اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

لیمبورخ (هلند)

لیمبورخ (به هلندی: Provincie Limburg) دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعاتجنوبی‌ترین استان از استان‌های دوازده‌گانه هلند است.

این استان در جنوب‌شرقی‌ترین بخش هلند قرار دارد و با استان‌های خلدرلاند و برابانت شمالی از شمال، آلمان از شرق، بلژیک از جنوب و جنوب غرب هم مرز است.

مرکز این استان، شهر ماستریخت است.

جمعیت آن ۱٬۱۳۱٬۹۶۸ و مساحت آن ۲٬۱۶۷ کیلومتر مربع است.

آخن

آخن (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات) (به آلمانی: Aachen) شهری در ایالت نوردراین-وستفالن، واقع در غرب آلمان است. جمعیت آخن در سال ۱۸۹۰ از مرز ۱۰۰٬۰۰۰ نفر گذشت و به جمع کلان‌شهرهای آلمان ‍‍‍‍‍پیوست.

آخن در منطقه مرزی هلند و بلژیک واقع شده و با شهرهایی مانند کلن، دوسلدورف، دویسبورگ، بن، مونشن‌گلادباخ، کرفلد و لورکوزن در آلمان، لیژ در بلژیک و ماستریخت، هیرلن و رورموند در هلند هم‌جوار است.

کلیسای جامع آخن به عنوان نماد شهر آخن در سال ۱۹۷۸ به عنوان اولین بنای تاریخی آلمان در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

دانشگاه فنی آخن که یکی از بزرگترین دانشگاه‌های فنی اروپاست در این شهر واقع شده است.

محتویات

    ۱ موقعیت جغرافیایی
        ۱.۱ نام
        ۱.۲ گویش
        ۱.۳ سرزمین‌ها و شهر‌های همسایه
    ۲ شهر های خواهر
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

موقعیت جغرافیایی

شهر آخن در نقطه امتداد مرز‌های آلمان، هلند و بلژیک واقع شده است. این شهر ۲۳٬۸ کیلومتر مرز مشترک با بلژیک و ۲۱٬۸ کیلومتر مرز مشترک با هلند دارد. این شهر در حوضه آبریز رود ماس قرار دارد.
نام

این شهر بخاطر مرزی بودن و نزدیکی به حوزه‌های زبانی گوناگون، در هر یک از زبان‌های منطقه نامی دیگر یا تلفظی دیگر پیدا کرده است. جدول زیر شامل نام‌ها و تلفظ‌های مختلف آخن است.
زبان     نام     تلفظ در سامانه IPA
آلمانی     Aachen     [ˈaːxən]
فرانسوی     Aix-la-Chapelle     [ˌɛkslaʃaˈpɛl]
لاتین     Aquae Granni, Aquisgranum[۲]    
اسپانیایی     Aquisgrán     [akisˈɣran]
لوکزامبورگی     Oochen     [ˈɔːxən]
هلندی     Aken     [ˈaːkən]
چکی     Cáchy     [t͡saxɪ]
لهستانی     Akwizgran    
ایتالیایی     Aquisgrana    
روسی     Ахен    
گویش

لهجه محلی آخن که با نام Aachener Platt – Öcher ([ˈœʃʌ]) شناخته می‌شود، جزء زبان ریپواری است.
سرزمین‌ها و شهر‌های همسایه

شهر‌های هرزوگنراس، وورسلن، اشوایلر، اشتولبرگ و روتگن در ناحیه آخن، رئران، کلمی و پلومبیر در استان لیژ بلژیک، و شهر‌های والس، گولپن-ویتم، سیمپلولد و هیرلن در استان لیمبورخ در هلند از منطقه‌های هم‌مرز آخن هستند.

شارلمانی

شارلمانی یا کارل بزرگ یا کارلوس ماگنوس (به لاتین: Carolus Magnus) (احتمالاً زاده ۲ آوریل ۷۴۸ در پروم - درگذشته ۲۸ ژانویه ۸۱۴ در آخن)، از سال ۷۶۸ امپراتور فرانکها از دودمان کارولنژی‌ها و برادرزاده شارل مارتل.

امپراتور رم از ۲۵ دسامبر ۸۰۰ با تاجگذاری وی توسط پاپ لئوی سوم در رم. به این ترتیب شارلمانی به عنوان موًسس امپراتوری مقدس روم شناخته می‌شود و از نظر اروپاییها، پدر کشورهای فرانسه و آلمان می‌باشد.

محتویات

    ۱ زندگی، محکم کردن قدرت
    ۲ فتوحات
    ۳ یکپارچگی کلیسا و امپراتوری
    ۴ سال ۸۰۰ و پیشروی به سمت شرق
    ۵ پایان زندگی
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

زندگی، محکم کردن قدرت

کارل فرزند پپن کهتر و همسرش برترادا بود. در مکان و زمان تولد او، اختلاف نظر وجود دارد. بعد از اینکه پدرش در سال ۷۶۸ درگذشت، کارل حکومت را با برادرش کارل‌من تقسیم کرد. پس از مرگ کارل‌من در سال ۷۷۱ وی به این ترتیب، قدرت را به تنهایی در دستانش گرفت. امپراتوری فرانکها در این زمان در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داشت. در شمال آلمان امروزی زاکسنیها بر کافریت خود (این اصطلاح در آن زمان بسیار مرسوم بود) پافشاری می‌کردند. در جنوب، کلیسای کاتولیک با لانگباردیها بر سر قدرت مجادله می‌کرد و اعراب اموی نیز کِه در شبه‌جزیره ایبریا به قدرت رسیده بودند، در حال پیشروی به شمال بودند. از خاور نیز امپراتوری مورد تهاجم آوارها واقع بود. اینطور که به نظر می‌رسد، کارل تا سال ۸۰۰ به فکر ایجاد روابط جدید در غرب اروپا بود و آمادگی جنگ هم‌زمان در تمام جبهه‌ها را نداشت.

