اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

سخت‌پوستان

سخت‌پوستان (crustaceans) یکی از گروه‌های بزرگ از جانوران بندپا هستند. سخت‌پوستان دارای ۶۷ هزار گونه توصیف‌شده هستند.

جانورانی مانند میگو، خرچنگ و دافنی جزو سخت‌پوستان هستند. از دیگر جانوران نسبتاً معروف این گروه می‌توان به شاه‌میگو، کشتی‌چسب، پاروپا، خرچنگ آب شیرین، خرچنگ دریایی، سپرمیگو، شپشک‌ماهی، کریل و شپش نهنگ[۱] اشاره کرد. در اشتراک با بقیه بندپایان، سخت‌پوستان دارای اسکلت بیرونی سختی هستند که باید برای رشد جانور انداخته شود. تفاوت سخت‌پوستان با بقیه بندپایان این است که اندام‌هایی دوشاخه biramous دارند و لارو آن‌ها حالتی لیسه‌ای nauplius دارد.
کالبدشناسی سخت‌پوستان

بیشینه آنها دریازی هستند در هر دو محیط زیست آبهای شیرین و اقیانوس زندگی می‌کنند. اما تعداد کمی از آنها در محیط خاکی زندگی می‌کنند. بیشتر آن‌ها متحرک هستند و خودمختار حرکت می‌کنند. در عین حال گونه‌های اندکی وجود دارند که انگل هستند و به میزبان چسبیده هستند. این گروه از سر به میزبان می‌چسبند. سخت پوستان از بدن سه بخشی تشکیل شده ند. سر، سینه و شکم. سر دوجفت آنتن یک جفت چشم مرکب و سه جفت قسمت دهانی. سینه و سر حمل می‌کنند تعدادی از ضمایم فرعی را که شامل آبشش و انتهای دم می‌شود. سخت‌پوستان کوچک به وسیله انتشار تنفس می‌کنند. سخت‌پوستان بزرگ‌تر دارای آبشش هستند. هر دو سیستم تنفسی از دوره کامبرین میانی آغاز به کار کرده‌اند. در اشتراک با بندپایان، سخت پوستان دارای اسکلت بیرونی سختی هستند که باید برای رشد جانور انداخته شود.

اسکلتهای بیرونی جانور ممکن است که با هم ترکیب شوند و این نکته قابل توجهی برای چگونگی پدید آمدن سپر کلفت شکمی بسیاری از سخت پوستان است. زواید سخت‌پوستان دو شاخه هستند این شامل دومین جفت آنتن است اما جفت نخست تک شاخه است. با این که بعضیشان دوجنسی هستند. بیشینه سخت‌پوستان جنس‌های جدا از هم هستند که به وسیله ضمایمی که روی شکمشان که شناپا pleopod نام دارند برجسته می‌شوند. اولین و در پاره اوقات دومین پلی پدز تخصص یافته‌اند برای جنس نر برای جابجایی اسپرم. بسیاری از سخت‌پوستان وجود جفت خود را حس می‌کنند و به آب برمیگردند برای رهانیدن تخمها. پوسته سخت پوستان از جنس کلسیم کبنات است.

آشپزی فرانسوی

آشپزی فرانسوی (به فرانسوی: Cuisine française) به مجموعهٔ سنت و شیوه‌های آشپزی کشور فرانسه اطلاق می‌گردد.

یکی از نخستین کتاب‌های آشپزی به دست سرآشپزی درباری به نام گیوم تیرل در سده‌های میانه نگاشته شده‌است. در سدهٔ هفدهم میلادی، سرآشپزانی فرانسوی چون فراسنوا پیر لاوارن و ماری آنتوان کارم با توسعهٔ فن آشپزی در فرانسه این کشور را در این زمینه متمایز از دیگر کشورها نمودند. شراب و پنیر دو رکن مهم در آشپزی فرانسوی‌اند.

در نوامبر ۲۰۱۰ میلادی یونسکو دانش غذایی فرانسه را به فهرست میراث فرهنگی و معنوی یونسکو افزود.
آشپزی در مناطق گونه‌گون فرانسه

هر منطقهٔ فرانسه به واسطهٔ گونه‌ای فرآورده‌های خوراکی نامور است. برای نمونه در بوردو انگورهای ویژه‌ای پرورش می‌یابد که از آنها برای عمل‌آوردن شراب بوردو بهره می‌برند. شراب‌های بورگونی و فرانش-کنته نیز معروفیت دارند. شامپانی نیز به نوشیدنی نامدارش -شامپاین- نامور است. در رون استفاده از میوه‌ها و سبزی‌های تازه محبوبیت دارد. در خطوط ساحلی فرانسه نیز از انواع ماهی‌ها و سخت‌پوستان در پخت و پز بهره‌می‌گیرند.

بهمن

بهمن به فارسی دَری دَلو، در زبان پشتو سلواغه (به پشتو: سلواغه) و در زبان کردی ڕێبەندان (به کردی: ڕێبەندان)، یازدهمین ماه سال خورشیدی است و در گاه‌شماری رسمی ایران و افغانستان همواره ۳۰ روز دارد و از روز ۳۰۷م سال آغاز شده و در روز ۳۳۶م سال پایان می‌یابد. بهمن دومین ماه فصل زمستان است.

برج فلکی بهمن‌ماه برج دلو (آبریز) است که یازدهمین برج فلکی از دایرةالبروج است. نماد برج بهمن٬ آبریز (در انگلیسی Aquarius) نامیده می‌شود. عنصر این برج هوا است.

در گاه‌شماری رسمی ایران نام این ماه از نام ماه یازدهم گاه‌شماری اوستایی نو برگرفته شده‌است. در گاه‌شماری زرتشتی دومین روز هر برج نیز بهمن نام دارد و دربهمن‌روز از بهمن‌ماه٬ جشن بهمنگان برگزار می‌شود. ایزد این ماه امشاسپندبهمن است.

امشاسپندبهمن، در اسطوره‌های ایرانی و زرتشتی٬ نخستین و والاترین امشاسپند و سردمدار امشاسپندان است. او ایزد نگهبان مردم٬ چراگاه‌ها و چارپایان است. وهومن نزدیک‌ترین امشاسپند نزد‌‌ اهورامزدا است.

محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ رویدادها
    ۳ مناسبت‌ها
    ۴ نامگذاری‌ها
    ۵ زادروزها
    ۶ درگذشت‌ها
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پیوند به بیرون
    ۹ منابع

واژه‌شناسی

امشاسپندبهمن در اوستا وهومنه (Vahumanah) و در پهلوی وهومن (Vahuman) نامیده می شود. بخش نخست نامش وهو (ونگهو Vanghu) که صفت است به معنی خوب ونیک، و بخش دوم منه (Manah) به معنی اندیشیدن، شناخت و تفکر، که در فارسی منش شده است. پس واژه وهومنه یا بهمن در مجموع به معنی به‌منش و نیک‌‌نهاد است.
رویدادها

    ۱۹۶۰ – ایران به ۱۷ استان و ۱۴۸ شهرستان تقسیم می شود.
    ۱۳۸۸ - دیده‌بان حقوق بشر دولت جمهوری اسلامی را به گسترده‌ترین سرکوب طی دهه گذشته متهم کرد.
    ۱۳۲۴ - تاسیس جمهوری کردستان به رهبری قاضی محمد در شهر مهاباد
    ۱۳۸۸ - افشای نام چهارمین قربانی زندان کهریزک (رامین آقازاده)
    ۱۳۲۴- لندن - ویشینسکی معاون کمیسر امور خارجه شوروی هر نوع دخالت را در اوضاع داخلی ایران انکار می کند.
    ۵۵۹ ق.م - کورش بزرگ تاجگذاری میکند و امپراتوری پارس تاسیس میگردد.
    ۱۳۵۸ - انتخابات نخستین دورهٔ ریاست جمهوری اسلامی ایران[۱] که منجر به انتخاب ابوالحسن بنی‌صدر شد
    ۱۳۸۹ - آغاز انقلاب مصر با هدف سرنگونی حسنی مبارک.
    ۱۳۴۱ - انقلاب سفید
    ۱۳۶۰ - واقعه ۶ بهمن آمل
    کشف هفدهمین مقتول مجید سالک محمودی، قاتل زنجیره‌ای
    چاپ کتاب غرور و تعصب، اثر جین آستین.
    برگزاری مراسم چهلمین روز درگذشت آیت الله منتظری
    لغو ورود روح‌الله خمینی به ایران در سال ۵۷ (۱۹۷۹).
    ۱۳۵۷ - بازگشت آیت الله خمینی به ایران پس از چهارده سال تبعید[۲]
    ۱۳۶۵ - بمباران دو مدرسهٔ دخترانه در میانه (در استان آذربایجان شرقی) توسط عراق که منجر به کشته شدن ۳۳ دانش‌آموز و یک خدمتگذار مدرسه شد.
    ۱۳۶۲ - اعتراف رسمی دولت عراق به حملات هوایی و موشکی شهرهای دزفول، اندیمشک، اهواز، باختران، ایلام، آبادان، شوش، رامهرمز، مسجد سلیمان، بندر امام خمینی و بهبهان
    ۱۳۲۷ - تیراندازی به محمدرضا پهلوی در دانشگاه تهران و زخمی شدن وی
    ۱۳۵۷ - انتخابدولت موقت انقلاب اسلامی.
    ۱۳۶۶ - تأسیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
    ۱۳۸۷ - پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید (ماهواره تحقیقاتی)
    ۱۹۱۸ - جدا شدن اکراین از سرزمین شوروی.
    ۱۹۴۹ - تصرف شهر تاریخی پکن توسط کمونیست‌های چینی.
    ۱۹۵۲ - دولت ایران کنسولگری‌های انگلیس را تعطیل می کند.
    ۱۹۵۳ - محمد رضا پهلوی نخستین تله اسکی ایران را می گشاید.
    ۱۹۶۵ - تهران - حسنعلی منصور نخست وزیر در حال بالا رفتن از پله‌های مجلس شورای ملی با گلوله یکی از فداییان اسلام به نام محمد بخارایی کشته می شود. به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی اسلحه برای کشتن منصور را وی شخصاً تهیه کرده بود.
    ۱۹۱۹ - تأسیس حزب فاشیست ایتالیا توسط موسولینی.
    ۱۶۶۷ - معاهده تاریخی «بردا» میان انگلیس و هلند به امضا رسید و به موجب آن هلند تمام حقوق و مستعمرات خود در آمریکا را به انگلیس واگذار کرد.
    ۱۹۴۶ - لندن - ویشینسکی معاون کمیسر امور خارجه شوروی هر نوع دخالت را در اوضاع داخلی ایران انکار می کند.
    ۱۹۴۷ - اعلام استقلال کشور هند توسط مجلس موسسان هندوستان.
    ۱۹۶۳ – همه پرسی اصول شش گانه انقلاب سفید شاه و ملت و تصویب ان از جانب ملت.
    ۱۹۴۶ - تهران - احمد قوام السلطنه به فرمان محمد رضا پهلوی نخست وزیر می شود.
    ۱۹۶۵ - تهران – امیر عباس هویدا نخست وزیر می شود.
    ۱۹۴۶ - ایران - تولید نفت ۱۹۴۵ بالغ بر ۱۳۰ میلیون بشکه نفت است. شرکت نفت ایران و انگلیس ۵،۶ میلیون پوند استرلینگ به حساب ایران می ریزد.
    ۱۹۸۰ - تعطیلی سفارت کانادا در تهران در پی افزایش تنش در روابط ایران و کانادا.[۳]
    ۲۷۱ - آغاز سلطنت سومین پادشاه ساسانی «هرمز اول» پس از مرگ پدرش «شاپور اول».
    ۱۹۴۲ - امضای قرارداد سه جانبهٔ ایران، روسیه و بریتانیا پس از اشغال ایران توسط روس‌ها و انگلیس‌ها.
    ۱۹۶۴ - اینسبروگ - محمد رضا پهلوی همراه با رییس جمهور اتریش بازیهای المپیک زمستانی را می گشایند.
    ۱۸۶۰ - دریاچه ویکتوریا در آفریقای شرقی توسط «اسپک» جهان‌گرد انگلیسی کشف شد.
    ۱۹۴۳ - نبرد استالینگراد با شکست آلمان و پیروزی شوروی پایان یافت.
    ۱۹۴۹ - تهران - حزب توده غیر قانونی اعلام می شود.
    ۲۰۰۴ - تاسیس شبکهٔ اجتماعی فیسبوک توسط مارک زوکربرگ
    ۱۳۵۷ - انتخاب مهدی بازرگان به نخست‌وزیری انقلاب.
    ۱۴۶۰ - سیرالئون در آفریقای غربی توسط «داسنتیرا» جهانگرد پرتغالی کشف شد.
    ۱۳۶۶ - تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به فرمان خمینی.
    ۱۳۸۶ - برکناری عباسعلی عمید زنجانی از ریاست دانشگاه تهران.
    ۱۳۸۹ برکناری آیت الله هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان
    ۱۹۵۸ - فاجعه هوایی مونیخ رخ داد.در این سانحه ۸ تن از بازیکنان منچستر یونایتد کشته شدند.
    ۱۲۲۹ - انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران. این روزنامه به کوشش امیرکبیر منتشر شد.[۴]
    ۱۲۸۶ - تصویب اولین قانون مطبوعات در مجلس شورای ملی
    ۱۳۵۷ - دستور ایالات متحده آمریکا به کارکنان خود برای خروج از ایران
    ۱۳۶۱ - آغاز عملیات والفجر مقدماتی برای دستیابی به شهر العماره عراق
    ۱۳۸۸ - انتقاد سید حسن خمینی از صدا و سیما به دلیل سواستفاده از آیت‌الله خمینی
    ۱۸۵۱ - انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران. این روزنامه به کوشش امیرکبیر منتشر شد.[۵]
    ۱۹۱۵ - آغاز نبردهای زمستانی مازوری در کنار دریاچه مازوری لهستان بین ارتش آلمان و ارتش روسیه.
    ۱۹۴۲ - آغاز فرمانروایی دیکتاتوری ویدکوم کیسلینگ سیاستمدار دست‌نشانده‌ی آلمان بر نروژ.
    ۱۳۴۹ - حمله به پاسگاه سیاهکل در شهر سیاهکل توسط چریک‌های فدایی خلق
    ۱۳۵۷ - جمعی از پرسنل نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل روح‌الله خمینی، با انقلاب و رهبر آن اعلام همبستگی کردند. در نخستین سالروز رژه همافران نیروی هوایی در برابر روح‌الله خمینی، روز ۱۹ بهمن به عنوان «روز نیروی هوایی» اعلام شد.
    ۱۳۶۰ - کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی در یک خانهٔ تیمی سازمان مجاهدین خلق در تهران به دست پاسداران.
    ۱۲۸۵ بغداد: تصرف بغداد و سقوط خلافت عباسی در یورش مغولان به رهبری هلاکو.
    ۱۷۶۲ کبک: فرانسه این مستعمره خود در شرق کانادا را در معاهده پاریس ۱۷۶۳ به بریتانیا واگذار کرد.
    ۱۹۹۶ دیپ بلو: این کامپیوتر شطرنج‌باز اولین بازی خود با گری کاسپاروف را با پیروزی پشت سر گذاشت.
    ۱۳۵۷ - پیروزی انقلاب ایران و پایان نظام شاهنشاهی در ایران[۲]
    پایان دهه فجر و انجام راهپیمایی ۲۲ بهمن در ایران (هر ساله در شهرهای ایران در این روز راهپیمایی مردمی با حضور اقشار مختلف مردم انجام می‌شود).
    ۱۳۸۸ - تظاهرات هواداران جنبش سبز
    ۱۳۸۹ - خروج حسنی مبارک از مصر و پیروزی انقلاب مصر.
    ۶۶۰ پ‌م - روز سنتی پیدایش ژاپن به دست امپراتور جیمو.
    ۱۳۶۳ - انجام دومین عملیات هوایی عراق برای نابودی نیروگاه اتمی بوشهر.
    ۱۳۸۸ - تصویر زن جوان ایرانی که در بالای پشت بام فریاد اعتراضی الله اکبر سرمی‌دهد از عکس‌های سال جهان شناخته شد.
    ۱۵۴۱ سانتیاگو: سانتیاگو پایتخت شیلی ساخته شد.
    ۱۸۱۸ شیلی: اعلام استقلال این کشور از اسپانیا.
    ۱۹۱۲ چین: به دستور جمهوری چین آخرین امپراتور چین پویی در هفت سالگی در شهر ممنوعه بازداشت خانگی شد.
    ۱۹۹۹ آمریکا: پایان دادگاه بیل کلینتون با تبرئه او در سنای آمریکا.
    ۱۳۸۸ - افشای ضرب و شتم علی کروبی
    ۱۷۳۹ - نادر شاه در نبرد کرنال محمد شاه گورکانی را شکست داد و دهلی را تصرف کرد.
    ۱۳۵۷ - نخستین تظاهرات اعضای سازمان مجاهدین خلق علیه انقلاب اسلامی و روح‌اللّه خمینی.[نیازمند منبع]
    ۱۳۶۷ - صدور فتوای روح الله خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی نویسندهٔ کتاب آیات شیطانی[۱]
    ۱۳۸۹ - اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹
    ۱۳۴۵ - خاکسپاری فروغ فرخزاد در گورستان ظهیرالدوله تهران
    ۱۹۸۹ - شوروی اعلام کرد همهٔ نیروهای نظامی‌اش از افغانستان خارج شده‌اند.
    ۱۳۸۸ - امیررضا عارفی ۲۱ ساله با حکم دادگاه انقلاب محارب شناخته شد و به اعدام محکوم گردید.
    ۱۳۸۸ - ایران با ۹۰ روزنامه نگار دربند بزرگترین سرکوبگر مطبوعات جهان شناخته شد.
    ۱۳۶۵ - تغییر رسمی نام باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران به پیروزی
    ۱۳۶۶ - تشکیل شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی در ایران
    ۱۳۸۷ - سقوط هواپیمای مسافربری ایران ۱۴۰ در حوالی فرودگاه شاهین شهر اصفهان و کشته شدن تمامی پنج سرنشین آن
    ۱۳۸۸ - صحنه جان سپردن ندا آقاسلطان برنده بهترین فیلم خبری سال شد.
    ۱۵۶۸ - کلیسای کاتولیک روم تمام مردم هلند یعنی جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر را به اتهام الحاد به مرگ محکوم کرد.
    ۱۹۵۹ - با سرنگونی رییس جمهور دیکتاتور کوبا، باتیستا، در ۱ ژانویه، فیدل کاسترو رهبر کوبا شد.
    ۱۹۹۹ - به دنبال دستگیری عبدالله اوجلان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه، کردهای مبارز در سراسر اروپا سفارتخانه‌ها را به اشغال درآورده و عده‌ای را به گروگان گرفتند.
    ۲۰۰۵ - اجرایی شدن پیمان کیوتو
    ۱۳۸۸ - تغییر رنگ سبز پرچم ایران در چند مراسم دولتی به رنگ آبی.
    ۱۹۲۵ - نخستین شماره هفته‌نامه ادبی نیویورکر منتشر شد.
    ۱۹۶۴ - تهران - موافقتنامه پترو شیمی بین ایران و انستیتوی فرانسوی نفت امضا می شود.
    ۲۰۰۰ - مایکروسافت ویندوز ۲۰۰۰ به بازار عرضه شد.
    ۲۰۰۸ - با وجود مخالفت‌های فراوان کوزوو (در نقشه) اعلان استقلال
    ۱۳۵۶ ‐ قیام مردم تبریز به مناسبت چهلم قیام قم[۱]
    ۱۳۸۲ - فاجعه قطار نیشابور، انفجار قطار در ایستگاه خیام در ۱۷ کیلومتری شهر نیشابور که سبب مرگ دست کم ۲۹۵ تن شد.[۶]
    ۱۹۴۶ - احمد قوام السلطنه نخست وزیر به مسکو می رود تا با استالین دیدار کند.
    ۱۳۸۲ - هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران.
    ۱۳۸۸ - عملیاتی‌شدن ناوشکن جماران
    ۱۹۴۵ - جنگ جهانی دوم: ۳۰۰۰۰ نظامی آمریکایی (در تصویر) به جزیره ایوجیما در مجمع الجزایر ژاپن حمله کردند.
    ۱۹۷۸ - حمله نیروهای وِیژه مصری به فرودگاه بین المللی لارنکا در کشور قبرس:این عملیات که با هدف دخالت این نیروها برای خاتمه گروگانگیری چندین تبعه مصری صورت گرفت، با کشته شدن ۱۵ تن از این نیروها و انهدام یک فروند هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ مصری توسط نیروهای مسلح قبرس به شکست انجامید.
    ۱۹۸۶ - اولین بخش از ایستگاه فضایی میر در چنین روزی توسط سازمان فضایی اتحاد جماهیر شوروی به فضا پرتاب شد
    ۱۳۸۹ - اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

