اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

ساعت

ساعت، وسیله‌ای ابتکاری یا وسیله قرار دادن حرکات روزانه نجومی که برای اندازه‌گیری و تعیین زمان از آن استفاده می‌شود. این وسیله یا روش از قدیمی‌ترین اختراعات انسانی به شمار می‌رود.

محتویات

    ۱ انواع ساعت بر اساس نحوه کارکرد
        ۱.۱ ساعت ستاره‌ای
        ۱.۲ ساعت‌های آفتابی
        ۱.۳ ساعت‌های آبی
        ۱.۴ ساعت شنی
        ۱.۵ ساعت‌های مکانیکی
        ۱.۶ ساعت دیجیتال
        ۱.۷ ساعت باینری
    ۲ ساعت اتمی
    ۳ انواع ساعت بر اساس اندازه و شکل
    ۴ پانویس
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

انواع ساعت بر اساس نحوه کارکرد
ساعت ستاره‌ای
نوشتار اصلی: ساعت ستاره‌ای

ساعت ستاره‌ای به اندازه گیری و تشخیص و تطبیق زمان در شب به وسیلهٔ ستارگانی شاخص گفته می‌شود. این روش معمولا به کمک ستاره قطبی بعنوان یک نقطه ثابت، با مقایسه و سنجش جابجایی بعضی ستارگان دب اکبر در هر فصل نسبت به زمان متعارف می‌باشد. این ساعت بیشتر با کمک حرکت ستارگان و وسیله قرار دادن آنها است. ساعت ستاره ای صرفا ساعتی شبانه است.
ساعت‌های آفتابی
نوشتار اصلی: ساعت آفتابی

.
نمونه‌ای از ساعت آفتابی در هانوور آلمان

ساعت‌های خورشیدی در دوران کهن به طور وسیعی استفاده می‌شده‌اند. [۱][نیازمند منبع] این گونه از ساعت می‌تواند زمان را برحسب زاویه‌ یا محل قرارگیری سایهٔ یک میله که با زاویه مشخص نسبت به زمین قرار دارد، کار زمان سنجی را انجام دهد. این ساعت هم با وسیله قرار دادن حرکت روزانه خورشید و هم وسیله ابتکاری با استقرار شاخص مخصوص و مدرج کردن سایه خورشید است. این ساعت نقطه مقابل ساعت ستاره ای صرفا ساعتی روزانه می باشد.

این گونه از ساعت به رغم قدمت آن از دقت قابل قبولی برخوردار بوده و انواع دقیق آن زمان ظاهری خورشیدی را با خطای حداکثر ۱۵ دقیقه (ناشی از تاب خوردن محور گردش زمین به دور خود) معین می‌کنند. ساعت‌های آفتابی دقیق با یک جدول یا نمودار ارائه می‌شوند که این خطای اندازه‌گیری زمان را در ماه‌های مختلف سال تصحیح می‌کند.

به گفته هرودوت نمونه‌های اولیه این گونه ساعت به اقوام سومری و کلدانی باز می‌گردد و قدمتی حداقل ۵۰۰۰ ساله دارد.[۱]
ساعت‌های آبی
نوشتار اصلی: ساعت آبی
ساعت آبی قنات زیبد گناباد

ساعت‌آبی در کنار ساعت‌های آفتابی احتمالا قدیمی‌ترین ساعت ساخت بشرند. مدل‌های ابتدایی ساعت آبی باقی مانده از قرن ۱۶ پیش از میلاد از مصر و بابل بدست آمده.[نیازمند منبع] این گونه‌ معمولاً از دو ظرف تشکیل شده که آب با شدت معین از یکی به دیگری می‌ریزد. کاربردی ترین ساعت آبی متعلق به ایران است زیرا نه بر اساس خرافات و یا تفریح بلکه برای یک ضرورت اساسی زندگی کشاورزی و تقسیم سهام آب قنات و یا آب چشمه ها در مناطق کویری ساخته شده است. کالیستنس مورخ یونانی 328 پیش از میلادکه در لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران همراه او بود نوشته است: در اینجا (ایران)، در دهکده ها که آب را برحسب نوبت به کشاورزان برای زراعت می دهند، یک فرد از میان کشاورزان انتخاب می شود تا بر زمان نوبت (و تقسیم زمانی سهام قنات)نظارت داشته باشد.
ساعت شنی
اولین نمونهٔ ثبت شدهٔ ساعت شنی، بخشی از نقاشی آمبورگیو(؟) لورنزتی، سال ۱۳۳۸ میلادی
نوشتار اصلی: ساعت شنی

اولین نمونه‌های ساعت‌ شنی در یک نقاشی از ۱۳۳۸ پس از میلاد دیده شده. این ساعت که معمولاً برای اندازه‌گیری مدت زمان‌های کوتاه استفاده می‌شده از دو حباب شیشه‌ای تشکیل شده که با سوراخ کوچکی به یکدیگر متصل‌اند. شنِ ریز به علت نیروی جاذبه به حباب پایینی می‌ریزد. وقتی تمام شن به پایین ریخت مجموعه را برعکس می‌کنند تا فرآیند تکرار شود.
ساعت‌های مکانیکی

ساعتهای مکانیکی معمولاً نشان دهنده زمان با استفاده از زاویه‌ها هستند. رایج‌ترین آنها ساعتهایی هستند که به صورت مدور درجه‌بندی شده است. این ساعتها به ۱۲ قسمت تقسیم شده‌اند که هر کدام نشان‌دهندهٔ یک ساعت (عقربه ساعت شمار آنرا نمایش میدهد) است. همچنین این ساعتها به ۶۰ قسمت تقسیم شده‌اند که هر کدام هم میتوانند دقیقه و هم ثانیه را نمایش دهند (با استفاده از عقربه‌های ثانیه شمار و دقیقه شمار).
ساعت دیجیتال

ساعتهای دیجیتال به نوعی از ساعتها میگویند که زمان را با استفاده از ال‌سی‌دی، LED و یا چراغ نشان میدهند. این ساعتها به دو صورت ۱۲ ساعته و ۲۴ ساعته هستند. این ساعتها با استفاده از مدارهای الکتریکی میتوانند زمان را محاسبه و اعلام کنند. در ساعتهای جدیدتر ساعتها خود میتوانند با استفاده از اینترنت ساعت خود را تنظیم کنند. نمونه هایی از ساعت دیجیتال <ساعت دیجیتال>
ساعت باینری
نحوه خواندن ساعت باینری

ساعت باینری زمان را طبق اصول باینری نشان میدهد، ساعت،دقیقه و ثانیه در دو ستون با چهار سطر نشان داده میشود،مطابق شکل سطر اول رقم ۱، سطر دوم ۲، سطر سوم ۴، و سطر آخر رقم ۸ است، ستون سمت چپ رقم دهگان و ستون سمت راست رقم یکان را نشان میدهد که با جمع ارقام هر ستون و جمع بندی آنها با هم عدد ساعت،دقیقه و ثانیه به دست می‌آید.
ساعت اتمی
نوشتار اصلی: ساعت اتمی

ساعت اتمی گونه ای از ساعت است که فرکانس تشدید (رزونانس) استاندارد اتمی را به عنوان عنصر نگهداری زمان به کار می گیرد. این ساعت‌ها دقیق‌ترین ساعت و استاندارد فرکانسی بسامد شناخته شده اند و به عنوان استانداردهای اولیه برای سرویس جهانی پخش زمان (Time Distribution Service)، برای کنترل فرکانس پخش برنامه‌های تلویزیونی و سیستم‌های موقعیت موقعیت یاب جهانی همانند جی پی اس (GPS) به کار می روند.
ساعت اتمی که در رصد خانه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به کار رفته است.

ساعت‌های اتمی از پرتو افشانی (رادیو اکتیویته) استفاده نمی کنند، بلکه از سیگنال‌ های دقیق مایکروویو استفاده می‌کنند. سیگنال‌های مذکور هنگامی تولید می شوند که الکترون‌ها در اتم‌ها سطح انرژی خود را دگرگون می کنند و نور منتشر می شود.
انواع ساعت بر اساس اندازه و شکل

ساعتها در اشکال و اندازه‌های مختلفی وجود دارند که برای کاربردهای مختلفی ساخته شده‌اند. بعضی از انواع مختلف ساعتها در زیر آورده شده است:

    ساعت جیبی:نوعی ساعت همراه است که این ساعت را در جیب میگذارند و معمولاً زنجیری کوچک دارد که به لباس شخص متصل میگردد.
    ساعت مچی:نوعی دیگر از ساعت همراه است که این ساعت توسط دو یا یک بند به دور مچ بسته میشود.
    ساعت دیواری:نوعی ساعت است که به دیوار نصب میکنند.
    ساعت ایستاده:نوعی دیگری از انواع ساعتها است. این ساعت ارتفاع بلندی دارد و به صورت ایستاده در گوشه‌ای از خانه میگذارند. این ساعت با استفاده از پاندول میتواند زمان را اعلام کند.

تن (یکا)

تن (به انگلیسی: ton) یا tn یا t یکای وزن است همچنین به عنوان یکای انرژی، یکای نیرو و یکای صدا کاربرد دارد.[۱] [۲]

    یکای اندازه گیری جرم برابر با ۱۰۰۰ کیلوگرم و ۲۰۰۰ پوند.
    در آمریکای شمالی، یک تن سرمایشی برابر هست ۱۲٬۰۰۰ یکای گرمایی بریتانیایی بر ساعت (۳٬۵۱۷ وات)

راه‌آهن ایران

کشور ایران، در حال حاضر دارای ۱۰۳۹۲ کیلومتر (انتهای سال ۱۳۹۲)شبکه ریلی استاندارد و ۹۶ کیلومتر (میرجاوه-زاهدان) خطوط ریلی عریض است.[۱] ساخت و توسعه خطوط ریلی در ایران توسط معاونت ساخت و توسعه راه آهن انجام می‌پذیرد. نگهداری و تعمیر و هم‌چنین بهره‌برداری از این شبکه ریلی بر عهده شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ راه آهن سراسری
        ۱.۲ تکمیل خطوط ریلی
    ۲ ساخت و توسعه خطوط ریلی
        ۲.۱ خطوط ریلی فعلی
            ۲.۱.۱ مسیرها و مسافت‌ها
        ۲.۲ بهره‌برداری
        ۲.۳ منابع
        ۲.۴ جستارهای وابسته

تاریخچه
نوشتار اصلی: روزشمار راه آهن ایران


نقشه راه آهن سراسری ایران

پیشینه احداث و بهره‌برداری موفق اولین راه‌آهن در ایران به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای مازندران) به آمل برمی‌گردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی‌های پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن، برچیده و برای احداث تلگراف استفاده شد. در سال ۱۸۸۲ (میلادی) و ۱۲۶۱ شمسی خط تراموایی بین تهران و شاه عبدالعظیم به طول ۸۷۰۰ متر کشیده شد. عرض این راه آهن یک متر بود و به وسیله مسیو بواتال فرانسوی اجرا شد و بعدها به یک بلژیکی واگذار شد.

در ۹ نوامبر ۱۸۹۰ ناصرالدین شاه قاجار پیمان‌نامه‌ای با روسیه تزاری امضا کرد که ایران را از ساخت راه آهن تا ده سال باز می‌داشت. این محدودیت در دسامبر ۱۸۹۹ برابر با شروط وام ۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ فرانکی روسیه با دست‌خط مظفرالدین‌شاه برای ده سال دیگر تمدید شد.

