اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

سنی

مذهب سُنّی یکی از مذاهب دین اسلام است . اهل سنت و جماعت معتقدند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعیین ننموده است. باوجود این، احادیث پیامبر همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین و وقوع غدیر خم را رد نمی‌کنند، ولی مناسبت آن‌ها را در مورد تعیین جانشینی علی بن ابی طالب تایید نمی‌نمایند و معتقدند باید مسلمانان با تشکیل شورا یکی از افراد جامعه را به عنوان خلیفهٔ خود برگزینند، هر چند که برای تعیین خلفای بعدی، این اصل زیر پا گذاشته شد و اجماع صورت نگرفت. از این رو پس از درگذشت محمد و قبل از تدفین وی، نخست با تشکیل شورا در سقیفه بنی ساعده، با اینکه همهٔ مسلمانان یا نمایندگان همهٔ مسلمانان در شورا شرکت نداشتند (از جمله عباس عموی پیغمبر و علی بن ابیطالب داماد ایشان)، طبق سنت شورا و بیعت، ابوبکر را که از صحابه (یاران) و نزدیکان محمد بود برای خلافت بعد از محمد بر جامعه مسلمانان انتخاب کردند.

این چهار تن به همراه امام حسن که مدت خلافت کوتاهی داشته‌اند به خلفای راشدین معروف‌اند که به ترتیب عبارت‌اند از:

    ابوبکر
    عمر
    عثمان
    علی

مسلمانان اهل سنت، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و اسلام را در پیروی از قرآن و سنت محمد می‌دانند، هرچند که عمر (خلیفهٔ دوم) کتاب خدا و عمل به آن را کافی می‌دانست. آنان در مسایل فقهی، ابتدا قرآن و سپس احادیث محمد و بعد از آن احادیث معتبر صحابه و اجماع را مورد استفاده قرار می‌دهند.

مذهب اهل سنت در دو مکتب اصولی اعتقادی (کلامی) یعنی اشعری و ماتریدی واز لحاظ علوم فقهی به چهار مذهب فروعی و عملی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردد.

ذهبی

محمد بن احمد مشهور به ذهبی یا الذهبی محدث و تاریخ‌نگار مسلمان و اهل سنت در سده هشتم و نهم قمری بود. او در سال ۷۴۸ هجری قمری فوت می‌کند.

او در علم رجال بسیار سخت گیر بوده به طوری که ابان بن تغلب که خود ذهبی او را توثیق می‌کند هم در کتاب المغنی فی الضعفا نوشته است .

علم حدیث

در اسلام، علم حدیث، علمی است که توسط آن اقوال و افعال و احوال یا تقریر[۱] پیامبر اسلام و امامان شناخته می‌شود و چون احادیث رسیده ازایشان، شامل گفته‌های آنان هم می‌شود شامل گفته و نیز نام وسائطی است که کلام مزبور را از وی روایت کرده‌اند. می‌توان گفت که علم حدیث علم به قوانینی است که به وسیلهٔ آن احوال سند و متن حدیث شناخته می‌شود[۲]

وظیفه اصلی علم حدیث، شناخت روایت معتبر از غیر معتبر است.

محتویات

    ۱ تقسیمات
        ۱.۱ روایت
        ۱.۲ درایت
    ۲ محدث
    ۳ روایت معتبر از دیدگاه شیعه
    ۴ انواع روایت غیر معتبر نزد شیعه
        ۴.۱ روایات جعلی و محرَّف (تحریف شده)
        ۴.۲ روایات مظنون به جعل
        ۴.۳ روایات مظنون به صحت
        ۴.۴ روایات مشکوک
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

تقسیمات

علم حدیث، به علم روایة الحدیث و درایة الحدیث منقسم می‌گردد، زیرا آنچه را مربوط به سند (سلسله ناقلان) است، روایة الحدیث یا اصول الحدیث می‌نامند و آنچه را مربوط به فهم کلام پیامبر اسلام و امام است درایة الحدیث گویند.
 
   
 
   
 
    حدیث    
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
درایةالحدیث    
 
   
 
   
 
    روایةالحدیث
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
    مصطلح‌الحدیث    
 
    رجال
روایت

روایت الحدیث (اصول الحدیث) علمی است که از کیفیت اتصال احادیث‌به پیامبر اسلام و امام، از جهت احوال روات (که آیا ضابط و عادلند؟) و از لحاظ کیفیت سند (که آیا متصل است‌یا منقطع؟) و غیر اینها گفتگو می‌کند.و خود شامل دو بخش است:

    علم رجال
    مصطلح الحدیث.

درایت

درایة الحدیث (در مقابل روایة الحدیث) علمی است که از مفاد الفاظ متن حدیث چون شرح لغات حدیث و بیان حال حدیث از لحاظ اطلاق و تقیید و عموم و خصوص و داشتن معارض و مانند اینها بحث می‌کند که مناسب است نام این قسمت را فقه الحدیث گذارند.بخش اول را اصول الحدیث نیز می‌نامند.

بخش روایت الحدیث‌یا اصول الحدیث چنان که گفتیم به دو رشته تقسیم شده‌است:

    علم رجال
    مصطلح الحدیث.

۱.چه آنکه اگر از احوال یکان یکان رجال سند از لحاظ عدالت آنان و وثوق و اعتماد به روایت و نقل آنها بحث‌شود، «علم رجال» نامیده می‌شود.

۲.و اگر از کیفیت نقل حدیثبه توسط راویان از لحاظ اتصال و انقطاع زنجیره حدیث و یا داشتن سند و یا ارسال و مانند آن سخن رود، به «مصطلح الحدیث» و گاهی به «درایه» تعبیر نمایند. ولی نام اول با این عمل متناسب‌تر است، چه آنکه درایه به معنی علم و فهم معانی است و شناسائی اصطلاحات متناسب با نام (مصطلح الحدیث) است.[۳]
محدث

مُحَدّث یک واژهٔ عربی مربوط به علم حدیث است.محدث یک دانشمند علوم اسلامی است که در شاخه‌های علم حدیث کاملاً متخصص است و دست کم ۴۰۰٫۰۰۰ حدیث را از حفظ دارد.

در توصیف مُحَدّث ذهبی یک سوال مطرح کرده‌است:

    آن جا که دانش حدیث است، حدیث پژوهان کجایند؟

وی سپس جواب را نیز مطرح می‌کند:

    من در آستانه‌ای هستم که آن‌ها نمی‌بینم.جز در یک کتاب که مجذوب آن می‌شوم و یا در زیر خاک اند.

[۴]
روایت معتبر از دیدگاه شیعه

روایتی از دیدگاه شیعه معتبر است که همه شرایط زیر را دارا باشد:

۱- روایت مورد نظر در کتابی از کتب محرثین یا علمای ما وجود داشته باشد.

۲- انتساب کتاب مورد نظر به صاحب کتاب معتبر باشد.

