اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دیافراگم

دیافراگم در دوربین عکاسی به تیغه‌هایی گفته می‌شود که درون لنز قرار گرفته‌اند و با گشاد و تنگ شدن، میزان عبور نور را از روزنه میانی آنها که به آن اپرچر گفته می‌شود، کنترل می‌کنند. این تیغه‌ها که به طور معمول ۶ تا ۹ عدد هستند، طوری طراحی شده‌اند که با بازشدن، میزان نور را زیاد و با تنگ شدن، میزان نور را کم می‌کنند. بسیاری از دیافراگم‌ها مانند عنبیه و اپرچر همچون مردمک چشم کوچک و بزرگ یا تنگ و گشاد می‌شوند و با این عمل نور کمتر یا بیشتری به درون دوربین راه می‌یابد.

میزان بازبودن این روزنه توسط عددهایی تعریف می‌شود که از تقسیم فاصله کانونی بر قطر موثر لنز به دست می‌آید. پله های کامل عدد دیافراگم در عکاسی به صورت زیر می‌باشد: ۱.۴-۲-۲.۸-۴-۵.۶-۸-۱۱-۱۶-۲۲-۳۲-۴۵

به طور مثال، اگر فاصله کانونی یک لنز قرار گرفته بر روی یک سنسور ۳۵ میلیمتری، ۵۰ میلیمتر باشد و دیافراگم لنز بر روی ۲ تنظیم شده باشد، قطر روزنه ایجاد شده توسط تیغه‌ها (که به آنها دیافراگم گفته می‌شود)، ۲۵ میلیمتر خواهد بود. اگر دیافراگم لنز بر روی عدد ۸ قرار گرفته باشد، قطر روزنه ۶.۲۵ میلیمتر خواهد بود. این اعداد از تقسیم فاصله کانونی بر اپرچر به دست می‌آید و هرچه اپرچر کوچکتر باشد، قطر روزنه و یا اپرچر بیشتر خواهد بود. به این دلیل است که اپرچر کوچکتر باعت بازشدن روزنه و اپرچر بزرگتر، باعث تنگ شدن روزنه می‌شود.

با گشاد و تنگ کردن این روزنه، نه تنها میزان ورودی نور به درون دوربین تغییر می‌یابد، بلکه عمق میدان نیز تغییر پیدا خواهد کرد. هرچه عدد دیافراگم، کوچکتر باشد، مساحت روزنه افزایش پیدا خواهد کرد و هرچه این مساحت بیشتر باشد، عمق میدان کمتر خواهد بود. به طور مثال، عمق میدان با f/22 بسیار بیشتر از عمق میدان با f/2.8 خواهد بود.

باید توجه داشت که در ایران، استفاده از کلمه دیافراگم به جای اپرچر اشتباه می‌باشد. دیافراگم تنها به تیغه‌ها گفته می‌شود و اپرچر به روزنه‌ای که در میان این تیغه‌ها ایجاد می‌شود، گفته می‌شود. در نتیجه، کلمه دیافراگم به طور اشتباه متداول شده‌است. در انگلیسی، کلمه دیافراگم به هیچ عنوان استفاده نمی‌شود.

میکروسکوپ نوری

میکروسکوپ نوری یا ریزنمای نوری را آنتونی وان لیوون هوک در سدهٔ ۱۷ اختراع کرد. این وسیله با بزرگنمائی‌های متفاوت برای بررسی موجودات و ساختار موادی که با چشم غیر مسلح قابل بررسی نیستند کاربرد دارد. ساختمان میکروسکوپ نوری شامل عدسی چشمی و عدسی شیئ، دسته یا بدنه صفحه چرخان، صفحه میکروسکوپ، دیافراگم، منبع نور، گیره‌های صفحه، پیچ ماکرومتری، پیچ میکرومتری و پایه می‌باشد.

ریزدانه

در زیست‌شناسی سلولی، ریزدانه یک ذره کوچک است. هر شکلی می‌تواند داشته باشد و به سختی با میکروسکوپ نوری دیده می‌شود. عموما از اصطلاح ریزدانه برای توصیف وزیکول‌های تراوش ترواشی استفاده می‌شود.

خاک

خاک‌ها مخلوطی از مواد معدنی و آلی هستند که از تجزیه و تخریب سنگ‌ها در نتیجهٔ هوازدگی بوجود می‌آیند که البته نوع و ترکیب خاک‌ها در مناطق مختلف بر حسب شرایط ناحیه فرق می‌کند. مقدار آبی که خاک‌ها می‌توانند بخود جذب کنند، از نظر کشاورزی و همچنین در کارخانه‌های راه‌سازی و ساختمانی دارای اهمیت بسیاری است که البته این مقدار در درجهٔ اول بستگی به اندازه دانه‌های خاک دارد.

هرچه دانه خاک ریزتر باشد، آب بیشتری را به خود جذب می‌کند که این خصوصیت برای کارهای ساختمان‌سازی مناسب نیست. بطور کلی خاک خوب و حد واسط از دانه‌های ریز و درشت تشکیل یافته‌است. تشکیل خاک‌ها به گذشت زمان، مقاومت سنگ اولیه یا سنگ مادر، آب و هوا، فعالیت موجودات زنده و بالاخره توپوگرافی ناحیه‌ای که خاک در آن تشکیل می‌شود بستگی دارد. خاک در اسلام یکی از پاک کننده‌ها محسوب می‌شود.

خارجی ترین  بخش  زمین  از  خاک  تشکیل  شده است. خاک  محصول  فرسایش  و  خردشدگی  سنگ هاست .[۱]

محتویات

    ۱ عوامل موثر در تشکیل خاک
    ۲ پوشش گیاهی و فعالیت موجودات زنده
    ۳ زمان
    ۴ آب و هوا
    ۵ مواد تشکیل دهنده خاک‌ها
    ۶ تقسیم‌بندی خاک‌ها از لحاظ سنگ‌های تشکیل دهنده
    ۷ طبقه‌بندی خاک
    ۸ منابع

عوامل موثر در تشکیل خاک

سنگ‌های اولیه یا سنگ مادر

کمیت و کیفیت خاک‌های حاصل از سنگ‌های مختلف اعم از سنگهای آذرین، رسوبی و دگرگونی به کانی‌های تشکیل دهنده سنگ، آب و هوا و عوامل دیگر بستگی دارد. خاک حاصل از تخریب کامل سیلیکاتهای دارای آلومینیوم و همچنین سنگهای فسفاتی از لحاظ صنعتی و کشاورزی ارزش زیادی دارد. در صورتیکه خاک‌هایی که از تخریب سنگ‌های دارای کانی‌های مقاوم (از قبیل کوارتز و غیره) در اثر تخریب شیمیایی پدید آمده‌اند و غالباً شنی و ماسه‌ای می‌باشند فاقد ارزش کشاورزی می‌باشند. خاک مجموعه فعالی است که در حد فاصل اتمسفر، آب و قشر جامد زمین تشکیل شده است که از اثر مشترک آب و هوا، گیاهان و جانواران بر سنگ پدید آمده که پس از تکامل تدریجی به حد تعادل رسیده است. تکامل خاک از سه مرحله تشکیل شده است
پوشش گیاهی و فعالیت موجودات زنده

پوشش گیاهی قالب هرمنطقه و نوع و ترکیب مواد آلی حاصل از باقی‌مانده‌های گیاهی که مرتباً به خاک افزوده می‌شوند تأثیر به سزایی در خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک دارند. تمایز انواع خاک‌ها از نقطه نظر کشاورزی به نوع و مقدار مواد آلی (ازت و کربن) موجود در آن بستگی دارد. بعنوان مثال نیتروژن و کربن موجود در اتمسفر بطور مستقیم قابل استفاده برای گیاهان نمی‌باشد. بلکه ترکیبات نیتروژن‌دار و کربن دار لازم برای رشد گیاهان باید به شکل قابل حل در خاک وجود داشته باشد که این عمل در خاک‌ها بوسیله فعالیت‌های زیستی برخی از گیاهان و باکتری‌ها انجام می‌شود. خاک‌ها معمولاً دارای یک نوع مواد آلی کربن‌دار تیره رنگی هستند که هوموس نامیده می‌شوند و از بقایای گیاهان بوجود می‌آید. از جمله تأثیرات فیزیکی مواد آلی موجود در خاک، ذخیره رطوبت بیشتر در این خاک‌ها در مقایسه با خاک‌های با شرایط فیزیکی مشابه ولی فاقد مواد الی می‌باشد.
زمان

