اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دخان

سوره دخان سوره ۴۴ از قرآن است و ۵۹ آیه دارد.

در دو کتاب «البرهان فی تفسیر القرآن» تألیف علامه بحرانی و «مصباح کفعمی» به نقل از امام صادق و پیامبر (ص) نقل شده‌است. البته درباره مورد سوم باید بگوییم اینکه نوشته‌اید «هر که ۷۰ بار جهت مهمات این سوره را بخواند، حاجتش روا گردد» در منابعی که در دسترس داشتیم نیافتیم. در تفسیر البرهان از رسول خدا (ص) نقل شده: «من قرأ هذه السورة کان له من الأجر بعدد کل حرف منها مائة ألف رقبة عتیق، و من قرأها لیلة الجمعة غفر الله له جمیع ذنوبه و من کتبها و علقها علیه أمن من کید الشیاطین و من جعلها تحت رأسه رأی فی منامه کل خیر، و أمن من قلقه فی اللیل و إذا شرب ماءها صاحب الشقیقة بریء و إذا کتبت و جعلت فی موضع فیه تجارة ربح صاحب الموضع، و کثر ماله سریعاً؛(۱) کسی که این سوره را قرائت نماید، به تعداد هر حرفی از آن، اجر آزاد نمودن هزار بنده را دارد. کسی که آن را در شب جمعه قرائت کند، خداوند متعال همه گناهان وی را ببخشد. کسی که آن را بنویسد و بر خود ببندند، از کید شیاطین در أمان است. کسی که آن را زیر سرش بگذارد، خواب‌های نیکو بیند. از اضطراب و پریشانی در شب در امان است. آب آن را بر کسی که درد سر دارد بنوشانند، خوب می‌شود. اگر نوشته شود و در جایی که تجارت می‌شود، قرار داده شود، صاحب آن مکان، سود فراوان خواهد نمود. مالش به سرعت زیاد می‌شود». همچنین به نقل از امام صادق (ع) آمده:«من کتبها و علقها علیه أمن من شر کل ملک، و کان مهابا فی وجه کل من یلقاه، و محبوبا عند الناس و إذا شرب ماءها نفع من انعصار البطن، و سهل المخرج بإذن الله؛(۲) کسی که این سوره را بنویسد و بر خود بندد، از شر هر حاکمی در امان است. نزد هر کسی که وی را ملاقات می‌کند، دارای هیبت می‌گردد. محبوب انسان‌ها می‌شود. به اذن الهی نوشیدن آب آن نیز مسهل معده‌است» همچنین در مصباح کفعمی نقل شده:«إن علقت علی طفل حین ظهوره أمن من الجن و الهوام؛ (۳) اگر بر نوزادی بسته شود، از شر جن و گزنده‌ها در امان خواهد بود». پی نوشت‌ها: ۱. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص ۷. ۲. همان. ۳. کفعمی، المصباح، قم، انتشارات رضی، ۱۴۰۵ق، ص ۴۵۷.

شب قدر

در تعالیم دین اسلام شب قدر (به عربی: لیلة القدر) به صورت احتمالی: شب پیش از روز ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ و یا۲۷ ماه رمضان است[۱] که سه اتفاق و یک رویکرد بزرگ در این شب به وقوع می‌پیوندد:

سه اتفاق:

    نزول یک باره قرآن
    تقدیر زندگی یک ساله آینده انسان‌ها
    ضربت خوردن امام اول شیعیان علی بن ابی طالب در روز ۱۹ و به شهادت رسیدن او در روز ۲۱ ماه رمضان

یک رویکرد:

    بخشایش گناهان مسلمانان توسط خدا به صورت فوق‌العاده و استثنایی در صورت توبه آنان

قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌طور کامل بر محمد رسول الله نازل شده‌است.[۲] مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شود.[۳] بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار به علت توجه فوق‌العاده خدا به بندگان برای بخشایش گناهان آنان در این شب توصیه شده‌است.[۴] روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.[۵]

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ پیشینه
    ۳ دیدگاه اهل سنت
    ۴ دیدگاه شیعه
    ۵ دیدگاه اشخاص
    ۶ در قرآن
    ۷ اعمال شب قدر
        ۷.۱ غسل شب قدر
        ۷.۲ احیا و ((شب زنده داری))
        ۷.۳ قرآن بر سر گرفتن
    ۸ در ادبیات فارسی
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع

پیرامون واژه

شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند.

در پاسخ این سؤال، که چرا این شب، شب قدر نامیده شده، سخن بسیار گفته‌اند، از جمله این که:

    شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین می‌شود، شاهد این معنی در آیات ۳ و ۴ سوره «دخان» است که می‌فرماید:إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَکَة إِنّا کُنّا مُنْذِرینَ * فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکیم: «ما این کتاب مبین را در شبی پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‌ایم * در آن شب که هر امری بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین می‌گردد». این بیان، هماهنگ با روایات متعددی است که می‌گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان‌ها تعیین می‌گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین می‌شود. البته، این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاکی نیت و اعمال آنها است. یعنی: برای هر کس آن مقدر می‌کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه‌هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتی با اختیار ندارد، که تأکیدی بر آن است.
    آن شب را از این جهت شب قدر نامیده‌اند که: دارای قدر و شرافت عظیمی است (نظیر آنچه در آیه ۷۴ سوره «حج» آمده است: ما قَدَرُوا اللّه حَقَّ قَدْرِهِ: «آنها قدر خداوند را نشناختند»).
    به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.[۶]

پیشینه

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا شب قدر در امت‌های پیشین نیز بوده است؟ می‌توان اینگونه پاسخ داد که: ظاهر آیات سوره «قدر»، نشان می‌دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار می‌شود. تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» که نشانه دوام است نیز، گواه بر این معنی است. به علاوه، روایات بسیاری که شاید در حدّ تواتر باشد نیز، این معنی را تأیید می‌کند (این نسبت به آینده). ولی، آیا در امتهای پیشین نیز بوده است، یا نه؟. صریح روایات متعددی این است: این از مواهب الهی بر این امت می‌باشد، چنان که در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده است: «خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدی از امت‌های پیشین از این موهبت برخوردار نبودند».[۷][۸]
دیدگاه اهل سنت

اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شده است. اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر می‌دانند و در آن شب به دعا و شب‌زنده‌داری می‌پردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمی‌شود.[۹] برخی نیز اظهار داشته‌اند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار می‌شد اما پس از ارتحال محمد، شب قدر از بین رفته‌است.[۱۰] برخی نیز معتقد بوده‌اند که شب قدر شبی‌است در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی‌است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سال‌های دیگر ممکن است در دیگر ماه‌ها باشد.
دیدگاه شیعه

بر اساس حدیث شیعه که از حماد بن عثمان که وی از حسان بن علی از امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی‌است و در ماه رمضان واقع است.[۱۱] در روایات شیعه آمده‌است که شب قدر یکی از سه شب ۱۹، ۲۱ یا ۲۳ در ماه رمضان است که احتمال شب بیست‌وسوم بیش‌تر است. در اصول کافی نیز آمده‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.[۱۲]
دیدگاه اشخاص

    علی اصغر غروی:در شب قدر قرآن خوانده می‌شود، شب قدر موقع نزول قرآن و در دسترس قرار دادن لوح محفوظ است. حالا این موقع چه وقت اتفاق می‌افتد؟ یک نفر ممکن است بیست سال، سی سال زحمت بکشد که به متن و به این قرائت دسترسی پیدا کند و به محضی که برای او این قرائت به اتمام برسد، یعنی به صحت این کتاب ایمان آورد، آن موقع شب قدر او است، حالا می‌خواهد سر ظهر باشد، می‌خواهد هر وقتی که می‌خواهد باشد. آن هنگام که این تاریکی شب تمام شد و تاریکی تبدیل به نور شد، ملائکه و روح در آن شب نازل می‌شوند، یعنی آنها هم در اختیار انسانند و هم روح انسان و هم روح عالم و هم نیروهای انسان و هم نیروهای عالم، تماماً در اختیار این انسان قرار می‌گیرند که او را به اینجا برسانند که این قرآن باید بر قلب او نازل بشود، وقتی که قرآن بر قلب انسان نازل شد، آن موقع شب قدر او است. انسان در هر مرحله‌ای از مراحل عمرش که آن خورشید تابان قرآن را در آن مطلع فجر به قلبش بتاباند که این قلب از آن تاریکی لیل بیرون بیاید و به روشنایی مطلع فجر برسد، به طوری که روح و ملائکه در اختیار او باشند، آن موقع شب قدرش است.[۱۳]

در قرآن

در قرآن درباره شب قدر چنین آمده‌است:

    به راستی که ما آن را در شب قدر فروفرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امر فرود می‌آیند. این شب تا صبحگاه «سلام» است. (سوره قدر آیات ۱ تا ۵)[۱۴]

و نیز در سوره دخان آمده‌است:

    سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فروفرستادیم زیرا که به حقیقت هشداردهنده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا می‌گردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود، که ما رسولان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست، به راستی او شنونده داناست. (سوره دخان آیات ۱ تا ۶)[۱۵]

اعمال شب قدر
غسل شب قدر

    غسل، از یک سو عبادت است، چون می‌بایست به ((نیت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود، و از سوی دیگر نظافت و بهداشت می‌باشد، چون با شست وشوی بدن، هر مومنی خود را برای حضور در مجامع عمومی و ملاقات سالم و جاذب با اهل ایمان آماده و منظم می‌گرداند.

احیا و ((شب زنده داری))

همان طور که در سیره پیامبر (ص) و حضرت فاطمه (س) مطالعه کردیم، احیا، بیدار بودن و ((شب هایقدر))را باعبادت سپری نمودن، از تکالیف دیگر در این شب‌ها می‌باشد. باری، شب زنده داری با عبادت و دعا، وظیفه‌ای برای همه شب های((قدر))است، اما امام حسن عسکری (ع) فرموده: فلا یفوتک احیإ لیله ثلاث و عشرین;(۲۳) اگر نتوانستی در شب‌های دیگر احیا داشته باشی، سعی کن احیا و شب زنده داری شب بیست و سوم را از دست ندهی. نکته بسیار مهمی که درباره ((احیا)) باید مورد توجه باشد، این است که، اولا: شب را تاسفیده صبح به عبادت و دعا بگذرانیم; ثانیا: ((به بیداری چشم)) قناعت نکنیم، زیرا آنچه دارای اهمیت فوق‌العاده است, ((بیداری دل)) و آگاهی و بصیرتی است که انسان را در محضر الهی و قرآن کریم و فرشتگان آسمانی، مودب و منظم و لایق گرداند.
قرآن بر سر گرفتن

تکلیف دیگر ((شبهای قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته، در ماه خدا و خانه خدا، کتاب خدا را گشوده، به سرگرفته و آن را شفیع خود قرار می‌دهند. آن‌ها به محتوای قرآن می‌اندیشند، به آغوش آن پناه می‌برند و با قرآن پیوند و پیمان مجدد برقرار می‌نمایند، تا با معارف نورانی آن، همه زوایای زندگی خویش را نورانی و متعالی گردانند. امام صادق (ع) هم فرموده است: برای شب های((قدر)) قرآن کریم را جلوی خود قرار دهید، آن را بگشایید و بخوانید: ((اللهم انی إسئلک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الاکبر، وإسمائک الحسنی، وما یخاف ویرجی، إن تجعلنی من عتقائک من النار))
در ادبیات فارسی
ترا قدر اگر کس نداند چه غم         شب قدر را می‌ندانند هم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی         آن شب قدر که این تازه براتم دادند[۱۶]
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است         یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است[۱۷]
شب قدری چنین عزیز و شریف         با تو تا روز خفتنم هوس است[۱۸]
در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن         سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

رمضان

رمضان یا رَمَضان المُبارَک (به عربی: رمضان) نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه، روزه بر مسلمانان واجب شده‌است.[۱] ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است.[۲] مسلمانان معتقدند که شب قدر در این ماه واقع است. روزه داری در ماه رمضان بر مسلمانان واجب بوده و به همین دلیل خوردن غذاهای مقوی برای سحری و افطاری که مستحب است، تأکید می شود.

