اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

فلوت

برگرفته از سایت سرو موزیک

فلوت از سازهای بادی چوبی (بی زبانه یا بی قمیش) است که بر خلاف دیگر سازهای این دسته صدای آن نه از لرزش قمیش بلکه از نوسان هوای دمیده شده بر لبه دهنی ( یا تیغه هوائی) ساز تولید می‌شود. این ساز جزء قدیمی‌ترین سازهای بادی محسوب می‌گرددکه قدمت برخی از آن که باستان‌شناسان یافتهاند به ۵۰،۰۰۰ سال پیش می‌رسد. فلوت ها در گذشته از جنس چوب ساخته می‌شدند (به همین دلیل در قدیم از آن به عنوان ساز بادی چوبی نام برده می‌شد) ولی امروزه با وجود اینکه این ساز در زمره سازهای بادی چوبی قرار دارد،لیکن ملاک تقسیم بندی آن جنس و آلیاژی که در ساخت آن استفاده شده مد نظر نیست ، بلکه نحوه تولید صدای آن است. واژه فلوت در زبان‌های اروپایی به معنای نام کلی سازهای مشابه فلوت نیز بکار می‌رود. فلوت و ساز شرقی نی هم نوعی فلوت شمرده می‌شود. به‌طور کلی فلوت و نی سازهایی هم‌خانواده هستند. فلوت یا نی و فلوت کوچک تنها سازهای بادی چوبی هستند که فاقد زبانه اند. نفس اجرا کننده از سوراخ کوچکی که در کنار لوله نزدیک به سر آن تعبیه شده وارد لوله میشود. باز و بسته شدن سوراخها در فلوتهای امروزی توسط کلید صورت میگیرد. با آنکه فلوت از دسته "سازهای بادی-چوبی" شمرده میشود ، اما امروزه فلوت را از نقره نیز میسازند یا فقط بر روی ساز روکش نقره ای میکشند.
فلوت وتمدن بشریت
دست کم 35 هزار سال پیش، در اعماق آخرین عصر یخبندان، صدای موسیقی غاری را پر کرد که اکنون در جنوب غربی آلمان واقع است، همان مکان و زمانی کهHomo sapiens اولیه نیز داشت قدیمی ترین نمونه های شناخته شده از هنر تصویری در جهان را روی دیواره ها حک می کرد.موسیقی و پیکرتراشی ــ که به نظر می رسد تجلیات خلاقیت هنرمندانه باشند ــ در میان برخی از نخستین انسان های مدرن هنگامی که شروع به انتشار در سرتاسر اروپا کردند یا اندکی پس از آن، همزمان ظاهر می شدند.باستان شناسان اکنون کشف پاییز سال گذشته را گزارش کرده اند که در آن یک فلوت استخوانی و دو قطعه از فلوت های عاج یافت شد. آنها می گویند اینها نماینده نخستین شکوفایی سازهای موسیقی در فرهنگ عصر حجر هستند.آنها می گویند فلوت استخوانی با پنج سوراخ انگشتی که در غار هول فلس در تپه های غرب اولم یافته شده، به مراتب کامل ترین تمام سازهای موسیقایی است که تاکنون از غارها به دست آمده است، آن هم در منطقه ای که در سال های اخیر قطعاتی از فلوت های دیگر در آنها پیدا شده است.
چند سال پیش نیز یک فلوت سه سوراخی تراشیده از عاج ماموت در غار دیگری به دست آمد و همچنین دو فلوت دیگر که از استخوان بال قوی گنگ ساخته شده اند.در همان غار باستان شناسان مجسمه های زیبایی از جانوران نیز یافته اند.اما تاکنون دست ساخته های باستانی با دقت تاریخ گذاری نشده بودند و تعدادشان کمتر از آن به نظر می رسید که براساس آنها بتوان تفسیر گسترده تری از نخستین روزهای پیدایش موسیقی ارائه داد.قدیمی ترین مدرک قطعی از سازهای موسیقی پیش از این از فرانسه و اتریش به دست آمده بود اما تاریخ شان خیلی جدیدتر از 30 هزار سال پیش است.نیکلاس کونارد (N.Conard) از دانشگاه توبینگن در آلمان و همکارانش در مقاله ای که به صورت آنلاین در ژورنال نیچر به چاپ رسید، نوشته اند: »این یافته ها نشان می دهند در زمانی که انسان های مدرن در اروپا ساکن شدند سنت موسیقی جاافتاده ای میان آنها وجود داشت.«
اگرچه تاریخ های رادیوکربن جدیدتر از 30 هزار سال پیش ممکن است غیردقیق باشد، اما نمونه های استخوانی و مواد همراه به طور مستقل در دو آزمایشگاه در انگلستان و آلمان و با استفاده از روش های مختلف آزموده شده اند.دانشمندان می گویند مجموع داده ها روی قدمت دست کم 35 هزار سال توافق دارند.دکتر کونارد که استاد باستان شناسی است در ایمیل خود از آلمان می نویسد، »این فلوت های جدید باید به قدمت 40 هزار سال تقویمی نزدیک تر باشند و قطعا تاریخ ورود نخستین ساکنان این منطقه را نشان می دهد.«تیم دکتر کونارد می گوید همراه این فلوت ها مقدار زیادی مصنوعات از جنس عاج، خرده های حاصل از برخورد سنگ های چخماق و استخوان های جانوران شکارشده در رسوبات یافته شده است.ظاهرا اندکی پس از رسیدن انسان مدرن به اروپا که تصور می شود حدود 40 هزار سال پیش و 10 هزار سال قبل از منقرض شدن نئاندرتال های بومی اتفاق افتاده باشد، افراد بسیاری در این محل زندگی و کار کرده اند.
از قرار معلوم نئاندرتال ها که خویشاوندان نزدیک انسان هستند هیچ مدرک محکمی از خود به جای نگذاشته اند که حاکی از علاقه آنها به موسیقی باشد.باستان شناسان می گویند در میان این دست ساخته های جدید که به دست آمده از همه چشمگیرتر فلوتی است که از یک استخوان توخالی دال (نوعی کرکس) ساخته شده است؛ اسکلت دال اغلب در این غارها یافته می شود.بخش باقیمانده این استخوان حدود 5/21 سانتی متر طول دارد و شامل انتهای سازی است که نوازنده در آن می دمید.سازنده در این منطقه دو شیار عمیق Vشکل به وجود آورده و نزدیک سوراخ های انگشتی چهار خط باریک دیده می شود.سر دیگر به نظر می رسد شکسته باشد؛ اگر بخواهیم بر اساس طول معمول استخوان های این پرنده قضاوت کنیم، 5 تا 7 سانتی متر از آن از بین رفته است.
کشف فلوت عاج سه سوراخی و 18 سانتی متری غار گایسنکلاسترل ــ که آن هم نزدیک اولم است ــ در سال 2004 توسط دکتر کونارد، او را برانگیخت که جست وجویش در غارها را توسعه دهد.او در آن زمان گفته بود »شاید جنوب آلمان یکی از جاهایی باشد که فرهنگ انسان در آن آغاز شد.«فریدریک سیبرگر، متخصص آلمانی موسیقی های باستان، این فلوت عاج را دوباره با چوب ساخته است.وقتی با این فلوت بازسازی شده کار کرد دریافت که فلوت باستانی طیفی از نت ها را تولید می کرد که از بسیاری جهات با فلوت های امروزی قابل مقایسه هستند. او می گوید »این نت ها کاملاهارمونیک هستند.«از این کشف جدید هم باید نسخه بدلی ساخته شود باستان شناسان می گویند انتظار دارند فلوت پنج سوراخی با قطر بزرگ ترش طیفی قابل مقایسه یا حتی شاید وسیع تر از نت ها و امکانات موسیقایی را فراهم کند.«
دکتر کونارد فصل جدیدی از اکتشافات را در غار هول فلس آغاز کرد.او در ایمیل خود می نویسد »خواهیم دید این کار به کجا می کشد.هیچ وقت انظار ندارم چیزی پیدا کنم. آدم هیچ وقت چیزی را که دنبالش می گردد، پیدا نمی کند اما معمولاچیز جالبی پیدا می کند.« باستان شناسان و دانشوران دیگر درباره اینکه چه چیزی این اروپاییان باستانی را به سوی موسیقی هدایت کرد تنها می توانند به حدس و گمان بسنده کنند. دکتر کونارد و نویسندگان همکارش، سوزان مونزل (S.Munzel) از توبینگن و ماریا مالینا از آکادمی علوم پایه و انسانی هایدلبرگ، به این نکته نیز اشاره می کنند که اتفاقا فلوت هول فلس در همان رسوبات و چند متر دورتر پیکره کوچک و مشهور از یک زن فربه و برهنه پیدا شد که آن هم حدود 35 هزار سال قدمت دارد.این کشف در ماه مه (تقریبا اردیبهشت-م) توسط دکتر کونارد اعلام شد. آیا این فلوت یادگار ساعات خوش پس از شکار است؟ به مناسک باروری مربوط می شود یا به پیوندهای اجتماعی؟ باستان شناسان آلمانی معتقدند که موسیقی در عصر حجر »می توانست در حفظ شبکه های اجتماعی بزرگ تر مفید باشد و به این ترتیب شاید به افزایش جمعیت و توسعه قلمروی انسان مدرن کمک و آن را تسهیل کرده باشد.«
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)
رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال 1946 نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier. در اویل 1944 آنها در یک برنامه رادیویی مخفی که در کلوپ d’Essai در rue de Bec, (که در ژاریس واقع شده بود) همنوازی کردند.
این برنامه یک برنامه غیر قانونی توسط نازی بود که کارهایی از آهنگسازان یهودی مانند هیندیمنت، شونبرگ و میلهاود را مینواختند. این کویینتت تا دهه 60 به فعالیتش ادامه میداد. بین سالهای 1955 تا1962، رامپال مدیریت فلوت (Principal Flute) در اپرای پاریس را به عهده داشت و این معتبرترین سمت ارکسترال بود که برای یک فلوتیست فرانسوی اتفاق می افتاد. او در سال 1947 ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. درآمدش در این پست بالا بود و علاوه بر آن درآمدی برای کارهای ضبط تکنوازیهایش به آن اضافه میشد.
تاریخچه ساز فلوت
فلوت عالی ترین و جالب ترین ساز از گروه سازهای ( چوبی - بادی ) است. فلوت را در ارکستر سمفونیک از شکل آن به آسانی می توان شناخت، زیرا تنها ساز بادی ارکستر است که از پهلو نواخته می شود. فلوت انواع متعدد دارد که بیشتر آنها بر خلاف فلوت معمولی ازسر نواخته می شوند و مشهورترین آنها یک نوع فلوت قدیمی به نام فلوت آبک ( Flute-a-bec) می باشد. بی گمان فلوت یکی از کهنسال ترین سازها است. مصریان باستان، سازی شبیه به آن داشتند. ارسطو به والدین اطفال سفارش می کند که نگذارند، فرزندانشان این ساز را فرا گیرند زیرا صدای آن هوس های خفته ی آنها را بیدار می کند!