او که تاج سلطنت خویش را در روز بعد از کریسمس سال ۸۰۰ میلادی در کلیسای سنت پترز رم از دست پاپ لئو دریافت نمود، از جمله جنگجویان، سیاستمداران، قانونگذاران و ناظمین قرون گذشته اروپا بشمار می‌رود که همواره مصالح کشور و ملت خویش را مد نظر داشت و پیوسته بر وسعت امپراتوری خویش (که شامل بخشهای غربی آلمان امروزی، هلند، بلژیک، شمال تا مرکز فرانسه، شمال غربی و غرب ایتالیا و کشور سوئیس می‌بود) می‌افزود.

طرز مدیریت جدید میسی دو مینیسی در زمان کارل بزرگ (۸۰۲ م.) نمایندگانی از اشراف و نجبا بودند که مورد اعتماد کارل قرار داشته و به او وفادار بودند. اینها در حوزه‌های ماموریت و یا حکمرانی خود از اختیارات ویژه‌ای برخوردار بودند و این سیستم تا زمان حیات کارل کارآیی داشت ولی پس از او بعلت تمایل به حفظ منافع شخصی به معزلی تبدیل گردید و در سده دهم بکلی محو گشت. از علل پیشرفتهای سریع کارل در کنار درایت شخصی، می‌توان دورنگری و پایه ریزی پدر و اجدادش را بر شمرد که راه را برای نسلهای بعدی خود هموار کرده بودند.

زمان سلطنت کارل برابر با حکومت هارون الرشید بود و میان ایندو نیز مکاتباتی انجام گرفته و هدایایی نیز رد و بدل گشته بود از آنجمله شطرنجی زیبا از کارهای دستی ایران برای کارل بزرگ. کارل بزرگ نخستین کسی بود که اندیشه اروپای متحد را در سر میپروراند و برای بازماندگانش در اروپا توصیه می‌کرد. این امر پس از گذشت ۱۲ سده و علی‌رغم فراز و نشیبهای متعدد روابط بین کشورهای این قاره سرانجام عملی گشت.
فتوحات

در سال ۷۷۲ جنگ با زاکسنی‌ها آغاز شد که ۳۲ سال در مقابل فرانکهای مسیحی مقاومت کردند. ۷۷۳ فرستاده‌های پاپ از شارلمانی تقاضای کمک برای مقابله با لانگباردیها کردند. فرانکها در سال ۷۷۴ پاویا را فتح کردند. کارل آخرین پادشاه لانگباردی ذِسیدِریوس را بر کنار کرد و دختر از قبل ازدواج کردهً وی را به همسری گرفت کرد. سپس کارل هدیه پیپینی پدرش به کلیسا را حمایت کرد و یک حکومت کلیسایی به وجود آورد.

فتوحات شارلمانی در مقابل مسلمانان اسپانیا بسیار اندک بود. علت این جنگ درخواست امیر ساراگوسا برای مقابله با خلیفه اموی بود: در حین بازگشت قسمتی از ارتش فرانکها با یک قوم کافر (اینطور که گفته می‌شود) درگیر و تقریباً نابود شد، که در این درگیری یک کنت به نام رولاند نیز کشته شد. کارل سپس به فرزند خوردسالش لودویگ حکومت آکاتانیا را بخشید و فرزند دیگرش پیپین حکومت ایتالیا را گرفت. هردوی آنها در سال ۷۸۱ توسط پاپ تاجگذاری شدند. یکی از اثرات این لشکرکشیها تاًسیس کشور آندورا است که از زمان کارل بزرگ مستقل می‌باشد. بر طبق بعضی منابع، هارون الرشید خلیفه بغداد که وی نیز با امویها در جنگ بود، به کارل بزرگ یک فیل سفیدرنگ به نام ابوالعباس هدیه داد.

سال ۷۸۸ بایرن نیز به طور کامل تکه‌ای از امپراتوری شد. البته پادشاه بایرن تاسیلو سعی کرده بود با اتحاد با لانگباردیها تخت و تاجش را نجات دهد، که آنها نیز قبلاً تصرف شده بودند. سپس شارلمانی برای حفاظت امپراتوری از آواریها، مارک آواری (به لاتین: Marchia Orientalis) را درست کرد.
یکپارچگی کلیسا و امپراتوری

سال ۷۹۵ لئوی سوم پاپ شد و به کارل حمایت خود از امپراتوری فرانکها را تضمین کرد. ولی دیری نگذشت کِه پاپ جدید با نجیبزاده‌ها درگیر شد. آنها به پاپ تهمت بی‌لیاقتی و گناهان بزرگی همچون زنا می‌زدند، تا جایی که پاپ مجبور شد نزد شارلمانی در پادربورن برود. در مورد بحثهایی که وی با امپراتور فرانکها انجام داده‌است، اختلاف نظر وجود دارد. در هر صورت هنگام ورود شارلمانی به رم در سال ۸۰۰ میلادی مورد استقبال پاپ قرار گرفت و به عنوان امپراتور از طرف وی تاجگذاری شد. بنابراین کارل بزرگ بعد از روملوس آگوستولوس در سال ۴۷۶ اوالین پادشاهی بود که در مقابل چشمان و بخشش الهی امپراتور صدا زده شد. وی به این ترتیب جانشین مستقیم امپراتوران رومی شد و امپراتوری فرانکیِ خود را جایگزین امپراتوری روم کرد.

