اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

امیر حسن‌پور

امیر حسن پور (به انگلیسی: Amir Hassanpour) (زادۀ ١٣٢٢ در مهاباد - )، یک محقق و دانشور ایرانی کرد است.

او در مهاباد متولد شد. در سال ۱۹۶۴ لیسانس ادبیات انگلیسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد. بین سال‌های ۶۶-۱۹۶۵ در مدارس راهنمایی مهاباد انگلیسی تدریس می کرد.

در ۱۹۶۸ شروع به تحصیل زبان‌شناسی در دانشگاه تهران کرد، و در ۱۹۷۰ فوق لیسانس خود را گرفت. او دکترای خود را در ۱۹۷۲، هنگامی که به مدت یک سال در دانشگاه تهران تدریس می کرد تمام کرد. او سپس به دانشگاه ایلینوی در اربانا شامپاین رفت و در رشته ارتباطات تحصیل کرد و در سال ۱۹۸۹ در رشته زبان‌شناسی اجتماعی و تاریخ معاصر خاور میانه دکترا گرفت. عنوان تز او عامل زبان در توسعه ملی:استاندارد سازی زبان کردی ۱۹۸۵-۱۹۱۸، است.

او از ۱۹۸۶ در کانادا زندگی می‌کند و در دانشگاه ویندسور، دانشگاه کونکوردیا، و دانشگاه تورنتو تدریس کرده است. در حال حاضر، او دانشیار دانشکده تمدنهای خاور میانه و نزدیک دانشگاه تورنتو است. علایق تحقیقاتی او رسانه، مناقشه، دمکراسی و روشهای انتقادی ناسیونالیسم، مناقشه قومی، کشتار جمعی و جنبشهای اجتماعی است.

او مؤلف شماری از مقالات ایرانیکا درباره کردستان است.[۱]
آثار

    Nationalism and Language in Kurdistan ۱۹۱۸-۱۹۸۵، Mellen Research University Press، San Francisco ۱۹۹۲.
    Witûwêjêk sebaret be zimanewanî w edebî Kurdewarî (Ein Interview über Linguistik und kurdische Literatur)، erschienen im Gzing Journal Nr.۱، Schweden ۱۹۹۳.
    The Nationalist Movements in Azarbaijan and Kurdistan ، ۱۹۴۱-۱۹۴۶، erschienen in A Century of Revolution، editiert von John Foran، Univ. of Minnesota Press، Minneapolis ۱۹۹۴.
    The Creation of Kurdish Media Culture in Kurdish Culture and Identity، editiert von Philip Kreyenbroek und Christine Allison، Zed Books، ۱۹۹۶.
    The Politics of A-political Linguistics: Linguists and Linguicide، erschienen in Rights to Language: equity، power، and education، editiert von Robert Phillipson، ۲۰۰۰.
    The Making of Kurdish Identity: Pre-۲۰th Century Historical and Literary Discourses، erschienen in Essays on the Origins of Kurdish Nationalism، editiert von Abbas Vali، Mazda Publishers، ۲۰۰۳.


مهاباد

مَهاباد (به کردی: مه‌هاباد،[۸] mehabad) مرکز شهرستان مهاباد و یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی در ایران می‌باشد. مهاباد شهری سرسبز می‌باشد و در میان چندین کوه واقع شده‌است.

بر اساس نتایج آمارگیری سال ۱۳۸۵ شهر مهاباد چهارمین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی و همچنین بر اساس نتایج این آمارگیری این شهر پنجمین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود.[۹][۹][۱۰] همچنین این شهر ۵۹امین شهر پرجمیعت ایران[۱۱] و ۲٬۶۸۶امین شهر پرجمیعت جهان است. .[۱۲] همچنین این شهرستان (شهر با احتساب حومه) ۵ امین شهرستان استان و ۷۷امین شهرستان پرجمعیت ایران می‌باشد.

مهاباد در منطقه مکری کردستان ایران واقع شده و نام کنونی آن در دوره رضا شاه بر آن نهاده شده است. این شهر پیشتر ساوج یا ساوجبلاغ خوانده می‌شد.[۱۳] این شهر پایتخت جمهوری کردستان نیز در سال ۱۹۴۶ میلادی بوده است.[۱۴] منطقه مهاباد، صحنه درگیریهای مکرر سیاسی در دوران مدرن بود، به طوری که پس از جمهوری کردستان این شهر مرکز ناسیونالیسم کرد قرار گرفت و در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران به مدت کوتاهی تحت کنترل کردها بوده‌است.[۱۵]

محتویات

    ۱ وجه تسمیه
    ۲ پیشینه
        ۲.۱ پیش از اسلام
        ۲.۲ پس از اسلام
        ۲.۳ معاصر
    ۳ وضعیت طبیعی
        ۳.۱ جغرافیا
        ۳.۲ رودخانه‌ها
        ۳.۳ آب و هوا
    ۴ مردم
        ۴.۱ زبان
        ۴.۲ مذهب
        ۴.۳ تجارت
        ۴.۴ جمعیت
        ۴.۵ اماکن تاریخی
    ۵ بناها
    ۶ مساجد
    ۷ باغ‌ها (شهر باغ‌های دیروز)[۳۸]
    ۸ بخش‌ها
        ۸.۱ گسترش شهر
        ۸.۲ مناطق شهرداری
    ۹ سلامت
    ۱۰ اماکن گردشگری
    ۱۱ سد مهاباد
    ۱۲ تالاب کانی برازان
    ۱۳ مراکز آموزشی
        ۱۳.۱ دانشگاه‌ها
    ۱۴ ره‌آوردها
        ۱۴.۱ غذاهای سنتی
        ۱۴.۲ صنایع دستی
    ۱۵ افراد سرشناس
    ۱۶ منابع

وجه تسمیه

    در متون و اسناد تاریخی نام این شهر نخست سووق بلاق (سوخ بلاق کلمه ترکی به معنی سرد چشمه) بعدها ساوج بلاغ و در دوره قاجاریه ساوج‌بلاغ مُکری قید شده‌است و تا سال ۱۳۱۵ به همین اسم نامیده می‌شد. اما در آن سال و مقارن با حکومت رضاشاه، بر اساس اقدام فرهنگستان وقت ایران و بنا بر پیشنهاد غلامرضا رشید یاسمی و تصویب فرهنگستان نام این شهر به مهاباد تغییر یافت[۱۶]
    در مورد نام مهاباد روایت گوناگونی وجود دارد. در لغت نامه دهخدا مهاباد را نام یک پیامیر می‌انگارد و کتاب او نیز به نام دساتیر معرفی می‌کند. تنها چند منبع ذکری از این کتاب می‌کنند.[نیازمند یادکرد دقیق]
    مادآباد و مهدآباد نیز در بعضی از کتاب‌ها برای واژه مهاباد ذکر شده که ظاهراً سندیتی ندارد.[مشخص کنید]


پیشینه
بخشی از نقشهٔ ایران و توران در دورهٔ قاجاریه؛ نام قدیمی مهاباد، ساوج‌بلاغ، در جنوب غربی نقشه مشهود است.
پیش از اسلام

ساوجبلاغ دیروز یا مهاباد امروز به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی ممتاز با وجود دشت‌ها و جلگه‌های حاصلخیز در شمار قدیم‌ترین سکونتگاه‌های بشری به شمار می‌رود. بررسی‌های علمی، شواهدی را از وجود مردمی با تمدن کشاورزی و دارای «سفال‌های منقوش» که همزمان با تمدن‌های سیلک ۳ و شوش بوده‌اند نشان می‌دهد. مردمان این تمدن‌ها در ۳٬۵۰۰ پیش از میلاد با تمدن‌های فلات ایران و میان‌رودان رابطه داشته‌اند. بررسی‌های باستانشناسی شهر ویران و یوسف‌کندی این موضوع را ثابت می‌کند. این تمدن‌ها تا پیش از هجوم آشوریان در هزاره اول پیش از میلاد دارای ثباتی نسبی بوده‌اند.[۱۷]

پس از هجوم آشوریان و نابودی تمدن‌های اورارتو و مانا، مردمان آنها به سوی نواحی جنوب و جنوب غربی استان آذربایجان غربی فعلی مهاجرت کردند. آنان برای محفاظت از خود در مناطق کوهستانی این نواحی دژهایی ساختند که بقایای این دژها مانند قلات شاه هنوز در منطقه وجود دارند.[۱۸]

در دوران آرامش این منطقه مادها شروع به سکونت در آن کردند. آرامگاه فقریکای (فخریکا) گواه حضور آنان در این منطقه است. ولی با هجوم آشوریان، آرامش از این منطقه رخت می‌بندد؛ به طوریکه تا دوره هخامنشیان زندگی در این منطقه تنها در دژها و مناطق کوهستانی، با حکمرانی‌های قبیله‌ای و اقتصاد شبانی ادامه یافت. در دوران هخامنشیان، امنیتی نسبی در منطفه برقرار شد ولی بدلیل اینکه این منطقه یکی از گذرگاه‌های یونانیان برای حمله به ایران بود دوباره امنیت از منطقه رخت بربست. این منطقه به دلیل تهاجمات مکرر یونانیان صدمات فراوانی دید. برای همین یکی از مجرب‌ترین شاخه‌های پارتیزانی ارتش اشکانیان در این منطقه استقرار یافت. تا دوره ساسانیان نیز منطقه، موقعیت حساس استراتژیک خود را حفظ کرد.[۱۹]

بطلیموس نیز مهاباد را داروشاه و راولینوس بنام دارایاس نامیده‌است و امروزه در سه فرسنخی شهر فعلی قریه‌ای بنام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر دارایاس آنجا بوده‌است.
پس از اسلام

مهاباد (ساوجبلاغ مکری) شهری‌ست قدیمی که در ازمنه پیشین مرکز نواحی کردنشین (مکریان) بوده‌است. دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمی‌گردد.

شهر مهاباد در کالبد کنونی توسط صارم‌بگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مُکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد محله باغ سیسه فعلی بنا گردید.[نیازمند منبع]

امپراطوزی صفویه به نام اسلام شیعه و علیه کردهای سنی ،داریاز مهاباد را ویران کرد.[۲۰]
معاصر

این شهر در دهه‌های گذشته آشوب‌های سیاسی نیز به‌خود دیده‌است. مقر جمهوری مهاباد که در سال ۱۹۴۶ تشکیل شده‌بود در شهر مهاباد بود. پس از انقلاب، حزب دمکرات کردستان ایران در اسفند ۱۳۵۷در جریان میتینگی بزرگ فعالیت‌های علنی خود را پس از ۳۲ سال از سر گرفت. اندکی بعد دفتر سیاسی حزب دمکرات در محل خانهٔ جوانان مستقر شد. علاوه بر این کومله نیز با گشایش دفتر در این شهر به فعالیت پرداخت. در اواخر سال ۵۸ بیش از ۲۵ حزب سیاسی در این شهر فعالیت می‌کردند. اندکی بعد گروهای چپ ایرانی قانون اساسی جمهوری اسلامی را غیر دمکراتیک و واپسروانه خواندند. این گروهها پس از مدتها مذاکره تصمیم گرفتند تا یک قانون اساسی جدید را به تصویب رسانند. از آنجا که عمده مذاکرات و هماهنگی‌های این قانون اساسی در مهاباد انجام شده بود به میثاق مهاباد شهرت یافت. اما درست در روزی که قرار بود این مذاکرات با حضور دهها گروه نهایی شود، ارتش از دو محور به مهاباد حمله کرد.

مهاباد تا پاییز ۱۳۵۹ دوبار میان جمهوری اسلامی و پیشمرگان دمکرات -کومله دست به دست شد. تنها در هفته آخر شهریور ۱۳۵۹ بیش از ۶۵۰ نفر از ساکنان شهر بر اثر گلوله‌باران ارتش در این شهر کشته شدند.

