اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

کاست

کاست؛ نوعی نظام اجتماعی است. در این نظام؛ مزایای اجتماعی بر اساس نقش‌های انتسابی توزیع می‌شود. در نظام کاست؛ افراد عضو در رتبه‌های مختلف، حق گذر به رتبه‌های دیگر را ندارند و باید شرایط ویژه‌ای را در رفتار و اعمال خود و رابطه با اعضای رتبه‌های دیگر رعایت کنند.

محتویات

    ۱ در هند
    ۲ تاریخچه در کشورهای مختلف
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

در هند
نوشتار اصلی: ورن (هندوئیسم)

نخستین نظام کاست در بین نژاد آریایی هند وجود داشته است. برهمن‌ها (روحانیون مذهبی)، کشاتریا (جنگ‌آوران)، ویس‌ها (پیشه‌وران)، شودراها (اسیران و بردگان) و پاری‌ها (نجس‌ها یا دراویدی‌ها)رتبه‌های این نظام کاست بودند.
تاریخچه در کشورهای مختلف

نظام کاست هم‌چنین در آفریقا، خاورمیانه و خاوردور وجود داشته است.

نپال

نِپال کشوری در آسیا واقع در شمال هندوستان و پایتخت آن کاتماندو است. جمعیت نپال حدود ۲۷ میلیون نفر و زبان رسمی آن نپالی است. واحد پول این کشور روپیه نپال است.

بیشتر محدودهٔ نپال بر روی رشته‌کوه‌های هیمالیا قرار گرفته و شمال این کشور هشت قله از 14 قله بلند جهان را در خود جای داده که یکی از آن‌ها بلندترین کوه جهان یعنی قله اورست است. جنوب کشور مرطوب و حاصلخیز است و جمعیت زیادی را در خود جای داده‌است.

۸۱ درصد مردم نپال پیرو آیین هندوئیسم هستند و با این احتساب، نپال در میان کشورهای جهان بالاترین درصد پیروان هندوئیسم را نسبت به جمعیت خود دارد. این کشور به خاطر موقعیت جغرافیایی خود هم از هند و هم از تبت نفوذ پذیرفته‌است. درباره زادگاه بودا اختلاف نظر وجود دارد. اما نپالی‌ها و یونسکو، شاخه فرهنگی سازمان ملل متحد، لومبینی، شهری در نپال را محل تولد بودا می‌دانند و دولت نپال تصمیم گرفته‌است این محل را قبله‌ای برای بودایی‌های جهان کند.

نپال تنها کشور در جهان است که پرچم آن به شکل مستطیل نیست، و از دو مثلث بر روی هم تشکیل شده‌است.

در جنگ داخلی نپال از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ نزدیک به ۱۶ هزار تن کشته شدند. از آن پس احزاب رقیب در نپال تلاش می‌کنند تا یک جمهوری سکولار و دموکراتیک در این کشور ایجاد کنند. مائوئیست‌ها در سال ۲۰۰۶ به ده سال جنگ داخلی پایان دادند و به روند صلح در نپال پیوستند. این حزب برای مدت کوتاهی در سال ۲۰۰۸ رهبری دولت ائتلافی را در دست داشت ولی این ائتلاف به علت اختلاف بر سر برکناری فرمانده ارتش نپال فروپاشید. نپال در سال‌های اخیر وارد یک دوره بلاتکلیفی قانونی و سیاسی شده‌است.

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ شاهان و مائوئیست‌ها
    ۲ سیاست
    ۳ کنسولگری افتخاری نپال در تهران
    ۴ تقسیمات کشوری
    ۵ جغرافیا
    ۶ اقتصاد
    ۷ مردم
    ۸ فرهنگ
    ۹ گردشگری
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

تاریخ
Nepal in its region.svg

در ۱۷۶۸ حاکم شاهزاده‌نشین گورخا در غرب، دره کاتماندو را فتح کرد و دوره گسترشی را شروع نمود که با شکست خوردن از چینی‌ها در تبت (۱۷۹۲) و از بریتانیایی‌ها در هند (۱۸۱۶) پایان یافت. از ۱۸۴۶ تا ۱۹۵۰ خاندان رانا در مقام وزیران ارشد که پادشاهانی ضعیف بودند حکمرانی کردند. سیاست انزواطلبی آنان استقلال نپال را به قیمت توسعه نیافتن آن حفظ کرد.

رژیم پیش از ۱۹۵۰ از نظر ساختار سیاسی یک نظام اقتدارگرا بود که هیچ مخالفتی را از سوی گروه‌های قومی، فرهنگی و احزاب سیاسی نمیپذیرفت. نظم اجتماعی و هویت فرهنگی ملی از طریق تحمیل قوانین هندو برقرار می‌شد و حاکمان قدرت خود را از طریق قرار دادن همه گروه‌های نپال در یک چارچوب سلسله مراتبی از ساخت طبقاتی هندو استحکام می‌بخشیدند.

همزمان با سرنگونی رژیم رانا در سال ۱۹۵۰ نپال درهای خود را به روی دنیای خارج گشود و آماده پذیرش فرایند دمکراتیک شدن و مدرن‌سازی شد. اما این کشور نتوانست الگویی جدید از جامعه چندقومی ایجاد کند. با پیدایی دولت پانکایات در سال ۱۹۶۲، ساختارهای سیاسی و اجتماعی نپال، بیش از پیش بسته و متحجر شد. در این دولت، هیچ جائی برای فعالیت سیاسی و اپوزسیون وجود نداشت. اما در همین شرایط آئین قانونی جدید در سال ۱۹۶۴ به تصویب رسید. بر پایه این قانون همه در مقابل قانون برابر بودند و سامانه طبقاتی تضعیف می‌شد.
شاهان و مائوئیست‌ها

تجربه‌ای کوتاه‌مدت از دموکراسی تثبیت مجدد حکومت استبدادی به دست ماهندرا (پادشاهی از ۱۹۵۲ تا ۱۹۷۲) را در پی داشت. ناآرامی همگانی و تظاهرات خشونت‌آمیز در طرفداری از دموکراسی، پادشاه را مجبور به اعطای قانون اساسی دموکراتیک کرد. پس از یک کشمکش طولانی، نپال توانست یک دولت دموکراتیک در آوریل ۱۹۹۰ تشکیل دهد. در مه ۱۹۹۱ انتخابات چندحزبی بر‌گزار شد.

مائوئیست‌های نپال در سال ۱۹۹۴ از انشقاق در «حزب کمونیست نپال» شاخه «مرکز وحدت» پدید آمدند و تا نزدیک یک سال پس از تشکیل همچنان از نام «مرکز وحدت» استفاده می‌کردند تا این که در سال ۱۹۹۵ به طور رسمی به عنوان مائوئیست‌ها (یا آن طور که دولت مرکزی آن‌ها را خطاب می‌کرد شورشیان مائوئیست) شناخته شدند. مائوئیست‌ها از ۱۳ فوریه ۱۹۹۶ دست به نبردهای چریکی در مناطق روستایی زدند که طی ۱۰ سال گذشته موجب کشته شدن ۱۳ هزار نفر در نپال شد.

خاندان سلطنتی نپال (که خاندان «شاه» نامیده می‌شوند) تا سال ۲۰۰۱ یکی از آرام‌ترین و در ظاهر باثبات‌ترین خاندان‌های سلطنتی جهان به شمار می‌رفت و «بیرندرا بیر بیکرام شاه دِو» که از سال ۱۹۷۱ تاجگذاری کرده بود محبوبیت قابل توجهی بین مردم نپال داشت. اما روز اول ژوئن ۲۰۰۱ «دیپندرا» ولیعهد نپال با تیراندازی به اعضای خاندان سلطنتی در سالن غذاخوری در کاخ سلطنتی کاتماندو همگی آن‌ها از جمله پدر خود را به قتل رساند.

پس از مرگ «دیپندرا» در ۴ ژوئیه ۲۰۰۱ گیانندرا، عموی وی که نزدیک‌ترین شخص باقی‌مانده در خاندان سلطنتی به شمار می‌رفت به عنوان شاه نپال شناخته شد. گیانندرا نه محبوبیت برادر خود، بیرندرا را داشت و نه توانایی‌های او را و در همین حال شایعاتی درباره نقش او در قتل‌عام سایر اعضای خاندان سلطنتی موجب افزایش بیزاری عمومی از وی می‌شد.

گیانندرا در اقدامی بی‌سابقه به جای تعیین شخص دیگری به عنوان نخست‌وزیر، در اول فوریه ۲۰۰۵ خود شخصاً تشکیل دولت داد و با اعلام این که دولت‌های غیر نظامی توان مقابله با تهدیدهای مائوئیست‌ها را ندارند اعلام حکومت نظامی کرده و چندین نفر از سیاستمداران بلندپایه نپالی را دستگیر کرد. در پی این اقدام احزاب اپوزیسیون داخل حکومت که سال‌ها موازنه سیاسی در پارلمان نپال را برقرار کرده بودند به هند گریخته و از آن‌جا زمینه‌های لازم برای سرنگونی حکومت گیانندرا را فراهم کردند.

ائتلاف بزرگ اپوزیسیون داخل حکومت نپال که «ائتلاف هفت حزب» خوانده می‌شود در اولین اقدام خود پس از خروج از نپال (و حاکمیت آن) در نخستین گام در اوایل سال ۲۰۰۶ قرار داد تفاهمی در ۱۲ ماده با مائوئیست‌ها امضا کرد که این آغاز ورود مائوئیست‌ها به عرصه فعالیت‌های مدنی سیاسی و پیروزی آن‌ها بود. این اتحاد تازه‌تاسیس توانست از اوایل آوریل ۲۰۰۶ اعتصابات عمومی و تظاهرات اعتراض‌آمیز را در سراسر نپال آغاز کند و این اقدام با چنان استقبال گسترده‌ای از سوی مردم مواجه شد که گفته می‌شود در تظاهرات روز ۲۱ آوریل ۲۰۰۶ در کاتماندو بیش از ۵۰۰ هزار نفر شرکت کرده بودند. این در حالی است که کل جمعیت پایتخت نپال اندکی از ۷۰۰ هزار نفر بیشتر است.

به این ترتیب جنبش دموکراسی نپال که در زبان محلی (لوکتانترا آندولن) گفته می‌شود با بهره‌مندی از آتش‌بس موقت یک طرفه‌ای که مائوئیست‌ها در ۲۷ آوریل اعلام کردند، توانست در ماه مه به پیروزی قطعی برسد و بر اساس قانون ۱۸ مه مجلس باردیگر برقرار شده شرایطی به شاه تحمیل شد که از آن جمله تحویل فرماندهی تیپی ۹۰ هزار نفری از ارتش به مجلس، وضع مالیات بر اموال و درآمدهای خانواده سلطنتی، اعلام نپال به عنوان کشوری سکولار (و نه پادشاهی هندو) و عزل شاه از مقام فرماندهی ارتش بود.

در ادامه تحولات بعدی نپال دولت موقت و پارلمان انتقالی این کشور لغو نظام سلطنت در این کشور را در اواخر دسامبر ۲۰۰۷ تصویب کردند و به این ترتیب مائوئیست‌ها دیگر نیازی به از سرگیری شیوه‌های جنگ چریکی ندیدند چرا که اهداف رویایی آن‌ها بدون نیاز به درگیری نظامی نصیب‌شان شده بود.

در انتخابات ۱۰ آوریل سال ۲۰۰۸ مائوئیست‌ها برنده انتخابات مجلس موسسان نپال شدند. مجلس نپال در اوائل سال ۲۰۰۸ میلادی رسماً نظام پادشاهی چندصدساله را در این کشور منحل و برقراری نظام جمهوری را تصویب کرد. «رام باران یاداو» که ازسوی حزب کنگره نپال حمایت می‌شود نخستین رئیس جمهوری نپال در تاریخ این کشور پس از چند قرن نظام پادشاهی بود و در ۲ مرداد ۱۳۸۷ سوگند یاد کرد.
سیاست

تا سال ۱۹۹۰، حکومت نپال یک سلطنت مطلقه بود. در ۱۹۹۰، بیرندرا (شاه وقت نپال) با تبدیل آن به سلطنت مشروطه (که شاه شخص اول کشور باشد و نخست‌وزیر رئیس دولت) موافقت کرد.

در آوریل ۲۰۰۶، تعداد زیادی از مردم در کاتماندو، در اعتراض به سیاست‌های شاه اقدام به اعتصاب و تظاهرات کردند. در ۲۱ آوریل ۲۰۰۶، در نتیجه ناآرامی‌ها، جیانندرا (شاه نپال) اعلام کرد که قدرات را به مردم می‌دهد و از احزاب اپوزیسیون خواست تا نخست‌وزیر پیشنهاد کنند. در ژوئیه سال ۲۰۰۷ دولت شاهنشاهی نپال اعلام کرد در سال ۲۰۰۹ حکومت خود را از پادشاهی به جمهوری تغییر خواهد داد. هم اکنون پادشاه از حکومت خلع شده و رئیس موقت نپال بعنوان رهبر آن کشور فعالیت می‌کند.

در ۲۸ مه ۲۰۰۸ بنا بر تصمیم مجلس نپال در اعلام جمهوری نظام سلطنتی ۲۴۰ ساله برچیده شد و به پادشاه ۱۵ روز فرصت داده شد تا کاخ ریاست جمهوری را ترک کند.[۱]

با پایان درگیری ۱۰ ساله مائوئیست‌ها و دولت، بیش از ۱۹ هزار تن از شورشیان مائوئیست سابق همچنان در آلونکهای خود در سراسر کشور پراکنده ماندند و بعداً بخشی از آن‌ها به عضویت ارتش نپال در آمدند.
کنسولگری افتخاری نپال در تهران

در پی ابراز تمایل دولت جمهوری فدرال دموکراتیک نپال مبنی بر ایجاد کنسولگری افتخاری در تهران و معرفی آقای شهرام شنتیایی به عنوان کنسول افتخاری آن کشور و موافقت دولت جمهوری اسلامی ایران، کنسولگری جمهوری فدرال دموکراتیک نپال در تهران در تیر ماه ۱۳۹۰ گشایش یافت.

اهم وظایف عبارتند از:

حمایت از تجار و سایر اتباع نپال که در حوزه فعالیت کنسولگری به کار مشغولند یا اقامت دارند و یا در حال دیدارند.

صدور روادید

توسعه و گسترش تجارت بین دو کشور

توسعه گردشگری بین دو کشور
تقسیمات کشوری

نپال به ۱۴ ناحیه (استان) و ۷۵ بخش تقسیم شده‌است.

ناحیه‌های نپال:
Nepal-divisions-numbered.png

    باگماتی
    بهری
    داوالاگیری
    گانداکی
    جاناکپور
    کارنالی
    کوسی
    لومبینی
    ماهاکالی
    مچی
    نارایانی
    راپتی
    ساگارماتها
    سِتی

جغرافیا
نامچه‌بازار در منطقه خومبو، در نزدیکی کوه اورست

نپال سرزمینی کوهستانی است و رشته‌کوه هیمالیا و بلندترین قلهٔ جهان یعنی قلهٔ اورست در این کشور قرار دارد.

در جنوب این کشور زمین‌های پست نیمه‌گرمسیری با جمعیتی متراکم جای دارد. یک نوار تپه‌ای مرکزی را دره‌های حاصلخیز تقسیم می‌کند. شمال پوشیده از کوه‌های هیمالیاست. رودهای مهم نپال، کرنالی، نارایانی، و کوسی و بلندترین نقطه آن قله اورست با ۸۸۶۳ متر ارتفاع است. آب و هوای کشور از جنوب نیمه‌گرمسیری تا قله‌های یخی هیمالیا متنوع است. تمامی نپال در معرض بادهای موسمی قرار دارد.

از نظر موقعیت می‌توان هیمالیای نپال را به بخشهای زیر تفکیک کرد: منطقه «کانچن چونگا» واقع در شرق هیمالیای نپال هیمالیای «خومبو روالینگ» شامل قلل «اورست، چوآیو، لوتسه و ماکالو هیمالیای ماناسلو، شامل «ماناسلو، هیمال چولی و ناگادی چولی، آناپورنا هیمال شامل دائولاگیری ۱ تا ۵ و تکوچه.

بطور خلاصه، هیمالیای نپال که از طرف شرق توسط هیمالیای سیکیم و از طرف غرب بوسیله هیمالیای گاروال محاصره شده، وسیع‌ترین و مرتفع‌ترین قسمت هیمالایا می‌باشد. طول این قسمت، که در مرز شمالی نپال قرار دارد، حدود۸۰۰ کیلومتر بوده و در محدودهٔ مرزهای ملی هندوستان و تبت واقع شده‌است.

از شهرهای مهم نپال می‌توان بیرات‌نگر ۱۶۶ هزار نفر، لالیت‌پور ۱۶۲ هزار نفر، پوخارا ۱۵۶ هزار نفر و بیرگنج ۱۱۲ هزار نفر را می‌توان نام برد.
اقتصاد

نپال یکی از کم‌توسعه‌یافته‌ترین کشورهای جهان است و بیشتر نیروی کار آن به کشاورزی معیشتی اشتغال دارد. کشت‌های عمده، برنج و لوبیا و ذرت است. جنگل‌داری با اهمیت بوده ولی افزایش زمین‌های زیر کشت موجب جنگل‌زدایی جدی شده‌است.

از زمان پایان جنگ داخلی در نپال در سال ۲۰۰۶ میلادی، زندگی مردم عادی این کشور سخت‌تر شده‌است و بسیاری از آنها به امکانات اولیه‌ای مثل برق و آب دسترسی ندارند.
مردم
ادیان در نپال
دین             درصد    
هندوئیسم    
  
    ۸۰٫۶٪
بودیسم    
  
    ۱۰٫۷٪
اسلام    
  
    ۴٫۲٪
موندوم    
  
    ۳٫۶٪
مسیحیت    
  
    ۰٫۵٪
غیره    
  
    ۰٫۴٪

مردم نپال اغلب پیرو آیین هندو هستند. از نگاه ظاهری تفاوت چندانی بین نپالی‌ها و مردمان شمال شرق هند وجود ندارد.

مردم نپال دارای نام‌های بسیار شبیه به هم هستند. نام وسط «بهادر» نامی بسیار مرسوم در بین نپالی‌ها است. گورونگ (Gurung) که اشاره به قومیت گورونگ دارد نام خانوادگی بیش از ۱۵ درصد نپالی‌هاست. از دیگر نام‌های متداول می‌توان به تاپا (Thapa) و تمنگ Tamang اشاره کرد.

جمعیت نپال از چندین قوم شکل گرفته، و بخش بزرگی از آنها را شرپاها تشکیل می‌دهند که البته سالها قبل از تبت به نپال مهاجرت نموده‌اند و در مرزها ی شمالی نپال ساکن می‌باشند. مذهب اصلی مردم نپال هندو می‌باشد و بودائیان تنها در نوار شمالی ساکن هستند. شرپاها در ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر ساکن هستند و عمدتاً علاوه بر کشاورزی به اموراتی نظیر راهنمایی گردشگران و کوهنوردان می‌پردازند.

در نپال حدود ۶۰ زبان و گویش وجود دارد. زبان نپالی در طول دو قرن اخیر، همچون زبان ملی بوده‌است و بیش از ۵۰ درصد مردم نپال به این زبان صحبت می‌کنند. اما دولت تأکید ویژه‌ای بر زبان سانسکریت دارد. این زبان در مدارس اجباری شده‌است درحالی‌که زبان نپالی از حالت اجبار در مدارس خارج شده‌است.

اکثر بودایی‌ها در پایتخت زندگی می‌کنند که بزرگ ترین معبد آنها «شمبو» نیز در پایتخت قرار دارد که با کمک کشور چین و ژاپن بر بالای کوهی ساخته شده‌است. ژاپنی‌ها بدون دریافت هر گونه وجهی خیابان‌های اصلی، ترمینال و برخی بناهای دیگر را در پایتخت نپال ساخته‌اند.

اکثر مسلمانان در شهری به نام نیپاگنج (که در مرز هند در جنوب واقع است) ساکن هستند. گروهی از مسلمانان نیز در شهری به نام جنکپور ساکن‌اند.
فرهنگ

نپال یک کشور پادشاهی کوچک در منطقه هیمالایا است که بین هند و چین واقع شده و نمونه‌ای از گوناگونی فرهنگی، و جامعه‌ای چندقومی و طبقاتی در طول تاریخ بوده‌است. حدود ۱۴۰ گروه مختلف قومی ـ طبقاتی در این کشور وجود دارند که به مدت ۲۰۰۰ سال در کنار هم زندگی کرده‌اند و سنت‌های فرهنگی مجزا و در عین حال به هم مرتبط خود را حفظ کرده‌اند. این آمیزه در مجموع «فرهنگ نپالی» را به وجود آورده‌است. یک فرهنگ که از جنوب شدیداً تحت تأثیر تمدن هندو کشور هند و از شمال تحت تأثیر تمدن بودائی‌های تبتی است. از نظر سنت فرهنگی یا تمدن، می‌توان نپال را فصل مشترک بین تمدن هندو و بودائی در نظر گرفت.

پس از یکپارچه‌سازی نپال توسط نارایان شاه در سال ۱۷۶۸، ساختار اجتماعی نپال بتدریج تحت تأثیر الگوی هندو تحت عنوان «سنت بزرگ» قرار گرفت؛ بدون آن‌که مزاحمتی جدی برای فرهنگ‌های محلی به وجود آورد. این انتقال آرام تحت تأثیر آئین قانونی ۱۸۵۴ قرار گرفت. این آئین، همه مردم نپال را به چهار طبقه مختلف تقسیم می‌کرد. این آئین اصول مشخصی داشت: «برتری ارزش‌های هندو و تحجر مذهبی و طبقه (کاست) به‌عنوان اساس حرکت اجتماعی. هر شهروندی، با هر پشتوانه فرهنگی که این اصول آئین‌نامه را نقض می‌کرد، بشدت تنبیه، تکفیر یا تنزل مقام دریافت می‌کرد.

سه شکل اصلی تقسیمات قومی قابل توجه‌است. تقسیم اول بین کوه‌نشینان و دشت‌نشینان بر اساس منطقه و قوم است. تقسیم دوم بین هندوهای طبقه بالا و گروه‌های اصطلاحاً «بومی» است. تقسیم سوم بین برهمن‌ها و گروه‌های نیووار و گروههای هندو طبقه بالا و گروه‌های هندو طبقه پائین است.
گردشگری

مکان‌های قدیمی و شگفت‌انگیز، پاگوداهای (معابد بودایی) و استوپاهای (مقبره‌های بودایی) حجیم یادآور عصر طلایی معماری نپال هستند. این بناها به‌دست صنعت‌گران «نوار» –ساکنین اصلی دره کاتماندو- ساخته شده‌اند.

سه شهر کاتماندو، پاتان و بختاپور دارای اهمیت تاریخی هستند و یادبودهایی عظیم هنری و با ارزش فرهنگی در آن به جا مانده‌اند. در هر محل معابدی به چشم می‌خورند که به ساحت ایزد یا ایزدبانوان تقدیم شده‌اند. بیشترین نقاط جذب گردشگر محوطه‌های میراث جهانی «پاشوپاتینات»، «سوویام بونات»، «بودهانات» چانجونارایان و میدان «دوربار» واقع در کاتماندو، پاتان و بختاپور هستند.

صنایع دستی یکی از صادرات اصلی نپال است که عمدتاً محصولات فلزی و کنده‌کاری روی چوب است. اهالی «نوار» سنت‌های باستانی حکاکی روی سنگ، چوب و فلز را که از نیاکانشان به ایشان منتقل شده، همچون امری مقدس می‌انگارند. برخی از بهترین هنرها و صنایع نپالی به شکل حکاکی روی چوب، مجسمه‌های فلزی، جواهر، چاقوی معروف گورخا (خوکوری)، سفالینه، کاغذهای برنجی دست‌ساز، تانگ‌کا و پائووا، فرش‌های پشمی و پوشاک عرضه می‌شوند.

اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا

اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (به انگلیسی: South Asian Association For Regional Cooperation) که بر اساس مخفف عنوان انگلیسی، سارک (به انگلیسی: SAARC) نامیده می‌شود، یک سازمان سیاسی و اقتصادی متشکل از هشت کشور در جنوب آسیا است. مجموع جمعیت کشورهای عضو آن تقریباً ۱٫۵ میلیارد نفر از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد که از نظر جمعیت، حوزه تاثیر آن از هر سازمان منطقه‌ای دیگر بیشتر است. این سازمان در ۸ دسامبر ۱۹۸۵ توسط هند، پاکستان، بنگلادش، سریلانکا، نپال، مالدیو و بوتان تأسیس شد. در آوریل ۲۰۰۷، در خلال چهاردهمین نشست اتحادیه، افغانستان هشتمین عضور آن شد. کشورهای ایران و چین نیز که از اعضای این سازمان هستند، درخواست عضویت در این سازمان را دارند.

هدف از تشکیل این اتحادیه، افزایش همکاری‌های متقابل، میان کشورهای عضو می‌باشد. دبیرخانۀ دائمی سارک، در کاتماندو پایتخت کشور نپال واقع است.

افغانستان

افغانستان با نام رسمی جمهوری اسلامی افغانستان (به پشتو: د افغانستان اسلامی جمهوریت) کشوری محصور در خشکی در آسیای میانه است.[۴] این کشور حدفاصل آسیای میانه، جنوب غربی آسیا و خاورمیانه می‌باشد و پایتخت آن کابل است. همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب، تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند.

افغانستان ۶۵۲٬۸۶۴ کیلومتر مربع مساحت چهل‌و یکمین کشور وسیع دنیا است و جمعیت آن در سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۱ میلیون نفر بوده که آن در رتبه چهل‌ودوم پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا قرار می‌دهد. فارسی دری و پشتو زبان‌های رسمی این کشور و اسلام دین رسمی آن است. بیش از سه دهه جنگ افغانستان را به یکی از کشورهای خطرناک و فقیر دنیا تبدیل کرده‌است. تولید ناخالص ملی سرانه این کشور در سال ۲۰۱۴ بر اساس ارزش اسمی دلار معادل ۶۹۵ دلار است و بر اساس برابری قدرت خرید به ۱۱۷۷ دلار می‌رسد. این کشور در سال ۲۰۱۱ با شاخص توسعه انسانی ۰٫۳۹۸ در رتبه ۱۷۲ دنیا قرار گرفته‌است.

افغانستان در دوران باستان از نقاط کانونی در راه ابریشم و مسیرهای مهاجرت انسان‌ها بوده‌است. باستان‌شناسان شواهدی از سکونت انسان‌ها تا بیش از ۵۰،۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح به‌دست آورده‌اند.[۵] نخستین تمدن‌شهری ممکن است در این قلمرو در بین ۳،۰۰۰ تا ۲،۰۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شده باشد.[۶]

این کشور در محل ژئواستراتژیکی مهمی قرارگرفته که خاور، جنوب، باختر و آسیای میانه را به هم وصل می‌کند.[۷] از روزگار باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی، شاهنشاهی مائوریا، مسلمان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده‌است.[۵][۶] همچنین محل پاگیری امپراتوری‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، ارغون شاهان، هیاطله، کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلسله غوریان، و تیموریان و پادشاهی درانی بوده‌است.[۸]

تاریخ سیاسی افغانستان مدرن در سده ۱۸اُم با برخاست قبایل پشتون (که در گذشته افغان نامیده می‌شدند)، زمانی که در سال ۱۷۰۹ میلادی سلسله هوتکی با سرپرستی میرویس هوتکی حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند، و به صورت دقیق‌تر و گسترده‌تر زمانی آغاز شد که احمد شاه درانی امپراتوری درانی را در سال ۱۷۴۷ ایجاد کرد.[۹][۱۰][۱۱] پایتخت آن در سال ۱۷۷۶توسط تیمور شاه از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوری‌های همسایه در سال ۱۸۹۳ واگذار شد. در اواخر سده ۱۹، افغانستان به یک دولت حائل در "بازی بزرگ" بین امپراتوری‌های انگلیس و روس تبدیل شد.[۱۲] در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۱۹، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی این کشور دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا پس گرفت که استقلال خود را توسط امان‌الله شاه اعلام نمود.

از اواخر دهه ۱۳۵۰ شورش مجاهدین افغان علیه حکومت متحد شوروی افغانستان این کشور را درگیر جنگی طولانی کرد که در طول یک دهه جان بیش از یک میلیون افغانی را گرفت. این جنگ پس از پیروزی مجاهدین بر دولت دکتر نجیب نیز میان گروه‌های مختلف مجاهدین ادامه یافت. طالبان در میانه‌های دهه ۱۳۷۰ کنترل بیشتر مناطق افغانستان را به دست گرفتند اما با حمله ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا در سال ۱۳۸۰ حکومت را از دست دادند. در دسامبر ۲۰۰۱، شورای امنیت سازمان ملل یک نیروی بین‌المللی به نام آیساف را مامور کمک به حفظ امنیت و دولت جدید افغانستان به ریاست حامد کرزی کرد.[۱۳] افغانستان در حال حاضر در عین حال که با مقاومت مسلحانه طالبان و گروه‌های دیگری همچون شبکه حقانی و حزب اسلامی حکمتیار درگیر است، به کندی و با حمایت جامعه بین‌المللی در حال بازسازی است.[۱۴]

محتویات

    ۱ نام
    ۲ تاریخ
        ۲.۱ افغانستان مستقل
            ۲.۱.۱ جنگ داخلی افغانستان
            ۲.۱.۲ سلطهٔ طالبان
            ۲.۱.۳ ورود ۲۰۰۱ ایالات متحده
    ۳ جغرافیای طبیعی
        ۳.۱ مرزها
        ۳.۲ منابع آبی
        ۳.۳ منابع طبیعی
        ۳.۴ محیط زیست
        ۳.۵ جانوران
    ۴ حکومت
        ۴.۱ نظام حکومتی
        ۴.۲ ارتش
        ۴.۳ تقسیمات کشوری
    ۵ اقتصاد
        ۵.۱ معادن
        ۵.۲ صنایع
        ۵.۳ راه‌ها
        ۵.۴ ارتباطات
    ۶ مردم‌شناسی
        ۶.۱ جمعیت
        ۶.۲ گروه‌های قومی
        ۶.۳ مذهب
        ۶.۴ زبان‌ها
    ۷ فرهنگ
        ۷.۱ موسیقی و رقص
        ۷.۲ سینما
        ۷.۳ رادیو و تلویزیون
        ۷.۴ رسانه‌های چاپی
        ۷.۵ آموزش و پرورش
    ۸ رابطه‌های خارجی
        ۸.۱ رابطه با همسایه‌ها
            ۸.۱.۱ رابطه با ایران
            ۸.۱.۲ رابطه با پاکستان
        ۸.۲ روابط فرامنطقه‌ای
        ۸.۳ عضویت در سازمان‌های بین‌المللی
        ۸.۴ پیمان‌نامه‌های بین‌المللی
    ۹ مهاجرت افغان‌ها به خارج از کشور
    ۱۰ چشم‌اندازها
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ پانویس
    ۱۳ برابرهای انگلیسی
    ۱۴ منابع
    ۱۵ پیوند به بیرون

نام

واژهٔ افغانستان از دو بخش «افغان» و «ستان» تشکیل شده‌است. افغان نامی است که معمولاً در اشاره به پشتونها استفاده می‌شود. این واژه به شکل ابگان در قرن سوم میلادی توسط ساسانیان و اوگانا در قرن ششم میلادی توسط ستاره‌شناس هندی واراهمیرا استفاده شده‌است. در نوشته‌های قرن دهم میلادی به بعد به طور مکرر به واژه افغان در آثار جغرافیایی بر می‌خوریم.

واژهٔ افغانستان به عنوان نام این کشور در سال ۱۳۰۲ ه. ش (۱۹۲۳) و در قانون اساسی امان‌الله شاه به تصویب رسید.[۱۵] واژهٔ افغان در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴) و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه با تعریفی تازه و به معنی همهٔ افراد شهروند کشور افغانستان به‌کار رفت.[۱۶] در منابع تاریخی کهن خراسان و آریانا و آریانستان و کابلستان نیز برای سرزمینهای شرق ایران یا افغانستان امروزی بکار رفته است.
تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ افغانستان


سرزمین‌های باستانی باختر (Bactria) و هریوه (Aria) در این نقشه موقعیت افغانستان را در جاده ابریشم نشان می‌دهند. این کشور به‌دلیل قرارگرفتن در مسیر شاهراه جادهٔ ابریشم محل پیوندگاه فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ جهان بوده‌است.

افغانستان، اگرچه به‌عنوان یک کشور و یک ملت دارای تاریخی جدید است؛ اما، این سرزمین از لحاظ قدمت تاریخی، یکی از کهن‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.[۱۷]

سرزمین افغانستان امروزی بدلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدن‌های بزرگ جهان بوده و در طول سده‌ها، قشرهای پیاپی از هویت‌ها، فرهنگ‌ها و باورها سرزمینی را که امروزه افغانستان نامیده می‌شود بازشناسانده‌اند. این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکل دادن موزائیکی غنی از فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ همچون ایرانی، یونانی، بین‌النهرینی و هندی در این کشور نقش مهمی داشته‌است و میراث فرهنگی باستانی این کشور را ترسیم می‌کند: از پیکره‌های یونانی-بودایی گندهارا گرفته تا نگاره‌هایِ دیواریِ مغاره‌های بامیان و تا نقوش تذهیب و خوشنویسی که زینت‌بخش بناهای دوران نخستین اسلامی هستند.[۱۸] از عصر پارینه‌سنگی و طی دوره‌های تاریخی، مردم افغانستان، یا همان ایرانیان شرقی باستان، جایگاه عمده‌ای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهکاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بوده‌اند. از این رو افغانستان در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمین و جهان‌گشایان بوده که ردپای آن‌ها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده می‌شود.[۱۹]

از روزگار باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی، شاهنشاهی مائوریا، مسلمان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده‌است.[۵][۶] این سرزمین همچنین محل پاگیری امپراتوری‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، هیاطله، کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلسله غوریان، و تیموریان و پادشاهی درانی بوده‌است.[۸] در اواسط سده هفتم (۶۴۲-۸۷۰) پس از اینکه حمله اعراب به ایران با شکست امپراتوری ساسانی کامل شد، آن‌ها به سوی خاور ایران هجوم برده و در سال ۶۴۲ میلادی شهر هرات را تسخیر کردند. در سال ۸۷۰، کابل و تقریباً تمام مناطق افغانستان فعلی توسط اعراب فتح شدند.

با اطمینان و جرأت می‌توان گفت که تاریخ کامل کشور افغانستان را نمی‌توان از ذیل نام افغان و افغانستان دریافت؛ بلکه تاریخ باستانی و سده‌های میانه این مملکت را باید در تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه‌ای و در تاریخ خراسان جستجو نمود و بدون تردید تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه‌ای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان و نیمروز و زابل وکابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اَوِستای زردشت و شاهنامه‌ها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیّات دری، جدا نیست.
افغانستان مستقل
ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان چهل سال بر این کشور حکومت کرد.
نوشتار اصلی: شکل گیری افغانستان


تاریخ سیاسی افغانستان مدرن در ابتدای سده هجدهم میلادی با خیزش قبایل پشتون (که به عنوان اوغان یا افغان نیز شناخته می‌شوند) آغاز شد. زمانی که در سال ۱۷۰۹ میلادی سلسله هوتکی حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند، و به صورت دقیق‌تر، زمانی‌که احمد شاه درانی امپراتوری درانی را در سال ۱۷۴۷ ایجاد کرد که پیشرویی از افغانستان امروزی شد.[۹][۱۰][۱۱] پایتخت آن در سال ۱۷۷۶ از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوری‌های همسایه در سال ۱۸۹۳ واگذار شد. در اواخر سده ۱۹، افغانستان به یک دولت حائل در "بازی بزرگ" بین امپراتوریهای انگلیس و روس تبدیل شد.[۱۲]

افغانستان چندی پس از استقلال، زیر سلطهٔ بریتانیا درآمد. از زمان استقلال افغانستان در سال ۱۲۹۸، این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال گردید و تا زمان اعلان استقلال آن توسط امان‌الله خان در ۱۲۹۸ (۱۹۱۹ م) سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری بریتانیا بود. در ۱۹ اوت ۱۹۱۹، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی بود که افغانستان دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا گرفت. واژهٔ افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال ۱۳۰۲ و در قانون اساسی امان‌الله شاه به تصویب رسید.[۱۶] آغاز پادشاهی امان‌الله شاه در سال ۱۳۰۲ آغاز تاریخ مستقل افغانستان است.

یک دوره کوتاه‌مدت که به نام دهه دموکراسی نامیده می‌شود در این کشور در ده سال پایانی دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه به وجود آمد و با کودتای سال ۱۳۵۲ داوود خان به پایان رسید. داوود خان پسر کاکای (پسرعمو) محمد ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان بود و خودش اولین رئیس جمهور کشور گردید.
جنگ داخلی افغانستان
ملاقات نمایندگان مجاهدین افغان با رونالد ریگان رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۱۹۸۳ در کاخ سفید
ویرانی شهر کابل بر اثر جنگ مجاهدین افغان

حزب دمکراتیک خلق افغانستان که حزبی مارکسیست و طرفدار شوروی بود در هفت ثور ۱۳۵۷ حکومت داوود خان را سرنگون کرده و جمهوری دمکراتیک افغانستان را تاسیس کرد. در پی برقراری این حکومت و به ویژه پس از مداخله نظامی شوروی در افغانستان مقاومت گروه‌های اسلام‌گرا علیه آن آغاز شد. شورشیان که به نام مجاهدین افغان شناخته می‌شدند، پس از بیش از یک دهه جنگ چریکی علیه نیروهای شوروی در افغانستان در هشت ثور ۱۳۷۱ کابل را به تصرف خود درآوردند.

رهبران اصلی مجاهدین افغان در توافق پیشاور برای تشکیل حکومت جدیدی به نام دولت اسلامی افغانستان به توافق رسیدند اما گلبدین حکمتیار که به عنوان نخست‌وزیر دولت تعیین شده بود، با این شیوه تقسیم قدرت مخالفت کرده و وارد جنگ علیه نیروهای شورای نظار و جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی و احمدشاه مسعود و جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم شد. این در حالی بود که

اختلافات گروه‌های مختلف مجاهدین بر سر تقسیم قدرت باعث آغاز مرحله جدیدی از جنگ داخلی افغانستان بود که با جنگ‌های پی‌درپی گروه‌های رقیب و بمباران شهرها و مناطق مسکونی همراه بود. در این دوران گروه‌های مختلف سیاسی و نظامی هر یک بخشی از کشور را در کنترل خود داشتند و شهر کابل و حومه آن بین پنج گروه مختلف مجاهدین تقسیم شده بود.

رقابت قدرت‌های منطقه‌ای نیز باعث شده بود تا جنگ گروه‌های افغان به یک جنگ نیابتی تبدیل شود. پاکستان که از حکومت جدید مجاهدین ناخشنود بود از حزب اسلامی حکمتیار مهمترین مخالف آن‌ها حمایت نظامی، عملیاتی، و مالی می‌کرد. گلبدین حکمتیار بدون پشتیبانی لجستیکی و راکت‌های ارتش پاکستان قادر نبود تا نیمی از کابل را به ویرانه تبدیل کند. عربستان سعودی و ایران نیز برای تامین هژمونی منطقه‌ای خود از گروه‌های متحد خود در این نبرد پشتیبانی می‌کردند. ایران به حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری که از هزاره‌های شیعه‌مذهب تشکیل می‌شد، کمک می‌کرد تا قدرت نظامی و تاثیرگذاری سیاسی آن‌ها را افزایش دهد. عربستان نیز از جریان وهابی اتحاد اسلامی افغانستان به رهبری رسول سیاف پشتیبانی می‌کرد. اختلافات این دو گروه نیز به سرعت به یک جنگ تمام عیار و خونین تبدیل شد که گروه‌های دیگر مجاهدین را نیز درگیر خود کرد. ازبکستان نیز از نیروهای جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم ازبک‌تبار حمایت می‌کرد تا این گروه بتواند بخش‌های شمالی افغانستان را در کنترل خود داشته باشد.

حزب وحدت که در جریان جنگ با نیروهای سیاف در مقاطعی با نیروهای شورای نظار/جمعیت اسلامی هم درگیر شده بود در ابتدای زمستان سال ۱۳۷۱ از دولت خارج شده و با حزب اسلامی حکمتیار متحد شد. در همین زمان صبغت‌الله مجددی که به عنوان رئیس‌جمهور دولت انتقالی تعیین شده بود جای خود را به برهان‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان داد. ربانی نخستین و تنها رئیس غیرپشتون در تاریخ سیاسی افغانستان محسوب می‌شود.

حکمتیار که علت اصلی مخالفت خود را حضور کمونیست‌های سابق به ویژه ژنرال دوستم در دولت جدید عنوان می‌کرد در زمستان ۱۳۷۲ با جنبش ملی ژنرال دوستم نیز متحد شد و ائتلاف حزب وحدت/حزب اسلامی/جنبش ملی علیه نیروهای مسعود و دولت افغانستان شکل گرفت. حالا حزب اسلامی می‌توانست از نیروی هوایی جنبشی‌ها هم برای بمباران مواضع دشمن و تدارکات‌رسانی به نیروهای خودی استفاده کند. با این وجود در سال ۱۳۷۳ مسعود موفق شد تا تمامی مخالفان خود را از کابل بیرون براند. اما از سوی دیگر نیروهای دوستم موفق شدند تا نیروهای جمعیت اسلامی را از مزار شریف بیرون رانده و این شهر مهم شمال افغانستان را در اختیار خود بگیرند.

قندهار نیز در این دوران بین سه رهبر پشتو به نام‌های گل‌آغا شیرزی، ملا نقیب‌الله و آمر لالی تقسیم شده بود که هر یک برای تحکیم موقعیت خود با یکدیگر درگیر بودند.

جنگ میان گروه‌های مجاهدین زمانی آغاز شد که دولت جدید افغانستان هنوز نتوانسته بود ادارات دولتی، واحدهای پلیس و نظام دادگستری خود را تشکیل دهد و در چنین وضعیتی رفتار سبعانه برخی اعضای گروه‌های مختلف مجاهدین باعث شده بود تا کابل به شهری بی‌قانون و آشوب‌زده تبدیل شود. با توجه به همین وضعیت آشوبناک بسیاری از رهبران مجاهدین هم در عمل کنترلی بر فرماندهان زیردست خود نداشتند و قتل، زورگیری و تجاوز جنسی به پدیده‌ای رایج تبدیل شده بود.

از اواخر دهه ۱۹۷۰ افغانستان جنگ‌های داخلی دنباله‌داری را تحمل کرد که با اشغال‌های دولت‌های خارجی در همانند تهاجم اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۷۹ و تهاجم ایالات متحده در اکتبر ۲۰۰۱ که باعث سرنگونی دولت طالبان شد همراه بود. در دسامبر سال ۲۰۰۱، شورای امنیت سازمان ملل به ایجاد نیروی بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) برای کمک به حفظ امنیت و کمک به دولت کرزی اجازه داد.[۱۳] افغانستان در حال حاضر در عین حال که با شورشیان طالبان سروکار دارد، به کندی و با حمایت جامعه بین‌المللی در حال بازسازی است.[۱۴]
سلطهٔ طالبان

مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان که از حمایت مادی و معنوی پاکستان و عربستان سعودی سود می‌برد، گرفت. طالبان نیز نتوانست بقایای مجاهدین را که علیه آنها پایداری می‌کردند، به طور کامل سرکوب نماید. رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰ با حملهٔ ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده آمریکا از هم پاشید.
ورود ۲۰۰۱ ایالات متحده
نوشتار اصلی: جنگ افغانستان (۲۰۰۱ تاکنون)

از سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) پس از کنفرانس بن در اثر توافق گروه‌های افغان دولت موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد. دولت جدید در پاییز ۱۳۸۳ (۷ دسامبر ۲۰۰۴) به ریاست جمهوری حامد کرزی شکل گرفت و در پاییز ۱۳۸۴ (۱۹ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی) نیز انتخابات مجلس قانون‌گذاری برگزار شد.
جغرافیای طبیعی
نقشه ناهمواری‌های افغانستان
رودهای ارغنداب و ترناک موازی با یکدیگر از شهر قندهار می‌گذرند.
نوشتار اصلی: جغرافیای طبیعی افغانستان

افغانستان کشوری محصور در خشکی و کوهستانی است که بین جنوب آسیا و آسیای میانه در طول جغرافیایی ۶۰ تا ۷۵ درجه شرقی و عرض ۲۹ تا ۳۸ درجه شمالی قرار گرفته‌است. بلندترین نقطه کشور قله نوشاخ به ارتفاع ۷٬۴۸۵ متر از سطح دریا در شمال شرقی کشور در مرز تاجیکستان است.

افغانستان از نظر جغرافیایی به سه منطقه متمایز از یکدیگر تقسیم می‌شود؛ دشت‌های شمالی کشور که ناحیه‌ای عمدتاً زراعی است. فلات جنوب غربی که بیشتر چشم‌اندازی بیابانی و نیمه‌خشک دارد و ارتفاعات مرکزی از جمله رشته‌کوه هندوکش که این دو را از هم جدا می‌کند.[۲۰]

افغانستان آب‌وهوایی بری (تابستان گرم و زمستان سرد) دارد. زمستان‌های ارتفاعات مرکزی و شمال شرقی افغانستان بسیار سرد و خشن است. به طوری‌که میانگین دما در دی ماه به زیر -۱۵ درجه سانتیگراد می‌رسد. از سوی دیگر مناطق کم‌ارتفاع جنوب غربی (حوضه سیستان)، منطقه جلال‌آباد در شرق و دشت‌های ترکستان در کنار رود آمودریا در شمال، تابستان‌هایی گرم دارند و میانگین دمای آنها در تیرماه به بیش از ۳۵ درجه می‌رسد.

کوهستان هندوکش در شمال شرق افغانستان منطقه‌ای فعال از نظر زمین‌شناختی است و بسیار زلزله‌خیز است که گاهی به رانش زمین و ریزش بهمن (برف‌کوچ) نیز منجر می‌شود. در سال ۱۹۹۸ زلزله‌ای در این منطقه جان ۶ هزار نفر را گرفت. چهار سال بعد ۱۵۰ نفر در زلزله دیگری در هندوکش کشته شدند و در سال ۲۰۱۰ زلزله دیگری جان ۱۱ افغان را گرفته و ۲ هزار خانه را تخریب کرد. در سال ۲۰۱۴ نیز رانش زمین در بدخشان چندین هزار کشته بر جای گذاشت.
مرزها

    کل: ۵۵۲۹ کیلومتر
        ایران (باختر): ۹۳۶ کیلومتر
        ترکمنستان (شمال): ۷۴۴ کیلومتر
        ازبکستان (شمال): ۱۳۷ کیلومتر
        تاجیکستان (شمال): ۱۲۰۶ کیلومتر
        چین (شمال خاور): ۷۶ کیلومتر
        پاکستان (جنوب): ۲٬۴۳۰ کیلومتر

Compass rose pale.svg     چین چین     تاجیکستان تاجیکستان، ازبکستان ازبکستان، ترکمنستان ترکمنستان     ترکمنستان ترکمنستان     Compass rose pale.svg
پاکستان پاکستان     شمال     ایران ایران
شرق   افغانستان افغانستان    غرب
جنوب
پاکستان پاکستان     پاکستان پاکستان     پاکستان پاکستان، ایران ایران
طبیعت افغانستان؛ از چپ: پارک ملی بند امیر در بامیان، تونل سالنگ در پروان، دره کورنگل در کنر و سد کجکی در هلمند
دره ارغنداب بین لشگرگاه و قندهار
منابع آبی

بیشتر رودخانه‌های مهم افغانستان از ارتفاعات مرکزی کشور سرچشمه گرفته و به دریاچه‌های کوچک داخلی ریخته یا در شنزارهای بیابانی فرو می‌روند. آمودریا، هلمند، کابل‌رود و هریرود مهمترین حوضه‌های آبی کشور را تشکیل می‌دهند.

