اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

تک‌تاژکان

تک‌تاژکان (نام علمی: Unikonta) نام یک گروه subdomain از حوزه یوکاریوت است. این یوکاریوتها فقط یک تاژک دارند.درگذشته تقسیم بندیهای مختلفی وجود داشت ازجمله دوتاژکان به گروههای اکسکاواتا Excavata ، (گیاهان و جلبکها)Archaeplastida و Hacrobia و SAR = Stramenopiles + Alveolata + Rhizaria تقسیم میشدند ؛ تک تاژکان به گروههای Opisthokonta (جانوران و قارچها) و آمیبها (Amoebozoa). امروزه این تقسیم بندی کمتر بکار میرود.== جستارهای وابسته ==* تاژک* دوتاژکان== منابع ==

*مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Unikont»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۲ فوریه ۲۰۱۴).

آغازیان

آغازیان دربرگیرنده آن دسته از یوکاریوتها هستند که ریز ومیکروسکوپی بوده و معمولاً با تقسیم دوتایی تکثیر می‌شوند. آغازیان یک گروه پراتبار (پارافایلتیک)[۴] هستند.

آغازیان بر پایه رده‌بندی‌های جدید به دو گروه تقسیم می‌شوند:

    تک‌یاختگان جانورمانند که شامل آمیبها، پارامسی و اسپوروزوآ می‌باشند
    تک‌یاختگان گیاه‌مانند که دارای کلروپلاست و تاژک هستند و شامل اوگلناها می‌باشند.

چالش در طبقه‌بندی آغازیان

امروزه سه پیشنهاد مختلف برای طبقه‌بندی آغازیان وجود دارد. تفاوتهای عمیق این طبقه‌بندی‌ها خود گواه اختلاف عقاید در این زمینه است. طبقه‌بندی اول بر اساس تفاوتهای مولکولی موجود در زیر واحدهای ریبوزومی انجام شده است. طبقه‌بندی دوم با تحلیل هم نیایی (کلادیستیک) ویژگی‌های بسیار گسترده (از جمله زیر واحدهای ریبوزومی) ارائه شده است. طبقه‌بندی سوم، خطوط اصلی ارزیابی مجدد تکاملی آغازیان را نشان می‌دهد و هدف از آن به دست دادن نوعی طبقه‌بندی موقتی “دم دست” است تا اینکه در آینده ارتباطات تکاملی بهتری ارائه شود. در جایی که دانشمندان می‌پذیرند که طبقه‌بندی آغازیان با مشکلاتی روبرو هستند، مقایسهٔ این سه طرح نشان می‌دهد که برخی گروهها با یکدیگر مرتبط شناخته شده‌اند (مانند مژکداران و دینوفلاژلیتها) و در همان حال طبقه‌بندی گروهی دیگر همچنان در پرده‌ای از ابهام قرار دارد (مانند ژیاردیا)

سلسلهٔ آغازیان سلسله‌ای مبهم است که گروه‌های مختلف بسیاری از موجودات تک یاخته‌ای را شامل می‌شود. موجودات تک یاخته‌ای پیچیده مانند ورتیسلا (شاخه سیلیوفورا)، که غیر خودخوراک ساز است و از باکتریها تغذیه می‌کند و دارای ساقه قابل انقباضی است، در هیچ‌یک ازگروه‌های جانوران یا گیاهان قرار نمی‌گیرند و به عنوان آغازیان طبقه‌بندی می‌شوند.

جلبکها، یعنی جلبکهای سبز از شاخه کلروفیتا، شامل موجودات پریاخته‌ای هستند. در هر یک از این شاخه‌ها، پریاخته‌ای شدن جداگانه به وجود امده است که ارتباط‌های مستقیمی با آغازیان تک یاخته‌ای گوناگون دارند. جلبکهای سبز جد گیاهان محسوب می‌شوند ولی گیاهان و جلبکهای سبز تفاوتهای بسیار اساسی با یکدیگر دارند. علاوه بر این سه گروه مهم، تعدادی دیگر از شاخه‌های آغازیان نیز در دورهٔ تکاملی خود پریاخته‌ای شده‌اند.

آغازیان را می‌توانیم در هفت گروه قرار دهیم (جدول مقابل). بسیار مشکل است که انواع متنوع آنها را در یک طرح ساده بگنجانیم. کتابها بطور سنتی آنها را به شکلی غیر طبیعی (مانند آنچه در قرن نوزدهم اجرا شد) به فتوسنتز کننده‌ها (جلبکها)، غیرخودخوراک سازها (پروتوزوآها) و جذب کننده‌ها (آغازیان شبه قارچ) تقسیم بندی می‌کنند.

در یکی دیگر از طبقه‌بندیها اغازیان به چهار گروه عمده اکسکاواتا (Excavata)، ریزاریا (Rhizaria)، تک‌تاژکان (Unikonta) و آرکئاپلاستیدا (Archaeplastida) تقسیم شده‌اند.

کتانجک

کِلپ، کتانجک یا اشنه دریایی نوعی جلبک بزرگ است. بر خلاف ظاهر گیاهی‌اش کتانجک را جزء گیاهان طبقه‌بندی نمی‌کنند بلکه آن را در گروه آغازیان (Protista) به شمار می‌آورند.

کتانجک‌ها از ردهٔ قهوه‌ای‌جُلبکان[۱] و شاخهٔ ناجورتاژکان[۲] هستند.

جلبک

جلبک یا گاوآب [۱]به موجودات گیاه مانند آبی می گویند. هر جا که اندکی خیس و یا مرطوب باشد گیاهان بدون گل یافت می‌شوند. ساده‌ترین آنها، جُلبَک‌ها، خزه‌ها، هپاتیکها و کرفها هستند. اکثر آنها نزدیک و یا داخل آب زندگی می‌کنند و ریشه حقیقی ندارند بازدانگان، پیشرفته‌ترین گیاهان بدون گل محسوب می‌شوند. آنها دارای ریشه‌های عمیق و برگهای ضد آب هستند و می‌توانند در مکانهای خشک زندگی کنند.
جلبک‌ها معمولاً در حاشیه‌ها می‌رویند

اشنه دریایی غول پیکر، طویل‌ترین و زودرشدترین علف دریایی است. این گیاه که در سواحل کالیفرنیا یافت می‌شود در یک فصل می‌تواندبه طول ۹۱ متر (۳۰۰ پا) رشد کند. درخت سرخسی که در نواحی مداری یافت می‌شود، می‌تواند به ارتفاع بیش از ۲۳ متر(۷۵ پا) برسد و برگ ساقهایش نیز به طول ۵ متر (۱۶ پا) برسند. زمانی گیاهان ماقبل تاریخ از خانواده پنجه‌گرگیان جنگلهای عظیمی را شکل داده بودند آنها سنگواره شدند تا رگه‌های زغال سنگ امروزی را تشکیل دهند.

از دیگز نمونه‌های جلبک می‌توان به علف دریایی قرمز و علف صخره و کاهوی دریایی اشاره کرد.


محتویات

    ۱ جلبک صخره
    ۲ جلبک های سبز
        ۲.۱ کاهوی دریایی
    ۳ جلبک های قرمز
    ۴ جلبک های قهوه ای
        ۴.۱ جستارهای وابسته
        ۴.۲ منابع

جلبک صخره

این جلبک در طول خط ساحلی بین موجهای بلند و کوتاه رشد می‌نماید و توسط زایده‌ای دکمه مانند به نام قسمت نگه دارنده، خود را به صخره‌ها قلاب می‌کند و دارای برگ ساقه‌های قهوه‌ای زیتونی که دارای شناورهای پر شده از هوا است در موجهای کوتاه برگ ساقه‌ها روی صخره‌ها وموجها پهن می‌شوند در موجهای بلند توسط شناور روی سطح آب شناور می‌گردند و بصورت لایه‌ای ضخیم گسترش می‌یابند علفهای صخره‌ای بر روی نوک برگ ساقه‌های خود هاگ تولید می‌کنند این هاگها در حالیکه هنوز به گیاه متصلند ساختارهایی را تشکیل می‌دهند که سلولهای نر و ماده را درون آب می‌ریزد.
جلبک های سبز

بسیاری از جلبک های سبز تک سلولی اند و در آب شیرین زندگی می کنند؛ بعضی دیگر پرسلولی بوده و در آب شور زندگی می کنند. بسیاری از پلانکتون های میکروسکوپی آب شور از جلبک های سبز هستند. جلبک های سبز میکروسکوپی در خاک های مرطوب و حتی درون سلول های موجودات دیگر زندگی می کنند. این دسته از جلبک های سبز به صورتِ هم زیست با روزن داران، که آنها هم از فرمانروی آغازیان هستند، زندگی می کنند.
رنگیزه های فتوسنتزیِ جلبک های سبز همانند رنگیزه های کلروپلاستی گیاهان است. بیشترِ جلبک های سبز هر دو نوع تولیدمثل جنسی و غیر جنسی را دارند.
کاهوی دریایی

کاهوی دریایی علیرغم نامش، یک جلبک سبز است نه یک گیاه گلدار. در آبهای کم عمق رشد می‌کند و اغلب در جاهاییکه جریان آب به زور وارد دریا می‌شوند، یافت می‌گردد. برگهای ساقه‌ای سبز رنگ باریک و نیمه شفاف هستند و در جریانهای آرام به اطراف تکان می‌خورند مانند بسیاری دیگر از علفهای دریایی کاهوی دریایی چرخه زندگی پیچیده‌ای دارد که شامل دو شکل دو شکل گیاهی مختلف یا دو نسل است.
جلبک های قرمز

جلبک های قرمز موجوداتی پرسلولی هستند که در آبهای گرم اقیانوس ها زندگی می کنند. ای جلبک ها به علت داشتن رنگیزه‌های فیکوسیانین(سبز مایل به آبی) و فیکواریترین(قرمز)، به رنگهای بنفش، سبز زیتونی، ارغوانی و صورتی و غیره دیده می‌شوند. رنگیزه های این جلبک ها برای جذب امواج نوری در اعماق دریا به روشی مناسب سازماندهی شده است و آنها قادرند در اعماق دریا به راحتی زیست کنند. در دیواره سلولی بعضی از این جلبک ها کربنات کلسیم وجود دارد. از بعضی از جلبک های قرمز برای تهیه آگار استفاده می شود. چرخه زندگی جلبک های قرمز پیچیده بوده و معمولاً از نوع تناوب نسل است. از بعضی جلبکهای قرمز به عنوان منبع غذایی سرشار از پروتئین استفاده می‌کنند.
جلبک های قهوه ای
کِلپ ها که نوعی جلبک قهوه ای اند، از طویل ترین موجودات روی زمین هستند.

جلبک های قهوه ای نیز پر سلولی هستند و در دریا ها زندگی می کنند. کِلپها که بزرگترین آغازیان پرسلولی اند و طول آنها به به چند متر هم می رسد، از جلبک قهوه ای هستند. چرخه زندگی همه جلبک های قهوه ای دارای تناوب نسل است.

گیاه‌شناسی

گیاه‌شناسی یا علوم گیاهی یکی از رشته‌های زیست‌شناسی است که به مطالعه و بررسی زندگی و رشد و نمو گیاهان می‌پردازد. گیاه‌شناسی دربرگیرنده شاخه‌های بسیاری از علوم زیستی است که به بررسی گیاهان، جلبکها و قارچها می‌پردازند. از زیرشاخه‌های گیاه‌شناسی می‌توان به ریخت‌شناسی، فیزیولوژی، سیستماتیک و گرده‌شناسی اشاره نمود.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ پانویس
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخچه

اولین اقدامات مربوط به گیاه‌شناسی که در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد نوشته شده دو رساله بزرگ توسط تئوفراستوس (فیلسوف یونانی) دیده می‌شود: درباره تاریخچه گیاهان (Historia Plantarum) و درباره اهداف گیاهان. این دو کتاب روی هم بیشترین تأثیر را در دوران باستان و قرون وسطی در علم گیاه‌شناسی داشته‌اند. Dioscorides نویسنده رومی شواهد مهمی مبنی بر دانش یونانیان و رومیان درباره گیاهان دارویی ارائه می‌دهد.

رابرت هوک در سال ۱۶۶۵ با استفاده از یک میکروسکوپ ابتدایی، سلول را در چوب پنبه و اندک زمانی بعد در بافت گیاه زنده کشف کرد. او با نگاه به یک برش باریکی از چوب پنبه نوشت : من توانستم تعداد بسیار زیادی منفذ و سوراخ در آن مشاهده کنم که بیشتر شبیه کندوی عسل هستند. این روزنه‌ها یا سلولها عمق زیادی نداشتند اما تعداد بسیار زیادی جعبه کوچک محسوب می‌شوند. (Leonhart Fuchs) نویسنده آلمانی ، (Conrad Gessner) نویسنده سوئیسی و (Nicholas Culpeper) و (John Gerard) نویسندگان انگلیسی یک کتاب گیاهی منتشر کردند که اطلاعاتی را درباره گیاهان داروئی ارائه می‌کرد.

    تاکسونومی: یا سیستماتیک گیاهی با نامگذاری و تقسیم بندی گیاهان سرو کار دارد.
    ریخت‌شناسی گیاهی: شکل و ساختمان و توسعه آنها همراه با روابط قسمت‌های گیاهان با یکدیگر را بررسی می‌کند. و شامل مطالعه کالبدشناسی، سیتولوژی و جنین‌شناسی گیاهی است.
    ریخت‌شناسی گیاهی: اعمال این عیسم و تولید مثل در گیاهان است.
    بیماری‌شناسی گیاهی: با امراض نباتی سروکار دارد.
    بوم‌شناسی: علم بررسی روابط موجودات زنده با محیط اطرافشان می‌باشد.
    ژنتیک گیاهی: با مطالعه توارث در گیاهان سروکار دارد.
    قارچ‌شناسی: علم مطالعه قارچها می‌باشد.
    جلبک‌شناسی: علم مطالعه جلبکها

گیاه

گیاهان گروه بزرگی از گونه‌های زندگی هستند و شامل موجودات زندهٔ آشنایی چون درختان، علف، بوته، سبزه، درخت مو، سرخس، خزه و خزه دریایی می‌شوند.[۲]

میزان رشد یک گیاه عادی ۷۵-۲۰ میکرو متر در هر ساعت است.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ رده‌های گیاهان
    ۳ دسته‌ها
    ۴ پیدایش و پیشینه
    ۵ نگارخانه
    ۶ گیاهان در ایران
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ طبقه‌بندی جانداران
    ۹ پانویس

تعریف

تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهراً به نظر می‌رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده‌اند، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج «گیاه» است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می‌کنیم که عموماً» فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه، ساقه و برگ می‌باشند. اما از نظر گیاه‌شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم، گیاهان آوندی می‌باشند.