مسیر راه آهنی نیز از بندر انزلی و پیره بازار به رشت وجود داشته که بعدها جمع‌آوری شده‌است. تنها بازمانده این مسیر یک لوکوموتیو بخار است که بر روی آخرین قطعه چندمتری ریل، هنوز در داخل محوطه سازمان بنادر انزلی خودنمایی می‌کند و تاریخ ۱۸۴۸ را بر روی خود دارد. ۱۲ کیلومتر ازین مسیر تا اواسط دوره رضا شاه همچنان مورد استفاده بوده‌است.[۲] در سال ۱۹۱۸ میلادی، راه آهنی از بوشهر تا برازجان به طول ۶۰ کیلومتر توسط انگلستان کشیده شد. این خط آهن بیشتر جنبه نظامی داشت، اگرچه واردات کالای انگلستان را نیز از طریق بوشهر آسان می‌نمود. در پایان جنگ جهانی نخست، انگلستان پیشنهاد فروش این راه آهن را به شهرداری بوشهر نمود که متأسفانه بودجه شهرداری این شهر تکافوی خرید آن را نکرد و این مسیر توسط سازندگانش جمع‌آوری و مصالح آن به بصره انتقال یافت.[۳]

نخستین مسیر از خطوط ریلی موجود که در حال حاضر در کشور بهره‌برداری می‌شود مسیر تبریز به جلفا به طول ۱۴۹ کیلومتر می‌باشد که در سال ۱۲۹۵ به بهره‌برداری رسید. همچنین این مسیر اولین و تنها خط برقی کشور می‌باشد.[۴] راه آهن میرجاوه به زاهدان در ۱۲۹۹ افتتاح شد. در دوره رضاشاه طرحی برای اتصال این راه آهن از مسیر بیرجند به مشهد در دست بررسی بوده‌است.[۵]
راه آهن سراسری
نوشتار اصلی: راه آهن سراسری


ایجاد راه آهن سراسری درایران همواره یکی از آرزوهای بزرگ و ملی محسوب می‌گردید؛ و با اینکه در حدود نیم قرن کوشش‌هایی از طرف اولیای امور در انجام این امر خطیر به عمل می‌آمد، تحقق این آرزوی ملی تا سال ۱۳۰۶ به طول انجامید.
تکمیل خطوط ریلی
رضاشاه پهلوی در حال سفت کردن آخرین پیچ راه آهن سراسری در مازندران.

زمانی که راه آهن سراسری درشرف اتمام بود، وزارت راه مامور ساختمان سایر خطوط گردید و اولین خطی که پس از خط سراسری اقدام به ساختمان آن گردید، خط گرمسار-مشهد بود. ساختمان خط مزبور از روز ۲۴ اسفند ۱۳۱۶ آغاز و زیرسازی و ریل گذاری آن تا ایستگاه شاهرود به طول ۳۱۵ کیلومتر تا سال ۱۳۲۰ به اتمام رسیده و بهره‌برداری از آن شروع شد. لیکن عملیات ساختمانی از شاهرود به بعد به علت بروز جنگ جهانی دوم متوقف گردید تااینکه بعداز پایان جنگ مجدداً عملیات ساختمانی آن از سال ۱۳۲۶ به وسیله وزارت راه و از اعتبارات سازمان برنامه شروع گردید و پس از پیشرفت عملیات ساختمانی از اسفندماه ۱۳۳۳ ریل گذاری آن به وسیله اداره ساختمان وزارت راه و از هفدهم دیماه ۱۳۳۴ توسط راه آهن دولتی ایران آغاز و درهفدهم دیماه ۱۳۳۵ خاتمه یافت و از همان تاریخ اقدام به قبول بار از همه نقاط راه آهن به این خط گردید.

دومین خطی که پس از تکمیل راه آهن سراسری اقدام به ساختمان آن گردید، خط تهران-تبریز می‌باشد. ساختمان این خط روز هجدهم آبانماه ۱۳۱۷ از تهران شروع و تا روز چهاردهم آبانماه ۱۳۲۱ ساختمان و ریل گذاری آن تا میانه خاتمه یافت و بلافاصله بهره‌برداری ازآن شروع گردید. لیکن به علت بروز جنگ جهانی دوم عملیات این خط نیز متوقف و پس از پایان جنگ مانند خط گرمسار-مشهد عملیات ساختمانی آن به وسیله وزارت راه شروع و ریل گذاری آن از میانه شروع و روز ۲۹ مهر ۱۳۳۵ به ایستگاه مراغه رسیده و از دهم دیماه ۱۳۳۵ بهره‌برداری از تهران تا مراغه آغاز گردبد.

ساختمان خط قم-یزد از نهم آذرماه ۱۳۱۷ از قم شروع و پیش بینی شده‌بود که در سال ۱۳۲۱ خاتمه یابد. لیکن پس از وقایع ۱۳۲۰ عملیات خط مزبور نیز متوقف گردید. چون قسمتی از زیرسازی این خط حاضر و برای ریل گذاری آماده بود. در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۲۶ راه آهن دولتی ایران با مصالح موجود اقدام به ریل گذاری از قم به کاشان نموده و در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ عملیات ریل گذاری خاتمه یافته و از روز ۱۹ خرداد ماه ۱۳۲۸ بهره‌برداری آن شروع شد.
ساخت و توسعه خطوط ریلی
نوشتار اصلی: معاونت ساخت و توسعه راه آهن‎

شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور از زیرمجموعه‌های وزارت راه است و معاونت ساخت و توسعه راه آهن، بنادر و فرودگاه‌ها از معاونت‌های این شرکت است که به کار ساخت خطوط ریلی جدید اشتغال دارد.
خطوط ریلی فعلی
ایستگاه راه آهن تهران

    طول خطوط اصلی: ۷۰۶۶ کیلومتر با عرض ریل استاندارد و ۹۴ کیلومتر با عرض ریل پهن
    طول خطوط ثانویه تجاری و صنعتی: ۲۰۹۷ کیلومتر
    طول خطوط برقی (جلفا-تبریز): ۱۴۸ کیلومتر
    طول خطوط دو ریلی: ۱۰۸۲ کیلومترس
    تأسیسات تعویض بوژی (هزارچرخ) واقع در ایستگاه مرزی بین‌المللی جلفا و سرخس که برای ترانزیت بار و یا واگن‌های خالی به کار می‌رود. در هر ۲۴ ساعت و در دو نوبت کاری می‌توان حدود ۲۰۰ واگن (هر واگن دارای ۴ محور و یا ۲ بوژی) را تعویض کرد.
    پایانه‌های حمل کانتینر با تجهیزات بلند کردن و جابج اکردن واقع در پایانه‌های بندر امام خمینی و بندرعباس و ایستگاه‌های راه آهن در مهرآباد، جلفا، سهلان و غیره
    طول معادل خطوط (یک خطه و دو خطه) ۸۴۲۴ کیلومتر

جمع کل خطوط (با احتساب خطوط فرعی، ایستگاه‌ها و مانوری‌ها ۱۱۱۸۰ کیلومتر
مسیرها و مسافت‌ها
مسیر     مسافت (کیلومتر)     تاریخ ساخت
تبریز – جلفا     ۱۴۸     ۱۹۱۲–۱۹۱۶
زاهدان – میرجاوه     ۹۴     ۱۹۲۰–۱۹۲۱
تهران – بندر ترکمن     ۴۶۱     ۱۹۲۸–۱۹۳۸
تهران – بندر امام خمینی     ۹۲۸     ۱۹۲۸–۱۹۳۹
اهواز – خرمشهر     ۱۲۱     ۱۹۴۲–۱۹۴۳
سربندر – مشهد     ۱۲     ۱۹۵۰–۱۹۵۱
گرمسار – مشهد     ۸۱۲     ۱۹۳۸–۱۹۵۸
تهران – تبریز     ۷۳۶     ۱۹۳۹–۱۹۵۹
گرگان – بندر ترکمن     ۳۵     ۱۹۶۰–۱۹۶۱
تبریز – رازی (مرز با ترکیه)     ۱۹۲     ۱۹۱۲–۱۹۷۱
قم – زرند     ۸۴۷     ۱۹۳۹–۱۹۷۱
اصفهان – زرین‌شهر     ۱۱۱     ۱۹۶۹–۱۹۷۱
زرند - کرمان     ۸۰     ۱۹۷۵–۱۹۷۹
بافق – بندرعباس     ۶۲۶     ۱۹۸۲–۱۹۹۵
مشهد – سرخس (مرز ترکمنستان)     ۱۶۵     ۱۹۹۳–۱۹۹۷
آپرین (اسلامشهر) – ملکی     ۲۴     ۱۹۹۳–۱۹۹۷
بم – کرمان     ۲۵۴     ۱۹۹۶–۱۹۹۸
آپرین – محمدییه-۲     ۱۲۲     ۱۹۹۴–۱۹۹۹
چادرملو – میبد     ۲۱۹     ۱۹۹۲–۱۹۹۹
بندر امیرآباد – رستم‌کلاً     ۲۰     ۱۹۹۶–۲۰۰۱
محمدیه-۲ – محمدیه-۱     ۶     ۱۹۹۴–۱۹۹۹
بافق – کاشمر     ۸۰۰     ۱۹۹۲-۲۰۰۱
اصفهان – شیراز     ۵۰۶     ۲۰۰۹
بم – زاهدان     ۵۴۶     ۲۰۰۹    

[۶]
بهره‌برداری
قطار باری مسیر اراک به دورود در حال حرکت در مرتفع‌ترین نقطه مسیر راه‌آهن در ایران
نوشتار اصلی: راه آهن جمهوری اسلامی ایران (شرکت)‎

راه آهن جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر دارای بیش از سی هزار نفر پرسنل است که در ۹ اداره کل مناطق، ۱۲ دفتر و مرکز، ۴ معاونت و تعدای شرکت اقماری (همچون رجا) فعالیت می‌کنند. تقسیم بندی شرکت بر اساس مناطق (زیر نظر رئیسان ادارات کل) و هم‌چنین صورت گرفته‌است. این شرکت علاوه بر مسئولیت بهره‌برداری از خطوط، مسئول حفظ، نگهداری و تعمیر خطوط نیز می‌باشد. امکانات بهره‌برداری این شرکت به این شرح است:

۱۶۳۳۰ واگن باری از همه انواع سرپوشیده، دیواره کوتاه، دیواره بلند، کفی، مخزن دار، بالاست، گاز، جرثقیل و غیره

۱۱۹۲ واگن مسافری از همه انواع

۵۶۵ لوکوموتیو در انواع دیزلی-برقی، برقی و مانوری

۳۶۳ ایستگاه اصلی در شبکه RAI

کارخانه تراورس پنام (حوزه جنوب کشور)

ایستگاه‌های بین‌المللی آزاد: اهواز، سهلان، تبریز، جلفا، نیک پسندی، مهرآباد، تهران، اصفهان، بندرعباس، سرخس، منهد(از مرز رازی)

در سال ۱۳۸۳ ۹ میلیون مسافر و ۱۸ میلیون تن بار به وسیله راه آهن جاب‌جا شد و تا پایان برنامه چهارم توسعه، قرار است گنجایش جابجایی مسافر سالانه به ۳۶ میلیون نفر و گنجایش جابجایی بار به ۶۴ میلیون تن برسد.

ترابری ریلی

راه آهن یا ترابری ریلی یک روش ترابری هدایت شده زمینی است. راه آهن برای قطارها طراحی شده تا بدینوسیله بتوان مسافر و کالا جابجا کرد. راه آهن دو ریل همراستا دارد که معمولاً از فولاد است. این ریل‌ها با ریل‌بند (تراورس) های چوبی یا بتنی (و در گذشته فولادی) به هم پیوسته می‌شوند که این ریل‌بندها ریل‌ها را در بازه‌ای یکسان از همدیگر نگه می‌دارد.