تقسیمات سابق مهاباد و حومه و توابع تا سال ۱۳۲۲ شمسی بدین شرح بوده است:

بخش مرکزی مهاباد، بخش بوکان، بخش نقده، بخش اشنویه، بخش مرحمت آباد (که بعداً میاندوآب نامیده شد)، بخش شاهیندژ، بخش تکاب، بخش سقز، بخش بانه، بخش سردشت، بخش پیرانشهر.[۲۱]

بخشهای پیرانشهر، نقده و اشنویه از سال ۱۳۲۲ بعلت عدم وجود ارتش ایران در مهاباد موقتاً تا اعاده وضع عادی ضمیمه شهرستان ارومیه شدند. بخشهای سقز، بانه و سردشت نیز از همان تاریخ و به همان دلیل ضمیمه شهرستان سنندج شدند.

بخش‌های میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نیز ضمیمه سنندج گردیدند. تنها بوکان همراه مهاباد ماند. اما از بعد از ورود مجدد ارتش در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ شمسی بخش‌های مذکور نه تنها به مهاباد ضمیمه نشدند بلکه هر یک از بخش‌های: میاندآب، نقده، تکاب، پیرانشهر، سقز، بانه و سردشت خود تبدیل به شهرستان شدند.[۲۱]
وضعیت طبیعی
جغرافیا

مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی، در عرض جغرافیایی َ۴۶ و ْ۳۶ شمالی و طول جغرافیایی َ۴۳ و ْ۴۵ شرقی[۲۲] و در دامنه رشته کوه‌های لند شیخان قرار دارد.[۲۳] ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۳۲۰ متر می‌باشد. و از آب و هوای معتدلی بر خوردار است که زمستان‌ها هوای سردی دارد و تابستان‌ها هوای شهر مهاباد گرم است. شهرستان مهاباد یکی از شهرهای کردنشین جنوب استان آذربایجان غربی است که از شمال به شهرستان میاندوآب، از جنوب به سردشت، از غرب به پیرانشهر و نقده و از شرق به بوکان محدود می‌شود. این شهرستان در موقعیت طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۴۳ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۶ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویج واقع شده است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، شهرستان مهاباد، دارای دو بخش (مرکزی و خلیفان) با ۵ دهستان و ۲۰۶ روستا است. مساحت تقریبی شهرستان مهاباد، حدود ۲۵۹۲ کیلومتر مربع است. فاصله آن تا مرکز استان ۱۲۰ کیلومتر و تا تهران ۷۵۰ کیلومتر است.
نمایی از شهر مهاباد در زمستان
رودخانه‌ها
آب و هوا

شهر مهاباد با قرار گرفتن در شمال باختری ایران دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تابستان‌ها خنک و زمستان‌ها بسیار سرد می‌باشد.[۲۴] بهار قشنگ‌ترین فصل دراین منطقه‌است. در فصل پاییز هوا بیشتر بادی است.
مهاباد
وضعیت آب‌وهوا
ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر
 
 
51
 
4
−7
   
 
 
60
 
5
−5
   
 
 
46
 
12
1
   
 
 
79
 
16
4
   
 
 
24
 
24
7
   
 
 
2.1
 
30
10
   
 
 
1.5
 
33
13
   
 
 
0.3
 
33
13
   
 
 
1.1
 
29
10
   
 
 
27
 
23
6
   
 
 
28
 
14
1
   
 
 
30
 
9
−4
دما (°C)، بارش (mm)
منبع: [۲۴]
میانگین دما و بارش برای مهاباد
    ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر        
دمای بیشینه (°C)     ۳٫۷۳     ۴٫۸۲     ۱۲٫۳     ۱۶٫۲۷     ۲۴٫۱۷     ۳۰٫۱۳     ۳۳٫۲۳     ۳۲٫۸۶     ۲۹٫۳۲     ۲۲٫۸۰     ۱۳٫۸۲     ۸٫۵۵     Ø     ۱۹٫۳
دمای کمینه (°C)     −۷٫۱۵     −۴٫۸۶     ۰٫۸۴     ۳٫۷۲     ۷٫۴۶     ۱۰٫۲۹     ۱۳٫۱۴     ۱۳٫۲۹     ۱۰٫۱۹     ۶٫۳۵     ۱٫۲۱     -۳٫۸۴     Ø     ۴٫۲
بارش (mm)     ۵۱٫۱۱     ۵۹٫۵۵     ۴۶٫۴۴     ۷۹٫۲۴     ۲۴٫۰۲     ۲٫۰۵     ۱٫۵     ۰٫۳     ۱٫۱     ۲۶٫۶۳     ۲۸٫۲۸     ۲۹٫۸     Σ     ۳۵۰٫۰۲
روزهای بارانی     ۳     ۵     ۴     ۴     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۲     ۳     ۶     Σ     ۲۷
رطوبت (٪)     ۶۳٫۵۵     ۶۸٫۴     ۶۵٫۸۵     ۶۰٫۲۵     ۵۷٫۹     ۴۶٫۷۵     ۴۸٫۲۵     ۴۹٫۱۵     ۴۹٫۵     ۵۳٫۵۵     ۶۲٫۵     ۶۴٫۸     Ø     ۵۷٫۵


منبع: [۲۴]
مردم
زبان
نوشتار اصلی: مکریانی

مردم مهاباد به زبان کردی سورانی با لهجه مُکری یا مکریانی از زبان کردی تکلم می‌کنند.[۲۵][۲۶][۲۷]
مذهب

دین مردم مهاباد اسلام و مذهبشان سنی شافعی ست. همچنین اقلیتی از ارامنه و کلیمیان در مهاباد حضور دارند؛[۲۸]به علاوه شمار اندکی از شیعیان که اصالتاً از دیگر شهرها یا استان‌ها هستند.[۲۹] اکثر شیعیان مهاباد که ۲ درصد از جمعیت این شهر را تشکیل می‌دهند، ترک‌زبان هستند.[۳۰] [۳۱] به طوریکه در ماه محرم، در حسینیه های شهر به دو زبان ترکی و فارسی نوحه خوانده می شود.[۳۲]
تجارت

اکثر ساکنان شهرستان مهاباد به کار کشاورزی، دامداری، تجارت، خدمات و مشغولند. طی چند سال اخیر قاچاق نیز بعنوان یکی از مشاغل اصلی مردم این شهر مطرح شده است. بازارچهٔ فروش کالاهای خارجی دست دوم (تاناکورا) و بازارچه‌های فروش لوازم لوکس مثل بازارچهٔ اصغری، نوین، نور و... حدود هزاران شغل در این شهر ایجاد کرده است. وجود دانشگاه‌های آزاد اسلامی و پیام نور، وجود مجتمع کشت و صنعت و همجواری با کشورهای ترکیه و عراق برای صادرات و واردات کالا و خدمات، امتیازات اقتصادی ویژه‌ای برای شهر محسوب می‌شوند.[نیازمند منبع]
جمعیت
تغییرات جمعیت مهاباد در سده ۱۴ام

جمعیت مهاباد ۱۴۷،۲۶۸ نفر در سال ۱۳۹۰ بوده است.که این رقم بشدت در حال افزایش است.
هرم جمعیتی مهاباد در سال۲۰۰۶ مردان     سن     زنان
۴۸      ۱۰۰ و بیشتر      ۴۴
۲۸      ۹۹-۹۵      ۲۶
۶۰      ۹۴-۹۰      ۴۸
۱۰۹      ۸۹-۸۵      ۱۰۸
۴۳۲      ۸۴-۸۰      ۴۴۲
۵۶۸      ۷۵-۷۹      ۵۷۳
۱٬۰۹۰      ۷۰-۷۴      ۱٬۰۹۸
۱٬۰۲۹      ۶۵-۶۹      ۱٬۱۱۹
۱٬۱۹۹      ۶۰-۶۴      ۱٬۲۸۴
۱٬۶۵۹      ۵۵-۵۹      ۱٬۷۹۷
۲٬۶۴۱      ۵۰-۵۴      ۲٬۴۸۸
۳٬۵۱۱      ۴۵-۴۹      ۳٬۵۱۹
۴٬۲۵۹      ۴۰-۴۴      ۳٬۹۷۵
۵٬۲۳۴      ۳۵-۳۹      ۴٬۸۳۵
۵٬۲۷۱      ۳۰-۳۴      ۵٬۱۱۳
۶٬۸۸۳      ۲۵-۲۹      ۶٬۷۶۴
۸٬۷۶۹      ۲۰-۲۴      ۸٬۵۷۴
۸٬۴۴۵      ۱۵-۱۹      ۸٬۲۷۶
۶٬۸۰۹      ۱۰-۱۴      ۶٬۵۸۰
۵٬۳۵۷      ۵-۹      ۵٬۱۴۵
۵٬۴۱۵      ۰-۴      ۵٬۱۵۶
اماکن تاریخی
بناها

مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته است، چون شهر مهاباد کلاً درمیان دره‌ای که رشته کوههایی آن را احاطه کرده و رودخانه‌ای بنام رودخانه مهاباد که از وسط شهر می‌گذرد قرار گرفته است، لذا قبرستان مذکور که آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی مرتفع تر از شهر قرار گرفته است، گویا در زمان خودش این محدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر این نظریه را تایید می‌نماید.[۳۳]

    حمام تاریخی میرزا رسول (که هم اکنون به موزه مردم‌شناسی تبدیل شده است)[۳۴]
    حمام لج
    سنگ نگاره‌های خره هنجیران
    دژقلات شاه
    برده کنته
    آرامگاه بداق سلطان
    پل ممیند[۳۵]
    فقرگاه مهاباد
    حوضخانه رستم بیگ[۳۶]
    حوضخانه شاه درویش[۳۷]

مساجد

    مسجد جامع سرخ
    مسجد شاه درویش
    مسجد عباس آقا
    مسجد دارالاحسان
    مسجد نور
    مسجد قبله
    مسجد رستم بیگ
    مسجد شاه درویش
    مسجد حاج صالح شاطری
    مسجد مولوی
    خانقاه شمزینان
    مسجد حاج سید حسن (فقیران)
    مسجد حسن‌زاده
    مسجد سید نظام
    مسجد سعدی
    مسجد داروغه
    مسجد چهار یار نبی
    مسجد حضرت عثمان (فجر)
    مسجد قاضی
    و ...


شهرستان مهاباد ۲۵۷ مسجد دارد که از این تعداد ۷۲ مسجد در شهر و ۱۸۵ مسجد در روستاها قرار دارد. تقریباً در ۱۰ مسجد نماز جمعه برگزار می‌شود. در این شهرستان حدود ۴۰۰ نفر روحانی و طلبه علوم دینی زندگی می‌کنند که اکثر آن‌ها در شهر سکونت دارند. در این شهر تصوف و شیوخیت نیز تا اندازه‌ای وجود دارد. دراویش و صوفیان در خانقاه و تکیه‌های این شهر، شب‌های پنجشنبه گرد هم می‌آیند و به مراسم ذکر و دف نوازی می‌پردازند.
باغ‌ها (شهر باغ‌های دیروز)[۳۸]

    باغ اسماعیل آقا
    باغ اصحابی
    باغ امین الاسلام
    باغ اوقاف
    باغ بلوری‌ها
    باغ به به زاده‌ها
    باغ پنجوی‌ها
    باغ چاوشین
    باغچهٔ میرزا رسول
    باغ حاجی قاسم
    باغ حسن‌زادهٔ بزاز
    باغ حسن خان (مرحوم قاضی)
    باغ حسن خان (عباس آقا دهبوکری)
    باغ حسین قلی خان
    باغ خلیل‌زاده‌ها
    باغ خیزی
    باغ میرزا رشید رشیدی
    باغ ساوا
    باغ سعید حاجی کاکه مین
    باغ سیسه
    باغ سیف الدین خان
    باغ شیخی
    باغ شیر و خورشید
    باغ عباس آقا دهبوکری
    باغ عزیز آقا دهبوکری
    باغ عزیز قلی
    باغ عزیز مشیری
    باغ عزیزه گول
    باغ علی‌آباد
    باغ فه‌قێیان (باغ طلبه‌ها)
    باغ قادر امینی
    باغ قادری‌ها
    باغ قبله
    باغ قوپی
    باغ قوره‌ره‌شی
    باغ گولان
    باغ گویزی
    باغ لاله عباسی
    باغ مجید خان
    باغ مظفر الدوله
    باغ ملا حسن
    باغ ملک
    باغ میرزا سلطان
    باغ میکائیلی
    جالیز جنب باغ عزیز مشیری
    جالیز حسن ببری
    جالیز حسین فداکار
    جالیز خات نازدار
    جالیز صالح پروری
    جالیز و سبزیخانهٔ میرزا سلطان
    جالیز نبیلان
    سبزیخانهٔ سلطانیان
    سبزیخانهٔ عبدالله شاهرخ
    قوپی مولوی (مرداب مولوی)
    میشهٔ سید جامی (بیشهٔ سید جامی)
    میشهٔ کورتانی (بیشهٔ کورتانی)

بخش‌ها
گسترش شهر

قدیمی‌ترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شده‌است و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.

