اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

تاریخ ایران باستان ۲ (کتاب)

تاریخ ایران باستان (جلد ۲) کتابی است که شیرین بیانی در ۱۳۸۱ به فارسی نوشته است. موضوع این کتاب ورود آریایی‌ها به ایران تا پایان دوره هخامنشی است.

شیرین بیانی

شیرین بیانی (زاده ۱۳۱۷) تاریخ‌نگار، پژوهشگر، استاد دانشگاه و مولف ایرانی است. او علاوه بر تدریس در دانشگاه تهران، به سفرهای پژوهشی در قاره‌های آسیا، اروپا و آمریکا دست زده‌است و کتاب‌های تاریخ‌شناسی تالیف کرده‌است. کتاب سه جلدی «دین و دولت در ایران عهد مغول» او برنده جایزه کتاب سال ایران در سال ۱۳۷۰ شد.[۱]
محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ آثار
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

زندگی

شیرین بیانی در ۱۱ مرداد ۱۳۱۷ در تهران زاده شد. پدر و مادرش، ملکه ملک‎زاده و خانبابا بیانی هر دو از استادان ایران بودند. او در دبیرستان‌های ژاندارک و انوشیروان دادگر در رشتهٔ ادبی تحصیل کرد و کارشناسی خود را در تاریخ از دانشگاه تهران گرفته و دوره دکترایش را در دانشگاه سوربن (۱۳۴۱) فرانسه گذرانید. او در ایران در رشته‌های تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیش از اسلام و تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مغول - ایلخانی با عنوان پروفسور (استاد) در دانشگاه تهران تدریس کرد[۱].

شیرین بیانی با محمدعلی اسلامی ندوشن ازدواج کرده‌است و دو فرزند پسر دارد.[۱]
آثار

    «دمساز دو صدکیش: دربارة مولانا جلال‌الدین»، شیرین بیانی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۴
        مؤلف در این کتاب سعی کرده‌است جنبه‌های گوناگون زندگی مولانا جلال‌الدین را «با پیروی از طرز اندیشة خود وی» مورد بررسی قرار دهد. کتاب در دو بخش تدوین شده‌است. نویسنده در بخش اول به «خاندان و سرچشمه‌های فکری مولانا جلال‌الدین» می‌پردازد. تأثیر مکاتب مختلف تصوف و نیز اندیشة عرفانی شمس‌الدین تبریزی بر مولانا در این بخش مورد بحث قرار می‌گیرد. بخش دوم کتاب به «اندیشه‌های عرفانی، علمی و سیاسی مولانا» اختصاص دارد.
    ۱۳۷۹ - مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، سازمان سمت
    ۱۳۸۱ - ایران از ورود آریاییها تا سقوط هخامنشیان، سازمان سمت
    ۱۳۷۷ تیسفون و بغداد در گذر زمان، انتشارات جامی
    ۱۳۶۷-۷۵ - کتاب سه جلدی «دین و دولت در ایران عهد مغول»، انتشارات مرکز نشر دانشگاهی (برنده جایزه کتاب سال ایران در سال ۱۳۷۰)[۱]
    ۱۳۵۵ - شامگاه اشکانیان و بامداد ساسانیان، انتشارات دانشگاه تهران
    ۱۳۵۵ - هشت مقاله در زمینهٔ تاریخ، انتشارات توس
    ۱۳۵۳ - ایران در برخورد با مغول، انتشارات طهوری
    ۱۳۵۲ - زن در ایران عصر مغول، انتشارات دانشگاه تهران
    ۱۳۴۳ - تاریخ آل جلایر، انتشارات دانشگاه تهران

    ترجمه تاریخ سری مغولان

تاریخ سری مغولان

تاریخ سری مغولان (به مغولی: Monggol-un Nigucha Tobchiyian.png) کتابی است نوشته شده به زبان مغولی و نامدار به یوان‌چائویی‌شه، که در ۱۲۴۰م نوشته شده است.[۱] این کتاب کتابی درباره مغولان و لشگرکشی‌های آنان در زمان حیات چنگیز است.

این کتاب از هم دیدگاه تاریخی و هم از دید ادبی بسیار مهم است، به ویژه که به خوارزمشاهیان، بخش‌های پردامنه‌ای را اختصاص داده است.[۱] تاریخ سری مغولان از معدود آثار نوشته شده و بازمانده از مغولان و تنها مدرکی است که نگاه آنان را به رویدادها تاریخی، بدون موشکافی‌های ملت‌های دیگر از آنان، نشان می‌دهد.[۲]

تاریخ سری مغولان مشتمل بر روایاتی منظوم از سرچشمه‌های اسطوره‌ای خاندان تموچین (چنگیزخان)، از هنگامی که نخستین پیشینیان مغولان از دریای تنگریس به سرچشمه رود انان در مغولستان غربی آمدند، است و به بیان رخدادهای تاریخی آنان تا اواخر حکومت اوگتای، نخستین جانشین چنگیزخان می‌پردازد. گستره جغرافیایی رخدادهای مورد گفتگو در این اثر شامل برخی سرزمین‌های آسیای مرکزی، مغولستان، چین، افغانستان و پاکستان می‌باشد.[۲]

تاریخ سری مغولان از جهت این که اوّلین منبع دست اوّل و اساسی در مطالعات مغول‌شناسی می‌باشد، از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است؛ و می‌تواند گوشه‌های بسیاری از چگونگی تکوین و تشکیل حکومت مغول و زندگی تموچین، چنگیز را روشن سازد؛ و به همین دلیل است که بعدها خود منبعی دست اوّل برای تاریخ نویسان معتبر این عهد، چون عطا ملک جوینی، برای تدوین «تاریخ جهانگشای» و رشیدالدّین فضل‌اللّه، برای تدوین «جامع التّواریخ» گردید.[۳]

محتویات

    ۱ نگارش کتاب
    ۲ کتاب در دست چینیان
    ۳ ترجمه‌ها
    ۴ منابع

نگارش کتاب

هم‌قطاران پیر و پیروان وفادار و امیران لشکر چنگیزخان شب‌های زیادی را به دور آتش‌های بزرگ اردوگاه و یا در چادرهای سفید جمع می‌شدند و از وقایع گذشته خاطرات گذشته را که رویدادهای تاریخی زمان خود بودند بازگو می‌کردند. این نوشته‌ها که با دست خطهای زیبا تهیه شده بود پس از مدتی جمع‌آوری شدند و کتاب تاریخ محرمانه مغول را تشکیل داد.

بخشی از این سند به صورت داستان‌های حماسی و بخشی دیگر شکل اولیه تاریخ مغول را نشان می‌دهد.

این کتاب با مراقبت بسیار در محل خاص اسناد تاریخی و دولتی نگهداری می‌شد و فقط در دسترس اعضاء خانواده امپراتوری بود.
کتاب در دست چینیان

امپراتوری چنگیز در قرن چهاردهم میلادی در آستانه فروپاشی قرار گرفت. گروهای ملی‌گرا در چین آخرین بازماندگان قدرت مند مغول را در سال ۱۳۶۸ میلادی از پکن بیرون راندند و بقایای مغولان را به سخره گرفتند و عمارات و قصرها و جبه‌های باارزش آن ها را به آتش مشعل کشیدند. اما پادشاهان جدید چینی یعنی مینگ‌ها در حفظ کتاب کوشیدند.

چینی‌ها برای اداره مغول های مزاحمی که هنوز در مرزهای شمالی چین حضور داشتند، نیاز به مترجمینی پیدا کردند که به زبان مغولی چیره باشند. کتاب تاریخ محرمانه برای تربیت چنین افرادی که به زبان مغولی آشنا شوند مورد احتیاج آن ها بود. در نتیجه دانشجویانی که به آموزش این سند تاریخی از دیدگاه یادگیری زبان مغولی که در آن لفظ‌های مغولی به طور سمبلیک و هر کدام جدا از دیگری با علامت خاصی مشخص و نشان داده شده بود توانستند این سند را ترجمه و به صورت کتابی عرضه کنند.

دانشجویان مینگ (پادشاه چین) بعد از ترجمه این سند تاریخی در قالب صدا و علامت و برگردانیدن آن به زبان خودشان، کتاب تاریخ محرمانه را به عنوان چیز بی‌ارزشی به دور انداختند.
ترجمه‌ها

در سال ۱۸۷۷ یک کشیش روسی که به زبان چینی آشنایی داشت، کتاب را در پکن کشف و به روسی برگرداند.

در سال ۱۹۰۸ پس از پدیدار شدن دانش پژوهان در اروپا، آسیا و آمریکا به برگردان این سند تاریخی دست زدند به سبب دشوار بودن برگردان لغات اصلی مغولی از روی شخصیت های چینی، ترجمه‌هائی به زبان های مختلف به وجود آمد، ولی هیچ کدام آن ها قابل اعتماد و رضایت‌ بخش نبود.

در سال ۱۹۶۹ میلادی دکتر ایگور در اچلو تلیز استاد تاریخ خاورزمین در دانشگاه ملی استرالیا با کمک از کامپیوتر و برگردان ۳۸۰۰۰ کلمه مغولی به انگلیسی این کتاب را به طور دقیق برگردان نمود. تاریخ سری مغولان توسط شیرین بیانی، از زبان فرانسه به فارسی ترجمه شده‌است.

زبان مغولی

زبان مُغولی (در مغولی: Монгол) زبانی رایج در جمهوری مغولستان و بخش‌هایی از چین و فدراسیون روسیه‌است. شمار گویشوَران آن ۵٫۷ میلیون است.

مغولی جزو زبان‌های آلتائی است و ارتباط دستوری و واژگانی با زبان‌های ترکی و تونگوزی دارد. زبان‌های دیگر مرتبط با مغولی زبان کالمیک در شمال قفقاز، بوریاتی در سیبری شرقی، چند زبان اقلیتی در چین و همچنین زبان اقلیت مغول‌زبان در میان هزاره‌های افغانستان است.۹۰٪ گویشوران مغولی در مغولستان ساکن هستند. نظریات رایجی در زبان‌شناسی زبان‌های مغول‌تبار را با ژاپنی و کره‌ای نیز همریشه می‌دانند.

گویش اصلی مغولی گویش خالخا نام دارد که در شهر اولان‌باتور، پایتخت مغولستان، صحبت می‌شود. گویش دیگر مغولی در مغولستان داخلی (چین) و مغولستان شمالی صحبت می‌شود که متکلمان آن یک میلیون از خالخا بیشترند.

کتاب تاریخ سری مغولان که درباره پاره‌ای حوادث و وقایع تاریخی امپراتوری عظیم مغولان است، از آثار ارزشمند به زبان مغولی می‌باشد.

انشان

اَنشان یا انزان نام ناحیهٔ مهم ایلامی در ایران باستان است.

حدود سال‌های ۱٬۱۰۰ تا ۷۷۰ پیش از میلاد انشان جزئی از خاک ایلام بود.[۱]

حدود ۷۷۰ تا ۶۴۶ پیش از میلاد، قبایل پارسیان، ایلامیان انشان را وادار به مهاجرت به سمت شهر شوش کردند.[۲]

در سال ۵۵۸ پیش از میلاد، پادشاهی کوروش بزرگ (کوروش دوم) در انشان و خوزستان آغاز شد.[۳]

محتویات

    ۱ اهمیتِ انشان در ایران باستان
    ۲ گمانه‌ها در موردِ انشان
        ۲.۱ انشان در فارس
        ۲.۲ انشان در خوزستان
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ پانویس
    ۵ منابع

اهمیتِ انشان در ایران باستان

یک متن آشوری مربوط به تخریب ایلام توسط آشوربانی پال شاه پارسوَش را به عنوان کورَش ذکر می‌کند. این کورَش باید همان کوروش اول در سلسله نسب هخامنشی باشد. کورَش پیشنهاد تبعیت از آشوربانیپال را داد و پسرش نینِوِه را عنوان تصدیق حسن نیتش فرستاد. با این منبع، خاندان هخامنشی اولین ورودی گزارش تاریخی هستند.[۴]

در متن بابلی کوروش دوم (کوروش بزرگ)، او پدربزرگش، کوروش اول را عنوان شاه بزرگ انشان می‌دهد. از اینرو به نظر می‌رسد که اولین کوروش، حاکم ایالت پیشین ایلامی انشان/انزان در فارس بوده و همچنین رئیس سیاسی پَرسووَش بوده است. دو سرزمین مشخصاً منطبق برهم هستند.[۵]
گمانه‌ها در موردِ انشان

نظرات مختلفی در مورد محل منطقه و شهر انشان ابراز شده‌است. این گمانه‌ها را می‌توان بر گمانه‌های نوین و قدیم بخش کرد. مورخین و باستان شناسان و تا پیش از کاوش ای باستانشناسانهٔ ویلیام سامنر در سال ۱۹۷۲ در ملیان (دشتِ بیضای استان فارس) بیشتر جایِ انشان را در خوزستان می‌پنداشتند اما پس از این کاوش‌ها، ایده‌های نوین بر وجودِ انشان در دشتِ بیضا اشاره دارد و تا کنون نیز پابر جاست.

