اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

آنزیم هیدروکسی متیل‌گلوتاریل کوآنزیم آ ردوکتاز

آنزیم هیدروکسی متیل‌گلوتاریل کوآنزیم آ ردوکتاز (HMG-CoA reductase) آنزیمی است که در سلول تبدیل HMG-CoA را به موالونات کاتالیز میکند. این آنزیم در مسیر سوخت و ساز موالونات آنزیم تعیین کننده سرعت واکنشها است.(یعنی مهار یا تسریع آن موجب کاهش یا افزایش سایر واکنشها میشود). مسیر سوخت و ساز موالونات یک مسیر متابولیکی بسیار مهم در یوکاریوتها و بسیاری از باکتریها است که نهایتا به تولید بسیاری از ترکیبات مهم مانند کلسترول ، ایزوپرونئیدها (ترپن ها مانند لیکوپن ، کاروتن ، اسکوالن ، اوکالیپتول و پینن )می‌انجامد.
Cholesterol is synthesized in the HMG-CoA reductase pathway.
بیوسنتز کلسترول

در کبد انسان واکنش تبدیل HMG-CoA به موالونیک اسید تحت تاثیر آنزیم HMG-CoA ردوکتاز مرحله ابتدایی در تولید کلسترول است لذا مهار رقابتی این آنزیم توسط داروهای استاتین موجب کاهش سطح خونی کلسترول میشود.

استاتین

استاتین‌ها گروهی از داروهای کاهنده کلسترول خون هستند که با مهار آنزیم کاهنده اچ‌ام‌جی-کوآ (HMG-CoA reductase) عمل می‌کنند.[۱]استاتین‌ها معمولاً در پیشگیری از بروز بیماری‌های قلبی عروقی ناشی از افزایش چربی خون استفاده می‌شوند.
بعضی انواع استاتین‌ها

    آتورواستاتین
    سیمواستاتین
    فلوواستاتین
    لووستاتین

آنزیم HMG-CoA reductase

آنزیم هیدروکسی متیل‌گلوتاریل کوآنزیم آ ردوکتاز آنزیمی است که در سلول تبدیل HMG-CoA را به موالونات کاتالیز می‌کند. این آنزیم در مسیر سوخت و ساز موالونات آنزیم تعیین کننده سرعت واکنشها است.(یعنی مهار یا تسریع آن موجب کاهش یا افزایش سایر واکنشها می‌شود). مسیر سوخت و ساز موالونات یک مسیر متابولیکی بسیار مهم در یوکاریوتها و بسیاری از باکتریها است که نهایتا موجب تولید بسیاری از ترکیبات مهم مانند کلسترول می‌شود.

هالوژن

گروه هالوژن عناصر گروه ۱۷ (گروه ۷ اصلی) جدول تناوبی هستند یعنی: فلوئورF، کلرCl، برمBr، یدI و استاتینAt.

هالوژن‌ها (به انگلیسی: Halogen) در حالت طبیعی خود مولکول‌های دواتمی هستند.

واژهٔ هالوژن از زبان یونانی گرفته شده و به معنی نمکزا است.
هالوژن     جرم اتمی     نقطه ذوب     نقطه جوش     الکترونگاتیویته
فلوئور     ۱۹     ۵۳/۵۳     ۸۵/۰۳     ۳/۹۸
کلر     ۳۵/۵     ۱۷۱/۶     ۲۳۹/۱۱     ۳/۱۶
برم     ۸۰     ۲۶۵/۸     ۳۳۲/۰     ۲/۹۶
ید     ۱۲۷     ۳۹۶/۸۵     ۴۵۷/۴     ۲/۶۶
استاتین     ۲۱۰     ۵۷۵     ۶۱۰     ۲/۲
[نهفتن]

    ن
    ب
    و


گروه‌های جدول تناوبی

یک گروه جدول تناوبی ستون عمودی در جدول تناوبی است که شامل چندین عنصر می‌شود. در جدول تناوبی استاندارد هجده گروه وجود دارد. در یک جدول تناوبی استاندارد ۱۸ گروه وجود دارد.