تعریف دیگر گیاه که فراگیرتر می‌باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می‌باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می‌کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست. اما در بین فتواتوتروپها، پروکاریوتهایی (پیش هسته) مخصوصا«باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات (به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می‌نامند. در اینجا این مشکل بوجود می‌آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می‌نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می‌باشد (حوزه قارچها)، و اصلاً» فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار (saprophytic) می‌باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه‌های زیست‌شناسی جدا می‌کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می‌کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی‌گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می‌باشد. مثلاً«اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه‌های دریایی را هم که جزئی از (حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک‌های سبز در نظر می‌گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته‌های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل:... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است. بطور کلی تصور نمی‌شود این جمله به معنی تمامی گیاهان، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی‌آورد. در واقع معمولاً» بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می‌شود (ضرورتاً«سرخسها، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود (مثلاً»... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه‌است
رده‌های گیاهان

ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می‌پردازیم: ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی‌رود اما جمعیت جلبکها عموماً«فصلی هستند. • سالانه: زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو. • دوسالانه: زندگی در دو فصل رشد و نمو؛ تولید مثل معمولاً» در سال دوم • چند ساله: زندگی در سالهای رشد نمو طولانی؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله گیاهان آوندی یا (غیر چوبی) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می‌آیند ویا درختچه‌هایی باشند بدون تنه، با شاخه‌هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند. همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند. گیاهان غذایی از جمله میوه‌ها، سبزیجات، گیاهان دارویی و ادویه‌ها می‌باشند.
دسته‌ها
دسته‌های گیاهان سبز گروه غیررسمی     نام دسته     تصویر     توضیحات
جلبک‌های سبز
Green algae     سبزتباران
Chlorophyta     Pediastrum duplex wagner.jpg     این دسته بین ۳٬۸۰۰[۳] تا ۴٬۳۰۰[۴] گونه زنده دارد. سبزتباران گروهی از جلبک‌های سبز هستند. در دسته‌بندی‌های قدیمی تمامی جلبک‌های سبز را در زمره سبزتباران قرار می‌دادند که شامل حدود ۷ هزار گونه می‌شد که عمدتاً ارگانیزم‌های یوکاریتوتی فتوسنتزکننده آبزی هستند. جلبک‌های سبز همانند گیاهان خشکی، سبزینه chlorophyll دارند و غذا را به شکل نشاسته در دیسه‌های plastids خود ذخیره می‌کنند.
سنگ‌خزه‌تباران
Charophyta     CharaLilleLamiot2008.jpg     بین ۲٬۸۰۰;[۵] ۴ هزار یا ۶ هزار[۶] گونه زنده دارد. گروهی از جلبک‌های سبز است که شامل نزدیک‌ترین خویشاوندان گیاهان رویان‌دار embryophyte می‌شود. برخی گروه‌ها هم‌چون جلبک‌های سبز هم‌یوغ، فاقد یاخته‌های تاژک‌دارند. جلبک‌های سبز هم‌یوغ هم‌چنین تولید مثل جنسی ندارد و جنبندگی آن‌ها از طریق تاژک انجام نمی‌شود.
خزه‌تبارها
Bryophytes     جگرواش‌تباران
Marchantiophyta     Marchantia.jpg     جـِگَرواش‌تباران بین ۶ هزار تا ۸ هزار[۷] گونه زنده دارد. شاخه‌ای از گیاهان غیرآوندی شامل تقریباً ۶ هزار گونه که اغلب کوچک‌اند و در محیط‌های مرطوب زندگی می‌کنند. در چرخه زندگی جگرواش‌تباران مانند دیگر خزه‌تباران، گامتوفیت شکل غالب است بدین معنی که یاخته‌های گیاه تنها یک مجموعه از اطلاعات ژنتیکی را همراه دارد. برخی از گیاهان این دسته ریسه‌ها بی‌برگ مسطح دارند اما بیشتر گونه‌های این دسته برگ‌دار هستند و همانندی زیادی با خزه‌های مسطح دارند.
شاخ‌واش‌تباران
Anthocerotophyta     Hornwort (3144429129).jpg     بین ۱۰۰ تا ۲۰۰[۸] گونه زنده دارد. شاخ‌واش‌تباران شاخه‌ای کوچک از گیاهان غیرآوندی، شامل تقریباً ۱۰۰ گونه است که دارای قاعده‏ای نسبتاً پهن و تعدادی پوشینهٔ بلندند که از رأس به‌صورت دوشاخه می‌شکافند.
خزه‌تباران
Bryophyta     Moss.jpg     ۱۲ هزار[۹] گونه زنده دارد. شاخه‌ای از گیاهان غیرآوندی رطوبت‌پسند، دارای رشد محوری و پوشینه‌های کوتاه است. خزه‌ها کندرشدند و از نخستین گیاهان زمینی به‌شمار می‌آید و اندام (ساقه و ریشه و برگ) ندارند بلکه ساختارهایی شبیه به آن دارند. خزه‌ها به وسیله هاگ تولیدمثل می‌کنند. این گیاهان ساختارهای عمودی ساقه‌مانند دارند. خزه‌ها فاقد آوندند و از طریق اسمز سلولی آب را در سلول‌ها منتقل می‌کنند.
سرخس‌تبارها
Pteridophytes     پنجه‌گرگ‌تباران
Lycopodiophyta     Selaginella selaginoides Atlas Alpenflora.jpg     این دسته ۱٬۲۰۰ گونه زنده دارد.[۱۰] پنجه‌گرگ‌تباران دسته‌ای آونددار از فرمانرو گیاهان است. این دسته با حدود ۴۱۰ میلیون سال قدمت، قدیمی‌ترین دسته از گیاهان زنده آونددار است و برخی از «ابتدایی‌ترین» گونه‌ها از گیاهان زنده را دربر می‌گیرد.[۱۱] این گونه‌ها از راه افشاندن هاگ تولید مثل می‌کنند و برخی جورهاگ و برخی نیز ناجورهاگ هستند. پنجه‌گرگ‌تباران پیش‌استوانه protostele دارند و هاگ‌رُست sporophyte (مرحلۀ دولادی تشکیل هاگ در چرخۀ زندگی گیاه) در آن‌ها غالب است.[۱۲]
سرخس‌تباران
Pteridophyta     Polypodium virgnianum 2-eheep (5098039438).jpg     ۱۱٬۰۰۰ گونه زنده دارد.[۱۰] ابتدایی‌ترین شاخهٔ گیاهان آوندی که همهٔ نهانزادان آوندی را شامل می‌شود. سرخس‌ها گروهی از گیاهان نهانزاد آوندی هستند. سرخس‌های کنونی گروهی تکامل یافته‌ترین گیاهان از این گروه هستند. رشد برگ در سرخس‌ها نسبتا کامل و مداوم و ریزوم آنها پایا است. در سرخس‌ها مثل سایر نهانزادان آوندی تولید گیاه برگدار با تشکیل تخم آغاز می‌شود و بنابراین با اسپوروفیت مطابقت دارد.
گیاهان دانه‌دار
Seed plants     پایانخل‌تباران
Cycadophyta     Cycas Sago.palm.arp.750pix.jpg     ۱۶۰ گونه زنده دارد.[۱۳] پایانخل یا سَرَخس نخلی یکی از گیاهان بازدانه است که قدمت آن به دوران پرمین می‌رسد. این گیاه باستانی شبیه نخل‌ها است و احتمالاً در دوران باستان برای دایناسورها غذا فراهم می‌کرده است.
کهن‌دارتباران
Ginkgophyta     Ginkgo biloba 010.JPG     یک گونه زنده دارد.[۱۴] کهن‌دار[۱۵] یا جینکو، یکی از قدیمی‌ترین گونه‌های گیاهی بر روی کره زمین است. برگ‌های درخت جینکو قرن‌ها مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفته‌اند و استفاده دارویی دارند. کهن‌دار با بهبود جریان خود عملکرد و کارایی مغز را بالا می‌برد و باعث بهبود حافظه، تمرکز و سرعت در یادگیری می‌شود. مواد اصلی تشکیل دهنده جینکو، فلاونوید و ترپنوید هستند.
مخروط‌تباران
Pinophyta     Fichtennadel.jpg     ۶۳۰گونه زنده دارد.[۱۰] مَخروطیان دسته‌ای از انواع درختان همیشه‌سبز و از گیاهان بازدانه از ردهٔ «پیدازادان» هستند که غالباً در منطقهٔ معتدل می‌رویند. ساقهٔ این تیره از گیاهان، دارای طبقهٔ مولدی است که آوندهای قرصی چوبی می‌سازد. برگهای آنها عموماً باریک و سوزنی و دارای یک رگبرگ دایمی است. از این گیاهان صمغهای مختلفی به نام تربانتین استخراج می‌شود. میوهٔ گیاهان این تیره مرکب و مخروطی شکل است. انواع مهم گیاهان این تیره عبارتند از کاج، سرو، ابهل، پیرو، سرخدار، صنوبر، شوکران، کاج دریائی، سیور.[۱۶]
گنتوم‌تباران
Gnetophyta     Welwitschia mirabilis S&J6.jpg     ۷۰ گونه زنده دارد.[۱۰] دسته گنتوم‌تباران از سه سرده زنده از گیاهان چوبی تشکیل شده که در زمره بازدانگان به‌شمار می‌آیند. سه سرده یادشده شامل گنتوم، ویلوچیا، و ریش بز است. گنتوم‌تباران برخلاف دیگر بازدانگان، عنصر چوب‌آوندی vessel element دارند که در گیاهان گلدار نیز دیده می‌شود. عنصر چوب‌آوندی یاختۀ آوندی در چوب برخی سرخس‌ها و اغلب نهان‌دانگان است که فاقد دیوارۀ عرضی است و دیوارۀ ثانویۀ ضخیم دارد.
گلدارتباران
Magnoliophyta     Sweetbay Magnolia Magnolia virginiana Flower Closeup 2242px.jpg     این دسته ۲۵۸٬۶۵۰ گونه زنده دارد.[۱۷] گیاهان گلدار پرتنوع‌ترین خانواده گیاهان است. گیاهان گلدار و بازدانه تنها خانوداه گیاهان هسته دارند. گیاهان گلدار در زمین عمری ۴۲۵ میلیون ساله دارند که اجداد آن‌ها هاگ‌ها بودند. کشاورزی مهم‌ترین کاربردی است که انسان از این گیاهان گلدار استفاده می‌کند و غالباً از گیاهان گلداری مانند برنج، ذرت، گندم، جو، جو صحرایی و نیشکر برای کشاورزی و تامین غذای خود استفاده می‌کند.



پیدایش و پیشینه

طرح تاریخ گیاهان زمین مشابه مهره‌داران آن است، با امواجی از انقراض‌ها و جانشینی‌ها و پیدایش تصادفی اشکال تازه برای غلبه بر محیط. در دورهٔ دونین، زمانی که جنگل‌های اولیه پدید آمدند، ابتدا مجموعهٔ گیاهان دم‌اسبی، پنجه‌گرگی‌ها و سرخس‌ها گسترش یافتند و گیای (فلورای) غالب زمین را به وجود آوردند. این گیاهان به‌وسیلهٔ هاگ تولید مثل می‌کردند و آب و هوای مرطوب را ترجیح می‌دادند.[۱۸]

انرژی لازم برای نگهداری جانوران دریایی اولیه باید نخست توسط زیستمندان فتوسنتزکننده تأمین شده باشد، و هنوز هم عمدتاً توسط این زیستمندان تأمین می‌گردد، ولی زمانی در اواخر دوران پرکامبرین جلبک‌های دریایی پرسلولی تکامل یافتند. در مورد گوناگونی یا فراوانی این گیاهان اطلاعات چندانی دردست نیست؛ آن‌ها قاعدتاً به اجتماعات بی‌مهرگان تنها زیستمندان کوچکی اضافه کرده‌اند و ممکن است مستقیماً توسط زیستمندان دیگر خورده شده باشند.[۱۹]

باکتری‌های خاک، قارچ‌ها و اشکال گیاهی پست احتمالاً در دروهٔ کامبرین روی زمین سکنی گزیده‌اند، و شاید حاشیهٔ مرداب‌ها و خلیج‌ها به انواع گیاهان پرطاقت و نیمه‌آبزی کمک کرده باشد. ولی، نخستین راسته‌های گیاهان غیرآبزی که نوادگان آن‌ها عناصر اصلی گیاهی خشکی را تشکیل می‌دهند، در دورهٔ سیلورین پدید آمده‌اند. گیاهان اولیه از مرداب‌ها و باتلاق‌ها به مناطق مسکونی خشک واقع در زمین‌های کوهپایه‌ای گسترش یافتند. با گسترش کمربند سبز زمین، جانوران در حاشیه آن را تعقیب کردند: بندپایان و احتمالاً کرم‌ها، که از خرده‌های گیاهان و سرانجام از خود گیاهان تغذیه می‌کردند، از این جانوران بودند. بدین‌ترتیب برای نگهداری از جمعیت‌های چهارپایان بزرگ که در طی دورهٔ پیدایش یافتند، روی خشکی انواع شکار وجود داشت.[۲۰]

گیاهانی که دارای دانه و گرده هستند، در دورهٔ دونین تکامل یافتند. آن‌ها در طی دورهٔ کربنیفر شاخه-شاخه شدند؛ در دورهٔ پرمین دودمانی به‌نام مخروطیان (کاج‌ها) آغاز به گسترش کرد که در دوران میانه‌زیستی گیای غالب خشکی شد. چیرگی مخروطیان با پیدایش آب و هوای خشک همراه بود.[۲۱]

تحول دیگری که در اواخر دورهٔ کرتاس روی داد، گسترش ناگهانی گیاهان گلدار برای غلبه بر قلمرو خشکی بود. (امروزه حدود ۰۰۰، ۲۵۰ گونه گیاه گلدار وجود دارد.) به‌نظر می‌رسد نخستین گیاهان گلدار گونه‌های خودرو و فرصت‌طلبی بوده‌اند که برای تولید مثل سریع سازگاری یافتند. تخصص‌یابی‌های تولید مثلی، شامل تکوین گل‌ها و پیدایش دستگاه‌های گرده‌افشانی حشره‌ای، به گیاهان گلدار امتیازی عمومی در مقابل مخروطیان بخشید.[۲۲]

جزئیات گوناگونی و وفور گونه‌های گیاهی طی دوران‌های دیرینه‌زیستی و میانه‌زیستی تا اندازهٔ زیادی ناشناخته مانده‌است. دگرگونی عمده‌ای که در عناصر غالب گیای زمین روی می‌داد همانند همان چیزی بود که در مورد جانوران هم اتفاق می‌افتاد، ولی از قرار معلوم این تغییرات مربوط به رخدادهایی نبودند که جانوران را مورد تأثیر قرار می‌دادند. مثلاً، گیاهان گلدار مدتها پیش از این‌که دایناسورها منقرض شوند، به‌خوبی تثبیت شده بودند. افزون بر این، چند موج انقراض چهارپایان که در دوران میانه‌زیستی روی داد، در تاریخ گیاهان تا جایی که امروزه می‌دانیم منعکس نشده‌است.[۲۳]
نگارخانه

    Borassus flabellifer

    The fruits of Palmyra Palm tree, Borassus flabellifer (locally called Thaati Munjelu) sold in a market at Guntur, India.

    Turmeric rhizome

    Sweet potato, Ipomoea batatas, Maui Nui Botanical Garden

    Pandanus amaryllifolius

    California Papaya

    Carica papaya, cultivar 'Sunset'

    Cymbopogon citratus, lemon grass, oil grass

    Pachyrhizus erosus bulb-root. Situgede, Bogor, West Java, Indonesia.

    Fuji (apple)

    Sprouting shoots of Sauropus androgynus

    Cocos nucifera

    Solenostemon scutellarioides

>
گیاهان در ایران

در ایران حدود ۸۰۰۰ گونه گیاهی موجود است که از این تعداد ۲۳۰۰ گونه جزء گیاهان معطر و دارویی هستند و از این تعداد ۴۵۰ گونه در عطاری‌های ایران به فروش می‌رسد.

ادویه

ادویه= مصالحه در زبان عربی جمع مکسر دواء می‌باشد و به گیاهان و طعم دهنده‌هایی اطلاق می‌گردد که برای مقاصد خوراکی یا دارویی به کار می‌روند. از ادویه‌ها برای تقویت مزه غذا و یا حتی داروها استفاده می‌شود.

در فرهنگ‌های مختلف گیاهان متعددی جهت طعم دادن به غذاهای مختلف به کار می‌رود و شاید راز تفاوت عمده در طعم غذاها در ملل مختلف علاوه بر نحوه پخت، به طور عمده به ادویه‌جات به کار رفته در آنها مربوط می‌شود.

به عنوان نمونه در آشپزی هندی و بلوچی و پاکستانی به علت استفاده فراوان از انواع مصالحه =ادویه و طعم دهنده‌های گرم، طعم تند طعم غالب بر غذاها می‌باشد. اما این در هند بیشتر و پاکستان کمی کمتر و در جنوب ایران بلوچستان خیلی کم استفاده میشود.


استفاده اقوام مختلف از انواع ادویه جات به شرایط اقلیمی آنها نیز بستگی فراوان دارد. مثلا در ایران زیلد از ادویه جات استفاده نمیشود ولی در جنوب ایران به خصوص در چابهار از ادویه های مختلف استفاده میشود.

مالدیو

مالْدیو کشوری است جزیره‌ای در اقیانوس هند واقع در در جنوب غربی هند. پایتخت آن ماله است. جمعیت این کشور ۳۲۸ هزار نفر و واحد پول آن روفیه مالدیو است.