===آنشان نام شهری در شمال خوزستان می باشد که هم اکنون نامش "ایذه" است. این شهر که در دوره های تاریخی مختلف نامش تغییر یافته نیز میزبان جاده ابریشم بوده است. تئوری بی اساس دیگری نیز وجود دارد که آنشان در دشت بیضا یا بیضه است ولی اگر کمی صادقانه به مسئله نگاه کنیم میبینیم شهری که نامش : آنشان>آنزان>انزان>ایدج>ایذج>و> بعد ها در زمان اعراب ایدج الاحواز بوده و جاده ابریشم از آن میگذرد و تمدن غنی عیلامی در آن شکل گرفته واجد شرایط تر از دشتی خالی از سکنه و نقطه صفر زندگی و تمدن انسانی است می باشد. بنده از همینجا از مسئولان و ویرایشگران ویکی پدیا پارسی تقاضا دارم هر مطلب کذب و دروغی را تحت عنوان واقع بینی ننویسند و تایید نکنند! واقعا بیضا یا بیضه چه ربطی به آنشان دارد؟ اسمشان از یک خانواده است؟ اخطار به ویکی پدیا پارسی

                                                                                                            بنده قصد خرابکاری یا به گفته شما حذف فله ای یک مطلب علمی و مفید را ندارم تنها قصد بنده این است که ویکی پدیا را غنی تر کنم با زدودن آن از مطالب کذب و دروغ!!! بنده در همینجا از این سایت معتبر و نویسندگان بی طرف تقاضا دارم هرچه سریعتر مطلب کامل و موثق تاریخی درمورد شهر"آنشان" که در کتیبه کورش آمده تهیه و منتشر کنند" باتشکر****====

انشان در فارس

اَنشان یا انزان نام ناحیه مهم ایلامی در فارس غربی و مرکز آن است. متون اکدی و سومری در اواخر هزاره سوم پیش از میلاد گواهی سرزمین انشان را می‌دهد. حاکمان ایلامی در هزاره دوم پیش از میلاد، به طور سنتی عنوان شاه انزان و شوشان (شوش) را بر می‌داشتند، انزان معمولاً لفظ ایلامی انشان بود. در اواسط هزاره پیش از میلاد، انشان سرزمین خانگی پارس‌های هخامنشی شد.[۶]

طی سالیان اخیر سرزمین و شهر انشان همواره شریک قسمت‌های مختلف جنوب ایران گرفته می‌شد. در ۱۹۷۰، محل گسترده باستانی که تپه ملیان نامیده می‌شد واقع در دشت بیضا در غرب فارس (واقع در ۳۶ کیلومتری شمال غرب شیراز) به عنوان شهر گمشده پیشنهاد شده بود. سال‌های بعدتر، قطعه پاره آجری که کتیبه‌ای به خط میخی ایلامی نشان می‌داد و در سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ در محل جمع‌آوری شد، که قسمت‌هایی از یک تعهد را دربر داشت، توسط یک شاه ایلامی اواخر هزاره دوم پیش از میلاد، اعلام شده که برای معبد واقع در انشان توصیف شده است. علاوه بر این، تعدادی از متون اقتصادی-ادارای حفاری شده در مَلیان در ۱۹۷۲ و بعد از آن گواهی داد که انزان، ظاهراً همان جایی است که متون، نوشته شده بودند. این یافتن‌های می‌تواند کمک کننده پیشنهاد شناختن مَلیان به عنوان محل شهر باستانی انشان باشد.[۷] در سال ۱۳۴۹، یافته‌های باستان‌شناسی در منطقهٔ تپه مَلیان (شهرستان سپیدان) در دشت بیضای استان فارس این گمان را پیش کشید که تپه ملیان محل شهر گمشدهٔ انشان باشد. با یافتن پاره‌آجرهایی با خط میخی عیلامی در این جایگاه، این گمان تقویت شد. این نوشته‌ها که به نام یک شاه عیلامی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد است از هدایای او به معبد انشان نام می‌برد. با توجه به این یافته‌ها، این نظریه وجود دارد که شایدمنطقه انشان شمال غربی استان فارس را در بر بگیرد.[۸][۹][۱۰][۱۱] پَرسووَش باید برگردان آشوری فارسی باستان پارسه باشد که بازگو کردن مشخصه استان فارس است و این نباید با گواهی پَرسووَش در در ناحیه کرمانشاه قرار دارد ما را گمراه کند. در همان زمان، انشان نامی سنتی برای جنوب بین‌النهرین برای ناحیه فارس شمالی باقی ماند.[۱۲]
انشان در خوزستان

ریچارد فرای در کتاب میراث باستانی ایران در اینباره چنین نظر می‌دهد:

    انزان شاید بخشی از ایلام در کوههای شرقیِ آن سرزمین بود ولی تعیینِ درستِ مرزهای آنجا ناممکن است.[۱۳]

ویل دورانت اما بی هیچ تردیدی انشان را در خوزستان می‌پندارد:

    ولایت انشان (شامل خوزستان و بختیاری) در فرمانِ مادیان بود.[۱۴]

    پسر و جانشین هخامنش، (چیش پیش ۶۴۰ تا ۶۷۵ پیش از میلاد) به خود لقبِ پادشاه شهر انشان داده بود و ما تصور می‌کنیم که این شهر همان مسجد سلیمان کنونی است.[۱۵]

در فرهنگِ معین نیز انزان و انشان، نامِ قدیمِ خوزستان درج شده است.[۱۶] و بدنبالِ آن در فرهنگِ دهخداو پیرنیا نیز بهمین گونه است.

شوش (شهر باستانی)

شوش (Susa تلفظ: /سوزا/) واقع در استان خوزستان یکی از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های شناخته شدهٔ جهان است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه‌گذاری شده، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند. طبق اسناد باستانی شوش از مهمترین و باشکوه ترین شهرهای باستانی ایران و جهان بوده است و فعالیت‌های باستانشناسی در آن ادامه دارد.[۱]

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته‌است، یکی تمدن میانرودان ودیگری تمدن عیلام. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته‌است.

در حدود ۲٬۷۰۰ پیش از میلاد پادشاهی ایلام به پایتخیتی شوش تشکیل گردید.[۲]

شوش در دوره ایلامی‌ها هزاران سال مرکز این تمدن مهم بوده است. در دوره هخامنشیان شوش پایتخت سیاسی این امپراطوری پهناور بوده است.[۳] پس از آن نیز متاثر از رویدادهای تاریخی دستخوش تحولات بوده و پس از حمله اسکندر به تدریج مرکزیت خود را از دست داد. در دوره ساسانیان شوش به همراه شوشتر و جندی شاپور به عنوان مراکز اقتصادی تولید و صادرات ابریشم به اقصی نقاط جهان مطرح بودند. شوش در سال ۱۷ هـ. ق به تصرف مسلمانان درآمد. در دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پرجمعیت وپررونق بود، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش اهمیت خود را از دست داد.[۴][۵] شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌داد. می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده‌است.

از سوی دیگر ایجاد راه‌ها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملت‌های گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید وبسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از ۳۰ هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد ۲۰ هزار گاو - اسب، زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.

به گواه نگاشته‌های تاریخ معاصر ایران باستان شناسان فرانسوی حجم عظیمی از آثار باستانی شوش را از ایران خارج کردند و برای این منظور از راه آهن و تعداد زیادی کشتی و کار شبانه‌روزی هزاران برده و کارگران ایرانی استفاده می‌کردند.[۶] آثار بجا مانده از شهر شوش حتی پس از حمله اسکندر و فرسایش طبیعی به حدی بوده که در تمام سفرنامه‌های مربوط به آن منطقه موجب بهت و شگفتی بوده و مطالب زیادی درباره آن نوشته شده است در حالیکه غارت فرانسوی‌ها به حدی بوده که امروزه چیز زیادی از آثار قابل رویت شوش به جز آثار مدفون در زیرخاک باقی نمانده است و این در حالیست که امروز تقریباً موزه‌ای در گوشه‌ای از جهان نیست که آثار متعددی از شوش در آن نباشد و این نشانده ابعاد وسیع غارتگری آثار شوش باستان طی چند دهه می‌باشد.[۷][۸][۹]

زیگورات چغازنبیل در حدود چهل کیلومتری ویرانه‌های کاخ آپادانای شوش قرار دارد.

به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکده مسکونی است. امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده‌اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده‌اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین‌المللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابل، کلده، لیدی، نیل و لیبیه و ...[نیازمند منبع]

بنا به دانشنامه ایرانیکا در حدود ۴٬۲۰۰ پیش از میلاد شهر شوش در جنوب غربی ایران بنیانگزاری گردید.[۱۰] سفالینه‌های نقاشی شده متعلق به حدود ۳٬۵۰۰ پیش از میلاد در شوش واقع در ایلام بیانگر دوره‌ای پیشرفته از طرح‌های هندسی، ایجاد سبک خاص از انسان و شکل‌هایی از جانوران در آنها می باشد.[۱۱]

در سال ۵۵۸ پیش از میلاد پادشاهی کوروش بزرگ (کوروش دوم) در انشان (فارس) و خوزستان آغاز شد و پایتخت هخامنشیان به شوش منتقل شد.

چغازنبیل

چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی است که در زمان ایلام (عیلامی‌ها) و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهر دوراونتش است و در نزدیکی شوش (شهر باستانی) در استان خوزستان قرار دارد.

این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. جامعه بین‌المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است.[۱]

خاورشناسان چغازنبیل را نخستین ساختمان مذهبی ایران می‌دانند.[۲]

محتویات

    ۱ جایگاه
    ۲ تاریخچه
    ۳ متن کتبه
    ۴ اندازه
    ۵ نگارخانه
    ۶ در سینما
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پیوند به بیرون
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع

جایگاه

چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش (شهر باستانی) و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جزء شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است.
تاریخچه
عکس هوایی و راهنمای قسمتهای دور اونتاش

این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ. م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شوش (شهر باستانی)، ساخته شده‌است.

مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شوش (شهر باستانی) و ۳۵ کیلومتری غرب شهر شوشتر، در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه است. دسترسی به این اثر باستانی از جاده‌ای انحرافی در جاده شوش به اهواز و همچنین از جاده شوشتر به هفت تپه (جاده کشت و صنعت کارون) مقدور است.

«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستان‌شناسان به «دور-اونتَش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش»» است.

اونتاش گال پادشاه ایلام باستان است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده‌است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده‌است و مرتفع‌ترین بخش آن است.

این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ. م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شوش (شهر باستانی)، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید، اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیب‌های فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصاً باقی‌مانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است.

چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است. در بعضی از کتب تاریخی قدیمی، شوش (شهر باستانی) را چغازنبیل نامیده‌اند.
متن کتبه

در چغازنبیل کتبه‌ای با متن زیر به پیدا شد.[۲]

    من اونتاش گال: آجرهای طلائی را حکاکی کردم. من در اینجا این مأوا را برای خدایان گال و ابنشوشیناک برپا کردم و این مکان مقدس را هدیه کردم. باشد که کارهای من که هدیه‌ای است برای خدایان گال و اینشوشیانک پذیرفته شود.

اندازه

بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۰۵ متر در ۱۰۵ متر است، یعنی دو برابر یک زمین فوتبال.

شوش

شوش شهری است با ۵/۶ کیلومتر مربع مساحت در ۲۴ کیلومتری جنوب غربی دزفول و ۱۱۵ کیلومتری شمال غربی اهواز بین ۳۲ درجه و ۲ دقیقه عرض شمالی و۴۷ درجه و ۱ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد. بلندی شهر شوش از سطح دریا ۸۷ متر و فاصله هوایی تا تهران ۴۷۹ کیلومتر است. فاصله زمینی شوش تا تهران ۷۶۶ کیلومتر، تا اهواز ۱۱۵ کیلومتر، تا دزفول ۲۴ و تا اندیمشک ۳۸ کیلومتر است. حدود ۱۳۲۹ هـ. ش به مرکز بخش تبدیل شد.

شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروفترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار ساله مملکت عیلام و همچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده‌است؛ و از طوایف لر کوچک و لر بزرگ بختیاری از دزفولی شوشتری و اقوام دیگر ایرانی همچون عرب زندگی می‌کنند حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف نموده: شوش به معنی شهر زیبا، باصفا، خوب و لطیف. در تورات و در قاموس موسی درباره شوش آمده‌است: شوشن یا شوشان در عبری زنبق بوده، در یونان سوسنای می‌گفتند و نامهای دیگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگی از ولایت شوش و عیلام را هم «سوسیانا» یا «سوزیانا» می‌گفتند. شوش یا شوشن نام همه گیاهان تیره سنبل و زنبق و نرگس و اسپرغم به شمار می‌رود. شوش در قرون وسطی آباد و مرکزی بزرگ برای خوزستان بوده‌است که در آن روزگار چندین شهر، آبادی و حومه داشته و در آن شهر قلعه‌ای محکم و قدیمی، بازارهایی با شکوه و مسجدی با ستونهای گرد وجود داشته‌اند. این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام، ترنج، انار و نیشکر معروف بوده‌است. آرامگاه دانیال نبی در شهر شوش واقع گردیده‌است. شوش در دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پرجمعیت و پررونق بود، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش کم‌کم اهمیت خود را از دست داد. در طبقات پایین‌تر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به ۸ هزار سال پیش می‌دانند.

محتویات

    ۱ بزرگان شهر شوش
    ۲ آرامگاه دانیال نبی (ع)
    ۳ بقعه دعبل بن خزایی
    ۴ نصب و حذف مجسمه دعبل در شهر شوش
    ۵ تاریخ شوش
        ۵.۱ مذهب در اوایل دوران اسلامی
    ۶ تپه‌های باستانی شوش
    ۷ اقتصاد شهر شوش
    ۸ کشاورزی
        ۸.۱ شیوه‌های آبیاری زمین‌های زراعی
            ۸.۱.۱ اراضی زیر شبکه مدرن آبیاری دز
            ۸.۱.۲ اراضی زیر ایستگاه پمپاژ چاه‌ها
    ۹ آب و هوا
    ۱۰ منابع طبیعی
    ۱۱ جاذبه‌های گردشگری
        ۱۱.۱ چغازنبیل
        ۱۱.۲ کاخ اردشیر (کاخ شاوور)
        ۱۱.۳ ایوان کرخه
        ۱۱.۴ کاخ آپادنای شوش
        ۱۱.۵ هفت تپه
        ۱۱.۶ رود کرخه
        ۱۱.۷ قلعه شوش
        ۱۱.۸ ویندی پارک شوش یا پارک میراث فرهنگی
    ۱۲ مراسم مذهبی
    ۱۳ هنرمندان
    ۱۴ آداب و رسوم اقوام لر شوش
        ۱۴.۱ آداب ازدواج
        ۱۴.۲ تولد نوزادان
    ۱۵ معماری و آثار تاریخی
    ۱۶ دیدنی‌ها
    ۱۷ روستاها
    ۱۸ صنایع دستی
    ۱۹ پانویس

بزرگان شهر شوش
نمای هوایی از شهر شوش که مرقد پیامبر دانیال و قلعه آپادانا در آن مشخص است،
قلعه شوش.

    دانیال در باور ادیان ابراهیمی یکی از پیامبران بنی اسرائیل(قرن هفتم پیش از میلاد) است. دانیال به زبان عبری به معنای «خدا قاضی من است» می‌باشد. در سال ۶۰۶ پیش از میلاد وی را به دربار «بخت النصر» پادشاه بابل به اسارت بردند. وی در آنجا به علوم کلدانیان و زبان مقدس واقف گردید و در حکمت از آنان پیشی گرفت. اولین واقعه‌ای که سبب نفوذ دانیال نبی گردید تعبیر خواب نبوکد نصر بود. بدین گونه ادعای پیغمبری نمود و مورد توجه آن پادشاه قرار گرفت. وی به همراه عده‌ای از قوم یهود به ایران مهاجرت نمود ودر شوش ساکن شد ودر آنجا درگذشت.

آرامگاه دانیال نبی در ساحل شرقی رودخانه شاوور و روبروی تپه ارگ قرار دارد و دارای گنبدی ارچین است.[نیازمند منبع]

    دِعبِل خُزاعی (زاده ۱۴۸-درگذشته ۲۶۴ قمری) با نام کامل ابوعلی، دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی کوفی، شاعر، ادیب و عالم شیعی که مدیحه‌سرا و ذاکر فضایل اهل بیت بود.

آرامگاه دانیال نبی (ع)

آرامگاه دانیال نبی در ساحل شرقی رودخانه شائور، رو به روی تپه ارگ، واقع و مدفن یکی از پیامبران بنی اسرائیل دانیال است که در تورات یک کتاب با دوازده باب به او اختصاص دارد. بقعه شامل دو حیاط است که دور تا دور آنها حجره‌ها و ایوان‌هایی ساخته شده است.

بقعه در انتهای حیاط دوم که بزرگتر و وسیع تر است ساخته شده است. این حیاط از سه طرف دارای اتاق‌هایی است که برای اقامت زوار ساخته شده است. مقبره در ضلع مقابل مربع مستطیل حیاط دوم واقع و دارای مساحت کوچکی است که دور آن را دالانی فرا گرفته است.

در این بقعه ضریحی و در زیر آن مرقدی با سنگ‌های زرد قدیمی بدون نوشته و لوح قرار دارد. در زیر بقعه زیرزمینی به طول و عرض ۳ در ۷ و ارتفاع ۱٫۸۰ واقع است. بنای بارگاه که بر روی زمین واقع می‌باشد اتاقی است که ضریحی آهنین در آن قرار دارد. سقف محوطه بقعه که ضریح در آن قرار دارد آیینه کاری است و دریچه‌های نورگیری بر روی هشت گوش زیر گنبد تعبیه شده است. بدنه گوشواره‌ها و بدنه‌های دیواره اتاق ضریح، گچبری قدیمی دارد که روی آن را رنگ کرده‌اند.

پی‌های بقعه قطور و قدیمی اند. ورودی به محل اتاق ضریح شرقی است و ورودی به حیاط نیز شرقی می‌باشد. هشتی ورودی به بقعه ایوانی است که چهار متر عرض دارد و از دو طرف دو کفش کن بدان راه دارد و آیینه کاری شده است. دو نیم مناره کوتاه در دو طرف در ورودی و دو گلدسته بر فراز جبهه‌های در ورودی بنا شده است. پیشانی هشتی، مناره‌ها، گلدسته‌ها و همچنین سردر و پیشانی و اطراف ورودی حیاط اول با کاشی‌های رنگارنگ بسیار زیبایی کاشی کاری شذه است. پیشانی ضلع شرقی بنای بقعه، کاشیکاری شده و عبارت «افوض امری الی الله و من یتوکل علی‌الله» بر آن نوشته شده است. در سمت چپ جبهه ورودی نیز همین نقش تکرار شده است.

اتاق ضریح به ابعاد ۷ در ۷ متر است. گنبد بارگاه دانیال پیغمبر به صورت کثیر الاضلاعی شش ضلعی در ۲۵ طبقه مضرس است که بر قاعده مدور استوار شده و در سال ۱۳۳۰ هجری قمری دو گلدسته بدان افزوده شده است. گنبد نیز بعد از خرابی گنبد اصلی در سال ۱۲۸۷ هجری قمری به دست «حاج ملا حسین معمار» - پدر معمار سازنده گلدسته ها- ساخته شده است.
بقعه دعبل بن خزایی

یکی از بناهای تاریخی و مذهبی شهرستان شوش، آرامگاه دعبل بن خزاعی است حسن بن علی معروف به دعبل خزاعی که به شاعر اهل بیت مشهور است. گفته می‌شود این شاعر متولد سال ۱۳۴ هجری قمری و همزمان عصر چهار امام بود. در بخش شمالی شهر باستانی شوش، در قبرستان قدیمی این شهر و در کنار بقعه امامزاده عبدالله بن علی، آرامگاه شخصیتی واقع شده که یکی از چهره‌های بزرگ فرهنگی جهان تشیع در قرون دوم و سوم هجری بشمار می‌رود. شخصیتی که توانست با نبوغ بی نظیر خود، شیعیان را اعتلای بیشتری بخشد. وی در روزگاری می‌زیست که خلفای بنی عباس ظالمانه تمام امور زندگی مردم را در دست داشتند؛ بیشتر این خلفا به سرودن و شنیدن شعر، به ویژه در مدح آنها اهمیتی وافر می‌دادند. شاعران زیادی در این زمان، با سرودن شعرهایی در مدح ایشان هزاران هزار جایزه و صله دریافت می‌کردند.
نصب و حذف مجسمه دعبل در شهر شوش

اوایل دهه ۷۰ شمسی بود که شهرداری شوش اقدام به ساخت مجسمه نمادین برای دعبل خراعی کرد. شهرداری نام یکی از میادین اصلی این شهر را نیز به میدان دعبل خراعی تغییر داد. پس از چند ماه بدون اظهار نظر خاصی درباره دلایل برکناری مجسمه، این اثر هنری از محلش برداشته شد و به محوطه حرم دعبل خزاعی منتقل شد.[۲] میدان دعبل خراعی نیز به نامی دیگر تغییر نام داد. پس از سال‌ها که این مجسمه در گوشه‌ای از حیاط حرم نگهداری می‌شد، مجدد این مجسمه را به انبار شهرداری شهر شوش منتقل کردند. پس از حدود ۲۰سال فعالان اجتماعی شهر شوش نصب مجدد این مجسمه که یکی از مولفه‌های هنری فرهنگی شهر بود را خواستار شدند. در این خصوص نماینده مردم شهرستان شوش در مجلس شورای اسلامی ایران نیز در آستانه ثبت جهانی این شهر تاکید به نصب مجدد این مجسمه کرد. رئیس شورای شهر شوش و دیگر هنرمندان نیز خواستار نصب این مجسمه در شهر شدند.[۳][۴]
تاریخ شوش
بازار تره بار شوش دانیال، سال ۱۳۸۳

شهر باستانی شوش مرکز تمدن عیلام بوده که واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان است.

شوش یکی از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های شناخته شدهٔ منطقه‌است که تاریخ بنای ۴۲۰۰ سال پیش ازمیلاد است.[۵] با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته‌است، یکی تمدن میانرودان ودیگری تمدن عیلام. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته‌است.

شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته و چهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدیه پیوند می‌داد.

می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده‌است.

از سوی دیگر ایجاد راه‌ها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملت‌های گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید و بسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از ۳۰ هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد ۲۰ هزار گاو - اسب، زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرن‌ها بعد از رونق افتاد.

به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است. امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده‌اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده‌اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین‌المللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابل، کلده، لیدی، نیل و...

محوطه آپادانا نوروز سال ۱۳۸۸

شوش یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان است. حفاریهای باستان شناسی نشان می‌دهد که این منطقه در ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد محل سکونت کشاورزان بوده. آنها از زندگی خود آثاری بر جای گذاشته‌اند که اکنون به صورت تپه‌های گوناگون باستانی کشف شده‌است. در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد در این مکان مردم در قلعه زندگی می‌کردند و از ۴۰۰۰ سال پیش زندگی در شوش به صورت شهری در آمده‌است. این منطقه که بین رودهای کرخه و دز قرار دارد پایتخت سیاسی ایلامی‌ها بوده‌است. قلعه ایلامیها روی تپه‌ای در مرکز شهر شوش واقع بوده که فرانسوی‌ها روی آن قلعه جدیدی احداث نموده‌اند. در کنار آن تپه شاهی قرار دارد که احتمالاً به صورت زیگورات بوده‌است و در نزدیکی آن تپه صنعتگران قرار دارد. آشوربانیپال بین سالهای ۴۶۵-۴۶۰ قبل از میلاد شهر شوش را فتح کرد و آنرا مانند دیگر فتوحات آشوری‌ها با خاک یکسان کرد. داریوش اول هخامنشی آنجا را بازسازی نمود و کاخ آپادانای خود را در تپه شاهی برپا نمود. خشایارشا نیز در شوش زندگی می‌کرده‌است. در زمان اردشیر اول متأسفانه در اثر آتش‌سوزی بزرگی اکثر بناهای شوش از بین رفتند. بقایای این آثار باستانی در قرن بیستم از زیر خاک بیرون آمدند. قسمت عمده‌ای از آنها در اثر تسطیح دشت خوزستان برای اهداف کشاورزی از بین رفته‌است و جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز خسارات زیادی به آثارباستانی وارد کرده‌است. حفاری‌های غیر مجاز ساکنین دشت و حمله باستان شناسان غربی، باعث شده‌است قسمت عمده‌ای از این آثار از بین برود یا به موزه‌هایی همچون لوور برسد.