مورخان کارل را که از طرف پاپ حامی دین و کلیسا صدا زده شده بود را با طغرل بیک سلجوقی مقایسه می‌کنند. زیرا خلیفه عباسی نیز با فتح بغداد توسط طغرل، مجبور شد به وی لقب سلطان بدهد و وی را حامی دین اسلام معرفی کند.
سال ۸۰۰ و پیشروی به سمت شرق

بعد از سال ۸۰۰ در شرق درگیریهایی وُجود داشت. به عنوان مثال دانمارکی‌ها فریزلند را اشغال و غارت کردند. هرچند سال ۷۱۱ فرانکها و دانمارکیها قرارداد صلح امضا کردند، ولی روابط همچنان خصمانه ماند. نایکوفروس امپراتور روم شرقی نیز کارل را به عنوان امپراتور قبول نداشت. سال ۸۰۳ میلادی فرستاده فرانکیها به قسطنطنیه رسید که باید بدون هیچ استقبالی بازمی‌گشت. اختلاف دو کشور بر سرحکومت دالماتیا و وانتیا نیز بالا گرفت. دامادِ نایکوفروس مایکل یکم که بعد از مرگ پادشاه بیزانس قدرت را تصاحب کرده بود، کارل را ولی به عنوان امپراتور روم قبول کرد، به شرط آنکه ولی دو منطقهً بر سر جدال به بیزانس برگردد.
پایان زندگی

بر طبق سنت فرانکی، کارل امپراتوری را سال ۸۰۶ بین فرزندانش تقسیم کرد. اما پس از درگذشت زودهنگام فرزندان بزرگش، کارل تنها میراث واقعی خود لودویگ با ایمان را در سال ۸۱۳ به عنوان پدر حکومت انتخاب کرد. او ۲۸ ژانویه ۸۱۴ پس از ۴۷ سال سلطنت در آخن درگذشت و مکان دفنش امروزه مشخص نیست.

تاریخ باستان

تاریخ باستان بخشی از تاریخ است که از زمانی که نخستین اسناد تاریخی به دست آمده‌است تا فرا رسیدن سده‌های میانه آغازین را در برمی‌گیرد. این زمان در حدود پنج هزار سال برآورد می‌شود و آغاز آن را به طور معمول آغاز نگارش با خط میخی در سده ۳۰ (پیش از میلاد) می‌دانند. تاریخ باستان وارد شدن از دورهٔ پیش از تاریخ به دوره تاریخی می‌باشد.

پایان تاریخ باستان هم در میان تاریخ‌دانان محل اختلاف است، چنانکه تاریخ‌نویسان برآمدن اسلام، سرنگونی امپراتوری روم غربی، مرگ یوستی‌نیانوس یکم و روی کار آمدن شارلمانی را پایان تاریخ باستان دانسته‌اند.

دنباله‌دار

دنباله‌دار یک گلولهٔ برفی کیهانی است که از گازهای منجمد، سنگ و گرد و غبار ساخته‌شده و تقریباً به اندازهٔ یک شهر کوچک است.[۱] ساختار دنباله‌دار شامل سه بخش هسته، گیسو و دم است. هسته بخش مرکزی آن است و از گرد و غبار و گاز و یخ ساخته شده‌است. وقتی که دنباله‌دار نزدیک خورشید می‌شود، یخ‌های موجود در هستهٔ آن تبخیر می‌شود و تبدیل به ابر بزرگی پیرامون دنباله‌دار می‌شود که گیسو نام‌دارد. نیروی مغناطیسی بسیار قوی است و طناب‌ها، گره‌ها و نوارهایی تولید می‌کند که دم یونی را از دم گرد و غباری جدا می‌کند.

سرچشمه و منشأ دنباله‌دارها، ابر اورت یا کمربند کویپر است. دنباله‌دارها، غیر دوره‌ای و دوره‌ای هستند که غیر دوره‌ای‌ها گرانش محدود به خورشید ندارند و مدار آن‌ها به شکل سهمی است. دنباله‌دارهای دوره‌ای نیز شامل دنباله‌دارهای بلند مدت (بسیار بیشتر از ۲۰۰ سال) و کوتاه مدت (۲۰ تا ۲۰۰ سال) است. در نام‌گذاری دنباله‌دارها، از نام کاشفان آن‌ها –یک شخص یا فضاپیما– استفاده می‌شود. اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی رهنمودی برای نام‌گذاری دنباله‌دارها مشخص کرده‌است.

دنباله‌دارها تفاوت‌هایی با دیگر اجرام منظومهٔ خورشیدی از جمله سیارک‌ها، شهاب‌وارها، شهاب‌ها و شهاب‌سنگ‌ها دارند که مهم‌ترین آن‌ها چیزی است که آن‌ها از آن ساخته شده‌اند. برای نمونه، سیارک‌ها از فلزات و مواد سنگی و دنباله‌دارها از یخ، گرد و غبار و مواد سنگی ساخته شده‌اند. دنباله‌دارها انواع قابل‌توجهی مانند دنباله‌دار بزرگ و مسیر خورشیدی دارند. دنباله‌دارهای بزرگ آن‌قدر بزرگ نیستند که با چشم غیرمسلح دیده‌شوند؛ با این حال وقتی به خورشید نزدیک می‌شوند، سطوح یخی آن‌ها تبخیر می‌شود و مقدار زیادی از گاز و گرد و غبار آن‌ها فرار می‌کند و جو و دم‌های بسیار بزرگی شکل می‌گیرد که دیدنی و قابل‌توجه است. این دنباله‌دارها، دنباله‌دارهای بزرگ نامیده می‌شوند. دنباله‌دار مسیر خورشیدی نیز طبقهٔ ویژه‌ای از دنباله‌دارهاست که به هنگام حضیض خود، فاصلهٔ بسیار (حدود ۸۵۰٬۰۰۰ مایل) از خورشید دارند.

