اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

پروتئین

پروتئینها مواد آلی بزرگ و یکی از انواع درشت‌ملکول‌های زیستی هستند که از زیرواحدهایی به نام اسید آمینه ساخته شده‌اند. پروتئین‌ها مانند زنجیری از یک کلاف سه‌بعدی بسپارهایی هستند که از ترکیب اسیدهای آمینه حاصل می‌شوند. اسیدهای آمینه مثل یک زنجیر خطی توسط پیوند پپتیدی میان گروه‌های کربوکسیل و آمین مجاور به یکدیگر متصل می‌شوند تا یک پلی پپتید را به وجود بیاورند.

ترتیب اسیدهای آمینه در یک پروتئین توسط ژن مشخص می‌شود. اگرچه کد ژنتیک ۲۰ تا اسید آمینه استاندارد را معرفی می‌کند، در بعضی از اندامگان‌ها (ارگانیسم‌ها) کد ژنتیک شامل سلنوسیستئین و در بعضی از آرکی‌باکتری‌ها پ یرولزین می‌باشد. گاهی در پروتئین‌ها دگرگونی به وجود می‌آید: یا قبل از آنکه پروتئین بتواند به وظایفش در یاخته عمل کند و یا به عنوان قسمتی از مکانیسم بازرسی. پروتئین‌ها معمولاً به یکدیگر می‌پیوندند تا یک وظیفه‌ای را با یکدیگر انجام دهند که این خود باعث استوار شدن پروتئین می‌شود. چون ترتیب‌های نامحدودی در توالی و طول زنجیره اسید آمینه‌ها در تولید پروتئین‌ها وجود دارد، از این رو انواع بی‌شماری از پروتئین‌ها نیز می‌توانند وجود داشته باشند[۱].

پروتئین‌های درون‌یاخته‌ای در بخشی از یاخته به نام ریبوزوم توسط آران‌ای (RNA) ساخته می‌شوند.

محتویات

    ۱ ساختار پروتئین
    ۲ خالص سازی پروتئین‌ها
    ۳ پروتئین‌سازی
        ۳.۱ رونویسی
        ۳.۲ ترجمه
        ۳.۳ تغییرات پس از ترجمه
    ۴ پروتئینهای بدن انسان
    ۵ کارکردهای سلولی پروتئین‌ها
        ۵.۱ آنزیم
        ۵.۲ پادتن
        ۵.۳ علامت دهی سلولی
        ۵.۴ پروتئین‌های ساختمانی
    ۶ پروتئین و بیماری‌ها
    ۷ پروتئین‌ها در رژیم غذایی
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع

ساختار پروتئین

ساختار پروتئین یا ساختمان پروتئین به ساختاری گفته می‌شود که پروتئین به خود می‌گیرد. پروتئین دارای چهار نوع ساختار می‌باشد.

    ساختار اول: به توالی پروتئین که به صورت رشته‌ای از اسیدهای آمینه می‌باشد گفته می‌شود. پروتئین‌ها پلی‌مرهایی خطی از اسیدهای آمینه هستند که با پیوند پپتیدی بهم متصل شده‌اند.
    ساختار دوم: به نظم‌های موضعی گفته می‌شود که پروتئین در حین تاشدگی به خود می‌گیرد. ساختار دوم پروتنئین‌ها خود به چند دسته تقسیم می‌شود:

ساختار دوم قسمتی از یک پروتئین؛ مارپیچ آلفا به رنگ خاکستری و صفحه بتا به رنگ قرمز نمایش داده شده

        مارپیچ آلفا ساده‌ترین و انعطاف پذیرترین ترتیب، کونفرماسیونی مارپیچی و راست گرد بود به نام مارپیچ آلفا. مارپیچ آلفا یکی از ساختارهای دوم رایج در پروتئین‌هاست. مارپیچ آلفا یک مارپیچ راست‌گرد است که ساختار آن هر ۴/۵ آنگستروم یک‌بار تکرار می‌شود. در هر دو مارپیچ آلفا، ۶/۳ اسید آمینه وجود دارد. یعنی هر ۵/۱ آنگستروم یک اسید آمینه در طول مارپیچ آلفا قرار می‌گیرد. هر گروه کربوکسیل و آمین در مارپیچ آلفا با اسید آمینه‌ای با فاصله چهار تا از خود، دارای باند هیدروژنی می‌باشد و این الگو در سراسر مارپیچ، غیر از چهار اسیدآمینه در دو انتهای آن تکرار شده‌است.
        صفحه‌های بتا: ساختار صفحه‌های بتا، ساختار دوم بسیارکشیده و چین‌دار می‌باشد. یکی از تفاوت‌های مهم صفحه‌های بتا با مارپیچ آلفا این است که اسیدآمینه‌هایی که معمولاً در ساختار اول زنجیره پروتئینی با فاصله زیاد از هم قرارگرفته‌اند، برای تشکیل این ساختار در مجاورت یکدیگر قرار می‌گیرند بنابراین صفحه‌های بتا تمایل به سختی داشته و انعطاف‌پذیری ناچیزی دارند. پیوندهای هیدروژنی بین‌رشته‌ای که میان گروه‌های CO یک رشته بتا و NH رشته بتای مجاور ایجاد می‌شوند، به صفحات بتا پایداری می‌بخشند و باعث می‌شوند که این صفحات ظاهری زیگزاگ داشته باشند.
    ساختار سوم: حالت سه‌بعدی که پروتئین بعد از پیچش به خود می‌گیرد گفته می‌شود.
    ساختار چهارم: حالت قرارگیری چند پروتئین در فضا کنار یکدیگر. بیشتر پروتئین‌ها از پیوند زنجیرهای پلی پپتیدی مشابه و یا متفاوت ساخته شده‌اند، اتصال بین زنجیرها توسط پیوندهای ضعیف تری برقرار می‌گردد. این ساختارترتیب قرارگرفتن زیر واحدهای یک پروتئین را شرح می‌دهد و نقش مهمی در توضیح چگونگی شرکت پروتئین در واکنش‌های شیمیایی دارد.

