اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

یادگیری

یادگیری عبارتست از تغییر نسبتاً پایدار در احساس، تفکر و رفتار فرد که بر اساس تجربه ایجاد شده باشد. رفتارگرایانی از قبیل جان واتسون و اسکینر سرشت انسان را انعطاف‌پذیر می‌دانستند، و معتقد بودند که در رشد، یادگیری نقش اصلی را ایفا می‌کند، چنانکه آموزش اولیه می‌تواند صرف‌نظر از آن‌چه کودک از استعدادها، تمایلات، علاقه‌ها، توانایی‌ها، نژاد و اجداد به ارث برده، او را به هر نوع بزرگ‌سالی تبدیل کند.

روان‌شناسی چون هانس معتقد بودند که آن‌چه که به نظر می‌رسد تابع برنامه زیستی فطری است، می‌تواند تحت تأثیر رویدادهای محیطی قرار گیرد. مک‌گرا، دنیس، گزل و تامپسون معتقد بودند که یادگیری و تجربه در تفاوت‌های رشدی نقشی ندارند؛ با این حال پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که تمرین یا تحریک بیش‌تر می‌تواند تا اندازه‌ای رفتارهای حرکتی را تسریع کند.

هر یادگیری منجر به عملکرد نمی‌شود چون افراد بسیاری از چیزها را می‌آموزند ولی امکان به کارگرفتن این آموخته‌ها برایشان پیش نمی‌آید.

محتویات

    ۱ انواع یادگیری
    ۲ اختلال یادگیری
    ۳ عوامل بروز اختلالات یادگیری
    ۴ نظریه‌های یادگیری
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

انواع یادگیری

    یادگیری ناهمخوان؛ شامل خوگیری و حساس‌شدگی.
    یادگیری همخوان؛ شامل شرطی‌شدن کلاسیک، شرطی‌شدن فعال، یادگیری نهفته و یادگیری بصیرت.
    نقش‌پذیری.

لازم است ذکر شود که برخی رفتارها تا حد بسیار بالایی ژنتیکی بوده و تغییرپذیر نمی‌باشند؛ همچون الگوهای عمل ثابت.
اختلال یادگیری

اصطلاح اختلال یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانش آموزانی برخاسته‌است که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه می‌شوند و در عین حال درچهارچوب سنی کودکان استثنایی نمی‌گنجند. ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزن‌شان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوش انها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار می‌کنند. درخانه نیز یاری‌های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند. لیکن توانایی لازم برای به جریان اندازی اطلاعات برای بیان کردن و به ویژه نوشتن را ندارند. پس با توجه به مشخصات کلی این دانش‌آموزان، می‌توان آن‌ها را در گروه جدیدی به نام دانش آموزان اختلال یادگیری قرار داد و گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانی که به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود، اختلال دارند که این اختلال می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.

این اصطلاح شرایطی چون معلولیت‌های ادراکی، آسیب دیدگی‌های مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و نارس‌خوانی را در بر می‌گیرد. این تعریف آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیت‌های دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت‌های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند، شامل نمی‌شود.

ناتوانی‌های یادگیری با اصطلاح‌هایی چون خواندن جبرانی یا دیرآموزی مترادف نیست. این تعریف به طور ویژه از کودکان و نوجوانانی یاد می‌کند که به شدت دچار ناتوانی‌های یادگیری بخصوصی هستند. دانش آموزان مبتلا به این مشکل نیازمند آموزش ویژه‌ای هستند که بنا بر نظر امز باید با تمرینهای مخصوص، غیر معمول و با کیفیتی غیر عادی سر و کار داشته باشند این امر جدا از شیوه‌های آموزشی و منظمی است که اکثر کودکان از آن استفاده می‌کنند. وظیفهٔ کارشناسان در این زمینه این است که عهده دار جبران ناتوانی یادگیری به خصوص کودک به صورت آموزش انفرادی یاگروههای کوچک باشند.
عوامل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده‌است که علل بروز ناتوانی‌های یادگیری نسبتاً مبهم است برخی از مشکلات کنونی دربارهٔ مفهوم ناتوانی‌های یادگیری بازتابی است از ناتوانی ما در اشارهٔ دقیق به علل بروز ناتوانی‌های یادگیری که شاهدش هستیم. روشن است که آگاهانه یا ناآگاهانه مساله علل بروز ناتوانی‌های یادگیری را به فراموشی و بی توجهی می‌سپاریم بر حسب درک ما از ناتوانی‌های یادگیری و نگرش اولیه حرفه‌ای ما (پزشکی، روان‌شناسی، تعلیم و تربیتی) نسبت به ناتوانی‌های یادگیری ممکن است ما به علل خاصی توجه پیدا کنیم تا آن که به رابطهٔ علّی دشواری بپردازیم.

اما تجربهٔ گذشته و عمل کنونی به ما ثابت می‌کند که ناتوانی‌های یادگیری مفهومی چندرشته‌ای است و پیوند میان کارشناسان رشته‌های گوناگون در این امر باید برقرار باشد.

الف) عوامل آموزشی

۱- تدریس ناکافی و ناصحیح به کودکان

۲- عدم فراگیری معلم از مهارت‌های لازم جهت تدریس درسهای پایه در مدارس

۳- توقعات بیش از اندازه بالا یا بسیار پایین معلمان

۴- برنامه ریزی و طرح برنامهٔ آموزشی ضعیف

۵- عدم فعالیتهای برانگیزنده

۶- تدریس عملی نادرست

۷- عدم آموزش مهارت‌های اجتماعی، یادگیری و حرکتی و جسمی و عدم پرداختن به یادگیری‌های زبان شفاهی

۸- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسی

ب) عوامل محیطی

عوامل محیطی بسیاری وجود د دارد که می‌تواند به پیچیدگی ناتوانی‌های یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد. - تغذیه، بهداشت، تندرستی

انگیزش ضعیف توجه ناکافی و ضعف در انجام کار بر اثر گرسنگی و وجود رنگ‌ها و مزه‌های مصنوعی در غذاها طبق نظر فاین گولد روی تحرک بیش از حد کودک موثر است.

سرماخوردگی مزمن، مشکلات تنفسی، آلرژیها و … در ناتوانی یادگیری کودک موثر است.

سقوط، آسیب دیدگی مغزی، ضربه وارد به سر و … در ناتوانی یادگیری موثر است.

- تحریک حسی

کودک در حال رشد نیازمند درون دادهای حسی است تا درباره محیط و خود و هر دو بیاموزد یعنی کودک به تجربه‌هایی نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه بیاموزد.

- تحریک زبانی

زبان به واسطهٔ نقشش در تفکر و یادگیری سایر مهارتها در محیط زندگی کودک جایگاه ویژه‌ای دارد و ممکن است ناتوانی کودک از نبود مدل‌های درست در اوایل رشد وی سرچشمه گرفته باشد.

- رشد اجتماعی و عاطفی

بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مضطرب، نامطمئن و بی‌اختیار و سرکش هستند که ممکن است این رفتارها با فقدان امنیت طبیعی، ثبات محبت و گرمی و پذیرش در منزل و محیط مدرسه پیوند داشته باشد.

ج) عوامل روانی

امکان دارد کودکان مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری در عملکردهای روانی پایه چون ادراک، حافظه و شکل درون به مفاهیم اختلال داشته باشند. د- عوامل فیزیولوژیکی

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده ناتوانی‌های یادگیری آسیب دیدگی مغزی، شدید یا جزیی و صدمه وارده به دستگاه عصبی و مرکزی است.

ه- عوامل ژنتیکی

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد ناتوانی‌های یادگیری احتمالاً در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود در واقع عوامل ژنتیکی در شمار وسیعی از ناتوانی‌های یادگیری نقش دارد.

ز – عوامل بیوشیمیایی

اختلال‌های گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب ناتوانی‌های یادگیری می‌شوند مثل هایپوگلیسمی، کم‌کاری تیروئید و …

و- عوامل پیش، هنگام و بعد از تولد

ژ- تاخیر رشد

بندر، دهریش، جانسکی، لانگ فود … اظهار می‌دارند که عدم ظهور علائم رشد برخی از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ممکن است از تاخیر رشد برخی اجزای دستگاه عصبی مرکزی سرچشمه گرفته باشد که این گونه کودکان پس از بزرگتر شدن بر این مشکلات غلبه می‌کنند.

چ- نقص جزیی در کار مغز

به نظر می‌آید هر گونه نتیجه‌گیری دربارهٔ حیاتی بودن آسیب دیدگی مغزی در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در بهترین شرایط فقط جنبه تجربی و آزمایشی دارد.
نظریه‌های یادگیری

    نظریه‌های کارکردگرایی
    نظریه‌های تداعی‌گرایی
    نظریه‌های شناختی
        نظریه گشتالت
        نظریه ژان پیاژه
    نظریه‌های نوروفیزیولوژیک
    نظریه‌های تکاملی

رابطه هم‌ارزی

رابطه‌ها در ریاضیات به صورت زیرمجموعه‌هایی از ضرب دکارتی[۱] دو یا چند مجموعهٔ مشابه یا متمایز تعریف می‌شوند. این رابطه‌ها می‌توانند خواص و ویژگی‌های گوناگونی داشته باشند؛ اما ۴ ویژگی از سایر ویژگی‌ها مهم‌تر است. رابطه‌هایی که این خواص را دارند، به این شکل نامیده می‌شوند:

    بازتابی[۲]
    تقارنی[۳]
    پادتقارنی
    ترایایی

رابطه‌ای که بازتابی، تقارنی و ترایایی باشد، رابطهٔ هم‌ارزی[۴] و رابطه‌ای که بازتابی، پادتقارنی و ترایایی باشد، رابطهٔ ترتیب[۵] خوانده می‌شود.

