اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نادر میرزا

نادر میرزا، فرزند شاهرخ افشار، در جریان دستگیری، شکنجه و مرگ پدرش در زمان آغا محمد خان قاجار، به افغانستان گریخت و تا زمانی که شاه قاجار زنده بود به ایران بازنگشت.

در اوایل سلطنت فتحعلی شاه، که اوضاع ایران آشفته بود، نادر میرزا به خراسان آمد و سپاهیانی گرد آوری کرد و به انتقام خون پدر آماده پیکار شد. ضعف حکومت مرکزی به نادر میرزا فرصت داد تا با استقلال در خراسان حکومت کند. از آنجایی که وی سر سازگاری با حکومت قاجار را داشت، عباس میرزا برادر خود را به عنوان گروگان به تهران فرستاد، اما بزرگان خراسان مانع اتحاد بین قاجارها و نادر میرزا شدند.

فتحعلی شاه سپاهی به سرداری داماد خود به خراسان فرستاد. این سردار مشهد را در محاصره گرفت و کار را بر اهالی تنگ کرد. با وساطت سید محمدمهدی خراسانی، یکی از روحانیون بزرگ مشهد، سپاه شاه دست از محاصره برداشت و با شرطی که اهالی شهر نادر میرزا را دستگیر کنند، به دامغان عقب نشینی کرد. شرط دستگیری نادر میرزا توسط اهالی شهر عملی نشد و محاصره تجدید گردید. نادر میرزا تصمیم گرفت در برابر دشمن مقاومت کند. از این رو، به روایت گرانت واتسن، برای اینکه از عهده مخارج قشون و حراست شهر برآید، با جسارت تمام به صحن حضرت رضا (ع) رفت، ضریح را عقب زد و طلاهای گنبد را برداشت.

این اقدام موجب عصیان مردم متعصب و در گیری آنها با سربازان نادر میرزا شد. شاهزاده گستاخ، روز بعد از حمله به بارگاه امام، با خشونت وارد خانه سید محمدمهدی خراسانی ملقب به شهید رابع. شد و او را که در حال نماز خواندن بود با تبرزین جنگی خود نقش بر زمین کرد. اعمال نادر میرزا باعث شد که مردم دروازه شهر را به روی سپاهیان شاه بگشایند.

نادر میرزا از راه آب عمومی فرار کرد اما در چهار فرسنگی مشهد دستگیرش کردند و با دست و پای به زنجیر کشیده شده، نزد فتحعلی شاه فرستادند. به فرمان شاه، زبانش را از دهانش کندند، دست هایش را از تن جدا کردند و میله سرخ آهن به چشم هایش کشیدند.

بدین ترتیب آخرین مدعی تاج و تخت از سلاله نادر شاه افشار، با چنین سرانجام هولناکی از صحنه حذف شد.

شاهرخ‌میرزا

شاهرُخ‌میرزا یا شاهرخ افشار (۱۱۱۲ تا ۱۱۷۵) چهارمین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود. وی بزرگترین فرزند رضاقلی‌میرزا، ولیعد نادرشاه بود. شاهرخ‌میرزا که از ۱۱۲۷ تا ۱۱۲۹ خورشیدی (۲ سال) بر ایران پادشاهی کرد، جانشین ابراهیم‌شاه بود. همچنین شاهرخ‌میرزا از ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۴ خورشیدی (۱۲۱۰ ق.) فقط حاکم مشهد بود.

پس از قتل نادرشاه در قوچان به سال ۱۱۲۶، عادل‌شاه برادرزادهٔ نادر به تخت پادشاهی نشست. وی تمام فرزندان و بازماندگان نادر - به استثنای شاهرخ - را کشت. عادل‌شاه یکسال حکومت کرد تا اینکه برادرش ابراهیم شاه او را کنار زد. ابراهیم شاه نیز برکنار شد و شاهرخ جوان جای او را گرفت ولی او چندان خوش اقبال نبود چرا که پس از مدتی کوتاه به خاطر شورشی در مشهد دستگیر و نابینا شد ولی دوباره نجات یافت و با حالت کوری تا آغاز حکومت آغا محمدخان قاجار به حکومت محدود و ظاهری خود در مشهد ادامه داد. وی سرانجام به خاطر شکنجه‌های آغا محمدخان که برای فاش کردن جواهرات نادری صورت گرفت، جان سپرد. از فرزندان او نادر میرزا و نصرالله میرزا بودند.

عادل‌شاه

عادل شاه افشار (مرگ ۱۱۲۷) دومین پادشاه دودمان افشاریه ایران بود. وی برادرزاده نادرشاه بود و پس از قتل وی در قوچان، بیشتر فرزندان نادر، از جمله رضاقلی میرزا و نصراللّه میرزا را به قتل رساند. تنها شاهرخ میرزا، فرزند رضاقلی را به قتل نرساند.

عادل‌شاه افشار که از ۱۱۲۶ تا ۱۱۲۷ خورشیدی (۱ سال) پادشاهی کرد، جانشین نادرشاه افشار بود. عادل‌شاه فرزند ابراهیم‌خان ظهیرالدوله (برادر نادر) بود.گفته شده‌است که آقا محمدخان قاجار به دست وی مقطوع النسل شده‌است. عادل شاه زمانی که به قدرت رسید ۲۴ ساله بود. پس از قتل نادر در اعلامیه‌ای که صادر کرد مسئولیت قتل نادر را بر عهده گرفت.

او خزائن نادرشاه را از کلات به مشهد انتقال داد که در حدود پانزده کرور بود (هر کرور ۵۰۰ هزار تومان) و همه را به اطرافیان بخشید.

در این زمان ابراهیم‌خان، برادر وی که در نواحی مرکزی و جنوبی و غربی حکومت می‌کرد، اعلام استقلال کرد و به کمک اصلان خان سردار آذربایجان برای سرکوبی برادرش حرکت کرد.

دو برادر در فاصله میان سلطانیه و زنجان به هم رسیدند، در این نبرد عادل شاه شکست خورد، بسیاری از سپاهیانش به ابراهین خان پیوسته، بقیه متفرق شدند.

عادل شاه به تهران گریخت، اما توسط حاکم محلی تهران دستگیر و به ابراهیم خان تحویل داده، و به دستور ابراهیم خان کور شد.

سرانجام، شاهرخ میرزا، او را به دست زنان حرم سپرد و آنان از فرط خشم قطعه قطعه‌اش کردند.

افشاریان

افشاریان، نام دودمانی ایرانی[۵] (۱۱۶۳-۱۱۴۸ قمری و ۱۷۹۶-۱۷۳۶ میلادی) و اعضای یک سلسله ترک‌تبار[۶] بودند که بر ایران فرمانروایی کردند. بنیادگذار این دودمان نادرشاه افشار بود.

نادرشاه از ایل افشار است، دسته‌ای از ترک‌های اوغوز که در اوایل دوره صفوی برای حفاظت از مرزهای ایران در برابر هجوم ازبک‌ها و ترکمن‌ها از آذربایجان (در شمال غرب ایران و شرق ترکیه کنونی)، به خراسان کوچانده شدند.

محتویات

    ۱ موقعیت ایل افشار در ایران دوره صفوی
    ۲ زندگی شخصی نادر تا سقوط اصفهان
    ۳ صفویان پس از سقوط اصفهان
    ۴ خراسان پس از سقوط اصفهان
    ۵ حکومت مشترک شاه طهماسب دوم با نادر
    ۶ جنگ اول نادر با عثمانی‌ها
    ۷ شورش محمد خان بلوچ در جنوب ایران
    ۸ جنگ دوم نادر با عثمانی‌ها
    ۹ به سلطنت رسیدن نادر
    ۱۰ اقدامات نادر پس از رسیدن سلطنت
    ۱۱ فتح قندهار
    ۱۲ فتح هند
        ۱۲.۱ نبرد کرنال
        ۱۲.۲ کشتار دهلی
    ۱۳ حمله به خیوه
    ۱۴ سوء قصد به جان نادر
    ۱۵ حمله به داغستان
    ۱۶ جنگ سوم نادر با عثمانی‌ها
    ۱۷ شورش‌های اواخر حکومت نادر
        ۱۷.۱ شورش محمد تقی خان شیرازی
        ۱۷.۲ شورش سام میرزا و محمد سرخای لزگی
        ۱۷.۳ شورش‌های دیگر
    ۱۸ قتل نادر
    ۱۹ عادل‌شاه
        ۱۹.۱ پیش از سلطنت
        ۱۹.۲ دوران پادشاهی
    ۲۰ ابراهیم‌شاه
    ۲۱ شاهرخ‌شاه
    ۲۲ ویژگی‌های مهم این دوره
    ۲۳ نگارخانه
    ۲۴ پانویس
    ۲۵ منابع

موقعیت ایل افشار در ایران دوره صفوی

نادرشاه افشار در سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه ارخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.[۷]
زندگی شخصی نادر تا سقوط اصفهان

نادر که موسس سلسله افشاریه است در روز ۱۶ مرداد ۱۰۷۷ خورشیدی (برابر با ۲۸ محرم سال (۱۱۱۰ ه. ق)) در دستگرد درگز به دنیا آمد. او در ده سالگی سوارکاری قابل بود و می‌توانست به تیراندازی، زوبین افکنی و شکار بپردازد. هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکهای خوارزم به اسارت آنها در آمد. بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخته و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ بود به صورت تفنگچی در می‌آید. او پس از مدتی به سمت ایشیک آقاسی باشی در دربار کوچک بابا علی ترقی می‌کند. از مهم ترین دلاوری‌های نادر در نزد بابا علی در جنگ با ترکمانان یموت به سرکردگی شخصی به نام محمد علی روباه بود که سرانجام ترکمانان شکست خوردند و ۱۵۰۰ نفراز افراد محمد علی روباه اسیر شدند. بابا علی پس از این نبرد با ازدواج با مادر بیوه نادر روابط خود را با او تحکیم بخشید و نادر با ازدواج با دختر بابا علی روابط خود را با او نزدیکتر کرد. میوه نخستین وصلت نادر با دختر بابا علی رضاقلی بود؛ همسر نادر پس از پنج سال درگذشت پس از درگذشت او نادر با خواهر او ازدواج کرد از آن صاحب دوفرزند به نام‌های نصرالله و امام قلی شد. ما حصل این نزدیکی‌ها تسلط نادر بر دژ کلات در خراسان در سال (۱۱۳۴ ه. ق) بود.