زبان رسمی این کشور دیوهی نام دارد که زبانی هندواروپایی است و همانندی‌هایی با زبان سینهالی قدیم دارد. مردم آن از قوم مالدیوی هستند که تبارشان به مردم سری‌لانکا و هند (آمیخته آریایی و دراویدی) می‌رسد و رگه‌هایی از اعراب نیز در میان آن‌ها وجود دارد. هم زبان و هم مردم آن با نام دیوِهی نامیده می‌شوند که واژه دیبـَجات و دیباجات که در فارسی و عربی در قدیم برای مالدیو به کار می‌رفت نیز شکلی از همین واژه دیوهی است.

دین رسمی این کشور اسلام است و پیروی از دیگر ادیان در ملأ عام ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. مالدیو در سال ۱۹۶۵ از بریتانیا مستقل شد.

مالدیو هم از نظر جمعیت و هم مساحت کوچک‌ترین کشور قاره آسیا است. زمین‌های این کشور به طور میانگین ۱٫۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارند و بنابر این کم‌ارتفاع‌ترین کشور جهان به‌شمار می‌آید. بلندترین نقطه این کشور تنها ۲٫۴ متر ارتفاع دارد. ماله، پایتخت مالدیو ۱۰۴ هزار نفر جمعیت دارد و به طور سنتی محل اقامت شاه و تاج‌گذاری‌ها بود.

جزایر مالدیو از مکان‌های جذاب برای غواصان است و ایستگاه‌های غواصی زیادی در این جزایر وجود دارد.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ جغرافیا
    ۳ تقسیمات کشوری
    ۴ سیاست
        ۴.۱ نشید و انتخابات
    ۵ اقتصاد
    ۶ گردشگری
    ۷ مردم
    ۸ فرهنگ
    ۹ پدیده گرم شدن زمین و مالدیو
    ۱۰ منابع

تاریخ
نام یوسف تبریزی بر کاشی‌کاری مسجد آدینه ماله.

بنا بر روایات تاریخی مالدیو، یک روحانی ایرانی به نام یوسف تبریزی مردم مالدیو را مسلمان کرده‌است. ودر سفرنامه ابن بطوطه آمده است که شخصی به نام ابوالبرکات بربری که از مغرب (مراکش) به آن محل رسیده بود آنها را به دین اسلام دعوت نمود که خود پیرو مذهب مالکی نیز بود و آنها دین اسلام را پذیرفتند.

دریانوردان قدیم ایران و عرب آن را دیباجات و دیبجات می‌گفتند و به همین شکل در نقشه‌ها ضبط شده‌است. سالهای سال بازرگانان عرب سر راه دریانوردی به شرق دور در بنادر مالدیو پهلو می‌گرفتند. اولین اشاره‌شان به مالدیو که دیباجاتش می‌نامیدند از سده دو میلادی است. دیباجات را جزایر پول هم می‌گفتند زیرا مقادیر کلانی از صدف نرم‌تن دریائی کوری (به انگلیسی cowry) که خرمهره نامیده و در قدیم چون پول بین‌المللی کار می‌گرفتند از آنجا بدست می‌آوردند. امروزه صدف کوری نماد نهاد چاپ پول مالدیو است. به احتمال فراوان در روزگار قدیم این سرزمین را که موج دریا پول به سواحلش می‌ریخت جادوئی می‌شمردند.
جغرافیا
نمایی از ماله، پایتخت مالدیو.

مجمع‌الجزایر مالدیو بر روی فلات زیرآبی چاگوس-لاکادیو قرار گرفته و به همراه جزایر چاگوس و لکشدویپ یک زیست‌بوم خاکی را تشکیل می‌دهد.

مجمع الجزایر مالدیو در جنوب غربی کرانه‌های هندوستان قرار گرفته و کوتاهترین فاصلهٔ آن تا کرانه‌های هند، ۶۰۰ کیلومتر است. مالدیو تپه ماهور و رودخانه‌ای ندارد. جمهوری مالدیو مجمع‌الجزایری متشکل از ۱۱۹۲ جزیره مرجانی است که در ۲۶ گروه آب‌سنگی گروه‌بندی می‌شوند. این جزایر در پهنه‌ای آبی در حدود ۹۰ هزار کیلومتر مربع پراکنده‌اند اما کل مساحت خشکی آن‌ها فقط ۲۹۸ کیلومتر مربع است. بزرگترین جزیره ۵ کیلومتر مربع مساحت دارد و در مالدیو تنها ۹ جزیره با مساحتی بزرگتر از ۲ کیلومتر مربع وجود دارند. ۲۰۰ عدد از جزیره‌ها مسکونی هستند و ۸۸ جزیره دیگر دارای اقامتگاه‌های گردشگری هستند.

پایتخت کشور ماله نام دارد و در کناره جنوبی آبسنگ ماله شمالی قرار گرفته که جزئی از آبسنگ کافو به‌شمار می‌آید.

ماله پایتخت و بزرگ‌ترین شهر و مرکز تجاری کشور مالدیو به شمار می‌رود که دارای مرز آبی با کشور سریلانکا است و فرودگاه مجهز و مدرنی دارد. نام ماله از کلمه «ماهالای» گرفته شده که در زبان سانسکریت به معنای «خانه بزرگ» است و به طور کلی در این زبان این کلمه اشاره به قصر پادشاه دارد. این شهر مرکز همه فعالیت‌های تجاری است که از چهار بخش: هنویرو، گالولهو، مافانو و ماچانگولی. تشکیل شده‌است. مسجد جامع، موزه ملی، مقر مولی آگ، مسجد قدیمی و بازار ماهی از نقاط دیدنی شهر ماله می‌باشند.

دمای هوای مالدیو تحت تاثیر اقیانوس هند در تمام مدت سال بین ۲۴ تا ۳۳ درجه سانتیگراد متغیر می‌باشد. علی‌رغم وجود هوای شرجی نسبتاً بالا، نسیم دریایی مداوم خنک باعث جابجا شدن هوا و تعدیل گرما می‌شود. فصول عمده این کشور را دو فصل خشک و بارانی تشکیل می‌دهند که فصل بارانی از اواخر آوریل تا اواخر اکتبر با باد و طوفان همراه می‌باشد.
تقسیمات کشوری
آب‌سنگ‌ها و تقسیمات در مالدیو.

مالدیو هفت استان دارد به شرح زیر (ماله، پایتخت، واحد تقسیماتی جداگانه‌ای به‌شمار می‌آید):

    استان ماتی اوتورو: شامل آب‌سنگ ها الیف، آب‌سنگ ها دالو و آب‌سنگ شاویانی.
    استان اوتورو: شامل آب‌سنگ نونو، آب‌سنگ را، آب‌سنگ با و آب‌سنگ لاویانی.
    استان مدو اوتورو: شامل آب‌سنگ کافو، آب‌سنگ الیفو الیفو، آب‌سنگ الیفو دالو و آب‌سنگ واوو.
    استان مدو: شامل آب‌سنگ میمو، آب‌سنگ فافو و آب‌سنگ دالو.
    استان مدو دکونو: شامل آب‌سنگ تا و آب‌سنگ لامو.
    استان ماتی دکونو: شامل آب‌سنگ گافو الیفو و آب‌سنگ گافو دالو.
    استان دکونو: شامل آب‌سنگ گناویانی و شهر آدو.

سیاست

حکومت مالدیو جمهوری است. این کشور عضو اتحادیه کشورهای همسود می‌باشد.

مجمع الجزایر مالدیو پس از چند دهه حکومت غیر دموکراتیک، در سال ٢٠٠٨ شاهد اولین انتخابات آزاد بود که در آن آقای نشید به ریاست جمهوری رسید، اما دولت او چندی بعد در اثر کودتای نظامی سقوط کرد.[۱]

عبدالله یمین رهبر حزب ˈپیشروˈ، از ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ ششمین رئیس جمهوری منتخب مالدیو است. محمد نشید، رئیس جمهوری پیشین مالدیو، رقیب اصلی او در انتخابات بود.

عبدالله یمین که برادر ناتنی مامون عبدالقیوم، رئیس جمهور مستبد پیشین مالدیو است، بر پیروی از محافظه‌کاری مذهبی، تاکید کرده‌است.[۲]

ملی کردن سرمایه‌گذاری‌های عظیم خارجی، نگرانی‌ها در باره نقض حقوق بشر از جمله شلاق زدن دختران نابالغی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند، به اتهام روابط جنسی خارج از ازدواج و بدرفتاری گسترده با کارگران مهاجری که یک سوم جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، از جمله انتقادات بین‌المللی به حکومت مالدیو است.[۲] ولی عربستان سعودی که کمک‌های نقدی‌اش صرف پرداخت حقوق تعداد زیاد کارمندان دولت مالدیو می‌شود، انتقادی از این وضعیت نمی‌کند. دولت آقای یمین، قوانینی را که به پیروان سایر مذاهب اجازه انجام فرایض دینی شان را می‌دهد، انعطاف ناپذیرتر کرده و ممنوع کردن ورود مواد غذایی حلال را مد نظر قرار داده‌است. این امر نگرانی‌هایی از نفوذ عربستان سعودی در مالدیو و به تبع آن تندروی اسلامی در این کشور را برانگیخته است.[۲]
نشید و انتخابات

محمد نشید که از فعالان باسابقه حقوق بشر است، در سال ۲۰۰۸ در اولین انتخابات آزاد مالدیو به قدرت رسید اما در سال ۲۰۱۲ در پی اعتراضات خشونت‌بار و شورش افسران ارشد پلیس از مقامش استعفا کرد. آقای نشید پس از کناره‌گیری از ریاست‌جمهوری، سمتش را به معاونش تحویل داد. او در آن زمان گفت که تهدید شده بود اگر از قدرت کنار نرود، نظامیان و نیروهای پلیس دست به خشونت خواهند زد.

اتهاماتی که علیه رئیس‌جمهور سابق مالدیو مطرح شده است، به ماه ژانویه ۲۰۱۲ مربوط می‌شود. گفته شده است که او در آن زمان به طور غیرقانونی دستور بازداشت یک قاضی را که به فساد متهم شده بود، صادر کرده است.[۳]

نشید در انتخابات هفتم سپتامبر ۲۰۱۳ به پیروزی رسید، اما دیوان عالی نتیجه انتخابات را به دلیل تخلف باطل اعلام کرد و برگزاری مجدد انتخابات به ۱۹ اکتبر موکول شد که دادگاه‌ها و پلیس مانع برگزاری آن شدند و نامزدها در نهایت در برابر فشار کشورهای خارجی از جمله آمریکا، انگلیس و کانادا تسلیم شده و موافقت خود را برای برگزاری انتخابات اعلام کردند.[۴] نشید در نوامبر ۲۰۱۳ یک سخنرانی ضمن پذیرش شکست خود در انتخابات جدید ریاست جمهوری این کشور با اشاره به اینکه حزب دموکراتیک در پی خشونت نیست، خواستار تبدیل این حزب به یک حزب مخالف وفادار به کشور و تمرکز بر پیروزی در انتخابات پارلمانی شد.[۵][۶]
اقتصاد
بازاری در ماله.

اقتصاد مالدیو بر پایهٔ کشاورزی، ماهیگیری و گردشگری استوار است. در مالدیو، نارگیل، ذرت، ارزن، سیب‌زمینی شیرین و میوه‌جات به عمل می‌آید. در این کشور صنعت کشتی‌سازی رونق دارد و مردم آن به صنایع‌دستی علاقه‌مندند. از مالدیو، ماهی، گوشت، صنایع‌دستی و نارگیل صادر می‌شود.

صنعت گردشگری مهمترین مبنع درآمد مالدیو است. شیلات، دومین صنعت مهم مالدیو است که بیست درصد نیروی کار این کشور را جذب کرده‌است. پس از این که اتحادیه اروپا معافیت گمرکی واردات ماهی از مالدیو را لغو کرد، این کشور در صدد یافتن بازارهای جدید برآمد.[۲]

یک مقام صندوق بین‌المللی پول که اخیراً به مالدیو رفته بود پیشنهاد کرد با توجه به کسری بودجه فاحش مالدیو، مالیات صنعت گردشگری کشور افزایش یابد.[۲]
گردشگری
جاذبه‌های گردشگری در مالدیو.

صنعت گردشگری مهمترین مبنع درآمد مالدیو است و برخی از جزایر مالدیو برای گردشگری اختصاص یافته‌اند. در این جزایر هتل‌هایی برای اقامت گردشگران ساخته شده که بیشتر کارمندان آن از مهاجران کشورهای همسایه هستند. گردشگران مستقیماًّ از فرودگاه بین‌المللی ماله به این جزایر می‌آیند. مردم عادی مالدیو، ارتباط چندانی با گردشگران خارجی ندارند.

مقامات پولی مالدیو تخمین زده‌اند که ۷۰ درصد اقتصاد و ۹۰ درصد ارز خارجی کشور را به طور غیر مستقیم گردشگران خارجی تامین می‌کنند. سال ۲۰۱۳ میلادی یک میلیون و دویست هزار جهانگرد از مالدیو که جمعیتش تنها ۳۳۰ هزار نفر است، دیدن کردند.[۲]

اگر چه محل‌های گران‌قیمت گردشگری مالدیو در مالکیت شرکت‌های بین الملی از جمله آمریکایی و فرانسوی است یا توسط آنها اداره می‌شود، این کشور چین است که تعداد گردشگرانش در مالدیو روز به روز افزایش می‌یابد. در سال ۲۰۱۳ در مقایسه با سال ۲۰۱۲ شمار گردشگران چینی در مالدیو ۴۴ درصد افزایش داشت.[۲]

در فروردین‌ماه ۹۳ امیر سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، ولیعهد عربستان سعودی برای تقریباً یک ماه سه جزیره مالدیو را برای مقاصد تفریحی رزرو کرد.[۲]
مردم

مردم مالدیو، آمیزه‌ای از نژادهای سینهالی، دراویدی، آفریقایی و عرب هستند.

زبان رسمی مالدیو، زبان دیوهی است که زبانی از خانواده هندوآریایی بوده و با زبان سینهالی (زبان رسمی سری لانکا) هم‌خانواده‌است.
مسجدی در جزیرهٔ هولهوماله، مالدیو.

بیشینهٔ مطلق (صد در صد) مردم بومی مالدیو مسلمان سنی هستند و اسلام دین رسمی این کشور است. پیشینهٔ اسلام در مالدیو به سدهٔ دوازدهم میلادی باز می‌گردد، هنگامی که دریانوردان مسلمان به این سرزمین آمده‌اند. پیش‌تر، ساکنان مالدیو پیرو آیین بودا بوده‌اند.
فرهنگ

فرهنگ مالدیو به شدت تحت تاثیر فرهنگ کشورهای همسایه خود یعنی سریلانکا و هند جنوبی می‌باشد. از میانه‌های سده دوازدهم با تغییر دین مردم این کشور از بودایی به اسلام شاهد تاثیر اسلام، فرهنگ عربی و همچنین فرقه‌های تصوف بر فرهنگ و میراث این کشور بوده‌ایم.

معابد سنگی، حصیربافی، مجسمه‌های چوبی، خطاطی و ساخت قایق از چوب نارگیل از تولیدات فرهنگی این کشور است. فوتبال، کریکت، بای بالا (بازی محلی) و والیبال ساحلی عمده ورزش‌های محبوب در مالدیو می‌باشند.

محوریت غذا در مالدیو روی ماهی (بخصوص ماهی تن) می‌باشد و متاثر از ذائقه غذایی سریلانکا و هند جنوبی قرار دارد. خوراک‌ها عمدتاً گرم، تند و با ادویه‌جات مختلف بخصوص نارگیل بوده و نوع سنتی آن شامل برنج، ماهی پاک کرده، لیمو ترش، چیلی و پیاز است.
ماهی تن از پایه‌های اصلی در بسیاری از خوراک‌های مالدیوی است.