شمال دشت خوزستان که محل ورود سه رود کارون کرخه و دز به این دشت رسوبی و حاصلخیز است محل مناسبی برای استقرار بشر اولیه بوده‌است، که به تازگی با تکثیر نباتات و اهلی کردن حیوانات آشنا شده بود. در ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد آنها با احداث آبراه‌ها و سدهایی مشکل آبرسانی را حل نمودند. باستان شناسانی همچون گیرشمن و ژان پرو بقایای ساختمانهای عظیمی را در تپه‌های شوش کشف کردند که نشان از اهمیت این تپه‌ها در منطقه می‌دهد. در کل دشت شوش تپه‌های فراوانی وجود دارد و نشان می‌دهد در پهنه عظیم این دشت اجتماعات فراوان پراکنده کشاورزی وجود داشته‌است که مرکز همه آنها در شوش بوده و همگی از نظر فرهنگ صنعت و نحوه زندگی با هم وحدت داشته‌اند.
[۶]
مذهب در اوایل دوران اسلامی

مقدسی می‌گوید: مردم شوش و توابعش حنبلی و جبّی، و نیمی از مردم اهواز شیعه اند، حنفی بسیار نیز آنجا هست. فقیهان و پیشوایان بزرگ دارند. مردم جندی شاپور و شوشتر حنفی و شافعی هستند و در رامهرمز همه رنگ یافت می‌شود.[۷]
تپه‌های باستانی شوش
سنگ‌نگارهٔ زن ایلامی و ندیمه از آثار به جا مانده از ایلامیان که پایتخت آنها شهر شوش بود.

تپه جوی در شمال تپه جعفرآباد، تپه بند بال، بوهلان و تپه معروف آکروپل شوش از تپه‌های معروف پیش از تاریخ منطقه شوش هستند که آثار متعددی در آنها پیدا شده‌است و به دوره سوزیانا تعلق دارند و در این تپه‌ها آدمیان در روستاها ساکن شده‌اند و در این منطقه تپه‌های باستانی بسیاری دیده می‌شود و آنهایی که نام برده شدند معروف ترین هستند. شوش بخشی از کشور ایران است که اولین آثار شهرنشینی و تجارت در آن ظهور کرده‌است و انسان در نه هزار سال پ م در این منطقه کشاورزی می‌کرده‌است. در این منطقه پیشرفت خانه سازی و تشکیل خانواده همزمان با بین‌النهرین صورت گرفته‌است. از هزاره چهارم پ م از شوش کوزه‌های دراز باریک به دست آمده‌است. اوایل هزاره سوم پ م بر لوح‌های گلی خط تصویری نوشته شده‌است که کلید واژه آن هنوز رمز گشایی نشده‌اند. این لوحها برای مصارف تجاری ساخته شده‌است. در این دوره تاریخی ایلامی‌ها در شوش قدرت گرفته‌اند.[۸]
اقتصاد شهر شوش

حیات اقتصادی شهر شوش با احداث راه اصلی تهران – خرمشهر و راه آهن سراسری آغاز گردید. اهمیت تاریخی آن نیز موجبات توجه و جذب جهانگردان و مشتاقان زیارت بارگاه دانیال نبی را فراهم آورد به نحوی که با افزایش جمعیت این شهر در سال ۱۳۳۵ دارای شهرداری گردید و با احداث سد دز شبکه خطوط انتقال انرژی، سیستم آبیاری مدرن، ایجاد کشت و صنعت‌ها به خصوص هفت تپه و واحدهای صنعتی متعدد منطقه شمال خوزستان به خصوص ناحیه اطراف، شهر شوش شاهد تحول اقتصادی عظیمی است که جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد ملی و توسعه کشور بدست آورد. با فراهم شدن زمینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری و توسعه فعالیت‌های جدید اقتصادی در منطقه بخش خدمات ویژه بازرگانی و مبادله کالا از یک سو، خدمات بانکی و اداری از سوی دیگر گسترش یافت به نحوی که بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در منطقه را به خود جذب نمود. در شهر شوش نقش بخش خدمات و بازرگانی برجسته تر از سایر بخش‌ها است.
کشاورزی
رود کارون در منطقه شوش

وجود اراضی مستعد کشاورزی، رودخانه‌های پرآب دائمی، سفره‌های آب‌های زیرزمینی سطح نسبتاًوسیع جنگل در حواشی رودخانه، سواحل و آب بندهای متعدد، مراتع و مراکز کشت و صنعت در شهرستان شوش سبب شده‌اند که فعالیت کشاورزی (زراعت، دامداری و صید ماهی) مهمترین فعالیت اقتصادی منطقه به شمار آید و بالاترین جمعیت فعال را به خود جذب نماید و در این میان بخش زراعت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به طوری که ۸۵ درصد شاغلین بخش کشاورزی را به خود مشغول کرده‌است. در بررسی وضعیت دما و بارش شهرستان شوش مشخص شده که این منطقه حداقل در ۶ ماه از سال با کمبود بارش مواجه‌است و از آنجایی که سالانه سطح وسیعی از اراضی به زیر کشت زراعت‌هایی چون گندم، نیشکر، ذرت، برنج، چغندرقند و دیگر می‌رود بهره‌برداری و توزیع آب‌های سطحی منطقه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
شیوه‌های آبیاری زمین‌های زراعی
اراضی زیر شبکه مدرن آبیاری دز

سطح بسیار وسیعی از اراضی شهرستان شوش زیر پوشش این سیستم آبیاری می‌باشد که از کانال‌های مدرن درجه ۱ و ۲ تشکیل شده‌است. کل زمین‌های زیر پوشش این شبکه ۳۸۹۹۴ هکتار می‌باشد که بالاترین رقم مربوط به دهستان حسین‌آباد است که رقم ۱۲۸۵۵ هکتار را به خود اختصاص داده‌است.
اراضی زیر ایستگاه پمپاژ چاه‌ها

بسیاری از اراضی غرب شهرستان شوش که در غرب رودخانه کرخه قرار دارند به وسیله چاه‌های عمیق و نیمه عمیق آبیاری می‌شوند و انتظار می‌رود با بهره‌برداری از سد کرخه و اجرای سیستم کانال کشی آن باعث رشد و توسعه کشاورزی و اقتصادی منطقه گردد. بیشتر محصولات کشت شده شامل گندم و ذرت می‌باشد ولی صیفی جات مرکبات و شالی کاری نیز در بعضی مناطق رواج دارد. کشت چغندر و نیشکر که از دیر باز در این منتطقه رواج داشته‌است به دلیل واردات بی‌رویه شکر و قند کشت چقندر بسیار کم و کشت نیشکر محدود به اراضی اطراف هفت تپه‌است.
آب و هوا

هوای شوش گرم و خشک است. در مرکز این شهرستان بالاترین دما در تابستان بالای ۵۳ درجه سانتی گرد و کم ترین دمای ۱ درجه بالای صفر است آب و هوای این شهر متأثر از اثر پرفشار جنب حاره ای است که باعث می‌شود بعضی از ایام تابستان هوا شرجی باشد.

از ۲۱۹ روستای این شهرستان فقط ۱۵۵ روستا آب دارند. از چهار هزار و ۱۵ روستای خوزستان یک هزار و ۱۱۸ روستا فاقد آب هستند و فقط ۳۰۲ روستا به وسیله تانکر آبرسانی می‌شوند.[۹]
منابع طبیعی

وجود سه رود خانه کرخه، دز و شاوور شهرستان شوش را از نظر کشاورزی در استان خوزستان ویژه و ممتاز نموده‌است.

وجود پوشش گیاهی اطراف رودخانه کرخه و دز امکان ایجاد بزرگترین اماکن تفریحی منطقه را به وجود آورده‌است.
جاذبه‌های گردشگری
چغازنبیل
زیگورات چغازنبیل
نوشتار اصلی: چغازنبیل

زیگورات نیایشگاهی باستانی است که در زمان ایلام (عیلامی‌ها) و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهر دوراونتش است و در نزدیکی شوش (شهر باستانی) قرار دارد. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. جامعه بین‌المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. خاورشناسان زیگورات شوش را نخستین ساختمان مذهبی ایران می‌دانند. این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ. م)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شوش (شهر باستانی)، ساخته شده‌است. مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شوش (شهر باستانی)، در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه است. دسترسی به این اثر باستانی از جاده‌ای انحرافی در جاده شوش به اهواز مقدور است.
کاخ اردشیر (کاخ شاوور)
نوشتار اصلی: کاخ شاوور (اردشیر دوم)

در سمت غربی رودخانه شاوور در سال ۱۳۴۷ خورشیدی کاخ جدیدی کشف شد که به سبب همجواری با این رودخانه به همین نام مشهور است. این کاخ دارای تالاری به اندازه ۶/۳۴ *۵/۳۷ متر با ۶۴ ستون است. پایه ستونها از سنگ بوده ودیوارها از خشت ساخته شده‌اند. این کاخ در ۳۵۰ متری غرب آپادانا واقع است وتوسط اردشیر دوم بنا گردید.
ایوان کرخه
نوشتار اصلی: ایوان کرخه

ایوان کرخه آثار شهری از دوره ساسانیان است و در زمان شاپور دوم ساسانی (۳۷۹-۳۰۹)ساخته شده‌است. این بنا در ۲۰ کیلومتری شمال‌غربی ویرانه‌های شوش و ۲۰ کیلومتری جنوب غربی دزفول، در سمت راست رود کرخه در جاده دهلران قرار دارد و کامل ترین و بزرگ ترین شهر مدفون شده ساسانی است. در حال حاضر فقط بخش اندکی از بنا باقی‌مانده‌است. به موازات دیوار، بنای بلند ۵۵ متری وجود دارد که در آن سه اتاق قابل تمیز هستند:در مرکز، یک سرسرای مربع به ضلع ۷مترکه در شمال و جنوب با دو سرسرای مستطیل (۹متر*۱۷متر) همجوار است. در روی دیوار شرقی، تنها دیوار حفاظت شده تا امروز حرکت قوسهای عرضی به عرض ۶۰/۱متر با فاصله ۷۲/۱ تا ۵۸/۱ متر مشهود است. در فاصله بین قوسها، دیوار دارای پنجره‌های باریکی است که پایه آنها اندکی بالاتر از پاکار قوسها است. ساختمان بوسیله آجر به اضلاع ۲۸ تا ۳۲ سانتیمتر با ملات گچ ساخته شده‌است.
کاخ آپادنای شوش
نوشتار اصلی: کاخ آپادانای شوش

کاخ آپادانای شوش قصر زمستانی شاهان هخامنشی بوده‌است. این کاخ به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی در حدود سال‌های ۵۱۵_۵۲۱ پیش از میلاد در شوش (شهر باستانی) روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاد شد. دیوارهای کاخ از خشت و ستون‌های آن از جنس سنگ است. کاخ داریوش واحدهای مختلفی از جمله تالار بارعام، حرم‌سرا، دروازه و کاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مرکزی دارد. دیوارهای داخلی کاخ با آجر لعابدار منقوش با طرح‌های سپاه جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بوده‌اند که بقایای به‌جای‌ماندهٔ آنها در موزه‌های خارجی و داخلی نگهداری می‌شوند. مساحت تالار یا کاخ آپادانا ۱۰۴۳۴ متر است. این کاخ که بارگاه یا آپادانه نامیده شده توسط اردشیر دوم تجدید بنا شده است. طرح کاخ بنایی کوشک مانند با ۳ ایوان ستوندار در جبهه شمالی، شرقی و غربی آن است. تالار مرکزی با ابعاد ۵۸ در ۵۸ متر است و دارای ۳۶ ستون می‌باشد. ارتفاع ستونها حدوداً ۲۰ متر است و با ستون‌های کله گاوی شکل ساخته شده است. ایوان‌ها هر کدام دارای دو ردیف ستون ۶ تایی می‌باشند. از کلیه مجموعه کاخ ۱۱۰ اتاق و تالار مکشوف گردیده است. شش حیاط که سه تای آنها بسیار بزرگ دور یک محور شرقی و غربی قرار گرفته‌اند، در داخل مجموعه کاخ‌ها وجود داشته‌اند که به وسیله یک راهروی بزرگ به بخش شمالی مربوط می گردیده است. سه حیاط کوچکتر در بخش شمالی مجموعه کاخ قرار داشته‌اند. اتاق‌ها و ساختمان‌های مختلف کاخ به وسیله این حیاط‌ها روشنایی گرفته و تهویه می‌شدند. در سال ۱۸۸۰ میلادی، یک گروه از باستان شناسان فرانسوی این کاخ را از دل خاک بیرون کشیدند و ستون‌ها و سرستون‌های کاخ را با اره بریدند و به فرانسه منتقل کردند و امروزه در شوش، فقط چند زیرستون وجود دارد و کاخ به شکل سابقش وجود ندارد. بیش‌تر اشیا خارج شده، اکنون در موزه لوور نگهداری می‌شوند.
هفت تپه
نوشتار اصلی: هفت‌تپه

