اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

زرتشت

زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت.[۱] وی همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد.[۲] زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۱۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری،[۳] آذربایجان،[۴] خوارزم،[۵] سیستان[۶] و خراسان[۷][۸] نسبت داده‌اند. تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد.[۹] دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.[۱۰]

محتویات

    ۱ ریشه و معنای نام
    ۲ زمان زندگانی زرتشت
    ۳ خاستگاه زرتشت
    ۴ تبار و خانواده زرتشت
    ۵ زندگی زرتشت
    ۶ جایگاه گات‌ها، سخنان زرتشت، در اوستا
    ۷ اهمیت گات‌ها در شناخت دین زرتشت
    ۸ دین زرتشت از ورای گات‌ها
        ۸.۱ یکتاپرستی
        ۸.۲ دوگانگی خرد انسان
        ۸.۳ اختیار انسان
        ۸.۴ ارج‌گذاری زندگی در این جهان
        ۸.۵ اساس دین زرتشت
        ۸.۶ آیین پرستش و مراسم دینی
        ۸.۷ سنجش اعمال در روز رستاخیز
    ۹ ازدواج
    ۱۰ زرتشت از دیدگاه اسلام
    ۱۱ نگارخانه
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ پانویس
    ۱۴ منابع

ریشه و معنای نام
نوشتار اصلی: ریشه و معنای نام زرتشت

نام زرتشت بر اساس متون اوستایی زراثوشترا بوده‌است که نامی مرکب است. از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی معنی آن را آسترا به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. دارندهٔ شتر زرد، دارندهٔ شتر پیر، دارندهٔ شتر با جرأت، درخشان و زرد مثل طلا، پسر ستاره، ، ستارهٔ درخشان و روشنایی زرین معانی گوناگونی است که تا به‌حال محققان برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند.[۱۱]
زمان زندگانی زرتشت
نوشتار اصلی: زمان ظهور زرتشت

برخی از مورخین سال تولد زرتشت را در ۱۰۰۰ پیش از میلاد تخمین زده‌اند. زادروز زرتشت در بین پژوهشگران و تاریخدانان مبحثی مورد مباحثه و مجادله است. این تفاوت از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد می‌باشد.[۱۲]


نگاره‌ای از زرتشت در آتشکده یزد

زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است. دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفتگو شده‌است که حتّی اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.[۱۳]

    اودوکسوس کنیدوسی که هم‌زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند.[۱۴]
    جامعهٔ زرتشتیان ایران زادروز زرتشت را روز خرداد از ماه فروردین برابر با ۶ فروردین[۱۵] و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد[۱۶] و تاریخ درگذشت او ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد[۱۷] تعیین کرده‌است.
    بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۸] در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ پدر داریوش هخامنشی را با کی گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۹]
    امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است.[۲۰][۲۱]

خاستگاه زرتشت
نوشتار اصلی: خاستگاه زرتشت

با آنکه در مورد زادگاه زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‎ای صورت گرفته ولی هنوز نتیجهٔ قطعی به دست نیامده‌است.[۲۲] از گات‌ها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه دربارهٔ محل دعوت و منطقهٔ عمل او، به دست نمی‌آید.[۲۳] در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت ایرانویج ذکر شده‌است.[۲۴]

در منابع زبان پهلوی و به دنبال آنها در کتاب‌های عربی و فارسی ایرانویج را با آذربایجان یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زرتشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند که مهم‌ترین آنها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایرانویج را خوارزم به شمار آورده و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند.[۲۵][۲۶]
تبار و خانواده زرتشت

مادر زرتشت دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروشسپ نام داشتند.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰] نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود.[۳۱] حاصل ازدواج پوروشسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.[۳۲]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.

زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت.[۳۳] زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده،[۳۴] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.[۳۵]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت[۳۶] از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است.[۳۷][۳۸]
زندگی زرتشت
تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰ میلادی.

گرچه در اوستای موجود جای جای اشاره‌های پراکنده‌ای به نام و خانواده و برخی حوادث زندگی زرتشت می‌شود ولی زندگینامهٔ او به طور منظم و پیوسته عرضه نمی‌گردد. شواهد موجود نشان می‌دهد که شرح زندگی زرتشت در سه نَسک (بخش) از ۲۱ نَسک اوستا به نام‌های سپند، چهرداد و وشتاسپ ساست آمده بوده‌است. اصل متن اوستایی و ترجمهٔ پهلوی این بخش‌ها در دست نیست اما خلاصهٔ مطالب آنها در کتاب هشتم دینکرد نقل شده‌است.[۳۹]

آگاهی‌های تاریخی و واقعی دربارهٔ زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبهٔ اساطیری دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‍آید اینست زرتشت از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است زیرا در گات‌ها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را زوتَر نامیده‌است و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار می‌رود. در گات‌ها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است. زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲) از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهمه (یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن کی گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام با موفقیت روبرو می‌گردد. با گِرَوِش کی گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسب تورانی از همه نامورتر است. برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او توربراتور نام دارد.[۴۰]
جایگاه گات‌ها، سخنان زرتشت، در اوستا

قدیم‌ترین و مقدس‌ترین بخشِ اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گات‌ها می‌باشد. از زمان‌های بسیار قدیم گات‌ها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند.[۴۱] اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشته‌است.[۴۲] اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از:

    یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گات‌ها، در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.[۴۳]
    ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.[۴۴]
    یشت‌ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات‌ها اختلاف زمانی دارد.[۴۵][۴۶] یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.[۴۷]
    وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت داده‌می‌شود.[۴۸] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.[۴۹]
    خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سِدرِه‌پوشی و کُشتی بستن کودکان، عروسی، سوگواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شده‌است.[۵۰]

اهمیت گات‌ها در شناخت دین زرتشت

گات‌ها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی‌مانده‌است و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی خود زرتشت است، در گات‌ها بسیار دیده می‌شود. چنان که در شش تا از گات‌ها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند.[۵۱] به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در دین زرتشت، کرده‌اند، گات‌ها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به شمار می‌رود.[۵۲] فصل‌های یسنا، هات نامیده می‌شوند. کل گات‌ها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گات‌ها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است.

    اهنود به معنی سرور و مولا است. اهنود از هات ۲۸ یسنا شروع می‌شود.
    اشتود به معنی سلامت و عافیت است.
    سپنتمد به معنی خرد مقدس است.
    وهوخشتر به معنی اقتدار نیک و کشور خوب است.
    وهیشتواشت به معنی بهترین خواسته و نیکوترین ثروت است.[۵۳]

به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهمتر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.[۵۴]
دین زرتشت از ورای گات‌ها

آنچه از واژه‌ها و جملات گات‌ها بر می‌آید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد.[۵۵]
یکتاپرستی

در گات‌ها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.[۵۶] جلوه‌های خاص خدا امشاسپندان هستند.[۵۷] تقریباً دویست بار در گات‌ها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه بر می‌خوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفرینندهٔ یکتا و خداوند توانا. در گات‌ها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:

    از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.[۵۸]

پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید:

    من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.[۵۹]

دوگانگی خرد انسان

در گات‌ها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینو یا خرد مقدس است.[۶۰] در گات‌ها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمده‌است.

    آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۶۱]

همچنین در گات‌ها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمده‌است.

