اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

سید مرتضی علم‌الهدی

ابوالقاسم علی بن حسین بن موسیٰ، مشهور به سید (شریف، شیخ) مرتضیٰ علم‌الهدیٰ، (۳۵۵ - ۴۳۶ ه. ق) از فقیهان برجستهٔ شیعه است. او برادر سید رضی -گردآور نهج‌البلاغه- و از شاگردان شیخ مفید و شیخ صدوق بوده‌است[۱]. او در بغداد متولد شد و در همان جا فوت کرد. پیکر او در کربلا در جوار مزار حسین بن علی دفن است.[۲]

محتویات

    ۱ داستان آغاز تحصیل
    ۲ شاگردان
    ۳ لقب علم‌الهدیٰ(پرچم هدایت)
    ۴ سید مرتضی در نگاه دیگران
    ۵ آثار
    ۶ پی‌نوشت‌ها و منبع‌ها
    ۷ پیوند به بیرون

داستان آغاز تحصیل

گویند شیخ مفید در رویا دید که فاطمه زهرا حسنین را پیش او آورده است و می‌فرماید: «یا شَیخ عَلِّمهُما الفقه» (به ایشان فقه آموز). فرداصبحِ همان شب، فاطمه مادر سید مرتضی و سید رضی، دو پسر خود را که در آن موقع خردسال بوده‌اند پیش شیخ آورده. فاطمه مادر کودکان، همان عبارت مذکور در رویا را به زبان آورده گفت:

«ای شیخ ایشان پسران من اند، این‌ها را پیش تو آورده‌ام که فقه تعلیمشان دهی.»[۳].
شاگردان

شیخ توسی، قاضی ابن‌البراج، ابوالصلاح حلبی، ابوالفتح کراجکی، سالار عبدالعزیز دیلمی و ده‌ها نظیر این بزرگان را در حوزهٔ درسی‌اش تربیت نمود.

او علوم متنوعی تدریس میکرده‌است و هر یک از شاگردان او شهریهٔ معینی داشته‌اند، چنان که شیخ طوسی ماهی دوازده دینار اشرفی (طلای هژده نخود) و قاضی ابن‌البراج ماهی هشت دینار و دیگر دانش‌آموزان را فراخور حال خود شهریه می‌داده‌است.
لقب علم‌الهدیٰ(پرچم هدایت)

ابوسعید محمد بن حسین وزیر القادر بالله (خلافت ۳۸۱-۴۲۲) در سال ۴۲۰ بیمار شد. شبی در خواب دید که امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) به او می‌فرماید:«به علم‌الهدی بگو برای تو دعا کند تا از بیماری بهبود یابی.» وزیر گفت:«ای امیرالمؤمنین، علم‌الهدیٰ کیست؟» فرمود: «علی بن حسین موسوی است.» چون از خواب برخاست، نامه‌ای به سید مرتضیٰ نوشت که برای او دعا کند و در آن نامه او را علم‌الهدیٰ خواند.

سید مرتضی در ابتدا از قبول این لقب امتناع می‌ورزید تا آن که خلیفه پیام فرستاد که شایسته است لقبی را که جدت داده‌است بپذیری و ابا نکنی. القادر بالله حکم رسمی کرد که همه چه دیوان‌سالاران دربار و چه عامهٔ مردم او را با این لقب بخوانند و این گونه ملقب به «علم الهدی» گردید.[۴]
سید مرتضی در نگاه دیگران

مهارت علمی او در فقه، کلام و ادبیات زبان‌زد بود. او مدت سی سال امیر حاج و حرمین و نقیب‌الاشراف و قاضی‌القضات و مرجع شکایت‌های مردم بوده‌است. علامه حلی در کتاب «خلاصه» دربارهٔ اوگوید:

«علم الهدی رکن امامیه و معلم ایشان بوده و مصنفات او تا زمان حاضر که ۶۹۳ هجرت می‌باشد، محل استفاده آن فرقه حقه می‌باشند.»[۵]

شیخ عزالدین احمد بن مقبل گوید:

«اگر کسی سوگند یاد کند که علم‌الهدی در علوم عربیه داناتر از خود عرب بوده، دروغ نگفته و گناهی نکرده‌است.»[۶]

ابن خلکان، یکی از مورخان اهل سنت درباره او می‌گوید:

«فضائل وی بسیار و تالیفات او در دین و احکام مسلمین شاهد صادق است بر این که شاخهٔ آن شجره بوده و از اهل آن خانواده جلیل می‌باشد.»

ابن اثیر در کامل التواریخ، یافعی در مرآة الجنان، سیوطی در طبقات، خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و ابن کثیر شامی و دیگران، همگی از سید مرتضی با بهترین عبارت‌ها یاد کرده‌اند و علم و فضیلت و دانش او را ستوده‌اند.

