اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

گذشته

گذشته به حوادث و رویدادهایی اشاره دارد که مربوط به زمانی قبل از یک زمان مشخص هستند. این کلمه در تقابل با حال و آینده قرار می‌گیرد.
کلمه گذشته به تفسیر علی اکبر دهخدا

استاد علی اکبر دهخدا، در لغتنامه خود این‌گونه بیان می‌کند که: زمان ماضی، ماضیه، پیشین، بشده(انجام شده)، رفته، وقتی که برفته، زمانی قبل‌تر و پیش از حال و مقابل آینده . استقبال . آتیه : سالِفَه؛ ایام گذشته . بارِحَه؛ شب گذشته.[

اتساع زمان

اتساع زمان یکی از مفاهیم فیزیکی مربوط به نظریه نسبیت خاص آلبرت انشتین هست.
انواع اتساع زمان

در این نظریه ۲ نمونه از اتساع زمان بررسی شده است. در نسبیت خاص٬ ساعت های که به نسبت به یک فرد مشاهده کننده اندازه گیری می شوند به کندی کار می کنند. برای نمونه اگر دو جسم داشته باشیم که یکی از آن ها جسم ۱است و دیگری جسم ۲ و جسم اول با سرعت بیشتری نسبت به جسم دوم حرکت می کند در این حالت گفته می شود که زمان برای جسم اول به طور محسوسی کند می شود.چنانچه این توسط ساعت اندازه گیری شود عقربه های ساعت در حالت اول به کندی کار می کنند. درنسبیت خاص ساعت برای جسمی کند کار می کند که نزدیک نیروی گرانشی قوی مانند یک سیاره قرار گرفته است.
اتساع زمان به دلیل سرعت نسبی

فرمول برای محاسبه اتساع زمان در نسبیت خاص به شرح ذیل است:

    \Delta t' = \frac{\Delta t}{\sqrt{1-v^2/c^2}} \,

که

    \Delta t \, بازه زمانی برای فرد مشاهده کننده(مانند تیک تیک های روی ساعت) زمان مناسب
    \Delta t' \,بازه زمانی برای شخصی که حرکت می کنند( نسبت به شخص مشاهده گر) با سرعت v
    v \,سرعت نسبی میان مشاهده گر و ساعت متحرک
    c \,سرعت نور.

این می تواند به شکل زیر نیز نوشته شود:

    \Delta t' = \gamma \Delta t \,
    \gamma= \frac{1}{\sqrt{1-v^2/c^2}} \, فاکتور لورنز.

به طور کلی می توان گفت زمان بیشتری توسط ساعت اندازه گیری می شود در حالت سکون در مقایسه با زمان اندازه گیری شده برای ساعت متحرک زمانی که هر دوی ساعت ها در حالت سکون قرار دارند زمان اندازه گیری شده برای هر دو یکسان خواهد بود این را می توان با ریاضیات به شکل زیر اثبات کرد.

    v=0.99c \,
    \Delta t=1year
    \Delta t'=? \,

با جای گذاری : \Delta t' = \frac{\Delta t}{\sqrt{1-v^2/c^2}} \,

    \Delta t'=\frac{1}{\sqrt{1-(.99c)^{2}/c^{2}}}=\frac{1}{\sqrt{1-\frac{(.99)^{2}(c)^{2}}{c^{2}}}}=\frac{1}{\sqrt{1-(.99)^{2}}}=\frac{1}{\sqrt{1-0.9801}}=\frac{1}{\sqrt{0.0199}}=7.08881205years

پس می توان نتیجه گرفت که اگر ۱سال( از نظر شخص در فضا) گذشته شده باشد این معادل با ۷ سال زمان گذشته در زمین است. در زندگی عادی، جایی که با سرعتی بسیار اندک نسبت به سرعت نور حرکت می شود نمی توان اتساع زمان را مشاهده کرد اما در سرعت های بالا( نزدیک به سرعت نور) پدیده اتساع زمان را می شود یافت. با این وجود یکی از کاربرد های این پدیده در ساعت ماهواره های GPS است که آن ها را دقیق می کند. بدون اطلاع از اتساع زمان GPS بی ارزش بود.

سرعت نور

سرعت نور در خلا یک ثابت جهانی و دقیقاً برابر با ۲۹۹،۷۹۲،۴۵۸ متر بر ثانیه (در خلأ) است. علت دقت این است که تعریف متر بر اساس سرعت نور و تعریف ثانیه بنا شده‌است.[۲]

این کمیت را در فیزیک و دیگر علوم با حرف c نشان می‌دهند. در محاسبات عادی که دقت زیادی مورد نیاز نیست، سرعت نور را برابر با ۳۰۰٬۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه (۳‎×۱۰۸ متر بر ثانیه) در نظر می‌گیرند. مقدار آن تقریباً برابر با ۱۸۶٬۲۸۲ مایل بر ثانیه است. سرعت نور بیشینه سرعتی است که انرژی، ماده و اطلاعات در جهان می‌تواند مسافرت کند. این سرعت همچنان سرعت تمام ذرات بدون جرم و میدان‌های فیزیکی — شامل تابش الکترومغناطیسی که نور نیز جزو آن می‌شود — نیز هست. ذراتی که ذکر شد سرعتشان مستقل چارچوب مرجع است که گسترش این اصل به نسبیت خاص می‌انجامد. همچنین این سرعت در فرمول مشهور هم‌ارزی جرم و انرژی یعنی E = mc2 ظاهر می‌شود.[۳]

سرعت نور در اجسام شفاف کمتر از سرعت نور در خلأ است. سرعت نور در خلأ تقسیم بر سرعت نور در آن ماده شفاف (مانند شیشه یا هوا) به عددی بزرگتر از یک می‌انجامد که به آن ضریب شکست (با نماد n نشان می‌دهند) می‌گویند و در فرمول‌های نور هندسی کاربرد دارد. برای مثال ضریب شکست نور مرئی برای شیشه معمولی حدود ۱٫۵ است و بدین معنی است که سرعت نور در شیشه، c / ۱٫۵ ≈ ۲۰۰٬۰۰۰ km/s است. ضریب شکست نور برای هوا ۱٫۰۰۰۳ (1.0003) است که نشان می‌دهد نور در هوا حدود ۹۰ km/s کندتر از c حرکت می‌کند.

نخستین بار گالیلئو گالیله سرعت نور را اندازه گرفت. اما مقداری که او به دست آورد بسیار متفاوت‌تر از مقدار واقعی بود. بعدها ستاره‌شناس دانمارکی اوله رومر به کمک گرفت‌های مشتری سرعت نور را تا حد دقیقی اندازه گرفت.

محتویات

    ۱ نقش بنیادی در فیزیک
        ۱.۱ سرعت نور به عنوان حد بالای سرعت
    ۲ منابع
    ۳ یادداشت‌ها
    ۴ پیوند به بیرون

نقش بنیادی در فیزیک
جستار وابسته: نسبیت خاص

سرعت نور مستقل از سرعت ناظر و منبع است. [Note ۲] این ثبات سرعت نور در سال ۱۹۰۵ توسط آلبرت انیشتین بیان شد.[۴] که توسط آزمایش‌های بسیاری صحت آن تائید شده‌است.[۵][۶] اگرچه در اول مهرماه ۱۳۹۰ محققان مرکز تحقیقاتی سرن اعلام کردند که حرکت ذرات بنیادی نوترینو با سرعتی بالاتر از سرعت نور را مشاهده کرده‌اند. اما پس از مدت کوتاهی مشخص شد این تضاد به دلیل خطا در آزمایش بوده‌است.[۷][۸]
γ از 1 یعنی زمانی که v برابر صفر است شروع می‌شود و تقریباً برای سرعت‌های پایین مقداری ثابت است اما در نزدیکی سرعت نور به مقدارهای بزرگ میل می‌کند
فاکتور لورنتز γ یک تابعی از سرعت اجسام است. که از یک (سرعت=صفر) شروع می‌شود و برای زمانی که سرعت نزدیک سرعت نور شود به بی‌نهایت میل می‌کند.

نسبیت خاص در واقع بررسی قوانین فیزیک برای ناظر و مرجع است برای زمانی که فرض شود سرعت نور وابسته به سرعت منبع یا ناظر نیست.[۹][۱۰] یکی از این قوانین این است که سرعت تمام ذرات بدون جرم برابر سرعت نور در خلا است.

نسبیت خاص اثبات‌های بسیار زیاد آزمایشگاهی دارد.[۱۱] این شامل هم‌ارزی جرم و انرژی (E = mc2)، انقباض لورنتزی (کوتاه‌شدن اجسام در راستای حرکت)، اتساع زمان (کندتر شدن زمان) و افزایش جرم نیز هست. همه این موارد از فاکتور لورنتز بدست می‌آیند γ = (1 − v2/c2)−1/2، که در آن v سرعت جسم است.
تفاوت γ از یک در سرعت‌های کم نسبت به c یعنی تقریباً تمام حرکت‌های روزانه انسان ناچیز است. اما در سرعت‌های نزدیک به نور به مقادیر بسیار بزرگ میل می‌کند. طول جسمی که انقباض لورنتزی دارد و زمانی که در یک متحرک می‌گذرد از تقسیم طول در حالت سکون و زمان در حالت سکون بر فاکتور لورنتز بدست می‌آید. اما جرم یک شی متحرک از ضرب فاکتور لورنتز در جرم سکون آن جسم بدست می‌آید.
سرعت نور به عنوان حد بالای سرعت

بنابر نسبیت خاص، انرژی یک جسم با سرعت v و جرم سکون m با γmc2 بدست می‌آید که در آن γ فاکتور لورنتز است. هنگامی که سرعت برابر صفر است فاکتور لورنتز برابر یک بوده و انرژی جسم برابر با E = mc2 باست که همان هم‌ارزی جرم و انرژی است. اما هنگامی که سرعت جسم به سرعت نور نزدیک می‌شود این مقدار به سمت بی‌نهایت می‌رود بنابرین برای رساندن سرعت جسمی که جرم غیرصفر دارد به سرعت نور؛ نیاز به بی‌نهایت انرژی است. به همین دلیل سرعت نور، حد بالای سرعت در طبیعت است. این موضوع در تعداد زیادی پژوهش و آزمایش به اثبات رسیده‌است.

پهن‌باند

اصطلاح پهن‌باند (Broadband) اشاره به سیگنال مخابراتی یا وسایل با پهنای باند زیاد دارد. قبل از اختراع پهن‌باند خانگی، اینترنت dial-up تنها وسیله دانلود موسیقی، فیلم و چک کردن پست الکترونیک بود. ۱۰ تا ۳۰ دقیقه دانلود یک آهنگ با حجم متوسط ۳٫۵ مگابایت و بین ۲۸ ساعت دانلود یک فیلم با حجم ۷۰۰ مگابایت به طول می‌انجامید. اینترنت dial-up به شدت از خط تلفن خانگی استفاده می‌کرد و خانه‌ها می‌بایستی تصمیم می‌گرفتند که آیا پرداخت بهای آن برای یک ثانیه، ارزشش را دارد یا خیر.

مودم کابلی اولین انتخاب دردسترس پهن‌باند بود اما به دلیل کمبود کابل اینترنت در ابتدای سال ۱۹۹۷ برای مشترکان، پهن‌باند تا ۲۰۰۱ متوقف شد. اینترنت پهن‌باند سرعت دانلود مصارف خانگی را تا ۱۰ برابر نسبت به dial-up افزایش داد. مشابه بسیاری از تکنولوژی‌های جدید، بیشتر کاربران قادر به پرداخت هزینه‌های اینترنت سریع نبودند. موانع پرداخت یک فاکتور طولانی مدت نبود. در ۲۰۰۴ نیمی از خانواده‌های آمریکایی اینترنت پهن‌باند را مقرون بصرفه می‌دانستند. از زمان ساختش پهن‌باند به صورت مداوم قویتر و سرعت دسترس پذیری آن سریعتر و سریعتر شد. معانی متفاوتی برای broad در محتوا و زمان‌های مختلف بیان شده‌است. اصالت ریشه آن در فیزیک است. صوت و سیستم‌های رادیویی مهندسی اولین موقعیت‌هایی بود که از معانی مشابه پهن باند استفاده کردند. اگرچه این واژه طی دهه ۱۹۹۰ محبوب و به عنوان یک اصطلاح بازاریابی برای دسترسی به اینترنت مطرح شد.

محتویات

    ۱ در مخابرات
    ۲ در شبکه‌های کامپیوتری
    ۳ در ویدئو
    ۴ دسترسی اینترنت
    ۵ منابع

در مخابرات

پهن‌باند اشاره به یک ارتباط با پهنای باند حداقل ۲۵۶ کیلوبیت در هر ثانیه دارد. هر کانال، ۶ مگاهرتز پهنا دارد و از یک رنج فرکانسی وسیع برای دریافت بدون دردسر داده بین شبکه استفاده می‌کند. در مخابرات، یک سیگنال پهن‌باند متدی است برای انتقال یک رنج از فرکانس‌ها. پهن‌باند یک اصلاح وابسته‌است که جهت فهم آن بایستی به محتوای آن مراجعه کرد. پهنای باند وسیعتر یک کانال یعنی قدرت بیشتر ظرفیت انتقال داده در کانال با کیفیت مشابه.

برای مثال رادیو، یک سیگنال بسیار باریک، کد مورس؛ یک باند پهن تر، مکالمات؛ یک باند کمی پهن تر، موسیقی؛ بدون از دست دادن فرکانس‌های صوتی مورد نیاز برای تولید صدای واقعی را حمل می‌کند. این پهنای باند معمولاً به کانال‌های فرکانسی متفاوتی با استفاده از تکنیک‌های passband که اجازه می‌دهد فرکانس‌ها تسهیم شوند به جای ارسال یک سیگنال با کیفیت زیاد تقسیم می‌شوند.

در آنتن‌های تلویزیون ممکن است است از اشتراک پهن باند استفاده شود چرا که قابلیت دریافت رنج وسیعی از کانال‌ها را داراست. در یک سیگنال فرکانسی یا آنتن Lo-VHF که باند باریکی دارد فقط ۱ تا ۵ کانال را می‌تواند دریافت کند.

در ارتباطات مودم 56k داده‌ها با سرعت ۵۶ کیلوبیت در هر ثانیه بروی باند ۴ کیلوهرتزی خط تلفن انتقال می‌یابد. در نسخه‌های مختلف سرویس DSL که پهن‌باند است کانال‌های دیجیتال با فرکانس‌های بالایی داده‌ها را از میان کانال انتقال می‌دهند. این کانال فرکانس بالاتری نسبت به کانال صدای baseband دارد، در نتیجه می‌تواند سرویس‌های قدیمی تلفن را در یک سیگنال زوج سیم در آن واحد انتقال داد. دراواخر دهه 1980 B-ISND ازاین لغت برای اشاره به اصطلاح حوزه bit rate به صورت مستقل از جزییات فیزیکی استفاده شد.
در شبکه‌های کامپیوتری

بسیاری از شبکه‌های کامپیوتری از یک سرمشق ساده برای انتقال یک نوع از سیگنال با استفاده از رسانه با پهنای باند baseband استفاده می‌کنند. بیشتر نسخه‌های محبوب خانواده اترنت بر اساس 10BASE5 دهه ۱۹۸۰ نشان داده می‌شوند.شبکه هایی که از مودم برای زیرساخت های تلویزیونی استفاده می کنند (تلویزیون کابلی Cable TV) شبکه broadband نامیده می شوند چرا که در آن user های مختلف داده های مختلفی را از روی یک رسانه منتقل می کنند (یعنی در broadband میتوان از روی یک کابل چندین موج انتقال داد) بر خلاف تلویزیون های سنتی.