محتویات

    ۱ تعریف کلی
    ۲ واژگان ترابری ریلی
    ۳ جستار وابسته
    ۴ منبع

تعریف کلی

ترابری ریلی یکی از ترابری‌های زمینی است که در مصرف انرژیی بسیار به صرفه عمل می‌کند. ریل‌ها رویه‌ای بسیار صیقلی و سفت فراهم می‌کنند که چرخ‌های قطار می‌توانند با کمترین اصطکاک ممکن بر روی آن‌ها بغلتند. این روش با خود راحتی و صرفه‌جویی کارمایه (انرژی) به همراه دارد. معمولاً بخش پیشین قطارها هم با شکلی خمیده و هواپویا (آیرودینامیک) ساخته می‌شود تا در مصرف کارمایه صرفه‌جویی شود. روی همرفته، تحت شرایط مناسب، قطار برای بردن حجم مشخصی از کالا یا مسافر ۵۰ تا ۷۰ درصد کمتر انرژی نیاز دارد تا ترابری جاده‌ای. افزون بر این، ریل‌ها و ریل‌بندها باهم وزن قطار را بطور یکسان پخش می‌کنند که در پی آن با هر محور/چرخ بار بیشتری می‌توان حمل کرد تا در ترابری جاده‌ای. ترابری ریلی همچنین از امن‌ترین و کم‌جاگیرترین شیوه‌های ترابری است. یک خط راه‌آهن دوریلی می‌تواند در یک زمان مشخص از یک بزرگراه چهارخطه هم بیشتر مسافر یا کالا جابجا کند.
واژگان ترابری ریلی

در ترابری ریلی واژگان (اصطلاحات) چندی بکار می‌رود که واژگان استاندارد فارسی این شاخه (مصوبه فرهنگستان زبان و ادب فارسی) به این قرار است:
درون قطار

    پناه‌راه: دالان یا فضای سرپوشیده در مجاورت کوه برای جلوگیری از ریزش بهمن در بستر راه‌آهن.
    جاده آهن
    آمادگاه
    ایستگاه چندگانه
    ایمن‌گاه
    بارکف
    بارگُنج
    برش‌راه
    برقی کردن راه آهن
    بلیط تمام مسیر
    بلیط ویژه
    واگن پهلوگرد
    تالار گذر
    ترابر
    توشه
    واگن توشه‌بر
    خط سرعت‌افزایی
    خط گذر
    خطرو
    خودکشند
    دالانه
    دیرانه
    ذخیره جا
    ریل‌بست
    زمان اوج
    زمان تخلیه
    تندرو (سریع‌السیر)
    سیم بالاسر
    سینی دوار
    شاخک برقرسان
    شدآمد
    شیبک
    ضربه‌گیر
    عمر بازدید
    فاصله گذر
    فرست
    فرست کردن
    قطار
    قطار بارگُنجی
    قطار تماشا
    قطار توربینی
    قطار خیابانی
    قطار دوسر
    کالای گذری
    گذرانه
    مسافر گذری
    مسیر موقت
    هزارچرخ
    واگن
    واگن خدمت


قطار

آغاز به کار قطارها به سدهٔ ۱۵۰۰ میلادی باز می‌گردد در ابتدا ریل قطار از جنس چوب ساخته و واگن‌ها توسط اسبان پر قدرت کشیده می‌شد. قطار بخار در اوایل سده ۱۸۰۰ اختراع گردید قطارها وسایل حمل و نقل مفیدی هستند زیرا بارهای سنگین را به راحتی روی ریل می‌کشند.

محتویات

    ۱ تاریخچه پیدایش و تکامل قطارها
    ۲ تاریخچه تحول قطارها
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پیوند به بیرون
    ۶ نگارخانه

تاریخچه پیدایش و تکامل قطارها

هنگامی که ریچارد ترویتیک برای اولین بار لوکوموتیو مجهز به موتور بخار خود را روی ریل‌های فولادی به حرکت در آورد و عصر قطارهای امروزی اغاز گردید. این اقذام در سال ۱۸۰۴ میلادی و در ولز جنوبی (انگلستان) انجام شد، او ابتدا یک لوکوموتیو با موتور بخار جهت حمل بار با ظرفیت حمل بار به وزن ۲۰ تن (۲۰۰۰۰ کیلوگرم) درست کرد و سپس یک لوکوموتیو با موتور بخار جهت حمل مسافر اختراع کرد و مردم شهر را سوار می‌کرد و قطار یک دور کامل به دور شهر می‌چرخید و پول ناچیزی از مردم دریافت می‌کرد تا اینکه یک روز یکی از چرخ‌های لوکوموتیو او شکست و از آن به بعد ریچارد دیگر از لوکوموتیو خود استفاده نکرد و آن را رها کرد.

اما کسی که در تبدیل قطار به وسیله بسیار مهم حمل و نقل عمومی نقش مهمی ایفا کرد جورج استفنسون انگلیسی بود وی یک قطار تقریباً بزرگ ساخت و برای مسافران درون ان قطار خود را به لوکوموتیوی با موتور بخار مجهز کرد.

امروزه هر چند هنوز هم قطارهای بخار در گوشه و کنار جهان دیده می‌شوند اما دیگر دوران انها به پایان رسیده‌است. لوکوموتیوهای برقی و یا دیزلی جدید به سوخت و نگهداری کمتری نیاز دارند. قطارها به ویژه در حمل بارهای سنگین و نیز جا به جایی مسافران در مراکز شهرها دارای اهمیت زیادی هستند.

اولین قطاری که وارد ایران شد ماشین دودی نامیده می‌شد و از تهران به شهر ری رفت‌وآمد می‌کرد.

تمامی مسیر حرکت قطارها از درون اتاق کنترل تحت نظر قرار دارند. مسول کنترل علامت‌ها و چراغ‌های مختلف را برای اطمینان از بازبودن تمام خط‌ها کنترل می‌کند. لوکوموتیو ران قطار هم با استفاده از چراغ‌ها و درجه‌های مقابل خود با اتاق کنترل ارتباط مستقیم دارد تا از بازبودن مسیر اطمینان حاصل کند.
تاریخچه تحول قطارها
قطاری باری بین بودو به تروندهایم در کشور نروژ

    ۱۷۶۵:استاندارد عرض خطوط راه اهن ۱۴۳۵ میلی متر تعیین شد.
    ۱۸۰۴:اولین لوکوموتیو فعال با موتور بخار توسط ریچارد تروتیک در ولز جنوبی (انگلستان).
    ۱۸۱۴:اغاز به کار لوکوموتیو استفنسون در یک معدن.
    ۱۸۲۵:افتتاح اولین مسیر منظم قطار بین استاکتون و دارلینگتون.
    ۱۸۳۰:اولین مرکز ارایه خدمات منظم به مسافران میان منچشتر و لیور پول.
    ۱۸۳۰:اولین قطار آمریکا در کارولینای جنوبی اغاز به کار کرد.
    ۱۸۵۹:ساخت اولین کوپهٔ خواب (آمریکا).
    ۱۸۶۳:ساخت اولین رستوران داخل قطار (آمریکا).
    ۱۸۶۳:راه اندازی اولین قطار زیر زمینی (مترو) در لندن.
    ۱۸۶۹:احداث خطوط راه اهن در سراسر آمریکا پایان یافت.
    ۱۸۷۹:ساخت اولین قطار برقی (المان).
    ۱۸۸۵:تکمیل خطوط راه اهن کانادا.
    ۱۹۲۵:ساخت اولین لوکوموتیو دیزل الکتیریک (کانادا)

ابررسانایی

اَبَررسانایی پدیده‌ای است که در دماهای بسیار پایین برای برخی از مواد رخ می‌دهد. در حالت ابررسانایی مقاومت الکتریکی ماده صفر می‌شود و ماده خاصیت دیامغناطیس کامل پیدا می‌کند، یعنی میدان مغناطیسی را از درون خود طرد می‌کند. طرد میدان مغناطیسی تنها تفاوت اصلی ابررسانا با رسانای کامل است، زیرا در رسانای کامل انتظار می‌رود میدان مغناطیسی ثابت بماند، در حالی که در ابررسانا میدان مغناطیسی همواره صفر است.
فیزیک ماده چگال
QuantumPhaseTransition.png
فاز · گذار فاز
فازهای ماده[نمایش]
پدیده‌های مربوط به فاز[نمایش]
فازهای الکترونی[نمایش]
پدیده‌های الکترونی[نمایش]
فازهای مغناطیسی[نمایش]
شبه‌ذرات[نمایش]
فیزیک ماده چگال نرم[نمایش]
دانشمندان[نمایش]

    ن
    ب
    و

مقاومت الکتریکی یک رسانای فلزی به تدریج با کاهش دما کم می‌شود. در رساناهای معمولی مثل مس و نقره، وجود ناخالصی و مشکلات دیگر این روند را کند می‌کند. به طوری که حتی در صفر مطلق هم نمونه‌های معمول مس همچنان مقاومت الکتریکی کمی دارند. در مقابل ابررساناها موادی هستند که اگر دمایشان از یک دمای بحرانی کمتر شود، ناگهان مقاومت الکتریکی خود را از دست می‌دهند. جریانی از الکتریسیته در یک حلقهٔ ابررسانا می‌تواند برای مدت نامحدودی بدون وجود مولد جریان وجود داشته باشد. مانند پدیدهٔ فرومغناطیس و خطوط طیفی اتم‌ها، ابررسانایی نیز پدیده‌ای کوانتومی است۔، ھر چند یک تئوری جهانشمول برای اَبَررسانایی وجود ندارد. و نمی‌توان آن را با فیزیک کلاسیک به مانند یک رسانای مطلوب توصیف کرد.

پدیدهٔ ابررسانایی برای طیف وسیعی از مواد مانند قلع و آلومینیوم وجود دارد. همچنین برخی آلیاژها و نیمه‌رساناها نیز ابررسانا هستند، ولی فلزاتی مثل طلا و نقره این پدیده را از خود نشان نمی‌دهند، همچنین پدیدهٔ ابررسانایی در فلزات فرومغناطیس هم روی نمی‌دهد. در سال ۱۹۸۶ ابررسانایی دمای بالا کشف شد. دمای بحرانی این ابررساناها بیش از ۹۰ کلوین است. نظریه‌های کنونی ابررسانایی نمی‌توانند ابررسانایی دمای بالا را، که به ابررسانایی نوع ۲ (Type II) معروف است، توضیح دهند. از نظر عملی ابرساناهای دمای بالا کاربردهای بسیار بیشتری دارند، زیرا در دماهایی ابررسانا می‌شوند که راحت‌تر قابل ایجاد هستند. پژوهش برای یافتن موادی که دمای بحرانی آن‌ها باز هم بیشتر باشد، و همچنین برای یافتن نظریه‌ای برای توضیح ابررسانایی دمای بالا همچنان ادامه دارد.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ خواص ابررساناها
    ۳ مقاومت صفر در برابر جریان
    ۴ گذار به فاز ابررسانایی
    ۵ ابرسانایی نوع ۱ و نوع ۲
    ۶ اثر مایسنر
        ۶.۱ دسته‌بندی ابررساناها
    ۷ نظریه‌های ابررسانایی
    ۸ تاریخچهٔ ابررسانایی
    ۹ کاربردها
    ۱۰ نارسانا ها، نیمه رسانا ها و رسانا ها
    ۱۱ تاریخچه تحقیقات
    ۱۲ مهمترین خواص ابر رسانا ها
    ۱۳ ابر رسانا ها و تکنولوژی
    ۱۴ تفاوت بین ابر رساناهای سرامیکی و فلزی
    ۱۵ جستارهای وابسته
    ۱۶ منابع
    ۱۷ پیوند به بیرون

پیشینه

ویژگی ابررسانایی از سوی پروفسور هلندی، کمرلینگ اونز 1 در سال 1911 در دانشگاه لیدن 2 دیده شد. وی دریافت که در دمای خیلی پایین، مقاومت جیوه تا حد اندازه‌گیری ناپذیری کاهش می‌یابد. وی دریافت هنگامی که دمای جیوه به سوی صفر هروسپ(مطلق) کاهش داده می‌شود، روند کم شدن آرام مقاومت به ناگهان نزدیک به دمای 4 درجه کلوین با افت بسیار بزرگی روبرو شده و پایینتر از این دما، جیوه هیچ گونه مقاومتی از خود نشان نمی‌دهد. اونز به این پی‌آمد رسید که در دمای کمتر از 4 درجه کلوین، جیوه به حالت دیگری از ویژگی‌های فرهی که بگونه هروسپ از حالتهای شناخته شده پیشین متفاوت بود، رسیده است. این حالت تازه ابررسانایی نام گرفت.[۱]
خواص ابررساناها

