اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

باند فرودگاه

باند فرودگاه قسمتی از فرودگاه می‌باشد که در آن امکان برخاستن و نشستن هواپیما وجود دارد. این باند ممکن است توسط انسان ساخته شده باشد (که اغلب از آسفالت، بتن و یا ترکیبی از هر دو ساخته می‌شود) و یا دارای یک سطح طبیعی (مانند چمن، خاک و یا شن) باشد. طول باند پرواز ممکن است بسیار متفاوت باشد اما باند پروازی با طول ۱۸۲۹ می‌تواند برای هواپیماهای زیر ۲۰۰٬۰۰۰ پوند مناسب باشد. برای هواپیماهای با وزن بیشتر به باندی با طول حداقل ۲۴۳۸ متر (در سطح دریا) نیاز است. در صورتیکه فرودگاه در ارتفاعی بالاتر از سطح دریا واقع باشد این مقدار افزایش می‌یابد. مثلاً فرودگاهی که در ارتفاع ۱۰۰۰۰ پا از سطح دریا واقع شده باشد برای برخاستن هواپیماهای غول پیکر به ۳۰۴۸ متر باند نیاز دارد.
انواع باند

در استانداردهای بین‌المللی هوانوردی، نوع باند از لحاظ جنس کف‌پوش را با سه حرف لاتین که مخفف نوع کف‌پوش است معرفی می‌کنند.

    ASP: آسفالت
    BIT: ترکیب آسفالت و سنگ‌فرش
    BRI: آجر
    CLA: خاک رس
    CON: بتن
    GRS: چمن
    GVL: شن
    ICE: یخ
    LAT: لاتریت
    MAC: ماکادام
    SAN: ماسه
    SNO: برف
    U: نامشخص

فرودگاه بین‌المللی ونوکووا

فرودگاه بین‌المللی ونوکووا (به انگلیسی: Vnukovo International Airport) (به زبان بومی: Аэропорт Внуково) یک فرودگاه همگانی مسافربری با کد یاتا VKO است که یک باند فرود بتن دارد و طول باند آن ۳۰۰۰ متر است. این فرودگاه در شهر مسکو کشور مسکو، روسیه قرار دارد و در ارتفاع ۲۰۹ متری از سطح دریا واقع شده است.

مسکو

مسکو یا ماسکو (به روسی: Москва) پایتخت و پرجمعیت‌ترین شهر و واحد فدرالی روسیه است. این شهر از مهمترین مراکز سیاسی، اقتصادی، مذهبی، تاریخی، مالی، آموزشی و ترابری فدراسیون روسیه و اروپا محسوب شده و با ۱۱ میلیون و ۵۰۳ هزار نفر جمعیت در سرشماری سال ۲۰۱۰ پرجمعیت‌ترین شهر قاره اروپا و ششمین شهر پرجمعیت دنیاست. این شهر در کنار رودخانه مسکو و در ناحیه مرکزی فدرالی در روسیه اروپایی واقع شده‌است. کاخ کرملین، قلعه‌ای باستانی در این شهر است که محل زندگی رئیس‌جمهور روسیه و استقرار قوه مجریه این کشور است. این شهر در دوران اتحاد جماهیر شوروی نیز پایتخت آن کشور بود.

چهار فرودگاه بین‌المللی، نه ایستگاه راه‌آهن و مترو مسکو که یکی از عمیق‌ترین تونل‌های دنیاست، در این شهر قرار دارد. مترو مسکو با ۱۸۵ ایستگاه پس از مترو توکیو بیشترین مسافران را در بین سیستم‌های مترو دنیا دارد.

کلان‌شهر مسکو از نظر دارا بودن مؤسسات علمی، ورزشی و آموزشی از رتبه خوبی در سطح جهان برخوردار است، به طوری که بیش‌ترین امکانات ورزشی را در کل جهان به خود اختصاص داده‌است. این شهر دارای یک مجتمع حمل و نقل بین‌المللی به نام «متروی مسکو» است که بزرگ‌ترین شرکت تولید واگن‌های مترو در جهان است.

محتویات

    ۱ معنی نام
    ۲ پیشینه
    ۳ جاذبه‌های گردشگری مسکو
    ۴ شهرهای خواهرخوانده
    ۵ امکانات شهری
    ۶ منابع

معنی نام

نام مسکو برگرفته از نام رودخانه مسکو است.
پیشینه
یک نقاشی تاریخی از میدان سرخ به سال ۱۸۰۱ میلادی. میدان سرخ مرکزی‌ترین بخش مسکو محسوب می‌شود.
پرونده:Moscow clad in snow - Moscou sur la neige - Москва в снежном убранстве - Москва в снегу (1908), noaudio.ogvپخش رسانه
فیلمی از مسکو در سال ۱۹۰۸، در زمان امپراتوری روسیه.

این شهر به نام رودخانه مسکو نامیده شده‌است. در روسی قدیم به آن гра́д Моско́в (گراد مسکووْ) یعنی شهر کنار [رود] مسکو می‌گفتند. نخستین اشاره به نام این شهر در سال ۱۱۴۷ دیده می‌شود زمانی که یوری دالگاروکی شاهزاده ناوگورود-سورسکی را با این جملات فراخواند: «ای برادر، نزد من آی، به مسکو.»

۹ سال بعد، در سال ۱۱۵۶، شاهزاده یوری دالگاروکی روستوف دستور ساخت یک دیوار چوبی، یعنی کرملین را داد، دیواری که شهر تازه‌بنیاد را محصور می‌ساخت و پس از آن چندین بار نیازمند بازسازی شد.

طی حملات سال‌های ۱۲۳۷-۱۲۳۸، مغولان این شهر را سوزانده و با خاک یکسان کرده و ساکنانش را کشتند. در دوران پس از آن، مسکو بازسازی شد و در ۱۳۲۷ پایتخت امیرنشین مستقل ولادیمیر-سوزدال گشت. موقعیت مطلوب آن بر سرچشمه رودخانه ولگا به توسعه پایدار آن کمک کرد و رفته‌رفته این شهر به یک امیرنشین باثبات و مرفه، به نام دوک‌نشین اعظم مسکو تبدیل شد و طی سال‌های پیاپی شمار زیادی از پناهندگان را از سراسر روسیه جذب کرد.

در حکومت ایوان یکم، مسکو جایگزین شهر تِوِر به عنوان مرکز سیاسی ولادیمیر سوزدال شد و تبدیل به تنها مرکز گردآوری باج و خراج برای زمامداران مغول و تاتار گشت. ایوان با پرداخت سهمی بالا، موفق به کسب یک امتیاز مهم از خان شد که بر اساس آن مسکو بر خلاف امیرنشین‌های دیگر، در میان پسرانش تقسیم نشد، بلکه دست‌نخورده به فرزند ارشد او رسید.

با گذر زمان مخالفت مسکو علیه سلطه خارجی افزایش یافت و در سال ۱۳۸۰، شاهزاده دیمیتری دانسکای سپاه متحدی از روس‌ها را در نبرد کولیکوو علیه تارتارها رهبری کرد و به پیروزی رسید. با این حال این نبرد، تعیین‌کننده نبود و تنها دو سال بعد از آن، مسکو زیر پای لشکریان تختامیش لگدمال شد. سرانجام ایوان سوم، در سال ۱۴۸۰ روس‌ها را از یوغ تاتارها آزاد کرد و مسکو را تبدیل به مرکز قدرت در روسیه نمود. تحت حکومت ایوان سوم این شهر پایتخت یک امپراتوری گسترده شد که در نهایت زمانی همه روسیه امروزی و سرزمین‌های دیگر را در بر گرفت.

در سال ۱۵۷۱ تاتارهای کریمه به مسکو حمله کردند و همه چیز، به‌جز کرملین را سوزاندند.
جاذبه‌های گردشگری مسکو
تاتر بولشوی از افتخارات فرهنگ و هنر روسیه است. این تالار پرشکوه در سال ۱۷۷۶ میلادی، به دستور کاترین کبیر، در شهر مسکو پایه‌‌گذاری شد.[۱]

    میدان سرخ
    نگارخانه ترتیاکوف
    آسمان‌نمای مسکو
    تاتر بولشوی
    کیلومتر صفر روسیه

شهرهای خواهرخوانده
نمایی از بلوار پاکروفسکی در بخش مرکزی مسکو. سفارت ایران در مسکو در بلوار پاکروفسکی قرار دارد.