مناسبت‌ها

    ۱ - زادروز فردوسی
    ۲ - بهمن روز، جشن بهمنگان
    ۵ - جشن نوسره
    ۱۰ - جشن سده
    ۱۲ - آغاز دهه فجر
    ۱۵ - جشن میانه زمستان
    ۱۹ - روز نیروی هوایی
    ۲۲ - پیروزی انقلاب اسلامی
    ۲۲ - جشن بادروزی
    بهمن روز، روز جشن بهمنگان
    جشن نوسره
    جشن سده (جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است و به هیچ دین و مذهبی مربوط نیست.)
    جشن میانه زمستان

نامگذاری‌ها

    «روز جهانی یادآوری هولوکاست»، مصوبه سازمان ملل متحد.[۷][۸]
    روز بین‌المللی عدم هرگونه مدارا با مثله کردن جنسی زنان (ختنه زنان)[۹]

زادروزها

    ۳۲۹ ه.ق حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر ایرانی
    ۱۲۹۱ - تقی ظهوری، هنرپیشه
    ۱۸۸۹ - پیتیریم آلکساندروویچ سورکن، جامعه‌شناس آمریکایی روس‌تبار.
    ۱۳۲۳ - محمد محمدی اشتهاردی، مفسر قرآن، نویسنده و محقق ایرانی.
    ۱۳۴۱ - فریبا وفی، داستان نویس
    ۱۳۱۸ - غلامحسین امیرخانی، خوشنویس.
    ۱۳۲۳ - خسرو گلسرخی، مبارز و شاعر
    ۱۳۶۱ - ندا آقا سلطان، یکی از کشته‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸
    ۱۲۸۵ - احمد بیرشک، ریاضیدان و نویسنده
    ۱۳۰۸ - محمود فرشچیان، نقاش
    ۱۳۴۸ - علیرضا عصار، خواننده پاپ ایرانی
    ۱۳۵۱ - شادمهر عقیلی، آهنگساز، نوازنده، خواننده
    ۱۷۵۶ - موتزارت
    ۱۳۰۴ - عبدالکریم موسوی اردبیلی
    ۱۳۴۵ - رضا میرکریمی
    ۱۳۶۰ - ستار زارع، فوتبالیست
    ۱۳۶۳ - باران کوثری بازیگر ایرانی
    ۱۳۷۱ - مهدی کیانی بازیگر
    ۱۲۹۸ - آیت‌الله مرتضی مطهری
    ۱۳۵۱ - علیرضا قربانی، خواننده
    ۱۲۵۵ - لودویگ پرانتل دانشمند آلمانی
    ۱۲۸۲ - چارلز لیندبرگ هوانورد و مخترع
    ۱۲۹۹ - لطفعلی عسکرزاده بنیان‌گذار نظریهٔ منطق فازی
    ۱۳۱۳ - علی نصیریان، بازیگر ایرانی
    ۱۳۲۹ - داریوش اقبالی خوانندهٔ ایرانی
    ۱۳۰۹ - محمد علی فردین بازیگر و کارگردان ایرانی
    ۱۸۶۹ - گریگوری راسپوتین، از مشاورین ارشد نیکلای دوم.
    ۱۹۵۳ - جیم جارموش، کارگردان مستقل آمریکایی.
    ۱۹۶۸ - لئو لانداو، فیزیکدان یهودی‌تبار شوروی.
    ۱۸۳۲ - ادوار مانه، نقاش فرانسوی.
    ۱۸۶۲ - داوید هیلبرت، ریاضی‌دان آلمانی.
    ۱۸۸۰ - نیلز بور فیزیک‌دان بزرگ دانمارکی و برنده جایزه نوبل فیزیک.
    ۱۸۸۲ - ویرجینیا وولف، نویسنده انگلیسی.
    ۱۹۰۰ - آلیس نیل، نقاش و پرتره‌نگار آمریکایی.
    ۱۷۵۶ - ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقی‌دان و آهنگساز نابغه اهل اتریش.
    ۱۹۲۶ - اینگرید تولین، بازیگر سوئدی سینما. (مرگ: ۲۰۰۴)
    ۱۶۹۳ - ژان فیلیپ رامو از برجسته‌ترین موسیقی‌دانان فرانسوی.
    ۱۷۳۷ - توماس پین، روشنفکر انقلابی انگلیسی.
    ۱۸۱۰ – ارنست ادوارد کومر ریاضیدان آلمانی.
    ۱۸۶۰ - آنتوان چخوف از نمایشنامه‌نویسان برجسته روسی و نویسنده داستان‌های کوتاه.
    ۱۹۲۶ - عبدالسلام، فیزیکدان پاکستانی و برندهٔ جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۷۹. (مرگ: ۲۱ نوامبر ۱۹۹۶)
    ۱۹۳۵ - ریچارد گری براتیگان، نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی.
    ۱۷۹۷ - فرانتس شوبرت موسیقیدان و آهنگساز اهل اتریش.
    ۱۹۳۷ - هلکه ساندر، فیلمساز، روزنامه‌نگار و فمینیست آلمانی.
    ۱۹۷۱ - لی یونگ ئه، بازیگر کره جنوبی.
    ۱۸۹۴ - جان فورد کارگردان آمریکایی
    ۱۹۰۱ - کلارک گیبل بازیگر آمریکایی
    ۱۹۰۲ - لنگستون هیوز نویسنده آمریکایی
    ۱۹۳۱ - بوریس یلتسین اولین رئیس جمهور، جمهوری فدراتیو روسیه
    ۱۹۳۹ - کلود فرانسوا خواننده فرانسوی
    ۱۹۶۸ - لیزا ماری پریسلی خواننده و بازیگر آمریکایی
    ۱۹۶۹ - گابریل باتیستوتا فوتبالیست آرژانتینی
    ۱۹۷۱ - مایکل سی هال بازیگر آمریکایی
    ۱۹۸۴ - درن فلچر فوتبالیست اسکاتلندی
    ۱۶۴۹ - پاپ بندیکت سیزدهم.
    ۱۸۴۶ - بوفالو بیل یکی از قهرمانان ملی آمریکا.
    ۱۸۷۵ - فریتز کرایسلر نوازنده ویولون اتریشی.
    ۱۸۸۲ - جیمز جویس نویسنده ایرلندی.
    ۱۹۰۱ - یاشا هایفتز نوازنده ویولون لیتوانیایی.
    ۱۹۰۵ - آین رند فیلسوف و نویسنده روسی، آمریکایی.
    ۱۹۲۶ - والری ژیسکار دستن سیاستمدار فرانسوی.
    ۱۹۲۷ - استن گتز موسیقیدان آمریکایی.
    ۱۹۴۷ - فارا فاست بازیگر آمریکایی.
    ۱۹۵۲ - جان کورنین سیاستمدار آمریکایی، سناتور جمهوری خواه ایالت تگزاس.
    ۱۹۷۷ - شکیرا خواننده کلمبیایی.
    ۱۹۸۲ - مهدی رحمتی فوتبالیست ایرانی.
    ۱۹۸۷ - جرارد پیکه فوتبالیست اسپانیایی.
    ۱۸۰۹ - فلیکس مندلسون آهنگساز آلمانی.
    ۱۸۲۱ - الیزابت بلکول پزشک آمریکایی.
    ۱۸۲۶ - والتر بجت روزنامه نگار، اقتصاددان و تحلیلگر امور سیاسی انگلیسی.
    ۱۸۴۲ - سیدنی لنیر نویسنده آمریکایی.
    ۱۸۹۴ - نورمن راکول تصویرگر آمریکایی.
    ۱۸۹۸ - آلوار آلتو معمار فنلاندی.
    ۱۹۰۴ - لوئیجی دالاپیکولا آهنگساز ایتالیایی.
    ۱۹۰۹ - سیمون وی فیلسوف فرانسوی.
    ۱۹۴۷ - پل استر فیلم‌نامه نویس آمریکایی.
    ۱۹۴۷ - ملانی سفکا خواننده و ترانه سرا آمریکایی.
    ۱۹۷۷ - ددی یانکی خواننده پورتوریکویی.
    ۱۹۸۸ - گرگوری فان در ویل فوتبالیست هلندی.
    ۱۹۹۰ - شان کینگستون خواننده جاماییکایی، آمریکایی.
    ۱۶۸۸ - پیر کارله دو شامبلن دو ماریوو نمایش‌نامه‌نویس فرانسوی.
    ۱۸۷۱ - فردریش ابرت سیاستمدار آلمانی.
    ۱۸۷۵ - لودویگ پرانتل دانشمند آلمانی.
    ۱۸۹۲ - آندرو نین سیاستمدار کاتالانی.
    ۱۹۰۰ - ژاک پرور شاعر و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی.
    ۱۹۰۲ - چارلز لیندبرگ هوانورد و مخترع آمریکایی.
    ۱۹۰۶ - کلاید تامبا ستاره‌شناس آمریکایی.
    ۱۹۱۳ - رزا پارکس یکی از فعالین جنبش حقوق سیاهان.
    ۱۹۱۵ - نورمن ویزدوم بازیگر و کمدین انگلیسی.
    ۱۹۲۱ - لطفعلی عسکرزاده بنیان‌گذار نظریه منطق فازی.
    ۱۹۲۱ - بتی فریدان فمنیست آمریکایی.
    ۱۹۳۱ - ایزابل پرون رئیس‌جمهور سابق آرژانتین.
    ۱۹۴۳ - کنت تامسون - دانشمند علم رایانه.
    ۱۹۴۷ - دن کویل سیاستمدار آمریکایی.
    ۱۹۴۸ - آلیس کوپر موسیقیدان آمریکایی.
    ۱۹۵۱ - داریوش اقبالی خواننده ایرانی.
    ۱۹۵۳ - کیتارو آهنگساز ژاپنی.
    ۱۹۷۵ - ناتالی ایمبرولیا خواننده و بازیگر استرالیایی.
    ۱۹۸۱ - میترا حجار بازیگر ایرانی.
    ۱۳۶۰ - آیدین نیکخواه بهرامی، از اعضای پیشین تیم ملی بسکتبال ایران (درگذشتهٔ ۷ دی ۱۳۸۶).
    ۱۸۵۷ - هنریک هرتز فیزیک‌دان آلمانی.
    ۱۹۸۵ - کریستیانو رونالدو فوتبالیست پرتغالی.
    ۱۶۱۱ - چونگ‌جن، آخرین امپراتور دودمان مینگ
    ۱۹۱۲ - اوا براون همسر هیتلر.
    ۱۹۲۴ - جین یونگ نویسنده چینی.
    ۱۹۴۵- باب مارلی، خواننده صاحب سبک رِگِی، آهنگساز، نوازنده گیتار و فعال اجتماعی جامائیکایی
    ۱۸۷۷ - گادفری هرلد هاردی (به انگلیسی: Godfrey Harold Hardy)‏(۱۸۷۷–۱۹۴۷) ریاضی‌دان انگلیسی به خاطر کارهایش در نظریهٔ اعداد و آنالیز ریاضی معروف است.
    ۱۳۴۳ - افشین قطبی، مربی فوتبال.
    ۱۸۰۵ - لویی اگوست بلانکی مبارز سوسیالیست فرانسوی.
    ۱۹۳۱ - جیمز دین بازیگر آمریکایی.
    1828 - ژول ورن نویسنده فرانسوی.
    ۱۳۲۴ - پیروز مجتهدزاده، جغرافی‌دان، محقق و کارشناس مسائل سیاسی ایرانی.
    ۱۹۴۰ - جان ماکسول کوئتزه نویسنده اهل آفریقای جنوبی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۳ میلادی.
    ۱۹۴۳ - جو پشی بازیگر آمریکایی.
    ۱۹۶۳ - برایان گرین فیزیکدان آمریکایی.
    ۱۳۱۱ - فرامرز پایور، نوازنده سنتور، آهنگساز و مولف موسیقی ایرانی.
    ۱۸۹۰ - بوریس پاسترناک برنده جایزه نوبل ادبیات و نویسنده رمان دکتر ژیواگو
    ۱۸۹۸ - برتولت برشت نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و شاعر سوسیالیست آلمانی.
    ۱۷۷۵ - چارلز لمب (Charles Lamb) نویسنده انگلیسی
    ۱۸۹۴ - هارولد مک‌میلان (Harold Macmillan) نخست‌وزیر انگلیس
    ۱۷۷۵ - پتر سوم تزار روسیه
    ۱۹۲۷ - لئونتین پرایس (Leontyne Price) خواننده اپرا آمریکایی
    ۱۹۳۹ - روبرتا فلک خواننده و آهنگ‌ساز آمریکائی برنده جایزه گرمی
    ۱۹۵۹ - مارک اسپیتز شناگر آمریکایی برنده هفت مدال طلای المپیک مونیخ
    ۱۹۸۲ - لورا درن بازیگر بازیگر آمریکایی فیلم‌هایی چون پارک ژوراسیک و مخمل آبی
    ۱۸۴۷ - توماس ادیسون، مخترع آمریکایی (م. ۱۹۳۱).
    ۱۹۶۹ - جنیفر آنیستون، بازیگر آمریکایی.
    ۱۸۰۹ - چارلز داروین، دانشمند و زیست‌شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل، نویسنده کتاب منشاء انواع.
    ۱۹۲۲ - ساموئل یود، با نام نویسندگی «جان کریستوفر»، نویسندهٔ انگلیسی داستان‌های علمی-تخیلی.
    ۱۹۳۹ - ری منزریک، موزیسین، کیبوردیست گروه موزیک د دورز.
    ۱۹۳۴ - بیل راسل از اسطوره‌های ان‌بی‌ای. او در ۱۹۶۷ هدایت بوستون سلتیکز را برعهده گرفت و اولین سرمربی سیاه‌پوست در تاریخ لیگ بسکتبال حرفه‌ای آمریکا شد.
    ۱۹۳۸ - جودی بلوم نویسنده آثار تخیلی برای کودکان.
    ۱۶۸۳ - جیوانی باتیستا پیازتا، نقاش و پیشگوی ایتالیایی.
    ۱۷۶۶ - توماس مالتوس، اقتصاددان انگلیسی، (م. ۱۸۳۴).
    ۱۹۰۳ - ژرژ سیمنون نویسنده بلژیکی.
    ۱۹۳۳ - کوستا گاوراس، فیلمساز یونانی-فرانسوی، (حکومت نظامی) (جعبه موسیقی).
    ۱۹۴۶ - آرتور ژورژه بازیکن سابق فوتبال پرتغال.
    ۱۹۵۰ - پیتر گابریل آهنگساز، خواننده و موسیقی‌دان انگلیسی.
    ۱۴۸۳ - بابر بنیادگذار و امپراتور گورکانی هند.
    ۱۸۳۸ - مارگارت نایت، مخترع آمریکایی، معروف به توماس ادیسون مونث، (م. ۱۹۱۴).
    ۱۸۹۵ - مکس هورکهایمر، فیلسوف آلمانی عضو مکتب فرانکفورت، (دیالکتیک روشنگری)، (م. ۱۹۷۳).
    ۱۹۰۴ - هرتا کوزینن، کمونیست فنلاندی، (م. ۱۹۷۴).
    ۱۹۰۴ - چارلز آوتلی، پروفسور در مهندسی الکترونیک، (میکروسکوپ الکترونیک اسکن کننده)، (م. ۱۹۹۶).
    ۱۹۱۶ - مازاکی کوبایاشی، فیلمساز ژاپنی، (کوایدان)، (م. ۱۹۹۶).
    ۱۳۲۱ - ناصر ممدوح، دوبلور و بازیگر ایرانی
    ۱۳۳۵ - شهریار مندنی‌پور، نویسنده ایرانی
    ۱۳۵۸ - سمیرا مخملباف، کارگردان ایرانی
    ۱۸۷۳ - انریکو کاروسو خواننده اپرای ایتالیایی
    ۱۳۶۸ - نسیم خسروی هنرمند ونویسنده شهیر ایرانی در کرمانشاه پا به عرصه گیتی نهاد.
    ۱۵۶۴ - گالیلئو گالیله فیزیکدان و منجم ایتالیایی.
    ۱۶۳۸ - زیب‌النسا متخلص به مخفی، یکی از شاعران سبک هندی در ادبیات فارسی.
    ۱۸۷۳ - انریکو کاروسو خوانندهٔ اپرای ایتالیایی.
    ۱۹۳۴ - اکبر هاشمی رفسنجانی روحانی و سیاست‌مدار ایرانی.
    ۱۳۲۵ - غزاله علیزاده، داستان‌نویس ایرانی.
    ۱۳۲۶ - داود کریمی، از فرماندهان ایرانی جنگ ایران و عراق
    ۱۹۰۶ - ورا منچیک شطرنجباز انگلیسی-چک و اولین قهرمان زن شطرنج جهان
    ۱۲۸۱ - صادق هدایت، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی ، (مرگ ۱۹ فروردین ۱۳۳۰)
    ۱۳۴۹ - آرش حجازی، نویسنده، مترجم
    ۱۲۹۷ - امیرعباس هویدا نخست وزیر در دوران پهلوی
    ۱۹۵۷ - لورنا مک‌کنیت (Loreena McKennitt) (۱۹۵۷ - ) خواننده، نوازنده و پیانیست کانادایی.
    ۱۹۶۱ - آندری کاراطایف، مورخ، اقتصادی، وجامعه‌شناس روسی
    ۱۹۳۲ - میلوش فورمن کارگردان اهل جمهوری چک.
    ۱۹۶۷ - روبرتو باجو بازیکن سابق تیمبرشا
    ۱۸۹۶ - آندره برتون شاعر فرانسوی و از بنیانگذاران مکتب سورئالیسم ادبی متولد شد.
    ۱۹۱۷ - لولا کارسون اسمیت مک‌کولرز، (به انگلیسی: Lula Carson Smith McCullers) نویسندهٔ و نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی.
    آبراهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا
    دمیتری مندلیف شیمیدان و مبدع جدول تناوبی عناصر

