اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نداجا) یکی از قوای چهار گانه اجا می‌باشد که مسئولیت حفاظت از آبهای جمهوری اسلامی ایران را دارد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ تجهیزات و امکانات
    ۳ جنگ ایران و عراق
    ۴ رده‌بندی در نیروی دریایی ارتش ایران
        ۴.۱ امیران
        ۴.۲ افسران ارشد
        ۴.۳ افسران جزء
        ۴.۴ درجه داران
        ۴.۵ سربازان
    ۵ نخستین دانشگاه نیروی دریایی جهان
    ۶ فرماندهان
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

تاریخچه
نوشتار اصلی: پیشینه نیروی دریایی در ایران

به لحاظ موقعیت استراتژیک و تاریخی خلیج فارس به عنوان یکی از اولین دریاهای محصور شناخته شده جهان، امنیت این دریا هرازگاهی مورد نظر یکی از پادشاهان ایران قرار می‌گرفته‌است. اولین گزارش از یک نیروی دریایی مجهز محلی در ایران، مربوط به دوران انوشیروان است که به قصد تسخیر عربستان، نیروی دریایی عظیمی را در ابوله واقع در اروندرود تجهیز نمود و با آن به عدن در دریای سرخ رسید و آن را مسخر خویش ساخت. البته تا پیش از آن و در لشکر کشی‌های هخامنشیان به اروپا نیز گاه ذکری از نیروی دریایی قوی ایران شده‌است.[۱]

اولین تلاش، در جهت ساخت کشتی‌های جنگی و ایجاد ناوگان مدرن در دوره صفویه و برای اخراج پرتغالی‌ها از جزیره هرمز و خلیج فارس صورت گرفت. این تلاش به دلیل دخالت انگلستان به نتیجه نرسید و اولین نیروی دریایی مدرن ایران توسط نادرشاه افشار تاسیس شد. او با خرید چند کشتی از انگلستان و هلند، موفق شد نیروی دریایی ایران را تاسیس کند. هارفورد جانس بریج انگلیسی گزارش می‌کند:[۲]

    هنگامی که در ۱۷۸۴ وارد بوشهر شدم، از کشتی‌های نادر سه کشتی باقی مانده بود که هریک پانصد تن ظرفیت داشتند.

در دوران قاجاریه تا زمان ناصرالدین‌شاه، توجهی به توسعه نیروی دریایی نشد. ناصرالدین شاه به منظور توسعه نیروی دریایی، موفق به خرید یک کشتی ۶۵۰ تنی مجهز به چهار اراده توپ کروپ از آلمان گردید که نام آن را پرسپولیس گذارد. همچنین کشتی کوچک دیگری نیز به نام شوش برای تردد و حفظ امنیت کارون خریداری شد. در زمان مظفرالدین‌شاه نیز چند کشتی کوچک (ازجمله کشتی مظفری) به این ناوگان افزوده شد. ولی طی سالهای بعدی و بدلیل مشکلات داخلی ایران (مشروطیت و پس از آن کودتای سوم اسفند) همه این کشتی‌ها با بی‌توجهی مواجه و در نتیجه به تدریج در خور سلطانی نزدیک بوشهر به آب فرو رفته و غرق شدند.[۳]

به دلیل افزایش منافع انگلستان در خلیج فارس و ایران، ایران سالها مورد تحریم غیر علنی کشورهای اروپایی در برابر فروش اسلحه و ازجمله کشتی‌های جنگی قرار گرفت. در سالهای ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲، رضا شاه تصمیم به تجدید ناوگان جنگی دریایی گرفت و ماموریت خرید مخفیانه را به پرنس ارفع سپرد. نامبرده با زیرکی موفق گردید تا تعدادی ناو و کشتی و یدک کش از ایتالیا خریداری نموده و مقدمات آموزش افسران ایرانی در ایتالیا را فراهم آورد. مرکز نیروی دریایی ایران خرمشهر بود و در همین محل بود که پادگان، فرماندهی، مخازن و اداره بندر قرار داشت. تعداد و محل ماموریت این شناورها به شرح زیر بود.[۴] و[۵]

    ناو ببر (خرمشهر و گشت زنی در آب‌های خلیج فارس)
    کشتی سیمرغ (خرمشهر)
    کشتی شاهرخ (خرمشهر)
    ناو پلنگ (آبادان و گشت زنی در آب‌های خلیج فارس)
    کشتی کرکس (بندر شاهپور، بندر امام خمینی فعلی)
    کشتی شهباز (بندر شاهپور، بندر امام خمینی فعلی)
    پنج شناور دیگر (بندر شاهپور، بندر امام خمینی فعلی)

در سوم شهریور ۱۳۲۰، نیروی دریایی جدید ایران مورد شبیخون نیروهای انگلیس و شوروی قرار گرفت و تقریبا تمام شناورها و تاسیسات خود را ازدست داد. در این واقعه دریادار غلامعلی بایندر در جنوب و ناوسروان یدالله بایندر در بندر انزلی به همراه حدود ششصد نفر نظامی دیگر کشته و مجروح شدند.[۶]
تجهیزات و امکانات

قبل از سال ۱۹۷۱ نیروی دریایی ایران بطور کل با تجهیزات ایالات متحده و بریتانیا اداره می‌شد. در طول ۸ سال بعد نیروی دریایی ایران ناوچه های مدرن انگلیسی و آمریکایی را به ناوگان خود اضافه نمود، شامل ناوشکنها، ناوچه‌ها، تعدادی شناور کوچک شامل قایقهای گشتی و هاور کرافت، همچنین شاه ایران چهار ناوشکن مدرن نیز به آمریکا سفارش داده بود که با سقوط شاه به ایران تحویل داده نشد و این چهارناوشکن به عنوان کلاس کید (به انگلیسی: Kidd class) به خدمت نیروی دریایی آمریکا در آمد.

در دهه ۱۹۷۰، ایران با برنامه گسترش نفوذ خود به اقیانوس هند اقدام به مجهز کردن ناوگان دریایی خود کرد که این مهم با وقوع انقلاب ایران (۱۳۵۷) در سال ۱۹۷۹، جنگ ایران و عراق و محدودیت بودجه به واقعیت نپیوست. این مسایل باعث شد تا نیروی دریایی با توانایی محدود در ابراز قدرت در خلیج فارس روبرو شود. بعد از انقلاب ایالات متحده تحریمهای اقتصادی، تجاری و نظامی، بخصوص بر نیروی دریایی وارد کرد که باعث زمین گیر شدن چندین کشتی شد.

در دهه ۹۰ نیروی دریایی ایران تعدادی قایق گشتی، زیردریایی، موشک ضد کشتی سطحی به ناوگان خود اضافه کرد، و کشتیهای غربی موجود را به موشکهایی که از چین، کره شمالی، روسیه خریده بود مجهز کرد و در همین زمان اقدام به برگزاری مانورهای متعدد با نیروی دریایی پاکستان و هندوستان کرد.

به معنی کشتی مهم سطحی، ایران دارای دو ناوشکن با عمر ۵۰ سال است که یک فروند به صورت فعال و یک فروند به صورت نیمه فعال در بندر بوشهر نگهداری می‌شود.[نیازمند منبع] نیروی دریایی ایران دارای کشتی فرماندهی(به انگلیسی: Capital ship) نیست[نیازمند منبع]، بزرگترین کشتیهای آن پنج ناوچه است که تمام آنها با موشک‌های مدرن چینی مجهز شده‌است (موشک نور). تمرکز اصلی نیروی دریایی ایران به نظر ساخت ناوچه‌های موشک انداز، قایقهای تندرو بزرگ و متوسط است برای حمل موشک‌های مدرن.

سه عدد از چهار ناوچه (به انگلیسی: Vosper Mark5) هستند که چهل سال از خدمت آنها می‌گذرد که البته موشکهای مدرن ضد کشتی چینی مجهز هستند. یک کشتی آموزشی (حمزه) در اصل یک کشتی تفریحی (به انگلیسی: Yacht) دولتی بوده‌است که هم اکنون به موشکهای مدرن مجهز است، که البته در بندر انزلی در دریای خزر پهلو گرفته‌است. شش کشتی در مرزهای جنوبی ایران به وسیله ۳ زیر دریایی روسی تهاجمی کیلو کلاس (به انگلیسی: SSK Kilo) روسی و زیر دریایی غدیر و زیردریایی نهنگ کلاس نیمه زیر دریایی حمایت می‌شوند، زیر دریایی‌های روسی کیلو کلاس به عنوان سریعترین زیردریایی‌های دیزلی جهان شناخته می‌شوند.

هسته اصلی قوای تهاجمی ایران چندین قایق موشک انداز کوچک چینی، فرانسوی، و ایرانی است.[نیازمند منبع] که شامل ۵ کشتی واکنش سریع (به انگلیسی: Catemaran) کت - ۱۴ (به انگلیسی: Cat-۱۴) چینی است که اخیرا طراحی و ساخته شده‌اند. باور بر این است که این کتمران‌ها توانایی حرکت با سرعت ۵۰ نات (۹۳ کیلومتر در ساعت) را دارند و بطور باور نکردنی سریع و بدون تکان می‌باشند که همه مجهز به آخرین مدل از موشکهای ضد کشتی (موشک نور) سی-۸۰۲ (به انگلیسی: C-۸۰۲) چینی هستند و بقیه ناوگان ایران شامل ۲۵۰ قایق گشتی ساحلی است.[نیازمند منبع]

در زمان دریادار شمخانی ایران از روسیه تعدادی موشک یاخونت و موسکیت و اژدر اشکوال خرید که توان بازدارندگی ان را افزایش داد و با تولید موشک بالستیک رادار فعال خلیج فارس حالا دیگر توانایی انهدام اهداف فراتر از ۲۰۰ کلیومتری را دارا می‌باشد.[نیازمند منبع]

با دستور آیت الله خامنه‌ای از سال ۲۰۰۱ به بعد نیروی دریایی ایران با تعمیر اساسی تجهیزات خود و با تجهیز آنها به موشک‌های کاملا بهینه سازی شده تونایی مقابله با تهدیداتی با برد ۳۰۰ کیلومتر را می‌باشد. و تقریبا تمام خلیج فارس و دریای عمان را پوشش می دهد.ایران با راه اندازی خط تولید ناوشکن در بندر عباس و بندر انزلی در حال افزایش تعداد ناوچه‌های خود با ناوچه های جدید تولید داخل است. نیروی دریایی هم اکنون ناوشکن بومی جماران در خلیج فارس و جماران 2در دریای خزر و شهید بایندر که تعمیر اساسی و بومی سازی شده است را در اختیار دارد. این نیرو هم اکنون موفق به ساخت هاورکرافت بومی یونس شده است.

