اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۸)

همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ برگزار شد و با ۹۹/۵٪ آرا تصویب شد.[۳]

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ برگزاری
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ پی‌نوشت و منبع

پیشینه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، انتخابات خبرگان قانون اساسی در تابستان برگزار شد.

خبرگان پس از چند ماه بحث و نظر و رای‌گیری، پیش‌نویس قانون اساسی را آماده کردند. هر اصل باید دست‌کم رای دوسوم خبرگان را می‌آورد.

پس از بحث و تصویب تک‌تک اصل‌ها و گفت‌گو جمع‌بندی شد. نسخهٔ پایانی قانون اساسی در جلسهٔ علنی ۲۴ آبان به

در ایران برخی نمی‌خواستند انتخابات همه‌پرسی شود، ولی با تاکید سید روح‌الله خمینی بر این که باید مردم رای دهند، همه‌پرسی در همان سال برگزار شد.
برگزاری

همه‌پرسی در ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ برگزار شد.

۷۵٫۲۳٪ مردم شرکت کردند که با رای حدود ۱۰۰٪ همه‌پرسی تصویب شد.
گزینه     رای     ٪
موافق     ۱۵٬۶۸۰٬۲۱۸     ۹۹٫۵
مخالف     ۷۸٬۵۱۶     ۰٫۵
رای‌های سپید و باطله     ۱۱۱     -
مجموع     ۱۵٬۶۹۰٬۱۴۲     ۱۰۰

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ توسط مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۷۵ اصل تصویب شده و همان سال به همه‌پرسی گذاشته شد و نتیجه آن با رای مثبت اعلام شد.

در سال ۱۳۶۸ اصلاحاتی در این قانون صورت پذیرفت که طی آن از جمله پست نخست وزیری حذف و اختیارات بیشتری به رئیس جمهور داده شد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ کتاب‌شناسی
    ۳ ساختار قانون اساسی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخچه

در زمستان ۱۳۵۷ و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایدهٔ تدوین قانون اساسی توسط روح الله خمینی و یارانش در پاریس مطرح شد. در همانجا پیش نویس اولیه قانون اساسی تهیه شد. بعدها پس از پیروزی انقلاب، این پیش نویس توسط افراد و گروههای مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ۱۵ بهمن ۵۷، روح الله خمینی از جمله وظایف دولت موقت بازرگان را تشکیل مجلس مؤسسان منتخب مردم برای نگارش قانون اساسی اعلام کرد.[نیازمند منبع] پس از شروع کار دولت بازرگان، شورای عالی طرح‌های انقلاب با تصویب هیأت دولت در ۸ فروردین ۵۸ تأسیس و از وظایف این شورا، تهیه طرح قانون اساسی بر مبنای ضوابط اسلامی و اصول آزادی عنوان شد.

در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بر‌گزار و اعضای منتخب از ۲۸ مرداد شروع به تدوین قانون اساسی کردند. در ۲۴ آبان ۵۸ کار تدوین به پایان رسید و دو روز بعد (۲۶ آبان ۵۸)در روزنامه کثیرالانتشار کیهان به چاپ رسید. همه پرسی قانون اساسی در ۱۱ آذر بر‌گزار شد و با رای اکثریت ملت به تصویب نهایی رسید.
کتاب‌شناسی

    مشروح مذاکرات جلسات خبرگان قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸هجری

ساختار قانون اساسی

    مقدمه
    فصل اول : اصول کلی
    فصل دوم ‎: زبان، خط، تاریخ و پرچم رسمی کشور
    فصل سوم: حقوق ملت
    فصل چهارم ‎: اقتصاد و امور مالی
    فصل پنجم: حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن
    فصل ششم : قوه مقننه
    فصل هفتم: شوراها
    فصل هشتم ‎: رهبر یا شورای رهبری
    فصل نهم ‎: قوه مجریه
    فصل دهم ‎: سیاست خارجی
    فصل یازدهم: قوه قضائیه
    فصل دوازدهم ‎: صدا و سیما
    فصل سیزدهم: شورای عالی امنیت ملی
    فصل چهاردهم: بازنگری در قانون اساسی

قوه مقننه جمهوری اسلامی ایران

قوه مقننه بخشی از نظام جمهوری اسلامی ایران است که کار تهیه و تصویب قوانین عمومی کشور را بر عهده دارد. قوه مقننه از دو نهاد اصلی تشکیل شده است:

    مجلس شورای اسلامی که در آن نمایندگان منتخب مجلس، قوانین گوناگون مورد نیاز کشور را تهیه، تعدیل و تصویب می‌کنند.
    شورای نگهبان قانون اساسی که کار نظارت بر مصوبات مجلس شورای اسلامی و انطباق آنها با قانون اساسی و شرع را بر عهده دارد.این شورامرکب از 12 نفراست.6نفرفقیه که از سوی رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شدند۶نفر حقوقدان که از طرف قوه قضاییه به مجلس معرفی شدند



علی جنتی

علی جنتی (زادهٔ ۱۳۲۸ در قم) سیاست‌مدار، دیپلمات ایرانی و وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران است.

محتویات

    ۱ سوابق
    ۲ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم
        ۲.۱ ارتباط نزدیک با چهره‌های سیاسی اصلاح طلب
        ۲.۲ بازگشائی خانه سینما
        ۲.۳ پخش صدای زن
        ۲.۴ پشتیبانی از دسترسی به شبکه‌های اجتماعی
        ۲.۵ طرح استیضاح
    ۳ دیدگاه‌ها
    ۴ پانویس
    ۵ پیوند به بیرون

سوابق
علی جنتی، حسین غفاری و حسن روحانی در شورای نظارت صداوسیما

وی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت حسن روحانی و پسر احمد جنتی است، اما برخلاف پدرش در حلقهٔ معتمدان اکبر هاشمی رفسنجانی جای دارد.

جنتی از دانش‌آموختگان مدرسه حقانی قم است. وی از نزدیکان محمد منتظری به شمار می‌رفت. از سال ۱۳۴۷ شروع به مبارزه مسلحانه علیه حکومت وقت کرد که همان سال توسط ساواک شناسایی و تحت تعقیب قرار گرفت[۲] و ناچار به فرار از ایران شد و تا هنگام پیروزی انقلاب در کویت زندگی می‌کرد. پس از انقلاب هم محمد منتظری را در کمک به نهضت‌های آزادی‌بخش خارج از ایران یاری می‌داد. در سال ۱۳۵۸ عضو شورای نظارت بر صدا و سیما در سال ۱۳۵۹ رئیس صداوسیمای استان خوزستان و در سال ۱۳۶۳ استاندار خوزستان شد. در سال ۶۷ ریاست دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس را برعهده گرفت و در دوران ریاست جمهوری هاشمی از ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱ به استانداری خراسان، از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ به معاونت بین‌الملل وزارت ارشاد، و تا پایان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به سفارت ایران در کویت منصوب شد.[۳]

با پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ وی از کویت فراخوانده و به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور، مصطفی پورمحمدی منصوب شد اما در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۵، تحت فشار هواداران محمود احمدی‌نژاد از این سمت کنار گذاشته و بار دیگر به عنوان سفیر به کویت فرستاده شد اما در سال ۱۳۸۹ از این مقام برکنار شد. ظن این می‌رود که این برکناری در ارتباط با ادعای کشف شبکه جاسوسی ایران در کویت بوده باشد.[۴]
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم

با آغاز کار دولت یازدهم، علی جنتی به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس معرفی شد و نهایتاً موفق به کسب رأی اعتماد گردید. او سومین وزیر دولت یازدهم بود که در ۱۷ دی ۱۳۹۲ برای پاسخ به سؤال حمید رسایی در مجلس حضور یافت، اما پاسخ‌های وی مورد قبول نمایندگان واقع نشد و در نهایت با کسب ۱۰۵ رأی موافق، ۹۷ رأی مخالف و ۱۸ رأی ممتنع از مجموع ۲۲۴ رأی مأخوذه کارت زرد مجلس را دریافت کرد. پیش از این علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و رضا فرجی دانا، وزیر علوم نیز از مجلس کارت زرد گرفته بودند.[۵]
جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران
ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران[نمایش]
رئیس جمهور[نمایش]
رهبران[نمایش]
رؤسای جمهور[نمایش]
نخست وزیران[نمایش]
معاونان اول[نمایش]
رؤسای مجلس خبرگان[نمایش]
رؤسای مجلس شورا[نمایش]
رؤسای قوه قضائیه[نمایش]
رؤسای سازمان صدا و سیما[نمایش]

انتخابات‌ها
[نمایش]

    نمایش
    بحث
    ویرایش

   

از جمله دستاوردهای وی، می‌توان به اجرای قانون معافیت ناشران و کتابفروشان ایران از پرداخت مالیات اشاره کرد که از مطالبات اهالی کتاب در ایران در دولت‌های گذشته ایران محسوب می‌شده‌است.[۶]
ارتباط نزدیک با چهره‌های سیاسی اصلاح طلب

جنتی در روز ۷ شهریور ۱۳۹۲ در مراسم افتتاح استودیوی ضبط صدای موزه موسیقی، ضمن تشکر از همکاری‌های احمد مسجد جامعی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سید محمد خاتمی گفت:[۷] «امیدوارم با این کمک‌ها ادامه دهنده راهی باشیم که در ابتدا با آقای خاتمی شروع شد.»