برخی از غذاهای محلی مالدیو:

    گارودیا: یک غذای سنتی شامل برنج و ماهی است که همراه فلفل تند و پیاز سرو می‌شود
    ماس هونی: یک وعده غذایی برای صبحانه، شامل ماهی دودی و نارگیل رنده شده
    فیهونو ماس: ماهی با فلفل قرمز
    هدیکا: یک میان‌وعده که از ماهی درست شده و در روغن سرخ شده که در بیشتر رستوران‌ها یافت می‌شود
    باجیا: یک شیرینی شامل ماهی، نارگیل و پیاز
    گولها: شیرینی‌های توپی شکل از ماهی دودی
    کیمیا: ماهی سرخ شده رولتی
    کولهی بورکیبا: کیک ماهی ادویه دار
    تلولی ماس: ماهی سرخ شده با فلفل قرمز و سیر[۷]

جمعیت مالدیو مسلمان سنی و پایبند هستند و مصرف الکل برای مردم محلی منع قانونی دارد؛ اما کشتی‌های تفریحی مجاز به سرو الکل هستند و خارجی‌ها نیز می‌توانند در ماله الکل را خریداری کنند. اکثر مالدیوی‌ها الکل نمی‌نوشند، اما ممکن است بعضی از جوانترها بنوشند. آب مراکز اقامتی به صورت لوله‌کشی است و غیر قابل نوشیدنی.[۸]
پدیده گرم شدن زمین و مالدیو

زمانی که نخست وزیر مالدیو به هیئت دولت خویش دستور داد تا غواصی یاد بگیرند محافل خبری این خبر را به صورت طنز گونه منتشر کردند حتی برخی گمان کردند که محمد ناشید در پی افزایش جاذبه‌های توریستی کشورش است ولی در اصل غرق شدن مالدیو در اب‌های اقیانوس بر اثر گرم شدن زمین واقعیتی بود که محمد ناشید و هیئت دولتش سعی داشت تا به وسیله جلسه نا متعارفشان به جهانیان گوشزد کنند. پدیده بالا امدن سطح اب اقیانوس‌ها حدوداً با یک سوم جمعیت جهان به طور مستقیم سر و کار دارد کشور مالدیو نیز به علت ارتفاع بسیار کم از سطح دریا مطمئناً با این مشکل روبه رو خواهد بود.

نظامی‌گری

نظامی‌گری یا میلیتاریسم یک ایدئولوژی است که معتقد است توان ارتشی سرچشمه و منبع همه امنیت‌هاست. نظامی‌گری در ملایم‌ترین شکل خود به این گزاره باور دارد که «آشتی از راه توانمندی نظامی» میسر می‌شود و آمادگی نظامی بهترین یا تنها راه دستیابی به صلح است.

یکی از راه‌های اندازه‌گیری نظامی‌گری، درصد درآمد سرانه هزینه‌شدهٔ کشورها در زمینه نظامی است. در سال ۲۰۰۱ کره شمالی بالاترین درصد هزینه نظامی یعنی ۳۱٫۳٪ از درآمد سرانه خود را داشت. پس از آن آنگولا با ۲۲٪ در سال ۱۹۹۹)، اریتره با (۱۹٫۸٪ در سال ۲۰۰۱)، عربستان سعودی با (۱۳٪ در سال ۲۰۰۰)، اتیوپی (۱۲٫۶٪ در سال ۲۰۰۱)، عمان (۱۲٫۲٪ در سال ۲۰۰۲)، قطر (۱۰٪ در سال ۲۰۰۰ - ۲۰۰۱)، اسرائیل (۸٫۷۵٪ در سال ۲۰۰۲)، اردن (۸٫۶٪ در سال ۲۰۰۱) و مالدیو (۸٫۶٪ در سال ۲۰۰۱) قرار داشتند.

جبهه خانگی

جبهه خانگی یک اصطلاح غیر رسمی است که معمولاً برای توصیف پشتیبانی های داوطلبانه یا فراخوان شده مردمی در طول جنگ با دشمن به‌کار می‌رود. این پشتیبانی ها توسط مردم غیر نظامی و به عنوان یک سیستم پشتیبانی فعال تلقی می‌شود. در زمان جنگ داخلی کشورها این اصطلاح به طور ضمنی اطلاق می‌شود به در پیش گرفتن رویهٔ نظامی‌گری توسط افراد جامعه به دستور فرماندهان نظامی آن جبهه از جنگ داخلی.

کشورهای صنعتی قدرت مبارزه سربازان در جبه‌های نبرد را در وابستگی مستقیم به پشتوانه و پشتیبانی مردم غیر نظامی از آنها می‌دانند.

در روزگار قدیم جبه‌های نبرد محدود به میدان نبرد مبارزه رودررو طرفین نزاع می‌شد. ولیکن امروزه و با گسترش تکنولوژیهای نظامی‌گری در سراسر دنیا، کارگرانی که در ساخت امکانات و تجهیز و نیروهای رزمنده نیز مشارکت و دخالت دارند، جزئی از نیروهای رزمنده به‌شمار می‌روند و طبیعتاً به عنوان هدفی برای دشمن محسوب شده و در معرض حملات آن نیز قرار می‌گیرند. گرچه دیدگاه ذکر شده به نوعی مصداق جنایت علیه بشریت می‌باشد، اما در منازعات دنیای کنونی تفکیک میدان نبرد و جبهه خانگی امکان پذیر نیست.

خدمت وظیفه عمومی

خدمت وظیفه عمومی (که به آن سربازی (اجباری)، اجباری، فراخوان خدمت، خدمت ملی و یا به طور عام خدمت گفته می‌شود) اصطلاحی عام برای اشاره به دورهٔ نظامی یا کار اجباری است که توسط نظام حاکم برای شهروندان برقرار می‌شود. این اصطلاح بیشتر در ادبیات سیاسی دولت‌هایی استفاده می‌شود که خواستار به کارگیری شهروندان در نیروهای مسلح هستند. این دوره را با نام‌های مختلفی می‌شناسند؛ برای نمونه آخرین برنامه خدمت وظیفهٔ عمومی که در ایالات متحده انجام شد، با اصطلاح «فراخوان» شهرت یافت. بسیاری از کشورها، نیروهای وظیفه را به کار نمی‌گیرند و به جای آن‌ها از ارتش حرفه‌ای یا داوطلب استفاده می‌کنند. با این حال بسیاری از این کشورها احتمال استفاده از نیروهای وظیفه را به طور کلی نفی نکرده و آن را موکول به شرایط جنگی یا بحرانی می‌کنند.

اصطلاح خدمت وطیفه در نیروهای مسلح دنیا به دو منظور استفاده می‌شود:

    خدمت وظیفه‌ای که معمولاً برای مردان ۱۷ تا ۱۸ ساله به مدتی که غالباً ۲ تا ۳ سال است اجرا می‌شود. این دوره در بریتانیا و سنگاپور به «خدمت ملی» مشهور بود. در زلاند نو در ابتدا به آن آموزش نظامی اجباری و بعدها خدمت ملی گفته شد. در سوئد نیز به آن دوره وظیفه پاسداری یا خدمت اولیه گفته می‌شود.
    خدمت وظیفه‌ای که به مدتی نامعلوم و برای محدوده سنی وسیع‌تری از مردان (مثلاً بین ۱۸ تا ۵۵ سال) در جریان بسیجی گسترده برای جنگ که شامل سرزمین‌های میهنی هم می‌شود انجام می‌گیرد. (در بریتانیا به آن «فراخوان» گفته می‌شد).

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ باجگذارن فئودال‌ها
            ۱.۱.۱ بردگی نظامی
            ۱.۱.۲ ابداع خدمت وظیفه مدرن
    ۲ خودداری از خدمت سربازی به دلایل وجدانی
    ۳ فراریان از خدمت
    ۴ مخالفان خدمت
    ۵ معافیت از خدمت
    ۶ دوره خدمت وظیفه عمومی در برخی از کشورها
    ۷ دلایل مطرح شده در مخالفت با دوره خدمت وظیفه عمومی
        ۷.۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر
        ۷.۲ برده‌داری
        ۷.۳ تبعیض سنی
        ۷.۴ مشکلات ناشی از بی‌انضباطی
        ۷.۵ ملی‌گرایی و نظامی‌گرایی پیشرفته
        ۷.۶ توجیه حمله به شهروندان
        ۷.۷ کیفیت
        ۷.۸ اقتصاد
        ۷.۹ ابزاری برای انقیاد جامعه
    ۸ بحث‌هایی در دفاع از دوره خدمت وظیفه عمومی
        ۸.۱ آموزش با ارزش
        ۸.۲ گذرگاه مردانگی
        ۸.۳ نیروی برعلیه کودتاهای نظامی
        ۸.۴ تعداد نفرات
        ۸.۵ کیفیت
        ۸.۶ انگیزه‌های سیاسی و اخلاقی
        ۸.۷ اقتصاد
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ پیوند به بیرون

تاریخچه
باجگذارن فئودال‌ها

در نظام فئودالی قرون وسطی از روستاییان و انسان‌های غیر برده خواسته می‌شد یکی از مردان خانواده را که در سن مناسبی برای خدمت نظامی بود به پادشاه یا فرمانروای محلی معرفی کنند تا در شرایط بحرانی از آن‌ها استفاده شود. به مردانی که به این صورت به ارتش آورده می‌شدند باجگذار می‌گفتند و آن‌ها را در پیاده نظام به کار می‌گرفتند. کسانی که از آمدن به خدمت خودداری می‌کردند یاغی شناخته می‌شدند. بسته به قانون هر کشور، هر کدام از این سربازان متعهد بود که از یک تا سه ماه در خدمت ارتش بجنگد.
بردگی نظامی

سیستم برده‌داری نظامی از سدهٔ ۹ تا سده ۱۹ میلادی به طور گسترده‌ای در خاورمیانه استفاده می‌شد.

در میانه‌های سده ۱۴ میلادی سلطان مراد اول عثمانی برای خود ارتشی متشکل از بردگان به نام کاپیکولو تأسیس کرد. تشکیل این نیروی جدید مبتنی بر حق سلطان بر یک پنجم غنائم جنگی بود که وی اسرا را نیز جزو این سهم می‌دانست. بردگان اسیرشده، اسلام می‌آوردند و برای خدمت به شخص سلطان آموزش می‌دیدند. در دوشیرمه (که آن را به صورت «مالیات خون» یا «جمع‌آوری کودکان» ترجمه کرده‌اند) پسران جوان مسیحی اهل بالکان را از خانواده‌هایشان جدا کرده، دینشان را به اسلام تغییر داده و آن‌ها را در یکی از طبقات خاص سربازی در ارتش عثمانی به کار می‌گرفتند. به این طبقه از سربازان که مشهورترین شاخه کاپیکولو بودند ینی‌چری می‌گفتند. ینی‌چری‌ها به تدریج تبدیل به فاکتور مهمی در حمله عثمانیان به اروپا شدند.[۱] بسیاری از فرماندهان نظامی نیروهای عثمانی، رؤسای ایالتی و حاکمان امپراتوری عثمانی مانند پارگالی ابراهیم پاشا و سوکولو مهمت پاشا با همان شیوه به خدمت گرفته شده بودند.[۲][۳] در سال ۱۶۰۹ (۹۸۷) نیروهای کاپیکولو سلطان حدوداً به ۱۰۰,۰۰۰ نفر رسیده بودند.[۴] محمود دوم عثمانی در سال ۱۸۲۶ (۱۲۰۴) با اجبار، سپاه ینی‌چری را منحل کرد.[۵][۶]

مملوک‌ها سربازان بردهٔ مسلمان شده‌ای بودند که در سده‌های میانه به خلیفه مسلمین و سلاطین ایوبی خدمت می‌کردند. نخستین مملوک‌ها در سده نهم به خلیفه عباسی در بغداد خدمت کردند. آنان در گذر زمان تبدیل به طبقهٔ نظامی قدرتمندی شدند که در بیش از چند مورد قدرت را در دست گرفتند. برای نمونه مملوک‌ها بین سال‌های ۱۲۵۰-۱۵۱۷ (۶۲۸-۸۹۵) بر مصر حکومت کردند. از سال ۱۲۵۰ (۶۲۸)مصر توسط دودمان بحری‌ها که اصل آن‌ها کیپچاکی بود اداره می‌شد. بردگانی که اهل قفقاز بودند و در این ارتش خدمت می‌کردند به تدریج گروه‌هایی را تشکیل دادند که در مصر قیام کرده و در نهایت دودمان برجی‌ها را تشکیل دادند. مملوک‌ها دلیل اصلی خروج مسیحیان از فلسطین بوده و همچنین آنان مانع ورود ایلخان‌های مغول از خاک ایران و عراق به سرزمین مصر شدند.[۷]

مولای اسماعیل، سلطان مراکش (۱۶۷۲-۱۷۲۷) (۱۰۵۰-۱۱۰۵) مشهور به خون‌ریز، سپاهیانی از بردگان سیاه به تعداد ۱۵۰۰۰۰ نفر به نام گارد سیاه تشکیل داد که با استفاده از آن‌ها کشور را مطیع خود ساخت.[۸]
ابداع خدمت وظیفه مدرن

خدمت وظیفه مدرن که شامل نام‌نویسی یا سربازگیری از شهروندان برای خدمت در ارتش بود در هنگام انقلاب فرانسه تشکیل شد تا جمهوری فرانسه بتواند در برابر یورش‌های سلاطین اروپا دوام بیاورد. ژان باپتیست جردن نماینده مجلس در تاریخ ۵ سپتامبر ۱۷۹۸ (۱۱۷۶) قانونی را در مجلس به تصویب نمایندگان رساند که اولین مادهٔ آن بیان می‌داشت: «هر فرانسوی سربازی است که خود را موظف به دفاع از ملت می‌داند». این قانون به نام همان نماینده شهرت یافت. قانون مذکور باعث شد Grande Armée (ارتش بزرگ) که ناپلئون بناپارت آن را «ملت مسلح» می‌نامید تشکیل شود. این ارتش توانست از پس ارتش‌های حرفه‌ای اروپا بر آید. بیش از ۲/۶ میلیون نفر از مردان فرانسوی بین سال‌های ۱۸۰۰ تا ۱۸۱۳ (۱۱۷۸ تا ۱۱۹۱) به ارتش فرانسه پیوستند.[۹]

شکست ارتش بی‌نظم پروس، حکومت پروسی را که پس از پیروزی‌های دوران فردریکی خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشت به وحشت انداخت. ژنرال شارنهورست پیشنهاد داد از levée en masse (سربازگیری گسترده) یا خدمت وظیفه عمومی که در فرانسه باب شده بود استفاده شود. کرومپرسیستم نظام خدمت اجباری کوتاه‌مدتی بود که در آلمان در تضاد با دوره بلند مدت خدمت اجباری به وجود آمد.[۱۰]

در امپراتوری روسیه در اوایل سده ۱۹ میلادی طول دوره خدمت سربازی ۲۵ سال بود. این دوره در سال ۱۸۳۴ (۱۲۱۲) به ۲۰ سال کاهش یافت. سربازان به کار گرفته شده نباید کمتر از ۱۷ سال و بیش از ۳۵ سال سن می‌داشتند.[۱۱] در سال ۱۸۷۴ (۱۲۵۲) یک نظام عمومی مبتنی بر الگوی مدرن عرضه شد. تنها الغای برده‌داری توانست تضمین اجرای این قانون را فراهم آورد. قانون جدید بیان می‌داشت که تمام مردان روسی، هنگامی که به ۲۰ سالگی می‌رسیدند مشمول خدمت شش ساله سربازی می‌شدند.[۱۲]

در آمریکا، خدمت وظیفه عمومی در جریان جنگ‌های داخلی در ارتش متحد شکل گرفت. در سال ۱۸۶۳ (۱۲۴۱) قانون نام‌نویسی به مشمولین این اجازه را می‌داد که افرادی را اجاره کنند تا به جای آن‌ها در ارتش خدمت کنند. این قانون به همراه سیستم مزدوران اجاره‌ای، موجب بیزاری مردم از خدمت وظیفه شد که یکی از نشانه‌های آن شورش‌های نیویورک ضد خدمت وظیفه بود. همچنین سربازان داوطلب و افسران آن‌ها، نگاه تحقیرآمیزی به سربازان وظیفه داشتند. سرانجام کار به جایی کشید که تنها ۶٪ از ارتش متحد را سربازان وظیفه تشکیل دادند. خدمت وظیفه عمومی از آن زمان تا سال ۱۹۱۷ (۱۲۹۵) در ارتش آمریکا استفاده نشد.[۱۳]

بنابر نظر میشل فوکو، خدمت وظیفه عمومی یکی از تشکیلاتی است که توسط مؤسسات منظم شکل گرفته و مانند بیمارستان‌ها، مدارس و زندان‌ها است. همچنین لوئی آلتوسر، نیکولو ماکیاولی را جزو اولین تئوریسین‌های مدرنی می‌داند که در مورد ارتباط بین خدمت وظیفه عمومی و خلق یک ملت یا تقویت میهن‌پرستی فکر کرده است. ماکیاولی استفاده از سربازان مزدور و ارتش‌های حرفه‌ای که در آن زمان استان‌های ایتالیا را مورد تاخت و تاز قرار داده و آن‌ها را تقسیم کرده بودند خوار می‌شمرد.