.
جنگ ایران و عراق
ناوچه سبلان در سال ۱۹۷۷

در طول جنگ ایران و عراق خسارات زیادی به نیروی دریایی ایران وارد شد ٫ این خسارات به مراتب بیشتر گردید زمانی که نیروی دریایی ایالات متحده برای اسکورت نفتکشهای کویتی وارد خلیج فارس شد ٫ این عملیات بین ۱۹۸۷ - ۱۹۸۸ ادامه یافت که به اختصار عملیات اراده جدی, (به انگلیسی: Operation Earnest Will) نام گرفت. در این عملیات کشتی تدارکاتی ایرانی ٫ ایران ارج , (به انگلیسی: Iran Ajr) توسط نیروهای آمریکایی توقیف و سپس غرق‌شد، در ۱۴ آوریل ۱۹۸۸ ٫ یکی از مینهای ایرانی چیزی نمانده بود که باعث غرق شدن رزمناو موشک انداز ساموئل بی رابرتز (به انگلیسی: U.S.S. Samual B. Roberts - FFG-۵۸) شود ٫ ۴ روز بعد از آن نیروهای آمریکایی برای تلافی به دو سکوی نفتی ایرانی حمله کردند که در جریان این حمله که به عملیات آخوندک (به انگلیسی: Operation Praying Mantis) معروف شد، ناوشکن سهند غرق شد و خسارات بسیار سنگینی به نیروی دریایی ایران وارد گردید.

حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و بوموسی

حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و بوموسی، (بوموسی، نام ایرانی جزیره) کتابی است نوشته علی حق شناس که در پاییز ۱۳۸۹ منتشر شده است.

نویسنده در بخشی از یادداشت خود در ابتدای کتاب می‌نویسد:

«ضعف حاکمان وقت ایران به ویژه شاهان قاجار بهترین فرصت را به دست اندازی انگلیسی‌ها در آب‌های سرزمینی جنوب ایران داد. در این شرایط سکنی گزیدن وهابی‌های مهاجر، معروف به قواسم که از مناطق مرکزی عربستان به کرانه‌های جنوب خلیج پارس که اقدام به راهزنی و غارت می‌کردند، مشکلات حضور اجانب در منطقه را دو چندان کرد. چند سالی است که برخی از شیوخ تازه به دوران رسیده امارات عربی متحده که از نوادگان قواسم هستند و نزدیک به چهل سال است که از موجودیتشان می گذرد، جسارت پیدا کرده و هم چون اسلاف خود تمامیت ارضی کشورمان را با ادعاهای واهی مالکیت بر جزایر تا ابد ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی، با شیوه‌ای مدرن‌تر مورد تعدی قرار می‌دهند...». [۱] [۲]
جزایر بوموسی، تنب بزرگ و کوچک در نقشه ایران و توران در دوره قاجاریه که به دست آدولف اشتیلر ترسیم شده‌است. رنگ جزایر در نقشه، مالکیت آن ها را برای ایران ثابت می‌کند.

محتویات

    ۱ فصل‌ها
    ۲ نقد مورخان ایرانی خارج‌نشین
    ۳ تقدیم
    ۴ اعتقاد نویسنده به موضع خصمانه امارات علیه ایران
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پانویس

فصل‌ها

این کتاب مشتمل بر پنج فصل است؛

فصل اول: طرح مباحث تئوریک و علمی: تجزیه و تحلیل سیاست خارجی، فرهنگ سیاست خارجی، ساختار نظام تصمیم‌گیری، عوامل موثر در سیاست‌گذاری خارجی.

فصل دوم: پیشینه تاریخی حاکمیت ایران بر خلیج پارس، حاکمیت ایران در قرن ۱۷ و ۱۸، حاکمیت ایران پس از نادر شاه.

فصل سوم: امارات عربی متحده و تنش‌های مرزی با همسایگان: اصل و نسب قاسمی‌ها یا دزدان دریایی، ساختار سیاسی اجتماعی امارات عربی متحده، اختلافات مرزی اعضای شورای همکاری خلیج پارس، اختلافات مرزی امارات با عربستان سعودی، اختلافات مرزی امارات با عمان، اختلافات مرزی امارات با قطر.

فصل چهارم: جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک: جغرافیای سیاسی جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، نقش ژئواستراتژیک جزایر سه‌گانهٔ ایرانی در خلیج پارس، پیشینه تاریخی سیاسی جزایر سه‌گانه ایرانی، اشغال ۶۸ ساله جزایر تنب و بوموسی، ادعاهای واهی امارات بر جزایر ایرانی و واکنش ایران، نتیجه‌گیری.

فصل پنجم: اسناد، منابع، چکیده لاتین. - متن یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ ایران و شارجه از جمله اسناد منتشر شده در این کتاب است. [۳][۴][۵][۶][۷][۸]
نقد مورخان ایرانی خارج‌نشین

حق شناس در فصل دوم کتاب بدون ذکر نام فردی می‌نویسد: «در کمال تأسف معدودی از مورخان ایرانی خارج نشین ادعا می‌کنند که اگر افراد دیگری غیر از قاجارها در قرن نوزدهم بر ایران حکومت می‌کردند، وضعیت ایران تفاوت چندانی پیدا نمی‌کرد و به طور نمونه ناصرالدین شاه قاجار را در کل پادشاهی هوشمند ارزیابی می‌کنند! نگارنده در پاسخ به این ادعا اظهار می‌دارد که آیا بسیاری از پیشرفت‌های سیاسی، اجتماعی و علمی در ایران محصول صدرات عظمی سه ساله میرزا تقی خان امیرکبیر در دوره قاجارها نیست؟ چگونه‌است که اگر زمامدارانی چون قائم‌مقام فراهانی و میرزا تقی خان و از این دست دولت مردان که ممکن بود از جنس عیاشین و زن‌بارگان نباشند، توان بهتر اداره کردن مملکت را نداشتند؟ آیا پادشاهان قاجار و وزرای منصوبشان که به برق سکه‌های طلای اجنبی (انگلیس و روسیه) از همه چیز خود می‌گذشتند و با ده‌ها بی کفایتی از جمله به شهادت رساندن دو صدر اعظم وطن‌پرست و تضعیف افراد لایق از اقتدار ایران در دوران صفویه، افشار و زندیه چیزی باقی نگذاشتند، باعرضه یا دارای عرضهٔ کمتری در اداره کشور بودند؟!

آیا بروز انقلاب مشروطیت که محصول عرضه قجرها و لیاقت ناصر الدین شاه است، صرف نظر از این که گامی بس بزرگ درآزادی خواهی و رسیدن به مردم سالاری در کشور بود، ایران را در آستانه فروپاشی و ضعف مفرط که تاوان سنگینی برای مملکت به همراه داشت، قرارنداد؟ ...

آیا ماحصل ده‌ها بی کفایتی شاهان این سلسله از جمله ناصرالدین شاه قاجار، وقیح شدن شیخ نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج پارس از جمله امارات متحده عربی، تا حد «چشم داشت» به خاک سرزمینی ایران درعصر حاضر نیست؟ آیا نبود امکانات (آن روز کشور) که از آن صحبت می‌شود، معلول بی تدبیری شاهان قاجار و وجود امکانات وافی در دربار و حرم سرای حضرات نبود؟! قدر مسلم تمامی پادشاهان، بدون استثنا خواستار گسترش حوزه تسلط خود و از دست ندادن سرزمین‌های تحت حاکمیتشان هستند. لیکن صرف داشتن چنین خواسته واراده بی عمل داشتن و نتیجه مطلوب را نگرفتن، نشان از اقتدار پادشاه نیست».[۹]

شایان ذکر است محمدعلی همایون کاتوزیان در گفتگو با رادیو بی بی سی فارسی در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۵ گفته‌است: «این تصور که اگر به جای قاجاریه افراد بهتری بر ایران حکومت می‌کردند، وضعیت ایران در قرن نوزدهم و قرون پس از آن با آن چه در عمل رخ داد تفاوت زیادی می‌کرد، کاملاً منطبق بر واقع بینی نیست.در میان پادشاهان قاجار هم بعضی با عرضه تر بودند و بعضی عرضه کمتری داشتند، مثلاً ناصرالدین شاه که نزدیک به پنجاه سال سلطنت کرد روی هم رفته پادشاه هوشمند و با عرضه‌ای بود...».[۱۰]
تقدیم

نویسنده، این کتاب را به شهدای بازپس گیری جزایر سه گانه تقدیم کرده است.

تقدیم به شهیدان: سروان رضا سوزن چی، مهناوی یکم؛ حبیب الله سلکی کهربزی و ناوی وظیفه؛ آیت‌الله خانی که در راه بازپس گیری جزایر ایرانی تنب و بوموسی از استعمار انگلیس با عشق به ایران به شهادت رسیدند. [۱۱]
اعتقاد نویسنده به موضع خصمانه امارات علیه ایران

نویسنده پس از تجزیه و تحلیل ساختار سیاسی اجتماعی امارات عربی متحده در فصل سوم، در فصل چهارم می‌نویسد: «به رغم این که برخی تحلیل گران موضع امارات عربی متحده در برابر ایران را طی دهه ۱۹۸۰. م و در طول جنگ ایران و عراق، موضع معتدلی دانسته و رفتار مناسب با شیعیان این کشور و عدم قطع رابطه با ایران به توصیه عربستان را از مصادیق آن می‌دانند، نگارنده چنین اعتقادی ندارد. در طول جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰.م)، امارات عربی متحده که در ظاهر سیاست بی طرفی اتخاذ کرده بود، کمک‌های مالی و نظامی قابل توجهی در اختیار عراق قرار داد. این کشور به همراه کویت، عربستان سعودی، بحرین و قطر بیش از پنجاه میلیارد دلار کمک مالی به عراق اهداء کردند! علاوه بر آن امارات عربی متحده، ۱۵۰۰ موشک هدایت شونده زمین به هوا در اختیار این کشور قرار داد. امارات ضمن حمایت لجستیکی از ناوگان جنگی آمریکا در حمله به سکوهای نفتی و حمله به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۹۸۸، عامل اصلی درگیری مستقیم ایران و آمریکا در حمله آمریکا به کشتی ایرانی سهند بود. رفتار سال‌های بعد امارات از جمله به رسمیت شناختن طالبان در افغانستان در دهه ۱۹۹۰، نشان دهنده این مطلب است که سیاست خارجی این کشور در طول دهه ۱۹۸۰ در ارتباط با ایران به رغم سکوت ظاهری، چشم طمع داشتن به جزایر سه گانه در امید واهی پیروزی غرب و عراق بر ایران بود که در این راه از تمام ظرفیت‌های خود استفاده کرد. به تازگی و در پی اعمال تحریم برخی کشورها علیه ایران با فشار آمریکا، «یوسف الطیبه» سفیر امارات در ایالات متحده در نامه‌ای به نیویورک تایمز اعلام کرده‌است که کشورش به آمریکا وفادار بوده و در راستای این تحریم‌ها صدها کشتی ایرانی را بازرسی کرده‌است! دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران در این رابطه اعلام کرد: «امارات جرأت بازرسی از کشتی‌های ایرانی راندارد... این کشور عددی نیست تا دست به چنین اقداماتی بزند...»

اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان

کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان توسط دکتر محمد عجم استاد دانشگاه، نگارش و با نظارت اساتید:پیروز مجتهدزاده- محمدحسن گنجی و دکتر مهرنیا در سال ۱۳۸۸ به زیر چاپ رفته‌است. کاندیدای کتاب فصل و کاندیدای کتاب برتر اولین مسابقه تحت عنوان نیم قرن کتابهای خلیج فارس (۱۳۹۰) شناخته شد.[۱]

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران و برابر اعلام دبیرخانه نخستین جایزه ملی خلیج فارس (۱۷ فروردین ۱۳۹۰): کتاب‌های «خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز» نوشته محمدرضا حافظ نیا، «کتاب اسنادنام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» نوشته محمد عجم،[۲] کتاب «خلیج فارس؛ کشورها و مرزها» نوشته پیروز مجتهدزاده،[۳] به مرحله نهایی داوری‌ها راه یافته‌اند در این مسابقه، داوران به بررسی حدود ۸۰۰ عنوان تالیف و ترجمه در چهار گروه تاریخ، جغرافیا، شعر و داستان و پایان‌نامه پرداخته‌اند که از این میان ۲۵۰ عنوان پایان‌نامه بوده‌اند..[۴][۵] این کتاب در واقع جلد دوم کتاب «خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ مکتوب و میراث فرهنگی» است که در شهریور ۱۳۸۳ توسط لیتوگرافی پارت نشر توپا و مجله گسترش صنعت وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران چاپ و توزیع شده‌است.[۶]

کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان اثری ماندگار و جزو آن دسته از کتاب‌هایی است که در یک دهه گذشته با تاثیر گذاری فوری آن در حوزه میراث فرهنگی و تمدن و جغرافیا و ژئوپلتیک خلیج فارس از نظر میزان توجه رسانه‌های فارسی زبان کم نظیر بوده است؛ علت این تاثیرگذاری و شهرت به چند عامل برمی گردد. مکان و زمان مناسب - پشتکار و جدیت و پرداخت هزینه و نوع آوری در جمع‌آوری مستندات آرشیوهای عربی توسط نویسنده و همچنین اهمیت موضوع وعلاقه مندی جوانان به میراث فرهنگی از عوامل توجه رسانه‌های فارسی زبان به مطالب و مستندات این کتاب بوده است.[۷] ترجمه انگلیسی کتاب نیز بااسناد بیشتر در سه هزار جلد زیر چاپ است.

محتویات

    ۱ مشخصات کتاب
    ۲ فصل اول
    ۳ فصل دوم
    ۴ فصل سوم
    ۵ فصل چهارم
    ۶ فصل پنجم
    ۷ کتاب‌های همسو
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع

مشخصات کتاب

    نام کتاب: اسناد نام خلیج فارس؛ میراثی کهن و جاودان[۸]
    موضوعات:جغرافیا- نقشه برداری، نقشه‌ها، اسنادنام خلیج فارس، جزایر سه‌گانه. استعمار در خلیج فارس.
    نویسنده: محمدعجم با مقدمه پیروز مجتهد زاده
    کلیدواژه‌ها:اسناد نام خلیج فارس؛ میراث کهن و جاودان. نام‌های سرزمین ایران. تاریخ نقشه هاو کارتوگرافی. تاریخ و جغرافیای خلیج فارس و دریای پارس؛ جزایر سه‌گانه

علاوه بر پیشگفتار و مقدمه دارای ۶ فصل به شرح زیر است:[۹]
فصل اول

    پاره نخست: جغرافیا، کهن ترین علم کاربردی
    پاره ۵- وجه تسمیه و علت نام گذاری خلیج فارس صفحه ۱۸تا ۲۲

دیدگاه عده‌ای از جغرافی دانان مشهور را در مورد دلیل نام گذاری این دریا بیان نموده است. بطور نمونه کتاب سر آرنولد ویلسن Sir Arnold Wilson که در سال ۱۹۲۸ به نام خلیج فارس(Persian Gulf) به چاپ رسیده است. ضمن نقد سابقه تاریخی و جغرافیایی خلیج فارس و بیان توصیفهای نویسندگان مغرب زمین مشاهدات خود را نیز بیان نموده و نوشته است" هیچ آب راهی چه در گذشته و چه در حال حاضر برای زمین شناسان، باستان شناسان، تاریخ دانان، جغرافیدانان، بازرگانان، سیاستمداران و سیاحان و دانش پژوهان اهمیتی بیشتر از خلیج فارس نداشته است این آبراه از هزاره قبل از میلادتا کنون از هویت پارسی و ایرانی برخوردار است." سی ادموند بوسورثC .Edmund Bosworth مطالبی را از ۲۰ مورخ وسیاح یونانی و اروپایی، ازسردار یونانی نیارکوس(۳۲۵-۲۴ ق. م) گرفته تا پریدیکس (۱۸۷۶)، در مورد توصیف خلیج فارس و علت نام گذاری آن را بیان نموده است. مورخان دوره اسلامی عموما در کتب خود عبارتهای ذیل را در وجه تسمیه و علت نام گذاری خلیج فارس به این نام ارائه نموده‌اند: به طور مشخص ابن حوقل، ابن فقیه و استخری: "این دریا که از سند و کرمان تا فارس ادامه دارد و به جناوه، مهروبان، سیراف و عبادان (آبادان) ختم می‌شود، در میان همه سرزمین‌ها با نام فارس خوانده می‌شود زیرا مملکت فارس از همه کشورها آبادتر، پیشرفته تر بوده و پادشاهان آن همه کرانه‌های دور و نزدیک این دریا را زیر کنترل خود دارند. به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قویتر بوده‌اند و هم در این روزگار مردمان پارس بر همه کرانه‌های این دریا مستولی اند".[۱۱][۱۰]

    سرزمین ایران نام‌های ایران صفحه ۲۲ تا47 [۱۲]

فصل دوم

فصل دوم: خلیج فارس در گذر زمان

    اسناد و مبانی تاریخی اصالت نام خلیج فارس

    نام‌های اسطوره‌ای خلیج فارس
    دوره پارسی
    دوره اسلامی* دوره مغولی
    دوره استعمار
    . دورهٔ استیلای پرتغالیها بر خلیج فارس تا فتح هرموز
    . دورهٔ حضور هلندیها
    . دورهٔ استیلای انگلیسیها و خلیج فارس در منابع دوره استعمار انگلیس و سفرنامه نویسان انگلیسی و ایرانو جنگ‌های انگلو-ایران و اسنادنماینده بریتانیا مقیم خلیج فارس
    خلیج فارس در منابع دوره استعمار پرتغال در خلیج فارس و جنگ‌های ایران و پرتغال- [۱۳]

    اسناد و مبانی حقوقی اصالت نام خلیج فارس

    نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی صفحه ۸۲ تا ۹۲[۱۱]
    نام خلیج فارس در قراردادهای عربی[۱۲]:
    خلیج فارس و حقوق بین‌الملل، دفاع حقوقی ایرانیان از خلیج فارس صفحه ۹۲- ۹۸[۱۳]
    . خلیج فارس و حقوق بین‌الملل دریاها
    . مصوبات سازمان ملل و سایر سازمانهای بین‌المللی
    نقشه‌های رسمی دولتی
    اعتراف به حقیقت توسط روشنفکران و نویسندگان مشهورعرب

    . اطلس‌ها، نقشه‌ها و اسناد تاریخی نام خلیج فارس و جزایر مهم آن
    . خلیج فارس در کتب سیاحان و جهانگردان
    . نزدیک به سیصد کتاب تاریخی، جفرافیایی و تفسیر قرآن بحر فارس و خلیج فارس توصیف شده است از جمله در آثار شخصیت‌های برجسته زیر:
    ابن خردادبه -قدامة بن جعفر-یعقوبی - ابن فقیه همدانی- ابن رسته، سهراب - علی بن حسین مسعودی- اصطخری - بزرگ بن شهریار- مطهر بن طاهر مقدسی- ابوریحان بیرونی-ابن حوقل-مقدسی-ابن بلخی-شریف ادریسی-محمد بن نجیب بکران- زکریای قزوینی- ابوالفدا

شمس‌الدین انصاری دمشقی-شهاب‌الدین نویری- ابن وردی- ابن بطوطه- مصطفی کاتب چلبی قسطنطنی- ابن خلدون- طبری- الماوردی- استخری، مسعودی، بیرونی، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی،

    پاره سوم:

    «اطلس‌های نقشه‌های خلیج فارس» نام بخشی دیگر از فصل دوم کتاب است. برای اطلاع از محتوای این بخش کتاب بنگرید: تحریف نام خلیج فارس.
    داستان جزایر سه‌گانه صفحه 98-120 [۱۴]

فصل سوم

    توطئه برای تغییر نامی که میراث فرهنگی بشر است.142 [۱۵]
    سابقه و علت تحریف اسناد تاریخی142-155 [۱۶]