    من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۶۲]

زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۶۳] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.[۶۴]
اختیار انسان

در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گات‌ها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند».[۶۵] انسان برپایهٔ سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گات‌ها در هات ۳۰ بخش ۲ می‌گوید

    به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.[۶۶]

ارج‌گذاری زندگی در این جهان

زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به‌آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست کی گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به هم‌رساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گات‌ها بند ۱۴ آمده‌است

    آری ای مزدا از پاداش گران‌بهای تو در همین جهان کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است.[۶۷]

اساس دین زرتشت

(پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک)، از خصایص و اصول مزدیسنا است. در سراسر گات‌ها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در هات ۵۱ گات‌ها بند ۲۱ آمده‌است

    از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.[۶۸]

همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.[۶۹] در هات ۳۰ گات‌ها بند ۸ آمده‌است

    کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.[۷۰]

آیین پرستش و مراسم دینی

در گات‌ها به هیچ روی از آیین‌های دین و مراسم پرستش و آداب قربانی و اعیاد گفتگو نیست. زرتشت اعمال قربانی و باده‌نوشی‌های دینی و بکار بردن هوم را با سختی و قاطعیت مردود دانسته‌است.[۷۱] پلوتارک مورخ یونانی نوشته است زرتشت ایرانیان را در عبادت اهورامزدا فقط به فدیه معنوی که نیایش و سپاسگزاری باشد موعظه نمود.[۷۲]

عنوان کاهنان و پیشوایان مذهبی پیش از زرتشت کرپان بود که مراسم و نیرنگ‌ها و مناسک دینی را که بسیار پیچیده بود، برای مردم انجام می‌دادند و علاوه بر دستمزدهای کلان، قدرت فوق‌العاده‌ای داشتند.[۷۳] هوم نوشابهٔ سکرآوری بود که در این نیایش‌های مذهبی می‌نوشیدند، مرگ‌زدائی صفت آن بود و پیداست که هوم را نیز بسان ایزدان و فرشتگان به یاری می‌خواندند.[۷۴]

در هات ۳۲ گات‌ها بند ۱۲ و ۱۴ آمده‌است

    نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که با فریاد شادمانی گاو قربانی می‌کنند.[۷۵]

همچنین در منع مسکرات در مراسم مذهبی در هات ۴۸ گات‌ها بند ۱۰ آمده‌است

    کی ای مزدا شُرَفا به رسالت نیک‌پی خواهند برد؟ کی این مشروب سکرآوردنده و کثیف را خواهی برانداخت؟ از آن چیزی که کرپانهای زشت کردار و شهریاران بدرفتار، به عمد ممالک را می‌فریبند.[۷۶]

سنجش اعمال در روز رستاخیز

    مزدا پس از سر آمدن زندگانی در روز واپسین در کشور جاودانی خود، آنچه نیک و نیک‌تر است به آن کسی بخشد که خشنودی او را بجای آورد، همچنین زشتکردار را که از او نافرمانبرداری نمود، به سزا رساند.[۷۷]

همچنین در در هات ۴۶ گات‌ها بند ۱۰ و ۱۱، هات ۵۰ بند ۴ و هات ۵۱ بند ۱۳، از پل چینود ذکر رفته‌است.

    این چنین این نفس دروغ‌پرست، پاداش یقینی هدایت‌شدگان راه راست را، از خود دور نمود. روانش در سر پل چینود هنگام حساب واپسین در بیم و هراس خواهد بود، برای آنکه از کردار و گفتار خویش از راه راست دور افتاد.[۷۸]

    کرپان‌ها و کوی‌ها (کاهنان مذهبی و رهبران سیاسی مخالف زرتشت) به واسطهٔ تسلط خویش، مردم را به سوی اعمال زشت دلالت کنند تا آنکه حیات جاودانی آخرت آنان را تباه نمایند. روان و وجدان آنان وقتی که به نزدیک پل چینود رسد، در بیم و هراس خواهد افتاد. آنان جاویدان در خانهٔ دروغ (دوزخ) بمانند.[۷۹]

ازدواج

در گات‌ها، هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است.[۸۰]

    اینک تو ای پوروچیستا، جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان آیین راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.[۸۱]

چگونگی ازدواج به موجب عقاید نخستین و صدر آیین زرتشتی، با آن چه بعدها به زرتشت نسبت دادند، سازگاری و هماهنگی ندارد. در زمان ساسانیان اصرار می‌شد که ازدواج میان خویشاوندان، از ضروریات دین و از تعالیم زرتشت است، برخلاف این نظر نه خود زرتشت و نه فرزندان و پیروانش به چنین اصلی عمل نکردند. بعید و بلکه محال است که زرتشت دربارهٔ ازدواج با خویشان و اقوام دستور دهد و در همان حال خود و پیروانش برخلاف آن عمل کنند. چنانکه از گفتهٔ هرودوت بر می‌آید قبل از فتح مصر توسط کمبوجیه دوم چنین قانونی که نکاح با خواهر را تجویز کرده‌باشد، در ایران وجود نداشته‌است.[۸۲] هرودوت دربارهٔ ازدواج کمبوجیه و خواهرش می‌نویسد:

    با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار می‌داد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. بدین ترتیب قضات در اثر بیمی که از قهر کمبوجیه داشتند قاعده‌ای تازه فراهم ساخته، جان خود را از خطر رهانیدند.[۸۳]

ازدواج میان محارم در برخی خاندان‌های سلطنتی باستانی، برای نگهداری خون و مالکیت رایج بوده‌است و عیلامیان و مصریان و تایلندی‌ها و غیره، این رسم را داشته‌اند اما از گفتهٔ هرودوت چنین بر می‌آید که تا زمان کمبوجیه این رسم نزد پارسیان غریب و ناخوشایند بوده‌است.[۸۴] اظهار صریح هرودوت مبنی بر نظرخواهی کمبوجیه از قضات خود قرینهٔ دیگری است مبنی بر اینکه این ازدواج امری مغایر با سنت‌ها بوده‌است زیرا در غیر اینصورت کسب نظر مشورتی با قضات ضرورتی نداشت.[۸۵] شکی نیست که ایرانی‌ها پس از پیروزی بر مصر ارتباط تامی با این ملت داشته‌اند. احتمالاً از آن زمان در پیروی از مصری‌ها بعضی از اعضای خاندان سلطنتی چنین عملی را مرتکب شده و پس از آن موبدان را تحریک و تحریض نموده که فتوا برای مشروعیت بخشیدن به آن صادر نمایند.[۸۶]
زرتشت از دیدگاه اسلام

از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را هم‌ردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده‌است،[۸۷] زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان که در قرآن سورهٔ حج آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است.[۸۸]

    البته بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و مجوس، و آنانکه به خدا شرک آوردند محققاً روز قیامت میان آنها خدا جدائی افکند که او بر احوال همهٔ موجودات عالم (بصیر) و گواه است.[۸۹]

در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است و چون از مشرکان جدا شده‌است، بسیاری این برداشت را کرده‌اند که در اصل دینی یکتاپرستانه بوده‌است.[۹۰] همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است.[۹۱] بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است.[۸۸] زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم».[۹۲] مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورهای آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.

بهرام فره‌وشی

بهرام فره‌وشی (۱۳۰۴-۱۳۷۱) زبان‌شناس معاصر ایرانی و متخصص زبان‌های ایرانی و فرهنگ ایران باستان[۱].

بهرام فره‌وشی در سال ۱۳۰۴ در ارومیه، و در خانواده‌ای اصالتاً اصفهانی متولد شد. پدر او علی‌محمد فره‌وشی مترجم همایون از دانشمندان روزگار خود بود و از پایه‌گذاران مدارس جدید در ایران به شمار می‌رفت. مترجم همایون افزون بر این، به‌عنوان مترجم زبردستی شناخته می‌شد که تسلط کم‌مانندی بر زبان فرانسوی داشت و از نخستین نویسندگان کتاب‌های درسی جدید برای دانش‌آموزان ایرانی بود.

بهرام فره‌وشی به دلیل سفرهای ناگزیر پدر، دوران آموزش را در شهرهای مختلف گذراند. دورهٔ دانشسرای مقدماتی را در اصفهان در سال ۱۳۲۳ به پایان رساند. دورهٔ لیسانس زبان فرانسوی را در دانشسرای عالی در تهران سپری کرد. ضمن انجام خدمت دبیری در دبیرستان‌ها، چند جلد داستان و مجموعهٔ شعر از فرانسوی ترجمه کرد و به چاپ رساند. در همین دوره یک مؤسسهٔ چاپ و انتشارات به نام آتشکده تأسیس کرد.

در همین دوره بود که با ابراهیم پورداود از نزدیک آشنایی یافت. خود او بعدها در این باره نوشت: «من با نوشته‌های پورداوود از کودکی آشنا بودم. زیرا در میان کتاب‌های پدرم دو جلد یشت‌های پورداوود را خوانده بودم و داستان‌های پهلوانی‌های شکوهمند این کتاب و نیایش‌های آن در همان زمان بر دلم نشسته بود و همواره در دل داشتم که استاد بزرگوار را ببینم. روزگاری گذشت و من در رشته زبان‌های خارجی لیسانس گرفتم. پورداوود در آن زمان انجمن ایرانشناسی را پدید آورده بود و شب‌ها در انجمن درس می‌داد. به آنجا رفتم و نام نوشتم. دیدن چهره استاد و درس‌های او شور دیرین را در من برانگیخت.»