روش‌های تعیین ساختار پروتئین ، کشف ساختار سوم و چهارم یک پروتئین راهنمای بسیار مهمی برای تعیین کارکرد این پروتئین است. از روشهای معمول می‌توان به پراش اشعه ایکس و تشدید مغناطیسی هسته اشاره کرد<این دو روش اطلاعات اتمی خوبی دربارهٔ ساختار پروتئین مورد نظر جمع آوری می‌کنند.

پراش (تفرق) اشعه ایکس روشی برای مطالعهٔ ساختار مواد بلوری است که در سال ۱۹۱۲ میلادی توسط فون لاوه کشف شد و توسط ویلیام هنری براگ و ویلیام لورنس براگ برای بررسی بلورها بکار گرفته شد.

cryo-electron microscopy روش دیگری است برای مطالعه ساختار پروتئین که معمولاً در دمای نزدیگ به نیتروژن مایع انجام می‌شود.

بلورنگاری الکترونی (به انگلیسی: Electron crystallography) روشی برای تعیین آرایش اتم‌ها در جامدات به وسیله میکروسکوپ الکترونی است. این روش می‌تواند مکملی برای بلورنگاری پرتو-ایکس روی پروتئین‌هایی (مانند پروتئین‌های غشائی) که به راحتی نمی‌توانند کریستال سه‌بعدی لازم برای این کار را تشکیل بدهند، دانست.

بانک داده پروتئین (به انگلیسی: Protein Data Bank) (به اختصار PDB) منبعی برای داده‌های ساختار سه‌بعدی پروتئین‌ها و اسیدهای نوکلئیک است. این داده‌ها عموماً توسط بلورنگاری پرتو-ایکس یا بیناب‌نمایی ان‌ام‌آر به دست می‌آیند و توسط زیست‌شناس‌ها یا زیست‌شیمی‌پیشه‌ها از سراسر دنیا برای دسترس عموم آن‌جا گذاشته می‌شوند.
خالص سازی پروتئین‌ها

خالص سازی پروتئین شامل یک سری مراحل می‌باشد که برای مجزا کردن یک نوع پروتئین از پروتئین‌های مختلط استفاده می‌شود. خالص سازی امری حیاتی برای توصیف وظیفه، ساختار و فعل و انفعالات پروتئین مورد نظر می‌باشد. این کار معمولاً با یک بافت زیستی و یا کشت میکروبی آغاز می‌شود. مولکول‌ها از یاخته جدا شده و سپس پروتئین‌ها از دیگر مولکول‌های یاخته‌ای جدا می‌شوند. در انتها پروتئین مورد نظر از دیگر پروتئین‌ها جدا می‌شود[۲].
پروتئین‌سازی

از اطلاعات موجود در دی‌ان‌ای برای ساختن پروتئین‌ها استفاده می‌شود، اما جایگاه دی‌ان‌ای در هسته و جایگاه پروتئین‌سازی در سیتوپلاسم است. اندازه‌گیری‌ها نشان داده‌اند که در یاخته‌هایی که در آنها فعالیت پروتئین‌سازی چندان شدید نیست، مقدار آران‌ای نیز کم است. از طرف دیگر، آران‌ای هم در هسته یافت می‌شود و هم در سیتوپلاسم. بر این اساس دانشمندان به این نتیجه رسیدند که آران‌ای اطلاعات را از دی‌ان‌ای به ریبوزوم‌ها حمل می‌کند. به این نوع آران‌ای که اطلاعات را از دی‌ان‌ای به ریبوزوم‌ها حمل می‌کند، آران‌ای پیک یا پیامبر(mRNA) می‌گویند. نوعی دیگر آران‌ای ناقل (tRNA) است که اسیدهای آمینه را به ریبوزوم منتقل می‌کند، تا ریبوزوم اسیدهای آمینه را بر اساس اطلاعات موجود در mRNA کنار یکدیگر ردیف کند. نوع دیگر آران‌ای ریبوزومی (rRNA) است که در ساختار ریبوزوم‌ها شرکت دارد.

برای ساخت پروتئین در یاخته مراحل زیر باید انجام شود:

    ۱- دی‌ان‌ای باید رونویسی شود.
    ۲- mRNA از هسته خارج می‌شود و وارد سیتوپلاسم می‌شود.
    ۳- در ریبوزوم mRNA به پروتئین ترجمه می‌شود.
    ۴- پس از ترجمه، تغییرات بیشتری در پروتئین ساخته شده بوجود می‌آید.

رونویسی

ساخته شدن mRNA از روی DNA را رونویسی می‌گویند که با کمک آنزیم آران‌ای پلی‌مراز (RNA polymerase) انجام می‌شود. سلول‌های پروکاریوتی فقط یک نوع آنزیم RNA پلی‌مراز دارند. در سلول‌های یوکاریوتی سه نوع آنزیم RNA پلی‌مراز یافت شده‌است که آن‌ها را با علامت‌های I و II و III مشخص می‌کنند.

    RNA پلی‌مراز I فقط رونویسی ژن‌های rRNA را انجام می‌دهد.
    RNA پلی‌مراز II رونویسی پیشسازهای mRNAها و نیز برخی از RNAهای کوچک را انجام می‌دهد.
    RNA پلی‌مراز III رونویسی ژن‌های tRNA و نیز برخی از RNAهای کوچک را کاتالیز می‌کند.

مراحل رونویسی:

    مرحلهٔ ۱: رونویسی با اتصال RNA پلی‌مراز به قسمتی از ژن به نام راه انداز ژن (promoter) شروع می‌شود. راه انداز، قسمتی از DNA است که به RNA پلی‌مراز امکان می‌دهد رونویسی را از محل صحیح آغاز کند و مثلاً این کار را از وسط ژن شروع نکند. راه‌اندازی در نزدیکی جایگاه آغاز رونویسی (initiation site) قرار دارد. جایگاه آغاز رونویسی، به اولین نوکلئوتیدی از DNA گفته می‌شود که رونویسی می‌شود.
    مرحلهٔ ۲: RNA پلی‌مراز دو رشتهٔ DNA را از یکدیگر باز می‌کند.
    مرحلهٔ ۳: RNA پلی‌مراز هم چون قطاری که روی ریل حرکت می‌کند، در طول نوکلئوتبدهای DNA به حرکت در می‌آید و در مقابل هر یک از دئوکسی ریبوتوکلئوتیدهای DNA، ریبونوکلئوتید مکمل را قرار می‌دهد و به علاوه، هر ریبونوکلئوتید جدید را به ریبونوکلئوتید قبلی وصل می‌کند. در رونویسی نیز از همان قوانین جفت شدن بازها که در همانندسازی DNA به کار می‌رود، استفاده می‌شود. تنها تفاوت این است که در مقابل دئوکسی نوکلئوتید A (آدنین دار) در DNA، ریبونوکلئوتید U (یوراسیل دار) در RNA قرار می‌گیرد.
    مرحلهٔ ۴: RNA پلی‌مراز، DNA و mRNA تازه ساخته شده، پس از رونویسی جایگاه پایان رونویسی (termination site)، از یکدیگر جدا می‌شوند و مولکول mRNA برای مرحله بعدی یعنی ترجمه، آزاد می‌شود.

ترجمه

اطلاعات در دی‌ان‌ای بصورت رمز ۳ تایی وجود دارد یعنی هر ۳ نوکلئوتید معرف ۱ رمز و هر رمز معرف ۱ اسید آمینه‌است. پس از رونویسی mRNA از هسته خارج می‌شود و در سیتوپلاسم به کمک نوع دیگر آران‌ای به نام تی‌آران‌ای (tRNA) اسید آمینه را به هم متصل می‌کند. tRNA روی mRNA متصل می‌شود و طبق رمزهای tRNA, mRNA اسید آمینه‌ها را کنار هم می‌گذارد. و در آخر زنجیرهٔ بس‌پپتیدی به وجود می‌آید. به این مرحله ترجمه پروتئین گفته می‌شود.
تغییرات پس از ترجمه

گاه پس از تولید پروتئین بر اثر فعالیت سایر آنزیمها با ایجاد یا شکستن پیوندها تغییراتی در پروتئین ساخته شده صورت میگیرد.
پروتئینهای بدن انسان

پروتئینهای بدن انسان به سه گروه اصلی پروتئینهای غشایی (غشای سلول) ، پروتئینهای حلقوی و پروتئینهای ساختاری یا فیبروز (مانند کلاژن ، کراتین و الاستین) تقسیم میشوند. پروتئینهای حلقوی شامل دو گروه اصلی گلوبین ها و آلبومینها هستند. گلوبینها مانند هموگلوبین ، میوگلوبین و گلوبولین‌ها.

سه پروتئین اصلی خون عبارتند از گلوبولین‌ها، آلبومینها و فیبرینوژن.
کارکردهای سلولی پروتئین‌ها
1ytu argonaute dsrna.png

رفتار سلولی و تمام فعالیت‌هایی که در سلول انجام می‌شود بر عهده پروتئین‌ها است. همه پروتئین‌ها با هم برهم‌کنش دارند و تقریباً می‌توان گفت که همه پروتئین‌ها اثر خود را با همکاری پروتئین‌های دیگر در سلول اعمال می‌کنند و هیچ پروتئینی نیست که در یاخته به تنهایی عمل کند.
آنزیم

زیمایه یا آنزیم یک ماده آلی است که یک فرایند شیمیایی را در یک سازواره یا موجود زنده تقویت یا تضعیف می‌کند ولی خودش دگرگون نمی‌شود. به عبارت دیگر آنزیم‌ها کاتالیزگرهای فرایندهای زیستی هستند و نسبت به کاتالیزگرهای غیر زیستی کارایی بسیار بالایی دارند. اغلب آنزیم‌ها ساختار پروتئینی دارند، به غیر از انواع محدودی از آن‌ها که از جنس ریبونوکلئیک اسید هستند؛ مانند ریبوزیم‌ها.
پادتن

پادتَن یا آنتی‌بادی پروتئینی است که دستگاه ایمنی بدن از آن استفاده می‌کند تا اجسام بیگانه همچون باکتری و ویروس را پیدا کرده و خنثی سازد. هر پادتن یک پادگن ویژه را در هدف خود تشخیص می‌دهد.پادتن‌ها در ایمنی هومورال دفاع اختصاصی توسط پلاسموسیت‌ها تشکیل می‌شوند.
علامت دهی سلولی

سلول‌ها به یکدیگر پیام‌هایی می‌دهند (به‌صورت شیمیایی یا الکتریکی) که به‌واسطهٔ این پیام‌ها با هم صحبت کرده و ارتباط برقرار می‌نمایند و اعمال خود را هماهنگ می‌کنند. از معروف‌ترین پیام‌رسان‌های شیمیایی «هورمون»ها هستند. هورمون ماده‌ای شیمیایی است که در غدد درون‌ریز ساخته شده و به داخل جریان خون می‌ریزد. این ماده روی سلول‌های هدف گیرنده دارد و با نشستن روی آن اعمال سلول را تغییر می‌دهد. گیرنده‌های هورمون‌های امینو اسیدی در روی سلول‌های هدف قرار دارد. هورمون‌ها گاهی از یک غده در یک نقطه از بدن ترشح می‌شوند و اثر خود را در نقطه‌ای دورتر اعمال می‌کنند. هورمون‌ها و پیام‌رسان‌های شیمیایی به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. برخی از هورمون‌ها توانایی عبور از غشای سلولی و ورود به سلول را دارند و برخی دیگر نمی‌توانند از غشا عبور کنند. دستهٔ اخیر گیرنده‌هایی در سطح سلول دارند که پس از اتصال به آن‌ها، پیام خود را با واسطهٔ چندین ملکول دیگر به داخل سلول منتقل می‌کنند. برخی از این واسطه‌ها را «پیام‌رسان ثانویه» می‌گویند (ورارسانی پیام). از معروف‌ترین «سیستم‌های پیام‌رسانی ثانویه» سیستم «جی‌پروتئینها» است. این سیستم در مدار بسیاری از هورمون‌ها دیده می‌شود.[۳]
پروتئین‌های ساختمانی

