اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

هنرستان

دانش آموزان در ایران، در صورت تمایل به دست آوردن مهارت‌های فنی یا هنری پس از پایان سال نخست دبیرستان به هنرستان می‌روند. هنرستان یک دوره ۲ ساله آموزش فن و هنر است و بیش از ۱۰۰ رشته مختلف دارد.

افرادی که هنرستان را به پایان می‌رسانند بدون گذراندن دوره پیش دانشگاهی می‌توانند در کنکور کاردانی پیوسته(فوق دیپلم) شرکت کنند. در صورت تمایل امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر وجود دارد. شهر تبریز ( شهر اولین ها ) در موردهنرستان نیز قدیمی ترین آنها را داراست که تعدادی از آنها توسط آلمانی ها ساخته شده است مانند هنرستان فنی وحدت واقع در باغ گلستان و سایر هنرستان هایی جدید که علاوه بر فنی، حرفه ای و کاردانش نیز هستند نظیر هنرستان همت واقع در ولیعصر.


رشته‌ها در دوره فنی و حرفه‌ای

زمینه خدمات :
گروه بهداشت : کودکیاری
گروه مدیریت خانواده : مدیریت خانواده
گروه اداری و مالی : حسابداری بازرگانی
گروه کامپیوتر : کامپیوتر
گروه هنر : انیمیشن ، سینما ، صنایع دستی ، طراحی و دوخت ، مرمت آثار فرهنگی ، موسیقی مبانی آهنگسازی ، موسیقی نوازندگی سازهای ایرانی ، موسیقی نوازندگی ساز جهانی ، نقاشی ، نقشه کشی معماری ، نمایش ، پشتیبانی صحنه ، چاپ دستی ، گرافیک
زمینه صنعت :
گروه برق : الکترونیک ، الکترو تکنیک
گروه علوم و فنون دریایی : الکترونیک و مخابرات دریایی ، مکانیک موتور های دریایی ، ناوبری
گروه عمران : ساختمان ، نقشه برداری
گروه مواد : سرامیک ، صنایع شیمیایی ، صنایع نساجی ، متالوژی ، معدن
گروه مکانیک : تاسیسات ، ساخت و تولید ، صنایع فلزی ، صنایع چوب و کاغذ ، مکانیک خودرو ، نقشه کشی عمومی ، چاپ
زمینه کشاورزی :
امور دامی ، امور زراعی و باغی ، صنایع غذایی ، ماشین های کشاورزی
رشته‌ها در دوره کار دانش

زمینه ی صنعت

گروه برق
الکتروتکنیک: برق ساختمان ، برق صنعتی ، برق ماشین آلات ، تابلوسازی برق صنعتی ، تعمیر وسایل برقی خانگی ، شبکه های هوایی ، ماشین های الکتریکی ، نصب و سرویس آسانسور
الکترونیک :الکترونیک صنعتی ،تعمیر تلویزیون رنگی ، تعمیر دستگاههای پزشکی ،تعمیر ماشینهای اداری ، تعمیرتلفنهای رومیزی و همراه ، سیسمتهای صوتی تصویری
کنترل: اتوماسیون صنعتی ، تعمیرابزار دقیق ، میکروکنترولر AVR

گروه سرامیک
سفالگری :سفال و لعاب ،سفالگری ، معرق کاشی ،کاشی سازی هفت رنگ
صنایع شیشه ای  :شیشه گری ،شیشه گری آزمایشگاهی ،عینک سازی (اپتیک)

گروه شیمی
شیمی صنعتی:آبکاری فلزات ، فرآوری چرم

گروه عمران:

ساختمان: بتنکاری ساختمان، ساختمان سازی ، سنگ و کاشی کاری ، کارهای عمومی ساختمان ،کارهای فلزی ساختمان
معماری:تزئینات داخلی ساختمان ، طراحی معماری داخلی ،معماری آیینه کاری ،معماری داخلی، نقشه کشی ساختمان ، هنر آینه کاری

گروه مواد
سرامیک: سرامیک سازی
متالوژی : ریخته گری ، مدلسازی

گروه مکانیک
تاسیسات:آبگرمکن خورشیدی ، تأسیسات بهداشتی ساختمان ،تأسیسات تهویه مطبوع ساختمان، تأسیسات حرارتی برودتی ، تأسیسات گازرسانی، تأسیسات گرمایی ساختمان، تعمیر دستگاههای گازسوز،تعمیر چیلرتراکمی ، تعمیرپمپ و شیر ، دستگاههای سردکننده
ساخت و تولید: تراشکاری ، تراشکاری CNC ،تراشکاری و فرزکاری ، تعمیر ماشین ابزار ،فرزکاری ،فرزکاری CNC ، قالب سازی فلزی ، ماشین ابزار ، مکانیک صنایع ، نقشه کشی صنعتی به کمک رایانه، پلاستیک کاری
سازه های فلزی: بازرسی جوش اسکلت فلزی ، جوشکاری برق ،جوشکاری برق و گاز ،جوشکاری گاز ،جوشکاری گاز محافظ 2OC ،درو پنجره سازی آلومینیومی ، درو پنجره سازی آهنی ، ورقکاری
صنایع دریایی: ساخت شناور فایبرگلاس
صنایع چوبی:تزئینات داخلی چوبی ، رنگ کاری مصنوعات چوبی ، ساخت شناورهای چوبی صیادی ، کابینت سازی چوبی ،کاربری دستگاه CNC چوب
عیب یابی و تعمیر: تعمیر برق اتومبیل ،تعمیر ماشینهای راهسازی ، تعمیر موتور خودرو ، تعمیر موتور دیزل دریایی ، تعمیر موتور و برق خودرو ، تعمیر موتورسیکلت ، تعمیربدنه اتومبیل ،تعمیرخودروهای تجاری ، تعمیرموتور قایق ،خدمات فنی خودرو ، صافکاری نقاشی خودرو
معدن :استخراج معدن ، فرآوری سنگ
نساجی: ریسندگی ، قالی بافی ماشینی ، نساجی عمومی
چاپ : چاپ افست

زمینه ی خدمات
حمل و نقل : حمل ونقل هوایی
خدمات اجتماعی : آتشنشانی ، هتلداری و سیاحتی ، پیرایشگری
خدمات غذایی : آشپزی ، کنترل تولید مواد
صنایع دستی : صنایع دستی ظریف ، هنرفرش
کامپیوتر  : کامپیوتر
مالی و اداری : امور اداری ، امور بازرگانی ، امور مالی
هنر : فرهنگی ادبی ، کارهای هنری درخانه ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، هنرهای نمایشی
پوشاک : خیاطی ، کفش و سراجی
بهداشت و درمان : پیراپزشکی
زمینه ی کشاورزی
امور باغی : درختکاری ، سبزیکاری ، فضای سبز ، گل کاری
امور دام و طیور: بهداشت دام و طیور ، دام ، طیور
امور زراعی : زراعت ، گیاهان دارویی
جنگل و مرتع : آبخیزداری ، جنگل ، جنگل و مرتع ، مرتع
حشراتت مفید : زنبور عسل ، کرم ابریشم
شیلات: آبزیان
صنایع غذایی : فرآورده های آبزیان ، فرآورده های دامی
ماشین های کشاورزی: تعمیر ماشینهای کشاورزی ، کاربری ماشینهای کشاورزی

دانشگاه فنی و حرفه‌ای

دانشگاه فنی و حرفه‌ای (به انگلیسی: Iran Technical and Vocational University ) یکی از مراکز آموزش عالی تحت نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است که وظیفه مدیریت دانشکده‌ها و آموزشکده‌های فنی و حرفه‌ای سراسر کشور را بر عهده دارد. این دانشگاه با بیش از ۱۷۶ آموزشکده و دانشکده در سطح کشور و بیش از ۲۲۰ هزار دانشجو بزرگترین دانشگاه‌ ایران است.