شهرهای خواهرخواندهٔ مسکو:

    چین پکن
    قزاقستان آستانه
    ترکیه آنکارا، ترکیه
    جمهوری آذربایجان باکو، جمهوری آذربایجان
    آلمان برلین، آلمان
    بلاروس برست، بلاروس
    بلژیک بروکسل، بلژیک
    رومانی بخارست، رومانی
    ایالات متحده آمریکا شیکاگو، آمریکا
    اوکراین دونتسک، اوکراین
    بلغارستان صوفیا، بلغارستان
    آلمان دوسلدورف، آلمان[۲]
    جمهوری آذربایجان گنجه، جمهوری آذربایجان
    آلمان اینگولشتات، آلمان
    اندونزی جاکارتا، اندونزی
    لتونی جلگاوا، لتونی
    اوکراین خارکوف، اوکراین

   

    روسیه کولومنا، روسیه
    لهستان کارکوف، لهستان
    بولیوی لاپاز، بولیوی
    فرانسه لیموژ، فرانسه
    اسلوونی لیوبلیانا، اسلونی
    بریتانیا لندن، بریتانیا
    اسپانیا مادرید، اسپانیا
    فیلیپین مانیل، فیلیپین[۳]
    روسیه ناریان-مار، روسیه
    قبرس نیکوزیا، قبرس
    فرانسه پاریس، فرانسه
    کرواسی اسلونیک بورد، کرواسی
    بوسنی و هرزگوین بانیا لوکا، بوسنی و هرزگوین
    جمهوری چک پراگ، جمهوری چک[۴]
    ایران رشت، ایران

   

    ایسلند ریک‌یاویک، ایسلند[۵]
    لتونی ریگا، لتونی
    برزیل سائو پائولو، برزیل
    استونی تالین، استونی
    اسرائیل تل‌آویو، اسرائیل
    ایران تهران، ایران
    آلبانی تیرانا، آلبانی[۶][۷]
    ژاپن توکیو، ژاپن
    تونس تونس، تونس[۸]
    مغولستان اولان باتور، مغولستان
    فرانسه والنسین، فرانسه
    اتریش وین، اتریش
    لهستان ورشو، لهستان[۹]
    ارمنستان ایروان، ارمنستان

امکانات شهری
بسیاری از ایستگاه‌های مترو در مسکو، مانند ایستگاه کیفسکایا (در تصویر) دارای تزئینات مجلل، ستون‌های مرمرین، چلچراغ و کف‌پوش‌هایی از سنگ خارا هستند.

مسکو دارای ۵ فرودگاه به نام های فرودگاه فرودگاه بین‌المللی شرمتیوو، فرودگاه بین‌المللی دوموددوو، فرودگاه بیکوف، فرودگاه بین‌المللی اوستافیف و فرودگاه بین‌المللی ونوکووا است. فرودگاه بین‌المللی شرمتیوو بیشترین تعداد مسافر خارجی را پذیراست و ۶۰٪ کل مسافران کشورهای خارجی از این فرودگاه وارد مسکو می‌شوند.[۱۰]

متروی مسکو سامانه قطارهای شهری کلان‌شهر مسکو است. متروی مسکو با داشتن ۱۲ خط فعال، ۱۸۰ ایستگاه و مسیری به طول ۲۹۸ کیلومتر، یکی از قدیمی‌ترین خطوط متروی شهری در جهان است. متروهاى این شهر بسیار عمیق هستند و پله برقى هایى به طول بیش از ١٠٠متر مردم را حمل مى کنند.

پتر کروپوتکین

پتر آلکسیویچ کروپوتکین (به روسی: Пётр Алексе́евич Кропо́ткин)؛ (۹ دسامبر ۱۸۴۲ – ۸ فوریه ۱۹۲۱)، جانورشناس، جغرافی‌دان، انقلابی، نویسنده، نظریه‌پرداز در رشته تکامل، اقتصاددان و فیلسوف آنارشسیت روس بود.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ نقل قول
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

زندگی

شاهزاده پتر کروپوتکین در ۹ دسامبر ۱۸۴۲، در مسکو در یک خانواده اشرافی به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را در سنت پترزبورگ ادامه داد و پس از آن به سیبری رفت و مشغول تحقیقات در مورد جغرافیا و مردم‌شناسی شد. او در طی این مطالعات جغرافیایی از منچوری تا بایکال را پیمود و آن مناطق را مطالعه نمود. بعد از بازگشت از سیبری مطالعات سیاسی را جدی‌تر گرفت.

در سال ۱۸۷۲ او به جامعه بین‌المللی کارگران پیوست اما محدود بودن آن محیط نیز وی را مایوس کرد. تقسیم جامعه بین‌المللی کارگران به دو گروه، کروپوتکین را مصمم کرد که به روسیه برگردد. در ۱۸۷۶ پس از فراری پر ماجرا به انگلستان و بعد سویس گریخت و نوشتن کتاب انقلاب را شروع کرد. نیروهای تزار با انفجاری در لندن قصد ترور او را داشتند، اما با وجود این حمله‌ها کروپوتکین همراه با همسرش درآنجا ماند و تحقیقاتش در مورد انقلاب فرانسه را ادامه داد.

کروپوتکین به خاطر فعالیت های آنارشیستی‌اش در ۱۸۸۳ دستگیر و محکوم به پنج سال حبس شد. او بعد از سه سال آزاد شد و تا سی سال فعالیت های آنارشیستی خود را در لندن ادامه داد. بعد از انقلاب اول روسیه در سال ۱۹۰۵ او به روسیه بازگشت و بقیه عمر خود را صرف نوشتن کرد. فعالیت‌های ضدانقلابی و ضدمردمی لنین باعث انزجار کروپوتکین از او شد. او به یک مدل اجتماعی مرکب از کمونیسم و سوسیالیسم و مستقل از حکومت اعتقاد داشت.

پتر کروپوتکین سرانجام در ۸ فوریه ۱۹۲۱ در دیمیتروف (شهری نزدیک مسکو) درگذشت.
نقل قول

«به جای آنکه کلید جامعه را به سیاست‌مدار بدهیم بهتر است قفل را عوض کنیم» (کروپوتکین)

مارکسیسم

مارکسیسم (Marxism) مکتبی سیاسی و اجتماعی است که تحت کارل مارکس، فیلسوف و انقلابی آلمانی در اواخر قرن نوزدهم پیدا شد. فردریش انگلس نیز از شکل‌دهندگان مهم به اندیشه مارکسیسم بوده‌است و مارکسیست‌ها با اصول کلی اندیشه او نیز موافق هستند.

اساس مارکسیسم آن طور که در «مانیفست کمونیست» (نوشته مارکس و انگلس) بیان شده‌است بر این باور استوار است که تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده‌است و در دنیای حاضر دو طبقه، بورژوازی و پرولتاریا وجود دارند که کشاکش این دو تاریخ را رقم خواهد زد.

میان مارکسیست‌های مختلف، برداشت‌های بسیار متفاوتی از مارکسیسم و تحلیل مسائل جهان با آن موجود است اما موضوعی که تقریباً همه در آن توافق دارند: «واژگونی نظام سرمایه‌داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعه‌ای بی طبقه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجه، پایان ازخودبیگانگی انسان» است. (که کمونیست‌ها معتقدند در جهان سرمایه‌داری ناگزیر است)

مارکس و انگلس همانند بقیه سوسیالیست‌ها، تلاش کردند تا به کاپیتالیسم و سیستم‌هایی که در جهت به خدمت گرفتن کارگران پایه ریزی شده بودند خاتمه دهند. در حالی که سوسیالیست‌ها در آغاز راه به دنبال اصلاحات اجتماعی بلند مدت بودند، مارکس و انگلس معتقد بودند که انقلاب اجتناب‌ناپذیر بوده و تنها مسیر ممکن به سوی سوسیالیسم و کمونیزم است.
اساس نظریه

مطابق نظرات مارکسیست‌ها در مورد کمونیسم، مهم‌ترین ویژگی زندگی انسان‌ها در یک جامعه طبقاتی از خود بیگانگی است و کمونیسم به این دلیل که آزادی انسان‌ها را به طور کامل به رسمیت می‌شناسد مکتبی مطلوب است. مارکس مطابق نظر گئورگ ویلهلم فردریش هگل آزادی را فراتر از حذف محدودیت‌ها و عملی با محتوای اخلاقی می‌داند. آنها اعتقاد دارند که کمونیسم به مردم اجازه می‌دهد که هر کاری را که دوست دارند انجام دهند اما در عین حال مردم را در شرایطی قرار می‌دهند که نیاز به خدمت گرفتن همنوعشان را احساس نمی‌کنند. در حالی که هگل اعتقاد دارد که با پرده برداشتن از این نوع زندگی اخلاقی به حیطه افکار انسان‌ها می‌رسیم، مارکس کمونیسم را نشأت گرفته از مادیات و به خصوص رشد ابزارهای تولید می‌داند.