برلیوز آهنگساز نامی فرانسوی (1803-۱۸69) که کتاب معروف او به نام (ساز شناسی و ارکستر شناسی) که حتی امروزه هم یکی از معتبرترین کتب در این رشته است، فلوت را با عبارت (تقریبا فاقد قدرت بیان) توصیف می کند. صدای فلوت را در ارکستر سمفونیک اغلب همراه با صدای تیز و نافذ پیکولو (نوعی فلوت کوچک که صدای آن یک اکتاو از صدای فلوت معمولی زیرتر است) می شنویم. گرچه فلوت را همیشه جزو سازهای (چوبی- بادی) می شمارند ولی این ساز همیشه از چوب ساخته نمی شود. معمولا فلوت هایی را که در دسته های موزیک نظامی به کار می روند ، فلزی و فلوتی که در ارکستر استفاده می شود ، ساخته شده از چوب است. به آسانی می توان گمان برد که نخستین بار انسان های اولیه با شنیدن صدای بادی که در میان نی های میان تهی و تنه درختان سالخورده پیچیده و صدای خوش آهنگی حادث می کرده است، اصوات مطبوع موسیقی را از سایر صداها بازشناخته و همین امر انگیزه آن ها در ساختن انواع نی ها و سازهای بادی بوده است. شکل انواع گوناگون فلوت ، در حجاری هایی که بر روی کتیبه های سنگی شده و همچنین در بسیاری از تصاویر و تابلوهای قدیمی، بسیار دیده می شود. برخی نیز می گویند که نخستین بار مردم تئاندرتال آلمان به صدای دل انگیزی که از دمیدن در یک سر نی شکسته تولید می شود، پی برده اند. در افسانه قدیمی یونانی پان و سیرنکس هم به این موضوع اشاره شده است.
فلوت کلیددار (فلوت مدرن - فلوت بوهم)
اما کسی که فلوت را تکمیل کرده و به صورت فعلی در آورده و در حقیقت فلوت اهمیت و اعتبار امروزی خود را مدیون زحمات وی می باشد، یک آلمانی است به نام تئوبالد - بوهم (Theobald- Bohm ) از اهالی باواریا که زندگانی خود را صرف تکمیل و بهبود فلوت نمود. وی در سال 1793 در شهر مونیخ متولد شد. در کودکی، در مغازه ی زرگری شاگرد بود. پسری بود هوشمند و کوشا و دستان دقیقی داشت، وی در کار زرگری زحمت بسیار می کشید و در ضمن به کار ذوقی و تفننی خود که عبارت از نواختن فلوت بود، علاقه ی زیادی داشت. سازی که بوهم در ابتدا با آن کار می کرد، فلوت کهنه ای بود که تنها یک کلید داشت. هنگامی که وی به سن شانزده سالگی رسید با صرفه جویی خود توانست فلوت بهتری که دارای چهار کلید بود خریداری کند و به اندازه ای سر و صدای آن را در آورد که تمام همسایگان به ستوه آمدند! (باید دانست که بوهم هیچ گاه نوازنده ی برجسته و زبر دستی نشد) تا اینکه پروفسوری که در نزدیکی منزل آنها خانه داشت، حاضر شد که به وی درس فلوت بدهد. تئوبالد دو سال از این استاد درس گرفت و بالاخره توانست نوازنده فلوت در ارکستر یکی از تئاترها شود. البته آنچه مورد علاقه او بود، موسیقی ای که می نواخت نبود، بلکه خود سازی بود که با آن می نواخت و بر خلاف تصور هرگز هم از آن رضایت نداشت زیرا علاوه بر اینکه طرز ساختمان آن خوب نبود، وسعت آن هم بسیار کم بود و توانایی اجرای بسیاری از نت ها را نداشت و به علاوه بسیاری از نت ها هم اصولا خارج بودند، بوهم مصمم شد که این عیوب را برطرف کند و این ساز را بهبود بخشد و نخستین کاری که وی انجام داد آن بود که در دانشگاه مونیخ نام نوشت و دو سال در رشته صداشناسی و آکوستیک تحصیل و مطالعه کرد. بوم در سال 1832 یعنی در سن سی و نه سالگی موفق شد کار خود را در زمینه ی تکمیل فلوت به اتمام رساند و فلوت را به صورت جدیدی عرضه نماید. این فلوت جدید از صورت های پیشین خود کاملا دگرگون شده بود. شکل آن به جای مخروطی، استوانه ای شده و فواصل سوراخ ها و سیستم انگشت گذاری آن تغییر کرده و حتی بعضی نمونه های آن به جای چوب از نقره ساخته شده بودند و تنها چیزی که مانند سابق مانده بود، همان طرز دمیدن و نواختن از پهلو بود. در این ساز صداها به هیچ وجه خارج نبودند و مانند دقیق ترین ساعت ها قابل اطمینان بود. تئوبالد بوهم تا آخرین لحظه ی زندگی خود دست از کار کردن و آزمایش بر روی این ساز برنداشت و در نتیجه فلوت را به صورت یکی از کامل ترین سازهای ارکستر درآورد. وسعت صدای فلوت مدرن معمولی سه اکتاو و صدایی تمییز، پر احساس و دلپذیر دارد و به آسانی می توان حالات مختلفی مانند نرم و متصل ، یا خشک و مجزا و غیره رابا آن ایجاد کرد. آهنگسازان بزرگ در ساخته های ارکستر خود فلوت را بسیار به کار برده اند. تئوبالد بوهم گذشته از تکمیل فلوت نوعی کلارینت هم ساخته است، ولی متخصصین فن عقیده دارند که کلارینت بوهم، بر خلاف فلوتش سازی غیر قابل استفاده است.
انواع فلوت
پن فلوت
پن فلوت pan flute (که به نامهای سیرینکس syrinx یا کوییلز quillsهم خوانده میشود) یکی از باستانی ترین سازها است که بر اساس قوانین لوله های صوتی بسته ساخته میشود و معمولا با ده یا بیش از ده نی که به ترتیب طول و گاهی قطر کنار هم چیده شده اند ساخته میشود. سیرینکس سازی بوده است که مدتها در میان اقوام مختلف و به عنوان ساز عوام (folk instrument سازهایی که توسط مردم عادی و برای اجرای موسیقی فولکلوریک ساخته شده و مخترع واقعی آن مشخص نیست) رواج داشته است و جد سازهایی چون ارگ بادی یا pipe organ و هارمونیکا harmonica به شمار میرود. این ساز به دلیل اینکه ساز مورد علاقه پن pan، خدای حامی شبانان و گله ها در یونان باستان به شمار می آمد، چنین نامگذاری شده است.
نی های این ساز از یک سمت بسته هستند در نتیجه امواج صدا باید دو مرتبه طول نی را بپیماید و به همین دلیل هر نت یک اکتاو پایینتر از نت مشابهی است که با یک نی هم اندازه اما باز ایجاد میشود. در آمریکای جنوبی برای ساختن پن فلوت و کوک کردن نی ها در شدت مناسب صوتی از دانه خشک ذرت یا ریگهای کوچکی که در ته هر نی قرار میدهند استفاده میکنند. سازندگان امروزی پن فلوت به شکل منحنی رومانیایی آن، برای کوک کردن ساز از موم(عموما موم زنبور) استفاده میکنند و برای این کار از ابزارهای خاصی استفاده میکنند. چوب پنبه و دریچه های لاستیکی نیز برای کوک کردن این ساز به کار میروند که استفاده از آنها سریعتر و ساده تر است. پن فلوت با افقی دمیدن در نوک تیز لبه داخلی سمت باز نیها نواخته میشود. این کار مجموعه منظمی از پالسها تولید میکند که در طول لوله به امواج صوتی تبدیل میشوند. هر نی یا لوله برای نت خاصی کوک شده است که نت ابتدایی نامیده میشود. با زیاد دمیدن یا overblowing که به معنای افزایش شدت دمیدن و فشردن لبها بر ساز است، نتهایی که فرکانس آنها از نت ابتدایی بالاتر است یا هارمونیک ها تولید میشوند. پن فلوت رومانیایی طوری ساخته میشود که نی ها در یک ردیف منحنی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این حالت به نوازنده امکان میدهد که تنها با چرخش سر خود به سادگی به تمام نتها دسترسی داشته باشد.
این سازها قادر به اجرای انواع نواهای زیر و بم هستند که با روش خاصی که مرکب از اریب گرفتن ساز و حرکات فک نوازنده است به وجود می آیند. یک نوازنده ماهر میتواند در هر میزان و کلیدی بنوازد. برای تولید واریاسیون وجود دارد، یکی توسط لرزش و درواقع کم و زیاد شدن شدت دمیدن و دیگری با حرکات دست ایجاد میشود. در روش دستی یا hand vibrato، نوازنده-با حرکتی بسیار شبیه به دست ویولونیستی که با انگشتان خود در سیمها لرزش ایجاد میکند- یک طرف ساز(معمولا سمت بلندتر آن) را به آرامی حرکت میدهد. در روش تنفسی یا diaphragm vibrato از روشی مشابه تغییر شدت دمیدن در سازهایی چون فلوت و سازهای بادی دیگر استفاده میشود.
تاریخچه پن فلوت
اگر ساز را صرفا وسیله ای برای تولید صوت بدانیم، بنا به نظر بسیاری از متخصصان و تاریخ دانان، پن فلوت به خاطر سادگی بیش از حد خود از باستانی ترین سازها به شمار می آید و شاید سازهای کوبه ای تنها سازهایی باشند که از آن قدیمی ترند. احتمالا بشر همانطور که آموخت میتواند با ضربه زدن به اشیا اطراف خود، صدا تولید کند، به طور اتفاقی متوجه شد که با دمیدن در اجسام تو خالی نیز صدا تولید میشود و به احتمال فراوان اولین نوع چنین سازهایی تنها از یک لوله یا نی تشکیل میشده اند.
یکی از مهمترین موارد استفاده از پن فلوت در موسیقی مردمی است
کشف زیر و بمهای صدا و نحوه تولید آنها مدت زیادی به طول انجامیده است. جالب است که هیچ منطقه یا قوم خاصی را نمیتوان سرمنشاء این ساز دانست زیرا آثاری از فلوت و پن فلوتهای ابتدایی در نقاطی از جهان کشف شده است که در گذشته هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته اند و در واقع پن فلوت در میان جوامع مختلف، در زمانی ساخته شده که آن جامعه در سطح دانش و توانایی خاصی قرار داشته است که این به معنای اعصار مختلف و زمانهایی متفاوت است.
فلوت ریکوردر - (Recorder)
این فلوت در گذشته بسیار رایج بود و از چوب ساخته می‌شد ولی امروزه از پلاستیک ساخته می‌شود و جزو سازهای بادی چوبی است.
نام دیگر آن Fipple Flute یا English Flute است.
فلوت رکوردر ساده ترین نوع فلوت می باشد و طرز نواختن آن بصورت مستقیم بوده. دارای زبانه است و نواختن آن بسیار ساده است و با دمیدن در آن براحتی صدایش در می آید، از این رو معمولا برای آشنایی کودکان با موسیقی (موسیقی اُرف ORF) از آن استفاده می کنند.
چهار مدل اصلی دارد که عبارتند از:
1- سوپرانو (Soprano) که متداول ترین نوع آن می باشد، صدای آن بسیار زیر و برای ملودیهای شاد مناسب است.
2- آلتو (Alto) بعد از سپرانو متداول ترین نوع است.
3- تنور (Tenor) این مدل و مدل باس کمیاب و گرانقیمت هستند و صدای بم تری دارند.
4- باس (Bass) عضوی از این خانواده با صدای بسیار بم و مناسب برای ملودیهای غمگین.