آمودریا که ۲۵۴۰ کیلومتر طول دارد و از یخچال‌های پامیر سرچشمه می‌گیرد و حدود ۲۴۱ هزار کیلومتر مربع از خاک افغانستان را آبیاری می‌کند. حدود هزار کیلومتر از این رود مرز بین افغانستان و جمهوری‌های تاجیکستان و ازبکستان است. آمودریا از جایی که رود کوکچه در غرب شهر فیض‌آباد به آن می‌ریزد قابل کشتیرانی می‌شود.

حوضه آبی شمال غرب کشور وابسته به هریرود است که از دامنه غربی کوه بابا سرچشمه می‌گیرد. این رود در مسیری غربی به سوی هرات آمده و زمین‌های بارور دره عریض هرات را آبیاری می‌کند و سپس به سمت شمال چرخیده و مرز ایران و افغانستان تبدیل می‌شود. سپس به خاک ترکمنستان وارد شده و در بیابان قراقوم ناپدید می‌شود.

هلمند یا هیرمند رودخانه اصلی جنوب غرب افغانستان است. شاخه اصلی هلمند هم از رشته‌کوه بابا در غرب کابل سرچشمه گرفته و ۱۱۵۰ کیلومتر طول دارد. رودهای متعددی در طول این مسیر به هلمند می‌پیوندند که ارغنداب مهمترین آنهاست. هلمند ۲۵۹ هزار کیلومترمربع از خاک افغانستان را آبیاری می‌کند و به دریاچه هامون و دیگر دریاچه‌های فصلی مرز ایران و افغانستان می‌ریزد.

مهمترین حوضه آبخیز شمال شرق این کشور به رود کابل تعلق دارد که از رشته‌کوه پغمان به سوی شرق می‌رود تا اینکه در پاکستان به رود ایندوس می‌پیوندد.

هامون صابری دریاچه آب شوری که فقط گاهی اوقات پرآب می‌شود در جنوب غرب افغانستان و ایستاده مقر دریاچه آب شور دیگری در ۱۰۰ کیلومتری جنوب غزنی، دو دریاچه مهم افغانستان هستند. در کوه بابا هم پنج دریاچه کوچک وجود دارد که به دریاچه‌های امیر شهرت دارند و به جهت رنگ‌های عجیبشان شهرت دارند. رنگ آنها از سفید شیری تا سبز تیره متغیر است و این به دلیل سنگ‌های بستر این دریاچه‌هاست.
منابع طبیعی

از منابع طبیعی کشور می‌توان به گاز طبیعی، نفت، زغال سنگ، مس، کرومیت، طلق (نوعی کانی شفاف به رنگ‌های سفید و سبز و خاکستری)، سولفات باریم، گوگرد، سرب، روی، آهن، نمک طعام و سنگ‌های قیمتی، اورانیوم و... اشاره کرد.[۲۱]
محیط زیست
بزکوهی مارخور از حیوانات در معرض انقراض افغانستان

قطع درختان جنگلی توسط قاچاقچیان و انتقال چوب این درختان به کشورهای همسایه و عمدتاً پاکستان باعث نابودی بیش از ۷۰ درصد جنگل‌های این کشور تا سال ۲۰۰۹ شد.[۲۲]

شاید مهم‌ترین مشکل زیست‌محیطی افغانستان خطر نابودی جانورانی مانند پلنگ برفی، بزهای کوهی، سمور، غزال، قوچ و... باشد. این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست‌شان کشته می‌شوند.[۲۲]

از شاخص‌ترین محدودیت‌های زیست‌محیطی این کشور می‌توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و آشامیدنی)، چرای بیش از حد دام، آلودگی هوا و آب، عدم دسترسی به آب‌های آزاد و... اشاره کرد. تقریباً در افغانستان سامانهٔ دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد.
جانوران
نوشتار اصلی: جانوران وحشی افغانستان

بیشتر حیوانات مربوط به منطقه زیرگرمسیری در افغانستنان زندگی می‌کنند. پستانداران بزرگ در گذشته بسیار فراوان بودند اما اکنون تعداد آنها بسیار کم شده و از میان آنها ببر منقرض شده‌است. پستاندارانی چون گرگ، روباه، کفتار راه‌راه، شغال، آهو، و چندین گربه‌سان وحشی از جمله پلنگ و پلنگ برفی در افغانستان حضور دارند. چندین گونه از بز کوهی مثل مارخور (که بخاطر شاخ‌های درهم‌پیچیده و بلندش معروف است) و گوسفندهای وحشی اوریال و مارکوپولو در هندوکش و پامیر دیده می‌شوند و خرس قهوه‌ای هم در مناطق کوهستانی و جنگی حضور دارد.

پرندگان شکاری مثل کرکس و عقاب و پرندگان دیگری چون بلدرچین، کبک، قرقاول، پلیکان، و درنا نیز در این کشور حضور دارند. در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و تالاب‌های افغانستان انواع مختلفی از ماهی‌های آب شیرین زندگی می‌کنند اما تعداد آنها معمولاً زیاد نیست. فقط در رودخانه‌های بخش شمالی هندوکش است که ماهی‌های قزل‌آلا در تعداد فراوان حضور دارند.
حکومت
نظام حکومتی
حامد کرزی پس از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۳ سوگند یاد می‌کند. فیصل احمد شینوری رئیس وقت ستره محکمه قانون اساسی را باز کرده و ظاهر شاه پشت سر آنها نشسته‌است.

نظام حکومتی افغانستان جمهوری اسلامی نام دارد و از سه قوه اجرائیه، قانون گذاری و قضاییه تشکیل می‌شود. افغانستان یک جمهوری ریاستی است که در آن ریاست کشور و حکومت بر عهده رئیس‌جمهور است. حامد کرزی رئیس‌جمهور افغانستان از سال ۲۰۱۱ بود که با روشن‌شدن نتایج پر سر و صدای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۳ افغانستان جای خود را به اشرف غنی احمدزی داد. رئیس‌ جمهور دو معاون دارد که معمولاً از قومیت‌های مختلف متفاوت انتخاب می‌شوند. پس از مرگ ناگهانی محمد فهیم در اسفندماه ۱۳۹۲ یونس قانونی به جای او به عنوان معاون اول انتخاب شد و کریم خلیلی نیز معاون دوم رئیس‌جمهور از سال ۱۳۸۳ خورشیدی است.

شورای ملی افغانستان نهاد قانون‌گذاری این کشور که از دو مجلس به نام‌های ولسی جرگه (مجلس سفلی) و مشرانو جرگه (مجلس علیا یا سنا) تشکیل می‌شود. ریاست ولسی جرگه بر عهده یونس قانونی و ریاست مشرانو جرگه بر عهده صبغت‌الله مجددی است.

انتخابات ولسی جرگه (مجلس نمایندگان) در سطح ولسوالی‌ها به صورت انتخابات سراسری انجام می‌شود. این مجلس ۲۴۹ نماینده دارد. در مشرانو جرگه ۱۰۲ نماینده عضویت دارند. یک سوم آنها توسط رئیس جمهور انتخاب می‌شوند. همچنین هر ولایت در مشرانو جرگه (مجلس سنای افغانستان) دو نماینده دارد که یکی توسط شوراهای ولایتی و دیگری توسط شوراهای ولسوالی‌ها انتخاب می‌شوند و به دلیل تشکیل نشدن شوراهای ولسوالی‌ها فعلاً هر دو تماینده را شوراهای ولایتی انتخاب می‌کنند. اختیارات مشرانو جرگه بیشتر جنبه مشورتی دارد اما در حالت‌های خاصی امکان وتو قوانین ولسی جرگه نیز به آن داده شده‌است.

ستره محکمه (دیوان عالی افغانستان) عالیترین نهاد قضایی این کشور است و ریاست آن را عبدالسلام عظیمی بر عهده دارد.
ارتش

ارتش ملی افغانستان پس از فروپاشی طالبان به تدریج شروع به بازشکل گیری کرد. در سال ۱۳۸۵ نیروی هوایی این کشور رسماً آغاز به کار کرد. خدمت سربازی در افغانستان اجباری نیست.
تقسیمات کشوری
نوشتار اصلی: ولایت‌های افغانستان
نقشه ولایات افغانستان

افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) و حدود چهارصد ولسوالی (شهرستان) است. هر ولایت توسط یک والی اداره می‌شود که رئیس‌جمهور وی را به این مقام منصوب می‌کد و هر ولسوالی به دست یک ولسوال که از سوی والی منصوب می‌شود. در هر ولایت یک شورای ولایتی وجود دارد که اعضای آن در انتخابات عمومی انتخاب می‌شوند. نقش شوراهای ولایتی مشارکت در برنامه‌ریزی‌های توسعه ولایت و نظارت و ارزیابی عملکرد نهادهای دولتی ولایت است.

بر اساس اصل ۱۴۰ قانون اساسی افغانستان شاروال‌ها (شهردارها) نیز باید با انتخابات برای یک دوره چهارساله تعیین شوند اما به دلیل هزینه‌های بسیار برگزاری انتخابات این اتفاق تاکنون نیفتاده و شهرداران منتخب حکومت هستند. همچنین در هر ولسوالی نیز یک شورای ولسوالی باید وجود داشته باشد که این شوراها هم به همین دلیل هنوز تشکیل نشده‌اند.
[نمایش]

    ن
    ب
    و

ولایت‌های افغانستان
اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد افغانستان
زنان کارگر در کارگاه ریسندگی در کابل
کشت خشخاش در افغانستان از زمان جنگ افغانستان رو به افزایش گذاشته
کودکان چوپان در ولایت زابل

افغانستان یکی از اعضای اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا،[پ ۱] سازمان اکو[پ ۲] و سازمان کنفرانس اسلامی[پ ۳] می‌باشد. افغانستان یکی از کشورهای فقیر و با نرخ توسعه پایین یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. با سال ۲۰۰۹، نرخ مبادله تولید ناخالص داخلی در ۱۴ میلیارد دلار قرارداشت و سرانه تولید ناخالص داخلی ۱،۰۰۰ دلار می‌رسید.[۳] نرخ بیکاری آن ۳۵٪[۲۳] و تقریباً ۳۶٪ ساکنین آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند.[۲۴] مطابق با داده‌های یواس‌اید[پ ۴] بیش ۴۲ درصد از جمعیت افغانستان برای کمتر از ۱ دلار در روز زندگی می‌کنند.[۲۵] اقتصاد افغانستان از حوادثی که از سال ۱۹۷۸ تاکنون جریان دارد رنج می‌برد، همراه با آن چندین خشکسالی نیز به مشکلات مردم در طول سال‌های ۱۹۹۸–۲۰۰۱ اضافه شدند. اگرچه بعد از جاری شدن میلیاردها دلار توسط تجارت‌های بین‌المللی و کمک‌های کشورهای دیگر،[۲۶] در طول شش سال پیش، این اقتصاد کمی توانست رشد کند.[۲۷] حدود ۸۱ درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل ۱۱ درصد در صنعت (اغلب بافندگی) و ۹ درصد در خدمات مشغول به کار هستند.

نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۵، ۱۶٫۳ و در سال ۲۰۰۶ بنا بر پیش بینی‌ها ۱۷ درصد است. بیشترین محصولات صادراتی این کشور به سه کشور آمریکا(۲۵٫۴٪)، پاکستان(۲۲٪) و هند(۱۹٫۵٪) است که حجم آن ۵۰۰ میلیون دلار آمریکا تخمین زده می‌شود؛ و عمده‌ترین شریکان صادر کننده محصولات به این کشور پاکستان(۲۳٫۷٪)، آمریکا(۱۱٫۲٪)، هند(۷،۹٪)، آلمان(۶٫۸٪)، ترکمنستان(۴٫۹٪)، روسیه(۴٫۵٪)، کنیا(۴٫۳٪) و ترکیه(۴٫۲٪) می‌باشند که حجم آن به بیش از ۴ میلیارد دلار می‌رسد. بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز بانک جهانی است که به بالغ بر ۸ میلیارد دلار می‌رسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹، ۸٫۹ میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند.

واحد پول افغانستان، «افغانی» نام دارد که از سال ۱۳۸۰ به بعد ارزش آن نسبت به دلار رو به بهبودی می‌رود. سال مالی آن از یکم فروردین (۲۱ مارس) تا ۲۹ اسفند (۲۰ مارس) است. عمده‌ترین محصول صادراتی این کشور مرفین یا تریاک است. حجم تولید تریاک در افغانستان به حدی است که بنابر گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، «بخش عمده تریاک جهان» در این کشور تولید می‌شود.[۲۸]

از دیگر اقلام صادراتی این کشور می‌توان به جامه پشمی بومی این کشور و فرش‌های دستباف و پوست گاو و گوسفند و سمور و پلنگ و مار اشاره کرد.[نیازمند منبع]
معادن

افغانستان یک کشور کوهستانی با آب و هوای سرد می‌باشد. این کشور دارای رشته‌های کوه‌های بلند سربه فلک کشیده زیادی می‌باشد. به دلیل سه دهه جنگ و خرابی، این کشور از آبادانی و پیشرفت بازمانده‌است.

افغانستان دارای معادنی چون: طلا، لاجورد، زمرد، فیروزه و زغال سنگ در استان بغلان که در نوع خود در جهان بی نظیر است و حدود ۱۳ نوع زغال سنگ از این معدن استخراج می‌شده‌است و حتی در زمان جنگ نیز به فعالیت خود ادامه می‌داده‌است. بعضی از تجهیزات و وسائل موجود در این معدن به حدود ۴۵ سال پیش بر می‌گردد که از طرف دولت اتریش به افغانستان داده شده بود.
صنایع

صنایع زیادی در افغانستان وجود ندارد. اما صنایع دستی قالی‌بافی، فرش‌های دستی، گلیم، نمد یا نماد، و جاجیم‌بافی در این کشور به طور خودجوش موجود می‌باشد. افغانستان سالانه حدود دو و نیم میلیون متر مربع فرش صادر می‌کند.
راه‌ها
پل افغانستان-تاجیکستان، که در تابستان ۱۳۸۶ کامل شد و بزرگترین پل آسیای میانه است.[۲۹]

افغانستان به لحاظ ارتباطی و وضعیت جاده‌ها و بزرگراه‌ها نسبت به گذشته پیشرفت نموده‌است. به طور کلی ۴۵ فرودگاه در این کشور وجود دارد. نام هواپیمایی بین‌المللی افغانستان آریانا است. دو فرودگاه بین‌المللی کابل و قندهار و میدان هوایی-نظامی بگرام از مهم‌ترین فرودگاه‌های این کشور است. افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آب‌های آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهره‌ای برای این کشور ندارد. در افغانستان راه آهن وجود ندارد.

در کشور افغانستان بنا بر آمار سال ۱۳۸۳ حدود ۳۵ هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها ۹ هزار کیلومتر آن آسفالت و ریگ اندازی شده‌است. ۱۲۰۰ کیلومتر تنها مسیر رودخانه‌ای و آبی این کشور است که در محدوده آموردیا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است. از بنادر نزدیک به این رودخانه می‌توان به شیرخان بندر و خیرآباد اشاره کرد. نزدیک‌ترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است.
ارتباطات

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار بود که اکنون با استفاده از تکنولوژی مدرن با سرعت زیادی در حال رشد قرار دارد و بیشتر از ۸۰ درصد کشور زیر پوشش مخابراتی جی اس ام قرار دارد. در افغانستان بیش از ۳۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و ۸۰ برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند. در این کشور بیش از ۳٫۶ میلیون نفر کاربر اینترنت هستند. همچنان وزارت مخابرات افغانستان از دو سال بدینسو روی پروژه فایبر نوری کار می‌کند که با تکمیل شدن این پروژه افغانستان به خطوط جهانی فایبر نوری وصل خواهد شد.
مردم‌شناسی
جمعیت
نوشتار اصلی: جمعیت افغانستان
جمعیت افغانستان، ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۳
دختران افغانستانی با پوشش بومی

در سال ۲۰۱۲ جمعیت افغانستان ۳۱ میلیون و ۱۰۸ هزار نفر برآورد شده که این رقم شامل حدود ۲٫۷ میلیون مهاجر افغانی مقیم ایران و پاکستان هم می‌شود. جمعیت افغانستان در سال ۱۹۷۹ سال آغاز جنگ داخلی ۱۵٫۵ میلیون نفر یعنی نصف این تعداد بود. تنها شهر میلیونی افغانستان پایتخت آن کابل است که بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰ بیش از ۳ میلیون و ۷۱ هزار نفر جمعیت داشته است. پس از کابل هم قندهار، هرات، مزارشریف، جلال‌آباد، لشکرگاه، تالقان، خوست، شبرغان و غزنی به ترتیب پرجمعیت‌ترین شهرهای افغانستان هستند. ۲۳٫۵ درصد جمعیت افغانستان در سال ۲۰۱۱ شهرنشین بوده‌اند و رشد شهرنشینی بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ حدود ۴٫۴ درصد در سال برآورده شده‌است.

شاخص‌های جمعیتی بر اساس برآورد سال ۲۰۱۴ سیا ورلد فکت‌بوک

    وضعیت سنی (آمار تقریبی):
        ۰ تا ۱۴ سال: ۴۲٪
        ۱۵ تا ۲۴ سال: ۲۲٫۲٪
        ۲۵ تا ۵۴ سال: ۲۹٫۴٪
        ۵۵ تا ۶۴ سال: ۲٫۵٪
        ۶۵ به بالا: ۲٫۵٪
    نرخ رشد جمعیت: ۲٫۲۹ درصد (رتبه ۳۹ دنیا)
    نرخ تولد: ۳۸٫۸۴ تولد در هر هزار نفر (رتبه ۱۰ دنیا)
    نرخ مرگ و میر: ۱۴٫۱۲ مرگ در هر هزار نفر (رتبه ۷ دنیا)
    نرخ مهاجرت: ۱٫۸۳- در هر هزار نفر
    متوسط سن مادران در اولین تولد: ۲۰٫۱ سال
    نرخ مرگ و میر نوزادان (زیر یک سال): ۱۱۷ در هر هزار کودک (رتبه اول دنیا)
    [نرخ مرگ و میر مادران پس از زایمان: ۴۶۰ در هر صد هزار مادر (رتبه ۲۱ دنیا)
    امید به زندگی:
        از بدو تولد: ۵۰٫۴۹ سال
        زنان: ۵۱٫۸۸ سال
        مردان: ۴۹٫۱۹ سال
    نرخ کلی باروری: ۵٫۴۳ فرزند برای هر زن (۲۱٫۸)
    تعداد پزشک: ۰٫۱۹ پزشک برای هزار نفر جمعیت

گروه‌های قومی

افغنستان بطورکلی از چهار قوم بزرگ پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک و دیگر اقلیت‌های قومی تشکیل شده است.
قومیت‌های افغانستان: زرد: پشتو، یشمی: تاجیک، سبز: هزاره: کرم: ازبک، آبی: آیماق، نارنجی: ترکمن، سبز تیره: بلوچ، نارنجی روشن: نورستانی
دختران دانش‌آموز در غرب افغانستان
چند پیرمرد در ولایت فراه، غرب افغانستان
نوشتار اصلی: گروهای قومی در افغانستان


افغانستان کشوری کثیر المله است که قومیت‌های مختلفی در آن بودوباش دارند و به زبان‌های متعددی تکلم می‌کنند. با توجه به اینکه هیچگاه سرشماری در مورد قومیت و زبان مردم افغانستان انجام نشده آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد. یکی از برآوردهای تقریبی در مورد تعداد اعضای هر قوم اینچنین است:
قومیت‌های افغانستان گروه قومیتی     تصویر     سیا ورلد فکت‌بوک / بخش مطالعات کشورهای کتابخانه کنگره (۲۰۰۴ تاکنون)[۳۰][۳۱]     سیا ورلد فکت‌بوک / بخش مطالعات کشورهای کتابخانه کنگره (پیش از ۲۰۰۴)[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵]
پشتون‌ها     Pashtun children in Khost     ۴۲٪     ۳۸-۵۰٪
تاجیک‌ها     Tajik children in Khowahan district of Badakhshan     ۲۷٪     ۲۶٪ (کمتر از ۱٪ قزلباش)
هزاره‌ها     Hazaras in Daykundi Province     9-25٪[۳۶]     ۱۰-۱۹٪
ازبک‌ها     Uzbek looking boy in northern Afghanistan     ۹٪     ۶-۸٪
آیماق‌ها         ۴٪     ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار
ترکمن‌ها         ۳٪     ۲٫۵٪
بلوچ‌ها     Camera focusing on Baloch     ۲٪     ۱۰۰ هزار
بقیه (پشه‌ای‌ها، نورستانی‌ها، سیدها، براهویی‌ها، اقوام پامیری و دیگران)     Young Pashai man     ۴٪     ۶٫۹٪

بنیاد آسیا نیز از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ نظرسنجی‌هایی را در مورد قومیت مردم افغانستان انجام داده که به نتایجی تقریباً مشابه با این آمار رسیده‌است. در دوره‌های مختلف این نظرسنجی تعداد پشتوها بین ۴۰ تا ۴۲ درصد، تاجیک‌ها ۳۱ تا ۳۷ درصد، هزاره‌ها ۹٫۲ تا ۱۱ درصد، ازبک‌ها ۸ تا ۹٫۲٪، ترکمن‌ها ۱٫۷ تا ۳٪، آیماق‌ها، ۰٫۱ تا ۲٪، بلوچ‌ها ۰٫۵ تا ۱٪ و بقیه (پشه‌ای‌ها، نورستانی، عرب‌تبار و ...) ۱٫۴ تا ۵٪ بوده‌است.
مذهب

از روی دین‌داری، ۹۹٪ مردم افغانستان مسلمان هستند که حدود ۸۰-۸۹٪ آنان سنی، ۱۰-۱۹٪ شیعه و کمتر از ۱٪ پیرو دیگر ادیان هستند.[۳۰][۳۷][۳۸][۳۹] تا دهه ۱۸۹۰، منطقه نورستان به با نام کافرستان (سرزمین کافرها) شناخته می‌شد. نورستانی‌ها که ویژگی‌های نژادی منحصربه‌فردی دارند تا آن هنگام به باورهای روح‌باوری، چندخدایی و شمن‌باوری پایبندی داشتند. پس از اشغال این منطقه توسط دولت افغانستان تمام اهالی آن به اسلام گرویدند و نام این سرزمین به نورستان تغییر پیدا کرد.[۴۰]

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ‌های ۳۰ سال گذشته، اقلیتی یهودی نیز در افغانستان و به ویژه شهر هرات وجود داشتند که امروزه تمامی آنان به اسرائیل رفته‌اند. به طوری‌که اکنون تنها یک نفر از آن‌ها به نام زابلون سیمینتوف در کابل باقی مانده‌است. همچنین بین ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰ نفر از پیروان مسیحیت در این کشور زندگی می‌کنند.[۴۱]
زبان‌ها
نوشتار اصلی: زبان‌های افغانستان
[نمایش]

    ن
    ب
    و

زبان‌شناسی افغانستان
پراکندگی زبانی در افغانستان.gif

بر اساس قانون اساسی افغانستان، زبان‌های فارسی دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان می‌باشند و در ولایت‌هایی که اکثریت مردم آن گویشور یکی از زبان‌های ازبکی، ترکمنی، پشه‌ای، نورستانی، بلوچی و یا پامیری باشند، آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی می‌شود. زبان مادری حدود نیمی از افغان‌ها لهجه‌های مختلف فارسی و حدود چهل درصد زبان پشتو است و دوزبانگی هم بسیار رایج است. زبان مردم لزوماً با قومیت آن‌ها همسان نیست. برخی از پشتوها، به ویژه در شهرها به زبان دری صحبت می‌کنند و برخی از غیرپشتوها هم زبان پشتو را انتخاب کرده‌اند و دوزبانگی نیز بسیار شایع است. فارسی دری و پشتو هر دو به خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی تعلق دارند.