این دانشگاه در ابتدا تحت عنوان «مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم» و از زیر مجموعه‌های وزارت آموزش و پرورش بود که در سال ۱۳۹۰ با مصوبه مجلس شورای اسلامی به «دانشگاه فنی و حرفه‌ای» تغییر نام داد و با تمام اختیارات و امکانات به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پیوست.

تعداد ۱۶۵ دانشکده فنی و حرفه‌ای در دو سطح کاردانی پیوسته با ۵۴ رشته و کارشناسی ناپیوسته با ۲۶ رشته در استان‌های مختلف کشور زیرمجموعه این دانشگاه است. از این تعداد ۱۱۴ مرکز پسرانه و ۵۱ مرکز دخترانه هستند.[۱]

دانشگاه فنی و حرفه‌ای دانشجویان خود را از بین دانش آموختگان دوره متوسطه نظام جدید هنرستان‌ها یا شاخه کاردانش و یا فارغ‌التحصیلان دورهٔ چهار ساله نظام قدیم هنرستان‌ها انتخاب می‌نماید.

محتویات

    ۱ ریاست
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

ریاست

در سال 1392 دکتر مسعود شفیعی استاد تمام دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر ریاست این دانشگاه را به عهده گرفت.

پیش‌دانشگاهی

در نظام آموزشی ایران سال آخر تحصیلات قبل از دانشگاه پیش‌دانشگاهی نامیده می‌شود. معاونت متوسطه نظری مهارتی سازمان‌های آموزش و پرورش بر این مقطع نظارت دارند. بر اساس قانون سال ۱۳۹۰ دانش آموزان در این مقطع باید در کلاس های خود به طور حضوری شرکت کنند.
حذف دوره‌ی پیش‌دانشگاهی

دوره‌ی پیش‌دانشگاهی بر اساس رای تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ و در راستای سند تحویل بنیادین آموزش و پرورش حذف شد.[۱]
تغییر نام پیش دانشگاهی

در سال تحصیلی ۱۳۸۹ آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، نام مقطع پیش دانشگاهی را به سال چهارم دبیرستان تغییر داد و مراکز دبیرستان و پیش دانشگاهی را یکی کرد.

کاردانی

کاردانی یا فوق دیپلم، به دوره‌ای از آموزش‌عالی گفته می‌شود که پیش‌نیاز آن، دیپلم متوسطه یا مدرک پیش‌دانشگاهی[۱] است. به کسی که این دوره را با موفقیت به پایان برساند، مدرک کاردانی اعطا می‌شود. تعداد واحدهای درسی دوره کاردانی بر حسب رشته، حداقل ۶۷ و حداکثر ۷۸ واحد و طول دوره معمولاً دو سال است. بر اساس مقررات آموزشی، سقف مجاز تحصیل این دوره سه سال تعیین شده است. [۲] گفتنی است این دوره معادل دوره کالج یا Associates Degree است.

محتویات

    ۱ انواع کاردانی
        ۱.۱ کاردانی پیوسته
        ۱.۲ کاردانی ناپیوسته
    ۲ منابع

انواع کاردانی

در ایران، دوره کاردانی یا فوق دیپلم بر دو نوع است:
کاردانی پیوسته

که ویژه فارغ التحصیلان هنرستان‌های «فنی و حرفه‌ای» یا «کار و دانش» است. این افراد، برای شروع به تحصیل در دوره کاردانی، ملزم به ارایه مدرک دیپلم و شرکت در آزمون کاردانی پیوسته هستند. دانشکده های فنی و حرفه ای سما دانشگاه های آزاد اسلامی یکی از برگزارکنندگان اصلی این دوره های می باشند. [۳]
کاردانی ناپیوسته

که ویژه فارغ التحصیلان پیش‌دانشگاهی است. این افراد، برای شروع به تحصیل در دوره کاردانی، ملزم به شرکت در آزمون سراسری هستند. تعداد واحدهای درسی دوره کاردانی ناپیوسته ۷۸ واحد درسی می باشد. در سال 1392 دانشکده های فنی سما دانشگاه آزاد اسلامی با شرط معدل از بین داوطلبان اقدام به ثبت نام نمود.

آموزش عالی

آموزش عالی به سطحی از آموزش گفته میشود که در دانشگاه‌ها، کالج‌ها و موسسات فن‌آوری که مدرک دانشگاهی ارائه می‌گردد.

محتویات

    ۱ آموزش عالی در کشورها و مناطق جهان
        ۱.۱ آموزش عالی در ایران
        ۱.۲ آموزش عالی در آمریکا
        ۱.۳ آموزش عالی در اسرائیل
        ۱.۴ آموزش عالی در اروپا
        ۱.۵ آموزش عالی در هلند
    ۲ منابع

آموزش عالی در کشورها و مناطق جهان

در سال ۲۰۱۲ رتبه بندی کشورهای دنیا از نظر تعداد تحصیل کردگان آموزش عالی به نسبت جمعیت از قرار زیر بود[۱][۲]:
رتبه     کشور     درصد جمعیت با تحصیلات دانشگاهی
۱     کانادا     ۵۱%
۲     اسرائیل     ۴۶%
۳     ژاپن     ۴۵%
۴     آمریکا     ۴۲%
۵     نیوزلاند     ۴۱%
۶     کره جنوبی     ۴۰%
۷     انگلیس     ۳۸%
۸     فنلاند     ۳۸%
۹     استرالیا     ۳۸%
۱۰     ایرلند     ۳۷%
آموزش عالی در ایران

آموزش عالی در ایران بخشی از آموزش و پرورش در ایران است و در حال حاضر زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران (برای علوم مربوط به درمان و بهداشت) اداره و سازماندهی می‌شود.

دانشگاه‌های ایران ارائه دهنده آموزشهای دانشگاهی می‌باشند که منتهی به مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می‌گردد.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر یک پیمان بین‌المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است. این اعلامیه نتیجهٔ مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسان‌ها مستحق آن هستند را به‌صورت جهانی بیان می‌دارد. متن کامل این بیانیه بر روی وب‌گاه سازمان ملل متحد منتشر شده است.[۱]

اعلامیهٔ مذکور شامل سی ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کرده‌است. لایحه جهانی حقوق بشر از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و دو پروتکل انتخابی آن تشکیل شده است. در سال ۱۹۶۶ مجمع عمومی دو لایحه جزئی‌تر مذکور را به‌تصویب رساند. در سال ۱۹۷۶ هنگامی که لایحه جهانی حقوق بشر توسط تعداد کافی از ملت‌ها مورد تایید قرار گرفت، به حقوق بین‌الملل تبدیل شد.[۲]

مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزام‌آور بوده و از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردارست، زیرا به صورت گسترده‌ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می‌رود. کشورهای تازه استقلال یافتهٔ زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند.[۳]

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ ریشه‌ها
        ۱.۲ تصویب
    ۲ پروتکل‌های اختیاری
    ۳ ترجمه‌ها
    ۴ متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
        ۴.۱ مقدمه
        ۴.۲ مواد اعلامیه
            ۴.۲.۱ مادهٔ ۱
            ۴.۲.۲ مادهٔ ۲
            ۴.۲.۳ مادهٔ ۳
            ۴.۲.۴ مادهٔ ۴
            ۴.۲.۵ مادهٔ ۵
            ۴.۲.۶ مادهٔ ۶
            ۴.۲.۷ مادهٔ ۷
            ۴.۲.۸ مادهٔ ۸
            ۴.۲.۹ مادهٔ ۹
            ۴.۲.۱۰ مادهٔ ۱۰
            ۴.۲.۱۱ مادهٔ ۱۱
            ۴.۲.۱۲ مادهٔ ۱۲
            ۴.۲.۱۳ مادهٔ ۱۳
            ۴.۲.۱۴ مادهٔ ۱۴
            ۴.۲.۱۵ مادهٔ ۱۵
            ۴.۲.۱۶ مادهٔ ۱۶
            ۴.۲.۱۷ مادهٔ ۱۷
            ۴.۲.۱۸ مادهٔ ۱۸
            ۴.۲.۱۹ مادهٔ ۱۹
            ۴.۲.۲۰ مادهٔ ۲۰
            ۴.۲.۲۱ مادهٔ ۲۱
            ۴.۲.۲۲ مادهٔ ۲۲
            ۴.۲.۲۳ مادهٔ ۲۳
            ۴.۲.۲۴ مادهٔ ۲۴
            ۴.۲.۲۵ مادهٔ ۲۵
            ۴.۲.۲۶ مادهٔ ۲۶
            ۴.۲.۲۷ مادهٔ ۲۷
            ۴.۲.۲۸ مادهٔ ۲۸
            ۴.۲.۲۹ مادهٔ ۲۹
            ۴.۲.۳۰ مادهٔ ۳۰
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

