اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

برنهارت ریمان

گئورگ فردریش برنهارد ریمان (به آلمانی: Georg Friedrich Bernhard Riemann) ‏ (۱۷ سپتامبر ۱۸۲۶ - ۲۰ ژوئیه ۱۸۶۶) ریاضی‌دان آلمانی بود که کارهایش در زمینهٔ آنالیز و هندسه دیفرانسیل پایهٔ ریاضی نظریه نسبیت عام شد. ریمان یکی از تأثیرگذارترین ریاضیدانان قرن نوزدهم میلادی بود و علی‌رغم این‌که آثار نسبتاً کمی منتشر کرد، اما اثری شگرف بر ریاضیات قرن بیستم گذاشت و نام او در جای‌جای نظریات و اصطلاحات ریاضی دیده می‌شود.

این ریاضیدان آلمانی در خانواده‌ای مذهبی و تهی‌دست به دنیا آمد. در سال ۱۸۴۶ وارد دانشگاه گوتینگن شد و با اقبالی بلند به‌شاگردی فردریک گائوس، برجسته‌ترین ریاضیدان معاصرش مفتخر گردید و با ارائهٔ مقالات و طرح مباحث هوشمندانه و خلاقانه توجه وی را به‌خود معطوف ساخت. زمانی که گاوس از او خواست برای رسالهٔ دکترایش، مقاله‌ای دربارهٔ هندسه بنویسد. ریمان به‌مدت دو ماه سایر مطالعاتش را معوق گذاشت و چنان مقالهٔ درخشانی نوشت که گاوس نیز با خواندن آن شگفت‌زده شد و زبان به‌تحسین شاگردش گشود.

یکی از شاهکارهای ریمان مقالهٔ مهم او راجع به‌نظریهٔ اعداد است. گفته‌اند که بصیرت ریاضی ریمان عمیقاً هندسی بوده، ولی این مسأله در مورد این اثر مصداق ندارد. ریمان در این مقاله به‌بررسی خواص اعداد اول و ویژگی‌های تابعی می‌پردازد که به‌تابع زتای ریمان معروف شده است. در این مقاله حدس ریمان را مطرح می‌کند که امروزه به‌عنوان مهمترین مسأله باز در سرتاسر ریاضی مطرح است.

وی با وجود ابتلا به بیماری سل و تحمل سال‌ها رنج و کسالت، لحظه‌ای از تلاش و علم‌آموزی غافل نبود. ریمان در سن ۳۹ سالگی و در اوج بلوغ فکری درگذشت.



هندسه بیضوی

هندسه بیضوی (به انگلیسی: Elliptic geometry) یکی از هندسه‌های نااقلیدسی است که به هندسه ریمانی نیز مشهور است.

در سال ۱۸۵۴ فریدریش برنهارد ریمان نشان داد که اگر نامتناهی بودن خط مستقیم کنار گذاشته شود و صرفاً بی کرانگی آن مورد پذیرش واقع شود، آنگاه با چند جرح و تعدیل جزئی اصول موضوعه دیگر، هندسه سازگار نااقلیدسی دیگری را می‌توان به دست آورد. پس از این تغییرات اصل توازی هندسه بیضوی بصورت زیر ارائه گردید.

اصل توازی هندسه بیضوی - از یک نقطه ناواقع بر یک خط نمی‌توان خطی به موازات خط مفروض رسم کرد.

یعنی در هندسه بیضوی، خطوط موازی وجود ندارد. با تجسم سطح یک کره می‌توان سطحی شبیه سطح بیضوی در نظر گرفت. این سطح کروی را مشابه یک صفحه در نظر می‌گیرند. در اینجا خطوط با دایره‌های عظمیه کره نمایش داده می‌شوند. بنابراین خط ژئودزیک یا مساحتی در هندسه بیضوی بخشی از یک دایره عظیمه است.

در هندسه بیضوی مجموع زوایای یک مثلث بیشتر از ۱۸۰ درجه است. در هندسه بیضوی با حرکت از یک نقطه و پیمودن یک خط مستقیم در آن صفحه، می‌توان به نقطهٔ اول باز گشت. همچنین می‌توان دید که در هندسه بیضوی نسبت محیط یک دایره به قطر آن همواره کمتر از عدد پی است.

اصل توازی اقلیدسی

اصل توازی اقلیدسی که به اصل پنجم اقلیدس نیز معروف است (چون پنجمین اصل از اصول اقلیدس در هندسه است) این‌گونه‌است: اگر دو خط راست به‌وسیلهٔ یک خط سوم قطع شوند، در همان طرفی از خط سوم که زوایای داخلی، مجموع کوچک‌تر از دوقائمه تشکیل می‌دهند یک‌دیگر را قطع می‌کنند.

این اصل در شکل امروزی آن اینگونه بیان می‌شود: اگر دو خط به وسیلهٔ موربی چنان قطع شوند که مجموع اندازهٔ درجه‌های دو زاویهٔ درونی واقع در یک طرف مورب کمتر از ۱۸۰ درجه باشد، آنگاه این دو خط یک‌دیگر را در همان طرف مورب تلاقی می‌کنند. شکل مشهورتر این اصل چنین است: به ازای هر خط l و نقطهٔ p غیر واقع بر آن تنها یک خط مانند m وجود دارد چنانکه از p می‌گذرد و با l موازی است. این اصل را به این شکل نخستین بار جیرولامو ساکری طرح کرد.

صورت‌بندی جدیدی از اصل توازی اقلیدسی، اصل هم‌ارزی نامیده می‌شود. در این صورت‌بندی اصل توازی اقلیدسی به این شکل بیان می‌شود که: از یک نقطه خارج یک خط فقط یک خط به موازات آن می‌توان کشید. از آن‌جا که نخستین بار جان پلی‌فیر این اصل پنجم را به این شکل صورت‌بندی کرد به اصل پلی‌فیر هم مشهور است.

محتویات

    ۱ جانشین‌های پیشنهادی
    ۲ هندسه‌های دیگر
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته

جانشین‌های پیشنهادی

چند جانشین دیگر برای این اصل پیشنهاد شده‌است:

    حداقل یک مثلث وجود دارد که مجموع سه زاویهٔ آن برابر با ۱۸۰ درجه‌است.
    دو مثلث متشابه غیر متساوی وجود دارند.
    دو خط مستقیم وجود دارند که همه جا از هم به یک فاصله‌اند.
    بر هر سه نقطهٔ غیر واقع بر یک خط می‌توان دایره‌ای گذراند.
    بر هر نقطهٔ داخل زاویه‌ای کمتر از ۶۰ درجه می‌توان خط مستقیمی کشید که هر دو ضلع زاویه را قطع کند.

هندسه‌های دیگر

این اصل مناقشه برانگیزترین اصل از اصول پنج‌گانهٔ هندسهٔ اقلیدسی است. کنکاش برای طرح این اصل به عنوان قضیه و اثبات آن با توجه به چهار اصل ماقبلش منجر به ابداع اصل توازی جدیدی شد. اصل توازی هذلولوی و اصل توازی ریمانی در سده‌های اخیر هندسه‌های جدیدی را به وجود آوردند که به هندسهٔ هذلولوی یا هندسهٔ لباچفسکئی و هندسهٔ ریمانی یا هندسهٔ بیضوی مشهورند.

هندسه هذلولوی

هندسه هذلولوی (به انگلیسی: Hyperbolic geometry) یکی از هندسه‌های نااقلیدسی است که به هندسه لباچفسکی نیز مشهور است.

نام انگلیسی این نوع هندسه، یعنی (Hyperbolic)، از کلمهٔ یونانی هیپربالئین به معنی "افزایش یافتن" گرفته شده‌است که در آن فاصلهٔ میان نیم‌خط‌ها در اصل توازی افزایش می‌یابد.

هدف از ابداع هندسه هذلولوی پیدا کردن مدل هندسی بود که در آن برای هر نقطه p و هر خط L تعداد نامتناهی خط گذرنده از p و عمود به L موجود باشد. در بعد دو مدلهای اساسی هندسه هذلولوی عبارتند از دیسک پوانکاره و نیم صفحه بالا.
نیم صفحه بالا

در این مدل هندسه هذلولوی کوتاهترین مسیرها (ژئودزیک‌ها) عبارتند از خطهای عمودی و نیم دایره‌های عمود بر محور x. در هندسه ریمانی چنین هندسه با متریک ریمانی زیر به دست می‌آید.

\frac{dx^2+dy^2}{y^2}

انحنای این متریک ثابت و برابر -۱ می‌باشد.

مربع

مربع یا چهارگوش در هندسه یک چهار ضلعی منتظم است به عبارت دیگر خمی بسته‌است که چهار ضلع دارد که همهٔ این ضلع‌ها با هم برابر اند و با یکدیگر دو به دو زاویهٔ ۹۰ درجه یا راست می‌سازند.[۱] تعریف دیگر برای مربع عبارت است از: مربع، راست‌گوشه‌ای یا مستطیلی است که ضلع‌های مجاورش طولی برابر دارند. یک مربع که نام چهار گوشه‌اش ABCD باشد به صورت ABCD \square نمایش داده می‌شود.

مربع حالت دو بُعدی یا n=۲ از خانوادهٔ ابرمکعب‌ها و n-ابرهشت‌وجهی‌ها است.

محتویات

    ۱ شناسه
    ۲ پیرامون و سطح
    ۳ دستگاه مختصات و معادله‌ها
    ۴ ساخت
    ۵ ویژگی‌ها
    ۶ هندسهٔ نااقلیدوسی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

شناسه

یک چهارضلعی محدب یک مربع است اگر و تنها اگر یکی از شرط‌های زیر را داشته باشد:[۲][۳]

    یک راست‌گوشه با دو ضلع مجاور برابر.
    یک چهارضلعی با چهار لبهٔ برابر (ضلع برابر) و چهار زاویهٔ راست.
    یک متوازی‌الأضلاع با یک زاویهٔ راست و دو ضلع مجاور برابر.
    یک لوزی با یک زاویهٔ راست.
    یک لوزی با چهار زاویهٔ برابر.
    یک چهارضلعی که قطرهای آن با هم برابرند و بر یکدیگر عمودند و هم دیگر به دو نیم تقسیم می‌کنند (عمودمنصف اند) مانند یک لوزی با قطرهای برابر.