درگذشت‌ها

    ۱۳۰۲ - ولادیمیر لنین، تئوریسین انقلابی، بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
    ۱۳۱۲ - عارف قزوینی، شاعر
    ۱۷۹۳ - لویی شانزدهم، گردن زدن با گیوتین
    ۱۳۴۳ - حسنعلی منصور، نخست وزیر محمدرضا پهلوی
    ۱۳۴۳ - نظام وفاآرانی استاد بزرگ نیما یوشیج در ۷۵ سالگی در تهران
    ۱۳۵۳ - محمد قریب، پزشک پیشگام
    ۱۳۷۴ - شیخ جعفر مجتهدی
    ۱۳۵۵ - مجتبی مینوی، نویسنده و پژوهشگر
    ۱۳۴۸ - حسن تقی‌زاده
    ۱۳۸۸ - محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به اتهام محاربه در تهران اعدام شدند.
    ۱۳۶۶ - ماهاتما گاندی، رهبر ضداستعماری هند (زاده)
    ۱۳۸۶ - محمد خشنودی، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان
    ۱۳۸۵ - پرویز یاحقی، آهنگساز ایرانی و نوازندهٔ ویولن (زادهٔ ۱۳۱۵)
    ۱۳۱۸ - دکتر تقی ارانی از اعضای ۵۳ نفر (زادهٔ ۱۲۸۵)
    ۱۳۷۳ - دکتر عباس زریاب خویی، مترجم، مورخ و کتاب‌شناس ایرانی (زادهٔ ۱۲۹۸)
    ۱۹۰۱ - ملکه ویکتوریا، ملکهٔ پادشاهی متحده از ۲۰ ژوئن ۱۸۳۷ تا پایان عمر.
    ۲۰۰۸ - هیت لجر، بازیگر و کارگردان.
    ۲۰۰۲ - پیر بوردیو، جامعه‌شناس و مردم‌شناس سرشناس فرانسوی.
    ۱۹۴۴ - ادوارد مونک، نقاش اکسپرسیونیست نروژی.
    ۱۹۸۹ - سالوادور دالی، نقاش فراواقع‌گرای اسپانیایی.
    ۱۹۲۰ - آمادئو مودیلیانی نقاش و مجسمه‌ساز ایتالیایی.
    ۱۹۶۵ - وینستون چرچیل سیاست‌مدار و نویسنده انگلیسی.
    ۲۰۱۰ - اعدام علی حسن المجید.
    ۱۹۷۲ - دینو بوتزاتی، نویسنده ایتالیایی.
    ۱۸۲۹ - الکساندر سرگییویچ گریبایدوف، دیپلمات و نمایش‌نامه‌نویس روس. (زاده: ۱۷۹۵)
    ۱۹۹۱ - جان باردین، فیزیک‌دان آمریکایی و برنده جایزه نوبل فیزیک.
    ۱۵۴۳ - توکوگاوا یسایو، شگون ِ ژاپن (مرگ ۱۶۱۶).
    ۱۵۹۷ - جان فرانسیس رگیس، قدیس فرانسوی (مرگ 1640).
    ۱۸۶۸ - تئودور ویلیام ریچاردز، شیمیدان آمریکایی، برنده جایزه نوبل (مرگ ۱۹۲۸).
    ۱۸۸۱ - ایروینگ لنگ مویر، شیمیدان آمریکایی، برنده جایزه نوبل (مرگ ۱۹۵۷).
    ۱۹۰۲ - آلوا میدرال، سیاستمدار سوئدی، برنده جایزه نوبل (مرگ ۱۹۸۶).
    ۱۹۱۴ - جرسی جو والکات، بوکسور آمریکایی (مرگ ۱۹۹۴).
    ۱۹۱۵ - آلن لوماکس، موسیقی شناس آمریکایی (مرگ ۲۰۰۲).
    ۱۹۴۱ - جسیکا والتر، بازیگر آمریکایی.
    ۱۳۲۸ - شاه شارل چهارم
    ۱۶۹۱ - پاپ الکساندر هشتم
    ۱۸۵۱ - مری شلی نویسنده انگلیسی
    ۱۹۴۴ - پیت موندریان نقاش هلندی
    ۱۹۵۷ - فریدریش پاولوس فیلد مارشال آلمانی
    ۱۹۵۸ - کلینتون دیویسون فیزیک‌دان آمریکایی
    ۱۹۶۶ - باستر کیتون بازیگر آمریکایی
    ۱۹۷۶ - ورنر کارل هایزنبرگ فیزیک‌دان آلمانی
    ۱۹۷۶ - جورج ویپل زیست‌شناس آمریکایی
    ۲۰۰۳ - کالپانا چاولا فضانورد آمریکایی
    ۲۰۰۳ - لارل کلارک فضانورد آمریکایی
    ۲۰۰۳ - ایلان رامون فضانورد اسرائیلی
    ۲۰۰۷ - جیان کارلو منوتی آهنگساز ایتالیایی
    ۱۷۶۹ - پاپ کلمنت سیزدهم.
    ۱۸۹۹ - اوتمار مرگانتالر مخترع آلمانی ماشین حروف‌چینی.
    ۱۸۳۷ - شارل فوربر فیلسوف سوسیالیست فرانسوی.
    ۱۹۰۷ - دمیتری مندلیف شیمیدان روسی.
    ۱۹۷۰ - برتراند راسل، فیلسوف و منتقد اجتماعی بریتانیایی.
    ۱۹۷۴ - ایمره لاکاتوش فیلسوف مجارستانی.
    ۱۹۷۹ - سید ویشس موسیقیدان انگلیسی.
    ۱۰۱۴ - اسوین اول دانمارک.
    ۱۴۵۱ - مراد دوم خلیفه عثمانی.
    ۱۴۶۸ - یوهانس گوتنبرگ مخترع آلمانی ماشین چاپ.
    ۱۹۲۴ - توماس وودرو ویلسون بیست و هشتمین رئیس جمهور ایالات متحده.
    ۱۹۵۶ - امیل بورل ریاضیدان فرانسوی.
    ۱۹۵۹ - بادی هالی خواننده آمریکایی.
    ۱۹۷۵ - ام کلثوم خواننده مصری.
    ۷۰۸ - پاپ سیسینیوس.
    ۱۸۹۴ - آدولف ساکس سازنده ساز بلژیکی.
    ۱۹۲۸ - هندریک لورنتز فیزیکدان و برنده جایزه نوبل هلندی.
    ۱۹۷۴ - ساتیندرا بوز فیزیکدان هندی.
    ۱۹۸۷ - مینا کشورکمال فمنیست افغانستانی.
    ۲۰۰۱ - یانیس زناکیس آهنگساز یونانی.
    ۲۰۰۶ - بتی فریدان فمنیست آمریکایی.
    ۱۳۸۵ - اصغر پارسا، سخنگوی فراکسیون جبههٔ ملی در مجلس هفدهم.
    ۱۳۸۹ - محسن یوسف‌بیک، بازیگر و مجری تلویزیون
    ۱۳۷۴ - سیاوش کسرایی، شاعر ایرانی
    ۱۷۲۵ - پتر یکم تزار روسیه.
    ۱۸۰۴ - جوزف پریستلی شیمیدان و فیلسوف انگلیسی.
    ۱۹۲۱ - پطر کروپوتکین فیلسوف آنارشسیت روسی.
    ۱۹۵۷ - جان فون نویمان، ریاضیدان و دانشمند آمریکایی مجارستانی‌الاصل
    ۲۰۰۷ - آنا نیکول اسمیت مُدل و هنرپیشه آمریکایی.
    ۱۳۸۶ - ژازه طباطبایی، نقاش، شاعر و مجسمهساز ایرانی.[۱۰]
    ۱۸۸۱ - فئودور داستایوسکی نویسنده روس.
    ۱۹۸۴ - یوری ولادیریمویچ آندروپوف سیاست‌مدار و دبیر کل حزب کمونیست اتحاد شوروی.
    ۱۸۳۷ - ویلهلم کنراد رونتگن فیزیکدان آلمانی، کاشف اشعه ایکس و برنده جایزه نوبل فیزیک
    ۱۸۳۷ - الکساندر پوشکین نویسنده رمانتیسیست روس
    ۱۳۷۵ - بزرگ علوی، نویسنده ایرانی
    ۱۶۵۰ - رنه دکارت، فیلسوف فرانسوی (ز. ۱۵۹۶).
    ۱۹۴۸ - سرگئی آیزنشتاین، فیلمساز روس، (اکتبر)) (رزمناو پوتمکین)، (ز. ۱۸۹۸)
    ۱۹۶۳ - سیلویا پلات، شاعر، رمان‌نویس، نویسندهٔ داستان‌های کوتاه، و مقاله‌نویس آمریکایی، (ز. ۱۹۳۲)
    ۱۹۶۸ - پیتیریم آلکساندروویچ سورکن، جامعه‌شناس آمریکایی روس‌تبار(ز. ۱۸۸۹).
    ۲۰۰۵ - آرتور میلر، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و مقاله‌نویس آمریکایی (ز. ۱۹۱۵).
    ۱۳۲۷ - حسن البنا، بنیانگذار اخوان المسلمین
    ۱۸۰۴ - ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی (ت. ۱۷۲۴).
    ۱۹۵۴ - ژیگا ورتوف، فیلمساز روس، (سه ترانه برای لنین)، (ت. ۱۸۹۶).
    ۱۹۷۹ - ژان رنوار کارگردان پر آوازهٔ فرانسوی.
    ۲۰۰۸ - عماد مغنیه فرمانده نظامی حزب الله لبنان با انفجار بمب در دمشق ترور شد.
    ۱۳۴۵ - فروغ فرخزاد شاعر ایرانی.
    ۱۹۹۵ - عبدالهفید سعید، رهبر دانشجویی الجزایر، به قتل رسید
    ۷۲۱ - شیلپریک دوم پادشاه مروونژی.
    ۱۷۷۹ - جیمز کوک، کاشف اسکاتلندی، کشته شد، (ت. ۱۷۲۸).
    ۱۸۳۱ - وینسنتو گوئررو، قهرمان انقلابی مکزیک، (ت. ۱۷۸۲).
    ۱۹۴۳ - داوید هیلبرت، ریاضیدان آلمانی.
    ۱۹۴۹ - یوسف سلمان یوسف، دبیرکل حزب کمونیست عراق از ۱۹۴۱ تا زمان اعدامش در ۱۹۴۹، از اولین کمونیست‌های عراق، (ت. ۱۹۰۱).
    ۱۳۵۷ - سرلشکر منوچهر خسروداد، فرمانده هوانیروز،(تیرباران)
    ۱۳۵۷ - سرلشکر رضا ناجی (سرلشکر)، فرماندار نظامی اصفهان،(اعدام)
    ۱۳۵۷ - سپهبد نعمت الله نصیری، سومین رئیس ساواک،(اعدام)
    ۱۳۵۷ - سپهبد مهدی رحیمی، فرماندار نظامی تهران،(اعدام)
    ۱۹۸۸ - ریچارد فاینمن، فیزیک‌دان آمریکایی
    ۲۰۰۷ - رابرت آدلر، دانشمند و مخترع اتریشی
    ۱۳۳۹ - مهوش، خوانندهٔ زن ایرانی
    ۱۳۴۴ - اسماعیل امیرخیزی، نویسندهٔ ایرانی و از رجال انقلاب مشروطه ایران
    ۱۳۸۱ - رضا ژیان، بازیگر، کارگردان و فیلمنامه نویس سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی
    ۱۹۷۹ - نعمت الله نصیری رییس ساواک که اعدام شد. (ت. ۱۹۱۱)
    ۱۹۸۴ - شیخ راغب حرب از پایه گذاران مقاومت اسلامی لبنان در برابر اشغالگری اسرائیل، توسط اسرائیل کشته شد.
    ۱۹۹۲ - سید عباس موسوی، دبیر کل حزب الله لبنان، با موشک اسرائیل کشته شد.
    ۱۳۶۴ - جیدو کریشنامورتی، عارف، متفکر، نویسنده و سخنران مشهور هندی (زادهٔ ۲۱ اردیبهشت، ۱۲۷۴)
    ۱۳۸۲ - عماد خراسانی، شاعر غزل‌سرا و قصیده‌سرا (زادهٔ ۱۳۰۰)
    ۹۲۳ - محمد بن جریر طبری مورخ و مفسر قرآن در بغداد درگذشت.
    ۱۹۷۳ - خسرو گلسرخی شاعر، نویسنده و فعال سیاسی مارکسیست اهل ایران (تیرباران، میدان چیتگر، تهران، ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ هجری خورشیدی).
    ۱۹۷۳ - کرامت‌الله دانشیان فعال سیاسی مارکسیست اهل ایران (تیرباران، میدان چیتگر، تهران، ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ هجری خورشیدی)
    ۱۳۵۲ - خسرو گلسرخی، شاعر.
    ۱۳۷۸ - نادر نادرپور، شاعر
    ۱۹۵۱ - درگذشت آندره ژید (به فرانسوی: André Gide) ‏ (۱۸۶۹ - ۱۹۵۱) نویسندهٔ فرانسوی

مزدیسنا

مَزدَیَسنا یا دین زرتشتی نامِ دینِ پیامبرِ ایرانی، اشوزرتشت اسپنتمان است. مزدَیَسنا صفت است و به‌معنای پرستندهٔ اهورامزدا است. مزدا هم همان خدای یگانه‌است. مزدَیَسنا ضدِ دیویَسنا است. دیویَسنا هم بمعنی پرستندهٔ دیو یا دَئِوَ می‌باشد و ضدِ آن واژهٔ وی-دَئِوَ یا ضدِ دیو است. مزدَیَسنا پیرامونِ ۱۲۰۰ (پیش از میلاد) تا ۱۰۰۰ (پیش از میلاد) از سوی پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان، پایه‌گذاری شد.[۱]

زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش کهن آریایی پرداخت و به تدریج برای خود پیروانی یافت که پس از وی به مزدیسنان یا زرتشتیان شُهره شدند. در ادبیاتِ مزدیسنا نیز مزدیسن با گویشِ پهلوی، معادلِ دین آورده به زرتشت، راستی‌پرست و با صفتِ زرتشتی آمده‌است..[۲] همچنین به زرتشتیان بهدین نیز می‌گویند.

عناصرِ مزدَیَسنا یکتاپرستانه‌اند و از یکتاپرستی سرچشمه می‌گیرند. البته در برخی منابع از ایشان به نامِ دوگانه‌پرست هم یاد شده که بیشتر در اثر اشتباهی است که در شناختِ درستِ مزدیسنا و بر اساسِ برداشت‌هایی از دو کتابِ دینکرد و بندهشن انجام شده[۳] و مزدیسنان با زروانیان به اشتباه یکی پنداشته شده‌اند زیرا اعتقاد به دوگانگیِ آفرینشی در میان زروانیان نیرومند است[۴] نه مزدیسنان. کتاب مقدس زرتشتیان اوستا است. از بخش‌های گوناگون اوستا بخشی به نام گاهان (سرودها) سخنانِ شخص زرتشت بوده‌است.

دین زرتشتی مبتنی بر نوعی توحید است، یعنی زرتشتیان به خدای بزرگی به نام اهورامزدا ایمان دارند و برخی نیروهای طبیعی مانند آب، آتش، باد، خاک و خورشید را داری ایزدی مأخوذ از صفات خداوند می‌دانند و سرچشمه پلیدی‌ها و تاریکی‌ها را در وجود خبیثی به نام اهریمن جستجو می‌کنند.[۵]

محتویات

    ۱ ریشه نام مَزدَیَسنا
    ۲ تاریخچه مزدیسنا
        ۲.۱ مَزدَیَسنا در دورانِ هخامنشی
            ۲.۱.۱ موافقانِ مزدیسن بودنِ هخامنشیان
            ۲.۱.۲ مخالفانِ مزدیسن بودنِ هخامنشیان
            ۲.۱.۳ پس از هجوم اسکندر
        ۲.۲ مزدیسنا در دورانِ اشکانیان
        ۲.۳ مزدیسنا در دورانِ ساسانیان
            ۲.۳.۱ شکل گیریِ جامعهٔ پارسیانِ هند
        ۲.۴ مزدیسنا در دورانِ صفویان
        ۲.۵ مزدیسنا در دورانِ زندیه و قاجاریه
        ۲.۶ انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران
    ۳ جهان‌بینی زرتشتی
        ۳.۱ نظریه مرگ و بازسازی جهان
            ۳.۱.۱ خدا در مزدیسنا
        ۳.۲ آموزه‌های زندگی
        ۳.۳ اصول دین زرتشت
    ۴ آداب و احکام دینی
        ۴.۱ نماز
        ۴.۲ ازدواج
        ۴.۳ بدرود با گذشتگان
        ۴.۴ آداب سوگواری
        ۴.۵ ارج‌گذاری به روان جاویدان
    ۵ تاریخچه پژوهش در زمینه مزدیسنا
    ۶ جمعیت زرتشتیان
    ۷ آیین‌ها و جشن‌های دینی زرتشتیان
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

ریشه نام مَزدَیَسنا

واژهٔ مزدیسنا واژه‌ای اوستایی است که از دو جزء (مَزدَ + یَسنا) پدید آمده است. مزده معنی خدای دانا یا سرور را می‌دهد و یسنا نیز به معنی ستایش و پرستش است و در مجموع معنی مزداپرستی یا خداپرستی می‌گیرد. این واژه بگونهٔ مزدیسنی هم گفته شده‌است. پیروانِ این کیش را مزدیسنان یا خداپرستان می‌نامند. در برابر پرستش مزدا، پرستش دیوان درگذشته مرسوم بوده که متونِ زرتشتی، اینان را دیویسنان و مذهبشان را دیویسنی ثبت کرده‌اند.[۶] نام‌های دیگری برای این دین وجود دارد که مصطلح‌ترین آن در ایران دین زرتشتی است.[نیازمند منبع] در گذشته به پیروانِ این دین بهدین، مجوس، گبر نیز گفته شده‌است. در بیشتر زبان‌ها نام این دین را به نام پیامبر آن، زرتشت منسوب می‌نمایند.
تاریخچه مزدیسنا
نشان فره وهر تخت جمشید.