به تشویق پورداود در سال ۱۳۳۶ برای گذراندن دورهٔ ایران‌شناسی عازم پاریس شد و در مدرسهٔ تتبعات عالیهٔ دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت و به اخذ درجهٔ دکتری در تمدن و زبان‌ها و ادبیات ایرانی نایل گشت. سپس به سوئیس رفت و به مطالعه در لهجه‌های ایرانی در دانشگاه برن پرداخت. در این دوران از محضر استادان برجسته در زمینهٔ زبان‌ها و تمدن و دین‌های ایران باستان همچون امیل بنونیست و ژان دومناش برخوردار بود.

بهرام فره‌وشی در سال ۱۳۴۱ به ایران بازگشت و به دانشیاری پورداود در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران منصوب شد، و مدت بیست سال به آموزش زبان‌های اوستایی، پارسی باستان، پهلوی، اساطیر ایرانی، خط‌های باستانی، گویش‌شناسی ایرانی و تمدن ایران باستان پرداخت.

در همین سال‌ها بخش عمده‌ای از اوقات خود را صرف نشر آثار استادش پورداود کرد که حاصل آن انتشار تعدادی از آثار مهم پورداود به طرزی آراسته بود: بخش دوم گات‌ها شامل یاداشت‌های پورداود (۱۳۳۶)، یسنا (۱۳۴۰) و ویسپرد (۱۳۴۳) و جلد یکم از فرهنگ ایران باستان (۱۳۵۲).

بهرام فره‌وشی در کنار خدمت دانشگاهی، به دستگاههای فرهنگی و انتشاراتی هم مدد می‌رسانید. مدتی سرپرستی بنگاه ترجمه و نشر کتاب را داشت، و بعدها مدیریت چاپ و انتشارات دانشگاه تهران را به عهده گرفت. در سال‌های دههٔ ۱۳۵۰ برنامهٔ فرهنگ ایران زمین را در تلویزیون ملی ایران تهیه می‌کرد که بینندگان و خواستاران فراوان داشت.

بهرام فره‌وشی، در روز ۸ خرداد ۱۳۷۱ زمانی که برای معالجه به آمریکا رفته بود، در سن ۶۶ سالگی در سن خوزه درگذشت. پیکرش را به ایران باز گرداندند و در ۲۸ خرداد به خاک سپردند. آیین بزرگداشت او در تهران در تالار انجمن زرتشتیان برگزار شد.[۲][۳]
آثار

در میان آثار بهرام فره‌وشی بی‌گمان فرهنگ پهلوی جایگاه ویژه‌ای دارد. این اثر مرجع در دو جلد با عنوان‌های فرهنگ پهلوی به فارسی (۱۳۴۶) و فرهنگ فارسی به پهلوی (۱۳۵۲) منتشر شد که حاصل شانزده سال کار مداوم او بود. این فرهنگ نخستین کوشش علمی در این زمینه و دربردارندهٔ ده هزار واژهٔ پهلوی با ذکر ریشه و صورت فارسی‌شدهٔ آنهاست.

دیگر آثار منتشرشدهٔ او از جمله «جهان فروری»، راهنمای گردآوری گویش‌ها، ترجمهٔ کتاب ششم دینکرت، ترجمه «هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی» اثر گیرشمن، ترجمه «کارنامه اردشیر بابکان» (همراه با متن پهلوی و آوانویسی و واژه‌نامه) و شماری دیگر، نموداری از دانش گستردهٔ اوست. آخرین اثر چاپ‌شده از فره‌وشی ایران‌ویج نام دارد و مجموعهٔ پیوسته‌ای از مقاله‌های او در پیرامون فرهنگ و تاریخ ایران است.

چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران

چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران، مجموعه‌ای از مقاله‌های ادبی و تاریخی نوشتهٔ دکتر محمدامین ریاحی است که در سال ۱۳۷۹ در تهران به چاپ رسیده است.[۱]


فهرست مقاله‌های کتاب

زبان و فرهنگ ما:

    زبان ما و همسایگان ما
    ملاحظاتی در باره زبان کهن آذربایجان
    نوروز بر ایران و ایرانیان خجسته باد
    خاطرهٔ نوروزی
    چون شکفتن گل‌ها در باغ
    مقدمه بر نزهةالمجالس
    ترانه‌هایی از شصت شاعر ارّان و شروان
    شاعران همشهری و همعصر نظامی


فردوسی و شاهنامه:

    شاهنامه و فردوسی
    بعد از هزار سال
    سال‌شماری زندگی فردوسی
    پایداری حماسی، در زمانه خواری و سرشکستگی
    افسانه فردوسی و محمود
    یوسف و زلیخا
    شاهنامه و مینوی


در احوال گذشتگان:

    عشق مجدالدین بغدادی
    در بزرگداشت مولوی در قونیه
    حبیش تفلیسی پیشاهنگ فارسی‌نویسی در دیار روم
    تربت شمس تبریز کجاست؟
    عماد خویی خواجه ارجمند
    صائب تبریزی
    حریف جندقی در دارالصفای خوی
    داستان نخستین مقاله من


در آیینه تاریخ:

    فصول گمشده‌ای از تاریخ ایران
    آیینهٔ احوال صد سال پیش
    نادرشاه و عالم‌آرای نادری
    فرمان شاه عباس دوم درباره ایل لک
    دستورالعمل نخستین سرشماری در ایران
    سوگنامهٔ زوال یک شهر


نکته‌ها:

    حساب سود و زیان
    در مسلخ عشق
    بیت و شعر
    باد جوی مولیان
    این رباعی‌ها از حافظ نیست
    دو یار زیرک و از باده کهن دو منی


یاد استادان و یاران رفته:

    خاطراتی از محضر استاد
    استاد بزرگ ما اقبال
    شعر رشید یاسمی
    مردی رفت که نظیرش نخواهد آمد
    در سوگ صفا
    پیر فرهنگ و فضیلت
    یاد بهرام فره‌وشی
    سی سال دوستی

محمدامین ریاحی

محمدامین ریاحی (زاده ۱۱ خرداد ۱۳۰۲ - درگذشته ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸) ادیب، مورخ و شخصیت فرهنگی معاصر ایرانی، صاحب آثار پژوهشی در زمینهٔ فرهنگ ایرانی، ادب پارسی، فردوسی و شاهنامه، حافظ، و تاریخ ایران است.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ ارزیابی آثار و پژوهش‌ها
    ۳ سال‌شمار زندگی
    ۴ کتاب‌شناسی آثار
    ۵ منابع
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پیوند به بیرون

زندگی

محمدامین ریاحی در یازدهم خرداد ۱۳۰۲ در خوی در یکی از خاندان‌های قدیمی این شهر متولد شد. دوره‌های تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در خوی گذراند. پس از آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال آذربایجان توسط نیروهای خارجی، در سال ۱۳۲۱ برای ادامه تحصیل به تهران رفت و دوره دانشسرای مقدماتی را گذراند. سپس به ادامهٔ تحصیل در دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران پرداخت. طی دوره تحصیل در دانشکدهٔ ادبیات، از درس‌های نسل اول اساتید برجستهٔ این دانشگاه از جمله بدیع‌الزمان فروزانفر، عباس اقبال آشتیانی، ملک‌الشعرا بهار، احمد بهمنیار، عبدالعظیم قریب و ابراهیم پورداود بهره گرفت. پس از آنکه در سال ۱۳۲۷ دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی را به پایان رساند، تحصیل در دورهٔ دکتری را آغاز کرد. در سال ۱۳۳۷ پس از دفاع از رسالهٔ دکتری خود با موضوع «تحقیق و تصحیح مرصادالعباد نجم‌الدین رازی» به راهنمایی فروزانفر، درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی گرفت. به نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن، وی «یکی از آخرین کسان از نسل ادبای معتبر بود... که طی شصت سال در صحنه فرهنگ ایران حضور داشت و هرچه نوشت دقیق و قابل اعتماد بود.»[۱]

محمدامین ریاحی از سال ۱۳۲۷ که آغاز کار او در فرهنگ بود، دبیر و رئیس دبیرستانهایی در قم، گرگان، قزوین و تهران، رئیس دانشسرای گرگان (از ۱۳۳۰) و استاد دانشگاه تهران (تا ۱۳۵۷) بوده‌است. او از ۱۳۳۵ به مدت پنج سال عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا بود. از سال ۱۳۲۷ عضو هیأت مدیره جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی بود. در ابتدای سال ۱۳۴۰ عهده‌دار مدیرکلی وزارت فرهنگ شد، و در مدت سه سال در پرتو تجربه‌هایی که طی سال‌های تدریس دبیرستانی از وضعیت نابسامان کتاب‌های درسی داشت، طرح سامان‌دهی و یکنواخت‌سازی کتاب‌های درسی دبیرستانی را به اجرا درآورد. هدف این طرح، خارج ساختن کتاب‌های درسی از میدان رقابت ناسالم ناشران و مؤلفان، قرار دادن کار تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دبیرستانی در اختیار وزارت فرهنگ، و انتشار کتاب‌های درسی دبیرستانی با کیفیت مناسب بود. طرح کتاب‌های درسی با وجود مخالفت‌ها و دخالت‌های گسترده ناشران و مؤلفان ذینفع در تهیه و چاپ کتاب‌های درسی، طی چند مرحله به اجرا درآمد، و نهایتا در سال ۱۳۴۲ با تأسیس سازمان کتاب‌های درسی وابسته به وزارت فرهنگ (بعداً وزارت آموزش و پرورش) برای تالیف کتاب‌های درسی جدید، موجبات ارتقای کیفیت آموزش دبیرستانی را فراهم آورد. محمدامین ریاحی ضمن چند مقاله در ماهنامهٔ آموزش و پرورش (سال ۱۳۴۲) و نیز در مقاله‌ای با عنوان ماجرای کتاب‌های درسی (۱۳۷۷) شرحی از اقدامات خود در وزارت فرهنگ را در آن دوره آورده‌است.

