اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دستگاه همایون

دستگاه همایون یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است.
دستگاه‌های موسیقی ایرانی

    ن
    ب
    و

    دستگاه شور
    دستگاه همایون
    دستگاه ماهور
    دستگاه سه‌گاه
    دستگاه چهارگاه
    دستگاه نوا
    راست پنجگاه

این دستگاه به تناسب نام خود، حالتی شاهانه، اشرافی و باوقار دارد، ولی با این حال زمینهٔ اجرای بسیاری از لالایی‌ها و زمزمه‌های متداول در نقاط مختلف ایران است. همچنین از نغمه‌های این دستگاه در موسیقی زورخانه نیز استفاده می‌شود.[۱]

به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. مقایسه سایر دستگاه‌های موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای هم‌جوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان می‌دهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.

دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»[نیازمند منبع]، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی می‌شود. بر اساس نظر متافیزیکی استاد مجید کیانی در باره ی موسیقی ایرانی، "همایون" ادامه‌ی روز، تداوم زندگی،اتحاد عشق و عاشق و معشوق و توحید است. (مقام توحید در هفت شهر عشق)

آثار ارزشمندی از موسیقی ایرانی در سده قبل در این دستگاه ساخته و اجرا شده‌اند. «رِنگِ فرح» از جمله این آثار است.


از لحاظ مرکب خوانی این دستگاه به دستگاه‌های سه‌گاه و شور ارتباط دارد و وسعت این دستگاه را بیشتر می‌کند. به دلیل شباهت شور و همایون، با بم کردن نت سوم گام همایون به میزان نیم‌پرده می‌توان وارد شور شد. همایون را می‌توان به دستگاه چهارگاه نیز ارتباط داد و این کار با افزودن نیم‌پرده به نت ششم گام همایون و کم کردن ربع پرده از نت پنجم که گوشهٔ آواز منصوری را تداعی می‌کند انجام‌پذیر است. عکس همین عمل و گذر از چهارگاه به همایون نیز در گوشهٔ مخالف دستگاه چهارگاه قابل اجراست.[۲]

یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همایون دانسته‌اند. یکی دیگر از آوازهایی که از متعلقات دستگاه همایون است، آواز شوشتری است.

فواصل پرده‌ها در این دستگاه به صورت زیر است:

    سه ربع پرده، یک پرده و یک ربع پرده، نیم پرده، پرده، نیم پرده، پرده، پرده.

البته درجه دوم و ششم در دستگاه همایون متغیر هستند، درجه دوم ربع پرده بم‌تر و درجه ششم را ربع پرده و نیم‌پرده زیرتر هم استفاده می‌کنند. به عنوان مثال پرده‌ها در همایون سل به این شکل می‌شود: سل، لا کرن (لا بمل)، سی، دو، ر، می بمل (می کرن، می بکار)، فا، سل.

نت شروع این دستگاه به طور معمولا سل (راست کوک) یا ر (چپ کوک) است. در ردیف مرحوم کریمی از شوشتری به عنوان یکی از گوشه‌های این دستگاه نام برده شده‌است.

دو تصنیف ماندگار "سرگشته" و "طاقتم ده" اثر استاد همایون خرم و تصنیف "بهار دلنشین" اثر استاد روح الله خالقی از جمله ماندگار ترین آثار ساخته شده در این دستگاه هستند. آلبوم بیداد پرویز مشکاتیان با خوانندگی محمدرضا شجریان از جمله دیگر آثار مشهوری است که در این دستگاه ساخته شده‌است.
گوشه‌ها

گوشه‌های ردیفی این دستگاه عبارت‌اند از:

    چهارمضراب
    درآمد اول
    درآمد دوم: زنگ شتر
    موالیان
    چکاوک
    طرز
    بیداد
    بیداد کت
    نی‌داود
    باوی
    سوز و گداز
    ابول چپ
    لیلی و مجنون
    راوندی
    نوروز عرب
    نوروز صبا
    نوروز خارا
    نفیر
    فرنگ و شوشتری گردان
    شوشتری
    جامه‌دران
    راز و نیاز
    میگلی
    موالف
    بختیاری با موالف
    عزال
    دناسری
    رنگ فرح

گام

با نمادگذاری عددی فواصل بر اساس ربع پرده در گام دستگاه همایون چنین هستند: 3,5,2,4,2,4,4

حسین علیزاده

حسین علیزاده (۱ شهریور ۱۳۳۰ تهران) آهنگ‌ساز، ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایرانی و نامزد دریافت ۳ جایزه گرمی است. وی از چهره‌های تحسین‌شده موسیقی فیلم در ایران به شمار می‌آید و آثاری چون دلشدگان (۱۳۷۰)، گبه (۱۳۷۴)، زشت و زیبا (۱۳۷۷)، زمانی برای مستی اسب‌ها (۱۳۷۸)، لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند (۱۳۸۶)، آواز گنجشک‌ها (۱۳۸۷) و ملکه (۱۳۹۰) از ساخته‌های اوست. علیزاده، دبیر و سخنگوی شورای عالی خانه موسیقی ایران است.[۱] وی با کسب ۴ سیمرغ بلورین برای فیلم‌های گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه، مشترکاً به همراه مجید انتظامی برنده بیش ترین سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر می‌باشد.[۲]

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ جوایز
    ۳ آثار
    ۴ موسیقی فیلم
    ۵ کتاب‌ها
    ۶ ابتکارها
    ۷ آموزش
    ۸ نگارخانه
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

حسین علیزاده سال ۱۳۳۰ در منطقه سید نصر الدین بازار تهران[۳] از پدری اهل ارومیه و مادری اهل اراک متولد شد.[۴] پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی موسیقی آموخته‌است[۵] و در سال‌های آغازین دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی در دانشگاه آزاد برلین نیز تحصیل کرده‌است.[۶]

علیزاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی بود. دو کنسرت او در جشن هنر شیراز آغاز راه او به عنوان یکی از وزنه‌های موسیقی ایرانی بود. او با عضویت در کانون چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران به نام مجموعه آلبوم‌های چاووش اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.

علیزاده هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه تهران است[نیازمند منبع] و تا سال ۱۳۸۴ با محمدرضا شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود.

حسین علیزاده دارای دو فرزند به نام‌های صبا (نوازندهٔ کمانچه) و نیما (نوازندهٔ رباب و تار) است که هم اکنون در گروه هم‌آوایان زیر نظر علیزاده فعالیت دارند.
جوایز

حسین علیزاده تا به حال سه بار برای آلبوم‌های فریاد، بی تو به سر نمی‌شود و به تماشای آب‌های سپید نامزد جایزه گرمی در بخش «بهترین آلبوم سنتی جهان» شده‌است.[۷] جوایز گرمی معتبرترین جایزه صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا محسوب می‌شوند.[۸]

    حسین علیزاده چهار بار جایزه بهترین موسیقی فیلم را از جشنواره فیلم فجر برای فیلم‌های گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه بدست آورده است.
    دریافت جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم آسمان زرد کم عمق در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران در سال 1392.[۹]

    وی در هفتم آذر ۱۳۹۳، در نامه‌ای، بدون ذکر دلیل روشن، از دریافت «نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه» اعلام انصراف کرد و نوشت که «خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی» می‌داند. علیزاده در عین حال گفته است که «هدیه ملت بافرهنگ فرانسه» را «ارج می‌نهیم». او در نامه خود گفت: «اگر سفیر سیاسی و فرهنگی کشور فرانسه هدیه ملت بافرهنگ فرانسه را به سینه هنرمندان بزرگ ما نصب می‌کند، آن ‌را ارج می‌نهیم و ما نیز ستایش می‌کنیم ستارگان پرافتخار تاریخ خود را.» علیزاده با این حال با لحنی انتقادآمیز اضافه کرد که «شاید اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی نزد مسئولان می‌بود، یک هدیه و عنوان غیرخودی این همه انعکاس نداشت. وقتی در فضای هنری نور کافی نباشد، چراغی کوچک خورشید می‌شود». او در پایان نامه خود نوشت: «ضمن قدردانی از مسئولان کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود.» حسین علیزاده در نامه خود دلیل روشنی برای این اقدام ذکر نکرد.[۱۰][۱۱]