مارکسیسم اعلام می‌کند که تضاد طبقاتی و جنگجویی انقلابی در نهایت به پیروزی پرولتاریا (طبقه کارگر) و تشکیل جامعه‌ای می‌انجامد که در آن مالکیت خصوصی برچیده شده و ابزارهای تولید و اموال به جامعه تعلق دارد. مارکس در مورد زندگی در جامعه کمونیستی سخن زیادی نمی‌گوید و تنها به دادن شمای کلی جامعه کمونیسم اکتفا می‌کند. واضح است که در چنین جامعه‌ای برای پروژه‌های قابل اجرا توسط بشر محدودیت اندکی وجود دارد. جنبش کمونیسم در شعار اصلی خود، مکتبش را جهانی معرفی می‌کند که در آن هر فرد مطابق توانایی‌هایش تولید می‌کند و مطابق نیازهایش دریافت می‌کند. «ایدئولوژی آلمانی» (۱۸۴۵) یکی از اندک نوشته‌های مارکس در مورد آینده کمونیسم است:

«در جامعه کمونیستی، که دایره آزادی هر فرد بیش از همیشه‌است و وی می‌تواند در رشته مورد علاقه به موفقیت دست پیدا کند، جامعه فرایند تولید را کنترل می‌کند و بنابراین فردی مثل من می‌تواند امروز کاری انجام دهدو فردا کار دیگری، صبح شکار کند، بعدازظهر ماهیگیری کند، شب گله را به چرا ببرد، بعد از شام هم به انتقاد بپردازد، همان چیزی که در ذهنش است را اجرا کند بدون آنکه شکارچی، ماهیگیر، چوپان یا نقاد باشد.» "[۱] دیدگاه نهایی مارکس افزودن این دیدگاه به یک نظریه علمی در مورد نحوه حرکت جامعه در یک مسیر قانون – مدار به سمت کمونیسم و با کمی کشمکش، یک نظریه سیاسی، در مورد لزوم استفاده از یک جنبش انقلابی برای رسیدن به هدف است.

در انتهای قرن نوزدهم دو کلمه «سوسیالیسم» و «کمونیسم» در معنای واحدی به کار می‌رفتند. با این وجود، مارکس و انگلز استدلال کردند که کمونیسم در یک فرایند تک مرحله‌ای از دل کاپیتالیسم بیرون نمی‌آید و باید از «فاز اولیه‌ای» عبور کند که در آن مالک اغلب کالاهای تولیدی جامعه‌است اما در عین حال هنوز ردپایی از تضاد طبقاتی دیده می‌شود. «فاز اول» راه را برای رسیدن به «فاز بالاتر» هموار می‌کند که در این فاز تضاد طبقاتی برچیده شده و نیاز به دولت حس نمی‌شود. لنین بارها از اصطلاح «سوسیالیسم» برای اشاره به «مفهوم فاز اول» کمونیسم که توسط مارکس و انگلز ارائه شد استفاده کرد و «کمونیسم» را «فاز بالاتر» کمونیسم مارکس و انگلز می‌دانست. مطالبی که عنوان شد وآنچه لنین گفت راه را برای تشکیل حزب‌های کمونیستی در قرن بیستم هموار کرد. بعدها نویسندگانی چون لوئیس آلتوسر و نیکوس پولانزاس دیدگاه مارکس را اصلاح کردند و در فرایند رشد جوامع، مرکزیتی را برای دولت قائل شدند، با این استدلال که برای رسیدن به کمونیسم کامل، سوسیالیسم می‌بایست یک مرحله گذر طولانی مدت را طی کند.

برخی از هم عصران مارکس، مانند میخائیل باکونین همین تفکرات را مطرح کردند با این تفاوت که در مورد نحوه رسیدن به یک جامعه هماهنگ در غیاب طبقات اجتماعی نظر دیگری داشتند. همواره در جنبش کارگری بین کمونیست‌ها و آنارشیست‌ها شکافی وجود داشته‌است. آنارشیست‌ها مخالف هر سازمان سلسله مراتبی دولت هستند. در میان آنها کمونیست‌های آنارشیست مانند پیتر کروپوتکین از گذر ناگهانی به جامعه بدون سطوح طبقاتی تحت اقتصاد هدیه‌ای سخن می‌گویند در حالی که اتحادیه گرایان آنارشیست اعتقاد دارند که اتحادیه‌های کارگری برخلاف احزاب کمونیست سازمان‌هایی هستند که در ایجاد تغییرات در جامعه نقش دارند.

سوسیالیسم

جامعه‌خواهی یا سوسیالیسم (به انگلیسی: Socialism)، (به فرانسوی: Socialisme)، اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.[۱]

هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسّط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ زمینه‌های شکل­گیری سوسیالیسم
    ۳ پیرامون نام
    ۴ گفتارها در مورد سوسیالیسم
        ۴.۱ منصور حکمت
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

پیشینه

اگر چه اندیشه‌های مبتنی بر لغو مالکیت خصوصی پیشینهٔ زیادی در تاریخ دارد ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر پس از شکل‌گیری جنبش کارگری در قرن نوزدهم میلادی اهمّیت سیاسی پیدا کرد. در آن قرن حزب‌های گوناگون که خود را سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کمونیست می‌نامیدند با هدف لغو مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت.

اما برخلاف تعریف رایج در سطح جهانی از سوسیالیسم، لغو مالکیت خصوصی به‌خودی‌خود نمی‌تواند توضیح کاملی را در مورد سوسیالیسم بدست دهد. لنین در دولت و انقلاب می‌نویسد استراتژِی کمونیسم، لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و الغای کار مزدی است. جامعهٔ کمونیستی جامعه‌ای است که در آن هر کس بر طبق استعدادهایش کار می‌کند و بر اساس نیازش از مواهب آن بهره‌مند می‌شود. دست‌یافتن به چنین نظامی ملزومات خاص خود را دارد. از جمله می‌توان مرحلهٔ انتقالی یا فاز پایینی را نام برد. شرط دست‌یافتن به چنین نظامی بسط آگاهی طبقاتی و سازمان‌یابی کارگران حول منافع طبقاتی مشترک خویش است که خود به نبرد طبقاتی سرنوشت‌سازی تبدیل می‌شود. در این نبرد پرولتاریا سرانجام به پیروزی دست می‌یابد و بساط دنیای کهن جور و ستم روبیده می‌شود. در این هنگام دولت سرمایه‌داران سرنگون شده و به‌جای آن دولت سوسیالیستی یا حکومت کارگری بر مسند قدرت می‌ایستد. وظیفهٔ این دولت دفاع از دست‌آوردهای اقتصادی و سیاسی کارگران و سرکوب توطئه‌گری‌ها و سنگ‌اندازی طبقهٔ بورژوازی و هدایت جامعه به‌سوی جامعه‌ای بدون طبقه‌است. در این مرحله طبقات هنوز ملغی نشده‌اند؛ ضرورت وجودی دولت وجود دارد، امّا سوسیالیسم دورهٔ گذار به‌سوی زوال هرگونه دولتی است. دورهٔ گذار لغو طبقات اجتماعی است. در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است.

پیروزی شاخهٔ بلشویک حزب سوسیال دموکرات روسیه در انقلاب اکتبر روسیه موجب انشعابی بزرگ در جنبش سوسیالیستی جهان شد و حزب‌هایی که با روش بلشویک‌ها موافق نبودند (اغلب با نام احزاب سوسیال دموکرات) مدافع حقوق کارگران شدند.

برگزاری تظاهرات و راهپیمایی اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیت‌های همیشگی حزب‌های سوسیالیست در بیشتر کشورهای جهان است.

در سدهٔ بیستم حزب‌های سوسیالیست یا سوسیال دموکرات (با برنامه‌هایی که به درجات مختلف سوسیالیستی است) در بسیاری از کشورهای اروپایی به قدرت رسیدند.
زمینه‌های شکل­گیری سوسیالیسم