برای اولین بار مجله العربی (کویت) ۱۹۵۸ در شماره دوم خود با استناد به کتاب" حبابهای طلایی خلیج عر. بی رودریک اوون کارگزار بریتانیا در خلیج فارس خواستار تغییر نام خلیج فارس شده بود و اتحادیه عرب در تاریخ ۱۳ اوت ۱۹۶۳ و در ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴ نیز کنفرانس حقوقدانان عرب تغییر نام را تصویب کرده بود اما از آنجا که روزنامه‌ها و مجلات عربی مستقل و حتی الاهرام همچنان عبارت تاریخی خلیج فارس را بکار می‌بردند. قومگرایان برای اینکه توطئه استعماری تغییر نام خلیج فارس را در میان توده‌های مردم مقبول سازند.[۱۷] دریک ترفند مکارانه پس ازشکست جنگ ۱۹۶۷، خلیج فارس را اصطلاحی صهیونیستی!! اعلام کردند و سرمایه‌های زیادی را صرف تغییر این نام کردند. اما در ایران تا سال ۱۳۸۱ هیچ مقاله و نوشته‌ای در رسانه‌های گروهی در دفاع ازنام خلیج فارس منتشر نشد و مطبوعات حاضر نبود پژوهش‌های دفاع از نام خلیج فارس را چاپ کنند آنچه منتشر شدیک جلد اطلس و دو جلد کتاب در تیراژ بسیار اندک بود که دایره کاربرد آن از چندکتابخانه و استاد دانشگاه فراتر نرفت. اما از سال ۱۳۸۱ با آمدن وب سایت و وبلاگ‌های فارسی مطبوعات از انحصار خارج شد و وضعیت تغییر کرد؛ و اولین وبلاگها و پژوهشهادر دفاع از نام خلیج فارس منتشر شد.[۱۸]

    دلایل تحریف نام هلیج فارس: الف- بحران هویت در حاشیه جنوبی خلیج فارس صفحه ۱۴۲-۱۵۵

[۱۹] [۲۰]
فصل چهارم

    پاسخ کوتاه به ادعاهای واهی بزرگ و حاکمیت جزایر سه‌گانه صفحه ۱۷۰- ۱۹۷[۱۴]

"بدنبال شکست جنگ سالاران ساحل دزدان دریایی (Pirate Coast) از نیروهای هندی بریتانیا سواحل دزدان دریایی (شارجه، عجمان و راس خیمه) به تصرف انگلیس درآمد؛ و بر اساس قرارداد ۱۸۱۹ بریتانیا برای آنها پرچمی و علامت ملی و مهر درست کردو آنها را تحت حمایت (مستعمره) قرارداد. دریازنان در خلیج فارس حملات خونینی در سالهای سال ۱۸۰۸ پیش آوردند. در سال ۱۸۰۸ بومیان سواحل عمان کم و بیش تحت فرمان سلطان بن صقر شیخ شارجه در آمده و نیرویی متشکل و بیش از حد تصور نیرومند و جنگجو بوجود آوردند. و به دارایی‌های نیروهای هندی انگلیسی خلیج فارس حمله‌ور شده آنان را غارت کردند و به کشت و کشتار دست زدند؛ در سال ۱۸۰۷ یک نیروی متفق مرکب از ارتش بمبی (مومبای) انگلیسی‌ها و افراد مسقط به دریا زنان حمله‌ور شده و خیمه‌ها و پناهگاه‌های آنان را منهدم ساخته و جزیره قشم را از دستشان بدر آورده بودند. در سال ۱۸۰۹ حکومت بمبئی دسته‌ای از افراد نیروی دریایی را به این ناحیه اعزام داشت تا با همکاری حکمران مسقط به مهاجمین دریازن یورش بزند. با تضعیف دولت مرکزی ایران پس از جنگهای ایران و روس و جنگ هرات و مرو، نیروهای بریتانیا بتدریج بسوی سواحل فارسی نیز چشم طمع دوخت؛ و جزایر کیش و خارک و بوشهر را مورد تهدید قرار داد. اسناد و مدارکی که ایران در سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۹۰۳ مبنی بر اعتراض به اشغال جزایر خلیج فارس به بریتانیا ارایه می‌نمود عبارت بودند از:

    ۱- یادداشت اعتراضی سال ۱۸۴۰ صدر اعظم ایران و ممالک محروسه حاجی میرزا آقاسی:" همه جزایر خلیج فارس متعلق به ایران است و انگلیس حق دخل و تصرف در آن ندارد".۲- عهدنامه مجمل ۱۸۰۹ میلادی- عهدنامه مفصل ۱۸۱۲ میلادی دو قرارداد میان ایران و انگلیس دریای خلیج فارس را دریایی ایرانی دانسته و بیان شده انگلیس قبل از استقرار در هر نقطه از این دریا باید از ایران اجازه بگیرد.۳ - همه دنیا دریا را بنام خلیج فارس می‌شناسند این یعنی اینکه جزایر آن متعلق به مملکت فارس است کما اینکه در قدیم الایام هم ایرانی بوده‌است.
    پاسخ بریتانیا: جزایر هنگام اشغال توسط بریتانیا بدون صاحب بوده و مطابق قاعده حقوقی تقدم در مالکیت سرزمین بدون صاحب،(قاعده عرفی دوره استعمار گری) متعلق به کشوری است که آن را تصرف کند.

پاسخ ایران: جزایر مسکونی بوده اتباع آن ایرانی هستند آنها برای خرید و معاملات و رفع دعاوی و ارسال شکایت‌های بین قبیله‌ای به نماینده فارس در بندر لنگه و بوشهر مراجعه می‌کرده‌اند و می‌کنند؛ و رعیت (شهروند) ایران هستند (در آن زمان شناسنامه نبود). نقشه‌های رسمی و مکاتبات شیوخ موید این موضوع است.

    برافراشته شدن پرچم ایران در جزایر سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۴ و سال ۱۹۳۳
    ۸۰ مورد شکایت و یادداشت اعتراضی ایران بر علیه اشغال جزایر.
    شکایت به جامعه ملل (سازمان ملل آن دوره)
    تهدیدایران به شکایت به کمیته استعمارزدایی سازمان ملل برای استعمار زدایی از جزایر ایرانی سال ۱۹۶۶
    بریتانیا به ایران اعلام کرد: نیاز به شکایت و یا به توسل به زور نیست و امکان رسیدن به توافق با رضایت طرفین
    رضایت انگلیس بر خروج از مستعمرات در خلیج فارس و برگرداندن جزایر به ایران.
    وساطت بریتانیا برای جلب رضایت ایران در مورد محترم شمردن استقلال شیخ نشینان خلیج فارس و همکاری و مساعدت ایران با آنها.
    مخالفت شدید ایران با تشکیل امارات عربی متحده قبل از برگشت کامل سه جزیره.
    وساطت بریتانیا برای انعقاد توافق نامه برای انجام ترتیبات برگشت جزایر به ایران و تشکیل دولت جدید در خلیح فارس.
    سفر شیخ خالد رئیس شارجه و شیخ صقر رئیس راس الخیمه به ایران و تقاضای کمک مالی در قبال دادن جزایر سه‌گانه.
    رد قاطعانه خواسته شیخ صقر (ناصریست بود) در مورد فروش تنب بزرگ و تنب کوچک به ایران و دریافت پول.
    رضایت ایران به دادن کمک مالی سالانه یک و نیم میلیون پوندی به امیر شارجه برای توسعه و عمران شیخ نشین شارجه.
    اعطای سه فقره چک به همین مبلغ برای سال ۱۹۷۱ از سوی وزارت خارجه ایران پس ازامضای توافقنامه همکاری و ترتیبات برگشت جزایر به ایرانمیان نماینده ایران و ویلیام لوس میانجیگر بریتانیایی.
    ایران این یادداشت تفاهم (مذکرة التفاهم) را موقتی اعلام کرد و هویدا فردای آن در پارلمان اعلام کرد:جزایر سه‌گانه امروز بطور کامل به مام میهن برگشت و ما به هیچ چیز کمتر از حاکمیت کامل ایران بر سه جزیره رضایت ندادیم". نخست وزیر وقت ایران در واقع تفاهم نامه ۱۹۷۱ راکه یکی از افراد رده پایین وزارت خارجه امضا یا پاراف کرده بودرا الزام آور ندانست. به موجب موافقتنامه ایران قبول مساعدت کرد که، سالیانه یک و نیم میلیون لیره به شیخ شارجه بپردازدتا زمانیکه آن کشور از کمک مالی برای توسعه زیر ساختها بی‌نیاز شود.
    در مورد جزایر تنب کوچک و بزرگ که ایران آن‌ها را ملک مسلم خود می‌دانست، حاضر به هیچگونه همکاری با شیخ رأس‌الخیمه نشدو اعلام کرد به زور و یا با رضایت جزایر به ایران بر خواهد گشت. صرف نظر از سوابق تاریخی انگلیس پذیرفته بود که این دو جزیره در داخل حوزه قلمرو و صلاحیت دریایی ایران قرار داشت.

در دسامبر ۱۹۷۱ نماینده ایران در شورای امنیت اسناد و مدارک ایرانی بودن جزایر را به اعضای شورای امنیت ارایه نمود و شکایت ۴ کشور عربی برای همیشه از دستور کار خارج شد. نماینده ایران گفت: "این جزایر همواره از گذشته‌های بسیار دور بخشی از قلمروایران بوده‌اند و در قرنهای ۱۸ و ۱۹ میلادی جزء حوزهٔ صلاحیت و حکمرانی لنگه به حساب می‌آمده‌اند که خود یک بخش اداری از استان فارس بوده‌است. حاکمیت ایران بر این جزایر در کتابها، اسناد تاریخی، نقشه‌های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی، گزارش‌های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای ۱۷ و ۱۸ و بخش اعظم قرن ۱۹ و در اسناد و نقشه‌های روسیه و آمریکا نیز منعکس شده‌است. از میان نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی می‌توان به چند نمونه زیراشاره کرد:

    در نقشه‌ها و کتابها وزارت دریاداری انگلستان تحت عنوان «راهنمای دریایی خلیج فارس».
    در «نقشه اداره جنگ» انگلستان سال ۱۸۸۷
    نقشه شرح وضعیت دریانوردی در خلیج فارس که در سال ۱۷۸۶ توسط جان مک کلئور تهیه‌است.
    یادداشتهای جغرافیایی مربوط به امپراطوری ایران که جی. ام. کیز مشاور سیاسی سرجام ملکم سال ۱۸۱۳ به چاپ رسیده‌است،
    نقشه وزیر مختار بریتانیا در هند، کاپیتان سی. بی. اس. سنت جان در سال ۱۸۷۶
    نقشه وزارت جنگ بریتانیا (مورخ ۱۸۸۶) درباره ایران.
    نقشه لرد کروزن سال ۱۸۹۲
    نقشه سال ۱۸۹۷ رنگی ایران توسط دفتر نقشه برداری اداره امور خارجی هند (بریتانیا) در همه این نقشهها جزایر تنب و بوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.(کتاب فرهنگ مهر و کتاب مجتهد زاده)

علاوه بر دوره‌های مختلف تاریخی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۵۰۰ تمامی جزایر و سواحل خلیج فارس تحت حکومت سلطان هرمز بود که خود تابع حکّام فارس یا کرمان محسوب می‌شد. در دوره استعمار مدت کوتاهی حاکمیت موثر ایران بر جزایر تحت الشعاع قرار گرفت اما ایران هرگز حاکمیت خود بر این جزایر را به دولتی تفویض نکرده‌است. ماموران ایرانی در طول سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۷۱ بارها بصورت علنی و یا مخفی به جزایر سرکشی می‌کردند و تحرکات انگلیسی‌ها را گزارش می‌کردند بخصوص در مورد معدن خاک سرخ ابوموسی و از چراغ‌های دریایی. در دورهٔ ۲۲ نوامبر ۱۹۵۴ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۵۵ سواحل ایران در خلیج فارس بصورت فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس سازماندهی شد. بوموسی در تابستان ۱۹۵۸ در بخش کیش ادغام شد. در این موارد، دولت بریتانیا هیچ اعتراضی نکرد.