سلول‌های موجودات پرسلولی توسط انواعی از ملکول‌های پروتئینی و غیرپروتئینی به یکدیگر چسبیده باقی می‌مانند. این اتصال‌های گوناگون است که سلول‌های یک بافت را در کنار هم و بافت‌های مجاور را در کنار هم نگه‌می‌دارد. این پروتئین‌ها در سازمان بندی سلول نقش دارند مثل: اکتین و میوزین
پروتئین و بیماری‌ها

در سطح مولکولی، کلیه مکانیسم‌های زیستی سلول‌ها توسط پروتئین‌ها انجام می‌شود. پروتئین‌ها با ارتباط با یکدیگر بطور دقیق و بسیار کنترل شده‌ای وظایف خود را انجام می‌دهند. اساس مولکولی اغلب بیماری‌ها، بروز نقص یا تداخل در این کارکرد عادی پروتئین‌ها، که از طریق آن مکانیسم‌های زیستی سلولی را انجام می‌دهند، می‌باشد. اگر کار پروتئین‌ها از حالت طبیعی خارج شود می‌توانند باعث بروز بیماری‌های مختلف شوند. از جمله این بیماری‌ها سرطان است.

پریون یکی از پروتئین‌هایی است که بطور عادی در سلول‌های عصبی بیان می‌شود. جهش در این پروتئین می‌تواند باعث تغییر ساختار این پروتئین شده بطوری که پروتئین جهش یافته می‌تواند مجتمع شده و پلاک‌های پروتئینی را در سلول‌های عصبی ایجاد کند.
پروتئین‌ها در رژیم غذایی

مقاله اصلی پروتئین‌ها در رژیم غذایی
پروتئین‌ها مواد مغذی اصلی هر سلول زنده هستند. در ساختمان آنها نه تنها کربن، هیدروژن و اکسیژن وجود دارد، بلکه ازت و گاهی گوگرد نیز موجود می‌باشد. پروتئین‌ها مسئول انجام اعمال گوناگونی هستند. نقش آنها از تشکیل ماده انقباضی عضلات گرفته تا ساختن بعضی از هورمون‌ها، آنزیم‌ها و آنتی بادی‌ها، تبدیل انرژی شیمیایی به کار و انتقال اکسیژن و هیدروژن متنوع می‌باشد.

ریزرشته

ریزرشته‌ها یا رشته‌های اکتین، باریکترین رشته‌های چارچوب یاخته هستند. ریزرشته‌ها از بسپارهای خطی پروتئینی به نام اکتین ساخته شده‌اند که بسیار خمش‌پذیر و نسبتا سخت و نیرومند می‌باشند.

اکتین

اکتین نوعی پروتئین کروی است که در همهٔ یاخته‌های یوکاریوتی یافت می‌شود مانند ریزرشتهها. در سلولهای ماهیچه ای نیز یافت می‌شود. اکتین پروتئین سازندهٔ ساختار ریزرشته‌ها است.

ماهیچه صاف

ماهیچه‌های صاف شامل ماهیچه‌های خودکار دیواره رگ‌ها روده و معده می‌شوند و حدود ۱۰٪ از بدن را تشکیل می‌دهند. فیبرهای ماهیچه صاف بیشتر ۲ تا ۵ میکرومتر قطر داشته و تنها ۲۰ تا ۵۰۰ میکرومتر درازا دارد در حالی که فیبرهای ماهیچه‌های اسکلتی قطری تا ۲۰ برابر آنها داشته و درازایشان تا چندین هزار برابر می‌رسد. بسیاری از اصول انقباضی درباره ماهیچه صاف و ماهیچه اسکلتی یکسان است. اما نیروهای جاذبه‌ای میان فیلامان‌های میوزین و اکتین که در ماهیچه صاف کاملا متفاوت است.

این ماهیچه‌ها شکل دوکی دارند و غیر ارادی عمل می‌کنند. سلول‌های بافت ماهیچه‌های صاف بدون انشعاب هستند و یک هسته دارند. این نوع ماهیچه به طور آهسته منقبض می‌شود ولی انقباض خود را مدت بیش تری نگاه می‌دارد. ماهیچه‌های صاف در انسان فقط در بخش‌های داخلی بدن دیده می‌شوند؛ به جز کیسه بیضه در مردان.[۱]

محتویات

    ۱ گونه‌های ماهیچه صاف
    ۲ روند انقباضی در ماهیچه صاف
    ۳ تفاوت انقباض ماهیچه صاف با انقباض ماهیچه اسکلتی
    ۴ منابع

گونه‌های ماهیچه صاف

ماهیچه صاف هر اندام با ماهیچه صاف بیشتر اندام‌های از چندین نظر تفاوت مشخص دارد. ابعاد فیزیکی، سازمان بندی به گونه دسته‌ها یا صفحه‌ها، پاسخ به گونه‌های گوناگون تحریک‌ها مشخصات حس‌گیری و دیگر با این وجود به خاطر سادگی، ماهیچه‌های صاف را به گونه کلی به دو دسته بزرگ می‌توان بخش کرد.

    ماهیچه صاف چند واحدی

اینگونه ماهیچه صاف از فیبرهای ماهیچه‌ای صاف مجزا پایه ریزی شده‌است. هر فیبر به گونه کاملا مستقل از فیبرهای دیگر عمل می‌کند و بیشتر مانند فیبرهای ماهیچه‌ای اسکلتی از یک انتهای عصبی واحد عصب گیری می‌کند. افزون بر آن سطوح بیگانه این فیبرها مانند فیبرهای ماهیچه‌های اسکلتی از یک لایهٔ نازک ماده همانند غشا یا مخلوطی از فیبریل‌های کلاژن و گلیکوپروتئین پوشیده می‌شوند که به عایق‌بندی فیبرهای جداگانه از یکدیگر کمک می‌کند. مهمترین ویژگی فیبرهای ماهیچه صاف چند واحدی آن است که هر فیبر می‌تواند به گونه مستقل از فیبرهای دیگر منقبض شود و مهار آنها نیز به گونه بزرگ بدست سیگنال‌های عصبی به انجام می‌رسد. این موضوع برعکس ماهیچه تک واحدی است که در آن مهار بر دوش محرک‌های غیر عصبی است. یک ویژگی اضافی آن این است این ماهیچه‌ها گاهی انقباض‌های خود به خودی نشان می‌دهند. برخی از نمونه‌های ماهیچه صاف چند واحدی که در بدن یافت می‌شوند بر این پایه‌اند فیبرهای ماهیچه‌ای صاف ماهیچه مژگانی چشم، عنبیه چشم، پلک سوم که چشم را در برخی از جانوران پست می‌پوشاند و ماهیچه‌ها راست‌کننده که مایه سیخ شدن موها بر اثر تحریک عصبی سمپاتیک می‌شوند.