زبان‌های هندواروپایی دیگری هم توسط گروه‌های کوچکتر صحبت می‌شوند. زبان‌های نورستانی و زبان‌های پشه‌ای که از شاخه زبان‌های داردی هستند و زبان بلوچی از شاخه زبان‌های ایرانی غربی، از این جمله هستند. تعدادی از زبان‌های شاخه‌های هندوآریایی و پامیری هم در جوامع منفرد واقع در دره‌های دورافتاده شمال شرق افغانستان صحبت می‌شوند. زبان‌های ترکی شامل زبان ازبکی، و زبان ترکمنی -که شباهت زیادی هم به یکدیگر دارند- در مناطق شمالی افغانستان صحبت می‌شوند و زبان قرقیزی هم توسط گروه کوچکی در کنج شمال شرقی کشور تکلم می‌شود. گروه بسیار کوچی از گویشوران خانواده زبان‌های دراویدی هم در افغانستان صحبت می‌کنند. براهویی‌ها که در جنوبی‌ترین قسمت کشور بودوباش دارند، گویشوران زبان براهویی هستند.[۴۲]
فرهنگ
نوشتار اصلی: فرهنگ افغانستان
دانشجویان دختر افغانستانی در کابل
موسیقی و رقص
رقص اَتَن در ولایت خوست، شرق افغانستان
نوشتار اصلی: موسیقی افغانستان

در افغانستان، مردم تاجیک نوعی رقص گروهی بنام قرصک و مردم پشتون دارای نوعی رقص گروهی به نام اَتَن هستند. در موسیقی نیز افغانستان پیشینهٔ خوبی دارد. در گذشته‌ها مردم افغانستان در نشست‌هایی که در موعد معینی برگزار می‌شده‌است، گردهم می‌آمدند و به بحث و بررسی دربارهٔ کتب و اشعار می‌پرداختند و در پایان این جلسات به آوازخوانی و موسیقی می‌پرداختند و از اشعار بسیار شیرین و پرمعنا استفاده می‌نمودند.
سینما

سینما در افغانستان به دلیل سه دهه جنگ پیشرفت چندانی نداشته‌است. در دوره طالبان سینما نیز ممنوع شد. در این دوره طالبان حتی اقدام به تخریب آثار سینمایی نیز کرد، اما در این میان برخی از این آثار به ویژه آرشیو تلویزیون ملی افغانستان به وسیله افراد هنردوست از نابودی نجات یافتند و امروز در دسترس می‌باشند.

پس از سرنگونی طالبان، سینما به پیشرفت‌هایی نایل آمد و آثار خوبی هم ارائه شد. از جمله این آثار می‌توان به فیلم «اسامه» ساخته «صدیق برمک» اشاره کرد. نخستین انیمیشن در تاریخ افغانستان پس از سرنگونی طالبان با نام «تهاجم» به کارگردانی «افشین دانش» برگرفته از طرح احمد فهیم کوه دامنی برای شرکت در جشنواره‌های بین‌المللی در سال ۱۳۸۲ ساخته شد. این انیمیشن توانست توجه و دید بیشتر داوران جشنواره را به سوی خود جلب نماید.[۴۳]
رادیو و تلویزیون
مسابقه بزکشی، ورزش سنتی افغانستان، در شهر مزارشریف

نخستین برنامهٔ رادیویی افغانستان توسط رادیو کابل در سال ۱۳۰۷ در زمان امان‌الله شاه پخش شد. تلویزیون اما در پایان حکومت سردار داوود در سال ۱۳۵۷ به میان آمد.[۴۴]

در دوران طالبان تلویزیون، وسائل فیلمبرداری، ماهواره‌ها، سینماها، موسیقی، تئاتر و دیگر وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌های صوتی و تصویری، همه و همه منع اعلام و تحریم گردیده بود.

افغانستان هم‌اینک دارای یک سازمان رسانه‌ای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی افغانستان» می‌باشد. این سازمان دارای یک شبکه تلویزیونی و یک شبکه رادیویی می‌باشد. اگرچه رادیو تلویزیون ملی رسانه‌ای متعلق به دولت است اما طبق قوانین جدید رسانه‌ای نه دولتی و نه خصوصی، بلکه رسانه‌ای مردمی است که صرفاً هزینه‌اش را دولت تامین می‌کند.

اخیراً دوباره سعی بر این است که محصولات رادیو و تلویزیون ملی افغانستان، بر اساس اصول، روش و پالیسی حکومت کارکرد داشته باشد. افغانستان در سالهای اخیر به یکی از کشورهای پیشتاز منطقه در بخش رسانه تبدیل شده است، این کشور دارای ۸۴ شبکه تلویزیونی و ۲۲۲ شبکه رادیویی است.[۴۵] رادیو و تلویزیون‌های خصوصی نیز در افغانستان وجود دارند که شامل نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و بیش از ۳۰ شبکه تلویزیونی می‌شود.
رسانه‌های چاپی

پیشینهٔ رسانه‌ها درافغانستان به نشر اولین روزنامه، شمس‌النهار در سال ۱۲۵۲ برمی‌گردد.[۴۴] همینک چندین روزنامه در کابل و سایر ولایات افغانستان فعالیت می‌کنند. بیشتر روزنامه‌های افغانستان پس از سرنگونی طالبان روی کار آمدند.
آموزش و پرورش
نوشتار اصلی: آموزش و پرورش در افغانستان

در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی (دهه ۱۳۶۰) و جنگهای داخلی این کشور (دهه ۱۳۷۰)، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهٔ قدرت طالبان دختران خانه‌نشین شده و اجازهٔ تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند کیمیا و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزش‌های مذهبی تاکید می‌شد. اکنون براورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از یورش آمریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰ و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود، ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.

اکنون ۱۳ دانشگاه و ۶ مرکز تربیت معلم، در سراسر افغانستان وجود دارد. در کنکور ورود به دانشگاه سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۸۰ هزار نفر شرکت کرده‌اند. براورد مسئولان این است که حدود سی هزار دانشجو به علت نبود امکانات از ورود به دانشگاه محروم شوند.[۴۶]

ده درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد، که از این میان هفت درصد آن مربوط به وزارت معارف (آموزش وپرورش) است، یک درصد مربوط به نهادهای پژوهشی و یک درصد مربوط به آموزش عالی است.[۴۶]
رابطه‌های خارجی
نوشتار اصلی: سیاست خارجی افغانستان


رابطه با همسایه‌ها
رابطه با ایران
کودکان افغان در ولایت خوست، شرق افغانستان
نوشتار اصلی: روابط ایران و افغانستان

به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی، ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد، علاوه بر این ایران یکی از بزرگ‌ترین طرف‌های تجاری افغانستان است. پس از سرنگونی طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشته‌است. البته این روابط تاکنون بیشتر صادرات ایران به افغانستان بوده‌است. ایران و افغانستان در زمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند.

افغانستان و ایران در سالهای اخیر که مشکل کمبود باران وجود دارد بر سر تقسیم آب رودخانه هیرمند در منطقهٔ سیستان اختلاف نظر دارند. اگرچه هردو بر توافقنامهٔ امضا شده توسط امیر عباس هویدا و محمد موسی شفیق (نخست وزیرهای وقت هر دو کشور) در مورد تقسیم حق آب هیرمند تاکید دارند.
رابطه با پاکستان

افغانستان از دیرباز با پاکستان بر سر خط دیورند مشکل مرزی دارد.
روابط فرامنطقه‌ای

حکومت کنونی افغانستان جز با اسرائیل با همهٔ کشورهای دنیا دارای روابط سیاسی است. دولت افغانستان اعلام داشته که در صورت تشکیل کشور کاملاً مستقل فلسطین روابط کامل خود را با اسرائیل برقرار خواهد کرد.
عضویت در سازمان‌های بین‌المللی

    سازمان ملل متحد
    اینتلست
    اکو

پیمان‌نامه‌های بین‌المللی

پیمان منع گسترش مین‌های ضد نفر

افغانستان عضویت سازمان همکاری منطقه‌ای آسیای جنوبی (سارک) را نیز حاصل کرده‌است.
مهاجرت افغان‌ها به خارج از کشور

به دلیل جنگ‌های داخلی و خارجی و در پی آن ناامنی و بیکاری، چندین میلیون افغان به کشورهای دیگر از جمله ایران و پاکستان رفته‌اند.

دبیرستان

دبیرستان به محل تعلیم، مکتب و مدرسه‌ای گفته می‌شود که دانش‌آموزان در آن تحصیل کنند. دبیرستان در ایران بالاتر از راهنمایی و پایین‌تر از دانشگاه است. دبیرستان در ایران شامل سه سال تحصیلی به علاوه یک سال دورهٔ پیش دانشگاهی(سال چهارم) است.

از دبیرستان‌های مشهور و قدیمی تهران می‌توان به دبیرستان دارالفنون، دبیرستان البرز و دبیرستان کمال و از مدارس معروف مذهبی تهران به دبیرستان علوی و فرهنگ اشاره کرد.

در سیستم آموزش قدیم ایران، دبیرستان یک دوره ۴ ساله بود.

دبیرستان‌ها معمولاً در سه گروه ریاضی و فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی فعالیت می‌کنند.

علت نامیده شدن این دوره تحصیلی به متوسطه آن است که این دوره بین تحصیلات ابتدایی و عالی (دانشگاه) قرار می‌گیرد.

محتویات

    ۱ در افغانستان
    ۲ نگارخانه
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

در افغانستان

لیسه واژه‌ای فرانسوی (Lycee) در افغانستان به معنای دبیرستان به کار می‌رود.

در افغانستان، به مقطع آموزشی دبیرستان، لیسه گفته می‌شود که عبارت از صنف (کلاس) های نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم است.

دیپلم

دیپلم نام مدرکی در نظام آموزشی ایران است که دانش آموزان پس از اتمام مقطع دبیرستان موفق به دریافت آن می‌شوند.

دوره تحصیل تا اخذ مدرک دیپلم در ایران ۱۲ سال است. در سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۱، دوره اخذ دیپلم در ایران یازده ساله شد و یک سال برای دانش‌آموزانی که تمایل به ادامه تحصیل داشتند، به عنوان دوره پیش‌دانشگاهی در نظر گرفته شد ولی در سال ۱۳۹۲ با ایجاد نظام جدید آموزشی (۳-۳-۶) و در پی آن (۳-۳-۳-۳) دوباره مدت زمان دریافت این دوره ۱۲ ساله شد.

پایان‌نامه

پایان‌نامه یا تز یا رساله نوشتاری است که دانشجویان در موضوعی خاص مربوط به رشته تحصیلی خود، برای دریافت مدرک تحصیلی می‌نویسند. در پایان‌نامه دانشجویان موضوع یا سؤالی را بررسی کرده و از راه تجزیه و تحلیل و یا تجارب عملی و یا آزمایشی به آن پاسخ می‌دهند. به بیان دیگر پایان‌نامه شامل استدلال موضوعی، ارائه پژوهشی تجربی، حاصل کارآموزی و یا عصاره‌ای از درس‌های آموخته شده در دوران تحصیلی دانشجو است.

در بسیاری از متون از کلمهٔ پایان‌نامه برای نوشتار پایان دورهٔ دوره کارشناسی و یا کارشناسی ارشد و از کلمهٔ تز و یا رساله برای نوشتار پایان دورهٔ دکتری استفاده می‌شود. تفاوت تز و رساله دکتری با پایان‌نامه دوره کارشناسی یا کارشناسی ارشد، جدید بودن و نوآوری تحقیقات انجام شده و همجنین حجم بیشتر این تحقیقات در دورهٔ دکتری است.

انجمن فیزیک پزشکی ایران

انجمن فیزیک پزشکی ایران بزرگ‌ترین سازمان علمی-حرفه‌ای فیزیک پزشکی در ایران می‌باشد.این انجمن در سال ۱۳۷۰ در اولین کنگره فیزیک پزشکی در ایران در دانشگاه علوم پزشکی تبریز، و با هدف بسط و توسعهٔ فیزیک پزشکی در کشور تأسیس شد.
فعالیت‌ها

این انجمن یکی از نهادهای مسئول در زمینه رشد و ارتقای رشته فیزیک پزشکی در کشور، انجمن فیزیک پزشکی ایران می باشد. این انجمن از سال ۱۳۷۲ تاسیس شده و از آن سال با تلاش مسئولین آن به عضویت مجامع مختلف بین‌المللی مانند سازمان بین‌المللی فیزیک پزشکی (IOMP) و فدراسیون خاورمیانه (MEFOMP) در آمده است. این انجمن در راستای اهداف خویش تاکنون فعالیتهای علمی متفاوتی را انجام داده است. تعداد اعضای آن بالغ بر ۲۷۰ نفر بوده که متشکل از دانش آموختگان فیزیک‌پزشکی، پرتوپزشکی، بیوفیزیک و فیزیک است. این افراد در زمینه‌های مختلف در دانشگاهها و مراکز درمانی در حال انجام به خدمت هستند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده می گردد. از جمله اهداف و مسئولیتهای انجمن فیزیک پزشکی آنست که با مدون سازی وظایف و مشخص کردن محدوده شغلی دانش آموختگان این رشته و همچنین ایجاد و کسب مسئولیتهای حرفه ای، گامی در جهت کسب جایگاه مناسب و واقعی متخصصین فیزیک پزشکی بردارد.دانشگاههای تهران، تبریز، مشهد، اصفهان، اهواز، ایران وتربیت مدرس در دو مقطع کارشناسی ارشد ودکترا هر سال دانشجو می پذیرند.

فیزیک پزشکی

فیزیک پزشکی نام یک رشته کاربردی[۱] در علوم پایه پزشکی است که مفاهیم و کاربرد مجموعه علوم فیزیک را در تشخیص و درمان پزشکی بررسی می‌کند.[۲][۳][۴]

این شاخه از دانش، علوم پرتودرمانی، محافظت از پرتو، پرتوشناسی تشخیصی (و زیرشاخه‌های آن همانند سی تی اسکن، ام آر آی و غیره)، و پزشکی هسته‌ای را در بر می‌گیرد،[۵] اما از نظر حرفه و پیشه از مهندسی پزشکی و بیوفیزیک مستقل است. تحصیلکردگان و دانش‌آموختگان این شاخهٔ علمی در خدمات بالینی در مراکز درمانی، کنترل کیفیت و محافظت از تشعشع، پژوهش و توسعه، و فعالیت‌های دانشگاهی (همانند آموزش رزیدنت‌های پزشکی) به کار مشغول می‌شوند.[۵] رشد فیزیک پزشکی و زیرشاخه های آن در سالهای اخیر با سیر صعودی روبرو بوده است. بطور نمونه تصویربرداری مولکولی که یکی از زیرشاخه‌های فرعی این رشته‌است، امروزه به تنهایی یک صنعت پنج میلیارد دلاری است.[۶]

حرفه فیزیک پزشکی بصورت فعلی، ریشه در سال‌های پایانی قرن نوزدهم و کشف رادیواکتیویته و پرتوهای یونیزان دارد. به ویژه، سه جایزه نوبل به سال‌های ۱۹۰۱ (فیزیک)، ۱۹۵۲ (فیزیک)، و ۱۹۴۳ (شیمی) تاثیر مستقیمی در پیدایش این شاخه از دانش داشتند، در حالیکه از سوی دیگر، فیزیک پزشکی به نوبهٔ خود مسبب سه جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی به سال‌های ۱۹۷۹، ۱۹۷۷، و ۲۰۰۳ گردیده‌است.[۷]

در ایران نیز در همان بدو تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، تدریس این دانش توسط متخصصین ایرانی در کشور آغاز گشت.[۸] تربیت نیروی متخصص فیزیکدان پزشکی مستلزم تحصیلات فراتر از کارشناسی است.[۹] در ایران این رشته هنوز یک رشته نوپاست، ولی با این حال همانند سایر کشورها در حال گسترش و فعالیت است.

امروزه بیش از ۱۸٬۰۰۰ فیزیکدان پزشکی بطور رسمی در سرتاسر جهان مشغول به کار هستند، و در حالی که بطور سنتی فیزیک رشته‌ای تحت تسلط مردان بوده‌است، زنان موفقی نیز توانسته‌اند در فیزیک پزشکی موفقیت‌های چشمگیری را به نام خود ثبت کنند.[۱۰] بطور مثال، از میان افرادی که برای به رسمیت شناخته شدن این رشته در سازمان بین المللی کار زحمت فراوان کشیدند می‌توان اعظم نیرومند-راد از دانشگاه جرجتاون را نام برد.[۱۱]

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ تقسیم‌بندی
        ۲.۱ پرتوشناسی تشخیصی
        ۲.۲ حفاظت در برابر پرتوها
        ۲.۳ پرتودرمانی
        ۲.۴ پزشکی هسته‌ای
    ۳ وجه تمایز با مهندسی پزشکی
        ۳.۱ از لحاظ علمی و آموزشی
        ۳.۲ از لحاظ اشتغال
    ۴ تاریخچه
        ۴.۱ تلاش های اولیه
        ۴.۲ ورود پزشکی هسته ای
        ۴.۳ پیدایش شیوه تصویربرداری نوین
        ۴.۴ در ایران
    ۵ آموزش فیزیک پزشکی
        ۵.۱ در ایران
        ۵.۲ در خارج از ایران
            ۵.۲.۱ دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای PhD
            ۵.۲.۲ دورهٔ دکترای DMP
            ۵.۲.۳ دوره رزیدنسی بعد از کارشناسی ارشد و دکترا
    ۶ جنبهٔ اشتغالی
        ۶.۱ ۱- اشتغال در شرکتهای خدماتی
        ۶.۲ ۲- اشتغال در آکادیمیا
        ۶.۳ ۳- اشتغال در محیطهای بالینی
        ۶.۴ آمار و ارقام
        ۶.۵ اشتغال زنان
    ۷ نشریات
        ۷.۱ در ایران
        ۷.۲ در دیگر نقاط جهان
    ۸ سازمان‌ها و انجمن ها
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ یادداشت‌ها
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون
        ۱۲.۱ برخی متخصصین ایرانی در سطوح بین‌المللی

تعریف
نمایی از یک تصویر ترکیبی موسوم به PET/CT که از رادیوایزوتوپ فلور-۱۸ استفاده می‌کند.

دانشکده پزشکی دانشگاه کنتاکی فیزیک پزشکی را شاخه‌ای کاربردی از دانش فیزیک تعریف می‌کند که با کاربرد پرتوهای یونیزان و غیریونیزان، در تشخیص و درمان بیماری‌ها استفاده می‌شود.[۱۲] فیزیک پزشکی بصورت عملی یا نظری می‌تواند به طور مستقیم با معاینه بیماران، تشخیص، و درمان بیماری‌ها مرتبط شود.[۱۳]

دانشگاه پردیو فیزیک پزشکی را بصورت زیر تعریف می‌کند:[۱۴] «شاخه‌ای کاربردی از فیزیک است که با کاربردهای انرژی برای تشخیص و درمان بیماری‌ها سر و کار دارد. همچنین با الکترونیک پزشکی، مهندسی زیست، و فیزیک بهداشت (کنترل و محافظت از پرتو) رابطه نزدیکی دارد». دانشگاه دوک در ایالت کارولینای شمالی فیزیک پزشکی را چنین تعریف و توصیف می‌کند:[۷]

    کاربرد علم فیزیک در نیازهای پزشکی.
    عهده دار پایه‌های فنی علومی چون رادیولوژی، آنکولوژی پرتویی، و پزشکی هسته‌ای.
    ساخته شده بر پایه‌های علم فیزیک، اما با پیکر دانش و پژوهشی مجزا.
    علمی مجزا از بیوفیزیک.
    در برگیرنده روشهای تجربی و نظری، اما ذاتاً یک رشتهٔ کاربردی.