هر قدر مدت عمل فرسایش کانی‌ها و سنگ‌ها بیشتر باشد عمل تخریب فیزیکی و شیمیایی کاملتر انجام می‌گیرد. زمان فرسایش کامل بسته به نوع سنگ، ساخت و بافت سنگ‌ها و نیز ترکیب و خاصیت تورق کانی‌ها متفاوت می‌باشد ولی بطور کلی سنگهای رسوبی خیلی زودتر تجزیه شده و به خاک تبدیل می‌شوند، در صورتیکه سنگهای آذرین مدت زمان بیشتری لازم دارند تا تجزیه کامل در آنها صورت گرفته و به خاک تبدیل گردند.
آب و هوا

وفور آب‌های نفوذی و عوامل آب و هوا از قبیل حرارت، رطوبت و غیره در کیفیت خاک‌ها اثر بسزایی دارند. جریان آبهای جاری بخصوص در زمین‌های شیب‌دار موجب شستشوی خاک‌ها می‌شوند و با تکرار این عمل مقدار مواد معدنی و آلی بتدریج تقلیل می‌یابد. اثر تخریبی اتمسفر همانطور که قبلاً بیان گردید روی برخی از کانی‌ها موثر و عمیق می‌باشد و هر قدر رطوبت همراه با حرارت زیادتر باشد شدت تخریب نیز بیشتر می‌گردد. عامل زمان پس از تشکیل خاک اولیه منجر به تکامل ثانوی خاک و شکل گیری لایه بندی خاک، ساختمان خاک و جابجایی و رسوب پدوژنیک مواد معدنی و آلی موجود در لایه‌های فوقانی خاک می‌شود.

توپوگرافی محل تشکیل خاکا

اگر محلی که خاک‌ها تشکیل می‌شوند دارای شیب تند باشد در نتیجه مواد تخریب شده ممکن است بوسیله آبهای جاری و یا عامل دیگری خیلی زود بسادگی از محل خود بجای دیگری حمل گردند و یا شستشو بوسیله آبهای جاری باعث تقلیل مواد معدنی و آلی خاک‌ها شود در نتیجه این منطقه خاک‌های خوب تشکیل نخواهند شد؛ ولی برعکس در محل‌های صاف و مسطح که مواد تخریب شده بسادگی نمی‌توانند به جای دیگری حمل شوند فرصت کافی وجود داشته و فعل و انفعالات بصورت کامل انجام می‌پذیرد.
مواد تشکیل دهنده خاک‌ها
خاک تشکیل شده با آب سطحی در یخ‌رفت، ایرلند شمالی

موادی که خاک‌ها را تشکیل می‌دهند به چهار قسمت تقسیم می‌شوند:

مواد سخت: مواد سخت را ترکیبات معدنی تشکیل می‌دهند ولی ممکن است دارای مقداری مواد آلی نیز باشند. البته این ترکیبات معدنی از تخریب سنگ‌های اولیه یا سنگ مادر حاصل شده‌اند که گاهی اوقات همراه با مواد تازه کلوئیدی و نمک‌ها می‌باشند.

موجودات زنده در خاک‌ها: تغییراتی که در خاک‌ها انجام می‌پذیرد بوسیله موجودات زنده در خاک انجام می‌گیرد. قبل از همه ریشه گیاهان، باکتری‌ها، قارچها، کرم‌ها و بالاخره حلزون‌ها در این تغییرات شرکت دارند.

آب موجود در خاک‌ها: آبی که در خاک وجود دارد حمل مواد حل‌شده را به عهده دارد که البته این مواد حمل شده برای رشد و نمو گیاهان به مصرف می‌رسد. آب موجود در خاک‌ها از باران و آبهای نفوذی، آب جذب شده و بالاخره آبهای زیرزمینی تشکیل شده که در مواقع خشکی از محل خود خارج شده و بمصرف می‌رسد.

هوای موجود در خاک: هوا همراه با آب در خوه‌های خاک‌ها وجود دارد که البته این هوا از ضروریات رشد و نمو گیاهان و ادامه حیات حیوانات می‌باشد. مقدار اکسیژنی که در این هوا وجود دارد از دی اکسید کربن کمتر است و این به ان علت است که ریشه گیاهان برای رشد و نمو اکسیژن مصرف کرده و دی اکسید کربن را پس می‌دهند.

خاک که پدوسفر نامیده می‌شود، می‌تواند به صورت یک مخزن شیمیایی در سطح زمین درنظرگرفته شود که از برهم کنش‌های چهارمخزن شیمیایی بزرگ تشکیل شده و به وسیله انرژی خورشیدی قدرت لازم را اخذ می‌نماید، خاک از زمانی که زندگی بر روی کره زمین شروع شده از گیاهان و حیوانات حمایت نموده است. خاک از سه حالت فیزیکی ماده یعنی جامد، مایع و گاز تشکیل شده است. تقریباً نصف حجم خاک بخش جامد، و نصف دیگر از آب و هوا تشکیل شده است. مقدار هوای خاک به مقدار آب بستگی دارد، در مقدار آب بهینه برای رشد اکثر گیاهان، آب و هوا ممکن است هر کدام به ترتیب در حدود ۳۰ و ۲۰ درصد از حجم خاک را اشغال کرده باشند. عملیات خاک ورزی می‌تواند نسبت آب و گازها در خاک سطحی را تحت تأثیر قرار دهد. درخاکهای غرقابی شالیزار، اکسیژن فقط به صورت محلول در آب خاک وجود دارد خاکها بر اساس نیمرخ به سه دسته تقسیم می‌شود۱-افقA2
تقسیم‌بندی خاک‌ها از لحاظ سنگ‌های تشکیل دهنده

بر حسب دانه‌های تشکیل دهنده خاک و هم‌چنین شرایط میزالوژی و پتروگرافی زمین خاک‌های مختلفی وجود دارد که عبارتند از:

    خاک رسی

ذرات رس (Clay) دارای قطری کوچکتر از ۰٫۰۰۲ میلی‌متر می‌باشند و در حدود ۵۰٪ خاک را تشکیل می‌دهند. خاک‌های رسی چون دارای دانه‌های بسیار ریزی هستند به خاک سرد معروفند و در مقابل رشد گیاهان مقاومت نشان داده و رشد آنها را محدود می‌کنند.

    خاک‌های سیلتی

۵۰٪ این نوع خاک‌ها را ذرات سلیت تشکیل داده‌است که دارای قطری بین ۰٫۰۵ تا ۰٫۰۰۲ میلی‌متر می‌باشند و بر حسب اینکه ناخالصی مثل ماسه، رس و غیره بهمراه دارند به نام خاک‌های سیلتی ماسه‌ای و یا سیلتی رسی معروفند.

    خاک‌های ماسه‌ای

این خاک‌ها از ۷۵٪ ماسه تشکیل شده‌اند. قطر دانه‌ها از ۰٫۰۵ تا ۲ میلیمتر است و بر حسب اندازه دانه‌های ماسه به خاک‌های ماسه‌ای درشت، متوسط و ریز تقسیم می‌گردند. مقدار کمی رس خاصیت خاک‌های ماسه‌ای را تغییر می‌دهد و این نع خاک آب را بیشتر در خود جذب می‌کند تا خاک‌های ماسه‌ای که فاقد رس هستند.

    خاک‌های اسکلتی

خاکهای اسکلتی به خاکهایی اطلاق می‌گردد ک در حدود ۷۵٪ آن را دانه‌هایی بزرگتر از ۲ میلی‌متر از قبیل قلوه سنگ، ریگ و شن تشکیل می‌دهند. این خاک‌ها، آب را به مقدار زیاد از خود عبور می‌دهند و لذا همیشه خشک می‌باشند.
روخاک تیره‌رنگ و زیرخاک قهوه‌ای مایل به سرخ از ویژگی‌های خاک‌های مناطق نیمه‌گرمسیری مرطوب است.

خاک از فرسایش سنگ ایجاد می‌شود. خصوصیات فیزیکی خاک در مرحله نخست تحت تأثیر کانی‌های تشکیل دهنده ذرات خاک و بنابراین تحت تأثیر سنگی قرار دارد که از آن به وجود امده‌است.
طبقه‌بندی خاک
نوشتار اصلی: طبقه‌بندی خاک

از دیدگاه ژئوتکنیک خاک‌ها به دو دسته درشت‌دانه و ریزدانه تقسیم می‌شوند اما از دیدگاه علم خاکشناسی خاک‌ها به سه دسته[نیازمند منبع] درشت بافت شامل خاکهای شنی و متوسط بافت شامل سیلت و ماسه و ریزبافت شامل خاکهای رسی طبقه‌بندی می‌شوند.