یکی از استادان ادبیات مصر می‌گوید: «من از کتاب غرر و درر سید مرتضی مسایلی را استفاده کردم که در هیچ یک ازکتاب‌های دیگر نحویان به دست نیاورده‌ام.»[۷]
آثار

عمدهٔ اثار او در باب فقه و اصول فقه است:

    الانتصار
    جمل العلم و العمل
    الذریعه فی اصول الشریعه (در اصول فقه)
    المحکم و المتشابه
    المختصر
    ما تفردت به الامامیة من المسائل الفقهیه
    المصباح
    الناصریات

همچنین «امالی»، «جواب الملاحدة فی قدم العالم»، «درر الفوائد»

شیخ طوسی

محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی، شیخ‌الطایفه و شیخ، از علمای ایرانی شیعه در قرن ۵ قمری. او معاصر سلطان محمود غزنوی، حکومت آل بویه، شیخ صدوق، فردوسی، شیخ مفید و سید مرتضی بوده‌است.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ اساتید
    ۳ شاگردان
    ۴ درگذشت
    ۵ آثار
    ۶ پانویس
    ۷ پیوند به بیرون

زندگی

وی در رمضان سال ۳۸۵ هجری قمری در توس زاده شد، گرچه تاریخ دقیق تولد او در دست نیست. از کودکی آغاز به آموختن علوم اسلامی کرد. در سال ۴۰۸، ۲۳سالگی، خراسان را به قصد عراق ترک کرد و به بغداد رفت تا از محضر بزرگ‌ترین دانشمند شیعه آن عصر یعنی شیخ مفید درس آموزی کند.[۱]

شیخ طوسی در دوران جوانی به درجه اجتهاد رسید و کتاب تهذیب الاحکام را در این دوره و با پیشنهاد استادش، شیخ مفید تألیف کرد.[۲][۳] وی پنج سال شاگردی شیخ مفید کرد. بعد از مرگ شیخ نزد شاگرد او سید مرتضی حاضر شد و ۲۳ سال تلمذ کرد.[۴]

سید مرتضی علم الهدی به سال ۴۳۶ درگذشت و پس از وی شیخ طوسی مرجع شیعه شناخته شد. ترکان سلجوقی در سال ۴۴۷ با استفاده از ضعف آل بویه - که شیعه مذهب بودند - به بغداد حمله کردند و با اشغال آن حکومت آل بویه را برانداختند. طوسی تا سال ۴۴۸ در بغداد بود و مجلس درس خود را در همان شهر تشکیل داد اما در سال ۴۴۸ به سبب حمله طغرل به بغداد و انقراض آل بویه بر آزار و اذیت شیعیان توسط اهل سنت و سلجوقیان افزوده شد.

در این زمان عبد الملک وزیر طغرل بیک، به محله‌های شیعه‌نشین حمله کرده، به قتل آنان پرداختند. حتی خانه شیخ حمله کردند تا وی را به قتل برسانند، ولی او را نیافتند و وسایل منزل و کتاب‌های او را آتش زدند و نابود ساختند. گفته‌اند طغرل بیک تا سال ۴۴۹، چندین بار کتاب‌های شیخ طوسی را در ملا عام سوزاند. بعد از این حادثه شیخ از بغداد خارج شد و به نجف رفت و حوزه علمیه نجف را تأسیس کرد. گفته شده که در آنجا ۳۰۰ مجتهد تربیت کرد و چندین کتاب نوشت. نفوذ علمی به گونه‌ای بود که تا ۸۰ سال فتوایی مخالف فتواهای وی صادر نشد.

خاندان شیخ طوسی تا چند نسل همه از علما و فقها بوده‌اند. پسرش شیخ ابو علی ملقب به «مفید ثانی» کتابی به نام «أمالی» دارد و کتاب «النهایة» تألیف پدرش را نیز شرح کرده‌است. همچنین دختران شیخ طوسی نیز فقیهه و فاضله بوده‌اند.
اساتید

اساتید شیخ طوسی بسیارند، محدث نوری در مستدرک الوسائل ۳۷ نفر را ذکر می‌نماید که اسامیشان را از کتب شیخ طوسی خارج نموده‌است. اما مهمترین اساتید که از آنان بیشتر روایات تهذیب واستبصار را ذکر نموده ۵ نفر بودند:

    ابوعبدالله، أحمد بن عبد الواحد بو أحمد البزاز معروف بابن الحاشر، و ابن عبدون، متوفی ۴۳۲ (قمری)
    أحمد بن محمد بن موسی معروف به ابن صلت اهوازی، متوفی بعد ازسال ۴۰۸ (قمری)
    ابوعبدالله حسین بن عبیداللهبن الغضائری متوفی سال ۴۱۱ (قمری)
    ابوالحسین علی بن احمد بن محمد بن أبی جید متوفی سال ۴۰۸ (قمری)
    ابوعبدالله، محمد بن نعمان مشهور به شیخ مفید متوفی سال ۴۱۳ (قمری)[۵]

این ۵ نفر را در بیشتر کتبش ذکر می‌نماید واز آنان روایت می‌نماید، واما دیگر مشایخ او عبارتند از

    ابوالحسین صفار (ابن صفار)
    ابوطالب بن غرور
    قاضی ابوطیب حویری

شاگردان

تعداد شاگردان وی از فقها و مجتهدان و علمای شیعه، بیش از ۳۰۰ نفر بود[۶] و در همان وقت چند صد نفر از علمای اهل سنت نیز نزد او تحصیل می‌کردند.
درگذشت

شیخ طوسی در شب دوشنبه ۲۲ محرم سال ۴۶۰ درگذشت و در نجف در خانه خویش به خاک سپرده شد. بنا به وصیت وی، آن جا تبدیل به مسجد شد. این مسجد هم اکنون در قسمت شمال بقعه علوی، به نام مسجد طوسی معروف است.
آثار
برگی از یک نسخه نفیس قدیمی تهذیب الاحکام، مربوط به قرن یازدهم که تاریخ ۵۷۵ قمری در آن دیده می‌شود