استاد روح الله خالقی

((برگرفته از وبلاگ ادب و موسیقی))

بهترین نمونه برای پذیرش نو آوری از سوی جامعه شاید مورد شعرنو در ایران باشد. نیما، طلایه دار نوآوری بود. ولی اگر پیروانی گاه پرشور تر از خود او نمی بودند و نوآوری های او را دستور العمل خود قرار نمی دادند شعر نو نیمایی به این سادگی ها از سوی جامعه پذیرفته نمی شد.

علینقی وزیری نیز که از قضا ابتکارات خود را در موسیقی کما بیش همزمان با نیما آغاز کرده بود، پیروانی ثابت قدم پیدا کرد که توانستند پس از خروج او از صحنه گردونه نوآوری را بگردانند. البته تعداد پیروان او در مقایسه با شمار جانبداران نیما اندک بود و همین امر بار مسئولیتی را که آنها به دوش می گرفتند سنگین تر می ساخت.

در میان رهروان ثابت قدم راه وزیری، یکی از شاگردان و همکاران بعدی – او گردنی فرازتر دارد: روح الله خالقی که شیفتگی اش در برابر وزیری رابطه آن دو را تا مرحله مرید و مرادی پیش برده است. خالقی با صداقت تمام هر جا که دستش رسیده، در فراگیر ساختن آموزه های وزیری کوشیده است.

زندگی و کار

روح الله خالقی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در کرمان زاده شده، دوره کودکی را در حال و هوای انقلابی مشروطیت گذراند و بعد که به سبب انتقال پدر به تهران آمد، در مدرسه آمریکایی ها مشغول به تحصیل شد. پدرش که خود دستی در موسیقی داشته غالبا نوازندگان سنتی را به خانه خود دعوت می کرد و گوش روح الله با نواخته های سنتی آشنا می شده است.

از سوی دیگر در مدرسه آمریکایی ها به گفته خود او خانم "جردن" هر روز پیش از آغاز درس، ارگ می نواخته و دانش آموزان همپای آن سرود و ترانه می خوانده اند. روح الله از این راه با نوعی از موسیقی بین المللی نیز انس گرفت.

استاد خالقی

باز به گفته خود او، در ده سالگی صدای سحرآمیز ویولونی که از خانه همسایه به گوش می رسیده او را مجذوب موسیقی ساخت. روح الله بعدها دریافت که آن همسایه یکی از بزرگ ترین موسیقی دانان سنتی، یعنی "رکن الدین خان مختاری" بوده است.