خاک‌های درشت‌بافت دارای حجم منافذ بیشتری نسبت به خاکهای ریزبافت هستند ولی ظرفیت نگهداری آب در آنها به سبب بزرگی قطر خلل و فرج کمتر است. در خاکهای رسی حجم خلل و فرج کمتر از خاکهای ماسه‌ای و شنی می‌باشد ولی ظرفیت نگهداری آب در آنها بیشتر است. خاکهای ماسه‌ای نفوذ پذیری بیشتری نسبت به خاکهای رسی دارند و آب خود را به راحتی از دست می‌دهند و توانایی ذخیره‌سازی رطوبت در آنها کمتر از خاکهای ریز بافت است.

نیم‌رخ خاک‌ها معمولاً از ۳ افق A,B,C تشکیل شده‌است.

    افق A: که به نام خاک بالایی نامیده می‌شود، فوقاتی‌ترین منطقه خاک است و این همان افقی است که رشد و نمو گیاهان در آن نفوذ می‌کنند. این افق از مواد خاکی نرم (رس) که غنی از مواد آلی و موجودات زنده میکروسکوپی است تشکیل یافته‌است که وجود این مواد آلی باعث رنگ خاکستری تا سیاه این افق می‌گردد. البته این زمین بیشتر برای کشاورزی مناسب می‌باشند. اکسیدهای آهن و همچنین بعضی از مواد محلول ممکن است از این منطقه به افق B برده شوند و در آنجا رسوب کنند.

افق B: قشر بین افق A و C را یک قشر دیگر تشکیل می‌دهد که به نام افق B یا خاک میانی نامیده می‌گردد. در این افق عمل تخریب و تجزیه به مراتب بیشتر از افق C پیشرفت و اثر کرده‌است و از کانی‌های سنگ مادر فقط آن دسته دیده می‌شوند؛ که بسیار مقاومند (مثل کوارتز) ولی سایر کانی‌ها به شدت تجزیه شده‌اند. این افق معمولاً از مواد رسی، ماسه و شن‌های ریز و درشت و گاه مقادیر کمی بقایای نباتی تشکیل شده‌است. در این افق علاوه بر مواد رسی، در آب و هوای مرطوب، اکسیدهای آهن و همچنین مواد محلول‌تر که بوسیله آب‌های نفوذی از افق A به آنجا آورده شده‌اند دیده می‌شوند.

    افق C: که به آن خاک زیرین نیز گفته می‌شود، افقی است که مواد سنگی به میزان خیلی کم تخریب و تجزیه شده‌اند و در نتیجه سنگ‌های اولیه زیاد تغییر نکرده بلکه بصورت قطعات خرد شده می‌باشند. زیر این منطقه سنگ‌های تخریب نشده یعنی سنگ اولیه قرار دارد که هیچگونه تخریب و یا تجزیه‌ای در آن صورت نگرفته‌است.

کود

کود هرگونه مواد طبیعی و یا غیر طبیعی که عموماً بخاطر مواد مفیدی که در آن وجود دارد در کشاورزی برای تقویت خاک مزرعه از آن استفاده می‌کنند . برای آنکه خاک از لحاظ مواد غذایی متعدد دچار کمبود نباشد استفاده از کود بسیار مفید خواهد بود .

محتویات

    ۱ انواع کود
    ۲ کود کمپوست
    ۳ کود حیوانی
    ۴ کود شیمیایی
        ۴.۱ تاریخچه
    ۵ منابع

انواع کود

کود دارای انواع بسیاری مختلفی است که هر کدام دارای خصوصیات مختص به خود می‌باشد .

    کود زیستی
    کود شیمیایی
    کود حیوانی
    کود انسانی
    کود کمپوست
    کود گیاهی
    کود سبز
    کود بیوفسفات گرانوله
    نانو کودهای کلاته

کود کمپوست

این کود که از پسماندهای خانگی و غذایی تولید می‌شود یکی از عالی‌ترین کودها برای مصارف کشاورزی به شمار می‌رود که تولیدکنندگان گل و گیاه نیز امکان استفاده از این کود را نیز دارند . منیزیوم و فسفات موجود در این کود سبب آبرفتی شدن خاک‌های کشاورزی و جذب سریع تر مواد مغذی درون خاک می‌شود.
کود حیوانی
تصویری از فضولات اسب که به‌عنوان کود حیوانی از آن استفاده می‌شود

کود حیوانی در حقیقت از فضولات حیوانات تهیه می‌شود که بیشتر از کود گوسفند و گاو و اسب و یا مرغ تشکیل می‌شود . کود حیوانی به علت دارا بودن حجم وسیعی از مود آلی و غذایی باقی مانده که برای غنای خاک بسیار مفید می‌باشد در طول تاریخ همواره مورد توجه کشاورزان بوده است .

کود انسانی نیز در رده کودهای حیوانی به حساب می‌آید. در بعضی کشورها از جمله ایران از مدفوع انسانی به عنوان کود در مزارع کشاورزی استفاده می‌شود.[۱][۲]
کود شیمیایی

کودهای شیمیایی موادی هستند که به صورت شیمیایی تولید شده که دارای مواد مغذی مورد نیاز گیاه می‌باشند.
تاریخچه

تولید این نوع کودها، در کشاورزی و ازدیاد تولید محصولات زراعی انقلابی را به وجود آورد. طی مرور زمان تولید این کودها رو به فزونی گذاشته و از آنجا که علاوه بر این که این کودها باعث ازدیاد محصول می‌گردد باید این را هم در نظر داشت که، این کودها صدمات زیادی را به خاک، موجودات زنده و اکوسیستم وارد می‌نمایند.

گوسفند

گوسفند پستانداری است از راسته سم داران از دسته زوج‌سمان، از گروه نشخوارکنندگان و از خانوداده گاوسانان (تهی‌شاخان). این حیوان را جهت استفاده از پشم، شیر و گوشتش اهلی کرده، به صورت گله‌های بزرگ نگهداری می‌کنند. برخی نژادهای گوسفند نر دارای شاخ مورب و حلقوی و پیچ دار می‌باشند و در این صورت به نام قوچ یا راک نامیده می‌شوند؛ ولی گوسفند ماده متعلق به هر نژادی که باشد، به طور عام به نام میش خوانده می‌شود.

محتویات

    ۱ معرفی نژادها
        ۱.۱ نژادهایی با پشم خیلی ظریف
            ۱.۱.۱ مرینوس (merino)
            ۱.۱.۲ رامبویه(Rambouillet)
            ۱.۱.۳ دبویلت(Debouillet)
        ۱.۲ نژادهایی با پشم نسبتا ظریف
            ۱.۲.۱ دورست (Dorest)
            ۱.۲.۲ گوسفند فنلاندی(Finn sheep)
            ۱.۲.۳ همشایر (Hampshire)
            ۱.۲.۴ مونتادال(Montadal)
            ۱.۲.۵ اکسفورد (Oxford)
            ۱.۲.۶ شروپ شایر (Shropshire)
            ۱.۲.۷ سات داون(Soutdown)
            ۱.۲.۸ سافولک (Suffolk)
            ۱.۲.۹ تونس (Tunis)
        ۱.۳ نژادهای پشم دراز
            ۱.۳.۱ کاتسولد (Cotswold)
            ۱.۳.۲ لایسستر (Leicester)
            ۱.۳.۳ لینکلن (Lincoln)
            ۱.۳.۴ رامنی (Romney)
        ۱.۴ نژادهای پشم تلاقی یافته
            ۱.۴.۱ کلمبیا (Columbia)
            ۱.۴.۲ کوریدال (Corriedale)
            ۱.۴.۳ پاناما (Panama)
            ۱.۴.۴ راملدال (Romeldale)
            ۱.۴.۵ تارگی (Tar ghee)
            ۱.۴.۶ بدون دم (Tailless)
            ۱.۴.۷ سوت دال (Southdaie)
        ۱.۵ نژادهای پشم قالی
        ۱.۶ نژاد پوستی
        ۱.۷ نژادهای گوشتی
        ۱.۸ گوسفندان ایران
    ۲ بهترین نژادها
    ۳ استفاده
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ نگارخانه
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

معرفی نژادها
نژادهایی با پشم خیلی ظریف
مرینوس (merino)

منشأ مرینوس کشور اسپانیا می‌باشد. سه نوع مرینوس به نامهای B ،A و C وجود دارد. نوع A و B دارای پوست چین دار می‌باشند که نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد. مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکایی شناخته می‌شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین (Delaine merino) می‌نامند که چین پوست آن خیلی کم می‌باشد. پشم مرینوس دلاین سفید بوده، رشد آن در حدود ۴/۶ تا ۶/۷ سانتی‌متر در سال می‌باشد. قوچ‌های مرینوس شاخدار و میش‌های آن بدون شاخ می‌باشند. مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده، بدنی لاغر دارد. مرینوس دلاین از مرینوس معمولی بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله‌ای بوده، دارای توانایی چرا در مراتع فقیر است.
رامبویه(Rambouillet)