پیرامون و سطح
مساحت یک مربع برابر است با حاصل ضرب طول ضلع‌های مجاورش.

پیرامون یک مربع با ضلع n برابر است با:

    محیط: n × ۴

و مساحت آن برابر است با:

    مساحت: n۲

به صورت سنتی در ریاضی به توان دوم یک عبارت مربع آن عبارت گفته می‌شود مانند رابطهٔ بالا که در آن مساحت برابر توان دوم ضلع بود. در ادامه چنین کاربردی عبارت مربع کامل نیز به واژه نامهٔ ریاضیات افزوده شد به معنی به توان دو رساندن.
دستگاه مختصات و معادله‌ها

گوشه‌های یک مربع که مرکز آن بر روی مبدا مختصات قرار دارد و طول لبه‌های آن (ضلع) ۲ است بر روی نقطه‌های (±۱،  ±۱) جای می‌گیرد. درون این چهارگوش از تمامی نقطه‌های xi, yi ساخته شده در حالی که −۱ <xi <۱ و −۱ <yi <۱

معادلهٔ زیر:

    \max(x^2, y^2) = 1

توضیح دهندهٔ یک مربع با طول لبه‌های ۲ و مرکزی در مبدا مختصات است. این معادله به این معنا است که x۲ یا y۲ کمتر از یک اند. در این حالت شعاع دایرهٔ محیطی مربع برابر با نصف قطر مربع است و مقدار آن برابر با \scriptstyle \sqrt{2} می‌باشد. به این ترتیب معادلهٔ دایرهٔ محیطی عبارت است از:

    x^2 + y^2 = 2.

ساخت
ساخت یک مربع با کمک پرگار و خط کش بدون اندازه‌گیری.

پویانمایی روبرو چگونگی کشیدن یک مربع با کمک یک پرگار و سَتّاره را نمایش می‌دهد.

    همچنین نگاه کنید به سه بخش کردن زاویه

ویژگی‌ها

یک مربع حالت ویژه‌ای از یک لوزی (ضلع‌های برابر، زاویه‌های روبروی برابر)، یک بادبادک (دو جفت ضلع مجاور برابر)، یک متوازی‌الأضلاع (ضلع‌های روبروی موازی)، یک چهارضلعی یا چهاروجهی و یک راست‌گوشه (ضلع‌های روبروی برابر، زاویه‌های راست) است. به این معنی که مربع همهٔ ویژگی این شکل‌های هندسی نام برده شده را دارد.[۴]
هندسهٔ نااقلیدوسی

در هندسهٔ نااقلیدوسی مربع‌ها بیشتر چهارگوش‌هایی با چهار ضلع و زاویهٔ برابرند. در هندسهٔ کروی، مربع، چهارگوشی است که هر ضلع آن کمانی از دایرهٔ بزرگ است که فاصلهٔ برابر دارند در نتیجه در زاویه‌های برابر با هم برخورد می‌کنند. بر خلاف مربع در هندسهٔ مسطحه، زاویه‌های مربع بزرگتر از زاویهٔ راست گوشه است. هرچه مربع کروی بزرگتر باشد زاویه‌های بزرگتری هم دارد.

در هندسهٔ هذلولی گون مربع با زاویهٔ راست اصلاً وجود ندارد. در این هندسه مربع‌ها زاویه‌هایی کوچکتر از زاویهٔ راست دارند. هرچه مربع هذلولی گون بزرگتر باشد زاویه‌های آن کوچکتر خواهد بود.

فشار جو

فشار جو نیرویی است که در هر نقطه بر حسب وزن ستونی از هوا که در بالای آن نقطه وجود دارد، بر سطح وارد می‌شود. این فشار در سطح آبها و دریاهای آزاد در حدود ۱ کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع است. با افزایش ارتفاع از سطح زمین، به دلیل کاسته شدن ارتفاع ستون هوای قرار گرفته در بالای سطح، فشار جو کاهش می‌یابد.

این فشار با فشارسنج(بارو متر جیوه ای) سنجیده می‌شود و واحد آن میلی‌بار است. فشار هوای گرم در ظرف در بسته بیشتر است زیرا با افزایش دما جنبش مولکولی افزایش یافته و برخوردها با دیواره ظرف بیشتر میشود. (توجه کنید که این حالت در ظرفی در بسته و در حجم ثابت است) اما فشار هوا وقتی دما بیشتر شود کاهش می یابد. زیرا با افزایش دما تراکم مولکولی کم و تعداد ضربات کاهش می یابد.

رطوبت نسبی

رطوبت نسبی، نسبت رطوبت مطلق در دمای t به رطوبت اشباع در همان دما می‌نامند. به عبارت دیگر نسبت بخار آب موجود در حجم معینی از هوا در دمای t به وزن ماکزیمم بخار آبی که می‌تواند در همین حجم در دمای t داشته باشد را رطوبت نسبی می‌گویند.[۱]

با دانستن دمای تر و دمای خشک و فشار هوا می‌توان رطوبت نسبی را با استفاده از رابطه زیر به دست آورد: RH = ۱۰۰ / PSW [ PSW – (TA – TW)(PA – PS) / ۱۵۴۷٫۶-۱٫۴۷۸TW ]

TA : دمای هوا (درجه سانتی گراد)

TW : دمای تر (درجه سانتی گراد)

PA : فشار جو بر حسب (Kpa)

PS : فشار بخار آب در دمای خشک بر حسب (Kpa)

PSW : فشار بخار آب در دمای تر (Kpa)

نقطه شبنم

اگر دمای هوا به درجه‌ای برسد که در آن هوای مفروض صد در صد از بخار آب اشباع گردد (فشار ثابت)، چنین درجه‌ای به نقطه شبنم موسوم است.[۱]

محتویات

    ۱ دمای نقطه شبنم (Td)
        ۱.۱ اندازه گیری نقطه شبنم
    ۲ دمای نقطه شبنم یخی (rf)
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ محاسبه
    ۵ منابع

دمای نقطه شبنم (Td)

دمای نقطه شبنم دمایی است که هوای مرطوب برای آنکه نسبت به سطح آب به حد اشباع برسد، بایستی تا آن دما سرد شود. در این فرایند فشار هوای مرطوب P و نسبت اختلاطr ثابت می‌ماند. باید توجه داشت که در این فرایند فشار هوا ثابت می‌ماند و هیچ بخار آبی به نمونه هوا اضافه نشده و یا از آن برداشت نمی‌شود. بنابراین نسبت اختلاط هوا ثابت می‌ماند. ولی به هر حال هوا در دمای نقطه شبنم به حد اشباع می‌رسد و بنابراین مقدار نسبت اختلاط مساوی با نسبت اختلاط اشباع در این دما می‌شود. سرد شدن نسبی لایه‌ای از هوا در نزدیکی زمین در هنگام شب ممکن است دمای هوا را تا حد نقطه شبنم برساند. از آن پس از سرد شدن باعث تراکم بخار آب می‌شود. در واقع این میان فرایند اصلی تشکیل شبنم است.[۲]
اندازه گیری نقطه شبنم

برای اندازه گیری ابتدایی نقطه شبنم یک ظرف که جداره خارجی آن کاملاً صیقلی باشد، اختیار کرده و مخلوط آب و یخ در آن قرار می‌دهیم. هرگاه روی جدار خارجی ظرف با هوای مورد نظر در تماس است. به تدریج ذرات بخار آب به صورت مایع (شبنم) پیدا شده، در دمای آب را بوسیله دماسنج تعیین می‌کنیم این دما درجه اشباع یا نقطه شبنم است.[۱]
دمای نقطه شبنم یخی (rf)

نقطه شبنم یخی دمایی است که هوای مرطوب و برای آنکه در مجاورت یخ اشباع شود بایستی تا آن دما سرد شود. در این فرایند فشار هوای مرطوب p و نسبت اختلاطهای r ثابت می‌ماند.[۲]
جستارهای وابسته

    نقطه شبنم

نقطه شبنم دمایی است که در آن هوا به حد اشباع می‌رسد و به عبارت دیگر، در صورتی که در فشار ثابت ، تغییری در نسبت مخلوط ایجاد نگردد ولی دمای هوا پایین آید دمای ویژه جدیدی حاصل خواهد شد که بدان ، دمای نقطه شبنم گفته می‌شود. در هوا مقداری رطوبت وجود دارد که به صورت بخار آب است وقتی دمای هوا به قدر کافی پایین بیاید این بخار آب به حالت اشباع رسیده و تقطیر می شود هرچه قدر نقطه شبنم بالا باشد ، به این معنی است که بخار آب در هوا زیاد بوده و شبنم تشکیل می شود. رطوبت نسبی بالا نشـــــان می دهد که نقطه شبنم نزدیک به درجه حرارت هوا است. رطوبت نسبی صد درصد نشان می دهد نقطه شبنم برابر دما بوده و هوا اشباع از آب شده است. زمانی که نقطه شبنم ثابت و درجه حرارت افزایش می یابد ، رطوبت نسبی کاهش می یابد. همچنین در صورتی که در نقطه ی بارش کم باشد ، به این معنی است هوای خشک بوده و شبنم کمی تشکیل می شود. تحقیقات در مورد رطوبت موجود در جو می تواند در کنار بررسی تغییرات سایر عوامل اقلیمی در شناخت بهتر امکانسنجی باروری ابرها موثر باشد دراین بررسی داده های نقطه شبنم به عنوان معیار مناسبی برای بررسی تغییرات رطوبت موجود در هوا در طول دوره آماری 2010-1991 در نظر گرفته شده است نتایج بررسی این فراسنج هواشناسی در شمال غرب کشور نشان دادند هرچه ایستگاهی از منبع رطوبی دورتر باشد نقطه شبنم آن کم می باشد بعنوان مثال متوسط دمای نقطه شبنم ایستگاه آستارا 11.7 درجه سلسیوس در سال می باشد و این پارامتر در ایستگاه اردبیل به 3.3 و در تبریز به 1.4 درجه سلسیوس در سال کاهش می یابد. میانگین دمای نقطه شبنم در استان آذربایجان شرقی 1.8 درجه سلسیوس در سال بوده و طی دوره آماری بین 0.2- تا 4.2 درجه در نوسان می باشد . در نواحی شمالی بیشترین مقدار و در نواحی مرکزی و جنوبی استان کمترین درصد را دارد کمینه اختلاف دما با نقطه شبنم در ماههای ژانویه با 4.7 درجه و بیشینه اختلاف آنها در ماه آگوست با 15.4 درجه سلسیوس می باشد

بخار آب

هوای بدون بخار آب را هوای خشک می‌گویند. این نوع هوا در جو وجود ندارد، حتی در جو روی بیابان ها و عرض های بالا. هوای خشک به علاوه رطوبت را هوای مرطوب می‌گویند. تبخیر که عامل مرطوب ساختن هوای خشک است، از سطح اقیانوسها و آبهای سطحی و تعرق، منبع رطوبت هوا، ایجاد ابرها و بارندگی است. حداکثر بخار آب موجود در جو ۴ - ۳ درصد است.