۳- صاحب کتاب در نقل روایت ثقه (مورد اعتماد) باشد.

۴- روایت مورد نظر در کتاب موجود هم به صورت مسند باشد و هم به به صورت متصل.

۵- رجالی سند روایت همگی ثقه (مورد اعتماد) باشند.

اگر روایتی همه شرایط بالا را داشت، انتساب آن به معصوم معتبر شناخته می‌شود.[۵]
انواع روایت غیر معتبر نزد شیعه

روایت غیر معتبر بر چهار قسم است:
روایات جعلی و محرَّف (تحریف شده)

روایاتی است که علی‌القاعده جعلی یا تحریف شده است. طبیعی است که این دسته از روایات معتبر نیستند.
روایات مظنون به جعل

روایاتی است که احتمال جعلی بودن آن‌ها زیاد است اما به گونه‌ای نیست که بتوان بر این ادعا پای فشرد. طبیعی است که این دسته از روایات نیز معتبر نیستند.
روایات مظنون به صحت

روایاتی است که احتمال صحت انتساب آن‌ها به معصوم علیه‌السلام بسیار زیاد است اما به گونه‌ای نیست که جزء روایات معتبر به حساب آید. از دسته از روایات جزء ظنون می‌باشند و ظنون علی المبنای شیعه، حجت نیستند مگر به دلیلی خاص موردی استثنا شود که ظاهراً دلیلی بر استثنا کردن این مورد نیست و در نتیجه این دسته نیز عموماً معتبر نیستند.
روایات مشکوک

روایاتی است که صحت یا عدم صحت انتساب آن به معصوم به گونه‌ای است که نمی‌توان یک طرف را بر دیگری ترجیح جدی داد. شیعه بر عدم حجیت شک‌ها نیز اتفاق نظر دارند، لذا این دسته را نیز نمی‌توان معتبر دانست.

فقیه

فقیه از واژه "فقه" مشتق شده است. و فقه در لغت، به معنای دانستن و فهمیدن، است.اما فقیه در اصطلاح علوم اسلامی، به معنای مجتهد و متخصص در علم فقه به کار رفته است. بنا براین، فقیه به کسی می گویند که قادر به استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی که عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل باشد.[۱]

در متن‌های فارسی کهن تا قرن‌های هفتم و هشتم هجری، معمولاً واژه دانشمند در زبان فارسی به معنای فقیه در زبان عربی استعمال می‌شده است. مجتهد کسی است که حداقل دوره‌های سه‌گانه حوزوی را گذرانده و قادر به استنباط احکام فقهی باشد. اما فقیه مجتهدی است که علاوه بر این در علم فقه تسلط دارد و صاحب‌نظر و نوآوراست و مرادف با دانشمند است.

محتویات

    ۱ شرایط فقیه
    ۲ فقیه جامع الشرایط
    ۳ فقیه مرجع
    ۴ ولایت فقیه
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

شرایط فقیه

فقیه باید علوم یادشده در زیر، آشنایی کافی داشته باشد:

    فقه
    اصول فقه
    قواعد فقهیه
    علم حدیث
    علم رجال
    علم درایه
    دستور زبان عربی
    منطق
    تفسیر آیات الاحکام در قرآن
    فقه اللغة

فقیه جامع الشرایط

به مجتهد و فقیهی که علاوه بر بعد فقاهت و تسلط بر علوم مذکور، حائز شرایط دیگری مانند عدالت، مدیریت، آشنایی به وضعیت جهان اسلام و تقوا باشد، فقیه جامع الشرایط می گویند.[۲]
فقیه مرجع

از میان فقیهان جامع الشرایط، آنکه از دیگران اعلم و متخصص تر در علوم لازم برای اجتهاد باشد، فقیه مرجع، یا مرجع تقلید نامیده می شود.

کاریزماتیک

کاریزماتیک (به انگلیسی: Charismatic) یا (رهبری کاریزماتیک) در اصطلاح سیاست به حکومت مبتنی بر فرمان‌برداری غیرعادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس دینی و الگو بودن وی می‌باشد.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ کاریزما چیست
    ۳ عوامل ظهور رهبری کاریزماتیک
    ۴ ویژگی‌ها و مؤلفه‌های رهبر کاریزماتیک
    ۵ نتیجه‌گیری
    ۶ شخصیت های کاریزماتیک درتاریخ
    ۷ منابع

تاریخچه

گرچه، ماکس وبر به عنوان مبدع و نشردهنده نظریه رهبری کاریزماتیک شناخته شده است، اما تقریباً تمام کسانی که پس از رنسانس در مسائل فلسفی و انسانی صاحب نظر بوده‌اند، به نوعی به این مطلب اشاره کرده‌اند. در دوران پس از رنسانس نظریات مختلفی در شناخت طبیعت و سرشت انسان ارائه شده است. گروهی از صاحب‌نظران معتقد بودند که انسان دارای بعد منطقی، عقلایی و استدلالی است. در مقابل آنها، گروهی اعتقاد داشتند که انسان‌ها از مجموعه‌ای از احساسات، عواطف و هیجانات برخوردارند که موجب بروز رفتار می‌شود. تا زمان ماکس وبر نظر دقیقی وجود نداشت که کدام بعد از وجود انسان باعث ایجاد رفتار شده و یا آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. کار مهم ماکس وبر این بود که در بعد عقلایی، مفهوم دیوان‌سالاری و در بعد عاطفی، مفهوم کاریزماتیک را ارائه کرد و تمایز بین این دو مفهوم را کاملاً مشخص ساخت. امروزه، مفهوم دیوان‌سالاری به عنوان زیر بنای نظریه‌های مدیریت شناخته می‌شود، اما مفهوم کاریزماتیک در ابتدا با برخوردهایی توطئه‌آمیز روبه‌رو شد. با گذشت زمان، این مفهوم سرانجام توانست در فرهنگ نظری رسوخ کند. البته شرح و بسط‌های فراوانی نیز بر نظریات ماکس وبر شده است که از بیان آنها خودداری می‌شود. کاریزما، در لغت یعنی فرهمند یا فرمندی و یا به عبارتی دیگر جاذبه استثنایی. کاریزماتیک کلمه‌ای یونانی به معنای موهبت است. کلمه کاریزما در کتاب مقدس مسیحیان به کار رفته است تا روح مقدس را توصیف کند. وحی، حکم، تعلیم، کشیش، عقل و شفا دادن، نمونه‌ای از موهبت‌های پرجذبه‌اند که در کتاب مقدس مسیحیان توصیف شده‌اند.
کاریزما چیست

کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می‌شود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق‌العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به کار برده می‌شود تا زیرمجموعه‌ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می‌توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند. وبر، کاریزما را چنین توصیف می‌کند:

    ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده

رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود.[نیازمند منبع]
عوامل ظهور رهبری کاریزماتیک