سیل و آسیب‌های دیگر باعث انتقال خانه‌ها به بخش‌های جنوبی و ایجاد محلات تازه پیرامون میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیده‌است.

شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا این که بداق سلطان مکری حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام می‌شد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشی‌ها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانی‌ها، تاجرباشی و کوسه صورت می‌گرفت.

شهر مهاباد با جمعیت ۱۶،۰۰۰ نفر در ۱۹۴۵، ۲۰،۳۳۲ در ۱۹۵۶ و ۴۴،۰۰۰ در ۱۹۷۶، که تا ۱۹۸۰ به بیش از ۵۰٬۰۰۰ رسید به دلیل موقعیت جغرافیایی اش و بالاتر از همه به دلیل نقشش در تاریخ اخیر کرد به عنوان یک مرکز اداری، نظامی و فرهنگی سریعاً اهمیت یافت. تقریباً همهٔ مهابادیها کردهای مسلمان سنی اند. بسیار فارسی و ترکی آذری را به خوبی گویش غالب کردی که در کنار کردی سلیمانی در کردستان عراق، معیاری ادبی برای زبان کردیست، صحبت می‌کنند.[۳۹]

کوچ مردم به شهر در طول دهه ۵۵-۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این کوچ‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند.

پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام شماری از محلات این شهر که با واژهٔ باغ همراه است دیده می‌شود.
میدان چهارچراغ (شهرداری) در شب

امروزه تمرکز ادارات، بانک‌ها و سازمانهای دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بیشتر در امتداد خیابان‌های جمهوری اسلامی، سید نظام، طالقانی، بلوار توحید و جام جم است. محلات کارمندی شهر بیشتر در نیمهٔ شمالی و مناطقی که ورود و خروج کالاها (بسیاری از آن‌ها به صورت قاچاق) در آن بیشتر صورت می‌گیرد در نیمهٔ جنوبی شهر قرار دارد.

نخستین لوله‌کشی آب در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر مهاباد آغاز به کار کرد و تصفیه‌خانه آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ به راه افتاد. پیش از آن در اغلب خانه‌ها و مساجد قنات و چاه شخصی وجود داشت.

امروزه همه معابر شهر آسفالت است و شهرک صنعتی که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد-میاندوآب قرار دارد و ۹ واحد آن به بهره‌برداری رسیده‌است برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کرده‌است.[۴۰]
مناطق شهرداری
[نمایش]

    ن
    ب
    و

محله‌ها و معابر اصلی شهر مهاباد


سلامت

در اطراف مهاباد ساختمان‌هایی برای اسکان بیماران جذامی ساخته شده است.[۴۱] این ساختمان‌ها مخصوص جذامیان شهرستان‌های جنوبی استان است.[۴۲]
اماکن گردشگری

    دریاچهٔ سد مهاباد
    باغ مکائیل (پارک ملت)
    غار سهولان
    بازارچه مرزی کالاهای وارداتی
    تالاب کانی برازان
        غار آبی سهولان

سدمهاباد

غار آبی سهولان در ۴۳ کیلومتری جادهٔ مهاباد-بوکان، بعد از روستای «عیسی کند»، در دامنهٔ کوه «کونه کوتر» (لانه کبوتر) و نرسیده به روستای سهولان، در کنار جاده واقع شده است. کلمه «سهول» در زبان محلی کردی به معنای «یخ» است که شاید وجه تسمیه این غار مربوط به یخ بندان‌های طولانی زمستانی و خنکی تابستانی آن باشد. این غار دو دهنه، بعد از غار علیصدر همدان، دومین غار آبی کشور است و از نظر آغاز پیدایش، به دوره دوم زمین‌شناسی (کرتاسه) بر می‌گردد. غار دارای سفره‌های آبی به صورت دریاچه‌ای صاف و زلال است و از چند حوضچه بزرگ که به وسیله دالان‌های آبی به هم متصل شده‌اند، تشکیل یافته است. حداکثر عمق آب آن ۵۰ متر بوده و موجوداتی مثل خفاش و کبوتر چاهی دارد. غار سهولان دارای دو در اصلی است که به هم راه دارند و می‌توان از هر یک از آن‌ها وارد غار و از در دیگر خارج شد. بعد از ورود به غار و پس از طی مسیر پیاده، سوار قایق خواهید شد و به دیدن غار خواهید پرداخت. هم اکنون به لطف نورپردازی محیط درونی غار که با انواع لامپ‌ها و نورافکن‌ها چراغانی شده، مناظر شگفت انگیزی را می‌توان مشاهده کرد. رسوبات داخل غار (قندیل‌های آهکی) به اشکال زیبایی مثل پای فیل، عروس دریایی، خفاش، شیر، مار ماهی، لاک پشت، خوشه انگور، دلفین و... دیده می‌شوند.

پارک ملت
باغ میکائیل

پارک ملت که در بین عموم شهر مهاباد، به «باغ میکائیل» شهرت دارد، در پایین دست سد مهاباد و در کنار رودخانهٔ مهاباد واقع شده است. این پارک با برخورداری از آب رودخانهٔ مهاباد و شهر بازی و فضای سبز آن، محیط مناسبی برای استراحت و گذراندن اوقات فراغت مردم شهر و مسافران وارده به شهر می‌باشد. نورپردازی زیبا در پارک، رودخانه و اطراف آن، موسیقی کردی زیبایی که بی‌وقفه در پارک پخش می‌شود، رودخانه زیبایی که از دل این پارک می‌گذرد، با سنگ‌های بزرگ و جالب داخل آب و منطقه تفریحی و گردشگری که در روبروی پارک و در دل کوه ایجاد شده است، همه و همه پارک ملت مهاباد را به مکانی دیدنی تبدیل کرده است.
رودخانه حسن لو
سد مهاباد

دریاچهٔ سد مهاباد در فصل گرم سال، محیط مناسبی را برای شنا کردن و تفریح برای عموم مردم و مسافران، فراهم نموده است. در سال۱۳۴۶ توسط شرکت الکتروپروجکت یوگوسلاوی ساختمان این سد مخزنی بر روی رودخانه مهاباد، در حدود ۲ کیلومتری بالا دست شهر مهاباد آغاز و در سال ۱۳۵۰ (و به ارتفاع ۵/۴۶ م‌تر) به پایان رسید. سد مهاباد در فاصله بسیار نزدیکی به شهر قرار دارد و همین امر زیبایی و جلوه خاصی را به شهر بخشیده است.

این سد، جزو ۱۰ سد پرآب کشور است و از لحاظ اقتصادی به ویژه در بخش کشاورزی کمک قابل توجهی به مردم منطقه می‌نماید. هر سال در فصلهای بهار و تابستان مسافران زیادی برای دیدن این سد زیبا به شهرستان مهاباد سفر می‌کنند. جاده‌های ارتباطی مهاباد به سردشت و پیرانشهر از کنار این دریاچه زیبا عبور می‌کند. از نواحی دیدنی اطراف این دریاچه می‌توان به جزیره، سر میدان و تاقه دار (تک درخت) اشاره کرد. این دریاچه محل مناسبی برای تفریحاتی همچون شنا و ماهیگیری می‌باشد. از جمله ماهی‌های این دریاچه می‌توان به ماهی کپور و سوف اشاره کرد.


تالاب کانی برازان

در حوزه استحفاظی شهرستان مهاباد و در سواحل جنوبی پارک ملی دریاچه ارومیه، تالابهای زیبایی همچون تالاب قوپی باباعلی، کانی برازان، گروس، داشخانه، قره قشلاق، تالاب حسنخان، چنگیز گل، و دریاچه مخزنی سد مهاباد واقع گردیده است که مامن و ماوای هزاران پرنده مهاجر آبزی و کنارآبزی و بومی منطقه می‌باشد. از بین این تالاب‌ها تالاب قوپی باباعلی در کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها به عنوان تالاب بین‌المللی ثبت گردیده است. تالاب کانی برازان به دلیل موقعیت خاص و وجود گونه‌های در حال انقراض همچون اردک سرسفید و گونه‌های حمایت شده اردک مرمری، پلیکان سفید و ... جهت ارتقای سطح حفاظتی معرفی و پیشنهاد گردیده تا به عنوان یکی از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست، تحت مدیریت قرار گیرد. این تالاب در ۴۰ کیلومتری شمال شهرستان مهاباد و ما بین روستاهای بفروان، قره داغ و خورخوره واقع گردیده است. مساحت کل آن حدود ۹۰۰ هکتار و عمق متوسط آب در آن ۶۰ سانتی‌متر و حداکثر عمق آن ۱۲۰ سانتی‌متر می‌باشد. ارتفاع آب از سطح دریای آزاد ۱۶۲۵ متر می‌باشد. دایک ساحلی احداثی توسط وزارت نیرو، تالاب را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است. آب تالاب از چشمه آب شیرین روستای قره داغ و شاخه انحرافی رودخانه مهاباد در پایین دست روستای خورخوره تامین می‌گردد. بخش جنوبی تالاب در دامنه کوه قره داغ (سیاه کوه) واقع گردیده و کوه مذکور و تپه باباحیدر بر آن مشرف هستند. به دلیل موقعیت توپوگرافی و وجود توده‌های نی‌زار، پذیرای بیشترین جمعیت پرندگانی همچون میش مرغ، پلیکان، قو، فلامینگو، حواصیل، عقاب تالابی و انواع غاز، انواع مرغابی، آنقوت و... می‌باشد. غیر از پرندگان موجود در تالاب یک نوع وزغ سبز معمولی و یک نوع قورباغه مردابی و همچنین ماهی کپور در این تالاب زیست می‌نمایند.
مراکز آموزشی
دانشگاه‌ها

    دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد
    دانشگاه پیام نور مهاباد
    دانشگاه جامع علمی و کاربردی واحد مهاباد
    آموزشکده فنی و حرفه‌ای سما واحد مهاباد
    دانشگاه غیر انتفاعی هیمن
    دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین پردیس مهاباد

ره‌آوردها
غذاهای سنتی

از غذاهای سنتی مهاباد می‌توان به آش دوکلیو (نوعی آش دوغ) و انواع نان‌های روغنی چون کلانه و پنچه کش و ... اشاره کرد.[۴۳][۴۴]
صنایع دستی

از صنایع دستی مهاباد می‌توان قالی، جاجیم، گلیم و چاروق بافی، سکه و پولک دوزی، منجوق دوزی، رودوزی، سوزن دوزی، قرقره بافی (گیپوربافی)، مصنوعات چرمی، قلاب بافی، سجاده بافی و بافت پارچه و لباس کردی، خراطی، چاقو سازی وهمچنین کلاش و گیوه اشاره کرد.[۴۵][۴۶][۴۷][۴۸]
افراد سرشناس

    محمدامین شیخ‌الاسلامی، شاعر، مترجم و نویسنده
    عبدالرحمن شرفکندی، شاعر، مترجم و نویسنده
    معروف کوکه‌ای، شاعر
    ملا غفور دباغی، شاعر
    وفایی، شاعرکلاسیک و غزل سرا
    حسین حوزنی مکریانی، تاریخ نویس و فرهنگ نویس کرد
    محمد قاضی، مترجم برجستهٔ ایرانی
    محمد ماملی خواننده کرد
    عزیز شاهرخ خواننده کرد
    خسرو سینا، نویسنده سینما و کارگردان تلویزیون و تئاتر
    بداق سلطان مکری، رئیس ایل مکری که بعد از ویران شدن مهاباد به آبادانی و عمران آن پرداخت
    قاضی محمد، نخستین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران و جمهوری کردستان
    عبدالله اسحاقی، رهبر پیشین حزب دمکرات کردستان ایران
    غنی بلوریان، از رهبران حزب دمکرات کردستان ایران
    عزیز یوسفی، از رهبران حزب دمکرات کردستان ایران
    کریم حسامی، نویسنده، مترجم و یکی از رهبران حزب دمکرات کردستان ایران
    سلیمان معینی، از رهبران جنبش چریکی کردستان در سال‌های ۱۳۴۶-۴۷
    هاشم احمدزاده استادیار رشتهٔ مطالعات کردی در دانشگاه اکستر انگلستان
    امیر حسن‌پور دانشیار دانشکده تمدن‌های خاور میانه و نزدیک دانشگاه تورنتو

پیش‌شماره تلفن

پیش‌شماره تلفن، کدی رقمی است که در ارتباطات تلفنی برای محدوده‌های مکانی تعیین می‌شود.