برخی منشاء نظری سوسیالیسم را در کتاب جمهوری افلاطون می­دانند که طبقه حاکمه هیچ امتیاز خاصی ندارد و برای دو طبقه پاسدار و فلاسفه، افلاطون نظام اشتراکی، که نوعی نظام سوسیالیستی است را پیشنهاد می­دهد. برخی دیگر می­گویند«تعالیم انجیل در عهد عتیق، اولین مجموعه قوانین سوسیالیستی را تشریح­ کرده که از جمله آنها حمایت از کارگران، زنان و ضعفاست.» به­طورکلی با عصر رنسانس نخستین سوسیالیست­ها در اروپا طرح مالکیت اجتماعی و حذف مالکیت خصوصی را تشریح، و با انقلاب صنعتی، سوسیالیسم به­عنوان یک ایدئولوژی بوجود آمد و علیه پیامدهای شوم انقلاب صنعتی برای اکثریت جامعه بویژه کارگران شکل گرفت. که این سوسیالیسم جدید دارای مؤلفه‌هایی است که عبارتند از؛«‍یکی­ اقتصاد و سازوکار تولید اقتصادی- اجتماعی، دوم تصوری که آموزه­های سوسیالیستی از انسان دارند مخالف فردیت انسان و موافق انسان به­منزله عضوی از پیکره اجتماعی است»[۲] در اروپا بخصوص در دو کشور فرانسه و انگلستان تفسیرهای متفاوتی از سوسیالیسم به­منزله دو مکتب به منصه ظهور رسید: ابتدا در انگلستان 1827 مکتب رابرت اوون در مقاله‌ای تحت عنوان«سوسیالیسم چیست؟» به سازماندهی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداخت و بعد در فرانسه در سال 1932 عقاید سن­سیمون مبتنی بر اجتماعی­کردن مالکیت وسایل تولیدجمعی کاتولیک در مقابل فردگرایی پروتستان بود. به­طور­کلی«سوسیالیسم فرانسه با الهام از روسو، یک جهت­گیری روستایی و بازگشت به طبیعت داشت اما سوسیالیسم انگلستان با صنعت برخورد مثبت­­تری داشت.»[۳]
پیرامون نام

سوسیالیسم(Socialism) از ریشه لاتینی سوسیوس(Socius) به­معنی همراه و شریک یا از واژه‌ی«سوسیال»(Social) به­معنای اجتماعی، در زبان فرانسه گرفته شده­است. سوسیالیسم در اصطلاح معناهای بسیار زیاد ­دارد، برخی آن­را یک اندیشه، برخی دیگر آن­را یک نظریه می­دانند امّا به­نظر نگارنده سوسیالیسم«ایدئولوژی است که در مخالفت با کاپیتالیسم قائل به لغو مالکیت خصوصی و خواهان برقراری مالکیت اجتماعی می­باشد. این ایدئولوژی درصدد است تا به تحقق مالکیت اجتماعی توسط اتحادیه­های کارگری یا پرولتارلیا کمک کند. و به­طور غیرمستقیم توسط دولت(پاسدار همه منافع مردم)، نه گروه­های خاص اجرا شود. و اصالت­دادن به اجتماع، مخلوقات اجتماعی و کاهش یا حذف تقسیمات طبقاتی را هدف خود می­داند.»[۴]
گفتارها در مورد سوسیالیسم
منصور حکمت

منصور حکمت، متفکر مارکسیست و بنیانگذار حزب کمونیست کارگری ایران: «اساس سوسیالیسم انسان است، سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.»

تعالیم بهائی

تحری حقیقت
نوشتار اصلی: تحری حقیقت

در دین بهائی هر فرد پس از رسیدن به سن بلوغ، که برای دختر و پسر ۱۵ سال تمام است، باید شخصاً عقیده‌اش را انتخاب کند.
وحدت عالم انسانی
نوشتار اصلی: وحدت عالم انسانی

به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دیانت بهائی را می‌شود در یک تعلیم تخلیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.[۱]
وحدت لسان و خط برای عالمیان
نوشتار اصلی: وحدت لسان و خط برای عالمیان‎

بهاءالله نزدیک به ۱۵۰ سال پیش در کتاب اقدس ذکر می‌کند که باید جمیع ملت‌ها انجمنی تشکیل دهند و در آن انجمن با توافق کامل یک زبان به عنوان زبان بین‌المللی اعلام شود تا همه مردم علاوه بر زبان مادری، آن را نیز فراگیرند و به این صورت است که دیگر همهٔ مردم به راحتی می‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
ترک تعصبات جاهلیه
نوشتار اصلی: ترک تعصبات جاهلیه‎

دین بهائی تعصبات را هادم بنیان انسانی می‌داند. عبدالبهاء در مورد این تعصبات این چنین می‌گوید:«تعصّب دینی و تعصّب جنسی و تعصّب وطنی و تعصّب سیاسی سبب جدال است و هادم بنیان انسانی. باید جمیع این تعصّبات را ترک نمود.»[۲]
تساوی حقوق رجال و نساء
نوشتار اصلی: تساوی حقوق رجال و نساء

بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی بر هم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند، مثلاً در حقوق اجتماعی از لحاظ تعلیم و تربیت، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، همچنین در حقوق مدنی از لحاظ ازدواج و ...

بهائیان اعتقاد دارند زن و مرد از لحاظ فکری و عقلانی مانند هم هستند و امتیازی بر یکدیگر ندارند.[۳]
صلح عمومی
نوشتار اصلی: صلح عمومی‎

در دین بهائی آمده است که اساس همه ادیان الهی محبت و یگانگی است و به همین علت است که جمیع مردم دنیا باید با همدیگر صلح نمایند و به دوستی و راستی پردازند. هدف بهائیان از اجرای تعالیم بهاءالله این است که وحدت عالم انسانی به وقوع بپیوندد و بغض و عداوت بین بشر برافتد.[۴]
تعدیل معیشت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی
نوشتار اصلی: تعدیل معیشت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی‎

دیانت بهائی تعدیل و توزیع منابع ثروت را در سطح جهانی برای رفاه و آسایش عموم اهل عالم لازم و ضروری می‌داند. فقر و غنای زیاد را نکوهش می‌کند و تامین حداقل معیشت را برای همه افراد انسانی ضروری می‌شناسد. و برای رسیدن به این هدف وضع قوانین و قواعد و نظامات مناسب را تاکید می‌نماید. بدیهی است توزیع منابع مهم‌ترین قسمت مبحث اقتصاد می‌باشد.
جهان بشری محتاج نفثات روح القدس{پرواز معنوی} است
نوشتار اصلی: جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است‎

بهائیان معتقدند نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادی‌است. آنها اعتقاد دارند که انسان‌ها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد.
تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
نوشتار اصلی: تعلیم و تربیت عمومی و اجباری‎

تعلیم و تربیت در دیانت بهائی فرض و واجب است و هر فردی که کوتاهی کند، از فضل حق محروم است. پدر و مادر وظیفه دارند کودکان خود را تربیت کنند و تعلیم دهند؛ اگر در این امر کوتاهی نمایند، نزد خداوند از مقصرین به حساب می‌آیند. طبق متن کتاب اقدس اگر پدری در تربیت فرزندش کوتاهی نماید، باید هزینهٔ لازم برای تعلیم و تربیت فرزندش را از او گرفت و اگر فقیر بود، بیت العدل اعظم مسئول تربیت و تعلیم فرزند است.
تشکیل دادگاه کبرا بین‌المللی
نوشتار اصلی: تشکیل دادگاه کبرا بین‌المللی‎

از آنجائیکه بسیاری از اختلافات و جنگهای میان دول و ملل و گروههای مختلف به دلیل نبودن یک مرجع رسیدگی قدرتمند می‌باشد و از آنجائیکه همواره اختلاف نظر و سلیقه بین گروهها امکان پذیر است و چنانچه مورد رسیدگی سریع قرار نگیرد بیم جدال و درگیری می‌رود. دیانت بهائی نزدیک به ۱۵۰ سال پیش ایجاد یک محکمه کبری بین‌المللی را که مرجع حل اختلاف و بانی صلح و دوستی است را پیشنهاد کرده‌است.
دین باید سبب الفت و محبت باشد
نوشتار اصلی: دین باید سبب الفت و محبت باشد‎

بهائیان معتقدند که پیامبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دیانت هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بی‌دینی بهتر از آن است.[۵][۶][۷][۸][۹]
دین باید مطابق علم و عقل باشد
نوشتار اصلی: دین باید مطابق علم و عقل باشد

در اعتقادات بهائی دیانت و علم و عقل با یکدیگر باید توافق کامل داشته باشد.[۱۰] علم حقیقتی است که خداوند در دل طبیعت قرار داده و انسان آن را کشف می‌کند ونیز دین هم از طرف خداوند متعال برای انسان‌ها فرستاده شده و چون حقیقت هم واحد است بنابراین نمی‌توان گفت که علم یک چیز می‌گوید و دین چیز دیگری. بنابراین باید تطابق کامل بین علم و دین وجود داشته باشد.
اصالت تعالیم بهایی

استاد شهاب فردوسی در سلسله مقالات تاریخچه مختصر شیخیه و بابیه و بهائیه درمجله آشفته،دوره نهم ، سال 1334 شماره هجده تا پنجاه چنین نگاشته است .[۱۱]

    بعضی از افراد بابی معتقدند که مبانی این تعالیم دوازده گانه در آیین بابی وجود دارد از قبیل :1- مطابقت علم و دین 2- وحدت اساس ادیان 3- تحری حقیقت 4- تساوی حقوق زن و مرد 5- وجوب تعلیم و تربیت و بعض دیگر از قبیل : 1- زبان عمومی 2- محکمه ی کبرای بین‌المللی 3- تعدیل معیشت بشر 4- وحدت عالم انسانی 5- الغای انواع تعصبات ، اقتباس از افکار اروپائیان و نتیجه برخورد حضرات در اوایل قرن چهاردهم هجری به این افکار است زیرا تردیدی نیست که سوسیالیزم در حدود نیم قرن قبل از وفات بهاءالله در جهان ، نشر یافته است. ما (شهاب فردوسی) در قسمت اول تردیدی نداریم زیرادر آثار سید علی محمد باب مطالبی هست که قسمتی از تعالیم دوازده گانه را به صراحت و وضوح بیان کرده است. آنچه مسلم است اینکه اروپائیان در قسمت دوم بر بهائیان تقدم دارند و این که ایشان مدعی ابداع و ابتکار آن از طرف بهاءالله هستند قابل قبول نیست.