سیستم‌های پهن‌باند معمولاً از فرکانس‌های رادیویی متفاوتی برای مدل کردن سیگنال‌های داده بروی هر باند استفاده می‌کند. کل پهنای باند رسانه بزرگتر از پهنای باند هر کانال است.

پهن‌باند 10BROAD36 نوع دیگری از اترنت بود که در ۱۹۸۵ استاندارد سازی شد، اما از نظر اقتصادی موفق نبود. استاندارد DOCSIS در ۱۹۹۰ به منظور دسترسی به اینترنت کابلی برای مشتریان تلویزیون‌های خانگی برای مشتریان آماده سازی شد.
در ویدئو

پهن‌باند در توزیع ویدیو آنالوگ از قدیم به سیستم‌های تلویزیون کابلی اشاره دارد که کانال‌های اختصاصی بروی یک فرکانس ثابت قرار می‌گیرد. در این محتوا، baseband یک واژه متضاد است که یک کانال آنالوگ ویدیویی اشاره دارد که عموماً در شکل مرکب از baseband صدا جداسازی می‌شود. اگرچه پهن‌باند ویدیویی در جریان محتوای ویدیو اینترنت به وسیله فایل‌های ویدیویی به اندازه کافی کیفیت بالایی دارد که که نیاز به اینترنت پهن باند را افزایش می‌دهد. پهن‌باند ویدیویی بعضی اوقات برای توصیف IPTV نیز استفاده می‌شود.
دسترسی اینترنت

گروه استاندارد CCITT سرویس پهن‌باند ای را به عنوان کانال کابلی انتقال، که قابلیت پشتیبانی bit rate وسیعی در حد ۱٫۵ تا ۲ مگابیت در هر ثانیه داشت را در ۱۹۸۸ تعریف کرد.

پهن‌باند به یک واژه تجاری مهم در شرکت‌های تلفن و کابل برای فروش گرانتر محصولاتشان، بخصوص اینترنت تبدیل شد. حتی اگر سیگنال‌های اطلاعاتی با سرعتی نزدیک به سرعت نور هم در رسانه انتقال یابند bite rate مسئله مهمی به عنوان یک نکته بازاریابی که اغلب به عنوان سرعت سریعتر یا بالاتر مطرح می‌شود، نیست. مشتریان معمولاً با استفاده از تبلیغاتی در مورد bit rate بیشتر به دام می‌افتند در حالی که واقعاً bit rate نقاط پایانی فاکتور کم ارزشی نسبت به دیگر فاکتور هاست.

بنیاد فیلم آمریکا

بنیاد فیلم آمریکا (به انگلیسی: American Film Institute) یا بفا (به انگلیسی: AFI) سازمان ناسودبری مستقل است که در سال ۱۹۶۷ هنگامی که لیندون بینز جانسون رئیس‌جمهور آمریکا تأسیس بنیاد ملی هنرها و علوم انسانی را تأیید کرد، توسط پشتوانهٔ ملی هنرهای آمریکا ایجاد گردید.[۱]

بنیاد فیلم آمریکا تا سال ۱۹۹۸ توسط فیلم‌خانهٔ ملی آمریکا در مرکز هنرهای نمایشی جان اف کندی در واشینگتن، دی. سی. اداره می‌شد. پیش از تأسیس مرکز کندی، این بنیاد فیلم‌هایش را در نگارخانه ملی هنر آمریکا به نمایش می‌گذاشت.[۲]

در آوریل ۲۰۰۳، بفا تماشاخانهٔ بفا نقره‌ای سال ۱۹۳۸ واقع در سیلور اسپرینگ، مریلند، درست در شمال واشنگتن را دوباره بازگشایی کرد.[۳]

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ مجموعه‌های ۱۰۰ سال... بفا
        ۱.۲ جشنواره‌های فیلم بفا
        ۱.۳ تماشاخانهٔ نقره‌ای و مرکز فرهنگی بفا
        ۱.۴ لابراتوار محتوای دیجیتال بفا
        ۱.۵ پردهٔ‌ملت بفا
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخچه

بنیاد فیلم آمریکا در سال ۱۹۶۷ و به عنوان یک سازمان هنرهای ملی تأسیس شد تا به حفظ میراث فیلم آمریکا، آموزش نسل بعدی فیلم‌سازان و قدردانی از هنرمندان و آثارشان بپردازد. موقوفهٔ ملی برای هنرها و علوم انسانی آمریکا توصیه کرده‌است که بفا «برای غنی‌سازی و پرورش هنر فیلم در آمریکا» با سرمایهٔ اولیه‌ای که از طرف پشتوانهٔ ملی هنرهای آمریکا، انجمن تصاویر متحرک آمریکا و بنیاد فورد ایجاد شود.

۲۲ عضو اصلی هیأت امنای این بنیاد شامل گریگوری پک به عنوان رئیس، سیدنی پوآتیه به عنوان معاون رئیس و همچنین فرانسیس فورد کوپولا، آرتور شلسینگر، جونیور، جک والنتی و دیگر نمایندگان از هنر و دانشگاه می‌شود.[۱]

جورج استیونس، جونیور به عنوان مدیر این بنیاد از زمان تأسیس تا سال ۱۹۸۰ خدمت کرد. پس از وی ژان پیکر فرستنبرگ از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۷ در این سمت و مدیریت عامل این بنیاد مشغول به کار بود. در سال ۲۰۰۷ باب گزل به عنوان مدیر و مدیرعامل این بنیاد قرار گرفت.[۱]

به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، این بنیاد بودجه‌اش را از طریق کمک‌های مالی بنیاد و دولت، مشارکت و حمایت‌های مالی شرکت‌های بزرگ و کوچک و کمک‌های مالی از افراد و برنامهٔ عضویت بفا تأمین می‌کند.
مجموعه‌های ۱۰۰ سال... بفا

مجموعه ۱۰۰ سال.. بفا از چند لیست که ۱۰۰ یا پنجاه فیلم یا شخصیت برتر در یک ژانر را معرفی می‌کند تشکیل شده است. از محبوب ترین انها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ فیلم
    که لیستی از صد فیلم برتر امریکایی است و کازابلانکا در صدر ان، و همشهری کین در مقام دوم قرار دارند.
    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ هیجان
    که لیستی از ۱۰۰ تا از هیجان انگیز ترین فیلم‌های امریکایی است و روانی در صدر ان و فیلم ۱۲ مرد خشمگین که در لیست سایت معتبر IMDB در رتبهٔ ۸ قرار دارد در رتبهٔ ۸۸ قرار دارند.
    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ شرور و قهرمان
    که لیستی از ۵۰ قهرمان سینمایی برتر و ۵۰ شرور سینمایی برتر امریکایی است. برترین قهرمان در این لیست اتیکوس فینچ از فیلم کشتن مرغ مقلد، و برترین شرور دکتر هانیبال لکتر از فیلم سکوت بره‌ها هستند.
    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ آهنگ
    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ نقل قول سینمایی
    که لیستی از صدتا از برترین نقل قول‌ها یا جملات زیبا و هیجان انگیزی است که در فیلم‌های امریکایی گفته می‌شود. جملهٔ "فرانکی عزیزم، من به این هیچ اهمیتی نمی‌دهم" از فیلم بر باد رفته مقام اول، وجملهٔ "پیشنهادی به او می‌دهم که قادر به رد کردنش نباشد" از فیلم پدرخوانده مقام دوم را در این لیست کسب کرده‌اند.
    ۱۰۰ سال، ۱۰۰ ستاره
    که لیستی از ۲۵ بازیگر برتر مرد، و ۲۵ بازیگر برتر زن امریکایی است. در این لیست هامفری بوگارت مقام اول بازیگر مرد، و کاترین هپبورن مقام اول بازیگر زن را کسب کرده‌اند. هنری فوندا، بازیگر نقش عضو شمارهٔ ۸ در فیلم بسیار مشهور ۱۲ مرد خشمگین در این لیست، مقام ۶ را به دست اورده است.[۴][۵][۶][۷][۸]

جشنواره‌های فیلم بفا

بفا دو جشنواره را اجرا می‌کند: جشنوارهٔ بفا (به انگلیسی: AFI FEST) که در لس‌آنجلس برگزار می‌شود و جشنوارهٔ مستندسازی سیلورداکز (به انگلیسی: SILVERDOCS) که با همکاری شبکهٔ دیسکاوری و در سیلور اسپرینگ، مریلند برگزار می‌گرد. جشنوارهٔ بفا (به انگلیسی: AFI FEST) تنها جشنوارهٔ فیلم در آمریکاست که از طرف فدراسیون جهانی انجمن‌های تهیه‌کنندگان فیلم (به فرانسوی: FIAPF (Fédération Internationale des Associations de Producteurs de Films)) مورد تأیید است.[۹]
تماشاخانهٔ نقره‌ای و مرکز فرهنگی بفا

بفا به عنوان بزرگ‌ترین برگزارکنندهٔ نمایشگاه‌های غیرانتفاعی در آمریکا، به طور منظم فیلم‌هایی را در تماشاخانهٔ بفا نقره‌ای و مرکز فرهنگی بفا در سیلور اسپرینگ، مریلند و سینماهای آرک‌لایت و مرکز فرهنگی اسکیربال در لس‌آنجلس کالیفرنیا به نمایش درمی‌آورد.

برنامه‌ریزی در تماشاخانهٔ بفا نقره‌ای شامل ترکیبی التقاطی از مرور آثار، جشنواره‌ها و اولین اجراهای فیلم‌های بلند و همچنین رویدادهای اجتماعی و فعالیت‌های آموزشی می‌شود.[۱۰]
لابراتوار محتوای دیجیتال بفا

لابراتوار محتوای دیجیتال بفا مرکزی است پژوهشی و توسعه‌ای برای رسانه‌های دیجیتال که در در دانشگاه لس‌آنجلس واقع است. این لابراتوار برای بررسی و ابداع نمونه‌های اولیهٔ سرگرمی‌های دیجیتال به منظور استفاده در فیلم، تلویزیون، بازی‌های رایانه‌ای، پهن‌باند و تلفن‌های همراه فعالیت می‌کند.
پردهٔ‌ملت بفا

پردهٔ‌ملت بفا (به انگلیسی: AFI ScreenNation) زیرمجموعه‌ای است از وبگاه بفا که به منظور نمایش محصولات آموزشی بفا و نکاتی برای فیلم‌سازان نوجوان ایجاد شده تا آثارشان را به اشتراک گذاشته، شناخته شوند و برای جایزه با هم رقابت کنند.

اشک‌ها و لبخندها

اشک‌ها و لبخندها یا آوای موسیقی (به انگلیسی: The Sound of Music)، فیلم موزیکال سال ۱۹۶۵ به کارگردانی رابرت وایز و با بازی جولی اندروز است. ترانه‌های این فیلم را راجرز و هامرستاین، زوج آهنگساز آمریکایی ساخته‌اند و فیلمبرداری آن در زالتسبورگ اتریش و باواریا در آلمان غربی و همچنین در استودیوی فاکس قرن بیستم در کالیفرنیا انجام شده‌است.

محتویات

    ۱ نام فیلم
    ۲ دوبله فارسی
    ۳ سایر عوامل دوبله
    ۴ جایزه‌ها
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

نام فیلم

نام اصلی فیلم به انگلیسی یا (The Sound of Music)، به معنی آوای موسیقی است؛ اما در کشورهای مختلف با عنوان‌های گوناگونی به نمایش در آمده‌است.

    ایران: اشک‌ها و لبخندها. (به مدیریت دوبلاژ آقای علی کسمایی)
    آلمان: Meine Lieder, Meine Träume (آوازهای من، رویاهای من.)
    فرانسه: La mélodie du bonheur (ملودی شادی)
    پرتقال: Música no Coração (موسیقی در قلب)
    برزیل: The Rebel Novice) Noviça Rebelde)
    ایتالیا: All Together with Passion) Tutti insieme Appassionatamente)
    هلند: The Most Beautiful Music) De mooiste muziek)
    اسپانیا: Smiles and Tears) Sonrisas y Lágrimas)
    یونان: I melodia tis eftihias, The Melody of Happiness) Η μελωδία της ευτυχίας)
    اسرائیل: צלילי המוזיקה (Tzeliley ha-muzika, The Sound of Music)
    عربستان سعودی: صوت الموسیقی (آوای موسیقی)
    اسلونی: My Songs,my Dreams) Moje pesmi, moje sanje)
    یوگوسلاوی: My Songs, My Dreams) Moje pesme, moji snovi)
    تایلند: Love Magic from the Song of Paradise) มนต์รักเพลงสวรรค์)

دوبله فارسی

۳۸ منتقد و نویسنده سینمایی، در یک نظرخواهی برای انتخاب بهترین‌های تاریخ دوبله ایران که توسط ماهنامه سینمایی فیلم در اسفندماه ۱۳۸۴ انجام شد، دوبله این فیلم را بعنوان برترین دوبله فارسی برای یک فیلم خارجی انتخاب نمودند.[۱]

دوبله فارسی این فیلم با مدیریت دوبلاژ علی کسمایی در سال ۱۳۴۵ در استودیو دماوند به مدیریت «روبیک گریگوریانس» انجام شد. اجرا و ضبط ترانه های فارسی نیز در استودیوی وزارت فرهنگ و هنر صورت پذیرفت. صداگذاری نهایی فیلم که بصورت استریوفونیک ۶ بانده بود، در کشور آلمان انجام شد.[۲]

در نسخه دوبله شده فیلم اشکها و لبخندها، سه نوع آواز وجود دارد:

    (۱) آوازهایی که ترجمه و دوبله نشدند، مثل آوازهای اول و آخر فیلم و آواز «از هر کوهی، بالا برو» که مادر روحانی در صومعه برای قوت قلب دادن به ماریا می خواند. کسمایی در این‌باره می گوید:
    «... فارسی شدن بعضی آوازها هم خوش آیند نبود، بهمین جهت اصلاً از آن صرفنظر شد. مثل آواز مادر روحانی. به هرحال قسمتهایی که قابلیت بیشتری برای برگرداندن به فارسی را داشت، انتخاب کردیم»
    (۲) آوازهایی که کاملاً ترجمه و به فارسی خوانده شده‌اند مثل همۀ آوازهایی که بچه ها در آن حضور دارند.
    (۳) یک آواز هم (در اتاقک شیشه ای باغ) با حالتی بین دکلمه و گفتار متن اجرا شده و آواز اصلی زیر آن شنیده می شود. کسمایی درباره این آواز چنین توضیح می‌دهد:
    «آواز اتاقک شیشه ای یک آواز عاشقانه بود که به شکل فارسی مطلوب از کار در نمی‌آمد اما تماشاگران می‌بایست معنایش را در می‌یافتند. بهمین دلیل ترجمه‌اش با آن شکل، رویِ تصویر و صدای اصلیِ پائین آمده، قرار گرفت.»