پیش‌شماره سه گونه‌است:

    پیش‌شماره شهری:این پیش‌شماره در سیستم تلفن ثابت برای مناطق مختلف یک شهر استفاده می‌شود. معمولاً سه یا چهار رقمی است. بطور مثال پیش شماره ۸۸۷۳ چهار رقم اول بسیاری از شماره تلفن‌هایی است که در محله عباس‌آباد تهران قرار دارند. این پیش‌شماره بخشی جداناشدنی از شماره تلفن اصلی است و در شماره گیری این پیش شماره‌ها همیشه استفاده می‌شوند.
    پیش‌شماره بین شهری:این پیش‌شماره برای مناطقی که وسعت شان در حدود یک شهر است در نظر گرفته می‌شود. این پیش شماره‌ها با یک صفر شروع می‌شوند. تعداد رقم‌های این پیش شماره متفاوت است مثلاً در ایران این پیش‌شماره بدون در نظرداشت صفر اول آن بین دو تا چهار رقم است.

در شماره گیری از شهری به شهری دیگر این پیش شماره حتماً باید پیش از شماره تلفن اصلی شماره گیری شود.

    پیش‌شماره بین‌المللی: این پیش شماره برای کشورها در نظر گرفته شده‌است. با دو صفر شروع می‌شود و بدون در نظر داشت دو صفر اول آن بین یک تا چهار رقم متغیر است. شماره‌های یک رقمی و دو رقمی بیشتر به کشورهای با سابقه جهان تعلق دارند و شماره‌های سه تا چهار رقمی به کشورهایی که جدید التاسیس هستند.

در شماره گیری از کشوری به کشور دیگر باید این کد حتماً اول شماره گیری شود.

در شماره گیری بین الملی ابتدا باید پیش‌شمارهٔ بین الملی را شماره گیری کرد سپس پیش‌شماره بین شهری بدون صفر آن و سپس شماره تلفن اصلی که شامل پیش‌شمارهٔ شهری می‌شود.

یک نمونه:فرض کنیم یک شماره تلفن بصورت ‎۰۰۹۸۴۵۲۳۲۲xxxx‏ داریم (xها می‌توانند هر عدد یک رقمی ای باشند). در این شماره که می‌توان آنرا بصورت ‎۰۰۹۸-۴۵۲-۳۲۲-xxxx‏ نوشت: به طور مثال:

    ۰۰۹۸: پیش‌شمارهٔ بین‌المللی کشور ایران است.
    ۰۲۱: پیش‌شمارهٔ شهر تهران است.
    ۰۴۱: پیش‌شمارهٔ شهر تبریز است.
    ۰۲۸: پیش‌شمارهٔ شهر قزوین است.
    ۰۲۶: پیش‌شمارهٔ شهرستان کرج است.
    ۰۴۴:پیش‌شمارهٔ شهرستان مهاباد است.
    xxxx: که می‌تواند هر عدد چهار رقمی ای باشد به همراه پیش‌شماره شهری شماره تلفن اصلی مشترک مخابراتی است.

جاکارتا

جاکارتا (Daerah Khusus Ibukota Jakarta) پایتخت کشور اندونزی و بزرگ‌ترین شهر این کشور است.

جاکارتا، پایتخت اندونزی و یکی از بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهرهای اسلامی است. جاکارتا بزرگ ترین شهر اندونزی و مرکز اقتصادی ـ تجاری، حمل ونقل و صنعتی این کشور و مرکز سیاسی ـ اداری ایالت جاکارتاست. ایالت جاکارتا ــ که حدود ۵۹۰ کیلومترمربع مساحت دارد یکی از پنج ایالت جزیره جاوه‌است.

اما امروزه جاکارتا مرکز آسه آن (انجمن ملل آسیای جنوب شرقی) است و مقرّ وزارت خانه‌ها و سازمان‌های مهم اندونزی به شمار می‌رود.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ جغرافیا
    ۳ حمل و نقل
    ۴ منابع

تاریخچه

جاکارتا از مشهورترین شهرهای بزرگ اسلامی، دارای بناهایی متعلق به دوره استعمار و بافت شهری مطابق الگوی شهرهای هلندی است. آثار و اماکن دیدنی شهر عمدتاً در بخش مرکزی (بافت قدیمی) قرار دارند، از جمله آنهامی‌توان: میدان مردکا (آزادی و استقلال) و لوح ملی اندونزی، موزه ملی، کاخ ریاست جمهوری یا کاخ آزادی واقع در قسمت شمالی مردکا، موزه مردکا که هلندی‌ها آن را در ۱۷۷۸ احداث کردند، کتابخانه شهر، مسجد بزرگ استقلال، مجموعه ورزشی بازیهای آسیایی، بازار چینیها، بازار قدیمی ماهی فروشان، بازار بزرگ، باغهای درون شهر از جمله باغ معروف جایاانکول، بقایای ساختمان شهرداری (متعلق به دوره استعمار) و زندان‌های قدیمی نزدیک آن را نام برد.

جاکارتا شهری قلعه‌ای و قدیمی است و در منطقه‌ای با تاریخ کهن قرار دارد. گفته شده که این منطقه مقرّ انسان‌های نخستین بوده‌است. در سده چهارم میلادی، دولتی هندو ـ جاوه‌ای در جاکارتا فرمانروایی می‌کرده‌است. سابقه جاکارتا، به سبب واقع شدن در جزیره جاوه، با پیشینه این جزیره در آمیخته‌است.

نام‌های قبلی آن سوندا کلاپا، جایاکارتا و بعد باتاویا بود.
جغرافیا

شهر جاکارتا در غرب جزیره جاوه، در سواحل شمالی، در کنار خلیج جاکارتا (یا خلیج باتاویا / بتاویه) و دریای جاوه، قرار دارد. این شهر در دشت واقع شده‌است و ارتفاعاتی با فاصله بسیار، در جنوب آن امتداد دارد. رود سیلیونگ با جهت جنوبی ـ شمالی از میان شهر می‌گذرد و به خلیج جاکارتا می‌ریزد. علاوه بر این، رودهای بسیاری در نزدیکی شهر جاری اند که می توان به گروگل در غرب و سونتر در شرق جاکارتا اشاره کرد.

باتوجه به موقعیت شهر و نزدیکی آن به دریا، نسیم خشکی و دریا که در جاکارتا دائمی است، در افزایش آلودگی هوای شهر مؤثر بوده‌است. این شهر در یکی از پرباران ترین مناطق جهان قرار دارد؛ متوسط باران سالانه جاکارتا حدود دو هزار میلیمتر و متوسط رطوبت سالانه آن ۸۱% است.
حمل و نقل

جاکارتا با مشکل افزایش جمعیت و ترافیک مواجه بوده‌است و هست و به همین دلیل فرماندار شهر جاکارتا با توجه به افزایش جمعیت روز افزون این شهر تصمیم به ایجاد خیابان‌ها و بزرگراه‌های دو طبقه کرده‌است. با توجه به گرانی بودن زمین در جاکارتا، گسترش خیابان‌ها از سمت راست و چپ امکان پذیر نبوده و تنها راه گسترش خیابان‌ها به صورت عمودی در طبقات بالای خیابان می‌باشد. دلیل عمده دیگر ایجاد بزرگراه‌های دو طبقه، جلوگیری از کم شدن سرعت ماشین‌ها به دلیل سیلاب همیشگی در جاکارتا است.[۱]

جاکارتا دارای سیستم حمل و نقل راه آهن شهری می‌باشد که ترافیک جاکارتا را کاهش می‌دهد.[۲]

جاکارتا دارای شبکه حمل و نقل راه آهن از حومه به داخل شهر می‌باشد که بسیار ارزان و سریع و البته بدون ترافیک است. این شبکه راه آهن ریلی توانسته‌است که بسیاری از زمان سفر از حومه به داخل شهر را کاهش دهد. بسیاری از مردم با توجه به پر بودن ظرفیت قطارها، به بالای سقف قطار رفته و از سقف قطار به منظور سفر خود استفاده می‌کنند.[۳]

جاکارتا دارای سیستم جامع اتوبوسرانی می‌باشد که شامل ۱۵ مسیر اتوبوسرانی است که از مزایای آن سرعت اتوبوس‌ها بسیار زیاد و هم چنین بدون ترافیک است.[۴]

جاکارتا دارای شبکه‌ام آر تی می‌باشد که بسیار کار آمد و سریع می‌باشد. جاکارتا دارای دو شبکه حمل و نقل ام آر تی شمال -جنوب به طول ۲۲ کیلومتر و شامل ۲۱ ایستگاه می‌باشد و شبکه شرق -غرب به طول ۸۷ کیلومتر و شامل ۴۸ ایستگاه‌است.[۵]

جاکارتا دارای طرح مونوریل است که بسیاری از ترافیک‌های جاکارتا را کاهش می‌دهد.

خبرگزاری مهر

خبرگزاری مهر یک خبرگزاری ایرانی است که در بهمن ماه ۸۱ فعالیت آزمایشی خود را با دو خروجی به زبان‌های فارسی و انگلیسی آغاز کرد.[۱]
تاریخچه

خبرگزاری مهر ۱۴ سرویس خبری فعال در حوزه‌های فرهنگ و ادب، فرهنگ و هنر[۲]، دین و اندیشه، حوزه و دانشگاه، فناوری‌های نوین، اجتماعی، اقتصادی[۳]، سیاسی، بین‌الملل، ورزشی، انرژی هسته‌ای[۴]، دفاع مقدس و عکس و گرافیک دارد. [۵]

این خبرگزاری ۵ دفتر منطقه‌ای و ۳۰ نماینده استانی فعال در سراسر کشور دارد و بیش از ۳۰۰ خبرنگار و ادیتور در دفاتر آن مشغول به کار هستند.

مهر به ۶ زبان فارسی، انگلیسی، عربی، اردو، آلمانی و ترکی اخبار منتشر می‌کند.

خبرگزاری مهر با ۱۸ خبرگزاری معتبر دنیا از جمله خبرگزاری‌های شینهوا(چین)، کیودو(ژاپن)، پی تی آی(هند)، اینترفاکس (روسیه)، افه (اسپانیا)، برناما (مالزی)، یونهاپ (کره جنوبی)، «پرنسا لاتینا» (کوبا)، وی ان ای (ویتنام)، جیهان(ترکیه)، آنتارا(اندونزی)، ترند (آذربایجان)، مونتسامه(مغولستان)، سانا (سوریه)، ای پی پی (پاکستان)، پی‌ان‌ای (فیلیپین) و آوا (افغانستان) قرارداد همکاری امضاء کرده‌است.

خبرگزاری مهر در سیزدهمین مجمع عمومی سازمان خبرگزاری‌های آسیا-اقیانوسیه به میزبانی اندونزی در جاکارتا به این سازمان پیوست و توانست در همین مدت کوتاه نقشی فعال در آن سازمان ایفا کند.

مهر در سال ۲۰۰۹ میزبان سی و یکمین اجلاس هیئت اجرائی اوآنا و پنجمین اجلاس گروه کارشناسی فنی در تهران و مبتکر پرچم اوآنا برای اولین بار بوده‌است.[۶]

خبرگزاری مهر در کنفرانس‌های مهم بین‌المللی همچون: المپیک رسانه‌ها (چین ۲۰۰۹)، نشست سران اوآنا (کره جنوبی ۲۰۱۰)، چهاردهمین مجمع عمومی اوآنا (استانبول۲۰۱۰)، اجلاس فنی-اجرایی اوآنا در مغولستان (۲۰۱۱) حضور فعال داشته و میهمان ویژه سومین کنگره جهانی خبرگزاری‌ها (آرژانتین۲۰۱۰) بوده‌است.