از وحدت و اجتماع معنوی مزداپرستی شرق و غرب ایران آگاهی دقیقی در دست نیست.[۷] مغان مردان دینی و موبدان هخامنشیان بودند. در مورد اینکه از چه زمانی دین زرتشتی در ری، پایگاه مرکزی مغان آغاز به تلاش کرد، نشانه و شواهد روشنی موجود نیست. گمان می‌رود که دیرترین هنگام برای این رویداد هنگام بنیادگذاری پادشاهی هخامنشیان بوده‌باشد.[۸]

زرتشت و آموزش مغان بر روی اندیشه‌های یونانی کارسازی پرداخت که راست و واقعی بود اما نه یونانیان و سریانیها و نه نویسندگان ارمنی، هیچ یک از زرتشت اوستائی و از کیش او که در گات‌های اوستا بازگو شده‌است، آگاهی نداشتند. به احتمال زیاد مزدیسنا در آغاز یک نهضت محلی در ایران خاوری بوده‌است که هنوز مرزهای آن مشخص نشده‌است. این کیش نو با مقاومت و مقابلهٔ شدید کیش‌های رایج مواجه شده و برای مدتی دراز نتوانست به برتری و چیرگی کامل برسد و چون گسترش یافت، دگرگون شد. کیش زرتشتی با آیین‌هایی که در پی برانداختن آنها برخاسته بود، در آمیخت و مزدیسنا به گونه‌ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید.[۹]
مَزدَیَسنا در دورانِ هخامنشی

وضعیتِ زرتشتیان تا پیش از زمان اشکانیان به درستی معلوم نیست و منابع از میان رفته‌اند. در مورد زرتشتی بودن هخامنشیان در بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد.
موافقانِ مزدیسن بودنِ هخامنشیان

گروهی بر این نظر هستند که مزدیسنا از زمانِ هخامنشیان و از زمانِ داریوش بزرگ وجود داشته‌است و خدای خاندان هخامنشی دستِ کم از زمان داریوش، اهورامزدا بوده‌است. همچنین در زمان پادشاهی اردشیر یکم در حدود سال ۴۴۱ پیش از میلاد، تقویم امپراتوری اصلاح شد و نامِ ماه‌های سال به نامهای ایزدان مَزدَیَسنا نامگذاری شدند.[۱۰] می‌توان گفت مزدیسنا در زمان هخامنشیان در حالِ پیشرفت در میان باورهای عامه مردم بوده‌است.

برخی از پژوهشگران، مانند آلبرت اومستد، ویل دورانت، هرتل و جورج کامرون این دیدِ سنتی را که زمان زندگی زرتشت مابین سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده را، قبول دارند و پدر داریوش بزرگ، ویشتاسپ را همان کوی ویشتاسپ پشتیبان زرتشت می‌پندارند.[۱۱] به اعتقاد این پژوهشگران، داریوش یک زرتشتی نو دین بوده‌است و این دین را به عنوان دین دولتی در کشور نوپای خود رواج داده‌است. بنابراین نظریه زرتشت همزمان با کوروش بزرگ بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌زیسته‌است و همچنین زرتشت شورش‌ها و رویدادهای واژگون‌گر سال ۵۲۲ پیش از میلاد را به چشم دیده‌بوده و چندی پس از آن درگذشته‌است.[۱۲]
کسانی مانند مری بویس که به تفکیک دقیق تعالیم گات‌ها یعنی آموزه‌های خود زرتشت با اوستای نو و حتی آیین کهن آریایی اعتقادی ندارند، هخامنشیان را به طور کلی پیرو زرتشت می‌دانند. اما برخی دیگر از محققان مانند دیاکونوف تأکید دارند که پادشاهان هخامنشی پیرو اوستای نو بودند.[۱۳]
مخالفانِ مزدیسن بودنِ هخامنشیان

دیدگاه دیگر بر این باور است که با توجه به روایات مورخان یونانی و سنگ‌نبشته‌های باقی‌مانده از زمان هخامنشیان هم از نظر باورها و عقاید و هم از نظر مراسم و آیین‌ها جهان‌بینی هخامنشیان با آئین کهن ایرانی مطابقت دارد، آیینی که در ضمن پرستش اهورامزدا، ایزدان متعدد و نیروهای طبیعت نیز پرستش می‌شدند. بر این باور، دینِ هخامنشیان به باورهای ودایی بیشتر از دین زرتشتی نزدیک است.[۱۴] همچنین اعتقاد دارند که آمدن صفت مزدیسنه (مزداپرست) که در پاپیروس‌های آرامی زمانِ هخامنشیان آمده دلیلی بر زرتشتی بودن هخامنشیان نمی‌تواند باشد چنانکه ذکر نام اهورامزدا در سنگ نبشته‌ها نیز دلیلی برای این امر محسوب نمی‌شود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی نه تنها به زرتشت بلکه به هیچ مطلب دیگری که بتواند این سنگ نبشته‌ها را رنگ زرتشتی دهد، اشاره نشده‌است.[۱۵] از دورهٔ پادشاهی کوروش سرزمین‌های شرق ایران، به پیوستگی شاهنشاهی هخامنشی درآمد. در این دوره پذیرش مزدیسنا به نیایش دینی خود عمل می‌کردند لیکن شاهنشاهان هخامنشی بر دین زرتشتی نبودند و هنگامی که مغان به نشر کیش زرتشتی برخاستند، آن را با آیین کهن ایرانی درآمیختند.[۱۶][نیازمند منبع]
پس از هجوم اسکندر

این دین پس از هجوم اسکندر مقدونی و کشته شدن موبدان برای مدت کوتاهی به خاموشی گرایید. چراکه در آن روزگار بیشترِ آثار دینی بشکلِ شفاهی و سینه به سینه انتقال می‌یافتند و روحانیان که با تکرار مستمرِ آنها منابع را در یاد داشتند و بگونه‌ای در حکمِ کتاب‌های زنده این دین بودند. ازینرو با قتل‌عام آنها، بسیاری از کتاب‌های باستانی مزدیسنا از بین رفتند یا ناقص شدند. از همین رو سنتِ زرتشتی، اسکندر را همواره با صفت گُجَسته یاد می‌کند. در متن پهلوی ارداویرافنامه گفته می‌شود که وی دستوران، داوران، هیربدان و موبدان بسیاری را کشت.[۱۷]
مزدیسنا در دورانِ اشکانیان

در زمان اشکانیان تلاش‌هایی در جهتِ بازآوری مزدیسنا انجام گرفت و سکه‌هایی بنامِ ایزدان ضرب کردند و آتشکده‌هایی بوجود آوردند. از میانِ آنها آتشِ آذر برزین مهر در کوه ریوند سبزوار از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است. در متون پهلوی آمده است که در دوره بلاش اشکانی اوستاهای تکه‌تکه شده پس از حملهٔ اسکندر گردآوری و بازنویسی شد.[۱۸] از آنجایی که سیاست مذهبی اشکانیان منطبق بر اصل تسامح دینی بوده و در نگاشته هایشان چندان گرایش به مذهب خاصی را بیان نکرده‌اند اطلاعات امروزی از کیفیت دین در دوره مزبور چندان دقیق نیست. بدنبال همین شیوه زمینه برای فعالیت آزادانه عقاید گوناگون مذهبی در ایران پدید آمد و مسیحیان و گنوسیان و مهرپرستان آزادانه به تبلیغ دین خود می‌پرداختند.[۱۹]
مزدیسنا در دورانِ ساسانیان
اردشیر یکم از سوی اهورامزدا مهر نشان شاهی دریافت می‌کند.

حدود ۲۲۴ تا ۲۴۰ میلادی در دوره اردشیر بابکان؛ دین زرتشتی دستخوش یک دوره تجدید حیات گردید.[۲۰] مزدیسنا در زمان ساسانیان، بدنبال پیروزی‌های اردشیر بابکان دین رسمی ایران شد[۲۱] و فراوانیِ جمعیت مزدیسنان در زمان ساسانیان به بالاترین مقدار خود رسید. فعالیت‌های کرتیر موبدان موبد دوران ساسانی در این گسترش بی تاثیر نبوده است. او مبارزات خود علیه نصارا و برهمنان را در کتیبهٔ خود در نقش رجب بیان کرده‌است.[۲۲] در دورهٔ ساسانی آتشکده آذرگشسب در شیز آذربایجان از اهمیت وافری بهره‌مند شد و شاهان ساسانی همواره نذوراتی را پس از پیروزیهای خود به آنجا تقدیم می‌نمودند.[۲۳] در همان دوران مانی پیامبر دین جدید مانوی دین مانی که تلفیقی از مزدیسنا و مسیحیت بود را عرضه کرد که اگرچه بسرعتی فزاینده رو به گسترش داشت بشدت توسط شاهان و موبدان ساسانی مورد تاخت و تاز قرار گرفت و دستورهای حکومتی بر ضد آن صادر شد.[۲۴] بعقیده مری بویس از اواسط دوران ساسانی دین رسمی تحت تاثیر راست کیشی زروانی قرار گرفت و عملاً زروانی دین رسمی کشور گردید.[۲۵] در این دوره که روحانیون درباری به قدرت بسیاری رسیده بودند جنبش مزدکی پدید آمد که بطرز شدیدی سرکوب شد و قباد پادشاه ساسانی که از این جنبش برابری خواهانه استقبال کرده بود از مقام شاهی خلع گردید. بدنبال آن در زمان انوشیروان گزارش پهلوی اوستای مکتوب نوشته شد.[۲۶]
شکل گیریِ جامعهٔ پارسیانِ هند
نوشتار اصلی: پارسیان هند

پس از شکستِ این سلسله و ورودِ اعراب مسلمان به ایران و درهم شکسته شدنِ امپراطوری ساسانی بسیاری از زرتشتیان به خراسان و از آنجا نیز به گجرات در هند مهاجرت نمودند. آن‌ها آتش مقدس خود موسوم به آتش بهرام را نیز به نوساری در گجرات منتقل نمودند. این گروه از زرتشتیان طیِ چندین سال به سوی کشور هندوستان مهاجرت کردند و جامعه پارسیان هند را تشکیل دادند.[۲۷]
مزدیسنا در دورانِ صفویان
نوشتار اصلی: مزدیسنا در دوران صفویان

در زمان صفویان شمار زیادی از آنان یا به پذیرشِ دین اسلام وادار شدند یا به نقاطِ مهجور و بیابانی همچون یزد و کرمان کوچانده شدند و یا کشته شدند. آنان در این دوره مجبور به پرداختِ جزیه بودند و قوانین سختگیرانه‌ای علیه‌شان وضع شد که تا حدود چند سدهٔ پس از آنان نیز پا بر جا بود. در دوره شاه عباس حدود سه هزار خانواده از ایشان برای مشاغل مختلف به اصفهان آورده شدند و در پایان دوره صفوی شاه سلطان حسین صفوی فرمان به تغییر دین ایشان داد. شماری کشته شدند و شماری تغییر مذهب دادند و عده‌ای از آنان نیز به بیابانهای یزد و کرمان گریختند.[۲۸]

در میان کوی‌های چهارگانه در اصفهان می‌توان از کوی گبرآباد که جایگاه زندگی گروهی از دین‌داران کهن ایرانی است، یاد کرد. زرتشتیان از دیرباز در پیشرفت و شهری‌گریِ (:تمدن) این مرزوبوم پُرکار بوده‌اند.[۲۹] در آغاز سدهٔ ۱۸ میلادی، شمار زرتشتیان ایران، نزدیک به یک میلیون تن بوده است. آن‌ها در کنار یهودیان و مسیحیان در همهٔ روزگار صفوی –مگر در بخشی از روزگار شاه عباس اول که سیاست دینی ویژه‌ای را دنبال می‌کرد- در آزار و رنج بوده‌اند. در زمان شاه عباس، شمار بسیاری از زرتشتیان از همه سوی ایران به دهی به نام گبرآباد کوچ داده شدند.[۳۰]

تاورنیه می‌نویسد: «شمار زرتشتیان کرمان ۱۰ هزار تن و همین شمار در اصفهان زندگی می‌کنند و کار آن‌ها بیشتر بازرگانی، به ویژه بازرگانی پشم است و بیشتر با هندوستان در پیوند هستند. هندوها و زرتشتیان از آن‌رو که به بالندگی اقتصاد کشور کمک می‌کردند و نیز در پی گسترانیدن اندیشه‌های دینی خود نبودند، از سوی دولت صفوی بازخواست نمی‌شدند.»[۳۱]
مزدیسنا در دورانِ زندیه و قاجاریه
آتشکده "آتش بهرام در یزد"

در دورانِ زندیه زندگی نسبتاً آرامی را به دلیل سیاست‌های میانه روانهٔ کریم خان زند سپری کردند اما با شوریدن آقا محمد خان قاجار بر زندیه، زندگی آنانی که در بیرون حصار شهر کرمان زندگی می‌کردند دوباره بخطر افتاد و آقا محمد خان بسیاری از آنان را بهمراه دیگر شهروندان کرمان به بهانه پناه دادن به لطفعلی خان زند از دم تیغ گذراند. در زمان قاجاریان نیز قوانینِ سختگیرانه‌ای که از دوران صفویان برای مجبور کردن آنان به پذیرشِ اسلام پابرجا مانده بود همچنان بر آنان اعمال می‌شد. از جمله این قوانینِ سختگیرانه می‌توان به دادنِ شغلهای پست به آنان، عدم اجازهٔ تجارت، عدم اجازهٔ مسافرت، عدم اجازه خروج از منزل در روزهای بارانی و... اشاره کرد. در دوره قاجار در یزد و کرمان که تجمع زرتشتیان آن دوران بیشتر در همین نواحی بود، متعصبان و اوباشان به یکسان، بر سر زرتشتیان می‌ریختند و با آنان بدرفتاری می‌کردند و حتی برخی از ایشان را می‌کشتند و اموال آنها را می‌دزدیدند و به‌ویژه کتاب‌های آنها را می‌گرفتند و می‌سوزاندند. در این زمان هنوز مسافرت برای آنان ممنوع بود.[۳۲]
انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران

در قرنِ نوزدهم، مانکجی لیمجی هاتریا از پارسیان هند به‌عنوان نماینده انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران مامور شد درباره درستی خبرهایی که درباره زرتشتیان درون ایران به هند می‌رسید و وضعیت کلی آنان گزارشی را به انجمن ارائه نماید. وی در گزارشی که به سال ۱۸۵۴ به انجمن داد، شمار دقیق آنان را چنین گزارش کرد:

۶۶۵۸ نفر در یزد و روستاهای اطراف آن، فقط ۴۵۰ نفر در کرمان و حومه، ۵۰ نفر در پایتخت، یعنی تهران، و تعداد کمی هم در شیراز. این در حالیست که در همان دهه تعداد پارسیانِ بمبئی ۱۱۰، ۵۴۴ نفر (یعنی بیست درصد جمعیت شهر) برآورد شده بود، و نیز ۲۰۰۰۰ نفر در سورات و احتمالاً، ۱۵۰۰۰ نفر در بقیه گجرات و دیگر مناطق پراکنده در هند. او درین دوره نسبت بوضعیت نابهنجار زندگی زرتشتیان و به‌عنوان نماینده پارسیان هند به ناصرالدین شاه قاجار شکایت برد. پارسیان هند برای بفرجام رسیدن درخواست هایشان جهت بهبود زندگی زرتشتیان، حکومت هند را تحت فشار گذاردند تا نسبت بشاه اعمال نفوذ کند. مانکجی همچنین بهمراه اکابر یا بزرگان پارسی دست به‌کار بازسازی آتشکده‌ها و دخمه‌های ویران شده و هر آنچه توانستند برای تهیدستان انجام دادند و به تأسیس مدارس آموزش به سبک غربی برای زرتشتیان پرداختند و دیری نگذشت که به‌کمک صندوق‌های خیریه پارسی، در یزد و کرمان و بسیاری از روستاهای زرتشتی، مدارس ابتدائی تأسیس شد و به سال ۱۸۶۵ یک مدرسه کوچک شبانه‌روی هم در تهران گشایش یافت.[۳۳]

سرانجام با فشارهای پارسیان و پادرمیانی دولتِ هند و انگلیس، ناصرالدین شاه برخی قوانین را اصلاح کرد و زرتشتیان توانستند به امنیت و احترام بیشتری نسبت به عهد قدیم دست یابند. بطور کلی می‌توان گفت نیم سده پس از برافتادن جزیه، از جنبه‌های گوناگون، عصر زرین زرتشتیان ایران بود. آنان پس از اینکه تعصب‌ها کاهش یافت به شهرهای بزرگ‌تر مهاجرت کردند و با ایجاد مراکز دینی، آموزشی و اجتماعی هم اکنون در کنار دیگر هم میهنان به همزیستی مسالمت آمیز که در مزدیسنا سفارش شده ادامه می‌دهند.[۳۴]
جهان‌بینی زرتشتی
آداب و مراسم زرتشتی

براساس داده‌های متون دینی مزدیسنا جهان میدان نبرد میان نیروهای خیر و شر است که مردمان و راست اندیشان می‌بایست با گرایش به دین و اندیشهٔ نیک، گفتار نیک، کردار نیک خیر را در پیروزی برابر شر یاری رسانی کنند.[۳۵] این شیوهٔ تفکر در عقاید هندی نیز بچشم می‌خورد اما تفاوت اندیشه زرتشتی با آن در این عنوان شده که در دین زرتشت زندگی و حیات و کار و تلاش نکوهش نشده[۳۶] و بر اساس گفتار زرتشت در گاهان

    والاترین مردم کسی می‌تواند باشد که در پیشرفت مردم و آبادی جهان کوشش بیشتری نماید.[۳۷]

براساس این عقاید مرگ و ویرانی منشا شر داشته و تخریب، کارِ روح مخرب یعنی انگره مینوست و از این رو تخریب و غم و سوگواری بیش از حد و کشتار پذیرفتنی نیست.[۳۸]

منشا شناخت خیر از شر را اندیشه[۳۹] و وجدان که دئنا آمده دانسته‌اند. جهان مادی و تن و شادمانی آفریده‌های خدا هستند و وظیفهٔ دینی انسان است که از آن‌ها نگاهداری کند و آن‌ها را گسترش دهد و از آن‌ها بهره گیرد. زرتشتیان اعتقاد دارند که در پیروی از این طریق جبری در کار نیست. اختیار برای هر فرد بخشی اساسی از مزدیسنا است. گرچه انسان متحد خداست اما همهٔ آدمیان باید میان راستی و دروغ یکی را برگزینند. اعتقاد به سرنوشتی از پیش مقدر شده از دید اخلاقی زرتشتیان نکوهیده است زیرا این کار از عدل و نیکی خدا می‌کاهد.[۴۰]
نظریه مرگ و بازسازی جهان
نوشتار اصلی: فرشگرد

حسب گزارش‌های دینی دیرینِ مزدیسنا، در نهایت کار جهان با پیروزی نیکی بر پلیدی به پایان می‌رسد و در آن زمان فرشگرد یا بازسازی جهان به سبکی که پیش از هجوم اهریمن بوده برقرار می‌شود.