بخار آب موجود در جوّ در متعادل نگه داشتن درجه حرارت جوّ کره زمین نقش عمده‌ای دارد. زیرا بخار آب امواج تشعشعی با طول موج بلند را جذب می‌نماید. پس اگر در جو مقدار بخار آب کم باشد، اختلاف درجه حرارت بسیار زیاد می‌شود. پس بحث در مورد متغیرهای هوای مرطوب از جمله رطوبت نسبی حائز اهمیت است.

محتویات

    ۱ رطوبت
    ۲ متغیرهای هوای مرطوب
        ۲.۱ رطوبت مطلق
        ۲.۲ رطوبت اشباع
        ۲.۳ رطوبت نسبی
        ۲.۴ فشار بخار آب
        ۲.۵ نقطه شبنم
    ۳ تغییرات رطوبت نسبی
    ۴ تبخیر: تبدیل آب از مایع به بخار
    ۵ منابع

رطوبت

برای تبدیل یک گرم آب به بخار آب در حدود ۵۴۰ کالری حرارت لازم است و این مقدار گرما از محیط اطراف جذب می‌شود. بدین جهت عمل تبخیر گرماگیر یا سرمازا است. در صورتی که در عمل میعان حرارت آزاد شده موجب ازدیاد گرمای محیط می‌شود. هر چه هوا گرمتر باشد، بخار آب بیشتری می‌تواند در هوا ذخیره شود، ولی به هر حال ذخیره بخار آب در هوا محدود است. موقعی فرا می‌رسد که اگر بخار آب وارد هوا شود، به صورت ذرات ریز آب ظاهر می‌شود. در این حالت گفته می‌شود که هوا از بخار آب اشباع شده است.
متغیرهای هوای مرطوب
رطوبت مطلق

مقدار بخار آب موجود در واحد حجم از هوا را رطوبت مطلق می‌گویند. واحد آن گرم بر متر مکعب یا میلی گرم در لیتر است. اگر فشار هوا p و فشار بخار آب e باشد، فشار هوای خشک (p - e) خواهد شد: (طبق قانون دالتون) برای اندازه گیری فشار بخار آب در ظرفی به حجم یک متر مکعب که هوای درون آن با محیط بیرون هیچگونه ارتباطی نداشته باشد، انتخاب می‌کنیم. هوای درون آن را با بارومتر اندازه می‌گیریم.

سپس مقداری اسید سولفوریک درون ظرف ریخته، دوباره فشار را اندازه می‌گیریم. تفاضل بین دو فشار اندازه گیری شده، فشار بخار آب است. پس خواهیم داشت:

m = av

a= m/v

d = m/m

که در آنm جرم بخار آب، m جرم هوای خشک، d چگالی بخار آب نسبت به چگالی هوای خشک و a وزن مخصوص هوا در شرایط متعارفی است.

(pv = p0v0 (1+ αt) → v0 = pv/p0 (1+ αt

(m= adv0 = ad pv/p0 (1+αt

این نکته حائز اهمیت است که درحالت کلی هوای خشک را گاز کامل در نظر می‌گیریم و از قانون عمومی گازهای کامل pv = RT استفاده می‌کنیم. وزن یک متر مکعب هوا ۱۲۹۳ گرم و چگالی بخار آب نسبت به هوا ۶۲٫۰ است. با در دست داشتن e فشار بخار آب و دمای محیط می‌توان m را پیدا کرد.
رطوبت اشباع

اگر مقدار حداکثر بخار آب در دمای ثابتی وارد هوا شود، گویند هوا در این درجه حرارت از بخار آب اشباع شده و دارای رطوبت اشباع می‌باشد: فشار یا کشش بخار آب را در این حالت فشار بخار اشباع شده در درجه حرارت مزبور می‌نامند.
رطوبت نسبی

بنا به تعریف، رطو بت نسبی، نسبت رطوبت مطلق در دمای t به رطوبت اشباع در همان دما می‌نامند. به عبارت دیگر نسبت بخار آب موجود در حجم معینی از هوا در دمای t به وزن ماکزیمم بخار آبی که می‌تواند در همین حجم در دمای t داشته باشد را رطوبت نسبی می‌گویند.
فشار بخار آب

جو مخلوطی است از گازهایی است که هر یک دارای فشار جزئی می‌باشند. فشار هوا در هر نقطه برابر مجموع فشارهای جزئی وارده از طرف هر گاز به انضمام بخار آب است. مقدار بخار آب موجود در هوا با مکان و زمان تغییر می‌کند. هرگاه فشار بالای سطح آب (یا زمین) در زمان معین و در دمای معین به صورت اشباع در آید، فشار جزئی بخار آب در آن زمان و دما را فشار اشباع گویند.

چنانچه هوا گرمتر شود موجب تبخیر مولکولهای بیشتری می‌شود تا آنکه فضای بالایی سطح آب (زمین) به حالت اشباع در می‌آید. بنابراین فشار بخار جزئی آب به دما بستگی دارد و با افزایش دما، فشار بخار اشباع نیز افزایش می‌یابد. هر چه دما کمتر باشد، مقدار بخار آب لازم برای رسیدن به مرحله اشباع کمتر است.
نقطه شبنم

اگر دمای هوا به درجه‌ای برسد که در آن هوای مفروض صد در صد از بخار آب اشباع گردد (فشار ثابت)، چنین درجه‌ای به نقطه شبنم موسوم است. برای اندازه گیری ابتدایی نقطه شبنم در یک ظرف که جداره خارجی آن کاملاً صیقلی باشد، اختیار کرده و مخلوط آب و یخ در آن قرار می‌دهیم. هرگاه روی جدار خارجی ظرف با هوای مورد نظر در تماس است. به تدریج ذرات بخار آب به صورت مایع (شبنم) پیدا شده، در دمای آب را بوسیله دماسنج تعیین می‌کنیم این دما درجه اشباع یا نقطه شبنم است.
تغییرات رطوبت نسبی

تغییرات شبانه روزی رطوبت نسبی برعکس تغییرات شبانه روزی درجه حرارت است. ماکزیمم آن کمی قبل از طلوع آفتاب و مینیمم آن در حدود ساعت ۲ بعد از ظهر است. تغییرات سالانه رطوبت نسبی منظم نیست و نسبت به موقعیت منطقه تغییر می‌کند. رطوبت نسبی نسبت به ارتفاع نیز کاملاً نامنظم است و نمی‌توان قاعده خاصی برای آن بیان کرد. بطوری که ممکن است در اطراف یک ابر رطوبت نسبی صد در صد باشد و در فاصله کمی از آن خیلی کمتر از این مقدار باشد.
تبخیر: تبدیل آب از مایع به بخار

در تصویر نحوهٔ تبخیر از یک آبگیر نشان داده شده است. تبخیر پدیده‌ای است که آب از مایع تبدیل به بخار می‌شود. تبخیر اولین راه بازگشت آب مایع به چرخه آب به شکل بخار آب در اتمسفر می‌باشد. مطالعات نشان داده است که تبخیر از اقیانوس‌ها، دریاها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها نزدیک به ۹۰ درصد رطوبت اتمسفرمان را تشکیل می‌دهند و ۱۰ درصد باقی‌مانده از تعرق گیاهان می‌باشد.

گرما (انرژی) برای انجام تبخیر لازم است. برای شکسته شدن پیوندهای بین مولکولی در آب نیاز به صرف انرژی است، بنابراین دلیل تبخیر آسان آب در دمای ۱۰۰ درجه سلسیوس و تبخیر بسیار کم در دمای انجماد معلوم می‌شود. وقتی که رطوبت نسبی هوا ۱۰۰ درصد است که به آن وضعیت اشباع می‌گویند، تبخیر دیگر متوقف می‌شود. فرایند تبخیر گرما را از محیط اطراف کسب می‌کند و به همین دلیل است که هنگام تبخیر از روی پوست، شما احساس خنکی می‌کنید.

آهک

آهک یا اکسید کلسیم یا کلسیم اکسید (به انگلیسی: Calcium oxide) (CaO) جسمی است سفید رنگ، جذب کنندهٔ رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست می‌آید.