در این هنگام افغان‌ها غلزایی به رهبری میروویس افغان در قندهار شورش کردند. مقارن شورش افاغنه غلزایی در قندهار، افاغنه ابدالی که دشمنی دیرینه‌ای با غلزائیان داشتند شورش کردند هرات را تصرف کردند. بابا علی نیز در جنگ با ابدالی‌ها کشته شد (۱۱۲۹ ه. ق). پس از بابا علی فرزندش قربان علی به قدرت رسید اما به دلیل بیماری قدرت را به نادر شوهر خواهرش واگذار کرد نادر نیز در زمان قربان علی به رویارویی ترکمانان یکه رفت و آنها را قلع و قمع کرد پس از بازگشت به درگز، برادر خواهرش قربان علی در گذشت. جسد قربان جهت تدفین به مشهد برده شد. در این هنگام از اصفهان صفی قلی خان زیاد اوغلو به عنوان فرمانده و حسن علی خان به عنوان حاکم به سوی درگز روانه شدند. حمله شیر قاضی خان حاکم خیوه که نقشه سرکوبی ابدالی‌های افغان را به هم ریخته بود ابتدا توسط صفی قلی خان زیاد اوغلو و نادر دفع شد ولی اما ابدالیان سرسخت و رعب انگیز تر از ازبک‌ها نشان می‌دادند قزلباش‌ها را در کافر قلعه شکست دادند.
صفویان پس از سقوط اصفهان

پس از مرگ میرویس محمود افغان قدرت را در دست گرفت علیه حکومت مرکزی یاغی شد و از راه کویر اصفهان را تصرف کرد. با سقوط اصفهان و قتل شاه سلطان حسین، پسر او به نام شاه تهماسب دوم صفوی که از اصفهان به قزوین گریخته بود خود را پادشاه ایران خواند(۱۱۳۵ ه. ق) سپس از آنجا به سوی آذربایجان رفت تا با ابراهیم پاشا حاکم عثمانی ارزروم مقابله کند، پس از این شکست شاه تهماسب دوم تمام درها را به روی خود بسته دید به سوی مازندران و استرآباد حرکت کرد در همین حین فرستاده به نام اسماعیل بیگ به سنت پترزبورگ فرستاد او در یک پیمان موسوم پیمان سنت پترزبورگ تمامی صفحات شمالی ایران را به روسیه واگذار کرد اما این پیمان هیچگاه توسط شاه تأیید نشد. اسماعیل بیگ نیز ۲۰ سال به آستراخان تبعید شد .[۸]
خراسان پس از سقوط اصفهان

پس از حمله محمود افغان به اصفهان شخصی به نام ملک محمود سیستانی در سیستان، قهستان و سبزوار ادعای سلطنت کردند. مشهد نیز بدست یکی از اوباش شهر به نام حاجی محمد افتاد اما به زودی توسط افراد ملک محمود دستگیر و کشته شد. پس از تصرف مشهد سران قبائل خراسان نزد ملک محمود از جمله نادر اظهار اطاعت کردند. سر انجام به نام ملک محمود در سال سکه ضرب شد؛ ولی نادر و طهماسب بیگ جلایری حاکم ناحیه آب گرم در این هنگام از اطاعت ملک محمود روی برتافتند و یاغی شدند و کلات را از نیروهای ملک محمود باز پس گرفتند. سپس با کمک مالی شیر قاضی خان خیوه‌ای توانستند فرماندهان ملک محمود مانند عاشورخان بابالو و جعفر خان شاذلو را شکست دهند. دو اتفاق در جنگ نادر با ملک محمود سبب تقویت نیروهای او شد یکی اینکه در این زمان شاه طهماسب که آوازه نادر را در گرگان شنیده بود فرمان جمع‌آوری سپاه را فتحعلی خان قاجار سپرد و دومی ترکمانان علی ایلی و یمری بودند خواهان کمک نادر در برابر ترکمن‌های یموت و گوگلان بودند. نادر پس از استحکام موقعیت اش در مرو و در میان اکراد چمیش گزیک در توانست مشهد را با کمک نیروهای شاه طهماسب دوم به تصرف در آورد .[۹]
حکومت مشترک شاه طهماسب دوم با نادر

پس از تسخیر مشهد اختلاف میان نادر که پس از تصرف مشهد به لقب طهماسب قلی خان داده بودند و فتحعلی خان بالا گرفت. نادر با زیرکی اتهام همکاری فتحعلی خان با ملک محمود را به شاه گزارش داد بدین طریق توانست از شر فتحعلی خان رها شود فتحعلی خان باین ترتیب در ۱۴ صفر ۱۱۳۹ بقتل رسید. دومین مشکل نادر نیز افاغنه بودند که توانست آنها را مهمان دوست، دره خوار، مورچه خورت شکست دهد. پس از دفع شر افاغنه طهماسب فرمان ایالات خراسان کرمان و مازندران را به او داد و همچنین دو خواهرش را به ازدواج او در آورد .[۱۰] پس از غلبه نادر بر افاغنه در دشت زرقان طهماسب خان جلایر با دوازده هزار نیرو برای تنبیه مدعیان فارس و بنادر جنوب به گرمسیرات و لار فرستاد نتیجه این لشکر کشی گرفتن سیصد هزار تومان از متمردین بود صد هزار تومان به رسم پیشکش به نزد شاه فرستاده شد. در این هنگام نادر از عثمانی خواست تا سرزمین ایران را ترک کنند. نادر پس از گشت گذار در جنوب غرب ایران کرمانشاه، نهاوند و ملایر را از دست عثمانی‌ها خارج کرد. پس از آن تبریز و ارومیه به تصرف قوای ایران در آمد .[۱۱]
نقشهٔ امپراطوری ایران، ۱۱۲۶ خورشیدی، امپراطوری ایران در سال ۱۱۲۶ خورشیدی (۱۱۶۰ قمری) در زمان دودمان افشاریان.

پس از ترک هرات توسط نادر قبائل ابدالی به رهبری ذولفقارخان شورش کردند حاکم تعیینی نادر اللهیارخان غلزایی را از آنجا راندند. اهمال ابراهیم خان برادر نادر در مواجه شدن با افاغنه سبب تصرف مشهد به دست افاغنه شد. پس از بازگشت نادر از غرب پس از محاصره یکساله توانست شهر هرات (۱۱۴۴ ه. ق) به تصرف در آورد. نادر پس از بازگشت از هرات به بازسازی صحن مقدس علی بن موسی پرداخت .[۱۲]

در غیاب نادر، شاه طهماسب دوم فرصت را برای ابراز وجود خود غنیمت شمرد و برای باز پس گیری سرزمین‌های اشغالی غرب ایران به سوی تبریز حرکت کرد ولی به دلیل اینکه طهماسب تجربهٔ واقعی برای کارگردانی در میدان جنگ بهره‌مند نبود وهمچنین تدارک آزوقه کافی در ایروان از نیروهای عثمانی شکست خورد. پیروزی ترکها در ایروان منجر به اشغال ایالات غربی ایران به دست عثمانی‌ها شد. طهماسب پس از شکست ابتدا به سوی همدان و سپس اصفهان عقب نشینی کرد. شهر به مناسبت ورود شاه چراغانی شده بود. بساط عیش و عشرت شاه فرصتی را برای حکام و سپاهیان تعدی به توده مردم کرد.[۱۳]

نادر شکست شاه طهماسب دوم برای تحریک احساسات و تهییج مردم علیه او استفاده کرد. نادر در این هنگام نیز عهدنامه‌ای را با روس‌ها در رضت امضا کرد براساس این عهدنامه روس از ادعای خود نسبت به آستارا و رشت دست برداشتند و ایران به روس اجازه داد تا شهرهای شمالی رود کر را تا آزاد سازی ایروان در اختیار داشته باشند (عهدنامه صلح رشت رمضان ۱۱۴۴ ه. ق).[۱۴]

سرانجام نادر برای مقابله با عثمانی از خراسان حرکت کرد در قم توقف نمود شاه از ترس خود در اصفهان ماند نادر را همراهی نکرد. نادر شکایت اطرافیان شاه راه خود را به سوی اصفهان کج کرد در ۱۷ ربیع الاول ۱۱۴۵ ه. ق طهماسب را از سلطنت عزل و کودک شیره خواره او را به عنوان عباس سوم جانشین او کرد و خود نادر به عنوان نائب السلطنه زمامدار واقعی ایران شد .[۱۵]
جنگ اول نادر با عثمانی‌ها

نادر پس از خلع شاه طهماسب دوم برای جنگ با عثمانی ابتدا عازم کرکوک شد و پس از رسیدن نیروهای آذربایجان به او بغداد را به محاصره گرفت. نادر قریب یک سال بغداد را در محاصره داشت و با اینکه قحطی در میان مردم آنجا افتاد احمد پاشا دلیرانه مقاومت کرد. عاقبت سلطان عثمانی سردار شهیر خود توپال عثمان پاشا را که مدّتها در اروپا در جنگهای با مسیحیان مجرّب شده و به پیروزی‌هایی به دست آورده بود با ۱۰۰۰۰۰ تن سپاهی بمدد احمد پاشا فرستاد. با آمدن قوای تازه‌نفس توپال عثمان پاشا سپاهیان ایران منهزم گشته و به کرمانشاه رفتند و احمد پاشا نیز در ۱۱۴۶ ه. ق توانست بغداد را نجاد دهد.[۱۶]

نادر در ۲۲ ربیع الثانی ۱۱۴۶ از همدان عازم عراق عرب شد و در لب آب دیاله بیست هزار نفر سپاهیان عثمانی را که در آنجا مقیم بودند مغلوب و پراکنده ساخت و با اینکه در اینجا شنید که محمّد خان بلوچ حاکم کوه‌گیلویه و خوزستان طغیان کرده به آن اعتنائی نمود و راه کرکوک را پیش گرفت و در قریه لیلان سه فرسنگی کرکوک سپاه توپال عثمان پاشا را شکست داد سپس بطرف دیاله برگشت تا سپاه خراسان و کرمان و اردلان و کرمانشاه نیز برسند و برای گرفتن بغداد حرکت کنند. برگشتن نادر به طرف دیاله توپال عثمان پاشا را باین خیال انداخت که سردار ایران به علّت ضعف قوی عقب نشینی کرده به همین پندار بعقب او تاخت ولی سپاه او در مقابله با لشکریان ایران شکست خوردند و توپال عثمان پاشا کشته شد. در اوایل جمادی الثانیّ ۱۱۴۶ احمد پاشا والی بغداد با نادر بنام دولت عثمانی صلح کرد.[۱۷]
شورش محمد خان بلوچ در جنوب ایران

نادر هم که عجله برای سرکوبی محمد خان بلوچ داشت با وجود اینکه فتح بغداد نزدیک بود باین صلح رضا داد و بسرعت عازم شوشتر شد. نادر به دلیل حمایت اعراب آنجا از محمد خان بلوچ با خشم تمام به شوشتر آمد و سپاهیان بی‌باک خود را در غارت آن شهر و هتک ناموس مردم آزاد ساخت و ایشان در این مرحله مرتکب فجایع و رسوائی هائی شدند. محمّد خان بلوچ با آنکه در حدود کوه‌گیلویه جلوی لشکریان نادر را بسختی گرفت عاقبت از او شکست خورد و به لار گریخت. نادر خود به شیراز رفت و از جانب خویش طهماسب قلی خان جلایر را به لار فرستاد و او محمّد خان بلوچ را در ۱۱۴۷ دستگیر نمود و به خدمت نادر که در اصفهان بود فرستاد و به فرمان او کور شد و محمد خان تاب این حال را نیاورده در زندان خود را کشت.[۱۸]
جنگ دوم نادر با عثمانی‌ها