محمدامین ریاحی طی سال‌های بعد عهده‌دار چندین سمت فرهنگی از جمله رایزنی فرهنگی ایران در کشور ترکیه و تدریس در دانشگاه آنکارا (از ۱۳۴۲)، دبیرکلی هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور (از ۱۳۵۰)، نیابت ریاست فرهنگستان ادب و هنر ایران ایران، ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی (از ۱۳۵۴)، ریاست دانشکده هنرهای دراماتیک، مشاور وزیر فرهنگ و هنر، و وزارت آموزش و پرورش (۱۳۵۷) بود.

در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴ مسئولیت کتابخانه‌های عمومی کشور را به عهده داشت. در این دوره، به نوسازی ساختار کتابخانه‌های عمومی کشور پرداخت، و طرح‌های مربوط به احداث سیصد کتابخانه عمومی جدید را در مناطق مختلف کشور آغاز کرد. از دیگر اقدام‌های ماندگار مدیریت او در آن دوره، تهیه و اجرای طرح حمایت از مؤلفان و ناشران توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور بوده‌است که در چارچوب آن کتاب‌های جدید ناشران برای کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور خریداری می‌شود.[۲]

محمدامین ریاحی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸۶ سالگی در تهران درگذشت.[۳]
ارزیابی آثار و پژوهش‌ها

از مشهورترین تألیفات محمدامین ریاحی می‌توان به «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی»، «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، «تاریخ خوی» و «زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی» اشاره کرد که از نظر اصالت و دقت نظرهای ابرازشده مورد توجه ادب‌شناسان قرار داشته‌است. آثار محمدامین ریاحی در حوزه شناسایی و تصحیح متون کهن فارسی، و کوشش‌های او در این زمینه همچون مرصادالعباد، نزهةالمجالس, شش فصل علاوه بر آن‌که راهگشای پژوهندگان متون فارسی از نظر روش تحقیق و تصحیح بوده، با توجه به یافته‌های تحقیقی ارائه‌شده در مقدمه‌ها و تعلیقات همواره مورد استفاده و استناد پژوهشگران در حوزه‌های ادب و تاریخ و فرهنگ ایران قرار داشته‌است.[۴]

فصل مهمی از فعالیت‌های علمی و پژوهشی محمدامین ریاحی مربوط به شاهنامه و فردوسی بوده‌است. بنیاد شاهنامه فردوسی بنابر طرح پیشنهادی وی به وزارت فرهنگ و هنر تأسیس شد و او علاوه بر تهیهٔ اساسنامهٔ بنیاد شاهنامه، از ابتدای تشکیل بنیاد در سال ۱۳۵۰ عضویت هیأت امنای آن را داشت.[۵] در سال ۱۳۵۴ جانشین مجتبی مینوی در سمت ریاست علمی بنیاد شد. از آن هنگام تا زمان توقف فعالیت در پایان سال ۱۳۵۷ فعالیت‌های بنیاد شاهنامه در زمینهٔ گردآوری نسخه‌های خطی شاهنامه و ویرایش و انتشار بخش‌هایی از متن شاهنامه شتاب بیشتری یافت. در آبان ۱۳۵۶ به دعوت او نخستین مجمع علمی بحث در باره شاهنامه با حضور تعدادی از محققان برجسته در بندرعباس تشکیل شد که برگزیده‌ای از گفتارهای این مجمع تحت عنوان «شاهنامه‌شناسی» سال بعد منتشر شد. محمدامین ریاحی در سال ۱۳۶۹ موجبات تجدید چاپ شاهنامه ژول مول را که هنوز از ویرایش‌های معتبر شاهنامه به شمار می‌آمد فراهم آورد و مقدمه‌ای جامع بر آن نوشت. در مقاله «سال‌شماری زندگی فردوسی و سیر تدوین و تکمیل شاهنامه» که در سال ۱۳۷۱ انتشار یافت برپایه اشاره‌های موجود در متن‌های کهن به زندگی فردوسی و نیز با تکیه بر بیت‌هایی از شاهنامه سال‌شماری دقیقی از رویدادهای زندگی فردوسی تا آنجا که منابع امکان می‌داد فراهم آورد. چندی بعد در ۱۳۷۲ یکی از مهمترین آثار پژوهشی او «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، مجموعه نوشته‌های کهن درباره فردوسی، شاهنامه و نقد آنها» منتشر شد. در این اثر مرجع، وی با بررسی منابع قدیم فارسی آنچه را با زندگی فردوسی پیوند دارد، همراه با بررسی انتقادی و به ترتیب تاریخی، آورده‌است. مقدمه جامع این کتاب که خود رساله‌ای در فردوسی‌شناسی است، پرتوهای تازه‌ای بر زندگی فردوسی می‌افکند و دربردارندهٔ آگاهی‌های بسیاری درباره آفریننده شاهنامه‌است. اما مشهورترین کوشش ریاحی در راه شناخت شاهنامه و فردوسی، تألیف کتاب «فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او» است که اولین بار در ۱۳۷۵ انتشار یافته و به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران بهترین اثر عمومی در معرفی فردوسی و شاهنامه‌است.[۶][۷]

از سال ۱۳۱۸ که اولین مقاله به قلم محمدامین ریاحی در مجله ارمغان به چاپ رسید، طی بیش از شصت سال مقاله‌های پژوهشی او در نشریه‌های تحقیقی، و نیز در یادنامه‌های بزرگان ادب و فرهنگ ایران منتشر شد. گزیده‌ای از این مقاله‌ها با عنوان چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران در سال ۱۳۷۹ به چاپ رسید. از فعالیت‌های مطبوعاتی او سردبیری هفته‌نامه مهرگان (ارگان جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی)، مدیریت هفته‌نامه کیهان فرهنگی (برای معلمان)، ماهنامه آموزش و پرورش (نشریهٔ وزارت فرهنگ)، و فصلنامه سیمرغ (نشریه بنیاد شاهنامه) را می‌توان نام برد.

در سال ۱۳۳۷ محمدامین ریاحی ضمن مقاله‌ای که در مجله یغما انتشار داد، مدفن فراموش‌شده شمس تبریزی را در شهر خوی بازشناسی کرد و طی تحقیقات بعدی با ارائه شواهد تاریخی قطعی، واقع بودن مدفن شمس تبریزی را در این محل به اثبات رساند.[۸] از آن پس مزار شمس تبریزی در خوی توسط غالب محققان شناخته شد، و بازسازی محوطه تاریخی مزار شمس تبریزی از دهه ۱۳۷۰ در دستور کار مسئولان قرار گرفت.[۹][۱۰]
سال‌شمار زندگی