روان مردمان و اعمالشان به بوتهٔ داوری گذاشته شده و هرکس مطابق با عملی که مرتکب شده پاداش یا تنبیه دریافت می‌کند. دین زرتشت در جهانبینی خود به داوری پایان جهان و زندگی پس از مرگ ایمان دارد چرا که در صورت نفی زندگی پس از مرگ می‌بایست پیروزی را از آن اهریمن بدانیم.[۴۱] آیین‌های بیشماری در متون دینی متاخر که پس از گاهان زرتشت نوشته شده، آمده‌است که متشکل از آیین‌ها و مراسم و نیایش‌ها و فرشتگانی است که به عقیدهٔ بسیاری از پژوهشگران به دورانِ پیش از پیدایش زرتشت تعلق دارد.[۴۲]
خدا در مزدیسنا
نوشتار اصلی: اهورامزدا

خدای نیک‌سرشت در کیش زرتشتی، اهورامزدا نام دارد که به معنی سرور دانا است و پرستیده می‌شود. برای اهورا مزدا در هرمزد یشت، در حدود شصت صفتِ نیک آورده شده و تقریباً همهٔ چیزهای خوب به وی منتسب شده‌است. بر اساسِ گاتها، اهورامزدا هم آفریننده روشنایی و هم تاریکی است.[۴۳] بر اساسِ کتابِ بندهشن که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالفِ اهورامزدا و زایندهٔ بدی‌ها را اهریمن (انگره مینیو) معرفی می‌کند[۴۴] که نص صریح گاتها است.[۴۵] در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توانِ ذاتی برای مقابله با قدرتِ اهورا مزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست بلکه اهریمن همان اندیشهٔ بد است اما در باورِ زروانیان، اهریمن برادر و رقیبِ اهورا مزدا و پسر زروان[۴۶] و دارای هویتی جداگانه از اهورا مزدا است. زرتشتیان امروزی نیز خود را یکتاپرست می‌دانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدی‌ها می‌نامند نه یک خدا. این شائبه احتمالاً بدلیل تغییر مفهوم و ماهیت انگره مینو در دین مربوط می‌شود که این قطب مخالف سپنته مینو با اهریمن یکی گشته است.

در نظر مزدیسنان، خدا خیر مطلق است و چون اساساً مخالف بدی است، نمی‌تواند هیچ گونه ارتباطی با آن داشته باشد و در سراسر تاریخ در ستیز زندگی و مرگ با بدی درگیر است. خدا سرچشمهٔ همهٔ خوبی‌هاست. شر واقعیت دارد اما نیرویی است که در پی نابودی و فساد و آلودگی است و مرگ و بیماری و فقر و گناه همگی کار اهریمن است که در صدد نابودی جهان ایزدی است. خدا وجودی خردگراست و برای هر چه می‌کند دلیلی دارد. خدا جهان را آفریده است که یاور او در نبرد با شر باشد. جهان می‌تواند آوردگاه میان خوب و بد باشد اما ذاتاً نیک است و اگر شر آن را تباه نکرده باشد، مشخصات آفرینندهٔ خود را که نظم و هماهنگی است، می‌نمایاند.

انکار بنیان نیک خدایِ جهانِ مادی یکی از بزرگ‌ترین گناهانی است که یک زرتشتی می‌تواند مرتکب شود.[۴۷]
آموزه‌های زندگی
در مزدیسنا سوزاندن چوبهای معطر در مراسم مذهبی، جشنها و خانه‌ها، برای خشنودی ایزدآذر و دور کردن عناصر فساد مرسوم بوده است.[۴۸] - دربِ مهر ِ اصفهان

بر اساس آموزه‌های دینی زرتشتی اگر جهان به خدا تعلق دارد، پس رهبانیت یا زهد و کناره‌گیری از آن گناه است. اگر مشخصهٔ خدا آفرینندگی و افزایش بخشی است، پس وظیفهٔ دینی آدمیان کار برای افزایش آفرینش خوب از طریق کشاورزی و پیشه‌وری و ازدواج است. تجرد، گناه است زیرا مانع آفرینش خوبی است. سقط جنین و هم‌جنس‌گرایی نیز گناه به شمار می‌روند، زیرا این اعمال به گونه‌ای مؤثر مانع تحقق هدف واقعی که همان افزایش آفرینش خوب است، می‌شوند.

انسان از پنج عنصر اما به صورت واحدی تشکیل شده است: روان، جان، فروشی (خود آسمانی او)، وجدان و تن. بنابراین سلامت روانی و جسمی همراه هم هستند. این طرز تفکر که با فشار آوردن به بدن می‌توان به پیشرفت معنوی رسید، در دین زرتشتیان مردود شمرده می‌شود. از آنجا که دنیای مادی به خدا تعلق دارد موفقیت مادی که شرافتمندانه و بدون آزار رسانیدن به دیگران به دست آید و با بخشندگی همراه باشد، کمکی است به پیشرفت معنوی و نه مانعی برای آن. بر خلاف بسیاری از مکاتب اندیشه‌گرای آیین هندو، دین زرتشتی دارای اخلاق عملی است. تن پروری از آن اهریمن است و کار لازمه زندگانی است. دین زرتشتی بدون کار زندگی را بیهوده و بی‌فایده می‌داند. متون دینی اهریمن را عامل گسترش فقر و محنت درجهان می‌دانند. در روزی از ماه که به خدا اختصاص دارد یعنی روز هرمز، روز اول ماه به مؤمنان اندرز می‌دهند که «می خور و خوش باش» البته به همان نسبت عیاشی و مستی و هرزگی نیز مذموم است زیرا همه باید تحت فرمان اعتدال آرمانی باشند. انسان که مخلوق بزرگ و متعلق به خداست، هدف خاص حمله‌های شر است و وظیفهٔ مؤمنان این است که بر این حمله‌ها غلبه یابند.

    بر تردید و آرزوی نادرست با خرد چیره شوند، بر آز با خرسندی، بر خشم با آرامش، بر رشک با نیکخواهی، بر نیاز با هشیاری، بر ستیز با آشتی، بر دروغزنی با راستی.[۴۹]

اصول دین زرتشت

اصول دین زرتشتی شرط‌های اصلی خداباوری زرتشتی و دیناور بودن است. هر فرد زرتشتی می‌بایست در زمان سدره‌پوشی با خرد و اندیشه خود به اطمینان به این اصول ایمان آورده باشد و آن‌را در طول زندگی مذهبی خود درنظر داشته باشد. اصول دین زرتشتی بر نه اصل استوار است که به ترتیب شامل:[۵۰]

۱. ایمان به وحدت خدا ۲. ایمان به پیامبری زرتشت ۳. باور به جهان مینوی و عالم معنا ۴. ایمان به نظم و راستی کارجهان(اشا) ۵. باور به جوهر آدمیت ۶. اعتقاد به فروزه‌های هفت‌گانه خداوند ۷. اعتقاد به نیکوکاری ۸. اعتقاد به تقدس عناصر چهارگانه: آب، باد، خاک و آتش ۹. اعتقاد به فرشگرد یا آخرالزمان.
آداب و احکام دینی
مراسم سدره پوشی یک کودک زرتشتی اهل هندوستان

آداب و احکام دین زرتشتی شباهت‌های زیادی با ادیان دیگر بویژه دین اسلام و دین یهود دارد. ضمن اینکه بدلیل ریشه و پیشینه مشترک ویژگی‌های کمابیش نزدیکی بین این دین و دین هندو نیز بچشم می‌خورد.
نماز
نوشتار اصلی: نماز زرتشتی

مسئله عبادت و نماز در دین زرتشتی شباهت زیادی با دین اسلام دارد. در دین مزدیسنا پنج نماز روزانه از واجبات شمرده می‌شود و هر فرد زرتشتی که به سن پانزده سالگی رسیده باشد موظف است پنج نماز روزانه را پس از تطهیر سر و دست و پاها بجای آورد.[۵۱] زرتشتیان برای طهارت آداب ویژهٔ خود را دارند که البته با آداب و سنن اسلامی کشور ایران کاملاً همخوانی دارد. آب روان و خاک و نور خورشید از تطهیرکنندگان سنتی این دین هستند و بر پاکیزگی در این تاکید بسیار شده است. آداب تطهیر برای مردگان نیز می‌باید که صورت پذیرد.
ازدواج
نوشتار اصلی: پیوکانی

در دین زرتشتی به آیین زناشویی، آیین پیوکانی گفته می‌شود. ازدواج در میان زرتشتیان امری سفارش شده و پسندیده است[۵۲] و به همان اندازه تجرد، تعدد زوجات و طلاق بجز در مواردِ نادر مانند نازایی یا بیماری زشت و مذموم شمرده می‌شود.[۵۳] این اصول، امروزه نیز میانِ زرتشتیان ایران حتی در محاکم و مراجع قضایی پیش‌بینی شده و رعایت می‌شود.
بدرود با گذشتگان
نوشتارهای اصلی: برج خاموشان و بدرود با گذشتگان

در کیش زرتشت، که دین رسمی دودمان هخامنشی بود، خاک عنصری مقدس شمرده می‌شد و از این روی مردگان را در خاک دفن نمی‌کردند.[۵۴] اعتقاد شدید به عناصر پاک طبیعت و تلاش برای پرهیز از آلودنِ آن سبب شده بود در گذشته آنان مردگان خود را در بلندی یا در برج خاموشان قرار دهند که جسم آنان به طبیعت بازگردد. واژهٔ دَخمَه در اوستا و در پهلوی دَخمَک، به معنی داغ‌گاه آورده شده است. در زبان فارسی به دخمه، استدان و دخمه‌دان هم می‌گویند.[۵۵] بعضی از استودان‌های عهد ساسانی مشتمل بر نوشته‌های مذهبی و نام، در گذشته بوده‌است.[۵۶] این سنت که پیش از زرتشتیان در ایران نیز انجام می‌گرفت ممکن بوده سنتی عیلامی بوده‌باشد. در دوران پیش از اسلام مردگان زرتشتی در استودان یا دخمه جای می‌گرفتند و استفاده از برج خاموشان در دوران باستان مرسوم نبوده است.[نیازمند منبع] اما از قرن پیش این رسم متروک گردیده و آنان مردگان خود را در مقبره‌های سیمانی که با زمین پاک ارتباط ندارد می‌گذارند[۵۷] و یا مرده را در تابوتی آهنین قرار داده و سپس در خاک قرار می‌دهند.
آداب سوگواری

در آداب سوگواری در مزدیسنا، شیون و زاری بیش از حد برای مردگان جایز نیست و آن‌را موجبِ آزرده‌شدنِ روانِ درگذشته و ضعف و کم‌طاقتیِ بازماندگان می‌دانند.[۵۸]
ارج‌گذاری به روان جاویدان
نوشتار اصلی: ارج‌گذاری به روان جاویدان

دین زرتشتی باور بر این است که روان در گذشته سه روز زیر راهنمایی سروش در این جهان می‌ماند. از این‌رو نمازهای ویژه در سه شب برای آسایش روان و خشنودی سروش خوانده می‌شود. باور این است که روان درگذشتگان سالی پنج روز پیش از نوروز و سپس در روز فروردین ماه از بازماندگان خود در این جهان دیدن می‌کنند و از این رو در آن‌روزها بازماندگان نیز در آیین ویژه شرکت می‌کنند.[۵۹]
تاریخچه پژوهش در زمینه مزدیسنا
بخشی از یسنای ۲۸. مطالعه و کشف ویژگی‌های زبان اوستایی توسط اوستاشناسان به شناخت بهتر اصول قدیمی دین زرتشتی کمک شایانی نمود.

شناخت امروزی از اوستا و محتوی آن تا حد زیادی مرهون تلاش‌های مسشترقین غربی در بازشناسی زبان اوستایی است. هرچند در گذشته در ابتدای دوران اسلامی نیز پژوهشهای عمده‌ای در این زمینه از سوی برخی دانشمندان مانند ابوریحان بیرونی و شهرستانی و ابن ندیم صورت گرفته بود اما پژوهشهای روشنگر از حدود قرن هجدهم آغاز شد. جایی که آنکتیل دوپرون درسال۱۷۵۵ تصمیم گرفت از فرانسه[۶۰] سفری به شرق را آغاز کند تا ببیند آیا هنوز کسی بر این دین باقی‌مانده است یا خیر. آشنایی او البته از پژوهش‌هایی بود که پیشتر در این زمینه انجام شده‌بود مانند پژوهش‌های توماس هاید و بریسون و بر اثر انتشار کتب آنها او سفر شرق خود را آغاز نمود.[۶۱] او در شهر سورات هندوستان که عمدتاً پارسی نشین بود میهمان دستور داراب از علمای زرتشتی بود و همانجا دست‌نویس اوستای خود را نوشت و با خود به آکسفورد لندن برد. پس از آن موجی از اوستاشناسی در دانشگاه‌های اروپا به راه افتاد و بدنبال آن اشخاصی مانند دارمستتر و بارتولومه تحقیقات اصلی را انجام دادند. هرچند آثار آنها نیز بی‌اشکال نبود اما تا حد زیادی موجب روشن شدن ماهیت زبان اوستایی شد. در ایران نیز پژوهش در این زمینه با ابراهیم پورداوود آغاز شد.[۶۲]
جمعیت زرتشتیان
نوشتار اصلی: فهرست کشورها بر پایه جمعیت زرتشتی
مراسم عروسی زرتشتیان در هندوستان

بزرگ‌ترین جمعیت‌های زرتشتی در ایران و هند می‌باشد. زرتشتیان هند که بعد از حمله اعراب، از ایران به هند کوج کردند در هند به اسم پارسی شناخته می‌شوند و از شهروندان خوشنام و ارزشمند هندوستان بشمار می‌آیند. زرتشتیان ایران هم بیشتر در حوالی شهرهای تهران، یزد و کرمان و تعدادِ کمی نیز در اصفهان، شیراز و اهواز ساکن هستند. زرتشتیان هند پیشتر جمعیت زیادی از مردم گجرات و بمبئی را تشکیل می‌دادند اما هم اکنون متجاوز از یکصدهزار تن نیستند. در ایران نیز حدود شصت هزار نفر زرتشتی بسر می‌برند. کلاً جمعیت زرتشتیان جهان را بیش از دویست و ده هزار نفر ندانسته‌اند.[۶۳] زرتشتیان ایران مانند برخی دیگر از گروه‌های اقلیت مذهبی در ایران به رسمیت شناخته شده و در مجلس شورای اسلامی ایران دارای نماینده هستند. امروزه روند مهاجرت زرتشتیان ایران به خارج کشور بسیار سرعت گرفته[۶۴] و شمار زرتشتیان باقی‌مانده در ایران را نزدیک به بیست هزار نفر هم دانسته‌اند. در ایران مدارس و نشریاتی ویژه زرتشتیان وجود دارد و تحصیلات آنها در برخی دبیرستان‌ها مانند مارکار تهران‌پارس یا دبیرستان فیروز بهرام انجام می‌شود. نشریه‌ای بنام امرداد متعلق به سازمان‌های زرتشتی در ایران بصورت هفتگی چاپ می‌شود.[۶۵]

فهرست کشورهای دارای جمعیت زرتشتی به این شرح است:
کشور     جمعیت
هند هند     ۶۹٬۰۰۰[۶۶]
ایران ایران     ۲۰٬۰۰۰[۶۷]
ایالات متحده آمریکا آمریکا[۶۸]     ۱۱٬۰۰۰
افغانستان افغانستان[۶۹]     ۱۰٬۰۰۰
بریتانیا انگلستان[۷۰]     ۶٬۰۰۰
کانادا کانادا[۷۱]     ۵٬۰۰۰
پاکستان پاکستان[۷۲]     ۵٬۰۰۰
سنگاپور سنگاپور[۷۳]     ۴٬۵۰۰
جمهوری آذربایجان جمهوری آذربایجان[۷۴]     ۲٬۰۰۰
استرالیا استرالیا[۷۵]     ۲٬۷۰۰
خلیج فارس[۷۶]     ۲٬۲۰۰
مجموع     ۱۳۷٬۴۰۰
آیین‌ها و جشن‌های دینی زرتشتیان
جشن سده سال ۱۳۸۹ در مارکار تهرانپارس.