به طور کلی، دو دیدگاه در مورد عوامل ظهور رهبری کاریزماتیک وجود دارد:

    شرایط اجتماعی و تاریخی: بعضی محققان علم مدیریت گفته‌اند شرایط اجتماعی و تاریخی عوامل اصلی بحرانی در ظهور رهبران کاریزماتیک هستند. وبر، رهبری کاریزماتیک را پدیده‌ای می‌داند که اغلب در شرایط و وضعیت‌های منحصر بفرد و نادر ظهور می‌کند (حداقل از نظر آماری این چنین است). آقای آبربچ براساس تحلیل‌هایی که در زمینه بسیاری از رهبران کاریزماتیک صورت گرفته است، می‌گوید:

    رهبران کاریزماتیک، پیش از بحران‌هایی که آنها را به قدرت می‌رساند، اغلب نالایق، معمولی و کم‌جاذبه به نظر می‌رسند

[نیازمند منبع]

وی معتقد است پیوند عمیق احساسی پیروان با رهبران کاریزماتیک، احتمالاً از موقعیت‌ها و وضعیت‌هایی خاص در سازمان سرچشمه می‌گیرد. روچ معتقد است زمان اوج شکوفایی رهبران کاریزماتیک اغلب در خلال زمان‌هایی است که ناآرامی و نارضایتی اجتماعی، بویژه داخل شرکت وجود دارد. در چنین مواقعی، بی‌تجربگی و ارزش‌های ضدانسانی سازمان‌ها باعث می‌شود تا پیروان، از رهبران اطاعت کنند و واکنش‌های روانی تازه‌ای از خود نشان دهند. از نظر آنها، وجود بحران، عامل اصلی رفتارهایی است که به شخصیت رهبر کاریزما (به عنوان هسته مرکزی) پیوند می‌خورد.

    پویایی‌های بین رهبر و پیرو: سه نوع رابطه عاطفی و احساسی بین رهبران و پیروان وجود دارد. این روابط در نهایت منجر به شکل‌گیری رهبران کاریزماتیک در سازمان‌ها و حتی جوامع می‌شوند. این سه نوع رابطه عبارتند از:

    انعکاسی
    نمادین (سمبلیک)
    توسعه‌ای

1. روابط انعکاسی: این نوع روابط ریشه در مکانیسم روان‌شناسی فرافکنانه دارد. خصیصه اصلی فرافکنی، در این حقیقت خلاصه می‌شود که فرایندهای ناخودآگاه رخ داده در روابط متعدد را نشان می‌دهد. لیند هولم (۱۹۸۸) روابط رهبری را همانند افتادن در دام عشق می‌داند. در چارچوب این نظریه، طرح‌هایی مشابه انسان عاشق برای پیروان وجود دارد، نظیر رفتارهای عاشقانه، بزرگنمایی معشوق و یا چشم‌پوشی و کوچک دیدن اشتباهات او. فروید، به روابط با رهبران در قالب اظهار فرافکنی یک پدر می‌نگرد. «قاطعیت و قدرت اراده و فعالیت پرانرژی (خصیصه‌های مرتبط با رهبران) بخشی از تصویر یک پدر است. به بیانی دیگر، مطابق با این توصیف، رهبر لزوماً «شخص واقع» نیست بلکه نتیجه اشتیاق ناخودآگاه پیروان است. البته این که چرا هزاران نفر به سمت شخصی همسو می‌شوند در نوع خاصی از فرافکنی است که فرافکنی خودشیفتگی نامیده می‌شود. کسانی که از خودشیفتگی محرومند، ممکن است بعدها در زندگی برای جبران آن، سراغ جهاتی دیگر بروند؛ مثلاً به سراغ کسانی بروند که رهبر نامیده می‌شوند».

2. روابط نمادین: برخلاف روابط انعکاسی رهبران با پیروان که معمولاً بر مبنای فرایندهای روان‌شناسی ناخودآگاه بود، روابط نمادین بر مبنای مفاهیم، پیام‌ها، ایدئولوژی‌ها و ارزش‌های مفهوم محور یا مضمون محوری رشد می‌کند که از رهبر انتظار ارائه یا تأکید بر آنها می‌رود. مثلاً، ستایش ماندلا (رهبر افریقای جنوبی) پیش از آزادی از زندان و پس از آن ستایش یک شخص نبود. او «تجسمی از شخصیت آینده» بود. او همان طوری که هم خودش و هم دوستانش تصریح کرده‌اند، یک «تمثال» و نمادی از آزادی، استقلال و هویت نوین ملی بود. در روابط نمادین، رهبران بر خود ادراکی پیروان تأثیر گذاشته و انگیزه آنها را برای خود ابرازی برمی‌انگیزانند. از آنجا که مکان‌ها، مردم، موضوعات و موجودات خاص، مضامین عاطفی گویایی دارند، رهبران خاص هم ممکن است مقاصدی روشن در ارتباط با هویت پیروان خود داشته باشند. بنابراین آنها ابزاری روانی برای ارتقای ارزش پیروان خود هستند. این حقیقت که پیروان، خود را به رهبری خاص پیوند می‌دهند، آنها را به بخشی از جوهره رهبر تبدیل می‌کند. افزون بر این، چون ارزش‌ها و هویت، پایه‌ای اجتماعی دارند، رهبری که الگوی این ارزش‌هاست، در واقع نقش اتصال‌دهنده بین ادراک‌های فردی پیروان و ارزش‌ها و هویت مشترک اجتماع بزرگ‌تر را برعهده دارد. مسینتیر در 1981 نظر جالبی در همین مورد ارائه کرد. از نظر او، رهبر قصد و حکایتی را بیان می‌کند و هنگامی که مردم خودشان را به رهبر پیوند می‌دهند، در حقیقت خود را به داستانی پیوند می‌دهند که همگی به‌طور مشترک خویشتن را در آن می‌بینند. در کل، عنصر عاطفی در روابط نمادین، از طریق طبیعت ایدئولوژیک چشم‌اندازی که رهبر ارائه می‌کند و نیز تأکید رهبر بر هویت اجتماعی، شکل می‌گیرد. مثلاً از طریق ارتباط با تاریخ مشترک جمعی و نمادهای مشترک که آن را از دیگر مجموعه‌ها متمایز می‌سازد.