پس از آن ۱۵ ساله بود که "درویش خان" را دیده و یکسال بعد یعنی در سال ۱۳۰۱ برای نخستین بار در گراند هتل تهران با عارف قزوینی و موسیقی برانگیزاننده او آشنا شد و سرانجام در اوائل زمستان سال ۱۳۰۲ با دیدن نخستین آگهی گشایش مدرسه موسیقی وزیری با اشتیاق، بلادرنگ و بدون اجازه پدر در آن نام نویسی کرد.

روح الله مخالفت های پدر را نیز از راه های مختلف فرونشانیده و با آن که تحصیل عمومی خود را در دارالفنون که تمام شده، به سراغ دانشسرای عالی رفت ولی دل و جانش همچنان در بند موسیقی ماند. پس از به پایان بردن دانشسرا نیز به فکر افتاد که ارکستر کوچکی برای کار در کافه بلدیه بنیاد کند تا هم با موسیقی نزدیک بنماید و هم به قول خودش "تامین معاشی" شده باشد.

موسیقی را با تار آغاز کرد و سپس نزد میرزا رحیم کمانچه کش به فراگیری ویلن پرداخت. مدتی نیز نزد رضا محجوبی تعلیم دید و در سال ۱۳۰۲ وارد مدرسه موسیقی وزیری شد. خالقی در این مدرسهء نوبنیاد، نزد علینقی وزیری که به تازگی از اروپا بازگشته بود به آموختن شیوه صحیح ویلن نوازی و تئوری موسیقی مشغول شد. کمی بعد به عنوان نوازنده ویلن به ارکستر مدرسه پیوست و به پیشنهاد وزیری، علاوه بر مطالعه کتاب های هارمونی ربر و دبوا، از راه نامه نگاری با دانشگاهی در پاریس، آموختن رشته های هارمونی و سازشناسی را فراگرفت. کوشش های پی گیر خالقی برای رفتن به اروپا و آمریکا برای فراگیری جدی این رشته ها به جایی نرسید.

خالقی از نوزده سالگی به تدریس ویلن و تئوری موسیقی در مدرسه موسیقی پرداخت و به موازات آن، در دانشسرای عالی تحصیلات خود را تا دریافت لیسانس در رشته ادبیات و پارسی ادامه داد. وی در ۱۳۲۳ با همکاری شماری از دیگر هنرمندان، «انجمن دوستداران موسیقی ملی» را تشکیل داد. این انجمن کنسرت هایی را ترتیب داد که مورد توجه دوستداران موسیقی ایرانی قرار گرفت. خالقی در نهایت در ۱۳۲۸ در زمانی که تدریس موسیقی ایرانی از برنامه کار هنرستان موسیقی حذف شده بود هنرستان موسیقی ملی را بنیان نهاد.

روح الله خالقی در دوره ریاست علینقی وزیری در هنرستان عالی موسیقی یار و همکار نزدیک او بود و بار دوم حتی به معاونت هنرستان برگزیده شد. ولی دلگیری هایی که از سازمان های دولتی داشت او را برانگیخت که به یاری دوستان دوره تحصیل، انجمنی به نام موسیقی ملی بوجود آورد. این انجمن که بزودی برای خود کلاس های درس، ارکستر بزرگ و یک باشگاه بنیاد کرد، نتوانست بیش از پنج سال دوام بیاورد.

خالقی با صداقت تمام هر جا که دستش رسیده، در فراگیر ساختن آموزه های وزیری کوشیده است. تنگناهای مالی و گرفتاری های اداری، سبب شد که از استقلال خود چشم بپوشد و در سال ۱۳۲۸ وابسته به اداره هنرهای زیبای کشور شود که بعدها خود به وزارت فرهنگ و هنر تبدیل شد.

به این ترتیب "انجمن موسیقی ملی" در شکل و شمایلی گسترش یافته، نام "هنرستان عالی موسیقی ملی" را بر خود نهاد، هنرستانی که روح الله خالقی ۱۰ سال تمام سرپرستی آن را عهده دار بود.

خالقی همزمان با کار در هنرستان عالی موسیقی ملی، چهار پنج ماهی را به عنوان سرپرست موسیقی رادیو ایران با آن سازمان همکاری داشت. به گفته خودش فکر می کرد می تواند سر و سامانی به در هم ریختگی های برنامه های موسیقی ببخشد.

ولی چون به هیچ یک از پیشنهادهای او عمل نشد، او از رادیو نیز کناره گرفت. به طور کلی سرخوردگی های ناشی از برخورد با موانع، خالقی را که روحیه ای حساس و آسیب پذیر داشت به کناره جویی از کار های اداری وا داشت. ولی رابطه درونی او با موسیقی چیزی نبود که گسسته شود. آفرینش موسیقی نوآورانه تنظیم های تازه از موسیقی دوره مشروطیت، رهبری ارکستر برنامه گلهای رادیو ایران و نیز تالیف کتاب هایی چند درباره تئوری و تاریخ موسیقی ایران نشان دهنده این پیوند ناگسستنی بود.

آهنگسازی

روح الله خالقی در قلمرو آهنگسازی، همان شیوه ای را دنبال کرد که در مکتب وزیری آموخته بود. از یک سو برای ریتم و وزن اهمیت ویژه ای قائل بود و از سوی دیگر معتقد بود که موسیقی ایران نیز باید به راه چند صدایی شدن برود تا از ملالی و یکنواختی در امان بماند و تاثیر و جاذبه بیشتری پیدا کند. البته او نیز چون وزیری برای این کار در جستجوی راه و روشی بود که با ویژگی های موسیقی ملی سازگار باشد.

به نظر خالقی پیوند تاریخی و اغراق آمیز شعر و موسیقی، در جامعه ای که به شعر عشق می ورزد، نمی گذارد موسیقی خالص پرورش پیدا کند. به همبن جهت می کوشید تا به موسیقی خالص نیز فرصت عرض اندام بدهد. برنامه ای را در رادیو تهیه و پخش می کرد با عنوان موسیقی بی کلام. علاوه بر آن خود مانند وزیری به آفرینش آهنگ هایی می پرداخت که از قیمومت شعر رها باشد.

در این گونه آثار او آسوده تر می توانست روش های نوآورانه خود را در زمینه چند صدایی شدن موسیقی تجربه کند. آفریده های خالقی بر روی شعر شاعران کلاسیک و معاصر نیز غالبا دارای مقدمه ای طولانی است که به نظر می رسد برای جلوه دادن به موسیقی خالص ساخته و پرداخته شده است.

در میان آفریده های خالقی "رنگارنگ" ها جای ویژه ای دارد. قطعاتی است در پیوند نزدیک و محتوایی با مایه های موسیقی سنتی و لی در عین حال بهره مند از ساز آرایی های رنگین و جذاب علینقی وزیری، رنگارنگ های خالقی را دلچسب و از نظر ترکیب و هماهنگی، فوق العاده لطیف و زیبا ارزیابی کرده است.

روح الله خالقی آفریده های دل انگیز دیگری نیز دارد. پیش از همه باید از سرود ای ایران یاد کرد که همراه با متن برانگیزاننده"حسین گل گلاب" در سال های اخیر عملا به سرود ملی مردم ایران تبدیل شده است.

از این سرود جاودانه که بگذریم باید از ترانه هایی جون "بوی جوی مولیان" (بر روی شعری از رودکی)، لاله آتشین، می ناب، جام جم و حالا چرا؟ بگوییم که هنوز پس از سالها که از آفریدن آنها می گذرد، بهترین نمونه های تصنیف سازی و تلفیق درست شعر و موسیقی به شمار می رود.

از روح الله خالقی همانگونه که اشاره کردیم چند کتاب ارزنده نیز بر جای مانده است. "نظری به موسیقی" در دو جلد، سرگذشت موسیقی ایران، در سه جلد و قواعد هارمونی که برگردانی از منابع اروپایی است.

علاوه بر این مقالات بیشماری از او در مجلات چنگ، موزیک ایران، موسیقی، رادیو ایران و پیام نوین انتشار یافته که همه در توضیح و تشریح ویژگی های موسیقی ملی گذشته و حال و راه و روش آینده آن است.