نادر چون از جانب محمّد خان بلوچ آسوده خیال شد از اصفهان به سوی آذربایجان رفت و در اردبیل معلوم بر او شد که پاشایان عثمانی از قبول مصالحه‌ای که او و احمد پاشا بسته بودند نارضایتی دارند و دولت عثمانی نیز عبد الله پاشا کوپریلی‌زاده والی مصر را با لشکری تازه بسمت ایران روانه داشته و اختیار جنگ و صلح را باو داده است‏. خان افشار بدون تأمّل از اردبیل به شروان که تحت تسلط سرخای خان لکزی دست نشانده سلطان عثمانی بود تاخت و در ۲۵ ربیع الاوّل ۱۱۴۷ از نهر کورا گذشته داخل شماخی شد و سرخای فرار کرد و از پاشایان مقیم تفلیس و گنجه کمک خواست‏. نادر سردار معروف خود طهماسب قلی خان جلایر را که از کار فارس و دفع محمّد خان بلوچ آسوده شده بود به تعقیب سرخای فرستاد و سرخای پس از یکی دو شکست دیگر که از دست سپاهیان ایران به بلاد چرکس گریخت و داغستان به تصرّف درآمد. نادر پس از آسوده شدن خیالش از داغستان به گنجه رفت و صفی خان بغایری را هم به محاصره تفلیس فرستاد. نادر به مدد تعلیمات سفیر روس و مهندسینی که بدعوت او از باکو آمدند محاصره را شدّت داد روس‌ها به دلیل دخالت خان کریمه در روسیه در بهار سال ۱۱۴۸ در گنجه عهدنامه اتحادی بر ضدّ عثمانی با ایران بستند.[۱۹] در موقعیکه نادر و سرداران او به محاصره این چهار قلعه مشغول بودند عبد اللّه پاشا با ۰۰۰، ۷۰ سوار و ۰۰۰، ۵۰ پیاده برای تعرّض به سپاه نادر به حدود ایروان آمد و در جلگه باغ آورد یا مرادتپّه با او روبرو شد. نادر در ۲۶ محرّم ۱۱۴۸ در این محلّ لشکر عثمانی را شکستی عظیم داد. در نتیجه این فتح گنجه و تفلیس هر دو تسلیم شدند لیکن ایروان و قارص هنوز پایداری می‌کردند. اولیای عثمانی احمد پاشا والی بغداد را مأمور عقد صلح با طهماسبقلیخان کردند و حاضر شدند که ایروان را هم تسلیم کنند بشرط آنکه قارص بتصرّف ایشان بماند. باین ترتیب در اوایل سال ۱۱۴۸ صلح سابق بین عثمانی و طهماسبقلیخان از طرف بابعالی تصویب شد و ولایات غربی و شمال غربی ایران مسترد گردید.
به سلطنت رسیدن نادر

بعد از ختم این غائله نادر به سرکوبی پادشاه عاصی گرجستان و شورشیان داغستانی و لزکی رفت و پس از آنکه در جمیع این نقاط از طرف خود مأمورینی گذاشت در هشتم رمضان ۱۱۴۸ به ساحل ارس آمد و در صحرای مغان اردو زد و در آنجا و در روز ۲۴ شوّال ۱۱۴۸ به ازای پنج شرط به پادشاهی انتخاب شد که آن شروط عبارت اند از: ۱- ایرانیان از عقاید گذشته خود نسبت به اهل سنّت دست بردارند تا اهل سنّت مذهب جعفری را مانند مذاهب اربعه تسنّن و خامس آنها بشمارند. ۲- در خانه کعبه که ارکان اربعه آن به ائمّه مذاهب اربعه سنّت تعلّق دارد ایرانیان نیز در یک رکن با ایشان شریک شوند و به آئین جعفری نماز بگزارند. ۳- هر ساله از طرف ایران امیر حاجی تعیین شود که مانند امرای حاج شام و مصر حجّاج ایرانی را به کعبه ببرند و دولت عثمانی با او نیز مانند امرای حاجّ دیگر معامله نماید. ۴- اسرای طرفین آزاد شوند و خرید و فروش ایشان موقوف گردد ۵- وکیلی از هر یک از دو دولت در پایتخت یکدیگر باشند و امور مملکتین را بر وفق مصلحت فیصل دهند. نادر شاه پس از جلوس رضا قلی میرزا را به معاونت طهماسب قلی خان جلایر بایالت خراسان و برادر خود ابراهیم خان ظهیر الدّوله را بحکومت آذربایجان منصوب نمود[۲۰]
اقدامات نادر پس از رسیدن سلطنت

پس از ختم مجلس مغان محمّد تقی خان بیگلری بیگی فارس به علّت نفاقی که ما بین اعراب ساکن بحرین وجود داشت به سهولت بر آنجا دست یافت. نادر شاه پس از ختم مجلس مغان برای تنبیه ایل بختیاری که پیوسته در سرکشی بودند به اصفهان آمد و به یاری سپاهیان اصفهان و کوه‌گیلویه بر علیمراد خان چهار لنگ سرکرده این طایفه غالب و مسلّط گردید و دست و پای او را برید و چشم او را کند و پس از یک ماه زدوخورد در میان کوه‌های صعب العبور بختیاری در جمادی الاخر ۱۱۴۸ به اصفهان برگشت‏.
فتح قندهار

نادر پس از تنبیه بختیاری‌ها به فکر برانداختن افاغنه غلزائی در قندهار که گورکانیان هند نیز از آنجا پیوسته در خاک ایران تحریکات می‌کردند افتاد. پس از رسیدن نادر به پای حصار قندهار چون دانست که گشودن آنجا به حمله میسّر نیست تصمیم گرفت که با طول دادن محاصره محصورین را از پا درآورد اما سرانجام نادر با کمک بختیاری‌ها یکی از برج‌های شهر را با حمله گرفتند و قندهار در ۲۳ ذی الحجّه ۱۱۵۰ از پا درآمد. پس از فتح قندهار نادر با افاغنه غلجائی به مهربانی رفتار نمود، حسین را به حبس به مازندران فرستاد و جمعی از غلزائیان را به حدود نیشابور کوچاند و اکثر سکنه قندهار کهنه را به نادرآباد آورد و این شهر جدید به تدریج جای قندهار کهنه را گرفت .[۲۱]
فتح هند
نبرد کرنال

نادر از زمان فتح اصفهان تا این تاریخ چند بار سفرائی بدهلی فرستاده و از محمّد شاه تجدید روابط حسنه سابق و جلوگیری از ورود افاغنه غلجائی را به خاک هند خواستار شده و هر بار از محمّد شاه جوابهائی غیرمطلوب شنیده بود حتّی در دفعه آخر یعنی در ۱۱۵۰ محمّد شاه سفیر نادر را اجازه مراجعت نداد و قریب یک سال او را بیهوده در دهلی معطّل کرد.
تصویر نبرد کرنال

در اوایل سال ۱۱۵۱ چون نادر از برنگشتن سفیر خود متغیّر بود فرمانی مؤکّد بدهلی پیش او فرستاد که به عجله به ایران برگردد و خود او به فتح غزنین و کابل نائل آمد. نادر پس از تسخیر این نقاط و هفت ماه اقامت در کابل چون باز در جواب پیغامهای خود به محمّد شاه بی‌اعتنائی دید بسمت جلال‌آباد حرکت نمود و پس از تسخیر معابر هند شمال غربی در رمضان داخل در جلگه پنجاب شد و در پیشاور بود که خبر قتل برادرش ابراهیم خان ظهیر الدّوله بدست لزکیهای داغستان به او رسید اما از حرکت باز نایستاد در پی ماجراجویش در هند متوجه محمّد شاه با ۰۰۰، ۳۰۰ جنگی و ۰۰۰، ۲ زنجیر فیل و ۰۰۰، ۲ عرّاده توپ از دهلی حرکت کرده و به محلّ کرنال واقع در ساحل نهر جمنا و بیست فرسنگی شمال دهلی آمده است. نادر به سهولت در ۱۵ ذی القعده در جلگه کرنال لشکریان بیشمار محمّد شاه را شکست داد.[۲۲]
کشتار دهلی

در روز یازدهم ذی الحجّه بین عده‌ای از اهالی شهر و چند تن سپاهی نادر نزاع درگرفت و بین مردم شهرت یافت که محمّد شاه نادر را در مهمانی مسموم کرده. انتشار این خبر اهل دهلی را بشورش واداشت و جمعی از سپاهیان نادری در این شورش به قتل رسیدند. صبح روز بعد چون نادر فهمید که قریب ۷۰۰ کس از همراهان او به قتل رسانده و احدی از امرای هند هم در کار خواباندن انقلاب اقدامی ننموده حکم قتل‌عام دهلی را صادر کرد و لشکریان او از سه ساعت از روز گذشته تا چهار بعد از ظهر باین حرکت زشت که در نتیجه آن قسمت مهمّی از شهر سوخت و قریب به ۰۰۰، ۲۰ تن کشته شدند مشغول بودند. عاقبت نادر به شفاعت محمّد شاه و نظام الملک و قمر الدّین خان به قطع کشتار امر داد و بقیّه مردم را عفو نمود. محمّد شاه حکم کرد که در تمام ممالک او بنام نادر سکّه و خطبه را جاری سازند و امرا و اعیان هر کدام از جواهر و نقدینه پیشکشی قابلی تقدیم نادر نمایند. ایشان هم به میل یا عنف اطاعت کردند و از این ممرّ بالغ بر ۱۵ کرور نصیب نادر گردید. قیمت نفایسی را که نادر از هند بدست آورده از ۰۰۰، ۵۰۰، ۸۷ لیره انگلیسی تا ۰۰۰، ۰۰۰، ۳۰ لیره تخمین زده‌اند و از آن جمله بوده است تخت طاووس و قطعه الماس معروف کوه نور. نادر بتمام سران سپاه خود و امرای هند انعام‌های لایق داد و مالیات سه ساله ایران را بخشید (اگرچه این قسمت را بعدها بزور از مردم پس گرفت) و بدست خود تاج سلطنت را بر سر محمّد شاه گذاشت محمّد شاه هم ممالک طرف مغرب سند یعنی غزنین و کابل و قسمتی از پنجاب را بنادر واگذاشت و پادشاه ایران پس از پنجاه و هفت روز اقامت در دهلی در ۷ صفر ۱۱۵۲ به طرف سند حرکت نمود.[۲۳]
حمله به خیوه

نادر در شعبان ۱۱۵۳ بر خیوه دست یافت ایلبارس خان را گرفت و حکم به قتلش داد و یکی از نوادگان چنگیز را به حکومت آنجا گماشت. سپس بمشهد آمد و به تهیّه سپاه برای سرکوبی لزکیها که برادرش ظهیر الدّوله را کشته بودند مشغول شد.
سوء قصد به جان نادر