تاریخچه

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم[۳]بود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.
ریشه‌ها

پس از فاجعه تاریخی ناسیونال سوسیالیسم در آلمان نازی و جنایات نژادپرستانه آدولف هیتلر علیه یهودیان و جنایات او علیه دگراندیشان، مخالفان و مردم کشورهای دیگر، اتحادی جهانی برای تشکیل یک نظم نوین جهانی به وجود آمد، که قرار شد بر پایه ارزش‌های مدرن حقوق بشر مقرر شود. فعالان و اندیشمندان حقوق بشر به این امر واقف بودند، که پیروزی بر دیکتاتوری نازی‌ها و دولت‌هایی که متحدین آلمان نازی بودند، به تنهایی نمی‌تواند به صلح سیاسی در جهان منجر شود.

پیش از ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی دوم، رئیس جمهوری آمریکا، فرانکلین روزولت، و نخست وزیر انگلستان، وینستون چرچیل، در اوت ۱۹۴۱ وقتیکه در یک کشتی جنگی انگلیسی به نام «پرینس آف ویلس» حضور داشتند، «منشور آتلانتیک» را به جهان اعلام کردند. هدف «منشور آتلانتیک» بنیانگذاری صلح نوین جهانی بود، که قرار است در آن «همه انسان‌ها در همه کشورهای جهان یک زندگی آزاد و بدون فقر داشته باشند.»

در ژانویه ۱۹۴۲ بیست و پنج کشور عضو «ائتلاف ضد هیتلری» بیانیه سازمان ملل را امضاء کردند. همه این رویدادهای تاریخی پله‌هایی بودند که به تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر منتهی شدند. اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوبه ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ میلادی دستاوردی است که به دنبال جنگ جهانی دوم شکل گرفت. آزادی‌هایی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح هستند توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، فرانکلین روزولت، در ژانویه ۱۹۴۱، یعنی هفت سال قبل از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، در کنگره آمریکا مطرح شده بودند. روزولت به شهروندان آمریکایی و به شهروندان تمام جهان پیام و نوید چهار آزادی را برای آینده جهان بشری داده بود: آزادی بیان، آزادی عقیده و رهایی از هر نوع ترس و فقر. این چهار آزادی از یک سو هدف اول مورد حمله از سوی حاکمان هر دیکتاتوری و از سوی دیگر میزان ابتدایی نوع آزادی در یک کشور هستند. در جامعه ایی که انسان‌ها نتوانند بصورت آزاد افکار خود را بیان کنند و در آن مورد بنویسند، در جامعه ایی که انسان‌ها اجازه ندارند آزادانه به دین، یا فلسفه و جهانبینی یا به یک هدف سیاسی اعتقاد داشته باشند، در جامعه‌ای که مقامات کشور با هدف به وجود آوردن رعب و وحشت و ترس مردم را سرکوب می‌کنند و امنیت مردم را نابود می‌کنند و در جامعه‌ای که مقامات کشور نتوانند حداقل رفاه زندگی را برای همه شهروندان فراهم کنند، ابتدایی‌ترین شرایط یک زندگی آزاد از بین برده شده است. به این خاطر بود که روزولت بر این چهار مورد آزادی پافشاری می‌کرد.

در مقدمه این اعلامیه آمده که هدف این حقوق جدید بشری، تبلور آرمان مشترکی است که برای همه ملل این جهان است. در جمله اول این مقدمه به فاجعه اعمال وحشیانه ناسیونال سوسیالیسم آلمان اشاره شده و به اهمیت حقوق نوین بشری صحه گذاشته می‌شود: «… از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکیل می‌دهد، عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه‌ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته؛ و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است…»

این نکات متعاقبا در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز مطرح شدند. البته خواست‌های آزادی دین و بیان هم در دهه هفتاد قرن هجدهم در انقلاب آمریکا و هم در دهه هشتاد قرن هجدهم در انقلاب فرانسه مطرح شده بودند. ایده آزادی و رهایی از ترس و فقر تصوراتی بدعت آور بودند که آرمان‌های حقوق بشری را برای شهروندان همه کشورها در سطح جهانی منقلب کردند. این خواست نیز قبلا در برنامه «نیو دیل» توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فرانکلین روزولت مطرح شده بود و تجلی سیاست اجتماعی او در جواب به بحران اقتصاد جهانی سال‌های اول دهه سوم قرن بیستم بود. روزولت به این نتیجه رسیده بود که سیاست کشور باید در بازار آزاد دخالت کند تا حق اقتصادی و اجتماعی فقرا پایمال نشود. هدف روزولت بهبودی وضع اقتصادی و اجتماعی ناتوان‌ترین و فقیرترین قشرها جامعه بود. روزولت با پیش بردن برنامه اقتصادی سیاسی «نیو دیل» که به گمان خودش یک نوع «سند حقوقی دوم» بود، امکانات حقوقی، اجتماعی و اقتصادی جدیدی را برای بهبود وضع توده‌های فقیر در آمریکا به وجود آورد. در ماه آوریل ۱۹۴۵ ایالات متحده آمریکا همراه با چندین کشور دیگر، باقی دولت‌های جهان را برای تاسیس سازمان ملل متحد به سانفرانسیسکو دعوت کردند. یک سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۹۴۴ در واشینگتن، طرحی توسط کشورهای بزرگ غربی برای تاسیس یک سازمان بین‌المللی ریخته شده بود. قرار بر این بود که سازمان جدیدی به نام سازمان ملل متحد جایگزین اتحادیه ملل شود که در دهم ژانویه ۱۹۲۰ تاسیس شده بود. متعاقبا سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ تاسیس شد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ قطعنامه ۲۱۷، یعنی اعلامیه جهانی حقوق بشر را در پاریس به تصویب رساند.

آنا الینر روزولت، یکی از مهم‌ترین مولفین اعلامیه جهانی حقوق بشر، و رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد بود. او همسر سی و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، فرانکلین روزولت، نیز بود.
تصویب

در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی اعلامیه جهانی با ۴۸ رأی موافق، بدون رأی مخالف و ۸ نمایندهٔ غایب به‌تصویب رسید. شوروی، جمهوری سوسیالیستی شوروی اوکراین، جمهوری سوسیالیستی بلاروس شوروی، جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی، جمهوری خلق لهستان، چکسلواکی، عربستان سعودی و اتحادیه آفریقای جنوبی هشت نماینده‌ای بودند که در جلسه تصویب حضور نداشتند.[۴][۵] هندوراس و یمن (که در آن دوره جزو کشورهای عضو بودند) رأی ممتنع دادند.[۶]

عدم حضور اتحادیه آفریقای جنوبی را می‌توان به‌دلیل نظام آپارتاید دانست، که عملکرد آن مستقیماً با تعدادی از مواد بیانیه در تناقض است.[۴] غیبت نماینده عربستان سعودی نیز به‌دلیل مخالفت با ۲ ماده از اعلامیه بود: ماده ۱۸ که به همگان «حق تغییر دین و باور» می‌دهد و ماده ۱۶ که در مورد «برابری حقوق در ازدواج» سخن می‌گوید.[۴] النور روزولت دلیل غیبت شوروی را ماده ۱۳ بیانیه می‌داند که به شهروندان اجازه می‌دهد تا کشور خود را ترک کنند.[۷]