محتویات

    ۱ مناسبت‌ها
    ۲ اعمال
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

مناسبت‌ها

    ۱۰ - درگذشت خدیجه، همسر پیامبر اسلام (۳ سال قبل از هجرت)
    ۱۵ - ولادت حسن بن علی، دومین امام شیعه (۳ قمری)
        روز اکرام (در ایران)
    ۱۷ - معراج پیامبر اسلام (۶ ماه قبل از هجرت)
    ۱۸ - از شب‌های قدر
    ۱۹ - ضربت خوردن علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
    ۲۰ - از شب‌های قدر
    ۱۵ - فتح مکه بدست مسلمانان (۸ قمری)
    ۲۱ - درگذشت علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
    ۲۲ - از شب‌های قدر
    نزول قرآن در شب قدر (۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان)

اعمال

در این ماه بر تمام مسلمانان واجب است که روزه بگیرند و علاوه بر آن اعمال مستحبی بسیاری وجود دارد که از جمله ی آنها می توان به تلاوت قرآن (که خواندن هر آیه در این ماه پاداشی معادل ختم قرآن در ماه های دیگر در نزد خداوند دارد.)،خواندن ادعیه(از جمله "یا عظیم و .." و ادعیه روزانه) و همچنین افطاری دادن اشاره کرد.خواندن نماز تراویح نیز که زمان آن بعد از نماز عشاءاست از عبادات مخصوص این ماه نزد اهل سنت میباشد.[۳][۴] به گفته مسلمانان، در ماه رمضان درهای بهشت باز و در های جهنم بسته میباشد. شیاطین در غل و زنجیر هستند و دعاها مستجاب میگردد.

حسینیه امینی‌ها

خانه و حسینیه امینی‌ها، از خانه‌های زیبا و اعیانی قزوین است که توسط حاج محمد رضا امینی از اعیان تجار قزوین[۱] در مغرب رودخانه دزج ساخته شد که بعدها در زمان پهلوی اول رودخانه پر شده و خیابات مولوی به جای آن احداث گردید.

این ساختمان در سال ۱۲۷۵ هجری قمری بنا گردیده و در آن وقت مبلغ چهل و هشت هزار تومان صرف ساخت آن شده‌است. در میان بنا سه تالار ساخته شده که امتداد آن‌ها به موازات یکدیگر از شرق به غرب ا ست و میان دو حیاط شمالی و جنوبی قرار دارد. تالارها دارای ارسی‌های بسیار زیبایی بوده که در هنگام روضه خوانی با بلند کردن آن‌ها، هر سه تالار یکی می‌گردند و محوطه سر پوشیده بزرگ و آیینه کاری زیبایی تشکیل می‌دهند. در وسط تالار بزرگ چهلچراغ آویخته شده و فرشهای تالار یکتخته و عتیقه بوده‌است. زیر تالارها خالی بوده و سردابه، زیرزمین، شربتخانه و انبار ساخته‌اند.[۲][۳] مرحوم حاجی محمد رضای امینی برای خیرات و مبرات در سال ۱۳۰۳ ه.ق دهاتی را جهت روضه خوانی در ایام محرم و اطعام مساکین در محرم و صفر و رمضان وقف این حسینیه نموده‌است.

ارسی

اُرُسی از عناصر معماری ایرانی و پنجرهٔ مُشـَبَّکی است که به جای گشتن بر روی پاشنه گرد، بالا می‌رود و در محفظه‌ای که روی آن قرار گرفته جای می‌گیرد و در اشکوب کوشک‌ها و پیشان و رواق ساختمان‌های سرد سیر بسیار دیده می‌شود. نقش شبکهٔ ارسی مانند پنجره‌ها و روزن‌های چوبی است و نمونه‌های زیبای آن در خانه‌های کهن اصفهان و کاشان و یزد (و انواع جدیدترش در تهران) بسیار است.[۱]

دربارة ریشة این واژه اختلاف نظر وجود دارد. به نوشتة پیرنیا (ص 355ـ356) اور به معنای بالاست و اُرسی یعنی پنجره هایی با لنگه های بازشو بالارونده . بنا به گفتة فره وشی این کلمه از ارو یا (arus ) پهلوی گرفته شده و به معنای سفید و روشنایی است (قس دهخدا، ذیل همین واژه ، که ارسی را برگرفته از کلمة روس دانسته است ).

بنجامین در وصف این نوع پنجره در سفرنامة خود می نویسد: ایرانیان به جای آنکه برای اتاقهای خود به شیوة غربی چندین پنجره بسازند، همه را یکجا جمع کرده یک پنجرة بزرگ یا در که از سقف تا کف اتاق می رسد برای اتاق در نظر می گیرند و این پنجرة بزرگ را با قابهای مختلف به سه یا چهار قسمت تقسیم می کنند و در هر قسمت با به کاربردن شیشه های رنگی کوچک ، نمای خارجی و داخلی زیبایی برای اتاق فراهم می آورند. ارسی در شهرهای مختلف نامهای گوناگونی دارد؛ برای نمونه در یزد به «درهای شکم پاره » و در قزوین به «درهای چند چشم » موسوم است از جمله بناهای دارای ارسی می توان به ارگ کریمخانی ، خانة محتشم ، بنای دیوانخانه و باغ دولت آباد اشاره کرد (عطارزاده ، ص 34).

لنگه های این پنجره به جای حرکت بر حول محور پاشنه ، در درون یک چارچوب به سمت بالا و پایین حرکت می کند. ارسی غیر از چارچوب به سه قسمتِ آستانه ، طبقة پایین یعنی لنگه های بازشونده ، و قسمت بالا که مخفی کنندة لنگه هاست تقسیم می شود. قسمت بالا به صورت دو جداره ساخته می شود تا هنگامی که لنگه ها بالا کشیده می شوند در میان جداره ها پنهان شده منظرة نامناسبی به اتاق ندهد. ارسیها معمولاً یکی از اضلاع چهارگانة اتاق را تشکیل می داد و از کف اتاق تا سقف ادامه پیدا می کرد. سطح پنجره های ارسی غالباً از شبکه های چوبی با نقشهای هندسی بسیار ظریف و زیبا به صورت گره سازی یا قواره بندی و با استفاده از قطعه های شیشة رنگی یا ساده ساخته می شد (همان ، ص 21 ـ 26؛ عطارزاده ، ص 33). پنجره هاى اُرسى عموما به گونه اى ساخته مى‌شد که تمام سطح بیرونى یک اتاق را در بر مى‌گرفت. سطح مشبک پنجرههاى اُرسى چندین کارکرد داشت: نخست نور فضاى درون را تأمین مى‌کرد و سپس دید و منظر بیرون را در اختیار افراد درون فضا قرار مى‌داد و از شدت نور آفتاب و گرماى آن مى‌کاست. از اُرسى در فضاهاى درونى نیز استفاده مى‌شد، در جاهایى مثل بالاخانه ها و اتاق‌هاى گوشوارِ واقع در یک یا دو سوی تالارهاى بزرگ و مرتفع؛ زیرا در اوقاتى که مجالسى مردانه در تالارها یا اتاق‌هاى بزرگ هفت درى یا پنج‌ درى برگزار مى‌شد، زنان در اتاق‌هاى گوشوار یا بالاخانه که در بالا و دو سوى تالار قرار داشت و از یک سمت به آن دید داشتند، مى‌نشستند و به این ترتیب بر فضاى تالار اشراف داشتند. سطح پنجره هاى اُرسى را گاه با نقوش گوناگون گرهسازى و شیشههاى رنگین و ساده مى‌آراستند و ترکیب‌هاى بدیع پدید مى‌آوردند. ارسى برخلاف تصور بعضى‌ها به تقلید از معمارى روسى در ایران پدید نیامده و نمونه هاى جالبى از ارسى در بناها و نقاشى‌ها، پیش از آن‌که معمارى چشمگیرى در روسیه پاگرفته باشد، مشاهده شده است.

محتویات

    ۱ بخشهای پنجره ارسی
    ۲ کارکرد سطح مشبک پنجره های ارسی :
    ۳ اثرات و دلایل استفاده از پنجره های ارسی
    ۴ نگارخانه
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

بخشهای پنجره ارسی

این در _پنجره گاه به میانسرا باز می شود و گاه میان دو تالار جای می گیرد تا به هنگام نیاز باز شود و یک تالار بزرگ بدست آید. بلندای آنها از کف تا آسمانه است. کاربرد ارسی در مهرازی ایران به گونه یک بازشوی بنیادی پیشینه ای بسیار کهن دارد.نمونه های زیبای ان در همه جای ایران دیده می شود.لت ارسی ها معمولا فرد است .ارسی یک لتی در بالا خانه های گوشوار یا راهروهای طبقه اول ساختمان که معمولا در نقاط سردسیر به ورت در است دیده می شوند.هر ارسی از بخش های زیر ساخته شده است: باهو یا وادار:به اصطلاح نجاری امروز بائو نیز گفته میشود بخش ایستاده چهار چوب آن کلاه : تیر ترازی (افقی) میان بخش پایاوجنبان آن تنک : شبکه درون درک های آن چفته ریزه : چفتی که درک ها را پایا نگه می دارد. درک یا لنگه : که مانند کشو بالا و پایین می رود بخش زیرین به بلندای 30 تا 50 سانتی متر از کف که مانند جان پناه است پایاست. بخش بالای آن که نیم پرهون (نیم دایره) یا سه پهلو است و پایاست.
کارکرد سطح مشبک پنجره های ارسی :

1-تامین نور فضای درونی 2-در معرض دید قرار دادن فضای بیرونی 3-کاهش شدت تابش نور آفتاب و گرما 4-ایجاد زیبایی در نمای ساختمان 5-حفظ حریم و محرمیت فضای بیرون 6-دور کردن حشرات مزاحم(شیشه های رنگی پنجره های ارسی با ایجاد نورهای رنگارنگ باعث دور شدن و خارج شدن حشرات مزاحم از فضای بیرونی اتاغ های دارای پنجره های ارسی می شوند.
اثرات و دلایل استفاده از پنجره های ارسی

الف-نور : این نوع پنجره ها باعث می شوند نور خورشید به اندازه کافی وارد فضای اتاغ شود نه کمتر نه بیشتر

ب-روانشناسی رنگ ها:از نظر روان شناسی رنگ های مختلف این شیشه ها و ایجاد نور های هم رنگشان بر روی انسان تاثیرات مختلفی می گذارد که هر رنگ کنار رنگ دیگر شدت این تاثیر را خنثی می کند و مقدار مناسب آن را تنظیم و تعدیل می کند.بیشتر رنگ های استفاده شده در شیشه های ارسی رنگهای لاجوردی قرمز سبز و زرد هستند و هر کدام به تنهایی یک تاثیر روانشناختی مجزای دارند.