3. روابط توسعه‌ای: تبیین‌های انعکاسی و نمادین در روابط رهبر و پیرو، بیشتر در مورد رهبران سیاسی و اجتماعی رخ می‌دهد و معمولاً در وضعیت‌هایی فعال است که با تغییرات زیاد همراهند. مطلب مهم این است که کاریزما به ویژگی عادی تبدیل می‌شود که فقط مربوط به رهبران سیاسی و اجتماعی نیست بلکه مربوط به سطوح یکنواخت رهبران در سازمان‌ها، مربی‌ها، مسئولان شهری، رهبران تیم‌های ورزشی و به بیانی دیگر، هر کسی که بر روی احساسات دیگران تأثیر می‌گذارد نیز باشد. رابطه توسعه‌ای، این گونه توصیف می‌شود: «تأثیری عاطفی که باعث می‌شود افراد روابط خود را با رهبر افزایش داده، رفتار افراد اخلاقی‌تر شده و کارهایی انجام دهند که این کارها، ماورای هنجارهای پذیرفته شده در محیط هستند، مثل اختراعات و ابداعات». رهبرانی که احساس امنیت را برای پیروان فراهم می‌کنند، باعث می‌شوند مجموعه‌ای از انرژی‌های بالقوه محسوس رها شود که این انرژی‌ها به کارکردهای توسعه‌ای بشری منجر می‌شود، مثل پیشرفت‌های شخصی و پاسخ به درخواست‌های عقلانی جامعه.
ویژگی‌ها و مؤلفه‌های رهبر کاریزماتیک

پیروان، رهبران کاریزماتیک را براساس کنش‌های متقابل می‌شناسند و به آنها هویت می‌دهند. به کاریزما باید به عنوان صف و ویژگی ساخته شده توسط پیروان، یعنی کسانی که مجموعه‌ای از رفتارهای معینی را در وضعیت‌ها و شرایط سازمانی، از رهبر مشاهده می‌کنند نگاه کرد. رفتار مشاهده شده رهبر در سازمان را می‌توان با بیان ویژگی‌های کاریزماتیک پیروان او تفسیر کرد و چنین صفات غیر وضعیتی، از رفتارهای مطالعه شده رهبری نتیجه گرفته شده است. کاریزما بودن، صفتی فردی که حاصل جایگاه فرد در سازمان باشد، نیست بلکه ویژگی خاصی است که از رفتارهای رهبر منتج می‌شود. شاید بتوان گفت که در این زمینه یکی از عمیق‌ترین تحقیقات، دسته‌بندی کانگر و کانانگو است. این دو محقق، اشاره دارند که اگر خصلت کاریزما به رفتارهای مشاهده شده از افراد بستگی دارد، پس یک‌سری مولفه‌های رفتاری وجود دارد که مسئول این صفات هستند. آنها، به بررسی این مؤلفه‌ها پرداخته و ویژگی‌ها و صفات رهبری را در قالب این دسته‌بندی ارائه کردند. این مؤلفه‌ها به هم پیوسته بوده و وجود یا عدم و نیز شدت آنها در رهبران، متفاوت است. نتایج مؤلفه‌های رفتاری تحقیقات نشان می‌دهند که:

    مؤلفه‌های رفتاری رهبری کاریزماتیک با یکدیگر رابطه داشته و یک گروه را با یکدیگر تشکیل می‌دهند.
    رهبران، وقتی کاریزماتیک هستند که چشم‌اندازهای آنان بسیار متضاد با وضعیت کنونی باشد، ولی در عین حال باید برای پیروان آزادی عمل وجود داشته باشد که آن را بپذیرند یا نه.
    رهبران کاریزماتیک، ممکن است ریسک‌های شخصی بالا را بپذیرند و هزینه‌های بالایی را متحمل شوند و از خود گذشتگی کنند تا به اهداف مشترک برسند.
    رهبران کاریزماتیک، مهارت خود را در فراتر رفتن از نظام موجود از طریق به کار بردن ابزارهای نامتعارف و استثنایی به اثبات می‌رسانند.
    رهبران کاریزماتیک، رفتارهایی را که بدیع و غیر عادی‌اند به کار می‌برند و ریسک‌های شخصی‌ای را انجام می‌دهند که به احتمال زیاد به منافع شخصی آنها ضرر می‌زند.
    رهبران کاریزماتیک، ارزیابی دقیقی از منابع محیطی خود دارند و درک می‌کنند که محدودیت‌ها در تعیین یا فهم آنها از چشم‌اندازها تأثیر می‌گذارند. وقتی محدودیت‌ها و فشار منابع محیطی برای رهبران کاریزماتیک مثبت است، آنها راهبردهای ابتکاری خود را به کار می‌گیرند.
    رهبر کاریزماتیک، وضعیت حاضر را به عنوان وضعیتی منفی و طاقت‌فرسا و اهداف آینده را به عنوان جایگزینی جذاب‌تر و قابل حصول توصیف می‌کند.
    رهبران کاریزماتیک، انگیزه‌های خود را به روشنی بیان می‌کنند تا بتوانند از طریق رفتار جسورانه و اظهار اعتماد به نفس، تخصص، نامتعارف بودن و نگرانی در مورد نیازهای پیروان، رهبری کنند.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالبی که ارائه شد، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که رهبری کاریزماتیک، خصوصیتی نیست که به صورت ذاتی در تمامی افراد وجود داشته باشد و یا به بیانی دیگر، تمامی انسان‌ها واجد این قابلیت باشند. خصوصیت کاریزماتیک، همیشه همراه فرد نیست و همگان نمی‌توانند فردی را به عنوان رهبر کاریزماتیک بپذیرند. در مرحله اول، عواملی وجود دارند که باعث ایجاد و ظهور کاریزما می‌شوند. در مرحله بعد، عواملی وجود دارند که در ثبات، شدت و ضعف صفت کاریزما در رهبر مؤثر هستند. نکته مهم این است که کاریزماتیک بودن، خصوصیتی است که در واقع از سوی پیروان به رهبران اعطا می‌شود. کاریزما بودن خصیصه‌ای است که به رفتارهای مشاهده شده از رهبر بستگی دارد. مجموعه‌ای از مؤلفه‌های رفتاری در رهبر وجود دارد که علت ظهور صفات کاریزماتیک در وی می‌شوند. با توجه به این نتیجه‌گیری، می‌توان این صفات را شناسایی کرده و حتی آنها را در افرادی دیگر که از قابلیتی ذاتی برخوردارند، پرورش داد.
شخصیت های کاریزماتیک درتاریخ

به طور کلی تمامی رهبران انقلاب ها در سراسر جهان، شخصیت کاریزماتیک دارند.از معروف ترین رهبران کاریزماتیک قرن بیستم می توان به لنین رهبر انقلاب 1917روسیه ، ماهاتما گاندی و آدولف هیتلر ، مائو و روح الله خمینی اشاره کرد.از شخصیت های کاریزماتیکی که رهبر انقلابی نبودند می توان به استالین از روسیه و شخصیتهای بسیاری از ملیت ها وجناح های مختلف سیاسی اشاره کرد.