بخش‌های دیگر این فصل کتاب عبارتند از:

    نظر طرفداران تغییر نام خلیج فارس
    دلیل‌های طرفداران نام خلیج فارس
    اعتراف رسانه‌ها و روشنفکران عربی
    مسئولیت ما، پیشنهادات و راهکارها

برای تفصیل این مطالب بنگرید: تحریف نام خلیج فارس.
فصل پنجم

    اسناد و نقشه‌ها.[۱۵]
    نام خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی.

کتاب‌های همسو

    حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و بوموسی

عبدالمنعم سعید

عبدالمنعم سعید(به انگلیسی: Abdel Moneim Said) متولد ۹ نوامبر , ۱۹۴۸

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ دیدگاه در مورد نام خلیج فارس
    ۳ سوابق کاری
    ۴ تالیفات
    ۵ گواهینامه های دانشوار
    ۶ ..
        ۶.۱ جوایز
    ۷ جستارهای وابسته

زندگینامه

دکترعبدالمنعم سعید زایش 1948 قاهره- مصر. رئیس سابق شورای سردبیری موسسهاهرام و ستون نویس و یادداشت نویس روزنامه الاهرام و قدیمی ترین و بانفوذ ترین روزنامه عربی و شرق الاوسط پرتیراژ ترین روزنامه عربی است. سردبیر مجله شرق نامه و یکی از ایران شناسان عرب است. و یکی از افرادی است که در دفاع از نام خلیج فارس در میان عربها پیشرو بوده است. وی علی رغم اینکه از ناصریستهای قبلی است اما همواره از ایران و تمدن ایران با عظمت و احترام یاد نموده است.
دیدگاه در مورد نام خلیج فارس

در کتاب " تطویر العلاقات المصریه الایرانیه" نوشته مجموعه نویسندگان ، چاپ موسسه مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام (2002 قاهره در ص 190) به نقل از آقای " پرفسوردکتر عبد المنعم سعید" رئیس مرکز تحقیقات سیاسی و استراتژیک الاهرام و نویسنده ی شرق اوسط چنین آمده است :" به صراحت تمام بگویم هیچ مدرک و سند تاریخی ندیدم که نام خلیج فارس را بتوان مستند بر آن تغییر داد. در تمام نقشه ها و کتب تاریخی و حتی بعضی از سخنرانیهای جمال عبد الناصر و رهبران انقلاب از نام خلیج فارس صحبت شده است. اگر تغییر نام خلیج باعث ناراحتی مردم ایران است، چرا به حقیقت اعتراف نمی کنیم. باید شجاعت داشت و این در چهارچوب معیارهای علمی است". همچنین این اندیشمند مصری در مقاله دیگری در روزنامه الاهرام (23 دسامبر 2002) در دفاع از نام خلیج فارس مقاله ای علمی و ارزشمند نوشته است و تغییر این نام تاریخی را محکوم نموده است. "پرفسور عبدالمنعم سعید" نویسنده ی مشهور مصری در بخشی از گزارش سفر خود به تهران تحت عنوان " تقریر آخر من طهران" نوشته است: یکی از مکانهایی که در سفر 9/12/2002 بازدید کردم اداره اسناد و آرشیو وزارت امور خارجه بود. در آنجا صدها نقشه ی جغرافیایی تاریخی وجود دارد که موقعیت ایران و جهان را در طول تاریخ نشان می دهد. برای من هیچ تعجبی نداشت که در همه ی این نقشه ها که دوستان و دشمنان ایران اعم از اعراب و یونانیها تهیه کرده اند نام خلیج فارس وجود دارد. هیچ نقشه ی تاریخی در شرق و یا در غرب عالم و در هیچ کجای جهان با نام خلیج عر.بی وجود ندارد. بنابر این تغییر این نام به خلیج و یا خلیج عر.بی و یا هر نام دیگری بر خورد غیر منطقی و غیر حکیمانه با حقایق تاریخی و جغرافیایی است.به نقل از کتاباسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان[نیازمند منبع]
سوابق کاری
تالیفات

وی دارای کتاب ها و مقاله های فراوانی است که بیشتر در موضوعات زیر قرار دارند.

    در موضوعات :[۱]
    ادارة الازمات الدولیة
    السیاسة الخارجیة الامریکیة
    الامن الاقلیمی
    الدراسات المستقبلیة فی العلاقات الدولیة
    نظریة الاندماج وتطبیقاتها فی العالم العربی

گواهینامه های دانشوار

گواهی های دانشورانه

    گواهینامه البکالور( بچلر) لیسانس - قاهرة 1970
    گواهینامه الماجستیر(master) - دانشگاه شمال الینوی - آمریکا 1979
    گواهینامه دکترا - دانشگاه شمال الینوی - ==== 1982
    گواهی خبرة عملی 1987

روابط ایران و مصر

ایران و مصر دارای روابط تاریخی ، فرهنگی و سیاسی بسیاری اند.

رابطهٔ سیاسی این دو کشور تا قبل از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، در بالاترین سطح روابط قرار داشت. اما پس از انقلاب روابط این دو کشور پایین آمد.ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی در اعتراض به امضای قرارداد صلح کمپ دیوید بین قاهره و تل آویو روابط خود را با مصر قطع کرد. پس از انقلاب مصر (۲۰۱۱) دو کشور تلاش‌هایی را در جهت گسترش روابط آغاز کرده‌اند.

محتویات

    ۱ روابط سیاسی
        ۱.۱ در دوران پهلوی
        ۱.۲ پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷
        ۱.۳ جنگ ایران و عراق
            ۱.۳.۱ در دوران ریاست جمهوری خاتمی
            ۱.۳.۲ در دوران ریاست احمدی‌نژاد
                ۱.۳.۲.۱ جنجال بر سر فیلم «اعدام فرعون» و «خمینی امام خون»
                ۱.۳.۲.۲ سخنان رهبر جمهوری اسلامی و واکنش مصری‌ها
                ۱.۳.۲.۳ تظاهرات و حمله به ساختمان سفارت مصر
        ۱.۴ بعد از انقلاب مصر
    ۲ روابط فرهنگی-تاریخی
        ۲.۱ مردم ایران و مصر
        ۲.۲ روابط مشاهیر ایران-مصر با یکدیگر
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

روابط سیاسی
در دوران پهلوی
مجلس عروسی ملکه فوزیه و محمدرضا شاه پهلوی در کاخ عابدین، قاهره. عروسی دو عضو خانواده سلطنتی ایران و مصر، رویداد مهم و برجسته‌ای در تاریخ روابط ایران و مصر بود.
نامهٔ تاریخی کاردار نخست ایران در قاهره

به مجرد استقلال مصر از پادشاهی متحده، ایران از اولین کشورهایی بود که مصر را به رسمیت شناخت و در سال ۱۳۰۰ خورشیدی، دولت ایران سفارت ایران در قاهره را برای بهبود هرچه بیشتر روابط بین دو کشور، تاسیس کرد.

ملکه فوزیه، اولین همسر محمدرضا شاه پهلوی، خواهر ملک فاروق، شاه مصر و سودان، پیش از اعلام نظام جمهوری در آن کشور بود.[۱]

محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه ایران و محمد انور سادات، رئیس جمهور مصر، در خارج از محدوده دیپلماتیک، با یکدیگر دوستان صمیمی و نزدیک بودند. در طول جنگ یوم کیپور، محمدرضا شاه پهلوی کمک‌هایی را به ارتش مصر در مقابل ارتش اسرائیل به عمل آورد.[۲]
پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷

پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، محمدرضا شاه که از بیماری سرطان رنج می‌برد، به دعوت محمد انور سادات به مصر رفت و در آنجا درگذشت. انور سادات، سید روح‌الله خمینی را «ننگ دین اسلام» و یک «بیمار روانی» توصیف کرد[۳] و مراسم تدفین رسمی و باشکوهی را برای محمدرضا شاه پهلوی برگزار کرد[۴] و مسجد الرفاعی آرامگاه شخصیت‌هایی همچون رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی آخرین پادشاهان ایران شد.