آثار
آلبوم‌ها
نام آلبوم     سال انتشار     آهنگساز     نوازنده     خواننده     ناشر     توضیحات
واریاسون‌های کردی، ارکسترال     -     Yes     Yes            
عصیان، ارکسترال     -     Yes     Yes            
سواران دشت امید     ۱۳۵۶     Yes     Yes     بیژن کامکار، شهرام ناظری        
حصار     ۱۳۵۶     Yes     Yes             قطعه موسیقی
دستگاه نوا         Yes     Yes     پریسا        
ماهور         Yes     Yes     پریسا        
کنسرت همایون     -     Yes     Yes         ماهور     دونوازی ابداعی با سه‌تار و تنبک مجید خلج
راست پنجگاه     -     Yes     Yes         ماهور     دونوازی ابداعی با تار و تنبک مجید خلج
نوا     -     Yes     Yes         ماهور     دونوازی با تار و تنبک مجید خلج
هم‌نوایی     -     Yes     Yes         ماهور     با همکاری ارشد طهماسبی و داریوش زرگری
سرودهای آذربایجان     -     Yes     Yes            
ماهور     ۱۳۶۱     Yes     Yes         ماهور     تک نوازی با تار
سه‌گاه     ۱۳۶۲     Yes     Yes         ماهور     تک نوازی با تار
نی‌نوا     ۱۳۶۲     Yes     Yes         ماهور - کرشمه    
نوروز     ۱۳۶۲     Yes     Yes     شهرام ناظری     world network    
ترکمن     ۱۳۶۷     Yes     Yes         ماهور     تک نوازی ابداعی با سه‌تار
شورانگیز     ۱۳۶۷     Yes     Yes     شهرام ناظری     ماهور    
راز و نیاز     ۱۳۶۷     Yes     Yes     علی‌رضا افتخاری     ماهور     اجرا با گروه عارف
نوبانگ کهن     ۱۳۶۹     Yes     Yes         ماهور    
صبحگاهی         Yes     Yes     محسن کرامتی     ماهور    
آوای مهر     ۱۳۷۰     Yes     Yes         ماهور    
پایکوبی     ۱۳۷۲     Yes     Yes         ماهور     تک نوازی ابداعی با سه‌تار
پریا و قصهٔ دخترای ننه دریا         Yes     Yes         ماهور    
راز نو     ۱۳۷۵     Yes     Yes     افسانه رثایی، محسن کرامتی، علی صمدپور     ماهور    
چهارگاه ـ بیات ترک     ۱۳۸۰     Yes     Yes         ماهور     با همکاری حسین عمومی و محمد قوی‌حلم
هجرانی     ۱۳۸۰     Yes     Yes         ماهور    
پرنده‌ها         Yes     Yes     هما نیکنام         و تنبک مجید خلج
ساز نو         Yes     Yes     افسانه رثایی         و تنبک مجید خلج
مادران زمین         Yes     Yes     هما نیکنام، افسانه جهانگیری، پروین نمازی         تنبک مجید خلج
زمستان است     ۱۳۸۰     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
بی‌تو بسر نمی‌شود     ۱۳۸۱     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
سلانه     ۱۳۸۱     Yes     Yes         ماهور    
فریاد     ۱۳۸۳     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
به تماشای آب‌های سپید     ۱۳۸۲     Yes     Yes     افسانه رثایی     هرمس     با همکاری ژیوان گاسپاریان- نامزد دریافت جایزه گرمی برای بهترین موسیقی سنتی جهان شد.[۱۲]
ساز خاموش     ۱۳۸۶     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
سرود مهر     ۱۳۸۶     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
سرود گل     ۱۳۸۶     Yes     Yes     افسانه رثایی         تنبک مجید خلج
آن و آن     ۱۳۸۷     Yes     Yes         هرمس     دو نوازی سه‌تار و تنبک با پژمان حدادی
ماه و مه     ۱۳۸۸     Yes     Yes         هرمس     تکنوازی ساز شورانگیز
من اگر پرنده بودم     ۱۳۸۸     Yes     Yes     راحله برزگری (رها)     انتشارت کالیفرنیا، آمریکا     گروه‌نوازی، تصنیف و آواز به همراه گروه هم‌آوایان
نوای نور     ۱۳۸۸     Yes     Yes         آوای خورشید در ایران و شرکت باموزیک در اروپا     دونوازی شورانگیز و تنبک مجید خلج
باده تویی     ۱۳۹۲     Yes     Yes         نغمه حصار     به‌همراه گروه هم‌آوایان
سربداران     ۱۳۹۲     فرهاد فخرالدینی     محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، محمد فیروزی، سیمین آقارضی، مجید درخشانی، حمید متبسم، هادی منتظری، بیژن کامکار، ارکستر سمفونیک تهران     بیژن کامکار     استودیو صبا     موسیقی سربداران براساس مجموعه تلویزیونی سربداران نوشته شده است. این موسیقی بیانگر مقاومت و پایداری مردم خراسان در برابر متجاوزان غارت‌گر و خون‌خوار مغول است.
کنسرت باده تویی     اردیبهشت ۱۳۹۳     Yes     Yes             به‌همراه گروه هم‌آوایان، آلبوم تصویری (ضبط کنسرت) مربوط به اجرای زنده آلبوم باده تویی
موسیقی فیلم
موسیقی متن فیلم و سریال
نام فیلم/آلبوم     سال     آهنگساز     نوازنده     خواننده     ناشر     توضیحات
چوپانان کویر     ۱۳۵۹     Yes     Yes            
میراث کهن         Yes     Yes         ماهور    
از اعصار         Yes     Yes         ماهور    
دلشدگان     ۱۳۷۰     Yes     Yes     محمدرضا شجریان     دل آواز    
گبه     ۱۳۷۴     Yes     Yes         ماهور     برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر
ابر و آفتاب     ۱۳۷۵     Yes     Yes            
مدرسه‌ای که باد برد     ۱۳۷۶     Yes     Yes            
ایران سرای من است     ۱۳۷۷     Yes     Yes         ماهور    
زشت و زیبا     ۱۳۷۷     Yes     Yes         ماهور     برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر
دختران خورشید     ۱۳۷۸     Yes     Yes            
عشق طاهر     ۱۳۷۸     Yes     Yes            
ابجد     ۱۳۸۱     Yes     Yes            
قلمرو بهشت         Yes                 بخشی از موسیقی متن پادشاهی بهشت، اثر ریدلی اسکات، ۲۰۰۵
لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند     ۱۳۸۶     Yes     Yes         ماهور    
سریال تلویزیونی زیر تیغ         Yes     Yes         ماهور    
نیوه‌مانگ     ۱۳۸۶     Yes     Yes            
آواز گنجشک‌ها     ۱۳۸۷     Yes     Yes         هرمس     برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر
در آن سوی     ۱۳۸۸     Yes     Yes         آوای خورشید     موسیقی متن فیلم مستند همه مادران من
ملکه     ۱۳۹۰     Yes     Yes             برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر
در چشم باد     ۱۳۹۱     Yes     Yes             مجموعه تلویزیونی
آسمان زرد کم عمق     ۱۳۹۱     Yes     Yes            
کتاب‌ها

    ده قطعه برای تار ۱
    ده قطعه برای تار ۲
    ده قطعه برای تار ۳
    ده قطعه برای تار ۴
    آموزش سه‌تار، دوره مقدماتی
    آموزش تار و سه‌تار، دوره متوسطه
    ردیف مقدماتی تار و سه‌تار (کتاب سوم هنرستان)
    بوسه‌های باران تصنیف‌های حسین علیزاده، انتشارات ماهور، ۱۳۸۴، بازنویسی و نت‌نگاری: علی صمدپور[۱۳]

ابتکارها

وی سازهای متعددی را ابداع کرده و یا در ساختن آن‌ها نقش داشتهٍ است. سلانه سازی است که زیر نظر علیزاده توسط سیامک افشاری ساخته شده‌است و صدایی شبیه عود و تار دارد. ابداع مقام داد و بیداد که از ترکیب گوشهٔ داد از دستگاه ماهور و گوشهٔ بیداد از دستگاه همایوناست، از دیگر ابتکارهای اوست.[۱۴]
آموزش

علیزاده در سال ۱۳۹۰ فعالیت‌های آموزشی خود را با عنوان «مکتب علیزاده» از سر گرفت و برای این منظور وبسایتی با همین عنوان را راه‌اندازی و این وبسایت را، تنها وبسایت رسمی و مورد تایید خود معرفی کرد.

زمستان (شعر)

زمستان عنوان مشهورترین شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) است. او این شعر را در جریان کودتای ۲۸ مرداد سرود. شعر دارای دو لایه است: در لایه اول، راوی مشغول توصیف سرمای سوزان آخرین فصل سال است، اما در لایه زیرین راوی یخبندان فضای سیاسی کشور را به تصویر می کشد.شاعر در به تصویر کشیدن فضای سیاسی بسیار متبحرانه عمل کرده و شباهت خفگان سیاسی با زمستان را خوب توصیف نموده است.

محتویات

    ۱ متن شعر
    ۲ اجرای موسیقایی شعر
    ۳ منابع
    ۴ جستار وابسته
    ۵ پیوند به بیرون

متن شعر

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟

مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

حریفا ! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلتهای بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است.
اجرای موسیقایی شعر

شعر زمان ابتدا در دهه ۷۰ هجری شمسی در قالب آلبومی تحت عنوان زمستان با آواز شهرام ناظری و موسیقی محمدرضا درویشی اجرا گردید.[۱]

اجرای دیگر این شعر مربوط به آلبومی است با عنوان "زمستان است". این اثر با آواز محمدرضا شجریان و موسیقی حسین علیزاده در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این اثر ضبط زنده‌ی از کنسرت ۱۳۷۹ در کالیفرنیا است. این آلبوم، در مقام داد و بیداد اجرا شده که از طرح‌ها و ابداعات حسین علیزاده است. در ابتدای آلبوم، رنگ اصول در داد و بیداد نواخته می‌شود و سپس آواز بر شعر زمستان مهدی اخوان ثالث آغاز می‌گردد که تا پایان برنامه ادامه می‌یابد و ضربی‌هایی در لابلای آواز به صورت بداهه نواخته می‌شود.

مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.

اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید و آثاری در هر دو نوع شعر به جای نهاد. همچنین، او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بوده است.[۱]
نشسته از چپ (ردیف اول): سیمین بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، ابوالحسن نجفی، محمدعلی سپانلو و شهرزاد سپانلو؛ ایستاده: اسماعیل نوری اعلا؛ نشسته از چپ (ردیف دوم): نعمت آزرم، حسن پستا، محمود مشرف آزاد تهرانی، ۱۳۵۹

محتویات

    ۱ تبار
    ۲ زندگی
    ۳ سیاست
    ۴ سبک‌شناسی
    ۵ اخوان از نگاه دیگران
    ۶ درگذشت
    ۷ نمونه اشعار
    ۸ چون سبوی تشنه
    ۹ کتاب‌شناسی
        ۹.۱ اشعار
        ۹.۲ سایر آثار
    ۱۰ نگارخانه
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ پیوند به بیرون

تبار

پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که از اردکان در استان یزد به مشهد نقل مکان کرده بود و از این رو آنان نام خانوادگی‌شان را اخوان ثالث به معنی برادران سه‌گانه گذاشتند.[۲]
زندگی

    مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس‌نو مشهد چشم به جهان گشود.
    در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
    از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
    در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان‌جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
    اخوان چندبار به زندان افتاد و یک‌بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
    در سال ۱۳۲۹ بادخترعمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
    در سال ۱۳۳۳ برای دومین‌بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
    پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
    در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
    در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
    در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد.
    در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین‌بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه همان سال از دنیا رفت. طبق وصیت، او را در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپردند.
    از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.

سیاست

مهدی اخوان ثالث نخستین دفتر شعرش را با عنوان ارغنون در سال ۱۳۳۰ منتشر کرد.

اگرچه اخوان در دهه بیست خورشیدی فعالیت شعری خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار دومین دفتر شعرش، زمستان، در سال ۱۳۳۶، در محافل ادبی آن روزگار شهرت چندانی نداشت.[۳]

بااینکه او نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد ۲۸ مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوه سرایندگی او آشنا شد. شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است.[۳]

علی خامنه‌ای گفته است: «پس از انقلاب به اخوان تلفن کردم و گفتم بیایید توی میدان و با شعر، با زبان، از انقلاب حمایت کنید.» اخوان پاسخ می‌دهد: «ما همیشه بر سلطه بوده‌ایم نه با سلطه.»

خامنه‌ای در یکی از خطبه‌های نماز جمعه خود اخوان را «هیچ» خطاب کرد و اخوان شعری با مطلع «هیچیم و چیزی کم» در پاسخ به او سرود.[۴]
سبک‌شناسی

مهارت اخوان در شعر حماسی است. او درون‌مایه‌های حماسی را در شعرش به کار می‌گیرد و جنبه‌هایی از این درون‌مایه‌ها را به استعاره و نماد مزین می‌کند.

به گفته برخی از منتقدین، تصویری که از م. امید در ذهن بسیاری به‌جا مانده این است که او از نظر شعری به نوعی نبوت و پیام‌آوری روی آورده و از نظر عقیدتی آمیزه‌ای از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت‌خواهانه پدید آورده و در این راه، گاه ایران‌دوستی او جنبه نژادپرستانه پیدا کرده است. در واقع اخوان ثالث شعر را چنین تعریف می‌کند: شعر محصول بی‌تابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد.

اما اخوان این موضوع را قبول نداشت و در این‌باره گفته است: «من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم. هرکس قافیه را می‌شناسد، عقده عدالت دارد. قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است... گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته‌ام.»