تمامیت‌خواهی

تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم (به فرانسوی: totalitarisme) اصطلاحی در علوم سیاسی و توصیف‌گر نوعی از حکومت است که معمولاً دارای این شش خصوصیّت می‌باشد: یک ایدئولوژی کلّی، یک سیستم تک حزبی متعهّد به آن ایدئولوژی کلّی که معمولاً توسط یک نفر رهبری می‌شود، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسّط حزب صورت نگیرد.[۱]

این نوع حکومتی به نوبه خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که از جمله می‌توان به خودکامگی، استبداد، جبّاریّت، حکومت مطلقه، یکّه سالاری و... اشاره نمود. نمونه‌هایی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم و... در حقیقت زیرگونه‌های این گونه‌های حکومتی می‌باشند.

در این نوع حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد. به تعریف سیاست‌دانان برجسته یک دولت تمامیّت‌خواه می‌کوشد تا همه جمعیّت زیر دست خود را برای تحقّق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیّت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند از جمله فعالیّت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئید نشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف، تحمّل نمی‌شوند.افلاطون در کتاب جمهوری، حکومت تمامیّت‌خواه را از بهترین انواع حکومت دانسته‌است.استالین واژه تمامیت‌خواه را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی، حکومت ولایت فقیه در ایران[۲]، هیتلر در آلمان، پولپوت در کامبوج، موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین نمونه‌های حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ علایم تشخیص یک حکومت توتالیتر[۳]
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ کتاب‌شناسی
    ۶ پیوند به بیرون

تعریف

نظامی سیاسی که در آن حکومت تقریباً تمام جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل می‌کند. رژیم‌های توتالیتر اغلب استقرار و حفظ قدرت سیاسی را از طریق استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی از راه رسانه‌هایی که عمده آن‌ها در انحصار دولت است، برقراری کیش شخصیت (مقدس کردن یک نفر در راس حکومت) محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیّت، استفاده از فضای سانسور و استفاده از تاکتیک‌های ایجاد رعب محقّق می‌سازند.
علایم تشخیص یک حکومت توتالیتر[۳]

    بسته شدن روزنامه‌های منتقد حکومت
    وجود سانسور شدید در تمام ابعاد، از جمله اطّلاعات، رسانه‌ها، مطبوعات و کتب
    زندانی شدن افرادی که از حکومت انتقاد می‌کنند
    پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر
    اقتصاد دولت مدار
    وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در راس حکومت
    شخصیت پرستی (کیش شخصیت)
    وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه چیز با آن سنجیده می‌شود
    سرکوب شدن حقوق اقلیّت‌های سیاسی، مذهبی، قومی
    قرار داشتن انحصار رسانه‌های فراگیر، از جمله رادیو و تلویزیون، در اختیار دولت
    دولتی بودن تمام نظام‌های ارتباطی، از جمله پست، تلفن و اینترنت
    مقدّس شماری آرمان‌های رسمی حاکمیّت
    برخورد سختگیرانه و بی‌رحمانه با مخالفان حکومت
    محدود شدن آزادی‌های فردی، به ویژه آزادی بیان

استبداد

استبداد ریشه عربی دارد و معنای دقیق آن به زبان فارسی، «رفتار خودکامه، خودسرانه یا دلبخواهی» است.[۱]

حکومت استبدادی شکلی از حکومت است که قدرت سیاسی در دست یک حاکم خود گمارده قرار دارد. اصطلاح حاکم مستبد یا اتوکرات از واژه یونانی اتوکراسی مشتق شده‌است.الیگارشی (oligarchy) یا حکومت توسط اقلیت در مقابل دموکراسی یا حکومت توسط اکثریت قرار می‌گیرد.

در حکومت استبدادی دامنه اختیارات حاکم و طول دوره حکومت آن‌ها بسیار است و توزیع قدرت عادلانه نیست.

طرف‌داران حکومت استبدادی؛ معتقدند که این نوع حکومت امکان انباشت سرمایه، برنامه‌ریزی متمرکز و تصمیم‌گیری قاطع برای رفع موانع راه را برای توسعه فراهم می‌سازد.در حالی که مخالفان این نوع حکومت معتقدند که استبداد باعث احساس بی‌قدرتی سیاسی در بین مردم می‌شود و کارایی و خلاقیت آن‌ها را کاهش می‌دهد.

حکومت استبدادی نباید با تمامیت‌خواهی (رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی) مساوی پنداشته شود.
دیکتاتوری

دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

    در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
    به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
    نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
    به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
    فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
    انحصار قدرت در دست یک نفر.
    به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.

برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌زور به‌دست‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.

شیوه‌های حکومت

شیوه حکومت یا شیوه حکمرانی بر یک کشور اشاره به مجموعه‌ای از خصوصیات سیاسی دارد که یک حکومت را به منظور اجرای قدرتش بر یک بدنه سیاسی قدرت می‌دهد. شیوه حکومت رژیم و یا سیستم حکومتی نیز خوانده می‌شود. علاوه بر کشورها سازمانهای مذهبی همچون کلیساها، شرکت‌ها، کلوب‌ها و سایر مجموعه‌های زیرملی نیز شیوه حکومتی دارند. [۱]
دولت‌های جهان بر پایهٔ شیوه‌های حکومت*
     جمهوری تمام‌ریاستی          جمهوری با رییس قوهٔ مجریهٔ وابسته به مجلس
     جمهوری نیمه‌ریاستی          جمهوری مجلس‌محور
     پادشاهی مشروطهٔ مجلس‌محور با پادشاه تشریفاتی          پادشاهی مشروطهٔ مجلس‌محور با دخالت پادشاه (اغلب مجلس تشریفاتی)
     پادشاهی مطلقه          جمهوری تک‌حزبی
     استبداد نظامی          هیچ کدام
این نمودار بر پایهٔ قانون کشورها است نه واقعیت، برای همین برخی کشورها که جمهوری‌های چندحزبی مطرح شده‌است معمولا حکومت‌هایی خودکامه و اقتدارگرا مطرح می‌شود.
حاکمیت

حاکمیت شامل این مفاهیم است:

    وضع و اصلاح قوانین
    قدرت سیاسی و اخلاقی دولت
    استقلال سیاسی و قضایی یک جامعه

حاکمیت بسته به نوع و شیوه حکومت متفاوت است. در جمهوری‌ها معمولاً حاکمیت را به مردم نسبت می‌دهند و در پادشاهی‌ها به پادشاه نسبت داده می‌شود. حاکمیت خود دو نوع است. حاکمیت داخلی به معنی قدرتهایی که دولت بر اتباع خود و یا بر خارجیان ساکن کشور خود و یا کشتیهایش در دریاهای آزاد دار. حاکمیت خارجی شامل حق داشتن روابط با سایر دولتها و یا بستن قرارداد و اعلان جنگ است. حاکمیت داخلی شامل حاکمیت سیاسی و حاکمیت قضایی است. دولتها ممکن است حاکمیت خارجی نداشته و این حاکمیت را به دولت دیگری واگذار کرده باشند که در این صورت دولت تحت‌الحمایه نام دارند.[۲]
سیاست های حکومتی