محوطه باستانی هَفت‌تَپه حدود ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش واقع شده و همانطور که از نام آن پیداست از تپه‌های متعددی تشکیل شده‌است. گستردگی این محوطه باستانی به مراتب باعث جلب توجه کاوشگران مختلف قرار گرفته‌است. بررسی‌های سطح الارضی که قبلاً مَک آدامز (Robert McC Adams) در این ناحیه انجام داده بود، گویای این مسئله بودند که این محوطه گسترده باستانی فقط در دوره محدودی مسکونی بوده‌است. در هفت تپه قسمتی از یک دیوار خشتی و طاقی آجری در هنگام تسطیح زمین و راه‌سازی توسط بولدوزرهای طرح نیشکر هفت تپه نمایان گردید. این محل توسط هیأت حفاری به عنوان نقطه شروع کار انتخاب شده و با ایجاد شبکه‌ای که دارای خانه‌های ۱۰ × ۱۰ متر بود که عملیات حفاری از این محل به سمت جنوب ادامه پیدا می‌کرد. خاک‌های ناشی از حفاری در قسمت شمال غربیِ محوطه حفاری، در مجاورت تپه‌ای که مجموعه آرامگاه‌ها بر روی آن واقع شده، انباشته شده‌اند. با ادامه کاوش در طول فصل‌های بعدی، ترانشه‌های متعددی به ابعاد ۱۰ ×۱۰ متر حفاری شدند که تعداد آنها مجموعاً حدود ۱۵۰ ترانشه می‌باشد. در آرامگاه سکوی بزرگی ایجاد شده که توسط دیوارچه‌های کوتاهی به سه بخش تقسیم می‌شده‌است. در بخش شمالی هفت اسکلت قرار داشته، بخش میانی که کوچکتر از دو بخش دیگر است، بدون اسکلت و بخش جنوبی دارای دو یا سه اسکلت بوده‌است. در پای سکو در جنوبی‌ترین قسمت آرامگاه، مجاور درب ورودی تعداد ده اسکلت بصورتی بی نظم بر روی هم قرار داشتند. به این ترتیب مجموعاً حدود ۲۱ یا ۲۲ اسکلت در معبد پیدا شده‌اند. تقسیم بندی سکوی آرامگاه به بخش‌های مختلف خود گواه اینست که این مقبره برای تدفین اشخاص متعددی ساخته شده و احتمالاً یک آرامگاه شاهی نمی‌باشد. وجود اسکلت‌های متعدد بر روی سکو و انباشته کردن اسکلت‌های قدیمی در گوشه آرامگاه نیز این مسئله را تأیید می‌کند. با توجه به اکتشافاتی که در نقاطِ مختلفِ منطقه انجام شده‌است، درب ورودی آرامگاه پس از هر تدفین با سنگ یا آجر بسته و در هنگام تدفین‌های بعدی مجدداً باز می‌شده‌است. مشاهداتی که در هفت تپه شده، نیز حاکی از این مسئله می‌باشد. موزه هفت تپه حاوی تمامی اکتشافات فوق است.
رود کرخه
نوشتار اصلی: کرخه

کَرخه نام رودخانه‌ای است در جنوب باختری ایران در استان خوزستان. رودخانه کرخه از شمال به سوی جنوب جریان دارد و پس از گذر از کنار آثار شوش باستان به سوی باختر تغییر مسیر می‌دهد. منطقه کرخه در ۵ کیلومتری غرب جاده ترانزیتی اهواز – شوش بصورت نوار سبز رنگی در حاشیه رودخانه کرخه قرار گرفته است. جنگل کرخه زیستگاه اصلی جانوران زیادی در منطقه خوزستان می‌باشد که مهمترین آنها گوزن زرد است که از گونه‌های نادر ایران وجهان بشمار می‌رود علاوه بر آن گونه‌های جانوری با ارزشی نظیر انواع پرندگان شامل بلبل خرما، لیکو، دراج و... در منطقه زندگی می‌نمایند. از پستانداران با ارزش منطقه رودک عسل خوار و گربه جنگلی را می‌توان نام برد.
قلعه شوش

قلعهٔ شوش قلعه‌ای است که توسط ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستان‌شناسان فرانسوی در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شوش بر روی تپه‌ای تاریخی بناشده‌است. از مهم‌ترین آثار بدست آمده از این تپه‌ها، می‌توان به مجمسهٔ معروف ملکه ناپیر اسوستون، لیوان مشهور سفالی شوش به رنگ نخودی و نقش بزکوهی و قانون حمورابی اشاره کرد. این قلعه دارای نقشه‌ای قرون‌وسطایی است و توسط فرانسویها با استفاده از نیروی کار ایرانی و نظارت خاندان فیلی که امنیت ساخت را بر عهده داشتند و حاج مصطفی دزفولی ساخته شده است. ساخت قلعه با استفاده از آجرهای کاخ داریوش هخامنشی (کاخ آپادانای شوش) و تعدادی از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل که ناشی از تخریب قسمتهایی از این بناها بوده انجام شده است. نقشهٔ قلعه ذوزنقه‌شکل است، که قاعدهٔ کوچک آن در سمت شمال واقع شده و دور تا دور آن را راهرویی احاطه کرده و چند ردیف اتاق به سمت حیاط، بر گِرد آن قرار گرفته‌است. برج شمال‌غربی قلعه مربع‌شکل و برج شمال‌شرقی، دایره‌شکل است.
ویندی پارک شوش یا پارک میراث فرهنگی
کودکان در شوش

ویندی پارک شوش فضای سبزی است در بدو ورود به شهر شوش از سمت جاده ترانزیت نمایان می‌شود این پارک محل اسکان رایگان مهمانان در ایام نوروز و محلی برای تفریح مردم شوش است که ساکنین شهر برای گذارندن اوقات فراغت و انجام ورزش‌های دلخواه خود به آنجا می‌رود؛ و در بعضی ایام در شب شبکه‌های تلویزیونی با ویدیو پروژکتور برای همشهریان نمایش داده می‌شود.
مراسم مذهبی
دید و بازدید عید فطر در خیابان میثاق شهر شوش

عید فطر یکی از اعیاد مذهبی شوش و خوزستان است. بارها استان خوزستان برای عید فطر از امتیاز تعطیلی چند روزه برخوردار بوده‌است و دلیل این امر حضور مردم عرب در این استان است که عید فطر از اهمیت بالایی نزد آنها برخوردار است.[۱۰][۱۱] براساس یک سنت دیرینه مردم خوزستان عید را در کنار اعضای خانواده، دوستان و دیگر مسلمانان با شکرگزاری به درگاه خداوند سپری کرده و یا پس از بازگشت از نماز افراد کوچک‌تر به خانه بزرگ‌ترهای خود می‌روند تا عید را به یکدیگر تبریک بگویند. این بازدیدها در محله‌ها به صورت دسته جمعی صورت می‌گیرد.[۱۲]

در سال ۱۳۹۰ نیز بحث افزایش عید در خوزستان مطرح بود. در خوزستان، روز عید فطر، از اهمیت و جایگاه بسیار بالاتری در فرهنگ عمومی برخوردار است؛ بدین معنا که گرامی‌داشت عید فطر، با هنجارها، رفتارها، رسم‌ها و آداب و سنن بسیاری همراه است. مجموعه این آیین‌ها از حدود یک هفته (کمتر یا بیشتر) قبل از فرارسیدن روز عید فطر آغاز و تا حداقل یک هفته پس از روز عید فطر ادامه می‌یابد.

در این مناطق، عید فطر، مانند عید نوروز در یک بازه زمانی چند روزه گرامی داشته می‌شود. برای ملموس تر شدن این موضوع می‌توان این مثال را مطرح کرد که آیا می‌توان عید نوروز را تنها در یک روز محدود کرد؟ قطعاً جواب منفی است چرا که این عید با آداب و رفتار و مراسم و سنن بسیاری همراه است که عمل به آنها به طور حتم بیش از یک روز تعطیلی می‌طلبد.

درباره عید فطر نیز وضعیت همین گونه‌است. یعنی برخلاف پایتخت و مناطق مرکزی ایران که روز عید فطر هیچ تفاوتی با دیگر روزها ندارد در برخی مناطق، گرامی‌داشت عید فطر با آداب و سننی به حجم عید نوروزهمراه می‌شود.

در بخش مهمی از مناطق ایران، مردم، قبل از رسیدن عید فطر، لباس نو می‌خرند، خانه تکانی می‌کنند و با خرید شیرینی و دیگر وسایل پذیرایی، برای استقبال از مهمانان عیدآماده می‌شوند. روند عیددیدنی شامل همه اعضای یک خانواده بزرگ یا فامیل مستقر در مناطق و شهرهای مختلف می‌شود. این عیددیدنی‌ها معمولاً تا یک هفته طول می‌کشد و سفره‌های آجیل و شیرینی و شربت نیز در این مدت، به عنوان یک رسم پهن هستند.[۱۳]
هنرمندان
حسان اگزار

حسان اگزار چنانی زاده، نوازنده اهل منطقه شاوور از توابع شهرستان شوش تا پایان عمر در روستای میثم ثمار سکونت داشت او از ۱۲ سالگی به خوانندگی و نوازندگی روی آورد که در واژگانی بومی به آن «شاعری» می‌گویند. او بیت خوان حماسی خوی و بیت خوان آل الله‌است. هنر شاعری در خانواده آنان موروثی است.
چنانی زاده نزد بزرگانی نظیر «اکران شروبه» که سبک خواندن در خوزستان را تغییر داد آموزش دید؛ و هم به «بیت‌ها» و هم به «سطور» آشنایی کامل داشت و آوازهای آموری که مشابهتی با امیری‌های مازندران دارد را به اجرا در می‌آورد.
وی دو روز پس از اجرای هنرمندانه در بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر در راه بازگشت به زادگاهش در اثر سکته قلبی درگذشت. چنانی زاده که شامگاه یکشنبه نهم اسفند در سالن اندیشه تهران حوزه‌هنری و در بخش ذکر و ذاکرین و مولودی آخرین اجرای زندگی اش را در بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر انجام داد در سن ۷۵ سالگی فوت کرد.[۱۴]
ایمانی خوشخو، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت نیز در پیامی، درگذشت حسان اگزار چنانی‌زاده هنرمند موسیقی نواحی را تسلیت گفت.[۱۵] همچنین محمدعلی خیری دبیر بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر نیز در پیامی جداگانه تسلیت خود را به اهالی خوزستان رساند.[۱۶]
حسان اگزار چنانی زاده از دوستان درویش بود که به همراه یکدیگر در بیست و پنجمین جشنواره موسیقی فجر ملودی‌های بکر نواحی را می‌نواختند. سازی که حسان اگزار از آن استفاده می‌کرد دست ساز خودش بود که از یک سیم و ساز ساده تشکیل می‌شد.[۱۷]
آداب و رسوم اقوام لر شوش
آداب ازدواج

مردم لر که بخش کوچکی از ساکنان شهر شوش و روستاهای شمالی این شهرستان را تشکیل می‌دهند آداب و رسومی خاص خود دارند که با لرهای منطقه لرستان با وجود نزدیکی زبانی تا حدود زیادی متفاوت است. یکی از این مراسم، مربوط به عقد نکاح است. در سنت لرهای شوش رسمی بنام بلکه برون وجود دارد که خانواده پسر دستمالی از خانواده نوزاد متولد شده می‌گیرند که بلکه نام دارد و آن‌را به عنوان نشان نزد خود نگاه می‌دارند. این رسم را بلکه بَرون می‌نامند. در رسم دیگری بنام خرج بَران که در لهجه محلی لری شوش قرج بُرون بیان می‌شود خانواده عروس و داماد در کنار هم میزان مهریه و شیربها را تعیین می‌کنند. بعد از آن مبلغی را به عنوان ته دستمالی از میزان خرج تعیین شده به داماد برمی‌گردانند که برای خود لباس مناسب تهیه کند. در گذشته گاهی مهریه عروس گلوله‌های نمک بود که به آن آرو نمکی می‌گفتند.[۱۸]
تولد نوزادان

در میان لرهای ساکن شوش رسم است که اگر نوزاد پسر بود یکی از زنان کلاه پدر نوزاد را می‌رباید و اینگونه پدر می‌فهمد نوزادش پسر است و مژدگانی می‌دهد. اقوام سگوند شوش رسمی دارند که ناف نوزاد را پس از بریدن در پارچه‌ای نگهداری می‌کنند تا هروقت نوزاد بیمار شد آن را کوبیده و بهمراه شیر یا آب به او بخورانند. این رسوم امروزه تقریباً رو به فراموشی است.[۱۹]
معماری و آثار تاریخی
دیدنی‌ها

از مناطق دیدنی می‌توان مناطق جنگی را نام برد منطقه عملیات فتح المبین و یادمان شهدای فتح المبین شوش چغازنبیل سواحل شاوور از دیدنی‌های طبیعی با پوشش گیاهی بسیار جالب از دید خیلی‌ها مخفی مانده است
روستاها

سیدراضی (شوش)

جریه سیدمحمد

جریه سیدموسی

چغازنبیل (شوش)

حمیدآباد (شوش)

صالح مشطت

شهرک سلمان فارسی (شوش)

شهرک دانیال شوش

شهرک بهرام

عمله تیمور

عمله سیف

غیب بن علی (شوش)

قلعه نصیر (شوش)

حمزه (شوش)

حمودی (شوش)

و... می‌توان اشاره کرد.