ج - زیبایی : سطح پنجره های ارسی را با استفاده از انواع نقش های گوناگون گره سازی و با شیشه های رنگین و ساده می آراستند و ترکیب های بدیعی پدید می آورند و بدین صورت هماهنگی بین این شبکه های هندسی و نورهای رنگی باعث ایجاد زیبایی دلپذیری می شود.

د - نقش هندسی در ارسی  : ناپسند دانستن تقلید از نقش ها و صورت های انسانی و حیوانی در نقاشی و سایر هنر های تصویری و تجسمی به تدریج موجب شد که تقلید از طبیعت در فرهنگ بسیاری از هنر های اسلامی چندان مورد توجه قرار نگیرد و جایگاه والایی نیابد.به همین جهت هنرمندان به ترکیب های هندسی و انتزاعی توجه بسیار کردند.

و-محرمیت : پنجره های ارسی همچنین باعث محدود کردن دید از بیرون به درون خانه و ایجاد محرمیت می شود.

ه - خواص صوتی : اگر قطعات یک گره نسبت به هم زوایای مختلف یا متعدد پیدا کند جابجایی صوتی ایجاد می کند در این جابجایی تابع قوانین علم آکوستیک است. فرم های شش وجهی نیز دارای خواص صوتی هستند از کاربرد صوتی شش وجهی در طبیعت می توان کندوی زنبور عسل را مثال آورد که دقیقا عمل انتقال صوت یا رزونانس را انجام می دهد. (اسدی نیا،2،1391)




ارسی در صنایع دستی به قطعه‌ای مشبَّک ساخته شده از چوب گفته می‌شود که نقش‌های زیبایی در آن ایجاد کرده‌اند. ارسی می‌تواند دارای شیشه‌های رنگی کوچک باشد و یا بدون شیشه باشد.[۲]

بعضی گمان کردند ارسی به پنجره‌هایی اطلاق می‌شود که به تقلید از معماری روسی در ایران رواج یافته، در صورتی که نمونه‌های جالبی از ارسی حتی پیش از آنکه معماری چشمگیری در روسیه پای گرفته باشد، در بناها و نقاشی‌ها مشاهده می‌کنیم. گویا مقایسه قند اروسی با این نوع پنجره که خود و نام آن هر دو اصل ایرانی و فارسی دارد موجب این اشتباه شده است.

معماری ایرانی

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

محتویات

    ۱ ویژگی‌های معماری ایرانی
        ۱.۱ ضرورت پیمون در معماری ایرانی
    ۲ سبک‌شناسی معماری ایران
        ۲.۱ پیش از اسلام
        ۲.۲ پس از اسلام
    ۳ پرهیز از بیهودگی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

ویژگی‌های معماری ایرانی

در معماری ایرانی، با وجود خصایلی چون تناسب و زیبایی سر درها وگنبدها و ایوان‌ها خصلتی که بیشتر شایستهٔ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها، پادیاوها، گودال باغچه‌ها، هشتی‌ها و کلاه فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته است، از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است.

پیش از این که تخت جمشید ساخته شود، صدها ایوان و شبستان با ستون‌های چوبی و سنگی در سراسر جهان متمدن آن روز ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تخت جمشید می‌بینیم که ستون‌ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته‌اند با این که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلاً مصر) فاصلهٔ دو ستون چیزی نظیر قطر آن‌ها بلکه اندکی کمتر است.

معمار ایرانی توانست وسیع ترین دهانه‌ها را با کست افزود پیمون‌ها به وجود بیاورد و آرایش‌های گوناگون و سرگرم‌کننده خلق کند؛ به گونه‌ای که ساختمان دو اشکوب به اندازه‌ای از هم دور شده که گویی اشکوب زیری بعدها بر آن افزوده شده است.

از امتیازات معماری ایرانی این است که هرگز از مکان هندسی همگن برای پوشش استفاده نشده و از اصطلاحات و نام قوس‌ها و طاق‌ها و گنبدها در زبان فارسی پیداست که بیشتر به شکل بیضی و تخم مرغ و بات (بیز) توجه داشته‌اند.[۱]
ضرورت پیمون در معماری ایرانی

پیمون نه تنها در نقشه و اندازهٔ پایه‌ها و ستون‌ها در عرض و طول اتاق‌ها و راهروها اثر دارد، بلکه حالت در و پنجره و نسبت بین آن‌ها را نیز معین می‌کند و پس از همه در پوشش درگاه‌ها، ایوان‌ها، طاق‌ها و گنبد خانه‌ها تاثیر دارد. این تاثیر آن جا آشکار می‌گردد که معمار ایرانی می‌تواند با تضمین کافی با کاربرد پیمون کست افزود، طرح و محاسبه و اجرای آن را در آن واحد انجام دهد؛ بدون این که نا استواری به وجود بیاید.[۲]
سبک‌شناسی معماری ایران
پیش از اسلام

    شیوه پارسی تا سده چهارم پیش از میلاد، شامل:
        شیوه پیش پارسی تا سده هشتم پیش از میلاد، مثال چغازنبیل
        شیوه مادی سده هشتم تا ششم پیش از میلاد
        هخامنشیان سده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد، که ظهور آن در شهرهای دیدنی که برای مدیریت و سکونت استفاده شد (همانند تخت جمشید، شوش، اکباتان)، (معبدهایی که برای عبادت و همایشهای اجتماعی ساخته شده‌اند (همانند معابد زرتشتی)، و آرامگاههایی که برای احترام به پادشاهان منقرض شده استفاده شده است (همانند آرامگاه کوروش کبیر)
    شیوه پارتی سده چهارم پیش از میلاد تا صدر اسلام،که شامل طرحهای زیر میشود:
        دوره سلوکیان شامل معبد آناهیتا، ستونهای خورهه
        اشکانیان ارگ کهن نسا
        ساسانیان مثال: قلعه دختر، طاق کسری، بیشاپور

پس از اسلام

    شیوه خراسانی (صفاریان، طاهریان، غزنویان و...) از ابتدای قرن چهارم هجری شمسی تا پایان قرن چهارم؛ مثال:مسجد جامع نائین، مسجد جامع اصفهان
    شیوه رازی قرن پنجم تا اول قرن هفتم (قرن یازده میلادی تا حمله مغول) که شامل روشها و ابزارهای دوره های زیر میشود:
        سامانیان: مثال: آرامگاه اسماعیل سامانی
        غزنویان مثال: برج گنبد قابوس
        سلجوقیان برج‌های خرقان
        خوارزمشاهیان
    شیوه آذری (ایلخانیان و تیموریان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم، مثالها: سلطانیه، ارگ تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد گوهرشاد، مسجد بی‌بی خانم در سمرقند، مقبره عبدالصمد اصفهانی، گور امیر، مسجد جامع یزد، منارجنبان
    شیوه اصفهانی (صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه؛ مثالچهل ستون، عالی قاپو، مسجد آقابزرگ، کاشان، مسجد شاه، مسجد شیخ لطف الله،
    معماری معاصر (پهلوی، بعد از انقلاب ۱۳۵۷) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های اموی و عباسی.

    Azadi Monument.jpg

    برج آزادی

    سی و سه پل

    مسجد نصیرالملک

    پل معلق آمل

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایرانی تلاش می‌شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می‌کردند. این اصل مهم هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده‌است. در قرآن آمده مومنان، آنانکه از بیهودگی روی گردانند.

اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری (نقاشی) و سنگتراشی، پیرایه (آذین) بشمار می‌آمده، در کشور ایران هرگز اینگونه نبوده‌است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته نخود معماران، آمود و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش آسمانه(سقف) پنام(عایق)ی در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پر و پیمان است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کاربندی می‌توان آنرا کوتاهتر و باندام و مردم‌وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های خرد و رنگین گره سازی می‌شود برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه (معماری ایرانی) تا پاکار با کاشی پوشیده می‌شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید واژه زیبا به معنای زیبنده بودن و تناسب داشتن است و نه قشنگی و جمال.

کاروان‌سرا

کاروانسرا ترکیبی است از کاروان (کاربان) به معنی گروهی مسافر که گـروهـی سفر مـی کنند. و سرای، به معنـی خـانـه و مکان. هـردو واژه برگرفته از زبان پهلوی است.

ساده تر از همه چنین می‌توان گفت که کاروانسرا ساختمانی است که کاروان را در خود جای می‌دهد و بزرگ‌ترین نوع ساختمانهای اسلامی است. پلان آن معمولاً مربع یا مستطیل شکل است، با یک ورودی برجسته عظیم و بلند، معمولاً ساده و بدون نقش، با دیوارهایی که گاهی اوقات بادگیرهایی در انتهای آن تعبیه شده است. یک دالان با طاق قوسی که مابین ورودی و حیاط داخلی قرار گرفته است، فضای کافی را برای جا دادن حیوانات بارکش فراهم ساخته است. بر روی سکوی برآمده‌ای که در پیرامون این حیاط قرار گرفته است، طاقگان‌هایی واقع شده‌اند که نمای داخلی را مفصل بندی می‌کنند. در پشت آنها حجره‌های کوچکی برای منزل دادن مسافران ساخته شده است. در کاروانسراهای دو طبقه، از حجره‌های پایینی برای انبار کردن کالاها و از حجره‌های بالایی برای منزل دادن مسافران استفاده می‌شد.