محتویات

    ۱ مثال‌هایی از رابطه‌های هم‌ارزی و ترتیب
    ۲ دسته‌های هم‌ارزی
    ۳ چند مثال از افراز به دسته‌های هم‌ارزی
    ۴ مجموعه‌های مرتب
    ۵ نمایش رابطهٔ ترتیب
    ۶ مثال نقض
    ۷ کاربردها
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

مثال‌هایی از رابطه‌های هم‌ارزی و ترتیب

    رابطهٔ توازی خطوط در صفحه (||): مثالی از رابطهٔ هم‌ارزی

نشان می‌دهیم که رابطهٔ توازی خطوط در صفحه، یک رابطهٔ هم‌ارزی است:

نخست - هر خط با خودش موازی است؛ پس این رابطه بازتابی است.

دوم - اگر خطی با خط دیگری موازی باشد، آن خط نیز با این خط موازی است؛ پس این رابطه تقارنی است.

سوم - اگر خط d با خط 'd، و خط 'd با خط «d موازی باشند، آن‌گاه بنابر قضایای هندسهٔ اقلیدسی، خط d با خط»d موازی خواهد بود؛ پس این رابطه ترایایی نیز هست.

به این ترتیب مشخص شد که رابطهٔ توازی، یک رابطهٔ هم‌ارزی است.

    رابطهٔ بزرگ‌تر مساوی بودن (\geq): مثالی از رابطهٔ ترتیب

نشان می‌دهیم که رابطهٔ \geq یک رابطهٔ ترتیب است:

نخست - هر عدد از خودش بزرگ‌تر یا با خودش مساوی است؛ پس این رابطه بازتابی است.

دوم - اگر a\geq b و b\geq a آن‌گاه نتیجه می‌شود که a=b؛ پس این رابطه پادتقارنی است.

سوم - اگر a\geq b و b\geq c آن‌گاه نتیجه می‌شود که a\geq c؛ پس این رابطه ترایایی است.

به این ترتیب مشخص شد که رابطهٔ \geq یک رابطهٔ ترتیب است.
دسته‌های هم‌ارزی
هر رنگ یک دستهٔ هم‌ارزی این خطوط را مشخص میکند

وقتی یک رابطهٔ هم‌ارزی را روی مجموعه‌ای تعریف می‌کنیم، این رابطه مجموعه را به دسته(کلاس)های هم‌ارزی[۶] افراز می‌کند. به عنوان نمونه، همان مثال توازی خطوط را در نظر بگیرید. این رابطه، رابطه‌ای هم‌ارزی است و خطوط موجود در صفحه را به دسته‌های هم‌ارزی افراز می‌کند؛ به طوری که همهٔ خطوط موجود در هر دسته، با هم موازی‌اند.

یک مثال مفید دیگر برای درک بهتر دسته‌های هم‌ارزی، رابطهٔ هم‌باقی‌ماندگی اعداد طبیعی به پیمانه‌ای مشخص[۷] است. نشان دادن این‌که این رابطه هم‌ارزی‌ست، بسیار ساده‌است و لذا از اثبات آن می‌گذریم. به این ترتیب همان‌طور که گفته شد، این رابطه مجموعهٔ اعداد طبیعی را به دسته‌های هم‌ارزی افراز خواهد کرد. اعداد موجود در هریک از این دسته‌ها، به پیمانهٔ m باقی‌ماندهٔ یکسانی خواهند داشت.

معمولاً دسته‌های هم‌ارزی را به کمک یکی از اعضای آن مشخص می‌کنند؛ برای مثال [۲] نمایانگر دستهٔ هم‌ارزی‌ای است که عنصر ۲ در آن قرار دارد یا به عبارت دیگر تمام اعضای مجموعهٔ اصلی که با عنصر ۲ رابطه دارند در [۲] قرار می‌گیرند.
چند مثال از افراز به دسته‌های هم‌ارزی
رابطهٔ هم‌رنگ بودن، پرچم را به سه دستهٔ هم‌ارزی سبز و سفید و قرمز افراز کرده‌است

    رابطهٔ هم‌استانی بودن: رابطه‌ای هم‌ارزی است و مجموعهٔ مردم یک کشور را به دسته‌های هم‌ارزی افراز می‌کند که هر دسته یک استان را مشخص خواهد کرد.
    رابطهٔ هم‌رنگ بودن: رابطه‌ای هم‌ارزی است و مجموعهٔ نقاط یک صفحه را به دسته‌های هم‌رنگ افراز خواهد کرد.
    رابطهٔ هم‌دما بودن: رابطه‌ای هم‌ارزی است و مجموعهٔ نقاط یک اتاق را به دسته‌های هم‌دما افراز خواهد کرد.
    رابطهٔ روز تولد یکسان داشتن: رابطه‌ای هم‌ارزی است و مجموعهٔ انسان‌ها را به ۳۶۵ (یا ۳۶۶) دستهٔ هم‌ارزی افراز خواهد کرد.
    رابطهٔ یکسانی تعداد یک‌ها در نمایش دودویی[۸] یک عدد: رابطه‌ای هم‌ارزی است و مجموعهٔ اعداد را به دسته‌های هم‌ارزی افراز می‌کند به طوری که در نمایش دودویی اعداد موجود در هر دسته، تعداد یکسانی یک وجود دارد.

شقایق مردانی
مجموعه‌های مرتب

ابتدا لازم است مفهوم سنجش‌پذیر[۹] (مقایسه‌پذیر) را تعریف کنیم. دو عضو (مثل a و b) از یک مجموعه را سنجش‌پذیر با یک رابطهٔ ترتیب گوییم هرگاه (a،b) یا (b،a) عضو آن رابطه باشد. برای مثال اگر رابطهٔ موردنظر رابطهٔ بخش‌پذیری (شمردن/عادکردن) باشد، آن‌گاه دو عدد ۲ و ۴ سنجش‌پذیرند (زیرا ۴|۲ یا به عبارت دیگر (۲٬۴) عضو رابطه‌است) در حالی که دو عدد ۲ و ۳ سنجش‌پذیر نیستند (زیرا هیچ‌یک از (۳٬۲) یا (۲٬۳) عضو رابطه نیست). واضح است که اگر a و b متمایز باشند، به علت پادتقارنی بودن رابطه، امکان ندارد هردوی این زوج‌مرتب‌ها عضو رابطه باشند.

حال به تعریف مجموعه‌های مرتب می‌پردازیم. مجموعهٔ مرتب[۱۰] (یا تمام‌مرتب) در مورد یک رابطهٔ ترتیب تعریف می‌شود و به مفهوم آن است که هر دو عضو آن مجموعه، نسبت به آن رابطه، سنجش‌پذیرند. برای مثال رابطهٔ بزرگ‌تر یا مساوی بودن، روی مجموعهٔ اعداد طبیعی را در نظر می‌گیریم. با توجه به آن‌چه گفته شد، این رابطه ترتیب است و از طرفی در مورد هر دو عدد طبیعی a و b یا a\geq b یا b\geq a. به این ترتیب مجموعهٔ اعداد طبیعی نسبت به این رابطه مرتب است. گاهی چنین مجموعه‌هایی را زنجیر[۱۱] نیز می‌خوانند.
نمایش رابطهٔ ترتیب
گراف جهت‌دار مربوط به رابطه
نمودار هس مربوط به رابطه

برای نمایش هریک از انواع رابطه‌ها راه‌های گوناگونی هست. به طور کلی یکی از بهترین شیوه‌های نمایش رابطه‌ها، استفاده از گراف جهت‌دار است.

با توجه به آن‌چه گفته شد، یکی از راه‌هایی که برای نمایش رابطهٔ ترتیب استفاده می‌شود به نمودار هس[۱۲] موسوم است. شیوهٔ ترسیم این نمودار به این صورت است که ابتدا گراف جهت‌دار نمایش رابطه را مشخص می‌کنیم. حال از آن‌جا که می‌دانیم رابطهٔ ترتیب بازتابی است، نیازی نیست که طوقه‌ها را نیز در نمودار باقی بگذاریم. پس آن‌ها را حذف می‌کنیم. از طرفی می‌دانیم که رابطهٔ ترتیب ترایایی نیز هست؛ بنابراین محتاج به رسم یال‌هایی که این رابطه را نشان می‌دهند نیز نیستیم. پس می‌شود آن‌ها را هم حذف کرد. آن‌چه که پس از این روال به دست می‌آید، نمودار هس خوانده می‌شود. برای مثال فرض کنید می‌خواهیم رابطهٔ بخش‌پذیری را روی مجموعه {۱٬۳،۴٬۶،۱۲} نمایش دهیم. این کار چنان که می‌بینید به کمک یک گراف جهت‌دار امکان‌پذیر است. حال اگر روال گفته‌شده را روی این گراف اعمال کنیم، نمودار هس به دست می‌آید.
مثال نقض
پرونده:مثال نقضمثال نقض برای رابطه-هم ارزی.jpg
مثال نقض برای رابطه-هم ارزی
کاربردها

مهم‌ترین کاربرد رابطه‌های ترتیب در مرتب‌سازی[۱۳] است. مرتب‌سازی لکزیکوگرافیک[۱۴] و توپولوژیک[۱۵]، یافتن عنصر بیشینه[۱۶] و کمینه[۱۷]، تعیین کران بالا[۱۸] و کران پایین[۱۹]، تعیین ترتیب اجرای مراحل مختلف یک برنامه، برنامه‌ریزی درسی و... که کمابیش مفهوم ترتیب را دارند، کاربردهای دیگر رابطه‌های ترتیب را آشکار می‌سازند.