برای جزئیات بیشتر بروید به: «روستاهای شهرستان شوش»
صنایع دستی

نقاشی روی سفال، نقاشی روی چوب، تذهیب، منبت چوب، معرق چوب، سفالگری، کپو بافی، محرق ساقه گندم و سرمه دوزی

سفالگری

سُفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج‌ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب‌ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد. خاستگاه آن را گر چه به درستی آشکار نیست ولی از روی یافته‌های کهن سرزمین باستانی سومر می‌دانندوالبته به تازگی کشف تمدن جیرفت تردیدهایی در مورد این نظریه ایجاد کرده است/تمدن معروف به کنار صندل که طبق اخرین کاوشها قدمت ان به شش هزار سال پیش می‌دانندولوحی که در جیرفت کشف شد برای مطالعه به آمریکا وفرانسه فرستاده شد که توسط استادان شیکاگو و پاریس رمزگشایی شد که نتایج نشان داد این منطقه ۳۰۰ سال از خط نوشتاری تمدن شوش قدیمی تر است.

ظرفهای سفالی، شاید یکی از قدیمی‌ترین ساخته‌های آدمی است.

انسان‌های اولیه از آن زمان که به فکر ذخیرهٔ آب و غذا افتادند و به خاصیت چسبندگی و شکل گیری گل رس پی بردند ظرفهای سفالی را به شکلهای گوناگون ساختند.

با گذشت زمان و گسترش زندگی، سفالگری هم تکامل یافت. انسان‌های آفریننده با دستهایشان بر ظرفهای گلی نقش و نگارهایی کشیدند و آنها را با رنگهای گوناگون آراستند. هم اینک در نقاطی از ایران از جمله در: مند گناباد، لالجین همدان، میبد یزد، شهرضای اصفهان، زنوز آذربایجان، کلپورگان سیستان و بلوچستان، جویبار مازندران و سیاهکل گیلان ظروف سفالین تهیه می‌شود[نیازمند منبع].

تولید وسایل و محصولات سفال و سرامیک در هر یک از نقاط نامبرده با اختلافی اندک در نوع مواد اولیه، رنگ و طرح تهیه می‌شود و به همین دلیل محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌های سایر نقاط است.
مجسمهٔ سفالی دو شیر (اثر محمود صفری‌روشن - لالجین)

محتویات

    ۱ پیشینه سفالگری
    ۲ پیشینهٔ سفالگری در ایران
    ۳ سفالگری در شوش
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پیوند
    ۶ منابع

پیشینه سفالگری
تندیس ونوس؛ نخستین اشیاء سفالی شناخته شده متعلق به سال‌های ۲۹٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ ق. م هستند.
دو باریکه کاشی از جنس سفال، رنگ آمیزی شده (طرح گل و مرغ) با لعاب رنگی بر روی لعاب سفید متعلق به نیمه نخست سده ۱۹ میلادی، دورهٔ قاجار.

ساختن ظروف سفال متعلق به زمانی است که انسان در دشت زندگی می‌کرد و روستای اولیه شکل گرفته‌است و یکجا نشینی بوده‌است. این ظروف معمولاً برای نگهداری مواد غذایی ساخته شده‌است. ظروف سفالی خاصیت فاسدنشدنی دارد؛ اما از سویی به دست آوردن این ظروف، امکان تعبیر و تفسیر بخشهای مهمی از زندگی انسانهای اولیه را فراهم آورده‌است. مراحل ساخت و تحول ظروف سفالی عبارتند از:

    به وسیله دست (بدون چرخ سفالگری) که به روشهای مختلف از جمله فتیله‌ای ساخته می‌شود.
    با چرخ سفالگری
    ساختن ظروف سفالی به شکل مجسمه یا حجم‌های ترکیبی، یعنی علاوه بر حفظ کاربری ظروف سفالی آنها را به شکل مجسمه‌هایی از حیوانات یا حجم‌های ترکیبی، که نشانه‌گر نوع نگرش آنها به جهان هستی است می‌ساختند. مطالعه در مورد زمان آغاز و پیدایش خط بدون بررسی نقوش حک شده روی ظروف سفالی امکان‌پذیر نبوده‌است. به ویژه ظروف مربوط به هزاره‌های ۵ و ۶ پیش از میلاد در این میان نقش غیرقابل انکاری دارد.

واقع گرایی انسان اولیه در هنر از آغاز نقاشیهای غار تا به تصویر کشیدن گیاهان، حیوانات و انسان، بر روی ظروف سفالی تا آغاز خط و کتابت یک پروسهٔ طولانی است. تا زمانی که سفالگری دست ساز بوده‌است. دید واقع گرایانه به نقوش حکمفرما است. یعنی خط تصویر نگار علی رغم آغاز شدن از بین‌النهرین که از مصر با هیروگلیف به اوج رسیده‌است. روند تحول نقوش روی سفال که نهایتا به اختراع خط اندیشه‌نگار یا اندیشه‌نگاشت می‌انجامد. روندی چند هزار ساله‌است که تا پیش از هزاره پیش از میلاد، یعنی زمان سفالهای دست ساز بوده‌است. از اوایل هزارهٔ دوم قبل از میلاد نقوش روی سفالها علاوه بر این که مشاهدات را نشان دهد. با اشارات هم همراه بوده‌اند. از هزاره دوم پیش از میلاد خط اندیشه نگار شکل گرفته‌است. خطی که رمزآلود است، خلاصه‌تر است و سریع تر نوشته می‌شود.
پیشینهٔ سفالگری در ایران
    گمان می‌رود که این مقاله ناقض حق تکثیر باشد، اما بدون داشتن منبع امکان تشخیص قطعی این موضوع وجود ندارد. اگر می‌توان نشان داد که این مقاله حق نشر را زیر پا گذاشته است، لطفاً مقاله را در ویکی‌پدیا:مشکلات حق تکثیر فهرست کنید. اگر مطمئنید که مقاله ناقض حق تکثیر نیست، شواهدی را در این زمینه در همین صفحهٔ بحث فراهم آورید. خواهشمندیم این برچسب را بدون گفتگو برندارید.

در ایران قدمت سفالینه‌ها به بیش از ۱۰٬۰۰۰ سال می‌رسد.

قدیمی‌ترین چرخ سفالگری و کوره پخت سفال در جهان در تپه سیلک کاشان یافت شده‌است. همچنین قدیمی‌ترین ظروف سفالی منقوش مربوط به ایران است.[۱]

«در این محل (سیلک کاشان) ظروف سفالین قرمز رنگی نیز پیدا کرده‌اند که از لحاظ صنعت نسبت به ظروف پیش تا حدی کامل‌تر به نظر می‌آید و معلوم می‌شود که آنها را در کوره‌های ابتدایی می‌ساختند. در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم دشت‌نشین فلات ایران در کار زندگی پیشرفت بیشتری کردند. در قریه سیلک نموداری از آن وجود دارد، ساکنین این محل ظروف سفالین ظریف می‌ساختند و تصویر پرندگان و حیوانات وحشی را بر روی آن‌ها با رنگ سیاه منقوش می‌کردند و به تدریج این ظروف شفاف‌تر و شکل آن‌ها منظم‌تر شد، از این‌جا می‌توان حدس زد که مردم آن ناحیه جهت انجام این عمل به اختراع چرخ نائل شده بودن، چرخ آن‌ها تخته باریکی بوده است که بر زمین می‌گذاشته‌اند و آن‌را با دست می‌چرخاندند و به این ترتیب به ظروف خود شکل زیباتری می‌دادند. تاکنون شبیه این‌گونه ظروف در هیچ‌یک از کشورهای آن دوران به دست نیامده است. چنین می‌توان نتیجه گرفت که ایرانیان در این صنعت سرآمد اقوام دیگر بودند و شاید اختراع مزبور ویژه آن‌ها باشد. از ظروف سفالینی که در سیلک به دست آمده است تصاویر بز کوهی و اسب و خورشید و همچنین اشکال هندسی فراوان دیده می‌شود و از این اکتشافات نتیجه می‌گیریم که با وجود آنکه آهن و مفرغ در تهیه آلات و ادوات گوناگون به کار می‌رفته است صنایع کوزه‌گری و سفال‌سازی رونق خود را حفظ کرده است.»[۲]

کهنترین ظرفی که در ایران یافت شده‌است، ظرف سیاه دود آلودیست که همانند قدیمی‌ترین ظروف سفالی است کهن در جاهای دیگر پیدا شده‌است. نخستین ظرفهای سفالی که با روش [] تاریخ آن بدست آمده و متعلق به هزارهً چهارم پیش از زایش مسیح است در میانرودان یافت شده‌است. کهنترین سفالی که در ایران یافت شده متعلق به همان دوره‌است. این ظرف دست ساز نسبتاً ابتدایی به دنبال خود ظرفی سرخ با لکه‌های سیاه ناشی از پخت ناقص داشت. پیشرفت فنی در حرفه کوزه‌گری سبب بوجود آمدن سبک جدیدی شد، این سبک با تغییرات و وقفه‌هایی که داشت بیش از ۲۰۰۰ سال در بعضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.

از اوایل هزاره پیش از میلاد ما شاهد ظرفهای سفالی ساخته شده در فلات مرکزی ایران در مناطق کوهستانی زاگرس هستیم. مانند تپه گیان و گودین تپه یا ظروف منقوش فارس و خوزستان در مناطق کوهستانی زاگرس دیده شده‌است. تنها دلیل این امر این بوده‌است: از آنجایی که زنان عمده‌ترین تولید کنندگان سفال بوده‌اند با ازدواج به قبایل متعلق به همسران خود مهاجرت کرده و به این ترتیب تکنیک ساخت ظروف سفالی و تزیین آن را به مناطق دیگر منتقل می‌کردند.
سفالگری در شوش

در شش هزار سال پیش از میلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت درصنعت سفال دیده می‌شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده‌ای که با دست حرکت می‌کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را درین صنعت بوجود آورد.

از آغاز نیمه سده گذشته باستان شناسان تعداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگر در منطقه‌ای از مشرق ایران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زیر خاک بیرون آوردند. سفالهای پیش از تاریخ که در این منطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختن تقریبا با مختصر تغییر یکنواخت و در سطح فنی بطرز اعجاب انگیزی پیشرفته‌است. نخستین نمونه‌های آن از شوش در ایلام که نخستین سکونت گاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بدست آمد. سفالهای شوش نه تنها مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه‌هایی که از تپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تل حلف در عراق و از شمال غربی هندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تپه گیان و تپه حصار و تورنگ تپه و تپه سیلک، یا در بخش شرق تا آنائو که امروز در ترکستان روسیه‌است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می‌شود. سفالهایی که بنام شوش نخست معروف است متعلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد مسیح می‌باشد. در اینجا باید متذکر شد که مردمانی با تمدن نوسنگی نیز در ایالت کانسوی چین پیدا شدند و ظروف سفالی آنها ویژگی‌هایی همانند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.