شعرهای اخوان در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی روزنه هنری تحولات فکری و اجتماعی زمان بود و بسیاری از جوانان روشنفکر و هنرمند آن روزگار با شعرهای او به نگرش تازه‌ای از زندگی رسیدند. مهدی اخوان ثالث بر شاعران معاصر ایرانی تأثیری عمیق داشته است.

هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته، مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم‌نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.[۳]
اخوان از نگاه دیگران

من نه سبک شناس هستم نه ناقد... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خود برداشت داشته‌ام... شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم... مهدی اخوان ثالث

جمال میرصادقی، داستان‌نویس و منتقد ادبی در باره اخوان گفته‌است: من اخوان را از آخر شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان‌بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و درونی من بود.[۳]

نادر نادرپور، شاعر معاصر ایران که در سال‌های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر او آشنا شد معتقد است که هنر م. امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.

نادرپور گفته‌است: «شعر او یکی از سرچشمه‌های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه‌ای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر می‌گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولاً سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته می‌توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی می‌توان مشاهده کرد.»[۳]

اما خود اخوان زمانی گفت نه در صدد خلق سبک تازه‌ای بوده و نه تقلید، و تنها از احساس خود و درک هنری اش پیروی کرده: «من نه سبک شناس هستم نه ناقد... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته‌ام که می‌کوشم اعصاب و رگ و ریشه‌های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم...»

هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان ثالث را رندی می‌داند از تبار خیام با زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می‌گوید تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می‌توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره.[۳]

اسماعیل خویی، شاعر ایرانی مقیم بریتانیا و از پیروان سبک اخوان معتقد است که اگر دو نام از ما به آیندگان برسد یکی از آنها احمد شاملو و دیگری مهدی اخوان ثالث است که هر دوی آنها از شاگردان نیمایوشیج هستند.

به گفته خویی، اخوان از ادب سنتی خراسان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفته‌است و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کرده‌است. آقای خویی می‌افزاید که اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دورپروازترین خیال‌های شاعرانه بود. اسماعیل خویی معتقد است که اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نمادگرایی می‌رسد.

وی درباره عنصر عاطفه در شعر اخوان می‌گوید که اگر در شعر قدیم ایران باباطاهر را نماد عاطفه بدانیم، شعری که کلام آن از دل برمی‌آید و بر دل می‌نشیند و مخاطب با خواندن آن تمام سوز درون شاعر را در خود بازمی یابد، اخوان فرزند بی نظیر باباطاهر در این زمینه‌است.[۳]

غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن می‌گوید مهدی اخوان ثالث در شعر زمستان احوال خود و عصر خود را از خلال اسطوره‌ای کهن و تصاویری گویا نقش کرده‌است.

شعر زمستان در دی ماه ۱۳۳۴ سروده شده‌است. به گفته غلامحسین یوسفی، در سردی و پژمردگی و تاریکی فضای پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است که شاعر زمستان اندیشه و پویندگی را احساس می‌کند و در این میان، غم تنهایی و بیگانگی شاید بیش از هر چیز در جان او چنگ انداخته‌است.[۳]
درگذشت

اخوان ثالث چهل روز پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در چهارم شهریور ماه سال ۱۳۶۹ در تهران از دنیا رفت. وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شده‌است.
نمونه اشعار

زمستان

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، دربگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی‌وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخوردهٔ رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرمابرده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلت‌های بلورآجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبارآلوده مهر و ماه

زمستان است
چون سبوی تشنه

از تهی سرشار،

جویبار لحظه‌ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.

زندگی را دوست می‌دارم.

مرگ را دشمن.

وای، اما – با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه‌ها جاری.
کتاب‌شناسی
اشعار

    ارغنون، انتشارات تهران، (۱۳۳۰)
    زمستان، انتشارات زمان، (۱۳۳۵)
    آخر شاهنامه، انتشارات زمان، (۱۳۳۸)
    از این اوستا، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)
    منظومه شکار، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)
    پاییز در زندان، انتشارات مروارید، (۱۳۴۸)
    عاشقانه‌ها و کبود (۱۳۴۸)
    بهترین امید (۱۳۴۸)
    برگزیده اشعار (۱۳۴۹)
    در حیاط کوچک پاییز در زندان (۱۳۵۵)
    دوزخ اما سرد (۱۳۵۷)
    زندگی می‌گوید اما باز باید زیست... (۱۳۵۷)
    ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم (۱۳۶۸)
    گزینه اشعار (۱۳۶۸)
    شاملو مردی دوست داشتنی

سایر آثار

    آورده‌اند که فردوسی (کتاب کودکان، ۱۳۵۴)
    درخت پیر و جنگل (۱۳۵۵)
    پیر و پسرش (قصه‌ای نه کوتاه برای بچه‌ها)
    نقیضه و نقیضه سازان (بحث و تحقیق ادبی)
    کتاب مقالات (جلد اول)
    بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج (کتابی مفصل در بحث و تحقیق شیوه نو نیمایی در شعر فارسی، ۱۳۵۷)
    عطا و لقای نیما یوشیج (۱۳۶۱)

حاجی‌فیروز

حاجی فیروز یا حاجی پیروز مردی است لاغراندام با چهرهٔ سیاه کرده و لباسی قرمز رنگ همراه با کلاه دوکی شکل قرمز که در روزهای نزدیک به نوروز، با دایره و دنبکی به خیابان می‌آید و به رقص و شیرین‌کاری و خواندن شعرهای ضربی می‌پردازد.

محتویات

    ۱ شعرهای حاجی فیروز
    ۲ خاستگاه
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

شعرهای حاجی فیروز

حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌دونن،
منم می‌دونم،
عید نوروزه.

ارباب خودم سامبولی بلیکم
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.
خاستگاه
حاجی فیروز در جاده چالوس

مهرداد بهار، شخصیت حاجی فیروز را مربوط به جشن‌های سیاوش دانسته و چنین گفته که احتمالا از یکی از اسطوره‌های تموز، الههٔ کشاورزی و احشام در میان‌رودان باستان گرفته شده‌است. او بعدها ادعا کرد که چهرهٔ‌سیاه‌شدهٔ حاجی فیروز نشان‌دهندهٔ بازآمدن او از سرزمین مردگان است و لباس سرخ او نشان از سرخی خون سیاوش دارد؛ او بیان کرده که نام سیاوش می‌تواند معنی «مرد سیاه» یا «مردی با چهره سیاه» داشته باشد.[۱] کتایون مزداپور، استاد زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناس در مصاحبه‌ای، خبر از ترجمهٔ لوحی اکدی داده و آن‌را تاییدی بر نظریهٔ مهرداد بهار دانسته و گفته که در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهر الههٔ تموز) در نیمی از سال با لباس قرمز و در حال نواختن دایره، دنبک، ساز و نی‌لبک به دنیای زیرزمین رود تا همسر خود را بازگرداند که آغاز دوبارهٔ باروری در روی زمین است.[۲]

رضا مرادی غیاث‌آبادی، وجود شخصیت پیام‌آور نوروز را در بخش‌های مختلف ایران بزرگ تایید کرده اما نام حاجی فیروز و شمایل امروزین او (لباس سرخ و سیاهی چهره) را سنتی کاملا جدید و تنها مختص به تهران می‌داند.[۳]

مهدی اخوان ثالث در پاورقی یکی از شعرهای خود در مجموعه شعر ارغنون، حاجی‌فیروز را «بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری» نامیده و چنین گفته‌است:

    من از دیرباز، حتی در ایام کودکی نیز، همیشه از وضع شکل و اداهای این‌گونه مبشران سیاه‌چهرهٔ نوروزی که در تهران مرسوم است (روی خود را سیاه می‌کنند و به نام حاجی فیروز حُراره‌های بی‌مزه و لوس و مکرر می‌خوانند) نفرت داشته‌ام. گمان نمی‌کنم که از ابتدا جز در تهران جای دیگری تقلید این بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری مرسوم می‌بوده باشد، یا من نشنیده‌ام و البته نفرتم از خود این آدم‌های بدبخت و سیاه‌روزگار نیست، که از گرسنگی و بیچارگی در کسوت بخت خود -سیاهی- می‌روند.

دوران نوسنگی

دوران نوسنگی آخرین دوره از عصر سنگ است که با انقلاب نوسنگی آغاز و به دو دوره تقسیم می‌شود:

    نوسنگی بی‌سفال ("نوسنگی بی‌سفال آ." و "نوسنگی بی‌سفال ب.")
    نوسنگی با سفال

دوران نوسنگی را عصر شروع کشاورزی و اهلی کردن دام دانسته‌اند. در این دوران، در برخی نواحی جنوب غرب آسیا (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی حیوانات مثل بز و گوسفند و همچنین سگ، انتقال یافت. باستان شناسان آغاز این دوره را در حدود ۱۰ هزار سال پیش دانسته‌اند.

از اختراع‌های این عصر می‌توان به چرخ و قایق اشاره کرد. همچنین یکجانشینی و پیدایش نخستین روستاها در این دوره رخ داد. انسان‌ها در این روستاها از راه کشاورزی، باغداری، بوستان کاری و دامپروری زندگی می‌کردند و به ریسندگی و بافندگی و سفالگری نیز می‌پرداختند. برخی جانوران اهلی شدند، مانند اسب. یکجانشینی نیازمند توسعهٔ بنا سازی بود و کشاورزی نیازمند آبیاری و آب رسانی بود. با افزایش تولید مواد کشاورزی، رفاه انسان بیشتر شد. همچنین جمعیت رشد پیدا کرد. تراکم جمعیت به تدریج موجب تنش‌ها، برخوردها و پراکندگی‌ها و مهاجرت‌هایی شد که مسیر تاریخ بشر را یکسره تغییر داد. همچنین در جمجمه‌های به دست آمده از عصر نوسنگی، آثاری از برداشته شدن تکه‌هایی از کاسهٔ سر و احتمالا جراحی مغز دیده شده است.[۱]

قدیمی ترین آثار این دوره در ایران مربوط به مکان باستانی تپه گنج دره و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در ایلام است.

بنای استن هنج در جنوب شرقی انگلستان متعلق به همین دوره است.[۱]


ظرف شراب متعلق به حدود ۴٬۵۰۰ سال پیش از میلاد در تپه حاجی فیروز نقده به عنوان نخستین وسیله شراب سازی موجود در دوران نوسنگی کشف گردید.

کالی (ایزدبانو)

کالی یا کالیکا ایزدبانوی مرگ و ویرانی در آئین هندو است. کالی را همسر ایزد شیوا می‌دانند. امروزه، هندوان وی را ایزدبانوی زمان و دگرگونی می‌دانند. کالی در هند از ایزدبانوان تودهٔ مردم است که چون نیروی مادری جهان ظاهر می‌شود.