    محمدامین ریاحی در یازدهم خرداد ۱۳۰۲ در شهر خوی متولد شد.
    تحصیلات ابتدایی را در دبستان خسروی و دوره اول دبیرستان را در دبیرستان خسروی خوی گذراند.
    نخستین مقالات تحقیقی او در مجله ارمغان (سال بیست و یکم ۱۳۱۸) انتشار یافت.
    در مهر ۱۳۲۱ برای تحصیل در دانشسرای مقدماتی از خوی به تهران آمد و در خرداد ۱۳۲۳ دورهٔ دوساله دانشسرا را به پایان رساند.
    از مهر ۱۳۲۳ تا خرداد ۱۳۲۷ در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی در تهران تحصیل کرد و به دریافت دانشنامه‌های زبان و ادبیات فارسی، و علوم تربیتی نایل گردید.
    از مهر ۱۳۲۷ به تحصیل در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی پرداخت.
    از مهر ۱۳۲۷ تا آذر ۱۳۳۲ دبیری دبیرستان حکیم نظامی قم، دبیری و سرپرستی دانشسرای گرگان و دبیرستان ایرانشهر گرگان، و دبیری دبیرستان‌های قزوین را داشت.
    از آذر ۱۳۳۲ دبیر دبیرستان‌های تهران و از مهر ۱۳۳۳ رئیس دبیرستان محمد قزوینی تهران بود.
    در مهر ۱۳۳۴ به عضویت کمیسیون قوانین در وزارت فرهنگ انتخاب شد.
    در نیمه دوم سال ۱۳۳۴ هفته‌نامه کیهان فرهنگی (برای معلمان) را بنیاد نهاد که انتشار آن در خرداد ۱۳۳۵ متوقف شد.
    در شهریور ۱۳۳۷ از پایان‌نامه دکتری (تصحیح مرصادالعباد نجم‌الدین رازی به راهنمایی بدیع‌الزمان فروزانفر) دفاع کرد و درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی یافت.
    از خرداد ۱۳۳۵ تا خرداد ۱۳۴۰ به دعوت محمد معین با سازمان لغت‌نامه دهخدا همکاری داشت و تألیف و تدوین بخشی از حرف سین را انجام داد.
    از مهر ۱۳۳۵ تا خرداد ۱۳۴۰ دبیری دبیرستان هدف را داشت.
    از خرداد ۱۳۴۰ تا دی ۱۳۴۲ مدیر کل نگارش در وزارت فرهنگ (سابق) و نیز مشاور وزیر و قائم‌مقام وزیر فرهنگ در شوراها بود.
    از بهمن ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۴۷ با درجه وزیرمختاری رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود.
    طی دورهٔ رایزنی فرهنگی در ترکیه به دعوت دانشگاه آنکارا به تدریس ادبیات فارسی و تاریخ و فرهنگ ایران اشتغال داشت.
    از مهر ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در گروه‌های ادبیات فارسی و تاریخ تدریس می‌کرد.
    از ابتدای سال ۱۳۴۸ مشاور وزیر فرهنگ و هنر بود.
    از مهر ۱۳۵۰ عضویت هیأت امنای بنیاد شاهنامه فردوسی را داشت.
    از اسفند ۱۳۵۰ تا خرداد ۱۳۵۴ دبیرکلی هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور را به عهده داشت.
    از مهر ۱۳۵۴ تا بهمن ۱۳۵۵ نایب‌رئیس فرهنگستان ادب و هنر ایران بود.
    از بهمن ۱۳۵۴ تا دی ۱۳۵۷ سرپرستی و ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی را به عهده داشت.
    از ۱۳۵۵ در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تدریس می‌کرد.
    از بهمن ۱۳۵۵ تا اسفند ۱۳۵۶ سرپرست دانشکده هنرهای دراماتیک بود.
    از دی ۱۳۵۷ تا بهمن ۱۳۵۷ وزارت آموزش و پرورش را به عهده داشت.
    در بهمن ۱۳۵۷ پس از سی سال خدمت دولتی به تقاضای خود بازنشسته شد.
    از آن زمان از هرگونه همکاری با موسسات، نهادها و یا بنیادها خودداری کرد و تمام اوقات خود را وقف راهنمایی محققان، ادامهٔ فعالیتهای پژوهشی و تألیف و انتشار کتاب‌ها و مقالات در زمینهٔ ادب و تاریخ و فرهنگ ایران کرد.

کتاب‌شناسی آثار

    دیوان رشید یاسمی (گردآوری)، ۱۳۲۶
    جهان‌نامه، تألیف محمد بن نجیب بکران (تصحیح)، ۱۳۴۲
    داستانی به نام کتاب درسی، تاریخچه کتابهای درسی در ایران و گزارش اصلاح آن (تألیف)
    مفتاح‌المعاملات، تألیف محمد بن ایوب طبری (تصحیح)، ۱۳۴۹
    مرصادالعباد، تألیف نجم‌الدین رازی (تصحیح)، ۱۳۵۲ ، چاپ پانزدهم ۱۳۹۱
    گزیدهٔ مرصادالعباد (تصحیح)، ۱۳۶۱، چاپ بیستم ۱۳۸۹
    رتبةالحیات، تألیف خواجه یوسف همدانی (تصحیح)، ۱۳۶۲
    رسالةالطیور، تألیف نجم‌الدین رازی (تصحیح)، ۱۳۶۲
    عالم‌آرای نادری، تألیف محمدکاظم مروی (تصحیح)، ۱۳۶۲
    نزهةالمجالس، تألیف جمال خلیل شروانی (تصحیح)، ۱۳۶۶
    کسایی مروزی، زندگی، اندیشه و شعر او (تألیف)، ۱۳۶۷
    گلگشت در شعر و اندیشه حافظ (تألیف)، ۱۳۶۷
    سفارتنامه‌های ایران، تاریخ روابط پانصدساله ایران و عثمانی (تألیف)، ۱۳۶۸
    زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی (تألیف)، ۱۳۶۹
    معرفةالاسطرلاب معروف به شش فصل، به‌ضمیمهٔ عمل‌والالقاب، تألیف محمد بن ایوب طبری (تصحیح)، ۱۳۷۱
    تاریخ خوی، سرگذشت سه‌هزارساله منطقه شمال‌غرب ایران (تألیف)، ۱۳۷۲
    سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، مجموعه نوشته‌های کهن در باره فردوسی و شاهنامه و نقد آنها (تألیف)، ۱۳۷۲
    بگشای راز عشق، گزیده کشف‌الاسرار میبدی (تصحیح)، ۱۳۷۳
    فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او (تألیف)، ۱۳۷۵
    پایداری حماسی (مجموعه مقالات)، ۱۳۷۹
    چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران (مجموعه مقالات)، ۱۳۷۹

وزارت آموزش و پرورش ایران

وزارت آموزش و پرورش ایران مسئولیت امور آموزشی کودکان و نوجوانان (معمولاً ۵ تا ۱۸ سالگی) و نیز تریبت معلم را عهده‌دار است. در کشور ایران این وزارت خانه از سال ۱۳۴۳ که از وزارت فرهنگ منتزع گردید مسولیت آموزش عالی (دانشگاه ها) را نیز عهده دار بوده است اما پس از تشکیل وزارت علوم ، برای ادارهٔ امور دانشگاه‌ها و امور پژوهشی در سطوح عالی وزارت آموزش و پرورش وظیفه آموزش رایگان همه افراد را در مقاطع دبستان، دوره راهنمایی تحصیلی، متوسطه و همچنین اداره دانشگاه فرهنگیان برای تربیت معلم و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به عهده دارد. علی اصغر فانی وزیر کنونی آموزش و پرورش است.
جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران
ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران[نمایش]
رئیس جمهور[نمایش]
رهبران[نمایش]
رؤسای جمهور[نمایش]
نخست وزیران[نمایش]
معاونان اول[نمایش]
رؤسای مجلس خبرگان[نمایش]
رؤسای مجلس شورا[نمایش]
رؤسای قوه قضائیه[نمایش]
رؤسای سازمان صدا و سیما[نمایش]

انتخابات‌ها
[نمایش]

    نمایش
    بحث
    ویرایش

   

محتویات

    ۱ معاونت‌ها
    ۲ سازمان‌ها
    ۳ وزیران آموزش و پرورش ایران
        ۳.۱ وزیران آموزش و پرورش ایران در دوران پهلوی
        ۳.۲ وزیران آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران
    ۴ پیوند به بیرون

معاونت‌ها

۱- توسعه مدیریت وپشتیبانی

۲- آموزش متوسطه

۳- آموزش ابتدایی

۴- حقوقی و امور مجلس

۵- تربیت بدنی و سلامت

۶-پرورشی و فرهنگی
سازمان‌ها
یک کلاس موسیقی در کانون پرورشی و فکری کودکان در سال ۱۳۵۴

۱- سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی

۲- سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور

۳-سازمان آموزش وپرورش کودکان استثنایی

۴- سازمان دانش آموزی

۵- کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان

۶-سازمان مدارس غیر دولتی و مشارکتهای مردمی و خانواده

۷-سازمان نهضت سوادآموزی

۸-دانشگاه شهید رجایی

۹- دانشگاه فرهنگیان
وزیران آموزش و پرورش ایران
وزیران آموزش و پرورش ایران در دوران پهلوی