    آیین سدره‌پوشی:مراسمی مذهبی است که در طی آن شخص نوجوان با بستن کشتی رسماً به دین زرتشتی می‌گرود.
    گاهنبارها: جشن‌های آیینی که مجموعاً هفت جشن در سال برای خدا و فروزه‌های هفت‌گانه ی اوست نیز جزو آداب دینی آنان شمرده می‌شود که مهمترین آنها جشن نوروز می‌باشد.[۷۷]
    جشن تیرگان: در دهمین روز از ماه تیر هرساله جشن تیرگان بر‌گزار می‌شود. این جشن به امید دورکردن خشکسالی انجام می‌گیرد.
    جشن خردادگان:در چهارمین روز ماه خرداد این جشن به میمنت آب و آبادانی بر‌گزار می‌شود.
    جشن امردادگان:این جشن در روز هفتم ماه مرداد بر‌گزار می‌شود.
    جشن بهمنگان: این جشن هرساله ۲۶ دیماه بر‌گزار می‌شود.
    جشن اسفندگان:یا سپندارمذگان در دهه پایانی ماه بهمن انجام می‌شود که جشن بزرگداشت سپندارمذ و نیز ارج مقام زن و گرامی‌داشت زمین است.
    جشن فروردینگان:جشن و مراسمی است که به بزرگداشت روان درگذشتگان زرتشتی انجام می‌شود.
    نوروز:همزمان با اعتدال بهاری است و دوره جشن‌های نوروزی که تا شش روز همزمان با زادروز زرتشت دنبال می‌شود.
    جشن مهرگان:جشن مهرگان از جشن‌های قدیمی ایرانی است که از هر ساله در روز شانزدهم مهرماه بنام ایزد مهر بگار می‌شود. جشن مهرگان اگرچه امروزه محدود به جوامع زرتشتی شده اما درگذشته بخوبی میان مسلمانان ساکن ایران بویژه سلاطین و طبقه مرفه رایج بوده‌است.
    جشن سده: از جشن‌های قدیمی است که هر سال دهم بهمن ماه بر‌گزار می‌شود. این جشن با برپایی آتش بزرگ همراه است.

آزرمی‌دخت

آذرمی‌دخت، (به پارسی آذرمی دخت، ارزمی دخت، ارزمین دخت، آذرومی دخت)؛ ملکهٔ ساسانی بود که به گزارش طبری در سال 630 پ.م چند ماه بر اریکه پادشاهی نشست. وی خواهر ملکه بوران (پادشاهی 630 یا 631 پ.م.) و دختر خسرو پرویز بود. نام آذرمی دخت به معنی «دختر شخص محترم» می باشد که اشاره به پدرش خسرو دوم دارد. در دوران پر آشوب پایانی ساسانی، آگاهی اندکی از این ملکه داریم، با این همه سکه های بر جای مانده از آذرمی دخت گواه پادشاهی وی می باشد.[۱]

ملک ایرج مشیری سکه ای از این ملکه را به دست آورده و انتشار داده است. این سکه در سال یکم پادشاهی آذرمی دخت و در ضرابخانه ای که wyhc خوانده شده ضرب شده است. گویا "WYHC" نشان ضرابخانه ی شهر "وه-از-آمید کواد=)ارجان" بوده باشد. بر روی این سکه نیم تنه مردی دیده می شود. مشیری درباره وجود این نگاره بر سکه آذرمی دخت می گوید که این پیکره به احتمال نگاره ی فرخ هرمزد است که در آرزوی به چنگ آوردن قدرت بود و سرانجام با نام هرمزد ششم به پادشاهی رسید. وی همزمان با آذرمی دخت، اندک زمانی بیش از یک سال بر اریکه شاهی بود. هیچ سکه ای از هرمزد ششم در سال یکم پادشاهی اش ضرب نشده و تنها سکه های موجود، در سال دوم و سوم پادشاهی وی تاریخ گذاری شده اند. دو سکه ی دیگر از آذرمی دخت در پاریس در "Bibliotheque Nationale" نگهداری می شوند. م. فروغی هم سکه ای از وی در دست داشته است. بر روی این سکه ها، نشان ضرابخانه WYHC دیده می شود.[۱]

در گزارش های اسلامی درازای پادشاهی آذرمی دخت به گونه های متفاوت، شش ماه آمده است. طبری گزارش می دهد که فرخ هرمزد سپهبد خراسان، آذرمی دخت را به همسری خویش خواند. ملکه از نپذیرفتن درخواست فرخ هرمزد اندیشناک بود، او را به کاخ خویش فراخواند و فرمان داد تا او را بکشند. رستم فرزند فرخ هرمزد، به کین پدر تیسفون را گشود، ملکه را از تخت پادشاهی به زیر کشید و فرمان داد تا او را کور کنند و به قتل برسانند.[۱]

گزارش های اسلامی آذرمی دخت را بانویی خردمند و بسیار زیبا خوانده اند. در کتاب صور ملوک بنی ساسان، وی اینگونه نشان داده شده است: «نشسته بر سریر، پیراهن گلدوزی شده سرخ و شلوار آسمان گون به تن، در دست راست تبرزین و در دست چپ شمشیری گرفته که بر آن تکیه زده است. پی افکنی آتشکده ای در آبخاز و دژی در اسدآباد به وی نسبت داده شده است. به آذرمی دخت لقب «عادل» داده بودند. شاهنامه که وی را آذرم دخت خوانده و خطبه بر تخت نشینی و رخدادهای دوره پادشاهی وی را گزارش کرده، می گوید که وی در ماه پنجم پادشاهی اش تاج و تخت را از دست داده است. چگونگی مرگ وی در گزارش شاهنامه روشن نیست. گزارش های مسیحی هم که در پی این خواهند آمد، پادشاهی وی را گزارش داده اند و نام این ملکه را به گونه های مختلف یاد کرده اند.

شهبانو

شهبانو جایگاهی پادشاهی است و در معناهای ملکه سلطنتی (پادشاهِ زن)، ملکه همسر (همسر پادشاهِ مرد) و یا مادر پادشاه (ملکه مادر) به‌کار می‌رود.[۱] واژه شه مام ( شهمام ) نیز به معنی ملکه مادر آمده است که در زبان کردی رواج دارد. در ایران شهبانو لقب فرح دیبا (ملکه همسر محمدرضا پهلوی)، و پیش از اسلام برای دو پادشاه زن ساسانی، بوران‌دخت و آزرمی‌دخت بوده است. هرچند در تاریخ از آن برای زن های بسیار محترم یا بالا مقام هم یاد شده است به عنوان مثال میتوان به فرخ بانو همسر سلطان علی محجوب اشاره کرد

۲۰ مارس

 مارس در تقویم گرگوری، هفتاد و نهمین (در سال‌های کبیسه هشتادمین) روز سال است. ۲۸۶ روز تا پایان سال باقی است.
مناسبت ها

    روز جهانی زبان فرانسوی

رویدادها

    ۱۹۶۱ - ایران – نوروز به فرمان محمدرضا پهلوی لقب شهبانو که ریشه پارسی دارد و از دل تاریخ و ادبیات ایران بر آمده جای لقب ملکه ایران را می گیرد.

گاه‌شماری هجری خورشیدی

گاه‌شماری هجری خورشیدی یا تقویم هجری شمسی برپایهٔ گاه‌شماری جلالی با مبدأ هجری است. آغاز سال خورشیدی برابراست با نخستین روز بهار. گاه‌شماری هجری خورشیدی، اکنون در کشورهای ایران و افغانستان گاه‌شمار رسمی است. این گاه‌شماری در ایران با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴، گاه‌شمار رسمی کشور اعلام شد.

محتویات

    ۱ مبدأ گاه‌شماری
        ۱.۱ سرآغاز گاه‌شماری
    ۲ سال، فصل‌ها، ماه‌ها و روزها
    ۳ تاریخچه
        ۳.۱ گاه‌شماری هجری خورشیدی برجی
        ۳.۲ گاه‌شماری رسمی ایران
        ۳.۳ گاه‌شماری رسمی افغانستان
        ۳.۴ گاه‌شماری هجری شمسی ام‌القری
        ۳.۵ گاه‌شماری هجری شمسی در دیگر جاها
    ۴ تطبیق
        ۴.۱ تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی با گاهشماری میلادی
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پانویس‌ها و منابع
    ۷ پیوند به بیرون

مبدأ گاه‌شماری

مبدأ گاه‌شماری هجری خورشیدی مانند گاه‌شماری هجری قمری، سال هجرت پیامبر اسلام، محمد، سال ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه می‌باشد. آغاز هجرت پیامبر اسلام از مکه روز دوشنبه (۱ ربیع‌الاول/ ۲۴ شهریور سال ۱ هجری) برابر با ۱۳ سپتامبر ۶۲۲ میلادی قدیم (ژولینی) و ۱۶ سپتامبر ۶۲۲ میلادی جدید (گرگوری) و ورود پیامبر به مدینه روز ۸ ربیع‌الاول همان سال می‌باشد.
سرآغاز گاه‌شماری

سرآغاز گاه‌شماری هجری شمسی روز جمعه «۱ فروردین سال ۱ هجری خورشیدی» (۲۹ شعبان ۱ سال پیش از هجرت) برابر با ۱۹ مارس ۶۲۲ میلادی قدیم (ژولینی) و ۲۲ مارس ۶۲۲ میلادی جدید (گرگوری) است.[۱] البته روز اول سال یک هجری شمسی (از ۱ فروردین تا ۲۴ شهریور) برابر است با ۵ ماه و ۲۴ روز پیش از هجرت پیامبر (کمتر از یک سال) می‌باشد.
سال، فصل‌ها، ماه‌ها و روزها

این گاه‌شماری از ۳۶۵ روز در قالب ۱۲ ماه تشکیل شده است و براساس گاه‌شماری جلالی (دقیق‌ترین تقویم جهان) سرآغاز آن اعتدال بهاری در نیمکرهٔ شمالی است. با این تفاوت که مبدأ آن هجری است. طراحان گاه‌شماری جلالی، گروهی ریاضیدان و اخترشناس بودند که نامدارترین آنها حکیم خیام ریاضیدان و شاعر ایرانی بود. اینان به سفارش ملکشاه سلجوقی و با اصلاح گاه‌شماری یزدگردی به این گاه‌شمار نوین دست یافتند. گاه‌شماری جلالی با حفظ سرآغاز و طول سال با تغییر مبدأ، اسامی و طول ماه‌ها در قالب گاه‌شماری هجری شمسی برجی درآمده و باز با تغییراتی در طول ماه‌ها ضمن تنوع اسامی آنها، عنوان تقویم هجری شمسی پیدا کرد.

این تقویم بر پایه سال اعتدالی خورشیدی برابر با ۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۸ روز است. که سال تقویمی آن ۳۶۵ و ۳۶۶روزه (کبیسه) می‌باشد.

هر سال دارای ۴ فصل با نام‌های بهار، تابستان، پاییز و زمستان است و هر فصل ۳ ماه دارد و هر ماه تقریباً ۴ هفته و هرهفته ۷ روز با نام‌های شنبه، یکشنبه، دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه (آدینه) دارد. هر سال با ۱ فروردین و فصل بهار آغاز می‌شود.

بلندترین روز سال در ۱ تیر و بلندترین شب سال در شب یلدا (از غروب ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی) رخ می‌دهد. طول ماه‌های این گاه‌شماری در طول تاریخ و در کشورهای مختلف متفاوت بوده است، ولی از حدود سال ۱۳۴۸ در ایران و افغانستان طول ماه‌ها یکسان است.[۲] طول ماهها در نیمه اول سال ۳۱ روزه و در نیمه دوم سال ۳۰ روزه است با این تفاوت که ماه پایانی (اسفند) ۲۹ روزه است و تنها در سالهای کبیسه ۳۰ روز خواهد داشت. طول و نام کنونی این ماه‌ها در جدول زیر آمده است:
ماه‌های هجری خورشیدی
ترتیب     تعداد روزها     ایران     افغانستان     پشتو[۳]     کردی     تاریخ‌های میلادی[۴]     فصل
۱     ۳۱     فروردین     حمل     وری     خاکه‌لێوه     ۲۱ مارس – ۲۰ آوریل    
بهار
۲     ۳۱     اردیبهشت     ثور     غویی     گوڵان     ۲۱ آوریل – ۲۱ مه
۳     ۳۱     خرداد     جوزا     غبرګولی     جۆزەردان     ۲۲ مه – ۲۱ ژوئن
۴     ۳۱     تیر     سرطان     چنګاښ     پووشپەڕ     ۲۲ ژوئن – ۲۲ ژوئیه     تابستان
۵     ۳۱     مرداد     اسد     زمری     گەلاوێژ     ۲۳ ژوئیه – ۲۲ اوت
۶     ۳۱     شهریور     سنبله     وږی     خەرمانان     ۲۳ اوت – ۲۲ سپتامبر
۷     ۳۰     مهر     میزان     تله     ڕەزبەر     ۲۳ سپتامبر – ۲۲ اکتبر    
پاییز
۸     ۳۰     آبان     عقرب     لړم     خەزەڵوەر     ۲۳ اکتبر – ۲۱ نوامبر
۹     ۳۰     آذر     قوس     لیندۍ     سەرماوەز     ۲۲ نوامبر – ۲۱ دسامبر
۱۰     ۳۰     دی     جدی     مرغومی     بەفرانبار     ۲۲ دسامبر – ۲۰ ژانویه     زمستان
۱۱     ۳۰     بهمن     دلو     سلواغه     ڕێبەندان     ۲۱ ژانویه – ۱۹ فوریه
۱۲     ۲۹ یا ۳۰[۵]     اسفند     حوت     کب     رەشەمە     ۲۰ فوریه – ۲۰ مارس
تاریخچه

گاه‌شماری هجری خورشیدی، تکامل‌یافته گاه‌شماری ایرانی در دوره اسلامی با مبدأ هجری است. گاه‌شماری ایرانی برگرفته از گاهشماری بابلی با سال ۱۲ماه سی روزه بوده که هر ۶سال یکبار ۱۳ماهه می‌شده‌است. همه اینگونه تقویم‌های ۳۶۵روزه برگرفته از تقویم مصری اند. این تقویم در دوره هخامنشیان تغییراتی کرده و بصورت تقویم زرتشتی درآمد. در زمان اردشیر اول پادشاه ساسانی تقویم ایرانی متاثر از تقویم جولیانی به سال ۳۶۵روزه درآمد و به آخر سال ۵ روز اضافه شد و در دوره یزدگرد سوم هم تغییراتی کرد. پس از شکست ایرانیان و تسلط اعراب گاه‌شماری هجری قمری جایگزین تقویم خورشیدی ایرانی شد. اما بجت ضرورت تعیین سال فصلی و مالی جهت زمان پرداخت مالیات کشاورزان، تقویم خورشیدی (ازجمله: گاه‌شماری خراجی) کاربرد داشت اما از مبدأ حقیقی آن گاه تا دوماه عقب می‌افتاد.[۶] در ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، گاه‌شماری جلالی که شکل کاملتر گاه‌شماری ایرانی بود ایجاد شد. این تقویم ضمن تغیراتی درقالب گاه‌شمار هجری خورشیدی (برجی) درآمده، در ۲ اسفند ۱۲۸۹ بعنوان گاه‌شماری مالی کشور رسمیت یافت. پس از آن با تغییراتی در عناوین ماه‌ها و تعدیل آنها درقالب تقویم هجری خورشیدی، در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ تقویم رسمی ایران اعلام شد. تا قبل از آن تقویم هجری قمری کاربرد عمومی داشت.[۷]
گاه‌شماری هجری خورشیدی برجی

گاه‌شماری هجری خورشیدی را نخستین بار میرزا عبدالغفارخان نجم‌الدوله اصفهانی (معلم ریاضیات مدرسه دارالفنون) با توجه به گاه‌شماری جلالی استخراج کرد. گاه‌شماری جلالی بدستور ملکشاه سلجوقی، براساس گاه‌شماری یزدگردی با تطبیق دقیق آغاز سال با اعتدال ربیعی شکل گرفت. مبدأ آن روز ۱۰ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، برابر با اول نوروز سال نخستین جلالی بود و طول ماه‌های آن مانند گاه‌شماری یزدگردی و اسامی آنها فارسی بوده است.[۸]

نجم‌الدوله برای اولین بار عبارت ۱۲۶۴ هجری شمسی را در حاشیه تقویم سال ۸۰۷ جلالی مطابق ۳-۱۳۰۲ هجری قمری ذکر کرد و از آن تاریخ به بعد، گاه‌شماری را در ایران رایج کرد که برای اولین بار اساس آن شمسی و مبداء آن هجرت پیامبر اسلام از مکّه به مدینه باشد. ماههای آن براساس اسامی عربی برج‌های دوازده‌گانه فلکی (حمل، ثور، جوزا ... حوت) و طول آنها برمبنای توقف نسبی خورشید در بروج مذکور ۲۹ تا ۳۲روزه بود. گاه‌شماری که او نوشت، به گاه‌شماری هجری شمسی بُرجی معروف است. این گاه‌شمار در دوره دوم مجلس شورای ملی ایران در ۲۱ صفر ۱۳۲۹ مطابق ۲ اسفند (حوت) ۱۲۸۹، به عنوان مقیاس رسمی زمان محاسبات مالی کشور پذیرفته شد.[۹][۱۰] دست‌کم تا ربع قرن پیش از آن، تقویمهایی بر اساس گاه‌شماری هجری شمسی در ایران استخراج و چاپ می‌شد. ۱۵ سال بعد در پنجمین دوره مجلس شورای ملی قانون گاه‌شماری هجری شمسی به تصویب رسید.[۱۱]

ماه‌های گاه‌شمار هجری خورشیدی برجی، بین ۲۹ تا ۳۲روزه و طول ماه‌ها در هرسال بستگی به توقف سالانه خورشید در هر برج متفاوت بوده است. طول ماه‌ها: حمل (۳۰ یا ۳۱روزه)، ثور (۳۱ یا ۳۲روزه)، جوزا (۳۱ یا ۳۲روزه)، سرطان (۳۱ یا ۳۲روزه)، اسد (۳۱ یا ۳۲روزه)، سنبله (۳۰ یا ۳۱روزه)، میزان (۳۰ یا ۳۱روزه)، عقرب (۲۹ یا ۳۰روزه)، قوس (۲۹ یا ۳۰روزه)، جدی (۲۹ یا ۳۰روزه)، دلو (۲۹ یا ۳۰روزه)، حوت (۲۹ یا ۳۰روزه).[۱۲]
گاه‌شماری رسمی ایران
نوشتار اصلی: گاه‌شماری ایران