در دوران باستان، دنباله‌دارها به عنوان پیامبران خدا در نظر گرفته می‌شدند. در فرهنگ‌های مختلف، آن‌ها عناوینی هم‌چون «پیشروی حکم مجازات» و «تهدید گیتی» به خود گرفته‌اند. برخی مانند کالین هامفریس، ستارهٔ بیت‌اللحم را یک دنباله‌دار می‌دانند که در انجیل متی ذکرشده و راهنمای سه مغ به زادگاه عیسی مسیح است.

محتویات

    ۱ پیشینهٔ مطالعه
    ۲ سرچشمه و منشأ
    ۳ بررسی اجمالی
        ۳.۱ ویژگی‌ها
        ۳.۲ نام‌گذاری
        ۳.۳ مأموریت‌ها
    ۴ ساختار
        ۴.۱ هسته
        ۴.۲ گیسو
        ۴.۳ دم
    ۵ دنباله‌دارهای قابل‌توجه
        ۵.۱ دنباله‌دارهای بزرگ
        ۵.۲ دنباله‌دار مسیر خورشیدی
    ۶ موضوعات مرتبط
        ۶.۱ تفکیک از اجرام آسمانی دیگر
        ۶.۲ دنباله‌دارهای مشهور
        ۶.۳ ستارهٔ بیت‌اللحم
    ۷ خرافات پیرامون دنباله‌دارها
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پانویس
    ۱۰ پیوند به بیرون

پیشینهٔ مطالعه
متنی به زبان آلمانی دربارهٔ اثرات یک دنباله‌دار در سدهٔ هفدهم میلادی

در زمان‌های گذشته، دنباله‌دارها به عنوان پیشگویان فاجعه‌ها و پیامبران خدا در نظر گرفته می‌شدند.[۲] در سال ۱۰۸۰–۱۰۷۰ میلادی، دنباله‌دار هالی در فرشینه بایو (که تاریخچهٔ نبرد هیستینگز را به تصویر می‌کشد) به تصویر کشیده‌شد. در سال ۱۴۵۰–۱۴۴۹، ستاره‌شناسان نخستین تلاش‌ها برای ثبت مسیر دنباله‌دارها در آسمان شب را انجام‌دادند. در سال ۱۷۰۵، ادموند هالی تشخیص‌داد که دنباله‌دارهایی که در سال ۱۵۳۱، ۱۶۰۷ و ۱۶۸۲ دیده شده‌است، در واقع یک دنباله‌دار است و پیش‌بینی کرد که دوباره در سال ۱۷۵۸ دیده خواهد شد. از آن پس این دنباله‌دار، دنباله‌دار هالی نام‌گرفت. در سال ۱۹۹۴، در نخستین مشاهدهٔ برخورد سیاره و دنباله‌دار، دانشمندان از تماشای برخورد دنبالهٔ دار شومیکر-لوی ۹ با جو مشتری شگفت‌زده شدند. در سال ۲۰۰۴، فضاپیمای استارداست نمونه‌های گرد و غبار از دنباله‌دار ویلد ۲ جمع‌آوری کرد. در سال ۲۰۰۵، فضاپیمای برخورد ژرف با دنباله‌دار تمپل ۱ برخورد کرد تا درون هستهٔ آن را آشکار کند.[۳]
سرچشمه و منشأ
فاصلهٔ احتمالی ابر اورت از منظومهٔ خورشیدی

تئوری ریاضی نشان می‌دهد که ممکن‌است که بسیاری از دنباله‌دارها از مناطق بسیار دور (حدود ۱۰۰٬۰۰۰ واحد نجومی) در منظومهٔ خورشیدی سرچشمه بگیرند. هر یک واحد نجومی به اندازهٔ فاصلهٔ میان زمین و خورشید و حدود ۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ مایل است. فاصلهٔ سیارهٔ بهرام از خورشید ۱/۵، سیارهٔ برجیس از خورشید ۵ و پلوتو از خورشید ۳۹ واحد نجومی است. بنابراین، دنباله‌دارها از مناطق بسیار دور سرچشمه می‌گیرند. دنباله‌دارها از تمام جهات به سوی منظومهٔ خورشیدی می‌آیند؛ بنابراین جایی که آن‌ها از آن سرچشمه می‌گیرند، باید منطقه‌ای غول‌پیکر در پیرامون منظومهٔ خورشیدی باشند. اما برخی از آن‌ها از منطقه‌ای نزدیک‌تر به نام کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۴]
پراکندگی اجسام کمربند کویپر (اجسام سبز رنگ) در منظومهٔ خورشیدی

در سال ۱۹۴۳، ستاره‌شناسی به نام کنت اجورس گفت که مخزنی برای دنباله‌دارها و اجسام بزرگ‌تر، فراتر از سیارات وجود دارد. در سال ۱۹۵۰، ستاره‌شناسی هلندی به نام یان اورت گفت که دنباله‌دارها از جایی بسیار دور در پیرامون منظومهٔ خورشیدی می‌آیند. او نام این منطقه را ابر اورت گذاشت که اشیاء انبوهی در این ابر غول‌پیکر وجود دارند. ابر اورت فضایی به اندازهٔ ۱۰۰٬۰۰۰–۵٬۰۰۰ واحد نجومی را اشغال می‌کند و در منطقه‌ای از فضا قرار دارد که تأثیر گرانش خورشید بر آن ضعیف‌تر از تأثیر گرانش ستاره‌های مجاور بر آن است. ابر اورت احتمالاً دارای ۱۰۰ میلیارد تا ۲ تریلیون جسم یخی در مدار خورشیدی است.[۳]