روح الله خالقی در ۲۱ آبان ۱۳۴۴ بر اثر بیماری زخم معده در یکی از بیمارستان های شهر سالزبورگ در اتریش درگذشت. از وی سه فرزند به نام های گلنوش، فرهاد و فرخ به یادگار مانده است. گلنوش خالقی دانش آموخته هنرستان موسیقی ملی و هنرستان عالی موسیقی در رشته پیانو، کالج اوبرلین و دانشگاه ویسکانسین در رشته رهبری کُر است. وی در واپسین سال های پیش از انقلاب رهبری گروه کُر رادیو و تلویزیون ملی ایران (گروه هم آوازان) را در دست داشت و چندین سال پس از مهاجرت به آمریکا در سال ۱۳۶۴ ارکستر روح الله خالقی را در واشینگتن پایه گذاری کرد که متاسفانه پس از چندین سال به علت مشکلات مالی منحل شد. گلنوش در سال ۱۳۶۹ در بیست و پنجمین سالروز درگذشت پدر به ایران سفر کرد و دو کاست با عنوان «می ناب» منتشر ساخت. در این آلبوم تعدادی از مشهورترین آثار خالقی با تنظیمی تازه برای ارکستر، آواز گروهی و آواز (کاوه دیلمی) ارائه شده است. وی به تازگی یک پایگاه اینترنتی به آدرس www.rkac.com پدید آورده که هدف از تشکیل آن حفظ و اشاعه آثار روح الله خالقی است. به تازگی چهار سی دی نیز به کوشش گلنوش خالقی از اجرای اصلی آثار خالقی به بازار عرضه شده است.

استاد پرویز مشکاتیان

به روایت وبسایت اختصاصی پرویز مشکاتیان

 

 

پرویزمشکاتیان

متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ نیشابور۱۹۵۵

آغاز مقدمات موسیقی از ۶ سالگی نزد پدر (حسن مشکاتیان)

اجرای اولین کنسرت در ۸ سالگی در مراسم گرد همایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ۱۳۴۲

شرکت در مراسم اردوگاه رامسر و کسب مقام های متعدد در سالهای دبیرستان

ورود به دانشکده هنر های زیبا ۱۳۵۳

یادگیری ردیف میرزا عبدالله نزد استاد نورعلی برومند

آموزش ردیف موسیقی ایرانی نزد دکتر داریوش صفوت

یادگیری موسیقی ایرانی و مبانی موسیقی نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه ، عبدالله دوامی ، سعید هرمزی ، یوسف فروتن

همکاری با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ۱۳۵۴

اجرای کنسرت های متعدد با همکاری خوانندگانی چون پریسا (فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان

تشکیل گروه عارف و سرپرستی این گروه ۱۳۵۶

شرکت در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد و کسب مقام اول به همراه پشنگ کامکار و کسب مقام ممتاز به همراه داریوش طلایی

همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) ۱۳۵۶

استعفا از رادیو پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷

تشکیل موسسه چاووش پس از استعفا از رادیو با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا ۱۳۵۷

همکاری با موسسه فرهنگی هنری چاووش از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ و ضبط و اجرای آثار متعدد با عناوین زیر

چاووش۴ تصنیف مرا عاشق با همکاری شهرام ناظری روی شعر مولانا

چاووش۴ چهارمضراب شورانگیز (نت این اثر در سال ۱۳۵۹ به صورت مستقل توسط موسسه چاووش منتشر شد)

چاووش۴ قطعه نغمه (شور)

چاووش۶ سرود ایرانی با صدای محمد رضا شجریان و اجرای گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی ۱۳۵۸ (اجرای زنده در دانشگاه ملی)

چاووش۷ سرود رزم مشترک با صدای محمدرضاشجریان در اصفهان با اجرای گروه عارف و شعر برزین آذرمهر ۱۳۵۸

چاووش۷ قطعه ۱۰ضربی چهارگاه (پیروزی) اجرای گروه عارف

چاووش۷ اجرای قطعه درقفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده

همکاری با محمدرضاشجریان و تولید چند اثر که توسط موسسه دل آواز به صورت سی دی و کاست منتشرشد

بیداد ، برآستان جانان ، سرعشق (ماهور) ، نوامرکب خوانی ، دستان (چهارگاه)

اجرای کنسرت های برون مرزی گروه عارف به همراهی محمدرضا شجریان ۱۳۶۶

همکاری با خوانندگانی چون علی جهاندار ، ایرج بسطامی ، علیرضا افتخاری ، حمید رضا نوربخش ، علی رستمیان ، شهرام ناظری از ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۳

تولید نوار های متعدد در زمینه موسیقی ملی ایران و همکاری با آهنگسازانی چون کامبیز روشن روان (دود عود) و محمدرضادرویشی (جان عشاق ، گنبد مینا)

شرکت در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین ) در کشور انگلستان و کسب مقام نخست

انتشار کتاب های متعدد در زمینه سنتور و موسیقی ملی ایران

استاد علیزاده

برگرفته از ویکیپپدیا

کنسرت میلان ۲۰۱۰ عکاس رضا مشکسار

حسین علیزاده (یکم شهریور ۱۳۳۰، تهران - ) آهنگ‌ساز، ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایران است. وی سازنده موسیقی فیلم‌هایی چون دلشدگان، گبه، زمانی برای مستی اسب‌ها و آواز گنجشک‌ا است. علیزاده، دبیر و سخنگوی شورای عالی خانه موسیقی ایران است. وی رکورد دار دریافت سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر است. (برای چهار فیلم: گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها، ملکه)

زندگی‌نامه

حسین علیزاده سال ۱۳۳۰ در منطقه سید نصر الدین بازار تهران متولد شد. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی موسیقی آموخته‌است و در سال‌های آغازین دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی در دانشگاه آزاد برلین نیز تحصیل کرده‌است.

علیزاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی بود. دو کنسرت او در جشن هنر شیراز آغاز راه او به عنوان یکی از وزنه‌های موسیقی ایرانی بود. او با عضویت در گروه چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.

علیزاده هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه تهران است و تا سال ۱۳۸۴ با شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود.

حسین علیزاده دارای دو فرزند به نام‌های صبا (نوازندهٔ کمانچه) و نیما (نوازندهٔ رباب و تار) است که هم اکنون در گروه هم آوایان زیر نظر علیزاده فعالیت دارند.

جایزه گرمی

حسین علیزاده تا به حال سه بار برای آلبوم‌های فریاد، بی تو به سر نمی‌شود و به تماشای آب‌های سپید نامزد جایزه گرمی در بخش «بهترین آلبوم سنتی جهان» شده‌است.جوایز گرمی معتبرترین جایزه صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا محسوب می‌شوند.

آثار

موسیقی فیلم

علیزاده در زمینه موسیقی فیلم نیز فعال بوده‌است. از جمله مهم‌ترین کارهای او در این زمینه عبارت‌اند از:

کتاب‌ها

  • ده قطعه برای تار ۱
  • ده قطعه برای تار ۲
  • ده قطعه برای تار ۳
  • ده قطعه برای تار ۴
  • آموزش سه‌تار، دوره مقدماتی
  • آموزش تار و سه‌تار، دوره متوسطه
  • ردیف مقدماتی تار و سه‌تار (کتاب سوم هنرستان)
  • بوسه‌های باران تصنیف‌های حسین علیزاده، انتشارات ماهور، ۱۳۸۴، بازنویسی و نت‌نگاری: علی صمدپور

ابتکارها

وی سازهای متعددی را ابداع کرده و یا در ساختن آنها نقش داشتهٍ است. سلانه سازی است که زیر نظر علیزاده توسط سیامک افشاری ساخته شده‌است و صدایی شبیه عود و تار دارد. ابداع مقام داد و بیداد که از ترکیب گوشهٔ داد از دستگاه ماهور و گوشهٔ بیداد از دستگاه همایوناست، از دیگر ابتکارهای اوست.

استاد عندلیبی

    نی پر سوز و گداز استاد جمشید عندلیبی ، نوایی که از سینه ای سوخته و جانی عاشق برمی خیزد و درجانهای بیقرار می نشیند و تا ملکوت با خود می برد.
          جمشید عندلیبی در سال 1336 در استان کردستان دیده به جهان گشود . در سال 1354 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می شود و به تحصیل در دوره موسیقی ادامه می دهد. در این مدت از محضر استادانی چون شادروان نور علی برومند و دیگر استادان زمان خود بهره فراوان می برد.
          از سال 1356 همکاری خود را با گروه شیدا ، در رادیو ایران آغاز کرد . وی در سال 1357 با همکاری هنرمندانی چون حسین علیزاده ، پرویز مشکاتیان ، ناصر فرهنگ فر و علی اکبر شکاری ، کانون فرهنگی هنری چاوش و گروه عارف را بنیاد نهادند.