نادر در دوّم محرّم ۱۱۵۴ از مشهد بعزم داغستان حرکت نمود و در موقعیکه از خیابان بین جنگلهای سوادکوه می‌گذشت در ۲۸ صفر تیری از پشت درخت بر او انداختند.[۲۴]
حمله به داغستان

این ضربت سخت خیال نادر را پریشان کرد و رضا قلی میرزا را که در رکاب بود در طهران گذاشت و خود بداغستان رفت در این سفر اگرچه بعضی از رؤسای طوایف لزکی از در اطاعت درآمدند لیکن غالب سکنه داغستان به قلل جبال پرارتفاع پناه گرفتند و از هر طرف به تعرّض اردوی نادر دست زدند و لطمات بسیار به ایشان وارد آوردند حتّی موقعی به خیمه خود نادر نیز تعرّض رساندند. در رمضان ۱۱۵۴ موقعیکه نادر هنوز در داغستان بود غلامی را که مرتکب انداختن تیر در جنگل سوادکوه شده بود بخدمت او آوردند. نادر او را کور کرد .[۲۵]
جنگ سوم نادر با عثمانی‌ها

رجال عثمانی پس از اطّلاع بر شرایط نادر چهار مادّه آن را پذیرفتند ولی از قبول مذهب جعفری به عنوان خامس مذاهب سنّت استنکاف کردند و آن را بدعت در دین دانستند نادر در نامه مؤدّبانه‌ای که به سلطان عثمانی نوشت به او فهماند که اگر بیش از این در پذیرفتن شرایط او تعلّل رود به خاک عثمانی حمله خواهد کرد و شرایط خویش را به زور خواهد قبولاند. نادر در اوایل سال ۱۱۵۶ به صحرای مغان آمد و از آنجا برای حمله به خاک عثمانی توپخانه خود را به کرمانشاه فرستاد. احمد پاشا والی بغداد از در صلح خواهی درآمد ولی نادر که خیالش تحمیل شرایط خود بر باب عالی بود به تصرّف عتبات و کرکوک و موصل پرداخت دولت عثمانی در اواخر سال ۱۱۵۶ از نادر تقاضا کرد که دست از جنگ بردارد تا طرفین بار دیگر در باب مسائل مذهبی به مذاکرات بپردازند نادر به وان برگشت و قرار شد که از طریق سیاسی حلّ اختلاف به عمل آید. در اوایل ۱۱۵۸ بنادر خبر رسید که محمّد یکن پاشا با چندین سرعسگر لشکر فراوانی از سمت ارزروم و قارص و دیار بکر و موصل عازم حمله به ایران است. یکن پاشا با ۰۰۰، ۱۵۰ سوار و ۰۰۰، ۴۰ پیاده به مراد تپه رسید و جنگ در یازدهم رجب ۱۱۵۸ شروع شد. نادر یکن پاشا و سپاهیان او را محاصره کرد و راه آزوقه را بر ایشان بست و در این هنگام باو خبر رسید که نصر اللّه میرزا هم در نزدیکی موصل به فتح بزرگی نایل آمده. یکن پاشا در محاصره مرد و رشته نظم لشکریانش از هم گسیخت و ۰۰۰، ۱۲ تن از ایشان در معرکه کشته شدند و توپخانه و ۰۰۰، ۵ اسیر از آن لشکر به دست سپاه نادری افتاد.[۲۶] از جانب خود میرزا مهدی خان منشی الممالک استرابادی و مصطفی خان شاملو را به استانبول فرستاد و ایشان در دهم محرّم ۱۱۶۰ بین دولتین ایران و عثمانی به شرایط ذیل عهدنامه‌ای بستند: ۱- حدود مملکتین همان حدودی باشد که در ۱۰۴۹ بین سلطان مراد چهارم و شاه صفی مقرّر شده. ۲- طرفین از این به بعد از دشمنی و اقدام به امور منافی صلح خود داری نمایند. ۳- پاشایان عثمانی حجّاج ایرانی را سالم از محلّی به محلّ دیگر برسانند. ۴- طرفین سفرائی بمدّت سه سال به خرج طرف مقابل به پای‌تخت یکدیگر بفرستند. ۵- حکّام سرحدّی از حرکات منافی دوستی دست بردارند، اهالی ایران از سبّ خلفا خودداری کنند و مأمورین دو طرف از تجّار یکدیگر باج وخراج خلاف قاعده مطالبه ننمایند .[۲۷]
شورش‌های اواخر حکومت نادر
شورش محمد تقی خان شیرازی

شورش محمّد تقی خان بیکلربیکی فارس بود در ۱۱۵۶ که در طی حمله بعمان با سرداران همراه خود نساخته و از استقلال دم زده بود. نادر محمّد حسین خان قرخلو را به تنبیه او فرستاد و این سردار شیراز را مسخّر و محمّد تقیخان را دستگیر نمود و او را کور و مقطوع النسل ساخت.[۲۸]
شورش سام میرزا و محمد سرخای لزگی

شخصی بنام سام میرزا که به ادّعای فرزندی شاه سلطان حسین در آذربایجان به سلطنت طلبی برخاسته و محمّد خان پسر سرخای خان لزگی و خوانین دربند و داغستان را با خود همدست نموده بود. نادر به توسّط نصر اللّه میرزا و چند تن از سرداران خود انقلاب این حدود را بالاخره خواباند و سام میرزا در ذی القعده ۱۱۵۶ دستگیر گردید.[۲۹]
شورش‌های دیگر

شورش محمد حسن خان قاجار در استرآباد در ۱۱۵۶ - شورش طایفه آرالی در خوارزم - شورش درویش رسول و عصمت الله بیگ اوزبک - شورش شاهقلی خان قاجار در مرو - شورش سیستان - شورش اکراد خبوشان[۳۰]
قتل نادر

نادر در شب ۱۱ جمادی الثانی ۱۱۶۰ توسط جمعی از قزلباشان کشته شد .[۳۱]
عادل‌شاه
پیش از سلطنت

علیقلی‌خان ملقب به عادل‌شاه پسر ابراهیم‌خان ظهیرالدوله و برادرزاده نادرشاه بود که در بسیاری از لشکرکشی‌های نادر حضور داشت. شجاعت و جنگجویی وی باعث شد تا همواره مورد توجه نادر باشد. در آشوب‌های اواخر دوران پر قتل و غارت نادر او از طرف وی مامور سرکوب شورشیان سیستان شد و از آنجاییکه نادر در اواخر عمر نسبت به همه اطرافیان سوظن پیدا کرده بود، تهماسب قلی‌خان جلایر را به همراهی علیقلی‌خان به سیستان گماشت اما در مسیر راه سیستان علیقلی‌خان یاغی شد و علیه نادر شورید. چندی از طغیان او نگذشته بود که نادر به دست عده‌ای از درباریان به قتل رسید.[۳۲]
دوران پادشاهی

پس از رسیدن خبر قتل نادر به عادل‌شاه، او ابتدا اریکه قدرت نادر یعنی کلات و خزاین عظیم آن را تسخیر کرد. سپس تمام فرزندان نادر از جمله ولیعهد وی رضاقلی میرزا را به قتل رساند و تنها کسی که از این جریان جان سالم به در برد شاهرخ میرزا، بزرگترین فرزند رضاقلی میرزا بود.  پس از آن عادل‌شاه در بیست و هفتم جمادی الثانی ۱۱۶۰ هجری در مشهد بر تخت سلطنت نشست و لقب علی‌شاه یا عادل‌شاه را عنوان خود ساخت و برای جلب رضایت مردم دست به بذل و بخشش‌های بی‌اندازه از خزاین نادر زد.  دوران حکومت یازده‌ماهه عادل‌شاه با دو واقعه مهم روبروست، یکی طغیان محمدحسن‌خان قاجار و دیگری  قیام برادر کوچتر عادل‌شاه، ابراهیم‌خان که توسط عادل‌شاه حکمرانی نواحی مرکزی، جنوبی و غربی ایران به او سپرده شده بود.  عادل‌شاه که در سرکوب شورش برادرش ناتوان گردید با تعدادی از همراهان خود به تهران فرار کرد اما طرفداران ابراهیم‌خان وی را در تهران دستگیر کردند و به برادرش تحویل دادند و ابراهیم‌خان نیز مانند سیاست نادر، عادل‌شاه را کور کرد و خود بر تخت شاهی نشست.[۳۳]

ابراهیم‌شاه

ابراهیم‌شاه همراه نادر در نبرد با ترکان حضور داشت و در جریان شورش‌های اواخر عهد نادر نقش مهمی در سرکوبی آن‌ها داشت، از جمله توانست شورش سام میرزا در اردبیل را سرکوب کند. در زمان پادشاهی کوتاه مدت عادل‌شاه از سوی برادر، حاکم نواحی مرکزی، جنوبی و غربی بود. مبارزه پنج ماه عادل‌شاه با محمدحسن‌خان قاجار به ابراهیم‌شاه فرصت داد تمام تدارکات خود را برای شورش علیه برادر فراهم کند. ابراهیم‌شاه توانست طی یک شورش علیه عادل‌شاه او را منهدم کند و خود قدرت را به دست گیرد. شیوه حرکت سیاسی ابراهیم‌شاه به این صورت بود که تحت این شعارها که عادل‌شاه فردی بی‌لیاقت است و از راه و رسم مملکتداری آگاهی ندارد بر بی‌رغبتی سران خراسان برای سرکوب وی بیافزاید و از طرف دیگر اصلان‌خان پسرعمه نادر که بر آذربایجان فرمان می‌راند با سی‌هزار ارتش برای حمایت ابراهیم‌شاه به اردوی وی پیوست و به این ترتیب این گروه هماهنگ توانستند شکست سختی بر عادل‌شاه وارد آوردند. نگرانی عمده ابراهیم‌شاه در این زمان شاهرخ میرزا در خراسان بود چون بزرگان خراسان در حمایت از شاهرخ میرزا درمقابل ابراهیم‌شاه برآمدند؛ بنابراین او از رسیدن به تخت شاهی در مشهد ناامید شد و در سال ۱۱۶۱ در تبریز به تخت شاهی نشست. از تبزیز ابراهیم‌شاه لشکری برایم منهدم کردن شاهرخ به سوی خراسان گسیل کرد اما در میانه‌های راه لشکران ابراهیم‌شاه که از جنگ و خونریزی خسته شده بودند او را رها کردند و ابراهیم‌شاه در نهایت به اسارت نیروهای شاهرخ میرزا درآمد و توسط شاهرخ همانند برادرش کور شد.[۳۴]
شاهرخ‌شاه