چند هفته پس از استقرار جنتی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عکس عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول سید محمد خاتمی که به دلیل گرایش‌های سیاسی و فکری وی، سکونتش در لندن و فعالیتش در شبکه بی‌بی‌سی فارسی، در دولت نهم و دهم از دیوار وزارت ارشاد حذف شده بود، بار دیگر در جای خود نصب گردید. مهاجرانی ضمن تشکر از این اقدام جنتی در نامه‌ای به وی خواستار تجدید انتشار کتاب‌هایش در ایران شد.[۸]

در نوروز ۱۳۹۳ علی جنتی، همراه عده‌ای از مسئولان دولتی برای تبریک سال نو به دیدار سید محمد خاتمی رفت، و زهرا اشراقی، عکسی را از این دیدار در صفحه اینستاگرام خود منشر کرد.[۹] این اقدام جنتی با مخالفت شدید نمایندگان اصولگرای مجلس مواجه شد.
بازگشائی خانه سینما

خانه سینما پس ازتقریبا سه سال تعطیلی همزمان با روز ملی سینما و با حضور گروهی از اعضای این نهاد صنفی ۲۱ شهریور ۱۳۹۲ بر اساس حکمی از علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت حسن روحانی بازگشایی شد و بعد از آن جشن ملی روز سینما برگزار شد.[۱۰] علی جنتی در این مورد گفت: «خوشحالم که خانه سینما باز شده و من الان می‌توانم در جمع شما هنرمندان باشم، این لحظات جزو بهترین لحظات عمر من است.»
پخش صدای زن

علی جنتی، روز سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ در حاشیه رونمایی از نخستین و بزرگ‌ترین نهج‌البلاغه مطلا در محل دفتر وزارت‌خانه، در پاسخ به پرسشی درباره ایراد شرعی به صدای خوانندگان زن گفت: «طبق نظر مراجع اگر صدای تک‌خوان‌ها موجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند».[۱۱] پیش‌تر داریوش پیرنیاکان در جشن چهاردهمین سال تاسیس «خانه موسیقی ایران» که شامگاه دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ در تالار وحدت برگزار شد، به این معضل که در جمهوری اسلامی گریبانگیر خوانندگان زن شده است، پرداخته بود و و در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار پخش صدای زنانِ خواننده شده بود. وی هشت روز بعد از طرح مشکل پخش صدای زنان، روز ۳۰ مهر ۱۳۹۲ از سمت خود استعفا داد.[۱۲]
پشتیبانی از دسترسی به شبکه‌های اجتماعی

علی جنتی در حاشیه نشستی با فعالان رسانه‌های دیجیتال، خواستار اقداماتی برای کاهش محدودیت دسترسی به سایت‌های اینترنتی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی شد و گفت که "فیسبوک باید برای همه قابل دسترسی باشد." در عین حال افزود که "با مجموعه دوستانی که در کمیته تعیین مصادیق مجرمانه هستند باید صحبت شود تا نه تنها فیسبوک بلکه سایر شبکه‌های اجتماعی هم قابل دسترسی شوند و قید غیرقانونی برای دسترسی به آنها برداشته شود." همچنین در مورد محدودیت دسترسی به سایت‌های اینترنتی گفت که باید فیلترینگ این سایت‌ها به حداقل ممکن و به موارد ضروری کاهش یابد.[۱۳]

در بخش دیگری از اظهارات خود، به استفاده از تلویزیون‌های ماهواره‌ای در ایران پرداخت و گفت که "ایجاد پارازیت، ممانعت از دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای نمی‌تواند تاثیرگذار باشد و باید به فکر راه حل باشیم و با تولید محتوای جذاب و مفید، مانع استفاده از تلویزیون بیگانه و رسانه‌های دیجیتال خارجی شویم."[۱۴]
طرح استیضاح

اولین اظهارنظرها در خصوص استیضاح علی جنتی، در اوایل سال ۱۳۹۳ مطرح شد و جبهه پایداری و نماینده مجلس عضو این حزب، حمید رسایی، اصلی‌ترین دنبال‌کنندگان استیضاح جنتی بودند و رسایی توانست درخواستی در این خصوص با ۵۰ امضای نمایندگان مجلس را جمع‌آوری نماید ولی با در اولویت قرار گرفتن استیضاح وزیر علوم دولت روحانی، استیضاح جنتی از دستور کار نمایندگان منتقد جنتی خارج شد و مسکوت ماند.[۱۵]
کابینهٔ حسن روحانی وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     فانی     آموزش‌وپرورش     ۱۰     دهقان     دفاع
۲     واعظی     ارتباطات     ۱۱     آخوندی     راه وشهرسازی
۳     علوی     اطلاعات وامنیت     ۱۲     نعمت‌زاده     صنعت وتجارت
۴     طیب‌نیا     اقتصاد     ۱۳     فرجی‌دانا←فرهادی     علوم
۵     ظریف     امورخارجه     ۱۴     جنتی     ارشاد
۶     هاشمی     بهداشت     ۱۵     رحمانی‌فضلی     کشور
۷     ربیعی     تعاون،کار،رفاه     ۱۶     نامدار زنگنه     نفت
۸     حجتی     جهادکشاورزی     ۱۷     چیت‌چیان     نیرو
۹     پورمحمدی     دادگستری     ۱۸     گودرزی     ورزش و جوانان
معاونان ریاست جمهوری
معاون اول رییس‌جمهور: اسحاق جهانگیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     شریعتمداری     معاون اجرایی     ۶     نوبخت     مدیریت و برنامه‌ریزی
۲     ستاری     علمی و فناوری     ۷     شهیدی     بنیاد شهید
۳     انصاری     معاون پارلمانی     ۸     مولاوردی     زنان و خانواده
۴     امین‌زاده     معاون حقوقی     ۹     ابتکار     محیط زیست
۵     صالحی     انرژی اتمی     ۱۰     نجفی←سلطانی‌فر     میراث فرهنگی