رابطه‌های هم‌ارزی نیز برای دسته‌بندی اشیاء، اعداد و پدیده‌ها در زمانی که هویت تک‌تک آن‌ها به اندازهٔ رفتار مشترک‌شان با سایر اعضای مجموعه اهمیت ندارد، کاربرد خواهند یافت.

فرایند مارکف

به فرایندی تصادفی که احتمالات آینده آن از طریق مقادیر اخیر آن محاسبه می‌شود، فرایند مارکف می‌گویند. این فرایند از روی نام ریاضیدان روسی به نام آندری مارکف نامگذاری شده است.

محتویات

    ۱ فرایند مارکف: markov process
    ۲ مثال
    ۳ برابری چپمن – کولموگروف
        ۳.۱ دسته بندی وضعیت های زنجیر مارکف
    ۴ ۱- وضعیت های در دسترس (Accessible State)
    ۵ ۲- وضعیت های مرتبط(Communicate State)
    ۶ قضیه
    ۷ منابع

فرایند مارکف: markov process

دنباله ای از متغیرهای تصادفی را در نظر گرفته و فرض کنید مجموعه مقادیر ممکن که این متغیرها انتخاب میکنند برابر با \ {0,1,...} باشد.اگر \ x_{n} را به عنوان حالتی از یک سیستم در لحظه \ n در نظر گرفته و چنین تفسیر کنیم که سیستم در لحظه \ n در حالت \ i است هرگاه \ x_{n}=i باشد انگاه دنباله متغیرهای تصادفی اصطلاحاً تشکیل یک زنجیر مارکف میدهد.اگر هروقت سیستم در حالت \ i است با احتمال ثابتی که ان را \ p_{ij} می نامیم به حالت \ j تغییر حالت دهد. برای همه مقادیر \ i_0,i_1,... داریم : Pr\{ X_{n+1} = j \mid \ X_{n} =i ,X_{n-1} =i_{n-1} ,...,X_0 =i_0 \}

اگر این احتمال ها را درون یک ماتریس قرار دهیم ماتریسی به شکل زیر بدست میآد که به آن ماتریس احتمال انتقال transition probability matrix و یا ماتریس مارکف گویند. P=[p_{ij} ]اگر به سطر i+۱ ام نگاه کنیدتوزیع احتمالX_{n+۱} را به شرط آنکه X_n =i باشد به شما نشان می دهد از (علیرضا فرداد)
مثال

۱ - مجموع متغیرهای تصادفی و مستقل همتوزیع (قدم زدن تصادفی کلی ): فر ض کنید i\ge 0, X_i مستقل و همتوزیع باشد Pr\{X_i =j\} =a_j , j=0,1,... , \pm 1 باشند اگر فرض کنید S_n= \sum_{i=1}^n X_i ,S_0=0 آنگاه \{S_n ,n\ge 0\} یک فرایند مارکف است که برای آن P_{ij} = a_{j-i} قدم تصادفی کلی گوییم این نوع قدم زدن در مسایل بسیاری کار برد دارند برای مثال در مدل بندی برد های قمارباز و یا در قیمت های متوالی شرکت معینی که در بازار سهام فهرست شده اند. هم چنین در تحلیل سیستم های صف بندی ورشکستگی کاربرد دارند. ۲-قدم زدن تصادفی ساده: قدم زدن {S_n ,n\ge 0}که در آن

S_n= \sum_{i=1}^n X_i

را قدم زدن تصادفی ساده گوییم اگر Pیی موجود باشد به قسمی که

                           Pr(X_i =1)=p ,  Pr(X_i =-1)=1-p  ,0 <p <1      

بنابراین در فرایند قدم زدن تصادفی همیشه۱ پله با احتمالP به بالا میرود و با احتمال 1-P به پایین می آید. قضیه: اگر X_n زنجیر مارکف گسسته زمان باشد بعلاوه اگر P ماتریس احتمال انتقال ۱ مرحله ای باشد نشان می دهیم که P^n ماتریس احتمال انتقال n مرحله ای خواهد بود. اثبات: اثبات به روش استقراست ابتدا برای n=۲ ثابت می کنیم

\begin{alignat}{3} P_{ij}^{(2)} & =Pr\{X_{k+2} \mid \ X_k =i\}=\frac{Pr\{X_{k+2} , X_k =i\}}{Pr\{X_k =i\}}\\ &= \frac{\sum_{l=1}^\infty Pr\{X_{k+2} =j, X_{k+1} =l , X_k =i\}}{ Pr\{X_k =i\}} \\ &=\sum_{l=1}^\infty \frac {Pr\{X_{k+2} =j , X_{k+1} =l , X_k =i\}}{ Pr\{X_{k+1} =l , X_k =i \}}\times \frac {Pr\{X_{k+1} =l , X_k =i\}}{ Pr\{ X_k =i \}}\\ \end{alignat}

با توجه به خاصیت مارکف هر مرحله فقط به یکی قبل از خود بستگی دارد =\sum_{l=1}^\infty { Pr\{X_{k+2} =j\mid\ X_{k+1} =l \}}\times { Pr\{X_{k+1} =l \mid \ X_k =i\}}=\sum_{l=1}^\infty P_{il} P_{lj} =P_{ij}^{(2)}

    حال اگر فرض کنیم که این رابطه برای n=k درست باشد آن را برای k+۱ ثابت می کنیم.

\begin{alignat}{7} &P^{n+1}=(P_{ij}^{(n+1)})\\ &P_{ij}^{(n+1)} =Pr\{X_{n+k+1} \mid \ X_k =i\}\\ &=\frac{Pr\{X_{n+k+1} , X_k =i\}}{Pr\{X_k =i\}}\\ &= \frac{\sum_{l=1}^\infty Pr\{X_{n+k+1} =j, X_{k+n} =l , X_k =i\}}{ Pr\{X_k =i\}} \\ &=\sum_{l=1}^\infty \frac {Pr\{X_{n+k+1} =j , X_{k+n} =l , X_k =i\}}{ Pr\{X_{k+n} =l , X_k =i \}}\times \frac {Pr\{X_{k+n} =l , X_k =i\}}{ Pr\{ X_k =i \}}\\ &=\sum_{l=1}^\infty { Pr\{X_{k+n+1} =j\mid\ X_{k+n} =l \}}\times { Pr\{X_{k+n} =l \mid \ X_k =i\}}\\ &=\sum_{l=1}^\infty P_{il}^{(n)} P_{lj} =P^{(n)}P=P^nP=P^{n+1} \end{alignat}
برابری چپمن – کولموگروف

اگر احتمال تغییر وضعیت n مرحله ای را برابر P_{ij}^{(n)} بگیریم داریم: P^{(m)} P^{(n)} =P^{(n+m)}

اثبات: با توجه به قضیه بالا داریم: P^{(m)} P^{(n)} = P^m P^n=P^{m+n}= P^{(m+n)}
دسته بندی وضعیت های زنجیر مارکف
۱- وضعیت های در دسترس (Accessible State)

وضعیت j   در دسترس وضعیت i نامیم و با

    i \longrightarrow j
    نشان می دهیم اگر و تنها اگر
    \exists n\in {0,1,...} s.t P_{ij}^n \ge 0

اگر \forall n\in{0,1,2,...} P_{ij}^n=0

j در دسترس i است.
۲- وضعیت های مرتبط(Communicate State)

وضعیت iوj را مرتبط می نامیم اگر وتنها اگر j در دسترس iو iدر دسترس j باشد مرتبط بودن را با نماد\leftrightarrow مشخص می کنیم
قضیه

مرتیط بودن یک رابطه هم ارزی است.

اثبات: i\in S بدیهی است i\leftrightarrow i چون P_{ii}^0=1>0 مرتبط بودن دارای خاصیت بازتابی است. i\leftrightarrow j \equiv \exists n \in \{0,1,...\} P_{ij}^n>0 \exists m \in\{0,1,...\} P_{ij}^m>0 \equiv j\leftrightarrow i

    مرتبط بودن دارای خاصیت تقارنی است.
    i\leftrightarrow j ,j\leftrightarrow k

\exists n \in \{0,1,..\}P_{ij}^n>0 \exists n_1\in\{0,1,...\} P_{jk}^{n_1}>0

    \exists m\in \{0,1,...\} P_{ji}^m>0 \exists n_2 \in \{0,1,..\} P_{kj}^{n_2}>0
    میدانیم
    P_{ik}^{n+n_1}= \sum_{l=1}^\infty P_{il}^nP_{lk}^{n_1} \ge P_{ij}^n P_{jk}^{n_1}>0
    P_{ki}^{m+n_2}= \sum_{l=1}^\infty P_{kl}^mP_{li}^{n_2} \ge P_{kj}^m P_{ji}^{n_2}>0

i\leftrightarrow k بنا بر این مرتبط بودن یک کلاس هم ارزی است.