تعداد آثار شیخ طوسی به ۵۱ جلد می‌رسد، که از آن جمله‌است:

در حدیث

    تهذیب الأحکام، در احادیث فقهی که از کتب اربعه شیعه است؛
    الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، در احادیث فقهی که از کتب اربعه محسوب می‌شود؛
    کتاب الإمالی، که مطالب جلسات روایی اوست؛

رجال

    الابواب معروف به رجال شیخ طوسی؛
    الفهرست؛
    اختیار معرفة الرجال، که شیخ به حذف اشتباهات و اصلاح اصل کتاب رجال کشی اقدام کرد؛

تفسیر

    التبیان فی تفسیر القرآن
    المسائل الدمشقیه فی تفسیر القرآن
    المسائل الرجبیه فی تفسیر آیة من القرآن

فقه

    النهایة فی مجرد الفقه و الفتوی
    المبسوط فی الفقه
    الجمل و العقود فی العبادات
    الخلاف فی الاحکام، که شیخ در این کتاب آراء علمای شیعه و مذاهب مختلف اهل سنت را در هر مساله گردآوری کرده‌است؛
    الایجاز فی الفرائض
    مناسک الحج فی مجرد العمل
    المسائل الحلبیه فی الفقه
    المسائل الجنبلائیه فی الفقه
    المسائل الحائریه فی الفقه
    مسأله فی وجوب الجزیه علی الیهود و المنتمین الی الجبابرة
    مسأله فی تحریم الفقاع

اصول

    العدة فی الاصول
    مسأله فی العمل بخبر الواحد و بیان حجیة الاخبار

کلام

    تلخیص الشافی
    تمهید الاصول
    الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد
    المفصح فی الامامه
    الغیبه، در مورد غیبت امام زمان؛
    ما یعلل و ما لایعلل

کتب ادعیه

    مصباح المتهج‍ّد و سلاح المتعب‍ّد
    انس الوحید
    هدایه المسترشد و بصیرة المتعبد فی الادعیه و العبادات

دیگر آثار

    النهایه، که در واقع رساله عملیه اوست
    عده الاصول، در اصول فقه
    تلخیص الشافی، در مباحث مربوط به امامت که در واقع این کتاب گزیده کتاب «الشافی» تألیف استادش سید مرتضی است.

حوزه علمیه نجف اشرف

حوزه علمیه نجف نخستین حوزه علمیه ویژه شیعیان است که در سدهٔ چهارم قمری در شهر نجف عراق در کنار مقبرهٔ علی بن ابیطالب (امام اول شیعیان) توسط شیخ طوسی برپا شد. حوزه علمیه نجف بیش از ۹۰۰ سال سابقه دارد.

حوزه علمیه

حوزهٔ علمیه نامی است که به مراکز آموزشی و پژوهشی دینی در جهان اسلام و به ویژه در میان شیعیان داده می‌شود. نخستین حوزه علمیه ویژه شیعیان در سدهٔ چهارم قمری در شهر نجف عراق در کنار حرم علی بن ابی‌طالب (امام اول شیعیان) توسط شیخ طوسی برپا شد. اکنون مهم‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه در شهرهای قم، نجف و مشهد قرار دارند.

محتویات

    ۱ حوزه‌های علمیه در ایران
        ۱.۱ پذیرش
        ۱.۲ تغییر نظام آموزشی
        ۱.۳ حوزه علمیه خواهران
    ۲ تحصیلات حوزوی
        ۲.۱ دوره‌های تحصیل
        ۲.۲ فهرست حوزه‌های علمیه مطرح شیعیان
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

حوزه‌های علمیه در ایران

هم اکنون حوزه‌های علمیه موجود در ایران، تحت مدیریت مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه اداره می‌شود. این مرکز زیر نظر جمعی به نام شورای عالی حوزه‌های علمیه اداره می‌شود. مدیر حوزه علمیه قم، با تصویب اعضای شورای عالی حوزه انتخاب می‌شود و همچنین سیاست‌های کلی و بنیادین حوزه نیز با تایید این شورا اعمال می‌شود. مدیر کنونی مرکز مدیریت حوزه، سید هاشم حسینی بوشهری است. مرکز مدیریت حوزه علمیه قم دربرگیرندهٔ بیش از ده معاونت از جمله آموزش، پژوهش، تبلیغ، تهذیب، امور مدارس، آمار و بررسی است. معاونت آمار و بررسی مرکز مدیریت با طلابی که از «موازین طلبگی» تخطی کنند برخورد می‌کند. حوزه علمیه قم دارای مراکز تخصصی از جمله تفسیر، نهج البلاغه، تبلیغ، کلام، فلسفه و علوم حدیث می‌باشد.
پذیرش