دیدگاه‌ها

    وی دیدگاه‌های خود را همراستا با دیدگاه‌های پدرش نمی‌داند و اظهار کرده: «مسائل فکری، موروثی نیست». وی وعده داده بود در صورت انتخاب شدن به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم ایران به وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی جامه عمل بپوشاند و وضعیت این وزارتخانه را متفاوت با آنچه در دولت احمدی‌نژاد بود، گرداند و در جهت تلطیف فضای فرهنگی ایران و ارتباط نزدیک با هنرمندان گام بردارد.[۱۶]
    جنتی بعد از انتخاب شدن به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد دولت یازدهم اعلام داشت اجازه نمی‌دهد افرادی جلوی اکران فیلمی را بگیرند و یا با فروش کتابی مخالفت کنند. وزارت ارشاد می‌بایست از کلیهٔ مجوزهای صادر شده از طرف این وزارتخانه دفاع کند.[۱۷]
    جنتی در سخنرانی خود به مناسبت روز پژوهش، عنوان کرد امروزه ۷۱ درصد از مردم تهران بیننده برنامه‌های ماهواره‌ای هستند و این امر یکی از عوامل سقوط تدریجی اخلاق و ارزش‌های اسلامی در جامعه ایرانی می‌باشد. وی در این سخنرانی تاکید کرد روش‌های به منظور ممنوعیت و محدودیت استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای جوابگوی حفظ ارزش‌ها در جامعه ایران نمی‌باشد و در سال‌های آینده امکان محدود کردن رسانه‌ها از بین می‌رود و به همین دلیل تنها راه بازگرداندن مخاطبان ایرانی به رسانه‌های این کشور، تلاش در جهت جذب مخاطبان به سمت این رسانه‌ها می‌باشد.[۱۸]
    جنتی در مصاحبه با الجزیره انگلیسی مدعی شد با توجه به تغییر دولت در ایران و دیدگاه جدیدی که این دولت در مقایسه با دولت قبلی داشت، لازم است قوه قضائیه ایران نیز با تغییر رویه لازم، خود را منطبق با شرایط جدید جامعه گرداند. جنتی ابراز امیدواری کرد که افکار عمومی ایران بتوانند برروی قوه قضائیه و قوه مقننه ایران تاثیرگذار باشند و موجب تغییر رویه این دو نهاد حکومتی ایران شوند.[۱۹]
    وی از وجود لیستی متشکل از اسامی ۵۰ ناشر در دولت سابق، دولت محمود احمدی‌نژاد، سخن گفت که به آن‌ها گفته شده بود حق عرضه کتاب درنمایشگاه بین‌المللی را ندارند. جنتی همچنین درباره وجود «لیست سیاه» در حوزه نشر در وزارت فرهنگ دولت قبل گفت: «حدود ۴۰۰ عنوان کتاب بدون مجوز در ارشاد بود که بعضی از آن‌ها کاملاً رد شده بودند و برخی بلاتکلیف بودند فقط به این خاطر که توسط ناشرانی که در لیست سیاه قرار داشتند، منتشر شده بودند.» وی با تایید این که بیش‌ترین انسداد و مشکل در سال‌های اخیر متوجه حوزه چاپ و نشر بوده وعده داد: «نویسندگان داخل کشور هم اکنون هیچ ممنوعیتی برای چاپ کتاب‌های خود ندارند.» او گفت نویسندگان مقیم خارج از کشور هم برای تجدید چاپ آثار خود "با مشکل مواجه نیستند."وی با ذکر اینکه براساس برداشتی که در گذشته وجود داشت، ناشر حق نداشت که کتاب غیرقابل چاپ به ارشاد ارائه کند گفت: «محکومیت و تعلیق برخی ناشران به این علت بوده که درخواست مجوز برای تعدادی کتاب داشته‌اند که همه آن‌ها غیرقابل انتشار تشخیص داده شده‌اند.»

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از وزارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران است که مجری قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزهٔ هنر و رسانه می‌باشد. تصدی فعلی این وزارت را علی جنتی بر عهده دارد.

محتویات

    ۱ اهداف
    ۲ معاونت‌ها
    ۳ حوزه‌های ستادی
    ۴ سازمان‌ها و مراکز تابعه
    ۵ وزیران
    ۶ منابع

اهداف

طبق قانون، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پیشبرد اهداف زیر تاسیس شده‌است:

    رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی
    استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب
    اعتلای آگاهی‌های عمومی در زمینه‌های مختلف و شکوفایی استعدادها و روحیة تحقیق، تتبع و ابتکار در جامعه
    رواج فرهنگ و هنر اسلامی
    آگاهی جهانیان نسبت به مبانی و مظاهر و اهداف انقلاب اسلامی
    گسترش مناسبات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف بخصوص مسلمانان و مستضعفان جهان
    فراهم آمدن زمینه‌های وحدت میان مسلمین[۱]

معاونت‌ها

این وزارتخانه شامل معاونت‌های زیر است:

    معاونت اداری، مالی و امور استان‌ها
    معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری (به سازمان سینمایی تبدیل شد)
    معاونت امور فرهنگی
    معاونت امور هنری
    معاونت برنامه ریزی و توسعه
    معاونت حقوقی و امور مجلس
    معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی
    دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها[۲]

حوزه‌های ستادی

    دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات
    روابط عمومی
    حوزه وزارتی
    اداره کل حراست
    دبیر خانه شورای فرهنگ عمومی
    مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال[۳]

سازمان‌ها و مراکز تابعه

    انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
    مرکز هماهنگی، توسعه و ترویج فعالیت‌های قرآنی کشور]
    سازمان اوقاف و امور خیریه
    سازمان حج و زیارت
    سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی
    سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    سازمان چاپ و انتشارات
    ستادعالی کانونهای فرهنگی هنری مساجد
    حوزه هنری
    هیات امنای کتابخانه‌های عمومی کشور
    پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات[۴]

وزیران

    ناصر میناچی (۱۳۵۸-۱۳۵۷)
    عباس دوزدوزانی (۱۳۶۰-۱۳۵۸)
    عبدالمجید معادیخواه (۱۳۶۱-۱۳۶۰)
    سید محمد خاتمی (۱۳۷۰-۱۳۶۱)
    علی اردشیر لاریجانی (۱۳۷۲-۱۳۷۰)
    مصطفی میرسلیم (۱۳۷۶-۱۳۷۲)
    عطاء الله مهاجرانی (۱۳۷۹-۱۳۷۶)
    احمد مسجد جامعی (۱۳۸۴-۱۳۷۹)
    محمدحسین صفار هرندی (۱۳۸۸-۱۳۸۴)
    سید محمد حسینی (۱۳۹۲-۱۳۸۸).[۵]
    علی جنتی (۱۳۹۲-تاکنون)

خوشنویسی ایرانی

خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت.

در حالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد.

محتویات

    ۱ شکل‌گیری
    ۲ خط تعلیق
    ۳ خط نستعلیق
    ۴ خط شکسته‌نستعلیق
    ۵ دوران قاجار
    ۶ دوران معاصر
    ۷ انجمن خوشنویسان ایران
    ۸ پایتخت خوشنویسی ایران
    ۹ پانویس
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ منابع

شکل‌گیری

در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در پرتو حمایت ابوبکر بن سعد زنگی در فارس، ده‌ها نسخه قرآن خطی به وجود آمد. در زمان حکومت ایلخانیان، به دلیل نفوذ هنر چین و سلطه مغول‌ها، اوراق مذهّب کتاب‌ها نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید. میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.[۱]

آنچه که به‌عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن متون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است. هرچند آنان نیز برای امور منشی‌گری و غیرمذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی آنان - بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلت و نسخ و کتابت قرآن و احادیث قابل رویت است.

در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد. هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.
خط تعلیق
نوشتار اصلی: خط تعلیق

خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت. و بعد رفته رفته از رواج آن کاسته شد و رونق سابق را از دست داد. تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استرآبادی به‌آن قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.[۲] تعلیق که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامه‌ها و فرمان‌های حکومتی بکار می‌رفته، دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائهٔ ترکیب‌های متنوع و کمپوزیسیون‌های گوناگون دارد. به همین دلیل بیشتر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی باشند. در زمانهٔ بی‌حوصلهٔ ما نمی‌تواند از نظر خوانایی گسترهٔ کاربری همگانی پیدا کند.[۳] از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داد.
خط نستعلیق
نوشتار اصلی: خط نستعلیق

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود نستعلیق شکل گرفت که افتخار هنر ایرانی است. در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به‌گواه آثار آفریده شده به‌عنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیده‌اند.[۴]

در قرن هشتم هجری قمری میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است.[۵] (یک ششم حرکت‌های مستقیم و پنج ششم حرکت‌های مدور دارد.)

پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوشش‌ها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود.[۶]

اساتید زیادی بعد از سلطانعلی مشهدی در تکامل نستعلیق موثر بودند. همانند میرعلی هروی و سپس بعد از حدود یک قرن، خوشنویس نامی و آشنای همه، میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری). او که معاصر شاه عباس صفوی بود با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوز پس از گذشت قریب ۴۰۰ سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنویسان است. او پایه خط را به جائی رساند که از زمان پیدایش خط نستعلیق تا کنون هنرمندان خوشنویس را یارای برابری با او نبوده‌است. همزمان با میرعماد هنرمند بزرگ دیگری به‌نام علیرضا عباسی می‌زیست که رقیبی برای او به‌شمار می‌رفت. علیرضا عباسی علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی، در خط ثلث نیز استاد بود بطوری که قالب کتیبه‌های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث و یا به سرپرستی او انجام شده‌است.[۷]

خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند، در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد. بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی دانست.
خط شکسته‌نستعلیق
نوشتار اصلی: خط شکسته‌نستعلیق

در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته‌نستعلیق توسط مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن‌را می‌توان نیاز به‌تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و البته بیش از آن، ذوق و خلاقیت هنری ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن‌را نیز بوجود آوردند.[۸] از آن‌جایی که نوشتن خط زیبای نستعلیق مستازم صرف وقت و دقت زیاد است، خط شکسته‌نستعلیق از ترکیب خط محجور تعلیق با خط ظریف نستعلیق شکل گرفت تا سرعت و زیبایی را همزمان داشته باشد.