محتویات

    ۱ شناخت
    ۲ جنس آهک
    ۳ آهک مرده و آب آهک
    ۴ ویژگی‌های آهک
    ۵ در ایران باستان
    ۶ کوره‌های آهک‌پزی
    ۷ آهک شکفته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

شناخت

آهک از جمله موادی است که کارآیی آن از دوران باستان، توسط بشر شناخته شده است و از آن در ساخت انواع بناها و برای اتصال محکمتر قطعات سنگ یا چوب بکار گرفته می‌شد. زمان درازی است که ایرانیان شفته ی آهکی (ملات دوغاب آهک و خاک)، ساروج (ملاتدوغاب آهک و خاکستر) و ملات آهک آبی را می‌شناسند و با آنها ساختمان می‌سازند. پس از جنگ جهانی دوم، در کشورهای صنعتی هم برای پایدار کردن زمین، به ویژه برای پی سازی راه و جلوگیری از روییدن گیاه و رو زدن آب در بستر، شانه‌ها و دامنه‌های راه و خیابان‌های پرواز و ایستگاه‌های هواپیما، شفتهٔ آهکی مصرف می‌شود. با شفتهٔ آهکی پی سازی و آب بندی می‌کنند .[۱]
جنس آهک

جنس آهک بازاری (آهک زنده) بستگی به جسم‌های بیگانه در آن دارد. اگر سنگ آهک بیش از ۹۰٪ وزنش کربنات کلسیم داشته باشد، آهکی که از آن پخته شود آهک پرمایه و هر گاه کربنات کلسیم کمتر از ۷۵٪ وزنش باشد، آهکی که از آن پخته شود آهک کم مایه است .[۱]
آهک مرده و آب آهک

هرگاه بر روی کلسیم اکسید (آهک زنده) آب ریخته شود، بر اثر واکنش با آب، گرما ایجاد می‌کند که موجب بخار شدن قسمتی از آب می‌شود. در این عمل، آهک بر اثر جذب آب، متورم شده، سپس به‌صورت گرد سفیدی در می‌آید که اصطلاحاً آهک مرده نامیده می‌شود (زیرا در تماس با آب، دیگر واکنشی از خود نشان نمی‌دهد)، این عمل را شکفته شدن آهک نیز می‌گویند. هر گاه مقداری آب به آهک مرده اضافه شود، به شیر آهک تبدیل می‌شود که اگر آن را صاف کنیم، محلول زلالی که در حقیقت محلول سیرشده کلسیم هیدروکسید در آب است، حاصل می‌شود که به آب آهک موسوم است. آب آهک کاربردهای بسیاری در صنایع شیمیایی دارد. مثلاً در تهیه سدیم هیدروکسید، آمونیاک، هیدروکسید فلزات، پرکلرین و به‌ویژه در استخراج منیزیم از آب دریا بکار می‌رود.[۱]
ویژگی‌های آهک

سفید رنگ است که پس از پختن سنگ آهک به دست می‌آید. وزن ویژه آن ۰۸/۳ تا ۳۰/۳ می‌باشد که بستگی به درجه گرمای پختن سنگ آهک دارد که هر چه زیادتر شود، آهک پخته، کند تر با آب ترکیب می‌شود. در گرمای بیش از ۱۰۰۰ درجه، آهک اندکی جمع می‌شود و سطح رویه اش کمی کاهش می‌یابد، با آب به کندی ترکیب شده، شکفتن آن کند می‌گردد. آهک در گرمای ۲۵۸۰ تا ۲۷۵۰ درجه و فشار یک بار (اتمسفر) آب می‌شود. آهک بلوری به شکل مکعب بی‌رنگ با ته رنگ زرد است. درجه سختی آن به ۳ تا ۴ می‌رسد. آب به کندی از سطح آهک بلوری به درون آن نشست می‌کند. اگر گرد بلور آهک را در آب بریزند ف پس از چند دقیقه با حالت انفجاری مانندی با ترکیب می‌شود. هر گاه گرد آهک را در گرمای ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ درجه نگاه دارند، دانه‌های آن به همدیگر می‌چسبند و بلور می‌گردند که کم‌کم دانه‌های بلور شده درشت می‌شوند .[۱]
در ایران باستان

شناخت و استفاده از آهک در ایران از سه هزار سال پیش آغاز شده است. گورهای چمباتمه‌ای که در ناحیهٔ حسنلو پیدا شده دارای سه متر ژرفا بوده که از شفتهٔ آهک پر شده‌اند. تاریخ این تمدن به سده‌های هفتم و هشتم پیش از میلاد می‌رسد. کف کاخ‌های تخت جمشید از ملاتی سرخ رنگ که در آن آهک به کار رفته بود، پوشیده شده است.[۱]
کوره‌های آهک‌پزی

پختن آهک در قدیم در کوره هائی با تاقی از سنگ آهک و جایگاهی در زیر کوره صورت می‌گرفت. کوره را پر از سنگ آهک می‌نمودند و آنگاه سوخت را در آن قرار داده و چهار روز پشت سر هم به سنگ آهک گرما می‌دادند تا بپزد و آهک زودگیر به دست آید. از دیدگاه شیمیائی سنگ آهک که کربنات کلسیم است در اثر گرما به اکسید کلسیم تبدیل می‌شد. کاربرد ملات آهک در ساختمان‌های سنگی و آجری به عنوان ملات و نیز در روکشی دیوارها از زمان اشکانیان معمول بوده است. بهره‌گیری از آهک در عصر ساسانیان نیز ادامه یافت. مردمان قدیم ویژگی‌های شیمیائی و مکانیکی آهک و آمیزهٔ آن با دیگر مواد را خوب می‌شناختند. آنان با تجربه دریافته بودند که چگونه می‌توان با آمیختن خاک رس با آهک و دیگر مواد، مصالحی مقاوم و با ملات‌هائی غیرقابل نفوذ ساخت. سنگ آهک در کوره‌های نوشته شده در زیر می‌پزند :۱ – کوره تنوری: کوره تنوری پیش ترین کوره آهک پذی در ایران است. در این کوره جای سنگ آهک و آتش ثابت است و درجهٔ گرما، در همه جای کوره یک اندازه نیست و جنس آهکی که در این کوره پخته شود همگن نیست. گذشته از این، هنگام سرد شدن آهک پخته، گرمای آن گم می‌گردد. این کوره برای آهک پذی کم به کار می‌افتد. ۲- کورهٔ حلقه ای: برای آهک پزی زیاد به کار می‌افتد و روند کار آن مانند آجر پزی است. در این کوره لاشه سنگ یا قلوه سنگ آهکی را با ۳۰٪ جای خالی می‌چینند، جوری که شعله آتش از لای سنگ‌ها به بالا زبانه بکشد و همه سنگ‌ها شعله بخورند، گرم و داغ شده بپزند. ۳- کوره ایستاده: بیشتر برای تهیه آهک کارخانه‌ها، مانند کارخانه قند به کار می‌افتد. این کوره استوانه ایستاده‌ای است که از بالا بارگیری شده، از پایین آتش می‌شود. در این کوره خرده سنگ آهک می‌ریزند که هنگام سریدن به پایین کوره، می‌پزند و از ته کوره پایین می‌ریزند. گنجایش کوره‌های ایستاده روزانه تا ۱۵۰ تن است. در این کوره زغال سنگ، کک، سوخت آبکی و گازی می‌سوزانند، اگر به آهک زیاد نیاز باشد، آن را در کورهٔ حلقه‌ای یا کوره گردندهٔ خفته می‌پزند. ۴- کوره گردنده خفته: کارش مانند کوره سیمان پزی است اما گرمای آن شدید نیست، سنگ آهک کلوخه به کوره ریخته می‌شود و کلوخهٔ آهک زنده از کوره بیرون می‌ریزد. یا گرد سنگ آهک به کورهٔ، گردنده می‌ریزند و گرد آهک زنده از کوره بیرون می‌ریزد .[۱]
آهک شکفته

آهک یا آهک زنده با آهک آب ندیده یا آهک نشکفته، خیلی تند با آب ترکیب می‌شود و آهک شکفته یا آهک آب دیده یا آهک کشته می‌گردد. آهک شکفته در گرمای ۴۰۰ درجه وفشار یک بار (اتمسفر)، آب شیمیایی خود را پس می‌دهد و به آهک زنده و آب تبدیل می‌شود. آهک زنده را به روش تر، یا خشک، یا با بخار آب شکفته می‌کنند .

چوب

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده است:

    بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد.
    آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید.

مجراهای چوبی به‌وسیله یاخته‌های مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها به‌وسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند.

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می‌شود. همچنانکه سلولهای پیر با رشد پیوسته تنه فرو می‌ریزند، لایه‌های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می‌دهند.

چوب بی گمان یکی از بهترین و سودمندترین مواد خام طبیعت است و بی آن بشر هرگز به سطح پیشرفت و رفاه کنونی نمی‌رسید.
مقطع ساقهٔ یک گیاه کتان: # مغز ساقه (Pith) # چوب زودرس (Protoxylem) # بافت چوبی (Xylem) # بافت آبکش (Phloem) # بافت سخت (Sclerenchyma) # پوسته (Cortex) # روپوست (Epidermis)

چوب ابتدا، ماده‌ای حیاتی برای ساخت ابزارهای اولیه، خانه و قایق برای حرکت در رودها بود. سپس، برای ساخت اکثر اشیا و ابزارهای سودمندی که انسان قرنها برای پیشرفت زندگی خود به آنها متکی بود، به کار رفت. بخشی از فناوری چوب بر اثر تلاش صنعتگران باقی مانده، ولی بیشتر آن ناچار از بین رفته و با مواد و روشهای دیگر که نتیجه انقلاب صنعتی بشر است، جایگزین شده‌است.

چوب تنها منبع طبیعی تجدیدپذیر است. نفت و زغال و دیگر معادن سرانجام روزی تمام خواهد شد، ولی جنگلی که خوب نگهداری شود (حتی گاه بدون نگهداری) بطور نامحدود به تولید چوب ادامه خواهد داد. چوب جایگاه برجسته‌ای در اقتصاد جهانی دارد. تولید سالانه چوب در جهان ۲۵۰۰ میلیون متر مکعب است. خواص فیزیکی و شیمیایی و نیز مکانیکی چوب آن را فعلاً بی جانشین کرده‌است.