در سال ۱۹۵۱، ستاره‌شناسی به نام جرارد کویپر نظریه‌ای ارائه‌داد که یک کمربند دیسک مانند در حوزهٔ پلوتو وجود دارد که در آن اجرام یخی فرانپتونی و اجتماعی از دنباله‌دارها وجود دارد. گاهی‌اوقات این اجرام یخی توسط گرانش به مداری پیرامون خورشید هل داده می‌شوند و تبدیل به دنباله‌دارهای با تناوب مداری کوتاه می‌شوند.[۵]

اگرچه شمار کمی از دنباله‌دارها از کمربند کویپر می‌آیند، اما بسیاری از آن‌ها از ابر اورت سرچشمه می‌گیرند. وقتی که ستارگان در حال گذر در فضا هستند، به برخی از اشیاء ابر اورت که خارج از مدارهای خود هستند، برخورد می‌کنند و دنباله‌دارها ساخته می‌شوند. بیشتر دنباله‌دارهای با تناوب مداری کوتاه از کمربند کویپر و با تناوب مداری بلند از ابر اورت سرچشمه می‌گیرند؛ هر چند که چند مورد استثنا برای این قاعده وجود دارد. برای نمونه، دنباله‌دار هالی تناوب مداری کوتاهی دارد و از ابر اورت سرچشمه گرفته‌است.[۶]
بررسی اجمالی
ویژگی‌ها
دنباله‌دار هالی استثنایی است و بر خلاف این که دورهٔ مداری کوتاهی دارد، از ابر اورت سرچشمه گرفته‌است.[۶]

دنباله‌دارها، غیر دوره‌ای و دوره‌ای هستند. دنباله‌دارهای غیر دوره‌ای که از ابر اورت می‌آیند، گرانش محدود به خورشید ندارند و مدار آن‌ها به شکل سهمی است و تنها یک بار خورشید را می‌بینند و هرگز دوباره باز نمی‌گردند.[۷] دنباله‌دارهای دوره‌ای نیز شامل دنباله‌دارهای بلند مدت (بسیار بیشتر از ۲۰۰ سال) و کوتاه مدت است که به ترتیب از ابر اورت و کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۸]

ویژگی‌ها و رفتار دنباله‌دارهایی که از ابر اورت می‌آیند با دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر می‌آیند، متفاوت است. به طور کلی، دو تفاوت میان این دنباله‌دارها وجود دارد: نخست این که ویژگی‌های دینامیکی آن‌ها متفاوت است. دوم این که دنباله‌دارهایی که از ابر اورت سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های بلند و دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های کوتاه (۲۰ تا ۲۰۰ سال) هستند و ویژگی‌های مداری آن‌ها نیز متفاوت است. دو خانوادهٔ بزرگ از دنباله‌دارهای کوتاه مدت وجود دارد: نخست خانوادهٔ برجیس با دورهٔ کمتر از ۲۰ سال و دوم خانوادهٔ هالی با دورهٔ ۲۰ تا ۲۰۰ سال.[۸]

تفاوت‌های دینامیکی این دو گروه ناشی از تأثیر اجسام دیگر است. اجسام ابر اورت توسط رویدادهایی که فراتر از منظومهٔ خورشیدی رخ می‌دهد، آشفته می‌شوند. اما دنباله‌دارهای کمربند کویپر به طور مستقیم توسط هیچ ستاره‌ای به جز خورشید نمی‌توانند آشفته‌شوند. اگر خورشید از کنار ستارهٔ دیگری (یا یک ابر بزرگ مولکولی) بگذرد، دنباله‌دارها در مداری بیضی‌شکل و به سمت منظومهٔ خورشیدی به گردش درمی‌آیند. اما سیارهٔ نپتون که بسیار نزدیک به کمربند کویپر است، نقش مهمی در ثبات مدار اجسام کمربند و یا برعکس هل‌دادن اجسام به دورتر از مدار پیشین خود دارند.[۸]

ترکیبات شیمیایی دنباله‌دارهای بلند مدت و کوتاه مدت مشابه است، اگرچه ترکیبات سازندهٔ دنباله‌دارهای بلند مدت تمایل بیشتری به فرار دارند. دلیل این تفاوت می‌تواند سرچشمه‌گیری از ابر اورت یا کمربند کویپر باشد. در واقع در طول شکل‌گیری منظومهٔ خورشیدی، اجسام کوچک در بخش‌های درونی دیسک و در نزدیکی سیارات غول‌پیکر ساخته‌شدند. سپس این اجسام توسط نیروهای گرانشی از منظومهٔ خورشیدی خارج‌شدند و آن اجسامی که به طور کامل فرار کردند، ابر اورت را تشکیل دادند. آن دسته از اجسامی که نتوانستند فرار کنند و هیچ تعامل گرانشی با سیارات نداشتند، به عنوان اجسام کمربند کویپر باقی‌ماندند.[۸]
نام‌گذاری
لکه‌های قهوه‌ای بر روی سیارهٔ برجیس، مکان برخورد دنباله‌دار شومیکر-لوی ۹ به جو برجیس است.

نام‌گذاری دنباله‌دارها پیچیده است و نام آن‌ها از روی کاشفشان –یک شخص یا فضاپیما– برگرفته می‌شود. برای نمونه، دنباله‌دار شومیکر-لوی ۹ نهمین دنباله‌داری بود که توسط یوجین مرل و کارولین شومیکر و دیوید لوی کشف شده‌است. این رهنمود توسط اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی تنها در سدهٔ گذشته ایجاد شده‌است. از آن‌جا که فضاپیماها در نقطه‌بینی دنباله‌دارها بسیار مؤثر است، دنباله‌دارها در نام‌های خود نام فضاپیماهایی هم‌چون سوهو و وایز را دارند.[۳]

اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی روشی را برای نام‌گذاری دنباله‌دارها برگزیده‌است. این نام‌گذاری چهار مرحله دارد:

۱. ابتدا باید یکی از پیشوندهای زیر را برای اشاره به نوع دنباله‌دارها مشخص‌کرد. این پیشوندها عبارتند از:

    پیشوند پی (P): پیشوند دنباله‌دارهای دوره‌ای است.
    پیشوند سی (C): پیشوند دنباله‌دارهای غیر دوره‌ای است.
    پیشوند اکس (X): پیشوند دنباله‌دارهایی است که نمی‌توان مدار معنی‌داری برای آن محاسبه‌کرد.
    پیشوند دی (D): پیشوند دنباله‌دارهایی است که دیگر وجود ندارند و یا پنداشته می‌شود که ناپیداست.