خط شکسته نستعلیق به‌دست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی برای آن وضع نمود و آن‌را به کمال رساند. درویش عبدالمجید شکسته نستعلیق را به جایی رساند که میرعماد در نستعلیق انجام داده بود. پس از او بسیاری در این راه قدم گذاشتند اما هیچکس نتوانست این قله را درنوردد.
دوران قاجار
نمونه یک صفحه کتابت از گلستان سعدی به خط نستعلیق

در دوره قاجار با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیق نویسی تغییراتی حاصل شد.[۹]

از قرن یازدهم هجری شیوه سیاه‌مشق از صورت یک تمرین ساده ابتدایی به صورت زبان و بیانی تازه و شگفت‌انگیز درآمد و در قرن سیزدهم به اوج رسید. زبانی که به عنوان یک هنر ناب و فارغ از دغدغه انتقال ادبی مفاهیم و فقط با ایجاد زیبایی بصری تا به امروز تداوم یافته‌است. این هنر در دوره قاجار به‌دست هنرمندانی چون میرزا غلام رضا اصفهانی و میرحسین خوشنویس قله‌های هنر را درنوردید.

از دیگر سو به دلیل نیازهای جدید جامعه‌ای که گام‌های نخست برای حرکت به‌سوی مدرن شدن را طی می‌کرد. خوشنویسی هم به سمت هنرهای کاربردی رفت و با این تحولات همراه شد.

خوشنویسی ایرانی با از دست دادن مصرف اصلی آن یعنی کتابت و مواجهه با نیازهای جامعه مدرن در قرن اخیر روند تازه‌ای را دنبال کرد. تحولات فرهنگی - هنری و سیاسی - اجتماعی و فناوری در ایران، در دوره‌های قاجار و پهلوی زمینه‌ساز نوآوری متفاوتی در خط شده‌اند. در دوره قاجار با ظهور و روزنامه‌ها و نشریات، مصرف اصلی خوشنویسی یعنی کتابت و تکثیر آثار مکتوب به‌تدریج از بین رفت. از این رو جنبه‌های خلاقه و روش‌های شخصی و شیوه‌گرایانه در خط نمود بیشتری پیدا کرد و با رواج «سیاه‌مشق»ها دوران تازه‌ای فرا رسید. پس از آن در دوره پهلوی با پدید آمدن نیازهای جدید برای جامعه همچون تجارت، تبلیغات و فناوری و همچنین مواجهه با هنر جهانی خوشنویسی نیز می‌بایست خود را با این تحولات هماهنگ می‌کرد.[۱۰]

میرزا محمدرضا کلهر با نگارش روزنامه‌هایی چون شرف و شرافت و کتاب‌هایی چون فیض‌الدموع و سفرنامه‌های ناصرالدین شاه قاجار به خراسان نمونه‌هایی برای تمرین مشق در وسعت زیاد برای مشتاقان به‌جای گذاشت. او به جهت خوشنویسی بر روی سنگ و با مرکب غلیظ که برای چاپ سنگی اجتناب‌ناپذیر بود شیوه‌ای ای پدید آورد که حروف آن چاق و کشیده‌ها کوتاه بودند.[۱۱] از آنجایی که ارتباط خوشنویسان در اواخر دوره قاجار با سلسله اساتید قدیمی قطع شده بود آثار چاپ شده محمدرضا کلهر سرمشق خوبی برای علاقه‌مندان به خط به شمار می‌رفت این شیوه تا همین یکی دو دهه اخیر، شیوهٔ رایج و مطلوب خوشنویسان معاصر بود.

پس از کلهر عمادالکتاب سیفی قزوینی از آثار او مشق کرد و این شیوه را رواج داد. عمادالکتاب را می‌توان آخرین حلقه از سلسله استادان پیشین در خط دانست که از او «آداب المشقی» باقی ماند و همین او را به سلسله خوشنویسان معاصر متصل کرد.[۱۲]

در قرن ۱۳ در دوره قاجاریه خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و دیگر اقلام نهادند و سختی‌های این هنر ظریف را بجان خریدند و در توسعه آن کوشیدند که اسامی معروفترین آن‌ها تا قبل از خوشنویسان معاصر به‌این شرح می‌باشد: عباس نوری، وصال شیرازی، احمد شاملو مشهدی، فتحعلی حجاب، میرحسین خوشنویس، اسداله شیرازی، میرزا آقا خمسه‌ای، ابوالفضل ساوجی، عبدالرحیم افسر، محمدحسین شیرازی، عبدالحمید ملک الکلامی، علی‌نقی شیرازی، میرزا محمد ابراهیم تهرانی (میرزا عمو)، بهاءالدین کاتب، حالی اصفهانی، حسن خان شاملو، خواجه اختیار منشی، زینب شهده، سید احمد مشهدی، جواد شریفی، صاحب قلم، عبدالرشید دیلمی، محمود شهابی، اشرف الکتاب، مولانا یاری، میرزا احمد نیریزی - میر علی هروی، میر معز کاشانی، نوری لاهیجی، میرزا طاهر خوشنویس، حسن هریسی، آقا میرزا بیوک ادیب، بخت شکوهی، دوز دوزانی، میرزا غلامرضا اصفهانی، میرزا محمدرضا کلهر، عمادالکتاب سیفی قزوینی، مریم بانو.
دوران معاصر

همچنین نگاه کنید به نقاشیخط

در دوران معاصر همراه با همه شاخه‌های هنری که دستخوش تحولاتی قابل توجهی شدند در هنر خوشنویسی نیز شاهد تغییراتی بوده‌ایم و هم اکنون نیز شاهد نوآوری‌ها و ابداعاتی چه در ترکیب با سایر هنرها وچه در ابداع خط‌های جدید هستیم. دوران پهلوی دوران ارتباط با جریان‌های هنری معاصر در سایر کشورها و رویکرد بی‌باکانه به نوآوری در هنر بود. به‌عنوان مثال می‌توان از شیوه نقاشیخط یاد کرد که از دهه چهل خورشیدی رفته‌رقته باب شد. تلاش هنرمندانی چون محمد احصایی که بنیانگذار این سبک شناخته شده و همچنین نصرالله افجه‌ای، از پس تجربیات نقاشان مکتب سقاخانه مانند فرامرز پیلارام و حسین زنده‌رودی و در سال‌های پس از انقلاب آثار محمد جلیل رسولی در شکلگیری و پیشرفت این هنر بسیار موثر بوده‌است. نقاشیخط اکنون در میان هنردوستان از منزلت ویژه‌ای برخوردار است. برخی از نمونه‌های نقاشیخط که بر پایه‌های خوشنویسی استوار است و برخی خاستگاه آن سبک‌های جدید نقاشی ایرانی است. در این آثار آنچنان با رنگ و طرح درآمیخته که دیگر نه‌می‌توان نام خطاطی بر آن نهاد و نه نقاشی. در این هنر دست هنرمند در خلق و ابداع اشکال و ترکیبات باز است و به مدد رنگ و ترکیب‌های نوین راحت‌تر به‌خواسته خود می‌رسد.

در زمینه خوشنویسی سنتی، ظهور پدیده چاپ که روزی موجب از رونق افتادن کار کتابت شده بود، به تکثیر با کیفیت آثار اساتید و هموارکردن پویایی راه آنان انجامید. نیازهای جدید تجاری و تبلیغی راه خوشنویسی را به عرصه گرافیک مدرن گشود. به این ترتیب خوشنویسی از کنج مجموعه‌های خصوصی به‌گستره جامعه راه یافت.