تقسیم‌بندی

در اکثر کشورهای جهان، فیزیک پزشکی امروزه از نظر حرفه عمدتاً به دو شاخهٔ تصویربرداری پزشکی و پرتودرمانی تقسیم می‌گردد. با این حال فیزیک پزشکیِ نوین گسترهٔ قابل توجهی از دانش‌ها و فناوری‌های متفاوتی را پوشش می‌دهد و در بر گیرندهٔ موضوعات و مباحث متعددی از رادیوبیولوژی گرفته تا دزیمتری تا پردازش سیگنال در ام‌آرآی است. لذا دشوار بتوان مرزهای مشخصی را برای آن تعریف کرد. اما عموماً فیزیک پزشکی را از نظر آکادمیک به چهار دسته مختلف طبقه بندی می‌کنند[۱۵][۱۶][۱۷] که مشخصات هر یک از این بخش‌ها جداگانه در متون زیر آمده‌اند. رابطهٔ متقابل این شاخه‌ها با یکدیگر را می‌توان با نمودار ون زیر نمایش داد:
Medical Physics.svg
رابطه شاخه‌های فیزیک پزشکی با یکدیگر:

۱. روش‌های تصویرسازی مولکولی، پت اسکن، اسپکت، و غیره
۲. برکی‌تراپی و دیگر روش‌های پرتودهی از داخل[پانویس ۱]
۳. روش‌های ترکیبی همانند «درمان با هدایت تصویری»[پانویس ۲]
۴. فیزیک بهداشت و محافظت از پرتو، و نیز مباحثی از دزیمتری و رادیوبیولوژی.
پرتوشناسی تشخیصی

فیزیک پرتوشناسی تشخیصی[پانویس ۳]: در این شاخه از فیزیک پزشکی، با مدالیتههایی همچون سی تی اسکن، ام آر آی (تصویر برداری تشدید مغناطیسی)، سونوگرافی، ماموگرافی، فلوروسکوپی، و رادیوگرافی معمولی می‌توان سر و کار داشت.[۱۸] فیزیک پرتوشناسی زیرمجموعهٔ این شاخه از فیزیک پزشکی است. طراحی و ضمانت کارکرد صحیح[پانویس ۴] و کنترل کیفیت اینگونه دستگاه‌ها بر عهدهٔ متخصصین فیزیک پزشکی می‌باشد.[۱۹]
حفاظت در برابر پرتوها
یک پزشک در حال تعیین پارامترهای تشعشعی [پانویس ۵] برای یک بیمار به روش برکی‌تراپی

فیزیک بهداشت یا حفاظت تشعشعی[پانویس ۶]: در این شاخه از فیزیک پزشکی بر روی مباحثی تمرکز می‌شود که سروکار با محاسبات کنترل کیفیت و به‌ویژه دزیمتری و شرایط محافظت از پرتوهای یونیزان در محیط‌های متفاوت دارد.[۲۰] طراحی سیستم‌های حفاظتی در بخش‌های رادیوتراپی و پرتوافکن در بیمارستانها، وضع قوانین و پروتوکول‌های کار با رادیوایزوتوپهای گوناگون و ضایعات هسته‌ای در سطح کشوری، و حتی مسئولیت ضمانت سامانه‌های پوششی[پانویس ۷] و حفاظتی راکتورهای هسته‌ای از وظایف کارشناسان فیزیک بهداشت می‌باشد.[۲۱]
پرتودرمانی

فیزیک پرتودرمانی[پانویس ۸]: در پزشکی معضلات زیادی (بطور مثال بسیاری از سرطانها) را می‌توان نام برد که توسط پرتوزایی (گاما، الکترون، پروتون، و نوترون) مداوا و یا حتی معالجه می‌شوند. مسئولیت عملکرد و تضمین کارکرد[پانویس ۹] اینگونه سیستم‌ها بر عهدهٔ متخصص رادیو تراپی است.[۲۲] در واقع اغلب شاغلین این رشته عضوی از تیم‌های بالینی غده‌شناسی پرتوی[پانویس ۱۰] هستند.[۲۳] در فرم نوین، متخصصین این رشته اغلب بر روی دستگاه‌های پرتوزایی نظیر چاقوی گاما، سایبر نایف، پروتون درمانی، لیناک، و یا توموتراپی مطالعه و اشتغال دارند، و یا در زمینه‌هایی مثل براکی‌تراپی تخصص می‌گیرند.[۲۴] این نقش و مسئولیتِ متخصصان فیزیک پزشکی، توسط سازمان بهداشت جهانی نیز به رسمیت شناخته شده‌است.[۲۵] روش‌های دیگر همانند پرتودرمانی سرطان با لیزر[پانویس ۱۱] و یا روش‌های حرارتی[پانویس ۱۲] نیز گاهی در این شاخه بررسی می‌شوند.
پزشکی هسته‌ای

فیزیک پزشکی هسته‌ای[پانویس ۱۳]: با مدالیته‌هایی نظیر اسپکت، پت اسکن، سامانه های ترکیبی همانند پت-سی‌تی و اسپکت-سی‌تی، و نیز روش‌های تصویرسازی مولکولی سرو کار دارد. در حقیقت این شاخه نیز زیرمجموعه‌ای از پرتوشناسی تشخیصی است؛ اما از آنجایی که مکانیزم تولید پرتو در این شیوه بر خلاف منشا فتوالکتریکی و عبوری، منشا نشر یا گسیلِ از داخل[پانویس ۱۴] دارد، این شاخه را اغلب جدا و متمایز از سایر مدالیتههای متعارف در پرتوشناسی دانسته‌اند.[۲۶]
وجه تمایز با مهندسی پزشکی
از لحاظ علمی و آموزشی

مرزهای مشخصی بین مهندسی پزشکی و فیزیک پزشکی نمی‌توان تعیین کرد و اغلب بین این دو (و نیز رشته‌های دیگر) طبیعتاً اشتراکات زیادی وجود دارد. اما شاید بتوان گفت که فیزیک پزشکی اساساً یک علم کاربرد در حرفه پزشکی است.[۲۷]

از یک دیدگاه می توان پژوهش و توسعه در مهندسی پزشکی را مسبب پیشرفت سریع تکنولوژی و افزایش روزافزون دستگاه‌های تخصصی در بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها دانست. بطور مثال، متخصصین مهندس کسانی هستند که کدهای برنامه های نرم افزاری الگوریتمهای پویشگر ام آر آی را نوشته، مدارهای الکترونیکی قطعه ای از یک دستگاه ماموگرافی را طراحی کرده، و یا پژوهش در ساخت تجهیزات بهتر و پیشرفته تری برای سنجش گلوکز انجام می دهند. اما متخصص فیزیک پزشکی کسیست که کارایی همان الگوریتم جدید پویشگر ام آر آی را برای کاربرد معینی مثل مثلا تصویر برداشتن از دیواره های کرنری قلب[۲۸] می آزماید، یا تلاش برای یافتن روشی بهتر برای ماموگرافی سینه در هنگام پرتودرمانی[۲۹] (مثلا با کم و زیاد کردن انرژی یا جریان پرتوها و یا ابداع شیوه ای جدید) انجام می دهد، و یا سعی در بکارگیری تجهیزات جدید سنجش گلوکز برای پاسخ دادن به سوالات علمی در ماهیچه های بدن[۳۰] می کند.

به عبارت دیگر، در حالیکه تمرکز مهندسی پزشکی روی تکنیک، بهبودسازی، و فناوری خودِ تجهیزات پزشکی و تحقیقات مربوط به آن است،[۳۱] فیزیک پزشکی یک «دانش انتقالی»[پانویس ۱۵] و یک «حرفهٔ کاربردی»[پانویس ۱۶] محسوب می‌گردد.[۳۲] در واقع فیزیک پزشکی با استفاده از فناوری بدست آمده از مهندسی پزشکی، سعی در پاسخ گفتن به پرسش‌هایی دارد که محتاج درک همزمان عمیق‌تری از علم فیزیک و آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان دارد. برای همین است که فیزیک پزشکی اغلب در زمره رشته های پایه پزشکی و در نتیجه از زیرشاخه های دانشکده های علوم پزشکی محسوب می گردد.

بطور نمونه، سوالاتی که در حیطه مطالعات فیزیک پزشکی می‌توان دید سوالاتی مثل این‌ها هستند:

    آیا می‌توان از ترکیبات اسید هیالورانیک بعنوان ماده حاجب برای تصویربرداری از قلب و عروق استفاده کرد؟[۳۳]
    کیفیت تصاویر از نواحی مختلف مغزی با پویشگر ام آر آی ۷ تسلا چگونه است؟[۳۴]
    آیا «پادپروتون تراپی» بعنوان روشی جدید در پرتودرمانی ممکن است، و اگر بلی، به چه کیفیت؟[۳۵]
    مشخصات قدرت تفکیک کنتراستی[پانویس ۱۷] یاخته های پلاک در تصلب شرایین با سی تی اسکن به چه نحویست؟[۳۶]

این در حالیست که در مهندسی پزشکی، موضوعات نمونه بیشتر از قبیل مهندسی بافت، مهندسی سلول و مولکول، بیوانفورماتیک، فناوری نانو، و اعضای مصنوعی هستند.[۳۷]
از لحاظ اشتغال

بر خلاف لحاظ علمی که در آن بین مهندسی پزشکی و فیریک پزشکی اشتراکات متعددی وجود دارد، در کشورهای پیشرفته از لحاظ اشتغالی بین این دو فرقهای مشخص و معینی وجود دارد. انجمن فیزیک پزشکی آمریکا اشتغال در فیزیک پزشکی را حول سه محور تعریف کرده[۳۸]:

    خدمات بالینی در محیط های بیمارستانی و مراکز درمانی
    پژوهش
    آموزش و تدریس رزیدنت ها و نیروهای جدید

محور اول (خدمات بالینی) نوعی اشتغال است که فقط یک فیزکدان پزشکی قادر و (از لحاظ قانونی) مجاز به آن می‌باشد، و دیگر متخصصین رشته‌های دیگر (همانند مهندسین پزشکی و غیره) برای اشتغال در این حرفه نیاز به تحصیلات (دوره رزیدنسی) و مجوز ویژه (مثلا اخذ گواهینامه بورد رادیولوژی آمریکا) دارند، که به این موضوع در بخشهای آتی این مقاله به تفصیل اشاره شده است.
تاریخچه
گوردون آیزاک، نخستین بیماری که توسط یک لیناک در ۱۹۵۷ برای رتینوبلاستوما معالجه گردید.[پانویس ۱۸]
تلاش های اولیه

تاریخ پیوند بین فیزیک و پزشکی بسیار فراتر از تصور عام در زمان به عقب باز می گردد. در واقع فیزیک پزشکی بسته به اینکه چگونه تعریف شود بین ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.[۳۹] قدیمی ترین نمونه از کاربرد فیزیک در پزشکی را می توان در پاپیروس موسوم به ادوین اسمیت [پانویس ۱۹] یافت.[۴۰] این سند که بین سنوات ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد در مصر باستان نوشته شده شرحی است مبتنی بر چگونگی سوزاندن[پانویس ۲۰] یک دمل یا ابسه سینه با کمک حرارت. چندی بعد، پزشک معروف یونان باستان، بقراط حکیم، برای نخستین بار روشی را برای سنجش دمای بدن ابداع نمود که شباهت به روشهای ترموگرافی امروزی دارد، و از این لحاظ می توان این را کهنترین نمونه تصویربرداری تشخیصی در تاریخ محسوب کرد.[۴۱] همچنین میتوان از ابن هیثم نام برد که برای نخستین بار توصیفی صحیح با فیزیک نور از چگونگی کارکرد حس بینایی ارائه داد.

در قرن هجدهم میلادی لوئیجی گالوانی و آلساندرو ولتا نشان دادند که الکتریسیته منشا فعل و انفعالات ماهیچه ایست و بدین طریق علم الکتروفیزیولوژی را پابه گذاری کردند.[۴۲] سپس در سال ۱۸۲۵، نیل آرنوت[پانویس ۲۱]، پزشک حاذق اسکاتلندی، کتابی در دو جلد منتشر ساخت بنام عناصر فیزیک[پانویس ۲۲] که با ذکر مثال‌هایی از آناتومی و فیزیولوژی سعی در تبیین اصول علم فیزیک داشت.[۴۳] در سال ۱۸۵۶ آدولف فیک (۱۸۲۹-۱۹۰۱) نیز اثری منتشر ساخت بنام فیزیک پزشکی [پانویس ۲۳] که در آن از روشهای نوین سنجش در فیزیولوژی و نیز فیزیک شش ها و کاربرد ترمودینامیک در فعل و انفعالات بدن صحبت شده بود.[۴۴] در همین زمان بود که مایکل فاراده در بیمارستان سنت جرج در لندن دروسی را تدریس می کرد و در پاریس فیزیکدانهایی در مدارس علوم پزشکی به استخدام در آمدند.[۴۵]

سال‌های پایانی قرن نوزدهم سال‌های بسیار مهمی در تاریخ فیزیک پزشکی هستند. هانری بکرل نخست رادیواکتیویته را در دهه ۱۸۹۰ کشف کرد و به‌دنبال آن، با برداشته شدن اولین تصویر رادیوگرافِ اشعه ایکس از بدن انسان توسط ویلهلم رونتگن در سال ۱۸۹۶، دانش فیزیک پزشکی نوین به‌صورت امروزی متولد گردید. طولی نکشید که پیشرفت‌های پیر و ماری کوری در کشف رادیوم و دیگر عناصر پرتوده زبان‌زد خاص و عام محافل علمی شد. در همان زمان بود که نخستین نشریه در تصویربرداری پزشکی (در آوریل سال ۱۸۹۶ میلادی) چاپ گردید که Archives of Clinical Skaigraphy نام داشت.[۴۶] و در همان سال بود که برای نخستین بار در تاریخ از تجهیزات رادیوگرافی در میدان جنگ و بطرز سیار استفاده گردید.[۴۷][۴۸][۴۹]

افرادی مانند پیر و ماری کوری با آن که از پایه گذاران علوم پرتوی هستند اما بطور رسمی اغلب در زمره متخصصین «فیزیک پزشکی» از آنان یاد نمی شود. همینطور افرادی همانند کلارنس دالی [پانویس ۲۴] (دستیار توماس ادیسون) و ویلیام کولیج [پانویس ۲۵] با آنکه در اختراع و تکامل تجهیزاتی همانند مولدهای اشعه ایکس نقش محوری داشتند، اما بیشتر بعنوان افرادی یاد میشوند که در این پهنه از دانش پرتوی صرفا نقش بازی کردند تا اینکه یک متخصص «فیزیک پزشکی» محسوب شوند. در واقع این افتخار اولیه را شاید بتوان به افرادی همچون سرگرد استنلی فیلیپس [پانویس ۲۶] داد که تا سال ۱۹۲۷ در بیمارستان سلطنتی سرطان لندن خدمت کرد.[۵۰] همینطور میتوان از سیدنی راس [پانویس ۲۷] نام برد که در سال ۱۹۱۳ میلادی برای نخستین بار رسما توسط یک بیمارستان [پانویس ۲۸] با عنوان فیزیکدان استخدام شد.[۵۱][۵۲] همو بود که برای نخستین بار در دستگاه پرتودرمانی رادیومی خود از یک کولیماتور بهره برد.[۵۳] دیگر پیشروان حرفه فیزیک پزشکی فرانک هاپوود [پانویس ۲۹] در بیمارستان سنت بارتولومیو [پانویس ۳۰] و نیز گیلبرت ستد [پانویس ۳۱] در بیمارستان گی [پانویس ۳۲] در انگلستان بود.[۵۴] در سال ۱۹۳۲ میلادی مجموعا ۱۲ «متخصص فیزیک پزشکی» در مراکز درمانی انگلیس در حال خدمت بودند.[۵۵] این تعداد با شروع جنگ جهانی دوم به ۳۵ تا ۴۰ نفر افزایش پیدا کرد.[۵۶]

مشخص نیست که چه کسی برای نخستین مرتبه در تاریخ از پرتوهای یونیزان برای مقاصد درمانی استفاده کرد، اما یکی از اولین کوششهای اینچنینی متعلق به سال ۱۸۹۶ است که ویکتور دسپن [پانویس ۳۳]بطور ناموفقی سعی در درمان سرطان معده با پرتوهای ایکس نمود.[۵۷] در آن زمان پرتوها دارای انرژی کافی نبودند و لذا پرتودرمانی را فقط برای غده های سطوحی امکان پذیر می نمودند. این وضعیت البته با ابداع تجهیزات ویژه ۲۰۰ کیلوولتی در سال ۱۹۲۲ میلادی دچار دگرگونی شد.[۵۸] در همان سال، یک جراح اتریشی بنام لئوپولد فرویند[۵۹] چگونگی درمان یک خال گوشتی توسط پرتوهای اشعه ایکس را برای نخستین بار به انجمن پزشکی وین نشان داد.[۶۰]

در سال ۱۹۰۱ میلادی نخستین گزارش از ابداع روش براکیتراپی در محافل علمی منتشر گردید.[۶۱] دوازده سال بعد و در سال ۱۹۱۳، یک فیزیکدان مجاری به‌نام جرج دِهِوِسی برای نخستین بار روش استفاده از تریسر در تصویربرداری را ابداع نمود. او ده سال بعد موفق شد روش خود را در گیاهان بکار گیرد.[۶۲] او بخاطر ابداع همین روش‌ها در سال ۱۹۴۳ برنده جایزه نوبل شیمی گردید.[۶۳] با شیوع یافتن اینگونه کاربردها بطور روزافزون، افرادی همانند رولف سیورت [پانویس ۳۴] به مسئله پایه ای و پر اهمیت استانداردسازی این روشها و سنجش این پرتوها پرداختند. واحد دز سیورت امروزه به افتخار او نامگذاری گردیده.
ورود پزشکی هسته ای

اما اولین[۶۴] آزمایش استفاده از تزریق رادیوایزوتوپ در تصویربرداری از یک انسان، توسط هرمان بلومگارت[پانویس ۳۵] و سوماً وایس[پانویس ۳۶] از دانشگاه هاروارد انجام گرفت. این آزمایش در سال ۱۹۲۷ و به‌کمک یک اتاقک ابری و رادون انجام گرفت.[۶۵] دهه ۱۹۳۰ شاهد ساخت شتاب‌دهنده سیکلوترون توسط ارنست لورنس بود که منجر به ساخت و تکمیل سیستم‌های رادیوتراپی مدرن شد. با وجود تلاشهای فراوان، آزمایش‌های وایس و بلومگارت با رادون موفقیت آمیز نبودند، و این محققین آزمایشگاه ملی لارنس برکلی بودند که برای نخستین بار توانستند با موفقیت از یک رادیوایزوتوپ در محیطی بالینی بهره ببرند.[۶۶] آنها بکمک سیکلوترون معروف خود ایزوتوپ ید-۱۳۱ تولید کردند که برای پروژه های تیروئیدی بکار رفت. از همین ایزوتوپ مدت کوتاهی بعد برای سرطان تیروئید و پرکاری تیروئید استفاده گردید.[۶۷] [۶۸][۶۹]

یکی از نتایج پروژه منهتن در اواخر دهه ۱۹۴۰، دستیابی به قابلیت تولید رادیوایزوتوپ به میزان کافی برای کاربردهای پزشکی بود. در حالیکه جان لورنس[پانویس ۳۷]، برادر ارنست لورنس، مشغول تحقیق بر روی روش‌های درمانی به کمک رادیوایزوتوپ فسفر-۳۲ در دانشگاه برکلی بود،[۷۰] بندیکت کاسن[پانویس ۳۸] که یک فیزیکدان دیگر از نیویورک بود، اولین دستگاه اسکنِ خطی را در سال ۱۹۵۱ در دانشگاه یو سی ال ای اختراع نمود.[۶۴] دستگاه اختراعی وی از اوخر دهه ۵۰ میلادی تا اوایل دهه ۷۰ میلادی، لقب پراستفاده‌ترین ساختهٔ دست بشر در تصویربرداری از اندام داخلی بدن را یدک می‌کشید. از اینروست که برخی امروزه از کاسن بعنوان «پدر تصویربرداری بدن» نام می‌برند.[۷۱]

از سوی دیگر، در سال ۱۹۵۱، هارولد جانز کانادایی برای اولین بار از چشمه‌های کبالت-۶۰ برای مداوای بیماران استفاده کرد.[۷۲] این سیستم‌ها توسط لارس لکسل سوئدی تکامل پیدا کردند و بصورت چاقوی گامای امروزی در آمدند. اهمیت این سیستم‌ها در پزشکی نوین به حدی است که دولت کانادا به افتخار آنها یک تمبر یادبود در سال ۱۹۸۸ منتشر ساخت.[۷۳] هل انگر در سال ۱۹۵۸ دوربین انگر را در دانشگاه برکلی ابداع کرد.[۷۴] علاوه‌براین استفاده از رادیوایزوتوپ تکنیتیوم-۹۹m در ۱۹۶۴ توسط تیم متشکل از پل هارپر[پانویس ۳۹] و رابرت بک[پانویس ۴۰] از دانشگاه شیکاگو[۷۵] باعث ایجاد نقطه عطفی در تاریخ فیزیک پزشکی گردید.[۷۶]

در دهه ۷۰ میلادی، فناوری سیستم‌های پت اسکن توسط مایکل فلپس[پانویس ۴۱] در دانشگاه واشنگتن در سنت لوییس بکار گرفته شد.[۷۷] در همان دوره، دیوید کوهل[پانویس ۴۲] و گروه همراهش در دانشگاه یو سی ال ای توانستند دانش بکارگیری از اسپکت را به نمایش بگذارند.[۷۸]
پیدایش شیوه تصویربرداری نوین

ماموگرافی به شیوه امروزی (بخصوص شیوه آزمایشی[پانویس ۴۳]) نخست در اواخر دهه ۱۹۵۰ در مرکز سرطان ام دی اندرسون دانشگاه تگزاس توسط باب ایگن[پانویس ۴۴] ابداع گردید. او از نوآوریهای خود همانند افزایش mA همزمان با کاهش kVp و نیز استفاده از فیلم تک-امولسیونی در مقاله ای در سال ۱۹۵۹ و سپس کتابی با عنوان «ماموگرافی» در سال ۱۹۶۴ پرده برداشت.[۷۹]

همزمان با تکامل مدالیته های پت و اسپکت در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، سیستم‌های سی تی اسکن و ام آر آی نیز بسرعت در حال ترقی بودند، بطوریکه گودفری هاونسفیلد، آلن کورماک، پال لاتربور، و پیتر منسفیلد را برای تکمیل همین سیستم‌ها به دو جایزه نوبل (در سال‌های ۱۹۷۹ و ۲۰۰۳) نائل گردانیدند.[۸۰][۸۱] اداره پست آمریکا در سال ۱۹۹۹ با انتشار تمبری از یک تصویر ام آر آی از مغز، این پویشگرها را از «افتخارات قرن بیستم» نامید.[پانویس ۴۵] [۸۲]

در اواخر دهه ۹۰ میلادی و آغاز قرن جدید، ادغام سیستم‌های تصویری آناتومیکال-فیزیولوژیکی باعث ایجاد جهش بزرگ دیگری در این علم گردید. سیستم‌های پت-سی تی و اسپکت-سی تی را از این قسم می‌توان نام برد.[۸۳] سیستمهای پت-سی تی اول بار توسط دیوید تاونسند [پانویس ۴۶] که در آن زمان در دانشگاه ژنو اقامت داشت، و نیز رونالد نات [پانویس ۴۷] از شرکت CPS Innovations در شهر ناکسویل، تنسی پایه ریزی شدند. در سال ۱۹۹۸ نخستین سیستم آزمایشی برای ارزیابی بالینی توسط انستیتو ملی سرطان ایالات متحده آمریکا و در مرکز درمانی دانشگاه پیتسبورگ نصب گردید. در سال ۲۰۰۱ نخستین سیستم پت-سی تی وارد بازار گردید و سه سال بعد چیزی حدود ۴۰۰ دستگاه در سرتاسر جهان نصب گردیده شد.[۸۴]

در دهه نخست قرن جدید بود که در پرتودرمانی نیز تحولات مهمی بوقوع پیوست. در این میان می توان به روش‌های نوینی همانند پروتون‌درمانی اشاره کرد که رفته رفته در این سالیان در مراکز بالینی در اروپا و آمریکا فراگیر شدند.[۸۵][۸۶]

    تمبر کانادایی منتشره سال ۱۹۸۸ بمناسبت بزرگداشت اختراع سیستم‌های پرتودرمانی با کوبالت-۶۰ در سال ۱۹۵۱ میلادی.

    یک پزشک در حال نگریستن مستقیم به استخوان‌های دست یک بیمار توسط یک دستگاه پرتوافکن بدوی به سال ۱۹۱۰ میلادی.[پانویس ۴۸]

    تصویری از یک سیستم بدوی ام آر آی ابداع ریموند دامادیان. (تصویر آرشیو اداره ثبت اختراعات آمریکا-۱۹۷۲)

    تمبر آمریکایی منتشره سال ۱۹۹۹ از سری تمبرهای «افتخارات قرن بیستم در دهه ۱۹۷۰» بمناسبت اختراع دستگاه پویشگر ام‌آرآی

در ایران
تصویر تمبری که به مناسبت هفته نهضت مبارزه با سرطان در دوره پهلوی منتشر شد، یک دستگاه شتابدهنده لیناک را نشان می‌دهد.