چوب، یک لایهٔ ضخیم است که در کنار سلول‌های زاینده که از تعدادی حلقه‌های باریک هم مرکز تشکیل شده‌اند، قرار دارد. در درخت در حال رشد، چوب عموماً از سلول‌های زنده تشکیل شده است. چوب محکم ترین و مقاوم ترین قسمت تنه برای کارهای ساختمانی است. در جهت برش‌های افقی،شیره درخت از پوست درخت از میان نسوج شجاعی عبور می‌کند و به چوب می‌رسد.نقش نسوج شعاعی در مقاومت چوب بسیار مهم است. در واقع این نسوج مانند بست‌هایی هستند که الیاف چوب را به یکدیگر محکم کرده و از خم شدن و از هم گسیختگی رشته‌ها می‌کاهند. به مرور زمان در اطراف مغز چوب، بافتی از سلول‌های مرده تشکیل می‌گردد. که چوب پیر خوانده می‌شود. این قسمت معمولاً از چوب جوانی که آن را احاطه کرده محکم تر است و حاوی مقادیری رنگ و مواد قلیایی است. البته درختان مختلف از این نظر متفاوتند. در مقطه عرضی درختان مثل گردو، آلبالو و نارون چوب مرکزی یا چوب پیر دیده می‌شود. چوب معمولاً رنگ روشنی دارد اما چوب تیره تر است.

چوب یکی از مفیدترین موادی است که ما در اختیار داریم. چوب محکم است اما می‌توان به سادگی آن را برید و به شکل‌های مختلف درآورد. بخش عمدهٔ چوب از تنهٔ درخت‌ها بدست می‌آید.

چوب یکی از قدیمی‌ترین و ابتدایی‌ترین مصالح ساختمانی موجود در طبیعت است که بشر در طول تاریخ از آن بهره برده‌است. چوب تنها مصالح ساختمانی است که از منبع قابل تجدید بدست می‌آید و از مصالح خوبی برای مناطق زلزله خیز می‌باشد.

محتویات

    ۱ خصوصیات
    ۲ کاربرد در ایران باستان
    ۳ ساختار چوب
    ۴ ساختار قابل رویت
    ۵ درون‌چوب
    ۶ انداختن درخت و حمل الوار
    ۷ سخت چوب‌ها
    ۸ نرم چوب‌ها
    ۹ رطوبت چوب
    ۱۰ اشکال گوناگون چوب از نظر مصرف
    ۱۱ چوب‌های مصنوعی
    ۱۲ حفاظت از چوب
    ۱۳ پوشاندن سطح چوب با مواد مختلف
    ۱۴ موارد استفاده چوب در ساختمان
    ۱۵ اتصالات چوب
    ۱۶ معایب چوب
    ۱۷ تاریخچه در ساختمان
    ۱۸ خاصیت‌ها و ضعف‌های چوب
    ۱۹ خواص چوب
        ۱۹.۱ خواص فیزیکی
        ۱۹.۲ خواص مکانیکی چوب
        ۱۹.۳ خواص شیمیایی
        ۱۹.۴ خواص کاربردی
    ۲۰ شکل ظاهری چوب
    ۲۱ الوار
        ۲۱.۱ الوار تبری
        ۲۱.۲ چهار تراش
        ۲۱.۳ تخت لت
        ۲۱.۴ تخته یاشیکی
    ۲۲ مصرف چوب در صنعت
    ۲۳ نگهداری چوب
    ۲۴ تاریخچه مصرف چوب در ایران
    ۲۵ مصرف چوب در بناهای دوره قاجار و معاصر
    ۲۶ منابع
    ۲۷ جستارهای وابسته

خصوصیات

چوب یک ماده ناهمگون است بنابراین مقاومت چوب در هر نقطه از آن متفاوت بوده و به خواص آن نقطه بستگی دارد. مقاومت کششی چوب در جهت عمود بر الیاف کمتر از آن در جهت الیاف است. معمولاً چوب را به ندرت در جهت عمود بر الیاف تحت بار کششی قرار می‌دهند.

درباره مقاومت فشاری چوب، این مقاومت در امتداد تارها افزایش می‌یابد و هر چه چوب فشرده تر گردد، مقاومت آن افزایش می‌یابد. بیشترین مقاومت چوب در حالت متراکم و زمانی که حجمی حدود ۳/۱ حجم اولیه را داراست، به وجود می‌آید. گاهی اوقات در حالت متراکم چوب، می‌توانیم به ۱۰ برابر مقاومت فشاری در جهت عمود بر الیاف برسیم. مقاومت چوب در جهت مایل بر الیاف تقریباً برآیندی از مقاومت آن در دو جهت عمود برهم است. جهت تأثیر نیرو در مقایسه با جهت الیاف سه حالت دارد:

    نیرو در جهت الیاف (در امتداد محور درخت)
    نیرو در جهت عمود بر الیاف
    نیرو در جهتی که با جهت الیاف، ایجاد زاویه کند.
    وسایل مورد نیاز جهت آزمایش:
    کولیس
    متر نواری
    سه عدد چوب با ابعاد گوناگون
    ترازو
    گرمچال
    دستگاه اندازه‌گیری مقاومت فشاری
    دستگاه اندازه‌گیری مقاومت خمشی

کاربرد در ایران باستان

داریوش در فرمان بنیاد شهر شوش می‌گوید: «تخته و چوب یکا از گاندرا و کرمانیا آورده شد)». واژه (یکا) در زبان فارسی همان درخت جگ است که چوبی قهوه‌ای رنگ و سخت دارد. از این نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشی آشکار می‌شود که چوب را برای استفاده کاربردی و تزئینی در دوران مادها نیز به کار می‌گرفتند. در قسمتی از این نقش برجسته یک درباری ماد در حال حمل یک صندلی چوبی مشاهده می‌شود که مربوط به سده پنجم پیش از میلاد است.
ساختار چوب

چوب از میلیونها لولهٔ نازک که در امتداد طول تنهٔ درخت کشیده شده‌اند، درست شده‌است. وقتی درخت زنده‌است، این لوله‌ها شیرهٔ گیاهی را از ریشه‌ها به برگ‌های درخت می‌رسانند. چوب‌های گونه‌های مختلف درخت از نظر رنگ، سختی و نقش (رگه) با هم متفاوت اند. درخت از تنه، اجزای بالای (شاخه، برگ و...)و ریشه‌ها تشکیل شده است. ریشه‌های درخت با فرورفتن در خاک،رطوبت و مواد معدنی موجود در آن را جذب می‌کنند و به تنه می‌رساند، تنه درخت هم شاخه‌ها و قسمت‌های بالایی را تقویت و تغذیه می‌کند و آب و شیره را از ریشه به برگه‌ها و شاخه‌ها و بالعکس می‌رساند. ساختار چوب که به وسیله چشم غیر مسلح یا یک ذره بین کوچک دیده می‌شود ساختار قابل رویت و قسمت‌هایی که ما فقط با یک ذره بین قوی و بزرگ واضح و آشکار است، ساختار ذره بینی می‌نامند.
ساختار قابل رویت

    پوست:درخت در برابر ضربات وضایعات مکانیکی از چوب محافظت می‌کند. این قسمت از یک لایه بیرونی (لبه) و یک لایهٔ داخلی (آبکش) تشکیل شده است.
    لیف درختی (آبکش) یک لایه نازک داخلی پوست است و کار آن انتقال شیره درخت به شاخه‌ها و ذخیره آنهاست.
    لایه‌های زاینده (کامبیوم) یک لایه باریک از بافت زنده است که در کنار لیف درختی قرار دارد. در لایهٔ زاینده سلول‌های چوب رشد می‌کنند.

در بهار لایه زاینده از سلول پهن با غشای نازک تشکیل می‌شود. در این فصل وجود آب فراوان و خاک سرشار از مواد غذایی موجب می‌شود که سلول‌هایی که در بهار به وجود می‌آیند چوب بهاره را تشکیل می‌دهند. در طول تایستان درخت با گسترش ریشه‌ها و برگش‌هایش، سلول‌های زاینده را افزایش می‌دهد. چوبی که در اواخر تابستان اوایل پاییز رشد می‌کند وشکل می‌گیرد را چوب پاییزه گویند. چوب پاییزه سختر و مقاومتر است و وزن حجمی بیشتری از چوب بهاره دارد. لایه‌هایی که در فصل‌های رشد شکل می‌گیرند،حلقه‌های سالیانه نام دارد.
درون‌چوب

در علوم جنگل، بخش درونی و غیرزنده ساقه درخت که به آن استحکام بیشتری می‌بخشد را درون‌چوب می‌گویند.[۱] به همین منوال بخش بیرونی ساقهٔ درخت مرکب از یاخته‌های زنده که آب را به بخش‌های بالاتر درخت منتقل می‌کند برون‌چوب نامیده می‌شود.

چوبدرونی شدن در تمامی درختان پس از سن مشخصی رخ می‌دهد که به نوع گونه چوبی بستگی دارد ولی برخی از درختان درون‌چوب نامشخص مستند یعنی بخش تیره تری در تنه یا گرده بینه درخت دیده نمی‌شود مانند برخی ار انواع خانواده صنوبر ممرز توسکا بید ون یا زبان گنجشک و برخی از سوزنی برگان مثل زربین و سروناز و سرو شیراز[۲] درون‌چوب دارای خواص بهتری نسبت به برون‌چوب است که اغلب به علت تجمع مواد استخراجی تیره شدن و افزایش دوام طبیعی چوب می‌باشد در نتیجه کمتر مورد حمله قارچها و سایر عوامل مخرب چوب قرار می‌گیرد.

هر نوع پوسیدگی که به درون‌چوب محدود می‌شود را «درون‌پوسه» می‌نامند. سرخ، خاکستری یا آبی شدن درون‌چوب درختان پهن‌برگ که لزوماً در نتیجه پوسیدگی نیست، را اصطلاحاً «درون‌تیرگی» می‌نامند. قهوه‌ای یا مشکی شدن قسمت‌هایی از درخت یا دار که لزوماً در نتیجه پوسیدگی نیست را «درون‌سیاهی» نام گذاشته‌اند.

انواع درون‌چوب:

    چوبی که تحت تأثیر عوامل طبیعی مانند قارچ و یخ‌زدگی تغییر رنگ داده و شبیه به درون‌چوب شده باشد، «درون‌چوب کاذب» نام دارد.
    نوعی درون‌چوب کاذب که بر اثر یخبندان شدید به وجود می‌آید و سبب ایجاد قسمت‌های رنگی در بخش مرکزی ساقه می‌شود «درون‌چوب یخ‌زاد» نام دارد.
    درون‌چوب کاذب‍‍‍ی به رنگ مشکی یا قهوه‌ای تیره که معمولاً از درون‌چوب قابل تشخیص نیست و عمدتاً در پهن‌برگان مشاهده می‌شود، «درون‌سیاه» نامیده می‌شود.
    قرمزی بارز درون‌چوب سوزنی‌برگان و برخی پهن‌برگان که عامل آن نوعی قارچ است را «دل‌قرمزی» می‌گویند.