۲. سپس سال کشف دنباله‌دار را می‌نویسند.

۳. در این مرحله، حرف بزرگ A یا B را برای فهمیدن این که دنباله‌دار در نیمهٔ نخست ماه کشف شده‌است یا نیمهٔ دوم ماه، می‌نویسند. حرف بزرگ A را برای اشاره به نیمهٔ نخست ماه و حرف بزرگ B را برای اشاره به نیمهٔ دوم ماه می‌نویسند.

۴. در این مرحله، عددی می‌نویسند که نشان‌دهندهٔ چندمین جسمی است که در آن سال و آن نیمهٔ ماه کشف شده‌است.

برای نمونه، P/۲۰۱۳ B۳ سومین دنباله‌دار کشف‌شده در نیمهٔ دوم ژانویهٔ ۲۰۱۳ است. وقتی که یک دنباله‌دار برای دومین بار آشکار و مشاهده می‌شود، مرکز ریزسیارهٔ اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی (MPC) یک شمارهٔ دائمی برای کشف آن می‌دهد. در این حالت، ابتدای نام دنباله‌دار، نام دو کاشف آن (نام خانوادگی فرد یا یک واژه یا مخفف گروه اخترشناسی) را می‌نویسند. نام‌ها به ترتیب زمانی پدیدار می‌شوند و نام کاشفان و ترتیب زمانی با یک ممیز از یک‌دیگر جدا می‌شوند. اما در برخی موارد نادر، نام دنباله‌دار می‌تواند شامل نام سه کاشف و یا عمومی باشد. نمونه‌هایی از نام‌های کامل این دنباله‌دارها عبارتند از: ۱۱۹پی/پارکر–هارتلی و سی۱۹۹۵/اُ۱ (دنباله‌دار هیل–باپ).[۹]
مأموریت‌ها

فهرست زیر، مأموریت‌هایی است که برای بررسی دنباله‌دارها انجام گرفته‌است:[۱۰][۱۱]
فضاپیما     تاریخ پرتاب     شرح عملیات
پایونیر ۷[۱۲]    
۱۷ اوت ۱۹۶۶
    در ۲۰ مارس ۱۹۸۶ رصدهایی از دنباله‌دار هالی انجام‌داد.
پایونیر ونوس ۱[۱۳]    
۲۰ مارس ۱۹۷۸
    در ۴ دسامبر ۱۹۷۸ وارد مدار ناهید شد.
ماهوارهٔ دنباله‌داری بین‌المللی[۱۴]    
۱۰ اوت ۱۹۷۸
    در مارس ۱۹۸۶ رصدهایی از دنباله‌دار هالی انجام‌داد.
ویگا ۱[۱۵]     ۱۵ دسامبر ۱۹۸۴     در سال ۱۹۸۶ دنباله‌دار هالی را مشاهده‌کرد.
ویگا ۲[۱۶]    
۲۱ دسامبر ۱۹۸۴
    کنارگذر با دنباله‌دار هالی از ۷ تا ۱۱ مارس ۱۹۸۶.
فضاپیمای ساکیگیک[۱۷]    
۷ ژانویهٔ ۱۹۸۵
    کنارگذر با دنباله‌دار هالی در ۱۱ مارس ۱۹۸۶.
فضاپیمای جیوتو[۱۸]    
۲ ژوئیهٔ ۱۹۸۵
    کنارگذر با دنباله‌دار هالی در ۱۴ مارس ۱۹۸۶ و دنباله‌دار گریک-اسکجلرپ در ۱۰ ژوئیهٔ ۱۹۹۲.
فضاپیمای سوزی[۱۹]    
۱۸ اوت ۱۹۸۵
    کنارگذر با دنباله‌دار هالی در ۸ مارس ۱۹۸۶.
فضاپیمای گالیله[۲۰]    
۱۸ اکتبر ۱۹۸۹
    در ژوئیهٔ ۱۹۹۴ مشاهداتی از برخورد دنباله‌دار شومیکر-لوی ۹ به دست آورد.
کاوشگر فضایی اولیس[۲۱]    
۶ اکتبر ۱۹۹۰
    کنارگذر با دنباله‌دار هایاکوتاک در ۱ مه ۱۹۹۶.
فضاپیمای دیپ اسپیس ۱[۲۲]    
۲۴ اکتبر ۱۹۹۸
    توسط دانشمندان به نزدیک یک دنباله‌دار برای دیدن هسته و ساختار آن فرستاده‌شد.
فضاپیمای استارداست[۲۳]    
۷ فوریهٔ ۱۹۹۹
    کنارگذر با دنباله‌دار ویلد ۲ در ۲ ژانویهٔ ۲۰۰۴ و دنباله‌دار تمپل ۱ در ۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۱.
مأموریت فضایی کانتور[۲۴]    
۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۲
    برای بررسی دنباله‌دارهای انکه و ۷۳پی شواسمن-وخمن ساخته‌شد.
مأموریت فضایی برخورد ژرف[۲۵]    
۱۲ ژانویهٔ ۲۰۰۵
    در ۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۵ به تمپل ۱ برخورد کرد و سپس فعال‌شد و کنارگذر با ۱۰۰/پی هارتلی ۱ در ۴ نوامبر ۲۰۱۰.
کاوشگر نقشه‌بردار فروسرخ میدان وسیع[۲۶]    
۱۴ دسامبر ۲۰۰۹
    بیش از ۲/۷ میلیون نگاره از کهکشان‌های دوردست، سیارک‌ها و دنباله‌دارهای نزدیک زمین گرفته‌است.
مأموریت سوهو[۲۷]    
۲ دسامبر ۱۹۹۵
    از ۲۷ تا ۳۰ نوامبر ۲۰۱۳ دنباله‌دار سی/۲۰۱۲ اس۱ را خواهد دید.
فضاپیمای رزتا[۲۸]    
۲ مارس ۲۰۰۴
    کتارگذر با دنباله‌دار شوریکو-جریشمنکو در مه ۲۰۱۴.
ساختار
هسته
قطر دنباله‌دار ۲۹پی/شواسمن-واچمن احتمالاً حدود ۲۰ کیلومتر است. (نگاره‌ای با رنگ‌های کاذب و دروغین از تلسکوپ فضایی اسپیتزر)