استفاده از مواد پرتوزا در پزشکی در ایران با سنجش مقدار یُد رادیواکتیو در سال ١٣٣٩ به وسیله یک شمارشگر گایگر در آزمایشگاه پیمان مرکزی دانشکده علوم پزشکی تهران آغاز گردید. در این راستا، یک کارشناس بریتانیایی به نام مالکوم کاتبرت نوکس[پانویس ۴۹] سهم بزرگی در پیشرفت کار پزشکی هسته‌ای در ایران ایفا کرد.[۸۷] با یاری وی، دکتر نظام مافی برای اولین بار در سال ۱۳۴۰ با یک پویشگر تیروئید، تحقیقاتی را به انجام رسانید و پایه‌های پزشکی هسته‌ای را در ایران بنا نهاد.[۸۸] در سال ١٣۴۶، مرکز پزشکی هسته‌ای و تحقیقات غدد مترشحه داخلی دانشگاه تهران تاسیس شد که در واقع اولین و قدیمی‌ترین مرکز پزشکی هسته‌ای کشور محسوب می‌شود. امکانات این بخش در آن زمان در حد یک دستگاه دوربین انگر بود که به تدریج مجهزتر گردید.[۸۷]

از سوی دیگر سیستم‌های رادیوتراپی لیناک نخست در دهه ۱۳۵۰ در ایران فراگیر شدند و دیری نپایید که اولین راکتور هسته‌ای ایران که در دانشگاه تهران در امیرآباد توسط آمریکاییان ساخته شده بود، شروع به تولید رادیوایزوتوپهای پزشکی نمود. نهایتاً در سال ۱۳۷۰ بود که انجمن فیزیک پزشکی ایران تشکیل شد و در سال ۱۹۹۳ ایران عضو سازمان بین‌المللی فیزیک پزشکی گشت.[۸۹] ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی ۹۳ عضو در این سازمان داشت.[۹۰] از زمان تاسیس این سازمان در ایران، سازمان انرژی اتمی ایران وظیفه تامین پرتوداروهای مورد نیاز برای درمان بیماران را بر عهده داشته‌است.[۹۱]

از متخصصین ایرانی فعال در خارج از ایران که نقش بسزایی در پیشرفت این علم داشتند می‌توان به عباس علوی اشاره کرد که در دهه ۱۹۷۰ میلادی شاگرد و یکی از اعضای تیم دیوید کوهل بود که نامش در ابداع سیستم‌های اسپکت به‌همراه وی دیده می‌شود.[پانویس ۵۰][۹۲] جامعه پزشکی هسته‌ای آمریکا همچنین بخاطر خدمات علمی وی گسترش در سیستم‌های پت اسکن، در سال ۲۰۰۴ به وی یکی از بالاترین جوایز خود که جایزهٔ دِهِوِسی برای پیشبرد برجستهٔ پزشکی هسته‌ای است[پانویس ۵۱] را اهدا کرد.[۹۳]
آموزش فیزیک پزشکی

در بیشتر کشورها از جمله ایران، رشته فیزیک پزشکی اغلب در مقطع کارشناسی ارشد به بالا ارائه می‌گردد. در اکثر کشورها نیز، برای کار کردن در این رشته، احتیاج به حداقل مدرک کارشناسی ارشد می‌باشد.[۹۴] در مقطع کارشناسی، وضع بطور کلی به گونهٔ دیگریست، و تمرکز آموزش بیشتر برای تربیت نیروهای تکنیسین می‌باشد.[۹۵] معمول تحصیلکردگان، تحصیلات کارشناسی در رشته فیزیک یا فیزیک کاربردی را بهترین رشته برای آماده‌سازی برای ورود به فیزیک پزشکی در مراحل کارشناسی ارشد به بالا می‌دانند.[۹۶]

دانشجویان این رشته معمولاً مجموعه‌ای از دروس پرتوشناسی، پرتودرمانی، پزشکی هسته‌ای، رادیوبیولوژی، و فیزیک بهداشت را در کمیت و کیفیت‌های متفاوت (بنا بر گرایش خود و قدرت و گرایش‌های موجود در آن مرکز یا دانشکده) فرا می‌گیرند.[پانویس ۵۲] مفاد و تعداد این دروس توسط سازمان‌های ذیربط در هر کشور تنظیم و تصویب می‌گردد.[پانویس ۵۳]
در ایران
بیمارستان دکتر شریعتی یکی از مراکز فعال پزشکی هسته‌ای ایران است که دارای یک دستگاه پت اسکن می‌باشد.[۹۷]

پس از تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، تدریس «فیزیک طبی» در دانشکده علوم پزشکی توسط محمود مرشدزاده آغاز گردید. «آزمایشگاه فیزیک پزشکی» درسال ۱۳۱۹ توسط دکتر فرهاد تاسیس شد و بالاخره در سال ۱۳۴۵ آزمایشگاه فیزیک پزشکی از نظر اداری به گروه تبدیل و دکتر منوچهریان مدیریت گروه را عهده‌دار شدند.[۸]

امروزه در ایران، رشته فیزیک پزشکی رشته‌ای کمتر شناخته شده محسوب می‌گردد که هم اکنون در دانشگاه‌های زیر ارائه می‌گردد:[۹۸]

    دانشگاه علوم پزشکی تهران
    دانشگاه علوم پزشکی شیراز
    دانشگاه علوم پزشکی مشهد
    دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
    دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
    دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس
    دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

جدول-۱ دروس آزمون کارشناسی ارشد، تعداد سوال، ضرایب و درصد نمره اکتسابی توسط رتبه اول در آزمون سال ۱۳٨٧ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را نشان می‌دهد.
جدول ۱: مفاد آزمون ورودی کارشناسی ارشد فیزیک پزشکی در ایران[۹۹]
نام درس     تعداد سوال     ضریب     درصد
نمره اکتسابی
فیزیک عمومی     ۴۰     ۲     ۵۷٫۵
فیزیک هسته‌ای و اتمی     ۳۰     ۲     ۶۷٫۷۸
ریاضی     ۲۰     ۳     ۶۷٫۵۶
فیزیولوژی     ۵     ۲     ۵۳٫۳۳
آناتومی     ۵     ۲     ۲۰
زبان انگلیسی     ۲۰     ۲     ۴۵

رزیدنسی پزشکی هسته‌ای نیز در ۳ دانشگاه در ایران ارائه می‌گردد.[۱۰۰]
در خارج از ایران
مرکز سرطان ام. دی. اندرسون دانشگاه تگزاس یکی از مراکز بالینی دانشگاهی برتر در فیزیک پزشکی در جهان است، که مورد تایید کمیسیون کمپپ می‌باشد. این دانشگاه نخستین مرکز بالینی سرطان جهان به روش پروتون‌درمانی را تاسیس نمود.[۱۰۱]

در کره جنوبی، ایرلند، ایالات متحده آمریکا و کانادا،[۱۰۲] دوره‌های آموزشی فیزیک پزشکی به سوی یک ساختار منسجم و مشترک پیش می‌روند. در این کشورها می‌توان با داشتن کارشناسی ارشد و یا دکترا مشغول به کار شد. هم‌اکنون در ۴ ایالت نیویورک، فلوریدا، هاوایی، و تگزاس، داشتن مدرک قبولی از سازمان بورد رادیولوژی آمریکا جهت کار در کلینیک برای متخصصین فیزیک پزشکی اجباری است.[۱۰۳] ایالات دیگری نیز در حال اتخاذ چنین سیاستی هستند[۱۰۴] و رفته رفته این سیاست آموزشی-اشتغالی در آینده در تمام آمریکا و کانادا عمومی خواهد شد.[۱۰۵][۱۰۶]
دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای PhD

در حال حاضر دانشگاه‌های متعددی در کشورهای پیشرفته رشته فیزیک پزشکی را در سطوح مقطع کارشناسی ارشد MMP[پانویس ۵۴] و MSc[پانویس ۵۵]، و نیز دکترای نوع PhD ارائه می‌دهند، و برنامه و شیوه درسی اغلب این دانشگاه‌ها مورد تایید کمپپ می‌باشند.

در حال حاضر، یکی از شروط قبولی امتحان بورد و اخذ گواهی اشتغال بورد رادیولوژی آمریکا (ABR)، داشتن مدرک (کارشناسی ارشد یا دکترا یا رزیدنسی) از دانشگاه یا موسسه ای خواهد بود که مورد تایید کمیسیون کمپپ است.[۱۰۴][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹] و در حال حاضر حدود ۷۰ دانشگاه در آمریکای شمالی، کره جنوبی و ایرلند مورد تایید این سازمان می‌باشند.[۱۱۰]
دورهٔ دکترای DMP

بدلیل تغییرات پیش آمده در شروط ای بی آر، از سال ۲۰۰۸ تا کنون برخی دانشگاه‌ها (همانند مثلا دانشگاه وندربیلت) اقدام به تاسیس دوره‌های تخصصی ویژه بنام DMP نموده‌اند.[پانویس ۵۶][۱۱۱] دانشگاه فناوری تگزاس، مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، و دانشگاه ایالتی کلیولند، نیز تاسیس چنین دوره‌هایی را در آینده نزدیک در دست اقدام دارند.[۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]
یک جلسه سمینار برای رزیدنت‌های پرتوشناسی در مرکز درمانی دانشگاه تگزاس. استنتِ پالماز[پانویس ۵۷]، که «یکی از مهمترین اختراعات پزشکی جهان» است،[۱۱۵] در گروه رادیولوژی این دانشگاه اختراع شد.[۱۱۶]

تفاوت دورهٔ DMP با دوره دکترای فیزیک پزشکی متداول (PhD) در این است که دورهٔ DMP همانند دوره‌های پزشکی در آمریکا دارای دو سال دروس نظری و دو سال کار عملی[پانویس ۵۸]، و اتمام دوره بدون نوشتن تز است.[۱۱۷] در حالیکه دوره‌های PhD احتیاج به تز، و اگر از دانشگاههای غیر کمپپی باشند، احتیاج به گذراندن دو سال رزیدنسی (پس از دکترا) برای دادن آزمون ای بی آر را دارند. برای فارغ التحصیلان DMP نیازی به این دو سال نیست.[۱۱۸] در عوض، دانشجویان دوره‌های DMP همانند دوره‌های PhD واجد شرایط کمک هزینه‌های تحصیلی[پانویس ۵۹] نخواهند بود و شهریه‌هایشان تماماً برعهده خودشان (یا منابع ثالث) است. در واقع DMP همانند دورهٔ پزشکی، تاکید بر فیزیک پزشکی بالینی (جهت کار در کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها) خواهد داشت، در صورتیکه PhD بر روی پژوهش متمرکز خواهد بود.[۱۱۹] با اینحال بحث هنوز بر سر وجود نیاز چنین مدرکی کماکان ادامه دارد و بسیاری از شاغلین و کارشناسان با ایجاد این درجه مخالفند.[۱۲۰]
دوره رزیدنسی بعد از کارشناسی ارشد و دکترا

دارندگان مدرک کارشنسی ارشد یا دکترای فیزیک یا رشتهٔ مربوطه‌ای از مهندسی[پانویس ۶۰]، و نیز آنهایی که کارشناسی ارشد یا دکترا از موسسه ای که مورد تایید کمپپ نیست را دارند دوره سه سالهٔ تخصص رزیدنسی فیزیک پزشکی را بایست بگذرانند.[۱۲۱] در غیر اینصورت واجد شرایط بورد ABR نخواهند بود. مدت رزیدنسی برای آنهایی که از موسسه مورد تایید کمپپ کارشناسی ارشد یا دکترا گرفته اند بجای سه سال دو سال است. به هر حال همه راهها به آزمون ABR ختم میشود، و از سال ۲۰۱۲ تا کنون شرط دادن آزمون بورد رادیولوژی آمریکا، دانش‌آموخته بودن از یک موسسه کمپپ (بخصوص رزیدنسی) بوده است.[۱۲۲]
جنبهٔ اشتغالی
یک فیزیکدان پزشکی در حال آزمایش با یک دستگاه فلوئوروسکوپ از نوع mini C-arm جهت استفاده در یک کلینیک ارتوپدی. برخی فیزیکدان‌های پزشکی در محیط‌های تشعشعی کار می‌کنند. شش‌ضلعیِ کوچکِ روی یقه‌لباس این فرد یک آشکارساز از نوع دزیمتر تی‌ال‌دی می‌باشد.

از دیدگاه سازمان بین‌المللی کار حرفهٔ فیزیک پزشکی از مشاغل شناخته شده‌است که تا سال ۲۰۰۹ در هیچ‌یک از دسته‌بندی‌های شغلی (ISCO CODE) قرار نگرفته بود.[۱۲۳] افرادی که در رشته فیزیک پزشکی (در کشورهای غربی) تحصیلات و دوره‌های آکادمیک را می‌بینند، معمولاً جذب یکی از (یا بیشتر) سه گونه زمینه‌های شغلی می‌شوند:

۱- مشاوره و خدمات سرویس‌دهی[پانویس ۶۱]
۲- پژوهش و توسعه فناوری بهمراه تدریس و آموزش در دانشگاه‌ها[پانویس ۶۲]
۳- فیزیکدان پزشکی بالینی[پانویس ۶۳]

جدول-۲ طیف گسترده تری از انواع فرصت‌های شغلی ممکن در رشته‌های فیزیک پزشکی را بر پایه تعاریف انجمن فیزیک پزشکی آمریکا گروه‌بندی می‌کند. اما در زیر به این سه گرایش عمده از نظر شغلی در فیزیک پزشکی پرداخته شده است.

اغلب شاغلین در بیش از یک نوع گرایش از سه گرایش ذکر شده در بالا فرصت شغلی می‌یابند. در برخی اوقات نیز شاغلین این رشته جذب صنعت و حتی پست‌های مدیریتی و اجرایی می‌شوند. مثلا گاهی برخی دانش آموختگان این رشته می‌توانند پژوهشگر و نویسنده دنباله‌های پالسی دستگاه‌های ام آر آی در یک شرکت تحقیقاتی-تولیداتی[پانویس ۶۴] شوند. از این لحاظ، فیزیکدانان پزشکی تشابه به مهندسین پزشکی دارند. ضمنا قابل ذکر است که تکنولوژیست‌های رادیولوژی و رادیوتراپی در اغلب کشورهای جهان دارای مدرک و رشته جدا می باشند، هر چند که دروسشان اغلب همان دروس فیزیک پزشکی اما در سطوح مبتدیست.[پانویس ۶۵]

در نهایت اکثر دانش آموختگان این رشته، اغلب به پست‌های ترکیبی دست می‌یابند. یعنی مثلاً هم مشغول کارهای بالینی میشوند (کنترل کیفیت تجهیزات در یک بیمارستان) و هم وظایف دانشگاهی دارند (از قبیل تدریس و تربیت نیروهای جوان اعم از دانشجویان دکتری و رزیدنت)، و هم پژوهش‌های علمی انجام می دهند، و یا حتی گاهی مشاور یک شرکت تجهیزات پزشکی مرتبط (مثلا در ساخت فانتوم‌های جدید) می‌شوند.[۱۲۴] اما به هر حال آنچه که مسلم است این است که فرصت‌های شغلی در این رشته به همان مقداری که خود رشته فیزیک پزشکی اقسام و شاخه دارد، متفاوت و امکان پذیر است.[۱۲۵]
۱- اشتغال در شرکتهای خدماتی

در کشورهای غربی بسیاری از فارغ التحصیلان و یا شاغلین رشته فیزیک پزشکی اغلب اقدام به تاسیس و یا به استخدام شرکتهایی در می آیند که به شرکتهای خدماتی و مشاوره فیزیک پزشکی معروفند[پانویس ۶۶]. این شرکتها کارشان آزمودن و کنترل کیفیت سالیانه دستگاههای موسسات بیمارستانی و کلینیکهای خصوصی بصورت حق الزحمه ای (دریافت مزد به ازای مقدار ساعت کار) می باشد. اغلب شاغلین این رشته آزمون ABR را گذرانده اند و گاهی نیز در نقش مشاور بطور موقت در یک بیمارستان نیز انجام وظیفه میکنند تا بلکه بیمارستان مذکور بتواند از سازمانهای بهداشت ایالت و یا سازمانهای فدرال آمریکا مجوز فعالیت دریافت و یا تمدید مجوز کند.[پانویس ۶۷]
۲- اشتغال در آکادیمیا

پس از گذرانیدن دوره‌های آموزشی، متخصصین فیزیک پزشکی می‌توانند در زمینه‌های متفاوتی در آکادیمیا مشغول به کار شوند که بستگی به فرصت‌های ارائه شده در دانشگاه محل تحصیل و توانایی‌های علمی و عملی خود فرد دارد.[۱۲۶] شاغلین این گرایش در دانشگاهها و یا موسسات پژوهشی خصوصی و دولتی بصورت پژوهشگر یا استاد دانشگاه اشتغال می‌یابند.[پانویس ۶۸]
۳- اشتغال در محیطهای بالینی

کار شاغلین این گرایش همانند کار فیزیکدانهای پزشکی در شرکتهای خدماتی است با این تفاوت که در اینجا فیزیکدان پزشکی بطور دائم در استخدام (و حقوق بگیر) یک بیمارستان و مراکز درمان وابسته به آن قرار دارد. به این فرد «فیزیکدان پزشکی بالینی» گویند.[پانویس ۶۹] وظایف شخص فیزیکدان پزشکی بالینی توسط انجمن فیزیک پزشکی آمریکا بخوبی تعریف گردیده.[۱۲۷]

این افراد میتوانند مثلاً مسئول کنترل کیفیت دستگاه‌های پرتو درمانی در یک کلینیک مبارزه با سرطان یا بیمارستان باشند،[پانویس ۷۰] که در اینصورت مثلا به محاسبات دز جذبی و دز معادل و شکل پرتوهای رادیوتراپی برای درمان معضلات سرطانی می‌پردازند.[۱۲۸] برخی دیگر ممکن است به کنترل کیفی عملکرد مدالیته‌های (دستگاه‌های) پرتوی یا تصویری بر طبق موازین فنی قانونی[پانویس ۷۱] بپردازند[پانویس ۷۲] و در درمانگاه‌ها جذب می‌شوند.[۲۳] لیکن فیریکدان پزشکی بالینی اغلب با پزشکان بخش خود رابطه نزدیکی دارد. مثلا با رادیوآنکولوژیست در رابطه با دزیمتری بیمار و طرحهای پرتودهی به بیمار[پانویس ۷۳] همکاری و مشاوره می‌کند. برخی از این افراد هم ممکن است همزمان بعنوان هیئت علمی پاره وقت در اینگونه مراکز مشغول تدریس نیز باشند.
جدول ۲: تعاریف انواع اشتغال فیزیک پزشکی بر طبق گروه‌بندی انجمن فیزیک پزشکی آمریکا[۱۲۹]
انواع اشتغال     انواع موسسه استخدامی     انواع شاخه
عمدتاً بالینی
[پانویس ۷۴]     بیمارستان‌ها و مراکز درمان خصوصی
(مثال)     آنکولوژی پرتوی
عمدتاً آکادمیک
[پانویس ۷۵]     بیمارستان‌ها و مراکز درمان دولتی
(همانند مراکز وی ای)     رادیولوژی تشخیصی
عمدتاً اجرایی
[پانویس ۷۶]     بیمارستان‌ها و مراکز درمان دانشگاهی
(مثال)     پزشکی هسته‌ای
عمدتاً دولتی و قانونگزاری
(مثلا در ان آر سی)[پانویس ۷۷]     آموزش عالی
(بعنوان هیئت علمی تمام وقت)     محافظت از پرتو
عمدتاً تحقیقات و توسعه
[پانویس ۷۸]     سازمان‌های دولتی غیر بیمارستانی[پانویس ۷۹]    
    گروه‌های خدماتی بخش خصوصی
[پانویس ۸۰]    
    گروه‌های طبابت خصوصی
[پانویس ۸۱]    
    بخش صنعت و تجارت
(همانند شرکت‌های زیمنس و غیره)    
    مراکز سرطانی
(مثال)    
آمار و ارقام

تخمین زده می‌شود که در جهان، نزدیک به ۱۸۰۰۰ نفر[پانویس ۸۲] در حرفه فیزیک پزشکی مشغول به کار هستند.[۱۳۰] در آمریکا در سال ۲۰۰۶، ۷۸٪ متخصصین فیزیک پزشکی در گرایش رادیوتراپی قرار داشتند، در حالیکه این رقم برای گرایش تصویربرداری ۱۶٪، برای پزشکی هسته‌ای ۳٪ و برای فیزیک بهداشت و محفاظت ۲٪ بود.[۱۳۱] این میزان برای گرایش رادیوتراپی در سال ۲۰۰۹ به ۷۷٪ کاهش یافت.[۱۳۲]

همچنین ۷۸٪ آنها در محیط‌های بالینی (بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها، و غیره)، ۹٪ در محیط‌های آکادمیک (پست‌های دانشگاهی)، و ۴٪ تحقیقات (موسسات پژوهشی و دانشگاه‌ها) قرار داشتند.[۱۳۳]
جدول ۳: میانگین درآمد متخصصین فیزیک پزشکی بر طبق پرسشنامهٔ
انجمن فیزیک پزشکی آمریکا از شاغلین آمریکا و کانادا در سال ۲۰۰۹[۱۳۴]
مدرک تحصیلی     قبولی در آزمون
بورد ای بی آر     درآمد سالیانه
(دلار آمریکا)
کارشناسی ارشد     خیر     ۱۱۸۰۰۰
کارشناسی ارشد     بلی     ۱۷۲۰۰۰
دکترا     خیر     ۱۳۰۰۰۰
دکترا     بلی     ۱۸۴۰۰۰
اشتغال زنان

بر خلاف رشته های متداول فیزیک و مهندسی که اغلب بطور سنتی در حیطه علاقه مردان بوده است، رشته فیزیک پزشکی رشته ای بسیار فعال برای زنان بوده است که در این باب مشاهیر برجسته زن زیادی در فیزیک پزشکی را می توان نام برد.
نشریات

نخستین نشریه در تصویربرداری پزشکی در آوریل سال ۱۸۹۶ میلادی چاپ گردید که Archives of Clinical Skaigraphy نام داشت.[۱۳۵] امروزه نشریات بیشماری در طیفهای گوناگون رشته فیزیک پزشکی را پوشش می دهند. جدول زیر برخی از ژورنال‌های معاصر و پرتیراژ فیزیک پزشکی و ناشر آنها را نمایش می دهد.
جدول ۴: برخی از ژورنال‌های گوناگون نشریات فیزیک پزشکی و ناشر آنها[۱۳۶]
پژوهشی
Arrow-U.svg
Arrow-C.svg
Arrow-C.svg
Arrow-C.svg
Arrow-C.svg
Arrow-C.svg
Arrow-D.svg
بالینی     کشور     سازمان ناشر     نشریه
آمریکا     American Association of Physicists in Medicine
(AAPM)     Medical Physics
انگلیس     Institude of Physics
(IOP)     Physics in Medicine and Biology
آمریکا     American College of Medical Physics
(ACMP)     Journal of Applied Clinical Medical Physics
آمریکا     American Society for Radiation Oncology
(ASTRO)     International Journal of Radiation Oncology Biology Physics
آمریکای شمالی     Radiological Society of North America
(RSNA)     Radiology
در ایران

در ایران، مجله فیزیک پزشکی ایران که از سال ۱۹۹۳ و در ابتدا تنها با زبان فارسی شروع به فعالیت رسمی نمود[۱۳۷] در کنار مجلات پرتو پژوه IJRR که از سال ۲۰۰۷ شروع به فعالیت کرده[۱۳۸] و مجله علمی-پژوهشی فیزیک پزشکی ایران که از سال ۲۰۰۴ فعالیت خود را آغاز نموده‌است،[۱۳۹] مهمترین نشریات ادواری این رشته محسوب می‌گردند.
در دیگر نقاط جهان

در دیگر نقاط جهان، نشریات متفاوت و متنوعی وجود دارند. در اینکه نشریات مربوط به مباحث فیزیک پزشکی دقیقاً چه شاخه‌هایی و چه مخاطبینی را مد نظر دارند تفاوت‌های بسیاری دیده می‌شود. به‌طور نمونه برخی نشریات تاکید بر روی جنبه‌های بالینی مفاهیم فیزیک پزشکی دارند. از جمله ژورنال «رادیولوژی» چاپ جامعه رادیولوژی آمریکای شمالی است که از سال ۱۹۲۳ منتشر می‌شود[۱۴۰] که می‌تواند مهمترین نشریه از این قسم باشد. برخی دیگر از نشریات صرفاً تاکید روی جنبه‌های آکادمیک و پایه پزشکی این شاخه‌ها دارند. مهمترین نشریات تخصصی از این نوع را شاید بتوان مدیکال فیزیکس چاپ انجمن فیزیک پزشکی آمریکا دانست. همچنین برخی نشریات دیگر، مدیران صنایع و بیمارستان‌ها، و نیز سیاستگزاران را مد نظر دارند. نشریه رادیولوژی تودی[پانویس ۸۳] چاپ سازمان ACR یک نمونه از این نوع است.[۱۴۱] و باز برخی ژورنال‌ها هستند که فقط آنلاین منتشر شده و نسخه چاپی ندارند. نشریه تخصصی فیزیک پزشکی بالینی[پانویس ۸۴] که از سال ۲۰۰۰ فعالیت خود را آغاز نموده‌است.[۱۴۲] نمونه خوبی از این قسم نشریات است. آثار محققین ایرانی در اغلب این نشریات دیده می‌شود.