در سال‌های پس از انقلاب نیازهای تبلیغی به ویژه در بخش فرهنگی رشد ناگهانی داشت. یکباره انبوهی از جوانان به سمت آموزش خوشنویسی روی آوردند و دوباره خوشنویسی جریان اصلی هنرهای بصری شد. هزاران هنرآموز مشتاق تمام زوایای این هنر اصیل را کاویدند و صدها کتاب ومقاله ارزشمند دراین باره منتشر شد. رشد کمی و کیفی خوشنویسی در سه دهه اخیر بی‌نظیر و یا حداقل کم‌نظیر بوده‌است. اکنون پس از تب و تاب اولیه پس از انقلاب خوشنویسی ایرانی دوران بلوغ و بالندگی خود را طی می‌کند.[نیازمند منبع]

در سال‌های اخیر شاهد خلق گونه‌های جدیدی از خط بوده‌ایم که خوش درخشیده‌اند از آن جمله خط معلّی که شهرت به سزایی یافته‌است و در دسته بندی خطوط گرافیکی و هنری جهت تولید آثار هنری می باشد و توسط حمید عجمی پایه‌گذاری شده و همچنین خطوط خوشنویسی کرشمه و سفیر که آفرینش خود را مدیون احمد آریامنش می‌باشند.[نیازمند منبع]

آخرین دستاورد خوشنویسی ایران را می توان به ابداعات خوشنویسی سبحان مهرداد محمدپور اشاره کرد ، خط سبحان یک خط قانونمند همانند نسخ و ثلث بوده و قابلیت کتابت و کتیبه نویسی فارسی و عربی را دارا می باشد و آن را در دسته ی خطوط کامل همانند خطوط شش گانه قرار داده اند، این هنرمند شیوه ی جدید را نیز با نام نقاشی خط هوالجمیل ارائه داده است.

در دوران معاصر خوشنویسان توانمندی به‌گسترش و احیای هنر نستعلیق‌نویسی همت گماردند ماننداساتید: سیدحسن میرخانی، سیدحسین میرخانی، علی اکبر کاوه، ابراهیم بوذری، حسن زرین خط، غلامحسین امیرخانی،اباصلت صادقی، عباس اخوین، کیخسرو خروش، محمد احصایی، فتحعلی واشقانی و بسیاری خوشنویسان دیگر. همچنین در زمینه شکسته نستعلیق از اساتید یدالله کابلی خوانساری، رضا مشعشعی و محمدحسین عطارچیان را می‌توان نام برد.[نیازمند منبع]
انجمن خوشنویسان ایران
نوشتار اصلی: انجمن خوشنویسان ایران

تاسیس انجمن خوشنویسان ایران را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ خوشنویسی معاصر ایران دانست. تاسیس این انجمن به عنوان یک باشگاه، محفل هنری و آموزشگاه منسجم روح تازه‌ای در تن فرتوت خوشنویسی ایرانی دمید. این انجمن با نام کلاسهای آزاد خوشنویسی از سال ۱۳۲۹ با همت استادان سید حسین میرخانی و علی اکبر کاوه، ابراهیم بوذری و سید حسن میرخانی، با اهتمام زنده یاد دکتر مهدی بیانی محقق و استاد دانشگاه و تنی چند از عالی همتان فرهنگ خواه، با همکاری وزارت فرهنگ و هنر وقت تاسیس و راه اندازی شد. این نهاد اصیل و مردمی بنیاد نامه رسمی خود را با نام انجمن خوشنویسان ایران در تاریخ ۱۹ شهریور ماه ۱۳۴۶ اخذ و فعالیتهای درخشان و تاثیر گذار خود را پی گرفت. به تدریج و در آغاز دهه سوم حیات خود پس از وقوع انقلاب ایران (۱۳۵۷) دوره رونق و گسترش را تجربه کرد و در مواجهه با رویکرد وسیع و پرشور اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان به خوشنویسی که کماکان تاحدی ادامه دارد، رشد چشمگیری داشت.

انجمن خوشنویسان ایران شعبه‌های متعددی در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک ایران و برخی کشورهای دیگر دارد و هنرجویان زیادی را تربیت کرده است[۱۳]
پایتخت خوشنویسی ایران
دوسالانه خوشنویسی، کاروانسرای سعدالسلطنه
موزه دائمی خوشنویسی، کاخ چهل ستون قزوین

به این سبب پرورش بزرگان خوشنویسی ایران در شهر قزوین افرادی همچون میرعماد حسنی (استاد بزرگ خط نستعلیق)، میرزا محمد حسین عماد الکتاب قزوینی،میرزا محمد علی خیارجی قزوینی (اولین خوشنویسی که بسم الله را به صورت مرغ طغرا ترسیم کرد)، عبدالمجید طالقانی و ملک محمد قزوینی این شهر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شوای عالی فرهنگ به عنوان «پایتخت خوشنویسی ایران» لقب داده شده‌است. و به غیر از موزه دائمی خوشنویسی قزوین که در محل کاخ چهل‌ستون قزوین برقرار است، هر ساله رویدادهای بزرگ خوشنویسی مانند: برگزاری دوسالانه خوشنویسی ایران (با حضور اساتیدی از سراسر جهان)، برگزای جشنواره خوشنویسی آیات قرآنی، جشنواره خوشنویسی غدیر و... در این شهر به وقوع می‌پیوندد.

خط رقاع

خط رِقاع از جمله خطوط ششگانه در خوشنویسی اسلامی است که اغلب برای مکاتبات خصوصی بر روی کاغذهایی در ابعاد کوچک و یا نگارش کتاب‌ها و جزوات عرفی و غیر مذهبی به غیر قرآن یا ادعیه رواج داشت.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ معنی لغوی
    ۳ ویژگی‌ها
    ۴ کاربرد
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پانویس
    ۷ منابع

تاریخچه

پدیدآوردن و یا حداقل سامان‌دادن و منزه‌کردن تمامی خطوط ششگانه را از ابتکارات ابن مقله می‌دانند[۱]؛ اما در کتاب الفهرست اثر ابن ندیم اختراع این خط به ذوالریاستین فضل بن سهل نسبت داده شده است.[۲]

این خط از خطوط محبوب خوشنویسان عثمانی بود و توسط خوشنویس مشهور شیخ حمدالله الاماسی (درگذشت: ۹۲۶ ه‍.ق) اصلاحات لازم در آن صورت گرفت.[۳] این خط به تدریج توسط دیگر خوشنویسان ساده‌تر شد و به صورت خط رقعه درآمد که امروزه از رایج‌ترین و متداول‌ترین خطوطی است که در سرتاسر دنیای عرب به‌کار می‌رود.
معنی لغوی

کلمه رِقاع جمع رُقعَة است به معنی پاره‌ها و نوشته‌های مختصر[۴] و به معنی صفحهٔ کوچک است.[۵]
ویژگی‌ها

این خط از ترکیب و تغییر دو خط نسخ و ثلث ایجاد شده و شباهت بسیار زیادی به خط توقیع دارد که بیشتر برای امضاء کردن آثار به‌کار می‌رفت. تفاوت خط توقیع با رقاع بیشتر در درشتی و ضخامت ِ بیشتر حروف نسبت به رقاع هستند و قوس‌ها نیز کم انحناترند.
کاربرد

خط رقاع بر اثر نیاز به تندنویسی و مختصرنوشتن، در مکاتبان به‌کار می‌رفته است و اغلب بر روی کاغذهایی در ابعاد کوچک نوشته می‌شده و یا در نگارش کتاب‌های عرفی و غیر مذهبی به‌کار می‌رفته است.

از نظر تشابه و مقایسه، جایگاه رقاع در مقابل خطوطی مانند نسخ و ثلث در خطوط ششگانه، شبیه به خط شکسته نستعلیق در مقابل خط نستعلیق در خوشنویسی ایرانی است.

خط توقیع

خط توقیع شیوه‌ای از خوشنویسی اسلامی است که در زمان خلافت مأمون خلیفه عباسی ابداع و در قرن پنجم هجری کامل شد. این خط اغلب در امضا به کار می‌رفته است و به همین دلیل به آن نام توقیع (به معنی امضا) دادند. مورد استفادهٔ این خط، بیشتر در نوشته‌های مهم حکومتی و دینی بوده است.

این خط از نظر خصوصیات ظاهری با خطوط ثلث و رقاع شباهت دارد.
در خط توقیع، حروف درشت‌تر و دارای ضخامت ِ بیشتر نسبت به رقاع هستند و قوس‌ها نیز کم انحناترند.

خط عربی

خط عربی شیوه کلی (الفبایی) یا شیوه‌های زیباشناسانه نوشتاری زبان عربی است که دیگر خطها مانند خط فارسی و اردو نیز از جهاتی متاثر از آن است. خط علاوه بر بررسی ترکیب الفبایی نوشتار هر زبان، بیشتر اشاره به شیوه های زیباشناسی هنری و کاربردی آن دارد و خط عربی نیز شیوه های هنری متعددی دارد.