منشأ این نژاد کشور فرانسه می‌باشد. این نژاد از مرینوس اسپانیایی حاصل شده‌است. در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه می‌باشند. رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد. رنگ این نژاد سفید و اندازه آن بزرگ می‌باشد. این نژاد بدنی زاویه دار و بلوکی و همچنین لاشه‌ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد؛ ولی از نظر کیفیت گوشت در مقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می‌یابند مناسب نمی‌باشد. قوچ‌های این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ، ولی همه میش‌های آن بدون شاخ هستند. رشد پشم آنها حدود ۹/۸ سانتی‌متر در سال است.
دبویلت(Debouillet)

منشأ این نژاد آمریکا می‌باشد. از تلاقی رامبویه و مرینوس دلاین بهبود نژاد یافته‌است. توسعه این نژاد در نیومکزیکو شروع گردیده‌است. دبویلت باشرایط مراتع غرب آمریکا سازگار است. اندازه این نژاد متوسط بوده، بدنی زاویه دار دارد و رنگ آن سفید می‌باشد. قوچ‌های این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ می‌باشند ولی میشهای آن بدون شاخ هستند. الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم آن می‌باشد.
نژادهایی با پشم نسبتا ظریف
دورست (Dorest)

منشأ دورست از جنوب انگلستان می‌باشد. جثّه‌ای متوسط داشته، دارای نوع بدن بلوکی است. گوش‌ها، بینی، صورت و پاهایی سفید دارد. دورست هم شاخدار و هم بدون شاخ می‌باشد. این نژاد دارای پشمی با زبری متوسط است. پشم چیده شده دورست وزن سبکی دارد و به‌طور متوسط ۶/۳ – ۲/۳ کیلو گرم است. این نژاد لاشه گوشت‌داری تولید می‌کند.
گوسفند فنلاندی(Finn sheep)

منشأ این نژاد فنلاند است. از نظر جثّه کوچک است و گوش‌ها، بینی، صورت و پاهایی سفید دارد. این نژاد به‌طور کلی بدون شاخ می‌باشد؛ هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار می‌باشد. گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید می‌کند و وزن پشم چیده شده آن حدود ۴ تا ۵/۴ کیلو گرم است. خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمی‌باشد.

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره‌زایی قابل توجهی می‌باشد و در آمریکا برای برنامه‌های تلاقی، جهت افزایش میزان بره‌زایی، مورد استفاده قرار می‌گیرد. میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی می‌باشد ۲۰۰ تا ۲۵۰ بره تولید می‌کند. بره‌های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک می‌باشند، ولی قدرت بقا و زنده ماندن آنها بالاست. وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد، بره‌های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارای کیفیت مناسبی خواهند بود.
همشایر (Hampshire)

منشأ نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثّه این حیوان بزرگ بوده، دارای بدنی از نوع بلوکی می‌باشد. این نژاد دارای صورت، پاها، گوش‌ها و بینی سیاه بوده، فاقد شاخ می‌باشد.

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیردهی خوب و تولید بره‌هایی است که پس از شیرگیری، برای ارائه به بازار مناسب می‌باشند. تولید پشم آن متوسط و درحدود ۲/۳ تا ۶/۳ کیلو گرم می‌باشد. میانگین تولید بره در حدود ۱۳۷ درصد است که این درصد بره‌زایی براساس ۱۰۰ میش می‌باشد. تلاقی خوبی بین آنها و گوسفندان با پشم ظریف یا نژادهای تلاقی یافته صورت می‌گیرد.
مونتادال(Montadal)

منشأ این نژاد ایالات متحده می‌باشد و بهبود آن به‌وسیله تلاقی میش‌های نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته‌است. این حیوان دارای جثّه‌ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده، صورت، گوش‌ها و پاهای آن سفید است. بر روی صورت و پاها پشمی وجود ندارد. این نژاد بدون شاخ می‌باشد و لاشه آن گوشتی است. متوسط تولید پشم در حدود ۵/۴ تا ۴/۵ کیلو گرم در سال می‌باشد.
اکسفورد (Oxford)

منشأ نژاد اکسفورد مرکز و جنوب انگلستان است. نژاد اکسفورد از بزرگترین نژادهای گوسفند از نظر جثّه و با پشم متوسط می‌باشد. نوع بدن آن بلوکی است و صورت، گوش‌ها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه‌ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند. بیده چیده شده آن سنگین و حدود ۵/۴ تا ۴/۵ کیلوگرم وزن دارد. میش‌های این نژاد پر منفعت و سودمند بوده، از نظر شیردهی خوب و بره‌های آنها دارای رشد سریعی هستند. استفاده از این نژاد در تلاقی‌ها مناسب است، چون اندازه جثّه آن بزرگ است.
شروپ شایر (Shropshire)

منشأ این نژاد کشور انگلستان است. این حیوان از کوچک‌ترین گوسفندهای نژاد پشم متوسط است. این نژاد دارای تیپ بدنی بلوکی بوده، بدون شاخ می‌باشد. صورت و پاهای این نوع کدر بوده، پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد. تولید لاشه این نژاد کم می‌باشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می‌یابد، میزان چربی آن نیز زیاد می‌گردد.

وزن بیده آن ۱/۴ کیلو گرم است. میش‌های این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب ۱۵۰٪ می‌باشد.
سات داون(Soutdown)

این نژاد از جنوب انگلستان منشأ می‌شود و یکی از قدیمی‌ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب می‌گردد. جثّه این گوسفند کوچک و نوع بدن آن بلوکی است. صورت، گوش‌ها وپاهای آن خاکستری یا قهوه‌ای است. این نژاد دارای بلوغ زودرس است و شاخ ندارد. بیده آن ۳/۲ تا ۲/۳ کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد.
سافولک (Suffolk)

منشأ این نژاد جنوب انگلستان است. جثّه‌ای بزرگ با بدن بلوکی و عضلانی داشته، صورت، گوش‌ها و پاهای آن سیاه می‌باشد. این نژاد بدون شاخ است و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک ۶/۳ تا ۵/۴ کیلوگرم وزن دارد. درصد بره زایی آن ۱۵۰٪ یا بیشتر است. رشد بره در این نژاد سریع بوده، سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است. تولید گوشت لخم و لاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد می‌باشد.
تونس (Tunis)

نژاد تونس از شمال آفریقا منشأ شده‌است. رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه‌ای تا خرمایی روشن می‌باشد. این نژاد بدون شاخ بوده، اندازه جثّه آن متوسط و زاویه دار است. این نژاد بدنی بلوکی دارد، دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت آن پشم وجود ندارد.
نژادهای پشم دراز
کاتسولد (Cotswold)

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان می‌باشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی می‌باشد.

پاها و صورتی سفید رنگ داشته، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده می‌شود. لکه‌های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) می‌باشد. این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه‌های تلاقی از آن استفاده می‌شود.
لایسستر (Leicester)
    این بخش از مقاله فاقد منبع و مأخذ است. شما می‌توانید با افزودن منابع برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد.

منشا این نژاد کشور انگلستان است. این گوسفند دارای جثه‌ای بزرگ و بدن بلوکی می‌باشد. رنگ این نژاد سفید بوده، بدون شاخ می‌باشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد. پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمی‌باشد.

    میانگین وزن تولد بره ماده:۴٫۵ کیلوگرم
    کم بودن نسبی دوقلو زایی این نژاد نسبت به سایر نژادهای گوسفند بریتانیا
    طول دوره شیر دهی در گوسفند ۱۰۰ تا ۹۵ روز
    فصل زایش از اواسط فصل زمستان شروع و تا اول فصل بهار ادامه دارد.
    میانگین وزن بلوغ: ۵۵ کیلوگرم
    متوسط تولید پشم در حدود ۵/۳تا ۴/۴ کیلو گرم در سال می‌باشد.

لینکلن (Lincoln)

منشا لینکلن انگلستان است. این نژاد دارای جثه‌ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی می‌باشد. رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده، پشم دراز و زبری تولید می‌کند. این نژاد دارای بلوغ دیررس است. پشم تولیدی آن ۴/۵ تا ۲/۷ کیلوگرم می‌باشد. از این نژاد برای تلاقی‌ها استفاده می‌شود.
رامنی (Romney)

این نژاد یکی از قدیمی‌ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است. جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است. بیده‌ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید می‌کند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد. این نژاد در برناکمه‌های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
نژادهای پشم تلاقی یافته
کلمبیا (Columbia)

منشا این نژاد امریکا می‌باشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده‌است. هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد.