هرسال از حدود ماه اسفند یا فروردین، ثبت نام در آزمون ورودی حوزه، انجام می‌شود. بعد از گرفتن آزمون که معمولاً در دو سطح «دیپلم» و «زیر دیپلم» انجام می‌شود، توزیع قبول شدگان براساس محل‌های مورد نظر برای تحصیل انجام می‌شود و بعد از این، قبول شدگان برای تحصیل در قم، برای انجام مصاحبه، به مرکز مدیریت فراخوانده می‌شوند و کسانی که برای شهرستان‌ها قبول شده‌اند به حوزه‌های شهرستان. برای کسانی که بعد از گرفتن مدرک از دانشگاه بخواهند به حوزه بروند در گذشته هیچ گونه آزمونی در نظر گرفته نمی‌شد و برای پذیرش فقط مصاحبه می‌کردند، ولی امروزه دانشجویان هم برای مشخص شدن وضعیت هوشی و علمی مورد ازمون و مصاحبه قرار می گیرند. ورودی‌های فوق دیپلم به بالا، در مدرسه معصومیه قم مشغول به تحصیل می‌شوند. مدارس موجود در قم، جمعا حدود ۲۵ مدرسه‌است که نصف ان مربوط به طلاب دیپلمه و نصف دیگر مدارس سیکل هستند. برنامه درسی مدارس سیکل با مدارس دیپلم تفاوت اندکی دارد.
تغییر نظام آموزشی

نظام سنتی: تا قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، حوزه‌های علمیه بر پایهٔ همکاری متقابل استاد و شاگرد اداره می‌شد و نظام آموزشی واحد و نظام‌مندی نداشتند.

نظام جدید: بعد از انقلاب، حوزه‌ها به تابعیت شورای عالی حوزه‌های علمیه و مدیریت «مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه» تحت شورای عالی حوزه‌ها درآمدند. به دنبال آن ساختارهای سنتی در برخی از بخش‌ها فرو ریخت و حوزه‌های علمیه ساختار جدیدی یافتند.
حوزه علمیه خواهران

در میان شیعیان تحصیل علوم دینی میان زنان به صورت منفرد و پراکنده بود. از حدود چهار دهه پیش، مراکز تحصیلی علوم دینی زنان به شکل سامان‌یافته به تعداد کمی وجود داشت. شورای عالی حوزه علمیه قم در اسفند ۱۳۷۵ مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران را تأسیس کرد تا «با مدیریت واحد، مدارس علمیهٔ خواهران را سازماندهی، هدایت و نظارت کند».[۱] فعالیت‌های این نهاد «تلاش برای حفظ و گسترش نگرش مردسالارانه در میان زنان» عنوان می‌شود که اکثر طلاب طرفدار آن هستند.[۲]علاوه بر مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، حوزه علمیه جامعة الزهراء قم هم به پذیرش و آموزش طلاب خانم اقدام می‌کند.
تحصیلات حوزوی

رشته‌های درسی رایج در این مراکز در درجه اول فقه، اصول فقه، ادبیات عرب و در کنار آنها کلام، حدیث، رجال، تفسیر، تاریخ اسلام، منطق، فلسفه، اخلاق و به ندرت عرفان، طب، ریاضیات (خصوصا هیئت که همان هندسه کروی است) و نجوم می‌باشد. دانش‌آموختگان این مراکز روحانی و شاغلین به تحصیل طلبه نامیده می‌شوند. این طلاب پس از گذراندن دوره مقدماتی و سپس دوره آموزشی سطح عالی به درس خارج وارد می‌شوند که در این دوره طلاب کتاب خاصی را آموزش نمی‌بینند و امتحان کتاب خاصی را نمی‌دهند بلکه این دوره برای تمرین و کارورزی و تحقیق و آموزش روش نظریه‌پردازی در علوم دینی است که درصورت تکمیل آن مجتهد می‌شوند. مجتهد کسی است که در فهم علوم دینی متخصص و صاحب‌نظر باشد. مجتهدین تراز اول که شرایط تقلید را داشته باشد و مورد رجوع بسیاری از شیعیان برای شناخت احکام شرعی باشند مرجع تقلید نام دارند. این مراجع علاوه بر ارائه احکام شرعی به پرورش طلاب در دروس عالی خارج می‌پردازند.شیوه تحصیل حوزه‌های علمیه از دوران گذشته به ارث رسیده و با اعمال تغییراتی هنوز اعمال می‌شود. در نظام آموزشی حوزه، طلاب هم‌زمان با تحصیل به آموزاندن کتاب‌های پیشین اشتغال دارند. همچنین علاوه بر شرکت در نشست درس استادان، به مباحثه با دیگر طلاب در موضوعات درسی می‌پردازند. مباحثه که یکی از پایه‌های حوزه‌های علوم دینی است بین دو یا بیش از دو طلبه (معمولا کمتر از پنج نفر) انجام می‌شود که در ان طلاب به بیان نتیجه درس استاد یا تحقیق خودشان در زمینه شاخه‌های مختلف علوم دینی به هم‌بحث خودشان می‌پردازند و هم‌بحث(ها) نیز به نقد و بررسی نظر او می‌پردازند و به همین نحو در مورد مسائل مختلف علوم دینی به بحث و تبادل نظر می‌پردازند. انجام مباحثه از همان ابتدای طلبگی مورد تأکید فراوان اساتید می‌باشد. مهم‌ترین کتب درسی حوزه شامل شرح لمعه دمشقیه، اصول فقه، فرائدالاصول (رسائل)، مکاسب و کفایةالاصول می‌باشد.
دوره‌های تحصیل

دوره های تحصیلی شامل مقدمات، سطح عالی و دوره های عالی (خارج) می شود. طلاب می‌توانند در کنار نظام آموزشی متداول حوزه در مراکز تخصصی وابسته به حوزه به تحصیل تخصصی‌تر و گسترده‌تر علوم مرتبط به تحصیلات حوزوی بپردازند. همچنین مؤسسات آموزش عالی وابسته به حوزه نیز که مرتبط با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند امکان تحصیل تخصصی طلاب در رشته‌های مرتبط با تحصیلات حوزوی را فراهم می‌کنند.