زاینده‌رود

زاینده‌رود یا زنده‌رود به معنی دهنده‌زندگی، بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران است که از کوه‌های زاگرس مرکزی به ویژه زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و در کویر مرکزی ایران به سمت شرق حدود ۲۰۰ کیلومتر پیش می‌رود و در نهایت به مانداب گاوخونی می‌ریزد.
حوزه رودخانه زاینده‌رود ۴۱،۵۰۰ کیلومتر مربع است .[۱] برآورد می‌شود جریان آب این رودخانه در مطلوب‌ترین شرایط ۱،۲ کیلومتر مکعب در سال و یا ۳۸ مترمکعب در ثانیه است.[۲] درحال حاضر برای آبیاری زمین‌های کشاورزی استان اصفهان از سدهای آبیاری که بدین منظوراحداث گردیده استفاده می‌شود. با اتمام تونل سوم و انتقال آب در طرح بهشت‌آباد پیش بینی می‌شود استان کرمان هم از استفاده کنندگان آب رودخانه زاینده‌رود خواهد بود.[نیازمند منبع] در اسفند ماه سال ۱۳۹۱ عده‌ای از کشاورزان شرق استان اصفهان به انتقال آب این رود به سایر استان‌های شرقی ایران اعتراض کردند.

زاینده‌رود ۱۱۸اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت.

محتویات

    ۱ سرچشمه زاینده‌رود
    ۲ پل‌ها
    ۳ فصول مختلف زاینده رود
    ۴ خشک شدن رودخانه زاینده رود
    ۵ تامین آب
    ۶ اعتراض کشاورزان ورزنه وخوراسگان
    ۷ روز نکوداشت زاینده رود
    ۸ همچنین ببینید
    ۹ منابع
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ جستارهای وابسته

سرچشمه زاینده‌رود

بیشترین آب جاری در زاینده‌رود وارد استان اصفهان می‌شود. برای انتقال آب کوهرنگ به اصفهان اقدامات زیادی بعمل آمده‌است که از آن جمله می‌توان به اولین تونل در منطقه کوهرنگ در زمان رضاشاه اشاره کرد. تونل دوم نیز در همین منطقه در زمان محمدرضاشاه راه اندازی گردید. عملیات حفر تونل سوم در همین زمان شروع ولی بدلیل وقوع انقلاب ۱۳۵۷ متوقف شد. پس از انقلاب ۵۷ و با تاخیر بسیار، عملیات حفاری تونل از سرگرفته شد. از این رودخانه، جهت آبیاری باغ‌ها، عمارت‌ها و کشتزارهای داخلی اصفهان، پنج شاخه بزرگ، جدا شده که در گویش اصفهان به آنها «مادی» می‌گویند. زاینده رود در انتهای مسیر خود به مانداب گاوخونی در اصفهان می‌ریزد.[نیازمند منبع]
اصلی - عکس پانوراما از ابتدای رودخانه زاینده رود می باشد که حدود ۱۵ کیلومتری سد زاینده رود استان اصفهان می باشد.
پل‌ها

بر روی رودخانه زاینده‌رود چندین پل تاریخی از زمان صفویان و قبل از آن برجا مانده‌است. در استان چهارمحال بختیاری پل زمانخان و در استان اصفهان پل‌های مشهور تاریخی سی و سه پل یا پل الله وردی خان، پل خواجو بنا شده است. قدیمیترین پل ساخته شده بر روی زاینده رود «پل شهرستان» است.

    نمای روبرویی از پل زمانخان تابستان 1392

    پل خواجو هنگام غروب

    نمایی از پل مارنان، رودخانه زاینده‌رود و کوه صفه

    پل زمانخان - تابستان 1392

    سی و سه پل

    پل شهرستان

فصول مختلف زاینده رود
نمای پاییزی از زاینده رود، سامان، استان چهار محال و بختیاری
یک روز پر آب زاینده رود

رودخانه ی زاینده رود به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب در فصول مختلف سال در استان چهارمحال بختیاری پل زمانخان و سامان نمای بسیار جالبی را دارا بوده است.


خشک شدن رودخانه زاینده رود

رودخانه زاینده رود سال هاست که برای مقاطع بلند مدت خشک شده است. از عوامل اصلی خشک شدن رودخانه می‌توان به این موارد اشاره کرد:

    مهمترین عامل خط لوله انتقال آب سد به یزد، کرمان، کاشان و قم.
    برداشت بی رویه سالیانه آب در بالادست رودخانه در محدوده سد تا پل کله توسط پمپاژ که به تنهایی بیش از کل میزان آبی است که سالانه توسط تونل دوم و تونل چشمه لنگان وارد حوضه زاینده رود می‌شود. این میزان هم اکنون در حدود ۴۹۰ میلیون متر مکعب است که سال به سال در حال افزایش است.
    انتقال آب به استانهای یزد و شهرهای دیگر
    استقرار صنایع بزرگ، پالایشگاه، نیروگاهها در کنار رودخانه. خشکی رودخانه سبب سازِ بیکار شدنِ چندصدهزار ساکنین پایین دست رودخانه شده و به مهاجرت فصلی یا کامل آنها به استانهای دیگر و یا شهر اصفهان منجر گشته است.[۳]

توجه به این نکته مهم است که ایران عضو کنوانسیون بین‌المللی رامسر است که بر طبق آن حق ندارد قوانینی تصویب کند که بر اثر آن تالابها خشک شوند. این در حالی است که برداشت بی رویه آب از حوزه آبریز زاینده رود در فلات مرکزی و اختصاص آن به صنایع و مناطق دیگر خلاف تعهد ایران در این کنوانسیون است.
تامین آب
نوشتار اصلی: طرح بهشت‌آباد
زاینده‌رود به هنگام خشکی (بهار ۹۰)

طرح بهشت‌آباد عنوانی است که برای انتقال آب از منطقه زاگرس به فلات مرکزی ایران به کار برده می‌شود. این طرح در سال ۸۴ توسطِ مجلس کد اجرایی خورد اما با روی کار آمدنِ دولتِ نهم متوقف شد. تخصیص اولیه طرح، انتقال حدود ۱ میلیارد متر مکعب آب در دولتِ هشتم بود که در مطالعاتِ اخیر در دولت دهم به ۵۸۰ میلیون متر مکعب کاهش یافت. این طرح اخیراً توسط مشاورین فرانسوی و اتریشی ارزیابی گشته است. هدف این طرح رفع کمبودِ آبِ آشامیدنی و صنعتیِ استانهای اصفهان، یزد، کرمان و چهارمحال بختیاری است. این طرح شامل احداث سد ذخیره‌ای-مخزنی به ارتفاع حدود ۱۸۰ متر در محل تقاطع رودخانه‌های کوهرنگ و بهشت آباد است. حجم مخزن این سد حدود ۱میلیارد و ۸۰۰میلیون متر مکعب است. این سد آب بهار و زمستانه این دو رودخانه را تنظیم می‌کند. البته پیش از رسیدن آب به فلات مرکزی سهمِ استان‌های خوزستان و چهارمحال بختیاری داده خواهد شد. مهندس ممتازپور مدیر طرح انتقال آب بر آن است که انتقال آب با در نظر گرفتنِ تامین نیاز بالادست رودخانه در استانهای چهارمحال بختیاری و خوزستان انجام خواهد شد و هیچ تاثیر منفی به شکل معناداری در پی نخواهد داشت. این در حالی است که در سه کیلومتری سد یک رودخانه ده متر مکعب در ثانیه‌ای یعنی ۳۰۰میلیون متر مکعبی به رودخانه بهشت آباد منتقل می‌شود و ده کیلومتر بعد نیز یک رودخانه بزرگتر وارد می‌شود. به گفته وی در این طرح تمام مصارف فعلی و آتی استان چهارمحال بختیاری تا نیم قرن آینده در نقطه‌ای که سد زده می‌شود پیش بینی شده است. از آنجا که متوسط میزان آب رودخانه کارون ۳۰میلیارد متر مکعب است برداشت نزدیک به نیم میلیارد متر مکعب تاثیر منفی معناداری بر کارون نخواهد گذاشت.همچنین درحالیکه کل سفره‌های آب زیرزمینی این منطقه در عمق حداکثر ۱۰۰ متری زمین است بیش از ۹۵ درصد طول تونل در عمق بیش از ۴۰۰ متری سطح زمین است و از منطقه زمین شناسی تقریباً غیر قابل نفوذ است و در نتیجه این طرح فاقد عوارض منفی زیست محیطی است.[۴] لازم به ذکر است که سالیانه تنها نزدیک به ۲میلیارد و ۶۰۰میلیون مترمکعب آب از شهرستان سمیرم واقع در جنوب استان اصفهان پس از گذر از استانهای کهگیلویه و بویر احمد و چهارمحال بختیاری به رودخانه کارون می‌ریزد.[۵]
اعتراض کشاورزان ورزنه وخوراسگان

در اسفند ماه سال ۱۳۹۱ عده‌ای از کشاورزان شرق استان اصفهان در اعتراض به انتقال آب زاینده‌رود به صنایع استان یزد و خشک شدن رودخانه به تاسیسات انتقال آب از استان اصفهان به استان یزد خساراتی وارد کردند که مسئولین یزد مدعی شده‌اند این خسارات باعث قطعی و جیره‌بندی آب در استان یزد شد. جلال یحیی‌زاده نماینده شهرهای تفت و میبد در مجلس شورای اسلامی دروغ پردازی برخی مسئولان استان اصفهان را دلیل اعتراض کشاورزان دانست.[۶][۷] همچنین آیت‌الله سید یوسف طباطبایی نژاد امام جمعه اصفهان ترکاندن لوله انتقال آب زاینده‌رود به استان یزد را غیرشرعی دانست.[۸] پس از اعتراض کشاورزان خبرگزاری مهر از گفتگو میان مسئولین استان اصفهان و ۵۵ نفر از نمایندگان کشاورزان معترض خبر داد و شرایط اجتماعی شرق استان اصفهان را آرام توصیف کرد.[۹] معاون سیاسی امنیتی استانداری اصفهان مدعی شده است که این درگیریها کشته‌ای نداشته و تنها ۳۵ نفر زخمی داشته است.[۱۰] همچنین به گفته وی در اثر این درگیریها یک نفر به کما رفته و چند نفر در اثر برخوردِ ساچمه دچار آسیب چشمی شده‌اند که ممکن است به تخلیه چشم ایشان منجر شود.[۱۱] مهدی بصیری رئیس کمیته آب کمیسیون کشاورزی اتاق اصفهان مدعی شد آب انتقالی به یزد در بخشِ صنعتِ این استان مصرف می‌شود.[۱۲] لازم است ذکر شود هیچ آمار دقیقی در زمینه میزان آب انتقالی به یزد وجود ندارد و مسئولینِ دو استان ارقامی مابینِ ۶۵ تا ۹۵ میلیون متر مکعب را ذکر کرده‌اند. در جریان این اعتراضات تعدادی از کشاورزان از ناحیه چشم هدف گلوله‌های ساچمه‌ای نیروهای امنیتی قرار گرفته و نا بینا شدند.[نیازمند منبع]
روز نکوداشت زاینده رود

روز ۱۸ مهر ماه در سال ۱۳۸۲ از سوی تشکل‌های زیست محیطی استان اصفهان و استان چهارمحال و بختیاری به عنوان «روز نکوداشت زاینده رود» نامگذاری شد. نخستین تجمع و راهپیمایی به این مناسبت در ۱۸ مهر ماه همان سال توسط تشکل‌های زیست محیطی استان اصفهان در کنار بستر خشک زاینده رود در شهر اصفهان، که ۴ سال از شروع خشکی‌های بلند مدت آن بر اثر انتقال تمام آب موجود به یزد گذشته بود، انجام شد. مهم ترین شعار تجمع مذکور این بود: «زاینده رود را زنده، کامل و همیشه می‌خواهیم»

رود

رود یا رودخانه که در زبان پهلوی هم رود گفته می‌شد، آبی است روان که از به هم پیوستن آب چند چشمه در دره‌های کوهستانی به وجود آمده و جریان می‌یابد تا به دشت‌ها، دریاچه‌ها و یا دریاها و اقیانوس‌ها بریزد. رودخانه‌ها معمولاً در اولین مرحله در پای کوهها، تشکیل مخروط افکنه‌ها را داده و پس از طی مسیری با انباشت مواد آبرفتی خود به توسعه دشتها کمک می‌کنند. گاه در برخی از رودهای بزرگ در طی مسیر طولانی که دارند، به پیچان رودها (مئاند) برخورد می‌کنیم که در اثر شیب کم زمین به وجود می‌آیند. در ادامه زمانی که رود به مصب (محلی که رود به دریا می‌ریزد) می‌رسد، در دهانهٔ خود دلتا را تشکیل می‌دهد. بنابر این مخروط افکنه‌ها در پای کوهها و دلتاها در دهانه رود (مصب) به وجود می‌آیند.