پر رونق‌ترین دوره احداث و مرمت کاروانسراها را می‌توان دوره صفویه دانست. در این دوران بود که شاه عباس یکم با توجه به تدبر خود، تصمیم به بازسازی و احیای جاده ابریشم نمود و یکی از الزامات این کار را احیای کاروانسراها می‌دانست. پژوهشگران همین موضوع را یکی از دلایل اشتهار بیشتر کاروانسراها به کاروانسرای شاه عباسی می دانند. هر چند که ممکن است آن کاروانسرا بازسازی شده کاروانسراهای پیش از صفویه باشد. از جمله کاروانسراهایی که در دوره صفویه ایجاد شده است، میتوان کاروانسرای شاه عباسی کرج را نام برد که این کاروانسرا در زمان شاه سلیمان صفوی و بین سالهای ۱۰۷۸ تا ۱۱۰۹ احداث گردیده است.[۱]

محتویات

    ۱ کاروانسرا
    ۲ سرپناه در سفر
    ۳ کاروانسرا در دوره اسلامی
        ۳.۱ انواع کاروان‌سراها
    ۴ کاروانسرا در ادبیات ایران
    ۵ نگارخانه
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

کاروانسرا

کاروانسرایی را که بیشتر برای نگهداری اسب و چهارپایان استفاده می‌شده است را رباط می‌گفتند ولی کاروانسرا بیشتر مورد استفاده طبقه اعیان و حکومتی تعلق داشته است نوع سومی نیز وجود داشته که به آن سابات می‌گفتند سابات در اصل سایه بان و یا سایه باد بوده است یعنی سایه بانی در مسیر باد، سابات در مسیر راه‌ها برای استراحت چند ساعته وکوتاه مدت و بیشتر برای استراخت در روز ساخته می‌شده و فقط طاق یا ایوانی بوده است بدون در و پناهگاه بعضی از ساباتها دارای آب انبار نیز بوده‌اند و بعضی دیگر فاقد آب انبار بوده و تنها سایه بان بوده است. به‌نظر می‌رسد کلمه رباط نیز واژه‌ای فارسی باشد و نه عربی ممکن است رباط عرب شده ره بان یا ره پات باشد. راه بان یا ره پات همچم خانه راه است. آذر پات و آذرپاتگان هم از این ریشه بوده است. چنانچه کلمات عربی رهبان ربان و رهنامج نیز از راه فارسی گرفته شده است. در عربی محلی کلمه کاریان به معنی خانه‌های سرراهی و موقتی نیز از کاروان گرفته شده است. کاروان امروزه یک کلمه بین‌المللی است و در بیشتر زبانها وجود دارد در عربی قیروان و کراوان هم گفته می‌شود.
آب انبار موجود در کاروانسرا در راه سمنان -مشهد
سرپناه در سفر

نیـاز انسان بـه سرپـنـاه ومأمـن، نـه تـنها در سراگاه بلکه در سفـر هم از روزگار باستان مـورد تــوجـه بـوده است. درایـران زمین، درگـذشته بسیار دورآثـار ومظاهری از این گونـه بـناها واستراحتگاه‌های بین راه دیــده مـی شـود کـه بسیاری از آنـها را مـی تــوان از نظـر شـیـوه ساختمانی از شاهکارهای معماری وهنـری عصر خـود بـه حساب آورد. احـداث کاروانسرا در منطقه سابقه‌ای بسیار طـولانـی داشته وساخت آن در جـاده هـای کاروانـی بـه منظور استراحت و سرپـنـاه، در ادوار مخـتـلف بـویـژه دوره اســـلامـــی، از اهمـیـت خـاصــی بـرخـوردار بـوده است.
کاروانسرا سنگی زنجان
کاروانسرا در دوره اسلامی

در این دوره، معماری کاروانسراهـا از دیدگاه سبک وتنوع نقشه‌ها به اوج شکوفائـی رسیده و در مسیر شهرها و روستا، ومعابر کوهستانی و نـواحی کویری، کاروانسرا و رباطهای برونشهـری و در مراکز اقتصادی وراسته بازارها، کاروانسرا و رباطهای برونشهری با ویژگیهای متفاوت کار بردی احداث شدند. نمـونـه‌های بسیار زیبـا وجالب تـوجه از معماری این گونه بـناها که در سرزمین پـهناور إیـران از کرانه‌های رود ارس تـا سـواحل خلیج فارس بـه یـادگـار مـانـده، مـعـرف ذوق هنـری و مـهارت مـعـمـاران، بنـایـان واستادکارانی است که در ادوار مختـلف وبا توجه به نیازهای گونـاگون، باعلاقه فـراوان در طریق تحول، تکامل، زیبـائی و گسترش کاروانسراها به جان کوشیدند.

باتوجه به این تنوع وزیبائی است که بسیاری از محققان وصاحب نظران هنـرمـعـمـاری، کاروانسراهـای ایـران را مهمـتـریـن نشانـه پـیـروزی و موفقیت معـمـاری ایـران بـه شمـار آورده واستـاد کاران ایـرانـی را در ایجـاد این گونه بنـاها مبتکر و پـیشقدم دانسته‌اند. کاروانسراهای ایران، علاوه بر ارزش هنری، از دیدگاه مسایل اجتماعی نیز حایز اهمیت فـراوانـی بـوده و شایسته مطالـعـه‌ای گسترده است.

بسا که طـی قرون سپـری شده، کاروانسراهای درونشهری و برونشهری کـه بارانداز واستراحـتگـاه کاروانها و کاروانیان اقصی نقاط معمـور آن روزگـاران بـه شمـار می‌آمـده، محـل تعاطـی و تعامل انـدیشه هـا وتبـادل وتقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختـلف بوده، و بی تردید، این تماس و تلاقی انسان‌ها وانـدیشه هـای گـونـاگـون، تـأثـیـری شگرف بر زندگی مردم این مرز و بوم کهنسال داشته است.

در آغاز به قدرت رسیدن اعراب، کشور رونق بازرگانی خود را از دست دادو راهسازی و ساختمان‌های وابسته به آن به دست فراموشی سپرده شد و رباط و کاروانسراها اعتبار پیشین خود را از دست دادند. سلسله‌هایی چون آل بویه، سامانیان و آل زیار بناهای کاروانسرایی عام‌المنفعهٔ متعدد بنا کردند. در زمان به قدرت رسیدن سلجوقیان راه‌های جدید پدید آمد و برای آسایش کاروانیان کاروانسراهایی ساخته شد.

شخصی به نام ابوالحسنی محمد ابن ماه بسیاری از این رباط‌ها را ساخته است. بخصوص در نواحی شرقی ایرانو. مسیر حرکت جادهٔ ابریشم که مهمترین آنها«رباط چاهه» یا «رباط ماهی» خوانده می وشد رباط ماهی در ۶۶ کیلومتری شرق شهر مشهد واقع شده است و به صورت چهار ایوانی بنا گردیده و از مهمترین یادگارهای دوره غزنوی می‌باشد.

از جمله زیباترین کاروانسراهای این دوره رباط شرف در جادهٔ مشهد سرخس با پلان چهار ایوانی و تزئینات بسیار زیبای آجر کاری و کاشیکاری و رباط کریم با پلان چهار ایوانی در جادهٔ شهریار باشد. همچنین رباط غرب در شهر بابک (جادهٔ شیراز- کرمان) که با سنگ و خشت ساخته شده است. کاروانسرای رابط شرف یکی از بناهای کلیدی معماری اسلامی به شمار می‌رود و در معماری ایران نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. رعایت دقیق و همه‌جانبهٔ تناسبات و اصول معماری ایرانی در طراحی، ساخت و به کارگیری طرح‌های آجر چینی متنوع و بدیع در نمای ایوان‌ها، تاق‌ها و تاقچه‌ها و گنبدها عناصر هستند که این کاروانسرای شاه را به یک عمارت قصرگونه شبیه می‌کنند.[۲][۳]
انواع کاروان‌سراها

به طور کلی می‌توان کاروان‌سراها را به دو دستهٔ اصلی تقسیم کرد:

    کاروانسراهای درون شهری
    کاروانسراهای برون شهری

سقف کاروانسرا سنگی زنجان

از آن جایی که اغلب کاروانسراهای باقی مانده در ایران متعلق به دوره صفوی و بعد از آن است، لازم است در تقسیم آن تمامی عوامل از وضع آب و هوایی تا شیوه معماری منطقه‌ای مورد بررسی قرار گیرد. در درجه اول کاروانسراهای ایران را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم بندی نمود:

    کاروانسراهای کاملاً پوشیده منطقه کوهستانی.
    کاروانسراهای کرانه‌های پست خلیج فارس.
    کاروانسراهای حیاط دار مناطق مرکزی ایران.

گروه آخر از نظر نقشه به انواع مختلف تقسیم بندی می‌شوند.

    ۱:کاروانسراهای مدور: تعداد کمی از کاروانسراهای ایران با نقشه مدور بنیاد گردیده‌است. این کاروانسراها بسیار جالب توجه و از نظر معماری حایز اهمیت فراوان است.

    ۲::کاروانسراهای چند ضلعی حیاط دار: این گروه از کاروانسراها به شکل چند ضلعی (اغلب ۸ ضلعی) و همانند کاروانسراهای مدور بسیار زیبا بنا شده‌اند و زمان ساخت آنها دوره‌ای است که در معماری کاروانسراهای پیشرفت قابل ملاحظه‌ای به وجود آمده‌است. تعداد آنها مانند کاروانسراهای مدور کم می‌باشد. از نمونه‌های زیبای این گروه، کاروانسرای امین آباد، خان خوره، چهار آباده و ده بید جاده اصفهان - شیراز، بنارویه جاده جهرم - لار است که به فرم هشت ضلعی در دوره صفوی ساخته شده و نشان دهنده شیوه معماری اصفهانی است.

    ۳:کاروانسراهای دو ایوانی: همانند مدرسه‌ها و مسجدها و سایر بناهای مذهبی تعدادی از کاروانسراهای ایران را به شکل دو ایوانی به فرم مربع یا مستطیل ساخته‌اند. عموماً ایوانهای این کاروانسراها یکی در مدخل ورودی و دیگری رو به روی آن قرار دارد. از نمونه‌های باقیمانده این کاروانسراها می‌توان از کاروانسرای خوشاب و کاروانسرای دو کوهک نام برد.

    ۴:کاروانسراها با تالار ستون دار: تعدادی از کاروانسراهای ایران با تالار ستون دار بنا گردیده‌اند و از آنها عموماً برای اصظبل استفاده می‌شده‌است. نمونه‌ای از این کاروانسراها عبارت است از کاروانسرای عسگرآباد بین جاده تهران - قم و کاروانسرای خاتون آباد در ۲۵ کیلومتری تهران در جاده گرمسار - تهران.

    ۵:کاروانسراهای چهار ایوانی:در ادوار اسلامی از طرح چهار ایوانی برای بنیادهای مذهبی و غیر مذهبی، مانند مدرسه‌ها، مقبره‌ها، مسجدها، و کاروانسراها استفاده گردیده و تقریباً این طرح نقشه ثابتی برای احداث این گونه بناها شد، بخصوص از دوره سلجوقی به بعد کاروانسراهای بسیاری با طرح چهار ایوانی احداث گردید که آثار آن در تمامی ایران پراکنده‌است.

    ۶:کاروانسراها با ظرح متفرقه: این گروه، کاروانسراهایی هستند که نقشه و معماری آن با آنچه که در گروه‌های ۱ - ۵ اجمالاً بررسی شد، شباهتی ندارند. کاروانسرای سبزوار و کاروانسرای شاه عباسی جلفا از این گروه هستند.