مقاطع تحصیل علوم دینی در حوزه‌های علمیه (چه برای طلابی که مدرک دیپلم را دارند و چه برای طلابی که مدرک زیر دیپلم را دارند) به صورت زیر است:

    سطح یک (مقدمات): شش سال دروس عمومی معادل کاردانی
    سطح دوم (سطح عالی): سه سال دروس تخصصی معادل کارشناسی
    سطح سوم (سطح عالی): یک سال دروس تخصصی و به علاوه نوشتن پایان‌نامه معادل کارشناسی ارشد
    سطح چهارم: حضور در دروس خارج و شرکت در چهار دوره مصاحبه شفاهی و نوشتن پایان‌نامه معادل دکتری
    مدرک نهایی حوزه اجتهاد است که از سوی مراجع جامع الشرایط وجامعه مدرسین حوزه صادر می گردد.

فهرست حوزه‌های علمیه مطرح شیعیان

حوزه‌های علمیه مطرح شیعه[۳]:
در ایران:

    حوزه علمیه قم
    حوزه علمیه خراسان
    حوزه علمیه اصفهان
    حوزه علمیه تهران
    حوزه علمیه جهرم
    حوزه علمیه میبد
    مدرسه سپهدار
    مدرسه آقا ضیاءالدین
    مدرسه حاج محمدابراهیم
    مدرسه گلشن نیشابور
    مدرسه فضل بن شاذان نیشابور

سایر بلاد:

    حوزه علمیه نجف
    حوزه علمیه کربلا
    حوزه علمیه لبنان
    حوزه علمیه قطیف و احساء
    حوزه علمیه افغانستان

حوزه علمیه قم

حوزه علمیه قم یکی از حوزه‌های علمیه مهم شیعیان است، که در شهر قم قرار دارد. این حوزه در قرن اخیر با حضور آیت‌الله حائری یزدی در سال ۱۳۰۱ شمسی تجدیدحیات شد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ مخالفت با آموزش فلسفه
    ۳ برخی از اساتید سرشناس این حوزه
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ نهاد های حوزوی
    ۶ پیوند به بیرون
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

تاریخچه

شهر قم در سال ۲۳ هـ .ق در آخرین سال زندگی عمر به دست تازیان اشغال شد.[۱] و طبق نظر بعضی از نویسندگان، آغاز تشیع در میان مردم قم به تاریخ پس از ورود «اشعری‌ها» به قم (سال ۸۳ هـ .ق) برمی‌گردد.

یکی از فرزندان «مالک بن عامر اشعری» عبدالله نام داشت و عبدالله پسری به نام «سعد» داشت، سعد دارای دوازده پسر بود و آن‌ها از راویان جعفر صادق، امام ششم شیعیان در کوفه بودند و فرزندان و نوادگان آن‌ها بیش از صدنفر جزو راویان حدیث از دیگر امامان شیعه بودند که پنج‌نفر از پسران سعد در زمان حجاج هم‌زمان با شکست عبدالرحمان بن محمد بن اشعث، در برابر سپاه حجاج، وارد قم شدند و نقش به سزایی در گسترش تشیع در قم ایفا نمودند.[۲] شیخ محمد رازی می‌نویسد: «اغلب مورخین قم نوشته‌اند قم با ورود «اشعری‌ها» دگرگون شده و مرکز علماء و محدثان و راویان و فقها گردید...»[۳].

در نیمه دوّم قرن اوّل زمینه برای پی‌ریزی حوزه علمیه در قم به وجود آمد و امامان اهل بیت شیعیان از چنین حوزه‌ای خبر می‌دادند، از جعفر صادق نقل شده‌است که

    «به زودی کوفه از مؤمنان خالی می‌گردد، و علم از آن همچون ماری که در لانه‌اش جمع می‌شود، جمع و برچیده می‌گردد و سپس در شهری که آن را «قم» می‌گویند آشکار می‌شود و آنجا مرکز علم و فضیلت خواهد شد...»[۴]

حوزه علمیه قم در سال‌های بعدی رو به تکامل گذاشت، عباس فیض می‌نویسد:

    در زمان قیام ابومسلم خراسانی قم پایگاه شیعه امامیه شد... و برای نخستین بار مکتب امامیه، توسط اعراب اشعری در قم افتتاح گردید که فقه شیعه به طور رسمی در آن تدریس می‌شد. که از این مکتب اساتید بلند آوازه‌ای مثل «دیلمی» برخاستند که متوکل (دهمین خلیفه عباسی) او را معلم فرزندان خود نمود که در اثر تربیت شیعی یکی از فرزندانش و به خاطر جسارتی که به فاطمه زهرا نموده بود او را کشت.[۵]

ورود علی بن موسی، امام هشتم شیعیان در سال ۲۰۰ هجری به قم، و استقبال مردم از او بیانگر وجود زمینه‌های مناسب برای اشاعه فرهنگ تشیع و فقه آل محمد و به تبع آن پدیدار شدن حوزه علمیه شیعی و پررونق بوده‌است. سید ابن طاوس می‌نویسد: «خانه‌ای که رضا در آن جا میهمان شد در زمان حاضر (قرن هفتم) مدرسه‌ای است که محل بحث طلّاب می‌باشد.»[۶]

در سال ۲۰۱ هـ .ق به دنبال ورود علی بن موسی به خراسان، فاطمه معصومه، دختر موسی بن جعفر (کاظم) از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد و در راه در اثر خوردن سم درگذشت و در شهر قم به خاک سپرده شد. ورود فاطمه معصومه به قم، و مرقد او، و سپس ورود امامزادگان بسیار به قم، موجب تحولات تازه در گسترش تشیع گردید، و در کنار آن نقش به سزایی در تحکیم و گسترش حوزه علمیه و رفت‌وآمد و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته جعفر بن محمد (صادق)، موسی بن جعفر (کاظم) و علی بن موسی (رضا) داشت.