روابط ایران و مصر در سال ۱۳۵۸ خورشیدی و به دستور روح‌الله خمینی قطع شد.[۵]نام خیابان خالد اسلامبولی تغییر می‌یابد؟] (بی‌بی‌سی فارسی)<الگو:مادر در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) و در سالگرد جنگ رمضان در مصر، انور سادات در یک رژه نظامی به دست چهار اسلامگرای مصری عضو جهاد اسلامی مصر ترور شد. نظام جمهوری اسلامی ایران در استقبال از ترور انور سادات، خالد اسلامبولی، قاتل وی را یک «شهید» نامید و خیابان وزرای سابق در تهران را به نام وی نامگذاری کرده است.
جنگ ایران و عراق

دولت مصر یکی از حامیان سیاسی - نظامی عراق در جنگ علیه ایران بود.
نوشتار اصلی: کمک‌های مصر به عراق در جنگ ایران و عراق


در دوران ریاست جمهوری خاتمی

در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، وی پس از ۲۰ سال قطع کامل روابط ایران با مصر، در ژنو با حسنی مبارک رئیس جمهوری وقت مصر دیدار و گفتگو کرد.[۶] همچنین تلاش‌هایی در زمینه تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی صورت گرفت که ناکام ماند.[۷]
در دوران ریاست احمدی‌نژاد

در اردیبهشت ۱۳۸۶، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران اعلام کرد که: «آماده هستیم تا اگر همین امروز دولت مصر اعلام آمادگی کند، سفارتمان را در آن دایر کنیم».[۸]

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی، حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر پس از اطلاع از دعوت محمود احمدی‌نژاد در نشست سالانهٔ سران اتحادیه عرب در شهر دوحه قطر، از حضور در آن خودداری کرد.[۹]
جنجال بر سر فیلم «اعدام فرعون» و «خمینی امام خون»

در تیر ۱۳۸۷، فیلم مستندی به نام اعدام فرعون که توسط عده‌ای از هواداران ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام ساخته شده و از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.[۱۰] در فیلم اعدام فرعون، از انور سادات رئیس جمهور فقید مصر، به‌خاطر آشتی با اسرائیل به عنوان یک «خائن» و از قاتل او در نقش یک «قهرمان» ترسیم شده است.[۱۱] دولت مصر به پخش این فیلم از تلویزیون ایران شدیدا اعتراض کرد و در واکنش دفتر شبکه عرب‌زبان «العالم» را که متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی است، با دخالت پلیس قاهره پلمپ کرد.[۱۲] همچنین مسابقه دوستانه میان تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال مصر نیز توسط مقامات مصری لغو گردید.

دانشگاه الازهر که از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام محسوب می‌شود، نیز در اعتراض خواستار سوزاندن این فیلم شد.[۱۳] در همین زمینه، سخنگوی رسمی حزب ملی حاکم در مصر، از آغاز به کار یک پروژه تولید فیلم، به نام «خمینی امام خون» خبر داد. وی این فیلم را پاسخی مستقیم دولت مصر به توهین مقامات ایرانی، در تولید فیلم «اعدام فرعون» خواند.[۱۴]
سخنان رهبر جمهوری اسلامی و واکنش مصری‌ها

سید علی خامنه‌ای رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران در خطبه‌های نماز جمعه تهران در تاریخ ۴ فوریه ۲۰۱۱ میلادی، ناآرامی‌های مصر را «بیداری اسلامی» و حُسنی مبارک، رئیس‌جمهور این کشور را «حُسنی نامبارک» و «نوکر آمریکا» خطاب کرد. وی در بخشی دیگر از سخنان‌اش، ناآرامی‌های مصر را حرکتی «اسلامی و آزادی‌خواهانه» خوانده‌بود.[۱۵]

احمد ابوالغیظ، وزیر خارجه مصر در واکنش، سخنان علی خامنه‌ای را «خصمانه و نفرت‌انگیز» خواند[۱۶] و گفت که «رهبر جمهوری اسلامی از خطوط قرمز عبور کرده‌است» و «امید ایران برای تاسیس حکومت اسلامی در مصر نشان می‌دهد که این کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا به دنبال استیلا بر منطقه است».[۱۷] هم‌چنین اخوان‌المسلمین که اصلی‌ترین گروه سیاسی اسلام‌گرای مخالف دولت مصر است، نیز در پاسخ به اظهارات رهبر ایران، اعلام کرد که «قیام مردم مصر، شامل همه اقشار این کشور نظیر مسلمانان، مسیحیان و تمامی نگرش‌های سیاسی موجود در مصر است و یک انقلاب اسلامی نیست».[۱۸][۱۹][۲۰]
تظاهرات و حمله به ساختمان سفارت مصر

    در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی، اعضای گروه موسوم به جنبش عدالت‌خواه دانشجویی که از تشکل‌های بسیج دانشجویی تلقی می‌شود، با برپایی تظاهراتی در برابر دفتر حافظ منافع مصر در تهران و در اعتراض به سیاست دولت مصر در مورد محاصره نوار غزه از سوی اسرائیل، شعارهایی علیه حسنی مبارک رئیس جمهور مصر و در حمایت از رهبران ایران سر دادند. در واکنش وزارت امور خارجه مصر با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که این وزارتخانه اعتراض خود را نسبت به تجمعات گاه به گاه نیروهای حکومتی در مقابل دفتر نمایندگی مصر در تهران را به اطلاع مسئول دفتر حافظ منافع ایران در قاهره رسانده است.[۲۱]
    در تاریخ ۳۰ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی و در چهارمین روز از نبرد اسرائیل و غزه ۲۰۰۸ - ۲۰۰۹، عده‌ای از دانشجویان بسیجی در برابر دفتر حفاظت منافع مصر در تهران دست به تظاهرات زدند و در نامه‌ای تهدیدآمیز به رئیس دفتر حفاظت منافع مصر در تهران، تا ۱ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، فرصت دادند که در صورت باز نشدن مرز مصر با غزه، خاک ایران را ترک کند.[۲۲][۲۳]

بعد از انقلاب مصر
نوشتار(های) وابسته: شانزدهمین اجلاس غیرمتعهدها

مصر به ایران اجازه داد تا ناوش را از کانال سوئز رد کند. مرسی برای اجلاس غیر متعهد‌ها به ایران آمد و ایران را کشور دوست وبرادر خواند

مرسی در حاشیهٔ نشست در دیدار احمدی‌نژاد گفت: احساس دوستی و برادری میان مردم ایران و مصر احساسی متقابل بوده و ما همواره از مواضع و حرکت روبه‌جلو و سازندهٔ ملت ایران در رشد و توسعه و پیشرفت تجلیل می‌کنیم. وی در پاسخ سخنان احمدی‌نژاد که مصر را شریک راهبردی ایران خوانده‌بود گفت: مصر نیز ایران را شریک راهبردی خود می‌داند.[۲۴]
روابط فرهنگی-تاریخی

بسیاری از قاریان مصری بارها به ایران به مناسبت‌های گوناگون به ویژه در ماه‌های رمضان دعوت شده‌اند.[۲۵] [۲۶]
مردم ایران و مصر

جمعیت ایران هم اکنون ۷۷،۱۸۹،۶۶۹ نفر با رتبهٔ ۱۸ در جهان و مصر ۸۴٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر با رتبهٔ ۱۶ می‌باشد[۲۷]. با استناد به آمار سال ۲۰۰۷ م جمعیّت دانشجویان در مصر ۲،۵۹۴،۱۸۶ نفر و در ایران ۲،۲۷۴،۱۲۶ نفر بود.[۲۸] شمار دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در ایران ۲،۲۷۶ مرکز است[۲۹][۳۰] و امّا در مصر، شمار دانشگاه‌های دولتی ۲۲ تاست.[۳۱] [۳۲] ۱۳ گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های مصر فعالیّت دارند.[۳۳]
روابط مشاهیر ایران-مصر با یکدیگر

    ناصر خسرو ، شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی قاهره اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.او در سال ۴۴۴ از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید.[۳۴]
    شریف نیشابوری ، که زادهٔ سال ۷۰۶ قمری(۱۳۰۷ یا ۱۳۰۶ میلادی ) در نیشابور بود پس از سال‌ها تحصیل در شام تا آخر عمر در مصر اقامت گزید.شریف در سال ۷۷۶ هجری قمری(۱۳۷۵ یا ۱۳۷۴ میلادی ) در قاهره درگذشت.[۳۵]
    محمدرضا پهلوی پس از خروج از ایران در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به مصر رفت و در اسوان مورد استقبال رسمی انور سادات رئیس جمهور مصر قرار گرفت.[۳۶] پس از ناموفق بود او در درمان بیماریش ، در ۳ فروردین ۱۳۵۹ (۲۳ مارس ۱۹۸۰) به مصر رفت[۳۷] و انور سادات به او پناهندگی داد.[۳۸] مدت کوتاهی پس از ورود وی به مصر پزشکان معالج طحال او را خارج کردند. سرطان او در وضع پیشرفته‌ای بود و پایان کار وی نزدیک بود. سرانجام در ساعت ۹:۴۵ دقیقه روز ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، در قاهره درگذشت. جسد وی در مسجد الرفاعی، پس از یک مراسم رسمی، خاکسپاری شد.[۳۹]

او در جوانی در تاریخ ۱۵ مارس ۱۹۳۹ میلادی، در کاخ عابدین در شهر قاهره با فوزیه فؤاد ازدواج کرد و در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی، ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی، مراسم تدفین‌اش در همان کاخ برگزار شد.[۴۰]

    شهریار شفیق ، افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران ، متولد قاهره بود.
    آصف بیات (متولد: ۱۳۳۳) محقق و نویسنده ایرانی و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه لایدن هلند ، به مدت ۱۷ سال، استاد دانشگاه آمریکایی قاهره (AUC) بوده است.
    گرجی عبادیا (زاده ۱۲۹۶ - درگذشته ۱۳۷۵) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و بازیگر اهل ایران،متولد قاهره بود.
    عبدالمنعم سعید (زاده 1948 - ) روزنامه نگار و سیاستمدار مصری ، از جمله پراثرترین نویسندگان مصری دربارهٔ ایران است.

قاهره

قاهِرِه (عربی: القاهِرَة‎ Al-Qahirah , انگلیسی: Cairo کای رُ , از ریشهٔ قَهَرَ، به معنای: چیره شده) پایتخت مصر[۱] و بزرگترین شهر جهان عرب، خاورمیانه و آفریقا است.[۲] این شهر در بخش شمال شرقی مصر در نزدیکی دلتای نیل جای دارد، رود نیل از میانش می‌گذرد و دریای مدیترانه در ۱۶۵ ک. م شمال آن می‌باشد.[۳] کلان شهر قاهره با ۱۴٬۴۵۰٬۰۰۰ نفر و ۸۶٬۳۶۹ ک. م مساحت، شانزدهمین شهر پرجمعیّت جهان است.