کاروانسرا در ادبیات ایران

در ادبیات فارسی، شعرا و بزرگان ادب، جهان را به کاروانسرا و آدمیان را به کاروان تشبیه کرده، با سرودن اشعار زیبا انسان را از دلبستگی به جهان و چهانیان بر حذر داشته‌اند:

سعدی
چرا دل بر این کاروانگه نهیم         که یاران برفتند و ما در رهیم

ناصر خسرو
پل است این دهر و تو بر وی روانی         نسازد خانه بر پل کاروانی

سعدی
دل ای سلیم بر این کاروانسرا مبند         که خانه ساختن آیین کاروانی نیست

رودکی
کاروان شهید رفت از پیش         وان ما رفته گیر و می اندیش

حافظ
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش         وه که بس بی خبراز غلغل چندین جرسی

ایرج میرزا
بر سردر کاروانسرایی         تصویر زنی به گچ بریدند

رباط (ساختمان)

رباط منحصرا به ساختمان‌های کنار راه و به ویژه بیرون از شهر و آبادی اطلاق می‌شود. رباط علاوه بر حوض و آب انبار دارای اتاق‌های متعددی است که گرداگرد حیاطی را فرا گرفته و مسافران می‌توانند یک یا چند شب را در آن بیاسایند.[۱]

واژه رباط از روزگاری بسیار کهن به زبان تازی راه یافته و حتی از آن فعل نیز ساخته‌اند و رباط به معنای منزل گرفتن و آسودن در میان راه بکار می رفته و شاید بر خلاف آنچه در آغاز به نظر می‌آید ربط و ارتباط هم از این واژه آمده نه اینکه رباط مشتق از ربط باشد.

آیسسکو

آیسسکو یا سازمان اسلامی، آموزشی، علمی و فرهنگی یا ISESCO (به انگلیسی: Islamic Educational Scientific and Cultural Organization) یک سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی است که در مه ۱۹۷۹ تأسیس شد. مقر آن در در رباط در مراکش قرار دارد. ۵۷ کشور اسلامی از جمله ایران عضو این سازمان هستند.

سازمان اسلامی، آموزشی، علمی و فرهنگی (آیسسکو) پس از تصویب اساسنامه آن را در یازدهمین اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در اسلام آباد در سال ۱۳۶۱ جهت هماهنگی و گسترش تعامل و همکاری‌های آموزشی، علمی و فرهنگی با الهام از اهداف و تعالیم اسلام میان کشورهای اسلامی تأسیس گردید.

مقر اصلی آیسسکو در رباط قرار دارد و تاکنون این سازمان مبادرت به گشایش دو دفتر منطقه‌ای در شارجه (امارت متحده عربی) و تهران (دی ماه ۱۳۸۱) نموده‌است.

آیسسکو دارای سه زبان کاری انگلیسی، عربی و فرانسه است.

سازمان آیسسکو در حال حاضر با ۱۱۴ سازمان تخصصی و موسسات وابسته به سازمان ملل، سازمان‌های بین‌المللی منطقه‌ای، سازمان‌های غیردولتی و موسسات دانشگاهی قرارداد همکاری منعقد کرده‌است. اتحادیه دانشگاه‌های جهان اسلام زیر مجموعه این سازمان محسوب می‌شود.
اجلاسهای مجمع عمومی

تاکنون ۷ مجمع عمومی آیسسکو به شرح ذیل تشکیل گردیده‌است:

    اولین مجمع عمومی مراکش – کازابلانکا ۱۹۸۳
    دومین مجمع عمومی اسلام آباد- پاکستان ۱۹۸۵
    سومین مجمع عمومی عمان – مسقط ۱۹۸۸
    چهارمین مجمع عمومی رباط – مراکش ۱۹۹۱
    پنجمین مجمع عمومی سوریه- دمشق ۱۹۹۴
    ششمین مجمع عمومی عربستان- ریاض ۱۹۹۷
    هفتمین مجمع عمومی مراکش- رباط ۲۰۰۰
    هشتمین مجمع تهران -ایران ۱۳۸۲

ساختار آیسسکو

سازمان آیسسکو دارای بخش‌های متفاوت از جمله موارد ذیل است:

    مدیر کل آیسسکو عثمان التویجری تبعه عربستان سعودی است
    معاون اجرایی وی از ایران انتخاب شده‌است
    بخش آموزش
    بخش علوم
    بخش فرهنگ و ارتباطات
    بخش روابط و همکاری‌های بین‌المللی
    مرکز اطلاعات و اسناد

سازمان نهضت سوادآموزی

سازمان نهضت سوادآموزی ایران (به انگلیسی: Literacy Movement Organization of Iran) یک سازمان دولتی ایرانی است که در سال ۱۳۵۸ به فرمان آیت الله سید روح الله خمینی و به منظور آموزش خواندن و نوشتن به بزرگسالان و نیز کودکانی که به مدرسه دسترسی ندارند (مناطق محروم) تشکیل گردید.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ عملکرد سازمان
    ۳ وضعیت کنونی
    ۴ پانویس

تاریخچه
نوشتار اصلی: تاریخ سوادآموزی معاصر در ایران

سازمان‌های زیر تاکنون با هدف سواد آموزی به بزرگسالان در ایران فعالیت نموده‌اند:

    سازمان تعلیمات اکابر (۱۳۲۰-۱۳۱۵)
    سازمان آموزش سالمندان (۱۳۳۵-۱۳۳۲)
    سازمان آموزش بزرگسالان (۱۳۴۳-۱۳۳۵)
    کمیته ملی پیکار جهانی با بی‌سوادی(۱۳۵۵-۱۳۴۳)
    سازمان جهاد ملی سوادآموزی (۱۳۵۷-۱۳۵۵)
    نهضت سوادآموزی(۱۳۵۸ تاکنون)

در ۷ دی ۱۳۵۸ سازمان نهضت سواد آموزی با فرمان روح‌الله خمینی تشکیل شد این سازمان تا سه سال به صورت شورایی اداره می‌شد تا سرانجام حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی به ریاست آن منصوب گردید.

متن پیام امام خمینی (ره) به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم
ن و القلم و ما یسطرون
ملت شریف ایران می دانید که در رژیم گذشته آنچه بر ملت مبارز ایران سایه افکنده بود، علاوه بر دیکتاتوری و ظلم، تبلیغات بی محتوا و هیچ را همه چیز جلوه دادن بود. ملتی که در همه ابعاد از حوایج اولیه محروم بود وانمود می‌شد که در اوج ترقی است. از جمله حوایج اولیه برای هر ملت در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنها، آموزش برای همگان است. مع‌الاسف کشور ما وارث ملتی است که از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم و اکثر افراد کشور ما از نوشتن و خواندن بر خور دار نیستند چه رسد به آموزش عالی. مایه بس خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‌کند که طلب علم را فریضه دانسته‌است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه درازمدت فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خودکفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته کننده برای مبارزه با بی سوادی بطور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان شاء الله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بی سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات به پا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد. برادران و خواهران ایمانی! برای رفع این نقیصه درد آور بسیج شوید و ریشه این نقص را از بن بر کنید. تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده‌است. ائمه جماعات شهر ستانها و روستاها مردم را دعوت نمایند و در مساجد و تکایا با سوادان نوشتن و خواندند را به خواهران و برادران خود یاد دهند و منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصی اعضای بی سواد را تعلیم کنند و بی سوادان از این امر سر پیچی نکنند. من از ملت عزیز امید دارم که با همت والای خود بدون فوت وقت ایران را به صورت مدرسه‌ای در آورند و در هر شب و روز و در اوقات بی کاری یکی دو ساعت را صرف این عمل شریف نمایند. بپا خیزید که خداوند متعال با شماست. از خدای تعالی سعادت و سلامت و رفاه ملت شریف را خواستارم. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته روح الله الموسوی الخمینی هفتم دی ماه ۵۸ مطابق با هشتم صفر ۱۴۰۰ (صحیفه نور، جلد یازده، ص ۱۶۱ مورخه هفتم دی ۱۳۵۸)[۱]
    متن مربوطه در ویکی‌نبشته: نهضت سوادآموزی
عملکرد سازمان

نهضت سواد آموزی بعد از تاسیس با فعالیت حجت‌الاسلام و المسلمین محسن قرائتی و دیگر افراد دلسوز قشر وسیعی از افراد بی سواد جامعه را با سواد کردند. در متن پیام حضرت امام (ره) دو هدف ارزشمند و گرانسنگ تبیین شده‌است: الف) کوتاه مدت: آموزش خواندن و نوشتن به افراد محروم از نعمت ارزشمند سواد ب) بلند مدت: ارتقاء آگاهی و دانش بزرگسالان نوسواد در زمینه‌های مختلف و تبدیل فرهنگ وابسته کشور به فرهنگ مستقل و خودکفا سازمان نهضت سواد آموزی با اجرای طرح‌های مختلف از جمله طرح بسیج سواد آموزی توانست هدف کوتاه مدت فرمان تاریخی امام (ره) را در ربع قرن گذشته محقق نماید و نرخ با سوادی کشور را در جمعیت ۶ ساله و بالاتر از ۴۷٫۵ در صد در سال ۱۳۵۵و ۸۵ درصد در سال ۱۳۸۰ افزایش دهد و در راستای نیل به اهداف بلند مدت، با شروع آموزشهای توسعه (آموزشهای پس از سواد) فصل جدیدی از کتاب زرین انقلاب شکوهمند اسلامی رقم خورده و اکنون که در صد قابل توجهی از افراد بزرگسال جامعه در گروه سنی زیر ۴۵ سال (گروه مولد جامعه) با سواد شده‌اند. آموزشهای توسعه در ابعاد مختلف فرهنگی مذهبی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با هدف کاربردی کردن سواد وبرنامه‌های پس از سوادآموزی، اطلاعی رسانی و آگاه سازی و آموزش حرفه‌ای درآمدزا به مورد اجرارگذاره شده‌است. مطابق آخرین آمار تا کنون استان گیلان[۲] در صدر استانهای با سواد کشور قرار دارد، استان مازندران نیز در این زمینه دارای جایگاه دوم است. مدیریت نهضت سواد آموزی استان اصفهان نیز در مدت بیست وپنج سال فعالیت درخشان خود موفق شده نرخ با سوادی استان اصفهان را از ۵۲٫۹ در صد در سال ۱۳۵۵ و ۹۱٫۹ درصددرسال ۱۳۸۱ افزایش دهد و در حال حاضر مقام دوم رشد نرخ با سوادی کشور و جایگاه سوم سواد کشور را به خود اختصاص داده است. [۳]

سازمان نهضت سواد آموزی تاکنون پنج مدال افتخار از یونسکو و آیسسکو دریافت کرده‌است.[نیازمند منبع]
وضعیت کنونی

در سال ۱۳۹۰ با توجه به رشد نرخ باسوادی پیشنهاد انحلال این سازمان مطرح شد ولی در نهایت این سازمان به یکی از معاونت‌های سازمان آورش و پرورش تبدیل و واحدهای استانی آن در وزارت آموزش و پرورش ادغام گردید.

سوادآموزی در ایران

سوادآموزی یکی از مهمترین مسائل آموزش و پرورش جامعه ایران محسوب می‌شود، چرا که برپایه آمار منتشر شده در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، ایران بالغ بر ۲ میلیون نفر بی‌سواد دارد (۳٫۶ درصد از کل جمعیت)[۱] که توانایی خواندن و نوشتن را ندارند.