شاهرخ‌شاه یا شاهرخ میرزا چهارمین و آخرین شاه افشاریان بود. چون نسب متمایزی داشت و از طرف مادر نواده سلطان حسین صفوی بود، نادر او را از کودکی محترم می‌شمرد. اگر چه پس از عادل‌شاه، ابراهیم‌شاه خواستار جانشینی وی در خراسان بود اما بزرگان مشهد شاهرخ را به سال ۱۱۶۱ به تخت پادشاهی نشاندند. چون شاهرخ شاهی بود کم سن و بی تجربه، بازیچه‌ای شد در دست بزرگان خراسان. اندکی از جلوس شاهرخ در مشهد نگذشته بود که میر سید محمد مقبولی آستان قدس که از زمان نادر عهده‌دار این سمت بود مدعی سلطنت شد و با نام سلیمان ثانی بر تخت نشست اما پس از چهل روز علمای مشهد وی را از تخت شاهی خلع کردند و مجددا شاهرخ را به جلوس نشاندند. از آنجا که شاهرخ توسط امرای ایرانی نابینا شده بود و توانایی اداره کشور را نداشت. فریدون‌خان گرجی را به نیابت سلطنت خود معین کرد. فریدون‌خان تا وقتی که پسران شاهرخ، نصرالله میرزا و نادر میرزا رسیدند در آن شغل برقرار بود. نادر میرزا آخرین بازمانده سلسله افشاریه بود که توسط فتحعلی‌خان قاجار کشته شد.[۳۵]
ویژگی‌های مهم این دوره

ویژگیهای مهم حکومت افشاریه:

    نظام اداری و حکومتی ایران
    نظام اجتماعی ایران
    نظام اقتصادی ایران
    مناسبات خارجی ایران

مردمان ترک

مردمان ترک یا تُرک‌ها[۱] یا تورک‌ها[۲][۳] (به ترکی: تؤرک‌لَر) گروه‌های قومی اوراسیایی‌اند که در آسیای شمالی، مرکزی و غربی، مغولستان، سیبری جنوبی، شمال‌غربی چین و بخش‌هایی از اروپای شرقی ساکن‌اند و به زبان‌هایی از خانوادهٔ زبان‌های ترکی‌تبار سخن می‌گویند و اشتراکات تاریخی و فرهنگی میان آن‌ها مشاهده می‌شود. ترک‌زبان‌ها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، سکونت دارند.[۴][۵][۶][۷] گستره مهاجرت کنونی ترک‌زبان‌های آسیای کوچک بیشتر به سوی کشورهای اروپای مرکزی (آلمان، اتریش، سوئیس، فرانسه، انگلیس)، آمریکا و استرالیا بوده، جوامع قابل توجهی را در این کشورها تشکیل داده‌اند. آنها از لحاظ تاریخی و زبانی با گوک‌ترک‌ها، مردمی ایلی که در قرن ششم یک امپراطوری در گستره مغولستان و مرزهای شمالی چین تا دریای سیاه را بنیان نهادند مرتبط‌اند. مردمان ترک، جز چند استثنا مانند بخش اروپایی ترکیه و منطقه ولگا در آسیا زندگی می‌کنند. مهم‌ترین پیوند تاریخی آنان، جدا از تاریخ و زبان، این است که جز یاقوتستان و چوواش در سیبری همگی مسلمان‌اند. مردمان ترک را می‌توان به دو گروه اصلی غربی و شرقی تقسیم کرد. گروه غربی شامل مردم ترک جنوب غرب اروپا و جنوب غرب آسیا ساکن ترکیه و شمال غرب ایران هستند. گروه شرقی شامل مردم ترک آسیای مرکزی، قزاقستان، و منطقه خودمختار اویغور در سینکیانگ چین هستند. مردمان ترک فراوانی انواع قومی عظیمی دارند.[۸]

هامر-پورگشتال ذکر کرده‌است که طایفۀ ترک باید همان باشد که در تألیفات هرودوت به صورت تارژِتااوس (ترگیتاوس) و در تورات به صورت توقارمه (توغارمه) نوشته شده‌است.[۱]

خاستگاه اصلی مردمان ترک‌تبار، آسیای میانه بوده و این مردم که از نژاد زرد هستند[۹][۱۰][۱۱] (اما برخی از متأخرین بهتر دانسته‌اند که تاتارها و ترک‌ها جزو «تورانیان سفیدپوست» حساب شوند[۱۲]) به تدریج در غرب آسیا، خاورمیانه، آسیای کوچک و اروپای شرقی پراکنده شدند. در جریان این مهاجرت‌ها بخش‌های بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز به مرور ترک‌زبان شدند.[۱۳] بررسی دی‌ان‌ای در ترکیه نشان می‌دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد می‌باشند که در سده‌های معاصر ترک‌زبان شده‌اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول‌سان)بهره بسیار کمی برده‌اند.[۱۴][۱۵][۱۶] در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند.[۱۷][۱۸] ۷۰-۷۶ درصد مردم ترکیه ترک هستند.[۱۹][۲۰]
یکی از شمن‌های قوم تووا در قیزیل روسیه.

اقوامی که امروزه ترک‌تبار و ترک‌زبان نامیده می‌شوند در اراضی وسیعی در کشورهای آسیایی و اروپایی زندگی می‌کنند. از سمت شرق تا قسمتهایی از مغولستان و چین و از غرب تا قسمتهای از یوگسلاوی سابق و سیبری شمالی تا اطراف مسکو یعنی شهر قازان و از جنوب غربی تا مرزهای لبنان و قسمتهایی از قبرس در یک گسترهٔ جغرافیایی بسیار بزرگ پراکنده شدند. ترک‌تبارها و ترک‌زبان‌ها در کشورهایی همچون مغولستان، چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، جمهوری آذربایجان، عراق، ترکیه، قبرس، یونان، بلغارستان، یوگسلاوی سابق (مقدونیه، بوسنی، کوزوو، کرواسی) رومانی، مجارستان، فنلاند، اکراین، یونان و مولداوی سکونت دارند.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴]

گستره مهاجرت کنونی ترک‌زبان‌های آسیای کوچک بیشتر بسوی تمامی کشورهای اروپا (آلمان، اتریش، هلند، سوئیس، فرانسه، انگلیس،)، آمریکا و استرالیا می‌باشد و جوامع قابل توجهی از ترک‌های اروپا را ترک‌های استانبولی تشکیل می‌دهند.[۲۵]

بسیاری از اقوام ترک‌زبان، زبان ترکی را بر اثر ارتباط و آمیزش با ترک‌زبانان اخذ کرده‌اند، ازاین رو اصطلاحاتی چون «خلق‌های ترک» و «ترکان» به مفهوم قوم ترک نیستند و نام ترک نیز فقط جنبهٔ زبانی دارد.[۱] از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفته‌اند بسیاری از اقوام نام‌برده در زیر در تاریخ قدیم هیچ‌گاه خود و قوم خود را ترک نمی‌نامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پان‌ترکیسم توسط آرمینیوس وامبری یهودی و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به منطقه[۲۶] این نام رفته‌رفته برای این اقوام نیز رواج یافت. این اقوام عبارتند از:
باشقیرها، تاتارها، ناگایباک‌ها، قزاق‌ها، قره‌قالپاق‌ها، نوقای، کرائیم، قره‌چای-بالکار، کومیک، کریمچاک، آلتایی‌ها، اغوزهای واردشده به آذربایجان، قاجارها، شاهسون‌ها، قره‌داغ‌ها، قره‌پاپاخ، قشقایی‌ها، افشارها، خلج‌ها، گاگوز، اورومچی‌ها، توینی، توفالارها، شورها، خاکاس‌ها، تاتارهای چولیم، ازبک‌ها، اویغورها، سالارها، اویغورهای ساری، چوواش‌ها، یاکوت‌ها، دولگان‌ها و غیره.[۲۷]
چهره‌هایی از ترک‌زبان‌های آناتولی: مصطفی کمال (آتاترک) به همراه مادر و خواهر. ترک‌زبان‌های آناتولی از نژادهایی آمیخته هستند.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ فرهنگ
    ۳ زبان‌های ترکی
    ۴ نژاد ترک تباران
    ۵ اقوام ترک
    ۶ دین اقوام ترک‌تبار
        ۶.۱ اسلام
        ۶.۲ مسیحیت
    ۷ پیشینه واژهٔ ترک
    ۸ در تاریخ ایران
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع

تاریخ

مردمان ترک اول بار در پیرامون اتحادیه شیونگنو (معاصر دودمان چینی هان) ظاهر شده‌اند.[۲۸] آنها ممکن است به مردمان شیونگنو، دینگلینگ و تیله مرتبط باشند. بنا بر کتاب وی، مردم تیله بازمانده چیدی، مردمان سرخ دی که با جین در بهار و پاییز رقابت می‌کردند بودند.[۲۹] قبایل ترک، نظیر خزران و پشنگ‌ها یحتمل پیش از امپراطوری گوک ترک یا مغولستان در قرن ششم سالها به طور ایلیاتی می زیسته‌اند. آنها اشراف و گله دارانی بودند که در جستجوی ثروت و مراتع جدید بودند. اولین اشاره به ترکان در متنی چینی است که به تجارت ابریشم ترکان با سغدیان در طول جاده ابریشم اشاره می‌کند[۳۰]. اولین استفاده ضبط شده از واژه «ترک» به عنوان نامی سیاسی ارجاعی در قرن ششم است در چینی مدرن توجو تلفظ می‌شود. خاندان آشینا از لی جین به خانات روران مهاجرت کردند و تقاضا کردند از آنها حفاظت شده به عضویت در اتحادیه آنان درآیند. این قبیله به آهنگری شهره بودند. به آنان در نزدیکی یک معدن کوهستانی زمینی داده شد که شبیه کلاهخود بود، به این دلیل آنان نام 突厥 یا (tūjué) را گرفتند. یک قرن بعد، قدرت آنان به حدی رسید که خانات روران را فتح کردند و امپراتوری گوک را بنیان نهادند.[۳۱]
فرهنگ

داستانهای منظوم حماسی مردمان ترک، قبل از ابداع خط به وجود آمدند و سینه به سینه انتقال یافتند. مردمان ترک اصطلاحات مختلفی را، برای نامیدن داستانهای حماسی و قهرمانی و راویان آنها استفاده می‌کنند. اغوزها سرایندۀ داستان حماسی را اوزان می‌خواندند که اوزانچی، یانشاق، وارساق و دده نیز عنوان می‌شد. تقریباً در قرن نهم اوزان جای خود را به عاشیق سپرد.[۳۲] عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک وجود داشتند.[۳۳]

داستان‌های حماسی مردمان ترک به چهار گروه اصلی سکایی، هون، گؤک‌ترک و اویغور تقسیم شده‌است که با توجه به روند تاریخ ترکان است. حلقۀ سکایی شامل داستان‌های تنکا الب‌ار و شو، حلقۀ هون شامل داستان اغوز قاغان، حلقۀ گؤک‌ترک شامل داستان‌های بوزقورد (گرگ خاکستری) و ارگنه‌قون (گذرگاه صعب‌العبور) و حلقۀ اویغور شامل داستان‌های تورییش (پیدایش) و کوچ که با یکدیگر پیوستگی دارند، است.[۳۲]