قاهره در سال ۹۶۹ م (۳۵۸ ق ۳۴۷ ش) ساخته شد. در طول تاریخ پایتخت خاندان‌های بزرگ مصر بوده است و از مهمترین مراکز تمدن اسلامی در سده‌های میانه بوده است و در سدهٔ ۱۰ م جز نیشابور و بغداد همتایی در جهان اسلام نداشت؛ از این رو، امروزه غنی از مسجدهای تاریخی (که بدین سبب به شهرِ هزار منار مشهور است)، موزه‌های مصر باستان و تاریخ اسلامی، کتابخانه‌ها و مؤسسات نشر است و مرکز گسترش فکری اسلامی و عربی شمرده می‌شود. این شهر همچنین دارای قدیمیترین و بزرگترین صنعت فیلم سازی و موسیقی در جهان عرب استر.[۴] به سبب دانشگاه الازهر، که به عنوان یک مدرسه در سال ۹۷۰ م ساخته شد، دومین بنیاد کهنِ آموزشی عالی در جهان به شمار می‌رود.

در حال حاضر این شهر یک پایتخت ملی با طراوت و پر رفت‌وآمد است و به ازای هر مایل مربع یکی از بیشترین تراکم‌های جمعیتی دنیا را دارد. با وجود اینکه شهر در تنازع با تأثیرات منفی اجتماعی و محیطی تراکم جمعیت است ولی همچنان به عنوان مرکز اصلی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مصر و نخستین مقصد برای گردشگران باقی‌مانده‌است.

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ ریشهٔ نام و نخستین آبادانی
        ۱.۲ قاهره در سده‌های میانه
        ۱.۳ دوران عثمانی
        ۱.۴ عصر نوین
        ۱.۵ انقلاب سال ۲۰۱۱
        ۱.۶ شهرهای پیوسته
    ۲ جغرافیا
    ۳ گردشگری
    ۴ فرهنگ و هنر
    ۵ اقتصاد
    ۶ ارتباطات بین‌المللی
        ۶.۱ شهرهای توأم و خواهرخوانده
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

تاریخ
یک طرّاحی از فسطاط
ریشهٔ نام و نخستین آبادانی

اولین سکونتگاه در منطقهٔ قاهره، فُسطاط بود که آن اولین پایتخت مصر پس از اسلام است. این شهر در سال بیستم ق (۶۴۱ م) با تلاش فاتح مصر از سوی مسلمانان، عمرو بن عاص ساخته شد که مسجد، بازار و بناهای دفاعی مهمترین بخش‌های آن به شمار می‌رفت. مسجد آن هنوز پابرجاست و مسجد عمرو عاص نامیده می‌شود. این مسجد را نخستین مسجد در قارهٔ آفریفا می‌دانند. فسطاط دارای ارتباط بازرگانی (کاروان‌ها) و فرهنگی با سراسر جهان اسلام بود و یکی از امصار شمرده می‌شد، از سوی آن فتوحات بعدی مسلمانان در افریقیه ادامه یافت و در دورهٔ فرمانروایان بعدی گسترش پیدا کرد.
قاهره در سده‌های میانه

در سال ۹۶۹ (میلادی) جوهر صقلی شهری نو را در شمال فسطاط در سه سال بنیان نهاد که آن را المنصوریة نامید. سپس خلیفهٔ فاطمی، المعز لدین‌الله در ۷ رمضان ۳۶۱ (=۱۱ ژوئن ۹۷۲ م)درون آن جای گرفت و آن را پایتخت خلافت فاطمیان قرار داد و آن را القاهِرَة (al-Qahirah)، به معنی شهری که بر آن قاهر/چیره شده، نامید. او در قصری که جوهر بنا نهاده بود، جای گرفت و در روز دوم رسماً خلافت خود را اعلام کرد. از آن تاریخ، پیروی قاهره از بغداد (خلافت عباسیان) بریده شد.

دوران فاطمیان، درخشان ترین دورهٔ تاریخ قاهره و مصر در سده‌های میانه بوده است. مساحت آن را نزدیک به ۳۴۰ فدان گفته‌اند و دیوارهای آجری شهر را در بر می گرفته‌اند. دانشگاه الازهر، به عنوان یک مدرسه در کنار مسجد الازهر در سال ۹۷۰ م ساخته شد، که دومین بنیاد کهنِ آموزش عالی در جهان به شمار می‌رود که همچنان پویایی دارد. همچنین، دروازه‌های بزرگی در قاهره در دوره فاطمی ساخته شد که مشهوترین آن‌ها زویلة، نصر و فتوح نام داشت.

ناصر خسرو از بزرگان سدهٔ دهم میلادی، که خود سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان، قاهره، در دوران المستنصر بالله اقامت داشت؛ در سفرنامهٔ خود نوشت:

    در وقتی که المعز لدین الله بیامد در مصر سپاهسالاری از آن خلیفه بغداد بود پیش معز آمد به طاعت و معز با لشکر بدان موضع که امروز قاهره است فرود آمد و آن لشکرگاه را قاهره نام نهادند آنچه آن لشکر آن جا را قهر کرد [فتح کرد] و فرمان داد تا هیچ کس از لشکر وی به شهر در نرود و به خانه کسی فرو نیاید، و بر آن دشت مصری بنا فرمود و حاشیت خود را فرمود تا هرکس سرایی و بنایی بیناد افکند و آن شهری شد که نظیر آن کم باشد
    — سفرنامه، بخش صفت قاهره، [۵]

او همچنین نیشابور سدهٔ ۱۰ م را تنها شهری را می‌دانست که می‌توانست برابر با قاهره باشد.
دوران عثمانی
عصر نوین
انقلاب سال ۲۰۱۱
یک معترض پرچم مصر را برمی افرازد، در پی تظاهرات ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱.
نوشتار اصلی: انقلاب مصر (۲۰۱۱)

در پی انقلاب سال ۲۰۱۱ در مصر، میدان تحریر در منطقهٔ مرکزی شهر قاهره، به نماد مبارزه علیه حکومت حسنی مبارک تبدیل شده‌بود.[۶]
شهرهای پیوسته
جغرافیا

قاهره در شمال مصر که با نام مصر سفلی شناخته می‌شود، در ۱۶۵ کیلومتری جنوب دریای مدیترانه و ۱۲۰ کیلومتری غرب خلیج و آبراه سوئز قرار دارد.[۷] شهر در طول رود نیل کشیده‌شده‌است، بلافاصله در جنوب نقطه‌ای که رود دره محدود به صحرا و شاخه‌های آن را به درون ناحیه پست دلتای نیل ترک می‌کند. هرچند کلانشهر قاهره از نیل به تمام جهات گسترده‌شده، شهر قاهره تنها کرانه شرقی رود و دو جزیره میان آن در مساحتی برابر با ۴۵۳ کیلومتر مربع را شامل می‌شود.[۸][۹]
Egypt-Al Qahirah.png     اسماعیلیه، رشید، پرت سعید شبه جزیره سینا و دریای مدیترانه     دلتای نیل، بنها ،طنطا، محلة الکبری، منصوره دمیاط و دریای مدیترانه     دمنهور، رشید، اسکندریه و دریای مدیترانه     Egypt-Al Qahirah.png
سوئز، خلیج سوئز، شبه جزیره سینا     شمال     شهرک ششم اکتبر
شرق   قاهره    غرب
جنوب
خلیج سوئز ، عین سخنه     حلوان، بنی سویف     صحرای غربی ، فیوم
گردشگری
فرهنگ و هنر

هنرهای نمایشی: خانهٔ اپرای قاهره جدید (کانون فرهنگی ملی) در سال ۱۹۸۰ و پس از اینکه خانهٔ اپرای اصلی متعلق به قرن نوزدهم در سال ۱۹۷۱ در آتش ویران شد، مورد بازسازی قرار گرفت و اکنون عرصهٔ اصلی برای هنرهای نمایشی شهر است. در خانهٔ اپرای قاهره تئاتر سیاحتی و برنامهٔ گروههای موسیقی، باله و شرکت اپرای باله و ارکستر قاهره برنامه اجرا می‌کنند.

اپرای قاهره در جایگاههای نمایشی شبیه به پارک ناحیهٔ جزیره (Gazirah Exhibition Grounds) واقع شده‌است که شامل تئاتر در فضای آزاد، آمفی تئاتر و دو سالن سرپوشیده‌است. مرکز مجهز و جدیدتر کنفرانس بین‌المللی قاهره با گنجایش ۲۵۰۰ صندلی در حومهٔ شهری مدینه النصر (Madinat Nasr)، پیشکشی از جانب چینی‌ها در سال ۱۹۹۱ بود. این مرکز در سال بعد و با اجرای بالهٔ گیرگوویچ (Grigorovich Ballet) از تئاتر بولشوی روسیه، گشایش یافت. جایگاههای اجرای مردمی قاهره اسلامی بویژه در دورهٔ تعطیلات ماه رمضان خانهٔ مجموعه‌های هنری زینب خاتون (Zeinab Khatoun) و القاری (Al-Ghouri) هستند. نمایش‌ها و کنسرت‌ها نیز در تالار اورت (Ewart Hall) و سالن تئاتر والاس (Wallace Theater)، واقع در محوطهٔ دانشگاه آمریکایی قاهره، به اجرا در می‌آید. قاهره مرکزی برای تئاتر مشروع عربی است اگرچه این اجرائات در معرض سانسور دولتی هستند. رقص باله و مدرن از محبوبیت قابل ملاحظه‌ای در قاهره برخوردارند، شرکت رقص باله (بالهٔ قاهره) در سال ۱۹۶۰ و با کمک اتحاد جماهیر شوروی که معلمین رقص خود را برای آموزش اعضای شرکت به قاهره فرستاد، تأسیس شد. هر چند با اخراج مشاورین شوروی از مصر در سال ۱۹۷۲ اجرای بالهٔ روسی نیز پایان یافت. بعد از این از کیفیت کاری گروههای هنری کاسته شد ولی در سال ۱۹۹۱ و با اضافه شدن رقصنده‌هایی از روسیه و ایتالیا این گروهها تقویت شدند.

قاهره را نیز پایتخت سینمای جهان عرب می‌دانند، تئاتر عروسکی قاهره از اکتبر تا می و در باغهای ازبکیه (Ezbekiyya Gardens) واقع در شمال آتابا (Ataba)، به اجرا در می‌آید.[۱۰]
اقتصاد
سراسر نما بخشی از قاهره در کنار رود نیل.
ارتباطات بین‌المللی

ایران

نوشتار اصلی: روابط ایران و مصر

مسجد الرفاعی آرامگاه شخصیت‌هایی همچون رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی آخرین پادشاهان ایران است که این خاکسپاری‌ها مقدمه‌ای برای تیره شدن روابط ایران و مصر شد.