         از آثار استاد جمشید عندلیبی می توان به : آلبوم مهمان تو ( با صدای علیرضا افتخاری ) ،بابا طاهر(با صدای علیرضا افتخاری)، آلبوم حکایت نی ، آلبوم شکایت نی ،آلبومهای دو کاسته و سه کاسته شامل بازسازی آثار استاد صبا و ردیف میرزا عبدالله ، آلبوم پاییز نی زار  و همچنین تک نوازی نی در آلبوم" نی نوا "ساخته استاد علیزاده نیز از شاهکارهای استاد جمشید عندلیبی می باشد .

استاد حسام الدین سراج

به روایتی از وبسایت رسمی حسام الدین سراج

سید حسام الدین سراج

در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد .

سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استادساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است .

در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .

تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است .

آثار موسیقی که تاکنون از او منتشر شده است عبارتند از :
نینوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو شیرین , لیلی  مجنون ) , طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل , وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و .......

تا کنون کنسرت های موسیقی موفقی در کشورهای فرانسه , انگلستان , سوئیس , هلند , آلمان , یونان , اسپانیا , چین , ترکیه , کره , کانادا , آمریکا , و روسیه داشته است .

در فرازی از یکی از مصاحبه های هنری چنین اظهار میدارد : من خود را شاگرد کوچک مدارج نخستین آستان هنر می دانم و امیدوارم تا آخر عمر خاک پای اساتید عارف و عاشق این دیار سرمه چشم من باشد

استاد پایور

برگرفته از وبلاگ استاد پایور
 
  
سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی.

نحوه سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است. البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید.

سبک نوازندگی استاد پایور از همان ابتدا ( به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال، تقریبا" ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چابکی نوازندگی اش افزوده شده است ولی سبک کلی وی ثابت بوده است.

چابکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنانکه معروف است که میگویند" در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد!")، ویژگی خاص نوازندگی اوست. دقت بالای استاد پایور چنان است که به ندرت دیده شده که نتی را به اشتباه اجرا کند. نگهداری و تنظیم صحیح وزن قطعات در اجراهایش همیشه مورد توجه بوده است. سر ضربها (آکسان ها) را به طور دقیق اجرا می کند و سرعت و تمپو قطعه تا پایان به خوبی حفظ می شود. استفاده از درابهای زیبا و در عین حال مشکل (سه نت با فاصله)، و تکیه های پاکیزه، از تخصصهای وی در نوازندگی است. همینطور پاملخی ها و جفت مضرابهای غیر معمول و ابداعی اش، چنانکه چهارمضراب معروف اصفهان وی بدلیل برخورداری از تمام این ویژگیها، یکی از مشکل ترین و سنگین ترین چهارمضرابها برای سنتور محسوب می شود و یا قطعه «پژواک» که وی آن را در ریتم لنگ نوشته، در عین سختی از ملودی بسیار زیبایی نیز برخوردار است.
 

سکته مغزی و خانه‌نشینی

فرامرز پایور، در سال ۱۳۷۸ دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی شد و از آن زمان تا زمان مرگ نتوانست فعالیت هنری خود را ادامه دهد. با این وجود، در این سال‌ها، برخی آثار قدیمی وی با تنظیم مهرداد دلنوازی و خوانندگی سالار عقیلی و با تأیید او تهیه و اجرا شدند.
 

تألیف‌ها

دستور سنتور، دی ۱۳۴۰
سی قطعه چهارمضراب برای سنتور، اردیبهشت ۱۳۵۱
هشت آهنگ برای سنتور، فروردین ۱۳۵۷
پرنیان (دونوازی برای تار و سنتور)، مهر ۱۳۵۸
گفتگو (دو نوازی برای ویلن و سنتور)، بهمن ۱۳۵۸
ردیف (چپ‌کوک) برای سنتور، مهر ۱۳۵۹
مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای سنتور)، مهر ۱۳۵۹
مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای ویلن)، مهر ۱۳۶۱
قطعات موسیقی مجلسی، مهر ۱۳۶۱
فانوس، مهر ۱۳۶۱
تئوری موسیقی، اردیبهشت ۱۳۶۲
رِنگ شهرآشوب، خرداد ۱۳۶۳
دوره ابتدایی، شهریور ۱۳۶۷
رهگذر (دونوازی برای سنتور و فلوت)، شهریور ۱۳۶۸
آموزش ابتدایی تار، شهریور ۱۳۷۳
ردیف آوازی و تصانیف قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی، شهریور ۱۳۷۵
ویرایش مجدد دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا، فروردین ۱۳۷۸
فالگوش (هفت قطعه برای سنتور)، ۱۳۷۹
 

آلبوم‌ها

شهرناز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
پرنیان (فرامرز پایور)
ضرباهنگ (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
شهرآشوب (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
دلنواز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
کرشمه (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
پریزاد (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
دلکش (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
دستگاه ماهور و سه‌گاه (فرامرز پایور، هوشنگ ظریف و محمد اسماعیلی)
نغمه‌هایی در دستگاه شور و ماهور (ارکستر پایور)
شور، چهارگاه، به یاد حبیب سماعی (فرامرز پایور)
دستگاه همایون (فرامرز پایور، محمد اسماعیلی)
رهاورد (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی)
چهارباغ (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور، خواننده: علی رستمیان)
ضرب اصول (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
حاصل عمر (پایور، بهاری، تهرانی)
حکایت دل (گروه پایور، خواننده: علی رستمیان)
پراکنده (در خارج از ایران به اسم «یادگاری» منتشر شده‌است)
ارغوان (گروه پایور، خواننده:علی رستمیان)
شب مهتاب (مجموعه تصانیفی که علی رستمیان با گروه پایور خوانده‌است)
نوای دل
بداهه‌نوازی نوا، راست پنجگاه (فرامرز پایور)
رِنگ شهر آشوب (فرامرز پایور)
گروه‌نوازی
گفتگو (اجرای آثاری از فرامرز پایور)
پرده عشاق (گروه پایور، خواننده: حمیدرضا نوربخش)
سروش بهار (ساخته استاد فرامرز پایور، خواننده: بهرام باجلان)
مویه (گروه دلنوازی با همکاری فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد موسوی)
دل شیدا (ارکستر پایور، آواز اصفهان، خواننده: شهرام ناظری)
کنسرت اساتید موسیقی ایران (گروه اساتید، آواز ابوعطا، خواننده: شهرام ناظری)
لیلی و مجنون (گروه پایور، دستگاه شور، خواننده: شهرام ناظری)
خلوت گزیده (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)
کرشمه نرگس (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی)
راز دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)
انتظار دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)
انتشار مجموعه‌ای از آثار پایور به پاس نیم قرن فعالیت هنری وی از سوی موسسهٔ ماهور
هفت پیکر
آواز محمود کریمی (سنتور: فرامرز پایور، سه تار: داریوش صفوت)
تنها یک خاطره (فرامرز پایور، محمدرضا لطفی)
تعدادی از برنامه‌های گلها با همکاری استاد فرامرز پایور: شماره ۱۰۳، ۱۰۷، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۳۳، ۱۳۷، ۱۵۰، ۱۵۶، ۱۵۸، ۱۶۲، ۱۸۱، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۰۲
و آثار بسیار دیگر

فعالیت حرفه‌ای

فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامه‌های دلپذیری از آن سال‌ها در آرشیو رادیو بی‌بی‌سی وجود دارد. در این سال‌ها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانس‌ها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید. 
همچنین استاد شجریان- استاد کنونی آواز ایران - در سال ۱۳۵۰ با استاد پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را با ایشان دنبال کرد.


فعالیت‌های فرامرز پایور را در زمینه موسیقی می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
بیش از هزار و پانصد ساعت اجرای گروهی و فردی روی صحنه‌های داخل و خارج از کشور
آهنگ‌سازی و تنظیم قطعات فراوان موسیقی
تدریس صدها شاگرد از چهار نسل متوالی
نت‌نویسی قطعات فراوانی از پیشینیان
حضور در هنرستان و هنرکده موسیقی ملی، اداره هنرهای زیبا و واحد موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران
نگارش کتب آموزشی سنتور (دومین کتاب «دستور سنتور» را در ۱۳۴۰ بعد از زنده یاد حسین صبا نوشت که تاکنون پرفروش‌ترین کتاب آموزش موسیقی در ایران بوده‌است.)
نظارت بر کار گروه‌های دیگر و تصحیح آنها
کار با خوانندگان بسیاری از جمله عبدالوهاب شهیدی، استاد شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان.