    ماهیچه صاف تک واحدی

واژه تک واحدی گمراه کننده‌است زیرا به معنی فیبرهای ماهیچه‌ای واحد نیست بلکه به معنی توده کلی از صدها یا میلیونها فیبر ماهیچه‌ای است که با یکدیگر به گونه یک واحد منقبض می‌شوند. فیبرها بیشتر با یکدیگر جمع شده و به گونه صفحات یا دستجاتی در می‌آیند و غشای سلولی آنها در نقاط انبوهی به یکدیگر می‌چسبند به گونه‌ای که نیرویی که در یک فیبر ماهیچه‌ای فرآوری می‌شود، می‌تواند به فیبرهای پس از آن منتقل شود. افزون بر آن غشاهای سلولی بدست محلهای تماس شکافی انبوهی، به یکدیگر ملحق می‌شوند که از راه آنها یونها می‌توانند به آزادی از یک سلول به سلول پس از آن بروند.

به گونه‌ای که پتانسیل‌های عمل یا جریان یونی ساده می‌توانند از یک فیبر به فیبر پس از آن سیر کرده و مایه شوند که فیبرهای ماهیچه‌ای همگی با یکدیگر منقبض شوند. اینگونه ماهیچه صاف همچنین به چرایی اتصالات دو طرفه در میان فیبرها ماهیچه صاف سن سی تیال نامیده می‌شود. چون اینگونه ماهیچه در پوسته بیشتر احشا بدن دربرگیرنده روده، مجاری صفراوی، رحم و بسیاری از رگهای خون یافت می‌شود پس، ماهیچه صاف احشایی نیز نامیده می‌شود.
روند انقباضی در ماهیچه صاف

ماهیچه صاف دارای هم فیلامان‌های اکتین و هم فیلامانهای میوزین است و مشخصات شیمیایی آنها همانند مشخصات شیمیایی فیلامان‌های اکتین و میوزین ماهیچه اسکلتی است. ماهیچه صاف تروپونین که برای مهار انقباض ماهیچه اسکلتی بایسته‌است، ندارد. پس، مکانیسم مهار انقباض در آن کاملا متفاوت است. اختلافات عمده‌ای در سازمان‌بندی فیزیکی ماهیچه صاف و ماهیچه اسکلتی و نیز اختلافاتی در دیگر جنبه‌های عمل ماهیچه صاف از قبیل انقباض، مهار روند انقباضی بدست یونهای کلسیم، مدت انقباض و مقدار انرژی مورد نیاز برای روند انقباضی هست. ماهیچه صاف دارای همان ترتیب قرار گرفتن فیلامانهای اکتین و میوزین همانند ماهیچه اسکلتی نیست.

در فیبر ماهیچه صاف شمار فراوانی فیلامانهای اکتین دیده می‌شود که به اجسام متراکم Dense Bodies چسبیده‌اند. شماری از این اجسام به نوبه خود به غشای سلول می‌چسبند در حالی که بقیه آنها در سراسر سارکوپلاسم پراکنده‌اند. ولی بدست داربستی از پروتئین‌های ساختمانی که یک جسم متراکم را به جسم پس از آن متصل می‌کنند در جای خود به گونه ثابت نگاه داشته می‌شوند. برخی از اجسام متراکم غشای سلولهای مجاور نیز بدست پلهای پروتئینی میان سلولی به یکدیگر چسبانده شده‌اند. به گونه بزرگ از راه این پیوندهاست که نیروی انقباضی از یک سلول به سلول پس از آن انتقال داده می‌شود.

در لابلای فیلامان‌های انبوه اکتین در فیبر ماهیچه‌ای شماری فیلامان‌های میوزین قرار گرفته‌اند. این فیلامان‌ها قطری بیش از دو برابر قطر فیلامان‌های اکتین دارند. در دوره عکس میکروسکوپ الکترونی، انسان بیشتر شمار فیلامانهای اکتین را نزدیک ۱۵ برابر شمار فیلامانهای میوزین می‌یابد. بخشی از این اختلاف از این حقیقت ناشی می‌شود که نسبت درازای فیلامان اکتین به درازای فیلامان میوزین در ماهیچه صاف بسیار بزرگتر از ماهیچه اسکلتی است. بنابراین احتمال دیدن فیلامان‌های اکتین بیش از اندازه افزایش می‌یابد.

با این وجود انسان تحت کارایی کم بودن فیلامان‌های میوزین در برابر فیلامان‌های اکتین قرار می‌گیرد. واحدهای انقباضی ماهیچه صاف بدین سان است که شمار فراوانی از فیلامانهای اکتین به روی یک فیلامان میوزین واحد که در نقطه میان میان اجسام متراکم واقع شده‌است قرار می‌گیرند. این واحد انقباضی همانند واحد انقباضی ماهیچه اسکلتی ولی بدون نظم و ترتیب ساختمان ماهیچه اسکلتی است. به راستی اجسام متراکم ماهیچه صاف همان نقش صفحات Z را در ماهیچه اسکلتی بازی می‌کنند.
تفاوت انقباض ماهیچه صاف با انقباض ماهیچه اسکلتی

اگر چه بیشتر ماهیچه‌های اسکلتی با شتاب منقبض می‌شوند ولی بیشتر انقباضات ماهیچه صاف از نوع تونیک طولانی است که گاهی ساعتها یا حتی روزها طول می‌کشد. بنابراین باید انتظار داشت که هم مشخصات فیزیکی و هم مشخصات شیمیایی ماهیچه صاف در سنجش با ماهیچه اسکلتی متفاوت باشند. ماهیچه اسکلتی منحصرا ازطریق دستگاه عصبی فعال می‌شود ولی ماهیچه صاف می‌تواند توسط گونه‌های انبوهی از سیگنال‌ها وادار به انقباض شود. بدست سیگنالهای عصبی، تحریک هورمونی و کشش ماهیچه و به چند روش دیگر که به علت وجود رسپتورهای پروتئینی بیشتری است که در غشای ماهیچه صاف وجود دارد.