کشورهای زیر به اعلامیه رأی مثبت دادند:[۸]

    افغانستان
    آرژانتین
    استرالیا
    بلژیک
    بولیوی
    برزیل
    میانمار
    کانادا
    شیلی
    چین
    کلمبیا
    کاستاریکا
    کوبا
    دانمارک
    جمهوری دومینیکن
    اکوادور
    مصر
    السالوادور
    اتیوپی
    فرانسه
    یونان
    گواتمالا
    هایتی
    ایسلند
    هند
    ایران
    عراق
    لبنان
    لیبریا
    لوکزامبورگ
    مکزیک
    هلند
    نیوزیلند
    نیکاراگوئه
    نروژ
    پاکستان
    پاناما
    پاراگوئه
    پرو
    فیلیپین
    سیام (تایلند امروزی)
    سوئد
    سوریه
    ترکیه
    انگلستان
    ایالات متحده امریکا
    اوروگوئه
    ونزوئلا

با وجود نقش کلیدی جان هامفری کانادایی، دولت کانادا حاضر به دادن رأی موافق به پیش‌نویس نشد اما در نهایت در مجمع عمومی به نسخهٔ نهایی رأی مثبت داد.[۹]
پروتکل‌های اختیاری
نوشتار اصلی: میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
نوشتار اصلی: میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی

اعلامیه جهانی حقوق بشر همراه با دو میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی و سیاسی مهم‌ترین اسناد بین‌المللی حقوق بشر را تشکیل می‌دهند.[۳]
ترجمه‌ها

بنا به گزارش کتاب رکوردهای گینس، اعلامیه جهانی حقوق بشر رکورد بیشترین ترجمه را در بین مکتوبات در طول تاریخ به خود اختصاص داده‌است.[۱۰] متن آن تا به حال به ۳۰۰ زبان مختلف ترجمه شده است.
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
مقدمه

از آنجا که بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانوادهٔ بشری بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان است،

از آنجا که بی اعتنایی و تحقیر حقوق انسان به انجام کارهای وحشیانه انجامیده به طوری که وجدان آدمی را در رنج افکنده است، و پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند، به مثابه عالیترین آرزوی همگی انسانها اعلام شده است،

از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین راهکار، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به پاسداری حقوق بشر از راه حاکمیت قانون همت گمارد،

از آنجا که بایسته است تا روابط دوستانه بین ملتها گسترش یابد،

از آنجا که مردمان «ملل متحد» در «منشور»، ایمان خود به اساسی ترین حقوق انسانها، در حرمت و ارزش نهادن به شخص انسان را نشان داده و در حقوق برابر زن و مرد هم پیمان شده‌اند و مصمم به ارتقای توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی در فضای آزادترند،

از آنجا که «ممالک عضو»، در همیاری با «ملل متحد»، خود را متعهد به دستیابی به سطح بالاتری از حرمت جهانی برای حقوق بشر و آزادی‌های زیربنایی و دیده بانی آن کرده‌اند،

از آنجا که فهم مشترک از چنین حقوق و آزادیها از اهم امور برای درک کامل چنین تعهدی است،

بنابراین، هم اکنون، «مجمع عمومی»،

این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استاندهٔ مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان می‌کند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین‌المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.
مواد اعلامیه
مادهٔ ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.
مادهٔ ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.
مادهٔ ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.
مادهٔ ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.
مادهٔ ۵

هیچ‌کس نمی‌بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.
مادهٔ ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.
مادهٔ ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.
مادهٔ ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذی‌صلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه‌ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته‌اند.
مادهٔ ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.
مادهٔ ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.
مادهٔ ۱۱

    هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه‌ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.
    هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین‌المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمی‌بایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی‌بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

مادهٔ ۱۲

هیچ احدی نمی‌بایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.
مادهٔ ۱۳

    هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه‌ای] درون مرزهای مملکت است. # هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

مادهٔ ۱۴

    هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.
    چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

مادهٔ ۱۵

    هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.
    هیچ احدی را نمی‌بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

مادهٔ ۱۶

    مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده‌ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.
    عقد ازدواج نمی‌بایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.
    خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیلهٔ جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

مادهٔ ۱۷

    هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.
    هیچ‌کس را نمی‌بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

مادهٔ ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.
مادهٔ ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.
مادهٔ ۲۰

    هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.
    هیچ‌کس نمی‌بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

مادهٔ ۲۱

    هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.
    هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.
    ارادهٔ مردم می‌بایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده‌ای می‌بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می‌بایست به صورت مخفی یا به طریقه‌ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

مادهٔ ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین‌المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانهٔ شخصیت خویش، به دست آورد.
مادهٔ ۲۳

    هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.
    هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.
    هر کسی که کار می‌کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانوادهٔ خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز می‌بایست در صورت نیاز از پشتیبانی‌های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.
    هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه‌های صنفی بپیوندد.

مادهٔ ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی‌های دوره‌ای همراه با حقوق است.
مادهٔ ۲۵

    هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان‌های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره‌مند گردد.
    دورهٔ مادری و دورهٔ کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همهٔ کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می‌بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

مادهٔ ۲۶

    آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش می‌بایست، دست کم در دروه‌های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می‌بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای نیز می‌بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی‌های فردی صورت پذیرد.
    آموزش و پرورش می‌بایست در جهت رشد همه جانبهٔ شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه‌های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.
    پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

مادهٔ ۲۷

    هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه‌های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره‌مند شود.
    هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

مادهٔ ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین‌المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.
مادهٔ ۲۹

    هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبهٔ او میسر می‌گردد، مسئول است.
    در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می‌بایست تنها زیر محدودیت‌هایی قرار گیرد که به واسطهٔ قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی‌های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط‌های عادلانهٔ اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.
    این حقوق و آزادی‌ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف‌ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

مادهٔ ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه‌ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در این «اعلامیه» باشد.

زبان گرجی

زبان گرجی (به گرجی: ქართული ენა) (تلفظ: kartuli ena) زبان مردم گرجی و زبان رسمی کشور گرجستان است.

زبان گرجی یکی از زبان‌های قفقازی و از خانوادهٔ زبان‌های کارتولیایی می‌باشد. این زبان جزو ۱۴ زبانی است که دارای الفبا هستند.

خط گرجی یکی از قدیمی‌ترین سیستم‌های نوشتاری جهان و در عین حال، الفبای کنونی گرجی، مدرن‌ترین الفبای دنیا محسوب می‌شود.

قدیمی‌ترین کتیبهٔ کشف شده از زبان گرجی مربوط به قرن اول قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود ۲،۰۰۰ سال پیش است.[۱]

محتویات

    ۱ زبان گرجی
    ۲ خط گرجی
    ۳ الفبای گرجی
    ۴ خوشنویسی گرجی
    ۵ نمونه زبانی
    ۶ پانویس
    ۷ منابع

زبان گرجی

زبان گرجی در شمار زبان‌های قفقازی است و زبان‌های قفقازی به آن دسته از زبان‌ها گفته می‌شود که در منطقهٔ قفقاز بین دریای سیاه و دریای خزر با آن ارتباط برقرار می‌شود.

زبان‌های قفقازی را از دیدگاه طبقه‌بندی منطقه‌ای می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

    منطقهٔ شمال غربی قفقاز که شامل زبان‌های آبخاز - آدیقی می‌شود.
    منطقهٔ شمال شرقی قفقاز که شامل زبان‌های ناخی – داغی می‌شود.
    منطقهٔ جنوب قفقاز که شامل زبان‌های کارتولی (گرجی) می‌شود.