کالی هنوز در هند بانوی اسطوره‌ای جهان تصور می‌شود که خاستگاه آن به دوران نوسنگی برمی‌گردد. مجسمه‌هایی از الههٔ مادر در تمدن درهٔ سند نیز پیدا شده‌است، که شاید با خاستگاه پرستش کالی مربوط باشد. کالی در برخی از این مجسمه‌ها کاملاً هراس‌انگیز به نظر می‌رسد و، در حقیقت، تاگها از پرستندگان کالی بوده‌اند. ولی در چند فلسفه، او دلسوز، برترین رنجبر همه، آن سوی هر شکل و هر گون، تقریباً همسنگ مفهوم برهمن می‌شود.

هندوئیسم

هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو دینی با سه هزار سال دیرینگی و میلیون‌ها پیرو است. هندوگرایی پس از مسیحیت و اسلام سومین دین بزرگ جهان است.[۱]

هشتاد درصد از جمعیت ۱٫۲ میلیاردی هندوستان پیرو آیین هندو هستند و حدود ۳۰ میلیون نفر دیگر از پیروان هندوئیسم نیز در دیگر کشورها زندگی می‌کنند.[۲]

برخلاف سایر ادیان جهانی، هندوئیسم را نمی‌توان برپایه یک اقتدار یا جزم‌باوری اصلی ریشه‌گرفته از یک موجودیت روحانی یا یک کتاب مقدس تعریف کرد. هندوان مفهوم یکتاپرستانه «خدای خدایان» را می‌شناسند، و اغلب هنگامی که از خدا سخن می‌گویند به یک رب‌النوع خاص هندو اشاره دارند، اما هندوئیسم، متضمن چندخداپرستی و فرقه‌گرایی است. بنابراین، هندوان با اعتراف ضمنی به محدودیت دانسته‌های انسان، توافق کرده‌اند که درباره اصول عقاید توافق نداشته باشند. در نتیجه هندوئیسم بیشتر بر کردار تاکید دارد تا بر عقیده؛ و زیربنای اخلاقی آن تکثّری تقریبا نامحدود دارد.[۳]

برای دستیابی به آرمان‌های هندوگرایی، افراد می‌توانند رویکردهای گوناگونی را پیشه کنند. از آنجا که باورهای کهن و نو در هندوگرایی در کنار هم جریان دارند، باورها و رویکردهای هندوها گاه متناقض به نظر می‌آیند. هندوئیسم با نداشتن یک نظام عقیدتی یکپارچه و یک کتاب مقدس به عنوان هسته اصلی، توجهی به تقسیم جهان به مؤمن و غیر مومن ندارد.[۳] هندوئیسم همانقدر که یک دین است، یک شیوه زندگی نیز هست. هندوان در یافتن راهی که باید در پیش گیرند از آزادی زیادی برخودارند، اگر چه آنان برای تشخیص آنکه در موقعیتی خاص، کردار درست و درخور کدام است، همواره با نگرانی‌هایی روبرو هستند، اما این دین انعطاف زیادی از خود نشان می‌دهد.[۳]

این امر باعث شده که در طول زمان و در جوامع گوناگون هندو در سراسر جهان با تنوعی بعضا گیج‌کننده در باورها و کردارها روبرو شویم.[۳]

این آیین تغییر یافتهٔ آیین ودایی هند است. دین آریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاری با اوستای زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن درهٔ موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلی یافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.

محتویات

    ۱ باورها
    ۲ پیشینه
    ۳ ایزدان
    ۴ شاخه‌ها
    ۵ نگارخانه
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

باورها

با وجود گوناگونی زیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد.[۴]

به باور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.[۵] در آئین هندو، برهمن به ۲ صورت تعریف میشود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا برهمن اصلی را بازگو می‌کند که برهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان میدارد که روح واحد جهانی غیر قابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خدا مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.

در هندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند.[۶]

آئین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد.[۷] مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانیشاد ها میباشند.

در هندوئیسم آفریننده و آفریده یکی هستند و دو روی یک سکه‌اند.

دارما را می‌توان به دین، قانون، تکلیف، عدالت و بسیاری مفاهیم دیگر ترجمه کرد اما درواقع شامل همه این مفاهیم می‌گردد. دارما به عنوان تکلیف، وظیفه منظم فرد است که در هر شرایطی به نحوی عمل کند که عدالت تحقق یابد.یعنی به شکل مقتضی و مناسب عمل کند.

هیچ چهرهٔ مقتدری را نمی‌توان در میان هندوان سراغ گرفت که مدعی آن باشد که مبیّن حقیقت مطلق، انحصار قوانین نافذ و الگویی با کاربرد جهانی باشد.

هندوئیسم شکل تکامل یافته جانمندباوری (آنیمیسم) است و به همین دلیل بنیانگذار آن شناخته شده نیست. این آیین گونه‌ای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با پاکسازی نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردی و جمعی مردم هندوستان نقش بزرگی داشته‌است..[۸]

اصول دین هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های دینی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دوره‌های کهن باور دارند. اعتقاد به وازایش (تناسخ) و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، به‌ویژه گاو، به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، از اصول آن دین است. لفظ «اُم» به معنای آمین برای هندوان بسیار تقدس دارد و از سویی اسم اعظم الهی به شمار می‌رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.[۸]
پیشینه

ریشه‌ای هندوگرایی به دوران نوسنگی و دوره هاراپی (۵۵۰۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد) بازمی‌گردد. مردمان باستان در سراسر جهان باورهای شَمَنی داشتند و هندواروپاییان نیز از این قاعده جدا نبودند. شمن‌باوری شاخه آریایی در هند خود را به صورت باورهای تانترا نشان داد و تانتراها از سرچشمه‌های آیین هندوئیسم به شمار می‌آیند. این باورهای نخستین بعدها در میان آریاییان اشکال نوین‌تری به خود گرفته و سنتی را پدید آوردند که سنت وِدایی نامیده می‌شود و این سنت در نوشته‌هایی به نام وداها تبلور یافته است.

هندیان باستان گوشت گاو می‌خوردند اما به مرور زمان در سنت ودایی خوردن گوشت گاو به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، گناه به‌شمار آمد. با گذر زمان باور به جهان آخرت و سپس باور به زایش دوباره (تناسخ) نیز وارد چارچوب عقیدتی هندوها شد. درپی آن هندوها به این معتقد شدند که ما انسان‌های روی زمین، روان‌های بیدارنشده و ناآگاهی هستیم که در چرخه‌ای دردناک از زایش و مرگ گرفتار آمده‌ایم و راه رهایی از این چرخه و رسیدن به رستگاری این است که با مراقبه (درون‌پویی) و انضباط شخصی برای برون‌جستن از این چرخه به اندازه کافی امتیاز جمع کنیم.

آداب و رسوم پیچیده و طولانی روحانیون (برَهمَن‌ها) و فاصله گرفتن آن‌ها از مردم، و هم‌چنین نظام طبقاتی سخت در جامعه هند (وجود کاست‌ها) باعث پدید آمدن جنبش‌های اعتراضی مذهبی در هند در سده ششم پیش از میلاد شد؛ بوداگرایی و جایین‌باوری دو جنبش مهم اعتراضی علیه هندوئیسم بودند که در این دوره پدید آمدند.[۹]

سده‌ها بعد، با ایجاد پادشاهی موریا، و گرویدن شاه آشوکا به بوداگرایی، هندوها که چیرگی آیین بودا را تهدیدی برای کیش خود یافتند، ناچار به تجدید ساختار در هندوئیسم شدند و برخی باورهای بودایی هم‌چون مفهوم کارما (امتیازهای کردار نیک) و قابل انتقال بودن کارما به زندگی‌های بعد هر فرد را وارد نظام عقیدتی هندوئیسم کردند. هم‌چنین به منظور قابل دسترس‌تر کردن دین هندو برای عموم، روحانیون هندو مسئله پرستش ایزدهای شخصی برای هر فرد مومن را مطرح کردند و بدین‌طریق نقش ایزدهای ویشنو، شیوا، کریشنا و راما برجسته شد و نقش ایزدهای اصلی دوره ودایی ازجمله ایندرا کاهش یافت.[۱۰]

در اواخر سده هشتم میلادی، فیلسوفی به نام شانکارا این موضوع را مطرح کرد که براهما و آتمان (ذات نفس) هر دو در اساس یکی هستند و ایزدان شخصی مورد پرستش هندوها نمودهای ناقصی از یک براهمای برتر است که «بی‌چون» است و با صفاتی که می‌شناسیم قابل تشخیص نیست.[۱۱]

بعدها داستان‌های حماسی مهاباراتا و به‌ویژه ۱۸ گفتار از آن به نام باگاوادگیتا در میان هندوان به عنوان متون مقدس محترم داشته‌شد. در باگادوادگیتا، ایزد کریشنا به جنگاوری به نام آرجونا در مورد حقیقت آموزش می‌دهد. با گذر زمان طالع‌بینی از طریق اخترشماری نیز از سنت‌های رایج و مهم در میان هندوها شد.

با ورود اسلام به هند در زمان غزنویان، تصوف اسلامی نیز بر هندوئیسم تاثیرگذار شد و یکتاپرستی اسلام نیز گرایش‌های یکتاباوری در هندوئیسم را پررنگ‌تر کرد. ورود اسلام هم‌چنین باعث جبهه گرفتن هندوها و تقویت باورهای دینی آن‌ها در جامعه شد.

در میان سده‌های نهم و هیجدهم میلادی، جنبش‌های موسوم به باکتی دست به تجدید حیات هندوگرایی زدند و با فاصله گرفتن از آموزه‌های خشک شانکارا تمرکز هندوئیسم را بیشتر بر ارتباط قلبی مومن با ایزدها از طریق ایثار، تسلیم و وقف کردن توان و زمان، قرار دادند.[۱۲] از سده نوزدهم به این‌سو هندوها بر جامعه مجزایی که نسبت به دیگر ادیان پیرامون خود دارند واقف‌تر شدند و به تعاریف مشخص‌تری از دین و جامعه خود را روی آوردند.
ایزدان

هندوان به عده بی‌شماری از ایزدان آسمانی و زمینی با نام‌ها و صفات غریب معتقدند و به آنها کرنش می‌کنند و برای هر یک بتخانه‌های با شکوهی می‌سازند. این ایزدان با هم خویشاوندی سببی و نسبی دارند و ویژگی‌های جسمی و روحی هر یک به تفصیل و با ذکر جزئیات در کتب مقدس و فرهنگ دینی هندوان آمده‌است. باور به جلوه‌گری خدایان به شکل انسان و حیوان در ادوار مختلف، نیز بسیار جلب نظر می‌کند دسته‌بندی خدایان در ارتباط با طبقات اجتماعی نیز مرسوم است.