در گذشته گروه‌های جدول را بر اساس تشابه خواص عناصر آن گروه به یکدیگر ساختند، در حالی که در شیمی جدید نظم گروه‌ها را بر اساس آرایش آخرین لایه الکترون اتم عناصر آن گروه می‌دانند.

عناصر هر گروه خواص متشابه دارند و با میانگین گرفتن از نقطه جوش دو عنصر خواص عنصر میانی پیدا می‌شود.
شماره گروه‌ها

برای شماره‌بندی گروه‌ها سه راه وجود دارد: راه اول استفاده از اعداد هندی-عربی است و و دو راه دیگر استفاده از اعداد رومی. در گذشته هم برای نامگذاری گروه‌ها از اعداد رومی استفاده می‌شده‌است، اما استفاده از اعداد عربی توسط آیوپاک برای از بین بردن اشتباهات پیشنهاد شده‌است.

برای نامگذاری گروه‌ها از ترکیب اعداد رومی با حروف انگلیسی A و B استفاده می‌شود به طوری که در سیستم قدیمی آیوپاک از حرف A برای ذکر عناصر سمت چپ جدول و از حرف B برای ذکر عناصر سمت راست جدول استفاده می‌شود در حال که در سیستم CAS از حرف A برای ذکر عناصر گروه‌های اصلی و از حرف B برای ذکر عناصر واسطه استفاده می‌شود. این نوع نامگذاری بیشتر در اروپا استفاده می‌شود، در حالی که سیستم جدید آیوپاک سعی در برطرف کردن اشتباهات دارد.

گروه‌های جدول تناوبی عبارت‌اند از (در پرانتز به ترتیب نام‌های سیستم قدیمی در اروپا و آمریکا نوشته شده‌است):

    عنصر گروه ۱ (IA,IA): فلزات قلیایی
    عنصر گروه ۲ (IIA,IIA): فلزات قلیایی خاکی
    عنصر گروه ۳ (IIIA,IIIB)
    عنصر گروه ۴ (IVA,IVB)
    عنصر گروه ۵ (VA,VB)
    عنصر گروه ۶ (VIA,VIB)
    عنصر گروه ۷ (VIIA,VIIB)
    عنصر گروه ۸ (VIII)
    عنصر گروه ۹ (VIII)
    عنصر گروه ۱۰ (VIII)
    عنصر گروه ۱۱ (IB,IB): فلزات مسکوک (این نام توسط آیوپاک پیشنهاد نشده‌است)
    عنصر گروه ۱۲ (IIB,IIB)
    عنصر گروه ۱۳ (IIIB,IIIA): گروه بور
    عنصر گروه ۱۴ (IVB,IVA): گروه کربن
    عنصر گروه ۱۵ (VB,VA): گروه نیتروژن
    عنصر گروه ۱۶ (VIB,VIA): گروه کالکوژن‌ها
    عنصر گروه ۱۷ (VIIB,VIIA): گروه هالوژن‌ها
    عنصر گروه ۱۸ (گروه 0): گازهای نجیب

آنتالپی تبخیر

آنتالپی تبخیر(به انگلیسی: enthalpy of vaporization)یا گرمای نهان تبخیر، (نماد \Delta{}_{\mathrm{v}}H)، انرژی لازم برای تبدیل یک مایع به گاز است.

واحد آن ژول بر مول است

محتویات

    ۱ آنتالپی تبخیر چند ماده
        ۱.۱ عناصر
        ۱.۲ مواد دیگر
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع

آنتالپی تبخیر چند ماده
عناصر

برحسب کیلوژول بر مول
گروه →     ۱     ۲     ۳     ۴     ۵     ۶     ۷     ۸     ۹     ۱۰     ۱۱     ۱۲     ۱۳     ۱۴     ۱۵     ۱۶     ۱۷     ۱۸
↓ دوره    
۱     H
۰٫۴۴۹۳۶         He
۰٫۰۸۴۵
۲     Li
۱۴۵٫۹۲     Be
۲۹۲٫۴۰         B
۴۸۹٫۷     C
۳۵۵٫۸     N
۲٫۷۹۲۸     O
۳٫۴۰۹۹     F
۳٫۲۶۹۸     Ne
۱٫۷۳۲۶
۳     Na
۹۶٫۹۶     Mg
۱۲۷٫۴         Al
۲۹۳٫۴     Si
۳۰۰     P
۱۲٫۱۲۹     S
۱٫۷۱۷۵     Cl
۱۰٫۲     Ar
۶٫۴۴۷
۴     K
۷۹٫۸۷     Ca
۱۵۳٫۶     Sc
۳۱۴٫۲     Ti
۴۲۱     V
۴۵۲     Cr
۳۴۴٫۳     Mn
۲۲۶     Fe
۳۴۹٫۶     Co
۳۷۶٫۵     Ni
۳۷۰٫۴     Cu
۳۰۰٫۳     Zn
۱۱۵٫۳     Ga
۲۵۸٫۷     Ge
۳۳۰٫۹     As
۳۴٫۷۶     Se
۲۶٫۳     Br
۱۵٫۴۳۸     Kr
۹٫۰۲۹
۰–۱۰ kJ/mol     ۱۰–۱۰۰ kJ/mol     ۱۰۰–۳۰۰ kJ/mol     >۳۰۰ kJ/mol
 
مواد دیگر
ترکیب     آنتالپی تبخیر (kJ mol-۱)     آنتالپی تبخیر (kJ kg-۱)
امونیاک     ۲۳٫۳۵     ۱۳۷۱
بوتان     ۲۱٫۰     ۳۲۰
اتانول     ۳۸٫۶     ۸۴۱
هیدروژن     ۰٫۴۶     ۴۵۱٫۹
متان     ۸٫۱۹     ۷۶۰
متانول     ۴۳٫۵     ۱۱۰۴
پروپان     ۱۵٫۷     ۳۵۶
آب     4٫18     ۲4۵0

پیوند هیدروژنی

پیوند هیدروژنی بین اتم‌های هیدروژن و اتم‌هایی که الکترونگاتیوی بالایی دارند برقرار می‌شود. این پیوندها می توانند بین ملکول‌های مختلف و یا بین اتم‌های مختلف یک ملکول (درون ملکولی) ایجاد شوند. پیوند هیدروژنی (۵-۳۰ kj/mol) از پیوند واندروالس مستحکمتر است اما از پیوندهای یونی و کووالانت ضعیفتر است. این نوع پیوند شیمیایی در هر دو نوع ملکول‌های غیر آلی (مانند آب) و آلی (مانند DNA) دیده می شود.

محتویات

    ۱ پیوند
    ۲ پیوند هیدروژنی در آب
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

پیوند

این پیوند درون ترکیباتی دیده می‌شود که هم هیدروژن و هم عناصر با الکترونگاتیوی بالا (مانند:اکسیژن، نیتروژن، فلوئور) وجود داشته باشد.
پیوند هیدروژنی در آب
شبیه‌سازی شده پیوند هیدروژنی در آب.

پیوند هیدروژنی موجب خواص عجیبی در آب شده است. مثلا:

    بالا بودن ظرفیت گرمایی
    بالا بودن گرمای نهان تبخیر
    افزایش حجم غیرعادی در مقابل کاهش دما( از -۴ درجه سانتیگراد تا ۰ درجه سانتی گراد )

پیوند شیمیایی

پیوند شیمیایی به نیروهایی که اتم‌ها یا مولکول‌ها را کنار هم نگه می‌دارد گفته می‌شود و بر دو دسته‌اند:

    پیوندهای میان اتمی: پیوند کووالانسی - پیوند الکترووکوالانسی (پیوند یونی) - پیوند داتیو - پیوند فلزی
    پیوندهای میان مولکولی: نیروی لاندن - نیروی واندروالسی - پیوند هیدروژنی

این پیوندها می‌تواند بین دو اتم یکسان یا دو اتم متفاوت باشد که در حالت اول مولکول را هم هسته و در حالت دوم آن را ناهم هسته می‌نامند. قدرت پیوند شیمیایی را الکترونگاتیوی (یا الکترونگاتیویته) تعیین می‌کند. تعداد پیوندهای شیمیایی در مولکول‌های مختلف متفاوت است و از یک پیوند در مولکول‌های ساده دو اتمی تا پیوندهای بسیار در ماکرومولکول‌ها را شامل می‌شود.[۱][۲]