گروه کارتولی شامل زبان‌های: گرجی، مگرلی، لاز و سوان است. زبان گرجی به زبان ادبی و علمی از زبان‌های کارتولی اطلاق می‌شود و زبان رسمی کشور گرجستان می‌باشد.[۲]
خط گرجی

خط گرجی یکی از قدیمی‌ترین سیستم‌های نوشتاری جهان است. با استناد به کتاب باستانی «سرگذشت کارتلی»، خط گرجی به وسیلهٔ پارناواز یکم پادشاه گرجستان باستان اختراع شده است.

یکی از قدیمی‌ترین سنگنبشته‌های گرجی به وسیلهٔ کوربو باستان‌شناس ایتالیایی در فلسطین کشف شده است و تاریخ کتابت آن در حدود سال ۴۳۳ میلادی تعیین گردیده است. و یکی دیگر از قدیمی‌ترین سنگنبشته‌های گرجی بر دیوار کلیسای بولنیسی واقع در جنوب گرجستان وجود دارد و تاریخ کتابت آن به سال ۴۹۲ میلادی تخمین زده شده است. در اکتشافات اخیر در ایالت کاختی گرجستان نیز اشیایی به دست آمده است که درحدود ۱ قرن پیش از میلاد مسیح بر روی آن‌ها جملات کوتاهی با الفبای گرجی نوشته شده است. [۳]
الفبای گرجی

الفبای گرجی نتیجهٔ تطور الفبایی است که از قرون وسطی در گرجستان رایج بود. الفبای گرجی دارای ۳۳ حرف است که به صامت و مصوت تقسیم می‌شود. در زبان گرجی ۵ مصوت (ა–ე–ი–ო–უ) و ۲۸ صامت وجود دارد و از چپ به راست نوشته می‌شود. [۴]
حروف
ლ     კ     ი     თ     ზ     ვ     ე     დ     გ     ბ     ა
ქ     ფ     უ     ტ     ს     რ     ჟ     პ     ო     ნ     მ
ჰ     ჯ     ხ     ჭ     წ     ძ     ც     ჩ     შ     ყ     ღ
خوشنویسی گرجی

روش‌های خوشنویسی گرجی دارای صدها سال سابقه هستند. کتاب‌های دست‌نویس گرجی متعلق قرن‌های اولیه میلادی، از گنجینه‌های ملی و فرهنگی گرجستان به شمار می‌آیند. مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته است و این راهبان کلیسای ارتودوکس گرجی بوده‌اند که با نسخه‌برداری کتب مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را نگاه داشته‌اند.[۵][۶][۷][۸]
نمونه‌ای از خوشنویسی گرجی
نمونه زبانی

    ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر:

        به زبان گرجی:

    ყველა ადამიანი იბადება თავისუფალი და თანასწორი თავისი ღირსებითა და უფლებებით. მათ მინიჭებული აქვთ გონება და სინდისი და ერთმანეთის მიმართ უნდა იქცეოდნენ ძმობის სულისკვეთებით.

        آوانگاری لاتین:

    Qvela adamiani ibadeba t'avisup'ali da t'anascori tavisi ġirsebit'a da uplebebit'. Mat miničebuli ak'vt' goneba da sindisi da ert'manet'is mimart' unda ik'c'eodnen żmobis suliskvet'ebit'.

    ترجمه به فارسی:
    همهٔ افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و حیثیت و حقوق‌شان با هم برابر است. همهٔ آنها اندیشه و وجدان دارند و باید در برابر یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

فریدون‌شهر

فِرِیدون‌شهر شهری در استان اصفهان ایران است.

این شهر مرکز شهرستان فریدون‎شهر است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۱۴٬۰۰۷ نفر (۴٬۰۶۲خانوار) بوده‌است؛ که اکثر آنها، نوادگان گرجی‌هایی هستند که توسط شاه عباس اول (در جنگ امپراتوری صفویان با استقلال طلبان گرجستان صفوی یعنی کاختی و کارتلی) از گرجستان به ایران تبعید شدند.[۳]

فریدون‌شهر با داشتن جمعیتی حدود ۱۵٬۰۰۰ تَن، مساحتی حدود ۲۰ کیلومتر مربع و میانگین ارتفاع ۲۵۳۰ متر از سطح دریا، پرجمعیت‌ترین و بزرگ‌ترین شهر گرجی ایران و همچنین مرتفع‌ترین شهر ایران است.[۴]

محتویات

    ۱ موقعیت
    ۲ تاریخچه
        ۲.۱ ورود گرجی‌ها به ایران
        ۲.۲ گرجی‌ها در استان اصفهان
            ۲.۲.۱ گرجی‌ها در فریدن
    ۳ وجه تسمیه
        ۳.۱ نام گرجی
        ۳.۲ نام فارسی
    ۴ مردم
    ۵ نگارخانه
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

موقعیت

فریدون‌شهر در حدود ۲۰۰ کیلومتری غرب شهر اصفهان، در دامنهٔ کوه دیدتْسِری (didtseri) و در حومهٔ رود دیدخِوی (didkhevi) قرار دارد. این شهر توسط کوه‌های بلند، تپهٔ تاتاشویلی (tatashvili) و دشت واردیسقِلی (vardisgheli) احاطه شده است و از شرق به مزارع پیریکیتی (pirikiti)، از غرب به کوه تسیخه (tsikhe)، از شمال به قلهٔ دیدتْسِری (didtseri) و از جنوب به تپهٔ تاتاشویلی (tatashvili) محدود می‌شود.

فریدون‌شهر شامل ۱۹ محله و حدود ۴۰۰ سال است که در زاگرس به وجود آمده است.
تاریخچه
جستار وابسته: گرجیان ایران

بنیادگذاران فریدون‌شهر، از گرجی‌های زمان شاه عباس اول هستند که توسط خود او از گرجستان به ایران تبعید شدند و به دستور او عده‌ای از جنگاوران آن‌ها جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد در فریدن ساکن شدند.[۵]
ورود گرجی‌ها به ایران

در نتیجهٔ ۲۵ بار حملهٔ ایرانیان به گرجستان (از صفویه به بعد)، حدود ۳۰۰٬۰۰۰ گرجی به عنوان اسیر به ایران تبعید شدند که ۲۰۰٬۰۰۰ نفر از آنان به یک باره و طی حملهٔ سوم شاه عباس به گرجستان، به عنوان اسیر به ایران تبعید شدند؛ که دلیل این حمله، انتقام شاه عباس از گرجی هاست که در سال ۱۶۲۵ میلادی و در دشت مارتقوپی گرجستان، ارتش ۲۰۰٬۰۰۰ نفری امپراتوری صفویان را نابود کردند.[۶]

پس از تبعید این ۲۰۰٬۰۰۰ اسیر گرجی به ایران، شاه عباس دستور داد که آنها را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند.[۷] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجی‌ها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان می‌رفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستان‌های داخلی ایران روانه شدند.[۸] از تعداد ۲۰۰٬۰۰۰ اسیر گرجی، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند.
گرجی‌ها در استان اصفهان

گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس‌آباد» اصفهان و پس از مدتی با تأسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند.[۹] که به دستور شاه عباس عده‌ای از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به فریدن مهاجرت کردند.[۱۰]
گرجی‌ها در فریدن

تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند، ابتدا در فریدن، شهر افوس را بنیاد گذاردند و سپس عده‌ای از آن‌ها شهرهای «فریدون‌شهر (سوپلی)» و «میاندشت (تورلی)» را بنیان نهادند.[۱۱]

و همچنین عده‌ای دیگر از شهر افوس جهت حفظ دین مسیحیت در «داشکسن» -که یک روستای ارمنی نشین متعصب به دین مسیحیت بود- سکنی گزیدند، و نیز عده‌ای به دلایل نامعلوم آبادی‌های «آغچه» و «بوئین» را بنا کردند.