    هادی هدایتی
    فرخ‌رو پارسا
    احمد هوشنگی شریفی
    منوچهر گنجی
    محمود حسابی
    محمد امین ریاحی

شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران

شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران که در تداول عامه با نام شبکهٔ دوم و یا کانال دو شناخته می‌شود، یکی از شبکه‌های تلویزیونی دولتی کشور ایران است که در مجموعه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مدیریت می‌شود. این شبکه از طرف مسئولان اجرائی‌اش با نام شبکه خانواده سیما نیز یاد می‌شود. دفتر این شبکه در میدان آرژانتین تهران، انتهای خیابان الوند واقع است.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ گروه‌های برنامه‌ساز
        ۲.۱ گروه کودک و نوجوان
        ۲.۲ گروه فیلم های تلویزیونی
        ۲.۳ گروه مجموعه های تلویزیونی
        ۲.۴ گروه اجتماعی و اقتصادی
        ۲.۵ گروه مستند
        ۲.۶ گروه معارف
        ۲.۷ گروه سیاسی
        ۲.۸ گروه فرهنگ و تاریخ و هنر
        ۲.۹ گروه تأمین برنامه
        ۲.۱۰ گروه پیام‌نما
    ۳ برنامه‌ها
    ۴ برنامه‌های سابق
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخچه

در سال ۱۳۰۸ وزارت فرهنگ، اداره کل هنرهای زیبا را تاسیس کرد. این اداره علاوه بر نظارت بر کلیه فعالیت‌های هنری، مسئولیت استفاده از وسایل سمعی و بصری مدارس را نیز عهده‌دار بود. ایجاد آزمایشگاه‌های سمعی و بصری، دانش‌سرای مقدماتی و دانش‌سرای عالی نیز جزء فعالیت‌های این اداره بود.

در سال ۱۳۴۱ اداره‌ای به نام اداره آموزش فعالیت‌های سمعی و بصری در وزارت فرهنگ تشکیل گردید که بعداً با نام دفتر آموزش سمعی و بصری فعالیت‌های خود را ادامه داد. توجه به فیلم به عنوان یک رسانه آموزشی در سطح جهانی سبب گردید این اداره اقدام به تشکیل جشنواره‌های بین‌المللی فیلم‌های آموزشی کند.

تلویزیون آموزشی در سال ۱۳۴۴ زیر نظر وزارت آموزش و پرورش و به همت آقای دکتر علاالدین دولتشاهی تاسیس شد و کار خود را بعد از دو سال، با پخش برنامه‌های درسی در زمینه فیزیک، شیمی، جبر، علوم طبیعی، زبان و دستور فارسی شروع کرد. هدف از پخش این برنامه‌ها جبران کمبود معلم‌های متخصص و جبران کمبود آزمایشگاه‌ها بود.

در سال ۱۳۵۲ تهیه برنامه‌های آموزشی به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران تحت عنوان تلویزیون آموزشی و به مدیریت آقای دکتر علاالدین دولتشاهی واگذار شد و برنامه‌های آموزشی با پخش دروس راهنمایی در سال ۱۳۵۳ مجدداً شروع به فعالیت کرد و همزمان حدود سه هزار دستگاه تلویزیون بین مدارس شهرهای بزرگ کشور توزیع شد.

در سال ۱۳۵۸ و بعد از انقلاب اسلامی ایران آقای دکتر علاالدین دولتشاهی از این سازمان پاکسازی شد و این شبکه به شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران تغییر نام پیدا کرد.
گروه‌های برنامه‌ساز

این شبکه دارای نه گروه برنامه‌ساز است. این گروه‌ها شامل گروه کودک و نوجوان، گروه فیلم و سریال، گروه مستند، گروه تأمین برنامه، گروه اجتماعی و اقتصادی، گروه فرهنگ و تاریخ و هنر، گروه پیام‌نما، گروه معارف و گروه سیاسی است.[۲] همچنین واحد مرکزی خبر صدا و سیما تعدادی از بخش‌های خبری خود را از شبکه دو به روی آنتن می‌فرستد. این بخش‌های خبری شامل اخبار ۲۰:۳۰ که در روزهای غیرتعطیل به مدت حدود بیست دقیقه پخش می‌شود، اخبار سراسری که در ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه شب به وقت تهران و به مدت پانزده دقیقه پخش می‌شود، اخبار جوانه‌ها که خبرهای ویژه کودکان و نوجوانان را به مدت پانزده دقیقه در ساعت ۱۶ پخش می‌کند، می‌باشند. همچنین در ساعت ۱۵ روزهای جمعه یک بخش خبری ویژه ناشنوایان پخش می‌شود. گفتگوی ویژه خبری از دیگر برنامه‌های واحد مرکزی خبر است که از شبکه دو پخش می‌شود. این برنامه پس از اتمام اخبار سراسری در ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه آغاز شده و تا ساعت ۲۳ و ۳۰ دقیقه ادامه می‌یابد. در برخی از شب‌ها مدت زمان این برنامه تمدید نیز می‌شود.
گروه کودک و نوجوان

این گروه بخش عمده‌ای از برنامه‌های شبکه دو را تولید می‌کند. قالب برنامه‌های این گروه را جنگ‌های زنده تلویزیونی، مسابقه، انیمیشن و برنامه‌های عروسکی تشکیل می‌دهد. تعداد تولیدات این گروه پس از تصمیم صدا و سیما مبنی بر تبدیل شبکه دو به شبکه کودک در تابستان ۱۳۸۷ افزایش یافت. اما هنوز این شبکه به یک شبکه اختصاصی کودک و نوجوان تبدیل نشده و به ویژه در ساعات پایانی روز و شب‌ها به پخش مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های ویژه بزرگسالان می‌پردازد. از جمله تولیدات جدید این گروه می‌توان به فیتیله جمعه تعطیله، کلاه قرمزی ۸۸، عصر بخیر بچه‌ها و شب بخیر بچه‌ها اشاره کرد. از میان آثار پربیننده این گروه در گذشته نیز می‌توان زی زی گولو را نام برد.
گروه فیلم های تلویزیونی

با انحلال گروه فیلم و سریال دو گروه فیلم های تلویزیونی و گروه مجموعه های تلویزیونی تاسیس شدند و گروه فیلم های تلویزیونی به تولید فیلم های تلویزیونی با مضمون خانوادگی می‌پردازد.
گروه مجموعه های تلویزیونی

این گروه به تولید مجموعه های تلویزیونی با مضمون خانوادگی می‌پردازد.شمس‌العماره و مدرسه ما از جمله تولیدات جدید این گروه هستند. از میان آثار پربیننده این گروه در سال‌های گذشته باید به پدر سالار، در پناه تو، خانه سبز، میوه ممنوعه و همسران اشاره کرد. شبکه دو به پخش سریال‌های تولید شده در سیما فیلم (واحد فیلم‌سازی صدا و سیما) نیز می‌پردازد. شهریار و شیخ بهایی از جمله تولیدات سیما فیلم‌اند که از شبکه دو پخش شدند.
گروه اجتماعی و اقتصادی

عمده تولیدات این گروه را جنگ‌های تلویزیونی تشکیل می‌دهد. مردم ایران سلام و روز از نو از جمله این برنامه‌ها هستند که معمولاً در ساعات اولیه صبح پخش می‌شوند. تصویر زندگی برنامه دیگری است که با مخاطب قرار دادن بانوان خانه‌دار در ساعات ظهر پخش می‌شود. این شبکه به تولید برخی برنامه‌های ورزشی نظیر ورزش از نگاه دو، دورخیز و توپ طلایی نیز می‌پردازد.
گروه مستند

این گروه به تهیه فیلم‌های مستند با رویکرد اجتماعی پرداخته و به ویژه در مناسبت‌های تاریخ معاصر ایران مانند سالگرد جنگ ایران و عراق، پیروزی انقلاب ایران و... به پخش تصاویر آرشیوی می‌پردازد.
گروه معارف

برنامه‌های این گروه بیشتر در زمان اذان ظهر و مغرب به افق تهران پخش می‌شود. تهیه برنامه‌های گفتگو در مناسبت‌های مذهبی شیعیان از دیگر وظایف این گروه‌است.[۳]
گروه سیاسی