بیشتر خواص ابررساناها از ماده‌ای به مادهٔ دیگر تغییر می کند. خواصی مانند ظرفیت گرمایی و دمای بحرانی. اما گذشته از این‌ها، دستهٔ خاصی از خواص تمام ابر رساناها مشترک است، از جمله این که در دماهای بسیار پایین، مقاومت خود را به کلی دربرابر جریان از دست می‌دهند و همچنین دیگر هیچ میدان مغناطیسی داخلی در آن‌ها وجود نخواهد داشت. با توجه به چنین خواص مشترکی می‌توان ابررسانایی را یک فاز(ماده)فاز ترمودینامیکی برای ماده دانست. ابررسانا شدن را می‌توان گذار فازی به فاز دیگر قلمداد کرد. چیزی همانند تغییر حالت آب از مایع به گاز و یا برعکس.
مقاومت صفر در برابر جریان

یکی از راه‌های ابتدایی برای سنجش مقاومت الکتریکی مواد، قرار دادن آنها در یک مدار به همراه یک منبع تغذیه و سپس اندازه گیری ولتاژ و آمپر و سنجش مقاومت از فرمول R=\frac{V}{I} است. اگر اختلاف پتانسیل صفر باشد، بدین معنی خواهد بود که مقاومت رسانا در برابر جریان صفر است و آن ماده یک ابررسانا است. ابررساناها می‌توانند جریانی را بدون وجود ولتاژ عامل، حفظ کنند. خاصیتی که در آهنرباهای ابررسانا استفاده می‌شود که کاربرد وسیعی دارند. برای مثال از این آهنرباها در دستگاه MRI استفاده می‌شود. آزمایش‌های گوناگون نشان می‌هد حلقه‌ای از ابررساناها می‌تواند برای سالها جریان را بدون هیچ افت قابل اندازه گیری حفظ کند. آزمایش‌های عملی نیمه عمر جریان را در چنین مدارهایی بیش از صد هزار سال برآورد می‌کنند و به صورت تئوری جریان در حلقه‌ای ابررسانا، می‌تواند تا مدت زیادی باقی بماند مدتی که حتی از عمر جهان هم بیشتر خواهد بود! در رساناهای معمولی، جریان الکتریکی را می‌توان به صورت شار الکترون‌ها در یک شبکهٔ یونی تصویر کرد. الکترون‌ها در این حرکت به طور پیوسته در حال برخورد با شبکهٔ یونی هستند. در این برخوردها بخشی از انرژی الکترون توسط شبکهٔ یونی به گرما تبدیل می‌شود که در واقع همان انرژی جنبشی شبکهٔ یون است. در نتیجه بخشی از انرژی الکترون‌ها در واقع هدر می‌رود. این حالت را مقاومت الکتریکی می‌نامیم. اما وضع در ابررساناها به گونه‌ای دیگر است. در ابررساناهای معمول نمی‌توان جریان را به تک الکترون‌های جاری نسبت داد. در عوض می‌توان جریان را حاصل جفت الکترون‌های کوپر دانست که به هم وصل می‌شوند و با تعویض فونون‌های خود، کاملاً در کنار هم می‌مانند. طبق نظریهٔ مکانیک کوانتومی طیف انرژی این جفت کوپر دارای حداقل سطح خاص است و از آن کمتر نمی‌تواند باشد. در نتیجه ΔE حاصل را که می‌توان آن را حداقل میزان انرژی جفت کوپر دانست، می‌تواند تنها دو حالت برای جفت کوپر و در نتیجه جریان پدید آورد. یا مقدار ΔE از مقدار kT که انرژی شبکهٔ یونی است و در آن k ثابت بولتزمن و T هم دمای شبکه است؛ بیشتر است که در این حالت جریان توسط شبکهٔ یونی به هدر نمی‌رود و این یعنی جفت کوپر یک ابرشار را پدید می‌آورد که می‌تواند بدون افت انرژی از شبکهٔ یونی عبور کند.
گذار به فاز ابررسانایی
نمودار سبز مقاومت ابررسانا در برابر جریان و نموادر آبی ظرفیت گرمایی ویژه آن را نشان می‌دهد.

در مواد ابررسانا، پدیدهٔ ابررسانایی زمانی ظهور می‌کند که دمای ماده، T از مقدار بحرانی، T_c کمتر شود. مقدار دمای بحرانی از ماده‌ای به مادهٔ دیگر متفاوت است. دمای بحرانی ابررساناهای معمول چیزی بین ۲۰ کلوین تا زیر یک کلوین است. برای نمونه، دمای بحرانی جیوه ی جامد ۴٫۲ کلوین است ولی دمای بحرانی منیزیم دی بورید ۳۹کلوین است. گرچه این ماده خواصی چنان دارد که نمی‌بایست آن را در دستهٔ ابررساناهای معمول جای داد. ابررساناهای ترکیبی می‌توانند دمایی بحرانی بسیار بالاتری داشته باشند. برای مثال YBa۲Cu۳O۷ ابررسانایی است که دمای بحرانی آن ۹۲ کلوین است و درواقع اولین ابررسانای دمای بالا بود که کشف شد. همچنین ابررساناهای دمای بالای دیگری بر پایهٔ جیوه کشف شده‌اند که دمای بحرانی آنها نزدیک ۱۴۰ کلوین است. هنوز هیچ نظریه‌ای قادر به توضیح چگونگی پدید آمدن ابررساناهای دمای بالا نبوده‌است. تعویض فونون می‌تواند نوع عملکرد ابررساناهای معمول را توضیح دهد اما برای ابررساناهای با دمای بحرانی بسیار بالا نمی‌توان از این تئوری هم استفاده کرد.

شروع پدیدهٔ ابررسانایی با تغییرات زیادی در خواص فیزیکی ماده همراه است که به همین سبب آن را فاز جدیدی می‌نامند. برای مثال ظرفیت گرمایی ماده از قوانینی تبعیت می‌کند که در زمان ابررسانا نبودن ماده وجود دارند. در گذر به فاز ابررسانایی، ظرفیت گرمایی ماده ناگهان پرشی با بالا می‌کند و سپس به صورت خطی کم و کمتر می‌شود تا به کلی از بین برود. در دمای پایین این تغییرات به صورت e^{\frac{-\alpha}{T}} است که α در آن ثابت است و این خود نشان می‌دهد که گاف انرژی وجود دارد. تغییر فاز به ابررسانایی مدت زیادی مورد بحث بین دانشمندان بوده‌است. در حالی که آزمایش‌ها نشان می‌دادند که این تغییر از مرتبهٔ دوم است، بدین معنی که گرمای نهانی در این تغییر وجود ندارد، در دههٔ ۱۹۷۰ محاسبات این احتمال را مطرح کردند که شاید این تغییر وضعیت را بتوان با لحاظ کردن نوسانات بلند برد در میدان مغناطیسی، تغییر فازی نوع اول به حساب آورد. به تازگی با کمک نظریهٔ آشوب است که مشخص شده خطوط مارپیچ ابررسانا در این بین نقشی عمده دارند و این گذار حالت برای ابررساناهای نوع دوم گذری از مرتبهٔ دوم و برای ابررساناهای نوع اول، گذری از مرتبهٔ اول است.
ابرسانایی نوع ۱ و نوع ۲

اگر میدان مغناطیسی خیلی قوی باشد، اثر مایسنر از بین می‌رود. همین پدیده ابررساناها را به دو نوع تقسیم می‌کند: در ابررساناهای نوع ۱ (Type I) اگر میدان مغناطیسی از یک حد آستانه (H_c) بیشتر شود، ابرسانایی ناگهان از بین می‌رود. بسته به شکل هندسی نمونه، ممکن است حالت‌های میانی‌ای هم ایجاد شوند که در آن ناحیه‌های عادی (که در آن‌ها میدان وجود دارد) و ناحیه‌های ابرسانا (که میدان درون‌شان صفر است) هم‌زمان وجود داشته باشند. در ابررساناهای نوع ۲ (Type II) اگر میدان مغناطیسی از حد H_{c1} بیشتر شود، حالت مخلوطی ایجاد می‌شود که در آن شار مغناطیسی روبه‌افزایشی از ماده می‌گذرد، ولی مقاومت ماده، اگر جریان خیلی زیاد نباشد، همچنان صفر باقی می‌ماند. در حد دوم از میدان مغناطیسی H_{c2} ابررسانایی از بین می‌رود.

بیشتر ابررساناهایی که عنصر ساده هستند (به جز نیوبیوم، تکنسیوم، وانادیوم و نانولوله‌های کربنی) نوع ۱ هستند، و تقریباً همهٔ ابررساناهای ناخالص و ترکیبی نوع ۲ هستند.
اثر مایسنر
نوشتار اصلی: اثر مایسنر

زمانی که یک ابررسانا در یک میدان مغناطیسی ضعیف خارجی قرار می‌گیرد. میدان فقط به مقدار ناچیز λ در داخل ابررسانا نفوذ کند که به آن عمق نفوذ لندن (London penetration depth) می گویندکه با گذشت زمان این مقدار به صفر می‌رسد. به این پدیده اثر مایسنر می‌گویند و این اثر مشخصهٔ ویژهٔ ابررسانا را مشخص می‌کند. برای بیشتر ابررساناها عمق نفوذ لندن تقریباً در حدود ۱۰nm می‌باشد.

اثر مایسنر در بعضی در مقابل انتظاری که از یک رسانای الکتریکی ایده‌آل می‌رود مواقع گیج کننده می‌باشد. مطابق قانون لنز وقتی که تغییرات میدان بر یک رسانا اعمال می‌شود در هادی جریانی القاء می‌شود که جهت این میدان در خلاف جهت میدان به وجود آورنداش است. در رسانای ایده‌آل جریان بزرگی در هادی القاء می‌شود که نتیجه‌اش خنثی کردن میدان اصلی می‌باشد. اثر مایسنر با بحث بالا متفاوت است.فرض کنید فلزی داریم که در وضعیت عادی است و دارای میدان مغناطیسی ثابت (داخلی) است. حال آن را سرد می‌کنیم تا به دمای بحرانی برسد در این زمان ما شاهد از بین رفتن فوری میدان خواهیم بود. که مطابق قانون لنز چنین انتظاری نمی‌رود.

اثر مایسنر به کمک دو برادر Fritz و Heinz London مطرح شد که نشان دادند که انرژی آزاد الکترومغناطیسی در ابررسانا مینیمم مقدار است.

\nabla^2\mathbf{H} = \lambda^{-2} \mathbf{H}\,

در این فرمول H میدان مغناطیسی و λ عمق نفوذ لندن است. معادلهٔ بالا که معادلهٔ لندن نام دارد پیش گویی می‌کند که جدا از میدان موجود در سطح میدان مغناطیسی در داخل ابررسانا به صورت تابع نمایی از بین می‌رود. اثر مایسنر در میدان‌های بسیار بزرگ دیده نمی‌شود.

همانطور که در تصویر بالا دیده می شود، ابررسانا های نوع 1، در مجاورت با میدان مغناطیسی خارجی، میدان را دفع می کنند . در حالیکه در ابررساناهای نوع 2، دیده می شود که آنها بار میدان مغناطیسی خارجی را از خود عبور می دهند و آنها را دفع نمی‌کنند .
دسته‌بندی ابررساناها

بنا به گفتهٔ بالا ابررساناها را می‌توان به دو نوع مختلف تقسیم کرد. ابررساناهای نوع ۱ که در آنها خاصیت ابرررسانایی در زمان رسیدن میدان به مقدار بحرانی Hc ناگهان از بین می‌رود. وابسته به شکل هندسی فلز مورد آزمایش ممکن است ماده به یک وضعیت دیگری برود که در آن هم خاصیت مادهٔ نرمال و هم خاصیت ابررسانایی را به طور مخلوط داشته باشد.

در ابررساناهای نوع۲ افزایش میدان و رسیدن به مقدار بحرانی Hc۱ ما را به یک وضعیت مختلط می‌رساند که در آن نفوذ شار مغناطیسی با افزایش همراه است ولی همچنان مقاومتی در برابر جریان وجود ندارد تا زمانی که میدان بیش از حد بزرگ شود در میدان بحرانی دوم Hc۲ ابررسانا از بین می‌رود.
نظریه‌های ابررسانایی

هنوز هیچ نظریه‌ای که بتواند همهٔ انواع مشاهده‌شدهٔ ابررسانایی را توصیف کند، وجود ندارد. اصول پایه‌ای ابررسانایی در سال ۱۹۵۷ توسط سه فیزیکدان آمریکایی (جان باردین، رابرت شریفر و لئون کوپر) توضیح داده شد و به نام این سه فیزیکدان نظریهٔ BCS نام گرفت.
Wiki letter w.svg این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.
تاریخچهٔ ابررسانایی

ابررسانایی را در سال ۱۹۱۱ هایک کمرلینگ اونز هلندی از دانشگاه لیدن کشف کرد. او مقاومت الکتریکی جیوهٔ جامد را در دماهای پایین بررسی می‌کرد و از هلیوم مایع -که تازه کشف شده بود- به عنوان سردکننده استفاده می‌کرد. او فهمید که در دمای ۴٫۲K مقاومت ناگهان به صفر می‌رسد. جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۱۳ به همین خاطر به او داده شد.