پس از حملهٔ کریم خان زند به گرجی‌های فریدون‌شهر، ساکنان آن به روستاهای «سیبک»، «چقیورت» و «نهضت‌آباد» مهاجرت کردند.[۱۲][۱۳]

جمعیت گرجی‌های فریدن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ تن است.[۱۴]
وجه تسمیه
نام گرجی

فریدون‌شهر در زبان گرجی مارتقوپی (martghopi) نامیده می‌شود.

مارتقوپی نام دشتی در نزدیکی تفلیس، پایتخت گرجستان است.

در زمان شاه عباس اول، دشت مارتقوپی، محل جنگی بود که میان گرجی‌های استقلال‌طلب متحد و ارتش امپراتوری صفویان روی داد و منجر به شکست صفویان شد. پس از آن به دلایلی اتحاد گرجی‌ها از بین رفت و این بار در مقابل سپاه جدید و تازه‌نفس صفوی شکست خوردند و بازماندگان آن‌ها (شامل بنیان گذاران فریدون شهر) به مجازات نابود کردن ارتش امپراتوری صفویان در دشت مارتقوپی به ایران تبعید شدند.

این شهر همچنین با لفظ سوپلی (sopeli) نیز یاد می‌شود.

سوپلی یک کلمهٔ گرجی، به معنای آبادی است.

پس از حملهٔ کریم خان زند به فریدون‌شهر، عده‌ای از بازماندگان آن‌ها، سه آبادی جدید در جنوب فریدون‌شهر بنا کردند و طبق عادت همیشگی با لفظ سوپلی از فریدون‌شهر یاد می‌کردند. بنا بر این به تدریج نام اصلی فریدون‌شهر یعنی مارتقوپی برای گرجی‌های جنوب منطقه (فریدون‌شهر، چغیورت، سیبک و نهضت‌آباد) فراموش شد و نام سوپلی جایگزین آن شد. اما هنوز گرجی‌های شمال منطقه (بویین و میاندشت، داشکسن، افوس و آغچه) به فریدون‌شهر می‌گویند مارتقوپی.[۱۵][۱۶][۱۷]
نام فارسی
چشمه سراب

از آنجایی که فریدون‌شهر آخرین آبادی از سمت اصفهان بود، میان فارسی‌زبانان با عنوان آخره و به دلیل اینکه بالا سر آبادی دیگری به نام آخره (محله‌ای از فریدون‌شهر امروزی به نام وحدت آباد که محل سکونت فارسی زبان‌ها است) بود، با عنوان آخره بالا نامیده می‌شد.

تا اینکه در سال ۱۳۳۵ با رسیدن جمعیت آخره بالا به ۵٬۰۰۰ تن و بنیان شهرداری در آن و تبدیل شدن روستای آخره بالا به شهر، سه نام جدید بر پایهٔ ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی و انسانی به وزارت کشور پیشنهاد شد:

۱- فریدون‌شهر (به علت حاکمیت فریدون در زمان پیش از اسلام بر این منطقه)

۲- گل شهر (به علت طبیعت سرسبز و گل‌های فراوان منطقه)

۳- گرجی شهر (به علت مردم منطقه)

و انتخاب وزارت کشور چیزی نبود جز «فریدون‌شهر».[۱۸]
مردم

فریدون‌شهر به دلیل مهاجرفرستی بسیار و تولدهای کنترل شده، شاهد کاهش «رشد جمعیت» بوده است. جمعیت کنونی فریدون‌شهر (۱۳۹۰) حدود ۱۵٬۰۰۰ می‌باشد.[۱۹]

مردم فریدون‌شهر (به طور کلی گرجیان فریدن) به دلیل همزیستی با اقوام دیگر (ارمنی، ترک، لر) به تدریج و طی سالیان دراز، از فرهنگ پیشینیان خود (فرهنگ گرجی) دور شده‌اند و دارای پوشش محلی یا آداب و رسوم خاصی نیستند.

مانند بقیهٔ آبادی‌های فریدن تمامی مردم فریدون‌شهر «شیعه اثنی عشری» هستند.

گرجی‌های فریدون‌شهر تماماً به گویش فریدنی زبان گرجی صحبت می‌کنند که حاصل دگرگونی زبانی است که چهارصد سال پیش بدان تکلم می شده و با زبان گرجی معاصر (زبان رسمی جمهوری گرجستان) متفاوت است.

چشمه لنگان

چشمهٔ لنگان چشمه ای است در در روستای سیبک، شهرستان فریدون‌شهر، استان اصفهان.

این چشمهٔ پرآب در فاصلهٔ ۱۷ کیلومتری جنوب‌غرب فریدون‌شهر قرار گرفته‌است. آب این چشمه از زیر تخته‌سنگ‌های بزرگ با فشار زیاد خارج می‌شود که قسمتی از آن با استفاده از ۳ ایستگاه پمپاژ از طریق خط لولهٔ ۱۴ کیلومتری، آب آشامیدنی فریدون‌شهر و روستاهای مجاور آن را تأمین می‌کند. این چشمه و محدودهٔ آن یکی از مهم‌ترین تفرجگاه‌های مردم این منطقه‌است.

شهرستان فریدون‌شهر

شهرستان فریدون‌شهر یکی از ۲۱ شهرستان در استان اصفهان ایران است.

محتویات

    ۱ تقسیمات کشوری
    ۲ جمعیت
    ۳ موقعیت جغرافیایی
    ۴ ویژگیهای اقتصادی
    ۵ مکان‌های دیدنی
        ۵.۱ تفرج گاه
            ۵.۱.۱ پیست اسکی
            ۵.۱.۲ دشت لاله‌های واژگون
            ۵.۱.۳ کوهها
            ۵.۱.۴ غارها
            ۵.۱.۵ آبشارها
            ۵.۱.۶ چشمه‌ها
        ۵.۲ زیارت گاه
            ۵.۲.۱ مقبره امامزادگان
    ۶ منابع

تقسیمات کشوری

شهرستان فریدونشهر دارای یک بخش به نام بخش مرکزی و ۵ دهستان است.

    بخش مرکزی شهرستان فریدون‌شهر
        دهستان برف انبار
        دهستان پشتکوه موگوئی
        دهستان پیشکوه موگوئی
        دهستان چشمه لنگان
        دهستان عشایر

شهرها: فریدونشهر و برف انبار.
جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان فریدون شهر در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۹۳۹۲ نفر بوده است که از این تعداد۱۸۸۷۷ نفر جمعیت شهری و تعداد ۲۰۵۲۰ نفر نیز جمعیت روستایی بوده است جمعیت براورده شده در سال ۱۳۸۹، ۴۱۵۱۶ نفر بوده است.[۴]. تعداد خانوار شهرستان در سال ۱۳۸۵،۹۲۷۵ خانوار برآورد گردیده است که از این تعداد ۴۸۹۲ خانوار در مناطق شهری و ۴۳۸۳ خانوار در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و از نظر بافت اجتماعی و فرهنگی جمعیت این شهرستان از اقوام مختلفی شکل گرفته که مشتمل بر طوایف بختیاری، ترکی، گرجی، ارامنه و فارسی زبان‌ها است.۷۷ /۰% از خانوارهای استان در این شهرستان زندگی می‌کنند. بعد خانوار در شهرستان فریدون شهر ۵ نفر که در خانوارهای شهری ۴/۳۵ و در خانوارهای روستایی ۵/۳ نفر می‌باشد. تراکم جمعیت در شهرستان فریدون شهر در سال ۱۳۷۵ معادل ۱۹/۷ نفر در کیلو متر مربع بوده است که این رقم در سال ۱۳۸۳ به ۱۸/۶ نفر در کیلو متر مربع رسیده است که تابع کاهش نرخ رشد جمعیت شهرستان طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ می‌باشد.[۵]
موقعیت جغرافیایی

این شهرستان با مساحت ۱/۲۲۳۶ کیلومترمربع، درمیان استان‌های لرستان وچهارمحال وبختیاری واقع شده‌است. فاصله آن تا اصفهان ۱۵۵ کیلومتر است.