از نظر ضریب تاثیرگذاری مجله، معمولاً رتبه‌بندی نشریات معروف فیزیک پزشکی در شاخه‌ای با عنوان «radiology, nuclear medicine and medical imaging» صورت می‌پذیرد. در سال ۲۰۰۸ و براساس این شاخص، ۱۰ نشریه‌ای که بیشترین امتیاز را کسب نمودند و جایگاه‌های نخست را به خود اختصاص داده بودند عبارت بودند از:[۱۴۳]

جدول ۵: رتبه‌بندی نشریات فیزیک پزشکی جهان
رتبه نشریه
از نظر ضریب تاثیرگذاری مجله     نام نشریه     لینک نشریه
۱     Human Brain Mapping     [۷]
۲     Journal of Nuclear Medicine     [۸]
۳     Radiology     [۹]
۴     Neuroimage     [۱۰]
۵     Seminars in Nuclear Medicine     [۱۱]
۶     International Journal of Radiation Oncology     [۱۲]
۷     Investigative Radiology     [۱۳]
۸     European Journal of Nuclear Medicine and Molecular Imaging     [۱۴]
۹     Radiotherapy & Oncology     [۱۵]
۱۰     Seminars in Radiation Oncology     [۱۶]
سازمان‌ها و انجمن ها

نخستین انجمن فیزیک پزشکی در تاریخ در سال ۱۸۹۷ بنام جامعه رونتگن[پانویس ۸۵] در لندن تشکیل گردید. این انجمن هم از پزشک ها و هم از فیزیکدانها در یک سطح عضو می پذیرفت.[۱۴۴] امروزه این انجمن موسسه پرتوشناسی بریتانیا[پانویس ۸۶] نام دارد. لیکن در سطوح جهانی موسسات گسترده و فراوان دیگری نیز در حال فعالیت میباشند. برخی همانند سازمان بین‌المللی فیزیک پزشکی در سطح بین المللی فعالند و برخی دیگر همانند انجمن فیزیک پزشکی آمریکا در سطح یک کشور فعالیت دارند. بزرگترین این انجمن ها از نظر مشارکت متخصصین جامعه رادیولوژی آمریکای شمالی است که هر ساله بزرگترین گردهمایی پرتوشناسی در جهان[۱۴۵] را در شهر شیکاگو در ماه نوامبر برگزار می‌کند. در گردهمایی سال ۲۰۰۸ بطور مثال، ۵۶۰۰۰ متخصص شرکت کردند.[۱۴۶]

از سوی دیگر برخی سازمانها همانند موسسه ملی تصویربرداری زیست‌پزشکی موسساتی دولتی اند و برخی دیگر همانند اسپای با بخش خصوصی ارتباط مستقیم دارند.

اما در ایران نیز انجمن فیزیک پزشکی ایران از سال ۱۳۷۰ تا کنون مسئولیت همگرایی متخصصین علوم و فنون فیزیک پزشکی را بر عهده داشته است.

درمان با گیراندازی نوترون بور

درمان با گیراندازی نوترون بور (به انگلیسی: Boron Neutron Capture Therapy) مشهور به BNCT، نوعی پرتودرمانی است که در آن از ایزوتوپ بور-۱۰، و نیز پرتوهای نوترون استفاده می‌گردد.[۱]

کاربرد این روش در درمان برخی گونه‌های سرطان است.[۲]

مراکز معدودی در حال حاضر صاحب این نوع فناوری نوین در فیزیک پزشکی هستند، و این روش هنوز تحت پژوهش قرار دارد، و بصورت جامع وارد پرتودرمانی بالینی نگردیده.[۳] درمان با گیراندازی نوترون بور روشی برای درمان برخی از تومورهاست. در این روش ابتدا به بیمار دارویی تزریق میشود که محل تومور را معلوم میکند. این دارو درواقع ایزوتوپی پایدار از بورون است که بر روی یک حامل، که توانایی یافتن تومور را دارد، سوار می شود. خاصیت مهم این ایزوتوپ این است که دارای سطح مقطع برخورد بالایی می باشد. پس از تزریق بورون بیمار تحت تابش نوترون های کم انرژی قرار میگیرد. تابش نوترون های کم انرژی به بورون باعث فعال شدن بورون شده و به تولید پرتوهای سنگین باردار پر انرژی منجر میشود. تابش این ذرات سنگین باعث از بین بردن بافت های نزدیک به محل تولید این ذارت شده که عملا همان بافت تومور می باشد. نوترون های کم انرژی و بورون وقتی بطور جداگانه در محلی حضور داشته باشند تأثیر زیادی روی بافت نخواهند داشت.

پرتودرمانی

پرتودرمانی یا رادیوتراپی (به فرانسوی: Radiothérapie) یکی از مهم‌ترین شاخه‌های فیزیک پزشکی است. پرتودرمانی به درمان بیماری با استفاده از پرتوهای نافذ مانند پرتوهای ایکس و آلفا و بتا و گاما که یا از دستگاه تابیده می‌شوند یا از داروهای حاوی مواد نشاندارشده ساطع می‌شوند گویند.

پرتو درمانی استفاده از پرتوهای یونساز برای ازبین بردن یا کوچک کردن بافت‌های سرطانی است. در این روش در اثر آسیب DNA، سلول‌های ناحیه درمان (بافت هدف) تخریب و ادامه رشد و تقسیم غیر ممکن می‌شود. اگرچه پرتو علاوه بر سلول‌های سرطانی به سلول‌های سالم نیز آسیب می‌رساند ولی اکثر سلول‌های سالم بهبودی خود را دوباره بدست می‌آورند. هدف از پرتو درمانی از بین بردن حداکثر سلول‌های سرطانی با حداقل آسیب به بافت‌های سالم است.

کاربرد اصلی پرتو درمانی در معالجه و یا تقلیل امراض سرطانی می‌باشد.[۱]

دیگر کاربردهای پرتودرمانی: از بین بردن سلول‌های سرطانی و ضایعات ارگان‌های مختلف، بازتوانی و بهبود اعضای بدن بیمار (همچون کبد کلیه پروستات)، پیشگیری گسترش ضایعات اعضا و کاهش علائم بیماری (همانند درد).

دستگاه‌ها و ابزارهای مختلف و گوناگونی برای درمان و توانبخشی بیمار توسط مهندسان پزشک ساخته و در اختیار پزشکان قرار گرفته‌است. یکی از این دستگاه‌های مهم و پرکاربرد رادیوتراپی و یا پرتودرمانی می‌باشد. به بیانی دیگر پرتودرمانی، استفاده از اشعه پر انرژی (معمولاً اشعه X) به منظور از بین بردن سلول‌های سرطانی و ضایعات ارگان‌های مختلف می‌باشد. به طور کلی رادیوتراپی را به ۳ قسمت رادیوتراپی خارجی، رادیوتراپی داخلی (براکی تراپی) و رادیوتراپی سیستمیک تقسیم می‌کنند. سلولهای سرطانی در مقایسه با سلولهای سالم به رادیو تراپی حساسیت بیشتری نشان می‌دهند و در نتیجه تعداد بیشتری از آنها از بین خواهند رفت البته رادیو تراپی بر سلولهای سالم ناحیه درمان نیز تاثیر می‌گذارد اما آنها بر خلاف سلولهای سرطانی معمولاً بهبود یافته یا به سرعت خود را ترمیم می‌کنند. رادیوتراپی همچنان برای پیشگیری گسترش ضایعات اعضا و برای کاهش علائم بیماری (همانند درد) نیز به کار برده می‌شود. اصولاً در این دستگاهها برای شناسایی و مکان یابی تومور و بافت مورد نظر برای دریافت پرتو از انواع مختلف پرتونگاری استفاده می‌گردد که شاید بتوان مرسوم ترین آنها را پرتونگاری مقطعی تخمینی (CT)، تصاویر رزونانس مغناطیسی (MRI) و اخیراً پرتونگاری مقطعی نشر پوزیترون (PET) معرفی نمود. حال پس از شناسایی موقعیت بافت مورد نظر بایستی مرحله شبیه سازی را شروع نمود که بر اساس آن آناتومی بیمار برنامه ریزی می‌شود. استفاده از پرتو در درمان سرطان یک فرایند پیچیده‌است که در بر گیرنده متخصصان آموزش دیده و تعداد زیادی از عوامل به هم پیوسته‌است. متخصصین رادیوتراپی انکولوژی، متخصصین فیزیک پزشکی، دزیمتریست و متخصصین رادیوتراپی سالها دنبال لوازم و ابزار که به این فرایند، بخصوص در موقعیت یابی تومور، برنامه درمانی، اجرای درمان، و تحقیق کمک کنند، می‌گشتند. دقت در رادیوتراپی بسیار مهم است زیرا نتایج بالینی و تجربی نشان می‌دهند که کنترل تومور و پاسخ نرمال بافت می‌تواند یک عامل مهم درمقدار (دز) پرتو افشانی باشد و بنابراین، تغییرات کوچک در دز درمانی می‌تواند منجر به نتایج بزرگی در پاسخ تومور و یا بافت نرمال شود. به علاوه، دزهای تجویز شده درمانی تومور معمولاً الزاماً به دزی که برای بافت نرمال قابل تحمل است نزدیک است. بنابراین برای درمان بهینه، دز پرتوافشانی باید با دقت بسیار بالا انجام شود. یک میزان ±۵٪ توسط کمیسیون بین‌المللی سنجش و واحدهای پرتو افشانی (ICRU) پیشنهاد شده‌است.

نزدیک دو سوم از بیماران سرطانی در جریان مداوای خود از پرتودرمانی استفاده می‌کنند. در سال ۲۰۰۴، این تعداد در آمریکا به ۱ میلیون نفر رسید. در این میان، سرطان پروستات، سرطان ریه، و سرطان سینه ۵۶٪ معضلات را تشکیل می‌دادند[۲].

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ ابزار نگهداری و جابجایی بیمار
    ۳ انواع پرتودرمانی
    ۴ منابع انرژی در رادیوتراپی خارجی
    ۵ منابع انرژی مورد استفاده در پرتو درمانی داخلی
    ۶ دسته بندی ابزار پرتودرمانی
    ۷ روش‌های پرتودهی
    ۸ مواقع استفاده از پرتودرمانی
    ۹ اندازه گیری دوز تشعشع
    ۱۰ پرتوهای LET Low و پرتوهای LET High
    ۱۱ طراحان درمان در پرتو درمانی
    ۱۲ طراحی درمان
    ۱۳ مکان یابی تومور و ابزار شبیه سازی درمان
    ۱۴ حساس کننده ها و محافظت کننده های پرتویی
    ۱۵ رادیوداروها (Radiopharmaceuticals) و چگونه استفاده آنها
    ۱۶ شیوه های جدید رادیوتراپی
    ۱۷ مقایسه ای بین پرتودرمانی و عمل جراحی در یک مورد خاص
    ۱۸ عوارض جانبی پرتودرمانی
    ۱۹ پرتودرمانی نوین
    ۲۰ اشتغال
    ۲۱ جستارهای وابسته
    ۲۲ منابع و پانویس
    ۲۳ پیوند به بیرون

پیشینه
گوردون آیزاک، نخستین بیماری که توسط یک لیناک در ۱۹۵۷ برای رتینوبلاستوما معالجه گردید. تصویر از موسسه ملی سرطان آمریکا.

از زمان اولین ویرایش این دایره معارف، رشته رادیوتراپی انکولوژی تغییرات چشمگیری را پشت سر گذاشته‌است. در آن زمان متخصصین رادیوتراپی انکولوژی برای برنامه ریزی و درمان بیماران با استفاده از آنچه روش دو بعدی (2D) نامیده می‌شد، آموزش دیده بودند. این روش تاکید داشت بر استفاده از یک شبیه ساز مرسوم اشعه ایکس برای طراحی پرتال‌های پرتویی که بر اساس تکنیک‌های ترکیب اشعه‌ای استاندارد و استفاده از بوکمارک‌های استخوانی تجسم شده بر روی صفحه رادیوگرافی، هستند. این روش در حالی که هنوز توسط برخی کلینیک‌ها استفاده می‌شود به طور گسترده با یک روش سه بعدی(3D) در کلینیکهای پرتو درمانی مدرن جایگزین شده‌است. با معرفی سیستم‌های برنامه ریزی درمان 3D تجاری در اوایل دهه ۱۹۹۰ این روش امکان پذیر شد. در مقابل روش 2D، برنامه ریزی درمان 3D بر یک روش شبیه سازی مجازی بر پایه تصویر برای تعیین حجم تومور و اعضای مهم در خطر برای بیمار خاص تاکید دارد. این فرایند 3D جدید برای متخصصین رادیوتراپی انکولوژی جهت تشخیص حجم و اعضای هدف را که در خطر هستند، با دقتی بسیار بالا تر از قبل، تقاضاهای جدیدی را ایجاد کرد. و همچنین برای متخصصین فیزیک پزشکی برای فراهم کردن فرایندهای با کیفیت مطمئن(QA) و موثر برای اطمینان بخشیدن به استفاده ایمن از این برنامه ریزی جدید بر اساس تصویر و روش کنترل درمان کامپیوتری.

مشخص نیست که چه کسی برای نخستین مرتبه در تاریخ از پرتوهای یونیزان برای مقاصد درمانی استفاده کرد، اما یکی از اولین کوششهای اینچنینی متعلق به سال ۱۸۹۶ است که ویکتور دسپن [پانویس ۱]بطور ناموفقی سعی در درمان سرطان معده با پرتوهای ایکس نمود.[۳] در آن زمان پرتوها دارای انرژی کافی نبودند و لذا پرتودرمانی را فقط برای غده‌های سطوحی امکان پذیر می‌نمودند. این وضعیت البته با ابداع تجهیزات ویژه ۲۰۰ کیلوولتی در سال ۱۹۲۲ میلادی دچار دگرگونی شد.[۴] در همان سال، یک جراح اتریشی بنام لئوپولد فرویند[۵] چگونگی درمان یک خال گوشتی توسط پرتوهای اشعه ایکس را برای نخستین بار به انجمن پزشکی وین نشان داد.[۶]
ابزار نگهداری و جابجایی بیمار

تغییر مکان دقیق روزانه بیمار در موقعیت درمان و کاهش حرکت بیمار در طول درمان جهت اینکه دز تجویز شده دقیقاً ارائه شود و توزیع دز طراحی شده حاصل گردد، ضروری است.همانطور که در این بخش خواهیم دید سیستم های مدرن تغییر موقعیت و عدم تحرک طوری طراحی شده اند که بتوانند متصل شوند به تخت های درمان و شبیه سازی،بطوری که ابزار عدم تحرک و بیمار ثابت شده باشند در سیستم هماهنگ کننده ماشین درمان.زمانی که ابزار عدم تحرک در یک مکان خاص قفل شود ،بیمار هم تراز سیستم عدم تحرک خواهد بود.نتیجه نهایی این است که مجموعه ای از هم پایه ها که از شبیه ساز CT بدست آمده استو در فرایند شبیه سازی مجازی استفاده شده است و میتواند هم پایه شود با مرکز اتاق درمان. سایت های اناتومیک معمولاً عدم تحرک را در تشعشع درمانی در سروگردن، سینه، قفسه سینه-مری، شانه ها و دست ها، مناطق لگن (بحصوص در افراد چاق)، و اندام چرخیده شده در جهت خلاف، مورد استفاده قرار می دهند.
انواع پرتودرمانی
IMRT

پرتودهی ممکن است توسط دستگاهی خارج از بدن ( رادیوتراپی خارجی ) و یا توسط منبع پرتو در داخل بدن ( رادیوتراپی داخلی ) و یا توسط مواد رادیواکتیو باز درداخل بدن انجام شود ( رادیوتراپی سیستمیک ) . نوع پرتودهی به نوع تومور ، تحمل بافت های سالم اطراف محل آن ، مسافتی که پرتو باید در داخل بدن طی کند همچنین به سلامت عمومی بیمار ، تاریخچه بیماری و اینکه آیا بیمار از روشهای دیگر درمان استفاده خواهد کرد یا نه و مجموعه ای عوامل دیگر بستگی دارد . دربیشتر بیماران از روش پرتودرمانی خارجی و در تعداری از بیماران از سه روش پرتو درمانی خارجی ، داخلی ، سیستمیک همراه با هم و یا جداگانه استفاده میشود.

رادیوتراپی خارجی: پرتودرمانی یا رادیوتراپی خارجی معمولاً در بیماران سرپایی مورد استفاده قرار می گیرد. در بیشتر این بیماران نیاز به بستری شدن در بیمارستان نیست رادیوتراپی خارجی برای درمان انواع سرطان شامل سرطان مثانه ، مغز ، پستان ، رکتوم ، پانکراس ، معده ، گردن رحم ، حنجره ، ریه ، پروستات و رحم استفاده میشود علاوه بر این رادیوتراپی خارجی ممکن است برای کاهش دردهای متاستاتیک و یا مشکلات دیگر ناشی از گسترش تومورها مورد استفاده قرار گیرد.

رادیوتراپی حین جراحی (Intraoperative Radiotherapy): این روش نوعی پرتو درمانی خارجی همراه با جراحی است. IIORT برای درمان تومورهای متمرکز که نمی توان آنها را به طور کامل خارج کرد و یا ریسک عود مجدد وجود دارد استفاده می¬شود. بعد از خارج کردن تمام یا بیشتر بافت تومورال یک دوز زیاد با انرژی بالا مستقیماً به محل تومور در حین جراحی داده میشود ( بافت های سالم اطراف بوسیله شیلدهای مخصوصی حفاظت میشوند ) . بیمار بعد از عمل جراحی در بیمارستان بستری میشود این روش ممکن است در درمان تومور های تیروئید ، gynecological , colorectal روده باریک و لوزالمعده ( پانکراس ) استفاده شود . این روش برای درمان برخی از انواع تومور های مغز و سارکومای لگن در بزرگسالان تحت بررسی است .

رادیوتراپی تطبیقی سه بعدی 3D Conformal Radiation Therapy : رادیوتراپی تطبیقی برخلاف طرح درمان های قدیمی سه بعدی است و از کامپیوتر برای هدف گیری دقیق تر تومور استفاده می شود . امروزه بیشتر متخصصین سرطان شناسی از این روش استفاده می کنند . تصاویر سه بعدی CT ، MRI ، PET ویا SPECT تهیه و به کمک نرم‌افزارهای مخصوص ، پرتوهایی که با شکل تومور مطابقت دارند طراحی میشود . چون در این تکنیک بافت سالم اطراف تومور به طور وسیع از تشعشع دور است از دوزهای بالاتر برای درمان تومور می توان استفاده کرد . استفاده از این روش در تومورهای Nasopharyngeal ، پروستات ریه ، کبد و تومور های مغزی نتایج بهتری در برداشته است .

IMRT) Therapy Intensity-Modulated Radiation) : در این روش که یک نوع رادیوتراپی تطبیقی سه بعدی جدید است معمولاً از پرتوهای x با شدتهای متفاوت برای انتقال دزهای متفاوت پرتو به نواحی کوچک بافت به طور همزمان استفاده می شود . در این تکنولوژی نیز دزهای بالا به تومور و دزهای کمتر به بافتهای سالم اطراف می رسد . در برخی تکنیکها بیمار دز روزانه بیشتری دریافت می کند و زمان کل درمان کاهش و موفقیت درمان بیشتر می شود . IMRT ممکن است عوارض جانبی درمان را کاهش دهد. پرتودهی در این روش بوسیله یک شتاب دهنده خطی مجهز به کولیماتور Multileaf انجام می شود(کولیماتور به شکل دادن دقیق پرتوها کمک می کند). با چرخش دستگاه به دور بدن بیمار پرتوها از بهترین زوایا وارد تومور می شوند . پرتو ها تا حد امکان به طور دقیق با شکل تومور تطبیق داده می شوند . چون دستگاه IMRT بسیار تخصصی است مراکز سرطان شناس به ندرت از این وسیله استفاده می کنند . این تکنولوژی جدید برای درمان تومورهای مغزی، سروگردن، حلق بینی، پستان، کبد، ریه، پروستات و رحم مورد استفاده قرار می گیرد . IMRT برای هر بیمار و یا هر نوع توموری مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

رادیوتراپی داخلی( Brachy Therapy ) : در این روش منبع تشعشع که در یک پوشش نگهدارنده کوچک پیچیده شده در داخل تومور و یا بسیار نزدیک به آن قرار میگیرد و Implant یا ماده کاشتنی نامیده می شود. مواد کاشتنی ممکن است در شکلهای مختلف مانند سیمهای کوچک ، تیوبهای پلاستیکی ( کاتترها ) ribbans ( رشته ای ) کپسول و یا به شکل دانه ای وجود داشته باشد . مواد کاشتنی مستقیماً در داخل بدن گذاشته میشوند . در رادیوتراپی داخلی ممکن است بیمار نیاز به بستری داشته باشد . رادیوتراپی داخلی معمولاً به یکی از روشهای زیر انجام میشود که هرکدام به طور جداگانه توضیح داده شده است . در هر سه روش از مواد کاشتنی سربسته استفاده میشود .

رادیوتراپی داخل نسجی (Interstitial Rediotherapy): در این روش ماده رادیواکتیو در داخل بافت یا نزدیک محل تومور قرار میگیرد . این روش در درمان تومور های سر و گردن ، پروستات ، گردن رحم (Cervix ) ، تخمدان ، پستان ، نواحی لگن و اطراف مقعد استفاده میشود . در رادیوتراپی خارجی پستان ممکن است یک دوز بیشتر ( Boost ) به روش داخل نسجی یا خارجی به بیمار داده شود .

رادیوتراپی داخل حفره ای (Therapy Intracavitary): در این روش منبع رادیواکتیو بوسیله یک اپلیکاتور در داخل بدن قرار میگیرد . این روش معمولاً در درمان تومورهای رحم استفاده می شود . محققان در حال مطالعه و بررسی انواع رادیوتراپی داخلی برای درمان دیگر سرطانها شامل پستان، Bronchial، گردنی، مثانه، دهانی، Tracheal ,Rectal، رحم و واژن هستند.

رادیوتراپی سیستمیک( پزشکی هسته ای ): در این روش از مواد رادیواکتیو مانند I131 Strontium89. به صورت خوراکی و یا تزریقی استفاده می شود . این روش درمانی گاهی اوقات برای درمان سرطان تیروئید و لنفوم غیر هوچکینی بزرگسالان استفاده میشود . محققان در حال بررسی موادی هستند که بتواند برای درمان دیگر انواع سرطان استفاده شود .
منابع انرژی در رادیوتراپی خارجی

منابع پرتودهی مورد استفاده در رادیوتراپی خارجی ممکن است شامل انواع زیر باشد :

اشعه گاما یا x : این پرتوها از نوع تشعشع الکترومغناطیس محسوب می شوند، ولی طریقه تولید آنها متفاوت است . پرتوهای x بوسیله دستگاهی به نام شتاب دهنده خطی تولید میشوند . پرتوهای با انرژی پایین در تخریب سلولهای سرطانی سطحی و پرتوهای با انرژی بالاتر در درمان تومورهای عمقی تر بکار میرود. پرتوهای x میتوانند یک ناحیه بزرگ را مورد تشعشع قرار دهند . پرتوهای گاما از رادیو ایزوتوپهایی مثل ایدیدیوم Ir و CO60 منتشر میشوند . هر عنصر در یک زمان خاص واپاشی و میزان متفاوتی از انرژی را آزاد میکند که بر نفوذ آن به داخل بدن مؤثر است . در واپاشی کبالت پرتوی گاما منتشر میشود که در درمان با knife Gamma نیز مورد استفاده قرار میگیرد.