کلمبیا جثه‌ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد. این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته‌است. صورت، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ می‌باشد. در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است

وزن پشم‌های چیده شده در حدود ۵/۴ تا ۹/۵ کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد. کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط می‌باشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره‌های بازاری است.
کوریدال (Corriedale)

منشا آن نیوزلند است. این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است.

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ می‌باشد. این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن ۵/۴ تا ۸/۶ کیلوگرم در سال است.
پاناما (Panama)

این نژاد از امریکا منشا یافته. نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن می‌باشد. رنگ صورت، گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ، تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما می‌باشد.

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره می‌شود.
راملدال (Romeldale)

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده‌است.

این نژادجثه‌ای متوسط وبدنی بلوکی داشته، رنگ صورت، گوشها و پاها سفید بوده

و بدون شاخ می‌باشد. وزن بیده آن ۵/۴ تا ۹/۵ کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره‌های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می‌آورد.
تارگی (Tar ghee)

منشا تارگی امریکا است. این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال – لینکلن-رامبویه می‌باشد.

این نژاد جثه‌ای متوسط، بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است. فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن ۵/۴ تا ۴/۵ کیلوگرم در سال می‌باشد.
بدون دم (Tailless)

منشا این نژاد امریکا می‌باشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده‌است. هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد. رنگ صورت، گوشها وپاها سفید می‌باشد. این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است.
سوت دال (Southdaie)

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا می‌باشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست. هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند.
نژادهای پشم قالی

صورت سیاه‌ها اسکاتلند (Black-Faced Highland)

این نژاد از قدیمی‌ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است. اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی می‌باشد. صورت و پاها سیاه بوده، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده می‌باشند. این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا می‌باشد.
نژاد پوستی

قره گل (Karakul)

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی‌ترین نژادهای گوسفند در جهان است. قره گل جثه‌ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته، رنگ صورت، گوشها و پاها سیاه یا قهوه‌ای می‌باشد.

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ می‌باشند و بره‌هایی با لاشه ضعیف و فقیر تولید می‌کنند. پوست بره‌ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین ۲/۱۵ تا ۴/۲۵ سانتی‌متر طول دارد؛ در شمال شرق اران نز ان نژاد به صورت پرانده وجود دارد.
نژادهای گوشتی

همچون گوسفند سنگسری که از حیث پرواری بی نظیر است و محصول گوشت تقریباً ٪۶۰ وزن گوسفند پیش از ذبح شدن است.[۱]
گوسفندان ایران

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی می‌باشند. همگی این گوسفندان دنبه دار می‌باشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه‌است. لازم به ذر است مهمترن تقسم بند گوسفندان در ایران بر اساس مرغوبیت پشم است.

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله می‌توان به سفید، سیاه، خرمایی، قهوه‌ای، نخودی و خاکستری اشاره کرد.

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم می‌نمایند که این تقسیم بندی می‌تواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین، متوسط، سبک) باشد.

    آتابای
    افشاری
    بلوچی
    بهمتئ
    تالشی
    ترک قشقایی
    لک قشقایی
    زل
    زندی
    سنجابی
    سنگسری
    شال
    عربی
    فراهانی
    فشندی
    کبود شیراز
    کردی خراسانی
    کرمانی
    کلکویی
    لری
    لری بختیاری
    قره گل
    قزل
    نائینی
    مغانی
    مهربان

بهترین نژادها

بهترین نژادهای گوسفند عبارت‌اند از:

    نژاد مرینوس که دارای پشمهای لطیفی است.
    گوسفند قره‌گل که پشمهایش دارای جعد خاصی است.

استفاده

انسان‌ها از شیر و گوشت گوسفند استفاده می‌کنند و از این نظر گوسفند جانوری مفید برای انسان است. در مناطق بادیه نشین شیر گوسفند نوشیده می‌شود. پوستش برای کفش دوزی کاربرد دارد و پشمش برای ریسندگی و پارچه بافی کاربرد گسترده‌ای دارد. همچنین از فضولات گوسفند که پشکل نام دارد به‌عنوان کود کشاورزی استفاده می‌شود.

ترکمن‌صحرا

ترکمن صحرا منطقه‌ای در شمال شرقی ایران است و شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، آق‌قلا، مراوه‌تپه، کلاله، سیمین‌شهر، گمش‌تپه، نگین‌شهر، انبار آلوم و داشلی برون، بجنورد، درگز، شهر فراغی، گلیداغ و اطراف تربت جام را در بر می‌گیرد. اکثریت نسبی جمعیت ترکمن صحرا را ترکمنها تشکیل می‌دهند که مردمانی ترکمن زبان و مسلمان(اهل سنت حنفی)هستند.

ترکمن‌صحرا جلگه‌ای رسوبی هموار است که از عقب‌نشینی دریای خزر و تجمع رسوبهای رودهایی نظیر اترک و آق سو به وجود آمده‌است. این جلگه عریض‌ترین بخش جلگه‌های کاسپینی است که شمال استان‌های گلستان و خراسان شمالی را در بر می‌گیرد. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این منطقه از مغرب به دریای کاسپین و از شمال به جمهوری ترکمنستان محدود می‌شود که با طول ۴۰۰ کیلومتر از غرب به شرق گسترده‌است و از مشرق به خراسان و منطقه نیمه‌خشک بجنورد و دره‌گز و از جنوب به کوهپایه‌های جنگلی البرز شمالی محدود است. شیب زمین از جنوب به شمال و از شرق به غرب در امتداد شبکه آبها و رودهایی که به دریای خزر می‌ریزد کاهش می‌یابد.

محتویات

    ۱ طبیعت
        ۱.۱ زمین‌شناسی و خاک
        ۱.۲ آب و هوا
        ۱.۳ منابع آب
        ۱.۴ پوشش گیاهی
        ۱.۵ زندگی جانوری
    ۲ شناخت تاریخی
        ۲.۱ جستارهای وابسته
        ۲.۲ منابع و توضیحات
        ۲.۳ پیوند به بیرون

طبیعت
زمین‌شناسی و خاک

این منطقه از رسوبات آبرفتی دوران چهارم زمین‌شناسی انباشته شده‌است که بهترین منبع ذخیره‌کننده آب زیرزمینی است. این آبرفتها دارای بافت سست و ریز بوده، درجه سختی آنها بسیار کم است (رس، ماسه، مارن) و در نتیجه نه آنچنان ریز چسبنده‌است و نه آنچنان سخت و سنگی، بلکه برای رویش گیاه و نفوذ آب امکانات را دارد. بغیر از چند تپه ماسه‌ای (نهشته‌های بادی از نوع لُس) ناهمواری چندانی در سطح دشت مشاهده نمی‌شود. تپه‌هایی که در سطح منطقه‌است به زبان محلی قره‌دفه (سیاه‌تپه)، قیزلاردفه (تپه دختران)، یاریم‌دفه (نیم‌تپه)، کوموش‌دفه (تپه‌نقره‌ای) و… نامیده می‌شوند که البته این تپه‌ها از نظر تغییرات اقلیمی و رویش گیاهی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند.

ارتفاع دشت که در ساحل دریا (بندرترکمن) ۲۰- متر است به سمت مشرق در حوالی گوکجه‌داغ در شمال‌شرق گنبد به ارتفاع بیش از ۵۰۰ متر افزایش می‌یابد. از سمت مشرق، منطقه ناهموار کلاله، مینودشت، گلیداغ، قره‌بلخان، مراوه‌داغ و حصارچه شروع شده و کم‌کم به تپه‌های جنگلی البرز شمالی و خراسان غربی متصل می‌شود.

خاک منطقه از جنوب به شمال از نظر هوموس و میزان باروری فقیرتر می‌شود تا جایی که خاکهای مرغوب مناطق جنوبی جای خود را به خاکهای شور و بیابانی حوالی رود اترک و نوار مرزی در شمال استان گلستان می‌دهد.