ویژگیهای طبیعی - فریدونشهر منطقه أی است کوهستانی وارتفاعات آن، عبارت‌انداز: قله شاهان کوه و کوه کلوسه و کوه کمران. کوهستانی‌ترین منطقه شهرستان ناحیه پشتکوه موگویی است و بعدناحیه چناررود می‌باشد. آب وهوای فریدونشهر معتدل کوهستانی است. پراکندگی باران وبرف درطول سال دست کم ۸ ماه و ذخیره برف آنها تاشروع بارندگی سال دیگر ادامه می‌یابد. رودخانه هااغلب دربستری عمیق جریان یافته‌است که آب آنها به هدر می‌رود ومعمولاً به مصرف کشاورزی نمی‌رسد. پوشش گیاهی این ناحیه از استپو چمنزارهای کوهستانی است. از حدود ۱۵۳ هزار هکتار مراتع شهرستان که ۱۶ درصد از کل مراتع استان را به خود اختصاص می‌دهد.۲۵ درصد مراتع، درجه یک، ۱۳ درصد مراتع متوسط و ۱۶/۶ درصد مراتع فقیر و صخره‌ای می‌باشد. قسمت عمده گونه‌های گیاهی این مراتع شامل انواع گون‌ها، گونه‌های اگروپایرون و بروموسها است. گونه‌های مرتعی که محصولات فرعی مراتع هستند نظیر لاله واژگون، موسیر، یونجه، کرفس، ریواس و غیره در این منطقه مشاهده می‌گردد. این شهرستان دارای ۳۶ هزار هکتار جنگل طبیعی (معادل ۱۹درصد از مراتع و جنگل‌های استان) بوده و فاقد بیابان است. بنابر این مجموع مراتع و جنگل‌های شهرستان برابر ۱۸۹ هزار هکتار بوده و ۲/۵ درصد از مراتع و جنگل‌های استان را به خود اختصاص می‌دهد. جنگل‌های این شهرستان در مناطق پشتکوه اول و دوم بوده و شامل گونه‌های جنگلی مانند ذال ذالک، پسته کوهی، زبان گنجشگک، بادام کوهی، بلوط، زرشک، سنجد، چنار و غیره می‌باشد.[۶]

ویژگیهای انسانی - درمدارک تاریخی و جغرافیایی، این ناحیه به نامپرتیکان معروف است که شامل فریدن و فریدونشهر می‌شود جمعیت این شهرستان بالغ بر ۴۵۹۰۸ نفر می‌باشد.فریدونشهر از سال ۱۳۵۸ به شهرستان تبدیل گشته و شامل یک بخش مرکزی و ۵ دهستان می‌باشد. در مزرعه قهستان سنگ قبرهای باستانی وجود دارد.

پنج گروه گرجی، بختیاری، ترک، ارمنی و فارسی‌زبان از تیره‌های معروف این ناحیه می‌باشند و هر گروه به زبان قومی مخصوص به خود تکلم می‌کنند.
ویژگیهای اقتصادی

درزندگی اقتصادی فریدونشهر، سه نوع فعالیت عمده را می‌توان تشخیص داد:

کشاورزی، دامداری، صعنت وخدمات. ۸۰ درصد از اهالی به کشاورزی ودامداری اشتغال دارند. متاسفانه درسالهای اخیر این آمار کاهش یافته‌است، زیرا به علل خاصی به شهرستانهای دیگر مهاجرت نموده‌اند. محصولات مهم، عبارت‌انداز سیب زمینی وغلات، فراورده‌های دامی گوشت، پوست وپشم که به اصفهان صادر می‌شود.
مکان‌های دیدنی
تفرج گاه
پیست اسکی

پیست اسکی فریدون شهر
دشت لاله‌های واژگون

دشت لاله‌های واژگون فریدون شهر
کوهها

ایلوک، تسیخه، دره غول، کوه دری، سفید کوه، سیاهکوه، شاهان کوه، فردان، لاشوم، کوه سوره، کوه مارک و کوه هشتاد.
غارها

غار کبوتران، غار کلبیس، غار باووک، غار پیرهشتاد، غار چشمه ریسان.
آبشارها

آبشار دورک، آبشار طرزه، آبشار پشندگان و آبشار پونه زار.
چشمه‌ها

چشمه آب لت، چشمه بابا احمد، چشمه تنگوله، چشمه دره سپستان، چشمه سراب، چشمه لنگان.
زیارت گاه
مقبره امامزادگان

امامزاده سید صالح قیصر (صالح کوتاه)، امامزاده سید محمد مکه دین، امامزاده سید محمد (چقا) و امامزاده مشعلدار علی.

لئون میناسیان

لئون میناسیان، نویسنده، پژوهشگر، کتاب شناس، نقاش، نوازنده، تاریخ نگار و مترجم ایرانی که از جامعه ارمنی‌های اصفهان بود.[۱][۲]

به مدت ۳۰ سال در مدارس ملی ارامنه جلفا مشغول آموزش بود.

محتویات

    ۱ زندگینامه
        ۱.۱ ابتدای زندگی
        ۱.۲ فعالیت‌های هنری و ادبی
        ۱.۳ بزرگداشت‌ها و افتخارات
        ۱.۴ سال‌های پایانی عمر
    ۲ فهرست آثار
    ۳ منابع

زندگینامه
ابتدای زندگی

لئون میناسیان در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در روستای خویگان علیا در شهرستان فریدونشهر در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد.[۳][۴].

پدرش زارع و معلم بود تحصیلات ابتدایی را در خویگان و دوران دبیرستان را در مدارس ملی ارامنه جلفا و کالج اصفهان که امروز دبیرستان ادب نامیده می‌شود ادامه داد[۵][۶].

پس از آن به مدت ۱۰ سال در خویگان تدریس کرد و همزمان چند سال مدیریت سیار دبیرستان‌های روستاهای ارامنه فریدن را به عهده داشت. علاوه بر این فعالیتهایی در هیئت مدارس و نمازخانه و انجمن‌های دیگر خویگان داشت.

در ۱۳۲۴/ ۱۹۴۵ به کمک چند تن از روشنفکران آن منطقه کتابخانه ملی ابوویان را تأسیس نمود. از سال ۱۳۳۰/ ۱۹۵۱ تا ۱۳۶۰/ ۱۹۸۱ به مدت ۳۰ سال در مدارس ملی ارامنه جلفا تدریس کرد و بعداً بازنشسته شد.

میناسیان مدت سی سال در مدارس ملی ارامنه جلفا به تدریس پرداخت، او مدتی سرپرست افتخاری موزه ارامنه جلفا بود و مدیریت چاپخانه جلفا را نیز بر عهده داشت و پس از بازنشستگی از سال ۱۳۵۹ مسئولیت کتابخانه کلیسای وانک نیز به او واگذار شد[۷][۸].

پیر جلفا، تاریخ نگار یک قوم"شاخص ترین اثر میناسیان در زمینه تاریخ نگاری، کتاب "تاریخ سیصد و پنجاه ساله ارامنه فریدن" است که در سال ۱۳۶۲ از طرف انجمن ادبی گروگ ملید در بیروت به چاپ رسید[۹]"
فعالیت‌های هنری و ادبی

میناسیان در دوران جوانی نوازنده زبردست ویولن بود و دستی نیز در نقاشی داشت، اما سال‌های میانسالی و کهنسالی او بیشتر صرف تحقیق و نوشتن شد[۱۰].