اعزام سربازان وظیفه به جنگ‌های خارجی که به طور مستقیم امنیت کشور را به خظر نمی‌اندازند از نظر سیاسی در حکومت‌های مردم‌سالار مورد منازعه قرار داشته است. برای نمونه در جریان جنگ جهانی اول بحث‌های تندی در کانادا، استرالیا و زلاند نو در رابطه با خدمت وظیفه عمومی در گرفت. کانادا در جریان جنگ جهانی دوم نیز گرفتار مشاجرات مشابهی شد. همچنین اعتراضات گسترده‌ای نیز در چندین کشور بر علیه استفاده از سربازان وظیفه در جنگ ویتنام در دهه ۶۰ به پا شد.

هم‌اکنون کشورهایی که از زنان در خدمت وظیفه استفاده می‌کنند عبارتند از چین، کوبا، مصر، اریتره، اسرائیل، لیبی، مالزی، کره شمالی، پرو و تایوان.[۱۴][۱۵] در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۰) دولت سوئد از ارتش خواست امکان حضور اجباری زنان را در ارتش بسنجد. در جریان جنگ جهانی دوم زنان برای شرکت در ارتش‌های بریتانیا و شوروی فراخوانده شدند. ایالات متحده نیز در سدد استفاده از آن‌ها به عنوان پرستار در جنگ با ژاپن بود.[۱۶][۱۷]

افراد زیادی در سال ۱۹۸۱ (۱۳۵۹)در جریان پرونده روستکر بر علیه گولدبرگ شکایاتی را تنظیم کردند مبنی بر اینکه قانون خدمت نظامی انتخابی (SSS) شرط لزوم طی فرآیند حقوقی اشخاص از متمم پنجم قانون اساسی آمریکا را نقض می‌کند زیرا تنها از مردان برای ثبت‌نام در SSS درخواست کرده است و نه زنان. دادگاه عالی ایالات متحده نیز سرانجام این قانون را تأیید کرده و بیان داشت «بحث پیرامون ثبت‌نام زنان بر مبنای تساوی حقوق استوار است اما بنا بر قدرتی که قانون اساسی به کنگره داده است، این مجلس حق دارد به جای تساوی حقوق به مسأله نیازهای نظامی توجه کند.» [۱۸]
خودداری از خدمت سربازی به دلایل وجدانی

مخالف با سربازی یا معترض اخلاقی کسی است که عقاید شخصی وی با خدمت نظامی مغایر است و یا با یکی از قوانین نیروهای مسلح ناسازگار است. در برخی از کشورها، فرمان‌شکنان وجدانی وضعیت قانونی مشخصی دارند که وظایف خدمت اجباری آن‌ها را مشخص می‌کند. برای مثال سوئد به فرمان‌شکنان وجدانی اجازه می‌دهد تا آن‌ها از شاخه «بدون سلاح» (غیر رزمی) ارتش، خدماتی چون آتش‌نشان فرودگاه، پرستار یا تکنیسین ارتباطات راه دور را انتخاب کنند. با این حال برخی افراد از این انتخاب نیز سر باز می‌زنند زیرا این مشاغل را نیز جزو مجموعه ارتش می‌دانند. دلایل تمرد از خدمت متفاوت هستند. عقاید برخی از معترضین، مذهبی است. برای مثال عقیدهٔ اعضای کلیساهای تاریخی صلح، مبتنی بر صلح‌طلبی است. همچنین شاهدان یهوه حاضر به خدمت در نیروهای مسلح نیز نیستند زیرا بر این باورند که مسیحیان باید در درگیری‌های دنیوی بی‌طرف باشند.
فراریان از خدمت

عضویت سربازان وظیفه در نیروهای مسلح دلیلی بر آن نیست که همهٔ آن‌ها موافق جنگ باشند. در ایالات متحده هنگام جنگ ویتنام، بسیاری از افراد از روابط سیاسی خود استفاده کردند تا در جنگ به دور از هر گونه آسیب بالقوه قرار گیرند.

بسیاری افراد با استفاده از راه‌های ممکن، خدمت را به تعویق می‌اندازند. برای مثال رفتن به دانشگاه، پدر شدن و یا خدمت در برخی مشاغل (مانند تدریس؛ سرباز معلم). برخی از معافیت‌های تحصیلی استفاده کرده و برخی دیگر، فرمان‌شکن وجدانی شدند و یا تظاهر به آن کردند. هرچند که بعدها ممکن بود از آن‌ها در خدمات غیررزمی مانند نیروهای امدادرسان پزشکی استفاده شود. همچنین یکی از راه‌های ممکن آن بود که از ایشان در مشاغل غیرنظامی مانند کار در بیمارستان به طور منظم استفاده کنند.

برای کسانی که با نظام خدمت وظیفه آشنایی کافی دارند آسان است که بتوانند راه‌هایی برای فرار از خدمت پیدا کنند. یکی از راه‌هایی که بسیار فراگیر بوده و هنوز هم هست، معافیت پزشکی است. فرد می‌توانست با تظاهر به بیماری خود را مشمول معافیت نشان دهد اما به شرطی که چندین پزشک گزارش کتبی به نفع وی می‌نوشتند. وقت ارتش ارزش نداشت که خود را درگیر این مسائل کند. این شیوه در شهرهای بزرگ کارکرد بهتری داشت زیرا کسانی که مشمول را معاینه می‌کردند وی را نمی‌شناختند. با این‌حال در برخی کشورها، معاینات سختی از سوی پزشکان مورد تأیید دولت انجام می‌شود تا از فرار مشمولین سالم از خدمت جلوگیری به عمل آید.

یکی دیگر از روش‌هایی که در آمریکا در طول جنگ ویتنام برای فرار از خدمت وظیفه استفاده می‌شد عبور از مرز بود. مقصد این فراخوانده‌شدگان خدمت غالباً کانادا، مکزیک یا سوئد بود.

بسیاری از مردم، این فراریان را تحقیر کرده و آنان را ترسو می‌شمردند اما برخی نیز از آنان دفاع می‌کردند. در ایالات متحده به خصوص در اواخر جنگ ویتنام اعتراضات ضدجنگ و همچنین حمایت از فراریان از جنگ افزایش یافت زیرا نیروهای آمریکایی خسارات زیادی را متحمل شده بودند و دلایل و اهداف اصلی جنگ به سختی مورد سوال قرار گرفت.

اواخر دوران نظام وظیفه در ایالات متحده کوشش‌هایی انجام شد تا با تبدیل این نظام به یک نوع قرعه‌کشی آن را کمی عادلانه‌تر سازند. در این شیوه به هر یک از روزهای تقویم یک عدد تصادفی اختصاص می‌دادند. مردانی که عدد پایین‌تری با روز تولدشان مصادف می‌شد، برای مصاحبه احضار می‌شدند. اما به دلایلی که در بالا گفته شد این شیوه نیز کمکی به عادلانه‌تر شدن نظام وظیفه نکرد و در نهایت این نظام در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۱) به پایان رسید. امروزه از مردان آمریکایی که در سنین بین ۱۸ تا ۲۵ سال هستند درخواست می‌شود برای حضور در ارتش ثبت‌نام کنند. از زمان پایان جنگ ویتنام تا به حال هیچ فرمان فراخوانی در ایالات متحده داده نشده است.
مخالفان خدمت

از جنبه تاریخی همیشه مقاومت‌هایی در برابر خدمت اجباری سربازی در کشورهای مختلف وجود داشته است. شورش‌های نیویورک بر علیه خدمت وظیفه (که از ۱۱ ژوئیه تا ۱۶ ژوئیه ۱۸۶۳ (۱۲۴۱)طول کشید) شامل اغتشاشات وحشیانه‌ای بود که اوج نارضایتی مردم از قوانین جدیدی را نشان می‌داد که توسط کنگره برای به کارگیری مردان در جنگ‌های داخلی وضع شده بود. شورش آسیای مرکزی نیز در تابستان سال ۱۹۱۶ (۱۲۹۴) آغاز شد. این شورش‌ها زمانی شعله‌ور شدند که امپراتوری روسیه معافیت مسلمانان از خدمت وظیفه را لغو کرد.

جنگ ویتنام در ایالات متحده و چند کشور دیگر باعث بروز مخالفت‌های جدیدی بر علیه نظام خدمت انتخابی شد. بسیاری از مردم با نظام خدمت وظیفه مخالفت کردند و در مواجهه با آن یا خود را برای انتخاب شدن در یکی از خدمات اجتماعی معرفی می‌کردند یا به عنوان فرمان‌شکن وجدانی، یک شغل غیررزمی در ارتش انتخاب می‌کردند و یا با خروج از کشور، از خدمت وظیفه فرار می‌کردند. تعداد کمی نیز مانند محمد علی کلی به صورت علنی و سیاسی با این نوع خدمت نظامی مخالفت کردند. برخی از مردم در مرحله نام‌نویسی مخالفت خود را نشان می‌دادند. دیگران در مراحل اولیه آغاز خدمت هنگامی که به آنان دستور داده می‌شد یونیفرم به تن کرده و سلاح به دست گیرند مخالفت خود را نشان داده و برخی نیز هنگام فرمان حمله از دستور سرپیچی می‌کردند.
معافیت از خدمت

در برخی از کشورها بعضی از مردم از رفتن به سربازی معاف هستند؛ بیشتر این افراد کسانی هستند که برای دولت کار می‌کنند (مانند معلمان، نیروهای پلیس، قانون‌گذاران و غیره)، افرادی که برای پیمان‌کاران دولتی کار می‌کنند و آن‌هایی که در شغل‌هایی هستند که برای عملکرد کشور مفید هستند (مدیریت بازیافت، نیروگاه‌ها و غیره) در بریتانیا به این مشاغل، شغل‌های اندوخته می‌گویند زیرا آن‌ها برای بقای ملت مفید هستند.

در اسرائیل، اقلیت‌های مسلمان و مسیحیان عرب همچون یهودیان فوق‌ارتدوکس از خدمت سربازی معاف هستند. با این حال معافیت شامل حال شهروندان دروزی اسرائیلی و همچنین بسیاری از روستاهای مسلمان بدوی نمی‌شود. ساکنین دائمی همچون دروزی‌های بلندی‌های جولان نیز از خدمت معاف هستند. معافیت از خدمت دلیلی برای آن نیست که افراد معاف‌شده نتوانند داوطلب حضور در ارتش شوند. با این حال چنین مسأله‌ای کمتر مشاهده می‌شوند.