ماهیچه مژکی

ماهیچه مژکی (به انگلیسی: Ciliary muscle) از نوع ماهیچه صاف است که در عمل تطابق عدسی چشم نقش دارد.

چشم

چَشم یا چـِشم عضو بارز اولین حس از حواس پنجگانه یعنی بینایی است. در زبان پهلوی هم این واژه به همین گونه به کار می‌رفته‌است.

انواع گوناگونی از اندام‌های حساس به نور در موجودات زنده یافت می‌شود. ساده‌ترین انواع چشم‌ها تنها توان تشخیص وجود نور در پیرامون را دارند در صورتی‌که چشم‌های پیچیده‌تر قادرند شکل‌ها و رنگ‌ها را نیز از هم بازشناسند یا برخی حیوانات به طول موجهایی بیشتر از طول موج مرئی چشم انسان حساسند. در حشرات ما چشم مرکب داریم.

چشم انسان دارای اجزای پلک، مژه، ملتحمه، صلبیه، قرنیه، مردمک، عنبیه، زجاجیه، عدسی، زلالیه، شبکیه و مشیمیه است.

لایه خارجی از دو قسمت صلبیه و قرنیه درست شده است، به طوری که پنج ششم عقبی آن صلبیه و یک ششم جلویی آن قرنیه را می سازد.
قسمت‌های مختلف کره چشم انسان: ۱. زجاجیه ۲. حاشیه دندانه‌دار ۳. ماهیچه مژکی ۴. گردالک‌های مژگانی ۵. مجرای اشلک ۶. مردمک ۷. اتاق جلویی ۸. قرنیه ۹. عنبیه ۱۰. عدسی بیرونی ۱۱. عدسی درونی ۱۲. زوائد مژگانی ۱۳. ملتحمه ۱۴. ماهیچه مایل زیرین ۱۵. ماهیچه راست زیرین ۱۶. ماهیچه راست میانی ۱۷. شبکیه ۱۸. صفحه بینایی ۱۹. سخت‌شامه ۲۰. سرخرگ مرکزی شبکیه ۲۱. سیاهرگ مرکزی شبکیه ۲۲. عصب بینایی ۲۳. سیاهرگ حلقوی ۲۴. غلاف پیازی ۲۵. لکه زرد ۲۶. گودی مرکزی ۲۷. صلبیه ۲۸. مشیمیه ۲۹. ماهیچه راست بالایی ۳۰. شبکیه

محتویات

    ۱ قرنیه
    ۲ صلبیه
    ۳ زلالیه
    ۴ عنبیه
    ۵ عدسی
    ۶ زجاجیه
    ۷ مشیمیه
    ۸ شبکیه
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ منابع

قرنیه

قرنیه یک قسمت دایره ای شکل با تحدب به جلو است.قرنیه قسمت شفاف لایه خارجی در جلو می باشد و تحدب آن به سمت جلو است. قبل از ورود نور به عدسی، نور در قرنیه شکست می یابد. قرنیه عروق خونی ندارد(چون) برای عبور نور باید شفاف باشد و بنابراین از طریق انتشار تغذیه می شود. قرنیه به علت چینش منظم الیاف کلاژن و کم آب بودن نسبی آن شفاف تر از صلبیه است.
صلبیه

لایه ضخیم و سفیدرنگی است که قسمت خلفی کره چشم را پوشانیده و ضخامت آن از عقب به جلو به‌تدریج کاسته می‌شود. سطح درونی آن قهوه‌ای‌رنگ و مجاور مشیمیه است.
زلالیه

زلالیه مایع شفافی است که فضای جلوی عدسی را پر می‌کند. زلالیه از مویرگ‌ها ترشح می‌شود و مواد غذایی و اکسیژن را برای عدسی و قرنیه فراهم می‌کند و مواد دفعی را نیز جمع‌آوری کرده و از طریق خون دفع می‌کند.
عنبیه

عنبیه به صورت یک حلقه مدور دور مردمک است.(اگر به چشم فردی از روبرو نگاه کنیم قسمت سفید رنگ، صلبیه و قسمت رنگی چشم عنبیه نام دارد).
عدسی

عدسی چشم کپسولی محدب است که جزئی شفاف از ساختار چشم است که همراه با قرنیه، پرتوهای نور را شکسته و آن‌ها را بر روی شبکیه متمرکز می‌کند. تحدب عدسی با انقباض ماهیچهٔ مژکی تغییر و تطابق انجام میگیرد.
زجاجیه

زجاجیه (Vitrous Body) ماده ای ژله مانند و بی رنگ است که باعث حفظ شکل کروی چشم می‌شود، و همراه با زلالیه فشار درون چشم را ثابت نگاه می‌دارد.
مشیمیه

مشیمیه یکی از لایه‌های ساختمان چشم است که بین صلبیه و شبکیه قرار گرفته است. این لایهٔ رنگ‌دانه‌دار حاوی مویرگ‌های فراوانی است که تغذیهٔ عنبیه و سلول‌های گیرندهٔ نور شبکیه را بر عهده دارد. مشیمیه در جلوی چشم بخش رنگین آن، یعنی عنبیه را به وجود می‌آورد.
شبکیه

شبکیه، قسمت حساس به نور چشم است که شامل سلول‌های مخروطی (مسئول دید رنگی) و سلول‌های استوانه‌ای (مسئول دید سیاه و سفید و دید در تاریکی) می‌باشد. با تحریک سلول‌های استوانه‌ای یا مخروطی، سیگنال‌های عصبی از لایه‌های عصبی زیرین شبکیه نهایتاً به فیبرهای عصب بینایی و قشر مغز می‌رسند.

جوش شیرین

جوش شیرین یا بی‌کربنات سدیم با فرمول NaHCO۳ یکی از نمک‌های سدیم در ترکیب با کربنیک اسید است که تنها یک هیدروژن اسیدی این ترکیب با سدیم جایگزین شده‌است. این ترکیب، بی‌بو و بی‌طعم است که کمی دارای خاصیت بازی است و به صورت پودر سپید یا بلورین است. بی‌کربنات جاذب رطوبت و بوگیر است.