در واقع، تلاش‌های فرامرز پایور، پلی بود بین میراث صبا و محجوبی و جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و الگوی موسیقی ایرانی امروزی شدند. در فاصله زمانی بین این دو، یعنی حدود پانزده سال، هیچ کس جز فرامرز پایور، کار جدی و پی‌گیر در زمینهٔ موسیقی اصیل انجام نمی‌داد.

وی در اجراهای گروهی خود با تعدادی از نخبگان موسیقی ایرانی مانند جلیل شهناز و هوشنگ ظریف (تار)، رحمت‌الله بدیعی و علی اصغر بهاری (کمانچه)، حسن ناهید و محمد موسوی (نی)، حسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تنبک) همکاری کرده‌است. در دههٔ ۱۳۶۰ به همراهی جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد موسوی و محمد اسماعیلی، «گروه اساتید» را تشکیل داد و سرپرستی، آهنگ‌سازی و نوازندگی سنتور را در آن به عهده گرفت. این گروه، آثار ماندگاری با محمدرضا شجریان و شهرام ناظری ارائه دادند.

آغاز کار هنری

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت. 

وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد و همچنین از محضر استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی برومند بهره برد. هنگامی که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازماندهٔ سنتورنوازان افسانه‌ای از نسل قدیم، استاد حبیب سماعی، می‌گذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی متفاوت با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی معاشرت با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با تلاش فراوان پاره‌ای از بداهه‌نوازی‌های وی را نت‌نویسی کرد. سپس استاد صبا تلاش کرد تا با آموزش روش صحیح سنتورنوازی به تعدادی از شاگردانش، از منسوخ شدن روش سنتورنوازی نزدیک به موازین هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. در همین دوران، فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزش‌های وی بهره برد.
 

کنسرت های استاد شجریان در امریکا و کانادا (2012




  
 چهره جدیدى از اصالتهاى موسیقى ایران براساس ساخته‌های تهمورس وسهراب پورناظرى با صداى استاد محمدرضا شجریان و همراهى ارکستر سازهاى ابداعى استاد شجریان در امریکا و کانادا به صحنه خواهد آمد. 

به گزارش کل پرفورمنسز(پنجمین ارگان بزرگ کنسرت گزار آمریکا) این نخستین بار است که استاد شجریان با برادران پورناظری، هنرمندان شناخته شده گروه شمس همکاری دارد. در این گزارش از این برنامه به عنوان پنجره متفاوت از ایران برای مردم امریکا نام چبرده و از محمد رضا شجریان به عنوان یکی از 50 خواننده برگزیده تاریخ ضبط صدا به انتخاب ان پی آر رادیوملی آمریکا یاد کرده است.

این تور آبان ماه و از شهر اورنج کانتى ایالت کالیفرنیا آغاز و در شهر هاى دیگر امریکاى شمالى ادامه پیدا خواهدکرد.
به نوشته این سایت، پورناظری ها ترکیبی مدرن موسیقیایی بر اساس خانواده سازهای زهی که ساخته استاد شجریان هستند را به وجود آورده‌اند.

در این کنسرت ها نوازندگان چیره دست ایرانی ، آمریکایی و اروپایی محمدرضا شجریان و برادران پورناظری را همراهی خواهند کرد. 

استاد هوشنگ ظریف

برگرفته از نفیر صبا

استاد هوشنگ ظریف

هوشنگ ظریف به سال 1317 در تهران متولد شد و از کلاس پنجم ابتدایی وارد هنرستان موسیقی ملی شد که در آن دوره استاد روح الله خالقی مدیریت هنرستان را بر عهده داشت.

او از میان سازها به "تار" بیش از همه نظر داشت. آن را انتخاب کرد و در کلاس موسی خان معروفی آموزش تار را شروع کرد. هوشنگ ظریف نوجوانی بیش نبود که جهت فراگیری موسیقی نزد استادانی مثل:موسی معروفی و علی اکبر شهنازی می رود و از محصر این استاتید کسب فیض کرد. در سال 1337از این هنرستان فارغ التحصیل شده در همین سال به استخدام وزارت فرهنگ و هنر به عنوان هنرآموز سرود و موسیقی در آمد. سپس مشغول تدریس در سازمان پیش آهنگی ایران شد و در سازمان خدمات اجتماعی کشور با سمت هنرآموز موسیقی کشور به نابینایان مشغول شد. او در طول چهار سال دوره عالی را در هنرکده موسیقی گذراند و از محضر استاد علی اکبر شهنازی بهره برد.
استاد ظریف از سال1342 به دعوت استاد حسین دهلوی تا سال 1359در هنرستان عالی موسیقی ملی به مدت 17سال به تدریس اشتغال و از سال 1361 استاد تار واحد موسیقی سازمان زرتشتیان ایران (فروهر) است.
هوشنگ ظریف سال ها سولیست تار در ارکسترهای متعدد سازمان ملی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر و شرکت در اجرای برنامه های موسیقی ارکسترهای مزبور در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران بود، او اجراهای متعددی با گروه استاد فرامرز پایور داشته است و با آنها در کشورهای اروپایی و آسیایی زیادی به اجرای موسیقی ایرانی پرداخته است.
از دیگر فعالیت های او می توان به سولیست و نوازنده تار در برنامه های موسیقی ملی ایران در رادیو تلویزیون ایران به مدت 20 سال، اجرای برنامه های موسیقی اصیل و سنتی ایران در شهرهای مختلف ایران و کشورهای دنیا از جمله آمریکا، شوروی، کانادا، ژاپن، فرانسه، انگلیس، آلمان غربی، ایتالیا، مصر، تونس، مراکش، الجزایر، هندوستان، پاکستان، ترکیه و تمام کشورهای اروپای شرقی همراه با ارکسترهای موسیقی سنتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر سابق اشاره کرد. ا
استاد ظریف در سال 1973 نیز به منظور اجرای برنامه های آموزشی موسیقی سنتی و ملی ایران در بخش موسیقی تعدادی از دانشگاه های آمریکا در سراسر این کشور مسافرت داشته و نیز در فستیوال موسیقی " شانکار لعل " که در سال 1975 در هندوستان برگزار شد شرکت و در بیست و یکمین فستیوال جهانی موسیقی که در همین سال در فرانسه بر پا شده بود شرکت داشته. استاد ظریف با شرکت فعال در اجرای کنسرت های متعدد موسیقی ایرانی در وین پایتخت اتریش موجب شناسایی هرچه بیشتر موسیقی سنتی ایران به این مرکز موسیقی و فرهنگی اروپا گردید ، سپس در سال 1985 که در فستیوال اینسبورک شرکت کرد موجب شناسایی و اشاعه موسیقی سنتی ایران شد.
استاد ظریف علاوه بر سمت استادی در تار با نواختن سه تار و تنبک آشنایی کامل دارد و شاگردان متعددی را در هنرستان و مؤسسات فرهنگی و کلاس های خصوصی و عمومی تعلیم داده است. او همچنین درجهت تدوین متد نوازندگی تنبک با مرحوم استاد حسین تهرانی همکاری داشته که حاصل این همکاری در کتابی تحت عنوان آموزش تنبک به چاپ رسیده است. دیگر همکاری در تصحیح و ردیف های آوازی مرحوم محمود کریمی استاد آواز ایران بوده است که تحت عنوان کتاب ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به بازار عرضه شده است. او شش سال متوالی عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و چهار دوره رئیس هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی بوده است.
از دیگر آثار او می توان به کتاب ها و مجموعه های صوتی زیر اشاره کرد:
- نت نگاری و ویرایش چهار کتاب درباره استاد لطف الله مجد،جلیل شهناز و فرهنگ شریف و ابراهیم سرخوش
- مجموعه های صوتی تکنوازی های استاد از جمله دشتی و اصفهان، همنوازی با فرامرز پایور، گوشه هایی از ردیف موسی خان معروفی به کوشش کامبیز روشن روان
- کتاب دستور مقدماتی تار، کتاب اول و دوم هنرستان.