۱۹۸۰ (میلادی)

سال ۱۹۸۰ (هزار و نهصد و هشتاد) میلادی، نخستین سال از دهه ۱۹۸۰ در سده ۲۰ میلادی بود. بر اساس تقویم گریگوری سال مذکور یک سال کبیسه با ۳۶۶ روز بود. در تقویم هجری شمسی سال ۱۹۸۰ از دی ۱۳۵۸ شروع شد و در دیماه ۱۳۵۹ خاتمه یافت.

محتویات

    ۱ نامگذاری‌ها
    ۲ رویدادها
    ۳ زادروزها
    ۴ مرگ‌ها

نامگذاری‌ها

در تقویم چینی این سال سال میمون نام گرفته است.
رویدادها

۱۱ ژانویه - تبریز - طرفداران آیت‌الله شریعتمداری وآیت‌الله خمینی به جان هم می افتند.

    نیایشگاه جگانتیا در فهرست میراث بشری یونسکو جای‌گرفت.

زادروزها

    21 نوامبر - کیم کارداشیان : مدل ، کارآفرین و بازیگر سینما و تلویزیون آمریکایی.
    تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی: نهمین امیر کشور قطر.

مرگ‌ها

    ۲۱ آوریل - سهراب سپهری، شاعر و نقاش ایرانی (زادهٔ ۱۹۲۸)
    ۲۷ ژوئیه - محمدرضاشاه پهلوی (در قاهره)

کارتل

کارتل شرکت‌هایی هستند که در یک رشتهٔ خاص فعالیت می‌کنند و با حفظ استقلال مالی و حقوقی خود با یک‌دیگر متحد می‌شوند و در مورد تقسیم بازار میان خود و حجم تولید و قیمت کالا با یک‌دیگر به توافق می‌رسند.هدف کارتل‌ها تسلط بر بازار یک کالای خاص از طریق تضعیف یا از بین بردن رقابت در بازار آن کالا توسط ایجاد انحصار است. نمونه بارز کارتل‌ها از سال ۱۹۳۳ در آلمان و کشورهای اروپای غربی است. به خاطر تاثیر منفی کارتل در از بین بردن رقابت، قوانین ضد ایجاد کارتل در آلمان و برخی کشورهای دیگر بوجود آمد.
کارتل‌های بین‌المللی

یک کارتل بین‌المللی عرضه‌کنندهٔ یک کالای مخصوص در کشورهای مختلف است که اعضاء آن می‌توانند شرکت‌ها، سازمان‌ها و یا دولت‌ها در کشورهای مختلف باشند که با توافق بر روی کاهش تولید و صادرات سعی می‌کنند سود خود را حداکثر کنند. هرچند که در آمریکا ایجاد کارتل ممنوع می‌باشد و در اروپا نیز بسیار محدود است امّا مقابله با کارتل‌های بین‌المللی کار راحتی نیست، زیرا این کارتل‌ها زیر نظر قانون هیچ کشوری نیستند.

معروف‌ترین و تاثیرگذارترین کارتل بین‌المللی در حال حاضر «سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت (اوپک)» می‌باشد که با کنترل تولید و صادرات اعضای خود توانست قیمت نفت را در سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ به چهار برابر قیمت افزایش دهد.مورد دیگر «سازمان حمل و نقل هوایی بین‌المللی (یاتا IATA)» که یک کارتل بزرگ خطوط هوایی بین‌المللی است که هر ساله خط مشی مربوط به پروازهای بین‌المللی را از قبیل کرایه‌ها، سیاست‌ها و مقررات را معیّن می‌کند.

یک کارتل زمانی موفّق است که فقط تعداد کمی در آن سازمان کالایی ضروری تولید کنند که جانشینی نداشته باشد.اوپک در دهه هفتاد بسیار موفق عمل کرد؛ زیرا برای نفت جانشینی وجود ندارد و تولیدکننده‌های آن نیز محدود هستند. وقتی تعداد زیادی عرضه‌کننده در سطح جهان وجود داشته باشد، مشکل می‌توان آن‌ها را در قالب یک کارتل کارآمد سازمان‌دهی نمود. هم‌چنین اگر جانشین مناسبی برای کالای تولیدی کارتل وجود داشته باشد، هر نوع تلاشی به منظور افزایش قیمت از طریق کاهش تولید تنها باعث این خواهد شد که مصرف‌کننده‌ها کالای جانشین را خریداری کنند. این مهم علت شکست کارتل‌های بین‌المللی در تسلط بر بازاهای مواد معدنی (غیر از نفت) و محصولات کشاورزی (غیر از شکر، قهوه، کاکائو و لاستیک) را نشان می‌دهد.

از آن روی که قدرت هر کارتل بستگی به توانایی آن در محدود کردن تولید و صادرات دارد، هر یک از عرضه‌کنندگان تمایل دارند خارج از کارتل فعالیت کنند و با توسل به نیرنگ به فروش نامحدود کالا با قیمتی کم‌تر از قیمت کارتل اقدام کنند. نمونه این واقعه در سال ۱۹۸۰ اتفاق افتاد و در زمانی که قیمت نفت در بالاترین حد خود بود، این قیمت باعث شد که کشورهای غیرعضو مثل انگلیس، مکزیک و نروژ به صورت جدّی در پی اکتشاف نفت باشند. افزایش عرضه نفت در پی کشف منابع جدید و تولید بیش‌تر، به همراه سیاست‌های حفاظت از محیط زیست باعث کاهش تقاضا برای محصولات نفتی شد؛[نیازمند منبع] در نتیجه قیمت نفت در دهه هشتاد نسبت به دهه هفتاد به شدّت افت کرد. بر اساس پیش‌بینی‌های نظریه‌های اقتصادی، کارتل‌ها غالباً ثبات ندارند و سرانجام با فروپاشی روبرو می‌شوند. در صورت موفّقیت نیز کارتل چیزی بیش از انحصارگری که سود خود را حدّاکثر می‌کند و به زیان رقابت و حقوق مصرف‌کننده عمل می‌کند نخواهد بود.

وام

وام نوعی قرض دادن پول سوددار است،[۱] که در زمانی مشخص بین قرض دهنده و قرض گیرنده انجام می‌شود. وام دارای انواع مختلفی می‌باشد. جزئیات حقوقی وام در رشته حقوق مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. مفهوم وام تاریخچه‌ای قدیمی دارد و به دوران کهن باز می‌گردد.
اقساط ماهیانه

اقساط ماهانه P برای یک وام به مبلغ L برای n ماه با نرخ بهره ماهانه c از فرمول زیر محاسبه می‌شود:[۲]

P = L \cdot \frac{c\,(1 + c)^n}{(1 + c)^n - 1}

سرمایه

سرمایه، در علم اقتصاد، عبارت است از حق یا علاقه صاحبان یک موسسه نسبت به دارایی موسسه مذکور.

این مبلغ از کم کردن بدهی‌های موسسه از جمع دارایی آن بدست می‌آید. بعبارت دیگر پس از پرداخت تمام بدهی‌ها و تعهدات یک موسسه آنچه از دارایی باقی می‌ماند متعلق به صاحب یا صاحبان موسسه است.

به طور مثال اگر در یک موسسه جمع دارایی‌ها ۳٬۱۳۰٬۰۰۰ ریال و جمع بدهی‌های موسسه ۱۳۰٬۰۰۰ ریال باشد آنگاه سرمایه موسسه ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال خواهد بود، که از تفاضل دارایی و بدهی بدست می‌آید.

حال اگر این موسسه مبلغ ۲۰٬۰۰۰ ریال وام دریافت کند، مجموع دارایی‌ها به ۳٬۱۵۰٬۰۰۰ ریال و میزان بدهیهای به ۱۵۰٬۰۰۰ ریال افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه تفاضل این دو مجدداً عدد ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال بدست می‌آید. ملاحظه می‌شود که گرفتن وام عملاً موجب افزایش سرمایه نمی‌شود. زیرا علی‌رغم افزایش دارایی موجب افزایش بدهی نیز می‌گردد.

به طور کل سرمایه از دو طریق افزایش میابد:

    سرمایه‌گذاری شخصی
    سود حاصل از عملیات موسسه

محتویات

    ۱ انواع سرمایه
    ۲ ابعاد سرمایه
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

انواع سرمایه

بر اساس نوع شرکت سرمایه به سه طریق مطرح می‌گردد:

    در شرکتهای فردی سرمایه متعلق به یک فرد (صاحب موسسه) می‌باشد.
    در شرکتهای غیر سهامی سرمایه متعلق به دو یا چند شریک می‌باشد.
    در شرکنهای سهامی سرمایه به تعدادی سهم تقسیم می‌گردد.

ابعاد سرمایه

سرمایه ابعاد گوناگونی دارد که هر کدام از نظر ماهیت، قلمرو و تاثیراتی که بر توسعه می‌گذارند، با یکدیگر متفاوتند. و در عین حال در فرایند توسعه و چگونگی شکل گیری آن لازم و ملزوم یکدیگرند، که عبارتند از:

    سرمایه ثابت اقتصادی
    سرمایه مولد اقتصادی
    سرمایه جاری
    سرمایه ثابت اجتماعی

طبقه متوسط

طبقه متوسط، یک طبقه اجتماعی است و شامل افراد بسیاری در مشاغل مختلف می‌شود که از نظر ارزش‌های فرهنگی بیش‌تر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیش‌تر مشابه طبقه کارگر هستند.

طبقه متوسط قدیم شامل صاحبان سرمایه‌های کوچک، مالکان فروشگاه‌های محلی و کشاورزان کوچک می‌شود. شمار افراد این دسته در طول قرن گذشته به طور پیوسته کاهش یافته‌است، اما هنوز نسبتی از کل جمعیت شاغل را تشکیل می‌دهد.

طبقه متوسط بالا اساساً از کسانی که دارای مشاغل مدیریت حرفه‌ای هستند تشکیل گردیده‌است. این دسته شامل شمار بسیاری از افراد و خانواده‌هاست. بیش‌تر آن‌ها شکلی از آموزش عالی را تجربه کرده‌اند و نسبت افرادی که دارای نظرات آزادمنشانه درباره موضوعات اجتماعی و سیاسی هستند؛ در بین آن‌ها، به ویژه در میان گروه‌های حرفه‌ای و تخصصی بالاست.

طبقه متوسط پایین گروهی است که شامل افرادی چون کارکنان دفتری، نمایندگان فروش، معلمان و پرستاران می‌شود.اعضای طبقه متوسط پایین، معمولاً نگرش‌های اجتماعی و سیاسی متفاوتی با کارگران دارند.