در دهه‌های بعد، خاصیت ابررسانایی در مواد دیگری نیز دیده شد. در سال ۱۹۱۳ دیده شد که سرب (در دمای ۷K) و در سال ۱۹۴۱ نیترید نیوبیوم (در دمای ۱۶K) ابررسانا می‌شوند.

گام مهم بعدی در فهم ابررسانایی در سال ۱۹۳۳ اتفاق افتاد. در این سال مایسنر و اوخنفلد دریافتند که ابرساناها میدان مغناطیسی خارجی را طرد می‌کنند؛ پدیده‌ای که امروزه اثر مایسنر نامیده می‌شود. در سال ۱۹۳۵ فریتز و هاینز لندن نشان دادند که اثر مایسنر نتیجه‌ای از کمینه‌بودن انرژی آزاد الکترومغناطیسی حمل‌شده توسط جریان‌های ابررسانا است.

در سال ۱۹۵۰ تئوری (Ginzburg-Landau) توسط لو لانداو و Ginzburg مطرح شد. این تئوری که ترکیبی از تئوری مرتبهٔ دوم لو لانداو با معادلهٔ موج اروین شرودینگر می‌باشد دارای توضیح خوبی دربارهٔ مشخصه و خواص ابررساناها است. بخصوص Abrikosov نشان داد که تئوری Ginzburg-Landau پیشبینی تقسیم بندی ابررساناها را به دو دستهٔ نوع۱ type۱ و نوع۲ type۲ را کرده بود.

آقای Ginzburg و آقای Abrikosov در در سال ۲۰۰۳ برندهٔ جایزهٔ نوبل شدند (Landau در سال ۱۹۶۸ دارفانی را وداع گفت).

همچنین در سال ۱۹۵۰ Maxwell و رینولدز (ابهام‌زدایی) در جای دیگر یافتند که دمای بحرانی ابررساناها به جرم ایزوتوپی جزء اصلی عنصر بستگی دارد. این کشف مهم اشاره دارد به اثر متقابل الکترون و فونون lectron-phonon در نتیجهٔ مکانیزم میکروسکوپی مسئول برای ابررسانایی.

تئوری کامل میکروسکوپی ابررساناها در سال ۱۹۵۷ توسط آقایان Bardeen و Cooper و Schrhffer ارائه شد که مستقلاً پدیدهٔ ابررسانایی توسط Nikolay Bogolyubov توضیه داده شد.

این تئوری BCS (Bardeen Cooper Schrieffer) جریان ابررساناها را به عنوان ماده‌ای با هدایت فوق العاده زیاد با زوجهای کوپر توضیح می‌دهد. (اثر متقابلی که جفتهای الکترون در مبادلهٔ فونون)

تئوری به عنوان ستون و پایه در سال ۱۹۵۸ قرار گرفت زمانی که Bogolyubov نشان داد که تابع موج BCS که استنتاج شده از یک استدلال متغیر است و می‌تواند بدست بیاید با تغییر قانونی و متعارف تئوری الکترونیک Hamiltonian. در سال ۱۹۵۹ Lev Gorkov اثبات کرد که تئوری BCS نزدیک به تئوری Ginzburg-Landau است و نزدیک به دمای بحرانی است.

در سال ۱۹۶۲ اولین سیم تجاری ابررسانا از آلیاژ نیوبیم- تیتانیم (niobium-titanium) در Westinghouse تحقیق شد.در همین سال Josephson مهمترین پیش بینی تئوریکی را انجام داد که چنین بود: یک ابر جریان می‌تواند از بین دو قطعه ابررسانا که با یک لایه نازک ایزوله شده‌اند جاری شود. این پدیده اثر جوزفسون (effect Josephson) نام دارد که استخراج شده از دستگاه ابررساناها مثل SQUID’s می‌باشد که دقیقترین دستگاه اندازه گیر شار مغناظیسی کوانتوم موجود می‌باشد (h ثابت پلانک).

Josephson برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۷۳ گردید.

تا سال ۱۹۸۶ فیزیک دان‌ها بر این باور بودند که تئوری BCS اررسانایی را در دماهای بالا تر از ۳۰˚k را نفی می‌کند، در همین سال Bednorz و muller کشف کردند که ابررسانایی در عناصر لانتان که بر پایهٔ اکسید مس (cuprate) هستند دارای دمای تبدیل ۳۵˚K می‌باشند. (در سال ۱۹۸۷ برندهٔ جایزهٔ نوبل فیزیک شدند)

در مدت کوتاهی توسط M.K. Wu کشف شد که جایگزین کردن لانتان با ایتریم و ساختن YBCO دمای بحرانی تا ۹۲˚K بالا می‌برد که بسیار مهم است چون برای سرد کردن ابررسانا می‌توان از نیتروژن مایع استفاده کرد (دمای جوش نیتروژن مایع در فشار جو ۷۷˚K است). این امر از نظر تجاری بسیار مهم است چون تولید نیتروژن مایع ارزانتر و در همان محل با مواد اولیه قابل تولید است و به بعضی از مشکلات برخورد نمی‌کنیم از قبیل آب بندی لوله‌های تزریق هلیوم.

خیلی دیگر از ابررساناهای cuprate کشف شده‌اند و تئوری ابررساناها یکی از برجسته‌ترین مشکلات دربارهٔ این نوع مواد در علم فیزیک می‌باشد.

از تاریخ اکتبر ۲۰۰۷ بالاترین دمای ابررسانایی مربوط به ماده‌ای مرکب از تالیوم، جیوه، مس، باریم، کلسیم، اکسیژن با دمای بحرانی Tc=۱۳۸˚K می‌باشد.

در فوریهٔ ۲۰۰۸ خانوادهٔ دیگر ابررساناهای دما بالا کشف شد. Hideo Hosono از انستیتو تکنولوژی توکیو کشف کرد که lanthanum oxygen fluorine iron arsenide (LaO۱-xFxFeAs) در دمای ۲۶˚K تبدیل به ابررسانا می‌شود. بعد از مدت کوتاهی دیگران مواد دیگری از همین خانواده یافتند که در دمای ۵۵˚K به ابررسانا تبدیل می‌شوند.متخصصان امیدوارند که بررسی خانوادهٔ دیگری از ابررساناها باعث آسانتر شدن توضیح عملکرد این مواد خواهد شد.
کاربردها

ابررساناهای دمای پایین امروزه در ساخت آهنرباهای ویژه طیف سنج‌های رزونانس مغناطیسی هسته، رزونانس مغناطیسی برای مقاصد تشخیص طبی، شتاب دهنده ذره‌ها، ترنهای سریع مغناطیسی و انواع ابزارهای رسانایی الکترونیکی بکار می‌رود. اما برای اینکه ابررساناهای دمای بالا در کاربردهای میدان مغناطیسی در دمای بالا رقابت کنند، هنوز زمان لازم دارد، این بعلت دشواری در تولید انبوه و با کیفیت بالاست. اگر چه در حال حاضر، بازار ابررساناهای دمای بالا رونق کمی دارد، گمان می‌رود که در خلال دو دهه آینده کاربر د آن فراگیر و پررونق شود.

آهنرباهای ابررسانا از قوی‌ترین آهنرباهای الکتریکی موجود در جهان هستند. از آنها در قطارهای سریع‌السیر برقی و دستگاه‌های MRI و NMR و هدایت کردن ذرات در شتاب دهنده‌ها استفاده می‌شود. همچنین می‌توان به عنوان جدا کننده‌های مغناطیسی در جاهایی که ذرات مغناطیسی ضعیف خارج می‌شود مثلاً در صنایع رنگ سازی استفاده شود.

همچنین از ابررساناها در مدارات دیجیتالی نیز استفاده می‌شود به عنوان مثال در ایستگاه های RF و موبایل در ایستگاههای امواج ماکروویو.

از ابررساناها در Josephson junction برای ساختن بلوک‌های ساختمان SQUID استفاده می‌شود. SQUID حساسترین اندازه‌گیر امواج مغناطیسی می‌باشد.

سری دیگر دستگاه‌های Josephson برای ردیابی فوتون و یا به عنوان میکسر استفاده می‌شود. از مقاومت هایی که به ابررسانا تبدیل می‌شوند نیز در ساختن دماسنج و گرما سنج های حساس micro-calorimeter ردیاب فوتونی استفاده می‌شود.

یک کاربرد آرمانی برای ابررساناها، استفاده از آن ها در انتقال قدرت به شهرهاست. اگرچه به خاطر قیمت بالا و نشدنی بودن سرد سازی مایل ها سیم ابررسانا برای رسیدن به دماهای بسیار پایین، این کار تا به حال تنها در اندازه آزمایش باقی‌مانده است.


محققان امیدوارند که در آینده از ابررسانا در ساختن ترانسفورماتورها، وسایل ذخیرهٔ برق، الکتروموتورها، محدود کردن جریان اتصال کوتاه، وسایل شناور مغناطیسی استفاده کنند. اما چون ابررساناها به تغییر و حرکت میدان مغناطیسی حساسند استفاده از آن‌ها در برق جریان متناوب مثل ترانسفورماتورها بسیار سخت پیشرفت می‌کند ترجیحاً در حیطهٔ کاری جریان مستقیم می‌باشد.
نارسانا ها، نیمه رسانا ها و رسانا ها

به طور مثال طلا و نقره رسانایی خوبی دارند، ولی چوب و پلاستیک رسانایی ندارند و موادی مانند سیلیسم و ژرمانیوم جزء نیمه رسانا می باشند که جریان الکترومغناطیسی و ترمودینامیکی روی اینها تاثیر جزئی می گذارند و در مقابل جریان رسانایی مقاومت وجود دارند که مانع انتقال جریان انرژی الکتریکی می شود . برای کم کردن مصرف انرژی و کارایی بالاتر و ارزانی وسایل باید دنبال موادی باشیم که مقاومت خیلی خیلی کمی در برابر جریان انرژی الکتریکی داشته باشند و تقریباً برابر مقاومت صفر باشند(ابر رسانا). در بعضی مواد وقتی به این حالت می رسیم که آن مواد در دمای ویژه ای قرار بگیرند که جریان دائماً در آنها برقرار باشد.
تاریخچه تحقیقات

    جیمز دئِور در اواسط قرن نوزدهم پژوهش هایی درباره تغییر مقاومت در دماهای پایین انجام داد.
    زیگموند روبلوفسکی و کارل اولزفسکی در سال 1864 بررسی درباره کاهش مقاوت الکتریکی با روشی که بتوان اکسیژن و نیتروژن را مایع کرد، انجام دادند.
    دِئور و فلمینگ درباره صفر شدن مقاومت (تقریباً صفر) در دمای مطلق، پژوهش هایی را انجام دادند.
    والتر نرست با توجه به قانون سوم ترمودینامیک اظهار داشت که به هیچ وجه نمی توان مقاوت مواد را صفر کرد.
    کارل لیند و ویلیام همپسون آلمانی نیز روشی جدید برای خنک سازی و مایع کردن گاز ها با افزایش فشار را کشف کردند.