پردازش زبان‌های طبیعی

پردازش زبان‌های طبیعی یکی از زیرشاخه‌های بااهمیت در حوزه گسترده هوش مصنوعی، و نیز در دانش زبان‌شناسی است. تلاش عمده در این زمینه ماشینی کردن فرایند درک و برداشت مفاهیم بیان گردیده با یک زبان طبیعی انسانی‌ست. به تعریف دقیق‌تر پردازش زبان‌های طبیعی عبارت است از استفاده از رایانه برای پردازش زبان گفتاری و نوشتاری. با استفاده از آن می‌توان به ترجمه زبان‌ها پرداخت، از صفحات وب و بانک‌های اطلاعاتی نوشتاری جهت پاسخ دادن به پرسش‌ها استفاده کرد، یا با دستگاه‌ها مثلاً برای مشورت گرفتن به گفتگو پرداخت.[۱]

این‌ها تنها مثال‌هایی از کاربردهای متنوع پردازش زبان‌های طبیعی هستند. گفتنی‌ست هنوز سیستم کارآمدی برای پردازش زبان‌های طبیعی به وجود نیامده‌است.[نیازمند منبع]

منظور از پردازش زبان طبیعی این است که کامپیوتری داشته باشیم تا قادر باشد زبان انسان را تحلیل کند، بفهمد و بتواند زبان طبیعی تولید کند. هدف اصلی در پردازش زبان طبیعی، ایجاد تئوری هایی محاسباتی از زبان، با استفاده از الگوریتم‌ها و ساختارهای داده ای موجود در علوم کامپیوتر است. بدیهی است که در راستای تحقق این هدف، نیاز به دانشی وسیع از زبان است و علاوه بر محققان علوم کامپیوتر، نیاز به دانش زبان شناسان نیز در این حوزه می باشد. با پردازش اطلاعات زبانی می توان آمار مورد نیاز برای کار با زبان طبیعی را استخراج کرد. کاربردهای پردازش زبان طبیعی به دو دسته کلی قابل تقسیم است: کاربردهای نوشتاری و کاربردهای گفتاری. از کاربردهای نوشتاری آن می توان به استخراج اطلاعاتی خاص از یک متن، ترجمه یک متن به زبانی دیگر و یا یافتن مستنداتی خاص در یک پایگاه داده نوشتاری (مثلا یافتن کتابهای مرتبط به هم در یک کتابخانه) اشاره کرد. نمونه هایی از کاربردهای گفتاری پردازش زبان عبارتند از: سیستم های پرسش و پاسخ انسان با کامپیوتر، سرویس های اتوماتیک ارتباط با مشتری از طریق تلفن، سیستم های آموزش به دانش آموزان و یا سیستم های کنترلی توسط صدا. در سالهای اخیر این حوزه تحقیقاتی توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است و تحقیقات قابل ملاحظه ای در این زمینه صورت گرفته است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ محدودیت‌ها
    ۳ موانع اساسی
    ۴ پردازش زبان‌های طبیعی آمارگرا
    ۵ کارکردهای مهم پردازش زبان‌های طبیعی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

تاریخچه

به طور کلی تاریخچه پردازش زبان طبیعی از دهه ۱۹۵۰ میلادی شروع می‌شود. در ۱۹۵۰ آلن تورینگ مقاله معروف خود را درباره آزمایش تورینگ که امروزه به عنوان ملاک هوشمندی شناخته می‌شود، منتشر ساخت.

نخستین تلاش‌ها برای ترجمه توسط رایانه ناموفق بودند، به طوری که ناامیدی بنگاه‌های تأمین بودجهٔ پژوهش از این حوزه را نیز در پی داشتند. پس از اولین تلاش‌ها آشکار شد که پیچیدگی زبان بسیار بیشتر از چیزی‌ست که پژوهشگران در ابتدا پنداشته‌بودند. بی‌گمان حوزه‌ای که پس از آن برای استعانت مورد توجه قرار گرفت زبان‌شناسی بود. اما در آن دوران نظریهٔ زبان‌شناسی وجود نداشت که بتواند کمک شایانی به پردازش زبان‌ها بکند. در سال ۱۹۵۷ کتاب ساختارهای نحوی اثر نوام چامسکیزبان‌شناس جوان آمریکایی که از آن پس به شناخته‌شده‌ترین چهرهٔ زبان‌شناسی نظری تبدیل شد به چاپ رسید.[۲] از آن پس پردازش زبان با حرکت‌های تازه‌ای دنبال شد اما هرگز قادر به حل کلی مسئله نشد.


محدودیت‌ها

پردازش زبان‌های طبیعی رهیافت بسیار جذابی برای ارتباط بین انسان و ماشین محسوب می‌شود و در صورت عملی شدنش به طور کامل می‌تواند تحولات شگفت‌انگیزی را در پی داشته‌باشد. سیستم‌های قدیمی محدودی مانند SHRDLU که با واژه‌های محدود و مشخصی سر و کار داشتند، بسیار عالی عمل می‌کردند، به طوری که پژوهشگران را به شدت نسبت به این حوزه امیدوار کرده‌بودند. اما در تقابل با چالش‌های جدی‌تر زبانی و پیچیدگی‌ها و ابهام‌های زبان‌ها، این امیدها کم‌رنگ شدند. مسئلهٔ پردازش زبان‌های طبیعی معمولاً یک مسئلهٔ AI-Complete محسوب می‌شود، چرا که محقق شدن آن به طور کامل مستلزم سطح بالایی از درک جهان خارج و حالات انسان برای ماشین است.
موانع اساسی

    نیاز به درک معانی: رایانه برای آن که بتواند برداشت درستی از جمله‌ای داشته باشد و اطلاعات نهفته در آن جمله را درک کند، گاهی لازم است که برداشتی از معنای کلمات موجود در جمله داشته باشد و تنها آشنایی با دستور زبان کافی نباشد. مثلاً جمله حسن سیب را نخورد برای این که کال بود. و جمله حسن سیب را نخورد برای این که سیر بود. ساختار دستوری کاملاً یکسانی دارند و تشخیص این که کلمات کال و سیر به حسن برمی‌گردند یا به سیب بدون داشتن اطلاعات قبلی درباره ماهیت حسن و سیب ممکن نیست.
    دقیق نبودن دستور زبان‌ها: دستور هیچ زبانی آن‌قدر دقیق نیست که با استفاده از قواعد دستوری همیشه بتوان به نقش هر یک از اجزای جمله‌های آن زبان پی برد.

پردازش زبان‌های طبیعی آمارگرا

پردازش زبان‌های طبیعی به شکل آمارگرا عبارت است از استفاده از روش‌های تصادفی، احتمالاتی و آماری برای حل مسائلی مانند آن‌چه که در بالا ذکر شده. به خصوص از این روش‌ها برای حل مسائلی استفاده می‌کنند که ناشی از طولانی بودن جملات و زیاد بودن تعداد حالات ممکن برای نقش کلمات هستند. این روش‌ها معمولاً مبتنی بر نمونه‌های متنی و مدل‌های مارکف هستند.
کارکردهای مهم پردازش زبان‌های طبیعی

    خلاصه‌سازی خودکار
    استخراج اطلاعات
    بازیابی اطلاعات
    ترجمه ماشینی
    تشخیص نوری نویسه‌ها
    تشخیص گفتار
    ویرایش

زبان‌شناسی رایانشی

زبان‌شناسی رایانشی یا زبان‌شناسی رایانه‌ای (Computational linguistics) حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که می کوشد با بهره‌گیری از روش‌های آماری و قاعده‌بنیاد (rule-based)، به مدل‌سازی زبان طبیعی بپردازد. به طور کلی، زبان‌شناسی رایانشی از همکاری دانشمندان و کارشناسان رشته‌های زبان‌شناسی، علوم رایانه‌ای، هوش مصنوعی، ریاضی، منطق، علوم شناختی، روان‌شناسی شناختی، روان-زبان‌شناسی، مردم‌شناسی، عصب‌شناسی و برخی دیگران رشته‌ها استفاده می‌کند.

