون مو)
   

    آلت مردی
        سرنره
        پیش پوست
        ختنه‌گاه
    پروستات
    کیسه خایه
    غده وزیکولی
    خایه
    اپیدیدیم

اندام جنسی مرد (ختنه نشده)

به اندامی از بدن که وظیفه تولید سلول‌های جنسی (گامت) را بر عهده دارد اندام جنسی می کویند.

محتویات

    ۱ اندام جنسی در انسان‌ها
    ۲ عمل جنسی مرد
    ۳ عنصر روانی تحریک جنسی مرد
    ۴ انسجام عمل جنسی مرد در نخاع
        ۴.۱ نقش اعصاب پاراسمپاتیک
    ۵ اندام جنسی در حیوانات
    ۶ پانویس

اندام جنسی در انسان‌ها

اندام جنسی مردان در انسان یک جفت بیضه هستند که در زیر شکم در داخل کیسه بیضه قرار دارند و اسپرم تولید می‌کنند. اندام جنسی زنان در انسان شامل یک جفت تخمدان و رحم است.
عمل جنسی مرد

مهمترین منبع پیام های عصبی حسی برای شروع عمل جنسی مرد ٬ سر آلت(glans penis) است. سر آلت دارای نوعی دستگاه حسی بسیار حساس(اندامک انتهایی) end organ system است که نوع خاصی از حس موسوم به حس جنسی(sexual sensation) را به دستگاه اعصاب مرکزی می فرستد. اثر ماساژی مقاربت بر سر آلت باعث تحریک اندامک های انتهایی حسی می شود و پیام های جنسی از طریق عصب پودندال و سپس شبکه ی ساکرال(خاجی) وارد بخش ساکرال نخاع می شوند و بالاخره در نخاع بالا می روند تا به نواحی نامعلومی از مغز برسند. [۱]

ایمپالس هایی هم ممکن است از نواحی اطراف آلت به نخاع بروند که به تحریک عمل جنسی کمک نمایند. مثلا تحریک اپیتلیوم مقعد ٬ اسکروتوم و ساختمان های پرینه عموما می تواند باعث ارسال پیام هایی به نخاع شود که بر حس جنسی می افزایند. حسی جنسی حتی می تواند از ساختمان های داخلی مانند مناطقی از اورترا ٬ مثانه ٬ پروستات ٬ کیسه های منی ٬ بیضه ها و مجرای دفران نشات بگیرد. درواقع یکی از علل رانش جنسی(sexual drive) ٬ پرشدن اندام های جنسی از ترشحات است. گاهی عفونت و التهاب خفیف این اندام های جنسی باعث رانش تقریبا مداوم جنسی می شود. داروهای آفرودیزیاک(aphrodisiac drugs) همچون کانتاریدین باعث آزردگی مخاط مثانه و اورترا ٬ از جمله القای التهاب و احتقان عروقی می شوند.[۲]
عنصر روانی تحریک جنسی مرد

تحریکات مناسب روانی می توانند توان شخص را برای انجام عمل جنسی تا حدود زیادی تقویت کنند. پرداختن به افکار جنسی یا حتی خواب دیدن آن که فرد در حال انجام عمل جنسی است به تنهایی می تواند باعث وقوع عمل جنسی مرد شود و به انزال ختم گردد. درواقع بسیاری از مردان در برخی از مراحل حیات جنسی خود به ویژه طی نوجوانی دچار تخلیه های شبانه(nocturnal emissions) هنگام رویا می شوند.[۳]
انسجام عمل جنسی مرد در نخاع

اگرچه معمولا عوامل روانی بخش مهمی از عمل جنسی را تشکیل می دهند و می توانند آن را شروع یا مهار کنند ٬ ولی احتمالا عملکرد مغز برای انجام آن لازم نیست ٬ زیرا پس از قطع نخاع در بالای ناحیه ی کمری در برخی حیوانات و گاه در انسان ٬ تحریک مناسب تناسلی می تواند باعث انزال شود. بنابراین عمل جنسی مرد ناشی از مکانیسم های رفلکسی غریزی است که در نخاع ساکرال و کمری انسجام می یابند و آنها را می توان با تحریک روانی از سوی مغز یا تحریک واقعی جنسی از اندام های جنسی شروع کرد ولی معمولا این دو توام باهم هستند.[۴]
نقش اعصاب پاراسمپاتیک