بهاءالله

میرزا حسینعلی نوری (زاده:۱۸۱۷، مرگ:۱۸۹۲) معروف به بهاءالله، پایه‌گذار دین بهائی بود. بهائیان معتقدند که بهاءالله، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بر روی زمین می‌دانند.[۱] پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.[۲]

امروزه شمار بهائیان بیش از ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.[۳]

محتویات

    ۱ زندگینامه
        ۱.۱ تولد و کودکی
        ۱.۲ ازدواج‌ها
        ۱.۳ اولین تبعید
        ۱.۴ آزادی بهاءالله از زندان
        ۱.۵ مرگ
    ۲ جانشین
    ۳ جایگاه بهاءالله در آثار بهائی و در باب ادعای خدایی
    ۴ آثار
    ۵ دیدگاه بهائیان درباره تصویر بهاءالله
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

زندگینامه
تولد و کودکی

میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در سال ۱۱۹۵ هجری شمسی در تهران متولد شد. بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، بهاءالله از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره )به وی منسوب است.[۴] پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. با آغاز دعوت باب در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی)اقدامات و فعالیتهای او در گسترش آیین بابی او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان باب نمود.

منابعی اینگونه بیان می‌کنند که بهاءالله از یک خانواده ثروتمند بود. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را دریافت کرد. معلمین خصوصی برای تدریس به خانه او می‌آمدند.[۵][۶] این درحالی است که خود منکر سواد داشتن (پیش از ادعای پیامبری) بوده و در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین‌شاه قاجار می‌نویسد: «من تحصیل علم نکرده‌ام و در مدرسه وارد نشده‌ام، می‌توانید از مردم شهری که در آن ساکن بودم بپرسید.»[۷]
ازدواج‌ها

ازدواج‌های بهاءالله همه قبل از اظهار پیامبری او و حتی قبل از کتاب اقدس، کتاب احکام بهائی بوده‌است.[۸] او به طور هم‌زمان سه همسر داشته‌است. آسیه خانم[۹]، فاطمه و گوهر (بنا بر برخی منابع به نظر می‌رسد گوهر خدمتکار همسر اول بهاءالله بود).[۱۰] وی مجموعاً ۱۴ فرزند داشت که تنها ۷ نفر از آنها به سن بلوغ رسیدند و باقی در دوران طفولیت از دنیا رفتند. ۷ نفر از این فرزندان از آسیه و ۶ نفر آنها از فاطمه بود. او از گوهر تنها یک فرزند داشت.[۱۱]
اولین تبعید
مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا

بعد از تیرباران باب به دستور امیرکبیر و درسال ۱۸۵۱ میرزا حسینعلی که درآنوقت بین بابیان به جناب بهاء معروف بود، به کربلا تبعید شد.

امیرکبیر به میرزا حسینعلی پیشنهاد کرد که: در حال حاضر که شاه عازم اصفهان است، بهتر است شما از پایتخت دور باشید.[۱۲]

بهاءالله به کربلا می‌رود و درآنجا ساکن می‌شود و یکسال بعد به ایران باز می‌گردد. با وجود آنکه امیرکبیر ضربات شدیدی بر پیکر جنبش بابی می‌زند، ولی چون وطن‌خواه و اصلاح‌طلب و درست‌کار بوده‌است در آثار بهاءالله از او به نیکی یاد می‌شود.[۱۳]

در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری او از بهاالله دعوت به بازگشت به ایران می‌کند. او پس از بازگشت ماهها میهمان صدر اعظم بود.[۱۴]

بهاءالله به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام باب، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بها قبل از سوء قصد به جان شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با عظیم پیشوای بابیه ملاقات کرده و او را از نقشه قتل شاه برحذر داشته بود.[۱۵]

بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام و درهمان روزهای اول ۳۶ نفر بابی دستگیر می‌شوند. «تفحصی بسزا درکار هر یک بعمل آمده سه چهار نفر نوری چون کفر و ارتداد ایشان به ثبوت شرعی نرسیده به جان امان یافته محبوس شدند. بقیه را بین الناس تقسیم نمودند که عموم بندگان خدا از این فیض عظمی بی نصیب نباشند.»[۱۶]

مهد علیا بها را به همدستی در قتل پدر خود متهم می‌کرد. در برابر این اتهام بها خود را به محل اقامتگاه تابستانی سفارت روسیه در زرگنده رساند چون امید داشت در منزل برادر زن اش، میرزا مجید آهی، منشی آن سفارتخانه، ایمنی یابد.[۱۷]

با این ابتکار دولتیان و روحانیون دو هدف را تعقیب می‌کردند. یکی آلوده کردن دست همه گروه‌های اجتماعی به خون بابیان، و دوم در امان بودن از حمله احتمالی بابیان به عنوان قصاص از عاملین کشتار. از این نظر هر یک از بابیان را به گروهی که متعلق به آن بوده‌اند جهت اعدام می‌سپارند. برای نمونه «میرزا نبی دماوندی که مردی عالم بوده‌است به دست معلمین دارالفنون، ملا شیخ علی که از روحانیون بوده‌است به دست علما و طلاب، محمد تقی شیرازی که کارگری ساده بوده‌است به دست عمله اصطبل و محمد علی نجف آبادی که یک سرباز بوده‌است به دست خمپاره‌چیان می‌سپارند که هرطور میل دارند آنها را بکشند.»[۱۸]

بعد از این واقعه، جامعه بابی تحت فشار قرار می‌گیرد و بابیان، قتل‌عام می‌شوند. بهاءالله با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند و یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد و یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.[۱۹]

بهاءالله را به زندان سیاه چال طهران می‌برند و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه می‌دارند. سیاه چال در قدیم خزینه حمام بوده که به زندان تبدیل شده بود.[۲۰]
آزادی بهاءالله از زندان

میرزا آقاخان در دوران حاج میرزا آقاسی توقیف شد، وی را چوب زدند و محکوم به پرداخت وجهی شد که امکان پرداخت آن را نداشت. بهاءالله به کمک او آمد و پول مورد لزوم را برای او تهیه کرد و همچنین در دورانی که در کاشان در تبعید به سر می‌بُرد و از نظر مالی در مضیقه بود بهاءالله به او کمک کرد.[۲۱]

با وجود اثبات بی‌گناهی بهاءالله و اقداماتی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از زندان آزاد شد؛ مشروط براینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند..[۲۲]

این که او صرفاً به دلیل بی گناه بودن آزاد شده باشد بعید است چرا که بابیان بسیار دیگری کشته یا محبوس شدند. از نظر حکومت جایگاه او در نزد بابیان و ارتباط او با پیشوای آنان، عظیم، برای مجرم بودن اش کافی بود. پیوند او با پرنس دیمیتری دالگوروکی (سفیر روسیه در ایران) و شاید یاری او، موجب نجات او از اعدام شد.[۲۳] سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به بهاء الله داد ولی او قبول نکرد و در اولین ماه سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش ایران را به قصد عراق ترک کرد. در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود.