مهمترین خواص ابر رسانا ها

    مقاومت تقریباً صفر و توانایی عبور چگالی جریان بالا .رسانایی که مقاومت تقریباً صفر دارد در زمینه تولید و انتقال انرژی تاثیر بسزایی دارد و باعث صرفه جویی در مصرف انرژی می شود. همچنین باعث افزایش چگالی جریان می شود، البته باید توجه داشت که افزایش چگالی جریانی بیش از حد معینی باعث افزایش مقاومت می شود.
    ایجاد میدان مغناطیسی بسیار قوی.خاصیت ابر رسانایی به 3 [فاکتور] دما، شدت جریان عبوری و میدان مغناطیسی وابسته است. به طور مثال در دمای خیلی پایین خاصیت ابر رسانای جسم ممکن است به دلیل میدان مغناطیسی قوی از بین برود، که به مقدار میدان مغناطیسی ای که در آن خاصیت ابر رسانایی از بین می رود میدان بحرانی گفته می شود.

ابر رسانا ها از نظر رفتار فیزیکی به دو گروه تقسیم می شوند که بیشتر عناصر شامل گروه اول می شوند ولی آلیاژ ها و مقدار کمی از عناصر شامل گروه دوم می شوند. اختلاف گروه اول با گروه دوم در تعداد ناحیه و فواصل بین اکترون های آزاد می باشند؛ گروه اول دارای دو ناحیه و فاصله الکترون های آزاد آن کم می باشد؛ ولی گروه دوم دارای 3 ناحیه هستند ولی فاصله الکترون های آزاد آنها زیاد است.

    خاصیت تونل زنی.به انتقال جریان الکتریکی از یک ابر رسانا به ابر رسانای دیگر در صورتی که نزدیک هم باشد گفته می شود. این انتقال انرژی در صورتی است که ولتاژی وجود ندارد ولی به میدان مغناطیسی وابسته است .

ابر رسانا ها و تکنولوژی

مهترین کاربرد ابررسانا هاى دماى بالا، در زمینه ساخت آی سی های خیلی سریع می باشد که تحول بزرگی در فناورى اطلاعات ایجاد می کند و می توان آن را با اختراع ترانزیستور ها مقایسه کرد. از کاربرد هاى دیگر ابررساناها با در نظر گرفتن حساسیتشان به میدان مغناطیسى در اکتشافات معدنى، زمین شناختى و ردیابى زیردریایى ها می توان استفاده کرد و همچنین در ساخت قطار هایى که با استفاده از خاصیت میدان مغناطیسى قطار را بالاتر از سطح زمین و بدون اصطکاک با ریل به حرکت درمى آورد. این قطار ها می توانند در کمتر از 1 ساعت مسافتی بیش از 500 کیلومتر را بپیمایند. در خطوط انتقال نیرو با در نظر گرفتن اینکه بتوان ابررسانا ها را سرد نگه داشت، در حدود 80 درصد در مصرف انرژی صرفه جویی می شود. همچنین در وسایل پزشکی و تحقیقاتی نیز کاربرد دارد.
تفاوت بین ابر رساناهای سرامیکی و فلزی

تفاوت بین ابر رساناهای سرامیکی و فلزی این است که برای سرد نگه داشتن ابر رساناهی سرامیکی می توان از نیتروژن که ارزان و فراوان است استفاده نمود در صورتیکه در ابر رسانا های فلزی باید هلیم که مایع است استفاده کرد.

فیزیک ماده چگال

فیزیک ماده چگال شاخه‌ای ازعلم فیزیک است که به بررسی سیستم‌های پر ذره در فازهای چگالیده که آشناترین آنها فازهای جامد و مایع هستند، می‌پردازد. بدین ترتیب از آن جهت این شاخه را فیزیک ماده چگال می‌نامند که در این سیستم‌ها معمولاً چگالی آنقدر زیاد است که نمی‌توان از برهم‌کنش ذرات بر یکدیگر صرف‌نظر کرد. مطالعات در فیزیک ماده چگال در حالت عمومی شامل اندازه گیری تجربی خواص مواد مختلف از یک‌سو و نیز ایجاد و توسعه‌ی مدل‌های نظری ریاضی به منظور درک رفتارهای فیزیکی مشاهده شده از سوی دیگر است.

تنوع سیستم‌ها و پدیده‌ها در فیزیک ماده چگال آن را به یکی از فعال‌ترین زمینه‌های فیزیک در عصر حاضر مبدل کرده است؛ به طوری که قریب یک سوم از فیزیکدانان آمریکایی خود را به عنوان فیزیکدانان ماده چگال معرفی می‌کنند، و بخش فیزیک ماده چگال، بزرگترین بخش انجمن فیزیک آمریکا را شامل می‌شود. [۱]

فیزیک ماده چگال ارتباط و همپوشانی زیادی با دیگر علوم به ویژه شیمی، علوم مواد و فناوری نانو و تا حدودی علوم زیستی دارد و همچنین تکنیک‌های نظری در آن در ارتباط تنگاتنگ با فیزیک ذرات و انرژی‌های بالا و در واقع روش‌های فیزیک ریاضی است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ شاخه‌های فیزیک ماده چگال
        ۲.۱ فیزیک ماده چگال سخت
        ۲.۲ فیزیک ماده چگال نرم
    ۳ منابع

تاریخچه

هامفری دیوی (Humphry Davy)، شیمی‌دان انگلیسی، یکی از اولین مطالعات بر روی حالت چگالیده ماده با بررسی ۴۰ عنصر شیمیایی شناخته شده آن زمان، که ۲۶ تا از آن‌ها دارای خواص فلزی بودند، مثل درخشان بودن، شکل‌پذیری و رسانایی بالای الکتریکی و گرمایی، انجام داد.[۲]
این مشاهدات نشان داد، مدل اتمی دالتون همان‌طور که ادعا کرده بود، نیست و ساختار داخلی اتم به گونه‌ای متفاوت است. دیوی مدعی شد عناصری مثل هیدروژن و نیتروژن که تا آن زمان آن‌ها را فقط به عنوان گاز می‌شناختند، می‌توانند تحت شرایطی میعان داشته باشند و ممکن است به مانند فلز از خود رفتار فلزی نشان دهند.[۳]
در ۱۸۲۳ مایکل فارادی (Michael Faraday)، که در آزمایشگاه دیوی به عنوان دستیار مشغول بود، توانست با موفقیت کلر را مایع کند. او سپس متوجه مایع کردن دیگر عناصر گازی به جز نیتروژن، هیدروژن و اکسیژن شد.[۲] اندکی بعد، در سال ۱۸۶۹، شیمی‌دان ایرلندی توماس اندرس (Thomas Andrews) گذار فاز از گاز به جامد را مطالعه کرد و حالتی از گذار را که گاز و مایع (از نظر فازی) از هم غیر قابل تشخیص می‌باشند، به مفهوم نقطه بحرانی ابداع کرد.[۴] سپس فیزیکدان هلندی جونز وان در والس (Johannes van der Waals) چارچوب نظری را عرضه کرد که به واسطه آن می‌شود رفتار بحرانی را بر مبنای اندازه‌گیری در دماهای بالاتر، پیش‌بینی کرد.[۵]

در سال ۱۹۰۸، جیمز دوار (James Dewar) و اچ. کامرلینگ اونز (H. Kamerlingh Onnes) موفق شدند که هیدروژن را مایع کنند و توانستند به این ترتیب هلیوم مایع را نیز کشف کنند.[۲]
پاول درود (Paul Drude) اولین مدل تئوری را برای الکترون کلاسیکی که سراسر یک جامد فلزی در حال حرکت است، ارائه کرد.[۶] مدل درود توضیح می‌داد که فلزات به مانند گازی از الکترون‌های آزاد می‌باشند. این اولین مدل میکروسکوپی بود که به صورت تجربی مشاهداتی از قبیل قانون وایدمن-فرانز را توضیح می‌داد.[۷][۸] علی رغم موفقیت مدل الکترون آزاد درود، یک مشکل بزرگ وجود داشت، آن‌که این مدل نمی‌توانست به درستی سهم ویژگی‌های الکتریکی را در گرمای ویژه فلزات بیان کند. به علاوه این مدل نمی‌توانست وابستگی دمایی مقاومت الکتریکی را در دماهای پایین توجیه کند.[۹]
در ۱۹۱۱، یعنی ۳ سال بعد از اینکه هلیوم مایع تولید شد، اونز که در دانشگاه لیدن مشغول بود، هنگامی که مشاهده کردمقاومت الکتریکی در جیوه با پایین آمدن دما، به حدی پایین‌تر از مقداری مشخص، ناپدید می‌شود؛ ابررسانایی در جیوه را کشف کرد.[۱۰] این پدیده به طور کلی بهترین نظریه‌های فیزیکی آن موقع را زیر سوال برده و این مسأله برای دهه‌ها بدون توضیح باقی ماند.[۱۱] آلبرت اینشتین (Albert Einstein) در سال ۱۹۲۲ با در نظر گرفتن نظریه‌های آن زمان ابررسانایی گفت: « با جهل گسترده‌ای که ما از کوانتوم مکانیک سیستم‌های مرکب داریم، از اینکه توانا باشیم تا نظریه‌ای درباره این ایده‌های مبهم بدهیم بسیار دور هستیم.[۱۲]
شاخه‌های فیزیک ماده چگال

فیزیک ماده چگال در حالت کلی شامل دو شاخه فیزیک ماده چگال سخت و فیزیک ماده چگال نرم است، در بعضی تقسیم‌بندی‌ها زیست‌فیزیک هم زیرشاخه‌ای از فیزیک ماده چگال نرم حساب می‌شود. مطابق با سایت ارکایو (arXiv) زیرشاخه‌های فعال ماده چگال عبارتند از: ابررسانایی، سیستم های بی‌نظم و شبکه‌های عصبی، سیستم‌های همبسته‌ی قوی، علوم مواد، فیزیک مزوسکوپی و نانومقیاس، گازهای کوانتومی، ماده چگال نرم و مکانیک آماری.
فیزیک ماده چگال سخت

فیزیک ماده چگال سخت که پیشتر به نام فیزیک حالت جامد شناخته می‌شد کلیه‌ی بخش‌های ماده چگال را که با سیستم های جامد در ارتباط است شامل می شود، از قبیل مغناطیس، ابررسانایی، خواص الکترونی، کریستالوگرافی، رشد سطح، نانوفیزیک.
فیزیک ماده چگال نرم

فیزیک ماده چگال نرم بیشتر به بررسی فازهای غیرجامد مانند شاره‌های پیچیده، پلیمرها، کلوئیدها، فوم‌ها، کریستال‌های مایع، مواد دانه‌ای، غشاها و شیشه‌های اسپینی و نیز سیستم‌های زیستی می پردازد.

نظریه میدان‌های کوانتومی

نظریه میدان‌های کوانتومی چارچوبی نظری برای بازسازی مدل‌های کوانتوم مکانیکی سیستم هایی مهیا می کند، که در فیزیک کلاسیک با میدان‌ها یا سیستم‌های بس ذره ای توصیف می شد.

محتویات

    ۱ کلیات مربوط به نظریه
    ۲ کاربردها
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

کلیات مربوط به نظریه

در نظریهٔ میدان‌های کوانتومی نیروهای میان ذرات توسط ذرات دیگر برقرار می شوند. برای نمونه، نیروی الکترومغناطیسی میان دو الکترون با رد و بدل فوتون‌ها امکان می یابد. با این حال نظریه فوق بر تمام نیروهای بنیادی به کار برده می شود. بردارهای بوزونی متوسط نیروی ضعیف را، گلوئون‌ها نیروی قوی، و گراویتون‌ها نیروی گرانشی را برقرار می سازند. این ذرات حامل نیرو، ذراتی مجازی اند و طبق تعریف، زمانیکه حامل نیرو هستند امکان آشکارشدن شان وجود ندارد، زیرا عملیات آشکارسازی گواه بر عدم حمل نیرو خواهد بود.

در نظریه میدان‌های کوانتومی، فوتون‌ها به صورت کوانتاهای میدان پنداشته می شوند و نه مانند توپ‌های کوچک بیلیارد!امواج پکیده ای که در میدان به صورت ذرات به نظر می رسند. همچنین فرمیون‌ها -مانند الکترون- را نیز می توان به صورت امواج در میدان توصیف کرد، و این در حالیست که هرنوع فرمیون میدان خاص به خودش را دارد. به طور خلاصه، تصویر کلاسیکی از" همه چیز به شکل ذرات و میدان هاست"، در نظریه میدان‌های کوانتومی به صورت" همه چیز ذره است" و یا در نهایت "همه چیز میدان است" در می آید.