محتویات

    ۱ تاریخ باسوادی در ایران
    ۲ پیشینه برنامه‌های سوادآموزی در ایران
    ۳ ارزیابی فعالیت‌های سوادآموزی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
        ۳.۱ بررسی فعالیت‌های سوادآموزی از دهۀ ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۵۷
    ۴ فعالیت‌های سوادآموزی تابعی در ایران
        ۴.۱ آمار سوادآموزان تابعی (حرفه‌ای) ایران طی سال‌های ۱۳۴۶-۱۳۵۶
    ۵ بررسی وضع سواد در ایران در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵
        ۵.۱ بررسی وضع سواد به‌تفکیک مناطق شهری و روستایی
        ۵.۲ بررسی وضع سواد بر حسب استان در سال ۱۳۶۵
        ۵.۳ بررسی وضع سواد برحسب استان در سال ۱۳۸۷
    ۶ تحلیل کیفی سوادآموزی در ایران در پیش از انقلاب اسلامی
    ۷ ارزیابی برنامه‌های سوادآموزی پس از پیروزی انقلاب اسلامی
    ۸ آمار کلی نرخ باسوادی در ایران طی سال‌های ۱۳۳۵-۱۳۹۰
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

تاریخ باسوادی در ایران

مردمان تمدن جیرفت که به طور معتبر از ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد در فلات ایران(در نزدیکی کرمان امروزی) حضور داشتند از سطح سواد و آگاهی مناسبی برخوردار بوده‌اند. برای نمونه می‌توان از روش‌های محاسبه‌ای که در آن زمان برای بازگانی و تجارت به کار می‌رفته و امروزه در کاوشگاه باستانی جیرفت بدست آمده است، از سطح آگاهی مردمان ساکن فلات ایران در آن دوران آگاه شد. همچنین از سنگ‌نوشته‌ای که در آن خط نوشتاری به کار رفته‌است و مربوط به ۳۲۰۰ پیش از میلاد است می‌توان نتیجه گرفت که مردمان تمدن جیرفت ایران اولین مخترعان خط بوده‌اند.[۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹] تا پیش از این پنداشته می‌شد سومریان مخترع خط بوده‌اند. اما با کاوشی که در نوامبر سال ۲۰۰۷ انجام شد، این تصور دگرگون شد.

همچنین در دوران زرتشت و بواسطهٔ آموزه‌های او، اندیشه‌های فلسفی و جُستارهای علمی در میان ایرانیان رواج یافت. در دوران هخامنشی (حدوداً ۵۰۰ پیش از میلاد) و در دوران پادشاهی کوروش بزرگ و داریوش بزرگ که عدل و داد در ایران رواج یافته بود و دادگاه‌ها در همهٔ امپراطوری رونق داشتند، بسیاری از مردم، فرزندان خود را برای فراگیری و آموزش اصول قضاوت، برای آموزش به آموزشگاه‌ها می‌فرستادند. آن چنان که از استوانهٔ معروف کوروش بزرگ برمی‌آید، مردم ایران در آن زمان مردمانی متمدن و آگاه بوده‌اند.

در آن زمان فیلسوفان بسیاری چون استانس در ایران زاده شدند که استاد فیلسوفان پیشاسقراطی یونانی مشهوری چون دموکریتوس بوده‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]

در دوران اشکانیان (حدوداً همزمان با میلاد مسیح) روابط دوستانه‌ای میان زرتشتیان و مسیحیان وجود داشت و بسیاری از مردم در این دوره بواسطهٔ برخورد مذهبی و اندیشه‌ای این دو دین، درگیر مسائل فلسفی شده بودند، که محصول آن ظهور ادیان جدیدی چون مانیگری در دوران ساسانیان بود. در دوران ساسانیان(پس از میلاد مسیح) نیز پادشاهان ساسانی چون شاپور اول، اهمیت ویژه‌ای بر امر دانش می‌گذاردند و در همان دوران بود که بزرگترین دانشگاه پزشکی جهان باستان، به نام گندی‌شاپور گشوده شد. گندی‌شاپور همچنین دارای کتابخانه‌ٔ بسیار بزرگی بود که بعدها به دستور عمر، خلیفهٔ دوم اهل سنت به آتش کشیده شد. در دوران ساسانیان بسیاری از منابع پیشینیان سامان گرفته بود و به صورت نوشته و کتاب درآمده بود. پس از حملهٔ اعراب نیز ایرانیان همچنان در سواد و دانش پیشتاز بودند، به گونه‌ای که بیش تر امور اداری و نوشتاری دربار حاکمان عرب، به دست ایرانیان انجام می‌شد. ظهور شاعران بزرگی چون فردوسی٬ مولوی٬ خیام٬ نظامی٬ حافظ و سعدی، کشتی دانش و حکمت را بر واژگان منظم سوار کرد، که خود عامل نگهداری و حفظ زبان پارسی شد. بر خلاف همهٔ دیگر کشورهای گشوده شده به دست اعراب چون مصر و لبنان و دیگر کشورها که زبان عربی جایگزین زبان بومی شد، ولی ایرانیان به واسطهٔ فرهنگ کهن و پربار خود، مغلوب این زبان بیگانه نشدند و تنها به پذیرش دین اسلام اکتفا کردند. فیلسوفان و دانشمندان بزرگی چون ابن سینا٬ ابوریحان بیرونی٬ خیام٬ ملاصدرا و فارابی و صدها کس دیگر نیز در این دوران شکوفا شدند. در این دوران سواد آموزی بیش تر در مکتب خانه‌ها انجام می‌شد که آموزگار غالباً آموزش دیدهٔ دروس مذهبی بوده است. در دوران قاجار نیز، ۷ روز پیش از قتل امیرکبیر، نخستین دانشگاه رسمی ایران راه‌اندازی شد که دارالفنون نام داشت و استادان ایرانی تحصیل‌کرده در اروپا در آن به آموزش دانش و فنون جدید می‌پرداختند.
پیشینه برنامه‌های سوادآموزی در ایران

می‌توان سال ۱۲۸۶، یعنی زمان تشکیل اولین کلاس‌های اکابره را سرآغاز فعالیت‌های سوادآموزی دانست. برنامه‌های سوادآموزی ایران در طی سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۵۰ را می‌توان سه مرحله دانست.

سازمان تعلیمات اکابر اولین سازمانی است که به طور رسمی برای با سواد کردن بزرگسالان در ایران در سال ۱۳۱۵ تاسیس شد. در این دوره با استفاده از فضای مدرسه‌های موجود کلاسهای شبانه برای بزرگسالان تشکیل گردید. فعالیت‌های این سازمان تا زمان اشغال ایران در شهریورماه ۱۳۲۰ ادامه داشت.[۱۷]

در ابتدا سوادآموزی تنها با هدف کاستن از تعداد بی‌سوادان و بدون توجه به ملاحظات اقتصادی-اجتماعی بود. دراین دوره که از سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۴۱ ادامه داشت، پیوند بین آموزش ابتدایی و بزرگسالان گسسته بود.

در مرحله دوم یعنی در دوره ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ سوادآموزی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف توسعه وعمران کشور تلقی شده‌است. تاسیس سپاه دانش در سال ۱۳۴۱ نیز ظاهرأ با همین هدف صورت گرفته‌است.

مرحله سوم خصوصیات خاصی دارد که مهمترین آن تشکیل سازمان جهانی به نام «کمیته بین‌المللی پیکار جهانی با بی‌سوادی» است. در این مرحله، اثرات اقتصادی سواد مورد توجه قرار گرفت و تشکیلات سوادآموزی متحول شد. فعالیت کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی تا سال ۱۳۴۹ بیشتر در اجرای برنامه‌های آموزشی خلاصه می‌شد. تجربیات حاصل از اجرای برنامه‌های سوادآموزی در این دوره اتخاذ این راهبرد را، که امور اجرایی برنامه‌های سوادآموزی به ادارات و سازمان‌های دولتی واگذار شود و کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی در نقش برنامه ریز و طراح طرح‌های اجرایی و نیز تدبیر امور سوادآموزی فعالیت نماید، ضرورت بخشید. لکن، تمام این تدابیر نتایج مورد انتظار را به دست نیاورد و با وجود افزایش نرخ سواد، تعداد بی‌سوادان همچنان افزایش یافت.

پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷) در سال ۱۳۵۷ و آغاز دوبارهٔ فعالیت‌های سوادآموزی امیدهای تازه‌ای به وجود آمد اما سرشماری ۱۳۶۵ آشکار ساخت که باوجود گسترش آموزش ابتدایی و اجرای فعالیت‌های سوادآموزی در مناطق شهری و روستایی و به‌ویژه در میان دختران و زنان، قدر مطلق بی‌سوادان افزایش یافته و از ۱۴.۲ میلیون نفر در سال ۱۳۵۵ به ۱۴.۷ میلیون نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده‌است. البته نرخ باسوادی در دهۀ یادشده از ۴۱.۷ به ۶۲ درصد ارتقا یافته‌است. در سال ۱۳۸۵ درصد باسوادان به ۸۴ درصد رسیده‌است.
ارزیابی فعالیت‌های سوادآموزی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی

سوادآموزی بزرگسالان از سال ۱۲۸۶ با تشکیل کلاس‌های اکابر در شیراز آغاز شد. اما برنامه‌ریزی و تلاش برای مبارزه با بی‌سوادی در روستاها و در میان کودکان لازم التعلیم عملأ در سال ۱۳۴۱ و با ایجاد سپاه دانش آغاز شد. اجرای وسیع برنامه‌های سوادآموزی نیز با تشکیل سازمان کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی در سال ۱۳۴۳ مقدور گشت.

۱. سال ۱۲۸۶: تشکیل کلاس‌های اکابر در شیراز به همّت مشروطه خواهان

۲. سال ۱۲۸۸: تصویب آموزش اجباری همگانی برای کودکان هفت سال به بالا

۳. سال ۱۳۱۵: تصویب نظام نامه اکابر مبنی بر تشکیل کلاس‌های اکابر در مدارس دولتی و موظف نمودن کارکنان بی‌سواد دولت و موسسات عمومی و پیشه وران برای شرکت در این کلاس‌ها

۴. سال ۱۳۲۲: آغاز فعالیت کلاس‌های اکابر

۵. سال ۱۳۲۸: تاسیس اولین کلاس آموزش بزرگسالان در ورامین

۶. سال ۱۳۳۵: تجدید نظر در برنامه تعلیمات اساسی و ایجاد بنگاه عمران وزارت کشور و تهیه و تنظیم کتاب‌های «همه باسواد شویم»

۷. سال ۱۳۴۱: ایجاد سپاه دانش

۸. سال ۱۳۴۶: اجرای طرح تجربی سوادآموزی تابعی (حرفه‌ای) در اصفهان و دزفول

۹. سال ۱۳۵۵: ارائه و اجرای طرح جهاد ملی سوادآموزی
بررسی فعالیت‌های سوادآموزی از دهۀ ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۵۷

از فعالیت‌های سوادآموزی پیش از سال ۱۳۳۴ به دلیل کمبود اطلاعات نمی‌توان برداشت درستی ارائه داد. آمارهای منتشره از مراجع مختلف در سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۷ هم عمومأ ضد و نقیض بوده‌است. در عین حال، برای ارزیابی فعالیت‌ها، آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش به عنوان آمار معتبر مورد بررسی قرار گرفته‌است.