سطح دشت پوشیده از خاکهای قهوه‌ای رسوبی نسبتاً ریز بافت است که امکان رویش علف و بوته‌ها شامل چمن و گیاهان نیمه‌خشک را فراهم آورده‌است. در این نوع خاک امکان کشت غلاتی نظیر گندم و جو و گیاهانی مثل پنبه، برنج و سبزیجات کاملاً فراهم است که علاوه بر تولید مواد غذایی، مقداری مرتع مصنوعی هم برای دامها فراهم می‌شود (بقایای گندم و سایر محصولات زراعی). در بخش شوره‌زارهای شمال و شمال‌غرب و در قسمت غرب دشت در حدود اترک‌رود- که شهر گنبدکاووس در آن واقع است- نوعی بیابانی وجود دارد.
آب و هوا

این منطقه از لحاظ آب و هوایی، پوشش گیاهی، خاک و زندگی جانوری از سایر مناطق شمال کشور (گیلان و مازندران) متمایز است و این با کاهش ریزشهای جوی، رطوبت نسبی هوا و افزایش درجه حرارت از غرب به شرق مشخص می‌شود به طوری که برای مثال می‌توان اختلاف ریزشهای جوی را که در بابلسر۸۶۸ میلیمتر است و در گرگان به ۶۳۵ میلیمتر و در حوالی گنبد به ۴۷۲ میلیمتر کاهش می‌یابد در نظر گرفت، (سالنامه هواشناسی کشور- سال ۱۳۶۳) این اختلافات از ترکیب آب و هوایی منطقه ناشی می‌شود و از دیدگاه هواشناسی خود بخشی جداگانه‌است اما پدیده‌هایی از قبیل دوری از ارتفاعات البرز، کاهش رطوبت بادهای غربی و عبور جریانهای هوایی سرد و خشک سپری از صحرای قراقوم را که بسیار کم باران است باید موثر دانست. ضمن اینکه شمال این منطقه ادامه صحرای خشک و نیمه‌خشک جمهوری ترکمنستان است. ماه بهمن پربارانترین و ماه تیر خشک‌ترین ماه سال در این منطقه‌است. درجه حرارت نیز از مغرب به مشرق افزایش می‌یابد به طوری که در تابستان در بعضی از نقاط صحرایی دمای بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد نیز مشاهده شده‌است.درجه حرارت نقاط مختلف یکسان نیست. هر چه از غرب به شرق و از جنوب به شمال برویم بر دمای محیط افزوده می‌شود. برای نمونه با توجه به یافته‌های هواشناسی دو ایستگاه گرگان و گنبدکاووس می‌بینیم که میانگین دمای سالانه گرگان ۳۵/۱۷ درجه سانتیگراد و گنبد کاووس ۶/۱۷ درجه سانتیگراد است.

با توجه به اینکه ارقام مربوط به میانگین دمای سالانه در یک نقطه نمی‌تواند گویای وضعیت کلی دما در آن منطقه باشد باید به ارقام حداکثر و حداقل مطلق (بیشینه و کمینه) دمای سالانه نیز توجه کرد. کمترین دمای سالانه ایستگاه گرگان ۶/۹- درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد ۵/۱۴- درجه سانتیگراد در دیماه گزارش شده‌است. بیشترین دمای سالانه نیز در ایستگاه گرگان در تیرماه ۶/۴۳ درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد در تیرماه ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده‌است.

از نظر تعداد روزهای یخبندان در سال نیز در نقاط گوناگون استان تفاوتهایی مشاهده می‌شود به طوری که در ایستگاه گرگان ۱/۱۳ روز و در ایستگاه گنبد ۸/۳۰ روز در طول سال یخبندان ثبت شده‌است. همچنین تعداد ماههای همراه با یخبندان در ایستگاه گرگان ۵ ماه و در ایستگاه گنبد ۶ ماه گزارش گردیده‌است بنابراین بارز است که بیشترین میزان تبخیر در نواحی شمالی و کمترین میزان در نواحی جنوبی صورت می‌گیرد. سردترین ماهها در منطقه دی و بهمن است با ۷/۱ و ۴/۰- درجه سانتیگراد در ایستگاه گنبد ثبت شده‌است و گرمترین ماهها خرداد، تیر و مرداد به ترتیب با ۲/۳۱، ۱/۳۷ و ۲/۳۳ درجه سانتیگراد است. اختلاف از نقطه‌ای به نقطه دیگر را باید بیشتر معلول عوامل محلی مانند اختلافات ارتفاع یا بادهای محلی دانست. بادهای مرطوب غربی از جمله بادهای غالب منطقه‌است که در طول زمستان از غرب به شرق و جنوب‌شرقی می‌وزد و اغلب باران‌زاست. از دیگر بادهای منطقه باد سرد و خشک شمال‌شرقی است که از سیبری می‌وزد و فاقد رطوبت است و در منطقه به نام محلی ترکمنی «سورتیک» (Sortik) شناخته می‌شود.

طبق آمار اختلاف درجه حرارت فصلی به وضوح در منطقه ترکمن‌صحرا مشهود است و پاییز و زمستان آن مرطوب است. از اینرو شمال این منطقه (بخش شمالی بندرترکمن، گنبدکاووس، مراوه‌تپه و آق‌قلا) جزو قلمرو آب و هوای نیمه‌بیابانی یا نیمه‌خشک قرار می‌گیرد و مناطق جنوبی این منطقه (از جمله جنوب بندرترکمن و جزیره آشوراده) جزو مناطق معتدل با آب و هوای شبه مدیترانه به حساب می‌آید و هر چه از مشرق به طرف غرب ترکمن‌صحرا برویم آب و هوا معتدل‌تر می‌شود.
منابع آب

مهم‌ترین منابع آبی در سطح ترکمن‌صحرا رودهایی دائمی هستند که عبارت‌اند از: ۱- رود گرگان: مهم‌ترین رود صحرای ترکمن است که از کوه آلاداغ(حوالی بجنورد) سرچشمه می‌گیرد و در جهت شرق به غرب جریان یافته، در مسیر خود تا شرق منطقه گوکلان(از مناطق کوهستانی گنبد) با عمق نسیتاً زیاد عبور می‌کند، سپس وارد دشت گرگان شده، از شهرهای گنبدکاووس و آق‌قلا عبور کرده پس از طی حدود ۳۰۰ کیلومتر در حوالی خواجه‌نفس از توابع بندرترکمن به دریای خزر می‌ریزد.

به علت پایین بودن سطح آب رود گرگان، استفاده از آن در امور زراعت تنها به‌وسیله تلمبه یا سد امکان دارد. آب آن بسیار گل‌آلود بوده، مهم‌ترین منبع آبی مردم این منطقه برای زراعت و مصرف دامها است. سد مخزنی خاکی وشمگیر که حدود ۵۰ هکتار از اراضی اطراف را مشروب می‌سازد بر روی این رود احداث شده‌است. ۲- رود اترک: به طول ۵۰۰ کیلومتر، از بزرگ‌ترین رودهای ایران است که از دامنه‌های غربی کوه هزارمسجد(حوالی قوچان) سرچشمه گرفته و از شرق به غرب به موازات رود گرگان جریان یافته، پس از عبور از دره‌های کوهستانی و تنگه‌های باریک در شرق، با یک قوس به سوی دشتهای ساحلی تغییر جهت می‌دهد و در خلیج حسنقلی به دریای خزر می‌ریزد. اهمیت این رود به سبب مشروب کردن اراضی خشک و نیمه‌خشک ایران و جمهوری ترکمنستان است. ۳- رود قره‌سو: این رود از کوههای شرقی گرگان سرچشمه گرفته و پس از طی مسیری از شرق به غرب به طول هشتاد کیلومتر به خلیج گرگان در دریای خزر می‌ریزد. رود قره‌سو به علت موقعیتش، آب تمام رودهای کوچک حوضه خود را که در دامنه شمالی البرز جریان دارد به طرف خود می‌کشاند که بدین ترتیب دشت گرگان و رود اترک در قسمت سفلای خود سهمی از آبهای دامنه شمالی البرز دریافت نمی‌کنند.

چنین وضعی باعث ظهور دو منطقه متباین طبیعی در دو سوی شمالی و جنوبی آن شده‌است که جنوب آن دارای جنگلهای انبوه و شمال ان با مشخصات دشت شامل چمنهای موقتی و علفزار است.
پوشش گیاهی

پوشش گیاهی ترکمن صحرا به عملکرد پدیده آب وهوایی، ارتفاع و موقعیت جغرافیایی و خاک منطقه ارتباط مستقیم دارد و این میان، خاک، درجه حرارت و رطوبت از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده در نوع و زمان رشد گیاهان منطقه به شمار می‌رود.