بهاء الله در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدید آورد و ۱۰ سال در انجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.[۲۴]

پس از گذشت ۱۰ سال از تبعید بهاءالله در بغداد، وی از بغداد به شهر استانبول تبعید گردید. وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود و یا من یظهره‌الله است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به عید رضوان مشهور شد.[۲۵] در بغداد وی عادت داشته مدتی از هر روز را در قهوه‌خانه سید حبیب در بخش قدیمی شهر سپری کند و در آنجا با اعضای دیگر مکاتب، بزرگان، علما و دیگران ملاقات می‌کرده و به گفته نویسندگان هشت بهشت او با هر طائفه و هر مشربی از جمله لوطی‌ها، دراویش، امناء دولت و شعرا معاشرت داشته‌است.[۲۶] بهاءالله پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید گردید. وی در آنجا نامه‌هایی به سران ممالک نوشت که می‌توان از آن جمله نامه‌ای به ناپلئون و پاپ و هم چنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران اشاره نمود. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود.[۲۷] پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ بود که بهاءالله خود را من یظهره الله موعود در کتاب بیان معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند. لازم به ذکر است که نابرادری کوچک او یحیی صبح ازل، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند ازلی نامیده می‌شوند.
مرگ
آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری بهاءالله

پس از ۵ سال اقامت در ادرنه، بهاءالله به زندان دولت عثمانی یعنی «عکا» واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید. صادق سجادی علت این تبعید را ترس از جنگ دو فرقه بهائی به رهبری این دو برادر می داند که سخت به دشمنی می‌پرداختند[۲۸]. او در قلعه‌ای زندانی شد و پس از زندان عکا بالاخره این امکان را یافت که ادامه زندگی را در خانه‌ای به نام قصر بهجی به سر بَرَد. وی در سال ۱۸۹۲ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به مرگ طبیعی درگذشت.[۲۹] گور او در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان می‌باشد. بنا به کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ بهاءالله، فرزند ارشدش عبدالبهاء جانشین او برای تبیین آثار در امور بهائی شد.[۳۰][۳۱]
جانشین

بنا به کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ بهاءالله، فرزند ارشدش عبدالبهاء جانشین او پس از وفاتش شد.[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵] او میرزا محمد علی را به عنوان نفر دوم و زیردست عبدالبهاء تعیین کرده بود.[۳۶]
جایگاه بهاءالله در آثار بهائی و در باب ادعای خدایی

بهائیان بهاءالله را مظهر ظهور الهی و محل تجلی الهی در این زمان می‌دانند. آنها معتقدند که بهاءالله، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.[۱]

در این میان این دیدگاه که باب و بهاءالله ادعای خدایی کرده‌اند و بهائیان آنان را خدا می‌دانند بیش از هر اتهامی توسط برخی منتقدین مطرح می‌شود. آن‌ها برخی گفته‌های او را مستند خود قرار داده‌اند:[۳۷][۳۸] بهاء الله در دعایی که برای شب ولادتش تعلیم داده می‌گوید: «و فیه ولد من لم یلد و لم یولد»[۳۹] (یعنی در آن کسی که نه می‌زاید و نه زاده می‌شود، زاده شده‌است )و در کتاب مبین در ایام زندانی بودنش می‌نویسد:... «انه لا اله الا انا المسجون الفرید»[۴۰] (یعنی... که خدایی جز من زندانی تنها نیست )و در جای دیگر با اشاره به سکونتش در بدترین شرایط می‌گوید: «ان الذی خلق العالم لنفسه حبس فی اخرب البلاد»[۴۱] (یعنی همان که عالم را برای خودش آفرید در خرابترین بلاد زندانی شده‌است.)

دنیس مک‌ایون بهایی پژوه و از بهائیان سابق می‌گوید، عده‌ای از بهائیان در کرمان اعتقاد به خدایی بهاءالله داشته‌اند.[۴۲]
آثار

بگفته جان والبریج، استاد دانشکده فرهنگ و زبان‌های خاور نزدیک دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، اگرچه بیشتر آثار بهاالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آنها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا و یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: کتاب اقدس به زبان عربی است همانطور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه گانه، آیات عقد و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.[۴۳]

به اعتقاد او بهاالله عربی بی‌عیب و زیبایی استفاده می‌کند، نسبتاً بدون مشخصه‌های نامتعارف باب و تزئینات مفرط عربی ادبی معاصر آن (این در مورد آثار فارسی او نیز صادق است). او عموماًٌ نثری قافیه دار دارد (سجع) به سبکی که یادآور قرآن است اما تاحدی آسان‌تر و بدون عناصر منسوخ. سبک او سخت، موجز و متعالی است. دستور زبان بهاالله و نحوه استفاده آن گاهی اوقات تحت تاثیر فارسی است همانطور که گاهی اوقات مکتوبات عربی ایرانیان اینگونه‌است. به همین دلیل بهاالله گاه‌و‌بیگاه مورد انتقاد قرار می‌گرفت که عربی خالص نمی‌نویسد. در اواخر زندگی او پروژه‌ای را مبنی بر جمع‌آوری و ویرایش دوباره مکتوبات خود آغاز کرد. یکی از کارهایی که انجام شد حذف کردن برخی مشخصه‌های بابی در مکتوبات عربی‌اش بود.[۴۳]

عموماً بهاالله، خود را با عباراتی آشنا برای خوانندگانش توصیف می‌کند و اغلب از عبارات تخصصی از علوم مذهبی اسلام، قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کند.[۴۳]

    کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی که شامل احکام و تعالیم اصلی دین بهائی می‌باشد.
    کتاب ایقان که در پاسخ به سوالات فردی در مورد ظهور قائم و متشابهات قرآن می‌باشد.
    کلمات مبارکه مکنونه، که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر در آن ذکر گردیده‌است از اصلی ترین آثار بهاالله می‌باشد.

        از دیگر آثار بهاءالله می‌توان به مکتوباتی که برای پیروانش می‌فرستاد اشاره کرد وی در خلال این مکتوبات تعالیم دیانت بهائی را برای پیروانش تشریح می‌نمود. این مکتوبات در میان بهائیان به «لوح» مشهورند و تعداد آنها بیش از شانزده هزار لوح می‌باشد. که از آن جمله می‌توان به مکتوباتی خطاب به سلاطین وقت اشاره نمود. (هم چون ناپلئون، پاپ و...)

دیگر آثار او: جواهر الاسرار، هفت وادی، چهار وادی، الواح سلاطین و...[۴۴]
دیدگاه بهائیان درباره تصویر بهاءالله

بهائیان معتقدند تصویر مظاهر ظهور باید با نهایت احتیاط و حفظ احترام شایسته نمایانده شود. از این قرار تصویر وی تنها در هنگام نیایش در مقام اعلی به نمایش گذاشته می‌شود و بهائیان در صورتی که مطمئن نباشند که شرایط مورد نظر برای نشان دادن تصویر مهیا نیست از نمایاندن آن در معرض عموم خودداری می‌ورزند. بنیادهای بهائی نیز همواره از رسانه‌ها می‌خواهند تا از چاپ تصویر بهاءالله خودداری کنند.

کوه کرمل

کوه کرمل (به عبری: הַר הַכַּרְמֶל، هار هاکارمل، به معنای: تاکستان خدا)؛ به یونانی: Κάρμηλος، کارملوس؛ و به عربی: الکرمل)، به رشته کوههای ساحلی اطلاق می شود که در امتداد شمال اسرائیل، از دریای مدیترانه به سمت جنوب شرقی این کشور امتداد یافته اند. باستان شناسان در نقاط مختلف کوه کرمل، آثاری از شراب کهن و دستگاههای روغن گیری کشف نموده اند. دامنه‌های این کوه توسط یونسکو جزو ذخایر بیوسفری (قسمت‌های قابل زیست کره زمین) تلقی شده و تعدادی از شهرهای مهم اسرائیل در این دامنه‌ها قرار گرفته اند، که مهمترین آنها، شهر حیفا، سومین شهر بزرگ اسرائیل می باشد، که در شیب شمالی کوه کرمل واقع شده است.

محتویات

    ۱ الیاس نبی
    ۲ در جنگ جهانی اول
    ۳ در دین بهایی
    ۴ منابع

الیاس نبی

در متون یهودی، مسیحی و اسلامی الیاس نبی با کوه کرمل ارتباط زیادی دارد. از این رو نام دیگر کوه کرمل، جبل مار الیاس (کوه سنت الیاس) است. الیاس بعد از اینکه میبیند که پادشاهی اسرائیل از راه خدا دور شده است و به پرستش بعل روی آورده است کاهنین بعل را به مبارزه میطلبد. در پایین کوه کرمل کاهنین بعل قربانی خود را برای بعل آماده میکنند و الیاس نیز قربانی خود را برای یهوه آماده میکند. کاهنین بعل به دعا مشغول میشوند تا بعل قربانی آنان را قبول کند ولیکن هیچ اتفاقی رخ نمیدهد. الیاس به یهوه دعا میکند و آتشی از آسمان پدیدار میشود و تمامی قربانی و آتشگاه را میبلعد و الیاس قدرت یهوه را به مردم اسرائیل نشان میدهد. بر اساس کتاب پادشاهان الیسع جایگزین الیاس نیز به کوه کرمل رفت بعد از اینکه کودکانی او را به دلیل طاس بودن مسخره کردند و او برای آنها از خدا عذاب درخواست کرد. کوه کرمل همچنین محل اصلی حضور اسنی‌ها بود که از محلی در گالیله به نام نذرین آمده بودند.
در جنگ جهانی اول

در جنگ جهانی اول کوه کرمل نقش بسیار مهمی داشت.
در دین بهایی

در دین بهاییت کوه کرمل محل مقدسی است و محل ساختمان‌های مرکز جهانی بهایی و مقبره باب به نام مقام اعلی است. مرکز اصلی امور بهاییان در دنیا در کوه کرمل واقع است.