براهما یا همان آفریننده، ویشنو، پاسدار و نگاهبان، و شیوا، نابودکننده کائنات، تثلیث آیین هندو را تشکیل می‌دهند. همسر براهما، ساراسواتی، ایزدبانوی دانش و هنر است. همسر شیوا، پارواتی، ایزدبانوی نیرو و توان است. لاکشمی نیز الهه ثروت است؛ و آدمی به هر سه اینها، دانش و قدرت و ثروت، نیاز دارد.[۱۳]

برخی از معروف‌ترین ایزدان هندو عبارتند از[۸]:

    اگنی (Agni) یعنی آتش ؛
    وارونا (Varuna) یعنی آسمان ؛
    ایشوار (Isvara) یعنی قادر متعال ؛
    رودرا (Rurdra) یعنی وحشتناک ؛
    راما (Rama) یعنی دلپذیر؛
    کریشنا (Krishna) یعنی آبی پررنگ ؛
    یاما (Yama) یعنی ارابه ران معادل جم در آیین زردشت) که خدای حاکم بر ارواح مردگان است.
    اشوین (Asvin) یعنی اسب‌سوار، عنوان دو تن از فرشتگان آیین هندو است.

هندوان بر این باورند که این پزشکان آسمانی برای انسان تندرستی، نیکبختی و دارایی به ارمغان می‌آورند. پرستندگان بت مؤنث زشت‌روی کالی به معنای سیاه معتقدند هدایای ویژه این بت را باید از طریق راهزنی به دست آورد و تقدیم بتخانه کرد. البته معمولا بتان را بسیار زیبا می‌سازند تا آنجا که بت در شعر فارسی کنایه از محبوب زیبا است.[۸]
شاخه‌ها

ویشنوپرستی، شیواپرستی، شاکتی‌پرستی و سنت اسمارته شاخه‌های اصلی هندوگرایی هستند:
ویشنوپرستی
    Vishnu.jpg     ویشنوپرستی یک کیش یکتاپرستانه در دین هندوئیسم است که در آن ایزد ویشنو یا یکی از ۱۰ شکل کالبدیافته او (آواتارهای او) پرستیده می‌شود. ویشنوپرستان هم‌چون شیواپرستان بر این باورند که تنها یک خدا وجود دارد که هم در درون جهان آفریدگان حضور و نفوذ دارد و هم در بیرون از آن قرار دارد. این باور با اعتقاد دین‌های ابراهیمی که خدا را جدا از آفریدگان و بیرون از مخلوقات می‌داند تفاوت دارد. ویشنوپرستی هم‌چون دیگر فرقه‌های هندو به تعداد زیادی ایزد در رده‌های پایین‌تر از خدای اصلی باور دارد. از تثلیث کهن هندوان، برهما، ویشنو، و شیوه، هیچیک خدایان اصیل آریایی نیستند. از میان همه این صور اعتقادی، پرستش ویشنو جنبه شاد و مطلوب دین هندویی را منعکس می‌کند. او حاصل تلفیق خدای خورشید آریایی با خدایان بومی است و یکی از دو فرقه اصلی و بزرگ آیین هندو حول پرستش او شکل گرفته‌است.[۱۴] مهابهاراتا هزار نام و لقب برای ویشنو برشمرده‌است.
شیواپرستی
    India statue of nataraja.jpg     شیواپرستان شیوا را به عنوان خدای یگانه می‌دانند که هم در آفریدگان حضور و نفوذ دارد و هم در بیرون از آن‌ها. شیواپرستی قدیمی‌ترین فرقه هندو و یکی از مهمترین آیین‌های مردم هندو است و رشته‌ای طولانی از فرزانگان و قدیسان را به خود دیده است. شیواپرستی با پارسایی و ازخودگذشتگی مذهبی زیادی همراه است و جنبه‌های صوفیانه دارد. شیوا در این آیین به صورت شیوا «پادشاه رقص» Nataraja (تصویر سمت راست) که تجسم انسانی شیوا است پرستیده می‌شود. رقص شیوا که تاندوه Tāṇḍava نام دارد رقصی ایزدی است که منشأ چرخه آفرینش، حفظ آفریده‌ها، و فروپاشی و مرگ آن‌ها است.

هدف شیواپرستان عبارت است از رهانیدن روح خود از بردگی‌ها و بندگی‌ها و دست یابی به ماهیت شیوا. شیواپرستان، پیشانی خود را با سه خط افقی علامت می‌گذارند، این سه خط سه جنبهٔ مختلف شیوا را نشان می‌دهد.
شاکتی‌پرستی
    Goddess Kali By Piyal Kundu1.jpg     شاکتی‌پرستی به معنای نظریهٔ قدرت یا نظریهٔ خدایی، بر عبادت شاکتی یا دوی - مادر الهی هندوها - به عنوان پروردگار مطلق و غایت الوهیت، تمرکز دارد. در آموزه‌های شاکتی‌پرستی به دِوی (به معنای الهه) به عنوان عالی‌ترین برهمن خویش، یا یکی که دومی ندارد، نگریسته می‌شود. تمامی اشکال دیگر الوهیت زنانه یا مردانه صرفا مظاهر وجودی گوناگون او در نظر گرفته می‌شود. در جزئیات مربوط به فلسفه و اعمال، شاکتی‌پرستی به شیواپرستی شباهت دارد. با این حال، شاکتاس، که همان پزشکان شاکتی‌پرست هستند، بیشترین تمرکز تمامی نیایش‌های خویش را بر شاکتی، به عنوان جنبه‌ای زنانه و پویا از اوج اعلای الوهیت قرار داده‌اند.
سنت اسمارته
    The Death of Bhishma.jpg     پیروان این سنت متون موسوم به یادآورده‌ها (اسمرتی) را مبنا قرار می‌دهند. سنت اسمارته دوگانه‌پرست نیست و یگانه‌گرا است. اسمارته‌باوران پرستش اشکال مهم خدا یعنی گانش، شیوا، ویشنو، سوریا، و اسکاندا را می‌پذیرند. سنت اسمارته طریقتی همراه با مراقبه و فلسفه است و به طور کل به عنوان آیینی آزادگرا و غیرفرقه‌گرا دانسته می‌شود. هر اسمارته‌باور آزاد است آن شکل از خدا را که می‌خواهد بپرستد و از آن شکل ایزدی درخواست کمک برای رهایی از چرخه تولدهای ادواری کند.

جاوه

جاوه یکی از جزایر کشور اندونزی است که پایتخت اندونزی جاکارتا در آن واقع شده است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ جغرافیا
    ۳ فرهنگ
    ۴ زبان
    ۵ مذهب

تاریخچه

پیش از تاریخ

قلمروهای هندو و بودایی

فرمانروایان مسلمان واستعمار هلند

عصر جمهوریت
جغرافیا
کوه‌های سمرو و برومو در جاوه شرقی

جاوه متراکم ترین شهر و جزیره جهان است که با تراکم بیش از ۱۴ میلیونی در خود این مقام را کسب کرده

جاوه از نظر اب و هوا و راحتی زندگی بسیار مناسب است . قیمت کم باعث ازدیاد جمعیت شده براورد شده تا ۱۲ سال دیگر جمعیت به ۲۶ میلیون هم میرسد در حالی که این موضوع با در نظر نگرفتن جا و فضای خالی باشد

جاوه از نظر اقتصاد بسیار مهم است و از ارکان اصلی اقتصاد میباشد

(نیاز به اطلاعات بیشتر)
فرهنگ
زبان
مذهب
    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ جاوه موجود است.

بیش از ۹۰ در صد مردم جاوه مسلمان هستند. اقلیت‌های هندو و مسیحی نیز دراین جزیره ساکن هستند.

اندونزی

اَندونِزی یا بطور رسمی جمهوری اندونزی کشوری است که در آسیای جنوب شرقی و اقیانوسیه قرار دارد. اندونزی یک مجمع‌الجزایر متشکل از ۱۷،۵۰۸ جزیره و ۳۳ استان است.

اندونزی با جمعیت ۲۳۸ میلیون نفر، چهارمین کشور پرجمعیت دنیا است. نظام سیاسی این کشور جمهوری با انتخابات مجلس و ریاست جمهوری می‌باشد. پایتخت اندونزی جاکارتا است.

زبان رسمی این کشور زبان اندونزیایی و واحد پول آن روپیه است. مردم این کشور از اقوام گوناگونی می‌باشند که جاوه‌ای‌ها با حدود ۴۰ درصد بزرگ‌ترین قوم هستند و پس از آن‌ها سوندانی‌ها با ۱۵ درصد قرار دارند. جاوه‌ای‌ها بر امور سیاسی اندونزی چیرگی دارند.

با وجود جمعیت زیاد و مناطق پرتراکم، اندونزی جنگل‌های کم‌جمعیت بسیار گسترده‌ای نیز دارد که دومین سطح از تنوع زیستی را در جهان در خود جای داده‌اند. این کشور از نظر منابع طبیعی غنی است اما با این وجود بخش بزرگی از مردم هنوز در فقر به‌سر می‌برند.

۸۶٫۱ درصد از مردم اندونزی مسلمان هستند و اسلام توسط بازرگانان دریانورد مسلمان به این منطقه رسید. اندونزی در ۱۷ اوت ۱۹۴۵ از هلند استقلال یافت و استقلال آن در ۲۷ دسامبر ۱۹۴۹ به‌رسمیت شناخته شد.

اندونزی کشوری است که به شکل یک قوس در طول خط استوا کشیده شده‌است. مجمع‌الجزایر اندونزی دیرزمانی از مناطق مهم بازرگانی دریایی جهان به‌شمار می‌آمد و مسیرهای بازرگانی از سده هفتم میلادی میان پادشاهی سریواجیا و چین تشکیل شده‌بود. تاریخ اندونزی بسیار از نفوذ قدرت‌های خارجی که به خاطر منابع طبیعی این کشور جذب آن می‌شدند تأثیر پذیرفته‌است. بازرگانان مسلمان دین اسلام را با خود به این منطقه آوردند و قدرت‌های اروپایی برای به‌دست گرفتن حق انحصاری تجارت ادویه از اندونزی، در این منطقه با یک‌دیگر رقابت و جدال داشتند. اندونزی سرانجام به مدت سه قرن و نیم تبدیل به مستعمره هلند شد، و بعداً پس از پایان جنگ جهانی دوم اعلام استقلال کرد.