تنکا الب‌ار، اولین قهرمان تاریخ داستان‌های حماسی ترکان و پادشاه توران در جنگ‌های ایران و توران (افراسیاب شاهنامه) است که بنا به حدسی در سدۀ هفتم قبل از میلاد زندگی می‌کرده‌است.[۳۲]

کاشغری خلاصه‌ای از داستان فرمانروای ترک، «شو»، را ذکر کرده که مربوط به مقابلۀ شو با حملۀ اسکندر ذوالقرنین به ترکستان غربی است.[۳۲]

تعداد داستان‌های حماسی ترکان بسیار است. علاوه بر داستانهای حماسی باستانی و حدود هفتاد داستان جدید شامل عناصر باستانی، مؤلفان تاریخ ادبیات دنیای ترک از حدود صد و بیست داستان حماسی جدید نام برده‌اند که داستان‌های حماسی ماناس، کوراوغلو و آلپامیش از اهمّ آنهاست. سرودن داستانهای حماسی در بین ترکان تا این اواخر وجود داشته‌است که از نظر شکل و محتوا با سنت داستان‌پردازی قبلی متفاوت است.[۳۲]

مبتنی بر حوادث تاریخی بودن، حضور مخلوقات خارق‌العاده در کنار شخصیت‌های واقعی، تعدّد حوادث فوق طبیعی، عموماً منظوم و یا دارای نظم و نثر بودن، عدم وجود مؤلف شناخته‌شده، زبان روان و ساده و برگرفته از زبان مردم و شکل گرفتن در محیط جغرافیایی و زمان خاص و تحول در زمان و مکان وقوع حوادث با مهاجرت ناقلانشان به جاهای دیگر، مهم‌ترین ویژگی‌های داستان‌های حماسی ترکان است.[۳۲]
زبان‌های ترکی

زبان‌های ترکی به دو دسته کلی شرقی و غربی تقسیم می‌شود. زیرمجموعه‌های شرقی زبان‌های ترکی عبارت‌اند قزاقی، قرقیزی و ازبکی و زیر مجموعه‌های غربی زبان ترکی نیز شامل ترکی استانبولی، ترکمنی و ترکی آذربایجانی می‌شوند.

همچنین، زبان‌های ترکی به شش دسته جزیی تقسیم می‌شود.

    خانواده چوواش (اُغور یا بلغار)
    خانواده شمال غربی (قبچاق)
    خانواده جنوب غربی (اُغوز)
    خانواده جنوب شرقی (اویغور)
    خانواده شمال شرقی (سیبری)
    خانواده خلجی (آرگو)

زیرمجموعه‌های شرقی زبان ترکی عبارتند ازاویغوری، قزاقی، قرقیزی و ازبکی و زیر مجموعه‌های غربی زبان ترکی نیز شامل ترکی استانبولی، ترکمنی، ترکی آذربایجانی و خلجی

زبان‌های ترکی به همراه زبانهای مغولی، تونگوزی و برخی موارد کره‌ای و ژاپنی جزء زبان‌های آلتایی به شمار می‌روند.
نژاد ترک تباران
تصویری از قپچاقها، متعلق به قرن ١٢ میلادی، لوهانسک
یک قرقیز مناسچی در یک یورت در شهر کاراکول

به مردم ترک‌زبان آسیای کوچک و آناتولی پیشتر در ایران، رومی، عثمانی‌ها یا ترکان عثمانی اطلاق می‌شد که پس از فروپاشی حکومت عثمانی این اصطلاح کنار گذاشته شد. سرزمین مادری ترک‌های عثمانی مکانی در آسیای مرکزی نزدیک آلتای می‌باشد. سلجوقیان مردمی ترک تبار از طوایف آسیای مرکزی بودند، به سال ۱۰۳۷میلادی وارد ایران شدند واولین حکومت اسلامی خود را بنا نهادند. سلجوقیان بتدریج قسمت‌هایی از شرق ومرکز امپراتوری بیزانس روم را به تصرف خود در آوردند. ومسلمانان قسمت‌هایی از امپراتوری روم را تسخیرکردندو قونیه را به عنوان مرکز انتخاب کردند. ایلخانان و بیگلربیگی‌ها بیگلربیگی آناتولی گروهی کوچک ازترک‌ها بودند که توسط بیگلر فرماندهی می‌شدند. سلطان رومی سلجوق بعد از حمله مغولان حکومتش به پایان خود رسید. بعد از حمله مغول‌ها وتصرف آن، اناتولی به بخش‌های مختلف بیگلربیگی تقسیم شد.[نیازمند منبع]
اقوام ترک

پراکندگی اقوام ترک[۳۴] بر اساس کشور محل سکونت، دین، مذهب و زبان[۳۵]
قومیت     کشورهای مسکون     جمعیت     زبان     دین
ترک‌های آناتولی

        ترک‌های اروپا
        ترک‌های مسختی
        ترکمان‌های سوریه
        ترک‌های آفریقای شمالی
        ترکمن‌های عراق

    ترکیه، آلمان، الجزایر، عراق، بلغارستان، گرجستان، سوریه     70 M     ترکی استانبولی     مسلمان (سنی) و علوی
مردمان آذربایجانی     جمهوری آذربایجان، ایران، عراق، ترکیه، روسیه، گرجستان     30 M     ترکی آذربایجانی     مسلمان (شیعه)
ازبک‌ها     ازبکستان، افغانستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان     28,3 M     ازبکی     مسلمان (سنی)
قزاق‌ها     قزاقستان، روسیه، چین، ازبکستان     13.8 M     قزاقی     مسلمان (سنی)
اویغورها     چین (سین‌کیانگ), قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکیه     9 M     اویغوری     مسلمان (سنی)
ترکمن‌ها     ترکمنستان، ایران، افغانستان,     8 M     ترکمنی     مسلمان (سنی)
تاتارها     روسیه، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان، لهستان، لیتوانی، فنلاند     7 M     تاتاری     مسلمان (سنی)
قرقیزها     قرقیزستان، افغانستان، ازبکستان، چین، تاجیکستان     4,5 M     قرقیزی     مسلمان (سنی)
باشقیرها     روسیه، ازبکستان، قزاقستان     2 M     باشقیری     مسلمان (سنی)
تاتارهای کریمه     اوکراین(شبه جزیره کریمه), روسیه، ازبکستنان، ترکیه، رومانی     0.5 تا 2 M     تاتاری کریمه     مسلمان (سنی)
قشقایی‌ها     ایران     1.7 M     ترکی قشقایی     مسلمان (شیعه)
چواش‌ها     روسیه     1.7 M     چوواشی     مسیحیان ارتدوکس
قره‌قالپاق‌ها     ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان     0.6 M     قره‌قالپاقی     مسلمان (سنی)
یاقوت‌ها     روسیه     0.5 M     یاکوتی     مسیحیان ارتدوکس
قوموق‌ها     روسیه     0.4 M     قومیقی     مسلمان (سنی)
قره‌چای‌ها و بالکارها     روسیه، ترکیه     0.4 M     کاراچایی-بالکاری     مسلمان (سنی)
تووان‌ها     روسیه     0.3 M     تووانی     بودایی
گاگائوزها     مولداوی     0.2 M     گاگائوزی     مسیحیان ارتدوکس
کریمه‌های کاراتیس و کریمچاک‌ها     لیختن‌اشتاین، لهستان، روسیه، ترکیه     0.2 M     کارائیم و کریمچاک     یهودیت
دین اقوام ترک‌تبار
اسلام

ترکان خود را تماماً تسلیم اسلام کردند که این از مشخصه‌های اسلام ترکی ست. ترکهای گرویده به اسلام هویت ملیشان را چنان غرق در اسلام کرده بودند که عربها و ایرانیان هرگز چنان نکرده بودند. دلیل این بخشی به دلیل نیرومندی این آیین در هنگام مواجهه آنها با آن در سرحدات اسلام و کفر، بخشی به این دلیل بود که گرویدن آنان به اسلام آنان را فوراً درگیر جنگ مقدس با خویشاوندان کافر شان کرد. برای تذکره‌های عربی روزهای قهرمانانه پگن عربستان، غرور ایرانی نسبت به افتخارات از دست رفته ایران باستان، هیچ معادل ترکی وجود ندارد. تمدنها، حکومتها، ادیان و ادبیات ترکی قبل از اسلام، جز اندکی شعر مردمی و اسطوره شجره نامه‌ای زدوده و فراموش شدند. حتی خود نام ترک برای ترکها و نیز غربیها مترادف با مسلمان شد. ترکها در جدیت ایمانشان به اسلام با هیچ مردم دیگری برابر نیستند. زین رو عجیب نیست که سنی با حمایت سلسله‌های ترک احیا شد و گسترش یافت.[۳۶]
مسیحیت

گاگائوزها مسیحی هستند.[۳۷] چوواش‌ها اسماً ارتدوکس روسی هستند.[۳۸] دین یاقوت‌ها (ساخاها[۳۹]) آمیزه‌ای از اعتقادات ترکی، مغولی، تونقوزی و روسی است.[۴۰]

    شمنیسم
    بودایی
    یهودی
    مسیحی

پیشینه واژهٔ ترک

در نوشته‌های تاریخی «ترک» در مقابل تاجیک (غیر عرب و ترک) آمده‌است. نام ترک نخستین بار در قرن ششم میلادی در نوشته‌های چینی دیده می‌شود. در همان قرن ترکان دولتی نیرومند تأسیس کردند که از مغولستان و سرحد شمالی چین تا دریای سیاه امتداد داشته‌است. مؤسس حکومت مزبور که چینیان او را «تئومان» می‌نامند، در کتیبه‌های ترکی بومن، در سال ۵۵۲ م. درگذشت و برادرش «ایستمی» (در تاریخ طبری: سنجبوخاقان) که در مغرب فتوحاتی کرده، ظاهراً تا سال ۵۷۶ م. زیسته‌است این دو برادر گویا از آغاز مستقل از یکدیگر حکومت می‌کردند. چینیان از دولت مزبور بنام امپراتوری ترکان شمال و مشرق یاد کرده‌اند. در سال ۵۸۱ م. تحت نفوذ سلسلهٔ چینی «سویی» این دو امپراتوری بطور قطع از یکدیگر جدا شدند و بعدها هر دو تابع سلسلهٔ چینی «تانگ» (۶۱۸ – ۹۰۷ م.) گردیدند. در حدود سال ۶۸۲ م. ترکان شمال موفق شدند استقلال خود را بدست آورند.