محتویات

    ۱ پیوند کووالانسی
    ۲ پیوند یونی
    ۳ پیوند داتیو
    ۴ پیوند فلزی
    ۵ نیروی لاندن
    ۶ نیروی واندروالسی
    ۷ پیوند هیدروژنی
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
    ۱۰ جستارهای وابسته

پیوند کووالانسی
نوشتار اصلی: پیوند کووالانسی

پیوندی را کووالانسی گویند که در آن اتم‌ها الکترون‌های منفرد خود را با هم به اشتراک بگذارند این پیوند بین نافلز و نافلز و همچنین گاهی بین فلز و نافلز هم به وجود می‌آید.
پیوند یونی
نوشتار اصلی: پیوند یونی

پیوند یونی با انتقال الکترون همراه است یعنی یکی از اتم‌های واکنش دهنده یک یا چند الکترون از دست می‌دهد و اتم دیگر یک یا چند الکترون می‌گیرد.و پیوند یونی، قویتر از پیوند هیدروژنی و واندروالسی است.
پیوند داتیو
نوشتار اصلی: پیوند داتیو

به پیوند شیمیایی که در آن مانند کووالانسی یک جفت الکترون به اشتراک گذاشته شود اما هردو الکترون توسط یکی از اتم‌ها تامین شود، پیوند کووالانسی یک طرفه یا پیوند داتیو می‌گویند.
پیوند فلزی
نوشتار اصلی: پیوند فلزی

پیوندی که بین اتم های فلز اتفاق می افتد را پیوند فلزی گویند
نیروی لاندن
نوشتار اصلی: نیروی پراکندگی لاندن

نمونه خاصی از پیوند واندروالسی است.
نیروی واندروالسی
نوشتار اصلی: نیروی واندروالسی

1)بین مولکول های دو قطبی-دوقطبی=متانول و کلروفورم 2)بین مولکول های ناقطبی تشکیل دو قطبی القایی=هگزان و اکتان 3)یون-دو قطبی=سدیم با آب 4)قطبی-ناقطبی=ید در اتانول 5)یون-دو قطبی القایی
پیوند هیدروژنی
نوشتار اصلی: پیوند هیدروژنی

بین مولکول هایی که HبینF,O,Nوجود داشته باشد مثل آب و اتانول

ضریب انبساط گرمایی

وقتی به یک جسم گرما می دهیم افزایش انرژی جنبشی ذرّات سازنده باعث افزایش فاصلهٔ تعادلی اتم‌های پیوندی و در نتیجه افزایش طول پیوندهای شیمیایی می‌شود. افزایش طول این پیوندها موجب افزایش طول جامدات و افزایش حجم خواهد شد.

محتویات

    ۱ ضریب انبساط حرارتی خطی
    ۲ جدول ضریب انبساط حرارتی
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

ضریب انبساط حرارتی خطی

ضریب انبساط حرارتی خطی مواد به صورت زیر تعریف می‌شود:

    \alpha={1\over L_0}{\partial L \over \partial T}

که در آن \alpha ضریب انبساط حرارتی خطی، L_0\ طول اولیه، L\ طول ثانویه و T\ دما است.


جدول ضریب انبساط حرارتی
ضریب انبساط حرارتی خطیα     ضریب انبساط حرارتی حجمی β
ماده     α در 10-6/K at 20 °C     β(=3α) در 10-6/K at 20 °C
گازوئیل         950[۱]
اتانول         750[۲]
آب         207[۳]
جیوه         182[۳]
بنزوسیکلوبوتن     42     126
سرب     29     87
آلومینیوم     23     69
برنج     19     57
نقره     18[۴]     54
استیل ضدزنگ     17.3     51.9
مس     17     51
طلا     14     42
نیکل     13     39
بتون     12     36
استیل, depends on composition     11.0 ~ 13.0     33.0 ~ 39.0
آهن     11.1     33.3
کربن     10.8     32.4
پلاتینیوم     9     27
شیشه     8.5     25.5
گالیوم(III) آرسنید     5.8     17.4
ایندینیوم     4.6     13.8
تنگستن     4.5     13.5
شیشه, شیشه بوروسیلیکات 3.3     3.3     9.9
سیلیسیوم     3     9
Invar     1.2     3.6
الماس     1     3
کوارتز (fused)     0.59     1.77
چوب بلوط (perpendicular to the grain)     54 [۵]     162
چوب کاج (perpendicular to the grain)     34     102