انداختن درخت و حمل الوار

در زمان‌های گذشته به وسیلهٔ اره‌های دستی درخت‌ها را می‌بریدند اما امروزه برای انداختن درخت از اره‌های برقی یا ماشین‌های بزرگی استفاده می‌شود که می‌توانند در چند ثانیه یک درخت را بیندازند و پوست تنهٔ آن را بکنند. در بعضی کشورها تنه‌های درخت را به نزدیک ترین رودخانه می‌اندازند و به کمک جریان آب به کارگاه چوب بری می‌رسانند، ولی بخش عمدهٔ الوار با کامیون‌های مخصوص یا با قطار حمل می‌شود.
سخت چوب‌ها

این دسته شامل چوب درختان پهن برگ است.بافت چوب درختان پهن برگ تنها در زمانی که درخت برگ دارد، رشد می‌کند.رشد و نمو در بهار شروع می‌شود و به مرور زمان هر چه به پاییز نزدیک می‌شویم رو به افول می‌گذارد. این رشد تا بهار سال آینده متوقف می‌گردد. بنابر این حلقه سالیانه این دسته از درختان به صورت یکنواخت، از چوب بهاره دارای رنگ روش به طرف چوب پاییزه تیره رنگ تغییر می‌کند. در ضمن حجم نسوج شعاعی در سخت چوب‌ها حدود ۱۸ درصد حجم چوب است که همین مساله تاب چوب را افزایش می‌دهد. باید دانست که هر چه حلقه سالیانه این نوع چوب‌ها عریض تر باشد، تاب و توان آنها در برابر نیروهای مکانیکی بیشتر خواهد شد. نام سخت چوب‌ها به دلیل نوع بافت آنهاست و دایا بر سخت تر بودن همه چوب‌های این دسته نیست. برخی درختان پهن برگ عبارتند از :گردو،انجیر، بلوط، چنار، راش،تبریزی، سپیدار و افرا. این نوع چوب‌ها در ساختمان مبلمان، در و پنجره و نازک کاری ساختمان مصرف می‌شود.[۳]
نرم چوب‌ها

شامل چوب درختان سوزنی برگ است. بافت چوب درختان سوزنی برگ در طول سال زمان بیشتری برای روئیدن دارد. درخت سوزنی برگ در بهار و تایستان با سرعت رشد می‌کند و سپس تا پایان فصل سرما این رشد و نمو به آرامی ادامه پیدا می‌کند. به این دلیل چوب پاییزه و بهاره در حلقه سالیانه درختان سوزنی برگ به راحتی از طریق رنگ آنها از یکدیگر قابل تشخیص است. به این ترتیب می‌توان از شکل مقطع عرضی،درختان سوزنی برگ و پهن برگ را از یکدیگر تشخیص داد. مقطع درختان سوزنی برگ، بسیار ساده و منظم می‌باشد و میزان حجم نسوج شعاعی ۷ درصد حجم چوب را تشکیل می‌دهد. برخی درختان سوزنی برگ عبارت اند از:سرو، کاج و سرخدار. از این نوع چوب‌ها برای تهیه ستون‌ها، تیرها، قالب بندی،داربست و مانند اینها استفاده می‌کنند.[۴]
رطوبت چوب

    میزان رطوبت چوب:میزان رطوبت چوب درختان متفاوت است. این میزان رطوبت به طول زمان برش چوب، فصل برش و همینطور شرایطی که چوب در ان نگاهداری شده است، بستگی دارد. چون تغییرات میزان رطوبت در چوب، باعث تغییر حجم و فرم آن می‌شود، مقاومت‌های مکانیکی آن نیز کاهش میابد. همچنین ازدیاد رطوبت در چوب باعث هجوم حشرات و قارچ‌ها و افزایش بیماری‌های آن و نیز سبب افزایش وزن حجمی چوب می‌شود.

چوب از نظر میزان رطوبت به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

    چوب دارای آب آزاد یا چوب تر:چوب درختی که به تازگی قطع گردیده است را چوب تر می خوانندمیزان رطوبت موجود در این چوب مشخص نیست. این مقدار بستگی تام به جنس درخت،فصل بریدن،اقلیم و خاک دارد. این رطوبت شامل آبی که در آوندهای چوب موجود است و همینطور رطوبتی که در جوار سلول‌ها قرار دارد می‌باشد. تبخیر آب آزاد چوب، هیچگونه تغییر شکلی را در حجم چوب ایجاد نمی‌کند.
    چوب نم دار:این نوع چوب حاوی آبی است که در جوار سلول‌ها قرار گرفته است و قریب به ۳۰ درصد وزن چوب را به خود اختصاص می‌دهد. اگر رطوبت این نوع چوب از این حد افزایش نیابد برای بعضی کارهای ساختمانی قابل استفاده است. زمانی که رطوبت پوسته سلول‌ها شروع به تبخیر می‌کند، سلول‌ها به یکدیگر نزدیکتر می‌شوند و در نتیجه کاهش حجم چوب اتفاق می‌افتد و چوب تغییر فرم خواهد داد این گونه تغییرات که در اثر کاهش و یا افزایش رطوبت واقع می‌شود، کار کردن و هم کشیدگی چوب نامیده می‌شود.
    چوب خشک:این نوع چوب‌ها نزدیک ۱۸ درصد رطوبت به همراه دارند. اگر این مقدار افزایش نیابد می‌توان از آنها برای کارهای زیرکاری در ساختمان استفاده کرد.۱۸ درصد رطوبت چوب حد بحرانی برای هجوم انگل‌ها به چوب است.
    چوب خشک مطلق:رطوبت در این گروه از چوب‌ها به ۴درصد می‌رسد.

اشکال گوناگون چوب از نظر مصرف

    چوب گرد:چوب گرد ضخامتی بین ۱۴-۳۴ سانتی‌متر و درازایی بین ۷/۲ -۱۸ متر را دارند. این چوب‌ها باید هرس و تراز شوند و از نظر سطح و پوست، ظاهری تمیز داشته باشند. چوب‌های گرد را بر حسب نوع دسته قرار می‌گیرند یا در جهت طول تخته یا عمود بر آن.
    چوب‌های بریده شده:این چوب‌ها با برش‌های طولی از چوب گرد به دست می‌آیند. چوب گرد قابل استفاده برای منظور باید کیفیت بالایی داشته باشد و از پوسیدگی نیز در امان باشد به طوری که چوب‌های بریده شده درجه ۱ و ۲، عاری از سوراخ‌های پنهان و فاسد شده و گره‌های قهوه‌ای باشند.

انواع چوب‌های بریده شده:

    چهار تراش:چوبی است که مقطع آن مستطیل یا مربع است. این چوب را می‌توان از نوع درختان بی گره تهیه کرد.
    بینه:از تقسیم یک گرده، بینه به دست می‌آید. چوب گردی را که استوانه‌ای شکل است از روی قطر به دو نیم قسمت می‌کنند و به موازات طول آن را برش می‌دهند و هر یک از تقسیمات را یک بینه می‌نامند.
    تخته:چوبی است به شکل مکعب مستطیل به طول ۲-۶متر و عرض ۱۸-۳۰و ضخامت ۱-۸ سانتی‌متر.
    الوار:تقریباً راست و بدون گره است ممکن است چهار گوش یا سه گوش باشد. طول الوار تا ۳ متر است و عرض آن ۳۵ تا ۴۰ و کلفتی آن ۱۰ تا ۱۵ سانتی‌متر است.[۵]

چوب‌های مصنوعی

    تخته چند لایی:تخته چند لایی مزایای ویژه ای در مقایسه با چوب تبدیل نشده دارد از جمله:کم کردن پدیده هم کشیدگی و هم واکشیدگی و افزایش پایداری مکانیکی به خصوص در حالتی که نیروی عمود بر الیاف است،کاهش اثر رطوبت به سبب قشرهای نازک چسب، امکان دسترسی به سطوح وسیع چوب ،سبک بودن و امکان ایجاد و تقویت ویژگی خاص با توجه به کاربرد. معمولاً تخته چند لایی از چند لایه ورقه‌های نازک چوب به ضخامت یک تا دو میلی‌متر که در جهت‌های مختلف الیاف برای خاصیت انعطاف بیشتر به هم چسبانده و زیر پرس گرم گذاشته می‌شوند، ساخته می‌شود و بیشتر برای روکش در و قالب بندی به صورت چند لایی استفاده می‌شود.
    نئوپان:مخلوط ذرات و براده‌های چوب با چسب مخصوص که تحت تاثیر فشار و حرارت محکم شده است ورق‌های مسطح با ابعاد معین را به وجود می‌آورند، که نئوپان یا تخته خرده چوب نامیده می‌شوند. در این روش ذرات به دو صورت قرار می‌گیرند یا در جهت طول تخته یا عمود بر آن. هم جهت بودن ذرات با طول تخته سبب بهتر شدن خواص مکانیکی آن گردد.
    تخته فیبرها:ضخامت آنها بیش از ۵/۱ میلی‌متر و کمتر از نئوپان است و از بهم فشردن الیاف، خاک اره، تار و برگه‌های بریده چوبی و... با چسب و پرس ساخته می‌شوند. تخته فیبرها باد نمی‌کنند، جمع نمی‌شوند، سخت و بادوام اند.
    صفحات چوب-سیمان:طرز تهیه این نوع صفحات به این گونه است که مواد اولیه یعنی خرده چوب و پودر ۲۰درصد،سیمان پرتلند ۶۰درصد و آب ۲۰درصد و گروهی از مواد شیمیایی را با هم مخلوط می‌کنند و سپس به وسیله کانال‌های حرارتی و پرس آن را به صورت صفحاتی در ابعاد مورد نظر در می‌آورند. که خواص زیر را داراست:
    در برابر آتش کاملاً مقاومند.
    قارچ‌های چوب بر آنها هیچ اثری ندارد.
    در برابر آب و رطوبت،پوسیدگی، سرما و یخبندان کاملاً مقاومند.
    عایق صدا و حرارتند.
    کانیتکس:ساقه‌های نی به وسیله ماشین به حالت موازی بین دسته سیم‌های گالوانیزه قرار می‌گیرند و تحت فشار در ضخامت‌های مختلفی بافته می‌شوند. این محصول برای ساختمان دیوار،سقف کاذب، و مانند اینها سود می‌جویند.
    دیگر نوع‌های چوب‌های مصنوعی:آندولین، تخته‌های گلولم،