محتویات

    ۱ الفبای عربی
    ۲ تاریخچه خط عربی
        ۲.۱ خط عربی پیش از اسلام
        ۲.۲ خط عربی پس از اسلام
    ۳ شیوه‌های خط عربی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

الفبای عربی
نوشتار اصلی: الفبای عربی

الفبای عربی حروف نوشتاری خط و زبان عربی است. الفبای عربی دارای حروف ۲۸گانه می‌باشد.
الفبای عربی
ألِف     باء     تاء     ثاء     جیم     حاء     خاء     دال     ذال     راء     زای     سین     شین     صاد     ضاد     طاء     ظاء     عین     غین     فاء     قاف     کاف     لام     میم     نون     هاء     واو     یاء
تاریخچه خط عربی
خط عربی پیش از اسلام
کتیبه‌ای به خط المسند، الفبای باستانی پادشاهی عربی سباء

خط عربی بنیاد آرامی دارد و نخستین بار به وسیله ساکنان عرب‌زبان نبطیه به مرکزیت پترا (از شهرهای مرزی ایران و روم، در اردن امروز) از سده دوم میلادی به استقلال رسید و گویشی از زبان آرامی در آن رایج بود که با خطی مشتق از آرامی نوشته می شد. از خط مزبور خطی موسوم به "سینایی نو" تحول یافت که تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. اعراب ساکن در نبطیه همین خط را برای نوشتن زبان عربی اقتباس کردند که مآلاً به صورت های کوفی(در حیره و بعد در کوفه) و نسخ(در مکه و مدینه) در آمد و خط نسخ اساس نظام های نوشتاری در عالم اسلام قرار گرفت. الفبای عربی با افزودن شش صامت ویژه زبان عربی(ث، خ، ض، ظ، ذ، غ) که در خط آرامی وجود نداشت، تکمیل شد. برای این منظور نقطه ای بر هریک از نشانه های موجود افزودند. توالی ابجدی الفبای آرامی نیز برهم زده شد تا حروف هم شکل در پی یکدیگر قرار گیرند. تا پیش از اسلام مدرکی دال بر خط و سواد داشتن عرب‌های حجاز نیست، ولی از عرب‌های شمالی عربستان ۵ مدرک که کهنه‌ترین آنها مربوط به ۵۱۲ میلادی است، بدست آمده. از عرب‌های جنوبی (مردم یمنی) نیز آثاری بدست آمده‌است که با حروف مسند می‌نوشتند. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینی از نوشتن خط بی‌بهره ماندند. اما اندکی از آنها که کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند نوشتن را از آنها آموختند و عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی می‌نوشتند. برای نمونه سفیان‌بن امیه که از بازرگانان آن دوره بود از کسانی بود که خط سریانی(سطرنجیلی) را به حجاز آورد.
Aram nabat arab syriac.png
خط عربی پس از اسلام
برگی از قرآن بخط کوفی قرن ۱۰-۹ میلادی، دوران خلفای عباسی؛ آیاتی از سوره حج
برگی از قرآن بخط کوفی قرن ۱۱ میلادی؛ آیات اولیه سوره لیل

در آغاز دوران اسلامی مسلمانان تلاش کردند قرآن را به نگارش در آورند. و عدهٔ کمی از آنها که نوشتن می‌توانستند شامل «علی‌بن ابی طالب»، «عمربن خطاب» و «طلحة بن عبیدالله» قرآن را به نگارش درآوردند. در این نگارش از حروف نبطی یا سریانی(سطرنجیلی) استفاده شد. خط‌های نبطی و سریانی هر دو از خط آرامی منشا گرفته بودند. در این خط ابهامات زیادی بود و حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» در میان واژه‌ها نوشته نمی‌شد.


برای نمومه در این خط ب، ن، ت، ثوی همانند هم نوشته می‌شدند و یاح، خ، ج و یاسوشهمانند بودند.

پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است که ایرانیان در شکل گیری و تکامل آن سهم عمده‌ای داشته‌اند.[نیازمند منبع]

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست[نیازمند منبع]بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که بـا آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید.[نیازمند منبع]
شیوه‌های خط عربی
نمونه‌ای از خط ثلث منسوب به یاقوت مستعصمی خوشنویس مشهور قرن ۷ ه.ق.
آیات ۸۸-۸۵ سوره آل‌عمران به خط توقیع و ترجمه زیرنویس به خط نسخ فارسی؛ قرآن قرن ۱۴ میلادی

خط عربی در آغاز در کلک (قلم) نسخ برگرفته از شیوه نگارش خط نبطی نوشته می‌شد. با فتح تیسفون کلک کوفی نیز بر آن اضافه شد که در کوفه رایج شد و این همان کلکی است که دیوانسالاران اصلاحات خود را بر آن اعمال کردند که بزودی در کلک (قلم) نسخ نیز انجام شد. سریانی‌های مقیم شام خط عربی را با چند قلم می‌نوشتند که از آن میان، کلک سطرنجیلی ویژه کتابت تورات و انجیل بوده‌است. کلک کوفی از کلک سطرنجیلی پدید آمد و هر دو قلم از هر جهت بهم می‌مانند.

بعدها در دوران عباسیان، کلک‌های دیگری نیز برای این خط رواج یافت که شامل قلم جلیل، قلم سجلات، قلم دیباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثین، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مد مرات، قلم عمود، قلم قصص و قلم حرفاج.

در زمان مأمون نویسندگی اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به پیکار پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی. و درنتیجه، خط کوفی به بیست شکل درآمد. ولی قلم نسخ، بهمان شکل پیشین در میان مردم و برای تحریرات غیررسمی معمول بود تا آنکه ابن مقله خوشنویس نامی متوفی به سال ۳۲۸ ه‍. ق. با نبوغ خود قلم نسخ را به گونه نیکویی درآورد سپس به بازبینی زمان، خط نسخ فروعی پیدا کرد و به گونه کلی دو خط نسخ و کوفی در نوشتار عربی معمول گشت و هر کدام از آن شاخه‌هایی داشت که در سده هفتم هجری مشهورترین آن به اقلام سته مشهور بوده است و به قرار زیر بوده‌است: ثلث، نسخ، محقق، ریحانی، توقیع و رقاع.

اگرچه بعضی نوشته‌اند که پیش از ۲۰۰ ه.ق خطوطی بجز خط کوفی دیده شده است، اما اکثر دانشمندان ابن مقله را اولین مبتکر و مخترع خط عربی دانسته‌اند و پس از وی افرادی چون محمد بن سمسانی و محمد بن اسعد شیوه او را فرا گرفتند و ابوالحسن علی بن هلال معروف به ابن بواب، این شیوه را از آن دو آموخت و تکمیل و تنقیح کرد و بیشتر خطوطی که ابن مقله پدید آورده بود را کمال بخشید. ابن مقله در مورد اندازه حروف و اعتبار صحت آنها، کیفیت به دست گرفتن قلم و هنگام نوشتن و گذاردن بر روی کاغذ، ترتیب تراشیدن قلم و ملاکهای زیبایی خط و مانند اینها، مطالبی بیان داشته است.[۱]

دربارهٔ کلک‌های خط پارسی در تذکرهٔ مرآت‌الخیال آمده است که کلک‌های خط پارسی دربرگیرنده: ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، پژوهشگر و ریحان است و باز در آنجا آمده که خط هفتم تعلیق است که از رقاع و توقیع برآمده.