محتویات

    ۱ موارد کاربرد
        ۱.۱ فرایافت concept و تجزیه زبانهای برنامه نویسی
        ۱.۲ ترجمه ماشینی
        ۱.۳ پرسش و پاسخ با زبانهای طبیعی
        ۱.۴ صرف محاسباتی
    ۲ پانوشته‌ها
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

موارد کاربرد

در مورد استفاده از آن از جمله می‌توان به کاربردهای زیر اشاره کرد:
فرایافت concept و تجزیه زبانهای برنامه نویسی

نوآم چامسکی توانست تشابه زبانهای طبیعی و زبانهای برنامه نویسی را به اثبات برساند. یعنی یک زبان رایانه‌ای مانند زبانهای طبیعی دارای یک دستور زبان و یک فرهنگ می‌باشد. تفسیر یک متن از تجزیهٔ واژه‌ها lexicon آغاز سپس با تجزیه نحو syntax و در آخر با تجزیه مفهوم semantic آن پایان میابد.
ترجمه ماشینی

مقالهٔ اصلی: ترجمه ماشینی (خودکار)

این شاخه از زبان‌شناسی رایانه‌ای زمان درازی کم اهمیت جلوه می‌کرد. اما امروزه یکی از موارد مورد علاقه پژوهشگران این رشته می‌باشد. پس از مرحلهٔ شکافت واژه‌ها و نحو میباید تجزیهٔ مفهوم و سپس پرگماتیک را نیز افزود. در واقع این دو کوشش بر شناخت مفهوم خاص یک واژه در مکانی که ظاهر می‌شود را دارد.
پرسش و پاسخ با زبانهای طبیعی

این ایده مدتی به‌عنوان پاسخی قانع‌کننده به مسئله ارتباط انسان و ماشین تلقی می‌شد. این دید در واقع جنبهٔ گسترده تری از دستور زایشی چامسکی است.
صرف محاسباتی

مقالهٔ اصلی: صرف محاسباتی

به مطالعات مربوط به ساختارهای[۱] درونی واژه هاصرف گفته می‌شود. اغلب دست‌آوردها و نتایج پژوهشهای صرف محاسباتی در سایه تلاشهای علمی انسان به منظور ایجاد و ساخت سامانه هایپردازش زبان‌های طبیعی انسانی فراهم آمده‌است.

ترجمه متون ادبی

ترجمه متون ادبی به ترجمه متونی گفته می‌شود که در زمینه ادبیات می‌گنجند. ترجمه آثار ادبی (رمانها، داستانهای کوتاه، نمایشنامه‌ها، اشعار و غیره) هم به نوبه خود در این گونه از ترجمه جای می‌گیرد.

از آنجا که ادبیات مقوله‌ای وابسته به فرهنگ می‌باشد بنابراین ترجمه متون ادبی و آثار حاصل از آن لزوما از نظر زبانشناسی شفاف و مطابق قواعد آن نخواهند بود.

علی‌اصغر حداد

علی‌اصغر حداد (۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در محله راه کوشک قزوین)، مترجم با سابقه ایرانی است.[۱] او بیشتر به خاطر ترجمه داستان‌های آلمانی و آلمانی زبان شناخته شده‌است. مهدی سحابی نوه عمه وی، و محمود حدادی پسر دایی اش می‌باشند.

محتویات

    ۱ زندگی
        ۱.۱ ترجمه ها
    ۲ پانویس
    ۳ منابع

زندگی

علی‌اصغر حداد دوران ابتدایی و سال‌های اول دبیرستان را در قزوین گذرانده‌است. وی کلاس هشتم دبیرستان بوده که به همراه خانواده به تهران مهاجرت می‌کند. کلاس نهم را در دبیرستانی در تهران می‌گذراند. خودش می‌گوید: «انبوه درس‌های حفظ‌کردنی، "زنگ انشا، تاریخ و جغرافیای" هیچ و پوچ باعث شد از درس و مدرسه زده شوم. به شعر و داستان سخت علاقه‌مند بودم، اشعار نیما را می‌خواندم، "افسانه" را از حفظ بودم، حافظ را خوب نمی‌فهمیدم، مولانا شور در دلم می‌انگیخت، جنگ و صلح تولستوی، ژان کریستف رومن رولان، خوشه‌های خشم جان اشتاین‌بک جهان رمان به طور کل، مفری بود برای گریز از ملالت "درس و مدرسه".» و سرانجام این ملالت باعث می‌شود تا وی ترک تحصیل کند. چندی بعد سال‌های آخر دبیرستان را با سختی درس می‌خواند و دیپلم می‌گیرد. سپس هجده ماه به خدمت سربازی می‌رود و بعد به آلمان مهاجرت می‌کند. مدرک فوق لیسانس خود را در برلین غربی اخذ می‌کند در رشته جامعه‌شناسی با گرایش "کشورهای در حال توسعه" سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران باز می‌گردد و به تدریس زبان آلمانی و ترجمه متون ادبی مشغول می‌شود.[۲]
ترجمه ها

    محاکمه. پدیدآورنده: فرانتس کافکا، ناشر: ماهی
    اشتیلر. پدیدآورنده: ماکس فریش، ناشر: ماهی
    مجموعهٔ نامرئی. پدیدآورنده: فریدریش دورنمات، توماس مان، اشتفان تسوایگ، راینرماریا ریلکه، گونتر گراس، ماکس فریش، پتر هانتکه، روبرت موزیل، ناشر: ماهی
    یعقوب کذاب. پدیدآورنده: یورک بکر، ناشر: ماهی
    داستان‌های کوتاه کافکا. پدیدآورنده: فرانتس کافکا، محمدرضا خانی (ویراستار) ناشر: ماهی
    قصر. پدیدآورنده: فرانتس کافکا، ناشر: ماهی
    بودنبروک‌ها (زوال یک خاندان). پدیدآورنده: توماس مان، ناشر: ماهی
    میداس (پردهٔ نمایش سیاه). پدیدآورنده: فریدریش دورنمات، ناتالی چوبینه (مترجم)، علی اصغر حداد (ویراستار) ناشر: افکار
    مسخ و داستان‌های دیگر. پدیدآورنده: فرانتس کافکا، محمدرضا خانی (ویراستار). ناشر: ماهی
    اهانت به تماشاگر. پدیدآورنده: پتر هانتکه، ناشر: تجربه
    آمریکا: مفقودالاثر. پدیدآورنده: فرانتس کافکا، محمدرضا خانی (ویراستار). ناشر: ماهی
    بازی در سپیده دم و رویا. پدیدآورنده: آرتور شنیتسلر، ناشر: نیلوفر

فرانتس کافکا

فرانتس کافکا (به آلمانی: Franz Kafka) (زاده ۳ ژوئیه ۱۸۸۳ - درگذشته ۳ ژوئن ۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود.

آثار کافکا—که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند—در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند.[۱]

پُرآوازه‌ترین آثار کافکا، داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. اصطلاحاً، به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند—فضاهایی که در داستان‌های کافکا زیاد پیش می‌آیند—کافکایی می‌گویند.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ عقاید و نظریات مذهبی
    ۳ فعالیت‌های ادبی
        ۳.۱ سبک نوشتاری
        ۳.۲ تفسیر نقادانه
        ۳.۳ تاریخ انتشار
        ۳.۴ ترجمه
    ۴ آثار
    ۵ آثاری در مورد کافکا
    ۶ یادداشت‌ها
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

زندگی

کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان یهودی در پراگ به دنیا آمد. در آن زمان پراگ مرکز کشور بوهم بود، سرزمینی پادشاهی متعلق به امپراتوری اتریش - مجارستان. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک‌تر داشت که قبل از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها جان باختند.

پدرش بازرگان یهودی و مادرش زنی متعصب بود. رفتار مستبدانه و جاه‌طلبانهٔ پدر چنان محیط رعب‌انگیزی در خانواده به وجود آورده بود که از کودکی سایه‌ای از وحشت بر روح کافکا انداخت و در سراسر زندگی هرگز از او دور نشد و شاید همین نفرت از زندگی در کنار پدری سنگدل موجب شد که کافکا ابتدا به مذهب پناه برد.[۲]

کافکا زبان آلمانی را به عنوان زبان نخست آموخت، ولی زبان چکی را هم کم‌وبیش بی‌نقص صحبت می‌کرد. همچنین با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنایی داشت و یکی از رمان‌نویسان محبوبش گوستاو فلوبر بود. آموزش یهودی او، به جشن تکلیف در سیزده سالگی و چهار بار در سال به کنیسه رفتن با پدرش محدود بود[۳]. کافکا در سال ۱۹۰۱ دیپلم گرفت، و سپس در دانشگاه جارلز پراگ شروع به تحصیل رشتهٔ شیمی کرد، ولی پس از دو هفته رشتهٔ خود را به حقوق تغییر داد. این رشته آیندهٔ روشن‌تری پیش پای او می‌گذاشت که سبب رضایت پدرش می‌شد و دورهٔ تحصیل آن طولانی‌تر بود که به کافکا فرصت شرکت در کلاس‌های ادبیات آلمانی و هنر را می‌داد. کافکا در پایان سال نخست تحصیلش در دانشگاه با ماکس برود آشنا شد که به همراه فلیکس ولش روزنامه‌نگار—که او هم در رشتهٔ حقوق تحصیل می‌کرد—تا پایان عمر از نزدیک‌ترین دوستان او باقی ماندند. کافکا در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۰۶ با مدرک دکترای حقوق فارغ‌التحصیل شد و یک سال در دادگاه‌های شهری و جنایی به عنوان کارمند دفتری خدمت وظیفهٔ بدون حقوق خود را انجام داد. [۱]

کافکا در ۱ نوامبر ۱۹۰۷ به استخدام یک شرکت بیمهٔ ایتالیایی به نام Assicurazioni Generali درآمد و حدود یک سال به کار در آنجا ادامه داد. از نامه‌های او در این مدت برمی‌آید که از برنامهٔ ساعات کاری—هشت شب تا شش صبح—ناراضی بوده؛ چون نوشتن را برایش سخت می‌کرده‌است. او در ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۸ استعفا داد و دو هفته بعد کار مناسب‌تری در مؤسسهٔ بیمهٔ حوادث کارگری پادشاهی بوهم پیدا کرد. او اغلب از شغلش به عنوان «کاری برای نان در آوردن» و پرداخت مخارجش یاد کرده است. با این وجود، او هیچ‌گاه کارش را سرسری نگرفت و ترفیع‌های پی‌درپی نشان از پرکاری او دارد. در همین دوره او کلاه ایمنی را اختراع کرد، و به دلیل کاهش تلفات جانی کارگران در صنایع آهن بوهم و رساندن آن به ۲۵ نفر در هر هزار نفر، یک مدال افتخار دریافت کرد.[۴] (همچنین وظیفهٔ تهیهٔ گزارش سالیانه نیز به او واگذار شد و گفته می‌شود چنان از نتیجهٔ کارش راضی بود که نسخه‌هایی از گزارش را برای خانواده و اقوامش فرستاد.) هم‌زمان کافکا به همراه دوستان نزدیکش ماکس برود و فلیکس ولش که سه نفری دایرهٔ صمیمی پراگ را تشکیل می‌دادند فعالیت‌های ادبی خود را نیز ادامه می‌داد.