حفاظت از چوب

روش‌های مختلفی برای محافظت چوب از هجوم آفات وآسیب رسانی آنها،نفوذ رطوبت و آتش‌سوزی وجود دارد. بعضی از این روش‌ها عبارتند از:اشباع کردن چوب با مواد شیمیایی، پوشاندن چوب با یک لایه از رنگ، لاک و ورنی، سوزاندن سطح چوب،قیر اندود کردن چوب.
پوشاندن سطح چوب با مواد مختلف

    لاک
    ورنی‌ها
    رنگ‌ها
    بتانه
    اشباح چوب

موارد استفاده چوب در ساختمان

از جمله مهم‌ترین کاربردهای چوب، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: استفاده از چوب در ساخت مصنوعات چوبی

    استفاده از چوب برای اعضای باربر
    استفاده از چوب برای نماسازی و تزئین
    استفاده از چوب برای کارهای کمکی در ساخت و ساز، مانند قالب سازی، چوب بست و...

نکته قابل توجه این است که در تعیین مشخصه‌های مکانیکی چوبها باید مواردی همچون جهت الیاف چوب، مقدار رطوبت، نوع چوب، محل رویش، پهنی دایره سالانه، درجه حرارت، تعداد گره‌های روی چوب، شرایط نمونه گیری، شرایط لحظه‌ای آزمایش و دستورالعمل آزمایشی را در نظر گرفت.

    چوب سازه و اسکلت ساختمان
    چوب به عنوان مصالح کمکی
    چوب به عنوان مصالح برای معماری داخلی=*پوشش‌های چوبی *درها و پنجره‌های چوبی*تیغه‌های جدا کننده چوبی*کارهای چوبی تزئینی

اتصالات چوب

    میخ، پیچ و سایر وسایل اتصال
    چسب‌ها

معایب چوب

    معایب رویش درخت (هنگام رویش درخت):گره‌ها، تغییر جهت تارهای چوب، ترک (شکاف و گسیختگی)، پیچ خوردگی درخت، یک طرفه روئیدن درخت (رشد غیر مرکزی)،اعوجاج، روی هم افتادگی، دو مرکزی بودن.
    معایب بعد از قطع درخت و تهیه الولر:

    آفات چوب:قارچ‌ها و میکروارگانیسم‌ها، حشرات
    قابلیت اشتعال چوب[۶]

تاریخچه در ساختمان

پیش از به کار گیری مواد معدنی یا مصالح صنعتی چون آهن، آجر وسرامیک در سازه‌های معماری یا عمرانی، چوب یکی از اصلی ترین و قدیمی ترین مصالح در دسترس بوده است. انسان اولیه طرز شکل دادن به چوب را برای تهیه ابزار گوناگون فرا گرفت. ابزار و وسایل چوبی اولیه و حتی ساختمان‌ها وتزئینات چوبی ادوار ماقبل تاریخ و اعصار مختلف تاریخ، نمایانگر اهمیت چنان ماده‌ای است که ما قبل از فلز و همزمان با مصرف سنگ در اختیار بشر آمده و از آن در تهیه ابزار و وسایل زندگی، سلاح، ساختمان استفاده کرده است. از ساختمان‌های روستایی گرفته تا ساختمان‌های چند طبقه شهری،پل‌ها و کوشک‌ها از چوب ساخته می‌شدند که بسیاری از آنها در ایران یا کشورهای دیگر به عنوان میراث فرهنگی شناخته شده‌اند. قدمت ساختمان‌های چوبی بدون شک باید به عصر نوسنگی برسد. نزدیک به ۶۰۰۰ سال پیش، معماران ایرانی برای گرمی بخشدن به خانه‌های مسکونی،کاخ‌ها و ابنیه، به طور گسترده از چوب استفاده می‌کردند. اما پس از مدتی، کاربرد چوب به عنوان یکی از ارکان اصلی ساختمان‌ها فراموش شده است. با این حال هنوز چوب یکی از مهمترین عناطر کارا و نقش آفرینی نقش آفرین در مسائل معماری و هنری است. چوب بر خلاف سایر مصالح ساختمانی پس از گل به خاطر خاصیت پذیری فراوان و طبیعی بودنش با روحیه انسان سازگار و از مطلوبیت ویژه‌ای برخوردار است.
خاصیت‌ها و ضعف‌های چوب

چوب به عنوان یکی از مصالح ساختمانی دارای چند خاصیت با ارزش است؛مقاومت نسبی بالا، مقدار چگالی کم،رسانایی کم و مناسب برای کارهای ماشینی. در عین حال چوب چندین نقطه ضعف نیز دارد:در مقطع عرضی دارای خواص متفاومت از جهات مختلف است.رطوبت موجود در چوب قابلیت‌ها و خواص متغییری در چوب ایجاد می‌کند. همچنین چوب دارای قابلیت پوسیدن و اشتعال است. البته تکنولوژی پیشرفته روند تهیه چوب، مقدار زیادی از این نقایص را برطرف کرده است.
خواص چوب
خواص فیزیکی

    وزن مخصوص چوب، بستگی به مقدار خلل و فرج و میزان رطوبت همراه آن دارد و معمولاً در رطوبت ۱۵ درصد محاسبه می‌شود. چوب سنگین تر معمولاً مقاوم تر است و بار بیشتری را تحمل می‌کند.
    رطوبت چوب، مقدار آبی است که در واحد وزن چوب وجود دارد. رطوبت چوب بر روی خواص فیزیکی چوب اثر زیادی می‌گذارد.
    هدایت حرارت در چوب، چوب به دلیل کم بودن قابلیت هدایت حرارتی برای ساختن عایق‌های حرارتی مناسب است.
    تغییر ابعاد بر اثر حرارت:ازدیاد حرارت، معمولاً حجم را کمی زیاد می‌کند و مقدار رطوبت را کاهش می‌دهد و باعث کاهش جرم حجمی می‌شود.ضریب انبساط حرارتی چوب در جهت طولی حدود ۱۸ درصد جهت شعاعی و مماسی است.
    گرمای ویزهٔ چوب:گرمای ویژهٔ چوب خیلی زیاد است و وقتی در کنار هدایت حرارتی ناچیز آن قرار می‌گیرد باعث به وجود آمدن ویزگی‌های مناسب در چوب می‌شود. برای مثال سطوح چوب در برابر خورشید و تابش آن بر خلاف فلزات سوزاننده نیست و در محیط‌های بسیار سرد نیز یخ نمی‌زند.
    جذب و تخفیف صدا:چوب‌های سبک، صداهارا بهتر جذب می‌کنند. هر چه سطح چوب نا منظم تر و مرطوب تر باشد، خاصیت عایق بودن آن در برابر صدا بیشتر است.

خواص مکانیکی چوب

    سختی چوب: این ویزگی در کیفیت کار با آن ونیز مصارفی نظیر پارکت که پیوسته تحت تاثیر سایش هستند مهم است. چوب‌های نرم بیشتر مصرف درودگری دارند.
    تاب فشاری، به خاطر ساختمان ناهمگن چوب در جهات و اندازه‌های مختلف، متفاوت است. چوب در جهت الیاف تاب فشاری زیادی دارد ولی بر اثر وارد آوردن نیروی خیلی زیاد تغییر شکل می‌دهد.
    مقاومت خمشی:چوب تحت تاثیر خمش به طور محسوسی تغییر شکل می‌دهد. اگر نیروی وارد شده بیش از تاب خمشی باشد باعث از هم گسیختگی الیاف می‌شود.
    تاب ضربه‌ای:چون چوب مرطوب انعطاف‌پذیر تر است، مقاومت آن در برابر ضربه بیشتر است. به طور کلی هرچه چوب متخلخل تر باشد، تاب ضربه‌ای آن کمتر است.
    دوام چوب:چوب جسم بادوامی نیست. و به وسیله حشرات و قارچ‌ها فرسوده می‌شود. البته چوب‌های متراکم تر، مقاوم تر اند و می‌توان با روش‌هایی تراکم چوب را افزایش داد.

خواص شیمیایی

    اثر هوا، اکسیژن و آب بر سلولز:هوای خشک در حرارت عادی بر روی سلولز اثر نمی‌کند.. مواد اکسید کننده نیز در صورت رقیق بودن بر روی سلولز اثر ندارند ولی چنانچه غلیظ باشند مولکول سلولز را تحت تاثیر شیمیایی قرار می‌دهند.
    اثر حرارت:سلولز در درجه حرارت ۱۵۰ درجه سانتی گراد تغییر رنگ می‌دهد و در ۳۰۰ درجه سانتی گراد تجزیه می‌شود.
    اثر اسیدها:اغلب اسیدهای معدنی و آلی تنها چنانچه غلیظ باشند بر سلولز موثرند.
    اثر قلیاها:به طور کلی قلیاها در حالت رقیق بر سلولز اثری ندارند ولی سود غلیظ بر سلولز اثر می‌کند و از این طریق مواد مختلفی به دست می‌آید که در صنایع تهیه ابریشم مصنوعی کاربرد دارند.