این ترکیب ماده برای متخلخل کردن خمیر نان استفاده می‌شود و نیز برای کم کردن اسید معده و درمان سوزش آن به کار می‌رود.

محتویات

    ۱ فرآوری
    ۲ ویژگی‌ها
    ۳ حلالیت
    ۴ کاربرد
    ۵ ایمنی
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

فرآوری

بی‌کربنات سدیم بیشتر به وسیلهٔ فرایند سالوی ساخته می‌شود که همان واکنش کلرید سدیم، آمونیاک و کربن دی‌اکسید در آب است که بی‌کربنات سدیم به صورت رسوب به دست آمده پس از صاف کردن و خشک کردن با حرارت به کربنات سدیم تبدیل خواهد شد. سالانه نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ تن جوش شیرین فرآوری می‌شود. (سال ۲۰۰۱)[۶] همچنین می‌توان با عبور دادن گاز از درون محلول جوشان کربنات سدیم خالص یا محلول هیدروکسید سدیم، بی‌کربنات سدیم را به شکل رسوب ته‌نشین شده به دست آورد.
ویژگی‌ها

جوش شیرین در آب یک آمفوتر است. یعنی در آب می‌تواند به عنوان اسید یا باز رفتار کند. رفتار اسیدی آن به سبب وجود هیدروژن در ترکیبش است که در صنایع مختلف به عنوان آزادکننده کاربرد دارد.
حلالیت

در دمای معمولی ۱۰٫۳ گرم از این ماده در ۱۰۰ گرم آب حل می‌شود. اما در اتانول به مقدار کم محلول است.
کاربرد

بیشترین استفاده از بی‌کربنات سدیم در فرآوری انواع بکینگ پودر است. مقدار اضافی از خمیر جوش شیرین بطور مؤثر در پاک کردن و سائیدن سطوح می‌تواند استفاده گردد. استفاده از این ماده در ترکیب خمیر دندان به رفع تدریجی لکه‌های دندان و سفید شدن آنها کمک می‌کند. در صنایع غذایی، تولید نوشابه‌های گازدار به عنوان منبع، صنایع پاک کننده‌های خانگی و در کپسول‌های خاموش کننده آتش بکار می‌رود. همچنین به عنوان باز دارنده در مواد منفجره استفاده می‌شود. در صنعت نساجی برای عمل آوردن نخ‌های پشمی و ابریشمی استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند به عنوان پاک کننده و ساینده ملایم در صورتی که ایجاد حساسیت نکند برای زیبایی پوست بکار رود.ضمن آنکه جوش شیرین به عنوان یک مکمل خوراکی در جیره غذایی دام و طیور می تواند در جهت جلوگیری از اختلالات متابولیکی و تغذیه ای بکار برده شود.
ایمنی

خوردن این ماده بی‌ضرر است مگر اینکه به مقدار خیلی زیاد باشد. بوییدن آن ممکن است سبب سوزش بینی یا گلو شود. در اثر تماس با پوست‌های حساس ممکن است باعث خارش یا سوزش پوست شود. در اثر تماس با چشم ممکن است سبب ایجاد سوزش و سرخی در چشم شود.

استفاده از جوش شیرین در پخت همه نوع نان و شیرینی مضر است.

کسانی که ناراحتی معده دارند ، نبایستی از فراورده هایی که از جوش شیرین استفاده شده و به طور مشخص، نباید از نان های پخته شده توسط جوش شیرین استفاده کرد. چرا که برای هضم غذا مضر است.

بیکینگ پودر

بیکینگ پودر (به انگلیسی: Baking powder) نوعی عامل ورآورنده است که از مخلوط کردن یک باز (کربنات یا بیکربنات) با یک اسید ضعیف تهیه می شود و برای ورآمدن خمیر و حجم دادن به انواع نان و کیک استفاده می شود.

از آنجا که بکینگ پودر از یک نوع باز و اسید تشکیل شده است به محض مخلوط شدن با مایعات موجب آزاد شدن مقداری گاز می شود که باعث ورآمدن خمیر و ایجاد حجم در نان یا کیک می شود.
کاربرد

بکینگ پودر برای موادی که نیاز به پخت طولانی دارند مصرف می‌شود و تلخی کم‌تری نسبت به جوش شیرین دارد.

عمر مفید این ماده بین ۶ تا ۱۲ ماه است و باید درجای خشک، خنک و در ظرف بسته نگهداری شود.

اگر زمانی که یک قاشق مربا خوری بکینگ پودر را در نصف لیوان آب جوش می ریزیم، مخلوط بجوشد، بکینگ پودر قابل استفاده است.

زاج پتاسیم

پتاسیم آلوم (Potassium alum)، پتاس آلوم (potash alum)یازاج سفید یا تاواس (tawas) ترکیبی است از پتاسیم، [سولفات]] و آلومینیم با فرمول شیمیایی KAl(SO4)2. از این ماده در تصفیهٔ آب، براق کردن چرم، پارچه‌های پایدار در برابر آتش و پودر کیک پزی استفاده می‌شود. همچنین گاهی از آن در محلول‌های پس از اصلاح صورت و خوشبوکنندهٔ بدن نیز استفاده می‌شود.

مرکب

مُرَکَّب مایعی حاوی رنگ‌دانه است که جهت رنگ‌آمیزی، رسّامی، طراحی یا خطاطی به‌وسیلهٔ قلم یا قلم‌مو به‌کار می‌رود. از انواع مرکّب‌های غلیظ‌تر برای چاپ ماشینی و دستی استفاده می‌شود. مرکّب، ترکیب پیچیده‌ای از حلّال‌ها، رنگ‌دانه‌ها، رِزین‌ها، روان‌کننده‌ها، و دیگر عناصر است. این مواد، نوع و کیفیت رنگ، روان بودنِ آن، ضخامت، و خشک شدن آن را کنترل می‌کنند.