در قرن‌های پنجم و ششم (در دوره سلجوقیان) قم، مرکزی بزرگ برای فقهای شیعه بوده و عدّه‌ای برای تحصیل به این شهر می‌آمدند و مدارس دایری داشت. شیخ عبدالجلیل رازی وضع علمی قم را در قرن ششم شرح داده و می‌گوید:

    مدارس دینی قم، دارای وسایل کافی و علما و مدرسان و مفسران بزرگ می‌باشد و کتابخانه‌هایی پر از کتب فرقه‌های مختلف در آن وجود دارد. مدارسی مانند سعد صلت، اثیر الملک، زین الدین، ظهیرالدین و... پر رونق بودند.[۷][۸]

حوزه علمیه قم در دوره صفویه مورد توجه همگان مخصوصاً دولتمداران شیعه مذهب آنزمان قرار گرفت و مدارس آباد گردید و مدارس دیگر از نو بنا گردید و علمای بزرگ شیعی چون ملا صدرا، ملا محسن فیض، علامه لاهیجی، شیخ بهائی در آن جا مشغول تحصیل و تدریس شدند.[۹] قم در آن عصر، دارای حوزه علمیّه فعال، مدارس و طلاب بسیار بوده، و علوم مختلف اسلامی تحصیل و تدریس می‌شد. مدرسه فیضیه یکی از آثار دوره صفویه می‌باشد.

در عصر قاجاریه هم علمای بزرگی در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشتند و در این سال‌ها حوزه علمیه وارد مرحله تازه‌ای از حیات خود شد.

حوزه علمیه همچنان در نوسانات مختلف ادامه حیات می‌داد ولی دارای تشکل و انسجامی نبود. با ورود آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری حوزه آن چنان تجدید حیات شد که او را «مؤسس حوزه علمیه قم» نامیدند.

بعد از مرگ آیت‌الله حائری، با ورود آیت‌الله بروجردی به قم و بر اثر توجهات ایشان رونق کامل یافت، و در اندک زمانی دارای تحولات عظیم گردید. مدارس، کتابخانه‌ها، درس و بحث‌ها، نشریات، و علوم مختلف اسلامی در سطح عمیق و گسترده‌ای فعال شد و در زمان تصدی ایشان عده علمای ساکن در قم بالغ بر شش هزار نفر شد.

پس از پیروزی انقلاب، حوزه به مرحله تازه‎ سیاسی، اقتصادی وارد شد و گسترش چشم‌گیری یافت. هم اکنون بالغ بر چهل هزار نفر از طلاب ایرانی و خارجی در آن به درس و بحث مشغول هستند و تشکیلات حوزه با مجهز بودن به فناوری روز به روند تکاملی خود ادامه می‌دهد.
مخالفت با آموزش فلسفه

آموزش فلسفه در کنار مبانی سطح و کلام ، روش معمول علوم حوزوی است، اما از آنجایی که در طول تاریخ علمای فقیه کلامی، مخالف تدریس فلسفه بوده اند و حتی گه گاهی علمای فقیه فیلسوفی چون ابن سینا و ملاصدرا را محاکمه و حکم ارتداد آنها را داده اند که از جمله آنها می توان سهروردی و منصور حلاج نام برد ، وبه این صورت همیشه به محدودیت و تکفیر علمای فیلسوف پرداخته اند. و حوزه علمیه قم از این امر مستثنا نبوده[۱۰]، به طوری که روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی[۱۱] برای آموزش فلسفه، در این حوزه با مشکلات فراوانی مواجه بوده اند و حتی معروف است که کوزه ای که مصطفی خمینی از آن آب می نوشیدند، به واسطه تدریس فلسفه پدرشان نجس خوانده می شدند[۱۲]. هنوز هم به حکم علمای معروفی، اعتقاد به وحدت وجود شرک و صاحب این اندیشه خارج از اسلام شمرده می شود[۱۳]. البته امروزه شاگردان روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی، به پشتوانه اینکه موسس انقلاب، خود نیز عارف و فیلسوف بوده، طیفی در حوزه تشکیل داده اند که به تدریس فلسفه و عرفان اسلامی می پرازند[۱۴].، اما همچنان علمای اخباری و کلامی به مخالفت با آنان و فلسفه می پردازند. امروزه اشخاصی چون مهدی نصیری و حسن عباسی که تحصیل کرده حوزه و دانشگاه هستند، به کمک علمای کلامی آمده اند و قصد تئوریزه کردن مخالفت با فلاسفه اسلامی و فیلسوفان اسلامی را دارند[۱۵] ، [۱۶].. مصاحبه حکیم دینانی در مورد تاریخ آموزش فلسفه و خاطراتشان درباره استاد فلسفه‌شان، محمدحسین طباطبایی، به گوشه ای از این جبر فرهنگی می پردازد: الگو:سرشناسی بخش
برخی از اساتید سرشناس این حوزه
    این نوشتار ممکن است شرایط یادشده در رهنمود عمومی سرشناسی ویکی‌پدیا را برآورده نسازد. لطفاً با افزودن منابع معتبر ثانویه‌ای که به موضوع این مقاله پرداخته‌اند، سرشناسی‌اش را مشخص کنید. اگر سرشناسی احراز نشود، احتمالاً برای ادغام، تغییرمسیر یا حذف مقاله اقدام خواهد شد.یافتن منبع: "حوزه علمیه قم" – تازه‌ها · کتاب‌ها · پژوهش‌ها · جی‌استور · تصاویر آزاد
لطفاً این الگو را به بحث کاربر سازندهٔ مقاله بیفزایید: {{جا:پیام سرشناسی|حوزه علمیه قم}} ~~~~‎‎