برنامه جهان سیاست که به موضوعات سیاسی روز جهان پرداخته و پنج‌شنبه‌ها از شبکه دو پخش می‌شود، از جمله تولیدات این گروه‌است.[۴] گروه سیاسی همچنین در ایام نزدیک به برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی برنامه‌هایی با هدف افزایش مشارکت رأی‌دهندگان پخش می‌کند.
گروه فرهنگ و تاریخ و هنر

برنامه پلی به گذشته با اجری خسرو معتضد که هر شب از شبکه دو پخش شده و به بررسی رویدادهای تاریخ معاصر ایران می‌پردازد، از جمله تولیدات این گروه‌است.[۵]
گروه تأمین برنامه

این گروه دارای دو بخش تأمین برنامه داخلی و خارجی است. این گروه به خرید فیلم‌ها و سریال‌های خارجی و همچنین فیلم‌های سینمایی ایرانی برای پخش از شبکه دو می‌پردازد. از جمله سریال‌های خارجی پربیننده پخش شده از این شبکه باید قصه‌های جزیره، پزشک دهکده و جواهری در قصر را نام برد. این شبکه مانند سایر شبکه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخی صحنه‌های فیلم‌ها و سریال‌های خارجی را به دلیل مسائل اخلاقی حذف یا دستکاری می‌کند. گروه تأمین برنامه برخی برنامه‌های متنوع دیگر مانند دوربین مخفی، تصاویر سیرک و... را از شبکه‌های خارجی ضبط و در قالب برنامه‌هایی مانند رنگارنگ پخش می‌کند.
گروه پیام‌نما

این گروه محتوای پیام‌نما (تله‌تکست) شبکه دو را تولید می‌کند.
برنامه‌ها

    فیتیله ۲
    فیتیله جمعه تعطیله
    ملکوت
    جهان سیاست
    پلی به گذشته
    روز از نو
    تصویر زندگی
    گفتگوی ویژه خبری
    اخبار ۲۰:۳۰
    ورزش از نگاه دو
    توپ طلایی
    دورخیز

برنامه‌های سابق

    پدر سالار
    خانه سبز
    همسران
    میوه ممنوعه
    شیخ بهایی
    شهریار
    مردم ایران سلام
    کلاه قرمزی ۸۸
    زی زی گولو
    صندلی داغ
    ساعت خوش
    قصه‌های جزیره کانادا
    جواهری در قصر کره جنوبی
    پزشک دهکده ایالات متحده آمریکا
    شمس‌العماره
    باغ شیشه‌ای
    ملکوت
    مجید دلبندم

منابع

    مبانی نظری تکنولوژی آموزشی، تهران، ۱۳۷۰، چاپ دوم، ص ۱۶.
    همان، ص ۱۸.
    همان، ص ۱۶.
    همان، ص ۱۷.
    همان، ص ۲۴.

    پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران - ارتباط با شبکه
    پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران - گروههای برنامه ساز
    پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران - معارف
    پایگاه اطل

بازگشت پرستوها

بازگشت پرستوها نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «ابوالقاسم طالبی» است که در سال ۱۳۷۶-۱۳۷۵ تولید و از شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
محتویات

    ۱ خلاصه داستان
    ۲ بازیگران و عوامل تولید
        ۲.۱ بازیگران
        ۲.۲ عوامل تولید
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ جستارهای وابسته

خلاصه داستان

این مجموعه تلویزیونی درباره روزهای سخت اسارت رزمندگان در خاک عراق و بازگشت‌شان به میهن است.[۱]
بازیگران و عوامل تولید
بازیگران

    داوود رشیدی
    سیاوش طهمورث
    کتایون ریاحی
    میرصلاح حسینی
    رامین پرچمی
    تانیا جوهری
    روح‌انگیز مهتدی
    گیتی ساعتچی
    رسول توکلی
    ملکه رنجبر
    فرهاد محبت
    عنایت‌الله شفیعی
    بهروز شعیبی[۲]
    امین محمدزاده
    شهرام تیموریان
    رامین نعمتی
    ابراهیم قائدی
    مهرداد فلاحتگر
    بهمن راد
    بهزاد جم
    مینا یکتاپور
    علیرضا نائینی
    رضا مولایی
    پدرام کریمی
    بهزاد کریمی
    رمضانعلی کوهساری
    احمد طالبی
    ابوبشرا بغدادی
    احمد گلیمی
    محمدباقر کرمی
    علی اعتماد
    هادی انباردار
    مجید ذوالفقاری
    خانم سجادپور
    رحمت‌الله شکرخنده

عوامل تولید

    نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم طالبی
    مدیر تصویربرداری: فریدون مسروری
    تصویربرداران: رضا جلالی، علیرضا رضی
    تدوین: ایرج گل‌افشان
    موسیقی: ناصر چشم‌آذر
    خواننده: صادق آهنگران
    اشعار: احمد عزیزی، حمید هنرجو
    طراح چهره‌پردازی: مهران روحانی
    جلوه‌های ویژه: عظیم محمدی، عباس شوقی
    صداگذاری و ترکیب صدا: حسین حسینی فشمی
    مونتاژ مغناطیسی: رضا صاحبی
    منشی صحنه: شفیقه بیگی، پوپک مظفری
    دستیار کارگردان و برنامه ریز: محسن چگینی
    مدیر تولید: حسن شکوهی
    تعداد قسمت‌ها: ۲۰ قسمت
    مدت زمان: ۹۰۰ دقیقه
    محصول: گروه فیلم و سریال شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران
    سال تولید: ۱۳۷۶-۱۳۷۵

بهروز شعیبی

بهروز شعیبی (متولد ۱۳۵۸ در مشهد) بازیگر و کارگردان ایرانی است. او در فیلم‌های مختلف، نقش‌های مختلفی را از جمله کارگردان، بازیگر، دستیار کارگردان و برنامه ریز داشته‌است. او برای کارگردانی فیلم دهلیز برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم سی و یکمین جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو (مسابقه فیلم‌های اول) شد.
جدیدترین سریال بهروز شهیبی، پرده نشین است که به آهنگسازی مهیار علیزاده ساخته می‌شود.[۱]

محتویات

    ۱ آثار
        ۱.۱ کارگردان
        ۱.۲ دستیار اول کارگردان
        ۱.۳ برنامه‌ریز
        ۱.۴ دستیار دوم کارگردان
        ۱.۵ بازیگر
        ۱.۶ جوایز
    ۲ منابع

آثار
کارگردان

    پرده نشین (۱۳۹۳)
    دنیای بهتر - تله فیلم (۱۳۹۱)
    دهلیز (۱۳۹۱)
    باغ آلوچه (۱۳۸۴)
    ستاره روی زمین - مستند بلند (۱۳۸۵)
    بالهای خوشبختی (۱۳۸۷)
    جامانده (۱۳۸۸)
    میان ماندن و رفتن (۱۳۸۹)

دستیار اول کارگردان

    توکیو بدون توقف (۱۳۸۱)
    خوابگاه دختران (۱۳۸۳)
    سالاد فصل (۱۳۸۳)
    دم صبح (۱۳۸۴)
    قاعده بازی (۱۳۸۵)
    جعبه موسیقی (۱۳۸۶)
    حیران (۱۳۸۷)
    چیزهایی هست که نمی‌دانی (۱۳۸۸)

برنامه‌ریز

    سالاد فصل (۱۳۸۳)
    جعبه موسیقی (۱۳۸۶)
    حیران (۱۳۸۷)
    چیزهایی هست که نمی دانی (۱۳۸۸)

دستیار دوم کارگردان

    صنم (۱۳۷۸)
    دختر شیرینی فروش (۱۳۸۰)
    شب‌های روشن (۱۳۸۱)

‌
بازیگر

    مهرآباد(۱۳۹۲)
    گزارش یک جشن (۱۳۸۹)
    طلا و مس (۱۳۸۷)
    دم صبح (۱۳۸۴)
    گفتگو با سایه ها (۱۳۸۴)
    قصه های یک زندگی - گرداب (۱۳۸۳)
    پسران مهتاب (ارتشی در تاریکی) (۱۳۸۱)
    در کنار هم (سلب اختیار) (۱۳۸۱)
    آژانس شیشه‌ای (۱۳۷۶)
    بازگشت پرستوها (۱۳۷۶-۱۳۷۵)

جوایز

    سیمرغ بلورین بهترین فیلم در بخش نگاه نو سی و یکمین جشنواره فیلم فجر (دهلیز)

مهران رجبی

مهران رجبی ، بازیگر در مکتب هنری واقع گرایی در سینما و تلویزیون ایران

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ فیلم‌شناسی
        ۲.۱ سینما
        ۲.۲ تلویزیون
    ۳ منابع

زندگی

متولد دهم دی ماه ۱۳۴۰ از روستای واریان کرج، فارغ‌التحصیل دوره کارشناسی رشته گرافیک از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد گرافیک در دانشگاه تربیت مدرس است.