کافکا از ۱۹۱۰ به نوشتن یادداشت‌های خصوصی که اثری هم در شناخت شخصیت و زندگی او به شمار آمد پرداخت و تا پایان زندگی آن را ادامه داد که ترس از بیماری، تنهایی، شوق فراوان به ازدواج و در عین حال هراس از آن، کینهٔ به پدر و مادر و احساس‌های گوناگون خویش را در آن منعکس ساخته.[۵]

در سال ۱۹۱۱ کارل هرمان همسر خواهرش اِلی، به کافکا پیشنهاد همکاری برای راه‌اندازی کارخانهٔ پنبهٔ نسوز پراگ، هرمان و شرکا را داد. کافکا در ابتدا تمایل نشان داد و بیشتر وقت آزاد خود را صرف این کار کرد. در این دوره با وجود مخالفت‌های دوستان نزدیکش از جمله ماکس برود—که در همهٔ کارهای دیگر از او پشتیبانی می‌کرد—به فعالیت‌های نمایشی تئاتر ییدیش هم علاقه‌مند شد و در این زمینه نیز کارهایی انجام داد.

کافکا در سال ۱۹۱۲ در خانهٔ دوستش ماکس برود، با فلیسه بوئر که در برلین نمایندهٔ یک شرکت ساخت دیکتافون بود آشنا شد. در پنج سال پس از این آنها نامه‌های بسیاری برای هم نوشتند و دو بار نامزد کردند. رابطهٔ این دو در سال ۱۹۱۷ به پایان رسید.

کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی این دوره‌ها خانواده به خصوص خواهرش اُتا مخارج او را می‌پرداختند. در این دوره، با وجود ترس کافکا از این که چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ روحی برای مردم نفرت‌انگیز باشد، اکثراً از ظاهر پسرانه، منظم و جدی، رفتار خونسرد و خشک و هوش نمایان او خوششان می‌آمد.[۶]

کافکا در اوائل دههٔ ۲۰ روابط نزدیکی با میلنا ینسکا نویسنده و روزنامه‌نگار هموطنش پیدا کرد. در سال ۱۹۲۳ برای فاصله گرفتن از خانواده و تمرکز بیشتر برنوشتن، مدت کوتاهی به برلین نقل مکان کرد. آنجا با دوریا دیامانت یک معلم بیست و پنج سالهٔ کودکستان و فرزند یک خانوادهٔ یهودی سنتی ـ که آن قدر مستقل بود که گذشته‌اش در گتو را به فراموشی بسپارد ـ زندگی کرد. دوریا معشوقهٔ کافکا شد و توجه و علاقهٔ او را به تلمود جلب کرد.[۷]
گور کافکا در گورستان ژیژکوف پراگ.

عموماً اعتقاد بر این است که کافکا در سراسر زندگیش از افسردگی حاد و اضطراب رنج می‌برده‌است. او همچنین دچار میگرن، بی‌خوابی، یبوست، جوش صورت و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض فشار و نگرانی روحی هستند. کافکا سعی می‌کرد همهٔ اینها را با رژیم غذایی طبیعی، از قبیل گیاه‌خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد[۸]) برطرف کند. به هر حال بیماری سل کافکا شدت گرفت و او به پراگ بازگشت، سپس برای درمان به استراحتگاهی در وین رفت، و در سوم ژوئن ۱۹۲۴ در همان جا درگذشت. وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود نمی‌توانست چیزی بخورد، و چون در آن زمان تزریق وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای تغذیه نداشت، و بنابراین بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داد. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان جدید یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند.
عقاید و نظریات مذهبی

کافکا در بیشتر مدت زندگیش بی‌طرفی خود را در مورد ادیان رسمی حفظ کرد. با این حال و با این که هیچ‌وقت شخصیت‌های داستان‌هایش را یهودی تصویر نکرد، هرگز سعی نکرد ریشهٔ یهودی خود را پنهان کند. او از لحاظ فکری به مکتب حَسیدی در یهودیت علاقه‌مند بود که برای تجارب روحانی و صوفیانه ارزش زیادی قائل است. کافکا در ده سال پایانی عمرش حتی به زندگی در اسرائیل ابراز تمایل کرد. تناقضات اخلاقی و آیینی موجود در داستان‌های «داوری»، «آتش انداز»، «هنرمند گرسنگی» و «پزشک دهکده»، همه نشانه‌هایی از علاقهٔ کافکا به آموزه‌های خاخام‌ها و تناسب آنها با قوانین و قضاوت در خود دارند. از طرف دیگر سبک وسواسی طنزآمیز راوی مجادله‌جوی «ژوزفین آوازه خوان»، سنت شعارگونهٔ موعظه‌های خاخام‌ها را نمایان می‌کند.[۹]

روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱۶ اوت ۲۰۰۸ میلادی، نامه‌ای از دورا دایامنت، آخرین معشوقه کافکا به دوست نزدیک کافکا یعنی ماکس برود را منتشر کرده که در آن وی مدعی شده بود که «کافکا همیشه می‌خواست به اسرائیل مهاجرت کند».[۱۰]

داستان نوشته‌های گمشده کافکا به طور گسترده در مطبوعات و رسانه‌ها منعکس شده و به دنبال آن آرشیو ادبی آلمان در مارباخ که صاحب مجموعه‌ای از نامه‌های کافکاست خواستار انتقال این اسناد از اسرائیل به آلمان شده‌است، اما آرشیو دولتی اسرائیل گفته که هیچ سند مهمی که مربوط به تاریخ مردم یهود باشد از اسرائیل خارج نخواهد شد.[۱۰]
فعالیت‌های ادبی

کافکا در طول زندگیش فقط چند داستان کوتاه منتشر کرد که بخش کوچکی از کارهایش را تشکیل می‌دادند و هیچ‌گاه هیچ‌یک از رمان‌هایش به پایان نرسید (به جز شاید مسخ که برخی آن را یک داستان بلند می‌دانند). نوشته‌های او تا پیش از مرگش چندان توجهی به خود جلب نکرد. کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که پس از مرگش همهٔ نوشته‌هایش را نابود کند. دوریا دیامانت معشوقهٔ او با پنهان کردن حدود ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامهٔ کافکا، تا حدودی به وصیت کافکا عمل کرد، تا وقتی که در سال ۱۹۳۳ گشتاپو آنها را ضبط کرد. جستجو به دنبال این نوشته‌های مفقود هنوز ادامه دارد. برود بر خلاف وصیت کافکا عمل کرد و برعکس بر چاپ همهٔ کارهای کافکا که در اختیارش بود اهتمام ورزید. آثار کافکا خیلی زود توجه مردم و تحسین منتقدان را برانگیخت.

همه‌ی آثار کافکا به جز چند نامه‌ای که به چکی برای میلنا ینسکا نوشته بود، به زبان آلمانی است.
سبک نوشتاری

کافکا که در پراگ به دنیا آمده بود زبان چکی را خوب می‌دانست، ولی برای نوشتن زبان آلمانی پراگ (Prager Deutsch)، گویش مورد استفادهٔ اقلیت‌های آلمانی یهودی و مسیحی در پایتخت بوهم را انتخاب کرد. به نظر کافکا آلمانی پراگ «حقیقی‌تر» از زبان آلمانی رایج در آلمان بود و او توانست در کارهایش طوری از آن بهره بگیرد که قبل و بعد او کسی نتوانست.[۱۱]

با نوشتن به آلمانی کافکا قادر بود جملات بلند و تودرتویی بنویسد که سراسر صفحه را اشغال می‌کردند، و جملات کافکا اغلب قبل از نقطهٔ پایانی ضربه‌ای برای خواننده در چنته دارند ـ ضربه‌ای که مفهوم و منظور جمله را تکمیل می‌کند. خواننده در کلمهٔ قبل از نقطهٔ پایان جمله‌است که می‌فهمد چه اتفاقی برای گرگور سمسا افتاده، یعنی مسخ شده[۱۲]

مشکل دیگر پیش روی مترجمان استفادهٔ عمدی نویسنده از کلمات یا عبارات ابهام‌آمیزی است که می‌توانند معانی مختلفی داشته باشند. مثلاً کلمهٔ Verkehr در جملهٔ آخر داستان «داوری»؛ این جمله را می‌توان این طور ترجمه کرد: «و در این لحظه، جریان بی‌پایان اتوموبیل‌ها از بالای پل می‌گذشت.» ولی کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که هنگام نگارش این جمله به «انزالی ناگهانی» فکر می‌کرده‌است.[۱۱] در حالی که ترجمهٔ رایج برای verkher همان ترافیک است.
مجسمهٔ برنزی کافکا در پراگ
تفسیر نقادانه

بسیاری از منتقدان سعی کرده‌اند با تفسیر آثار کافکا در چارچوب مکاتب ادبی از جمله مدرنیسم و رئالیسم جادویی مفاهیم عمیق‌تری از آنها استخراج کنند.[۱۳] ناامیدی و پوچی حاکم بر فضای داستان‌های کافکا نمادی از اگزیستانسیالیسم شمرده می‌شود. برخی دیگر به سخره گرفتن بوروکراسی در داستان‌هایی مثل «گروه محکومین»، «محاکمه» و «قصر» را نشانی از تمایل به مارکسیسم می‌دانند، در حالی که برخی دیگر علت مخالفت کافکا با بوروکراسی را آنارشیسم می‌دانند.[۱۳] دیگرانی نیز هستند که کارهای او را از دریچهٔ یهودیت (بورخس یادداشت‌هایی در این زمینه دارد) یا فرویدیسم[۱۳] (به دلیل مشاجرات خانوادگی کافکا) یا تمثیل‌هایی از جستجوی متافیزیکی به دنبال خدا (یکی از معتقدان این نظریه توماس مان بود) می‌بینند.