برخی از سربازان وظیفه احساس می‌کنند که تجارب به دست آمده از خدمت می‌تواند برای آن‌ها مفید باشد اما دیگران بر این باورند که وقتشان در خدمت سربازی هدر رفته و آن‌ها می‌توانسته‌اند با توجه به تحصیلات و شغل خود افراد موفق‌تری باشند. [۱۹] دستمزد پایین نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که باعث رنجش بیشتر سربازان وظیفه به ویژه در کشورهایی چون یونان، کره جنوبی، فنلاند، سنگاپور و ایران می‌شود. ارتش فنلاند هیچ‌گونه حقوقی به سربازان وظیفه نمی‌پردازد اما در عوض اعتباری به میزان ۳/۶۰ تا ۸/۲۵ یورو در روز به آن‌ها می‌پردازد. در ایران در سال ۱۳۸۷، حقوق یک سرباز صفر (پایین‌ترین درجه) در حدود ۲۵ دلار در ماه و حقوق یک افسر وظیفه با درجه ستوان یکمی (بالاترین درجه اعطایی به پرسنل وظیفه)در حدود ۴۶ دلار در ماه است. همچنین طرح جدیدی در دولت ایران اجرایی شده است که طبق آن، پرسنل وظیفه از بیمه درمانی نیروهای مسلح استفاده کرده و طول خدمت سربازی جزو سابقه بیمه تأمین اجتماعی آن‌ها تلقی شود.
دوره خدمت وظیفه عمومی در برخی از کشورها
خدمت وظیفه عمومی در برخی از کشورها کشور     مساحت [۲۰]     تولید ناخالص داخلی اسمی (میلیون دلار) [۲۱]     سرانه تولید ناخالص داخلی (دلار) [۲۲]     جمعیت [۲۳]     حکومت [۲۴]     خدمت وظیفه اجباری [۲۵]
آلبانی     ۲۷.۳۹۸     ۹.۳۰۶     ۲.۵۸۴/۶۳     ۳.۶۰۰.۵۲۳     دموکراسی     اجرا می‌شود
الجزایر     ۲.۳۸۱.۷۴۰     ۹۰.۰۰۰     ۲.۷۰۰/۰۱     ۳۳.۳۳۳.۲۱۶     جمهوری     اجرا می‌شود
آنگولا     ۱.۲۴۶.۷۰۰     ۲۸.۶۱۰     ۲.۳۳۲/۹۲     ۱۲.۲۶۳.۵۹۶     جمهوری چند حزبی     اجرا می‌شود
آرژانتین     ۲.۷۳۶.۶۹۰     ۲۱۰.۰۰۰     ۵.۲۱۰/۶۷     ۴۰.۳۰۱.۹۲۷     جمهوری     اجرا نمی‌شود (ولی قانوناً لغو نشده است)
استرالیا     ۷.۶۱۷.۹۳۰     ۶۴۴.۷۰۰     ۳۱.۵۵۰/۰۹     ۲۰.۴۳۴.۱۷۶     دموکراسی پارلمانی فدرال     اجرا نمی‌شود [۲۶]
اتریش     ۸۲.۴۴۴     ۳۱۰.۱۰۰     ۳۷.۸۱۸/۰۷     ۸.۲۳۳.۳۰۰     جمهوری فدرال     اجرا می‌شود
باهاما     ۱۰.۰۷۰     ۶.۱۵۹     ۲۰.۱۵۰/۱۷     ۳۰۵.۶۵۵     دموکراسی پارلمانی مشروطه     اجرا نمی‌شود
بنگلادش     ۱۳۳.۹۱۰     ۶۹.۳۴۰     ۴۶۰/۸۹     ۱۵۰.۴۴۸.۳۳۹     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود
بلژیک     ۳۰.۵۲۸     ۳۱۶.۲۰۰     ۳۱.۴۰۰     ۱۰.۵۸۴.۵۳۴     دموکراسی     اجرا نمی‌شود (از سال ۱۹۹۴ به تعلیق در آمده است)
بلیز     ۲۲.۸۰۶     ۱.۱۴۱     ۳.۸۷۵/۸۸     ۲۹۴.۳۸۵     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود (ولی قانوناً لغو نشده است)
بوتان     ۴۷.۰۰۰     ۸۴۰/۵     ۳۶۱/۰۶     ۲.۳۲۷.۸۴۹     سلطنت مطلقه     اجرا می‌شود (انتخابی)
بولیوی     ۱.۰۸۴.۳۹۰     ۱۰.۳۳۰     ۱.۱۳۲/۷۸     ۹.۱۱۹.۱۵۲     جمهوری     اجرا می‌شود (فقط در صورت کمبود داوطلبین)
بوسنی و هرزگوین     ۵۱.۱۲۹     ۹.۲۱۷     ۲.۰۲۴/۷۴     ۴.۵۵۲.۱۹۸     حمهوری فدرال دموکراتیک     اجرا نمی‌شود
برزیل     ۸.۴۵۶.۵۱۰     ۹۶۷.۰۰۰     ۵.۰۸۹/۱۹     ۱۹۰.۰۱۰.۶۴۷     جمهوری فدرال     اجرا می‌شود
برمه     ۶۵۷.۷۴۰     ۹.۶۰۰     ۲۰۲/۶۴     ۴۷.۳۷۳.۹۵۸     احزاب نظامی     اجرا می‌شود (ولی رسماً ممنوع است)
چین     ۹.۳۲۶.۴۱۰     ۲.۵۱۸.۰۰۰     ۱.۹۰۴/۹۰     ۱.۳۲۱.۸۵۱.۸۸۸     جمهوری خلق     اجرا می‌شود (انتخابی)
کرواسی     ۵۶.۴۱۴     ۳۷.۴۲۰     ۷.۸۶۳/۴۴     ۴.۴۴۳.۳۵۰     دموکراسی پارلمانی/ریاست‌جمهوری     اجرا نمی‌شود (از سال ۲۰۰۸ لغو شد)[۲۷]
کوبا     ۱۱۰.۸۶۰     ۴۰.۰۰۰     ۳.۵۱۰/۶۱     ۱۱.۳۹۴.۰۴۳     جمهوری سوسیالیستی     اجرا می‌شود (برای هر دو جنس)
دانمارک     ۴۲.۳۹۴     ۲۵۷.۳۰۰     ۴۴.۹۴۱     ۵.۴۱۵.۹۷۸     سلطنت مشروطه     اجرا می‌شود
جیبوتی     ۲۲.۹۸۰     ۷۰۲     ۱.۴۱۴/۲۶     ۴۹۶.۳۷۴     جمهوری     اجرا نمی‌شود
السالوادور     ۲۰.۷۲۰     ۱۵.۱۶۰     ۲.۱۸۱/۹۰     ۶.۹۴۸.۰۷۳     جمهوری     اجرا نمی‌شود (ولی قانوناً لغو نشده است)
فنلاند     ۳۰۴.۴۷۳     ۱۹۹.۰۰۰.     ۳۵.۱۱۱/۸۰     ۵.۲۴۶.۱۰۰     جمهوری     اجرا می‌شود
فرانسه     ۶۴۰.۰۵۳ [۲۸]     ۲.۱۴۹.۰۰۰     ۳۳.۷۵۸/۸۱     ۶۰.۸۷۳.۰۰۰     جمهوری     اجرا نمی‌شود (از سال ۲۰۰۱ به حالت تعلیق در آمده است)
گامبیا     ۱۰.۰۰۰     ۴۶۲/۵     ۲۷۳/۹۴     ۱.۶۸۸.۳۵۹     جمهوری     اجرا نمی‌شود
آلمان     ۳۴۹.۲۲۳     ۲.۸۷۲.۰۰۰     ۳۴.۸۵۳/۹۵     ۸۲.۴۰۰.۹۹۶     جمهوری فدرال     اجرا نمی‌شود (از سال ۲۰۱۱ لغو شد)[۲۹]
یونان     ۱۳۰.۸۰۰     ۲۵۶.۳۰۰     ۲۴.۰۰۰     ۱۰.۷۰۶.۲۹۰     جمهوری پارلمانی     اجرا می‌شود
گرانادا     ۳۴۴     ۴۵۴     ۵.۰۴۶/۰۷     ۸۹.۹۷۱     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود (خدمت نظامی وجود ندارد)
مجارستان     ۹۳.۰۳۰     ۲۰۷.۰۰۰     ۱۱.۳۶۹/۹۱     ۱۰.۰۶۴.۰۰۰     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود
ایران     ۱.۶۳۶.۰۰۰     ۱۹۳.۵۰۰     ۲.۹۵۸/۸۳     ۶۸.۲۵۱.۰۹۰     جمهوری دینی     اجرا می‌شود
هند     ۲.۹۷۳.۱۹۰     ۸۰۴.۰۰۰     ۶۵۷/۶۰     ۱.۰۹۴.۵۸۳.۰۰۰     جمهوری فدرال     اجرا نمی‌شود
اسرائیل     ۲۰.۳۳۰     ۱۴۰.۳۰۰     ۲۱.۸۳۰/۸۷     ۶.۴۲۶.۶۷۹     دموکراسی پارلمانی     اجرا می‌شود (برای هر دو جنس)
جاماییکا     ۱۰.۸۳۱     ۹.۲۳۰     ۳.۳۱۹/۹۹     ۲.۷۸۰.۱۳۲     دموکراسی پارلمانی مشروطه     اجرا نمی‌شود
ژاپن     ۳۷۴.۷۴۴     ۴.۸۸۳.۰۰۰     ۳۸.۳۱۸/۰۳     ۱۲۷.۴۳۳.۴۹۴     سلطنت مشروطه به همراه دولت پارلمانی     اجرا نمی‌شود
اردن     ۹۲.۳۰۰     ۳۰۰.۰۰۰     ۲.۰۶۸/۳۳     ۶.۰۵۳.۱۹۳     سلطنت مشروطه     اجرا نمی‌شود
کره شمالی     ۱۲۰.۴۱۰     ۴۰.۰۰۰ [۳۰]     ۱.۸۰۰ [۳۰]     ۲۳.۳۰۱.۷۲۵     جمهوری سوسیالیستی     اجرا می‌شود [۳۱]
کره جنوبی     ۹۸.۱۹۰     ۸۹۷.۴۰۰     ۱۸.۲۹۷/۵۶     ۴۹.۰۴۴.۷۹۰     جمهوری     اجرا می‌شود
کویت     ۱۷.۸۲۰     ۶۰.۷۲۰     ۲۴.۲۳۴/۱۱     ۲.۵۰۵.۵۵۹     امیرنشین مشروطه     اجرا می‌شود
لبنان     ۱۰.۲۳۰     ۱۹.۸۹۰     ۵.۰۶۶/۸۷     ۳.۹۲۵.۵۰۲     جمهوری     اجرا نمی‌شود (از سال ۲۰۰۷ لغو شد) [۳۲]
لیبی     ۱.۷۵۹.۵۴۰     ۳۴.۲۰۰     ۵.۶۶۵/۱۵     ۶.۰۳۶.۹۱۴     جمهوری توده‌ها     اجرا می‌شود
لوکزامبورگ     ۲.۵۸۶     ۳۴.۵۳۰     ۷۱.۹۰۴/۲۴     ۴۸۰.۲۲۲     سلطنت مشروطه     اجرا نمی‌شود
مقدونیه     ۲۴.۸۵۶     ۶.۲۲۵     ۳.۰۲۷/۸۵     ۲.۰۵۵.۹۱۵     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود
مالزی     ۳۲۸.۵۵۰     ۱۳۲.۳۰۰     ۵.۳۳۰/۱۰     ۲۴.۸۲۱.۲۸۶     سلطنت مشروطه     اجرا می‌شود (انتخابی)
مالدیو     ۳۰۰     ۹۰۶     ۲.۴۵۵/۰۸     ۳۶۹.۰۳۱     جمهوری     اجرا نمی‌شود
مالتا     ۳۱۶     ۵.۴۴۷     ۱۳.۵۵۳/۸۰     ۴۰۱.۸۸۰     جمهوری     اجرا نمی‌شود
مولداوی     ۳۳.۳۷۱     ۲.۵۷۴     ۵۹۵/۷۷     ۴.۳۲۰.۴۹۰     جمهوری     اجرا می‌شود
هلند     ۳۳.۸۸۳     ۶۱۲.۷۰۰     ۳۶.۹۷۵/۱۰     ۱۶.۵۷۰.۶۱۳     سلطنت مشروطه     اجرا نمی‌شود (ولی قانوناً لغو نشده است)
زلاند نو     ۲۶۸.۰۲۱     ۹۸.۳۹۰     ۲۳.۰۷۹/۳۶     ۴.۰۹۸.۹۰۰     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود
قطر     ۱۱.۴۳۷     ۳۰.۷۶۰     ۳۳.۹۰۵/۴۴     ۹۰۷.۲۲۹     امیرنشین     اجرا نمی‌شود
رومانی     ۲۳۸.۳۹۲     ۲۵۶.۹۰۰     ۱۰.۶۶۱     ۲۲.۲۷۶.۰۵۶     دموکراسی     اجرا نمی‌شود (از سال ۲۰۰۷ لغو شد) [۳۳]
روسیه     ۱۶.۹۹۵.۸۰۰     ۷۳۳.۶۰۰     ۵.۱۸۸/۹۴     ۱۴۱.۳۷۷.۷۵۲     فدراسیون     اجرا می‌شود
رواندا     ۲۴.۹۴۸     ۱.۹۶۸     ۱۹۸/۶۴     ۹.۹۰۷.۵۰۹     جمهوری چند حزبی     اجرا نمی‌شود
عربستان سعودی     ۲.۱۴۹.۶۹۰     ۲۷۶.۹۰۰     ۱۰.۰۳۲/۲۳     ۲۷.۶۰۱.۰۳۸     سلطنت مطلقه     اجرا نمی‌شود
سیشل     ۴۵۵     ۷۱۲     ۸.۶۹۴/۰۶     ۸۱.۸۹۵     جمهوری     اجرا می‌شود
سنگاپور     ۶۹۲     ۱۳۷.۷۶۲     ۳۰.۷۲۳/۶۱     ۴.۵۵۳.۰۰۹     حمهوری پارلمانی     اجرا می‌شود (طولانی‌ترین دوره در آسیا)
اسلونی     ۲۰.۱۵۱     ۳۷.۹۲۰     ۱۸.۸۷۲/۷۶     ۲.۰۰۹.۲۴۵     حمهوری پارلمانی     اجرا نمی‌شود
آفریقای جنوبی     ۱.۲۱۹.۹۱۲     ۲۰۱.۴۰۰     ۳.۹۹۴/۶۱     ۴۶.۸۸۸.۲۰۰     حمهوری     اجرا نمی‌شود
اسپانیا     ۴۹۹.۵۴۲     ۱.۰۸۴.۰۰۰     ۲۳.۴۸۰/۲۶     ۴۳.۳۹۸.۱۵۰     سلطنت پارلمانی     اجرا نمی‌شود
سوریه     ۱۸۴.۰۵۰     ۲۴.۲۶۰     ۱.۳۵۶/۹۰     ۱۹.۰۴۳.۳۸۰     جمهوری تحت رژیمی نظامی     اجرا می‌شود
سوازیلند     ۱۷.۲۰۳     ۲.۱۹۵     ۱.۹۳۷/۲۲     ۱.۱۳۱.۰۰۰     پادشاهی     اجرا نمی‌شود
سوییس     ۴۱.۲۸۵     ۳۸۶.۱۰۰     ۵۱.۱۰۷/۵۲     ۷.۵۰۸.۷۰۰     رسماً فدراسیون ولی شبیه به ساختار جمهوری فدرال     اجرا می‌شود
تایوان
(جمهوری چین) [۳۴]     ۳۲.۲۶۰     ۶۸۱.۸۰۰     ۲۹.۶۰۰     ۲۲.۸۵۸.۸۷۲     دموکراسی چندحزبی     اجرا می‌شود (انتخابی) [۳۵]
تایلند     ۵۱۱.۷۷۰     ۱۹۷.۷۰۰     ۳.۰۳۸/۳۵     ۶۴.۲۳۲.۷۶۰     سلطنت مشروطه     اجرا می‌شود
تونگا     ۷۱۸     ۲۴۴     ۲.۰۸۶/۸۸     ۱۱۶.۹۲۱     سلطنت مشروطه     اجرا نمی‌شود
ترینیداد و توباگو     ۵.۱۲۸     ۱۴.۹۰۰     ۱۴.۱۰۱/۷۳     ۱.۰۵۶.۶۰۸     دموکراسی پارلمانی     اجرا نمی‌شود
ترکیه     ۷۸۰.۵۸۰     ۶۳۵.۶۰۰     ۹.۰۰۰     ۷۱.۱۵۸.۶۴۷     دموکراسی پارلمانی     اجرا می‌شود
بریتانیا     ۲۴۱.۵۹۰     ۲.۳۴۶.۰۰۰     ۳۸.۶۰۰/۶۱     ۶۰.۷۷۶.۲۳۸     سلطنت مشروطه     اجرا نمی‌شود (به جز هنگ برمودا)
ایالات متحده     ۹.۱۶۱.۹۲۳     ۱۳.۲۱۰.۰۰۰     ۴۲.۱۳۷/۵۲     ۲۹۶.۴۱۰.۴۰۰     جمهوری دموکراسی فدرال     اجرا نمی‌شود [۳۶]
واناتو     ۱۲.۲۰۰     ۳۴۱     ۱.۶۰۸/۷۱     ۲۱۱.۹۷۱     جمهوری پارلمانی     اجرا نمی‌شود

    نکته:

    به غیر از مواردی که در جدول ذکر شده، بقیه اطلاعات از Nationmaster.com.[۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵] گرفته شده است.

دلایل مطرح شده در مخالفت با دوره خدمت وظیفه عمومی
اعلامیه جهانی حقوق بشر

بسیاری از مجادلاتی که پیرامون دوره خدمت سربازی و یا تبعیض جنسیتی موجود در آن به پا شده است، به خاطر تخطی قوانین این دوره از اصول مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد است. به ویژه موادی که در ذیل آورده شده‌اند:

    ماده ۲: هر کس بدون هیچ گونه تمایزی از حیث (...)، جنسیت (...) از حقوق و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده است برخوردار است.
    ماده ۳: هر کس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد.
    ماده ۴: هیچ کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت، (...).
    ماده ۱۸ هر کس حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور و نیز آزادی اظهار مذهب یا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نیایش و به جای آوردن آیین‌ها چه به تنهایی و چه به صورت جمعی نیز می‌گردد.
    ماده ۲۰: (...) هیچ کس را نباید مجبور به عضویت در یک تشکل کرد.
    ماده ۲۳: هر کس حق (...) انتخاب آزادانهٔ شغل (...) را دارد.

همچنین در بسیاری از قوانین اساسی کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم نوعی از خدمت سربازی در آن جا جریان داشته و یا هنوز دارد یا احتمال آن را در هنگامهٔ جنگ می‌دهند، حقوق مشابهی در نظر گرفته شده است.
برده‌داری

        خدمت سربازی شخصیت فرد را در معرض نظامی‌گری (جنگ‌گرایی) قرار می‌دهد. این خدمت نوعی بردگی است. اینکه ملت‌ها تحت تأثیر روزمرگی آن را تحمل می‌کنند، دلیل دیگری برای اثبات تأثیر ناتوان‌کنندهٔ آن است.
        - آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، اچ جی ولز، برتراند راسل و توماس مان در اعلامیه‌ای که بر علیه خدمت سربازی و آموزش نظامی جوانان در سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۸) صادر کردند.[۳۷] [۳۸]

برخی گروه‌ها همچون آزادی‌خواهان، معتقدند از آن جایی که خدمت وظیفه عمومی اجباری است پس نوعی بردگی به حساب می‌آید.[۳۹] بنابر متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده، برده‌داری یا هر نوع خدمت غیر ارادی ممنوع است مگر اینکه بخشی از مجازات مجرمین باشد. در نتیجه گروه‌های مخالف، (دست کم در آمریکا) خدمت وظیفه را مخالف قانون اساسی و اخلاق می‌دانند. دادگاه عالی ایالات متحده در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) حکم داد که فراخوان خدمت سربازی که برای جنگ جهانی اول صادر شد، قانون اساسی آمریکا را نقض نکرده است. دادگاه این طور بیان داشت که یکی از اختیارات محدود دولت فدرال، فرمان فراخوان سربازان وظیفه است. تنها توضیحی که همراه متمم سیزدهم قانون اساسی آمریکا در این مورد انتشار یافت و بعدها نیز بسیار مورد انتقاد قرار گرفت به این شرح است:

    در پایان، از آن جا که ما نمی‌توانیم مشخص کنیم که تحمیل خدمت سربازی توسط دولت بر شهروندی که رفیع‌ترین افتخارش دفاع از حقوق و شرافت ملت در برابر جنگی است که عالی‌ترین نمایندگان کشورش آن را اعلام کرده‌اند، تا چه اندازه به عنوان یک خدمت غیرارادی در تضاد با ممنوعیت‌های قیدشده در متمم سیزدهم قانون اساسی تلقی می‌شود، اجباراً به این نتیجه می‌رسیم که بحث پیرامون این مسأله ناقض خود آن است.

در شوروی بسیاری از سربازان وظیفه آموزش‌های بسیار ابتدایی می‌دیدند و از آن‌ها در کارهای غیرنظامی مانند ساخت خانه‌های ییلاقی برای افسران و یا برداشت سیب‌زمینی از زمین‌های کشاورزی بدون دریافت هیچ دست‌مزدی، استفاده می‌شد.[۴۰] این رویه باعث شد تا در نظام اقتصادی مبتنی بر برنامه‌ریزی دولت شوروی، انگیزه کافی برای برای تولید ماشین‌های خرمن‌کوب چندمنظوره (کمباین) در نظر گرفته نشود. با این وصف کشاورزی شوروی از فن‌آوری‌های مدرن عقب ماند.