نخستین اثر تحریک جنسی مرد نعوذ آلت(penile erection) است که میزان آن با میزان تحریک ٬ چه روانی و چه فیزیکی تناسب دارد. نعوظ بر اثر پیام های پاراسمپاتیکی ایجاد می شود که از طریق اعصاب لگنی از بخش ساکرال نخاع به آلت(پنیس) می روند. معتقدند که این فیبرهای عصبی پاراسمپاتیک برخلاف بیشتر فیبرهای پاراسمپاتیک دیگر علاوه بر استیل کولین ٬ اکسید نیتریک(nitric oxide) و یا پپتید روده ای موثر بر عروق(VIP) ترشح می کنند. اکسید نیتریک آنزیم گوانیلیل سیکلاز را فعال می کند و باعث افزایش ساخت گوانوزین مونوفسفات حلقوی(cGMP) می شود. cGMP هم به خصوص شرایین آلت و نیز شبکه ی ترابکولار فیبرهای عضله ی صاف را در بافت نعوظی اجسام غاری(corpora cavernosa) و جسم اسفنجی(corpus spongiosum) در تنه ی آلت منبسط می کند. جریان خون آلت با اتساع عضلات صاف عروقی افزایش می یابد و موجب آزادی اکسید نیتریک از سلول های اندوتلیال عروق و اتساع بیشتر عروق می گردد.
اندام جنسی در حیوانات

اندام جنسی ماهی‌ها در سینه آن‌ها قرار دارد.

مثانه

مَثانه (آبدان، پیشابدان، میزه‌دان[۱]) یکی از اعضای دستگاه ادراری است. این عضو مانند کیسه‌ای برای جمع شدن ادرار حاصل از فعالیت کلیه است و جدار آن از ماهیچه و بافت پیوندی ارتجاعی است. مثانه انسان می‌تواند حداکثر یک لیتر ادرار در خود نگه دارد. لوله باریکی که ادرار را از کلیه‌ها به مثانه می‌برد میزنای نام دارد.[۲]

مثانه نیز ادرار را از طریق لوله دیگری به نام میزراه (پیشاب‌راه) تخلیه می‌کند. میزراه در زنان کوتاه است اما در مردان این مجرا طویل‌تر بوده و از میان غده پروستات و آلت تناسلی گذر می‌کند.

سرطان پروستات

سرطان پروستات یا چنگار پروستات عبارت است از ایجاد سلولهای سرطانی در پروستات که می‌تواند باعث انسداد در دستگاه ادراری یا متاستاز به سایر اعضاء بدن شود. در کشورهای پیشرفته سرطان پروستات شایعترین سرطان پس از سرطان پوست و مرگ آورترین سرطان در مردان پس از سرطان ریه است.

محتویات

    ۱ علت سرطان پروستات
    ۲ پیش‌گیری
    ۳ پیش سرطان
        ۳.۱ نئوپلازی داخل پروستات (PIN)
        ۳.۲ پرولیفراتیو آتروفی التهابی (PIA)
    ۴ غربالگری
    ۵ علایم بالینی
    ۶ درمان
        ۶.۱ پرتودرمانی
        ۶.۲ دارو درمانی
        ۶.۳ درمان جراحی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

علت سرطان پروستات

علت آن دقیقاً مشخص نیست. اما زمینه ژنتیکی (سیاه پوستان آمریکا بیشتر مبتلا می‌شوند)، عوامل هورمونی (شانس بروز سرطان پروستات با گذشت سن بالا می‌رود و ممکن است به علت تغییرات هورمونی حاصله نظیر کم شدن مقدار آندرسترون و یا افزایش مقادیر سرمی استروژن و استرادیول باشد)، رژیم غذایی (مصرف زیاد چربی با ایجاد تغییر در متابولیسم کلسترول و استروئید، شانس بروز سرطان را افزایش می‌دهد. مصرف سبزیجات یا رنگدانه‌های سبز و زرد یک اثر حفاظتی از بروز سرطان پروستات دارد)، عوامل شیمیایی سرطان زا (تماس با عوامل شغلی و محیطی شانس بروز سرطان را بیشتر می‌کند، شغلهایی که شانس بروز سرطان را بیشتر می‌کنند شامل کارگرانی که با کودها، بافتنیها و لاستیک سر و کار دارند، تماس با باتری‌های حاوی کادمیوم و ویروس‌ها (با مشاهده ویروس در بافت سرطانی پروستات توسط میکروسکوپ الکترونی) را در بروز سرطان پروستات موثر می‌دانند.اپیدمیولوژی نشان داده است که عوامل وراثتی در ده درصد موارد نقش دارد.
پیش‌گیری