شعرهای فارسی که برای ترانه‌های فیلم اجرا شد، توسط «کریم فکور» سروده شده بود. او که از ترانه سرایان موفق آن دوران بود، ترانه‌های فارسی را بر اساس شعرهای اصلی و ریتم موسیقی و لحن و حالتِ آوازهایِ اصلی فیلم نوشت و این ترانه‌ها، توسط هنرجویان هنرستان عالی موسیقی و زیر نظر «تورج نگهبان» اجرا شد. اعضای این گروه موسیقی که توسط «عنایت رضایی» رئیسِ وقتِ اپرای تهران برای این منظور انتخاب شده بودند به این شرح است:[۲]

دوبلورها و خوانندگان صحنه های آوازی

    سودابه صفاییه: خوانندگی بجای «ماریا» (جولی اندروز)
    نازیلا زندکریمی: خوانندگی بجای «لیزل، دختر بزرگ خانواده» (شارمین کار)
    رشید وطن‌دوست: خوانندگی بجای «کاپیتان فون تراپ» (کریستوفر پلامر)
    همایون معزی مقدم: خوانندگی بجای «رولف» (دانیل تروهیت)
    سیمین قدیری: خوانندگی بجای یکی از دخترها
    آزیتا آزرمی: خوانندگی بجای یکی از دخترها
    نسرین آزرمی: خوانندگی بجای یکی از دخترها
    شمسی شادمند: خوانندگی بجای یکی از دخترها
    خسرو شکوفنده: خوانندگی بجای یکی از پسرها
    شهرام شکوفنده: خوانندگی بجای یکی از پسرها
    ناهید امیریان: خوانندگی بجای «گرتل» (کیم کاراث)

دوبلورهای صحنه های غیرآوازی

    ماریا (جولی اندروز): «ژاله کاظمی»
    کاپیتان فون تراپ (کریستوفر پلامر): «ابوالحسن تهامی‌نژاد»
    بارونِس اِلسا شرایدر (النور پارکر): «رفعت هاشم‌پور»
    ماکس (ریچارد هایدن): «خسرو خسروشاهی»
    رولف (دانیل تروهیت): «مهدی آژیر»
    لیزل فون تراپ، بزرگترین دختر خانواده (شارمین کار): «زهره شکوفنده»
    یکی از پسرها: «خسرو شکوفنده»
    یکی دیگر از پسرها: «شهرام شکوفنده»
    دو تا از دخترها: «منیژه نویده»
    یکی دیگر از دخترها: «شهین صحت نژاد»
    گرتل، کوچکترین دختر خانواده (کیم کاراث): «ناهید امیریان»

سایر عوامل دوبله

    مدیر دوبلاژ: «علی کسمایی»
    مترجم: «فیروز فلاحتی»
    سراینده ترانه‌های فارسی برای بخشهای آوازی فیلم: «کریم فکور»
    اجرای ترانه‌های فارسی: «هنرجویان هنرستان عالی موسیقی»
    ناظر اجرای ترانه‌های فارسی: «تورج نگهبان»
    دوبله شده در: «استودیو دماوند»
    مدیر استودیو دماوند: «روبیک گریگوریانس»
    ضبط ترانه‌های فارسی: «استودیو وزارت فرهنگ و هنر»
    سال دوبله: ۱۳۴۵

حواشی دوبله

    در حالی که در دوبله صحنه‌های آواز، بجای ۴ دختر بزرگتر، خواننده‌های حرفه‌ای وزارت فرهنگ و هنر آواز خواندند؛ ناهید امیریان، خسرو شکوفنده و شهرام شکوفنده، خودشان ترانه‌های فارسی فیلم را بجای شخصیتهایشان در فیلم اجرا کردند.[۲]
    دوبله موزیکال این فیلم، چنان مورد استقبال قرار گرفت که وزارت فرهنگ و هنر، به عنوان تشویق، یک بورس تحصیلی دوساله در اتریش، به «سودابه صفاییه» جایزه داد.[۲]
    ناهید امیریان که دراین فیلم بجای "گرتل" (کوچکترین دختر کاپیتان فون تراپ) صحبت کرده و آواز خوانده، در زمانِ دوبله این فیلم، ۱۲ ساله بود. او که خود از سن ۵ سالگی فعالیت در زمینه دوبله را آغاز کرده بود، در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۸۴ دراین‌باره چنین می‌گوید: «تجربه خیلی خوبی بود و هنوز یکی از کارهای مورد علاقۀ دوره چهل و چندساله فعالیتم است. حالا هم در ۵۱ سالگی که شش فرزند و یک نوه دارم، از تماشای این فیلم لذت می‌برم و خاطرات آن سالها برایم زنده می‌شود. بچه‌ها و نوه‌ام هم این فیلم را خیلی دوست دارند. هرکدام از بچه‌هایم، نسخه‌ای از فیلم را برای خودشان دارند تا بعدها به فرزندان شان نشان بدهند و بگویند: ببین، گوش کن، صدای این دخترک پنج ساله، صدای مادربزرگتان است!»[۲]
    ابوالحسن تهامی‌نژاد درباره گویندگی‌اش بجای کاپیتان فون تراپ می‌گوید: «موقع دوبلۀ این فیلم ۲۷ ساله بودم و صدایم پختگی لازم برای نقش مردی پنجاه و چندساله را نداشت؛ بنابراین سعی کردم شرایطی فراهم کنم که صدایم، فرکانس لازم برای متناسب شدن با این نقش را داشته باشد. فیلم در استودیو دماوند در داودیه دوبله می شد که نزدیک خانه‌ام بود و من همیشه پیاده به آنجا می‌رفتم. قرار گذاشته بودم که بعدازظهرها این فیلم را دوبله کنیم و من آن روزها، هیچ کار دیگری نمی‌کردم و پس از استراحت بعداز ظهر، به استودیو می‌رفتم تا صدایم شرایط مورد نظرم را داشته باشد. حتی یکی دوبار که دیدم صدایم مناسب نیست، کار نکردم و از استودیو بیرون آمدم. به هرحال در این کار از صدای خودِ کریستوفر پلامر خیلی گرفتم. ویژگی اصلی صدای و لحن او در فیلم این بود که بعنوان یک نظامیِ اشرافی، سعی می‌کرد خیلی صحیح حرف بزند و خشکی و خشونت هم در صدایش داشته باشد. این خصوصیات، مهم‌ترین چیزهایی بود که من هم سعی کردم در دوبله این نقش رعایت کنم».[۲]

جایزه‌ها

اشک‌ها و لبخندها در سال نمایش خود موفق شد رکورد فروش تاریخ سینما را تا زمان خودش بشکند و نامزد ده جایزه اسکار شود و پنج جایزه اسکار را به دست آورد. این جوایز عبارتند از:

    بهترین فیلم
    بهترین کارگردانی
    بهترین صداگذاری
    بهترین موسیقی متن
    بهترین ویرایش صحنه

همچنین بنیاد فیلم آمریکا، در سال ۲۰۰۶ میلادی، این فیلم را در رتبه ششم لیست بهترین فیلمهای موزیکال، قرار داد.

گرگان

شهر گُرگان دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات مرکز شهرستان گرگان و استان گلستان در جانب شرقی شمال کشور ایران است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اِستَرآباد» یا «اَستراباد» نام داشت.[۶] گرگان قدیمی که به عربی جرجان خوانده می‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار داشته و اینک ویرانه‌های آن در حوالی امام‌زاده یحیی بن زید قرار دارد. نام گرگان (جرجان) نامی تقلیدی از جرجان قدیم برای استرآباد بود.

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ مردم
    ۳ موقعیت
    ۴ مناطق شهرداری
    ۵ نام گذاری
    ۶ گویش
    ۷ استرآباد
        ۷.۱ بافت تاریخی شهر
    ۸ فرهنگ
    ۹ آموزش عالی
    ۱۰ بیمارستان‌ها
    ۱۱ مراکز فرهنگی و هنری
    ۱۲ شهرهای خواهرخوانده
    ۱۳ شخصیت‌ها
    ۱۴ مکان‌های تفریحی
    ۱۵ پانویس
    ۱۶ جستارهای وابسته
    ۱۷ پیوند به بیرون

جغرافیا

گرگان از شهرهای شمالی ایران است، آب و هوای معتدل دارد، هرچند تابستانهای آن نسبتاً گرم و شرجی است. اقلیم منطقه بسیار گوناگون و متنوع است و کوه، جنگل و چمنزار، جلگه و دشت، بیابان و شوره‌زار، دریا و خلیج، رودخانه و تالاب و زمین کشاورزی را شامل می‌شود. شهر گرگان و منطقه پیرامونش که از نیمه سال ۱۳۷۶ خورشیدی به صورت رسمی به استان گلستان موسوم شده از یکم دی ماه ۱۳۱۱ خورشیدی تاکنون به نام گرگان و دشت شهرت داشته است.
مردم

جمعیت این شهر بنابر سرشماری ۱۳۹۰، ۳۲۹٬۵۳۶ نفر بوده است.[۷] اکثریت جمعیت شهر گرگان مردم پارسی‌زبان هستند.[۸][۳][۹][۴][۵] گرگانیها، سادات استرآبادی، مازنی‌ها، بلوچ‌ها، سیستانی‌ها، آذری‌ها، شماری از ترکمنها، گروه کوچکی از مهاجرین قزاق و مهاجرانی از دیگر استانهای کشور همچون سمنان، خراسان و از مردمان ساکن این شهر هستند.

شماری از ترکمن‌ها در دهه‌های اخیر به شهر گرگان مهاجرت کرده‌اند.[۱۰] که جمعیت ترکمن‌ها در شهرستان گرگان (شهر گرگان و بخش‌های مختلف پیرامون) در سال ۱۳۸۳ برابر با ۲۵۱۹ نفر بوده‌است.[۱۱]

شماری از قزاق‌ها در فاصله سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۱ از شوروی به ایران مهاجرت کرده و در شهرهای گنبد، بندرترکمن و گرگان مستقر شدند و در هر سه شهر محل سکونت آن‌ها قزاق‌محله نام گرفت. بعضی از قزاق‌های استان گلستان هنگام تشکیل کشور قزاقستان، در دههٔ ۱۳۷۰ به آن کشور بازگشته‌اند.[۱۲]
موقعیت
Compass rose pale.svg         آق قلا     بندر ترکمن     Compass rose pale.svg
علی‌آباد کتول     شمال     کردکوی
شرق   شهر گرگان    غرب
جنوب
    رشته کوه‌های البرز    
مناطق شهرداری

گرگان دارای دو منطقه شهرداری می‌باشد. شهرداری مرکزی در مرکز شهر گرگان، شهرداری منطقه یک در کوی علیمحمدی و شهرداری منطقه دو در خیابان چاله باغ واقع شده‌اند.
نام گذاری

باور اغلب پژوهشگران بر این است که واژهٔ استرآباد از دو لفظ «استر» و «آباد» تشکیل شده و استر در زبانهای ایرانی به معنای ستاره و آباد (به معنای) «عمارت» است. در زمان زردشت که ایرانیان ستاره‌ها را مظهر نور مقدس می‌دانسته‌اند، این شهر را بنا کرده به این نام، نامیدند.[۱۳]

همچنین نام این شهر را برگرفته از نام استر همسر یهودی خشایارشا می‌دانند.[۱۴] خواجه ابوالحسن بیهقی در تاریخ خود از این شهر به لفظ استارباد(estarbad) یاد کرده است چنانکه نام کتاب معروف دکتر منوچهر ستوده یعنی «از آستارا تا استارباد» برگرفته از همین نوشتار بیهقی است.
زمین‌های کشاورزی در شرق گرگان
کاسه سرامیک با لعاب گرگان. دوره سلجوقی

در زبان پهلوی منطقهٔ گرگان را وُرکان یا یا وِهرکانه و در زبان یونانی هیرکانیا (Hyrcania) و در زبان عربی جُرجان می‌گفتند.[۱۵] گرگان از مهم‌ترین منطقه‌ها در زمینه پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی است. در کتاب مقدس وندیداد اوستا گرگان به عنوان نهمین سرزمین مقدس که اهورامزدا آفریده، ذکر شده است. البته در این نوشتار منظور از نام گرگان همان شهر تاریخی و باستانی جرجان مخروبه است که در نزدیکی گنبدکاووس قرار دارد.

آثار بدست آمده از تورنگ‌تپه (۱۹ کیلومتری شرق گرگان فعلی) و شاه تپه (۱۶ کیلومتری غرب گرگان فعلی) نشان از حضور و توقف انسان در حدود ۵۰۰۰ سال قبل و در دوره نوسنگی دارد.[۱۴]

نخستین کاوش‌ها در حدود سال ۱۸۴۱ (میلادی) در زیر تپه‌ای مصنوعی در نزدیک شهر گرگان انجام شد که خزانهٔ معروف استراباد در آن کشف گردید. کارشناسان برخی از اشیای موجود در آن خزانه را که شباهت بسیار با کشفیات تپه حصار دامغان داشته متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد و (نزدیک به ۵ هزار سال پیش) دانسته‌اند.

در پایان سده ۱۹ در محلی به نام خرگوش‌تپه در نزدیکی گرگان امروز (در قسمت شمال شهر) نیز پژوهش‌هایی انجام شد، و در سال ۱۹۳۱ یک گروه آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا به روستای معروف تورنگ‌تپه در ۲۰ کیلومتری شرق گرگان رفته و به کاوش و بررسی پرداختند و آثاری ارزشمند از تمدن کهن در این منطقه یافتند. ۲ سال پس از این در سال ۱۹۳۳، یک گروه باستان‌شناسی سوئدی به منطقهٔ گرگان آمدند و پس از مطالعهٔ حوزه رودخانه قره‌سو یا سیاه‌آب در شمال گرگان اعلام کردند بیش از ۳۰۰ تپهٔ تاریخی در این منطقه وجود دارد که یکی از آن‌ها شاه‌تپه بزرگ یا اسلام‌تپه است که در ۱۵ کیلومتری شمال غربی گرگان قرار دارد.

در دوره ساسانیان دیوار تدافعی بزرگی در این منطقه به نام دیوار بزرگ گرگان ساخته شد که توسط باستان‌شناسان انگلیسی به مار سرخ شهرت یافته است.[۱۶] این دیوار بزرگ در سده ۵ میلادی تکمیل شد و بیانگر صنعت پیشرفته تدافعی آن دوران است.[۱۷]
گویش

گرگان طی دوره‌های تاریخی بیشتر به عنوان شهرستانی در ایالت پارت به‌شمار می‌آمد و گاه بخشی از تبرستان شمرده می‌شد. شهر گرگان کهن (در نزدیکی گنبد کاووس امروزی) در زمان حملهٔ مغول ویران شد و مرکز منطقهٔ گرگان به شهر استرآباد منتقل شد.[۸] زبان مردم منطقهٔ گرگان در سده‌های گذشته گویشی از ریشهٔ زبان پارتی بود. نمونه‌هایی از گویش قدیم گرگانی در نوشتارهای فرقهٔ حروفیه به‌جا مانده است. در سدهٔ دهم میلادی که منطقه گرگان از مراکز بازرگانی و فرهنگی منطقه شد نفوذ زبان فارسی به‌ویژه از سوی خراسان در گرگان افزایش یافت و در همین سده در شهر گرگان (نزدیک گنبد گاووس امروزی) زبان پارسی جای زبان گرگانی را گرفت.[۸] استرآباد زبان گرگانی را حفظ کرد تا این‌که در دورهٔ بین سده‌های ۱۵ تا پیش از آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی این زبان در این منطقه به‌طور کل منقرض شد و جای خود را در استرآباد و پیرامون نیز به فارسی و در بخشی از گنبد کاووس و ترکمن‌صحرا به ترکمنی داد.[۱۸]

این گویش پارتی بومی گرگان و خراسان هنوز در مناطقی از شمال خراسان چون سنخواست، راز، گیفان، و شوقان رایج است.[۱۹]
استرآباد

استرآباد، نام شهریست تاریخی که در منطقه‌ای که اینک شهر گرگان قرار دارد واقع بوده است. از این شهر امروزه تنها تپه‌ای تاریخی درون شهر گرگان، به نام قلعه خندان که احتمالاً ارگ استرآباد در حدود ۳۰۰۰ سال پیش بوده باقی‌مانده و باقی قسمت‌های شهر در اثر سیلاب‌های مکرر و توسعهٔ گرگان در طول تاریخ به کلی از میان رفته‌است.[۱۴]

تصویری که یکی از سیاحتگران از این منطقه در حدود سالهای ۳۳۵ هجری قمری به دست می‌دهد، گویای آن است که استرآباد و گرگان دو شهر کاملاً مجزا بوده‌اند.[۲۰]

مؤلف کتاب تاریخ طبرستان می‌گوید: مساحت گرگان (جرجان) چهار فرسخ و موطن مرزبانان طبرستان بود. گرگین‌میلاد که در گرگان مقام داشت زیستش میسر نشد، لهذا آن شهر (جرجان) را خراب کرده در موضع معروف بعرق اسیران استرآباد را بنا نهاد و این شهری که الان هست بساخت و به مرور دهور عمارت آن مضاعف گشت.