خواص کاربردی

    یکی از مصالحی است که قابل تجدید است و در صورت وجود مدیریت صحیح هیچوقت تمام نمی‌شود.
    در صنایع و موارد گسترده و گوناگونی مانند: کشتی سازی، هواپیما سازی، کاغذ سازی، ابریشم و چرم مصنوعی، ساخت ابزار موسیقی و غیره کاربرد دارد.
    چوب در تزیینات داخلی و خارجی به عنوان یکی از بهترین و زیباترین مصالح طبیعی، به طراحان کمک شایانی می‌کند.
    قطعات چوب به راحتی به هم چفت می‌شوند و توسط میخ و پیچ، چسب یا با اتصالات ساده جوبی مانند کام و زبانه و دم چلچله به همدیگر متصل می‌شوند.[۷]

شکل ظاهری چوب

چوب در حالت اولیه فقط تسطیح می‌شود، سرشاخه‌ها و گره‌های برجسته آن گرفته می‌شود. چوبهای گرد در طول و قطرها، متفاوت بوده که نوع قطور آن برای ستونها و تیرهای باربر مصرف می‌گردد. از چوبها با قطر کمتر برای چوبهای وادار و توفال و لپه و نظایر آن مصرف می‌شود. این چوبها معمولاً از درختهای تبریزی، شمشاد، بید، ممرز، راش و غیره تهیه می‌گردد.[۸]
الوار

در قدیم چوبهای گرد به وسیله اره دو سر بلند که طول آن در حدود ۱٫۵ متر و تیغه آن در ناحیه دسته ۱۰ و در وسط ۱۵ سانتیمتر بود به وسیله دو کارگر بریده می‌شود، ولی امروزه عمل برش توسط اره‌های برقی دستی و اره‌های دستگاهی انجام می‌گردد و معمولاً برش هر ردیف به ضخامتهای دلخواه برای کارهای نجاری تهیه می‌شود. چنانچه الوار به وسیله برشهای شعاعی از گرد بینه تهیه شود از جهت مقاومت و همگن بودن اصولی تر خواهد بود. الوار از چوبهای نرم و یا از چوبهای مقاوم با مقطع مربع یا ابعاد متغیر ۴۰*۴۰ سانتیمتر یا کمتر و یا بیشتر نسبت به قطر درخت، از کناره‌های گرد بینه برش شده و بعداً الوار غوله به وجود می‌آید.[۹]
الوار تبری

الوار تبری بیشتر از چوبهایی است که دارای ترک عمیقی باشد که به اصطلاح تبرداران لاپ و یا لاش گفته می‌شود و به وسیله تبرزنی و اهرم کردن در ترک گرد بینه اصطلاحاً لاپه می‌شود و با تبر تیز تسطیح شده و جهت کارهای متفرقه خصوصاً تراورس استفاده می‌شود. تراورس ریلهای راه آهن در طولهای مختلف کوچک، بزرگ و متوسط تهیه می‌شود.[۱۰]
چهار تراش

به طوری که اشاره شد از خانواده برشهای چهارسوک می‌باشد که در ابعاد ۸ تا ۱۲ سانتیمتر و یا نسبت به عرض الوار برش می‌شود و جهت کلاف کشی در ساختمانهای چوبی و پوششهای آنها، در اسکلت خرپاسازی شیروانی، پلها زیر قالبهای کفراژ و ستونها و نعل کفها به نام نعل بندی در ساختمانهای چوبی ایوان دار مصرف می‌گردد.[۱۱]
تخت لت

از چوبهای مدور که ترک برداشته و مانند کتاب باز شده و در دو قطر نامساوی می‌باشد و اصطلاحاً به شکل دم کاردی و یا دو دم در طول تقریبی تا ۱٫۵ متر و عرض بین ۴۰ تا ۷۰ سانتیمتر تهیه می‌شود. این تخته‌ها از نشست دم کاردی یکدیگر به حالت سفال ریزی بر سطح اسکلت و شیبهای خارجی خانه‌های روستایی و کلبه و آشیانه‌های جنگلی مصرف داشته و بیشتر در شمال ایران استفاده می‌شود. تخته‌های لت اکثراً از چوبهای مقاوم به خصوص بلوط می‌باشد.[۱۲]
تخته یاشیکی

این تخته معمولاً از چوبهای ملایم و نرم که میخ در آنها نشست داشته باشد و از قطعات گردبینه در ارتفاع و عرض لازم و به ضخامت ۱۰ تا ۲۰ میلیمتر برش می‌شود. چنانچه قطعه گردبینه بزرگ باشد ابتدا به صورت دوبینه درآمده و سپس هر بینه با برشهایی به صورت ورق به شکل تخته درآمده و در بسیاری از کارها مصرف می‌شود. توجه ۱: کناره‌های تخته درآمده وسیله برش یک عرض می‌گردد. توجه ۲: چنانچه گردبینه به چهارسوک تبدیل شود و سپس از آن تخته تهیه گردد کاری اصولی انجام شده است.[۱۳]
مصرف چوب در صنعت

به طور کلی از چوب در قدیم به عنوان تیرها جهت کلاف بندیهای مقاوم در قوسهای پاتوپا و طاقها و کلاف بندی در تیغه‌های خشخاشی گنبدها که کارایی شناژ کلاف کننده را دارد، استفاده شده است. همچنین در ساختمانهای شهری و روستایی به عنوان تیرهای پوشش و ستونهای باربر از آن نهایت بهره‌گیری می‌شود. از تیرهای یکنواخت با قطر بین ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر برای اسکلت و کلاف بندی تله بستها برای دیوارسازیها بهره برده می‌شود. از تیرهای بلند و قطور برای تیرهای تلگراف و تلفن بین راهها و انتقال نیرو استفاده می‌شود. همچنین از چوبهای مقاوم و سخت به نام تیرهای تونلی در ارتفاع ۱٫۵ تا ۳ متر و به قطر ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر جهت شمع بندی در تونلهای معدن زغال سنگ نهایت استفاده می‌شود. چوب بجز در ساختمانهای قدیمی و امروزی در بسیاری از صنایع دیگر از جمله صنایع چاپ، ارابه سازی، مبل سازی، نجاری، قالب کفاشی، کلاف و قاب سازی ماشین و واگن سازی قطار و بسیاری از صنایع دیگر خصوصاً در صنعت مادر قالب سازی مصرف فراوان دارد. امروزه فراورده‌های بسیاری مانند انواع فیبرهای فشرده، فرمیکاهای الوان استخوانی، نئوپان و تخته‌های نسوز و تخته‌های سه لایی و پنج لاییها و بسیاری دیگر در سیستمهای ماشینی تهیه و در کارهای ساختمانی و درودگری مصرف می‌گردد.[۱۴]
نگهداری چوب

در قدیم چوب را به وسیله دوغابه آهک و یا اندود قیرهای طبیعی و یا به وسیله اندود تزریق طبیعی قطران رقیقی محافظت می کرده‌اند. در مواردی بر سطح چوب سوخت ناقص می داده‌اند تا بدین وسیله از بقیه چوب محافظت شود، از روش ذکر شده برای نگهداری تیرهای چراغ برق و تلگراف جهت مقابله با رطوبت و خطر موریانه زدگی به فراوانی استفاده می‌شود. از این روش برای حفاظت چوب در نشست میان دیوارها استفاده شده است. امروزه چوب به وسیله مواد شیمیایی به روشهای مختلف تزریق و عایق می‌شود. معمولاً در ایران از چوب به صورت خام استفاده می‌گردد. اما تکنیک امروزی در کشورهای صنعتی چوب را به طریق مختلف و با تکنولوژی اصطلاحاً به عمل می‌آورند که از جهات مختلف بخصوص در مقاومت و عمر چوب و آتش‌سوزی بسیار موثر است.[۱۵]
تاریخچه مصرف چوب در ایران

در کاوشهای باستان شناسی که بر روی تپه چراغعلی انجام شده است، مجسمه چوبی گاو و گاو آهنی به دست آمده که حکایت از #تغییرمسیر چوبسازی هزاره دوم و اول قبل از میلاد دارد. مسلماً در آن زمان چوب نقش مهمی در این سرزمین داشته است.

به طور کلی از چوب به طرق مختلف در بناهای مساجد و گلدسته ها،مدارس,کاخها,بازارها,دکاکین,حجره‌ها و کاروانسراها و غیره نهایت استفاده می‌شد.
مصرف چوب در بناهای دوره قاجار و معاصر

در دوران قاجاریه ساختمان در شکلهای کلاه فرنگی و طره‌های پیش آمده زیبا مانند عمارت باغ ارم در شیراز, شمس‌العماره و کاخ گلستان و سلطنت آباد در تهران و بسیاری از بناهای دیگر چوب به شکل خاصی در آنها به کار رفته است. به طور کلی از چوب و فراورده‌های آن در بناهای صد سال اخیر به عنوان مصالحی موثر در ستون‌های چوبی، پوشش‌های سقف‌های دوجداره خارجی و توفال سازی، همچنین در ساختن درهای ارسی و پنجره‌های ظریف با کارهای هنری مختلف استفاده گوناگون شده است.

در سالیان گذشته و همچنین در روزگار اخیر از وجود چوبهای مقاوم جهت کلافبندی ساختمان‌های چوبی در شمال ایران، چه در حالت سنتی و چه در کیفیت و کاربرد روشهای امروزی به ویژه در شیروانی سازی‌های گوناگون نهایت استفاده می‌شود.

از وجود چوب و فراورده‌های آن در ساختمان‌های جنگلی و موسسات جنگلبانی و اسکلت کلبه‌های روستایی و ساختمان‌های مسکونی چوبی محدود و انبارهای آنها، همچنین انبارهای وسیع کشاورزی و برخی از سالنهای دامداری و مرغداری و سالنهای وسیع ورزشگاهها و آموزشگاهها و درمانگاه‌ها و مواردی دیگر بسته به نوع آب و هوا ساخته می‌شود.

امروزه از چوب برای ازاره سازی، کف سازی‌های پارکت، قاب سازی‌های سقف و دکورسازیها و کابینت‌های چوبی و بخصوص درهای چوبی با روکش‌های زیبا بهره کافی گرفته می‌شود. همچنین از وجود چوب برای ساختن دیوارهای جدا کننده و در مجموع انواع قالب بندی‌های کفراژ جهت کارهای بتونی و انواع داربستهای باربر و مقاوم استفاده می‌شود و به طور کلی پس از سنگ، آجر، گچ و آهک، چوب نیز یکی از مصالح بسیار موثر در امر ساختمان سازی می‌باشد.