بین مخروط افکنه و دلتا تفاوت‌های دیگری نیز وجود دارد: ۱- شیب در مخروط افکنه‌ها بیشتر است. ۲- مواد مخروط افکنه‌ها درشت تر هستند، در صورتی که شیب در دلتا بسیار کم و نزدیک به صفر است.

محتویات

    ۱ طولانی ترین رودهای جهان
    ۲ طولانی ترین رودهای ایران
    ۳ نگارخانه
    ۴ جستارهای وابسته

طولانی ترین رودهای جهان

نیل، آمازون، یانگتسه، می‌سی‌سی‌پی، هوانگهو، آمودریا و مکونگ.
طولانی ترین رودهای ایران

کارون، سفیدرود و زاینده‌رود.

سد

سَد به فارسی دَری «بَند»[۱] دیواری محکم که به منظور مهار کردن یا تغییر مسیر آب در عرض دره یا میان دو کوه و در مسیر رود ایجاد می‌کنند. افزودن ارتفاع آب به‌وسیله ایجاد سد، می‌تواند فقط به منظور مهار یا تغییر مسیر آب رودخانه باشد و یا ذخیره کردن آب در پشت سد برای کشاورزی، آبیاری و آبرسانی و یا حتی تولید انرژی برقابی هدف اصلی در ایجاد سد بوده باشد.

از آنجا که آب جمع شده در پشت یک سد، می‌تواند نیروی بسیار عظیمی به سد وارد کند، در طراحی سدها، اصلی‌ترین مسئله استاتیکی(ایستایی)، غلبه بر این نیرو و رسیدن به شرایط پایداری است که با تخلیه و یا آبگیری سد، پیوسته برقرار باشد.

از نقطه نظر استاتیکی، سدها به دو گروه عمده تقسیم می‌گردند:

    سدهای وزنی
    سدهای قوسی

سدهای پایه دار، سدهای پشت بند دار و سدهای چوبی از دیگر انواع سد محسوب می شوند.

محتویات

    ۱ سدهای قوسی
    ۲ سدهای وزنی
    ۳ سدهای خاکی
    ۴ مطالعات زمین‌شناسی
    ۵ سدهای معروف جهان
    ۶ سدهای ایران
        ۶.۱ سدهای تاریخی
        ۶.۲ سدهای صنعتی و کشاورزی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ نگارخانه
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

سدهای قوسی

اساس نیروی غلبه بر فشار آب در این سدها، انتقال این نیرو به دیواره‌های دره و در حقیقت شکل هندسی سد است. این سدها حداقل در مقیاسهای بزرگ، غالبا از بتن غیر مسلح ساخته می‌شوند. به منظور جلوگیری از ورقه ورقه شدن سطوح مختلف بتن روی یکدیگر، بسیاری از سدهای بزرگ از این نوع، بصورت لایه لایه و معمولاً بصورت لایه های ۲ یا ۳ متری بتن ریزی می‌گردد. سطح هر لایه بتن ریزی شده بلافاصله ً شسته می‌گردد تا بتن لایه (مرحله) بعدی به بتن قبلی خوب بچسبد و از ورقه ورقه شدن سطوح مختلف بتن روی یکدیگر جلوگیری گردد. این سدها بصورت بلوک بلوک ساخته شده و در انتها بین بلوکها که درزه نامیده می‌شود دوغاب سیمان تزریق میگردد تا سد بصورت یکپارچه عمل کند.
سدهای وزنی

از آنجاییکه باید در برابر فشار بسیار زیاد آب، مقاومت مناسبی به‌وسیله وزن سازه سد صورت پذیرد، این نوع از سدها معمولاً حجم بسیار عظیمی دارند. بدیهی است در ساخت سازه‌ای با این حجم، اقتصادی‌ترین مسئله، بحث تامین مصالح است. بنابراین این سدها معمولاً از مصالح موجود در محل احداث خود بهره می‌برند. بدیهی است که در دسترس‌ترین این گونه مصالح سنگ و خاک است. سدهای وزنی به همین دلایل امروزه در دو نوع سدهای بتنی و سدهای خاکی ساخته می‌شوند.
سدهای خاکی

در ساخت سدهای خاکی، آنچه که در واقع جلوی آب را می‌گیرد، یک هسته نسبتاً نازک رسی است. خاک رس این خاصیت را دارد که با مرطوب شدن، به عایق خوبی برای نفوذ آب تبدیل می‌گردد.(از همین رو بام خانه‌های قدیمی کاهگل می‌شده‌است) بجز هسته رسی، مابقی حجم سد را سنگ و خاک غیر محلول در آب تشکیل می‌دهد. چرا که سنگهای محلول پس از مدتی باعث کاهش وزن سد و به هم خوردن نتایج محاسبات خواهند شد.

سدهای خاکی همواره با مشکل محدودیت ارتفاع مواجهند و بیشتر برای دره‌های عریض و کم شیب مناسب هستند(سد پانزده خرداد دلیجان). بر عکس سدهای قوسی مناسب دره‌های عمیق و کم عرضند. (سد کرج)
مطالعات زمین‌شناسی

اگر سدی بدون مطالعات کافی زمین شناسی احداث گردد، بی شک تنها یک فاجعه اقتصادی و محیط زیستی از خود بجا می‌گذارد. تمامی نواحی که دریاچه سد آنها را می‌پوشاند و همچنین زیر سازه سد باید بطور دقیق مورد گمانه زنی قرار گیرد. وجود تنها یک بخش آهکی در اطراف دریاچه باعث خواهد شد تا آب به تدریج بخش آهکی را از بین برده و به خارج راه نفوذ پیدا کند. نظیر چنین واقعه‌ای برای سد لار افتاد و این سد در حال حاضر از یک سوم ظرفیتش بهره برداری می‌نماید.

مطالعات زیست محیطی به مجموعه مطالعاتی گفته می‌شود که اثر تغییرات ایجاد شده توسط سد و دریاچه آن و همچنین تقلیل آب پایین دست را بر روی زیست بوم منطقه محاسبه و هزینه یابی می‌کنند. علاوه بر این این اثر باید بر روی شهرها و روستاها و سایر المانها(همچون آثار باستانی در مورد سد سیوند) مورد بررسی قرار گیرند.
سدهای معروف جهان

    سد الکفره (Sadd al Kafara) قدیمی‌ترین سد شناخته شده جهان در ۱۱ کیلومتری جنوب شرقی حلوان مصر بین سالهای ۲۷۵۰ تا ۲۹۵۰ قبل از میلاد (حدود ۵۰۰۰ سال فبل) با طول ۱۱۵ و ارتفاع ۱۲ متر ساخته شده‌است.
    سد هوور تا پیش از احداث سد گراند کولیی، بزرگترین سازه بتنی و بزرگترین نیروگاه برق‌آبی در جهان بود.
    سد گراند کولیی بزرگ‌ترین سازه بتنی آمریکای شمالی است و روی رودخانه کلمبیا در واشنگتن بسته شده است.
    سد اسوان سدی غول پیکر بر روی رود نیل

سدهای ایران
نوشتار اصلی: فهرست سدهای ایران
سدهای تاریخی

    سد عباس‌آباد، ساخت دوره صفویه، واقع در شهرستان بهشهر
    بند امیر در افغانستان
    سد وشمگیر در شمال آق قلعه- استان گلستان
    سد کوریت در نزدیکی شهر طبس

سدهای صنعتی و کشاورزی

    سد رئیسعلی دلواری، در استان بوشهر
    سد بیدواز شهرستان اسفراین
    سدقیصرق
    سد مارون
    سد کرج
    سد لتیان
    سد سیوند
    سد کارون ۱ (شهید عباسپور)
    سد مسجد سلیمان
    سد کرخه
    سد جیرفت در شهرستان جیرفت
    سد تهم
    سد آیدوغموش
    سد کارون ۵
    سد سفیدرود
    سد بختیاری
    سد دز
    سد بز
    سد جابر
    سد شمو
    سد جاوید
    سد بست گز
    سد نرگسی، در شهرستان کازرون
    سد دوستی، در شهرستان سرخس و بر روی رودخانه هریرود در مرز ایران و ترکمنستان
    سد کارده، در شهرستان مشهد
    سد طرق، در شهرستان مشهد
    سد چالی دره، در شهرستان مشهد
    سد شیرین دره، در شهرستان بجنورد
    سد بارزو شیروان، در شهرستان شیروان
    سد شورک، در شهرستان شیروان
    سد سنگرد، در شهرستان سبزوار
    سد کمایستان، در شهرستان سبزوار
    سد شهید یعقوبی، در شهرستان تربت حیدریه
    سد اسجیل، در شهرستان چناران
    سد دولت‌آباد، در شهرستان چناران
    سد سده، در شهرستان خواف
    سد دهن قلعه، در شهرستان بردسکن
    سد شهید مدرس، در شهرستان کاشمر
    سد کاخک، در شهرستان گناباد
    سد نوبهار، در شهرستان بجستان
    سد برون، در شهرستان فردوس
    سد فریمان، در شهرستان فریمان
    سد زاوین، در شهرستان کلات
    سد لار. در شهرستان آمل
    سد ستارخان، در شهرستان ورزقان

بلایای طبیعی

بلایای طبیعی، به مجموعه‌ای از حوادث زیانبار گفته می‌شود، که منشاء انسانی ندارند. این حوادث معمولاً غیرقابل پیش‌بینی بوده و یا حداقل از مدتهای طولانی قبل نمی‌توان وقوع آنها را پیش‌بینی نمود.[۱]

محتویات

    ۱ انواع بلایای طبیعی
    ۲ خسارات
    ۳ یادبودها
    ۴ پانوشت

انواع بلایای طبیعی
روستایی در سوماترا، پس از سونامی ناشی از وقوعزلزله در اقیانوس هند

بلایای طبیعی دارای انواع گوناگونی است. زلزله، سیل، طوفان، گردباد، سونامی، تگرگ، بهمن، رعد و برق، تغییرات شدید درجه حرارت، خشکسالی و آتشفشان نمونه‌هایی از بلایای طبیعی هستند. برخی از بلایای طبیعی، بطور غیر مستقیم، ناشی از عملکردهای انسانی هستند. برای مثال بلایای ناشی از افزایش آلودگی هوا و یا گرم شدن زمین و همچنین سیل ناشی از تخریب جنگل‌ها به‌دست انسان از این جمله‌اند.[۲][۳]
خسارات

تنها در سال ۲۰۰۸ میلادی، ۲۲۰ هزار نفر در سراسر جهان بر اثر بلایای طبیعی جان خود را از دست داده‌اند.[۴] در این میان، زنان قربانیان بیشتری نسبت به مردان داده‌اند.[۵] بررسی‌های آماری بلایای طبیعی، طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ نشاندهنده آن است که این بلایا روندی افزایش یابنده داشته‌اند. بر اساس آمار شدت بلایا چهار برابر، جان‌باختگان هفت برابر، آسیب‌دیدگان پنج برابر و خسارت‌های مالی سی و هشت برابر شده‌اند.[۶][۷]

گاهی خسارات ناشی از حادثه ثانویه، بیش از خسارات ناشی از یک بلای طبیعی است. برای مثال گاهی خسارات ناشی از وقوع آتش‌سوزی پس از وقوع زلزله، از خسارات خود زلزله بیشتر است.
آتشفشان

با آنکه اغلب بلایای طبیعی خارج از کنترل انسان به نظر می‌رسند، ولی خسارات و آسیب‌های ناشی از آنها، بطور چشمگیری قابل کنترل است. این موضوع ارتباط مستقیمی با عملیات پیش‌گیرانه توسط انسان دارد. برای مثال استحکام ابنیه در برابر بارهای افقی جهت کاهش خسارات ناشی از زلزله و یا ایجاد پوشش گیاهی و ساخت بندها و سدها جهت کاهش خسارات ناشی از سیل، از جمله موارد پیش‌گیرانه‌است.[۸][۹]

همچنین عکس‌العمل صحیح و اصولی نیز می‌تواند در کاهش آسیب‌های ناشی از بلایای طبیعی موثر باشد. برای مثال آوار برداری اصولی پس از وقوع یک رویداد زمین‌لرزه، می‌تواند به کاهش خسارات و آسیب‌ها کمک کند.[۱۰]

یکی دیگر از راه‌های کاهش آثار مخرب بلایای طبیعی، آموزش است.[۱۱] آموزش همچنین می‌تواند به کاهش اثرات روانی منفی در بلایای طبیعی نیز کمک کند.[۱۲]
یادبودها
طوفان کاترینا

از سال ۱۹۸۹ میلادی، دومین چهارشنبه ماه اکتبر هرسال، به عنوان روز جهانی کاهش اثرات بلایای طبیعی نامگذاری شده‌است. در کشور ایران نیز، هفته‌ای به همین عنوان وجود دارد که آغاز این هفته، همان روز جهانی می‌باشد.