تم بیگانگی و زجر کشیدن بارها و بارها در آثار مختلف ظاهر می‌شود، و با تأکید بر این کیفیت، محققانی مثل ژیل دولوز و فلیکس گواتاری است که عقیده دارند کافکا بیش از نویسنده‌ای تنهایی است که از سر رنج می‌نویسد، و کارهای او سنجیده‌تر و «شادتر» از چیزی هستند که به نظر می‌رسند.

گذشته از این، با خواندن یکی از کارهای کافکا به صورت مجزا ـ با تمرکز بر بیهودگی تقلای شخصیت‌ها و بدون توجه به زندگی خود نویسنده ـ است که طنز کافکا مشخص می‌شود. کارهای کافکا از این منظر ربطی به مشکلات خود او در زندگیش ندارد، نمایانگر ساختگی بودن مشکلات آدم‌هاست.

زندگی‌نامه نویسان گفته‌اند که خیلی پیش می‌آمده که کافکا قسمت‌هایی از کتاب‌هایی که رویشان کار می‌کرده را برای دوستان نزدیکش بخواند، و در این خوانش‌ها همیشه بر جنبهٔ طنزآمیز نثر متمرکز بوده. میلان کوندرا طنز کافکا را در اساس فراواقع گرایانه و الهام‌بخش هنرمندانی جون فدریکو فلینی، گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و سلمان رشدی می‌داند. مارکز می‌گوید با خواندن مسخ کافکا بود که فهمید «می‌توان جور دیگری نوشت».
تاریخ انتشار

خوانندگان آثار کافکا هنگام انتخاب کتاب برای خواندن باید به تاریخ انتشار کتاب‌های او (چه نسخه‌های آلمانی و چه نسخه‌های ترجمه شده) توجه داشته باشند. کافکا پیش از آماده‌سازی (و در برخی موارد حتی تمام کردن) بعضی از نوشته‌هایش برای انتشار از دنیا رفت، بنابراین رمان‌های قصر (که وسط یک جمله تمام می‌شود و در مورد تعلق داشتن یا نداشتن قسمت‌هایی از متن به اثر ابهام وجود دارد)، محاکمه (که فصول آن شماره ندارند و بعضی از آنها ناتمام مانده‌اند) و آمریکا (کافکا نام مردی که ناپدید شد را برای آن انتخاب کرده بود) همه توسط ماکس برود آماده و چاپ شدند. به نظر می‌رسد برود هنگام کار روی دست‌نوشته‌ها اجازهٔ دخل و تصرف‌هایی را به خود داده‌است (جابه‌جا کردن فصل‌ها، تغییر زبان آلمانی و تصحیح نقطه‌گذاری) و بنابراین متن اصلی آلمانی که چاپ نشد، تغییر داده شده‌است. نسخه‌های ویرایش شده توسط برود اغلب نسخهٔ نهایی (Definitive Edition) نام‌گذاری می‌شود.

پس از پایان جنگ جهانی دوم مالکوم پیسلی توانست اکثر دست‌نوشته‌های کافکا را جمع‌آوری کند و در سال ۱۹۶۱ در اختیار کتابخانهٔ بودلی آکسفورد قرار دهد.[۱۴] متن محاکمه نیز بعدها در حراجی خریداری شد و در اختیار بایگانی ادبی آلمان قرار گرفت.[۱۵]

پیسلی گروهی برای بازسازی رمان‌های آلمانی تشکیل داد و ناشر آلمانی اس فیشر فرلاگ آنها را مجدداً چاپ کرد. خود پیسلی بر انتشار قصر و محاکمه (چاپ هر دو در ۱۹۸۲) و یکی از همکارانش بر انتشار آمریکا (چاپ ۱۹۸۳) نظارت کردند. این نسخه‌ها اغلب نسخهٔ منتقدان (Critical Edition) یا نسخهٔ فیشر نامیده می‌شوند. متن آلمانی این آثار و بسیاری از نوشته‌های دیگر کافکا را در وب‌گاه پروژهٔ کافکا[۱۶] بیابید.
ترجمه

بسیاری از آثار کافکا در ایران ترجمه شده که از آن جمله‌است ترجمه‌های صادق هدایت و امیر جلال‌الدین اعلم و حسن قائمیان بر مسخ و گروه محکومین و گراکوسی شکارچی و ترجمهٔ جلال‌الدین اعلم از قصر. همچنین ترجمه تمام آثار کافکا توسط علی اصغر حداد در نشر ماهی. همان طور که گفته شد ترجمهٔ آثار کافکا بسیار مشکل و در بعضی موارد غیرممکن می‌نماید و به همین خاطر بسیاری از ترجمه‌های فارسی آثار کافکا راضی نیستند.
آثار
آثار و ترجمهٔ آنها به زبان فارسی
نام فارسی     مجموعهٔ داستان ها     مترجم(ها)
قصر     -     امیر جلال الدین اعلم
محاکمه     -     امیر جلال الدین اعلم
گروه محکومین[۱۷]     -     حسن قائمیان
مسخ    

    مسخ
    گراکوس شکارچی
    مهمان مردگان
    شمشیر
    در کنیسهٔ ما

    صادق هدایت
آمریکا     -     بهرام مقدادی، علی اصغر حداد
مجموعهٔ داستانها[۱۸]    

    جلوی قانون
    پیام امپراتور
    وصف یک پیکار
    ابراهیم
    بهشت
    ساخت معبد
    آمدن مسیح
    پلنگ‌ها در معبد
    نگهبان کور
    پزشک دهکده
    پژوهشهای یک سگ
    نقاب برداشتن از چهرهٔ یک کلاهبردار
    گردش ناگهانی
    تصمیمها
    گشت و گذار در کوهسار
    نگاهی پرت از پنجره
    راه خانه
    رهگذران
    تأملاتی برای آقایان سوارکار
    پنجره رو به خیابان
    درختها
    خواب
    در جایگاه بالائی سیرک
    نوشته‌ای کهن
    حیوان دورگه
    نشان شهر
    مسئلهٔ قوانینمان
    کرکس
    بازگشت به خانه
    نخستین اندوه
    ...[۱۹]

    امیر جلال الدین اعلم،

علی اصغر حداد
نامه به پدر     -     امیر جلال الدین اعلم|فرامرز بهزاد
جلو قانون[۲۰]    

    جلو قانون
    شغال و عرب

    صادق هدایت
دفتر یادداشت‌های روزانه     -     بهرام مقدادی
مسخ[۲۱]     -     فرزانه طاهری

گیتا گرکانی

گیتا گرکانی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ایرانی ادبیات کودکان و نوجوانان است.

محتویات

    ۱ زندگی و فعالیت‌های حرفه‌ای
    ۲ جوایز
    ۳ آثار
        ۳.۱ ترجمه‌های کودکان و نوجوانان
        ۳.۲ ترجمه‌های بزرگسالان
            ۳.۲.۱ داستان
            ۳.۲.۲ غیرداستانی
        ۳.۳ تألیف
    ۴ پانویس‌ها
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

زندگی و فعالیت‌های حرفه‌ای

گیتا گرکانی در ۱۳۳۷ ه. ش در تهران به دنیا آمد. او از دانشکده هنرهای دراماتیک لیسانس ادبیات و نمایشنامه نویسی دارد. گرکانی ده سال سرپرست گروه تئاتر و سینمای شورای کتاب کودک بود. او با همسرش و دو فرزندش در تهران زندگی می‌کند.
جوایز

    جایزهٔ بهترین ترجمهٔ رمان نوجوانان جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۸۳ برای رمان ژانوس ستاره آرزو[۱]
    فصل آخر برندهٔ جایزهٔ ادبی پروین اعتصامی شد[۲]