اصطلاح "ترک" از میانهٔ سدهٔ ششم میلادی برپایهٔ اتحادیهٔ گوگ ترک‌ها در مناطق شمال چین و بیابان‌های غربی آن ایجاد شد و بر اقوام زیرگروه این اتحادیه گذاشته شد و از این پس اقوام جُداسَر و مستقل این اتحادیه‌ها که هر کدام برای خود نام ویژهٔ خود را داشت، ترک نامیده شدند.[۴۱]
در تاریخ ایران

سلسله‌های ترک‌تبار که در ایران بعد از اسلام حکومت کردند عبارتند از:

    غزنویان (۱۱۷۶-۹۷۷ میلادی)[۴۲]
    سلجوقیان (۴۲۹ ه‍. ق. – اواخر قرن ششم)[۴۳]
    خوارزمشاهیان
    ایلخانان
    تیموریان
    آق قویونلوها
    قراقویونلوها
    صفویه
    افشاریان[۴۴]
    قاجاریه[۴۵]

شیشه‌گری

شیشه‌گری هنر شکل دادن به شیشه است. هنرمند در این هنر، ابتدا ماده شیشه را حرارت می‌دهد تا نرم و نیمه مایع شود.سپس بوسیله دستها یا ابزار مخصوص یا دمیدن اشکال زیبایی را با آن پدید می‌آورد.

از ابزار و مواد مورد استفاده در هنر شیشه گری می‌توان به ماده اصلی ساخت شیشه، سنگ سیلیس { که به منظور صرفه جویی از مخلوط خرده شیشه نیز استفاده می‌شود } اشاره کرد همچنین برای رنگی کردن بار شیشه نیز از اکسیدهای فلزی نظیر اکسید کبالت، مس، آهن، منگنز، گوگرد و... استفاده کرد. هنر شیشه گری مانند انواع روش‌های ساخت (فوتی و قالبی) و تزئینات مکمل (نقاشی و تراش) است. نقاشی روی شیشه با ابزار لازم بر روی شی اجرا می‌شود و بسته به نوع نقش و رنگ‌های به کار رفته یک یا چند مرحله پخت در کوره با حرارت مناسب صورت می‌گیرد. رنگ‌های مورد استفاده به صورت پودر و قابل ترکیب با حلال خاص و رنگ‌های محلول از اکسید فلزات تهیه شده‌است.

تراش روی شیشه بوسیله سنگ‌های مخصوص و ابزار فرز انجام می‌شود که در مورد اول خطوط ایجاد شده عمیق تر بوده و روی ظروف کاربرد بیشتری دارد. این سنگ با قابلیتهای تراش و مات کردن در تزئین کاربرد دارد.

محتویات

    ۱ مواد و مصالح شیشه‌گری
    ۲ روش‌های ساخت شیشه
    ۳ روش تولید شیشه رنگی
    ۴ پیشینه شیشه‌گری در ایران
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

مواد و مصالح شیشه‌گری

    ۱. عناصر پایه: سیلیس یا اکسید سلیسیم ماده اصلی تمام تولیدات شیشه‌است که به صورت شن، سنگ چخماق یا سنگ چینی وجود دارد. اکسید بوریک به عنوان عنصر اصلی در ساخت شیشه استفاده می‌شود.
    ۲. عناصر ذوب کننده: این عناصر مانند سود به صورت کربنات سدیم، سولفات سدیم، استات سدیم نقطه ذوب سیلیس را پایین آورده، به ضمیر شیشه حالت قلیایی می‌دهند.
    ۳. عناصر تثبیت کننده: برای مخلوط شدن بهتر مواد اصلی و ذوب کننده و همچنین جلوگیری از حل شدن شیشه در مواد مختلف از این مواد استفاده می‌کنند. کربنات کلسیم از رایج ترین مواد تثبیت کننده‌است.
    ۴. عناصر سفید کننده : برای خنثی کردن یک رنگ در خمیر شیشه از رنگ دیگر استفاده می‌کنند؛ مثلاً برای خنثی کردن قرمز از سبز استفاده می‌کنند.

وسایلی که در کارگاه شیشه‌گری سنتی به‌کار می‌رود:

    ۱. بوری (میله دم) : لوله توخالی و فولادی به طول ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متر و قطر ۵/۱ تا ۲ سانتی متر است که برای برداشتن شیشه مذاب از داخل کوره به کار می‌رود.
    ۲. سنگ کار : از جنس سنگ یا فلز بری گرم کردن مواد روی میله دم استفاده می‌شود.
    ۳. قاشق چوبی : به صورت ملاته گیر که همیشه خیس است و نقش قالب را دارد.
    ۴. دستگاه آب : حوضچه فلزی مکعب مستطیل که دارای آب است.

روش‌های ساخت شیشه

روش فوتی

برداشت ماده مذاب را کوره به وسیله بوری یا میله دم که قبلاً گرم شده، ثابت کردن ماده مذاب روی نوک میله، مرمری کردن یا ورز دادن و چرخاندن آن روی میز کار و گرد کردن آن، دوباره گرم کردن خمیر شیشه روی سر میله، دمیدن در میله و ایجاد حباب کوچک در وسط خمیر سر میله، سرد کردن خمیر تا جایی که سرخی خود را از دست دهد، برداشت مجدد خمیر از کوره و ثابت کردن آن روی میله دم، قاشقی کردن خمیر سر میله یا یکنواخت کردن آن، کارهایی است که باید انجام شود تا استاد کار ساخت شیشه را آغاز نماید. از این مرحله به بعد استاد کار میله دم را گرفته، به چرخش درمی آورد تا شکل اولیه ظرف را بسازد. سپس آن را به دستِ پا قالبی ساز می‌دهد تا شیاری در محل اتصال شیشه و میله فلزی واگیره ایجاد کند. سپس از آن واگیره گیر میله واگیره را به ته ظرف می‌چسباند و استاد کار میله دم را از محل شیار ظرف جدا می‌کند. بعد از این مرحله، کار شکل دادن و ساخت و پرداخت دهانه و لگوی ظرف شروع می‌شود. در مرحله بعد دسته و تزئینات را روی آن قرار می‌دهد. در پایان ظرف را با میله واگیره به پشت بر می‌دهد تا به گرمخانه ببرد سپس کوره را خاموش می‌کنند تا اشیاء هم زمان با سرد شدن هوای داخل کوره خنک شوند.

روش فوتی قالبی

در این روش، ابتدا مقداری از مواد مذاب را با میله دم از کوره برداشته، پس از آماده کردن و یک بار دمیدن در آن مقداری مواد به آن اضافه نموده گرم می‌کنند. سپس آن را در قالب قرار داده در میله دم می‌دمند تا خمیر شیشه شکل قالب را به خود بگیرد. سپس از میله دم جدا نموده، لبه کار را صاف می‌کنند و آن را به گرمخانه می‌برند، مانند انواع بطری، آبلیمو، گلاب و غیره.

روش پرسی

ساخت در قالبهای پرس بادی نیز بیشتر برای انواع بطری به کار می‌رود، به این صورت که مقدار مناسب مواد مذاب با میله دم از کوره بر می‌دارند و آن را بسیار سریع از میله دم جدا کرده در قالب پرس قرار می‌دهند و با بستن قالب و فشار هوای وارد شده در قالب، خمیر شکل مورد نظر را می‌گیرد. سپس قالب را باز کرده، به سرعت شیء ساخته شده را خارج نموده، در گرمخانه قرار می‌دهند.
روش تولید شیشه رنگی

برای رنگی کردن شیشه، در خمیر آن از اکسیدهای فلزی به ترتیب زیر استفاده می‌کنند:

    ۱. اکسید آهن : رنگ سبز روشن و تیره به دست می‌آید. همچنین با افزودن اکسید کبالت به آن، آبی خیلی کمرنگ به وجود می‌آید.
    ۲. اکسید کرم : رنگ سبز، زرد یا آبی سبز خواهد داد.
    ۳.اکسید مس : معمولاً رنگ سبز یا آبی سبز خواهد داد. در بعضی حالات نیز رنگ قرمز ایجاد می‌کند.

روش آب گز کردن

شیء شیشه‌ای ساخته شده را بعد از انبری کردن، در مقابل حرارت کوره قرار می‌دهند تا کاملاً گداخته شود. سپس آن را وارد آب کرده، به سرعت خارج می‌کنند. به این ترتیب ترکهای ریزی در بدنه پدید می‌آید سپس آن را در کوره حرارت می‌دهند تا ترکها به هم جوش بخورد. بعد از آن به تمام کردن ساخت ظرف ادامه می‌دهند.
پیشینه شیشه‌گری در ایران
شیشه‌گری در ارگ کریم‌خان.

هنر شیشه گری یکی از قدیمی ترین صنایعی است که بشر به آن اشتغال داشته‌است. کاوش‌های باستان شناسی مارلیک هنسلودشوش رواج شیشه گری در ایران باستان (عهد هخامنشی) را به اثبات می‌رساند.

قدیمی ترین نمونه‌ها از شیشه‌های دست ساز در خاورمیانه پیدا شده‌است. باستان شناسان معتقدند که سومریها در هزاره سوم قبل از میلاد با شیشه، آشنایی داشته‌اند. گیرشمن بطریهای شیشه‌ای زیادی از حفاریهای معبد چغازنبیل به دست آورده‌است. از زمان هخامنشیان، شواهد اندکی برای استفاده کلی از شیشه در دست است. آثار شیشه‌ای کهن نشان می‌دهد که تا قبل از سده اول پیش از میلاد، از شیشه فقط یه حالت توده‌ای استفاده می‌کرده‌اند. با کشف اشیای شیشه‌ای زمان پارتها و ساسانیان می‌توان گفت صنعت شیشه سازی در ایران رواج کامل داشته و از دو روش ساخت «دمیدن در قالب» و «دمیدن آزاد» استفاده می‌شده‌است. از دوره سلجوقیان تا دوره مغول ظرفهای شیشه‌ای بسیار زیبا با تزئینات مختلف به صورت مینایی، تراشیده یا با نقوش افزوده از کوره شیشه‌گران شهرهای مختلف ایران بیرون می‌آمد.

با ظهور اسلام اکثر شیشه و بلورسازان ایرانی به دمشق و حلب در سوریه کوچ کردند. در این مقطع از تاریخ شیشه گری علاوه بر تغییر کلی فرم شیشه، نقاشی و خطاطی بر روی شیشه با رنگ‌های کوره‌ای و لعاب‌های رنگی متداول شد و نوعی شیشه که اصطلاحاً مینایی نامیده می‌شود پا به عرصهٔ وجود گذاشت. دورهٔ سلجوقی (قرن ۵ و ۶هـ) نخستین دورهٔ شکوفایی شیشه گری در ایران محسوب می‌شود.

بعدها با روی کار آمدن سلسلهٔ صفوی و توجه خاص به این رشته، کارگاه‌های شیشه گری در اصفهان و شیراز ساخته شد و هنرمندان، تحت تعلیم تعدادی از بلورسازان و نیزی {ایتالیایی} قرار گرفتند.

ساعت شنی

ساعت شنی یا ساعت ماسه ای یک نوع زمان سنج می‌باشد که در قرن هشتم توسط یک کشیش اختراع گردید.