سونامی سال ۲۰۰۴ در اقیانوس هند منجر به کشته شدن ۱۷۰ هزار نفر در آچه اندونزی شد.[۱]

محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ تاریخ
        ۲.۱ روزگار باستان
        ۲.۲ روزگار معاصر
        ۲.۳ پایان جنگ (۱۹۴۸ میلادی)
        ۲.۴ جدایی تیمور شرقی
    ۳ سیاست
    ۴ جغرافیا
        ۴.۱ جزایر اصلی
    ۵ تقسیمات کشوری
    ۶ مردم
        ۶.۱ مذهب
    ۷ اقتصاد
    ۸ محیط زیست
    ۹ فرهنگ
    ۱۰ پیوند به بیرون
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع
    ۱۳ جستارهای وابسته

واژه‌شناسی

نام اندونزی از واژه لاتین ایندوس (به لاتین: Indus) و یونانی نسوس (به یونانی: nesos) به معنی جزیره آمده‌است.[۲] نام امروزی آن به قرن ۱۸ میلادی، زمانی که اندونزی در حال تشکیل یک کشور مستقل بود باز می‌گردد.[۳]
تاریخ
روزگار باستان

یافت شدن بازمانده‌های سنگواره‌ای انسان راست‌قامت که به نام انسان جاوه نیز شناخته می‌شود نشان می‌دهد که مجمع‌الجزایر اندونزی از دو میلیون تا ۶۰۰ هزار سال پیش مسکونی شده‌بود.[۴]

اکثریت جمعیت امروزی اندونزی از نژاد آسترونزی هستند که از تایوان به سوی جنوب شرق مهاجرت کرده‌بودند. آنها در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد به اندونزی رسیدند و جمعیت بومی ملانزی را به سوی شرق راندند. شرایط بسیار خوب برای کشاورزی و توسعه کشت آبی برنج در حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد باعث شد تا شهرها، شهرستان‌ها و پادشاهی‌های کوچک بتوانند در سراسر قرن نخست پیش از میلاد شکوفا شوند.[۵]

حالت قرارگیری تنگه‌های میان جزایر در اندونزی به‌گونه‌ای است که هم تجارت بین جزایر و هم بازرگانی برون‌مرزی را شکوفا می‌کند. به عنوان نمونه مسیرهای تجاری میان پادشاهی‌های اندونزی و چین از چند سده پیش از میلاد مسیح شکل گرفته بودند. این تجارت‌ها بر تاریخ اندونزی تأثیر بسیاری داشته‌است.[۶]

در متون خاورمیانه از مناطقی از اندونزی امروزی به عنوان «جابه» و «زابج» یاد شده‌است. این دو نام بیش از آنکه به‌زعم برخی پژوهندگان محدود به دو جزیرهٔ جاوه و سوماترا باشد، یک عنوان کلی برای قلمرو پادشاهی سری‌ویجایا و ماجاپاهیت، شامل تعداد زیادی از جزایر هند بوده‌است. مسلمانان تمام این جزایر را تحت نام کلی جاوه می‌شناختند و کلمهٔ زابج یا جابه نیز در متون کهن اسلامی به همین معنا به کار رفته‌است. تلقی مارکوپولو از جاوهٔ بزرگ و جاوهٔ کوچک نیز احتمالاً به اعتبار همین نام کلی می‌باشد.[۷]

منبت العطر یا سرزمین گیاهان خوشبو به شرحی که در کتاب ابن خردادبه با فاصلهٔ پانزده روز راه از زابج و اطراف آن آمده‌است به احتمال زیاد جزایر ملوک مرکز ادویه می‌باشد، زیرا میخک و جوز بویا که اقلام عمدهٔ ادویه‌اند عمدتاً در این جزایر به عمل می‌آیند. حتی جنگل‌های خودروی این دو گیاه نیز از قدیم در بعضی از جزایر ملوک نظیر آمبون و ترناته وجود داشته‌است.[۷]
روزگار معاصر

جزایر اندونزی در قدیم سلطان‌نشین بوده‌اند تا آنکه در قرن شانزدهم اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها به آن دست یافتند. کمپانی شرقی هلند در ابتدای قرن هجدهم، حکومت اندونزی را به دست گرفت. در ۱۷۴۰ هلندی‌ها شورش مردم جاکارتا را با کشتار ۲۰ هزار اندونزیایی و چینی درهم شکستند. در ۱۹۰۷، «سی سی نگا مانگزایا» پادشاه اندونزی علیه هلندی‌ها قیام کرد اما ارتش استعماری هلند سپاه او را شکست داد و سلطه استعمار هلند بر اندونزی محکم شد.

تا ۱۹۴۲ میلادی اندونزی متعلق به هلند بود و از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ تحت اشغال ژاپن در آمد. در ۱۷ اوت ۱۹۴۵، میلیون به رهبری دکتر احمد سوکارنو و دکتر حتی اعلام جمهوری کردند. چهار سال تمام میان نیروهای هلند و اندونزی جنگ بود. در نهایت در سال ۱۹۴۹ موافقت‌نامه‌ای امضا شد که طبق مفاد آن، همه سرزمین اندونزی بجز گینه نو به حکومت موقت (جمهوری) ایالات متحده اندونزی واگذار شد. در۱۶ دسامبر ۱۹۴۹، دکتر سوکارنو به ریاست جمهوری این کشور انتخاب گردید.
سوکارنو، رئیس‌جمهور بنیان‌گذار اندونزی.

از قرن هفدهم، هند شرقی مهم ترین و سودآورترین بخش امپراتوری هلند به شمار می‌رفت. به غیر از اشغال کوتاه مدت بریتانیایی‌ها (۱۸۱۱ تا ۱۸۱۴) و قیامهای گاه گاهی محلی، هلند کنترل این کشور را تا ۱۹۴۲ حفظ کرد. در این سال ژاپنی‌ها به این مستعمره هجوم آوردند و به عنوان آزاد کنندگان کشور از حکومت استعماری مورد استقبال اکثر اندونزیایی‌ها قرار گرفتند با تسلیم ژاپن در ۱۹۴۵، احمد سوکارنو (۱۹۰۱ تا ۱۹۷۰)- بنیانکذار حزب میلیون در ۱۹۲۷ – هند شرقی هلند را جمهوری مستقل اندونزی اعلام کرد. هلندیها پس از چهار سال جنگ متناوب ولی وحشیانه، تحت فشار بین‌المللی استقلال اندونزی را در ۱۹۴۹ پذیرفتند. حکومت سوکارنو به طور فزاینده‌ای اقتدارطلب شد و کشور به هرج و مرج اقتصادی گرفتار گردید. او در ۱۹۶۲ گینه نوی هلند را تصرف کرد، که در۱۹۶۲ با عنوان ایریان جایا رسماً ضمیمه شد، هر چند جنبشی جدایی طلب پا برجاست. بین ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ سوکارنو کوشید با تهاجمات مسلحانه به شمال بورنئو فدراسیون نوپای مالزی را بی‌ثبات سازد. احمد سوکارنو تا زمان سقوطش از کلیه جنبش‌های استقلال طلبانه در قاره‌های آسیا، آفریقا و امریکای لاتین دفاع می‌کرد.

ژنرال سوهارتو توانست با سرکوبی قیام کمونیستی در ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ سیاست ضد امریکایی سوکارنو را وارونه سازد ونهایتا با کمک دانشجویان و ارتش او را برکنار کند. در این مدت حدود ۸۰ هزار نفر از اعضای حزب کمونیست اندونزی کشته شدند. الحاق تیمور شرقی پرتغال در ۱۹۷۶ توسط اندونزی از طرف جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته نشد، و عملیات چریکی ملی گرایان محلی ادامه داشت. برنامه جاه طلبانه‌ای برای اسکان مجدد اهالی جاوه به منظور کم کردن جمعیت زیاد این جزیره به مورد اجرا گذاشته شد ولی این مهاجران جاوه‌ای با انزجار بومیان جزایر کم توسعه یافته و دوردست روبرو شد. کشتار تظاهرکنندگان بی سلاح تیموری به دست سربازان اندونزی در ۱۹۹۱ اعتراضات بین‌المللی را به دنبال داشت.

ژنرال سوهارتو بعد از آنکه به قدرت رسید کشور مالزی را به رسمیت شناخت و دوباره کشورش را به عضویت سازمان ملل درآورد و از این جهت مورد حمایت ایالات متحده امریکا بود. در مدت طولانی ریاست جمهوری اش خود و خانواده‌اش مستقیماً در صادرات و واردات اندونزی دخالت کرده و میلیاردها دلار اندوختند. در اثر رکود اقتصادی و ضعف بنیان مالی و فقر عمومی ژنرال سوهارتو دچار تظاهرات مردمی شد تا آنکه در ۱۹مه ۱۹۹۸ مادلین آلبرایت وزیر خارجه امریکا به او تکلیف کرد که از مقام خود استعفا کند. ژنرال سوهارتو در همان روز ۱۹ مه ۱۹۹۸ بعد از ابلاغ برکناری‌اش توسط آلبرایت در یک نطق سه دقیقه یی از مردم اندونزی به سبب خطاهایش پوزش خواست و از مردم درخواست کرد از بشارالدین یوسف حبیبی تبعیت کنند.

زمانی که محمد سوهارتو پس از سی و سه سال قدرت سقوط کرد بسیاری از مردم اندونزی بر این عقیده بودند که کشور اندونزی تجزیه خواهد شد اما پس از سوهارتو وسعت این امر کمتر از پیش‌بینی‌ها بود.

در دهه ۱۹۵۰ مبارزات خشونت‌آمیزی علیه حکومت اندونزی بر جزایر ملوک جنوبی، توسط مردم ملوک جنوبی صورت گرفت و نیروهای اندونزی این مبارزات را به شدت سرکوب کردند. پس از سقوط حکومت ژنرال سوهارتو در سال ۱۹۹۸، این مبارزات از سر گرفته شد. از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، خشونت‌ها در جزایر ملوک موجب کشته شدن حدود ۵ هزار نفر و بی خانمان شدن ۵۰۰ هزار نفر شد.

در ۱۷ ژوئن ۱۹۹۹ به دستور یوسف حبیبی ژنرال دامیری به فرماندهی منطقه تیمور شرقی رسید که مردم آن خواهان استقلال بودند. در چهارم ژوئیه ۱۹۹۹ بانک جهانی با اعطای وام یک میلیارد دلاری به اندونزی موافقت کرد. انتخابات ریاست جمهوری پس از ۳۰ سال انجام شد و رقیب یوسف حبیبی، خانم مگاواتی سوکارنو پوتری از حزب دموکرات بود که بالاخره در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۱ به ریاست جمهوری رسید و حزب گلکار یعنی حزب وابسته به سیستم حاکمیت شکست خورد. در آخرین روزهای حکومت یوسف حبیبی مردم تیمور شرقی با نظارت سازمان ملل به استقلال خویش رای دادند. بعد از مگاواتی سوکارنو پوتری، ژنرال بازنشسته سوسیلو بامبانگ یودهویونو که زمانی افسر اطلاعات و فرماندار تیمور شرقی بوده‌است در ۲۸ اکتبر ۲۰۰۴ در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید.
پایان جنگ (۱۹۴۸ میلادی)

از اواسط تا اواخر جنگ جهانی دوم، اندونزی تحت اشغال ژاپن بود. با پایان جنگ و تسلیم نیروهای ژاپن، کلیه سلاح های ژاپنی به دست ملی گرایان استقلال طلب اندونزیایی افتاد. در سال ۱۹۴۵ میلادی احمد سوکارنو رهبر آزادی خواهان این کشور، اعلام استقلال کرد، که با مخالفت و لشکر کشی هلندی‌ها مواجه گردید. اما سازمان ملل در این موضوع دخالت کرد و دولت هلند به ناچار با حکومتی به نام اتحادیه اندونزی و هلند موافقت کرد. از این رو نمایندگان دولت اندونزی و دولت پادشاهی هلند به دستور سازمان ملل متحد، بر روی عرشه یک ناو امریکایی، قرار داد ترک مخاصمه را در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸ امضا کردند و جنگ دو کشور به پایان رسید. علت این که اندونزی و هلند، این قرار داد را روی یک کشتی بیگانه امضا کردند این بود که هیچ محل دیگری برای امضای معاهده مورد موافقت دو طرف قرار نگرفته بود. [۸]
جدایی تیمور شرقی

در سال ۱۹۹۹ مردم تیمور شرقی با شرکت در یک همه‌پرسی که تحت نظر سازمان ملل بر‌گزار شد به استقلال از اندونزی رای دادند. نتیجه این همه‌پرسی واکنش خشونت‌آمیز شبه نظامیان طرفدار اندونزی را به دنبال داشت. اقدامات شبه نظامیان با ورود یگان‌هایی از ارتش استرالیا، که بر اساس قطعنامه شورای امنیت به این سرزمین اعزام شده بودند، پایان یافت اما در جریان خشونت‌ها، بیش از یک هزار تن از اهالی تیمور شرقی کشته شدند.