انواع سیاستهای حکومتی عبارتند از:

    حکومت های لیبرال دموکراسی
    حکومت های سوسیال دموکراسی
    رژیم های استبدادی

جزیره ایستر

جزیره ایستر (در زبان پولی‌نزیایی: راپا نوئی («راپای بزرگ»))، (در اسپانیایی: Isla de Pascua) جزیره‌ای است در اقیانوس آرام جنوبی متعلق به کشور شیلی. این جزیره با اینکه ۳٬۵۱۵ کیلومتر (۲٬۱۸۵ مایل) در غرب خاک اصلی شیلی قرار گرفته اما استانی جدا از منطقه والپارائیسو (Valparaíso) شیلی بشمار می‌آید. نزدیکترین جزیره همسایه با جزیره ایستر به نام سالائی گومز (Sala-y-Gomez) که در ۴۰۰ کیلومتری شرق ایستر قرار دارد نیز جزء همان منطقه و استان بشمار می‌آید. نزدیکترین جزیره مسکونی به ایستر جزیره پیت‌کرن است که در ۲٬۰۷۵ کیلومتری (۱٬۲۹۰ مایلی) غرب ایستر قرار دارد. مساحت جزیره ۱۶۳٫۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳٬۷۹۱ نفر است (سرشماری ۲۰۰۲م). ۳٬۳۰۴ نفر از جمعیت جزیره در مرکز آن شهر هانگا روآ زندگی می‌کنند.

جزیره ایستر بویژه بخاطر تندیس‌های ۴۰۰ ساله عجیب باستانی خود معروف است. به این تندیس‌ها که در راستای کرانه دریا به خط ایستاده‌اند موآی گفته می‌شود.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ نام
    ۳ موقعیت
    ۴ جمعیت
    ۵ فرهنگ
    ۶ موآی
    ۷ آهو (Ahu)
    ۸ دیگر اشکال سنگی
    ۹ دیوارهای سنگی
    ۱۰ خانه‌های سنگی
    ۱۱ سنگ نوشته
    ۱۲ گاهشمار تاریخ جزیره
        ۱۲.۱ ظهور و سقوط
        ۱۲.۲ دوران طلایی
        ۱۲.۳ بحران زمین
        ۱۲.۴ قوانین جنگی
        ۱۲.۵ ورود اروپائی‌ها
    ۱۳ حقایق ثبت شده
    ۱۴ رونگورونگو
    ۱۵ منابع
    ۱۶ جستارهای وابسته

تاریخچه

ساکنان اولیه این جزیره ریشه پلی نزیایی دارند. (DNA گرفته شده از استخوانها نیز این را تایید می‌کند) و به احتمال قوی آنها از جزایر مارکوس و در ۳۱۸ میلادی به این جزیره آمدند. (آزمایش کربن از نی‌های یافت شده در یک قبر این را تایید می‌کند). گمان می شود که مهاجران اولیه که احتمالاً در دریا گم شده بودند، به تعداد کم (کمتر از ۱۰۰نفر) و در چند قایق به این جزیره آمدند. در زمان ورود آنها بیشتر جزیره جنگلی و پر از پرندگان بود و شاید مهمترین منطقه برای پرورش پرندگان در منطقه پلی نزیا بوده‌است. اولین بازدید کنندگان اروپایی این جزیره، سنتهای شفاهی ساکنان اولیه این جزیره را ثبت کردند. در این سنتها، جزیره نشینان ایستر ادعا کرده‌اند که یک فرمانده به نام «هوتو ما توآ» در یک یا دو قایق بزرگ به همراه همسر و خانواده‌اش به جزیره آمدند. در صحت این افسانه و همچنین تاریخ دقیق سکونت اولیه این جزیره ابهام وجود دارد. ادبیات منتشره در مورد اولین سکونت جزیره ۳۰۰-۴۰۰ میلادی را عنوان می‌کند یا تقریباً زمانیکه اولین انسان‌ها در هاوایی سکونت گزیدند. برخی دانشمندان دیگر معتقدند که جزیره ایستر تا زمان ۷۰۰-۸۰۰ میلادی مسکونی نبوده است. ساکنان اولیه این جزیره به نظر می‌رسد که از غرب و از جزایر مارکوس آمده‌اند. این افراد با خود موز، سیب زمینی شیرین، نیشکر و گوش فیل آوردند. بر طبق افسانه‌های ثبت شده توسط مسیونرها در دهه ۱۸۶۰ این جزیره دارای سیستم طبقاتی مشخصی بود. یک شاه که دارای قدرت خدا مانند بوده، از زمان هوتو ماتوآ بر جزیره حکمرانی می‌کرده. قابل مشاهده‌ترین عنصر در فرهنگ این جزیره، ساخت موآی حجیم و غول پیکر است که قسمتی از نیایش اجداد و نیاکان بوده‌است. موآی‌ها دارای ظاهری متحدالشکل می‌باشند که در کناره تمام ساحل بر پا شده‌اند و نشانگر اعمال حکومت مرکزی می‌باشد. علاوه بر خانواده سلطنتی، ساکنان این جزیره شامل کاهنان، سربازان و تجار بوده. آخرین شاه، به همراه خانواده‌اش به عنوان بردگان در دهه ۱۸۶۰ در معادن پرو مردند. پس ازآن شاه یک نشانه سمبلیک پیدا کرد.
نام
جای جزیره ایستر در اقیانوس آرام

قدیمی‌ترین نام شناخته شده این جزیره، Te Pito Ote Henua به معنی مرکز جهان بوده‌است. در دهه ۱۸۶۰، دریانوردان تاهیتی به جزیره نام Rapa Nui دادند به معنی راپای بزرگ و این به خاطر شباهت جزیره به یکی دیگر از اجزای پلی نزیا به نام Rapa Iti به معنی راپای کوچک بوده. مشهورترین نام این جزیره یعنی ایستر(Easter) به خاطر اولین بازدید ثبت شده اروپاییان توسط Dutch Admiral بوده که در شنبه عید پاک ۱۷۲۲ اتفاق افتاده.
موقعیت

این جزیره در ۳۶۰۰ کیلومتری غرب شیلی واقع شده. جزیره ایستر یکی از جزایر مسکونی منفرد جهان می‌باشد. این جزیره تقریباً مثلثی شکل است و مساحت آن ۶/۱۶۳ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۷۹۱/۳ دارد. این جزیره متشکل از ۳ کوه آتشفشانی می‌باشد.
جمعیت

در سال ۱۹۸۲ تقریباً ۷۰٪ جمعیت جزیره ایستر راپانویی (ساکنان بومی پولی‌نزی) بودند اما در سال ۲۰۰۲، راپانویی‌ها تنها ۶۰٪ را تشکیل می‌دادند. شیلی‌های اروپایی نژاد ۳۹٪ را تشکیل می‌دادند و ۱٪ باقی‌مانده آمریکایی الاصل (شیلی) بودند. تراکم جمعیت در این جزیره، ۲۳ نفر در هر کیلومتر مربع است.
فرهنگ