در این کتاب همچنین آمده‌است که بنای استرآباد را گرگین‌میلاد (بنا) نموده به این معنی که گرگین در سفری به همراهی بیژن به شهر ارمان (رامیان کنونی) برای کشتن گرازها رفت و در ارمان (Erman) از بیژن شجاعتهای فوق‌العاده دید و بر او رشک برده، او را بعذر و مکر در بند مهر منیژه دختر افراسیاب و بالمال به چنگ افراسیاب سلطان توران انداخت، و بیژن بعد با زحمات پیران از قتل جسته در چاه گاه زنجیر و محبوس شد. گرگین‌میلاد به ایران مراجعت نمود و دروغی چند در فقدان بیژن به هم بیاراست، ولی مطلب معلوم شد. گودرزیان خواستند او را به قصاص بیژن بکشند و کیخسرو نگذاشت و گرگین را محبوس ساخت و پس از چندی به شفاعت رستم مستخلص شد و بعد از کوشش‌هایی چند سراغی از بیژن در ترکستان و حبسش فهمیده شد. رستم به لباس تاجران به سفر توران رفت، بیژن را خلاص نموده با منیژه به ایران آورد ولی گرگین همواره از گیو و گودرز بجهت مکر خایف (در هراس) بود.[۱۳]

در زمان قاجار ایران به ۴ ایالت و ۱۲ ولایت تقسیم شده بود و منطقه یا سرزمین استرآباد یکی از آن ولایات بود که به ۸ یا ۷٫۵ بلوک به نام‌های انزان، سدن رستاق، استراّباد، شاهکوین و ساور، دهات ملک، کتول، فندرسک و رامیان، و کوهسار تقسیم شده بود.
سردار رفیع یانسری

هر یک از این بلوک‌ها را یک نایب‌الحکومه زیر نظر حکمران استرآباد، سردار رفیع یانسری که یکی از رجال حاکم در زمان قاجار بود اداره می‌کرد. استرآباد در این زمان پایگاه طایفه قاجار نیز بود و دارای اهمیت مذهبی شد و دارالمؤمنین لقب گرفت. در اوایل سدهٔ بیستم گرگان دارای شمار زیادی مسجد، آرامگاه مذهبی و مدرسه دینی بود. اهمیت استرآباد از لحاظ مرکزیت سیاسی و دینی باعث شد تا پیش از آغاز سدهٔ بیستم زبان گرگانی در آن به‌طور کل منقرض شده و جای خود را به فارسی بدهد.[۸]

تاریخ‌نویس نامدار، مقدسی، می‌گوید که استرآباد شهری است که بیشتر مردمان آن ابریشم‌باف‌اند و در این کار چیره‌دست هستند. دژ آن ویران و خندقش پر شده و جامع آن در بازار است. استخری از آن نام برده و مؤلف حدودالعالم می‌گوید که مردمان این شهر دارای دو زبان هستند. حمدالله مستوفی آن را شهری دانسته که هوایش معتدل و محصولاتش را غلات و انگور و ابریشم می‌داند.[۲۱]

آقا محمدخان قاجار در این شهر زاده شد. حتی خانه تولد وی واولین مکان حکومتی و دولتی وی موجود است. دیوار باروی شهر را نادرشاه افشار ویران کرد و آقا محمد خان بعداً آن را بازسازی نمود. در دوران میرزا تقی خان امیرکبیر، شهر بازسازی شد.[۲۱]

ویرانه‌های شهر اصلی گرگان در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار دارد. در زمان رضا شاه پهلوی نام کهن گرگان را برای شهر استرآباد برگزیدند.[۸]

در ۱۷ فروردین ۱۳۲۳ شهر گرگان دچار زمین‌لرزه سختی شد و بیشتر بناهای آن شکست برداشت.[۲۲] از بناهای شهر قدیم گرگان بنای امامزاده نور واقع در کوی بازار نعلبندان و بنای مسجد گلشن در کوی درب نو و چند تکیه در نقاط مختلف شهر است.[۲۲]
بافت تاریخی شهر

بافت تاریخی گرگان، با مساحتی بالغ بر ۱۵۰ هکتار سومین بافت با ارزش ودارای سبک معماری پس از یزد واصفهان است و وسیع‌ترین بافت تاریخی شمال ایران است. بافت تاریخی این شهر در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسید که محدوده آن منطبق بر محدوده قاجاری شهر استرآباد است.[۲۳]

شهر گرگان (استراباد) در دوران قاجار ۶ محله بزرگ به نام‌های سرپیر، دربنو، سرچشمه، میخچه‌گران، نعلبندان، سبزه‌مشهد و میدان داشت که دارای چندین محله فرعی مثل پاسرو، میرکریم، دوشنبه‌ای، شیرکش، باغشاه، دباغان، شاهزاده قاسم و... بوده‌اند.

این ۶ محله و محلات فرعی هنوز هم به همین نام‌ها وجود دارند و بیشتر مساجد و تمام تکایای قدیمی و زیارتگاه‌ها و مکان‌های مذهبی شهر نیز در همین محلات قرار دارند که امروز بافت قدیم و معماری سنتی و تاریخی این شهر و بخش عمده‌ای از میراث فرهنگی این دیار را تشکیل می‌دهند، همچنین قزاق‌محله که محل سکونت قزاق‌هاست جزو محله‌های قدیمی گرگان به‌شمار می‌آید.

بافت قدیم گرگان متشکل از پنج دروازه بوده‌است که این دروازه‌ها (محل تقاطع راههای مختلف بوده‌اند) می‌توانند علل و شیوه رشد شهر را نشان دهند، پنج دروازه شهر عبارت بودند از دروازه شرقی بطرف بسطام و خراسان، دروازه فوجرد یا سبزه مشهد که به طرف گرگان قدیم می‌رفته‌است، دروازه جنوبی بنام چهل دختران که بطرف کوهستان می‌رفته و دروازه مازندران و دروازه دنکوان که در دروازه پنجم رفت‌وآمدی صورت نمی‌گرفته‌است. بافت قدیم گرگان را مجموعه‌ای از محلات مسکونی و مراکز محلات تشکیل می‌دهد سیر تحول آنچه که در حال حاضر بافت گرگان نامیده می‌شود، حاکی از تجمع اولیه سه محله اصلی سبزه مشهد، میدان و نعلبندان می‌باشد که بتدریج و تا به امروز در جهات مختلف بخصوص شرق و جنوب شرقی گسترش یافته‌اند. در هر سمت شهر محله شرقی کنار دروازه خراسان بوده‌است که هر سه محله با راه اصلی بهم متصل می‌شوند. بازار اصلی در محله شرقی بر مرکزیت آن محل می‌افزوده‌است (در گذر دوشنبه‌ای واقع در محله غربی و گذر چهارشنبه‌ای واقع درمحله شمالی احتمالاً بازارهای هفتگی وجود داشته‌است).

شکل گیری و تجمع فضاهای مسکونی در بافت قدیم گرگان تحت عنوان یک محله با نام مشخص بیانگر علل و عواملی می‌باشد بعضی از این محلات در روند تجمع افراد یک صنف شکل گرفته‌اند مانند محله نعلبندان و یا دباغان، بخش دیگری از محلات بخاطر همجواری باعناصر و فضاهای خاص نام آن را به خود گرفته‌اند مانند محله میدان یا سرچشمه.

محله اصلی سبزه مشهد که در شمال و کنار دروازه گرگان قدیم قرار داشت شامل محلات فرعی تر: سرچشمه، سرپیر، چهارشنبه‌ای و دباغان می‌باشد این محله به دلیل بوجود مظهر قنات در محدوده آن تامین کننده آب ساکنین شهر بوده‌است عناصر مشخصی که در مرکز و محدوه این محله قرار دارند شامل: امامزاده نور، مصلی و چند تکیه می‌باشد.

محله اصلی میدان که در غرب وکنار دروازه مازندران قرار داشته‌است شامل محلات فرعی تر: دربنو، میر کریم، دوشنبه‌ای و دوچنار می‌باشد (محله دوچنار در حال حاضر وجود ندارد) در محله میدان یکی دیگر از بازارهای اصلی شهر وجود داشته‌است که با احداث خیابانهای جدید بخشی از آن از بین رفته‌است و بخشی دیگر ان بصورت بازارچه‌ای فعال بکار خود ادامه می‌دهد. محله اصلی نعلبندان که در شرق شهر و کنار دروازه خراسان قرار داشت شامل محلات فرعی تر: میخچه گران، پاسرو، باغشاه و شیرکش می‌باشد قدمت دو محله باغشاه و شیرکش به اواخر دوره قاجار می‌رسد. بازار اصلی و مسجد جامع شهر در این محله قرار داشته و دارند.

هر کدام از محلات نام‌برده بالا علاوه بر بازار و بازارچه دارای مسجد یا تکیه، حمام، مدرسه و آب انبار اختصاصی نیز بوده‌اند که کم و بیش تا امروز شکل خود را حفظ کرده‌اند و به نظر می‌رسد که محله میدان قدیمی تر و مربوط به زمانهای اولیه شکل گیری شهر باشد که بعد دو محله شمال و شمال شرقی در کنار آن بوجود آمده‌اند که باعث شده شهر بطرف شمال و شمال شرقی رشد کند ولی از طرف غرب به خاطر وجود خندق و بارو و از طرف جنوب بعلت وجود کوهها و جنگلها رشد کمتری داشته‌است. این رشد باعث ایجاد محلات فرعی تر (شیرکش، پاسرو و میخچه‌گران در شرق و جنوب شرقی و محلات چهارشنبه‌ای، سرپیر، دباغان در شمال شرقی و بلیس محله در شرق) شد و ادغام کلیه محلات با هم بافت قدیم گرگان را تشکیل می‌دهد.

رشد اولی شهر در محدوده برج و باروی آن بود اما از سال ۱۲۹۰ به بعد رشد شهر بیشتر معطوف به جنوب و شرق شد و از سال ۱۳۱۷ به بعد نیز رشد شهر مجدداً در همان قسمت شرق و جنوب شرقی انجام شد اما در دهه ۱۳۴۰و ۱۳۵۰ روند رشد شهر تغییر نمود و شهر بصورت پراکنده و در تمام جبهه‌ها گسترش یافت که بیشتر در امتداد خیابانها ایجاد شده بود. در دهه اخیر نیز شهر این الگوی رشد پراکنده در همه جهات را دنبال کرده که بیشتر در جهات شمال شرقی و جنوب بوده‌است و بعلت وجود زمینهای مرغوب کشاورزی در شمال و باغات و جنگلها در جنوب رشد نامناسبی را ایجاد نموده‌است.

در روزگار دودمان پهلوی نخستین خیابان مدرن شهر با نام خیابان پهلوی (امام خمینی فعلی) ساخته شد که با ایجاد آن محلات استراباد به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شدند.[۲۴]

بافت تاریخی گرگان، منحصر به فردترین بافت تاریخی شمال ایران در ۲۴ شهریور ماه سال ۱۳۱۰ ش به عنوان چهل و یکمین اثر تاریخی ایران در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

یک سال پس از این، یعنی در سال ۱۳۱۱ ش به دستور رضاشاه ساخت دو خیابان شرقی-غربی یعنی شاهرود (بهشتی کنونی) و پهلوی (امام خمینی کنونی) و شمالی-جنوبی یعنی پهلوی‌دژ (شهدا) و کاخ (پاسداران کنونی) آغاز شد و در سال ۱۳۱۷ ش به پایان رسید.[۲۵]

زمین‌لرزه شدید و معروف فروردین ۱۳۲۳ آسیب چندانی به بافت وارد نیاورد، اما دوباره در سال‌های ۱۳۳۳و۱۳۳۴ احداث خیابان سرخواجه و در سال ۱۳۳۹ ش احداث خیابان فرح (مجاهدین بعدی شهید رجایی کنونی) آسیب‌های زیادی به بار آورد.[۲۶]

با احداث این خیابان‌ها عناصر مهمی از بافت تاریخی گرگان از جمله مرکز محله پاسرو، مرکز محله میدان عباسعلی، مرکز محله دباغان، عمارت حاجی ظهیرالدوله، کاروانسرای امین الضرب، باغ پورناصر، مظهر قنات سرخواجه، و مسجد کتیبه و ... از بین رفتند البته آنچه که در آن زمان به جای این بافت قدیم ساخته شد دارای ارزش معماری بود.[۲۷]

بخش بزرگی از بافت تاریخی شهر گرگان در دوران جمهوری اسلامی با تخریب وسیع و نابودی روبه‌رو شد.[۲۳] و چند خانه قدیمی بالای ۱۵۰ سال قدمت که در اختیار میراث فرهنگی هم بود تخریب شده‌است. خانهٔ قدیمی، بزرگ، تو در تو و شاید بی نظیر خاندان باقری و چند خانهٔ مشابه دیگر همچون خانهٔ تقوی به طرز زیبا و چشم نوازی، مرمت و نوسازی شده یا در حال انجام است.

بخش دیگری از بافت کهن این شهر با گستردگی نزدیک به ۱۶۲ هکتار منطبق بر حصار قاجاری استرآباد و بخش دیگر شامل چند پاره از شهر در محله امام رضا (ع)، بخشی از غرب فلکه سرخواجه، قزاق‌محله، محله سجادیه و فردوسی نیز قرار است در این دوره تخریب شود.[۲۸]
فرهنگ
کاسه سرامیک گرگان، قرن ۱۳ میلادی

با ورود اسلام و در سده‌های آغازین آن، ایالت طبرستان جایگاه ارزشمندی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی داشت. شهرهای جرجان و استراباد از این ایالت مهد دانشمندان بزرگ آن دوران بود.

عنصرالمعالی کیکاوس (از واپسین امیران آل زیار و نگارنده کتاب قابوس‌نامه) و عبدالقاهر جرجانی (صاحب تألیفات در صرف و نحو و معانی و بیان عربی) در تحول ادبیات فارسی و عربی نقش مهمی داشتند. قابوسنامه را مجموعه تمدن اسلام پیش از مغول نام نهاده‌اند.