تشعشعات ذره ای ( Particle beams ): دراین روش از ذرات هسته ای پر انرژی به جای فوتون استفاده می شود . این روش درمانی ، رادیوتراپی ذره ای یا تشعشع ذره ای نامیده می شود . تشعشعات ذره ای به وسیله شتاب دهنده های خطی، سنکروترن و سیکلوترون تولید می شود. ذرات شتابدار عبارتند از : الکترون که به وسیله تیوب اشعه X تولید میشود، نوترون ها که به وسیله عناصر رادیواکتیو و تجهیزات مخصوص تولید می شوند. یون های سنگین مثل پروتون ها، هلیوم و ذرات باردار کوچک یعنی مزون که به وسیله شتابدهنده و یک سیستم مغناطیسی تولید میشوند. برخلاف پرتوهای ایکس و گاما ، پرتوهای ذره ای قدرت نفوذ کم دارند . بنابراین از این پرتوها معمولاً برای درمان تومورهای سطحی یا زیر جلدی استفاده می شوند .

درمان با پرتوی پروتون ( Proton beam therapy ): در این روش از پرتوهای پروتونی استفاده می شود که انرژی خود را در یک ناحیه کوچک ( Bragg peak ) از دست می دهند. در این ناحیه دزهای بالا بر روی تومور با حداقل آسیب به بافت های نرمال متمرکز می شود . پروتون درمانی فعلاً در مراکز محدودی در ایالات متحده استفاده می شود . این شیوه برای درمان تومورهایی که عمل جراحی مشکل یا پر مخاطره است به کار می رود . تحقیقات کلینیکی برای استفاده از این روش در درمان ملانومای چشم ، Retinoblastoma ( یک نوع تومور چشمی که بیشتر در اطفال زیر 5 سال اتفاق می افتد ) سارکومای عضلات مخطط، برخی انواع تومورهای سر و گردن ، پروستات ، مغز و ریه در حال انجام است.
منابع انرژی مورد استفاده در پرتو درمانی داخلی

منابع تشعشع مورد استفاده در رادیوتراپی داخلی عبارتند از : ایزوتوپهای رادیواکتیو مانند (I131 ) و Sr89 ، فسفر ،palladium ، سزیم ، ایریدیوم ، فسفات یا کبالت ، منابع دیگری هم در دست بررسی هستند .

Stereo tactic radiosurgery & Stereo tactic Rodiotherapy : در روش اول از یک دوز بالا برای تخریب بافت تومورال در مغز استفاده می شود . سر بیمار در یک قالب مخصوص که به جمجمه متصل است قرار می گیرد . از قالب به منظور تابش به خط مستقیم به تومور سر بیمار استفاده می شود . تابش دقیقاً در ناحیه مورد نظر خواهد بود. این روش بافتهای اطراف تومور عموماً از آسیب در امان خواهند ماند . این شیوه به سه صورت انجام می گیرد : روش متداول استفاده از فوتون های با انرژی زیاد شتاب دهنده خطی که Linac -based stereo tactic RT نامیده می شود. در دومین روش از پرتوی گامای CO60 و در روش سوم از پرتوهای ذرات باردار سنگین مثل پروتونها و یونهای هلیوم Stereo tactic استفاده می شود . این روش اکثراً در درمان تومورهای کوچک خوش خیم یا بد خیم مغز مثل مننژیوما ، و تومور هیپوفیز همچنین در درمان بیماریهای دیگر مثل پارکینسون، صرع ، تومورهای متاستاتیک مغز ( تومورهایی که از قسمتهای دیگر بدن انتشار یافته‌اند ) ، به صورت منفرد و یا همراه با رادیوتراپی تمام مغز مورد استفاده قرار می گیرند.

Stereo tactic Radiotherapy : در این روش از همان شیوه مورد استفاده در روش های قبل ولی با دوزهای پایین در تعداد جلسات متعدد استفاده می شود . دزهای کم و تعداد جلسات زیاد نتیجه را بهبود بخشیده ، عوارض اشعه را به حداقل می رساند. این روش برای درمان تومورهای مغزی با همان روشی که در قسمتهای دیگر بدن بکار می رود، استفاده می شود . در تحقیقات بالینی سودمندی این دو شیوه به صورت منفرد و یا همراه با دیگر روش های پرتو درمانی در حال بررسی است .
دسته بندی ابزار پرتودرمانی

ابزار شبیه سازی: جهت کمک به تجسم و تعیین اندازه تومور برای بدست آوردن سنجش ضخامت‌ها و موقعیت یابی و درمان تومور.

ابزار برپایی و خودداری انباشتگی بیمار: به منظور تغییر مکان دقیق روزانه بیمار در طول مدت درمان و کاهش حرکت بیمار در طول درمان تا توزیع دز تجویز شده به طور دقیقی انجام گیرد.

ابزار شکل دهی: به منظور حذف اشتباهات بالقوه در ردیابی دستی، بزرگ نمایی و واژگونی تصویر استفاده می‌گردد.

ابزار اطمینان کیفیت: ارزیابی کمی از عدم تحرک و تغییر موقعیت بیمار برای تصویربرداری روزانه دارند.
روش‌های پرتودهی

روشهای مختلفی برای پرتودهی و انتقال اشعه با قدرت نفوذ متفاوت وجود دارد، علاوه براین تعدادی از روشهای پرتو دهی می‌تواند بطور دقیق و کنترل شده برای درمان ناحیه کوچکی از بافت بدون آسیب به بافت و اندام‌های اطراف استفاده شود، در حالیکه برای درمان نواحی بزرگتر از انواع دیگر پرتو استفاده می‌شود. مثلاً در مواردی از دستگاههای بزرگی که اشعه x و گاهی اشعه گاما یا الکترون تولید می‌کنند استفاده می‌شود، بیمار را به دقت بر روی تخت درمان می‌خوابانند آنگاه دستگاه دقیقاً بالای منطقهٔ سرطانی تنظیم می‌شود.
مواقع استفاده از پرتودرمانی

رادیوتراپی ممکن است برای درمان انواع تومورهای جامد شامل تومورهای مغز، پستان، گردن رحم (Cervix )، حنجره، ریه، پانکراس، پروستات، پوست، نخاع، معده، رحم یا سارکومای بافت نرم و استخوان درمان لوسمی و لنفوم (تومور سیستم لنفاوی) و برخی تومورهای خوش خیم به کار رود. مقدار دز مورد استفاده در پرتودرمانی به نوع تومور و بافت یا اندام‌های درمعرض آسیب بستگی دارد. برای بعضی از تومورها، پرتودهی به نواحی غیرتومورال برای جلوگیری از رشد مجدد سلولهای سرطانی صورت می‌گیرد. این تکنیک، پرتو درمانی پیشگیری کننده (Prophylactic) نامیده می‌شود. رادیوتراپی همچنین می‌تواند به کاهش علائم بیمار مثل درد ناشی از گسترش سرطان به استخوان یا سایر بافت‌های بدن کمک کند. این تکنیک رادیوتراپی تسکینی (Palliative) نامیده می‌شود. به طور کلی درتعدادی از بیماران هدف از درمان، تخریب کامل تومور و بعضی بیماران کوچک کردن تومور یا کاهش علائم بیماری (مانند درد) است. نیمی از بیماران سرطانی پرتودرمانی می‌شوند. پرتودرمانی ممکن است بصورت منفرد یا همراه با دیگر روشهای درمان (شیمی درمانی یا جراحی) مورد استفاده قرار گیرد. حتی دربعضی موارد ممکن است بیش از یک روش پرتودرمانی به کار گرفته شود.
اندازه گیری دوز تشعشع

مقدار انرژی جذب شده در واحد جرم ماده دز جذبی یا دوز تشعشع نامیده می شود . تا قبل از سال 1985 واحد دز جذبی ، راد (rad ) بود در حال حاضر از واحد گری ( Gy) استفاده می شود . یک گری برابر با rad 100 است ( 1cGy = 1 rad ) . دوز قابل تحمل بافتهای مختلف متفاوت است برای مثال کبد می تواند یک دز مجموع cGy3000 را تحمل کند در صورتی که کلیه ها قدرت تحمل cGy 1800 دارند . دز مجموع معمولاً به دزهای کوچک تر در تعداد جلسات معین که به صورت روزانه داده می شود ، تقسیم می شود. این روش باعث افزایش تخریب سلول های سرطانی با حداقل آسیب به بافت سالم می شود. برای نشان دادن میزان آسیب سلول های سرطانی در مقایسه با سلول های سالم از یک ضریب به نام نسبت درمانی (therapeutic ratio ) استفاده می شود.
پرتوهای LET Low و پرتوهای LET High

LET معرف میزان انرژی به جا مانده از پرتو در هنگام عبور از بافت است. با جذب انرژی بیشتر سلولهای بیشتری از بین میروند . LET پرتوها متفاوت است. برای مثال پرتوهای x ، گاما و الکترونها Low LET و poins و نوترونها، یونهای سنگین LET Highمیباشند. تحقیق و بررسی در مورد پرتوهایLET High در حال انجام است . هزینه سنگین این تجهیزات و آموزش های تخصصی مورد نیاز ، استفاده از این پرتوها را به مراکز اندکی در ایالات متحده آمریکا محدود کرده است.
طراحان درمان در پرتو درمانی

مجموعه کارکنان هر مرکز رادیوتراپی به طراحی و درمان بیمار کمک می کنند. تیم پرتو درمانی شامل رادیوتراپیست، دوزیمتریست ( شخصی که دوز کامل و دقیق پرتو را مشخص می کند ) ، فیزیست (فردی که کنترل دستگاه برای انتقال مقدار صحیح پرتو به محل تومور در بدن را انجام می دهد) و پرتوکار می باشد. معمولاً پرتو درمانی یک قسمت از درمان بیمار را شامل می شود در درمان تکمیلی معمولاً از شیمی درمانی استفاده می شود. رادیوتراپیست Radiation oncologist ، از همکاری با متخصص سرطان شناس اطفال ، جراح و رادیولوژیست ( پزشک متخصص در تهیه و تفسیر گرافیهای اندامهای بدن ) پاتولوژیست ( پزشک متخصص آسیب شناسی ) سود می برد .مجموعه کارکنان هر مرکز رادیوتراپی به طراحی و درمان بیمار کمک می کنند. تیم پرتو درمانی شامل رادیوتراپیست، دوزیمتریست ( شخصی که دوز کامل و دقیق پرتو را مشخص می کند ) ، فیزیست (فردی که کنترل دستگاه برای انتقال مقدار صحیح پرتو به محل تومور در بدن را انجام می دهد) و پرتوکار می باشد. معمولاً پرتو درمانی یک قسمت از درمان بیمار را شامل می شود در درمان تکمیلی معمولاً از شیمی درمانی استفاده می شود. رادیوتراپیست Radiation oncologist ، از همکاری با متخصص سرطان شناس اطفال ، جراح و رادیولوژیست ( پزشک متخصص در تهیه و تفسیر گرافیهای اندامهای بدن ) پاتولوژیست ( پزشک متخصص آسیب شناسی ) سود می برد.
طراحی درمان

در هر بیمار، طراحی درمان برای محافظت بافت های سالم تا حدامکان انجام می شود. بیمار باید قبل از شروع دوره رادیو تراپی در جلسه ی طرح درمان شرکت کند. بیماری که با رادیو تراپی تحت درمان قرار می گیرد باید طرح درمان منحصر به فردی داشته باشد. به دلیل تنوع روش های پرتو دهی طراحی درمان یک گام اولیه و مهم برای درمان هر بیمار تحت پرتو درمانی است . قبل از پرتو درمانی گروه رادیوتراپی میزان و نوع پرتو را مشخص خواهند کرد . اگر بیمار باید تحت پرتو درمانی خارجی قرار گیرد رادیوتراپیست از روشی به نام Simulation (شبیه سازی) برای مشخص کردن هدف پرتویی استفاده می کند در طول انجام Simulation بیمار به حالت آرام بر روی تخت قرار میگیرد و محدوده درمان توسط Simulation مشخص می شود . شبیه سازی همچنین ممکن است شامل CT یا سایر روشهای تصویر برداری برای کمک به پرتوکار در جهت طراحی پرتو دهی باشد . Simulation ممکن است باعث تغییراتی در طراحی درمان و در نتیجه محافظت بیشتر بافت سالم از تشعشعات شود. نواحی که باید تحت پرتودهی قرار گیرند توسط یک مارکر دائمی یا موقتی (ناتوی کوچک) مثل خالکوبی مشخص می شود. این نشانه ها در اولین جلسه درمان برای تعیین محل دقیق پرتو دهی به کار می رود . بسته به نوع پرتو درمانی، پرتوکار ممکن است از Mold یا وسایل دیگر برای بی حرکت نگه داشتن بیمار در طول درمان استفاده کند. این وسایل معمولاً از فوم، پلاستیک یا گچ ساخته می شوند . در بعضی موارد پرتوکار شیلدهایی را به منظور جلوگیری از نفوذ پرتو به ارگان و بافتهای اطراف محل درمان مورد استفاده قرار می دهد. زمانی که شبیه سازی کامل شد تیم رادیوتراپی برای تصمیم گیری در مورد مقدار دوز مورد نیاز و چگونگی رساندن آن به محل مورد نظر و درمان هایی که در مورد بیمار باید انجام گیرد تصمیم گیری می کند.
مکان یابی تومور و ابزار شبیه سازی درمان

ابزار و وسایل در این ردیف جهت کمک به تجسم کردن و تعیین کردن اندازه تومور در مقابل با هندسه درمان (مکان یابی حجم هدف) و برای بدست آوردن سنجش ضخامت ها و حد فاصل بدن بیمار طراحی شده اند.در گذشته ، مکان یابی حجم هدف معمولاً با آزمایش فیزیکی و استفاده از ابزاری به نام شبیه ساز اشعه ایکس،که توانایی عکس رادیوگرافی و رادیوسکوپی را در یک ماشین که هندسه درمان حقیقی فرد را تقلید میکند، ترکیب می کند،به دست می آمد.فرایند شبیه سازی خودش میتواند با دیگر مطالعات تجسمی تشحیصی که شامل پرتونگاری مقطعی تخمینی (CT)، تصاویر رزونانس مغناطیسی (MRI) ، و اخیراً، پرتونگاری مقطعی نشر پوزیترون(PET) تکمیل شود. ابزاری که برای کمک کردن به فرایند شبیه سازی مرسوم استفاده میشود شامل یک توری ثابت رادیوپک که بر اساس آناتومی بیمار برنامه ریزی میشود و اجازه میدهد که ابعاد حجم درمان از طریق فیلم های طرح شبیه سازی شده تشخیص داده شود، میباشد.نمونه دیگر ابزار ساخته شده در فرایند موقعیت یابی حجم هدف 2D حلقه های بزرگی هستند که در میدان اشعه تابیده شده قرار داده میشوند و میله های سرتیزی که می توانند در دهانه های بدن وارد شوند ، مانند واژن برای سرطان سرویکس یا داخل مقعد برای سرطان پروستات.سر تیز میتواند بطور واضح در فیلم های شبیه سازی شده یا فیلم های پرتال درمانی تجسم یابد و ارزیابی تفاوت های زمینه درمان را اجازه دهد. باید توجه داشت که نسل جدیدی از شبیه سازهای مرسوم جدیداً پیشرفت کرده اند(شکل 32)، به طوری که سیستم تشدید کننده تصویر با یک ردیاب صفحه تخت بی ریخت جایگزین میشود. این ابزار تصاویردیجیتالی با وضوح بالا و شکستگی آزاد به علاوه CT پرتو مخروطی تولید می کند.
پرونده:Radiotherapy-set.png
اجزا اصلی شبیه ساز پرتودرمانی

A،چرخش دورانی: B، فاصله محور مبدا: C، چرخش کولیماتور: D، بزرگ کننده تصویر(عرضی)،Eبزرگ کننده تصویر (طولی)،F بزرگ کننده تصویر (محوری)،G میز بیمار(عمودی)،H میز بیمار(عرضی)،Kچرخش میز بیمار حول ایزوسنتر،J چرخش میز بیمار حول محور،Lکاست فیلم،Mبزرگ کننده تصویر.اجزا نشان داده نشده شامل تصویر سایز زمینه،دیافراگم های پرتو و فاصله منبع-سینی می شود.
حساس کننده ها و محافظت کننده های پرتویی

حساس و محافظت کننده های پرتویی مواد شیمیایی هستند که پاسخ سلول به تشعشع را تغییر می دهند . حساس کننده های پرتویی(Radiosensitizers) داروهایی هستند که سلولهای سرطانی را نسبت به تشعشع حساستر می کنند . برخی از این ترکیبات تحت مطالعه هستند . علاوه براین تعدادی از داروهای ضد سرطان مثل 5-flaurouracil و Cisplatin سلولهای سرطانی را نسبت به رادیوتراپی حساستر می کنند . محافظت کننده های پرتویی که Radioprotectors هم نامیده میشوند داروهایی هستند که سلولهای سالم را از آسیب ایجاد شده توسط تشعشع محافظت می کنند . این مواد ترمیم سلولهای غیر سرطانی آسیب دیده را تسهیل میکنند . Amifostine تنها دارویی است که توسط اداره دارو و غذای ایالات متحده آمریکا (FDA ) بعنوان محافظت کننده پرتویی تأیید شده است . این دارو به کاهش خشک شدگی دهان ناشی از دریافت تشعشع زیاد در تومور غده پاروتید ( بنا گوشی ) کمک می کند . مطالعات دیگری برای تشخیص مؤثر بودن Amifostine در درمان سرطانهای دیگر در حال انجام است.
رادیوداروها (Radiopharmaceuticals) و چگونه استفاده آنها

این داروها که تحت عنوان رادیونوکلئوتید ها شناخته می شوند داروهای رادیواکتیوی هستند که برای درمان انواع سرطان شامل تومور تیروئید ، تومور عود کرده قفسه سینه و تومور متاستاتیک استخوان استفاده میشوند . بیشترین استفاده مربوط به Samarium153 و Strontium89 می باشد . این داروها بوسیله FDA برای کاهش درد متاستاتیک استخوان تأیید شده است . هردو دارو از طریق تزریق داخل وریدی و معمولاً در بیماران سرپایی مورد استفاده قرار می گیرند. بعضی مواقع این داروها به همراه رادیوتراپی خارجی استفاده میشود . انواع دیگر رادیونوکلئوتیدها P32 ، Rhodium186 و گالیم نیترات می باشد داروهای دیگری نیز تحت مطالعه و بررسی هستند.
شیوه های جدید رادیوتراپی

گرما درمانی ( استفاده از حرارت ) همراه با رادیوتراپی در حال مطالعه است محققان دریافته اند ، ترکیب حرارت و پرتو میتواند میزان پاسخ دهی بعضی تومورها را افزایش دهد محققین همچنین در حال مطالعه در مورد استفاده از آنتی بادیهای نشان دار برای انتقال تشعشع به طور مستقیم و صحیح به محل تومورند که رادیوایمونوتراپی ( Radio immunotherapy ) نامیده میشود. آنتی بادیها، پروتئینهای مخصوصی هستند که بوسیله بدن در پاسخ به حضور آنتی ژنها ( موادیکه به عنوان عوامل خارجی توسط سیستم ایمنی در نظر گرفته می شوند ) ساخته می شوند. این آنتی بادیها میتواند در آزمایشگاه و در اتصال با مواد رادیواکتیو (طی روندی که نشان دار کردن نامیده میشود ) ساخته شوند. این مواد بداخل بدن تزریق و بدنبال سلول های سرطانی تخریب شده می گردند. این روش می تواند ریسک آسیب پرتویی سلول های سالم را به حداقل برساند . موفقیت در این تکنیک به تشخیص صحیح ماده رادیواکتیو و مشخص کردن دز مؤثر و ایمن مورد استفاده در این شیوه بستگی دارد. استفاده از رادیوایمونوتراپی در برخی از تومورها شامل لوسمی ، NHL ، Colorectal و تومورهای کبد ، ریه ، مغز ، پروستات ، تیروئید ، پستان ، تخمدان و لوزالمعده تحت بررسی است.
مقایسه ای بین پرتودرمانی و عمل جراحی در یک مورد خاص

مثلاً در یکی از موارد هم رادیو تراپی و هم عمل جراحی رادیکال پروستاتکتومی برای درمان اصلی سرطان پروستات کاربرد دارد که هر کدام دارای عوارض جانبی خودشان می باشند. معایب و مزایای این دو روش درمانی زیاد با هم تفاوت ندارند. همچنین از آنجایی که تاثیرات نسبی این درمان ها مشابه می باشند، بیمار مبتلا به سرطان پروستات باید خودش در انتخاب هریک از این دو نوع روش درمانی آزاد باشد. بعضی از افراد، عمل جراحی را ترجیح می دهند و دوست دارند که تومور سرطانی از بدنشان بیرون آورده شود، اما عده ای دیگر، رادیوتراپی را ترجیح می دهند. عمل جراحی برای کسانی که به بیماری های قلبی و ریوی مبتلا هستند مناسب نمی‌باشد و بنابراین به آنها توصیه می گردد که از رادیوتراپی استفاده نمایند.

عوارض رادیوتراپی در این مورد: دردرمان رادیوتراپی، عدم کنترل ادراری معمولاً دیده نمی‌شود و گرچه اختلال در نعوظ گاهی اوقات رخ می دهد اما خیلی کمتر از موا ردی است که بعد از عمل جراحی رادیکال پروستاتکتومی دیده می شود با این حال، از آنجایی که غیر ممکن است که اشعه رادیو تراپی دقیقاً فقط به پروستات تابیده شود. اثرات موقتی بر روی مثانه و راست روده ممکن است ایجاد شود. اکثر بیماران بعد از رادیوتراپی دچار علایم التهاب مثانه ( سوزش و تکرر ادرار ) واسهال می گردند. گاهی اوقات ممکن است در ادرار یا مدفوع، خون دیده شود. این علایممعمولا بعد از چند هفته که رادیوتراپی به اتمام رسید، برطرف می شوند. در بعضی موارد، علایم بیماری باقی‌مانده و خیلی به ندرت ممکن است رادیوتراپی باعث ایجاد آسیب های دایمی به مثانه و روده شود. یک روش دیگر برای رادیوتراپی، استفاده از یک عمل جراحی و قرار دادن دانه های حاوی مواد رادیو اکتیو در داخل پروستات می باشد. از این روش زیاد استفاده نمی‌شود، اما با بهبودهایی که در این روش ایجاد شده است، دوباره استفاده از آن در حال افزایش پیدا کردن است. به این روش اصطلاحاً "براکی تراپی" (Brachy Therapy) گفته می شود.
عوارض جانبی پرتودرمانی

باعث سوختگی پوست می شود(مشابه آفتاب سوختگی). معمولاً در طول دوره رادیوتراپی استحمام مجاز نمی‌باشد. به طور کلی پرتودرمانی موجب ریزش مو نمی‌گردد ولی اگر پرتودهی در ناحیه سر باشد می تواند باعث ریزش موی سر گردد.
پرتودرمانی نوین

در پرتو درمانی از شتابدهنده‌هایی ویژه برای تولید الکترون جهت نفوذ به درون بدن بیمار استفاده می‌شود. از پرتوهای فوتونی پر انرژی نیز استفاده می‌شود.

برای نمونه می‌توان از سیستم‌های چاقوی گاما، سایبر نایف، لیناک و توموتراپی نام برد. اما گاهی نیز از تکنیک‌های کاشت رادیو ایزوتوپ، همانند برکیتراپی نیز استفاده می‌گردد.

در روشهای پرتودرمانی نوین نیز از پرتوهای با انرژی بالا از پروتون یا نوترون نیز استفاده می‌گردد (که به آن پروتون درمانی و درمان با گیراندازی نوترون بور گویند) و استفاده از یونهای سنگینتر نیز در مرحله تحقیقات است.
اشتغال
نمونه‌ای از برنامه ریزی پرتوی ناحیه کفل جهت پرتودرمانی بکمک نرم‌افزارهای ویژه در دانشگاه تافتز

در سال ۲۰۰۴، ۲۹۹۷۰ متخصص در زمینه پرتودرمانی در آمریکا در حال کار بودند که این تعداد در مقایسه با سال ۲۰۰۳ حدود ۳٪ افزایش داشت.