در این نظریه با ذرات نیز به صورت حالت‌های برانگیختهٔ میدان برخورد می‌شود (کوانتای میدان).این میدان خاص را می توان نوعی خوش شانسی دانست زیرا که در این صورت لازم نیست نگران پیامدهای اصل طرد پاولی بین فرمیون‌های مختلف مثلا بین الکترون‌ها و نوترون‌ها باشیم.در این حال می توان با آسودگی خیال حالت‌های انرژی مربوط به هر فرمیون را جداگانه بررسی کرد.
کاربردها

این نظریه به طور گسترده در فیزیک ذرات و فیزیک ماده چگال کاربرد دارد.اکثر نظریه‌ها در فیزیک جدید ذرات (شامل برنظریه استاندارد ذرات بنیادی و برهمکنش‌های میانشان) با نظریه میدان‌های کوانتومی نسبیتی فرمول بندی می شوند. نظریه میدان‌های کوانتومی در پدیده‌های گوناگونی از فیزیک ماده چگال کاربرد دارد، به ویژه هنگامی که تعداد قابل توجهی ازذرات امکان افت و خیز دارند_ برای نمونه، نظریهBCC در ابر رسانایی.

میدان (فیزیک)

در فیزیک، میدان به مواردی اطلاق می‌شود که در آن‌ها کمیتی فیزیکی را به هر یک از نقاط مکان (یا به طور عمومی‌تر به هر نقطه از فضازمان) نسبت داده باشیم. یک میدان با توجه به مقدارش در هر نقطه، می‌تواند یک اسکالر، بردار، اسپینور یا در حالت عمومی‌تر یک تانسور باشد. برای مثال تابع چگالی (جرم یا بار الکتریکی یا نظیر این‌ها) یک میدان اسکالر و میدان گرانشی نیوتن یا میدان الکتروستاتیک یک میدان برداری است، زیرا مشخص نمودن آن‌ها در هر نقطه نیاز به یک عدد برای مقدار و سه عدد برای جهت دارد. هرکدام از این دسته‌ها ممکن است زیرمجموعهٔ میدان‌های کلاسیک یا میدان‌های کوانتومی باشند. میدان‌های کلاسیک با اعداد و میدان‌های کوانتومی با عملگرهای کوانتومی مشخص می‌شوند.

اینکه میدان‌ها با چند عدد در فضازمان مشخص می‌شوند نباید از اینکه آن‌ها واقعیت فیزیکی دارند چیزی بکاهد. میدان‌ها فضا اشغال می‌کنند، انرژی دارند و حضور آن‌ها مانع وجود خلا کامل می‌گردد. [۱]هر میدان یک حالت در فضا ایجاد می‌کند که قابل آشکارسازی است. [۲] اگر یک ذرهٔ مناسب را در آن فضا قرار دهیم نیرو حس خواهد کرد.

در برخی حالت‌ها فرض اینکه میدان‌ها حامل تکانه نیز هستند بسیار مفید (و تا حدی اجتنال‌ناپذیر) است."[۲] این مساله نیز موجب شده تا مفهوم میدان بسیار حقیقی به نظر برسد. در حقیقت این مساله مفهوم میدان را تبدیل به یکی از مفاهیم بنیادین در فیزیک جدید کرده است.

محتویات

    ۱ نظریه میدان
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پانویس

نظریه میدان

این نظریه به دو قسمت نظریه میدان کلاسیک (مراجعه شود به معادلات ماکسول) و نظریه میدان‌های کوانتومی تقسیم می‌شود.

فیزیک

فیزیک (به زبان یونانی φύσις، طبیعت و φυσικῆ، دانش طبیعت) علم مطالعهٔ خواص طبیعت است. این علم را عموماً علم ماده (Matter) و حرکت و رفتار آن در فضا و زمان، با در نظر گرفتن مفاهیمی همچون انرژی، اندازه حرکت، نیرو و بسیاری از عوامل دیگر می‌دانند. این ماده (Matter) می‌تواند از ذرات زیر اتمی تا کهکشان‌ها و اجرام بسیار بزرگ آسمانی باشد. این علم از مفاهیمی مانند انرژی، نیرو، جرم، بار الکتریکی، جریان الکتریکی، میدان الکتریکی، الکترومغناطیس، فضا، زمان، اتم و نورشناسی استفاده می‌کند. اگر بطور وسیع تر سخن بگوییم، هدف اصلی علم فیزیک بررسی و تحلیل طبیعت است و همواره این علم در پی آن است که رفتار طبیعت را در شرایط گوناگون درک و پیش بینی کند.

فیزیک یکی از قدیمی ترین رشته‌های دانشگاهی است و شاید قدیمی ترین مبحث آن را بتوان نجوم و اخترشناسی نامید. مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد هزاران سال پیش از میلاد مسیح، اقوامی همچون سامری‌ها و همچنین اقوامی در مصر باستان و اطراف ایندوس، تحقیقات و درک اندکی از حرکت خورشید، ماه و ستارگان داشته‌اند.[۱]
ساعت آفتابی- استوایی یونانی، در Alexandria on the Oxus، آی خانم امروزی در شمال افغانستان، قرن دوم تا سوم قبل از میلاد مسیح

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ نظریه‌های اصلی
    ۳ گرایش‌های گوناگون فیزیک
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون
        ۶.۱ عمومی (به زبان‌های دیگر)

تاریخچه

از دوران باستان، انسان‌ها سعی می‌کردند که رفتار طبیعت را درک و پیش بینی کنند. در ابتدا، این گونه پرسش‌ها در مورد طبیعت و رفتار آن، در قلمرو فلسفه دسته بندی می‌شد. به همین دلیل است که در نوشته‌های فیلسوفان باستان همچون ارسطو، افلاطون و بطلمیوس و ... نوشته‌های بسیاری در مورد رفتارهای طبیعت، مخصوصاً حرکت ستارگان و خورشید می‌بینیم. در بعضی از این نوشته‌ها، مواردی وجود داشت که بررسی پدیده‌های آسمانی را با افسانه‌ها و اعتقادات مردمان آن دوره از تاریخ آمیخته می‌کرد و علی‌رغم پیش بینی‌های درست، نمی‌توانست باعث متقاعد شدن آیندگان شود. البته در این دوران فیلسوفانی همچون تالس هم بودند که تمامی تلاش خود را برای دور ماندن از دلایل ماوراءالطبیعه می‌کردند. به خاطر همین تلاش‌ها در بسیاری از منابع تاریخی به تالس لقب نخستین چهرهٔ علم را داده‌اند. یکی از کارهای مهم وی در حوزه ستاره‌شناسی، پیش بینی خورشیدگرفتگی در سال ۵۸۵ قبل از میلاد مسیح است.
آیزاک نیوتن (۱۶۴۳–۱۷۲۷)
نسخه‌ای از کتاب پرینسیپیا با دست خط آیزاک نیوتن

از همین دوره بود که شاخه‌ای از فلسفه جدا شد که نام آن را فلسفه طبیعی نهادند و سالیان طولانی ادامه یافت. تا حدوداً در قرن هفدهم میلادی که دوباره با حضور چهره‌های بزرگ و برجسته‌ای همچون آیزاک نیوتن و گوتفرید لایبنیتس می‌رفت که دوباره تحولی عظیم در علم و نحوه نگرش به آن مخصوصاً در ریاضیات و فیزیک ایجاد شود. با چاپ شدن کتاب نیوتن در سال ۱۶۸۷ با نام اصول ریاضی فلسفه طبیعی (همانطور که پیداست همچنان از عبارت فلسفه طبیعی در عنوان آن استفاده شده) تقریباً این نوع نگرش به فیزیک و ریاضیات به پایان راه خود رسید و نیوتن و همکاران وی در قرن هفدهم میلادی، نحوه نگرشی نو به طبیعت را بنیان‌گذاری کردند که امروزه به فیزیک کلاسیک معروف است. البته ذکر این نکته الزامی است که این جنبش، قبل از قرن هفدهم، با تلاش دانشمندانی چون گالیلئو گالیله، نیکلاس کوپرنیک و یوهان کپلر آغاز شده بود و در زمان نیوتن به اوج خود رسید.
پس از قرن هفدهم، فیزیک و ریاضیات با سرعت قابل توجهی توسعه یافتند و دانشمندان زیادی در شاخه‌های مختلف این دو علم، توانستند پاسخ بسیاری از پرسش‌های خود را بیابند. این روند تا قرن نوزدهم ادامه داشت. جامعه فیزیکدانان در قرن نوزدهم، عموماً گمان می‌کردند که با کشفیات جیمز کلرک ماکسول در حوزه الکترومغناطیس و معادله بندی چگونگی ایجاد شدن میدان الکتریکی و مغناطیسی، توسط بارها و جریان‌های الکتریکی، فیزیک به نقطه تکامل خود رسیده است و دیگر هیچ پدیده طبیعی وجود ندارد که نتوانند آن را توجیه و پیش بینی کنند. اما در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود که پدیده‌هایی توسط برخی از فیزیک دانان مشاهده شد که با علم فیزیک آن زمان قابل توضیح نبود و یا اگر توضیحی ارائه می‌شد، در آن تناقض‌هایی وجود داشت. در این زمان بود که فیزیک دانان تقریباً به دو دسته تقسیم شدند. دسته‌ای سردمدار پایه‌گذاری فیزیکی جدید، که در آن اشکالات و کاستی‌های فیزیک کلاسیک جبران شده باشد، بودند و دسته‌ای سر سختانه در مقابل هر گونه تغییر مقاومت می‌کردند و می‌کوشیدند که پدیده‌های جدید را با همان فیزیک کلاسیک (یا نیوتنی) توضیح دهند. سر انجام ماکس پلانک بر پایه تلاش‌های دانشمندان قبل از خود همچون رابرت هوک، کریستیان هویگنس، توماس یانگ و لئونارد اویلر توانست نظریه مکانیک کوانتومی را ارائه دهد و همین طور آلبرت اینشتین توانست نظریه نسبیت را ارائه و با موفقیت از آن دفاع کند. در همین سال‌ها بود که فیزیک دانان پذیرفتند، با وجود اینکه فیزیک کلاسیک در حوزه مورد بحث خود (که عموماً پدیده‌هایی آزمایش پذیر بودند) خالی از هرگونه خطا است، اما نیاز به ایجاد شاخه‌ای جدید در علم فیزیک با نام فیزیک نوین است. پس از آلبرت اینشتین، تئوری مکانیک کوانتومی و همچنین فیزیک اتمی با تلاش دانشمندان بزرگی چون ورنر کارل هایزنبرگ، اروین شرودینگر، ولفگانگ پائولی و پل دیراک هر روز کامل تر شد و این تکامل روزافزون علم فیزیک، تا به امروز در ده‌ها گرایش و شاخه ادامه دارد.
پرتره رسمی اینشتین در سال ۱۹۲۱، بعد از دریافت جایزه نوبل فیزیک
ورنر هایزنبرگ، برنده جایره نوبل فیزیک در سال ۱۹۳۲، از تاثیر گذارترین افراد در توسعه فیزیک اتمی

[۲]
نظریه‌های اصلی

در علم فیزیک، ما با سامانه‌های بسیار متفاوتی سرو کار داریم، اما نظریه‌های اصلی که در هسته علم فیزیک قرار دارند، توسط همه فیزیک دانان مورد استفاده قرار می‌گیرند. در فیزیک کلاسیک، ما با نظریه‌هایی سروکار داریم که حرکت اشیا که ابعاد و سرعت‌هایی که قابل تصور و عموماً آزمایش پذیرند را، پیش بینی و تحلیل می‌کنند. زمانی که صحبت از ابعاد قابل تصور برای عموم مردم می‌شود، منظور از ابعادی فرا اتمی و فرا ملکولی شروع می‌شود و تا ابعاد سیارات را در بر می‌گیردو سرعت قابل تصور، عموماً سرعتی کمتر از سرعت نور است. اما هنگامی که سیستم‌های مورد بررسی ما، ابعادی فراتر از حد تصور ما به خود می‌گیرند، مثل منظومه‌ها، کهکشان‌ها و دیگر سیستم‌های عظیم ستاره‌ای و آسمانی و یا ابعادی بسیار کوچک، مثل ابعادی زیر اتمی و حتی کوچکتر، فیزیک و مکانیک کلاسیک از خود ضعف نشان می‌دهد و دیگر قدرت پیش بینی و درک صحیح واقعیات را ندارد. به همین دلیل تئوری‌هایی که اینگونه سیستم‌ها را تحلیل می‌کنند، در حوزه فیزیک جدید صورت بندی می‌شود.
البته کاملاً بدیهی است، این تعاریفی که در اینجا ارائه می‌شود کاملاً شکلی عمومی دارند و در علم فیزیک، مرز واضحی میان فیزیک کلاسیک و فیزیک جدید به هیج وجه وجود ندارد. به صورتی که برخی از فیزیک دانان، فیزیک جدید را شکل تکامل یافته و تصحیح شده فیزیک کلاسیک می‌دانند، اما برخی از فیزیک دانان که مهمترین آنها ورنر کارل هایزنبرگ بوده‌است، همان طور که در کتاب خود جز و کل می‌گوید، فیزیک کلاسیک یک معقوله کاملاً جدا، فرمول بندی شده، بدون ایراد و کامل است اما در حوزه سیستم‌های مورد بررسی خودش و نمی‌توان فیزیک جدید را شکل تکامل یافته فیزیک کلاسیک دانست.