او سال‌های زیادی از عمر خود را به گردآوری و تدوین آثاری متعدد درباره فرهنگ و ادبیات ارامنه اختصاص داد. او در حدود ۹۰ کتاب درباره ارامنه و جلفا به زبان ارمنی و ۲۰ کتاب به زبان فارسی نوشت[۱۱].

شاخص ترین اثر میناسیان در زمینه تاریخ نگاری، کتاب " تاریخ سیصد و پنجاه ساله ارامنه فریدن " است که در سال ۱۳۶۲ از طرف انجمن ادبی گروگ ملید در بیروت به چاپ رسید، او در این کتاب که نگارش آن ده سال به طول انجامید، موفق شد اسناد و مدارک بایگانی شده سیصد و پنجاه ساله کلیسای وانک را گردآوری و تنظیم کند[۱۲].

از دیگر تالیف‌ها و ترجمه‌های میناسیان می‌توان به چهار کتاب از سرایندگان و نوازندگان ارامنه فریدن، صومعه‌های ارامنه ایران، تاریخ ارمنیان جلفای اصفهان در یکصد و چهل سال اخیر (۱۹۹۶- ۱۸۵۶)، نظر مختصری به آیین مذهبی ارامنه ارتدوکس، ارمنیان ایران، فهرست کتاب‌های خطی موزه ارامنه جلفا، سفری به بیت المقدس و اسرائیل و چندین کتاب دیگر اشاره کرد[۱۳].
بزرگداشت‌ها و افتخارات

اگر چه او از هیچ یک از مدارک آکادمیک بهره‌ای نبرده بود، اما آنچه باعث ماندگاری و پررنگ شدن نقش او در تاریخ ارامنه ایران شد، تلاش شبانه روزی او برای ثبت و ضبط تاریخ قومی است که سال‌ها در ایران زندگی کردند و به گفته خودش، بعد از ارمنستان، اصفهان را وطن دوم خود می‌دانند[۱۴].

بیش از هزار مقاله و رساله از او در نیم قرن گذشته در نشریات و مجلات مختلف به چاپ رسیده‌است و در ایران، ارمنستان و آمریکا به پاس خدمات فرهنگی و علمی او بزرگداشت‌های مختلفی در طول این سال‌ها برگزار شده است[۱۵].

او در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ از سوی مرکزبیوگرافی بین المللی کمبریج انگلستان و مرکز بیوگرافی کارولینای جنوبی آمریکا به عنوان مرد سال شناخته شد. همچنین دو مدال سورپ مسروپ و یک مدال سلطنتی از کاتولیکس خانه سیلیسی لبنان در سال ۲۰۰۰ میلادی دریافت کرده‌است
سال‌های پایانی عمر

میناسیان تا آخرین روزهای زندگی خود نیز دست از تحقیق و نگارش بر نداشت و در موزه- خانه خود در محله جلفای اصفهان با ماشین تایپ قدیمی‌اش که تنها همدم و همراهش بود، روزگار گذراند[۱۶].

لئون میناسیان تا پایان عمر در محله جلفای اصفهان زندگی می‌کرد و سرانجام بامداد روز سه شنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۱ (اول ژانویه ۲۰۱۳) در سن ۹۲ سالگی در اصفهان درگذشت.
فهرست آثار

بیش از ۵۰ کتاب تألیف کرده است که مهمترین آنها عبارت است از[۱۷][۱۸]:

    تاریخ سی صد و پنجاه ساله ارامنه فریدن، بیروت: انجمن گورگ ملید ینسی.
    تاریخ نخستین چاپ خانه ایران در اصفهان (۱۶۳۸ تا ۱۹۷۲).
    فهرست نسخه‌های خطی موزه ارامنه جلفا در اصفهان، وین: موسسه گالوست گلبنگیان.
    چهار کتاب از سرایندگان و نوازندگان ارامنه فریدن.
    صومعه‌های ارامنه ایران (کلیسای وانک اصفهان، سنت طاطاووس، سنت استپانوس در آذربایجان و...).
    تاریخ ارمنیان جلفای اصفهان در یک صد و چهل سال اخیر (۱۸۵۶ تا ۱۹۹۶).
    دو فرمان از حضرت رسول و حضرت امیرالمومنین.
    نظر مختصری به آیین مذهبی ارامنه ارتدوکس.
    ارمنیان ایران.
    سفری به بیت المقدس و اسرائیل.
    ترجمه تاریخ جلفای اصفهان، نوشته هارتون درهوهانیان، بازنویسی محمدعلی موسوی فریدنی، ۱۳۷۸، اصفهان: نشر زنده رود، نقش خورشید، سیزده + ۷۱۲ص، وزیری.
    تاریخ جلفا از ۱۹۴۶ میلادی به این سو.
    کلیسای ارامنه ایران، ۱۹۸۳م / ۱۳۶۲، جلفا: کلیسای وانک، ۳۱۱ص.
    ترجمه وصف بناهای مشهور اصفهان، نوشته و نقاشی از ورطانس یوزوکچیان، ۱۳۷۷، اصفهان: غزل، ۷۹ ص، مصور.
    گیوقاکان بار او بان (فرهنگ عامیانه ارامنه فریدن)، جلفا: لئون میناسیان، ۴۲۲ ص.
    نور جوقایی اوقتسویتس، جلفا: کلیسای وانک، ۲۴ ص، مصور، نقشه (تا شده)، جدول.
    راهنمای جلفای اصفهان، چاپ سوم با تجدید نظر، ۱۳۷۰، جیبی، مصور.
    انجمن ملی زنان جلفا.
    مقاله‌ای در مجموعه مقالات شاهنامه خوانی در کنار آثار محمدعلی اسلامی ندوشن، ذبیح الله بداغی، مهدی فروغ، محمدجواد مشکور، هادی حسن، شاپور شهبازی، علیقلی اعتمادمقدم، ابوالفتح حکیمیان، علی غروی، مهدی غروی، جلیل ضیاءپور، سیداحمد موسوی، ایرج افشار و محمود تفضلی، چاپ اول ۱۳۸۵، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.
    داستانهایی از تبریز: در رابطه با بیست سال فرهنگ ارامنه از سال ۱۹۶۲، چاپ اول ۱۳۶۱، اصفهان: وانک مقدس، ۹۱ص.
    ترجمه اشک خاطرات گذشته: شمه‌ای از قتل ارامنه ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳، از روزهای ظلم و دردناک، بقلم هایک سالاکیان، ۱۳۸۱، اصفهان: غزل، ۶۴ص.

مقالات فراوان از جمله:

    هفتصد مقاله در روزنامه آلیک.
    «معرفی اولین نشریه ارمنی زبان در جهان و در ایران (به مناسبت دویستمین و صدمین سالگرد انتشار)»، ص ۸۵ تا ۸۶، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ۱۳۷۷، ش ۹.
    «آشنایی من با مهدی ممیزان»، ص ۴۰، چیستا، مهر ۱۳۸۵، ش ۲۳۱.
    «وقف و وصیت در ارامنه و نمونه‌هایی از اسناد آن»، ص ۱۴۸ تا ۱۵۲، وقف میراث جاویدان، پاییز و زمستان ۱۳۷۶، ش ۱۹ و ۲۰.
    «پوشاک زن ارمنی در زمان صفویه»، ص ۷۶ تا ۷۹، فرهنگ اصفهان، تابستان ۱۳۸۵، ش ۳۲.
    «کوچانیدن ارامنه به اصفهان»، مجموعه مقالات همایش اصفهان و صفویه، به کوشش دکتر مرتضی دهقان نژاد، به ویرایش دکتر محسن محمدی،

امروزه برای اطلاع از تاریخ چاپ ارامنه در ایران، آثار او از معتبرترین منابع است. او با علاقه باورنکردنی به تاریخ نگاری صنعت چاپ ارامنه در ایران پرداخت و بیشتر دستگاه‌ها، ابزار و کلیشه‌های قدیمی چاپ را در طول این سال‌ها جمع آوری و نگهداری کرد