مردم ایستر در طول تاریخ سیستم خط تصویری ویژه خود بوجود آوردند. دست‌نوشته‌های آنها نیز مانند ابعاد دیگر جامعه دور افتاده و مرموزشان هنوز قابل فهم نیستند. هرگز روی جزیره بیش از ۷۰۰۰ نفر زندگی نکرده‌اند. حدوداً بعد از سال ۱۶۰۰ م فرهنگ آنها به طور ناگهانی و با شدت رو به زوال نهاد.
موآی
موآی
یک مجسمه دو زانو، یک نوعی از موآی که پیش از نوع معمول ساخته شده
نوشتار اصلی: موآی


مهم‌ترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآی‌ها هستند که ۲۸۸ تای آن روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستاده‌اند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است. و یک نوار تقریباً سراسری به دور جزیره بوجود آورده. ۶۰۰ موآی دیگرف که در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکنده‌اند. حتی در معادن و کنار جاده‌های قدیمی و کنار ساحل. بسته به اندازه و وزن موآی‌ها، تخمین زده می‌شود که بین ۵۰ تا ۱۵۰ نفر برای حمل آنها توسط غلطکهای چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده.برخی از موآی‌ها دارای کلاه یا تاجهای قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است. ولی برخی از باستان شناسان می‌گویند که اینگونه موآی‌ها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده. مجسمه‌های عظیم یا موآی، در طی یک دوره کوتاه خلاقیت و فعالیت خرسنگی کنده کاری شده. بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، ۸۸۷ مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده.
آهو (Ahu)

تقریباً در امتداد تمای خطوط ساحلی به جز ارونگو و پویکو پنینسولا می‌توانید سکوهایی به نام آهو را بیابید. اصل و منشا آنها به قربانگاههای قدیمی پلی نزیایی برمی گردد که به ابعاد بسیار بزرگ‌تری توسعه یافته‌است. از ۳۱۳ آهو باقی‌مانده تنها ۱۲۵ تا از آنها یک موآی را حمل می‌کنند. آهویی که در تونگاریکی بزرگ‌ترین و بیشترین موآی را یعنی مجموعاً ۱۵ عدد دارد.
دیگر اشکال سنگی

تعداد کمی مجسمه سنگی نه شبیه به موآی معمول از زیر خاک بیرون آورده شده. این مجسمه‌ها به طرز شدیدی فرسوده شده‌اند و شامل یک مجسمه زانو زده که دستانش روی زانوهایش است، قسمتی از یک مجسمه با دنده‌هایش که بصورت کاملاً مشخص کنده کاری شده و یک مجسمه بی سر می‌باشد.
دیوارهای سنگی

یکی دیگر از مثالهای سنگی این جزیره دیوارهای مشهور در «ویناپو» (Vinapu) می‌باشد. که بدون استفاده از ملات ساخته شده و بدقت سنگها با هم چفت شده‌اند. این موضوع کاملاً شبیه دیوارهای تمدن اینکاها در پرو است.
خانه‌های سنگی

تعداد ۱۲۳۳ خانه سنگی ما قبل تاریخ که «توپاً (Tupa) نامیده می‌شود، و»خانه مرغهاً (Hare Moa) که بعداً بوجود آمد، برجسته‌ترین خانه‌های به جامانده در این جزیره‌است. خانه‌های سنگی حدود ۶ متر عرض با ساختاری استوانه‌ای شکل و سقفی طاقدار می‌باشد. ورودی این خانه‌ها بسیار پایین است و وارد شدن تنها با سینه خیز رفتن امکان پذیر است. در سال ۱۸۸۲، آلمانها چند خانه را حفاری کرده و باقی‌مانده‌های انسانی در داخل خانه‌ها پیدا کردند. مردم محلی به آنها گفتند که این مکانها، استراحتگاه شاهان و روسای جزیره ایستر بوده‌اند. هر خانه دو حفره کوچک داشت. اگر روح یک دشمن از یکی از آنها وارد شد، روح مرحوم بتواند از دیگری فرار کند. نکته قابل توجه اینست که تعداد باقی‌مانده خانه‌های سنگی و موآی‌ها تقریباً نزدیک به هم است و این شاید به این معنی است که برای هر شخص که در یک خانه سنگی دفن می‌شده، یک موآی ساخته می‌شد. استفاده خانه‌های سنگی به عنوان قبر، به نظر می‌رسد که هم‌زمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر می‌رسد که جزیره نشینان شروع به دفن مرده‌هایشان میان خانه‌های آهوس (سکوی موآی) کرده‌اند و از خانه‌های سنگی به عنوان پناهگاه مرغها استفاده کردند.
سنگ نوشته

جزیره ایستر، یکی از غنی‌ترین مجموعه هنر صخره‌ای در تمام پلی نزی را دارد. حدود ۱۰۰۰ سایت با بیش از ۴۰۰۰ سنگ نوشتهریا، فهرست شده‌اند. طرحها و نقشها به دلایل متنوعی تراشیده شده‌اند: برای خلق تتم‌ها (ارواح محافظ)، برای مشخص کردن قلمرو و یا برای به یادگار نگه داشتن یک شخص یا یک رویداد.
گاهشمار تاریخ جزیره

    ۳۰۰ میلادی

    بر پایه باور رایج در جزیره ایستر، نیاکان تندیس‌سازان با کانوهای اقیانوس‌پیما از سوی غرب به آنجا آمده بودند.

    ۱۶۰۰ _ ۱۰۰۰

    اهالی جزیره آغاز به ساخت نیایشگاه‌ها و تندیس‌ها نمودند. آنها همچون یک سیستم خط تصویری ابداع کردند.

    ۱۷۲۲

    دریانورد هلندی، جیکوب راگوین (تلفظ اصلی هلندی روخه‌فِین)، در روز عید پاک به عنوان اولین اروپایی پا به جزیره می‌گذارد. او جزیره را ایستر (عید پاک) می‌نامد.

    ۱۷۷۴

    کاشف انگلیسی، ناخدا جیمز کوک، در دومین سفر خود در جزیره توقف می‌کند. او مردها را، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر و زنها را تا ۳۰ نفر شمارش می‌کند. همه موآی‌های بزرگ سرنگون شده بودند.

    ۱۸۶۲

    جمعیت نوادگان مهاجرین پلی‌نزی به ۱۱۱ نفر می‌رسید.

    ۱۸۸۸

    جزیره ایستر به شیلی ضمیمه می‌شود.