با خروج نیروهای اندونزی از تیمور شرقی، اداره امور این سرزمین به طور موقت برعهده نماینده سازمان ملل قرار گرفت و روز ۲۰ ماه مه سال ۲۰۰۲، تیمور شرقی به عنوان یک کشور مستقل مورد شناسایی بین‌المللی قرار گرفت. تیمور شرقی بیش از یک میلیون جمعیت دارد که اکثر آنان مسیحی کاتولیک هستند.
سیاست

محمد سوهارتو، رئیس جمهوری پیشین اندونزی در سال ۱۹۶۸ و در پی خشونت‌هایی که پس از یک کودتای شکست خورده رخ داد، به قدرت رسید و بلافاصله به مبارزه با کمونیسم پرداخت که نتیجه آن قتل حداقل ۵۰۰ هزار نفر و زندانی کردن میلیون‌ها نفر دیگر شد.[۹]
    این بخش نوشتار نیازمند گسترش است.
جغرافیا

با 1،919،440 کیلومتر مربع (741،50 مایل مربع)، اندونزی پانزدهمین کشور بزرگ جهان از لحاظ مساحت است.

اندونزی مجموعه‌ای از جزایر (نزدیک به ۱۷۵۰۸جزیره بزرگ و کوچک) است که در جنوب شرقی آسیا در اقیانوس کبیر قرار دارد. اندونزی در نیمکرهٔ شرقی، در جنوب شرقی آسیا، در اقیانوس هند و دریاهای وابسته به آن واقع شده و خط استوا از آن می‌گذرد. اندونزی در جزیره گینه نو با پاپوا و هم چنین در جزیره برنئو با مالزی مرز مشترک دارد.

سابقاً این جزایر در تصرف هلند و به هندِ هلند موسوم بود ولی بعد از آنکه کشوری مستقل و آزاد گردید، «اندونزی» نام گرفت. مساحت این کشور ۱۹۱۹۰۰۰ کیلومتر مربع و پایتخت آن شهر جاکارتا است که در جزیره جاوه قرار دارد و سابقاً باتاویا نامیده می‌شد. شهر مهم آن سورابایا است. این کشور دارای معادن قلع، نفت، ذغال‌سنگ و مس است و توتون، برنج، قهوه و کائوچو جزو محصولات کشاورزی این کشور است.

اندونزی را می‌توان بزرگترین مجمع الجزایر جهان دانست که بین دو خشکی، یعنی جنوب شرق آسیا و استرالیا واقع شده‌است. وسعت آب‌های این کشور ۳ برابر مساحت خشکی‌های آن می‌باشد.[۱۰] بندرهای مهم این کشور نیز عبارتند از: مدان، بندر ساحلی بلاوان، پکانبارو، ریو، جاکارتا سنگارنگ، نوزاتنگارا، بندر ساحلی بیتونگ و بندر آمبون. شهرهای مهم اندونزی را هم می‌توان در ۱۰ شهر زیر خلاصه کرد: جاکارتا، سورابایا، سمارانگ، باندونگ، مدان، پالمبانگ، یوجونگ پادانگ، بانجارماسین، بندر لامپومگ، مانادو.[۱۰]

جاکارتا، پایتخت کشور اندونزی، ابتدا یک شهر بندری کوچک بود، اما هم اکنون این شهر ۶۷۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیتی معادل ۹ میلیون نفر را در خود جای داده و یکی از مراکز مهم اقتصادی اندونزی است.[۱۰]

جزیره جاوه با آنکه فقط ۷ درصد کل خاک این کشور را تشکیل می‌دهد، به تنهایی حدود ۶۰ درصد کل جمعیت کشور را به خود اختصاص داده‌است.[۱۰]

رشته جزایر جنوبی کوهستانی و آتشفشانی است و شامل سوماترا، جاوه، مادورا، بالی و جزایر سوندای کوچک (از جمله لامبارک، فلورس و تیمور) است. جاوه و همسایه کوچک‌ترش مادورا جمعیت متراکمی دارند و نزدیک به دو سوم مردم اندونزی را در خود جای می‌دهند. زنجیره جزایر شمالی متشکل است از کالیمانتان (بخش اندونزیایی جزیره بورنئو)، جزایر نامنظم و کوهستانی سولاوسی (سلبس)، گوره ملوک، وایریان جایا (بخش غربی گینه نو).

بیش از دو سوم این کشور از جنگل‌های استوایی بارانی پوشده شده‌است. و آب و هوای آن استوایی و بارندگی در طول سال سنگین است. رودهای مهم آن کاپواس، دیگول، باریتو، و بلندترین نقطه اندونزی نگگا پولو (هرم کارستنز) با ۵۰۳۰ متر ارتفاع است (در جزیره ایریان جایا).

قسمت اعظم اندونزی کوهستانی است و با وضع جغرافیائی خود که در دو طرف خط استوا قرار گرفته بیش از دو فصل دارا نیست یکی فصل مرطوب از نوامبر تا مارس و دیگری فصل خشک از ژوئن تا اکتبر.
جزایر اصلی
Indonesia regions map.svg

این کشور را می‌توان از لحاظ وضعیت طبیعی به چند قسمت زیر تقسیم کرد:

    جزیره سوماترا: یکی از بزرگترین جزیره‌های جهان است و با جزیره‌های جاوه، سلبس و برنئو، در مجموع، جزایر سوندای بزرگ نامیده می‌شوند. قسمت عمده آن را جلگه‌ها و نواحی پست تشکیل داده و ارتفاعات آن (از جمله کوه‌های باریسان) در کناره غربی آن تا سمت شمال گسترده شده و دارای وسعت زیادی می‌باشند. رودهای آن کوتاه و پر آب بوده و اکثراً از سمت غرب به شرق جاری هستند و مهم ترینشان عبارتند از: کامپار، بارومون، ایندراگیری، روکان، موسی و هاری. جنگل‌ها که اغلب غیر قابل نفوذند، وسعت زیادی دارند. و مرداب‌های وسیعی نیز در کرانه شرقی آن وجود دارند. بلندترین نقطه آن قله کرینتجی (۳۸۰۰ متر) است.
    جزیره جاوه: پنجمین جزیره وسیع اندونزی و از پرجمعیت ترین آن‌ها است که بیش از ۶۵٪ جمعیت کشور در آن زندگی می‌کنند. کوه‌ها در تمام نقاط آن پراکنده شده و قسمت اعظم آن را جلگه‌ها و جنگل‌ها تشکیل می‌دهند. رودهای آن عمدتاً کوتاه و پرآب بوده و مهمترینشان عبارتند از: سولو، سرانگ، تاروم، سرایو و مانوک. بلندترین نقطه آن قله سمرو با ۶۷۶, ۳ متر ارتفاع است.

جزیره برنئو: قسمت اعظم این جزیره متعلق به اندونزی است که در اصطلاح محلی به آن کالیمانتان گفته می‌شود. ارتفاعات آن عمدتاً در نواحی شمالی واقع شده و قسمت اعظم آن را جنگل‌ها و جلگه‌ها شامل می‌شوند. رودهای طویلی در آن جریان دارند از جمله: باریتو، ماهاکام، نگارا، کایان و کاپواس. بلندترین نقطه آن ۹۸۸٬۲ متر ارتفاع دارد.

    جزیره سلبس (سلب): جزیره‌ای کوهستانی و مرتفع است که قسمت اعظم آن را جنگل‌ها پوشانده‌اند. از رودهای آن می‌توان از ماریسا، کاراما، ماماسا، بونگکا و پالو نام برد. قله رانتکومبولا با ۴۵۵, ۳ متر ارتفاع بلندترین نقطهٔ آن است. نام محلی این جزیره، سولاوسی است.
    جزیره گینه نو: نیمه غربی این جزیره که اصطلاحاً ایریان غربی گفته می‌شود و به اندونزی تعلق دارد. نواحی مرکزی و شمال غربی آن را کوه‌ها و نواحی بلند پوشانده و قسمت اعظم آن را جنگل‌ها و جلگه‌ها تشکیل می‌دهند. رود دیگول مهمترین رود آن است. بلندترین نقطه آن قله جایا (۰۲۹، ۵ متر) است.
    جزایر سوندای کوچک (نوساتنگارا): این جزایر بین جزیره جاوه و جزیره گینه نو واقع شده‌اند و عمدتاً کوهستانی و مرتفع می‌باشند. بزرگترین جزیره‌های آن عبارتند از: سومباوا، فلورس، سومبا، تیمور و بالی.
    سایر جزایر غربی: که در اطراف جزیره‌های برنئو، جاوه و سوماترا واقع شده و عمدتاً کم ارتفاعند. بزرگترین جزیره آن، بانگکا می‌باشد.
    سایر جزایر شرقی: که مجموعاً به جزایر ملوک یا اویه معروف هستند و در اطراف جزیره‌های سلس و گینه نو واقع شده‌اند و کوهستانی و مرتفع اند. جزیره‌های هالماهرا و سرام بزرگترین جزیره‌های این نواحی می‌باشند.

بر روی هم اندونزی سرزمینی نیمه کوهستانی است. جلگه‌های آن عمدتاً در جزیره‌های جاوه و سوماترا و جزایر سوندای کوچک (نوساتنگارا) و جنگل‌های آن عمدتاً در جزیره‌های برنئو، گینه نو، و سوماترا واقع شده‌اند. آب و هوای آن گرم و مرطوب و پر باران است. بلندترین نقطه آن قله جایا با ۰۲۹, ۵ متر ارتفاع است. طویل ترین رود آن باریتو (۸۸۵ کیلومتر) و دریاچه توبا (۵۰۰, ۲ کیلومتر مربع) وسیع‌ترین دریاچهٔ آن است.

کوه لوکون در جزیره سولاوسی یکی از فعال‌ترین آتشفشان‌های اندونزی است که فوران آن در ژوئیه ۲۰۱۱ هزاران نفر را آواره کرد.