پوشش گیاهی شمال گرگانرود نسبت به جنوب آن فقیرتر است و اغلب گیاهان‌شورپسند و مقاوم در برابر خشکی نظیر اشنیان و گز که برای پرورش شتر و بز و تا حدودی گوسفند مناسب است می‌روید و برعکس در جنوب رود گرگان، پوشش گیاهی بسیار غنی است و انواع گیاهان چمنی و تیره گندمان نظیر جو خودرو، به علاوه گیاهان متنوع دیگر نظیر برموس، فالاریس و دم در آن می‌روید که برای پرورش گوسفند و گاو مناسب است.
زندگی جانوری

جانوران این منطقه از انواع جانوران منطقه نیمه بیابانی تا جنگلی (طوقه جانوری پاله آرکتیک) است و می‌توان از گرگ، روباه (روباه ترکمنی) و کفتار، خرگوش، موش صحرایی، جوجه تیغی، مار و آهو در بخش شرقی آن، پرندگانی مثل اردک و غاز در مردابها و چمنزارهای مرطوب، کبوتر چاهی، گنجشک، سار، دراج و قرقاول در بخش جنوبی و تیره‌های مختلف شاهین و عقاب در شمال منطقه نام برد.

در رودها و آبهای ساحلی دریای خزر نیز انواع ماهیهای شمال ایران به فور یافت می‌شود که صید آنها مشغله اصلی مردم بندر ترکمن، خواجه نفس و کمش تپه‌است.

به علت قرارگرفتن ترکمن صحرا بین مناطق مرطوب و جنگلی البرز شمال و خشک و بیابانی ترکمنستان در شمال و منطقه نیمه خشک مرتفع در شرق بجنورد، تربیت انواع دامها در این منطقه مقرون به صرفه‌است. از جمله: ۱- اسب و گاو که در مناطق چمنزار و آب کافی تربیت می‌شود (جنوب گرگان و شرق گنبد) ۲- گوسفند و بز که در مناطق نیمه خشک استپی و نیمه مرطوب تربیت می‌شود. (بخش‌های مرکزی، جنوبی و شرقی منطقه) ۳- شتر که در شمال رود گرگان و بخش‌های شمالی منطقه بویژه ریگزارها و شوره‌زارهای شمال و شمال شرقی که دارای هوای خشک و رطوبت کم است تربیت می‌شود.

به تبعیت از ویژگیهای آب وهوایی، پوشش گیاهی، ارتفاع و زندگی جانوری این منطقه را می‌توان به سه بخش اکولوژیکی تقسیم کرد:

    منطقه جنوبی که ناحیه‌ای جنگلی و مرطوب است با بارش سالیانه بیش از ۵۰۰ میلی‌متر و از نظر شکل زمین عموماً به شکل تپه‌است که کم‌کم به دامنه‌های ملایم البرز شمالی وصل می‌شود و مهم‌ترین منطقه پرورش گاو و گوسفند است.
    منطقه مرکزی شمال علی‌آباد، رامیان و گوکلان که بخش وسیعی را به نام دشت گرگان دربرمی‌گیرد و بین منطقه جنوب و رودگرگان واقع است که مهم‌ترین بخش زراعی منطقه نیز به شمار می‌رود. اقلیم معتدل و نیمه‌خشک مشخصه بارز این حوزه‌است و پوشش گیاهی آن نیز چمن و استپ نیمه‌خشک است.
    منطقه شمالی که بین رودهای گرگان و اترک واقع شده؛ گنبد کاووس، آق قلا، مراوه تپه، داشلی برون، بندر ترکمن و کمش تپه را دربرمی‌گیرد که محل اصلی سکونت اقوام ترکمن است و کشت غلات و پرورش اسب و گوسفند در آنجا رایج است[۱]

شناخت تاریخی

منطقه ترکمن صحرا و دشت گرگان تاریخی بسیار کهن دارد. این منطقه به علت همجواری با شهرها، مناطق باستانی معروفی چون داهه (دهستان)، نیشابور، مرگیانا (مرو)، نیسا (نسا)، تپورستان (طبرستان) و کومش است.

قدیمی‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی منطقه شمال سفالینه‌ها و دست ساخته‌های بشر (که در شمال شهرستان گنبد کاووس یافته شده) پیشینه سکونت و زیست در این منطقه را به بیش از هفت هزار سال پیش می‌رساند.

در منطقه ترکمن صحرا، شهرستان ترکمن با دارا بودن ویژگیهای مختلف از نظر تاریخی دارای اهمیت بسزایی بوده‌است. با وجود جدیدالتأسیس بودن بندر ترکمن، شهرستان ترکمن دارای پیشینه تاریخی کهنی است.

وجود گورستان و تپه باستانی کمیش تپه کوچک، دیوار تاریخی گرگان (دیوار قزل آلان) یا دیوار ترکمن صحرا در شمال شهرستان، جزیره آبسکون، جزیره مهم و استراتژیک آشوراده در غرب بندر ترکمن و غیره پیشینه سکونت در این شهرستان را به سالیان بسیار دورتر برمی‌گرداند.

مرو

مَرو مرکز استان مرو در ترکمنستان است و در انتهای جنوبی بیابان قره قوم و به فاصلهٔ نود مایلی شمال شرقی سرخس واقع است و از رود مرغاب (مرورود) مشروب می‌شود.

به ساکنان مرو در فارسی مَروَزی گفته می‌شود به معنی «زیَنده در مرو». مردم نواحی شرقی خراسان مرو را به نام مور «Mowr» (بر وزن دور به‌معنی محیط و پیرامون) و باشندگان آن را موری (بر وزن دوری به‌معنی بشقاب) می‌گویند.

محتویات

    ۱ پیشینه
        ۱.۱ جنگ مرو (دوره قاجار)
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع

پیشینه

پیشینهٔ مرو به پیش از میلاد مسیح می‌رسد. مرو از شهرهای باستانی آریاییان و از مراکز فرهنگی ایران بوده‌است. داریوش اول در سنگ‌نبشته بیستون مرو را مَرگَوش نامیده و با باختر اسم برده است. اما جغرافیانویسان قدیم آن را مَرْگیانا نامیده و جداگانه ذکر کرده‌اند. مرگیان یا مرو از سرزمین‌های تابع اشکانیان بشمار می‌آمد.

مرو در دورهٔ ساسانیان آباد بوده‌است و چنانکه در تاریخ ثبت است یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست جنگ نهاوند (۲۱ هجری/۶۴۲ میلادی) به ری، اصفهان، کرمان، بلخ و سپس مرو رفت و از شاه چین و خاقان ترک کمک خواست اما چون از سوءنیت ماهوی سوری مرزبان مرو نسبت به خود آگاه شد به آسیابانی خسرونام پناه برد و او یزدگرد را به طمع لباس فاخرش کشت (۳۱ ه‍ . ق./۶۵۱ میلادی).

از آن پس سرزمینهای شرقی ایران یکی پس از دیگری و از جمله مرو بتصرف تازیان مسلمان درآمد و سلسله‌های ایرانی یکی پس از دیگری بر این ناحیه حکومت کردند و اهمیت آن همچنان محفوظ بود.

مرو شایگان یکی از چهار شهر قدیم خراسان بود که زمانی پایتخت این استان بوده است سه شهر دیگر خراسان نیشابور و بلخ و هرات بود. شهر مرو بواسطهٔ نزدیکی به خوارزم و ماوراءالنهر از یک طرف و اتصال آن به سرخس و نیشابور از طرف دیگر از نظر نظامی و تجاری موقعیتی خاص داشته است بهمین جهت در زمان ساسانیان و در دورهٔ تسلط اعراب تا زمان مأمون همیشه این شهر پایتخت خراسان بوده است. طاهریان مرکز خراسان را به نیشابور انتقال دادند.

سامانیان پایتخت را به بلخ و بخارا منتقل کردند ولی در دوران فرمانروائی سلجوقیان شهر مرو که در مجاورت یورت آنها بوده مرکز امپراتوری بزرگ سلجوقیها گردید. در عهد سلطان سنجر مرو پایتخت خراسان بود و از معتبرترین شهرهای ایران. آبادی و اعتبار مردم آن تا آنجا بود که زمین‌داران و دهقانان آن در توانگری با امرا و ملوک اطراف دم همسری می‌زدند و مانند جرجانیهٔ خوارزم اهل فضل در آنجا گرد می‌آمدند و در مدارس و کتابخانه‌های آنجا روزها را به فراگیری دانش می‌گذراندند. این شهر در ۵۵۰ ه‍ .ق. ده کتابخانهٔ بزرگ عمومی داشت که یکی از آنها دوازده هزار جلد کتاب داشت. مردم مرو ایرانی و زبانشان فارسی بوده است.