بیت‌العدل اعظم

بیت‌العدل اعظم*[۱] عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیری در دین بهایی است که از سال ۱۸۶۸ میلادی، در شهر حیفا مستقر است.[۱]

برای جلوگیری از به وجود آمدن انشعاب و تفرقه در آئین بهائی، در کتاب اقدس رسماً تشکیل بیت‌العدل اعظم به عنوان یکی از ارکان آئین بهائی مقرر گشته است. [۲]

محتویات

    ۱ مقام بیت العدل اعظم الهی در دیانت بهائی
    ۲ وظایف
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

مقام بیت العدل اعظم الهی در دیانت بهائی

بهاءالله شارع آیین بهایی، در این مورد می‌گوید:

    چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند

عبدالبهاء و شوقی افندی بیت العدل اعظم را عالی‌ترین هیأت قانون‌گذاری امر بهائی و مرجع کل نفوس جهت اتحاد عالم بهائی در زمان نبود ولی امرالله در این دین، قرار دادند.

پس از زمامداری شوقی افندی چند نفر از مبلغین معروف بهائی که خیال می کردند پس از عباس افندی در بیت العدل دارای سمتی خواهند بود از در مخالفت در آمدند و کتاب های متعددی بر رد بهائیان نوشتند (مانند کشف الحیل ، فلسفه نیکو و ... ) میرزا احمد سهراب - که از مبلغین بنام بهایی و مامور نشر امراله در آمریکا بود- به صورت دیگری عَلَم مخالفت برافراشت و الواح وصایا را که به نفع شوقی افندی بود مجعول شمرد و اینطور اظهار عقیده کرد که پس از فوت عباس افندی باید بیت العدل اعظم به نص کتاب اقدس تشکیل شود و کسی حق ندارد بر خلاف نص بهاءالله خود را پس از عبدالبهاء ولی امر بشمارد.[۳]

بعد از درگذشت شوقی افندی، ایادیان امرالله به مدت ۶ سال رهبری جامعه جهانی بهائی را بر عهده گرفتند تا اینکه در سال ۱۹۶۳ اولین انتخابات بیت‌العدل اعظم الهی بر‌گزار شد و این مؤسسه تأسیس گشت.

شوقی افندی دارای فرزندی نبود و وصیتی هم نکرد و جانشین هم برای خود تعیین ننمود. بدین ترتیب دوران موروثی بودن رهبری جامعه بهائی پایان پذیرفت. ازاین زمان، زمام امور جامعه بدست بیت العدل اعظم گذاشته شد. و مرحله جدیدی آغاز گردید. چارلز میسون ریمی کسی که سندی را مبنی بر عدم وجود وصیت نامه شوقی افندی امضا کرده بود ۳ سال بعد در سال ۱۹۶۰ ادعا کرد که انتخاب وی به عنوان رئیس شورای بین‌المللی توسط شوقی افندی به معنای انتخاب او به عنوان ولی امرالله است.[۴]

تعداد اعضای بیت العدل ۹ نفر هستند، که هر ۵ سال یک بار از طریق انتخاباتی آزاد، انتخاب می‌شوند. پس از مرگ ولی امرالله، اولین انتخابات بیت العدل اعظم الهی در سال ۱۹۶۳ میلادی بر‌گزار شد.[۵]

مقر این موسسه بر روی دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود.[۶]
وظایف

وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت امرالله و ادارهٔ امور است.

شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در دین بهائی، کتاب اقدس ام‌الکتاب این آئین است و هر موضوعی که غیر منصوصه باشد، بیت العدل اعظم است که راجع به ان تصمیم‌گیری می‌کند. اعضای این موسسه قبل از وضع قانونی ابتدا با دقت آثاری را که مربوط به این مساله می‌باشد را می‌خوانند و با تلاوت دعا و مناجات به درگاه خداوند و با مشورت گروهی تصمیم‌گیری می‌کنند.

بهائیت

بهائیت دینی است[۱][۲] که میرزا حسین‌علی نوری ملقب به بهاءالله در قرن ۱۹ میلادی در ایران بنیان گذاشت. بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷-۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.[۳] بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروان این آئین بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است. [۴] با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود.[۵] مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است.

محتویات

    ۱ اعتقادات
        ۱.۱ خدا
        ۱.۲ جهان پس از مرگ
        ۱.۳ وحدت اساس ادیان
        ۱.۴ مراتب هستی
    ۲ آموزه‌های بهائی
    ۳ احکام
    ۴ عبادت‌گاه
    ۵ نظام اداری
    ۶ بهائیان و بابیان
    ۷ متون بهائی
    ۸ آثار بهاءالله
    ۹ تبعیض و محرومیت بهائیان در ایران
        ۹.۱ مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی
        ۹.۲ واکنش‌ها
    ۱۰ توهم تئوری توطئه
    ۱۱ یادداشت‌ها
    ۱۲ پانویس
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون

اعتقادات
خدا

بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین، پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۶] و یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیر قابل ادراک، غیر قابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است. [۷][۸]

بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیرممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند.این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید.[۹]
جهان پس از مرگ

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسد تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.[۱۰][۱۱] به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.[۱۰] بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.[۱۲]

آیین بابی
Haykal-Bab-2.gif
شخصیت‌های اصلی

باب
صبح ازل
ملاحسین بشرویه - قدوس
طاهره قرةالعین
حروف حی
نوشته‌ها
کتاب بیان - قیوم الاسماء

کتاب جزآء
کتاب پنج شأن
کتاب الحیات
کتاب لعالی و مجالی
تاریخچه

احمد احسائی
شیخیه
تاریخچه دیانت بیانی
میرزا یحیی نوری
میرزا حسینعلی نوری
یحیی دولت‌آبادی
انشعاب بابی بهائی
ملا محمد جعفر کرمانی
شیخ احمد روحی
ملک المتکلمین
علی‌محمد فره‌وشی
مسیو نیکلا


تقویم وایام محرمه

تقویم بدیع - میلاد باب
اعدام باب
شاخه‌های

آیین بیانی
ازلی - بهائیت -نقد بابیه


وحدت اساس ادیان

بهائیان دین را اولین موهبت در عالم می‌دانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم می‌دانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان می‌دانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل آن نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.[۱۳]

اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکان‌های شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی، هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از پیامبران گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.[۱۴]
مراتب هستی

از نظر آئین بهائی، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارت‌اند از:

    عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت

        مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن می‌تواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچ‌گاه به مرتبهٔ نبوت نمی‌رسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمی‌کند. مثلاً پترس هیچ گاه مسیح نمی‌شود.

    عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت

        مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطه‌ای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به عالم خلق منتقل می‌کند. مثل آینه‌ای که شعاع آفتاب را منعکس می‌نماید.

    عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت

        مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.[۱۵]

آموزه‌های بهائی

تعالیم بهائیان در ۱۲ سرفصل معرفی گردیده‌است. این تعالیم عبارت‌اند از:

    وحدت عالم انسانی

        به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دین بهائی را می‌شود در یک تعلیم تلخیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.[۱۶]

    تحری حقیقت

        یعنی هر فرد پس از رسیدن به سن بلوغ در دین بهائی که برای پسر و دختر یکسان و در سن ۱۵ سال تمام است باید شخصاً و بدون تقلید از دیگران حتی پدر و مادر خود، به جستجوی حقیقت پرداخته و عقاید خود مانند دین را انتخاب نماید.[۱۷] تعلیم تحری حقیقت فقط منوط به انتخاب دین نیست و هر فرد بهائی باید در هر موردی به جستجوی حقیقت بپردازد.

    وحدت لسان و خط برای عالمیان

        یکی از تعالیم دین بهائی برای رسیدن به هدف این آئین که همانا وحدت عالم انسانی است، وحدت لسان و خط است. بدین صورت که باید جمیع ملل از اهل معارف و علوم با اتفاق نظر یک زبان را به عنوان زبان عمومی انتخاب کنند تا هر فرد فقط نیازمند یادگیری ۲ زبان باشد. یکی زبان وطنی که با که با قوم خود گفتگو کند و دیگری زبان عمومی که با اهل عالم محاوره کند. و دیگر محتاج یادگکیری زبان سومی نباشد.[۱۸]

    ترک تعصبات جاهلیه

        بهائیان وجود تعصبات جاهلیه مانند تعصبات سیاسی، جنسی، نژادی، قومی و دینی را از بین برندهٔ بنیاد عالم انسانی می‌دانند.[۱۹] بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند. [۲۰]

    تساوی حقوق رجال و نساء

        بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی بر هم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند. در مورد حقوق زن و مرد نیز نباید حقوق با وظایف اشتباه شوند. اعتقاد به تساوی حقوق، اعتقاد به تساوی وظایف نیست. [۲۱] بهائیان معتقدند که هیچ تفاوتی بین زنان و مردان نیست و فقط احتیاج به تربیت است و اگر هر دو یکسان تربیت شوند هیچ امتیاز برتری‌ای بین ان دو نخواهد بود. [۲۲]. با این وجود نقاط تاریکی در این تساوی وجود دارد که تحریم عضویت زنان در بیت العدل، عدم توازن در دریافت حق‌الارث بین زن و مرد و نامساوی بودن مهریه زن روستایی و شهری از آن جمله اند [۲۳].