در دانش پزشکی نیز این منطقه سهم عمده‌ای در جهان اسلام داشته است. ابوسهل مسیحی و سیداسماعیل (حکیم) جرجانی (نویسنده دائرةالمعارف ذخیرهٔ خوارزمشاهی) از این سرزمین بوده‌اند. میرداماد و میرفندرسکی نیز از این منطقه برخاسته‌اند.[۲۹]

نخستین چاپخانه سربی در گرگان در ۱۳۰۷ تأسیس شد. هم‌اکنون هفته‌نامه‌های گلشن مهر، گلستان نو، همزیستی، سلیم، حریف، صحرا، ماهنامه خودآزما، مختومقلی فراغی و یاپراق در گرگان منتشر می‌شوند.[۳۰]

نخستین کتابخانه‌های این منطقه متعلق به سده ۱۱ قمری است. کتابخانهٔ استرآباد در دورهٔ صفوی (سده ۱۱) کتابخانه حسین اردبیلی‌نژاد استرآبادی نام داشته‌است. در دوره قاجار هم در برخی مدارس و خانه‌های برخی از فضلا و ادیبان کتابخانه‌هایی وجود داشته‌است.[۳۰]

نخستین کتابخانه عمومی شهر گرگان در ۱۳۳۹ و با هزینهٔ شهرداری شکل گرفت و در عمل از ۱۳۴۵-۱۳۴۶ با ۹۵۲ جلد کتاب، کار خود را آغاز کرد. این کتابخانه در ۱۳۵۸ به ساختمان کاخ موزه کنونی و سپس به ساختمان فعلی در پارک شهر منتقل و کتابخانه عمومی شماره یک گرگان نامیده شد.[۳۱]
آموزش عالی

فهرست برخی از مراکز آموزش عالی شهر گرگان
نام     نوع
دانشگاه علوم پزشکی گرگان     دولتی
دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان     دولتی
دانشگاه آزاد اسلامی گرگان     آزاد
دانشگاه علوم تحقیقات گلستان     آزاد
دانشکده پسران فنی شهید چمران     دولتی
دانشکده دختران مائده گرگان     دولتی
دانشگاه گلستان     دولتی
دانشگاه پیام‌نور مرکز گرگان     پیام‌نور
موسسه آموزش عالی میرداماد     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی حکیم جرجانی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی لامعی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی بهاران     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی هیرکانیا     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی ساعی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی استر آباد     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی فخرالدین اسعد گرگانی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی گلستان     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی لقمان حکیم گلستان     غیرانتفاعی
بیمارستان‌ها

فهرست برخی از مراکز درمانی شهر گرگان
نام     نوع
بیمارستان ۵ آذر     دولتی
بیمارستان شهید صیاد شیرازی     دولتی
بیمارستان کودکان طالقانی     دولتی
بیمارستان و زایشگاه دزیانی     دولتی
بیمارستان حکیم جرجانی (تأمین اجتماعی)     دولتی
بیمارستان ۵۶۰     ارتش
بیمارستان و زایشگاه فلسفی     خصوصی
بیمارستان و زایشگاه مسعود     خصوصی
بیمارستان دکتر موسوی     خصوصی
بیمارستان سوانح سوختگی     در دست احداث
بیمارستان آیت‌الله طاهری     در دست احداث
مراکز فرهنگی و هنری

    تالار فخرالدین اسعد گرگانی: ساخت تالار فخرالدین اسعد گرگانی شهرستان گرگان در سال ۱۳۵۱ آغاز و در هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۵۷ توسط شهبانو فرح دیبا افتتاح گردید. کار ساخت این تالار ۴۵۰ نفره ۶ سال به طول انجامید و طراحی آن به گونه‌ای انجام شد که دومین سِن استاندارد تالار کشور بعد از تهران در گرگان ساخته شود.
    سینما مولن روژ (عصر جدید): سینما مولن روژ در اوایل دهه ۴۰ ساخته شد و متعلق به اوانس آرامانیان بود. پس از مصادرهٔ اموال مالک سینما نام آن به سینما رسالت و سپس عصر جدید تغییر یافت.
    سینما مهتاب: سینما مهتاب، به خاطر عدم مقاومت ریاست اسبق بنیاد شهید (که سینما در تملکش بود) و شهردار سابق گرگان تبدیل به زندان شد. سینما مهتاب پس از تبدیل شدن به زندان و انتقال زندان از گرگان هنوز در تملک اداره کل زندان‌های استان گلستان است.
    سینما بهمن:
    سینما کاپری: سینما کاپری نام سینمایی است که در سال ۴۶ با نمایش فیلم اشک‌ها و لبخندها (آوای موسیقی) در خیابان شالیکوبی گرگان افتتاح شد.
شهر گُرگان دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات مرکز شهرستان گرگان و استان گلستان در جانب شرقی شمال کشور ایران است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اِستَرآباد» یا «اَستراباد» نام داشت.[۶] گرگان قدیمی که به عربی جرجان خوانده می‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار داشته و اینک ویرانه‌های آن در حوالی امام‌زاده یحیی بن زید قرار دارد. نام گرگان (جرجان) نامی تقلیدی از جرجان قدیم برای استرآباد بود.

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ مردم
    ۳ موقعیت
    ۴ مناطق شهرداری
    ۵ نام گذاری
    ۶ گویش
    ۷ استرآباد
        ۷.۱ بافت تاریخی شهر
    ۸ فرهنگ
    ۹ آموزش عالی
    ۱۰ بیمارستان‌ها
    ۱۱ مراکز فرهنگی و هنری
    ۱۲ شهرهای خواهرخوانده
    ۱۳ شخصیت‌ها
    ۱۴ مکان‌های تفریحی
    ۱۵ پانویس
    ۱۶ جستارهای وابسته
    ۱۷ پیوند به بیرون

جغرافیا

گرگان از شهرهای شمالی ایران است، آب و هوای معتدل دارد، هرچند تابستانهای آن نسبتاً گرم و شرجی است. اقلیم منطقه بسیار گوناگون و متنوع است و کوه، جنگل و چمنزار، جلگه و دشت، بیابان و شوره‌زار، دریا و خلیج، رودخانه و تالاب و زمین کشاورزی را شامل می‌شود. شهر گرگان و منطقه پیرامونش که از نیمه سال ۱۳۷۶ خورشیدی به صورت رسمی به استان گلستان موسوم شده از یکم دی ماه ۱۳۱۱ خورشیدی تاکنون به نام گرگان و دشت شهرت داشته است.
مردم

جمعیت این شهر بنابر سرشماری ۱۳۹۰، ۳۲۹٬۵۳۶ نفر بوده است.[۷] اکثریت جمعیت شهر گرگان مردم پارسی‌زبان هستند.[۸][۳][۹][۴][۵] گرگانیها، سادات استرآبادی، مازنی‌ها، بلوچ‌ها، سیستانی‌ها، آذری‌ها، شماری از ترکمنها، گروه کوچکی از مهاجرین قزاق و مهاجرانی از دیگر استانهای کشور همچون سمنان، خراسان و از مردمان ساکن این شهر هستند.

شماری از ترکمن‌ها در دهه‌های اخیر به شهر گرگان مهاجرت کرده‌اند.[۱۰] که جمعیت ترکمن‌ها در شهرستان گرگان (شهر گرگان و بخش‌های مختلف پیرامون) در سال ۱۳۸۳ برابر با ۲۵۱۹ نفر بوده‌است.[۱۱]

شماری از قزاق‌ها در فاصله سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۱ از شوروی به ایران مهاجرت کرده و در شهرهای گنبد، بندرترکمن و گرگان مستقر شدند و در هر سه شهر محل سکونت آن‌ها قزاق‌محله نام گرفت. بعضی از قزاق‌های استان گلستان هنگام تشکیل کشور قزاقستان، در دههٔ ۱۳۷۰ به آن کشور بازگشته‌اند.[۱۲]
موقعیت
Compass rose pale.svg         آق قلا     بندر ترکمن     Compass rose pale.svg
علی‌آباد کتول     شمال     کردکوی
شرق   شهر گرگان    غرب
جنوب
    رشته کوه‌های البرز    
مناطق شهرداری

گرگان دارای دو منطقه شهرداری می‌باشد. شهرداری مرکزی در مرکز شهر گرگان، شهرداری منطقه یک در کوی علیمحمدی و شهرداری منطقه دو در خیابان چاله باغ واقع شده‌اند.
نام گذاری

باور اغلب پژوهشگران بر این است که واژهٔ استرآباد از دو لفظ «استر» و «آباد» تشکیل شده و استر در زبانهای ایرانی به معنای ستاره و آباد (به معنای) «عمارت» است. در زمان زردشت که ایرانیان ستاره‌ها را مظهر نور مقدس می‌دانسته‌اند، این شهر را بنا کرده به این نام، نامیدند.[۱۳]

همچنین نام این شهر را برگرفته از نام استر همسر یهودی خشایارشا می‌دانند.[۱۴] خواجه ابوالحسن بیهقی در تاریخ خود از این شهر به لفظ استارباد(estarbad) یاد کرده است چنانکه نام کتاب معروف دکتر منوچهر ستوده یعنی «از آستارا تا استارباد» برگرفته از همین نوشتار بیهقی است.
زمین‌های کشاورزی در شرق گرگان
کاسه سرامیک با لعاب گرگان. دوره سلجوقی

در زبان پهلوی منطقهٔ گرگان را وُرکان یا یا وِهرکانه و در زبان یونانی هیرکانیا (Hyrcania) و در زبان عربی جُرجان می‌گفتند.[۱۵] گرگان از مهم‌ترین منطقه‌ها در زمینه پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی است. در کتاب مقدس وندیداد اوستا گرگان به عنوان نهمین سرزمین مقدس که اهورامزدا آفریده، ذکر شده است. البته در این نوشتار منظور از نام گرگان همان شهر تاریخی و باستانی جرجان مخروبه است که در نزدیکی گنبدکاووس قرار دارد.

آثار بدست آمده از تورنگ‌تپه (۱۹ کیلومتری شرق گرگان فعلی) و شاه تپه (۱۶ کیلومتری غرب گرگان فعلی) نشان از حضور و توقف انسان در حدود ۵۰۰۰ سال قبل و در دوره نوسنگی دارد.[۱۴]

نخستین کاوش‌ها در حدود سال ۱۸۴۱ (میلادی) در زیر تپه‌ای مصنوعی در نزدیک شهر گرگان انجام شد که خزانهٔ معروف استراباد در آن کشف گردید. کارشناسان برخی از اشیای موجود در آن خزانه را که شباهت بسیار با کشفیات تپه حصار دامغان داشته متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد و (نزدیک به ۵ هزار سال پیش) دانسته‌اند.

در پایان سده ۱۹ در محلی به نام خرگوش‌تپه در نزدیکی گرگان امروز (در قسمت شمال شهر) نیز پژوهش‌هایی انجام شد، و در سال ۱۹۳۱ یک گروه آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا به روستای معروف تورنگ‌تپه در ۲۰ کیلومتری شرق گرگان رفته و به کاوش و بررسی پرداختند و آثاری ارزشمند از تمدن کهن در این منطقه یافتند. ۲ سال پس از این در سال ۱۹۳۳، یک گروه باستان‌شناسی سوئدی به منطقهٔ گرگان آمدند و پس از مطالعهٔ حوزه رودخانه قره‌سو یا سیاه‌آب در شمال گرگان اعلام کردند بیش از ۳۰۰ تپهٔ تاریخی در این منطقه وجود دارد که یکی از آن‌ها شاه‌تپه بزرگ یا اسلام‌تپه است که در ۱۵ کیلومتری شمال غربی گرگان قرار دارد.

در دوره ساسانیان دیوار تدافعی بزرگی در این منطقه به نام دیوار بزرگ گرگان ساخته شد که توسط باستان‌شناسان انگلیسی به مار سرخ شهرت یافته است.[۱۶] این دیوار بزرگ در سده ۵ میلادی تکمیل شد و بیانگر صنعت پیشرفته تدافعی آن دوران است.[۱۷]
گویش

گرگان طی دوره‌های تاریخی بیشتر به عنوان شهرستانی در ایالت پارت به‌شمار می‌آمد و گاه بخشی از تبرستان شمرده می‌شد. شهر گرگان کهن (در نزدیکی گنبد کاووس امروزی) در زمان حملهٔ مغول ویران شد و مرکز منطقهٔ گرگان به شهر استرآباد منتقل شد.[۸] زبان مردم منطقهٔ گرگان در سده‌های گذشته گویشی از ریشهٔ زبان پارتی بود. نمونه‌هایی از گویش قدیم گرگانی در نوشتارهای فرقهٔ حروفیه به‌جا مانده است. در سدهٔ دهم میلادی که منطقه گرگان از مراکز بازرگانی و فرهنگی منطقه شد نفوذ زبان فارسی به‌ویژه از سوی خراسان در گرگان افزایش یافت و در همین سده در شهر گرگان (نزدیک گنبد گاووس امروزی) زبان پارسی جای زبان گرگانی را گرفت.[۸] استرآباد زبان گرگانی را حفظ کرد تا این‌که در دورهٔ بین سده‌های ۱۵ تا پیش از آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی این زبان در این منطقه به‌طور کل منقرض شد و جای خود را در استرآباد و پیرامون نیز به فارسی و در بخشی از گنبد کاووس و ترکمن‌صحرا به ترکمنی داد.[۱۸]

این گویش پارتی بومی گرگان و خراسان هنوز در مناطقی از شمال خراسان چون سنخواست، راز، گیفان، و شوقان رایج است.[۱۹]
استرآباد

استرآباد، نام شهریست تاریخی که در منطقه‌ای که اینک شهر گرگان قرار دارد واقع بوده است. از این شهر امروزه تنها تپه‌ای تاریخی درون شهر گرگان، به نام قلعه خندان که احتمالاً ارگ استرآباد در حدود ۳۰۰۰ سال پیش بوده باقی‌مانده و باقی قسمت‌های شهر در اثر سیلاب‌های مکرر و توسعهٔ گرگان در طول تاریخ به کلی از میان رفته‌است.[۱۴]

تصویری که یکی از سیاحتگران از این منطقه در حدود سالهای ۳۳۵ هجری قمری به دست می‌دهد، گویای آن است که استرآباد و گرگان دو شهر کاملاً مجزا بوده‌اند.[۲۰]

مؤلف کتاب تاریخ طبرستان می‌گوید: مساحت گرگان (جرجان) چهار فرسخ و موطن مرزبانان طبرستان بود. گرگین‌میلاد که در گرگان مقام داشت زیستش میسر نشد، لهذا آن شهر (جرجان) را خراب کرده در موضع معروف بعرق اسیران استرآباد را بنا نهاد و این شهری که الان هست بساخت و به مرور دهور عمارت آن مضاعف گشت.