استعداد وی در زمینه بازیگری ابتدا به وسیله رضا میرکریمی که همکلاس او در دانشگاه بود کشف شد و توسط او به تلویزیون و سینما راه یافت.

اولین حضور در جلوی دوربین را در سال ۱۳۷۶ در مجموعه تلویزیونی «بچه‌های مدرسه همت» تجربه کرد. در سال ۱۳۷۸ با بازی در فیلم سینمایی کودک و سرباز به کارگردانی رضا میرکریمی نخستین کار سینمایی را در کارنامه‌اش ثبت کرد. نقش ستوده شده او در کودک و سرباز کاندیدای جایزه جشنواره فجر هم گردید که برای بازیگری تازه‌کار افتخار است.

با فیلم بعدی میر کریمی (زیر نور ماه) که رجبی در آن ایفاگر نقش یک روحانی رئیس حوزه بود مورد توجه همگان و به خصوص منتقدان گردید و پیشنهاد بازی در خانه‌ای روی آب و از کنار هم می‌گذریم به وی شد. مهران رجبی تا کنون در نقش‌های زیادی ظاهر شده که بعضی از آنها همچون میرزاعلی اصغر قریب پدر دکتر محمد قریب در مجموعه تلویزیونی روزگار قریب همواره در اذهان خواهد ماند.

مهم ترین ویژگی بازی مهران رجبی این است که وی نسبت به دیگر بازیگران سینما و تلویزیون ایران بسیار راحت و اصطلاحا رئال و واقعی نقشش را بازی می‌کند.
فیلم‌شناسی
سینما

    انارهای نارس (۱۳۹۲)
    آقای الف (سه بعدی) (۱۳۹۱)
    دوازده صندلی (۱۳۹۰)
    خانه پدری (۱۳۸۹)
    شش نفر زیر باران (۱۳۸۹)
    دختر شاه پریون (۱۳۸۹)
    دلقک ماهی (۱۳۸۹)
    آژانس ازدواج (۱۳۸۹)
    ورود زنده‌ها ممنوع (۱۳۸۹)
    خنده در باران (۱۳۸۹)
    سجل (۱۳۸۹)
    پرنده باز (۱۳۸۹)
    ازدواج در وقت اضافه (۱۳۸۸)
    پرواز مرغابی‌ها (۱۳۸۸)
    بعد از ظهر سگی (۱۳۸۸)
    دیگری (۱۳۸۸)
    حلقه‌های ازدواج (۱۳۸۸)
    شیر و عسل (۱۳۸۸)
    گل بارون (۱۳۸۸)
    اخراجیها ۲(۱۳۸۷)
    طلا و مس (۱۳۸۷)
    پوست موز (۱۳۸۷)
    چار چنگولی (۱۳۸۷)
    دلداده (۱۳۸۷)
    ده رقمی (۱۳۸۷)
    سفر مرگ (۱۳۸۷)
    کلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)
    باد در علفزار می‌پیچد (۱۳۸۶)
    دوشیزه باران (۱۳۸۶)
    روز برمی آید (۱۳۸۵)
    سه زن (۱۳۸۵)
    قاعده بازی (۱۳۸۵)
    کلاهی برای باران (۱۳۸۵)
    مینای شهر خاموش (۱۳۸۵)
    به آهستگی(۱۳۸۴)
    پیشنهاد ۵۰ میلیونی (۱۳۸۴)
    جایی در دوردست (۱۳۸۴)
    بیدار شو آرزو (۱۳۸۳)
    شاخه گلی برای عروس (۱۳۸۳)
    مارمولک (۱۳۸۲)
    طلای سرخ (۱۳۸۲)
    مزرعه آفتابگردان (۱۳۸۲)
    تهران ساعت ۷ صبح (۱۳۸۱)
    دو فرشته (۱۳۸۱)
    رسم عاشق کشی (۱۳۸۱)
    روز کارنامه (۱۳۸۱)
    صورتی (۱۳۸۱)
    ایستگاه متروک (۱۳۸۰)
    عزیزم من کوک نیستم (۱۳۸۰)
    از کنار هم می‌گذریم (۱۳۷۹)
    زیر نور ماه (۱۳۷۹)
    کودک و سرباز (۱۳۷۸)

تلویزیون

    بچه‌های مدرسه همت (سیدرضا میرکریمی - ۱۳۷۶-۱۳۷۵)
    دوران سرکشی (کمال تبریزی - ۱۳۷۹)
    مزرعه آفتابگردان (سیروس مقدم - ۱۳۸۶)
    زیر زمین (۱۳۸۶ علیرضا افخمی)
    قرارگاه مسکونی (۱۳۸۶ جواد رضویان)
    یک وجب خاک (۱۳۸۶ علی عبدالعلی زاده)
    صاحبدلان (۱۳۸۶ محمدحسین لطیفی)
    راه بی‌پایان (۱۳۸۶ همایون اسعدیان)
    روزگار قریب (۱۳۸۶-۱۳۸۱ کیانوش عیاری)
    سه در چهار (۱۳۸۷-۱۳۸۶ مجید صالحی)
    مثل هیچ‌کس (۱۳۸۷ عبدالحسین برزیده)
    عملیات ۱۲۵ (۱۳۸۷ بهروز افخمی)
    غیر محرمانه (۱۳۸۷ مسعود رسام)
    تنهایی‌های قلزوم مقرنس (۱۳۸۷ جمشید بیات ترک)
    دیدار (۱۳۸۷ سیدجواد هاشمی)
    یک مشت پر عقاب (۱۳۸۷ اصغر هاشمی)
    چاردیواری (۱۳۸۸ سیروس مقدم)
    محله تهرونی‌ها (۱۳۸۸ سهیل موفق)
    لطفا دور نزنیم (۱۳۸۸ مهدی مظلومی)
    آسمان همیشه ابری نیست (۱۳۸۸ سعید عالم زاده)
    خوش‌نشین‌ها (۱۳۸۸ سعید آقاخانی)
    خنده بازار (سری اول) (۱۳۸۹ شهاب عباسی)
    سی امین روز (۱۳۸۹ جواد افشار)
    قهوه‌خانه در بهشت (۱۳۸۹ ؟)
    اینجا تهران است (۱۳۸۹ آرش معیریان)
    از یاد رفته (۱۳۸۹ فریدون حسن‌پور)
    شوق پرواز (۱۳۸۹ یدالله صمدی)
    دزد و پلیس (۱۳۹۱ سعید آقاخانی)
    روزهای بد، به‌در (۱۳۹۳ سعید آقاخانی)
    دردسر های عظیم (۱۳۹۳ برزو نیک نژاد)
    عشق بدون آغاز و پایان (1394 ابولفضل نژادعلی)
    پرده نشین (1394 بهروز شعیبی)

روز کارنامه

روز کارنامه فیلمی است به کارگردانی مسعود کرامتی که در سال ۱۳۸۱ تهیه شده است


بازیگران این فیلم عبارتنداز:

مهدی هاشمی، متین عزیزپور، شهرام قائدی، مهران رجبی، محمد حمزه زاده

مسعود سلامی

مسعود سلامی (متولد ۱۳۵۵ اراک) مدیر فیلم‌برداری و تصویربرداری است.

او در فیلم‌های همچون بیست است، هیچ و سیزده ۵۹ مشارکت داشته‌است.


فیلم شناسی

    آینه شمعدون (۱۳۹۱)
    میگرن (۱۳۹۰)
    یکی می خواد باهات حرف بزنه (۱۳۹۰)
    آمین خواهیم گفت (۱۳۸۹)
    سیزده ۵۹ (۱۳۸۹)
    خواب‌های دنباله دار (۱۳۸۸)
    هیچ (۱۳۸۸)
    نیش زنبور (۱۳۸۸)
    آنجا (۱۳۸۷)
    بیست (۱۳۸۷)
    آن سوی رودخانه (۱۳۸۷)
    مانا (۱۳۸۷)
    آدم (۱۳۸۵)
    کوچه‌های باریک (۱۳۸۳)
    ساکنین سرزمین سکوت (۱۳۸۲)
    معادله (۱۳۸۲)
    توکیو بدون توقف (۱۳۸۱)
    روز کارنامه (۱۳۸۱)
    زمانی برای مستی اسبها (۱۳۷۸)