با توجه به اینکه اندازۀ پروستات بعد از سن حدود ۴۵ تا ۵۰ سالگی شروع به رشد می کند به افراد بالای این سن توصیه می شود هر روز یک گوجه فرنگی خام مصرف کنند.

لیکوپن یکی از آنتی‌اکسیدانهای مهم موجود در گوجه فرنگی است که می‌تواند از بروز سرطان پروستات پیش‌گیری کند.[۱] اندازه گیری PSA در مردان بالای چهل سال برای غربالگری و شناسایی این سرطان در مراحل اولیه توصیه میشود. مواردی که ممکن است قبل از بروز سرطان پروستات رخ دهند
پیش سرطان

برخی از پزشکان معتقدند که سرطان پروستات با یک بیماری پیش سرطانی شروع می شود، هر چند از وجود آن هنوز مطمئن نباشید.
نئوپلازی داخل پروستات (PIN)

در این حالت،تغییرات در سلول های غده پروستات در زیر میکروسکوپ بررسی می شود. اما سلول های غیر طبیعی شباهتی به دیگر سلول های در حال رشد در دیگر بخش های پروستات ندارند (مانند سلول های سرطانی خواهند بود).

طبقه بندی الگوهای غیر طبیعی از سلول ها بر اساس شکل :

PIN درجه پایین : الگوهای سلول های پروستات تقریباً طبیعی به نظر می رسد

PIN درجه بالا: الگوهای سلولها, غیر طبیعی به نظر می رسد

PIN در برخی از مردان از 20 سالگی شروع به ظاهر شدن می نماید. تقریباً نیمی از همه مردان وقتی به 50 سالگی می رسند PIN دارند. PIN درجه پایین، در بسیاری از مردان در سنین پایین شروع به رشد می کند ، اما لزوماً مبتلا به سرطان پروستات نمی‌شوند. خطر وجود سرطان پروستات در PIN درجه پایین هنوز نامشخص است. اگر در نمونه برداری از پروستات، PIN درجه پایین پیدا شد، پیگیری برای بیماران معمولاً مانند زمانی است که هیچ چیز غیر طبیعی دیده نشود.

اگر PIN درجه بالا در نمونه برداری پروستات یافت شد ، حدود 20٪ تا 30٪ ممکن است سرطان در ناحیه دیگری از پروستات وجود داشته باشد. به همین دلیل است که پزشکان اغلب مردان با PIN درجه بالا را با دقت بررسی می کنند و در اغلب موارد توصیه می شود که نمونه برداری دوباره انجام شود.
پرولیفراتیو آتروفی التهابی (PIA)

این یکی دیگر از یافتهایست که ممکن است در یک نمونه برداری از پروستات ذکر شود. در PIA، سلول های پروستات کوچکتر از حد معمول بنظر می رسند ، و نشانه ای از التهاب در این منطقه وجود دارد. چنانچه PIA سرطان نمی‌باشد اما محققان بر این باورند که گاهی اوقات ممکن است به PIN درجه بالا منجر شده و یا شاید به طور مستقیم به سرطان پروستات منجر گردد
غربالگری

توصیه می‌گردد که مردان سالانه به‌منظور غربالگری این بیماری، با استفاده از معاینۀ پروستات باا نگشت از راه مقعد (DRE) و آنتی‌ژن اختصاصی پروستات (PSA) در خون، اقدام کنند. میزان بالای PSA (بیش‌تر از 4ng/ml) می‌تواند نشان‌دهندۀ وجود سرطان پروستات و یا دیگر شرایط غیرسرطانی پروستات باشد. با این‌حال در 10% موارد سرطان پروستات میزان PSA به بیش‌تر از این مقدار افزایش پیدا نمی‌کند. محققان به این نتیجه رسیده اند که مؤثرترین استراتژی این است که آزمایش PSA در 40 سالگی آغاز شود و در 45 سالگی و 50 سالگی تکرار شود و پس از آن هر 2 سال یکبار تکرار شود. در افراد با PSA بالا نمونه برداری و سونوگرافی پروستات توصیه میشود.
علایم بالینی