پیش از سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۷) در بلوک مربوط به شوروی در مجارستان، بیش از نیمی از سربازان وظیفه تنها چند هفته کار با تفنگ را می‌آموختند و سپس با سرعت به «دسته‌های کار» اعزام می‌شدند و معمولاً مشغول به ساخت خطوط ریل رایگان و با کیفیت بسیار پایین می‌شدند. در همان زمان خط ریل‌های اروپای غربی توسط نیروی کار حرفه‌ای شاغل در کارخانه‌های ریل‌سازی نیمه‌خودکار و طبق بالاترین استانداردهای آن زمان ساخته می‌شدند.
تبعیض سنی

خدمت وظیفه عمومی معمولاً محدود به جوانان بوده و تقریباً هیچ وقت به شکل مساوی بین گروه‌های سنی مختلف تقسیم نشده است. جوان‌ترهایی که تأیید می‌شوند، در همان ابتدا به خدمت فراخوانده می‌شوند. مخالفان تبعیض سنی و طرفداران آزادی جوانان این طور بیان می‌کنند که خدمت سربازی مبتنی بر سن، شدیدترین تبعیض سنی است که توسط دولت بر افراد ملت اعمال می‌شود. این تبعیض را فیل اوشس در ترانه‌ای به نام «من دیگر به پیش نمی‌روم» نشان داده است: «همیشه مسن‌ترها بوده‌اند که ما را به سوی جنگ برده‌اند؛ همیشه جوانان بوده‌اند که نابود گشته‌اند».

حتی در کشورهایی که دولت آن‌ها توسط مردم انتخاب می‌شود، سن مشمولین خدمت به حدی پایین است که غالباً به آن‌ها اجازهٔ شرکت در تصمیم‌های مهم از قبیل اعزام به جنگ یا تعیین سیاست‌های مربوط به مشمولین خدمت وظیفه داده نمی‌شود. تصویب متمم بیست و ششم قانون اساسی ایالات متحده که سن رأی‌دهندگان را به ۱۸ سال کاهش می‌داد، بیشتر از آن رو انجام شد که انتقادات گسترده‌ای پیرامون بی‌عدالتی موجود در رابطه با جوانانی که علی‌رغم اعزام به خدمت سربازی اجازه رأی نداشتند بالا گرفته بود.
مشکلات ناشی از بی‌انضباطی

هیچ نیروی نظامی بدون انضباط نمی‌تواند مؤثر باشد. انضباط را می‌توان از راه روحیه گروهی یا انگیزه فعال موجود در پرسنل، آموزش داد. همچنین انضباط را می‌توان به صورت بنیادین از طریق راهنمایی‌های رهبر، در نیروها درونی کرد. به سادگی می‌توان حدس زد که داوطلبان ارتش که به میل خود به نیروهای مسلح می‌پیوندند بی‌نظمی‌های کمتری از خود نشان می‌دهند، در حالی که شهروندانی که به اجبار و به عنوان خدمت وظیفه به این نیروها اعزام می‌شوند انگیزه کمی برای خدمت دارند.

تنبیهات اعمال شده بر سربازان وظیفه نیز غالباً خشن هستند زیرا ذات این خدمت مبتنی بر اجبار است. اعدام با استفاده از جوخه آتش، در هنگام جنگ یکی از راه‌هایی بوده که در سطح ارتش‌های جهان برای پرسنل وظیفه بی‌نظم به کار برده می‌شده است. آنتونی بیور تخمین زده است که ۱٪ تا ۵٪ تلفات نیروهای وظیفه در جنگ جهانی دوم مربوط به اینگونه اعدام‌ها بوده است. این ادعا را می‌توان با عبارتی از لئون تروتسکی به طور خلاصه نشان داد:

    ارتش را بدون تنبیهات نمی‌توان ساخت. اگر مجازات مرگ در زاغه مهمات فرمانده نباشد، وی نمی‌تواند توده‌های مردم را به سوی مرگ هدایت کند.تا زمانی که آن میمون‌های بی‌دم بداندیش (حیواناتی که ما به آن‌ها انسان می‌گوییم) به دست‌آوردهای فنی خود می‌بالند و ارتش‌های خود را مجهز کرده و هزینهٔ جنگ‌ها را می‌پردازند، فرمانده مجبور است که سربازان را بین مرگ محتمل در جبهه پیش رو و مرگ ناگزیر در پشت سر قرار دهد.

در نتیجه ارتش‌های دارای نیروی وظیفه بیشتر از ارتش‌های دارای نیروی داوطلب در معرض خطر تمرد نیروهای خود قرار دارند. نیروهایی که ممکن است در موارد شدید بر علیه نیروهای خودی اقدام کنند.

مشکلات ناشی از بی‌نظمی زمانی وخیم‌تر می‌شوند که پرتوان‌ترین جوانان بر خلاف اراده خود مجبور به خدمت تحت فرماندهی افرادی شوند که به نظر آن‌ها هوش و استعداد کمی دارند و اینکه آن‌ها باید بی‌چون و چرا از این فرماندهان اطاعت کنند. این مسأله در دوران صنعتی‌سازی مشکلی ایجاد نمی‌کرد زیرا تنها طبقهٔ بالای جامعه به تحصیلات عالی دسترسی داشتند. اما همین مسأله در جنگ ویتنام باعث بروز مشکلاتی شد. در این جنگ دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها مجبور بودند تحت فرماندهی درجه‌دارانی که به ندرت به دانشگاه رفته بودند و عموماً حتی دبیرستان خود را به پایان نرسانده بودند، خدمت کنند.
ملی‌گرایی و نظامی‌گرایی پیشرفته

خدمت نظام وظیفه بر این فرض استوار است که ملت‌ها حقوقی دارند که فراتر از حقوق فرد است. در بیانیهٔ اینیشتین و اعلامیه ضد خدمت وظیفه مهاتما گاندی آمده است که «دولتی که فکر می‌کند حق دارد شهروندان خود را مجبور به رفتن به جنگ کند، در زمان صلح نیز توجهی به ارزش شادی و زندگی آن‌ها نخواهد داشت.» ساختار ارتش‌های بزرگ دارای نیروهای وظیفه هم‌زمان با رشد ناسیونالیسم تند در سده ۱۹ و ۲۰ میلادی بنا شد و در جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید.

در زمان صلح، خدمت وظیفه جو نظامی‌گری و تعصب خشک را در جامعه به وجود می‌آورد. بسیاری از مردان جوانی که بدون اراده به خدمت اعزام می‌شوند، به نظامی‌گری بدگمان می‌شوند زیرا ماهیت اجباری بودن خدمت وظیفه روحیهٔ کمی در سربازان ایجاد می‌کند. این مورد در کشورهایی که احساسات ملی‌گرایانه در آغاز در آن‌ها ضعیف است مانند اتریش، آلمان و سوئد و یا شرایط بی‌رحمانه‌ای در آن‌ها حاکم است بیشتر صادق است.

مردانی که آموزش نظامی دیده‌اند به مراتب بیشتر از دیگران آمادگی اظهار خشم در شرایط بحرانی را دارند. همچنین این نوع خدمت می‌توانددر سربازان وظیفه احساسات میهن‌گرایانه شدید، تبعیض جنسیتی یا تبعیض نسبت به کسانی به خدمت نمی‌روند ایجاد کند.
توجیه حمله به شهروندان

خدمت وظیفه یکی از اجزای جنگ همه‌جانبه است و این خدمت می‌تواند به عنوان یک سیاست قانونی برای توجیه خواستهٔ دولت مبنی بر اینکه فداکاری‌های دیگری نیز باید از سوی شهروندان صورت گیرد به نظر آید. دادرس لوئیس برندیس می‌گوید: «اگر اجازه فراخوان خدمت وظیفه داده شود، تمام عذرها از بین می‌روند.» [۴۱] با استدلال می‌توان گفت که این وضع منجر می‌شود تفاوت‌های بین شهروندان و نظامیان از میان برود تا شهروندان نیز مورد هجوم قرار گیرند. برای مثال می‌توان به بمباران یکسره شهرها از سوی هر دو طرف جنگ در طول جنگ جهانی دوم و در مورد خاص به کشتار می لای اشاره کرد. به تازگی در ادبیات نظامی باب شده است که تلفات شهروندان در طول جنگ را «خسارت موازی» بنامند، هر چند که مرگ این افراد قابل پیش‌بینی است. در حقیقت در طول سده گذشته، تلفات شهروندان نسبت به تلفات نظامیان در صحنه نبرد رشد زیادی داشته است.
کیفیت

یکی از اعتراضاتی که نسبت به خدمت وظیفه وجود دارد این است که کیفیت خدمت سربازان وظیفه پایین‌تر از سربازان داوطلب است. نخست اینکه مدت کوتاه خدمت اجازه رشد مهارت‌های نظامی را به شخص نمی‌دهد. دوم اینکه امکان افت روحیه در نیروهای وظیفه زیاد است که این امر به افت کیفیت نیز کمک می‌کند در حالی که افسران و درجه‌داران پایور می‌کوشند بر این مشکلات فائق آیند.

بزرگ‌ترین مشکل این است که سرعت آموزش باید با سرعت یادگیری کم‌یادگیرترین سرباز تنظیم شود. این واقعیت به همراه مدت کوتاه خدمت باعث می‌شود تا کیفیت کار نیروهای وظیفه پایین‌تر آید. بنابر این یگان‌های ویژهٔ تمام ارتش‌هایی که از نیروهای وظیفه استفاده می‌کنند کاملاً از نیروهای داوطلب تشکیل شده است، مانند رنجرهای چترباز در ارتش فنلاند.

همچنین آموزش نظامی نیروهای وظیفه تقریباً بسیار ساده است. در موارد معدودی اتفاق می‌افتد که آموزش آنان فراتر از نظام جمع، تیراندازی، آموزش ابتدایی مربوط به شاخه خدمتی و سلاح‌های خدمتی و آموزش ساده صحنه نبرد باشد. همچنین در بسیاری از کشورها به جای استقاده از سربازان در خدمات محترمانهٔ نظامی از آن‌ها به عنوان کارگران کم‌خرج خدماتی با نام‌هایی چون «گردان کار» یا «یگان خدمات» و غیره در اعمالی چون کشاورزی و ساخت زیربناها استفاده کرده و می‌کنند.
اقتصاد

برخی بر این باورند که نسبت هزینه خدمت سربازی در زمان صلح به سود به دست آمده از آن، بسیار زیاد است.[۴۲] ماه‌ها یا سال‌ها خدمت بی بهره باعث کم شدن باروری اقتصاد می‌شود. هزینه آموزش (و در برخی کشورها هزینه دستمزد) را هم به این مقدار بیافزایید. با وجود این حجم بالای هزینه، بسیاری می‌گویند که این خدمت از نظر مالی زیان‌دهی دارد. از این رو است که کشورهای اروپایی بعد از پایان جنگ سرد به تدریج اقدام به برچیدن خدمت وظیفه عمومی نمودند. این روند تا آنجا پیش رفت که تا سال ۲۰۱۰ تنها ۶ کشور از کشورهای اتحادیه اروپایی هنوز به اجباری نمودن گذراندن این دوره برای جوانانشان نمودند.[۴۳]

خدمت نظامی را می‌توان به هر کاری ربط داد. هزینه‌های کار هیچ گاه حتی بدون پرداخت دستمزد نیز ناپدید نمی‌شوند. نتیجه کار سربازان وظیفه به سادگی ضایع می‌شود؛ کار غیرارادی (اجباری) به شدت نارسا است و سربازان حقوق خود را به داوطلبان می‌بازند. هنگامی که در جنگ، شهروندان زبردست را مجبور به این کنند که به عنوان سرباز آماتور بجنگند، تأثیر آن بسیار شدید خواهد بود. نه تنها تلاش نیروهای وظیفه از دست می‌رود و سودمندی آن‌ها نابود می‌شود بلکه پرنسل وظیفه زبردست نیز نمی‌توانند دوباره به راحتی جایگاه خود را در جامعه به دست آورند. هر سرباز وظیفه‌ای که به اجبار به ارتش آورده می‌شود از کار خود خارج شده و در نتیجه او دیگر نمی‌تواند به اقتصاد مملکت که پایه مالی ارتش است، کمک کند. این مورد در کشورهایی که وضعیت پیشاصنعتی دارند و سطح آموزش پایین است مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا کارگران شاغل در این گونه کشورها را به راحتی می‌توان جایگزین یکدیگر کرد. اما این وضع در کشورهایی که وضعیت پساصنعتی دارند و سطح آموزش در آن‌ها بالاست، متفاوت است به شکلی که نیروی کار در آن جا بسیار پیچیده بوده و یافتن جایگزین برای جای خالی سربازان وظیفه در سطح جامعه مشکل است. حتی می‌توان وضعیت‌های حادتری را برای اقتصادی متصور شد که نیروی کار حرفه‌ای آن به عنوان سرباز آماتور در جنگ کشته شود یا تا پایان زندگی معلول گردد. در این وضعیت سودمندی او برای جامعه بازگشت‌ناپذیر خواهد شد.[۴۴]
ابزاری برای انقیاد جامعه

اعتراض دیگری که توسط مخالفان خدمت وظیفه بیان می‌شود از آن جهت است که این خدمت را ابزاری برای حکومت‌های دیکتاتوری می‌دانند که قصدشان کنترل و بازآموزی عده‌ای از مردم است به جای آنکه این خدمت وسیله‌ای برای مردم ستم‌دیده برای نفوذ به نظام برای ایجاد پایگاه قدرت در آن حکومت‌های دیکتاتوری باشد. همچینین این طور بیان می‌شود که از آن رو که در نیروهای مسلح به طور سنتی همه چیز به جای دموکراسی مبتنی بر فرماندهی و فرمان‌بری است، خدمت وظیفه ابزاری بسیار مؤثر برای القاء اطاعت و پیروی بی قید و شرط در جامعه است به جای آنکه به مردم‌سالاران اجازه کنترل ارتش داده شود. شاهد این مدعا این واقعیت است که ارتش آلمان نازی Reichswehr را از یک ارتش کاملاً داوطلب در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۲) به Wehrmacht که کاملاً مبتنی بر پرسنل وظیفه بود تبدیل کرد.

همچنین تقریباً همهٔ حکومت‌های دیکتاتوری معاصر (مانند سوریه، کره شمالی و عراق تحت حکومت صدام حسین) دارای خدمت وظیفه هستند. تقریباً تمام حکومت‌های دیکتاتوری سابق به شدت متکی بر این بودند که همهٔ مردان بالغ به خدمت وظیفه بروند (به جز دیکتاتوری نظامی برمه که یک استثنای برجسته بود). حکومت‌های دیکتاتوری نظامی سابق در کشورهای ترکیه، یونان، اسپانیا، شیلی، آرژانتین، برزیل، اندونزی و لیبی در طول حیات خود همچون کشورهای سابقاً کمونیست مانند اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از نیروهای وظیفه استفاده می‌کردند.
بحث‌هایی در دفاع از دوره خدمت وظیفه عمومی
آموزش با ارزش

برخی از متفکران متمایل به کمونیسم این طور بیان می‌کنند که خدمت وطیفه در زمان صلح ابزاری ایده‌ال برای آموزش مهارت‌های مهم همچون کمک‌های اولیه، شنا و زنده ماندن در شرایط سخت است. ایشان همچنین بر این باورند که خدمت وظیفه، نیروی کار منظم‌تر و ماهرتری را برای جامعه می‌سازد زیرا مردان و زنانی که پس از پایان خدمت به جامعه باز می‌گردند، مهارت‌های توسعه‌یافته خود را به جامعه انتقال خواهند داد.
گذرگاه مردانگی

در بسیاری از کشورها، خدمت وظیفه راهی برای گذر به مردانگی تلقی می‌شود. مردان بالقوه آزمایش می‌شوند که آیا می‌توانند سختی آموزش‌های نظامی را تاب بیاورند و این حق را به دست بیاورند که به آن‌ها لقب مرد اطلاق شود. خدمت نظامی در کشورهایی که شامل این خدمت می‌شوند آزمایش مردانگی تلقی می‌شود. خدمت وظیفه می‌تواند رفاقت و همراهی را به سربازان الهام کند و گروهی از مردم را متحد سازد. تمام مردان تن‌درست به همراه یکدیگر تحت یک فرماندهی چنین احساسی داشته‌اند. این امر می‌تواند انحاد و روحیه ملی در مردم ایجاد کند.
نیروی برعلیه کودتاهای نظامی

برخی بر این باورند که خدمت وظیفه باید به دموکراسی متصل باشد. یک ارتش حرفه‌ای می‌تواند یک دولت در دولت خطرناک باشد. ارزش‌های نظامی مانند اطاعت بلا شرط از دستورها و احترام به سلسله مراتب فرماندهی به راحتی می‌تواند توسط دیکتاتورهای بالقوه مورد سوء استفاده قرار گیرد. افرادی که به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به نظام‌های استبدادی تمایل دارند به راحتی به نیروهای مسلح جذب می‌شوند. همچنین در زمان‌های رکود اقتصادی و بیکاری، ارتش می‌تواند تنها شغل ممکن برای مردم یا اقلیت‌های تحقیرشده باشد (این واقعیت تأثیر مهمی در رشد نظامی‌گری ژاپنی داشت). این گونه افراد ممکن است ارتش را به مثابه خانه خود تلقی کرده و آن را فراتر از دولت در نظر گیرند.