نگاه کنید به: فهرست شهرهای اندونزی
تقسیمات کشوری
آچه
سوماترای شمالی
سوماترای
غربی
ریائو
جزایر ریائو
جزایر بانگکا-بلیتونگ
جامبی
سوماترای جنوبی
بنگکولو
لامپونگ
بانتن
جاکارتا
جاوه غربی
جاوه مرکزی
منطقه ویژه یوگیاکارتا
جاوه شرقی
بالی
سوندای غربی
سوندای شرقی
کالیمانتان غربی
کالیمانتان مرکزی
کالیمانتان شرقی
کالیمانتان جنوبی
سولاوسی شمالی
ملوک شمالی
سولاوسی مرکزی
گورونتالو
سولاوسی
غربی
سولاوسی جنوبی
سولاوسی جنوب شرقی
ملوک
پاپوآی غربی
پاپوآ

فهرست استان‌های اندونزی که برپایه منطقه دسته‌بندی شده‌است. نام‌های اندونزیایی در پرانتز آمده و نام مرکز استان‌ها نیز پس از آن آمده‌است. در این فهرست در جلوی استان‌های دارای وضعیت ویژه ستاره گذاشته شده‌است.

سوماترا

    آچه* – بندر آچه
    سوماترای شمالی (Sumatera Utara) – مدان
    سوماترای غربی (Sumatera Barat) – پادانگ
    ریائو – پکانبارو
    جزایر ریائو (Kepulauan Riau) – تانجونگ پینانگ
    جامبی – جامبی
    سوماترای جنوبی (Sumatera Selatan) – پالم‌بانگ
    جزایر بانگکا-بلیتونگ (Kepulauan Bangka-Belitung) – پانگکال پینانگ
    بنگکولو (Bengkulu) – بنگکولو
    لامپونگ – بندر لامپونگ

جاوه

    جاکارتا* (Daerah Khusus Ibu Kota Jakarta)  – Jakarta
    بانتن – سرانگ
    جاوه غربی (Jawa Barat) – باندونگ
    جاوه مرکزی (Jawa Tengah) – سمارانگ
    یوگیاکارتا* (Daerah Istimewa Yogyakarta) – یوگیاکارتا (شهر)
    جاوه شرقی (Jawa Timur) – سورابایا

جزایر سوندای کوچک

    بالی – دنپاسار
    سوندای غربی (Nusa Tenggara Barat) – ماتارام
    سوندای شرقی (Nusa Tenggara Timur) – کوپانگ

   

کالیمانتان

    کالیمانتان غربی (Kalimantan Barat) – پونتیاناک
    کالیمانتان مرکزی (Kalimantan Tengah) – پالانگ‌کارایا
    کالیمانتان جنوبی (Kalimantan Selatan) – بانجارماسین
    کالیمانتان شرقی (Kalimantan Timur) – ساماریندا

سولاوسی

    سولاوسی شمالی (Sulawesi Utara) – مانادو
    گورونتالو (استان) – گورونتالو
    سولاوسی مرکزی (Sulawesi Tengah) – پالو
    سولاوسی غربی (Sulawesi Barat) – ماموجو
    سولاوسی جنوبی (Sulawesi Selatan) – ماکاسار
    سولاوسی جنوب شرقی (Sulawesi Tenggara) – کنداری

جزایر ملوک

    ملوک (استان) – آمبون
    ملوک شمالی (Maluku Utara) – سوفیفی

پاپوآی غربی

    پاپوآی غربی (استان)* (Papua Barat) – مانوکواری
    پاپوآ* – جایاپورا

[نمایش]

    ن
    ب
    و

استان‌های اندونزی


مردم

اندونزی ۲۳۸ میلیون نفر جمعیت دارد و زبان رسمی آنان «اندونزیایی» است ولی به زبانهای مختلف گویش می‌نمایند.
مذهب

حدود ۸۶ درصد از مردم اندونزی مسلمان و بقیه مسیحی، هندو یا بودایی هستند. فرقه اسلامی احمدیه در اندونزی حدود دویست هزار هوادار دارد.[۱۱]

اندونزی که پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان است همواره به داشتن سنت بردباری مذهبی افتخار می‌کرده و در قانون اساسی این کشور آزادی مذهبی تضمین شده‌است ولی در سال‌های اخیر این آزادی مذهبی مورد تهدید قرار گرفته‌است.[۱۱] امروزه قوانین این کشور تبلیغ افکار ناخداباورانه را جرم دانسته و برای کسانی که بخواهند مومنان مسلمان را با باورهای دیگری آشنا کنند تا پنج سال زندان پیش بینی کرده‌است.[۱۲] در اندونزی دین نقش مهمی در آموزش خصوصی دارد و در شرایطی که تعداد مدارس دولتی خوب بسیار اندک است غیر از مدارس دینی گزینه دیگری نیست.

آچه تنها استان اندونزی است که قوانین شریعت می‌تواند در آن اجرا شود. پارلمان محلی آچه در سال ۲۰۰۹ به تنبیه همجنسگرایان با ترکه چوب رای داد، اما فرماندار آچه حاضر به اجرای این رای و تبدیل آن به قانون نشده‌است.[۱۳]

در قانون مجازات «کفرگویی» که در سال ۱۹۶۵ در اندونزی به تصویب رسیده‌است هرگونه دگراندیشی از یکی از شش دین رسمی اندونزی ممنوع اعلام شده‌است.[۱۴] در سال ۱۳۸۷ خورشیدی نهادی اسلامی در اندونزی با صدور فتوایی نرمش‌های یوگا را ممنوع اعلام کرد.[۱۵]

ابوبکر بشیر، روحانی بنیادگرای مسلمان اندونزی، به اتهام همکاری در عملیات تروریستی و سازماندهی یک مرکز آموزش تندروهای مسلح در استان آچه، در غرب اندونزی، محاکمه شده‌است.
اقتصاد
جاکارتا پایتخت اندونزی و بزرگترین مرکز بازرگانی کشور.

اندونزی بزرگترین قدرت اقتصادی جنوب شرقی آسیا است. بنابر آمار سال ۲۰۰۵ تولید ناخالص داخلی اندونزی ۲۸۷ میلیارد دلار بوده‌است که سهم سرانه هر فرد ۴۴۵۸ دلار است. سهم صنعت ۴۰٫۷٪ که بیشتر به فرآوری محصولات کشاورزی و معدنی مشغول است و سهم بخش کشاورزی ۱۴٪ می‌باشد و محصول اصلی اش برنج است. با این حال بیشترین شاغلان در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. ۴۱ میلیون و هشتصد هزار نفر از نیروی کار در بخش کشاورزی شاغلند. که کشاورزانی هستند که حرفه‌ای نیستند و در سطح کلان تولید نمی‌کنند. اما هم کشاورزان بزرگ و هم روستاییان مقدار زیادی لاستیک، چای، قهوه، تنباکو و ادویه تولید و صادر می‌کنند. از دوران استعمار هلند زیرساخت مناسب آبیاری در کشاورزی برای اندونزی به جا مانده است.[۱۰]

بیشترین صادرات اندونزی به کشورهای آمریکا و ژاپن و چین و سنگاپور می‌باشد. اندونزی از لحاظ معدنی کشوری غنی می‌باشد و معادن نفت، گاز طبیعی، قلع، نیکل، زغال سنگ، بوکسیت و مس در این کشور موجود است اما به علت نسبت بیشتر جمعیت به ثروت جمعیت مردم فقیر زیاد است. صنعت معدنکاری سهمی ۱۲ درصدی در تولید ناخالص داخلی اندونزی دارد. یکی دیگر از منابع کسب درآمد برای اندونزی صنعت گردشگری است.

در اواخر دهه ۹۰ میلادی که بازارهای اقتصادی در آسیا دچار مشکلات شدید شد، ارزش پول اندونزی نیز بشدت سقوط کرد و سوهارتو ناچار شد تا اصلاحات اقتصادی شدیدی را انجام دهد و در همین رابطه با صندوق بین‌المللی پول برای کمکی به ارزش بیش از ۴۰ میلیارد دلار به توافق رسید. نارضایتی‌های سیاسی و در خواست استعفای سوهارتو، از پیامدهای این مشکلات اقتصادی بود. در مارس سال ۱۹۹۸ سوهارتو برای چندمین بار به قدرت رسید. اما مشکلات برای دولت همچنان ادامه داشت.

در میان سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ شمار میلیونرها در اندونزی رشد فزاینده‌ای داشته‌است اما هنوز نیمی از مردم با درآمد روزی کمتر از دو دلار زندگی می‌کنند. تنها ۱۰ درصد کسانی که کار می‌کنند مالیات می‌پردازند و دولت برای تامین آموزش رایگان و بهداشت مشکل دارد.[۱۶]

تولید نفت در اندونزی بسیار کم است و این میزان تنها برای تامین نیازهای داخلی این کشور صرف می‌شود ولی با این حال اندونزی بزرگترین تولیدکننده نفت در کشورهای جنوب شرقی آسیا به‌شمار می‌آید.[۱۷]

اندونزی به دلیل فرسودگی چاه‌های نفت و کمبود تولید نفت در این کشور در ماه مه ۲۰۰۸ از سازمان اوپک خارج شد.[۱۷]
محیط زیست

اندونزی دارای بزرگ‌ترین جنگل‌ها در کشورهای جنوب شرق آسیا است به طوری که ۱۲۰ میلیون هکتار آن را جنگل‌های بارانی تشکیل داده‌است. حریق در جنگل‌های اندونزی به رویدادی سالانه در فصل خشک کشور تبدیل شده و تا کنون برای کشورهای همسایه آلودگی زیادی ایجاد کرده‌است. افزایش تقاضا برای تهیه روغن درخت نخل در هند نیز موجب تخریب نگران‌کننده جنگل‌های استوایی در اندونزی شده‌است. دولت اندونزی در ابتکاری زیست‌محیطی زوج‌های جوان را ملزم کرده قبل از ازدواج خود یک درخت بکارند.[۱۸]
    این بخش نوشتار نیازمند گسترش است.
فرهنگ

هنر نقاشی در بالی هنری دارای سنت و پیشینه است. تماس هنرمندان محلی با سبک نقاشی اروپایی در سده بیستم روی داد. امروزه البته در جاوه مرکزی روش‌های نقش‌پردازی کلاقه‌ای که از روش‌های بسیار قدیمی اندونزیایی است رفته‌رفته کاربردهای بیشتری در نقاشی‌ها پیدا می‌کنند.

موسیقی در اندونزی انواع گوناگونی داد ولی معروف‌ترین آن موسیقی گاملان است که موسیقی سنتی دربارهای جاوه و بالی به‌شمار می‌آید. امروزه تمام سبک‌های موسیقی پاپ نیز به زبان ملی (اندونزیایی) و یا به زبان محلی خوانده می‌شود. افزون بر این سبک‌های عامه‌پسندی مانند کرونتیونگ، دانگ‌دوت، کاپورساری و جایپونگان نیز رایج‌اند.

کشورهای اسلامی

کشورهای اسلامی به کشورهایی گفته می‌شود که دین رسمی آن‌ها یا دین بیشتر جمعیت آنان اسلام است. بیشتر کشورهای اسلامی در خاورمیانه، آسیای میانه، شمال آفریقا، و جنوب شرقی آسیا هستند. اندونزی پرجمعیتترین کشور اسلامی است. همهٔ کشورهای اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی عضویت دارند.