دمای انتقال شیشه

دمای انتقال به شیشه (به انگلیسی: Glass transition temperature) (T_g) دمایی است که در آن هنگام گرم کردن، رفتار شیشه از حالت الاستیک به حالت ویسکوالاستیک تبدیل می‌شود. این دما با تغییر ناگهانی در ضریب انبساط حرارتی ماده مشخص می‌شود.

جامد آمورف

در فیزیک ماده چگال جامد آمورف، اریخت یا بی‌ریخت، جامدی است که در آن اجزای تشکیل‌دهنده (اتم‌ها/مولکول‌ها) بر خلاف مواد بلورین نظم بلند دامنه نداشته و فقط نظم کوتاه‌برد دارند.

همهٔ مواد را می‌توان با جلوگیری از تبلورشان بصورت آمورف درآورد، به این صورت که باید سرعت سرمایش برای تبدیل فاز مایع به جامد به قدری بالا باشد که اتم‌ها فرصت حرکت و چیده شدن بصورت بلوری در کنار یکدیگر را نداشته باشند. از شیشه‌ها می‌توان به عنوان نمونهٔ مناسبی در این زمینه اشاره کرد.

در مواد کریستالی به هنگام گرم کردن، جامد مستقیما به فاز مایع تبدیل می‌شود، اما در مواد آمورف، در میانهٔ گرمایش، ابتدا جامد ترد تبدیل به جامد نرم می‌شود و سپس با ادامهٔ گرمایش ذوب رخ می‌دهد. دمایی که در آن جامد ترد به نرم تبدیل می‌شود را دمای انتقال شیشه می‌نامند.

جهش

جهش یا موتاسیون یک تغییرِ ژنتیکیِ است که صفاتِ زیستی بعضی از افرادِ یک گونه را تغییر می‌دهد. به عبارتِ دقیق تر، جهش‌ها تغییراتی در توالیِ DNA هستند. جهش‌ها می‌توانند در هر ناحیه‌ای از DNA رخ دهند.[۱]

در هر یک از فعالیتهای سلولی نظیر فرایندهای همانندسازی، رونویسی، ترجمه، ترکیب مجدد یا نوترکیبی کروموزومها و بروز و ظهور اطلاعات ژنتیکی احتمال خطا و اشتباه وجود دارد.

در مواردِ نادر ممکن است تغییرِ خود بخودی در قسمتی از DNA رخ دهد. این تغییر که جهش نامیده می‌شود، ممکن است تغییر در رمز ایجاد نموده و به تولیدِ یک پروتئین ناقص منجر شود. گاهی نتیجهٔ خالص به صورت ِ تغییری در ظاهرِ فرد و یا تغییری در یک شاخص قابلِ اندازه گیریِ موجود زنده، بنامِ ویژگی یا صفت مشاهده می‌گردد. طی فرایند جهش، یک ژن ممکن است به دو یا چند شکلِ متفاوت به نامِ آلل تغییر یابد.[۲]

محتویات

    ۱ انواع جهش
    ۲ جهش‌های زیان آور و سودمند
    ۳ علت وقوع جهش
    ۴ بیماری‌های ژنتیکی
    ۵ نظریه ی دووریس
    ۶ چگونگی بروز جهش
    ۷ شواهد تغییر
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

انواع جهش

می‌توان جهش‌ها را بسته به این که چه تاثیری بر فنوتیپ موجود زنده وارد می‌کنند، به سه دسته تقسیم نمود[۱]:

    جهش‌های مضر (detrimental): به جهش‌هایی گفته می‌شود که شایستگیِ فرد را کاهش می‌دهند. جهش‌های مضر غالباًاز جمعیت حذف می‌شوند زیرا انتخاب طبیعی علیهِ افرادِ واجدِ این گونه جهش‌ها عمل می‌کند.
    جهش‌های خنثی (neutral): جهش‌های خنثی آنهایی هستند که تاثیراتِ فنوتیپیکِ آنها نه سودمند است و نه مضر و معمولاً توسطِ انتخابِ طبیعی تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند و به عنوانِ نتیجهٔ یک شکافِ ژنتیکی ممکن است در جمعیت باقی بمانند یا از بین بروند.
    جهش‌های مفید (benefical): جهش‌های سودمند آنهایی هستند که آلل‌های حاصله به دلیلِ اینکه سازگاری فردِ حاملِ جهش را افزایش می‌دهند، باقی می‌مانند. نهایتاً این جهش‌ها تمایل دارند که در جمعیت تثبیت شوند. طی فرایند تثبیت، یک آلل جایگزینِ آللِ دیگری می‌شود.

جهش‌های زیان آور و سودمند

بیشتر جهش‌ها از نظرِ ارزش بقاء زیان آور یا بی فایده‌اند، از آنجاییکه ما و دیگر موجوداتِ زنده فراوردهٔ انتخابِ طبیعی هستیم، مجموعهٔ ژن‌های موجودِ ما باید نزدیک به آن چیزی باشد که محیطی که ما و اجدادِ ما در آن زیسته‌ایم آن را بیشتر ایجاب می‌کرده‌است. علاوه بر این، مجموعهٔ کاملِ ژن‌های موجود در یک فرد، باید ترکیبِ متوازنی را بوجود آورده باشند. بنابراین اگر بسیاری از این ژن‌ها جهش پیدا کنند، احتمال اینکه توازنِ موجود برقرار بماند بسیار اندک خواهد بود. از این رو به ندرت، جهش‌ها باعثِ ایجادِ تغییرات مفید در ژن‌ها می‌شوند.[۳]

اما در موارد به نسبت نادری نیز این این جهش‌ها سودمند هستند. برخی از این جهش‌ها به جانوران در رقابت با دیگران برتری می‌دهند. در این گونه موارد، افرادی که دارای ژن‌های جهش یافته هستند باقی می‌مانند و افرادی که فاقد آنها هستنند از میان خواهند رفت. این فرایند هم علتِ تغییراتِ جزئی در درونِ یک گونهٔ معین و هم بسیاری از تغییراتِ عمده‌ای را که منجر به از بین رفتنِ کاملِ یک گونه می‌شود توضیح می‌دهد.[۴]
علت وقوع جهش

وقوعِ جهش، گوناگونیِ ژنتیکی را در جمعیت افزایش می‌دهد. جهشِ جدیدی که به سلول‌های جنسی (گامت‌ها) منتقل می‌گردد، به دلیلِ جانشین شدنِ آللی با آللِ دیگر، بلافاصله باعثِ بروزِ تغییراتی در مجموعِ آلل‌های (خزانهٔ ژنی) یک جمعیت می‌شود. در یک دورهٔ طولانی، جهش برای وقوعِ تطور زیستی(فرگشت) بسیار مهم است، زیرا جهش منبعِ اصلی تفاوت‌های ژنتیکی است که به عنوانِ مادهٔ خام برای انتخابِ طبیعی عمل می‌کند.[۵]
بیماری‌های ژنتیکی