گاه‌شماری هجری خورشیدی، بر اساس مبانی گاه‌شماری جلالی (ایجاد شده در ۴۷۱ قمری) و پس از تغییراتی در گاه‌شماری جلالی در قالب گاه‌شماری هجری خورشیدی برجی در سال ۱۲۸۹ خورشیدی برای امور مالی کشور رسمیت یافت. با تغییراتی در عناوین ماه‌ها و تعدیل آنها در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ هجری خورشیدی تقویم رسمی ایران اعلام شد.[۱۳]

در آخرین روزهای سال ۱۳۰۳ و اولین روزهای سال ۱۳۰۴ ش، نمایندگان پنجمین دوره مجلس شورای ملی گاه‌شماری هجری شمسی کنونی ایران را تصویب کردند. بر اساس این قانون استفاده از گاه‌شماری خَتا و اویغور (گاه‌شماری دوازده حیوانی) منسوخ شد (در حالی که استفاده از گاه‌شماری دوازده حیوانی همچنان در فرهنگ عمومی مردم ایران رواج دارد.) و گاه‌شماری هجری شمسی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و با طول سال شمسی و با نام ماه‌های فارسی میانه مورد استفاده قرار گرفت. مبدأ این گاه‌شماری، اول فروردین سال اول هجرت پیامبر است؛ یعنی، ۱۱۹ روز پیش از مبدأ گاه‌شماری هجری قمری و ۱۷۹ روز پیش از هجرت. در عمل بین کبیسه‌های اعمال شده در این گاه‌شماری با گاه‌شماری جلالی اختلافهایی وجود دارد. آنزمان برای رفع چنین اختلافاتی در گاه‌شماری هجری شمسی، هیئت اصلاح تقویم تشکیل شده. این هیات همان روش کلی کبیسه‌گیری گاه‌شماری میلادی گرگوری را پیشنهاد کرد و علاوه بر آن آرایه جدیدی برای تعدیل کبیسه‌گیری عرضه نمود. امروزه روش سهل ممتنعی برای استخراج دوره‌های‌کبیسه در گاه‌شماری هجری شمسی ابداع شده است. طول ماه‌های آن در نیمه نخست سال ۳۱روزه و درنیمه دوم سال ۳۰روزه است که در سالهای غیرکبیسه ماه آخر ۲۹روزه است. سال‌های عادی آن ۳۶۵روزه و هر چهار یا پنج سال یکبار کبیسه‌گیری ۳۶۶روزه می‌شود. تنها دریک وقفه زمانی بین ۲۴ اسفند ۱۳۵۴ تا ۵ شهریور ۱۳۵۷، تقویم شاهنشاهی تقویمی جدید با مبدأ تقریبی آغاز حکومت کوروش، فقط با مبدأ متفاوت (۱۱۸۰ سال افزوده) نسبت به تقویم هجری شمسی، بجای آن تقویم رسمی ایران اعلام شده بود.[۱۴]

کبیسه‌های تقویم هجری شمسی از طریق قاعده نوروز تحویلی محاسبه لحظه تحویل سال و مقایسه آن با لحظه ظهر حقیقی را برای نصف النهار رسمی ایران تعیین می‌شود. طول جغرافیایی نصف النهار رسمی ایران ۵۲/۵ درجه شرقی است. در اینجا یکی از دو حالت زیر ممکن است اتفاق بیفتد:

    اگر لحظه تحویل سال، بین بعد از ظهر سیصد و شصت و پنجمین و قبل از ظهر سیصد و شصت و ششمین روز سال واقع شود، سیصد و شصت و ششمین روز سال را نوروز، و سال تمام شده را عادی به حساب می‌آورند
    اگر لحظه تحویل سال، در بعد از ظهر سیصد و شصت و ششمین روز سال واقع شود، سیصد و شصت و هفتمین روز سال را نوروز، و سال تمام شده را کبیسه به حساب می‌آورند.[۱۵]

گاه‌شماری رسمی افغانستان
جستار وابسته: گاه‌شماری در تاریخ افغانستان

در ۱۳۴۰ هجری قمری/ ۱۳۰۱ ش، در پی اصلاحاتی که امان‌الله‌خان در جامعه افغانستان صورت داد و بر اساس یکی از نظامنامه‌هایی که دولت او صادر کرد، گاهشماری رسمی افغانستان هجری شمسی شد و برای نام ماه‌های سال نام‌های عربی برج‌های فلکی منطقه‌البروج در نظر گرفته شد. در سال ۱۳۳۷ خورشیدی مجلس ملی وقت افغانستان طول ماه‌های تعریف شده برای گاهشماری هجری خورشیدی ایران را ملاک قرار داد و آرایه طول ماه‌های سال در گاهشماری هجری شمسی افغانستان همانند گاهشماری هجری خورشیدی ایران تعیین شد. اما نام ماه‌های سال همچنان نام برج‌های فلکی منطقه البروج باقی ماند. پیش از آن دوره‌های کبیسه‌های گاهشماری هجری خورشیدی افغانستان بر اساس ۸ کبیسه در هر ۳۳ سال، به ترتیب یک کبیسه ۵ ساله و ۷ کبیسه ۴ساله تثبیت گردیده بود و طول ماهها طبق توقف ظاهری خورشید در برجها بین ۲۹ تا ۳۲ روز محاسبه می‌شد.[۱۶] پیش از رسمی شدن این گاهشماری، از آن در جوامع شهری افغانستان در کنار گاهشماری هجری قمری و گاهشماری میلادی استفاده می شده است. اکنون تقویم رسمی ایران و افغانستان فقط با تفاوت اسامی ماه‌ها از هر جهت گاهشماری یکسان به حساب می‌آیند.[۱۷]
گاه‌شماری هجری شمسی ام‌القری

گاه‌شماری اُم‌القُری، در اصل هجری قمری و گاه‌شماری رسمی کشور عربستان سعودی است که گاه‌شماری هجری شمسی ضمیمه آن است. این گاه‌شماری سال ۱۳۴۶ قمری آغاز شد و از سال ۱۴۰۰ قمری زیر نظر گروه نجومی استخراج می‌شد و از سال ۱۴۲۰ قمری، آغاز ماه‌های قمری آن براساس محاسبه نجومی تولد ماه (مقارنه ماه)، باتوجه به غروب خورشید قبل از افول ماه، طبق موقعیت و افق کعبه در شهر مکه محاسبه می‌شود. در گاه‌شماری هجری شمسی ضمیمه آن، ماه‌ها با عنوان عربی برج‌های دوازده‌گانه فلکی است.[۱۸]
گاه‌شماری هجری شمسی در دیگر جاها

در زمان حکومت اکبرشاه (حکومت: ۹۶۳ تا ۱۰۱۴ قمری)، سومین پادشاه امپراتوری بابری هند، در کنار دیگر گاه‌شماری‌های مرسوم، گاه‌شماری فصلی که گونه‌ای گاه‌شماری شمسی با مبدأ گاه‌شماری هجری بود. برخی مورخین در زمان او در کتب خود در کنار استفاده از گاه‌شماری هجری قمری، کلیه تاریخ‌های مورد نظر خود را، در محدوده زمانی ۸۵۰ تا ۹۸۴ هجری، با گاه‌شماری با مبدأ رحلت پیامبر نیز تاریخگذاری کرده‌اند.[۱۹]

در ۱۳۰۷ هجری قمری/ ۱۸۸۹ میلادی، (۱۲۶۸ خورشیدی) غازی احمدمختار پاشا، صدراعظم و محقق ترک، گونه‌ای از گاه‌شماری هجری شمسی را پیشنهاد نمود. ارکان این گاه‌شماری از نظر مبدأ و تطبیق نسبی آن با فصول، مانند گاه‌شماری هجری شمسی ایران است، با این تفاوت که در این گاه‌شماری پیشنهادی آرایه کبیسه‌ها همانند گاه‌شماری میلادی گرگوری می‌باشد. این گاه‌شماری پیشنهادی در دوره معاصر نیز در کنار گاه‌شماری‌های میلادی و مالی و هجری قمری، بر روی گاه‌شماری‌های سالانه چاپ ترکیه ذکر می‌شود.[۲۰]

گاه‌شماری حیوانی نیز گاه‌شماری شمسی - قمری، به نوعی با مبدأ هجری بوده است که پس از حمله مغول در ایران، افغانستان و بعضی سرزمین‌های تحت تصرف آنها کاربرد داشت.[۲۱]
تطبیق
تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی با گاهشماری میلادی

از آنجا که تقویم هجری خورشیدی (از جمله تقویم رسمی ایران و افغانستان) و تقویم میلادی هر دو گاهشماری خورشیدی هستند. صرف نظر از تفاضل سالها و تفاوت سرآغاز ماهها با هم، در روزها هماهنگی نسبی دارند و نوسانهای محدود در این هماهنگی در نتیجه تمایز شیوه کبیسه‌گیری در دو گاهشماری است. میزان تطبیق روزهای دو گاهشماری در سده اخیر هجری خورشیدی از قرار زیر است (بر اساس الگوریتم هجری خورشیدی):

    ۱ فروردین= ۲۱ مارس (۸۱ بار) - ۲۲ مارس (۱۲ بار) - ۲۰ مارس (۷ بار) (این نسبت تا ۸ اسفند «۲۷ فوریه» یکنواخت است)
    ۹ اسفند= ۲۸ فوریه (۸۱ بار) - ۲۹ فوریه (۱۰ بار) - ۲۷ فوریه (۷ بار) - ۱ مارس (۲ بار)
    ۱۰ اسفند= ۱ مارس (۷۶ بار) - ۲۹ فوریه (۱۵ بار) - ۲۸ فوریه (۷ بار) - ۲ مارس (۲ بار)
    ۱۱ اسفند= ۲ مارس (۷۶ بار) - ۱ مارس (۲۲ بار) - ۳ مارس (۲ بار) (این نسبت تا ۲۹ اسفند «۲۰ مارس» یکنواخت است)
    ۳۰ اسفند= ۲۰ مارس (۱۵ بار) - ۲۱ مارس (۱۰ بار) (از حدود ۲۵ کبیسه قرن)

نوروز هجری خورشیدی در ۸۱درصد با ۲۱ مارس میلادی و ۱۲درصد با روز میلادی بعد و ۷درصد با روز میلادی قبل آن مطابق است. نسبت طولی این تطبیق تا ۹ اسفند یکسان است. پس از آن بعلت گسست کبیسه میلادی بیشترین تطبیق یکروز هجری خورشیدی با یکروز میلادی ۷۶درصد، ۲۲درصد با روز قبل و ۲درصد با روز میلادی بعد آن است. روز کبیسه اسفند ۶۰درصد با بیست مارس و ۴۰درصد با روز میلادی پس از آن مطابق است. در سالهای متفاوت یک قرن هر روز هجری خورشیدی با سه روز متفاوت میلادی و استثنائاً روزهای نه و ده اسفند با چهار روز متفاوت میلادی و کبیسه اسفندماه با دو روز متفاوت میلادی هماهنگ می‌شوند.

تاریخ گاه‌شماری ایرانی

تاریخ گاه‌شماری ایرانی به بیش از چهارهزار سال پیش بازمی‌گردد. با گذر زمان و در طول تاریخ گاه‌شماری در ایران تغییرات زیادی در خودش دیده‌است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که گاه‌شماری در ایران از گاه‌شماری بابلی٬ که گاه‌شماری خورشیدی-مهی بود ریشه گرفته‌است. اما ایرانیان نظام خورشیدی را برای گاه‌شماری‌ها بکار بردند. حدود ۲۵۰۰ سال پیش، یعنی بعد از میلاد زرتشت و شکل‌گیری حکومت هخامنشیان، گاه‌شماری در ایران تغییراتی کرد. با گسترش آیین زرتشت٬ گاه‌شماری زرتشتی در ایران رسمیت یافت. تغییرات گاه‌شماری در طول دوره پیش‌از اسلام٬ ادامه یافت و با ورود اسلام به ایران٬ برای قرن‌ها گاه‌شماری قمری در کنار گاه‌شماری خورشیدی کاربرد داشت. با توجه به نیاز اجتماعی و اقتصادی جامعه و همچنین پیشرفت علوم در دوره اسلامی٬ دانشمندان ایرانی زیادی دست به مطالعه و اصلاح گاه‌شماری زدند. خیام با ارائه گاه‌شمار جلالی که دقیق‌ترین نظام گاه‌شماری خورشیدی است٬ گام بزرگی در این راستا برداشت. در ادامه دوره اسلامی نیز گاه‌شماری ایرانی با دگرگونی‌های زیادی روبرو بود و انواع نظام‌های گاه‌شماری بصورت گسترده یا محدود در ایران کاربرد داشت. در در ابتدای قرن چهاردهم هجری خورشیدی٬ گاه‌شماری رسمی ایران که یکی از پیشرفته‌ترین و دقیق‌ترین و منظم‌ترین نظام‌های گاه‌شماری است٬ با تصویب مجلس شورای ملی ایران کاربرد سراسری یافت.

محتویات

    ۱ پیش درآمد
    ۲ پیش از اسلام (دوره باستان)
        ۲.۱ پیش از هخامنشیان
        ۲.۲ دوره هخامنشی
        ۲.۳ گاه‌شماری زرتشتی
            ۲.۳.۱ گاه‌شماری اوستایی کهن
            ۲.۳.۲ گاه‌شماری اوستایی نو
        ۲.۴ در دوره اشکانی و ساسانی
        ۲.۵ تقویم یزدگردی
            ۲.۵.۱ ویژگی‌ها
    ۳ پس از اسلام (دوره اسلامی)
        ۳.۱ تقویم هجری قمری
        ۳.۲ تقویم خورشیدی جلالی
        ۳.۳ تقویم هجری خورشیدی
        ۳.۴ تقویم شاهنشاهی
        ۳.۵ تقویم رسمی ایران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

پیش درآمد

تاریخ گاهشماری ایران به پیش از ورود اسلام و پس از آن تقسیم می شود. پیش از ورود اسلام تقویم باستانی خورشیدی رسمیت داشته و پس از ورود اسلام ضمن نگاهداشت سنت باستانی تقویم و سالشمار خورشیدی و اصلاح محاسباتی، بتدریج تقویم هجری قمری کاربرد غالب یافته و از قرن نهم قمری تا یک سده پیش تقویم رسمی بوده است، تقویم خورشیدی سنتی با رسیدن به کمال خود، از یک سده پیش تا کنون تقویم رسمی ایران گردیده است.[۱]
پیش از اسلام (دوره باستان)
پیش از هخامنشیان

قدیمی ترین تقویم پیش از هخامنشیان با بنای اقتصاد کشاورزی ایرانیان و نیاز به تعیین فصول، تقویمی فصلی بوده است که بخصوص از سوی ساکنان غربی ایران متاثر از تقویم بابلیان، خورشیدی-قمری بوده که تا زمان هخامنشیان نیز مرسوم بوده است. از آثار نوشتاری باستانی برمی آید که ایرانیان آغازین از تقویم 360 روزه بر پایه تقویم بابلی استفاده می کردند که با اعتقادات و نامهای پارسی هماهنگ شده بود و ماهها بر اساس اشکال ماه به دو یا سه بخش تقسیم می‌شدند. 12 ماه سال مطابق با جشنهای گوناگون یا فصول زراعی-شبانی نامگذاری شده بودند. هر 6 سال یکبار ماه سیزدهمی هم برای نگاهداشت سال خورشیدی با گردش ماههای قمری به این تقویم اضافه می‌شد.[۲] همچنین به استناد نوشته های ابوریحان بیرونی، در نواحی شرقی ایران تقویمی خورشیدی شبیه به تقویم زرتشتی، با هر ماه سی روزه، با کبیسه یکماه در هر شش سال (جبران 5 روز افزوده سال) و مضافا کبیسه یکماه در هر 120 سال (جبران شش ساعت کسر سال) مرسوم بوده است.[۳]

پژوهش‌ها و یافته‌ها نشان می‌دهد که انواع گاه‌شماری رسمی و محلی در ایران کهن معمول بوده‌است. ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه عن القرون الخالیه درباره‌ پیشدادیان، کهن‌ترین دودمان ایرانی بنا‌بر تاریخ ترادادی، سخن می‌گوید. بنا به نظر بیرونی، پیشدادیان سال را ۳۶۰ روز می‌گرفتند و ماه را ۳۰ روز. هر ۶ سال یک ماه اندرهلی برای کبیسه‌گیری داشتند و هر ۱۲۰ سال دو ماه اندرهلی، یکی برای ۵ روزهای رها کرده و دیگری برای یک‌چهارم روزهای فروهشته. [۴]
دوره هخامنشی
نوشتار اصلی: گاه‌شماری پارسی قدیم

تقویم رایج در اوایل حکومت شاهنشاهی هخامنشیان به نام گاه‌شماری پارسی قدیم یا فرس هخامنشی معروف بوده‌است. کتیبه‌های باقی مانده از داریوش بزرگ در کوه بیستون در کرمانشاه و سایر فرمان‌های شاهان هخامنشی ما را از تقویم رسمی امپراتوری ایران و چگونگی اصول زمان سنجی در آن روزگار آگاه می‌سازد. متن این کتیبه‌ها و محتوای فرمان‌ها نشان می‌دهد که ایرانیان قدیم سال را به دوازده ماه تقسیم می‌کردند و فصول را می‌شناختند.