    شیخ عبدالکریم حائری یزدی
    سید محمدتقی خوانساری
    سید حسین بروجردی
    میرزا محمد فیض
    سید محمد حجت کوه کمری
    سید صدرالدین صدر موسوی
    محمد علی اراکی
    سید احمد خوانساری
    سید محمدحسین طباطبایی
    سید محمدرضا گلپایگانی
    سید شهاب الدین مرعشی نجفی
    سید محمدکاظم شریعتمداری
    مرتضی حائری یزدی
    سید محمد محقق داماد
    سید رضا بهاءالدینی
    میرزا خلیل کمره ای
    علی صافی گلپایگانی
    حسن فرید اراکی
    عبدالنبی عراقی
    حسینعلی منتظری
    محمدتقی بهجت
    حسین وحید خراسانی
    سید محمدصادق روحانی
    سید موسی شبیری زنجانی
    سید محمدباقر سلطانی طباطبایی
    سید مهدی غضنفری خوانساری
    محمد مجاهدی تبریزی
    محمد علی ادیب تهرانی
    میرزا جواد ملکی تبریزی
    میرزا جواد تبریزی
    یحیی انصاری شیرازی
    محمد علی مدرس افغانی
    ابوالفضل نجفی خوانساری
    محمد تقی ستوده
    زین العابدین باکویی
    قدرت الله وجدانی فخر
    سید علی علوی بغدادی
    یدالله دوزدوزانی
    علی مشکینی
    غلامرضا صلواتی
    احمد پایانی اردبیلی
    سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
    محمد فاضل لنکرانی
    محمد رضا آدینه وند نحوی
    مصطفی اعتمادی
    علی پناه اشتهاردی
    سید رضا صدر
    سید محسن موسوی گرگانی
    سید هادی غضنفری خوانساری
    سید محمد جواد ذهنی
    علی کریمی جهرمی
    ناصر مکارم شیرازی
    سید محمد حسینی بهشتی
    محمدعلی علوی گرگانی
    رضا استادی
    یوسف صانعی
    سید محمد شیرازی
    سید صادق شیرازی

۱۳۱۵

زادروزها

    ۱۴ فروردین - نادر ابراهیمی، داستان‌نویس معاصر ایرانی.
    ۲۵ خرداد - رضا بیک ایمانوردی، بازیگر سینما و ورزشکار ایرانی
    ۴ شهریور - مرتضی ممیز طراح گرافیک ایرانی.
    ۱۱ شهریور - ایران درودی، نقاش ایرانی.
    اسفند - روشن رامی شاعر ایرانی.
    حمید دیرین - خوش نویس.
    ژانت میخائیلی - تصویرگر و هنرمند ایرانی.
    محمد مجتهد شبستری - اندیشمند، قرآن شناس و استاد دانشگاه.
    پرویز یاحقی (نام واقعی پرویز صدیقی پارسی)، موسیقی‌دان ایرانی و نوازندهٔ ویولون.
    حسن حبیبی: حقوقدان و سیاستمدار ایرانی.
    صادق قطب زاده : وزیر امور خارجه سابق ایران در اوایل انقلاب ایران (۱۳۵۷).
    واروژان : آهنگ‌ساز و تنظیم کننده ایرانی بود.

درگذشت‌ها

    فتح الله خان رشتی، از سیاستمداران دوره قاجار در ایران.(فوت در شهر تهران)
    توبا آزموده، از پیشگامان جنبش زنان در ایران (زاده ۱۲۵۷).
    ۲۰ بهمن - علی‌اکبر داور،از رجال سیاسی دورهٔ رضاشاه (زاده ۱۲۴۶).
    عبدالکریم حائری یزدی : مرجع تقلید شیعه و بنیانگذار حوزه علمیه قم.

۴ آبان

4 آبان - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۲۲۰ روز گذشته و به پایان آن ۱۴۵ روز (در سال عادی) و ۱۴۶ روز (در سال کبیسه) مانده.