بیماری‌های ژنتیکی در اثر وقوع انواع مختلف جهش‌ها (جهش‌های نقطه‌ای، حذف، تعویض، مضاعف شدن، جابجایی و معکوس شدن)، در ژن‌ها ایجاد می‌شوند. این جهش‌ها ممکن است در توالی‌های ساختاری ژن و یا توالی‌های تنظیمی روی دهند. جهش در توالی‌های ساختاری ممکن است باعث بیان پروتئینی شود که فعالیت زیستی آن کاهش یافته و یا از بین رفته‌است. برخی جهش‌ها در توالی‌های ساختاری باعث بیان پروتئین‌هایی می‌شوند که دارای فعالیت زیستی جدیدی هستند. این نوع جهش‌ها، جهش‌های نئومورف (نوریخت) نامیده می‌شوند. برای مثال، در بیماری هانتینگتون، جهش نئومورف در ژن کد کننده پروتئین هانتینگتین، منجر به بیان پروتئینی می‌شود که دارای خواص جدیدی است. این پروتئین‌های جهش یافته با اتصال به یکدیگر، توده‌های درون سلولی ایجاد می‌کنند که باعث بیماری هانتینگتون می‌شوند. در صورتیکه جهش در توالی‌های تنظیمی واقع شود، میزان بیان ژن تغییر کرده و در نتیجه ژن از میزان عادی بیشتر و یا کمتر بیان می‌شود. در برخی موارد تغییر در الگوی متیلاسیون توالی‌های تنظیمی، بر میزان بیان ژن تأثیر می‌گذارد. به جهشی که باعث افزایش بیان ژن می‌شود، جهش هیپرمورف و به جهشی که منجر به کاهش بیان ژن می‌شود، جهش هیپومورف، گفته می‌شود. برخی جهش‌ها در توالی‌های تنظیمی، به طور کلی مانع از بیان ژن می‌شوند. این جهش‌ها آمورف (بی‌شکل) نامیده می‌شوند.
نظریه ی دووریس

در اوایل قرن بیستم یک دانشمند هلندی به نام دووریس نظریه ی جهش را اائه داد. دووریس معقتد بود، صفاتی بطور ناگهانی در یک فرد ظاهر می شوند و این صفات قابل انتقال به نسل های بعدی نیز هستند. جاندارانی را که در آن ها صفات جدید بوجود می آید در اصطلاح جهش یافته می نامند. صفات جدیدی که در یک جهش بوجود می آیند اغلب مضر هستند و سبب نابودی جاندار می شوند، گاهی به ندرت در یک جهش صفات مفیدی هم ظاهر می شدند. جاندارانی که در آن ها یک یا چند صفت مفید ظاهر می شود. نسبت به همنوعان خود سازگاری بیشتری با محیط پیدا می کنند و رفته رفته تعداد آن ها در محیط افزایش پیدا می کند.
چگونگی بروز جهش

می دانید که صفات ارثی از طریق کروموزوم ها داخل هسته به ارث می رسند. مشاهد هی دقیق کروموزم ها هم نشان داده است که ماده ی اصلی زنده ی آن ها، مولکول های DNA است که در سلول های همه ی جانداران وجود دارد و امروزه آن ها را عوامل بوجود آورنده صفات مختلف در همه ی جانداران می شناسیم. پس اگر قرار باشد تغییر در صفات جانداران پدید آید. این تغییر (جهش) باید در ساختمان DNA اثر بگذارد. DNA مولکولی بسیار با ثبات است و ساختمان کم تر دچار تغییر می شود عواملی که سبب بروز تغییر در ساختمان چنین مولکولی می شوند، باید بسیار قوی باشند. مواد رادیو اکتیو بعضی از ماد شیمیایی و دارویی را از جمله ی این عوامل می دانند.
شواهد تغییر

وجود شباهت های فراوان در میان جانداران حاکی از وابسته بودن آن ها به همدیگر است. البته، شباهت میان جانداران یک گروه زیادتر از شباهت میان جانداران گروههای دور از هم است. بدیهی است که ساختمان اندام های داخلی مانند دستگاههای تنفس، گردش خون، کلیدها و غیره هم در آن ها بسیار شبیه است و همگی فعالیت های حیاتی مانند تغذیه، تنفس ،و غیره را به یک شکل انجام میدهند. چنین شباهتی به ترتیب در میان افراد گروههای دیگر مهره داراین کمتر می شود. با این حال، میان این گروهها شباهت زیاد دارند.

در مجموع مشاهدات انجام شده حاکی از آنند که :

جانداران از اجداد قدیمی و مشترکی بوجود آمده اند.تغییرات در جمعیت های جانداران پدید می آیند نه در افراد، زیرا فردیکه پس از مدت کم و بیش کوتاهی می میرد اما نسل و جمعیت باقی می ماند. زندگی از حالت ساده و ابتدایی به صورت پیچیده تری تحول یافته است.