مرکب یک واژه عربی است و پارسی آن این‌هااست:[۱]

    نیمابیک، نیمابیت (نیماب از سنسکریت: نیرمانَ= ترکیب + یاتیکی (= مفعولی) پهلوی «یک» و سنسکریت «یت»)
    سامیوگیت sãmyogit (سامیوگ از سنسکریت: سامیوگَ= ترکیب + «یت»)
    میشرامیک، میشرامیت (میشرام از سنسکریت: میشرانَ= ترکیب + «یک، یت»)

مرکّب خوش‌نویسی

مرکب خوش‌نویسی از مهم‌ترین ابزارهای یک خوش‌نویس است، و نوع سنتی آن برای کار خوش‌نویسی مناسب است و از انواع مرکب‌ها، جوهرها، و محصولات صنعتی و نوین نمی‌شود چندان بهره‌ای گرفت.

رنگ‌دانهٔ اصلیِ مرکّب خوش‌نویسی دوده است و مواد دیگری مانند صمغ عربی، زاج، و مازو نیز برای چسبندگی رنگ‌دانه‌ها و قوام یافتن مرکّب به آن می‌افزایند. امروزه در بازار، مرکب به دو صورت مایع و خشک عرضه می‌شود؛ مرکّب مایع، آمادهٔ استفاده است، اما مرکّب خشک را باید سایید، سپس آن را در آب جوشیدهٔ ولرم یا گلاب حل کرد. این محلول را باید در ظرف سربسته به‌نرمی و در مدت‌زمان طولانی تکان داد. به این عمل «صلایه دادن» می‌گویند. صلایه در کیفیت مرکّب و کشش آن بسیار مؤثر است.

در گذشته به مرکب، مِداد یا مَداد نیز گفته می‌شد، و این نام‌گذاری بدان‌جهت بوده که قلم را مَدَد می‌دهد و کمک می‌کند تا بنویسد. همچنین، نام «مرکّب» به‌این‌دلیل به‌کار رفته که از اجزاء مختلفی فراهم آمده‌است. کلمهٔ «مَداد» به رنگ‌های دیگر نیز گفته می‌شود، ولی رنگ سیاه بیشتر به‌کار کتابت می‌آید و به رنگ‌های دیگر گاه‌گاه احتیاج می‌افتد. رنگ سیاه درجاتی دارد:

۱- سیاه مطلق (پَرکلاغی یا حالک)، ۲- سیاه معمولی (قاتم)، ۳- سیاه مایل به خاکستری (سربی یا دَیجُور)، ۴- سیاه طاوسی (مایل به سبز یا مُدهام).

جهت جلوکیری از فسادِ مرکّب، باید آن را دور از آلودگی‌ها نگه داشت و در یا سرپوش دوات را در مواردی که با آن کار نمی‌کنند، بست، و هرازچندگاهی (حدوداً یک ماه) مرکّبِ داخل دوات را باید عوض کرد. لیقهٔ خوب نیز از خرابی مرکّب می‌کاهد.

برای رقیق کردن مرکّبِ خوش‌نویسی آب مقطر یا آب جوشیدهٔ سردشده از آب معمولی بهتر است، و مناسب‌تر از آن، گلاب یا آب ریحان یا آب مازوست. (مازو برجستگی‌های کروی‌شکلی است که تحت اثر گَزِش حشرهٔ مخصوصی برروی جوانه‌های درخت بلوط مازو ایجاد می‌شود. این برجستگی‌ها حاوی شیرهٔ درخت مزبور است که به نام مازو موسوم است. در ترکیب مازو ۶۰- ۷۰٪ تانن وجود دارد، به‌علاوه، مقدار کمی اسید کالیک و اسید آلاژیک و مقداری مواد گلوسیدی و آمیدون. در صنعت، از مازو جهت تهیهٔ مرکّب سیاه و رنگ کردن پارچه‌ها و نیز در چرم‌سازی استفاده می‌شود.)

امروزه مرکّب خوش‌نویسی به دو صورتِ جامد و مایع عرضه می‌شود. ساختِ مرکّب، روش‌های گوناگونی دارد، ولی متداول‌ترین آن، که درمیان خطاطان رایج است، بدین‌صورت است که ابتدا مقداری دوده (برای رنگ سیاه، و انواع رنگ‌دانه‌های گیاهی برای رنگ‌های دیگر) را در آب جوشیدهٔ سردشده حل می‌کنند و داخل آن زاج سفید می‌ریزند و سپس آن را با شعلهٔ کم می‌جوشانند؛ سپس آن را آرام‌آرام خنک می‌کنند. این روش، ساده‌ترین روش ساخت مرکّب است. البته در بعضی مواقع، زعفران، پوست گردو، و برخی مواد دیگر نیز به‌کار می‌رود.

دوات

دَوات،جوهَردان یا مُرَکَّب‌دان یک ظرف کوچک شیشه‌ای، سفالی یا مسوار است که برای نگه‌داشتن مرکب نوشتاری به‌کار می‌رود.

نگارنده، نوک قلم یا قلم‌موی خود را در مرکب درون دوات می‌زند و سپس به نوشتن یا ترسیم می‌پردازد. جوهر دوات همچنین برای پر کردن خودنویس بکار می‌رود.

دوات‌ها معمولاً دارای یک درپوش پیچشی یا لولایی هستند و گاه یک نمد جذب‌کننده نیز درون شیشه دوات قرار می‌دهند تا از نوک قلم چکه‌گیری کند.
دوات خوشنویسی

دوات از ابزارهای مهم خوشنویسی است. دوات خوشنویسی باید دهانهٔ گشاد و عمق کمی داشته باشد. اغلب برای پیشگیری از ریختن و پاشیدن مرکب و همچنین به منظور مرکب‌برداری به میزان مطلوب، در داخل دوات، پیش از ریختن مرکب، مقداری لیقه قرار می‌دهند. معمولاً نام «دوات» به مجموعه لیقه، مرکب و ظرف آن اطلاق می‌گردد. باید در یا سرپوش دوات را همواره بسته نگه‌داشت تا ضمن جلوگیری از ورود گردوغبار به داخل دوات از فساد مرکب جلوگیری شود. همچنین به‌این منظور باید حدوداً هر ماه مرکبِ دوات را عوض کرد.