ممکن است علامت خاصی دیده نشود. علایم انسدادی معمولاً زودتر بروز می‌کند و شامل تکرر ادرار، احتباس ادرار، کاهش قطر و فشار جریان ادرار وقطره قطره شدن انتهای ادرار می‌باشد که مشابه علائم هایپرپلازی خوش‌خیم پروستات است. متاستازهای استخوانی میتوانند موجب درد شوند.
درمان

درمان سرطان پروستات در مراحل اولیه شامل جراحی و یا پرتودرمانی میباشد. جراحی معمولاً برای افراد زیر ۷۰ سال بدون ناراحتی های قلبی و ریوی در نظر گرفته میشود. پرتودرمانی با نتیجه کاملاً یکسان در مقایسه با جراحی برای افرادیکه عوارض جراحی را نمی‌پسندند و یا سن بالای ۷۰ سال در نظر گرفته میشود.

در صورتیکه درجه بدخیمی پروستات ( گلیسون ) در گزارش پاتولوژی بالاتر از ۸ باشد و یا PSA بالاتر از ۲۰ باشد جراحی توصیه نمی‌شود ( حتی در افراد جوان ) . علت این است که در بسیاری از موارد بیماران پس از جراحی نیاز به اشعه درمانی دارند و عوارض در کل بیش از درمان با پرتودرمانی به تنهایی خواهد بود.

در مراحل پیشرفته درمان قطعی سرطان پروستات پرتودرمانی همراه با هورمون درمانی است.
پرتودرمانی

پرتودرمانی که ممکن است به‌وسیله کاشت املاح طلا در پروستات یا قرار دادن مواد پرتوزا (رادیواکتیو) در داخل پروستات (برکیتراپی) یا تابش اشعه با ولتاژ بالا توسط منبع خارجی صورت گیرد.
دارو درمانی

مطالعات آندوکرینی نشان داده که کم کردن آندروژنها منجر به آتروفی سلولهای اپیتلیال آن می‌شود و آندروژن در بیضه و غدد فوق کلیوی تولید شده و درمانهای آندوکرینی به صورت زیر است.

حذف منبع تولید آندروژی. مهار گونادوترپین هیپوفیز. کاهش ساخت آندروژن. جلوگیری از تأثیر آندروژن بر روی بافت‌ها.

مصرف فلوتامید (اولکسین)، داروهای خوراکی مهار کننده آندروژن، جدیدترین درمان دارویی کانسر پروستات است. هورمون آزاد کننده گونادوتروپین (آنالوگهای لوپرولید، گاسرلین استات) نیز گاهی در درمان بکار می‌رود. این عوامل ترشح یا عملکرد آندروژنها را که سبب تحریک و رشد تومور است، مهار می‌کند. گاهی به بیمار استروژن می‌دهند (دی اتیل استیل بسترون) و با مهار آزاد سازی گونادوترپین هیپوفیز مقادیر سرمی تستوسترون را کاهش می‌دهند. از داروهای شیمی درمانی می‌توان به سیلکوفسفامید (سیستوکسان)، ۵ فلوئور و اوراسیل استراموستین فسفات، دوکسور و بی سین هیدروکلراید (آدریامایسین) و سیتومایسین c (میتامایسین) اشاره کرد.
درمان جراحی

جراحی شامل پروستاتکتومی ترانس یوترال و پروستاتکتومی رادیکال است. پروستاتکتومی ترانس یوترال برای تومورهای خوب دیفرانسیه با حجم کم یا به عنوان یک عمل تسکینی برای رفع انسداد انجام می‌شود و در واقع یک آدنکتومی است از بافت جدید و پروستات حقیقی و کپسول فیبروتیک آن را خارج نمی‌کنند. پروستاتکتومی رادیکال از طریق پرینه یارتروپیک انجام می‌شود و محتویاتی مانند تمام غده پروستات، کپسول بیرونی، وزیکول سیمینالها، مقاطعی از وازود فرانها و قسمتی از گردن مثانه خارج می‌شود.