الفبای جاوی

الفبای جاوه‌ای، خطی است که برخی مسلمانان اندونزی برای نوشتن زبان خود، زبان مالایی، بکار می‌برند. این خط با تغییراتی بر روی خط عربی ایجاد شده است.
کاراکتر     جدا     ابتدایی     میانی     انتهایی     صدا     فارسی     نام     یونیکد
ا‎     ا‎             ـا‎     /a/         الف     0627
ب‎     ب‎     بـ‎     ـبـ‎     ـب‎     /b/         با     0628
ت‎     ت‎     تـ‎     ـتـ‎     ـت‎     /t/         تا     062A
ة‎     ة‎             ـة‎     /t/         تای مرتبط     0629
ث‎     ث‎     ثـ‎     ـثـ‎     ـث‎     /s/         ثا     062B
ج‎     ج‎     جـ‎     ـجـ‎     ـج‎     /d͡ʒ/         جیم     062C
ح‎     ح‎     حـ‎     ـحـ‎     ـح‎     /h/         حا     062D
چ‎     چ‎     چـ‎     ـچـ‎     ـچ‎     /t͡ʃ/     چ     چا     0686
خ‎     خ‎     خـ‎     ـخـ‎     ـخ‎     /x/         خا     062E
د‎     د‎             ـد‎     /d/         دال     062F
ذ‎     ذ‎             ـذ‎     /z/         ذال     0630
ر‎     ر‎             ـر‎     /r/         را     0631
ز‎     ز‎             ـز‎     /z/         زای     0632
س‎     س‎     سـ‎     ـسـ‎     ـس‎     /s/         سین     0633
ش‎     ش‎     شـ‎     ـشـ‎     ـش‎     /ʃ/         شین     0634
ص‎     ص‎     صـ‎     ـصـ‎     ـص‎     /s/         صاد     0635
ض‎     ض‎     ضـ‎     ـضـ‎     ـض‎     /d/         ضاد     0636
ط‎     ط‎     طـ‎     ـطـ‎     ـط‎     /t/         طا     0637
ظ‎     ظ‎     ظـ‎     ـظـ‎     ـظ‎     /z/         ظا     0638
ع‎     ع‎     عـ‎     ـعـ‎     ـع‎     /ʔ/         عین     0639
غ‎     غ‎     غـ‎     ـغـ‎     ـغ‎     /ɣ/         غین     063A
ڠ‎     ڠ‎     ڠـ‎     ـڠـ‎     ـڠ‎     /ŋ/     ژ     ژا     06A0
ف‎     ف‎     فـ‎     ـفـ‎     ـف‎     /f/         فا     0641
ڤ‎     ڤ‎     ڤـ‎     ـڤـ‎     ـڤ‎     /p/     پ     پا     06A4
ق‎     ق‎     قـ‎     ـقـ‎     ـق‎     /ʔ/ and /q/         قاف     0642
ک‎     ک‎     کـ‎     ـکـ‎     ـک‎     /k/         کاف     06A9
ݢ‎     ݢ‎     ڬـ‎     ـڬـ‎     ـݢ‎     /g/     گ     گا     0762
ل‎     ل‎     لـ‎     ـلـ‎     ـل‎     /l/         لام     0644
م‎     م‎     مـ‎     ـمـ‎     ـم‎     /m/         میم     0645
ن‎     ن‎     نـ‎     ـنـ‎     ـن‎     /n/         نون     0646
و‎     و‎             ـو‎     /w/ and /u, o, ɔ/         واو     0648
ۏ‎     ۏ‎             ـۏ‎     /v/         وا     06CF
ه‎     ه‎     هـ‎     ـهـ‎     ـه‎     /h/         های گرد     0647
ی‎     ی‎     یـ‎     ـیـ‎     ـی‎     /j/ and /i, e, ɛ/         یا     064A
ڽ‎     ڽ‎     ڽـ‎     ـڽـ‎     ـڽ‎     /ɲ/     ژ     ژا     06BD
ء‎     ء‎             ء‎     /ʔ/         همزه     0621
أ‎     أ‎             ـأ‎     /ʔ, a, u/         الف همزه     0623
إ‎     إ‎             ـإ‎     /ʔ, i/         الف همزه زیر     0625
ئ‎     ئ‎     ئـ‎     ـئـ‎     ـئ‎     /ʔ/         یا همزه     0626

الفبای فارسی

الفبای فارسی گروه سی‌وسه‌گانه حروف (اشکال نوشتاری) در خط فارسی است که نماینده نگاشتن (همخوان‌ها یا صامت‌ها) در زبان فارسی است و حروف بی‌صدا نام دارند. به این گروه از حروف (اشکال)، حروف الفبا یا حروف هجای فارسی می‌گویند.

این حروف ۳۳گانه، دارای حالت‌های متفاوت نوشتاری می‌باشد. یک حرف یا یک شکل یکسان از یک حرف ممکن است نماینده چند واج متفاوت باشد (مانند شکل: ا، از گروه (الف) که نماینده مصوت بلند -ا- (=زاد) و هم صامت -همزه- (=ابر) هر دو می‌تواند باشد) و بر عکس ممکن است چند حرف متفاوت همگی اشاره به یک واج یکسان باشند (مانند حروف متفاوت: س، ص، ث که همه مشترکاً نشانه واج صامت: -س- می‌باشند).

ضمناً برای نگاشتن واکه‌های بلند سه‌گانه (ا - ی - و) نیز از سه تا از حروف الفبا کمک گرفته می‌شود که با سه صامت «الف»، «واو» و «یِ» هم‌شکل نوشته می‌شوند. واکه‌های کوتاه معمولاً بدون علامت و در موارد ضروری با علامت‌های «زیر» (فتحه ـَ)، «زِبَـر» (کسره ـِ) و «پیش» (ضمه ـُ) مشخص می‌گردند. به علامت‌های به‌کار رفته برای واکه‌ها «حروف صدادار» (بلند و کوتاه) گفته می‌شود.

محتویات

    ۱ ویژگی‌های الفبای فارسی
        ۱.۱ ترتیب الفبای فارسی
        ۱.۲ نمایش واکه‌ها (مُصَـوِّت‌ها) در الفبای فارسی
        ۱.۳ نمایش هم‌خوان‌ها (صامت) در الفبای فارسی
        ۱.۴ گ چ پ ژ
    ۲ تاریخچه الفبای فارسی
    ۳ دگرگونی الفبای فارسی
    ۴ روش آموزش الفبای فارسی
    ۵ الفبای اردو
    ۶ الفبای جاوی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

ویژگی‌های الفبای فارسی
زبان فارسی

گونه‌های منطقه‌ای و اجتماعی
زبان فارسی:

    فارسی دری
        زبان فارسی در افغانستان
        فارسی تاجیکی
        گویش هزارگی
    زبان فارسی در ازبکستان
    زبان فارسی در پاکستان
    زبان و ادب فارسی در هند
    گویش بخارایی
    فارسی بحرین
    فارسی یهودی ‏(en)‏
    برهم‌کنش زبان‌های فارسی و عربی

دستور زبان:

    دستور زبان فارسی
    دستور زبان تاجیکی ‏(en)‏

ویژگی‌های زبان:

    واژگان
        اسم
        فعل
    واج‌شناسی و آواشناسی

نوشتار:

    الفبای فارسی
    خط تاجیکی
    تغییر خط در تاجیکستان
    لاتین‌نویسی فارسی
    خط در ایران

گسترۀ جغرافیایی:

    فارسی بر پایۀ کشور

اساس الفبای فارسی با الفبای عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای چهار حرف است که واجهای متناظر آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. برخی از حروف فارسی با حروف متناظر خود در عربی متفاوت هستند؛ مثلاً حرف «ک» در فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که این حرف در عربی در این دو حالت بدون سرکش بصورت «ک» نوشته می‌شود. هم‌چنین حرف «ی» در حالت پایانی در فارسی بدون نقطه است، اما در عربی با دو نقطه بصورت «ی» نوشته می‌شود. برخی از حروف در فارسی دارای بیش از یک شکل هستند، مانند حرف «هـ» .

الفبای فارسی شامل ۳۳ حرف است.[۱]
ترتیب الفبای فارسی

ترتیب و نام ۳۳ حرف فارسی عبارت است از:

    همزه (ء)[۲]
    الف
    ب ِ
    پِ
    ت ِ
    ث ِ
    جیم
    چ ِ
    ح ِ
    خ ِ
    دال
    ذال
    ر ِ
    ز ِ
    ژ ِ
    سین
    شین
    صاد
    ضاد
    طا
    ظا
    عین
    غین
    فِ
    قاف
    کاف
    گاف
    لام
    میم
    نون
    واو
    ه ِ
    ی ِ

نمایش واکه‌ها (مُصَـوِّت‌ها) در الفبای فارسی

واکه‌ها (یا مصوت‌ها) در زبان فارسی دو دستۀ بلند و کوتاه هستند.

واکه‌های بلند سه تا هستند و «آ»، «او»، و «ای» نامیده می‌شوند چون با سه حرف (الف کشیده - واو - ی) که درحقیقت برای نمایش سه همخوان (صامت) هستند نمایش داده می‌شوند حروف صدادار نیز نامیده می‌شوند.