از سوی دیگر، دیکتاتورهایی که به قدرت رسیدند مانند ناپلئون بوناپارت، آدولف هیتلر و صدام حسین از این خدمت استفاده کرده‌اند. مهم‌ترین سوءقصد به جان هیتلر نیز از سوی بخش حرفه‌ای ارتش وی اتفاق افتاد.

همچنین باید به خاطر داشت که کودتای ترکیه در سال ۱۹۸۰ و بسیاری از کودتاهای دیگر از آن جهت صورت گرفتند که ارتش از نتیجه انتخابات مردمی ناراضی بود اما این واقعیت نیز باید گفته شود که ترکیه ارتشی متکی به نیروهای وظیفه نیز داشت.
تعداد نفرات

کشورهای کوچک انتخاب‌های زیادی برای تشکیل ارتش بزرگ دارند. یکی از آن‌ها این است که تمام مردان تن‌درست را به ارتش بفرستند. با این شیوه بود که سوییس توانست با وجود حملات مکرر در طول تاریخ مستقل بماند.[۴۵] چریک‌های سوئیسی آن قدر موفق بودند که سبک جنگی و سلاح آن‌ها به سرعت توسط دشمنانشان مورد تقلید قرار گرفت.[۴۶] در عوض این کار باعث شد که سوییس تا حد سربازان مزدور مشهور گردد؛ بسیاری از حاکمان حتی برای خود گارد سوییسی تشکیل دادند. شهرهای تجاری فلاندرزی در سده ۱۴ میلادی نیروهای چریکی به وجود آوردند که حتی می‌توانستند ارتش‌های شوالیه‌ها را نابود کنند. نبرد مشهور مهمیزهای زرین در سال ۱۳۰۲ میلادی (۶۸۰) نمونهٔ خوبی برای این مدعا است.

از دیگر انتخاب‌های موجود برای دفاع ملی می‌توان به عضویت در ائتلاف‌های نظامی مانند ناتو اشاره کرد. کشورهایی همچون بلژیک و لوکزامبورگ نمونه‌های خوبی در این مورد هستند. سوییس در ابتدا به عنوان مؤتلف نظامی بین بلوک‌های مستقل کار خود را آغاز کرد. با این حال عضویت در این ائتلاف‌ها باعث کاهش استقلال کشورها و وابستگی آن‌ها به مؤتلفین نیرومندتر می‌شود. چندین عضو ناتو همچنان دارای خدمت وظیفه هستند، پس در نتیجه عضویت در ائتلاف، مانعةالجمع خدمت سربازی در این کشورها نمی‌باشد.

همچنین کشورهای کوچک ثروتمند می‌توانند ارتش‌های مزدور برای خود استخدام کنند. این رویکرد نیازمند داشتن ثروت و همچنین وجود مردانی برای استخدام شدن است. به علاوه اینکه در این شیوه باید ابزارهایی در نظر گرفته شوند تا مزدوران یاغی نشوند.

نگهداری از تعداد سربازان در یک ارتش حرفه‌ای با وجود فرسایش نیروها که از قدیم در طول جنگ‌ها معمول بوده به ویژه هنگام جنگ‌های طولانی بسیار مشکل است. مسئله‌ای که باعث پیچیده‌تر شدن وضع در مواقع جنگ می‌شود این واقعیت است که خدمت نظامی در آن هنگام غیر جذاب می‌شود حتی اگر جنگ از حمایت گسترده‌ای برخوردار باشد. به همین دلیل بود که ارتش متحد و ارتش بریتانیا در جنگ جهانی اول پس از چند سال جنگ و خسارات ناشی از آن، رو به سربازان وظیفه آوردند.

با این که خدمت وظیفه تعداد نیروها را افزایش می‌دهد اما کیفیت را بالا نمی‌برد. نیکولو ماکیاولی می‌خواست یک ارتش متشکل از نیروهای وظیفه در فلورانس تشکیل دهد که به فاجعه ختم شد؛ نیروهای وظیفه آموزش یا تجربه کافی نداشتند و در انجام مانور و مشق نظامی ناشی بودند. اگر نیروهای وظیفه تنها در هنگام بحران آموزش ببینند، محدودیت‌های زمان و منابع تنها اجازه آموزش‌های ابتدایی را به دولت می‌دهد؛ چیزهای دیگر را باید در صحنه نبرد آموخت. در نتیجه می‌توان در زمان صلح با آموزش یک نیروی بزرگ که در زمان جنگ به کار آید از این مشکلات اجتناب کرد. کیفیت نیروهای ذخیره باید با تمرین‌های ثابت و مستمر مراقبت شود. در بسیاری از کشورهایی که نظام خدمت وظیفه در آن‌ها برقرار است طول (و کیفیت) آموزش نظامی پرسنل وظیفه تقریباً مشابه ارتش‌های حرفه‌ای است.

تلفات نیروهای وظیفه در صحنه نبرد غالباً زیاد است اما تلفات تعداد نفرات محدود به این واقعیت است که تأمین مردان تن‌درست در یک ملت پایان‌ناپذیر نیست. همچنین هر حکومتی که تن به تأمین مالی جنگ‌های طولانی‌مدت با استفاده از نیروهای وظیفه می‌دهد، خود را در معرض خطر از دست دادن حمایت مردمی و حاکمیت قرار خواهد داد. در این مورد، کشورهای دموکراتیک تنها زمانی حاضر به استفاده وسیع از نیروهای وظیفه می‌شوند که جنگشان بر سر موجودیت کشورشان باشد. اما برای پیگیری منافع ملی یا قشون‌کشی‌های خارجی همچنان وجود ارتش حرفه‌ای لازم است.

از نیروهای وظیفه می‌توان در دیگر وظایف رزمی مانند استقرار در مناطق مهم، امنیت داخلی، حفاظت از راه آماد استفاده کرد تا نیروهای حرفه‌ای بتوانند در جبهه‌ها آسوده‌تر بجنگند.
کیفیت

کیفیت کار نیروهای وظیفه در بسیاری از کشورها پایین است. همچنین دولت‌ها نسبت به آموزش حرفه‌ای آنان بی‌میل هستند. اما در برخی از کشورها که خدمت وظیفه در آن‌ها جریان دارد تنوع کارکنان نیروهای وظیفه بزرگترین مزیت آن‌ها تلقی می‌شود. [۴۷] مورد دیگر این است که افرادی نیز هستند که توسط نیروهای حرفه‌ای استخدام نمی‌شوند اما این افراد در اقلیت هستند و می‌توان در موارد شدید ایشان را به دلایل پزشکی ترخیص کرد.

با این حال نیروهای وظیفه ممکن است دارای بهترین جوانانی باشند که به هیچ وجه به ارتش حرفه‌ای نپیوندند. بسیاری از نیروهای وظیفه از لایه‌های اجتماعی هستند که شغل موفق یا تحصیل آنها بهتر از خدمتشان تلقی می‌شود. این افراد را می‌توان با آسانی برای مشاغل فنی و فرماندهی به کار گرفت. اگر جایگاه درجه‌داران جوان و افسران توسط نیروهای وظیفه پر شود، اندازه و هزینهٔ کادر حرفه‌ای (پایوران) بسیار کم می‌شود.[۴۷] در طول زمان هنگامی که این نیروهای وظیفه مسن‌تر شده و تبدیل به نیروهای ذخیره شده‌اند از حالت جنگی دور می‌شوند اما می‌توان آن‌ها را دوباره آموزش داد و به طور اضطراری در مشاغلی که با شغل اجتماعی آن‌ها سازگار باشد گماشت. برای مثال، از یک مدیر حمل و نقل که یک افسر ذخیره نیز هست، می‌توان به عنوان فرمانده لجستیکی یک گردان در زمان جنگ استفاده کرد.[۴۸][۴۹] پیشرفت گسترده ارتش مصر بین جنگ شش روزه و جنگ یوم کیپور به این دلیل بود که از دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها که پیش از آن از خدمت معاف می‌شدند به عنوان پرسنل وظیفه در پست‌های نظامی استفاده شد.

در زمان جنگ به ویژه هنگام جنگ‌های طولانی مانند جنگ جهانی دوم تفاوت‌های بین نیروهای وظیفه و حرفه‌ای به تدریج کم می‌شود. در آن هنگام فرماندهان، تجربه جنگی سربازان و یگان‌ها را به عنوان معیار سنجش کیفیت نیروها در نظر می‌گیرند. در نتیجه سربازان وظیفه‌ای که در عملیات‌های نظامی شرکت کرده باشند بسیار بیشتر از ارشدهای حرفه‌ای تازه‌کارشان ارزش خواهند داشت.

بدترین مشکل این است که آموزش باید مطابق توان بدنی و بهره هوشی ضعیف‌ترین جوانان طراحی شود. با این حال می‌توان با جدا کردن نیروهای وظیفه به گروه‌های مختلف از این مشکلات پیشگیری کرد. حتی ضعیف‌ترین نفرات هم می‌توانند مهم‌ترین نقش‌ها را در وظایفی آمادی به عهده بگیرند تا در همین حین نفرات توانمند، برای متخصص شدن دوره ببینند.[۵۰]

در بسیاری از مواقع هم‌خدمتی‌های سربازان وظیفه مشکلات اجتماعی دارند، مثلاً برخی مجرم، قلدر، معتاد یا جامعه‌ستیز هستند. خدمت این افراد در ارتش باعث بروز مشکلات زیادی می‌شود. این نفرات توانایی‌های یگان را از بین برده و حتی ممکن است امنیت دیگران را به خطر اندازند. برخی از کشورها این مشکل را تشخیص داده‌اند و کوشیده‌اند از ورود مشکل‌سازان بالقوه پیش از اعزام به خدمت مثلاً از طریق معافیت پزشکی جلوگیری کنند.[۵۱] از دیگر سو در برخی کشورها (مانند روسیه) مشکلات مربوط به این مسائل بسیار وخیم‌تر است. همچنین بحثی وجود دارد مبنی بر این که اگر این مشکل را تحت عنوان بزهکاری نوجوانان طبقه‌بندی کنیم در نتیجه ارتش به عنوان «مدرسه مردان» عمل می‌کند. با دادن مسئولیت به جوانان می‌توان پیشرفت آن‌ها را مشاهده کرد و رفتارهای مجرمانه را در آن‌ها به حداقل رساند. مشکل آن جاست که ذات اجباری بودن خدمت وظیفه در ارتش‌ها، سربازان را به سمت عدم پذیرش مسئولیت سوق می‌دهد و بسیار محتمل است که رفتارهای جامعه‌ستیز به جای کم شدن در آن‌ها افزایش یابد.
انگیزه‌های سیاسی و اخلاقی

ژان ژاک روسو با حرارت بسیار بر ضد ارتش‌های حرفه‌ای داد سخن می‌داد و معتقد بود که این حق و امتیاز هر شهروندی است که در دفاع از کل جامعه شرکت داشته باشد و واگذاری آن به نیروهای حرفه‌ای نشانهٔ انحطاط اخلاقی مردم است. او این باور خود را بر این پایه استوار کرده بود که جمهوری روم زمانی به سقوط نزدیک شد که ارتش خود را از حالت وظیفه به حرفه‌ای تبدیل کرد.[۵۲] همچنین ارسطو ارتباط بین تقسیم خدمت وظیفه بین توده مردم و نظم سیاسی کشور را مهم تلقی می‌کرد.[۵۳]

در برخی از ایدئولوژی‌ها و فرهنگ‌ها مانند آن‌هایی که بر نظام اشتراکی یا بر تمرکز قدرت متکی هستند، ارزش جامعه بیش از ارزش افراد تلقی می‌شود. این ایدئولوژی‌ها و جهان‌بینی‌ها به دولت حق می‌دهند که جان اعضای کشور را برای دفاع از صلاح همگانی به خطر اندازد. خدمت وظیفه در کشورهایی که نظام حاکم بر ایدئولوژی‌های جامعه‌محور، جهان‌بینی و دین مبتنی می‌باشد راهی طبیعی برای تشکیل ارتش است. برخی دیگر از طرفداران خدمت وظیفه مانند ویلیام جیمز بر این باورند که ارتش و خدمت ملی راهی برای القای مردانگی در جوانان تازه‌بالغ و همچنین ایجاد حس «فداکاری» و «انکار نفس» در آنان است.[۵۴][۵۵]

خدمت وظیفه در جریان جنگ‌های همه‌جانبه تنها راه پیش روی ملل کوچک است تا بتوانند با ساخت یک ارتش پر توان بدون تکیه بر متحدین به دفاع از خود بپردازند. این مورد به ویژه زمانی مهم به نظر می‌رسد که ارتش کشور متخاصم بسیار بزرگتر باشد. در این مواقع یک نیروی داوطلب صرف‌نظر از کیفیت، غالباً نمی‌تواند روبروی قوای دشمن دوام بیاورد.

حق حاکمیت در به خدمت گرفتن شهروندان را می‌توان در اصول سودمندگرایی نیز یافت. اگر با ریخته شدن خون چند سرباز بتوان به منافع بزرگتر رسید، ملت باید خواهان این فداکاری باشد. با این فرض باید این حق را به دولت داد تا از شهروندان برای رسیدن به منافع مهم‌تر برای بشر استفاده کند.

خدمت وظیفه در بریتانیا معمولاً به خاطر داشتن پتانسیل‌هایی از قبیل ناملایمات سودمند یا اصلاح رفتار ستایش شده است.[۵۶] برخی که در این مورد نظر داده‌اند بر این باورند که نظام ارتش بسیار بهتر از نظام قضایی می‌تواند با مجرمان برخورد کند[۵۷] و یا جوانان با آموزش‌های نظامی و خدمت در ارتش راحت‌تر با جامعه وفق پیدا می‌کنند یا حتی عده‌ای بر این باورند که مجرمان را برای جنگیدن باید به عراق فرستاد.[۵۸]
اقتصاد

در جریان جنگ‌های بسیار بزرگ (مانند جنگ جهانی دوم) تشکیل ارتشی که کاملاً متکی به نیروهای داوطلب باشد، نیاز به افزایش شدید مالیات یا کسر بودجه دارد. در این‌گونه موارد ضرر حاصل از به خدمت گرفتن نیروهای وظیفه بسیار کمتر از افزایش مالیات‌ها است. پژوهشی در تأثیرات مالی ناشی از خدمت وظیفه در جریان جنگ جهانی دوم نشان داد که یک ارتش داوطلب هم به همان میزان می‌توانست در رشد اقتصادی مضر باشد.

ارتش بریتانیا تخیمن زده است که در یک ارتش حرفه‌ای، یک گروهان متشکل از کادر ثابت که به عنوان نیروهای حافظ صلح به خارج از کشور اعزام شده است برابر با سه گروهان در کشور است. حقوق آنان کاملاً از بودجه ارتش پرداخت می‌شود.

خدمت وظیفه همچنان در بسیاری از کشورها به ویژه در آسیا به عنوان راهی برای سربازگیری استفاده می‌شود. بر خلاف آن‌ها داوطلبان نیروهای ذخیره تا زمانی که اعزام نشده‌اند در مشاغل غیرنظامی خود مشغول به کار خواهند بود.