ظهور و سقوط

جزیره ایستر هم مانند همه جزایر پلی‌نزی اولین بار توسط مهاجرین دریانورد اشغال شد. آنها از جزایر غربی می‌آمدند، قایقهای آنها از محصولات غذایی اصلی مثل سیب زمینی، همچنین خوک و سگ پر شده بود.
دوران طلایی

مهاجرین حدوداً تا سال ۱۰۰۰ م به خوبی قادر بودند در خود نظمی ایجاد کنند که بتوانند در زمینه ساخت مجسمه‌های فراوان و صومعه‌های بیشمار برای احترام به خدایان، موفقیت داشته باشند. آنها یک سیستم تصویرنگاری نیز ابداع کردند. آنها بر روی قطعه‌های چوبی اشکالی مثل پرندگان، گیاهان، اشیاء زینتی (تشریفاتی) و اشکال هندسی حکاکی می‌کردند. روحانیان آنها احتمالاً برای نوشتن جزئیات تاریخ قبایل و سنتهای آنها، از همین دست‌نوشته‌های روی چوب استفاده می‌کردند.
بحران زمین

زمانی در حدود ۱۶۰۰ «دوران طلایی» پایان یافت. هنوز دلایل این امر کاملاً روشن نیست. قطع درختان جنگلی به منظور ایجاد زمینهای کشاورزی باعث کاهش باران گردید و احتمالاً میزان فراورده‌های کشاورزی را کاهش داد. میزان درختان نیز برای ساخت قایقهای چوبی کاهش پیدا کرد. در اثر کم شدن قایق‌ها، تجارت ماهی با جزایر دیگر روز به روز سختر شد.
قوانین جنگی

به خاطر تشدید بحران فوق، باندهای جنگجو که به سلاح نیزه مسلح بودند، تجاوز و ایجاد وحشت در جامعه را آغاز کردند. جمعیت به سرعت رو به کاهش گذاشت.
ورود اروپائی‌ها

اولین گروه از اروپائی‌ها در سال ۱۷۲۲م به جزیره می‌رسند. آنها با خود برده‌داری و بیماری به ارمغان آوردند. تا پیش از سال ۱۸۶۲ م با شیوع بیماری آبله و حملات بردگان پرویی، جمعیت جزیره به ۱۰۰ نفر کاهش یافت. اگر تعداد بیشتری زنده می‌ماندند، ممکن بود اطلاعات بیشتری درباره فرهنگی که باعث خلق آثار یادبود و بناهای اسرار آمیز شده بود. و سیستم نگارش جزیره، به دست می‌آوردیم.
حقایق ثبت شده

جزیره ایستر به دست روسای قدرتمند قبیله اداره می‌شد. در طول دوره‌ای که جزیره رو به زوال نهاده بود، یک سیستم عجیب برای انتخاب رئیس قبیله، بوجود آمد. قوی‌ترین جنگجویان تا جزایر همسایه، جایی که پرنده دریایی مهاجر، چلچله سیاه، تخم گذاری می‌کند، شنا می‌کردند. آنها به دنبال اولین تخم فصل، جزیره را جستجو می‌کردند. اولین جنگجویی که یک تخم پیدا می‌کرد به مدت یکسال رئیس قبیله می‌شد.
رونگورونگو
نمونه‌ای از سنگ نوشتهٔ رونگورونگو

وجود یکی از دستخط‌های رمز ناگشوده جزیره ایستر که رونگورونگو (Rongorongo) نامیده می‌شود، توسط یک مسیونر فرانسوی در سال ۱۸۶۴ گزارش شده. در آن زمان، چندین جزیره نشین ادعا می‌کردند که که می‌توانن آنرا بخوانند اما تمام تلاشها بی نتیجه ماند. با توجه به اینکه تنها یک قسمت کوچک از جمعیت باسواد بودند، رونگورونگو یک امتیاز حکومت کردن بر خانواده‌ها و کشیشان بوده‌است. از صدها میز و صندلی و وسایل چوبی که رونگورونگو روی آن حکاکی شده، تنها ۲۶ عدد سالم مانده و تمام آنها در موزه‌های سراسر دنیا است و هیچ کدام در جزیره نمی‌باشد. تمام تلاشها برای رمز گشایی این متن بی حاصل بوده. انجمن علمی حتی نمی‌تواند بگوید که آیا رونگورونگو یک شکل نوشتاری است یا نه. اگرچه افسانه‌ها می‌گویند که هوتوماتوآ میزهای اولیه را با خود به این جزیره برای اولین بار آورد، رونگورونگو احتمالاً از جزیره ایستر سرچشمه گرفته. همچنین اینگونه احتمال داده می‌شود که در معرض قرار گرفتن جزیره نشینان با نوشته‌های غربی در طی بازدید اسپانیایی‌ها در سال ۱۷۷۰ موجب شده تا آنها از شیوه حکومت و قانونگذاری آنها الهام گرفته و رونگورونگو را به عنوان یک ابزار مذهبی ایجاد کنند.

پلی‌نزی

پُلی‌نِزی نام گروهی از ۱۰۰۰ جزیره در اقیانوس آرام است. این جزایر بخشی از قاره اقیانوسیه به شمار می‌آیند. جزایر پلی‌نزی در میان سه‌گوشی قرار گرفته‌اند که یک سر آن هاوایی، یک سر آن نیوزلند و سر دیگر آن جزیره ایستر است. مهم‌ترین دسته‌جزایر پلی‌نزی فیجی، ساموآ، تونگا، مارکوئساس و پلی‌نزی فرانسه نام دارند.

معروفترین جزیره‌های پلی‌نزی هاوایی و ساموآ هستند. از جزیره‌های میان استرالیا و آمریکا گروه غربی ملانزی (به معنی جزیره‌های سیاه) و گروه شرقی پلی‌نزی (به معنی جزیره‌های پرشمار) خوانده می‌شوند و میان آنها بسیاری جزیره‌های کوچک وجود دارند که با همدیگر میکرونزی (جزایر ریز) نام گرفته‌اند.

گاه برخی از جزیره‌های پلی‌نزی را بخشی از ملانزی هم به شمار آورده‌اند، برای نمونه جزایر:
Map OC-Polynesia.PNG

     جزایر کوک
     ساموای آمریکا
     پولی‌نزی فرانسه
     جزایر پیت‌کرن
     جزیره نورفولک
     توکلائو
     تونگا
     تووالو
     والیس و فوتونا
     ساموآ
     نیووی
     نیوزیلند
    ایالات متحده آمریکا هاوائی
    شیلی جزیره ایستر

استرالزی

اُسترالِزی آمیزه‌ای‌ست از نام استرالیا و پسوند سرزمین ـِزی که در پایان نام برخی از سرزمینهای اقیانوس آرام یا میان این اقیانوس و اقیانوس هند می‌آید چون میکرونزی، پلی‌نزی، اندونزی و گاه به قاره اقیانوسیه استرالزی می‌گویند.