در طی سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۴، بالغ بر 3.6 میلیون نفر از بزرگسالان تحت پوشش برنامه‌های سوادآموزی اداره آموزش بزرگسالان قرار داشته‌اند. در اولین سال ارائه برنامه‌های سوادآموزی، تنها ۱۲۹۹۵ نفر در کلاس‌ها شرکت کرده‌اند. اما از سال ۱۳۳۵، فعالیت‌ها شدت گرفت و به بالاترین میزان خود یعنی ۴۵۰ هزار نفر در سال ۱۳۴۳ رسید.

ایجاد سپاه دانش در سال ۱۳۴۱ و به کارگیری سربازان نظام وظیفه در آموزش کودکان مناطق روستایی سبب شد تا هر ساله تعداد بیشتری از کودکان لازم التعلیم تحت پوشش آموزش ابتدایی قرار گیرند و نیز تعداد بزرگسالان مشمول برنامه‌های سوادآموزی افزایش یابد. در سال ۴۲-۱۳۴۱ که اولین سال اجرای طرح سپاه دانش است، هشتاد و پنج هزار نفر از کودکان سنین ۶ تا ۱۵ سال و شصت و پنج هزار نفر از بزرگسالان تحت پوشش آموزش قرار گرفته‌اند. این ارقام در سال‌های بعد افزایش یافته و در سال ۵۷-۱۳۵۶ به بالاترین میزان یعنی ۷۰۶۲۷۱ نفر رسیده‌است. نکته قابل توجه آن که تعداد دانش آموزان و سوادآموزان دختر تحت پوشش برنامه‌های سپاه دانش در مدت اجرای طرح بین ۱۵ تا ۳۰ درصد در نوسان بوده‌است و به طور کلی در حال افزایش بوده‌است. همچنین در طی سال‌های ۵۸-۱۳۴۱، معادل ۳٫۱ میلیون نفر از بزرگسالان زیر پوشش برنامه‌های سوادآموزی سپاه دانش قرار گرفته‌اند.
فعالیت‌های سوادآموزی تابعی در ایران

پس از تلاش‌های چندین سالهٔ سوادآموزی در سطح جهان و بررسی نتایج این تلاش‌ها، سرانجام وزیران آموزش و پرورش گشورهای جهان در گردهمایی تهران در سال ۱۳۴۴ مفهوم سوادآموزی تابعی را به عنوان برداشتی کامل و موثر از سواد پذیرفتند. در پی این توافق همگانی، قرار شد طرح یادشده به صورت آزمایشی در ۱۱ کشور جهان از جمله ایران به اجرا در آید. گفتنی است منظور از سوادآموزی تابعی یا حرفه‌ای، آموزش سواد و علوم با توجه به شغل افراد و یاد دادن مهارت‌های مربوط به حرفهٔ آنان همراه با سوادآموزی است.

به این منظور دو قطب صنعتی و کشاورزی کشور یعنی دزفول و اصفهان برای اجرای آزمایشی طرح انتخاب شدند و از سال ۱۳۴۶ طرح‌های سوادآموزی تابعی در این دو منطقه به اجرا درآمد.ازنکات قابل توجه در آمار سوادآموزان تابعی (حرفه‌ای) سرعت بیشتر رشد تعداد سوادآموزان زن به سوادآموزان مرد است، به طوری که با گذشت زمان تعداد سوادآموزان زن بر سوادآموزان مرد پیشی گرفته‌است. همچنین در سال‌های ۵۲-۱۳۵۰ تعداد سوادآموزان کاهش یافته‌است. آمار نشان می‌دهد این طرح تا سال ۱۳۵۶ فعال بوده‌است و حتی به شهرهای دیگری مانند ساوه و یزد گسترش پیدا کرده‌است.

اگر چه در سوادآموزی تابعی ایران تقریبأ تمام اصول پیش گفته به عنوان راهبردهای اصلی در نظر گرفته شده بود، لکن به دلیل تاکید زیاد بر محتوای حرفه‌ای برنامه‌ها مسئلهٔ آگاه سازی سوادآموزی بسیار ضعیف جلوه کرد.
آمار سوادآموزان تابعی (حرفه‌ای) ایران طی سال‌های ۱۳۴۶-۱۳۵۶

    سال تحصیلی ۴۷-۱۳۴۶ : ۳۰۵۳ نفر
    سال تحصیلی ۴۸-۱۳۴۷ : ۷۱۷۹ نفر
    سال تحصیلی ۴۹-۱۳۴۸ : ۱۰۴۶۳ نفر
    سال تحصیلی ۵۰-۱۳۴۹ : ۵۴۰۷۷ نفر
    سال تحصیلی ۵۱-۱۳۵۰ : ۳۳۶۰۰ نفر
    سال تحصیلی ۵۲-۱۳۵۱ : ۱۷۱۱۳ نفر
    سال تحصیلی ۵۳-۱۳۵۲ : ۲۴۰۹۵ نفر
    سال تحصیلی ۵۴-۱۳۵۳ : ۳۰۸۱۱ نفر
    سال تحصیلی ۵۵-۱۳۵۴ : ۵۲۷۶۱ نفر
    سال تحصیلی ۵۶-۱۳۵۵ : ۶۷۷۸۰ نفر

به‌طورکلی از آغاز پیدایش کمیتۀ ملی پیکار با بی‌سوادی در سال ۱۳۴۳ تا پایان آخرین طرح مبارزه با بی‌سوادی (طرح جهاد ملی سوادآموزی) موفقیت‌های بدست آمده ناچیز بوده و مسئولان کمیته پیکار با بی‌سوادی برای گریز از واقعیت‌ها به ساختن آمار غیر واقعی می‌پرداختند. صرفنظر از عدم انسجام سازمانی و آشفتگی برنامه ریزی، یکی از مهمترین موانع و مسائل کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی، تضاد سیاست‌ها و خط مشی آن سازمان با سیاست‌های وزارت آموزش وپرورش بود.

درواقع، آموزش وپرورش با تکیه بر ارزشها و اصول جاری خود، توان پذیرش طرح‌های غیر رسمی و گاه ابداغی سوادآموزی را نداشت و همین امر سبب می‌شد تا فعالیت‌های سوادآموزی مورد بی مهری آموزش و پرورش قرار گیرد. یکی از نتایج این امر، کاهش اعتبارات کمیته ملی پیکار در برنامه آموزش کودکان و انتقال اعتبارات آن به آموزش و پرورش بود.

سوادآموزی از طریق رادیو نیز موفقیتی بدست نیاورد. بررسی علل ناکامی این طرح نشان داد که سوادآموزی مستقیم از رادیو و تلویزیون اثر چندانی ندارد و تنها حمایت‌های غیر مستقیم و برنامه‌های تکمیلی از تاثیر بیشتری برخوردار است. در هر حال، سوادآموزی تابعی برتری خود را نسبت به سایر برنامه‌های سوادآموزی گذشته ثابت کرد و برای تکامل آن طرح جهاد ملی مبارزه با بی‌سوادی در سال ۱۳۵۵ شکل گرفت.
بررسی وضع سواد در ایران در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵

براساس اسناد منتشره از سوی سازمان یونسکو، ایران در سال ۱۳۶۴ هجری شمسی در شمار ۹ کشوری قرار دارد که قدر مطلق بی‌سوادان آنها از ۱۰ میلیون نفر بیشتر است. از این ۹ کشور، ۶کشور در قاره آسیا، ۲کشور در قاره آفریقا ویک کشور در آمریکای لاتین قرار دارد. هند با ۲۴۶ میلیون نفر و ایران با ۱۲ میلیون نفر دارای بیشترین و کمترین تعداد بی‌سواد در این گروه می‌باشند. در این میان پاکستان با 70.4 درصد و برزیل با 22.3 درصد به‌ترتیب بیشترین و کمترین نرخ بی‌سوادی را داشته‌اند. سایر کشورهای گروه یاد شده چین، نیجریه، بنگلادش، اندونزی و مصرهستند. این ۹ کشور در مجموع بیش از ۶۷۰ میلیون نفر از بی‌سوادان جهان را در خود جای داده‌اند که رقمی نزدیک به ۷۵ درصد کل بی‌سوادان را شامل می‌شود. در آن زمان تعداد کل بی‌سوادان جهان ۸۹۰ میلیون نفر برآورد شده‌است.

میزان بی‌سوادی در ایران در سال ۱۳۶۴ بالغ بر ۴۹ درصد بوده‌است و ۱۲ میلیون نفر بی‌سوادان ایران، 1.3 درصد کل بی‌سوادان جهان را تشکیل داده‌اند.

در سال ۱۳۵۵، جمعیت ۶ سال و بیشتر ایران بالغ بر 27.5 میلیون نفر بوده‌است که با رشد متوسط سالیانه 3.6 درصد به 38.7 میلیون نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده‌است. تعداد باسوادان جمعیت ۶ سال و بیشتر طی سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ به‌ترتیب برابر با 12.9 و 23.9 میلیون نفر و نرخ باسوادی نیز معادل ۴۷ و ۶۱ درصد بوده‌است. به استناد ارقام یاد شده طی ده سال ۶۵-۱۳۵۵، نزدیک به ۱۱ میلیون نفر به باسوادان کشور اضافه شده‌است و نرخ باسوادی نیز حدود ۱۴ درصد افزایش یافته‌است. لکن طی ده سال یاد شده با وجود افزایش تعداد باسوادان و نرخ باسوادی، قدر مطلق تعداد بی‌سوادان کاهش نیافته و حتی معادل ۴۰۰ هزار نفر افزایش داشته‌است.

از کل جمعیت ۶ سال و بیشتر ایران در سال ۱۳۶۵ حدود 5,850,000 نفر، یعنی 39.5 درصد را مردان تشکیل داده‌اند. تعداد بی‌سوادان زن نیز در حدود ۹ میلیون نفر و سهم آن‌ها در کل جمعیت بی‌سواد حدود 60.5 درصد بوده‌است. مقایسه ارقام و نسبت‌های بالا نشان می‌دهد که شدت نابرابری بین زنان و مردان به لحاظ سواد تاچه‌حد زیاد است.
بررسی وضع سواد به‌تفکیک مناطق شهری و روستایی

بیش از ۶۱ درصد بی‌سوادان سال ۱۳۶۵، یعنی حدود ۹ میلیون نفر، در مناطق روستایی سکونت داشته‌اند. ۳۹ درصد باقی‌مانده در مناطق شهری می‌زیسته‌اند که بالغ بر 5,778,000 نفر بوده‌است. که این نابرابری زمانی قابل‌توجه‌تر است که بدانیم درصد جمعیت شهرنشین کشور در سال ۱۳۶۵ برابر 54.3 درصد بوده‌است.
بررسی وضع سواد بر حسب استان در سال ۱۳۶۵

استان تهران با 2.78 درصد دارای بالاترین نرخ باسوادی و استان سیستان و بلوچستان با 35.9 درصد از کمترین میزان باسوادی در کشور برخوردار بوده‌است.