    دین باید سبب الفت و محبت باشد

        بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بی‌دینی بهتر از آن است.[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸]

    جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است

        به این معنی‌است که نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادی‌است. بهائیان معتقدند انسان‌ها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد. [۲۹]

    دین باید مطابق علم و عقل باشد

        به این معنی که دین و علم و عقل با یکدیگر باید توافق کامل داشته باشد.[۳۰]

    صلح عمومی
    تعدیل معشیت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی
    تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
    تشکیل دادگاه کبرا بین‌المللی

احکام
نوشتار اصلی: احکام بهائی

احکام آئین بهائی از «کتاب اقدس» از آثار بهاءالله استخراج شده‌اند. اگر چه قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاء الله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک دراین آئین ظهور می‌کنند.[۳۱] رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که وظیفه‌ای جهانی هستند از وظایف شخصی فرد محسوب می‌شوند.[۳۲][۳۳] این قوانین از چارچوبی ثابت که براساس مجازات و مکافات شکل گرفته‌باشد تشکیل نشده‌اند. برعکس این قوانین به عنوان بخش جبران ناپذیر فرایند ترقی روحانی انسان‌ها مطرح می‌شوند.[۳۱] در ادامه قسمتی از احکام «کتاب اقدس » که توسط شوقی افندی، تاکید شده آورده می‌شود:

    پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد.
    غیبت و افترا حرام است.
    بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه می‌گیرند.
    بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شده‌اند مگر آنکه دکتر استفاده از آنها را تجویز نماید.[۳۴][۳۵][۱۰]
    رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.[۳۶][۳۷][۱۰]
    قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است.[۳۸][۳۹][۴۰][۱۰]

عبادت‌گاه
نوشتار اصلی: مشرق‌الاذکار
مشرق‌الاذکار فرانکفورت آلمان

بهاءالله بنیانگذار دین بهائی به پیروانش دستور می‌دهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند[۴۱] به این بناها مشرق‌الاذکار گفته می‌شود. مشرق‌الاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نمی‌باشد و هر کس با هر دین و اعتقادی می‌تواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خدای خود بپردازد. تقریباً هیچ طرح خاصی برای مشرق‌الاذکارها وجود ندارد.
نظام اداری
مقر بیت العدل اعظم، حیفا، اسرائیل
نوشتار اصلی: نظم اداری

نظم اداری در دین بهائی بر اساس کتاب اقدس (کتاب اصلی بهائیان) است. بدین صورت که بهاءالله در کتاب اقدس و کتاب عهدی پسر بزرگ خود، عباس افندی (عبدالبهاء) را مبین آثار و جانشین خود معرفی کرد. عبدالبهاء نیز پس از خود در الواح وصایا، شوقی افندی (نزد بهائیان مشهور به ولی امرالله ۱۹۵۷-۱۹۲۱) را به عنوان جانشین خود برگزید.

در عین حال بنا به مندرجات کتاب اقدس و الواح وصایا یک نظام انتخابی به نام بیت العدل اعظم نیز باید در تحت نظر ولی امرالله مسئول حل و فصل امور جامعه بهائی باشد. اولین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ بر‌گزار گردید.
بهائیان و بابیان

پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند.آنها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی می‌کردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که سمت معاونت برادرش را داشت از او برید و خود را من یظهره‌الله معرفی کرد.دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاءالله می‌خواند به فعالیت شدیدی دست زد و بهائیت را پدید آورد. [۴۲]
متون بهائی
نوشتار اصلی: متون بهائی


آثار بهاءالله

بهائیان معتقدند تمامی آثار بهاالله وحی منزل از سوی خدا بر وی بوده‌است:

    کتاب اقدس (ام‌الکتاب دین بهائی، کتاب شریعت و احکام)
    کتاب ایقان (در حل معضلات و مشکلات کتب آسمانی و استدلال)به فارسی
    کلمات مکنونه فارسی

آثار عبدالبهاء

    خطابات
    رساله مدنیه (به فارسی)
    مفاوضات (مشتمل بر رسائل مهمه و فلسفه و روحانی و تفسیر و غیرها)
    الواح وصایای مبارکه (وصیت نامه)

تبعیض و محرومیت بهائیان در ایران

بهاییان در دوران سلطنت دودمان پهلوی تا انقلاب ۱۳۵۷ ایران از آزادی‌های دینی کامل و حقوق مدنی در ایران برخوردار بودند،همچنین برخی پستهای حکومتی را در اختیار داشتند. اما بعد از انقلاب ایران و به قدرت‌رسیدن اسلام‌گرایان شیعه در راس حکومت، تبعیض‌های اجتماعی و تبلیغات منفی از سوی حکومت و نهادهای وابسته به آن، علیه اصول دیانت بهائی و باورمندان به آن به شکلی «سازمان‌یافته»[۴۳] شکل گرفت.[۴۴]

پس از انقلاب ایران، بهائیان از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و مشاغل دولتی و خدمت در ارتش محروم شدند، مجامع مذهبی آن‌ها غیرقانونی اعلام و تعدادی از قبرستان‌های آنان در مناطق مختلف ایران مورد تخریب واقع شد.[۴۵]
مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

بر طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌باشند. این مصوبه که به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوریه ۱۹۹۱) صادر شده و در بند سوم آن ذکر شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود و همچنین در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیده‌است بدین مضمون که بهائیان نمی‌توانند در دانشگاه‌ها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج گردند. [۴۶][۴۷]
واکنش‌ها

برنارد لوئیس معتقد است که حکومت‌های اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کرده‌اند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان بوده‌اند؛ چرا که از یک سو نمی‌توان پیروان این آئین‌ها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آن‌ها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آن‌هاست. به علاوه پذیرش آنها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است.[۴۸] آدام سیلورشتاین معتقد است که به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای این موضوع بودند و به همین تئوری‌های توطئه‌ای از اینکه یهودیان، بهاییان، فراماسون‌ها و... مقابل پیشرفت ایران می‌ایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی اقشار تحصیل‌کرده جامعه محبوبیت یافت.[۴۹]
توهم تئوری توطئه
نوشتار اصلی: نظریه‌های توطئه در ایران

اعتقاد به توطئه پیروان آیین بهائیت بر پایه سندی منصوب به شاهزاده دیمیتری دلگروکف (معروف به کینیاز دالگورکی)، سفیر کبیر روسیه در ایران در سال‌هایی ۱۲۷۰-۱۲۶۳ است. این سند مدّعی است شاهزاده بابیت و بهائیت را به منظور تضعیف تشیع و به طور کلی تضعیف ایران به وجود آورده است. این سند در تهران در اواخر دهه ۳۰ میلادی پخش شد و از آن به بعد در مباحثات مسلمانان به طور وسیعی برای اثبات اینکه بهائیان توسط روس‌ها، و بعد انگلیس‌ها یا آمریکایی‌ها و یا هر دو کنترل می‌شدند استفاده می‌شد. علاوه بر این، از آنجایی که دفتر مرکزی این آئین در شهر حیفا قرار گرفته است، آئین بهایی توسط برخی، یک سازمان صهیونیستی در نظر گرفته می‌شود تا یک مذهب.[پانویس ۱] برخی نویسندگان حتی آن را با فراماسونری[پانویس ۲] و بنیادگرایی اسلامی مرتبط دانسته‌اند. بهاییان به علاوه متهم به حمایت مالی از انقلاب اسلامی هستند.[۵۰]
یادداشت‌ها

    اشاره به بیت العدل اعظم بهاییان که مقر آن در سال ۱۸۹۰ و پیش از تشکیل اسرائیل در ۱۹۴۸ انتخاب شد.
    این در حالی است که به گفته شهابی، فراماسون‌ها بهاییان را در جمع خود راه نمی‌دادند و مسئولین آیین بهایی نیز اجازه ورود به تشکیلات فراماسون‌ها را به بهاییان نمی‌دهند.