واکه‌های کوتاه نیز سه تاهستند و زِبَـر (فتحه)، زیـر (کسره)، و پیش (ضمه) نامیده می‌شوند که در موارد ابهام‌زدایی به‌صورت سه نشانه ( ـَــِــُ ) به حروف اضافه می‌شوند. در حروف الفبا نماینده ندارند و در مقابل حرف (شکل)، به آنها «حرکت» (نشانه) می‌گویند.
نمایش هم‌خوان‌ها (صامت) در الفبای فارسی

درحقیقت ۳۳ حرف الفبای فارسی برای نمایش همخوان‌ها می‌باشند. (برای نمایش مصوتهای بلند هم از سه حرف نماینده همخوان‌ها کمک گرفته می شود)

هم خوانها(صامتها) در الفبای فارسی امروزی عبارتنداز:
دبیره‌ها     نمایندهٔ آوایی فارسی     آوا     دبیره‌ها     نمایندهٔ آوایی فارسی     آوا
ا(ء)، ع     ا(ء)     a     ب     ب     b
پ     پ     p     ت، ط     ت     t
ث، س، ص     س     s     ج     ج     j
چ     چ     č     ح، ه     ه     h
خ     خ     ẍ     د     د     d
ذ، ز، ض، ظ     ز     z     ر     ر     r
ژ     ژ     ž     ش     ش     š
غ، ق     غ     ɣ     ف     ف     f
ک     ک     k     گ     گ     g
ل     ل     l     م     م     m
ن     ن     n, ŋ[۳]     و     و     v
ی     ی     y
گ چ پ ژ

در الفبای زبان عربی چهارحرف «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عرب‌زبان‌ها، به جای این ۴ حرف، بیشتر حرف‌های «ف ک ز ج، تش ،ق» را استفاده می‌کنند. همچنین حرف «ک» از زبان فارسی را نیز گاهی با حرف «گ» به‌صورت یکسان معرب می‌سازند. در مورد «و» فارسی نیز عموماً آن را به «ف» تبدیل می کنند؛ به‌کار نبردن این حرف‌ها به‌خودیِ خود در یک زبان ایراد به‌شمار نمی‌رود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی به‌کار گرفته شد. نپذیرفتن و به‌کار نبردن چهار حرفِ «گ چ پ ژ» توسط اعراب سبب گردید که آن‌ها به‌جای تغییر و بِـه‌سازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبان‌ها بپردازند[نیازمند منبع] و بسیاری از واژه‌های ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی آسیب‌هایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژه‌های ایرانی شده‌است. این دگرگونی در زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافته‌است. دگرگونی‌های زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نیست، بلکه بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش می‌کشد.[۴] [۵]

واژه‌های آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:

    واژه‌های با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر)
    واژه‌های با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچ‌رود = جاجرود)
    واژه‌های با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل)
    واژه‌های با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد)
    همچنین بسیاری از واژه‌های پارسی که دارای واج‌های «گ چ پ ژ» بوده‌اند به‌جای دگرگونی در یک واج، به‌صورت یکپارچه با واژۀ عربیِ دیگری جایگزین شده‌اند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)[۴]


تاریخچه الفبای فارسی

دبیره و خط آریایی که، بر پایۀ گفتۀ داریوش در کتیبۀ بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیره‌ای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونی‌هایی پدید آوردند و به یاری آن دبیره‌های پارتی اشکانی ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیره‌ها و خط‌های دیگر را پدیدآوردند. دبیرۀ فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی می‌خوانیم نیز در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران پدید آمد است. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود، مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیین‌مند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن می‌نویسیم دنبالۀ خطهای پهلوی و اوستایی و مانوی و... است که آنها نیز خود دنبالۀ خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت به‌کار می‌رفت.[۶]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

    پنجاه درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره مانوی است، مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
    سی درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره اوستایی است، مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
    هشت درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره پهلوی است، مانند حرف ل.
    همچنن دوازده درصد از حروف الفبای فارسی بدون ارتباط با سه الفبای مانوی،اوستایی و پهلوی هستند و پس از اسلام به دست دبیره‌نویسان ایرانیِ دربار خلفای عباسی ساخته شده اند، مانند حروف ط، ظ، ی، و... .[۷]

دگرگونی الفبای فارسی
نوشتار اصلی: دگرگونی الفبای فارسی‎


در حدود صد سال گذشته، اندیش‌گران پرشماری ایده‌ی بحث‌انگیزِ دگرگونی الفبای فارسی و به‌ویژه جایگزین‌کردن آن با الفبای لاتین را طرح کرده‌اند. یحیی ذکا در متن مهمی به‌سال ۱۳۲۹ با نام در پیرامون خط فارسی، شماری از چهره‌هایی را که از آغاز مشروطه و در جریان آشنایی ایران با جهان مدرن، خواهان دگرگونی بنیادین خط فارسی شده‌اند، معرفی و بررسی کرده است. موج نخستِ دگرگونی‌خواهان را چهره‌هایی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده یا یوسف مستشارالدوله تشکیل می‌دادند. آن‌ها دریافتند که دشواری بزرگ خط عربی، جداجدا (یا به‌اصطلاح «آلفابتی») نبودن حرف‌های آن است. [۸]

ترکیه در سال ۱۹۲۹ میلادی الفبای ترکی استانبولی را رسمی ساخت و این به شکل‌گرفتن موج تازه‌ای از طرف‌داران لاتینیزه‌کردن خط فارسی انجامید. صادق هدایت در مصاحبه‌ای در پاسخ به این پرسش که «آیا شما معتقدید که خط فارسی باید عوض شود؟» می‌گوید: «چرا که نه؟ این چه تعصبی است که همه راجع به خط دارند؟ خط فقط وسیلۀ نوشتن و خواندن است. مگر زبان ما عربی است که فقط باید به عربی بنویسیم؟»[۹]

دربرابر، مخالف‌ها گسسته‌شدنِ پیوند ایران جدید با میراث ادبی‌اش و دشوار بودن چنین دگردیسی‌ای را برای مقاومت در برابر تغییر مطرح می‌کردند. مجتبی مینوی در پی راهی سوم برآمد؛ او می‌نویسد:

    «آی شما که خط تازه پیشنهاد کرده‌اید یا معتقد به دور ریختن این خط فعلی هستید! به اقوال سایرین هم گوش بدهید و دلایل مخالفت آن‌ها را بدانید. و آی شما که متصل فریاد می‌زنید اینها زبان و ادبیات و ملیت ما را می‌خواهند از میان ببرند و رابطۀ ما را با گذشتۀ خودمان و با همسایگان و هم‌سنخ‌های فعلی‌مان قطع کنند! گوش بدهید، شاید بشود راهی بینابین پیدا کرد به‌طوری که مقصود هر دو طرف حاصل شود».
    [۱۰]

روش آموزش الفبای فارسی

الفباها به سه گروه آوایی[۱۱]، غیرآوایی[۱۲] و نیمه آوایی[۱۳] تقسیم می‌شوند. روش‌های آموزش الفبا نیز به سه دسته تقسیم می‌گردند: روش تحلیلی، روش کلی و روش ترکیبی. روش تحلیلی برای آموزش الفباهای آوایی به کار می‌رود. در روش تحلیلی، کلمه به صداهای تشکیل دهندهٔ آن تجزیه شده و سپس نوشتن آموزش داده می‌شود. در روش کلی، نوشتن کل کلمه آموزش داده می‌شود[۱۴]. روش کلی برای آموزش الفباهای غیرآوایی به کار می‌رود. روش ترکیبی برای آموزش الفباهای نیمه آوایی به کار گرفته می‌شوند. الفبای فارسی در زمرهٔ الفباهای نیمه آوایی قرار دارد و برای آموزش آن از روش ترکیبی استفاده می‌شود. روش ترکیبی بهترین روش برای آموزش الفبای نیمه آوایی فارسی است. در آموزش الفبای فارسی هرگاه حرف مورد نظر آوایی باشد ازروش تحلیلی، و هرگاه غیرآوایی باشد از روش کلی استفاده می‌گردد[۱۵].
الفبای اردو

الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شده‌است. این چهار حرف عبارت‌اند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. «ه» دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده می‌شود به‌صورت: ھ.[۱۶] این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبای پهلوی و اوستایی است.
الفبای جاوی
نوشتار اصلی: الفبای جاوی

الفبای جاوی که الفبای رایج در اندونزی است به الفبای فارسی شباهت دارد. در این الفبا «چ» همانند فارسی، «گ» به صورت نقطه دار «ڬ»، «ژ» به صورت «ڠ» و «پ» به صورت «ﭪ» نوشته می شود.