 

استاد سعید فرجپوری

برگرفته از سایت هورسپ

سعید فرج پوری که هم اکنون به عنوان یکی از نوازندگان توانا و فعال ساز کمانچه به شمار می آید در اول اسفند ماه 1339 در شهر سنندج به دنیا آمد. از جمله اساتید ایشان می توان به مرحوم حسن کامکار، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده اشاره کرد. سعید فرج پوری در بسیاری از گروه های مطرح موسیقی نوازندگی کرده اند از جمله: عارف، شیدا، پایور، دستان،آوا و ئاوات. ایشان همچنین در مرکز چاووش، حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان موسیقی در تهران مشغول به تدریس بوده اند.

آثار منتشر شده با آهنگسازی و نوازندگی ایشان:آلبوم های همنوازی با تنبک به نام های تکنوازی کمانچه ، کمانچه نوازی بر اساس نغمه های کردی، موسیقی برای گروه سازهای ملی با نام های ژوان، نقش پندار، آوات، زمانه، یادواره سیدعلی اصغرکردستانی، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه )،آلبوم غوغای عشق بازان،دریای بی پایان و کتاب بیست قطعه برای کمانچه.
از جمله نکات حائز اهمیت در نوازندگی ایشان می توان به صدای صاف و زلال و تکنیک های بالای نوازندگی اشاره کرد. در زمینه آهنگسازی در سال های اخیر فعالیت های ارزنده ای از ایشان دیده شده است از جمله آلبوم شوریده با صدای بانو پریسا که در سال 2003 برنده جایزه بهترین موسیقی سال از وزارت فرهنگ فرانسه شد و آلبوم اخیر ایشان با صدای استاد شجریان که اکثر آهنگ ها را ایشان آهنگسازی کرده بودند.
ایشان در زمینه آهنگسازی در موسیقی کردی با افرادی همچون عزیز شاهرخ(در آلبوم های ئاوات، زمانه و یادواره سید علی اصغر کردستانی)
آواز سه گاه با صدای عزیز شاهرخ - کمانچه فرج پوری
مقدمه بیات ترک - تار بهرام ساعد، کمانچه فرج پوری- آلبوم یادوار علی اصغر کردستانی
و سعد الله نصیری ( آلبوم ژوان)
تصنیف به یده به یده با صدای سعد الله نصیری از آلبوم ژوان
تصنیف به یده به یده با کمانچه فرج پوری از آلبوم کمانچه نوازی
همکاری کرده اند.
و در موسیقی فارسی با افرادی همچون علی جهاندار ( نقش پندار) ، بانو پریسا ( آلبوم شوریده)
تصنیف راز پنهان با صدای بانو پریسا و اجرای گروه دستان
، سالار عقیلی (دریای بی پایان) و استاد شجریان ( غوغای عشق بازان)
تصنیف ساقیا با صدای استاد شجریان
همکاری داشته اند.

ازایشان دو آلبوم تکنوازی هم به نام های "تکنوازی کمانچه" و" کمانچه نوازی" منتشر شده است.
در آلبوم "تکنوازی کمانچه" ایشان در دو دستگاه سه گاه و همایون به نوازندگی پرداخته اند.
چهار مضراب رقصان در سه گاه به همراه تنبک کامبیز گنجه ای
ضربی همایون به همراه تنبک مرحوم داریوش زرگری
در آلبوم "کمانچه نوازی" ایشان آهنگهای بسیار زیبای کردی را در دو دستگاه ماهور و شور اجرا کرده اند.
هفت ضربی ماهور بر اساس ملودی های خان هاتکه، آخ لیل و داخ لیل، کوردستان خوشه به همراه تنبک پژهام اخواص
قابل ذکر است ایشان در بسیاری از آثار دیگرخواننده ها و آهنگسازان بنام به عنوان نوازنده حضور داشته اند از جمله : سیما بینا، حسین علیزاده، استاد فرامرز پایور، شهرام ناظری، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان و ... .
سعید فرج پوری به غیر از اینکه نوازنده چیره دست و آهنگسازی قابل است و با وجود اینکه در سال های اخیر جز موسیقیدانان بسیار فعال بوده ولی هیچگاه خود را وارد حاشیه های موسیقی نکرده و از اظهار نظرهای دردسر آفرین خودداری کرده است. حتی زمانیکه استاد محمدرضا لطفی در آلبوم خموشانه به بحث در زمینه ساز کمانچه پرداختند و از نوازندگانی همچون اردشیر کامکار، کیهان کلهر و سعید فرج پوری انتقاد کردند. ایشان باز هم حریم استاد و شاگردی را رعایت کردند و از دادن پاسخ های تند و نابجا خودداری کردند

قمرالملوک وزیری

برگرفته از وبلاگ موسیقی سنتی

قمرالملوک وزیری

زندگی‌نامه

قمرالملوک در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته‌است:

 «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردن‌ها به من جرأت خوانندگی داد.» در جوانی پس از آشنایی با استاد مرتضی نی‌داود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت.

 کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده‌است.

قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد.

 گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزوینی و ایرج‌میرزا و تیمورتاش وزیر دربار، شیفته او شده بودند. با این‌همه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز می‌کرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان می‌داد.

قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران، در فقر و تنگدستی مطلق به سکته مغزی درگذشت.

 وی در گورستان ظهیرالدوله بین امام‌زاده قاسم و تجریش شمیران به خاک سپرده شده‌است.

نوشته روی سنگ قبر

تنها نه قمر بود هنرمند به عالم           روح ملکی بود که در جسم بشر رفت

آتشی درسینه دارم جاودانی            عمر من مرگیست نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم     بیش از این من طاقت هجران ندارم

 بانو قمرالملوک وزیری تولد سال ۱۲۸۴ شمسی  ، وفات ۱۴ مرداد ماه ظهیرالدوله (ردیف ۶۷۴)

در وصف قمر استاد محمدحسین شهریار غزل زیبایی را در مدح این شیر زن خوش صدا و گشاده دست سروده‌است.

همچنین استاد بنان در وصف این بانو فرموده: قمرالملوک ام کلثوم ایران است.البته ممکن است این تعریف به خاطر شهرت ام الکلثوم باشد وگرنه بدیهی است توانایی حنجره و قدرت دشوار خوانی قمر بسیار بیشتر از ام الکثوم و دیگران بود.

  صدیق تعریف آلبوم ماه بانو را برای بزرگداشت او خواند و منتشر کرد.

آثار قمر الملوک وزیری ایزد بانوی آواز ایران

آلبوم نرگس مست و آلبوم آثار قمر، تصنیف امان از این دل

نمونه‌هایی از آثار ایشان (تصنیف دوم احتمالا نمونه اصلی نیست. بلکه نمونه بازخوانی شده توسط هنگامه اخوان است)

قمر علاوه بر قطعات بی شمار آوازی، نزدیک به 200 تصنیف را درازای زندگی 54 ساله خود به ضبط در آورده که البته بسیاری از آنها از میان رفته اند.

شعر و آهنگ پنج تصنیف او از عارف قزوینی است. معروفترین آنها تصنیف" تا رخت مقید نقاب است" و "مارش جمهوری" است. وقتی سر و صدای جمهوری می خوابد و بشارت دهنده اش خود به مخالفت با آن بر می خیزد، " مارش جمهوری" نزد هرکس که پیدا شود مدرک جرم و خیانت تلقی می گردد. متن دو تصنیف دیگر قمر، از دوست شاعر او ایرج میرزاست:" مرگ مادر" و " عاشق محنت کش". آهنگ شش تصنیف دیگر از نی داوود، آموزگار اصلی قمر، است که با شعرهائی از پژمان بختیاری در آمیخته است.

اما رکورد تصنیف سازی برای قمر را محمدعلی امیر جاهد شکسته که بر روی شعرهائی آرمانگرایانه خود موسیقی نهاده است.

افتخار امیر جاهد در آن است که تصنیف هایش را بجز قمر نداده است. امیر جاهد می گوید" قمر زنی بسیار شجاع و با قریحه بود. قدرت حنجره او را در کس دیگری ندیده ام. در تمام مدت شش ماهی که کمپانی صفحه پرکنی بری ضبط صدای قمر به تهران آمده بود، هر هفته دو تصنیف برای او می ساختم. همان شب اول آهنگ را به درستی می فهمید و بدون تفحص، صبح فردا آن را اجرا می کرد و ضبط می شد..."