ساعت شنی از دو حباب شیشه‌ای چسبیده به هم تشکیل شده که میان آنها، سوراخ باریکی برای رد شدن شن یا ماسه تعبیه گردیده تا شن‌ها بتدریج از حباب بالا به حباب پایین منتقل شود. بعد ظرف را وارونه می‌کردند و همان عمل تکرار می‌شد. با معلوم شدن تعداد دفعات جابجا شده شن‌ها در حباب‌ها، حدود تقریبی زمان مشخص می‌گردید.

با گسترده شدن هنر شیشه گری این ساعتها نیز با دقت و ظرافت بیشتری ساخته شدند. از قرن ۱۶ تا کنون این ساعت جهت نشان دادن زمان به صورت جاری و مستمر به کار نمی‌رود بلکه از آن برای مشخص کردن شروع و پایان کار یا عملی استفاده می‌شود و فقط برای فواصل زمانی محدود کاربرد دارند . به عنوان مثال در کلیساها برای نشان دادن زمان دعا، در کشتی‌ها جهت مشخص کردن نوبت نگهبانی و یا مشخص کردن سرعت کشتی‌ها از آن استفاده می‌شد. همچنین در مجلس عوام انگلستان از این نوع ساعت وجود دارد که زمان دو دقیقه را نشان می‌دهد و این زمانی است که زنگ‌ها برای دعوت نمایندگان به رای دادن نواخته می‌شود.

امروزه از این ساعت در ترکیب‌ها و شکل‌های متفاوت و بیشتر به عنوان وسیله تزئینی استفاده می‌شود.

گره (یکای سرعت)

گره که به آن گره دریایی نیز می‌گویند واحدی برای سنجش سرعت است. علامت مخفف آن در مکاتبات kn با kt است. گره با این که جزو سیستم استاندارد بین‌المللی واحدها نیست، از نظر این سیستم شناخته شده است.[۱] گره معمولاً در ناوبری کاربرد دارد.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ دلیل نام‌گذاری
    ۳ یادداشت‌ها
    ۴ منبع

تعریف
    گمان می‌رود که این مقاله ناقض حق تکثیر باشد، اما بدون داشتن منبع امکان تشخیص قطعی این موضوع وجود ندارد. اگر می‌توان نشان داد که این مقاله حق نشر را زیر پا گذاشته است، لطفاً مقاله را در ویکی‌پدیا:مشکلات حق تکثیر فهرست کنید. اگر مطمئنید که مقاله ناقض حق تکثیر نیست، شواهدی را در این زمینه در همین صفحهٔ بحث فراهم آورید. خواهشمندیم این برچسب را بدون گفتگو برندارید.

هر گره برابر ۱۸۵۲ متر در ساعت است طبق تعریف یک گرهٔ بین‌المللی برابر است با سرعت یک مایل دریایی بر ساعت برابر ۱۸۵۲ متر بر ساعت. این تعریف از نیمهٔ دوم قرن بیستم به تدریج در کشورهای مختلف پذیرفته شد. قبل ار آن در کشورهای مختلف طبق تعریف مایل دریایی در سیستم‌های اندازه‌گیری معمول در آن کشورها تعریف می‌شد و درنتیجه در سراسر دنیا یکسان نبود. گره دریایی در قدیم گاهی به غلط به معنی مایل دریایی به کار می‌رفت.

سرعت وسیلهٔ نقلیه نسبت به سیالی که در آن قرار دارد (و نه زمین) معمولاً بر حسب گره سنجیده می‌شود.

واحد اندازه‌گیری مسافت را بر دریا گره می‌نامند که خود معادل ۱۸۵۲ متر است و به استعاره در غرب نات نامگذاری نموده‌اند که در ترجمه نات به معنای گره می‌باشد و بر اساس لغتنامه دهخدا، گره نامی پارسی است و ریشه در پارسی باستان دارد و از بعدی نیز واحد اندازه‌گیری و ربع چارک است اما در این نامه که مختص به گره دریایی است گویند که دریانوردان ایران باستان به نخستین بار این واحد را کشف نمودند. انان یسمانی را به داخل اب رها می‌نمودند که به فاصله هر ۶متر بر روی ان گره‌ای موجود بود و به زیر اب رها، به ان هنگام که کشتی ساکن بود گره‌ها نا پیدا بودند و هر جه بر سرعت کشتی اضافه می‌گشت و سرعتش فزونی می‌گرفت گره‌های روی ریسمان یک یه یک بیرون می‌آمدند و دریانوردان با شمارش گره‌های بر روی ریسمان سرعت شناور را تعیین می‌نمودند و با توجه به سرعت مسافت طی شده و باقی مانده را محاسبه می‌کردند.

اما موریسون اشارت دارد که گره دریایی تقریبا یکصد سال بعد از کزیستف کلب اختراع گشت و همانند ان ریسمان بود با این تفاوت که فاصله گره‌ها از یکدیگر به ۲ متر بود و در میان ایرانیان به ۶ متر و طول ریسمان انان به ۶۰ متر و گویی از الیاف شاهدانه بافته شده بود

انان ریسان را از الیاف شاهدانه می‌بافتند اما به ایران باستان از کنف و کنخا که هر دو در زمره واژگان پارسی و ریسمانی بافته شده از کنف که خود همان از پوست کتان بود و پیچ در پیچ و به‌غایت محکم و کنخا از الیاف کنف برهم تنیده که در غرب نیز ان را ناب می‌نامند و اصطلاحی برای اذین نمودن و بستن و در پایان برهانی قاطع بر وضع نخستین واحد سنجش سرعت دریایی در ایران باستان.

هر گره برابر ۱۸۵۲ متر در ساعت است
دلیل نام‌گذاری

در گذشته در بعضی کشتی‌ها سرعت را به این ترتیب اندازه می‌گرفتند که یک قطعه چوب را که طنابی به آن متصل بود از عقب کشتی به آب می‌انداختند. تکه چوب نسبت به آب ثابت می‌ماند و طناب با سرعت برابر با سرعت کشتی نسبت به آب از دستان ملوانی که سرعت را اندازه می‌گرفت می‌گذشت. روی طناب گره‌هایی در فواصل مشخص وجود داشت که ملوان با شمارش آنها سرعت را اعلام می‌کرد. برخی دیگر نیز با ساعت شنی زمان را محاسبه می‌کردند. به این ترتیب سرعت کشتی محاسبه و به ناخدا اعلام می‌شد.

متر بر ثانیه

متر بر ثانیه یکایی متریک و SI برای سرعت و سرعت برداری است[۱] که هر واحد آن برابر است با پیمودن یک متر در طول یک ثانیه.

نماد رسمی آن در اس‌آی m·s−۱ یا m/s یا \tfrac{\mbox{m}}{\mbox{s}} است.[۲]

۱ متر بر ثانیه برابر است با:[۱]

    = ۳٫۶ کیلومتر بر ساعت (دقیقاً)
    ≈ ۳٫۲۸۰۸۴۰ پا بر ثانیه (تقریباً)
    ≈ ۲٫۲۳۶۹۳۶ مایل بر ساعت (تقریباً)
    ≈ ۱٫۹۴۳۸ گره (تقریباً)

سرعت

سرعت یا تُندی (به انگلیسی: Speed) در علم سینماتیک به مفهوم بزرگی سرعت برداری یک جسم گفته می‌شود. سرعت یک کمیت برداری است و واحد آن در SI متر بر ثانیه می‌باشد. سرعت متوسط یک جسم در یکای زمان، به معنای مقدار جابجایی طی شده در آن مدت توسط جسم است. سرعت لحظه‌ای نیز به صورت حد سرعت در صورتی که بازه زمانی به صفر میل کند، تعریف می‌گردد.

    v = \frac{d}{t},

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ حرکت با سرعت ثابت
    ۳ معادلهٔ سرعت زمان
    ۴ سرعت متوسط
        ۴.۱ مقایسه مسافت با جابجایی
            ۴.۱.۱ تعریف مسافت
            ۴.۱.۲ تعریف جابجایی
        ۴.۲ مقایسه سرعت متوسط با تندی متوسط
    ۵ منابع

تعریف

سرعت که با نام v نمایش می‌یابد، به صورت مشتق مسافت نسبت به زمان تعیین می‌شود:

    v = \left|\mathbf v\right| = \left|\dot \mathbf r\right| = \left|\frac{d\mathbf r}{dt}\right|

حرکت با سرعت ثابت

حرکت با سرعت ثابت یا اصطلاحاً حرکت بدون شتاب، به حرکتی گفته می‌شود که در آن جسم روی خط راست و بااندازهٔ شتاب صفر حرکت می‌کند. یعنی نرخ تغییرات سرعت آن، صفر است. در این حالت، نمودار سرعت زمان به صورت خطی به موازات محور t خواهد بود (شیب خط برابر اندازهٔ شتاب است).
معادلهٔ سرعت زمان

معادلهٔ سرعت زمان معادله‌ای است که متغیرهای آن v و t می‌باشند و همان معادلهٔ نموداری است که در نمودار سرعت-زمان رسم می‌شود و بیانگر سرعت لحظه‌ای جسم در هر لحظه است. فرم کلی معادله سرعت زمان برای حرکت با سرعت ثابت روی خط راست به صورت زیر است: v=at+v0 که در آن،a برابر شتاب جسم در لحظهٔ t، t زمان و v0 برابر سرعت اولیهٔ جسم است.
سرعت متوسط

در فیزیک و مکانیک، سرعت متوسط (به انگلیسی: Average speed) عبارت است از مقدار جابجایی طی شده در واحد زمان و واحد آن در سیستم SI متر بر ثانیه است.

    d = \boldsymbol{\bar{v}}t\,.

مقایسه مسافت با جابجایی
تعریف مسافت

مسافت: عبارت است از طول کل مسیر طی شده توسط یک متحرک که ارتباطی به ابتدا و انتهای مسیر ندارد.
تعریف جابجایی

جابجایی: عبارت است از برداری که از ابتدای مسیر حرکت یک متحرک به انتهای مسیر متصل می‌شود.
مقایسه سرعت متوسط با تندی متوسط

    تندی متوسط: مسافت پیموده شده در واحد زمان.
    سرعت متوسط : جابجایی در واحد زمان.
    تندی کمیتی نرده‌ای ولی سرعت متوسط کمیتی برداری می‌باشد.

دوره تناوب

دورهٔ تناوب به فاصلهٔ زمانی بین دو قلّهٔ متوالی موج (یا بین هر دو نقطهٔ متناظر موج در دو تناوب متوالی) گفته می‌شود. دورهٔ تناوب برابر با عکس بسامد است، یعنی:

    T=\frac{1}{f}

همچنین رابطهٔ سرعت v موج، طول موج \lambda و دورهٔ تناوب به صورت زیر می‌باشد:

    v = f \lambda \,

در سیستم یکاهای بین‌المللی SI یکای بسامد به احترام هاینریش هرتز، هرتز (Hz) نامیده می‌شود.