روایت است که داریوش بزرگ دو نفر ستاره‌شناس نامدار کلدانی به نام‌های نبوریمنو و کیدینوس را جهت اصلاح این تقویم به ایران دعوت کرد و ایشان با آشنایی به دانش نجوم یک سال شمسی را برابر با ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ۱۵ دقیقه و ۴۱ ثانیه معین نمودند. به احتمال قوی سال و ماه ایرانیان را با اصول سال و ماه بابلی تنظیم کردند. این تقویم که قدیمیترین نمونه زمانسنجی در ایران است, تا زمانی که گاه‌شماری زرتشتی در ایران گسترش یافت٬ تقویم رسمی کشور بوده‌است. بر اساس متون گلی تخت جمشید احتمال داده می‌شود که آغاز سلطنت هر پادشاهی٬ مبدا تاریخی هر دوره گاه‌شماری محسوب می‌شده‌است. آغاز سال با آغاز پاییز و برگزاری جشن میتراکانا مقارن بود که بعدها جشن مهرگان جایگزینش شد. سال به چهار فصل سه ماهه تقسیم می‌شد و هر ماه ۳۰ روز بوده‌است.
گاه‌شماری زرتشتی

بعد از پادشاهی داریوش بزرگ٬ گاه‌شماری زرتشتی در ایران گسترش یافت. این گاه‌شماری تقویم دینی مزدیسنا و یا گاه‌شماری اوستایی نیز نامیده می‌شود. واحدهای تقسیم زمان این گاه‌شماری مانند روز٬‌ برج٬ فصل و سال در این گاه‌شماری٬ بر اساس باورها٬ آیین‌ها و اسطوره‌های مذهبی زرتشتی است و بنابر نیازهای دینی زرتشتی و انجام مراسم و فرایض دینی زرتشتیان بنا شده‌است.
گاه‌شماری اوستایی کهن
نوشتار اصلی: گاه‌شماری اوستایی کهن

گاهشماری اوستایی کهن بر اساس اوستا است. گمان می‌رود که سال و ماه اوستایی قدیم در همان ناحیه‌ای که اوستا و مخصوصاً قسمت قدیم آن گات ها سروده شده و محل ظهور زرتشت به ظن قوی در مشرق ایران در خوارزم بوده‌است، در زمان خود زرتشت و یا حتی قبل از آن مستعمل بوده‌است.[۵] این گاه‌شماری مبنی بر سالی است که به شش فصل غیرمتساوی یعنی ۴۵ روزه و ۶۰ روزه و ۷۵ روزه و ۳۰ روزه و ۸۰ روزه و باز ۷۵ روزه که جمعاً ۳۶۵ روز می‌شود، تقسیم می‌شده‌است و آن فصول را به اصطلاح متداول گاه می‌خواندند و پنج روز آخر هر یک از این فصول را عیدی به اسم گاهنبار می‌گرفتند. به سبب اهمیت این اعیاد دینی، مواقع آنها در سال به دقت تمام در مواضع نجومی آنها نگاه داشته می‌شد. این گاه‌شماری با گاه‌شماری اقوام هندواروپایی و هندوایرانی روابطی داشته‌است. اما پس از انتشار آریاها در سرزمین‌های مختلف با شرایط اقلیمی و طبیعی متفاوت این هماهنگی برحسب و توافق شرایط جدید دیگرگونی یافت. چون آریاهای هندوایرانی مدت‌های درازی باهم بودند، همسانی و همانندی در گاه‌شماری آن‌ها نیز به چشم می‌خورد. بخصوص بین گاه‌شماری اوستایی قدیم و گاه‌شماری هندی موارد مشابه بسیاری دیده‌می‌شود.[۶]
گاه‌شماری اوستایی نو
نوشتار اصلی: گاه‌شماری اوستایی نو

گاهشماری اوستایی نو جایگزین گاهشماری اوستایی کهن شد. به گفتهٔ بیشتر پژوهش‌گران این گاه‌شماری در زمان هخامنشیان رایج شد و آن را متأثر از گاه‌شماری مصری می‌دانند. تاریخ رواج آن را ۴۴۱ پیش از میلاد در دوران اردشیر درازدست می‌دانند [۷] بنا به قرائن این گاهشماری در دوران اشکانیان هم متداول بوده‌٬ اما بیشترین اطلاعات پیرامون آن از عهد ساسانی به بعد است.

در زمان ساسانیان این گاه‌شماری به دو گونهٔ کاربرد داشته‌است:

    گاه‌شماری عرفی یا سیار: این گاه‌شماری ناقص و برای کاربرد مردم بود. دراین گاه‌شماری٬ یک سال ۳۶۵ روز بود و دارای ۱۲ ماه سی‌روزه و ۵ روز اضافه بود که به این پنج روز اضافه اندرگاه گفته‌می‌شود. در این گاه‌شماری کسر تقریباً معادل یک‌چهارم روز به حساب نمی‌آمد. از این رو این گاهشماری هر چهار سال یک روز عقب می‌افتاد.
    گاه‌شماری بهیزکی: گاه‌شماری بهیزکی یا وهیزکی نزد ستاره‌شناسان و موبدان زرتشتی کاربرد داشت. گاهشماری بهیزکی دقیق‌تر از سیار بود و برای جبران عقب‌افتادگی و مطابق نگاه داشتن گاه‌شماری به سال خورشیدی واقعی بکار می‌رفت. زیرا گاهشماری سیار هر چهار سال یک روز عقب می‌افتاد یعنی هر ۱۲۰ سال یک ماه. پس موبدان هر ۱۲۰ سال یک ماه به سال می‌افزودند از این رو نوروز تقریبا دوباره با نوروز نجومی (لحظه اعتدال بهاری) تطبیق می‌یافت.

در دوره اشکانی و ساسانی

پس از حمله اسکندر که منجر به سقوط شاهنشاهی هخامنشی و تسلط یونانیان بر ایران شد٬ سلوکیان بر سر کار آمدند و با رواج گاه‌شماری یونانی در ایران٬ گاه‌شماری زرتشتی از رسمیت افتاد و به دنبال آن در دوره اشکانیان اگر چه این تقویم در میان مردم رایج بود٬ ولی به دلیل بی‌دقتی در کبیسه‌گیری مورد استفاده قرار نگرفت و به تدریج به طور کلی مغشوش شد تا اینکه در دوره ساسانیان مجددا زنده شد و سر و سامان گرفت.

شاهنشاهی ساسانی سیاست دینی را بر حمایت از دین زرتشت نهاد و بسیاری از مسائل دینی را احیا کرد. در نتیجه به منظور برقراری آیین‌های دینی و دقت و صحت هر چه بیشتر در اعمال فرایض دینی زرتشت٬ به سر و سامان دادن و اصلاحات اساسی در گاه‌شماری زرتشتی پرداخت. به دنبال این روند گاه‌شماری مزدیسنا در دوره ساسانی با حفظ خصوصیات دینی٬ تقویم رسمی٬ سیاسی٬ دینی و عمومی شاهنشاهی ایران شد و سرآغاز آن٬ تاسیس شاهنشاهی ساسانی در سال ۲۲۴ پس از میلاد همزمان با پادشاهی اردشیر پاپکان قرار گرفت و شاهان پس از او نیز همین روش را در پیش گرفتند. در دوره ساسانی معمولاً هر شاهنشاه ساسانی یا مبنای تقویم را سال «به‌شاهی رسیدن خود» می‌نهاده یا مبنا را بر مبنای گاه‌شماری دوره سلوکیان که با سال ۳۱۲ ق. م. آغاز می‌شده‌است می‌گذاشت.[۸][۹][۱۰] به عنوان مثال برای شمردن سالیان٬ گفته می‌شد 'سال سوم اردشیر'.این سنت تا آخرین شاه این دودمان٬ یزدگرد سوم برقرار بود.[۱۱]

این گاه‌شماری بر مبنای گاه‌شماری اوستایی نو بود و از همان ساز و کار محاسبه٬ تقسیمات زمانی و نامگذاری بهره می‌برد. اما با اعمال سیستم ۳۶۵ روزه برای کبیسه‌گیری دقیق‌تر٬ روزهای دینی و جشن‌های زرتشتی که بر مبنای شمارش روزهای گاه‌شماری ۳۶۰ بود به هم ریخت و باعث سردرگمی در تعیین تاریخ دقیق آیین‌ها و جشن‌ها شد. این مشکل ناهمخوانی گاه‌شماری زرتشتی یا گاه‌شماری‌های دقیق نجومی تا امروز ادامه دارد و بسیاری از جشن‌های زرتشتی در دو تاریخ متفاوت برگزار می‌شوند.

هرمز یکم و یزدگرد سوم تلاش‌ بسیاری برای سامان دهی این مشکل انجام دادند و اصلاحاتی روی گاه‌شماری کردند. تغییرات یزدگرد آخرین تغییرات این تقویم بود و در سال ۶۳۲ پس از میلاد٬ با به شاهی رسیدن یزدگرد سوم٬ این گاه‌شماری اصلاح شده به کار گرفته‌شد. اما این پادشاه آخرین پادشاه دودمان ساسانی بود و با سرنگوهی ساسانیان و ورود اعراب مسلمان٬ گاه‌شماری تغییر یافت.
تقویم یزدگردی

تقویمی که بعد از انقراض سلسله ساسانی در نزد ایرانیان که دین خود را حفظ کرده بودند رایج شد تقویم بزدگردی نام گرفت. در دوره ساسانی سال آغاز پادشاهی هر شاه به عنوان سرآغاز سال‌شمار گاهشماری در می‌آمد. به عنوان مثال برای شمردن سالیان٬ گفته می‌شد سال سوم اردشیر. این سنت تا آخرین شاه این دودمان٬ یزدگرد سوم برقرار بود. اما با کشته‌شدن او و سرنگونی شاهنشاهی ساسانی٬ چون شاه دیگری بر سر کار نیامد٬‌ تا امروز سالیان گاه‌شماری زرتشتی از آغاز شاهی یزدگرد شمرده می‌شود. برای همین گاه‌شماری یزدگردی نام گرفته‌است.

این تقویم برای ایرانیان هند, پاکستان و ایران جهت استفاده در مراسلات و مکاتباتشان استفاده می‌شد. از آنجا که این تقویم ادامه تقویم فرس قدیم و مزدیسنا است, تاریخچه پیدایش آن از اسطوره‌های ملی ایران سرچشمه می‌گیرد. برخی آن را به هوشنگ شاه پیشدادی و برخی دیگر به جمشید شاه نسبت داده‌اند. همچنان که در تقویم یزدگردی نیز بعضی‌ها سال جلوس و برخی سال مرگ پادشاه را مبدا قرار داده‌اند.
ویژگی‌ها

بعد از گذر سال‌های بسیار و بعد از این که ژولیوس سزار، در ۴۶ سال قبل از میلاد مسیح تقویم ۳۶۵ روزه را اعمال کرد، پادشاه ساسانی اردشیر اول از این ترکیب که توسط سزار به کار برده شده استقبال کرد و ۵ روز به تقویم ایرانی اضافه کرد. در واقع این دو تقویم، و بسیاری از تقویم‌های کنونی دنیا که ۳۶۵ روز در سال دارند، از تقویم مصری اشتقاق پیدا کردند.

هر روز سال برای زرتشتی‌ها اسم و رسمی داشت، و ۵ روز هم به نام روزهای گاتاها که قسمتی از اوستا است به تقویم اضافه شد، ولی به دلیل عقب و جلو شدن روزها مشکلاتی در نظم تقویم ایجاد شد. جشن‌ها و روزهای مهم سال با اضافه شدن این ۵ روز به هم ریخت و باعث سردگمی مردم برای اجرای مراسم و جشن‌ها شد یه همین دلیل تا به امروز به دلیل این مشکل، بسیاری از جشن‌های زرتشتی در دو تاریخ متفاوت برگزار می‌شوند.هرمز یکم نوهٔ اردشیر اول و یزدگرد سوم تلاش‌های بسیاری برای سامان دهی این مشکل انجام دادند و تغییرات ایشان آخرین تغییرات این تقویم بود. در سال ۶۳۲ بعد از میلاد مسیح پس از به قدرت رسیدن یزدگرد سوم دورهٔ جدید تقویم نگاشته شد.

روزهای سال را به طور مساوی به ۱۲ ماه ۳۰ روزه تقسیم می‌کنند و پنچ روز اضافی را بعد از آخر ماه اسفند و یا اول ماه فروردین می‌آورند, اسامی ۱۲ ماه همان اسامی سال شمسی امروزی است. ایرانیان قدیم , خرده ایام, یعنی تقریبا شش ساعت مانده از هر سال را با اعمال کبیسه‌ای به نام بهیزک جبران می‌کردند, اما بعد از سقوط سلسله ساسانیان برخی از زرتشتیان دیگر کبیسه و بهیزک را در نظر نگرفتند و سال را تنها ۳۶۵ روز حساب کردند، در نتیجه اول فروردین ماه هر چهار سال [و بندرت پنج سال] یک روز عقب می‌رود و نوروز حقیقی با زمان تحویل آفتاب در برج حمل برابر نمی‌شود و در یک دوره ۱۴۶۱ ساله دوباره به نقطه اول می‌رسد.[۱۲]
پس از اسلام (دوره اسلامی)
تقویم هجری قمری
نوشتار اصلی: گاه‌شماری هجری قمری

با فتح ایران توسط اعراب تقویم هجری قمری اعمال شد. برای سال‌ها تقویم رسمی کشور، تقویم عربی-اسلامی بود که ماه‌های عربی داشت و مبدا آن هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه بود.
تقویم خورشیدی جلالی
نوشتار اصلی: گاه‌شماری جلالی

حدود ۴۰۰ سال بعد از فتح ایران به وسیله اعراب، جلال الدین ملکشاه سلجوقی به قدرت رسید و در زمان وی ایران به بزرگ ترین اندازهٔ خودش بعد از اسلام رسید. ملکشاه از افراد کارآمد و لایقی مثل خواجه نظام الملک طوسی و عمر خیام در پیشبرد مسائل استفاده می‌کرد.

در تاریخ ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، زیر نظر منجمین و ریاضیدان‌های مجرب اصفهان، تقویم جلالی در ایران، تنظیم شد که مبدأ آن نیز ۹ محرم ۴۷۱ هجری قمری قراردادی می‌باشد.

این تقویم خورشیدی و با ماههای فارسی بود.
تقویم هجری خورشیدی
نوشتار اصلی: گاه‌شماری هجری خورشیدی

بعد از گذشت حدودا ۹۰۰ سال از اولین تدوین تقویم جلالی، با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴، گاه‌شماری هجری خورشیدی تغییراتی کرد.(به عنوان مثال تعداد روزهای هر ماه از حالت نامنظم داشتن ۲۹ الی ۳۲ روز در آمد) و اسن ویرایش به عنوان تقویم رسمی کشور اعلام شد و تا به امروز در ایران استفاده می‌شود.
تقویم شاهنشاهی

تقویم شاهنشاهی در زمان سلطنت محمدرضاشاه پهلوی بر پایه تقویم هجری شمسی رسمی ایران مصوب سال ۱۳۰۴ در مجلس شورای ملی که اصلاحیه تقویم هجری شمسی جلالی تنظیم شده در زمان جلالدین ملکشاه سلجوقی بوده‌است، تنظیم گردیده و تمامی روزها و ماههای آن و حتی کبیسه بودن یا عادی بودن سال نیز همانند سال شمسی رسمی ایران است. تنها تفاوت آن در این امر است که مبداء تاریخی آن نوروز سال تشکیل حکومت شاهنشاهی هخامنشی توسط کوروش کبیر در ایران است. طبق این تقویم سال ۱۳۵۰هجری شمسی که بر اساس رای مجلس شورای ملی و مجلس سنای کشور پادشاهی ایران این تقویم، تقویم رسمی ایران می‌شود، که برابر با سال ۲۵۳۰ پادشاهی بوده‌است. این تقویم قبل از پیروزی انقلاب منسوخ شد.
تقویم رسمی ایران
نوشتار اصلی: گاه‌شماری رسمی ایران

تقویم رسمی ایران هجری خورشیدی است با اسامی ماههای ایرانی که پایه و اساس سالشمار آن تقویم جلالی محسوب می‌شود. ضمنا تقویم هجری قمری هم برای امور مذهبی مورد توجه می باشد و همینطور تقویم میلادی نیز بنا بر ضرورت مورد توجه قرار دارد.

هزاره

هزاره یک یکا یا واحد زمانی است که برابر با هزار سال است. هر هزاره برابر با ده سده است. در زبان فارسی هزاره ممکن است به معنای هزارمین سالگرد یا هزارسالگی یک پدیده یا واقعه نیز به کار رود، مانند: هزاره فردوسی.

محتویات

    ۱ تقویم گریگوری
    ۲ تقویم هجری
    ۳ تقویم پادشاهی ایران
    ۴ جستارهای وابسته

تقویم گریگوری

در تقویم گریگوری، هزاره کنونی سومین هزاره پس از میلاد مسیح به حساب می‌آید. هزاره سوم (میلادی) از سال ۲۰۰۱ شروع شده و پس از هزار سال در پایان سال ۳۰۰۰ به پایان خواهد رسید.

    پیش از میلاد مسیح
        هزاره چهارم (پیش از میلاد)
        هزاره سوم (پیش از میلاد)
        هزاره ۲ (پیش از میلاد)
        هزاره ۱ (پیش از میلاد)

    پس از میلاد مسیح
        هزاره ۱ (میلادی)
        هزاره ۲ (میلادی)
        هزاره ۳ (میلادی)
        هزاره ۴ (میلادی)

تقویم هجری

در تقویم‌های هجری خورشیدی و قمری هم اکنون دومین هزاره پس از هجرت محمد است.
تقویم پادشاهی ایران

هم اکنون سومین هزاره در تقویم پادشاهی ایران است.

مزار شریف

مَزار شَریف یا مَزاری شّریف مرکز ولایت بلخ در شمال افغانستان و از جمله پنج شهر عمدهٔ افغانستان (پس از شهرهای کابل، هرات، قندهار و جلال‌آباد) است. مزار شریف در پانزده کیلومتری شرق بلخ واقع شده و ۴۲۵ کیلومتر از کابل فاصله دارد.

محتویات

    ۱ نامگذاری
    ۲ مردم
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

نامگذاری

این شهر را برای آن مزار شریف می‌خوانند که به عقیدهٔ اهالی آن، حضرت علی بن ابی‌طالب در مسجد کبود این شهر به خاک سپرده شده‌است.

مزار بزرگ منسوب به حضرت علی در عصر شاهرخ شاه تیموری، به همت همسرش گوهرشاد بیگم تعمیر گشت که هنوز هم پابرجاست. در این مزار کتابی است به نام تاریخچهٔ روضهٔ شریف که در آن آمده‌است که این محل، مزار خلیفهٔ راشد علی رضی الله عنه‌است. همچنان بر روی یکی از دروازه‌های شهر(برروی دروازه ورودی جنوبی این مزار) شعری از عبدالرحمن جامی حک شده، که چنین است:
گویند که مرتضی علی در نجف است         در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است
جامی نه عدن گوی و نه بین الجبلین         خورشید یکی و نور او هر طرف است

همچنان هر سال در نوروزکه در مزار شریف جشنی بر پا می‌شود که به نام جشن گل سرخ مشهور است و چهل روز طول می‌کشد.

همه ساله بعضی از مردم در ایام سال نو به این شهر می‌آیند و سال نو را جشن می‌گیرند و با برافراشتن ژنده (پرچم) روضه سال نو راآغاز می‌کنند که تا چهل روز برافراشته‌است و به تاریخ ده ثور دوباره پایین کشیده می‌شود.
مردم

بیشتر مردم مزار شریف را تاجیک‌ها شامل می‌شوند. دیگر ساکنان آن پشتون‌ها، ترکمن‌ها، ازبک‌ها و هزاره‌ها هستند.