یاقوت که مقارن حملهٔ مغول در مرو بوده‌است می‌نویسد از مرو در ۶۱۶ بیرون رفتم در حالی که در حد اعلای نیکویی بود. این شهر در حملهٔ مغول بکلی ویران شد بدین توضیح که پس از فرار سلطان محمد خوارزمشاه مجیر الملک حاکم سابق مرو به حفظ مرو در برابر مغول پرداخت و شیخ الاسلام مرو و قاضی سرخس را که قصد تسلیم شدن داشتند کشت و مغول شهر را محاصره کردند. مرو پنج روز مقاومت کرد اما سرانجام تسلیم تولی پسر چنگیز شد و وی تمام مردم شهر را امر کرد به خارج شهر بروند و خود بر کرسی زرین نشست و سران خوارزمشاهی را دستور داد گردن زدند و مردم را میان لشکریان بخش کرد و مغول همه را از زن و مرد و کودک کشتند و سپس مرو را آتش زد و تربت سنجر را سوخت و قبرها را به طمع دفینه نبش کرد و در این واقعه هفتصد هزار آدمی کشته شدند و هیچ کس از ساکنان آنجا باقی نماندند (۶۱۸ ه‍ . ق.). پیداست که پس از این ویرانی و قتل و سوختن مرو آن رونق و شکوه سابق را نتوانست بیابد خاصه با رونقی که هرات در دورهٔ تیموریان و صفویه یافته بود.

نبرد مرو در سال ۸۸۹ خورشیدی (۹۱۶ قمری) میان سپاه ازبکان به فرماندهی شیبک خان ازبک (بنیانگذار سلسله شیبانیان یا ازبکان) با سپاه قزلباش ایران به فرماندهی شاه اسماعیل یکم (بنیانگذار پادشاهی صفویان) رخ داد. در این جنگ که در نزدیکی مرو روی داد، سپاه ازبک شکست خورد و شیبک خان کشته شد. در پی این جنگ مرزهای ایران از سوی شمال خاوری به رود جیحون رسید و خراسان از دست ازبکان بیرون آمد.

در اوایل سده دوازدهم/هجدهم، ایرانی‌ها قلمرو خانات خیوه و بخارا را به خاک خود مُنضم ساختند؛ اما خانات بخارا بار دیگر در نیمه دوم همین سده مستقل شدند و مرو را دوباره تصرف و جمعیت آن را به طور کامل به بخارا منتقل کردند.[۱] این ویرانی شهر و انتقال کامل جمعیت آن به بخارا در سال‌های ۱۷۸۸ تا ۱۷۸۹ میلادی و توسط شاه‌مراد روی داد. پس از آن سالورهای آمودریا و تقریباً تمامی دوستانشان از طایفه ساریک ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ آمده و در واحه مرو نشیمن گزیدند.[۲]

در دورهٔ صفویه و افشاریه و قاجاریه گهگاه سرکشان نواحی مخصوصاً ازبکان و خانهای خیوه، مرو را مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند چنانکه من‌باب مثال در ۱۲۷۶ ه‍ .ق. محمدامین‌خان والی خوارزم به حدود مرو آمده و به تعرض خراسان پرداخته است و فریدون میرزای فرمانفرما او را در سرخس شکست داده و کشته و سر او را به تهران فرستاده است. چون روز ورود سر او به تهران مصادف با روز عید بود در موقع سلام عام مژدهٔ این فتح را به ناصرالدین شاه دادند.
جنگ مرو (دوره قاجار)

اما تعرض ترکمانان و حکام اطراف امری عادی شده بود بدین مناسبت ناصرالدین شاه در اواخر سال ۱۲۷۶ ه‍. ق. حشمت‌الدوله حمزه میرزا به همراهی میرزا قوام‌الدوله آشتیانی با چهل هزار سپاهی روانهٔ حدود مرو کرد. اما این لشکر بسبب بی‌احتیاطی و اختلافی که بین حشمت‌الدوله و قوام‌الدوله بود از ترکمانان شکست خوردند و نزدیک به دو سوم آنان کشته یا اسیر شدند و در این اوان روسها که به حدود شمال دریاچهٔ آرال و مشرق دریای خزر رسیده و به تصرف ترکستان شرقی و غربی و دره‌های سیحون و جیحون شروع کرده بودند به نواحی تحت تابعیت ایران نیز دست انداختند، از جمله خیوه را در ۱۲۷۰ و تاشکند و سمرقند و بخارا را در ۱۲۸۱ و ۱۲۸۵ اشغال کردند و با استیلای بر این نواحی به درهٔ آرال اترک و ترکمن صحرا نزدیک شدند و در ۱۲۹۸ ه‍. ق. در گوگ‌تپه ترکمانان تکه را بکلی از پای درآوردند و سرانجام در محرم ۱۲۹۹ ه‍. ق. خط مرزی کنونی بین دولت ایران و روسیه به موجب معاهده‌ای مقرر شد.

استان خراسان رضوی

استان خراسان رضوی یکی از استان‌های خراسان در شمال شرقی ایران به مرکزیت مشهد است که از شمال با ترکمنستان و استان خراسان شمالی، از غرب با استان سمنان، از جنوب غربی و جنوب با استان خراسان جنوبی و از شرق با افغانستان همسایه است. این استان در سال ۱۳۸۳ با تقسیم استان خراسان به سه استان ایجاد شد.

واژهٔ رضوی در نام این استان، به مقبرهٔ علی بن موسی الرضا در مرکز این استان اشاره دارد.

مساحت این استان ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومتر مربع بوده که از این نظر جهارمین استان بزرگ کشور است.

خراسان رضوی از ۲۵ شهرستان و ۶۵ بخش تشکیل شده‌است.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ آمار جمعیتی
    ۳ موقعیت جغرافیایی
    ۴ نگارخانه
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخچه

خراسان، در طول تاریخ شاهد ظهور و سقوط سلسله ها و دولت های بسیاری در قلمرو خود بوده است. اقوام مختلف اعراب، ترک ها، کردها، مغول ها، ترکمن ها و افغان ها زمان به زمان به این منطقه تغییرات را به ارمغان آورده اند.

جغرافیدانان باستان ایران، ایران را به هشت بخش تقسیم کرده که خراسان بزرگ شکوفا ترین و بزرگترین قلمرو بوده است. اسفراین نیز، در میان دیگر شهرهای استان، یکی از نقاط کانونی برای اقامت اقوام آریایی پس از ورود به ایران محسوب می گردد.

امپراتوری اشکانیان برای چندین سال در نزدیکی مرو در خراسان مستقر بوده است. در دوران ساسانیان نیز استان توسط یک سپهبد که "پادگوسبان" نامیده می شده و چهار مرگراوس (margraves) که هر یک فرمانده یکی چهار بخش استان بوده اند حکومت می شده است.

در دوران فتوحات مسلمانان در ایران خراسان به چهار بخش تقسیم گردید و هر بخش به اسم شهر بزرگ خود یعنی نیشابور، مرو، هرات و بلخ نامیده شدند.
آمار جمعیتی

تعداد کل جمعیت استان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ تعداد ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ نفر بوده که شامل ۲٬۹۹۹٬۵۲۹ نفر مرد و ۲٬۹۹۴٬۸۷۳ نفر زن می‌باشد.

دهستان گلمکان

گلمکان، دهستانی است از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران.
جمعیت

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۲۲۸۱۶نفر (۵۹۶۰خانوار) بوده‌است.[۱]

دهستان گلمکان منطقه‌ای کوهستانی و سردسیر واقع در دامنه شمالی رشته کوه بینالود که شامل چندین روستا و به مرکزیت شهر گلمکان می باشد.این منطقه وسیع از جنوب به شهرستان نیشابور و رشته کوه بینالود، از شمال به دشت مشهد و محور مشهد -چناران واز غرب به کوه تخته رستم و تخت اخلمد و از شرق به مناطق زشک و شاندیز محدود می باشد. در این منطقه چند شاخه رودخانه دائمی که از رشته کوه بینالود سرچشمه می گیرند وجود دارد که از مهمترین آنان می توان به رودخانه گلمکان با طول تقریبی 30 کیلومتر اشاره کرد که در سر چشمه آن و در میان بلندترین ارتفاعات خراسان دریاچه طبیعی چشمه سبز با وسعت تقریبی 15 هکتار وجود دارد که آب سبک و گوارای آن به منظور آبیاری باغات و مزارع شهر گلمکان استفاده می شود.بواسطه شرایط اقلیمی مناسب محصولات سردسیری مرغوبی از جمله :گیلاس،آلبالو،سیب و گردو در این منطقه به وفور تولید می شود .همچنین بدلیل وجود باغات ، رودخانه های دائمی و ارتفاعات ،این منطقه از مناسب ترین ییلاقات اطراف مشهد بشمار می آید.زبان مردم منطقه فارسی است که آنرا با لهجه ای شیرین تلفظ می کنند.

نوزاد (چناران)

نوزاد (چناران)، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.
جمعیت

این روستا در دهستان گلمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۲ نفر (۳۳خانوار) بوده‌است.