هدف اصلی علم فیزیک توصیف تمام پدیده‌های طبیعی قابل مشاهده و غیر قابل مشاهده برای بشر، توسط مدل‌های ریاضی (به اصطلاح کمی کردن طبیعت) است. تا قبل از قرن بیستم، با دسته بندی پدیده‌های قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات مادی تشکیل شده‌است و تمام پدیده‌ها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش بین ذرات (برهمکنش‌های گرانشی و الکترومغناطیسی) رخ می‌دهند. برای توصیف این پدیده‌ها نظریه‌های زیر به تدریج شکل گرفته و تکامل یافتند:

    مکانیک کلاسیک (توصیف رفتار اجسامی که اندازه‌ای معمولی دارند و با سرعتی معمولی در حال حرکتند)
    الکترومغناطیس(توصیف رفتار مواد و اجسام دارای بار الکتریکی)
    ترمودینامیک و مکانیک آماری (توصیف پدیده‌های مرتبط با گرما بر حسب کمیت‌های ماکروسکوپی و یا میکروسکوپی)

به مجموع این نظریه‌ها فیزیک کلاسیک گفته می‌شود.

در ابتدای قرن بیستم پدیده‌هایی مشاهده شدند که توسط این نظریه‌ها قابل توصیف نبودند. بعد از پیشرفتهای بسیار بنیادین در ربع اول قرن بیستم، نظریه‌های فیزیکی با نظریه‌های کاملتری که این پدیده‌ها را نیز توصیف می‌کردند جایگزین گشتند. مهم‌ترین تغییر، تشکیل دو دینامیک متفاوت برای اجسام کوچک و اجسام بزرگ است. چون دینامیک اجسام بزرگ از لحاظ ساختاری و مفاهیم به دینامیک قبلی نزدیکی زیادی دارد (بر خلاف دینامیک اجسام ریز که ساختاری کاملاً متفاوت دارد) نظریه‌ها به دو دسته دینامیک کلاسیک اصلاح شده (با شالوده مکانیک نیوتنی) و کوانتمی تقسیم شدند.
نظریه‌های دیگری درفیزیک مدرن به تدریج شکل گرفتن که عبارت اند از:

    نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام بزرگ)
    مکانیک کوانتمی (دینامیک اجسام ریز)
    مکانیک آماری (حرکت آماری ذرات بر پایه دینامیک کوانتمی)
    الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص)

نموداری ابتدایی، که قلمروهای اصلی فیزیک را به صورت ساده نشان می‌دهد

بعدها با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هسته‌ای قوی و برهمکنش هسته‌ای ضعیف) برای فرمولبندی آنها هم اقدام شد و از نسبیت خاص برای تمام نظریه‌ها استفاده شد و کل نظریه‌ها عبارت شدند از:

۱- نسبیت عام

۲-مکانیک آماری

۳- الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی)

۴-کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هسته‌ای قوی و دینامیک کوانتومی)

۵-نظریه ضعیف کوانتومی (برهمکنش هسته‌ای ضعیف و دینامیک کوانتمی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک نظریه الکترو ضعیف کوانتومی را ساخت)

تمام این نظریه‌ها به جز نسبیت عام از دینامیک کوانتومی استفاده می‌کنند. به مجموعه‌ای ازQED وQCD ونظریه ضعیف اصطلاحآ مدل استاندارد ذرات بنیادی گفته می‌شود. امروزه بسیاری از فیزیکدانان به دنبال متحد کردن چهار برهمکنش (نظریه وحدت بزرگ) می‌باشند که مشکل اصلی وارد کردن گرانش و استفاده از دینامیک کوانتومی برای گرانش می‌باشد. نظریه‌های گرانش کوانتومی و به خصوص نظریه ریسمان از نمونه‌های این تلاشها است. همچنین بیشتر نظریه‌های جدید از مفهومی به نام میدان استفاده می‌کنند که به نظریه‌های میدان مشهور هستند.
کنفرانس سلوی در سال ۱۹۲۷
گرایش‌های گوناگون فیزیک

جدول زیر بسیاری از زمینه‌ها و زیرزمینه‌های فیزیک به همراه نظریه‌های مربوط و مفاهیم به کار رفته در آنها را در بر می‌گیرد.
زمینه     زیرزمینه‌ها     نظریه‌های اصلی     مفاهیم
اخترفیزیک     کیهان‌شناسی، گرانش، اخترشناسی انرژی-بالا، اخترشناسی سیاره‌ای، فیزیک فضا، اختر فیزیک ستاره‌ای     مهبانگ، تورم کیهانی، نسبیت عام، قانون گرانش عمومی نیوتن     سیاهچاله، تابش زمینه کیهانی، ریسمان کیهانی، کیهان، انرژی تاریک، ماده تاریک، کهکشان، گرانش، موج گرانشی، تکینگی گرانشی، سیاره، منظومه شمسی، ستاره، ابرنواختر، عالم
فیزیک اتمی، مولکولی و اُپتیک     فیزیک اتمی، فیزیک مولکولی، اختر فیزیک اتمی و مولکولی، فیزیک شیمی، اُپتیک، فوتونیک، فیزیک پلاسما     مکانیک کوانتومی، اُپتیک کوانتومی، شیمی کوانتومی، علم اطلاعات کوانتومی     فوتون، اتم، مولکول، پراش، نور، موج الکترومغناطیسی، لیزر، قطبش، خط طیفی، اثر کازیمیر
فیزیک ذرات     فیزیک هسته‌ای، اخترفیزیک هسته‌ای، اخترفیزیک ذره‌ای، پدیدارشناسی فیزیک ذره‌ای     مدل استاندارد، نظریه کوانتومی میدان، الکترودینامیک کوانتومی، کرومودینامیک کوانتومی، نظریه الکتروضعیف، نظریه میدان موثر، نظریه میدان شبکه، نظریه پیمانه‌ای شبکه، نظریه پیمانه‌ای، ابرتقارن، نظریه وحدت بزرگ، نظریه ریسمان، نظریه ابرریسمان، نظریه-م     نیروهای پایه در فیزیک (گرانشی، الکترومغناطیسی، ضعیف و قوی)، ذرات بنیادی،فیزیک بنیادی، اسپین، ضدماده، شکست تقارن خودبخود، نوسان نوترینو، مکانیسم الاکلنگی، پوسته، ریسمان، گرانش کوانتمی، نظریه همه چیز، انرژی خلاء
فیزیک ماده چگال     فیزیک حالت جامد، فیزیک فشاربالا، فیزیک دما پایین، فیزیک سطح، نانو اندازه، فیزیک پلیمر     مکانیک کوانتومی، نظریه بی‌سی‌اس، موج بلوخ، گاز فرمی، مایع فرمی، نظریه بس ذره‌ای     حالت‌های ماده (گاز، مایع، جامد، چگالش بوز-اینشتین، ابررسانایی، ابرشاره)، رسانایی الکتریکی، مغناطیس، خودسامان‌دهی، اسپین
فیزیک کاربردی     فیزیک شتاب‌دهنده‌ها، صوت شناسی، زیست‌فیزیک، فیزیک شیمی، فیزیک مکاتبه، اکونوفیزیک، مهندسی فیزیک، دینامیک سیالات، ژئوفیزیک، مهندسی و علم مواد، فیزیک پزشکی، نانوتکنولوژی، اُپتیک، شمی فیزیکی، فیزیک شمارش، فیزیک پلاسما، دستگاه‌های حالت جامد، شیمی کوانتمی، الکترونیک کوانتمی، علم اطلاعات کوانتومی، دینامیک حامل

گشتاور اول سطح

گشتاور نخست سطح (به انگلیسی: first moment of area) که گاهی به اشتباه گشتاور نخست اینرسی (به انگلیسی: first moment of inertia) نیز نامیده می‌شود، مبحثی از ریاضیات بوده و حکایت از این دارد که گشتاور هر سطحی، برابر با مجموع فواصل از یک محور است [Σ(a x d)]. از ممان اول سطح، برای اندازه‌گیری میزان توزیع سطح، نسبت به یک محور استفاده می‌شود.

در کارهای مهندسی، معمولا از گشتاور اول سطح، برای تعیین مرکز جرم یا گشتاور ایستایی سطح بهره می‌برند.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ گشتاور استاتیک سطح
    ۳ تنش برشی در یک سازه نیمه تخم‌مرغی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

تعریف

سطحی به مساحت A داده شده‌است که این سطح را به n المان سطح بی‌نهایت کوچک تقسیم کرده‌ایم (dAi). فاصله (مختصات) هر یک از این المان سطح‌ها را از محورهای مختصات x-y، برابر xi و yi در نظر می‌گیریم. حال، لنگر اول سطح در جهت‌های x و y، به ترتیب زیر به دست می‌آیند:

    M_x = A \bar y = \sum_{i=1}^n {y_i \,dA_i} = \int_A y dA

و

    M_y = A \bar x = \sum_{i=1}^n {x_i \,dA_i} = \int_A x dA

در سیستم واحدهای SI، گشتاور نخست سطح را با واحد متر به توان سه نشان می‌دهند (m3). در سیستم واحدهای آمریکا و سیستم گرانشی نیز پا به توان سه (ft3) و در اغلب اوقات، اینچ مکعب (inch3) را به عنوان واحد، انتخاب می‌کنند.
گشتاور استاتیک سطح

گشتاور استاتیک سطح (به انگلیسی: statical moment of area)، خاصیتی از یک جسم است که برای تخمین مقاومت آن جسم در برابر تنش برشی، از آن استفاده می‌شود. گشتاور استاتیک سطح را با Q نشان داده و از رابطه زیر به دست می‌آورند:

Q_{j,x} = \int y_i dA

در رابطه بالا،

    Qj,x برابر لنگر نخست سطح "j" حول تار خنثای x کل سطح (نه تار خنثای سطح "j")؛
    dA برابر المان سطح پهنه "j"؛
    y برابر فاصله عمودی المان dA از تار خنثای x

است.
تنش برشی در یک سازه نیمه تخم‌مرغی

معادله جریان برش در مقطع عرضی جان یک سازه نیمه تخم‌مرغی به شکل زیر خواهد بود:

    q = \frac{V_y Q_x}{I_x}

    q: جریان برش در مقطع عرضی جان
    Vy: نیروی برشی عمود بر تار خنثای x در کل مقطع
    Qx: لنگر اول سطح، حول محور خنثای x در مقطع عرضی جان
    Ix: لنگر دوم سطح، حول محور خنثای x در کل مقطع

حال، تنش برشی را می‌توان از رابطه پایینی حساب کرد:

    {\tau} = \frac{q}{t}

    {\tau} : تنش برشی در مقطع عرضی جان
    q: جریان برشی در مقطع عرضی جان
    t: ضخامت (متوسط) مقطع عرضی جان