زاهدان

زاهِدانْ یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان سیستان و بلوچستان است. این شهر نام پیشین آن «دُزْدابْ» بوده که در زمان رضا شاه به «زاهدان» تغییر یافته‌است. زاهدان از سمت شمال به شهرستان زابل و، از سمت جنوب به شهرستان خاش، از سمت شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان و از سمت غرب به شهرستان فهرج و کویر لوت محدود شده‌است. عموم ساکنان این شهر به زبان فارسی به گویش سیستانی و زبان بلوچی سخن میگویند و پیرو دین اسلام هستند.[۱]

آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و معتدل است. تنها در شب‌های تابستان آب و هوای این شهر رو به سردی می‌گراید. آب آشامیدنی زاهدان لوله‌کشی بوده و از طریق چاه‌های نیمه‌عمیق پیرامون شهر و آب انتقالی از چاه نیمه های زهک تأمین می‌گردد. زاهدان به‌جهت مرزی‌بودن، از موقعیت تجاری و نظامی ویژه‌ای برخوردار است؛ به گونه‌ای که از یک‌سو راه‌آهن پاکستان که از مرز میرجاوه وارد ایران می‌شود و از سوی دیگر راه‌آهن سراسری ایران به این شهر منتهی می‌شود.[۱]

زاهدان شهری نوبنیاد است که در ۵۱۷ کیلومتری شرق شهرکرمان و نیز در نزدیکی کشور پاکستان واقع شده‌است. این شهر از طریق راه زمینی از سمت شمال به مشهد و از سمت جنوب به چابهار مرتبط شده و هم‌چنین دارای ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه بین‌المللی است. زاهدان از لحاظ مختصات جغرافیایی در ۶۰ درجه و ۵۱ دقیقه و ۲۵ ثانیهٔ طول شرقی و ۲۹ درجه و ۳۰ دقیقه و ۴۵ ثانیهٔ عرض شمالی واقع شده‌است. اختلاف زمان زاهدان با تهران ۳۶+ دقیقه و با گرینویچ ۲۴۶+ دقیقه‌است.

محتویات

    ۱ وجه نام‌گذاری
    ۲ پیشینه
        ۲.۱ پیش از جنگ جهانی اول
        ۲.۲ پس از جنگ جهانی اول
        ۲.۳ تجمیع جمعیت
    ۳ جغرافیا
        ۳.۱ موقعیت جغرافیایی
        ۳.۲ آب و هوا
        ۳.۳ آب‌ها
        ۳.۴ کوه‌ها
        ۳.۵ کشاورزی
        ۳.۶ مردم
    ۴ امام جمعه و رهبر مذهبی
        ۴.۱ آداب و رسوم
        ۴.۲ جمعیت
    ۵ معماری
        ۵.۱ دژ زاهدان
        ۵.۲ بنیان شهر
        ۵.۳ معماری ایرانی
        ۵.۴ نقش شهر
    ۶ سیاست
        ۶.۱ استانداری
    ۷ دانشگاه ها
        ۷.۱ شهرداری
    ۸ صدا و سیما
        ۸.۱ صدا
        ۸.۲ سیما
    ۹ اماکن دیدنی
    ۱۰ مراکز فرهنگی و تفریحی
    ۱۱ بیمارستان‌ها
        ۱۱.۱ خوراکی‌ها
        ۱۱.۲ صنایع دستی
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ پیوند به بیرون
    ۱۴ منابع

وجه نام‌گذاری

افراد کهنسال زاهدان در توجیه چگونگی اطلاق واژهٔ «دُزدابْ» به این شهر، بر این عقیده‌اند که در گذشته در برخی از نقاط این منطقه، چشمه هایی از زیرزمین بیرون آمده و برروی زمین جاری شده و سپس در فاصله‌ای نه چندان دور بار دیگر به زیرزمین فرومی‌رفته‌اند. از همین‌روی این روستا را دزداب نامیده‌اند.[۵]

به عقیدهٔ برخی دیگر، پیش‌تر در محل شهر کنونی زاهدان چاه آبی بود که زمین‌های پیرامون آن را جنگل‌های انبوه تاغ و گز پوشانده بود. در همین دوران برخی از دزدان و راهزنان به کاروان‌هایی که از این مکان عبور می‌کردند، هجوم آورده و اموال آنان را به غارت می‌بردند. بعدها در این محل قناتی حفر شد و روستای کوچکی در اطراف آن تشکیل شد که به «دزداب» معروف شد.[۷]

واژهٔ «زاهدان» که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در زمان رضاشاه به این شهر اطلاق شد، در لغت به معنی «شهر پرهیزگاران» است.[۴]

در آن سال پس از پایان دادن به ناامنی‌های ایجادشده توسط دوست‌محمدخان بارکزایی به‌دست تیمسار امان‌الله جهانبانی، رضاشاه از راه بیرجند و زابل به دزدآب سفر کرد. در این سفر امیر شوکت‌الملک علم، سردار قائنات، و سردار مجلل نیز همراه او بودند. به روایتی رضاشاه در راه از شوکت‌الملک علم درباره وجود ویرانه‌های شهری آباد و قدیمی در نزدیکی دزدآب به نام زاهدان خبردار می‌شود و پس از رسیدن به شهر تصمیم به زنده کردن این نام قدیمی می‌گیرد و آن را برای دزدآب برمی‌گزیند.[۸]
پیشینه
پیش از جنگ جهانی اول

زاهدان تا پیش از وقوع جنگ جهانی اول، روستای کوچک و دورافتاده‌ای به نام «دُزدابْ» بود که شمار اندکی از خانواده‌های بلوچ ساکن آن بودند. این افراد آب آشامیدنی موردنیاز خود را از طریق چند حلقه چاه موجود در پیرامون روستا تأمین می‌نمودند.[۱]
پس از جنگ جهانی اول

به‌جهت نزدیکی دزداب به دو کشور افغانستان و پاکستان و موقعیت مناسب تجاری آن با کشور هند، دولت وقت ایران با فرستادن مأموران دولتی به این روستا و بررسی کم و کاستی‌های آن، زمینهٔ تأسیس مراکز مختلف دولتی را در دزداب فراهم آورد.[۱] گروهی از افراد متخصص اهل بلژیک نیز برای تأسیس ادارهٔ گمرک وارد این روستا شدند.
تجمیع جمعیت

شمار اداره‌ها و مراکز دولتی دزداب و کارمندانی که در این مراکز مشغول به کار بودند، روز به روز بیش‌تر می‌شد؛ از همین‌روی برخی از بازرگانان و تاجران برای خرید و فروش و رفع نیازهای روزانهٔ مردم به این روستا آمده و ساکن آن شدند. اغلب بازرگانان اهل کشور هند بودند.[۱]

بعدها کارمندان ساکن دزداب برای خود خانه‌هایی بنا کردند. بازرگانان هندی نیز برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز مردم، برای خود دکان‌هایی ساختند. گروهی از بازاریان اهل مشهد و یزد و شماری از کارگران اهل سیستان نیز به این روستا آمده و در آن سکونت گزیدند.[۱]

در این دوره، بسیاری از بازرگانی منطقه در دست اهالی یزد بود و در این زمینه با سیک‌های هندی زاهدان رقابت داشتند.[۹]

محدودهٔ شهری زاهدان در این دوران به فاصلهٔ میان خیابان تهران از یک سو و خیابان پشت شهرداری از سوی دیگر محدود شده‌بود. برق‌رسانی در شهر زاهدان در سال ۱۳۲۸ خورشیدی انجام شد. کارخانهٔ برق زاهدان در ابتدای خیابان سنایی قرار داشت و بانی آن یکی از اهالی یزد به نام «رزاق‌زاده» بود. وی هم‌چنین ایجاد کنندهٔ اولین باغ در زاهدان به نام کلاته رزاق‌زاده است که در جادهٔ زاهدان به خاش قرار دارد.[۱۰]

شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسی‌ها از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که دارای آب لوله‌کشی شد. این لوله‌کشی البته در ایستگاه راه آهن شهر و برای خانه‌های کارکنان آن انجام شد. گسترش لوله‌کشی آب شهر توسط شهرداری در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت.[۱۱]

در سال‌های ۱۳۲۷ و ۲۸ در زاهدان دو دبیرستان ساخته داشت به نام‌های پروین و ۱۵ بهمن. پس از آن نیز دبیرستان‌های تازه‌ای به نام‌های علم، امیرمعزی، شاه، شهناز، ایراندخت و ارم در شهر احداث شد. تنها بیمارستان شهر در این سال‌ها، بیمارستانی بود در پشت خیابان شهرداری که یک پزشک داشت. اهالی محل به خاطر سیاه‌پوست بودن این پزشک، این بیمارستان را به عنوان «بیمارستان دکتر سیاه» می‌شناختند.[۱۲] پس از آن، سازمان بهداری در ابتدای خیابان دکتر شریعتی، بیمارستانی به نام بیمارستان علم(بوعلی فعلی) احداث نمود.[۱۳]
جغرافیا
موقعیت جغرافیایی

زاهدان به‌عنوان مرکز استان سیستان و بلوچستان در شمال این استان و در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده و ۱۳۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار گشته و پاکستان، خراسان، کرمان و هند را به هم متصل می‌کند.[۵]
آب و هوا
نقشهٔ آب و هوایی ایران.

آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و خشک بوده و معمولاً در این شهر برف نمی‌بارد. زاهدان در فصل تابستان روزهایی بسیار گرم و شب‌هایی با حرارت نسبی کم را تجربه می‌کند.[۵]

در طول سال، بادهایی با جهت جنوب غربی-شمال شرقی این شهر را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند که در این میان، بادهای سیستان که ۱۲۰ روزه در زاهدان می‌وزند، از شدت گرمای هوای این شهر می‌کاهند.[۵]
آب‌ها

آب آشامیدنی موردنیاز زاهدان از طریق چاهها، چشمهها، رودها و قناتها تأمین می‌شده‌است.همچنین در حال حاضر آب قسمتی از شهر از طریق آبی که از شهرستان زابل، توسط لوله به زاهدان انتقال داده می شود تأمین می گردد. از جملهٔ رودهای شهر زاهدان می‌توان به رودهای اومار، کچه، لادیز، لار و میرجاوه اشاره کرد.[۵]
کوه‌ها

زاهدان به‌صورت گودالی بزرگ در میان کوه‌های مختلفی قرار گرفته‌است. از مهم‌ترین کوه‌های این شهر می‌توان کوه‌های اشتران (ارتفاع: ۳۰۱۲ متر)، انجیردان (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، جیکو (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، پیرخان (ارتفاع: ۲۲۲۱ متر) و ملک‌سیاه، لوچو و جککولی را نام بردکوهنوردان.[۵]
کشاورزی

درآمد برخی از ساکنان زاهدان از طریق کشاورزی تأمین می‌گردد. از جملهٔ محصولات کشاورزی این شهر می‌توان جو، ذرت دانه‌ای، ذرت علوفه‌ای، سبزیجات، علوفه، گندم، گیاهان و نیز محصولات باغی و صیفی را بیان کرد.که البته سبزی درجه 1 زاهدان از شهرستان خاش تامین میشود.[۵]
مردم

ساکنان زاهدان را بلوچها و سیستانی ها و اقوام مهاجر تشکیل می‌دهند مردم زاهدان به زبان‌های بلوچی و فارسی به گویش سیستانی صحبت می‌کنند. هیچ منبع معتبری در مورد آمار این شهر از نظر مذهبی وجود ندارد.
امام جمعه و رهبر مذهبی

حجت الاسلام و المسلمین عباسعلی سلیمانی امام جمعه اهل تشیع ، نماینده ولی فقیه در امور اهل تشیع و اهل سنت استان سیستان و بلوچستان و همچنین نماینده ولی فقی امور اهل سنت جنوب شرق کرمان و عضو مجلس خبرگان رهبری [۱۴]

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی امام جمعه و رهبر مذهبی اهل سنت سیستان و بلوچستان و رئیس بزرگ ترین مرکز تحصیلی دینی اهل تسنن در کشور .
مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی
آداب و رسوم