در این کتاب همچنین آمده‌است که بنای استرآباد را گرگین‌میلاد (بنا) نموده به این معنی که گرگین در سفری به همراهی بیژن به شهر ارمان (رامیان کنونی) برای کشتن گرازها رفت و در ارمان (Erman) از بیژن شجاعتهای فوق‌العاده دید و بر او رشک برده، او را بعذر و مکر در بند مهر منیژه دختر افراسیاب و بالمال به چنگ افراسیاب سلطان توران انداخت، و بیژن بعد با زحمات پیران از قتل جسته در چاه گاه زنجیر و محبوس شد. گرگین‌میلاد به ایران مراجعت نمود و دروغی چند در فقدان بیژن به هم بیاراست، ولی مطلب معلوم شد. گودرزیان خواستند او را به قصاص بیژن بکشند و کیخسرو نگذاشت و گرگین را محبوس ساخت و پس از چندی به شفاعت رستم مستخلص شد و بعد از کوشش‌هایی چند سراغی از بیژن در ترکستان و حبسش فهمیده شد. رستم به لباس تاجران به سفر توران رفت، بیژن را خلاص نموده با منیژه به ایران آورد ولی گرگین همواره از گیو و گودرز بجهت مکر خایف (در هراس) بود.[۱۳]

در زمان قاجار ایران به ۴ ایالت و ۱۲ ولایت تقسیم شده بود و منطقه یا سرزمین استرآباد یکی از آن ولایات بود که به ۸ یا ۷٫۵ بلوک به نام‌های انزان، سدن رستاق، استراّباد، شاهکوین و ساور، دهات ملک، کتول، فندرسک و رامیان، و کوهسار تقسیم شده بود.
سردار رفیع یانسری

هر یک از این بلوک‌ها را یک نایب‌الحکومه زیر نظر حکمران استرآباد، سردار رفیع یانسری که یکی از رجال حاکم در زمان قاجار بود اداره می‌کرد. استرآباد در این زمان پایگاه طایفه قاجار نیز بود و دارای اهمیت مذهبی شد و دارالمؤمنین لقب گرفت. در اوایل سدهٔ بیستم گرگان دارای شمار زیادی مسجد، آرامگاه مذهبی و مدرسه دینی بود. اهمیت استرآباد از لحاظ مرکزیت سیاسی و دینی باعث شد تا پیش از آغاز سدهٔ بیستم زبان گرگانی در آن به‌طور کل منقرض شده و جای خود را به فارسی بدهد.[۸]

تاریخ‌نویس نامدار، مقدسی، می‌گوید که استرآباد شهری است که بیشتر مردمان آن ابریشم‌باف‌اند و در این کار چیره‌دست هستند. دژ آن ویران و خندقش پر شده و جامع آن در بازار است. استخری از آن نام برده و مؤلف حدودالعالم می‌گوید که مردمان این شهر دارای دو زبان هستند. حمدالله مستوفی آن را شهری دانسته که هوایش معتدل و محصولاتش را غلات و انگور و ابریشم می‌داند.[۲۱]

آقا محمدخان قاجار در این شهر زاده شد. حتی خانه تولد وی واولین مکان حکومتی و دولتی وی موجود است. دیوار باروی شهر را نادرشاه افشار ویران کرد و آقا محمد خان بعداً آن را بازسازی نمود. در دوران میرزا تقی خان امیرکبیر، شهر بازسازی شد.[۲۱]

ویرانه‌های شهر اصلی گرگان در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار دارد. در زمان رضا شاه پهلوی نام کهن گرگان را برای شهر استرآباد برگزیدند.[۸]

در ۱۷ فروردین ۱۳۲۳ شهر گرگان دچار زمین‌لرزه سختی شد و بیشتر بناهای آن شکست برداشت.[۲۲] از بناهای شهر قدیم گرگان بنای امامزاده نور واقع در کوی بازار نعلبندان و بنای مسجد گلشن در کوی درب نو و چند تکیه در نقاط مختلف شهر است.[۲۲]
بافت تاریخی شهر

بافت تاریخی گرگان، با مساحتی بالغ بر ۱۵۰ هکتار سومین بافت با ارزش ودارای سبک معماری پس از یزد واصفهان است و وسیع‌ترین بافت تاریخی شمال ایران است. بافت تاریخی این شهر در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسید که محدوده آن منطبق بر محدوده قاجاری شهر استرآباد است.[۲۳]

شهر گرگان (استراباد) در دوران قاجار ۶ محله بزرگ به نام‌های سرپیر، دربنو، سرچشمه، میخچه‌گران، نعلبندان، سبزه‌مشهد و میدان داشت که دارای چندین محله فرعی مثل پاسرو، میرکریم، دوشنبه‌ای، شیرکش، باغشاه، دباغان، شاهزاده قاسم و... بوده‌اند.

این ۶ محله و محلات فرعی هنوز هم به همین نام‌ها وجود دارند و بیشتر مساجد و تمام تکایای قدیمی و زیارتگاه‌ها و مکان‌های مذهبی شهر نیز در همین محلات قرار دارند که امروز بافت قدیم و معماری سنتی و تاریخی این شهر و بخش عمده‌ای از میراث فرهنگی این دیار را تشکیل می‌دهند، همچنین قزاق‌محله که محل سکونت قزاق‌هاست جزو محله‌های قدیمی گرگان به‌شمار می‌آید.

بافت قدیم گرگان متشکل از پنج دروازه بوده‌است که این دروازه‌ها (محل تقاطع راههای مختلف بوده‌اند) می‌توانند علل و شیوه رشد شهر را نشان دهند، پنج دروازه شهر عبارت بودند از دروازه شرقی بطرف بسطام و خراسان، دروازه فوجرد یا سبزه مشهد که به طرف گرگان قدیم می‌رفته‌است، دروازه جنوبی بنام چهل دختران که بطرف کوهستان می‌رفته و دروازه مازندران و دروازه دنکوان که در دروازه پنجم رفت‌وآمدی صورت نمی‌گرفته‌است. بافت قدیم گرگان را مجموعه‌ای از محلات مسکونی و مراکز محلات تشکیل می‌دهد سیر تحول آنچه که در حال حاضر بافت گرگان نامیده می‌شود، حاکی از تجمع اولیه سه محله اصلی سبزه مشهد، میدان و نعلبندان می‌باشد که بتدریج و تا به امروز در جهات مختلف بخصوص شرق و جنوب شرقی گسترش یافته‌اند. در هر سمت شهر محله شرقی کنار دروازه خراسان بوده‌است که هر سه محله با راه اصلی بهم متصل می‌شوند. بازار اصلی در محله شرقی بر مرکزیت آن محل می‌افزوده‌است (در گذر دوشنبه‌ای واقع در محله غربی و گذر چهارشنبه‌ای واقع درمحله شمالی احتمالاً بازارهای هفتگی وجود داشته‌است).

شکل گیری و تجمع فضاهای مسکونی در بافت قدیم گرگان تحت عنوان یک محله با نام مشخص بیانگر علل و عواملی می‌باشد بعضی از این محلات در روند تجمع افراد یک صنف شکل گرفته‌اند مانند محله نعلبندان و یا دباغان، بخش دیگری از محلات بخاطر همجواری باعناصر و فضاهای خاص نام آن را به خود گرفته‌اند مانند محله میدان یا سرچشمه.

محله اصلی سبزه مشهد که در شمال و کنار دروازه گرگان قدیم قرار داشت شامل محلات فرعی تر: سرچشمه، سرپیر، چهارشنبه‌ای و دباغان می‌باشد این محله به دلیل بوجود مظهر قنات در محدوده آن تامین کننده آب ساکنین شهر بوده‌است عناصر مشخصی که در مرکز و محدوه این محله قرار دارند شامل: امامزاده نور، مصلی و چند تکیه می‌باشد.

محله اصلی میدان که در غرب وکنار دروازه مازندران قرار داشته‌است شامل محلات فرعی تر: دربنو، میر کریم، دوشنبه‌ای و دوچنار می‌باشد (محله دوچنار در حال حاضر وجود ندارد) در محله میدان یکی دیگر از بازارهای اصلی شهر وجود داشته‌است که با احداث خیابانهای جدید بخشی از آن از بین رفته‌است و بخشی دیگر ان بصورت بازارچه‌ای فعال بکار خود ادامه می‌دهد. محله اصلی نعلبندان که در شرق شهر و کنار دروازه خراسان قرار داشت شامل محلات فرعی تر: میخچه گران، پاسرو، باغشاه و شیرکش می‌باشد قدمت دو محله باغشاه و شیرکش به اواخر دوره قاجار می‌رسد. بازار اصلی و مسجد جامع شهر در این محله قرار داشته و دارند.

هر کدام از محلات نام‌برده بالا علاوه بر بازار و بازارچه دارای مسجد یا تکیه، حمام، مدرسه و آب انبار اختصاصی نیز بوده‌اند که کم و بیش تا امروز شکل خود را حفظ کرده‌اند و به نظر می‌رسد که محله میدان قدیمی تر و مربوط به زمانهای اولیه شکل گیری شهر باشد که بعد دو محله شمال و شمال شرقی در کنار آن بوجود آمده‌اند که باعث شده شهر بطرف شمال و شمال شرقی رشد کند ولی از طرف غرب به خاطر وجود خندق و بارو و از طرف جنوب بعلت وجود کوهها و جنگلها رشد کمتری داشته‌است. این رشد باعث ایجاد محلات فرعی تر (شیرکش، پاسرو و میخچه‌گران در شرق و جنوب شرقی و محلات چهارشنبه‌ای، سرپیر، دباغان در شمال شرقی و بلیس محله در شرق) شد و ادغام کلیه محلات با هم بافت قدیم گرگان را تشکیل می‌دهد.

رشد اولی شهر در محدوده برج و باروی آن بود اما از سال ۱۲۹۰ به بعد رشد شهر بیشتر معطوف به جنوب و شرق شد و از سال ۱۳۱۷ به بعد نیز رشد شهر مجدداً در همان قسمت شرق و جنوب شرقی انجام شد اما در دهه ۱۳۴۰و ۱۳۵۰ روند رشد شهر تغییر نمود و شهر بصورت پراکنده و در تمام جبهه‌ها گسترش یافت که بیشتر در امتداد خیابانها ایجاد شده بود. در دهه اخیر نیز شهر این الگوی رشد پراکنده در همه جهات را دنبال کرده که بیشتر در جهات شمال شرقی و جنوب بوده‌است و بعلت وجود زمینهای مرغوب کشاورزی در شمال و باغات و جنگلها در جنوب رشد نامناسبی را ایجاد نموده‌است.

در روزگار دودمان پهلوی نخستین خیابان مدرن شهر با نام خیابان پهلوی (امام خمینی فعلی) ساخته شد که با ایجاد آن محلات استراباد به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شدند.[۲۴]

بافت تاریخی گرگان، منحصر به فردترین بافت تاریخی شمال ایران در ۲۴ شهریور ماه سال ۱۳۱۰ ش به عنوان چهل و یکمین اثر تاریخی ایران در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

یک سال پس از این، یعنی در سال ۱۳۱۱ ش به دستور رضاشاه ساخت دو خیابان شرقی-غربی یعنی شاهرود (بهشتی کنونی) و پهلوی (امام خمینی کنونی) و شمالی-جنوبی یعنی پهلوی‌دژ (شهدا) و کاخ (پاسداران کنونی) آغاز شد و در سال ۱۳۱۷ ش به پایان رسید.[۲۵]

زمین‌لرزه شدید و معروف فروردین ۱۳۲۳ آسیب چندانی به بافت وارد نیاورد، اما دوباره در سال‌های ۱۳۳۳و۱۳۳۴ احداث خیابان سرخواجه و در سال ۱۳۳۹ ش احداث خیابان فرح (مجاهدین بعدی شهید رجایی کنونی) آسیب‌های زیادی به بار آورد.[۲۶]

با احداث این خیابان‌ها عناصر مهمی از بافت تاریخی گرگان از جمله مرکز محله پاسرو، مرکز محله میدان عباسعلی، مرکز محله دباغان، عمارت حاجی ظهیرالدوله، کاروانسرای امین الضرب، باغ پورناصر، مظهر قنات سرخواجه، و مسجد کتیبه و ... از بین رفتند البته آنچه که در آن زمان به جای این بافت قدیم ساخته شد دارای ارزش معماری بود.[۲۷]

بخش بزرگی از بافت تاریخی شهر گرگان در دوران جمهوری اسلامی با تخریب وسیع و نابودی روبه‌رو شد.[۲۳] و چند خانه قدیمی بالای ۱۵۰ سال قدمت که در اختیار میراث فرهنگی هم بود تخریب شده‌است. خانهٔ قدیمی، بزرگ، تو در تو و شاید بی نظیر خاندان باقری و چند خانهٔ مشابه دیگر همچون خانهٔ تقوی به طرز زیبا و چشم نوازی، مرمت و نوسازی شده یا در حال انجام است.

بخش دیگری از بافت کهن این شهر با گستردگی نزدیک به ۱۶۲ هکتار منطبق بر حصار قاجاری استرآباد و بخش دیگر شامل چند پاره از شهر در محله امام رضا (ع)، بخشی از غرب فلکه سرخواجه، قزاق‌محله، محله سجادیه و فردوسی نیز قرار است در این دوره تخریب شود.[۲۸]
فرهنگ
کاسه سرامیک گرگان، قرن ۱۳ میلادی

با ورود اسلام و در سده‌های آغازین آن، ایالت طبرستان جایگاه ارزشمندی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی داشت. شهرهای جرجان و استراباد از این ایالت مهد دانشمندان بزرگ آن دوران بود.

عنصرالمعالی کیکاوس (از واپسین امیران آل زیار و نگارنده کتاب قابوس‌نامه) و عبدالقاهر جرجانی (صاحب تألیفات در صرف و نحو و معانی و بیان عربی) در تحول ادبیات فارسی و عربی نقش مهمی داشتند. قابوسنامه را مجموعه تمدن اسلام پیش از مغول نام نهاده‌اند.

در دانش پزشکی نیز این منطقه سهم عمده‌ای در جهان اسلام داشته است. ابوسهل مسیحی و سیداسماعیل (حکیم) جرجانی (نویسنده دائرةالمعارف ذخیرهٔ خوارزمشاهی) از این سرزمین بوده‌اند. میرداماد و میرفندرسکی نیز از این منطقه برخاسته‌اند.[۲۹]

نخستین چاپخانه سربی در گرگان در ۱۳۰۷ تأسیس شد. هم‌اکنون هفته‌نامه‌های گلشن مهر، گلستان نو، همزیستی، سلیم، حریف، صحرا، ماهنامه خودآزما، مختومقلی فراغی و یاپراق در گرگان منتشر می‌شوند.[۳۰]

نخستین کتابخانه‌های این منطقه متعلق به سده ۱۱ قمری است. کتابخانهٔ استرآباد در دورهٔ صفوی (سده ۱۱) کتابخانه حسین اردبیلی‌نژاد استرآبادی نام داشته‌است. در دوره قاجار هم در برخی مدارس و خانه‌های برخی از فضلا و ادیبان کتابخانه‌هایی وجود داشته‌است.[۳۰]

نخستین کتابخانه عمومی شهر گرگان در ۱۳۳۹ و با هزینهٔ شهرداری شکل گرفت و در عمل از ۱۳۴۵-۱۳۴۶ با ۹۵۲ جلد کتاب، کار خود را آغاز کرد. این کتابخانه در ۱۳۵۸ به ساختمان کاخ موزه کنونی و سپس به ساختمان فعلی در پارک شهر منتقل و کتابخانه عمومی شماره یک گرگان نامیده شد.[۳۱]
آموزش عالی

فهرست برخی از مراکز آموزش عالی شهر گرگان
نام     نوع
دانشگاه علوم پزشکی گرگان     دولتی
دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان     دولتی
دانشگاه آزاد اسلامی گرگان     آزاد
دانشگاه علوم تحقیقات گلستان     آزاد
دانشکده پسران فنی شهید چمران     دولتی
دانشکده دختران مائده گرگان     دولتی
دانشگاه گلستان     دولتی
دانشگاه پیام‌نور مرکز گرگان     پیام‌نور
موسسه آموزش عالی میرداماد     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی حکیم جرجانی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی لامعی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی بهاران     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی هیرکانیا     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی ساعی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی استر آباد     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی فخرالدین اسعد گرگانی     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی گلستان     غیرانتفاعی
موسسه آموزش عالی لقمان حکیم گلستان     غیرانتفاعی
بیمارستان‌ها

فهرست برخی از مراکز درمانی شهر گرگان
نام     نوع
بیمارستان ۵ آذر     دولتی
بیمارستان شهید صیاد شیرازی     دولتی
بیمارستان کودکان طالقانی     دولتی
بیمارستان و زایشگاه دزیانی     دولتی
بیمارستان حکیم جرجانی (تأمین اجتماعی)     دولتی
بیمارستان ۵۶۰     ارتش
بیمارستان و زایشگاه فلسفی     خصوصی
بیمارستان و زایشگاه مسعود     خصوصی
بیمارستان دکتر موسوی     خصوصی
بیمارستان سوانح سوختگی     در دست احداث
بیمارستان آیت‌الله طاهری     در دست احداث
مراکز فرهنگی و هنری

    تالار فخرالدین اسعد گرگانی: ساخت تالار فخرالدین اسعد گرگانی شهرستان گرگان در سال ۱۳۵۱ آغاز و در هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۵۷ توسط شهبانو فرح دیبا افتتاح گردید. کار ساخت این تالار ۴۵۰ نفره ۶ سال به طول انجامید و طراحی آن به گونه‌ای انجام شد که دومین سِن استاندارد تالار کشور بعد از تهران در گرگان ساخته شود.
    سینما مولن روژ (عصر جدید): سینما مولن روژ در اوایل دهه ۴۰ ساخته شد و متعلق به اوانس آرامانیان بود. پس از مصادرهٔ اموال مالک سینما نام آن به سینما رسالت و سپس عصر جدید تغییر یافت.
    سینما مهتاب: سینما مهتاب، به خاطر عدم مقاومت ریاست اسبق بنیاد شهید (که سینما در تملکش بود) و شهردار سابق گرگان تبدیل به زندان شد. سینما مهتاب پس از تبدیل شدن به زندان و انتقال زندان از گرگان هنوز در تملک اداره کل زندان‌های استان گلستان است.
    سینما بهمن:
    سینما کاپری: سینما کاپری نام سینمایی است که در سال ۴۶ با نمایش فیلم اشک‌ها و لبخندها (آوای موسیقی) در خیابان شالیکوبی گرگان افتتاح شد.