همچنین استان‌های آذربایجان غربی وشرقی، هرمزگان و کردستان (احتمالاً به دلیل دوزبانه بودن منطقه و مشکلات موجود در تدریس زبان فارسی به نوآموزان با گویش‌های محلی) در آخرین مراتب نرخ باسوادی قرار گرفته‌اند. در سال ۱۳۷۰، تهران با 85.7 درصد و سیستان و بلوچستان با 50.3 درصد به ترتیب بالاترین و پایین‌ترین میزان باسوادی بوده‌اند. در نگاه به آمار نرخ باسوادی در استان‌های کشور متوجه یک نابرابری محسوس می‌شویم که می‌توان گفت دلایل ایجاد این فاصله را باید در مواردی چون نابرابری در وجود امکانات آموزشی و گسترش روزافزون آن، نابرابری در درآمد و ثروت، تنوع فرهنگ وزبان، عملکرد حکومت‌های گذشته در جهت ابقای خود و برخی عوامل دیگر باید جست.

به لحاظ نرخ باسوادی، در مقایسه با کشورهای مشابه و آمار سالیان پیش، پیشرفت چندان مطلوبی حاصل نشده‌است. در واقع اگرچه گسترش هر چه بیشتر آموزش ابتدایی در دوران پس از انقلاب اسلامی سبب افزایش جمعیت باسواد شده‌است، لکن افت تحصیلی و ترک تحصیل ازجمله مواردی است که از افزایش نرخ باسوادی جلوگیری می‌کند.

نکته‌ای که قابل توجه‌است این که عده‌ای از افراد بزرگسالی که آموزش‌های سوادآموزی را دیده‌اند و حتی موفق به کسب مدرک سوادآموزی شده‌اند از سطح سواد مطلوبی برخوردار نیستند و حتی پس از مدتی توانایی خواندن ونوشتن را از دست می‌دهند.

عواملی مانند نداشتن دانش و مهارت کافی معلمان سوادآموزی، سن بالا سوادآموزان و در نتیجه پایین بودن سطح یادگیری و انگیزه آنان، عدم پیگیری در ادامه آموزش سوادآموختگان، تکرار نکردن مطالب آموخته شده و به کار نبردن خواندن و نوشتن توسط سوادآموختگان و... باعث این موضوع شده‌است.

آمار نشان می‌دهد در سال ۱۳۶۵ تقریبأ میزان نرخ بی‌سوادی زنان ۶۰ درصد و مردان ۴۰ درصد بوده‌است. و میزان نرخ بی‌سوادی روستاییان ۶۰ درصد و شهرنشینان هم ۴۰ درصد بوده‌است. پس میزان نرخ بی‌سوادی زنان و روستاییان با هم برابر و بیشتر از نرخ بی‌سوادی مردان و شهرنشینان بوده‌است. که این امر نشان می‌دهد که در سوادآموزی باید به زنان و روستاییان بیشتر توجه شود. مشکلاتی مانند عدم جذابیت دوره‌های سوادآموزی، بازگشت به بی‌سوادی بسیاری از نوسوادان و عدم تطابق مواد درسی با واقعیت‌های زندگی روزمره سبب شده برنامه‌های سوادآموزی در گسترش سواد چندان موفق نباشند و قدر مطلق بی‌سوادان رو به افزایش بگذارد.
بررسی وضع سواد برحسب استان در سال ۱۳۸۷

طبق آمار منتشره نهضت سواد آموزی در سال 1387 در گروه سنی 10 تا 49 سال استان تهران دومین رتبه بی‌سوادی کشور را دارد. درصد بالای بیسوادی در پایتخت کشور مشهود است که با 411 هزار و 848 بی‌سواد بعد از استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته است. براساس این گزارش، نزدیک به 56 درصد از کل بیسوادان یعنی دو میلیون و 334 هزار و 81 نفر در گروه سنی 10 تا 49 سال به ترتیب در هشت استان سیستان و بلوچستان، تهران، خوزستان، آذربایجان غربی، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، فارس و کرمان قرار دارند. با توجه به این وجود استانهای تهران فارس و کرمان ارتباط دو زبانه بودن منطقه با نرخ بیسوادی چندان معقول به نظر نمی‌رسد.[۱۸]
تحلیل کیفی سوادآموزی در ایران در پیش از انقلاب اسلامی

میزان باسوادی جمعیت ۶ سال و بیشتر کشور در سال‌های ۱۳۴۵، ۱۳۳۵ و۱۳۵۵ به ترتیب ۲۸، ۱۵ و 41.7 درصد بوده‌است. نرخ سواد مناطق روستایی در این سال‌ها نیز به ترتیب ۱۵، ۱۰ و ۲۵ درصد بوده‌است. با فرض صحت این ارقام، باز هم بررسی تطبیقی شاخص‌های یاد شده روند نامطلوب سوادآموزی را نشان می‌دهد. باید اذعان کرد که بهبود و دگرگونی وضع دشوار زندگی توده‌های بی‌سواد تنها با سوادآموزی محض و بدون نشان دادن فواید و کاربردهای سواد و علوم مختلف در زندکی امکان پذیر نخوالهد بود. ضروری است که بی‌سوادان بیش از هر چیز به آن دسته از اهداف و نیازهایی بیندیشند که با بهبود وضع زندگی آنان قرین خواهد بود.این امر سبب ایجاد یا تقویت انگیزه آنان برای مشارکت فعال در امور خواهد شد.در جریان همین مشارکت هاست که افراد بی‌سواد به اهمیت سوادآموزی بیشتر پی خواهند برد و در ضمن کسب شناخت و آگاهی از موانع رشد وپیشرفتشان، فعالانه در آموزش و تربیت شرکت خواهند کرد.

برخی از فعالیت‌های سوادآموزی در پیش از انقلاب موفق بوده‌اند که تدوین کتاب‌های درسی برای مردان و زنان روستایی و جمعیت‌های شهری از این جمله‌است. دراین کتاب‌ها سعی شده‌است تا مواد آموزشی از یک سو با واقعیت‌ها و نیازهای فردی و اجتماعی هر گروه مرتبط باشد و از سوی دیگر ضمن تقویت فرایند آگاه سازی، به افزایش کارآیی و پرورش قوهٔ تحلیل و تصمیم گیری سوادآموز کمک نماید. تلاش برای آموزش کودکان لازم التعلیم ازدیگر نکات مثبت برنامه سوادآموزی بود. از سوی دیگر بازگشت به بی‌سوادی نوسوادان، نیاز به دوره‌های تکمیلی آشکار می‌ساخت.
ارزیابی برنامه‌های سوادآموزی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

هنگامی که در ۷ دی ۱۳۵۸ به دستور خمینی، نهضت سوادآموزی تشکیل شد، جمعیتی بالغ بر ۱۴ میلیون نفر بی‌سواد در کشور وجود داشت. در آن زمان شور و شوق مردم برای مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی در بالاترین حد خود بود. بی شک این اشتیاق‌ها بهترین فرصت و زمینه برای حرکتی بنیادی برای ریشه‌کنی بی‌سوادی بود. اما متأسفانه به دلیل جنگ سنگین تحمیلی و درگیری‌های داخلی و در نتیجه عدم ثبات کشورامکان بهره گیری از توان مردم و دولت میسر نبود چرا که توان مردم و دولت مصروف دفاع از کشور بود.

در طول جنگ بیشتر بودجه کشور صرف هزینه‌های دفاعی می‌شد و جنگ مهم‌ترین مسئلهٔ کشور بود که باعث می‌شد سایر امور کشور از جمله سوادآموزی مورد کم توجهی قرار گیرد. پس از پایان جنگ نیز به دلیل خرابی کشور بیشتر امکانات کشور در جهت سازندگی قرار گرفت. همچنین گذشت زمان بر انگیزه‌ها و علاقه‌ها تاثیر منفی گذاشت. و پس از آن هم نهضت سوادآموزی به خوبی عمل نکرد.

از آمار فعالیتهای نهضت در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ اطلاع دقیقی در دست نیست. تنها اعلام شده طی این سالها ۷۴۱ هزار نفر زیر پوشش برنامه‌های سوادآموزی قرار گرفته‌اند. در سال ۱۳۶۱ نهضت سوادآموزی طرح ضربتی سوادآموزی را مطرح کرد، لکن طرح یادشده شکست خورد. طرح آموزش فردبه‌فرد در سال ۱۳۶۲ مطرح شد که براساس آن افراد باسواد خانوادۀ بی‌سوادان را یاری می‌کردند تا به مهارت‌های سوادآموزی دست یابند. از آن زمان به بعد طرحهای گوناگون دیگری به اجرا در آمده‌است که شامل طرحهای «گامی به سوی نور»، «سرباز معلم»، «لازم التعلیم» و «مساجد» می‌شود. علاوه بر آن نهضت سعی کرده‌است که مهاجران جنگ تحمیلی، مهاجران افغانی و عراقی، اسیران جنگی، سربازان و کارکنان دولت را زیر پوشش برنامه‌های خود قرار دهد.

به استثنای سه سال اول فعالیت نهضت، به طور متوسط سالانه نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر در کلاس‌های سوادآموزی شرکت کرده‌اند. بالاترین میزان شرکت در سال ۱۳۶۶ (۱٬۶۶۰٬۰۰۰ نفر) و کمترین مقدارآن در سال ۱۳۶۳ (برابر با ۸۴۴٬۰۰۰ نفر) صورت گرفته‌است.

آمار نشان می‌دهد که همواره تعداد زنان تقریباً دو برابر تعداد مردان بوده‌است. این فرض وجود دارد که بی‌سوادان مرد به دلیل اشتغال و در نتیجه به خاطر کمبود وقت و خستگی مایل به تحصیل نباشند. البته باید توجه داشت که نرخ بی‌سوادی مردان معمولآ ۲۰ درصد کمتر از زنان بوده‌است. میزان متوسط قبولی در دوره‌های سوادآموزی طی سال‌های ۶۸-۱۳۵۸ برابر ۴۰ درصد بوده‌است. نکته جالب این که میزان قبولی زنان همواره از مردان بیشتر بوده‌است. حاصل فعالیت‌های سوادآموزی در طول سال‌های ۶۸-۱۳۵۸ نشان می‌دهد که جمعأ بالغ بر ۹/۳ میلیون نفر به اخذ کارنامه قبولی از نهضت سوادآموزی شده‌اند.

نکته قابل توجه این که بیشتر معلمان و کارکنان نهضت سوادآموزی دارای مدرک دیپلم و زیر دیپلم هستند و از نظر سطح تحصیلات بیشتر آنان در سطح پایینی هستند. و جالب این‌که حتی در دفتر مرکزی نهضت سوادآموزی چند بی‌سواد مشغول به کار هستند.

گفتنی است براساس آخرین نتایج سرشماری عمومی در سال ۱۳۷۵ از میان ۵۲ میلیون نفر جمعیت ۶ ساله و بالاتر کشور ۴۱ میلیون نفر باسواد بوده‌اند و بدین ترتیب میزان باسوادی در کشور معادل ۷۵ درصد است. از مجموعه باسوادان کشور ۵۴ درصد را مردان و۴۶ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.
آمار کلی نرخ باسوادی در ایران طی سال‌های ۱۳۳۵-۱۳۹۰

    سال ۱۳۳۵ : ۱۵ درصد
    سال ۱۳۴۵ : ۲۸ درصد
    سال ۱۳۵۵ : ۴۷ درصد
    سال ۱۳۶۵ : ۶۱ درصد
    سال ۱۳۷۵ : ۷۵ درصد
    سال ۱۳۸۵ : ۸۴ درصد
    سال ۱۳۹۰ : ۹۱ درصد