از جملهٔ مراسم مذهبی زاهدان که توسط اقوام برگزار می‌شود، می‌توان به جشن عید فطر، عید قربان، عزاداری در ماه محرم، عزاداری در ماه صفر و عزاداری در سالگرد شهادت امامان شیعه اشاره کرد که در روز تاسوعا و عاشورا هزاران نفر در این مراسم شرکت می‌کنند.[۵] از سال ۱۳۷۰ ه.ش بدین سو مراسم ختم صحیح بخاری و دانش آموختگی طلاب اهل سنت حوزه دارالعلوم زاهدان به بزرگترین گردهمایی جامعه اهل سنت ایران تبدیل شده‌است. این مراسم که هزاران نفر شرکت کننده دارد در مصلای بزرگ اهل سنت زاهدان برگزار می‌شود که علمای سنی از داخل و خارج کشور در آن حضور دارند [۱۵]
جمعیت

جمعیت زاهدان برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی مرکز آمار ایران بالغ بر ۵۵۲٬۷۰۶ نفر بوده که از این‌جهت، یازدهمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می‌شود.[۱۶]

برپایهٔ همین آمار در سال ۱۳۸۵از مجموع جمعیت زاهدان، ۲۸۱٬۹۲۶ نفر مرد و ۲۷۰٬۷۸۰ نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال بالغ بر ۱۰۹٬۴۸۸ خانوار بوده‌است.[۱۶]
معماری
دژ زاهدان

پیش‌تر در منطقهٔ شمالی شهر کنونی زاهدان و بر فراز کوه‌های این منطقه، دژ کوچکی قرار داشته که مردمانی در پیرامون این دژ سکنی گزیده بودند. این افراد از طریق تجارت و کشاورزی به زندگی خود ادامه می‌دادند.[۵]
بنیان شهر

بنیان زاهدان توسط کارگران هندی که در راه‌آهن کار می‌کردند، گذاشته شد و یکی از مهندسان اهل کویتهٔ پاکستان نقشهٔ اولیهٔ آن را طراحی نمود. از همین‌روی معماری این شهر شدیداً تحت تأثیر معماری هندی قرار گرفت.[۵]
معماری ایرانی

مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی دستور تأسیس و آبادانی زاهدان را داد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به پیشنهاد تیمسار جهانبانی و به دستور رضا شاه، نام شهر از دزداب به زاهدان تغییر کرد. معماری زاهدان با توجه به آب و هوای گرم‌سیری آن و به پیروی از معماری شهرهای باستانی ایران توسط معماران ایرانی تهیه شده‌است.[۵] راه‌اندازی راه‌آهن کویته-زاهدان از نخستین نشانه‌های شهرنشینی در این شهر به‌شمار می‌رود.[۴]
نقش شهر

زاهدان به دلیل مرکزیت استان، دارای ساختار خدماتی بوده و شهری دانشگاهی، فرهنگی و مذهبی محسوب می‌شود؛ چراکه حدود ۶۰٬۰۰۰ نفر دانشجو و طلبه در حوزه‌های علمیه اهل سنت بویژه حوزه دارالعلوم مکی، حوزهٔ علمیه امام صادق، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشکده علوم قرآنی این شهر مشغول به تحصیل بوده و به همین جهت از سرانهٔ دانشجویی بالایی برخوردار است.[۵][۴]
سیاست
استانداری

استانداران سیستان و بلوچستان پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، غلامرضا دانش‌نارویی از اسفند ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۵۸، حبیب جریری از مرداد ۱۳۵۸ تا دی ۱۳۵۸، حمید بهرامی از دی ۱۳۵۸ تا تیر ۱۳۵۹، منوچهر محمدی از شهریور ۱۳۵۹ تا بهمن ۱۳۶۰، محمدتقی عاقبت‌رفعت از بهمن ۱۳۶۰ تا تیر ۱۳۶۲، سید احمد نصری از تیر ۱۳۶۴ تا آبان ۱۳۶۴، محمود اشجع از دی ۱۳۶۴ تا مهر ۱۳۶۸، محمود حجتی از مهر ۱۳۶۸ تا شهریور ۱۳۷۳، وجیه‌اله آقاتقی از شهریور ۱۳۷۳ تا دی ۱۳۷۳، علی‌بخش جهانبخش از دی ۱۳۷۳ تا مهر ۱۳۷۶، سید محمود حسینی از مهر ۱۳۷۶ تا تیر ۱۳۸۱، حسین امینی از تیر ۱۳۸۱ تا شهریور ۱۳۸۴ و حبیب‌اله دهمرده از شهریور ۱۳۸۴ تا شهریور ۱۳۸۷ بوده‌است.[۱۷]
دانشگاه ها

    دانشگاه سیستان و بلوچستان
    دانشگاه علوم پزشکی
    دانشگاه آزاد اسلامی
    دانشگاه پیام نور
    موسسات غیرانتفاعی هاتف و پرتو

شهرداری

شهرداری زاهدان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی باعنوان بلدیه تأسیس شد. شمار کارکنان این نهاد در ابتدای راه‌اندازی بالغ بر ۱۱ نفر بوده که وظیفهٔ پاکسازی شهر و آبرسانی به نقاط مختلف آن را برعهده داشته‌است.[۱۸]

پس از پیروی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، شهرداری زاهدان صاحب درجهٔ ۸ شهرداری، ۱۸۶ پست کارمندی و ۳۶۰ پست کارگری شد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی، این شهر به ۳ منطقه و ۹ ناحیهٔ شهرداری تقسیم گردید. زاهدان تاکنون ۴۰ شهردار مختلف را به خود دیده‌است.[۱۸]

دانشگاه سیستان و بلوچستان

این دانشگاه که در زاهدان به دانشگاه ملی معروف است زیباترین دانشگاه ایران میباشد.

همچنین این دانشگاه از نظر وسعت دومین دانشگاه بزرگ ایران محسوب میشود.

دانشجویانی که دراین دانشگاه مشغول به تحصیل میباشند معمولا سیستانی.بلوچستانی.لر.کرد.ترک و بیرجندی هستند.

این دانشگاه ازنظر سطح علمی و امکانات یکی از دانشگاه های تراز اول ایران اسلامی به شمار می آید.
صدا و سیما
نوشتار اصلی: صدا و سیمای مرکز سیستان و بلوچستان
صدا

رادیو زاهدان در سال ۱۳۳۸ خورشیدی راه‌اندازی شد و از سال ۱۳۳۹ خورشیدی با فرستندهٔ کالینز شروع به فعالیت کرد. این فرستنده پرقدرت‌ترین فرستندهٔ شرق ایران بوده و برنامه‌های داخلی و خارجی مرکز را تحت پوشش خود قرار داده بود.[۱۹]

شبکهٔ استانی صدای مرکز سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی راه‌اندازی شد. این امر سبب افزایش میزان تولید و پخش برنامه‌های رادیویی در این مرکز گردید. امروزه صدای مرکز سیستان و بلوچستان با دارابودن ۶ مرکز رادیویی و ۴ استودیوی پخش، یکی از مهم‌ترین مراکز صدا در ایران به‌شمار می‌رود.[۱۹]
سیما

پیش از راه‌اندازی شبکه استانی هامون، تلویزیون زاهدان هر هفته ۵ ساعت برنامهٔ تلویزیونی با عنوان شبکه تفتان پخش می‌کرد. پس از افتتاح این مرکز در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، میزان برنامه‌های تولیدی آن به ۷ الی ۸ ساعت در روز افزایش یافت.[۱۹]

از مهم‌ترین فیلم‌های سینمایی تولید این مرکز در سال‌های اخیر می‌توان به «تب پنهان»، «چاه فرشته» و «دور از هیاهو»، از مهم‌ترین سریالها می‌توان به «بازگشت به خانهٔ پدری»، «خاطرات خاموش»، «در مسیر کوچ» و «رودخانهٔ سرباز»، «ستاره‌های شرق»، «گل‌فشان‌ها» و «مستند کوه خواجه» و از مهم‌ترین برنامه‌های کودک می‌توان به «عروسک مهربانی و صحرا» و «قصه‌های شهر سوخته» اشاره کرد.[۱۹]
اماکن دیدنی
تصویر سراسرنمای اهتل استقلالزاهدان
تصویر سراسرنما از هتل استقلال
تصویر سراسرنمای مسجد مکیزاهدان
نمایی از مسجد مکی



مراکز فرهنگی و تفریحی

    کوهستان پارک
    مجتمع تفریحی براسان
    مجتمع تفریحی گراناز
    مجتمع تفرح ایران بلوچ
    بوستان فرهنگیان
    کتابخانهٔ عمومی استاد کامبوزیا
    پارک لاله
    باغ خانواده
    پارک ملت
    موزهٔ شهدا
    موزهٔ منطقه‌ای جنوب شرق ایران
    موزه پست
    باغ خاتم
    کوهستان پارک شهدا
    مجتمع تفریحی امام زمان
    باغ امام علی
    پارک شادی

بیمارستان‌ها

    بیمارستان بوعلی
    بیمارستان حضرت علی اصغر
    بیمارستان پیامبراعظم
    بیمارستان امام علی
    بیمارستان تامین اجتماعی
    بیمارستان خاتم الانبیا
    بیمارستان نبی اکرم
    بیمارستان پیامبراعظم


خوراکی‌ها

فهرست خوراکی‌های زاهدان:[۵]

    آبگوشت.
    تجگی.
    شیرمال.
    شیلانج.
    قلیفی.
    کباب تنورچه.
    کشک زرد.
    کشک سفید.
    کلوچه.
    کهلی.
    خرما.

صنایع دستی

فهرست صنایع دستی زاهدان:[۶]

    آینه‌دوزی.
    سکه‌دوزی.
    سوزن‌دوزی بلوچی.
    قالی‌بافی.
    حصیربافی.
    سفالگری.

دریای عمان

دریای عُمان (به عربی: خلیج عمان) یا دریای مکران پهنه‌ای آبی است که در شمال غربی دریای عرب و اقیانوس هند و شرق تنگه هرمز و خلیج فارس قرار گرفته‌است. ایران در شمال این دریا و عمان و بخش کوچکی از امارات در جنوب آن جای دارند. در سازمانهای بین المللی و زبان‌های دیگر آن را خلیج عمان می‌نامند.

محتویات

    ۱ حد و مرز
    ۲ نامهای تاریخی
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به تارنما
    ۶ جستارهای وابسته

حد و مرز
ساحل جنوبی دریای عمان

بر اساس تعریف سازمان بین‌المللی آب‌نگاری مرز شمال غربی خلیج عمان خطی است که رأس لیمه (25°57'N) در ساحل شبه‌جزیره عربستان را به رأ س الکوه (25°48'N) در ساحل ایران متصل می‌کند و مرز جنوب غربی آن خطی است که رأس‌الحد (22°32'N) در پیشرفته‌ترین برآمدگی جنوب شرقی شبه‌جزیره عربستان، را به جیوانی (61°43'E) در ساحل پاکستان متصل می‌کند.[۱]
نامهای تاریخی
در نقشهٔ امپراطوری ایران، ۱۱۲۶ خورشیدی، دریای پارس، نام آب‌های آزاد جنوب شرقی ایران است.

در منابع تاریخی این خلیج و دریای عرب فعلی به نام‌های دریای مکران و بحر اخضر و در بعضی منابع اروپایی قدیم با نام دریای اریترا و دریای رومیروم و دریای هندوس نیز یاد شده که گاهی به کل اقیانوس هند و پهنه‌های آبی مرتبط با آن نیز گفته می‌شده است. نام این دریا به همراه دریای عرب امروزی از سوی جغرافی نویسان مسلمان، هندی هاو پارسیان مُکران -مکران که گویا تغییر یافته(مهی خوران) است و اروپائیان با تلفظ Mecran- Makran بکار برده اند." گاهی اوقات دریای مکران آبهای کل جنوب ایران و پاکستان فعلی قلمداد شده و دریای عمان نیز به سواحل عمان اطلاق شده است عمانا"ی تاریخی در واقع نام یکی از شهرهای جنوب ایران و در فاصله غرب چابهار فعلی و بندر جاسک قرار داشته است. نگاه شود( به نقشه پریپلوس ). [۲] حاکمیت بی چون و چرای ایران در دو سوی آب های خلیج فارس و دریای مُکران و جزایر این دو دریا در طول تاریخ چند هزار ساله مسأله‌ای انکارناپذیر است.[۳] بندر راهبردی چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران است نیز در شمال این دریا قرار دارد و نزدیک‌ترین و آسان‌ترین راه دسترسی کشورهای آسیای میانه (که محصور در خشکی‌اند) به آبهای آزاد است. خورهای دریای عمان کمتر از خورهای خلیج فارس است. قرار است کریدور شمال-جنوب ایجاد و راه آهنی از بندر چابهار تازاهدان و از آنجا به افغانستان و همچنین به راه آهن مشهد بافق وصل شود.