آثار
ترجمه‌های کودکان و نوجوانان

    ۱۳۷۳، فصل‌ها و شگفتی‌ها، مدهور جفری، نشرچشمه
    ۱۳۷۸، انگشت جادویی، رولد دال، نشرچشمه.
    ۱۳۷۸، لاک پشت، رولد دال، نشرچشمه.
    ۱۳۷۹، غول بزرگ مهربان، رولد دال، نشرچشمه.
    ۱۳۸۰، مادربزرگ، آنتونی هوروویتس، انتشارات نوروزهنر.
    ۱۳۸۰، شیطان و پسرک، آنتونی هوروویتس، انتشارات نوروزهنر.
    ۱۳۸۱، گروشام گرینج و جام نحس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۲، ژانوس ستاره آرزو، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، اتوبوس شبرو، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، دوربین قاتل، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، کلبه نحس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، ترس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، دو صفر هیچ (از سری کتاب‌های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۵، مدرسه شوم (از سری کتاب‌های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۶، گذرگاه اسکلت (از سری کتاب‌های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۷، حمله عقاب (از سری کتاب‌های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۵، گوژپشت نیرومند، رودمن فیلبریک، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۵، جیمز و هلوی غول پیکر، رولد دال، انتشارات کاروان

ترجمه‌های بزرگسالان
داستان

    ۱۳۷۹، خدای چیزهای کوچک، آرونداتی روی، نشر سالی.
    ۱۳۸۳، زندگی پی، یان مارتل، نشرعلم.
    ۱۳۸۳، همنام، جومپا لاهیری، نشرعلم.
    ۱۳۸۳، داستان‌های ۵۵ کلمه‌ای، استیو ماس، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۳، پسر گمشده، دیو پلتزر، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، حادثه‌ای عجیب برای سگی در شب، مارک هادون، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۴، داستان‌های نامنتظره، رولد دال، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۵، زندگی پنهان زنبورها، سو مونک کید، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۶، کافکا در ساحل، هاروکی موراکامی، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۶، یک روز دیگر، میچ البوم، انتشارات کاروان

غیرداستانی

    ۱۳۸۱، غیرممکن وجود ندارد(اصلاحات در یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های جهان)، کران بدی، انتشارات نوروز هنر.
    ۱۳۸۳، رفیق کشورمن کجاست، مایکل مور، نوروز هنر.
    ۱۳۸۵، شارون و مادرشوهرم، سعاد امیری، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۶، چه گوارا، چهره یک انقلابی، انتشارات کاروان
    ۱۳۸۷، پندهای سورائو، فرانتس کافکا، انتشارات کاروان

تألیف

    ۱۳۷۶، تاریخ سینما (برای نوجوانان)، نشرچشمه.
    ۱۳۷۹، حلزون‌ها و پروانه‌ها (داستان کودکان)، نشرسالی.
    ۱۳۸۲، هیچ کس توی آینه نیست (مجموعه داستان)، انتشارات نوروزهنر.
    ۱۳۸۳، آشپزی ملکه (داستان کودکان)، نشرایران بان.
    ۱۳۸۵، رمان فصل آخر، انتشارات کاروان

رولد دال

رولد دال (به انگلیسی: Roald Dahl)، (۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ - ۲۳ نوامبر ۱۹۹۰)، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود.

مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.

محتویات

    ۱ زندگی و مرگ
    ۲ آثار
        ۲.۱ کتاب‌های کودکان
        ۲.۲ شعر کودکان
        ۲.۳ داستان‌های بزرگسالان
            ۲.۳.۱ رمان‌ها
            ۲.۳.۲ مجموعه داستان‌های کوتاه
        ۲.۴ غیرداستانی
        ۲.۵ نمایشنامه‌ها
        ۲.۶ فیلمنامه‌ها
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

زندگی و مرگ

او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی انگلستان در نایروبی پیوست. مدتی در یونان و سوریه خلبان جنگی بود. در ۱۹۴۲ به واشینگتن رفت و نویسندگی را شروع کرد. اولین داستان‌هایش را بر اساس تجربه‌هایش در جنگ در نشریان آمریکایی به چاپ رساند. اما خیلی زود به نوشتن برای کودکان گرایش یافت. آثار او اثر زیادی بر نویسندگان انگلیسی زبان پس از او گذاشت. او در سال ۱۹۸۳ برندهٔ جایزهٔ ویت برد شد و در نوامبر ۱۹۹۰ درگذشت. مجلهٔ تایمز او را «یکی از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما» نامید و نوشت : «کودکان عاشق داستان‌های رولد دال هستند و او را نویسندهٔ محبوب خود می‌دانند... داستان‌های او آثار کلاسیک آینده خواهند بود.» [۱]
آثار
کتاب‌های کودکان

    گرملین‌ها (۱۹۴۳)
    جیمز و هلوی غول پیکر (۱۹۶۱)
    چارلی و کارخانه شکلات سازی (۱۹۶۴)
    انگشت جادویی (۱۹۶۶)
    آقای روباه شگفت‌انگیز (۱۹۷۰)
    چارلی و آسانسور شیشه‌ای بزرگ (۱۹۷۲)
    دنی، قهرمان جهان (۱۹۷۵)
    کروکودیل عظیم (۱۹۷۸)
    سرزنش‌ها (۱۹۸۰)
    داروی شگفت‌انگیز جورج (۱۹۸۱)
    غ.ب.د (۱۹۸۲)
    جادوگران (۱۹۸۳)
    من و زرافه و پلی (۱۹۸۵)
    ماتیلدا (۱۹۸۸)
    تشپ کال (۱۹۹۰)
    مینپین‌ها (۱۹۹۱)
    کشیش نیبلزویک (۱۹۹۱)

شعر کودکان

    ترانه‌های آشوبگر (۱۹۸۲)
    حیوانات کثیف (۱۹۸۳)
    شوربای ترانه‌ها (۱۹۸۹)

داستان‌های بزرگسالان
رمان‌ها

    گاهی هرگز: قصه‌ای برای سوپرمن (۱۹۴۸)
    عمو اسوالد من (۱۹۸۰)

مجموعه داستان‌های کوتاه

    ده داستان آگهی‌ها و پرواز (۱۹۴۹)
    کسی مثل تو (۱۹۵۳)
    ببوس ببوس (۱۹۶۰)
    بیست و نه بوسه از طرف رولد دال (۱۹۶۹)
    داستان‌های چشم‌نداشتنی (۱۹۷۹) (با ترجمه گیتا گرکانی در ایران منتشر شده‌است)
    داستان‌های چشم‌نداشتنی دیگر (۱۹۸۰)
    بهترین داستان‌های رولد دال (۱۹۷۸)
    داستان‌های ارواح (۱۹۸۳)
    مینی بوس رولد دال (۱۹۸۶)
    آه، راز شیرین زندگی ام (۱۹۸۹)
    مجموعه داستان‌های کوتاه رولد دال (۱۹۹۱)

غیرداستانی

    گنج میلدنهال
    پسر، داستان‌هایی از کودکی
    تنها رفتن
    سرخک، بیماری خطرناک
    خاطرات در جیپسی هاوس
    راهنمای ایمنی راه آهن
    سال من

نمایشنامه‌ها

    عسل‌ها (۱۹۵۵)
    ویلی وانکا (۲۰۰۷)

فیلمنامه‌ها

    ۳۶ ساعت (۱۹۶۵)
    فقط دو بار زندگی می‌کنی (۱۹۶۷)
    چیتی چیتی بنگ بنگ (۱۹۶۸)
    شبکاو (۱۹۷۱)

۱۹۹۰ (میلادی)

مناسبت ها

    تشکیل کشور جمهوری یمن از اتحاد دو کشور یمن جنوبی و یمن شمالی


زادروزها

    ۹ آوریل - کریستن استوارت، بازیگر آمریکایی
    ۱۵ آوریل - اما واتسون، بازیگر انگلیسی
    ۲۰ دسامبر - جوجو، ترانه‌سرا، خواننده و بازیگر آمریکایی

مرگ‌ها
ژانویه

    ۶ ژانویه - پاول چرنکوف، فیزیک‌دان اهل شوروی (زاده ۱۹۰۴)
    ۹ ژانویه - هایده، خواننده ایرانی (زاده ۱۹۴۱ )
    ۱۹ ژانویه - اشو، عارف, گورو و فیلسوف هندی(زاده ۱۹۳۱)

آوریل

    ۸ آوریل - رایان وایت، نوجوان آمریکایی مبتلا به بیماری ایدز (زاده ۱۹۷۱)
    ۱۵ آوریل - گرتا گاربو، بازیگر سوئدی هالیوود(زاده ۱۹۰۵)

مه

    ۸ مه - لوئیجی نونو، آهنگساز ایتالیایی (زاده ۱۹۲۴)

ژوئیه

    ۲۶ ژوئیه - آلبرت رز، مهندس سیستم‌های تصویری و مخترع آمریکایی شرکت آر سی ای (زاده ۱۹۱۰)

سپتامبر

    ۷ سپتامبر - رینالدو آرناس، نمایش‌نامه‌نویس، نویسنده و شاعر کوبایی (زاده ۱۹۴۳)

اکتبر

    ۱۴ اکتبر - لنارد برنستاین، رهبر ارکستر موسیقی کلاسیک در جهان (زاده ۱۹۱۸)
    ۲۳ اکتبر - لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست فرانسوی (زاده ۱۹۱۸)

نوامبر

    ۱۷ نوامبر - دیوید وایت، بازیگر سینما و تلویزیون آمریکایی (زاده ۱۹۱۶)
    ۲۳ نوامبر - رولد دال، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس بریتانیایی (زاده ۱۹۱۶)