سحابی استرآبادی

حسن بن‌محمد سحابی استرآبادی شوشتری نجفی (درگذشتهٔ ۱۰۱۰ هجری قمری) شاعر پارسی‌گوی سدهٔ دهم و یازدهم قمری است. نیاکان وی از گرگان بودند و وی در شوشتر به دنیا آمد. در اواخر عمر راه عزلت پیشه گرفت و در نجف جاروکش حرم امیرالمؤمنین علی (ع) شد. از این رو به نسبت های استرآبادی، شوشتری، نجفی مشهور است.[۱]

دیوان غزلیات او تاکنون دو بار در ایران تصحیح شده‌است:

    ح. ی. جواهری، مشهد: چاپخانه طوس، ۱۳۴۸.[۲]
    اکبر بهداروند، تهران: انتشارات زوار، ۱۳۸۸.

شوشتر

شوشتَر از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهر در دامنه کوه‌های زاگرس قرار دارد. لقب این شهر از قدیم دارالمؤمنین (شهر مؤمنان) بوده است[۲]

محتویات

    ۱ طبیعت و جغرافیا
        ۱.۱ تقسیمات کشوری
        ۱.۲ محله‌ها
        ۱.۳ رودخانه‌ها
        ۱.۴ منابع و معادن
        ۱.۵ آب و هوا
    ۲ وجه تسمیه
    ۳ مرکزیت استان خوزستان
    ۴ ثبت آثار باستانی در میراث جهانی یونسکو
    ۵ ایستگاه راه آهن شوشتر
    ۶ پیشینه تاریخی
        ۶.۱ تاریخچه شهرنشینی
    ۷ وصف شوشتر در سفرنامه های سیاحان
    ۸ زبان
    ۹ موسیقی سنتی شوشتری
    ۱۰ ساختار شهری
        ۱۰.۱ مراکز آموزش عالی
        ۱۰.۲ مراکز درمانی
        ۱۰.۳ مراکز اقامتی
        ۱۰.۴ پارک ها
        ۱۰.۵ ورزشگاه ها
    ۱۱ جاذبه‌های گردشگری
        ۱۱.۱ معماری
        ۱۱.۲ مکان‌های مذهبی
        ۱۱.۳ صنایع دستی
        ۱۱.۴ مکانهای دیدنی شوشتر
        ۱۱.۵ مشاهیر شوشتری
    ۱۲ نگارخانه
    ۱۳ پانویس
    ۱۴ منابع
    ۱۵ پیوند به بیرون

طبیعت و جغرافیا
رودخانه دست کند گرگر در میانه شهر

شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت آن 191 هزار نفر است(سرشماری سال 1390) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوههای زاگرس، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شهرستان شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر شوشتر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.
تقسیمات کشوری

شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شعیبیه، به مرکزیت گوریه‌است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز، دزفول، گتوند، هفتکل، مسجد سلیمان و شوش هم‌مرز می‌باشد.
Compass rose pale.svg     لالی     گتوند     دزفول     Compass rose pale.svg
مسجدسلیمان     شمال     شوش
شرق   شوشتر    غرب
جنوب
هفتکل     اهواز     اهواز وشوش
محله‌ها

شهر شوشتر توسط شاخه‌های مختلف رودخانه کارون به سه منطقه بافت قدیم، بُلِیتی، و مناطق جدید شمال غربی شهر تقسیم شده‌است. منطقه بُلِیتی در شرق شاخه گرگر واقع شده‌است. مناطق جدید شمال غربی شهر در شمال شاخه شطیط واقع شده و شامل مناطقی چون شوشترنو، فرهنگ شهر، مهرشهر و کوی نیرو می‌باشند. بافت قدیم که همچون جزیره‌ای در میان شاخه‌های گرگر، شطیط، داریون و رَقَت قرار دارد، در دوران گذشته به چهارده محله تقسیم می‌شده که محله‌های شرقی به نام حیدرخانه یا کهواز و محله‌های غربی به نام نعمت خانه یا موگِهی نامیده می‌شده‌اند.
رودخانه‌ها

شوشتر موقعیت ویژه‌ای در جلگه خوزستان دارد و رودخانه‌های بزرگ کارون و دز از این شهرستان عبور می کنند. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور می‌کند و مرز شوشتر را با شوش می‌سازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوههای زاگرس، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده و از تنگه‌ای بین کوههای فدلک و کوشکک می گذرد و به طور کامل در جلگه خوزستان جاری می‌شود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد می‌کند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم می‌شود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان می‌دهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق می‌شده و به خلیج فارس می‌ریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون باز می‌گردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور می‌کند در بالادست سد شادروان شاخه‌ای از آن جدا می‌شود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیره‌ای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کرده‌اند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بندقیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق می‌شوند و در همانجا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را می‌سازند و به‌طرف اهواز حرکت می‌کند.

آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور می‌کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می‌دهد و و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» در جنوب شوشتر مجدداً به هم پیوند می‌خورد. بسیاری از تأسیسات آبی باستانی همچون: آسیابها، کانالها، پل بندها، و آبشارها در مسیر شاخه های گرگر و شطیط ساخته شده اند. این آثار در سال 2009 به صورت یکجا با عنوان سازه های آبی شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران به ثبت میراث جهانی یونسکو رسیده‌اند.[۳]
منابع و معادن

شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی بصورت بیشه نیز در میان شاخه‌های مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال ۷۴ جنگلها و مراتع شوشتر ۱۷۵هزار هکتار بوده‌است.
آب و هوا

شوشتر همانند اغلب شهرهای خوزستان دارای تابستانهای گرم و زمستانهای معتدل مدیترانه ای است. میانگین دمای سالیانه ۲۷٫۲ درجه سانتیگراد می‌باشد. متوسط بارندگی سالیانه در شوشتر ۳۲۲ میلیمتر محاسبه شده‌است.
[نهفتن]وضعیت آب‌وهوای شوشتر
ماه     ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر     سال
میانگین بالاترین‌ها ‎°C (°F)‎     ۱۷     ۱۹     ۲۲     ۲۸     ۳۴     ۳۸     ۴۰     ۴۰     ۳۶     ۳۰     ۲۳     ۱۸     ۳۳
میانگین روزانه ‎°C (°F)‎     ۱۳     ۱۶     ۱۹     ۲۵     ۳۱     ۳۶     ۳۸     ۳۷     ۳۴     ۲۸     ۲۰     ۱۴     ۲۷
میانگین پایین‌ترین‌ها ‎°C (°F)‎     ۸     ۹     ۱۵     ۲۰     ۲۷     ۳۲     ۳۴     ۳۳     ۳۰     ۱۸     ۱۷     ۱۰     ۲۶
ساعات آفتابی     ۱۲۹     ۱۵۹     ۱۹۲     ۲۱۹     ۲۶۵     ۳۲۱     ۳۲۳     ۳۱۶     ۲۹۱     ۲۳۲     ۱۶۲     ۱۳۳     ۲۷۴۲
منبع: شرکت مهندسین مشاور دزآب. گزارش زیست محیطی فاضلاب شوشتر (بر مبنای آمار ایستگاه هواشناسی سینوپتیک شوشتر در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۸)
وجه تسمیه

بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.

مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:

    دروازه ماپاریان
    دروازه دسبول
    دروازه آدینه
    دروازه لشکر
    دروازه مقام علی
    دروازه گرگر

بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند ماخوذ گردیده‌است.

در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:

    شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
    زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
    شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
    برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند

مرکزیت استان خوزستان

شوشتر از زمان ساسانیان تا ابتدای پهلوی در اغلب دوره‌های تاریخی مرکز استان خوزستان بوده‌است. در سال ۱۳۰۳ شمسی، در پی شیوع بیماری وبا، به دستور رضاشاه پهلوی، مرکز استان خوزستان (استان ششم) از شوشتر به ناصری (اهواز) منتقل گردید.[۴] اداره معارف آخرین اداره دولتی خوزستان بود که در سال ۱۳۰۳ از شوشتر به اهواز منقل شد.
ثبت آثار باستانی در میراث جهانی یونسکو
آبشارها و آسیابهای آبی شوشتر

آثار باستانی زیر در نشست سالانه کمیته میراث جهانی یونسکو در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹ (۵ تیرماه ۱۳۸۸) در شهر سویل اسپانیا، با احراز معیارهای ۱، ۲ و ۵ با عنوان نظام آبی تاریخی شوشتر بصورت یکجا به عنوان دهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت رسیده‌اند[۵]
پل شادروان

    بند میزان
    برج کلاه فرنگی
    رودخانه دست کند گرگر
    پل بند گرگر
    مجموعه آبشارها و آسیابهای آبی
    بند برج عیار و نیایشگاه صابئین
    بند ماهی بازان شوشتر (بند خداآفرین)
    قلعه سلاسل
    نهر داریون
    پل بند شادروان
    بند خاک
    پل بند لشکر و پل شاه علی
    بند شرابدار

ایستگاه راه آهن شوشتر
ایستگاه راه آهن شوشتر

ایستگاه راه آهن شوشتر و خط راه آهن شوشتر-هفت تپه به طول۶۰کیلومتر در تاریخ پنجم خرداد ماه ۱۳۹۲ با حضور وزیر راه و شهرسازی و جمعی از مسولان استانی به دست نماینده ولی فقیه در خوزستان افتتاح شد.اعتبار این پروژه۲۹میلیارد تومان اعلام شده است.راه آهن شوشتر روزانه در مسیرهای مشهد و تهران جابجایی دارد.
پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. عیلام شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده عیلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن عیلامی باشد. و ظاهراً هیدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است(گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و عیلامی شهر در جایگاهی که هماکنون دستوا نام دارد بوده باشد(محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد.
تاریخچه شهرنشینی
آبشارها و آسیابهای آبی شوشتر

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.» [۶]

برخی مورخان گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بنایان نهاد، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پر آب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به غایت زیبا و عظیم بنا کنند.[۷] در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است. متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که والرین امپراطور روم (معروف به قیصر روم) را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آنها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانالهای بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است. با ورود اسلام، سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه‌ای طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند.

در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود. در پایان قاجاریه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست می‌دهد. متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت خوزستان به اهواز منتقل می‌گردد و با کشف نفت در خوزستان، توجه حکومت پهلوی معطوف به آبادان، مسجدسلیمان و اهواز می‌گردد و دیگر شهرهای خوزستان از روند توسعه باز می‌مانند و همواره در یک قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفی می‌رود. در دهه ۵۰ با ایجاد شرکت کشت و صنعت کارون (بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه) فصل جدیدی برای توسعه یافتن شوشتر آغاز می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در طول جنگ تحمیلی، شوشتر از حملات هوایی دشمن در امان نمی‌ماند. اما نسبت به شهرهایی چون دزفول و اهواز دارای امنیت بهتری بوده و همین امر باعث می‌شد تا بسیاری از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه بیاورند.

در سفرنامه‌های بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و "نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده‌است که هر محله را خانی اداره میکرده‌است.
وصف شوشتر در سفرنامه های سیاحان

یکی از سیاحان معروفی که از شوشتر دستکم دو باز بازدید کرده است ابن بطوطه است او از دیدنی های شوشتر شگفت زده شده و علمای آنجا را جزو بزرگترین دانشمندان نامیده است.ابن بطوطه در سفرنامه ابن بطوطه همانند ابن خلدون از فرهنگ و شهریگری سرزمین فارس یا ایران با عظمت یاد کرده و حتی در تبریز و شوشتر دانشمندانی را ملاقات نموده که بر تمام دانشها چیره بوده‌اند او همچنین اشاره می‌کند که در شیراز زنان اجتماعات داشتند و در امور اجتماع همکاری داشتند.
زبان

مردم شوشتر به گویش شوشتری که از گویش‌های زبان فارسی میباشد صحبت میکنند.همچنین گویش بختیاری نیز رایج میباشد.
موسیقی سنتی شوشتری

گوشه شوشتری یا مایه شوشتری در موسیقی ایرانی گوشه ای شناخته شده است. شوشتری گوشه‌ای است از دستگاه همایون. از همایون دو گوشه مشتق می‌شوند: یکی گوشه شوشتری و دیگری اصفهانی. شوشتر بر روی تمام دستگاه‌های موسیقی ایران آهنگهای محلی دارد و برای هر کدام از دستگاه‌های موسیقی ایران یک ردیف محلی در شوشتر اجرا می‌شود. برای نمونه ردیف دستگاه شور بدین قرار است: دشتی، درفیلی، نظامی، بختک یا کمری، غم انگیز، قره العین، نورالعین، دشتستانی، مکوندی و دشتی راستا. خود مایه شوشتری را، اگر شوشتریها بخوانند اصل آهنگ است، زیرا همان مایه شوشتری با اشعار محلی خوانده می‌شود و گیراتر است. بر هر دستگاه موسیقی ایران، شوشتر یک ردیف محلی موافق همان دستگاه را دارد، جز آذربایجان، به ویژه تبریز. گمان نمی‌رود در هیچ یک از شهرهای ایران روی دستگاه‌های موسیقی ایران این قدر ردیف محلی داشته باشند. در هر شهری تنها بر روی یک یا دو دستگاه از موسیقی ایران ردیف محلی دارند، یعنی آواز محلی را موافق یک یا دو دستگاه می‌خوانند، اما در شوشتر موافق همه دستگاه‌ها آهنگ محلی دارند. اغلب باغبانها، بافنده‌ها، معمارها و بیشتر مردم در شوشتر، موسیقی را خوب می‌دانند و محلی خوب می‌خوانند.