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ زادروزها
    ۳ مرگ‌ها
    ۴ پیوندهای بیرونی
    ۵ منابع و یادداشت‌ها

رویدادها

    ۱۳۳۸ - مردم برای اولین بار در تاریخ، رخ دیگر ماه را دیدند.
    ۱۳۴۳ - سخنرانی آیت‌الله خمینی در اعتراض به کاپیتولاسیون.[۱]
    ۱۳۴۳ - اریک ادگار کوک، به عنوان آخرین نفری شناخته شد که در ایالت استرالیای غربی اعدام شد.
    ۱۳۴۶ - تاج گذاری محمد رضا پهلوی و همسرش و فرزندش در کاخ گلستان.
    ۱۳۵۹ - اشغال خرمشهر توسط نیروهای عراقی پس از مقاومت ۳۵ روزه مردم آن شهر.
    ۱۳۶۲ - حملهٔ موشکی ارتش عراق به مدرسهٔ شهید پیروز بهبهان که به کشته و زخمی شدن دهها دانش‌آموز ایرانی انجامید.
    ۱۳۷۳ - دو کشور اسرائیل و اردن، صلح نامه را امضا کردند.
    ۱۳۷۴ - ماموران موساد، فتحی شقاقی بنیان‌گذار و رهبر جهاد اسلامی فلسطین، را در هتلش در مالت به قتل رساندند.
    ۱۳۸۰ - ایالات متحده آمریکا، لایحه میهن‌دوستی آمریکا را به عنوان قانون تصویب کرد.

زادروزها

    ۱۲۹۸ - محمد رضا پهلوی، دومین پادشاه دودمان پهلوی. (درگذشته ۱۳۵۹)
    ۱۲۹۸ - اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضا پهلوی.
    ۱۳۲۶ - ناصر فرهنگ فر، نوازندهٔ تنبک (درگذشته ۱۳۷۶)
    ۱۳۴۴ - اسماعیل براری، تهیه کننده و کارگردان سینمای ایران
    ۱۳۶۲ - محمد منصوری، بازیکن فوتبال اهل ایران

مرگ‌ها

    ۸۲۸ - الغ بیگ، پادشاه تیموری (زادهٔ ۷۷۳)
    ۱۳۱۸ - یحیی دولت‌آبادی، ادیب و سیاست‌مدار ایرانی (زادهٔ ۱۲۴۱)
    ۱۳۶۴ - یحیی آرین پور، محقّق و ادیب و شاعر ایرانی (زادهٔ ۱۲۸۶)
    ۱۳۸۱ - ثریا اسفندیاری، دومین همسر محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۱۳۱۱)
    ۱۳۸۲ - ویگن، خواننده و هنرپیشه ایرانی (زادهٔ ۱۳۰۷)
    ۱۳۸۴ - مرتضی ممیز، گرافیست ایرانی (زادهٔ ۱۳۱۵)
    ۱۳۸۷ - طاهره صفارزاده، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و مترجم قرآن (زادهٔ ۱۳۱۵)

۱۴۱۳ (میلادی)

درگذشتگان

    20 مارس - هنری چهارم انگلستان : پادشاه انگلستان.

هنری چهارم انگلستان

هنری چهارم (به انگلیسی: Henry IV of England) با نام واقعی هنری بولینگبروک (به انگلیسی: Henry (of) Bolingbroke)، پادشاه انگلستان و فرمانروای ایرلند بین سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۱۳ بود. او همچنین نخستین پادشاه از خاندان لانکاستر بود.
زندگینامه

هنری در ۳ آوریل ۱۳۶۶ در بولینگبروک واقع در لینکلن‌شر زاده شد و بنا بر زادگاهش هنری بولینگبروک نام گرفت. او فرزند جان گانت، نخستین دوک لانکاستر بود.

هنری در ۱۳۹۷ از ریچارد دوم در مقابل دوک گلاستر حمایت کرد و در نتیجه عنوان دوک هرفورد به او اعطا گردید. با این حال او را در ۱۳۹۸ تبعید نمودند. هنری پس از اینکه به منطقهٔ راونزپر در یورکشایر رسید، از ریچارد که اینک تنها مانده بود خواست تا به نفع او از قدرت کناره‌گیری نماید. بدین ترتیب او با عنوان هنری چهارم در ۱۳۹۹ بر تخت پادشاهی انگلستان نشست.

هنری چهارم در دوران حکومتش با شورش‌ها و قانون‌گریزی‌های بسیاری روبرو شد و به دلیل خالی بودن خزانه توفیقی در انجام کارهایش نیافت. ولز با رهبری اوئن گلندوئر همچنان استقلال خود را حفظ نمود و حملهٔ هنری به اسکاتلند در ۱۴۰۰ با شکست او همراه بود. پس از آن هنری پرسی (هاتسپر) و خاندانش علیه هنری چهارم با اسکات‌ها و ولزی‌ها متحد شدند اما در نبردی که در ۱۴۰۳ در شروبری روی داد شکست خوردند.

هنری در سال‌های پایانی عمرش به بیماری‌های گوناگون سختی دچار شده بود. او سرانجام در ۲۰ مارس ۱۴۱۳ درگذشت و جسدش را در کلیسای جامع کانتربری به خاک سپردند.

هنری پنجم (انگلستان)

هنری پنجم (۱۶ سپتامبر ۱۳۸۶ - ۳۱ اوت ۱۴۲۲)، پادشاه انگلستان (از ۲۱ مارس ۱۴۱۳ تا ۳۱ اوت ۱۴۲۲)، پسر و جانشین هنری چهارم بود. نبرد آگنیکورت در زمان پادشاهی وی روی داد.

۱۳۸۶ (میلادی)

زادگان

    16 سپتامبر - هنری پنجم (انگلستان) : پادشاه انگلستان.