سازمان جهانی هواشناسی

سازمان جهانی هواشناسی (به انگلیسی: World Meteorological Organization یا WMO) یک سازمان بین‌المللی است که در سال ۱۹۵۰ ایجاد گردید هر چند سند تأسیس آن در ۱۹۴۷ امضا شده بود. این سازمان در واقع جانشین سازمان هواشناسی بین‌المللی (به انگلیسی: International Meteorological Organization) که در سال ۱۸۷۳ ایجاد شده بود، گردید. این سازمان در ۱۹۵۱ در ردهٔ سازمان‌های تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد[۱] در زمینهٔ آب و هوا، هیدرولوژی (اقلیم‌شناسی کاربردی) و علوم ژئوفیزیک درآمد. تعداد اعضای این سازمان تا ۱۲ دی ۱۳۹۱ (اول ژانویه ۲۰۱۳) ۱۹۱ دولت عضو و سرزمین تحت قلمرو است و مقر آن در ژنو، سوئیس قرار دارد.[۲]

محتویات

    ۱ اهداف
    ۲ ساختار
        ۲.۱ کنگره جهانی هواشناسی
        ۲.۲ شورای اجرایی
        ۲.۳ شش انجمن منطقه‌ای
        ۲.۴ هشت کمسیون فنی
        ۲.۵ دبیرخانه
    ۳ فعالیت‌ها
    ۴ پانویس
    ۵ پیوند به بیرون

اهداف

    تسهیل همکاری جهانی برای ایجاد شبکه‌ای از ایستگاه‌ها جهت مشاهدهٔ هواشناسی، هیدرولوژیک، ژئوفیزیک و سایر موارد مرتبط با هواشناسی؛
    ایجاد و حفظ سیستم‌های مبادلهٔ سریع اطلاعات هواشناسی و سایر اطلاعات مرتبط؛
    تشویق به منظم کردن مشاهدات هواشناسی و اطمینان از انتشار یکسان و واحد مشاهدات و آمارها؛
    استفادهٔ بیش‌تر از هواشناسی در امر هوانوردی، دریانوردی، مسائل آبی، کشاورزی و سایر فعالیت‌های بشری؛
    ترویج فعالیت‌هایی نظیر هیدرولوژی کاربردی و ایجاد امکانات برای همکاری نزدیک میان بخش‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی؛
    تشویق به تحقیقات و آموزش در قلمرو هواشناسی و سایر قلمروهای مرتبط.[۳]

ساختار

سازمان جهانی هواشناسی دارای ارکان زیر است:
کنگره جهانی هواشناسی

کنگره جهانی هواشناسی عالی‌ترین رکن سازمان است و از نمایندگان کلیهٔ دول عضو تشکیل شده‌است. کنگره هر ۴ سال یک بار تشکیل جلسه می دهد. کنگره سیاست‌های کلی سازمان، نحوهٔ اجرایی کردن اهداف و برنامه‌های درازمدت سازمان را تعیین می‌کند، اجازهٔ حداکثر هزینه کردن برای امور مالی سازمان در یک دورهٔ ۴ ساله را صادر می‌کند، نحوهٔ انتخاب اعضا را بررسی می‌کند و مقررات فنی مرتبط به آب و هواشناسی بین‌المللی و هیدرولوژیکی کاربردی را تصویب می‌کند. این کنگره رئیس سازمان و معاونین او را و هم‌چنین اعضای شورای اجرایی و دبیرکل سازمان را هم انتخاب می‌کند.[۴]
شورای اجرایی

شورا اجرایی (EC)، رکن اجرایی سازمان است و از ۳۷ نفر از مدیران آب و هواشناسی ملی و یا خدمات هیدرولوژیکی در آن عضویت دارند. شورا حداقل یک‌بار در سال تشکیل جلسه می‌دهد و فعالیت اصلیش ملاحظهٔ مجدد فعالیت‌های کنگره و اجراب برنامه‌هایی است که کنگره در جلسه خود تصویب کرده‌است. از دیگر فعالیت‌های شورا، ایجاد هماهنگی میان برنامه‌های سازمان، به کارگیری بودجهٔ سازمان مطابق با آن‌چه دقیقاً کنگره برای نحوهٔ مصرف آن برنامه‌ریزی کرده‌است و ارائه توصیه‌هایی برای اجرایی کردن برنامه‌های انجمن منطقه‌ای و کمسیون فنی است.[۵]
شش انجمن منطقه‌ای

شش انجمن منطقه‌ای مرکب از اعضای سازمان است و وظیفه‌شان ایجاد هماهنگی میان فعالیت‌های هواشناسی و امور مرتبط و هم چنین رسیدگی به کلیهٔ موارد مطرح شده در منطقه‌های خود است. این ۶ انجمن در آفریقا، آسیا، اروپا، آمریکای شمالی، مرکزی، حوزه کارائیب و اقیانوسیه واقع است.[۶]
هشت کمسیون فنی

هشت کمسیون فنی از کارشناسان متخصص و منتخب اعضا تشکیل شده‌است. این ۸ کمسیون فنی سیستم‌های کاربردی و فعالیت‌های تحقیقی در زمینه‌های هواشناسی و هیدرولوژی را مطالعه می‌کنند. این رکن سازمان، هم‌چنین متدولوژی، رویه‌ها و توصیه‌هایی را برای عمل‌کرد مؤثرتر شورای اجرایی و کنگره ایجاد می‌کند. کمسیون فنی معمولاً هر ۴ سال یک بار تشکیل جلسه می دهد و در صورت لزوم می‌تواند برای مسائل اصلی سیستم جلسهٔ فوق‌العاده هم بر‌گزار نماید.[۷]
دبیرخانه
ساختمان سازمان جهانی هواشناسی در ژنو

دبیرخانهٔ سازمان توسط دبیرکل اداره می شود. دبیرخانه به عنوان مرکز اداری، اسناد و اطلاعات سازمان خدمت می‌کند. این رکن وظیفهٔ آماده‌سازی، تصحیح، ایجاد و توزیع موارد منتشر شدهٔ سازمان را برعهده دارد. هم‌چنین این رکن سازمان مسئول اجرایی کردن وظایف محوله از طریق تصویب کنواسیون مخصوص و دیگر اسناد اساسی را هم می‌باشد. دبیرخانه حمایت از عمل‌کرد و نقش رکن‌های اساسی سازمان جهانی هواشناسی را برای هرچه بهتر کردن کیفیت کاری این سازمان را زیر نظر دارد. محل اصلی دبیرخانه در ژنو است. دبیرخانه‌های منطقه‌ای دیگری بستگی به زمینهٔ کارکرد در منطقه‌های مختلف تعیین شده توسط سازمان جهانی هواشناسی نیز وجود دارند. دو دبیرخانه ارتباطی دیگر هم در نیویورک و بروکسل نیز وجود دارد.[۸][۹]
فعالیت‌ها

از زمان تأسیس سازمان جهانی هواشناسی، این سازمان نقش بزرگ و مؤثری در تأمین رفاه و امنیت بشریت داشته‌است. رهبری این سازمان و چهارچوب برنامه‌های آن در قالب سیستم‌های هواشناسی و آب‌شناسی، همگی اساساً برای حفاظت از جان و اموال افراد در برابر بلایای طبیعی، حفاظت از محیط و افزایش رفاه اقتصادی و اجتماعی در همهٔ بخش‌های جامعه نظیر امنیت غذایی، منابع آبی و حمل و نقل ایجاد شده‌است. سازمان جهانی هواشناسی همکاری‌های بین‌المللی را در زمینهٔ آب و هوا را توانسته‌است از طریق ایجاد شبکه‌هایی برای مشاهدات هواشناسی، اقلیم شناسی و ژئوفیزیک و نیز تبادل، پردازش و استانداردسازی داده‌های مرتبط، ارتقا دهد و به انتقال، آموزش و تحقیق در خصوص تکنولوژی کمک کند. این سازمان هم چنین به افزایش هر چه بیش‌تر همکاری بین سازمان‌های هواشناسی ملی کشورهای عضو کمک می‌کند و به کاربرد سیستم‌های آب و هواشناسی در بخش‌های کشاورزی، هوانوردی، کشتی‌رانی، محیط‌زیست، موضوعات مربوط به آب و کاهش اثر بلای طبیعی تأکید فراوان دارد. برنامه‌های این سازمان توانسته‌است اطلاعات اساسی و مهمی را در زمینهٔ ایجاد آمادگی بهتر و هشدارهای سریع به هنگام بلایای طبیعی برای کاهش خسارت‌ها بر اموال و محیط‌زیست فراهم کند.

باکو

باکو (به ترکی آذربایجانی: Bakı )، پایتخت جمهوری آذربایجان، بزرگترین شهر و همچنین بزرگترین بندر این کشور است. این شهر بر ساحل غربی دریای خزر در شبه جزیره آب‌شوران قرار دارد و یکی از مناطق نفت‌خیز جهان می‌باشد. باکو پر جمعیّت‌ترین[۱] شهر قفقاز است. وجود تعداد بسیاری از پارک‌های ساحلی و برگزاری برنامه‌های متعدد هنری از جمله موسیقی، تئاتر و اپرا جذبه خاصی به این شهر داده‌است.

بخش قدیمی شهر باکو (İçəri Şəhər ایچری شَهَر)، همراه با برج و حصار قلعه شهر به خوبی از سده‌های میانه بجا مانده و یکی از آثار ثبت شده در یونسکو به عنوان میراث فرهنگ جهانی است.[۲]. جمعیت شهری در ابتدای سال ۲۰۰۹ حدود ۲٫۰۴ میلیون نفر برآورد شده است.[۳]. در ابتدای سال ۲۰۰۳ بیش از ۱۵۳ هزار نفر از آوارگان داخلی (ناشی از جنگ قره باغ) و هچنین ۹۴ هزار نفر پناهنده خارجی در این شهر علاوه بر جمعیت اصلی وجود داشته‌اند.[۴].

در سال ۲۰۰۷ و در نشست وزرای فرهنگی اعضای سازمان کنفرانس اسلامی، باکو به عنوان پایتخت فرهنگ اسلامی برای سال ۲۰۰۹ اعلام شد[۵]. در سال ۲۰۰۰ بخش قدیمی باکو ((İçəri Şəhər ایچری شَهَر)) بعلاوه سرای شروانشاهان (به ترکی آذربایجانی، شیروانشاهلار سارایی) و قلعه دختر به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌اند.

باکو دارای ۱۱ منطقه شهری (اداری) شامل عزیزبایف، بیناغدی، قاراداغ، نریمانف، نسیمی، نظامی، صبالی، صابونچی، ختایی، سوراخانی و یاسامال و نیز ۴۸ شهر می باشد. شهرهای بناشده در جزایر موجود در خلیج باکو و شهر صخره‌های نفتی یا نفت داشلاری که در دریا ساخته شده‌اند و خارج از باکو و در داخل دریای خزر قرار دارند جز این ۴۸ شهر می باشند[۶] .

محتویات

    ۱ نام
    ۲ تاریخچه
    ۳ اشارات قدیمی
    ۴ اماکن تاریخی و توریستی
    ۵
    ۶ شهرهای خواهرخوانده
    ۷ آب و هوا
    ۸ شاعران مشهور باکو
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

نام
نوشتار اصلی: ریشه نام باکو

برخی از فرهنگ‌ها و منابع باکو را مخفف باکویه یا بادکوبه فارسی می‌دانند.[۷]
تاریخچه
شهر قدیمی باکو همره با سرای شروانشاهان

اولین شواهد مستند مرتبط با باکو به قرن ششم میلادی برمی گردد.[۸]. و از آنجا که از آن زمان اغلب بخشی از شاهنشاهی‌های ایرانی بوده‌است، پیوند تاریخی با آن ها دارد. پس از این که زمین لرزۀ بزرگی در قرن 12 میلادی شماخی پایتخت شروانشاهان را ویران نمود، آهسیتان اول باکو را به عنوان پایتخت جدید برگزید. در زمان ساسانیان حضور و نفوذ عنصر ایرانی در کرانه‌های اران از تالش و باکو تا دربند بسیار قوی و چشمگیر بود.[۹]

در دورۀ شروانشاهان، باکو بخشی از شروان بود. شروان مانند بقیۀ اران بخشی از سرزمین آذربایجان نبود. آذربایجان به منطقۀ جنوب رود ارس گفته می‌شد.باکو پایتخت شیروانشاهان در سده‌های ۱۴ و ۱۵ میلادی بود و بعد بخشی از ایران صفوی شد.

حکومت عثمانی در قرن ۱۶ میلادی طی دوره‌ای کوتاه به قسمت اعظم قفقاز از جمله باکو حاکم بود. نادرشاه افشار توانست این قسمت از آران، گرجستان و منطقۀ ارمنستان فعلی را دوباره به ایران بازگرداند. در جنگ‌های ایران و روس در زمان فتح علی شاه این ناحیه بر اساس عهدنامه گلستان و ترکمان چای از ایران جدا و به دست روس‌ها افتاد و باکو در اواخر قرن نوزدهم و دهۀ اول قرن بیستم از بزرگ‌ترین مناطق تولید نفت جهان بود.
اشارات قدیمی

باکو یا بادکوبه، کرسی آران بر ساحل غربی دریای خزر قرار دارد. باکوی بزرگ مشتمل بر شبه جزیره آب‌شوران است، و دارای بندرگاهی بزرگ و چندین نهاد فرهنگی است. نامش در مآخذ اسلامی به صورت باکویه، با کوه نیز ضبط شده‌است.
قلعه دختر، از آثار ایرانی باکو از دورهٔ ساسانیان[۱۰].

اول بار در سدهٔ پنجم میلادی ذکر این شهر رفته‌است. مردم آن مانند بقیه مردم ایران آن روز زرتشتی بودند و برای آتش احترام قائل بودند. شعله‌های دائمی باکو که منبع آنها گازهائی بوده که از چاهها بیرون می‌آمده‌است بر سنت نیایش به آتش در منطقه تأثیر داشته و و شهر دارای آرامگاه‌های زردشتی بوده‌است. از جنبه‌های سیاسی مدتها تابع شروانشاهان بود، و پس از انقراض این دودمان (۹۵۷ هـ.ق) به تصرف صفویه در آمد. بعداً مدت کوتاهی تحت استیلای ترکان عثمانی بود (۱۵۸۳_۱۶۰۶ م)؛ دیگر بار به دست ایران افتاد و سرانجام در ۱۸۰۶ بتصرف روسیه در آمد؛ معاهده گلستان (۱۸۱۳)رسماً آن را به روسیه واگذاشت. صنایع نفت آن در اواخر قرن ۱۹ میلادی آغاز شد و باعث توسعه سریع آن شهر گردید. (مصاحب)

کتب و منابع قدیمی اسلامی به‌طور چکیده باکو را این‌گونه توصیف کرده‌اند (به نقل از لغت‌نامهٔ دهخدا):

باکو یا باکویه شهری است به عجم به شمال ایران در شبه جزیره آب‌شوران. این شهر را انوشیروان بنا کرد و دارای آتشکده معتبری بود و معادن نفت آنجا مشهور است. بزرگ‌ترین معدن نفت ایران‌زمین در باکویه واقع است و در آن آتش همیشه فروزان بوده است. مردمش اگرچه ترک‌زبانند اما لغت مخصوص[۱۱] نیز دارند، حاصلش زعفران و نفت سیاه.[۱۲]

باکو در پیرامون جزیره الله‌اکبر واقع است.آبش قلیل و خوشگوار و هوایش به گرمی مایل و زمینش ریگزار است. از بناهای انوشیروان و حصارش از شاهان شیروان است. این محل در نزد زرتشتیان از زمان‌های بسیار قدیم سرزمینی مقدس شناخته شده‌است و امروز نیز (زمان تالیف قاموس‌الاعلام ترکی) جمعی از زرتشتیان در آن جا سکونت دارند. کاخی بزرگ از آثار زمان شاه عباس صفوی در آن‌جا هست.[۱۲]

اطراف بادکوبه دریاچه‌های نمکین زیاد دارد و بیست و پنج پارچه دیه در ناحیه بادکوبه می‌باشد. از ابنیه قدیمه که در آنجا ملاحظه می‌شود برجی است بسیار مرتفع که موسوم به برج دختر. در ۱۷۳۵ م./۱۱۴۸ ه'. ق. دولت ایران آن را از تصرف روس خارج و مسترد نمود و در ۱۸۰۵ یکباره بادکوبه بتصرف روس درآمد و آن جا را شهر نظامی و بندرگاه نمودند.[۱۲]

باکو از جمله شهرهایی است که بر طبق عهدنامه گلستان و سپس عهدنامه ترکمانچای (۱۲۲۸ ه'. ق.) بعد از شکست عباس میرزا نایب السلطنه در جنگ‌های ایران و روسیه، از ایران جدا گردید و به روسیه سپرده شد. شهری است باحصانت و مستحکم، قلعه قدیمی از بنای ایرانیان در این شهر موجود است، بازار مسلمین در قلعه واقع شده‌است. لفظ باکو ماخوذ از کلمه بغ (خدا) است[نیازمند منبع] و برج دختر که در باکو است برجی مربوط به معبد آناهیتا بوده[نیازمند منبع] که در آن شهر وجود داشته و همچنین همه امکنه و ابنیه‌ای که بنام «دختر» شهرت یافته‌اند معابدی برای ناهید بوده‌اند. با آنکه در زبان مردمان خود آران و در کتابهای روسی و ترکی نام شهر «باکو» است. شکل بادکوبه گویا از زمان صفویه پیدا شده‌است.[۱۲]
اماکن تاریخی و توریستی

    قلعه دختر
    ایچری شَهَر(باکو)
    پارک مفاخر باکو

شهرهای خواهرخوانده
شهر     کشور     از سال
داکار     سنگال سنگال     از ۱۹۶۷[۱۳][۱۴]
ناپل     ایتالیا ایتالیا     از ۱۹۷۲[۱۵]
بصره     عراق عراق     از ۱۹۷۲[۱۳]
سارایوو      بوسنی و هرزگوین بوسنی هرزگوین     از ۱۹۷۵[۱۳][۱۴]
هیوستون     ایالات متحده آمریکا آمریکا     از ۱۹۷۶[۱۶]
بوردو     فرانسه فرانسه     از ۱۹۷۹[۱۳]
تبریز     ایران ایران     از ۱۹۸۰ [۱۴]
ماینز     آلمان آلمان     از ۱۹۸۴[۱۴]
ازمیر     ترکیه ترکیه     از ۱۹۸۵[۱۷]
وونگ تائو     ویتنام ویتنام     از ۱۹۸۵[۱۳]
آب و هوا
[نهفتن]وضعیت آب‌وهوای Baku
ماه     ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر     سال
میانگین بالاترین‌ها ‎°C (°F)‎     ۶٫۶
(۴۳٫۹)     ۶٫۳
(۴۳٫۳)     ۹٫۸
(۴۹٫۶)     ۱۶٫۴
(۶۱٫۵)     ۲۲٫۱
(۷۱٫۸)     ۲۷٫۳
(۸۱٫۱)     ۳۰٫۶
(۸۷٫۱)     ۲۹٫۷
(۸۵٫۵)     ۲۵٫۶
(۷۸٫۱)     ۱۹٫۶
(۶۷٫۳)     ۱۳٫۵
(۵۶٫۳)     ۹٫۷
(۴۹٫۵)     ۱۸٫۱
(۶۴٫۶)
میانگین روزانه ‎°C (°F)‎     ۴٫۴
(۳۹٫۹)     ۴٫۲
(۳۹٫۶)     ۷٫۰
(۴۴٫۶)     ۱۲٫۹
(۵۵٫۲)     ۱۸٫۵
(۶۵٫۳)     ۲۳٫۵
(۷۴٫۳)     ۲۶٫۴
(۷۹٫۵)     ۲۶٫۳
(۷۹٫۳)     ۲۲٫۵
(۷۲٫۵)     ۱۶٫۶
(۶۱٫۹)     ۱۱٫۲
(۵۲٫۲)     ۷٫۳
(۴۵٫۱)     ۱۵٫۱
(۵۹٫۲)
میانگین پایین‌ترین‌ها ‎°C (°F)‎     ۲٫۱
(۳۵٫۸)     ۲٫۰
(۳۵٫۶)     ۴٫۲
(۳۹٫۶)     ۹٫۴
(۴۸٫۹)     ۱۴٫۹
(۵۸٫۸)     ۱۹٫۷
(۶۷٫۵)     ۲۲٫۲
(۷۲)     ۲۲٫۹
(۷۳٫۲)     ۱۹٫۴
(۶۶٫۹)     ۱۳٫۶
(۵۶٫۵)     ۸٫۸
(۴۷٫۸)     ۴٫۸
(۴۰٫۶)     ۱۲٫۰
(۵۳٫۶)
بارش mm (اینچ)     ۲۱
(۰٫۸۳)     ۲۰
(۰٫۷۹)     ۲۱
(۰٫۸۳)     ۱۸
(۰٫۷۱)     ۱۸
(۰٫۷۱)     ۸
(۰٫۳۱)     ۲
(۰٫۰۸)     ۶
(۰٫۲۴)     ۱۵
(۰٫۵۹)     ۲۵
(۰٫۹۸)     ۳۰
(۱٫۱۸)     ۲۶
(۱٫۰۲)     ۲۱۰
(۸٫۲۷)
میانگین روزهای همراه با بارش (≥ 0.1 mm)     ۶     ۶     ۵     ۴     ۳     ۲     ۱     ۲     ۲     ۶     ۶     ۶     ۴۹
میانگین روزهای برفی (≥ 1 cm)     ۴     ۳     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۰     ۳     ۱۰
ساعات آفتابی     ۸۹٫۹     ۸۹٫۰     ۱۲۴٫۰     ۱۹۵٫۰     ۲۵۷٫۳     ۲۹۴٫۰     ۳۱۳٫۱     ۲۸۲٫۱     ۲۲۲٫۰     ۱۴۵٫۷     ۹۳٫۰     ۱۰۲٫۳     ۲٬۲۰۷٫۴
منبع ۱: سازمان جهانی هواشناسی (UN),[۱۸] Hong Kong Observatory[۱۹] for data of sunshine hours
منبع ۲: Meoweather (Snowy days)[۲۰]
شاعران مشهور باکو

    صالح باکویی
    عهدی باکویی
    فانی باکویی
    قدسی باکویی
    مقرب باکویی