چند قطعهٔ شوشتری : بیا تا گل برافشانیم ساختهٔ حسین علیزاده و با آواز علیرضا افتخاری، کاست راز و نیاز باد صبا : ساختهٔ حسام السلطنه ( در دیوان عارف به او هم نسبت داده شده ) با شعری از ملک الشعرای بهار، با آواز محمدرضا شجریان به زندان : اثر معروف صبا، که با تنظیم استاد حسین دهلوی و ویلن ارسلان کامکار اجرا شده
ساختار شهری
مراکز آموزش عالی
نمایی از دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد شوشتر

    دانشکده هنر شوشتر (زیر مجموعه دانشگاه شهید چمران اهواز)
    دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع شوشتر (دارای دو زیرمجموعه به نام واحد شوش و واحد گتوند)
    دانشگاه آزاد اسلامی واحد سما شوشتر
    دانشکده علوم قضایی
    دانشکده علوم پزشکی شوشتر (زیر مجموعه دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز)
    دانشگاه پیام نور واحد شوشتر
    مرکز آموزش علمی و کاربردی آذین شوشتر

مراکز درمانی

    بیمارستان خاتم‌الانبیا شوشتر
    بیمارستان الهادی شوشتر
    بیمارستان شهدا شوشتر

مرکز شهر
مراکز اقامتی

    هتل جهانگردی شوشتر
    هتل سنتی شوشتر
    هتل فرهنگیان
    مهمانپذیر شوشتر

پارک ها

    شهربازی و پارک بعثت
    پارک داریون
    پارک هرمزان
    پارک سیکا
    پارک شهید خدری
    پارک شهید مطهری
    پارک ساحلی شهید همت پور

ورزشگاه ها

    ورزشگاه تختی

جاذبه‌های گردشگری
صنایع دستی شوشتر

شوشتر از در دوران پیش از اسلام تا کنون رونق فراوانی داشته و از دوران ساسانی تا ابتدای پهلوی در اغلب زمانها مرکز ایالت خوزستان بوده است. از مهم‌ترین دیدنی‌های این شهر ۱۴ سازه آبی تاریخی می‌باشند که در سازمان جهانی یونسکو ثبت شده‌اند. به علاوه در این شهر تعداد زیادی آرامگاه متبرکه و چند امامزاده وجود دارد، به همین دلیل شوشتر با نام «شهرِ چهل پیر» نیز شناخته می‌شود. طبیعت شوشتر بخصوص در اسفندماه و فصل بهار مورد توجه گردشگران است. بیش از نیمی از آثار ملی ثبت شده در استان خوزستان در شوشتر قرار دارد و طبق اعلام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان، در چند سال اخیر شوشتر بیشترین جلب گردشگر را نسبت به سایر شهرهای این استان دارا بوده‌است..[۸]
معماری

شوشتر معماری و بافت شهری سنتی خاصی دارد. بافت سنتی معماری این شهر متراکم و فشرده‌است. کوچه‌های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ همگی با گذر از «ساباط»ها یا سایه بان‌ها به میدانچه‌های اصلی شهر ختم می‌شوند. ساباط‌ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه‌ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می‌آورده‌است. گذرگاه‌های باریک با پیچ و شکستگیهای مختلف علاوه بر آنکه راه‌حلی برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه‌ها و دهلیز و خانه‌ها بوده‌اند، محلات مختلف شهر را به دروازه‌ها و مدخلهای ورودی شهر مرتبط می‌ساخته‌اند. بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان «خوون چینی» بر سر در بناها، جلوه‌های خوشایندی را در معماری این منطقه ایجاد کرده‌است. به طور کلی، شکل و ترکیب شوشتر تابع تناسب زمین، موقعیت صخره‌ها و پستی و بلندیهای خاک و جریان رودخانه هاست. به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی‌شود ایجاد کرده‌است. در شوشتر از لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه‌ای دیده می شود.
مکان‌های مذهبی

یکی از دیدنی‌های مذهبی این شهر، مسجد جامع شوشتر می‌باشد که از کتیبه‌های آن چنین استنباط می‌شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده‌است. این مسجد با ۵۴ ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبریها، کنده کاریها، و مناره‌ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده‌است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته‌هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه‌ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی‌ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می‌رود. قابل ذکر است او یکی از سران سپاه اعراب بود که هنگام جنگ شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد.

فهرست برخی از آرامگاه‌های شوشتر:

    آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر
    مقام صاحب الزمان(عج) شوشتر
    مقام حضرت عباس شوشتر
    مرقد علامه شیخ شوشتری
    آرامگاه براءبن مالک انصاری
    آرامگاه سید محمد بازار شوشتر
    آرامگاه سید محمد ماهرو شوشتر
    آرامگاه سید محمد گلابی شوشتر
    آرامگاه شعیب نبی شوشتر

صنایع دستی

صنایع دستی گوناگون بویژه انواع صنایع بافندگی از دیرباز در شوشتر مرسوم و مشهور بوده است. دیبای شوشتری و پرند شوشتری از مشهورترین بافته های صنعتگران شوشتری به شمار می روند. از مهمترین صنایع دستی مرسوم در شوشتر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    پارچه بافی
    ابریشم بافی
    کپو بافی
    جاجیم بافی
    معرق ساقه گندم
    فلز کاری

مکانهای دیدنی شوشتر
Shushtar abshar night.JPG

تاریخی:

    مجموعه آبشارهای شوشتر
    مسجد جامع شوشتر
    پل و سد شادروان شوشتر
    قلعه سلاسل
    بند میزان
    رودخانه دست کند گرگر
    دخمه‌های زرتشتی شوشتر
    کاروانسراهای شوشتر
    چشمه سوزنگر
    توکمری
    تو عاشقون
    بافت قدیم شوشتر
    بند ماهی بازان شوشتر
    پل بند لشکر
    بند خاک
    بند برج عیار
    بند شرابدار
    پلهای حاج خدایی باطنی و مستوفی، پل شاه علی

دیدنیهای دیگر:

    بازار سنتی شوشتر
    پل کابلی شوشتر، اولین پل کابلی خاورمیانه و ایران
    پارکهای ساحلی داریون، هرمزان، شهید همت پور، شهید مطهری (پارک کودک) و سیکا
    پارک طبیعت آبشار شوشتر، پارک جنگلی شوشتر
    باغ‌های شوشتر
    شهرک شوشترنو، برنده جایزه جهانی معماری آقاخان در سال ۲۰۰۰
    سواحل رودخانه کارون و شاخه‌های متعددش در شوشتر
    تپه‌های سرسبز و دیدنی جاده شوشتر-[عقیلی] در بهار
    بیشه زارهای موجود در جزایر و سواحل رودخانه‌های کارون و دز
    کوه فدلک
    روستاهای تک تکاب، گرآب و کوه زر

مشاهیر شوشتری

    مرتضی محیط نویسنده و پژوهش گر
    سهل تستری
    سید نورالله حسینی شوشتری
    شیخ جعفر شوشتری
    شیخ شوشتری
    سید نورالدین امام شوشتری محقق و نویسنده
    سید محمدعلی امام شوشتری محقق و نویسنده
    شیخ مهدی شرف الدین شوشتری واعظ و مؤلف کتب دینی
    عبداللطیف موسوی شوشتری سفرنامه‌نویس دوره قاجار
    ابوالعلاء شوشتری شاعر سده ۴ هجری
    شباب شوشتری - شاعر
    سحابی استرآبادی شاعر عهد صفوی

گندزلو

گندزلو نام یکی از طوایف ساکن شهرستان شوشتر است. طایفه گندزلو در اصل یکی از تیره‌های ایل افشار است و لذا ریشه‌ای ترکی دارند ولی مهم ترین بخش این طایفه که در اطراف شوشتر ساکن هستند زبان ترکی را فراموش کرده و به زبان مردم شوشتر سخن می‌گویند.[۱] یکی از اسناد به جا مانده از شاه سلیمان صفوی در پاسخ به یک شکایت از طایفه گندزلو ساکن شوشتر به صراحت بیان می‌دارد که بختیاری‌ها حقی نسبت به ناحیه سکونت گندزلو ندارند.[۲] از معروف ترین سران افشار در خوزستان می‌توان از مهدی قلی سلطان حاکم شوشتر نام برد که در سال ۹۴۶ ه. ق. به سرکشی و غارت پرداخت لذا توسط حکومت مرکزی سرکوب شد. طوایف مختلف افشار در جنوب زاگرس به ویژه کهگیلویه و خوزستان پراکنده بوده‌اند. اسکندر بیگ ترکمان در عالم آرای عباسی به شورش افشارهای شوشتر در سال ۱۰۰۳ ه. ق (دوران شاه عباس اول) و شورش افشارهای کهگیلویه در سال ۱۰۰۵ ه. ق. اشاره کرده‌است. وی در توضیح این شورش‌ها، از دو طایفه گندزلو و ارشلوی افشار نام می‌برد. افشارها از دیرباز در منطقه خوزستان با اعراب کعبی درگیری داشتند. زیستگاه اصلی افشارهای خوزستان دورق (شادگان) بوده‌است که سرانجام پس از سال‌ها درگیری، در دوران پس از مرگ نادرشاه از کعبی‌ها شکست خورده، پراکنده شدند. شماری از آن‌ها به کنگاور و ارومیه رفته و شماری دیگر که از طایفه گندزلو بودند در اطراف شوشتر مسکن گزیدند. خان نشین طایفه گندزلو، ده بلیتی در نزدیکی رود گرگر بوده‌است که اکنون جزو شهر شوشتر است و به محله دروازه شهرت دارد. به گفته احمد کسروی طایفه گندزلو شوشتر تا اوایل سده ۱۴ ش. شکل زندگی ایلی-عشایری خود را حفظ کرده بودند و از نظر آداب و رسوم و شکل زندگی و جامه با شوشتریان تفاوت داشتند. ولی در این دوره زبان ترکی را فراموش کرده همه به گویش شوشتری سخن می‌گفتند. وی ۹ طایفه از طوایف گندزلو را نام برده‌است که از آن میان میرجانی، فیلی، احقانلو، چم کناری را می‌توان نام برد. اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان می‌نویسد: طایفه گندزلو که از طوایف شوشتر است پیش از این در جانکی (از توابع ایذه) تقریباً سه هزار خانوار بودند. ولی حالا ششصد خانوار از آنها باقی است و مابقی متفرق شده‌اند.
دهستان گندزلو

گندزلو سابقاً نام یکی از دهستان‌های شهرستان شوشتر بود که اکنون با ادغام در دو دهستان دیگر با نام شهید مدرس شناخته می‌شود. روستاهای آن در حدود ۱۵ روستاست و ساکنین آن از طایفه گندزلو هستند. محصول روستاهای آن غلات و لبنیات و شغل ساکنان آن زراعت و گله داری است. روستاهای مهم آن درخزینه و بهبید نام دارند. نیز از چم کنار به عنوان یکی دیگر از روستاهای این دهستان می‌توان نام برد. بجز این، بسیاری از گندزلوها نیز در شهر شوشتر و محله دروازه سکونت دارند و تعداد دیگری نیز در اهواز سکونت دارند.

ضمنادرحدود یکصدو بیست سال پیش تیره ای از گندزلوها باکدخدایی ملا نصرالله و تنها فرزند پسرش بنام کایدعلی گندزلو به شهرستان باوی کنونی (ویس)از درخزینه مهاجرت نموده و به کار کشاورزی و دامداری میپردازد.کایدعلی با دو فرزندش بنامهای حاج حسین خان وحسن معروف به (کمبل)توانستند رونق خاصی به منطقه مذکور بدهند.و از ان زمان تابحال صاحب فرزندان و نوه هایی شده اند که متشکل از چندین خانوار میباشند و بعد از پیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی نام خانوادگی خود را از گندزلو به افشاری تغییر دادند و تاکنون درهمان منطقه سکونت دارند.

ایل افشار

افشارها (به ترکی آذربایجانی: Avşarlar)طایفه‌ای از ترک های اغوز هستند که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند.[۳] مراکز اصلی سکونت آنان استانهای فارس، کرمان و خراسان است؛ اما تیره‌هایی از آنان را در استانهای آذربایجان، زنجان، قزوین، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و همدان می‌توان یافت.[۴]

محتویات

    ۱ معرفی
    ۲ افشارها در صحنه تاریخ
        ۲.۱ تیره‌های مستقل ایل افشار
    ۳ فرهنگ و رسوم
        ۳.۱ قالیچه‌های افشار
    ۴ افشارهای ایران
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

معرفی

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان[۲][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰] جزء گروه قومی ترک‌های آذربایجانی هستند[۱۱][۱۲][۱۳]. که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمن‌ها مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. ایل افشار ترک زبانند[۱۴]
افشارها در صحنه تاریخ

افشارها تحت اداره آق‌سنقر اتابکان موصل را تشکیل دادند و اینها در فتح آناطولی نقش مهمی ایفا نمودند. از طرف ملکشاه آق‌سنقر قاسم‌الدوله لقب گرفت و ولایت حلب یافت. عمادالدین زنگی حکومت اتابکان موصل را تشکیل داد(۱۱۴۶_۱۱۲۸) و از طرف خلیفه اقب فاتح گرفت و در جنگهای صلیبی شرکت کرد. پسر و جانشین نورالدین محمود به علم و ادبیات علاقه داشت. شیرکوه (ابوحارث اسدالدین) و صلاح‌الدین ایوبی تحت لوای او بودند و به کمک او حکومت فاطمی را برانداختند(۱۱۷۱). بعد از صلاح‌الدین فرزندش نتوانست قدرت پدر را پیدا کند و در قرن سیزده میلادی تابع مغولها شدند. در نتیجه افشارها به جنوب آناطولی کوچ کردند و به کمک دیگر ترکمنان حکومت خانی قره‌مان را تشکیل دادند.

افشارهای آناطولی بیشتر از احفاد سه خانواده‌اند که از حلب آمده‌اند و عبارتند از:

    قوت بیگلی اوغوللاری
    گؤندؤز اوغوللاری
    کوپک اوغوللاری

تیره‌های مستقل ایل افشار

پورممشالو، پیرمرادلو، آقاجان‌لو، ولی‌پور، قرایی، میرحسینی، فارسی‌مدان، میرجانی، قره‌قویونلو، قره‌گزلو، حمزه‌خانی، برآوردی، عمویی، غنچه‌ا، صادقی، رایینی، شهسواری، جامع‌بزرگی، مرادی، ساوندر، خبری.[۱۵]
فرهنگ و رسوم
قالیچه‌های افشار

از نظر قالی‌بافی، چادر نشینان افشار گره ترکی و روستائیان گره فارسی به کار می‌برند. در واقع اصالت قالیچه‌های کرمان را در کارهای ایلات افشار باید جستجو کرد که نقشه و طرز بافت آنها وجه مشترکی از هنر مردم آذربایجان و کرمان است که به خوبی با هم آمیخته شده‌است.[۱۶]
افشارهای ایران

افشارهای ایران عبارتند از:قره حسنلو ، قره گوزلو ، گندزلو، بکیشلو ،سعیدلو ، قرالرلو ،بدیرلو،عربلو، طرزیلو، شاملو، اصانلو، قاسملو، ایناللو، آراشلو، گؤندؤزلو، تکشلو، کهگیلولو، قرخلو، تکه‌لو و ایمیرلوو ... این طایفه‌ها از قبیله‌های گؤندؤزلو و کؤپک‌لو و افشارهایی که از آسیای میانه آمده‌اند، تشکیل یافته‌است.