هسته یا قلب دنباله‌دار تکه‌های جامدی در مرکز گیسوی آن و مانند یک گلولهٔ برفی ناپاک است که از یخ ساخته شده‌است.[۲۹] هسته که بخش مرکزی دنباله‌دار است، مخزن گرد و غبار و گازهای منجمد است.[۳۰] هستهٔ دنباله‌دار اسفنجی‌شکل است و درون آن شمار بسیار چاله و حفره وجود دارد. هنوز هیچ کسی نمی‌داند که هسته دارای حفره‌های کم و بزرگ یا حفره‌های بسیار و کوچک است. اگر شمار کمی حفرهٔ بزرگ بر روی هسته وجود داشته‌باشد، یعنی این که این دنباله‌دار از سنگ‌های یخی ناپاک ساخته‌شده و اگر شمار بسیاری حفرهٔ کوچک بر روی آن وجود داشته‌باشد، یعنی این که این دنباله‌دار از گلوله‌های یخی ناپاک ساخته شده‌است.[۲۹]

هسته از نوع خاصی از گرد و غبار به نام «کرکی» ساخته شده‌است، چون کرکی می‌تواند سبک وزن و پر از سوراخ مانند اسفنج باشد. درون سوراخ‌ها از یخ آب‌مانند، کربن دی‌اکسید (یخ خشک) و کربن مونوکسید (که از خودروها خارج می‌شود) ساخته شده‌است.[۳۱] لایه‌های بالایی هسته از گرد و غبار ساخته شده‌است. گرد و غبار غیر فرار متشکل از برخی کانی‌های سیلیکات و غنی از کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن است. در هسته، نسبت جرم فرار به جرم غیر فرار نزدیک به یک است.[۳۰]

مشاهدات هستهٔ دنباله‌دارهای هیل-باپ و کوهوتک به دانشمندان ایده‌های تازه دربارهٔ ترکیب و تکامل دنباله‌دارها داده‌است. اما هنوز دانشمندان نمی‌دانند که آیا هستهٔ دنباله‌دارها مانند بخش‌های جامد زمین، سخت یا مانند یک گلولهٔ برفی، نرم است. کاوشگر فضایی رزتا برای یافتن میزان سختی دنباله‌دارها امیدوارکننده است. وقتی که دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود، شروع به تبخیر می‌کند و یک گیسو و یک دم دیدنی و جذاب پدید می‌آید. این تبخیر تنها در جاهای خاص هسته روی می‌دهد که «جت» نامیده می‌شود. دنباله‌دار هالی هنگامی که در سال ۱۹۸۶ به خورشید نزدیک می‌شد، بر روی سطح خود سه جت داشت.[۳۱]

اندازهٔ هسته معمولاً ناشناخته است، زیرا اندازه‌گیری آن دشوار است، اما اندازه‌گیری قابل اطمینانی از ۱۰ هستهٔ دنباله‌دار به عمل آمده‌است. بسیاری از این هسته‌ها دارای قطرهای چند کیلومتر تا ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر هستند. برای نمونه، هستهٔ ۲۹پی/شواسمن-واچمن احتمالاً حدود ۲۰ کیلومتر و قطر دنباله‌دار هیل-باپ احتمالاً ۴۰ کیلومتر است. البته موارد خاصی مانند دنباله‌دار هالی و ۱۹پی/بورلی دارای هسته‌ای سیب‌زمینی‌شکل هستند.[۳۰]
گیسو
ابر پیرامون دنباله‌دار سی/۱۹۸۳ اچ۱، گیسوی آن است.

وقتی که یخ‌های موجود در هستهٔ دنباله‌دار تبخیر می‌شود، تبدیل به یک ابر بزرگ پیرامون بخش مرکزی دنباله‌دار می‌شود و به سرعت گسترش می‌یابد. این ابر که گیسو نامیده می‌شود، جو دنباله‌دار است و می‌تواند تا میلیون‌ها مایل گسترش‌یابد. این ابر بسیار نازک و باریک و ۱۰٬۰۰۰ بار نازک‌تر و باریک‌تر از یک ابر در جو زمین است.[۳۲] هنگامی که دنباله‌دار در حضیض خود است، گیسوی آن معمولاً حدود ۱۰۰٬۰۰۰ کیلومتر و توسط باد خورشیدی مانند یک قطرهٔ اشک درآمده‌است.[۳۳] گیسوی دنباله‌دارها دارای دو جزء اصلی است:

۱. گیسوی گازی: متشکل از مولکول‌های آزادشده از هسته توسط گرمایش خورشیدی و تصعید است. هنگامی که هستهٔ دنباله‌دار آشکار است، مولکول‌های گیسوی آن در معرض تابش مستقیم خورشید قرار می‌گیرند و می‌توانند به شیوه‌های مختلف آسیب ببینند. سپس بیشتر مولکول‌ها از هم جدا و از هسته خارج می‌شوند. برای نمونه:

H + HO → فشار قوی + H۲O

H + O → فشار قوی + OH

در واکنش‌های بالا، مولکول آزادشده از هسته یک فوتون جذب می‌کند و به دو قطعه شکسته می‌شود. علاوه بر این، گونه‌های گازی دنباله‌دارها می‌توانند یونیزه شوند. مانند واکنش زیر:

CO+ → فشار قوی + CO

۲. گیسوی گرد و غباری: متشکل از ذرات گرد و غبار کشانده‌شده از هسته است. ذرات گرد و غبار دنباله‌دارها در همهٔ اندازه‌ها یافت می‌شوند و قابل رؤیت‌ترین آن‌ها قطری حدود ۱ میکرون (۰/۰۰۱ میلی‌متر) دارد.[۳۴]
دم
دم دنباله‌دار سی/۲۰۰۶ پی۱ بسیار بلند و کشیده است.
دم یونی آبی رنگ دنباله‌دار ۱۷پی هولمز در سمت راست آن دیده می‌شود.

به طور کلی، دنباله‌دارها دارای دو نوع دم هستند:[۳۵]

۱. دم یونی: گازهای خنثی در گیسوی دنباله‌دار می‌توانند توسط فوتون‌های فرابنفش خورشیدی یونیزه شوند. مانند واکنش زیر:

CO+ → فشار قوی + CO

میدان مغناطیسی ستاره‌ای خورشید توسط بادهای خورشیدی جابه‌جا می‌شود و هم‌چنین یون‌ها نیز به نیروهای مغناطیسی حساس‌اند. در نتیجه، یون‌ها از گیسو پاک‌سازی می‌شوند و درون یک دم یونی بلند می‌روند. از آن‌جا که CO+ شایع‌ترین یون است، نور آبی بهتر از نور قرمز پراکنده می‌شود و دم یونی به چشم انسان اغلب آبی رنگ به نظر می‌رسد. هم‌چنین، نیروی مغناطیسی بسیار قوی است و طناب‌ها، گره‌ها و نوارهایی تولید می‌کند که دم یونی را از دم گرد و غباری جدا می‌کند.

۲. دم گرد و غباری: متشکل از ذرات گرد و غبار رانده‌شده از گیسو توسط فشار ناشی از تابش خورشیدی است. در مقایسه با دم یونی، دم گرد و غباری به نظر می‌رسد که سفید رنگ یا کمی صورتی رنگ باشد. ذرات گرد و غبار دم دنباله‌دارهایی که به صورت جداگانه در مداری پیرامون خورشید هستند، به دلیل اثر فشار تابشی، گرانش آن‌ها به خورشید کمتر از گرانش آن‌ها به هسته است. این موجب می‌شود که دم گرد و غباری خمیده و منحنی باشد.[۳۶]
دنباله‌دارهای قابل‌توجه
دنباله‌دارهای بزرگ
نگاره‌ای از دنباله‌دار بزرگ ۱۸۸۲ که در کیپ‌تاون، آفریقای جنوبی گرفته شده‌است.
نوشتار اصلی: دنباله‌دار بزرگ

شمار کمی از دنباله‌دارها که دیدنی و قابل‌توجه و چشمگیر هستند، با عنوان «دنباله‌دارهای بزرگ» شناخته می‌شوند؛ فقط باید مجموعه‌ای از شرایط رخ‌دهد. این دنباله‌دارها آن‌قدر بزرگ نیستند که با چشم غیرمسلح دیده‌شوند؛ با این حال وقتی به خورشید نزدیک می‌شوند، سطوح یخی آن‌ها تبخیر می‌شود و مقدار زیادی از گاز و گرد و غبار آن‌ها فرار می‌کند و جو و دم‌های بسیار بزرگی شکل می‌گیرد که دیدنی و قابل‌توجه است. اگر این شرایط رخ‌دهد، دنباله‌دار تبدیل به یک دنباله‌دار بزرگ خواهد شد. علاوه بر این، اگر دنباله‌دار نزدیک زمین شود و دم آن به آسانی دیده‌شود، عنوان دنباله‌دار بزرگ را به خود می‌گیرد. در هر دو مورد، دنباله‌دار بزرگ باید در آسمان تاریک دیده‌شود. در ژوئیهٔ سال ۸۷ پیش از میلاد، نخستین دنباله‌دار بزرگ که دنباله‌دار هالی بود، در آسمان دیده‌شد.[۳۷]
دنباله‌دار مسیر خورشیدی
نوشتار اصلی: دنباله‌دار مسیر خورشیدی
پرونده:Kreutz Comet Orbits.ogvپخش رسانه
طراحی از مدار یک دنباله‌دار مسیر خورشیدی

دنباله‌دار مسیر خورشیدی طبقهٔ ویژه‌ای از دنباله‌دارهاست که به هنگام حضیض خود، فاصلهٔ بسیار کمی (حدود ۸۵۰٬۰۰۰ مایل) با خورشید دارند. حتی بسیاری از آن‌ها به فاصلهٔ چند هزار مایلی خورشید نیز می‌رسند. ماندن در این فاصله از خورشید برای دنباله‌دارها بسیار دشوار است. آن‌ها در معرض تابش خورشیدی قرار می‌گیرند؛ البته فشار فیزیکی تابش خورشیدی به شکل‌گیری دم دنباله‌دارها کمک می‌کند. علاوه بر این، دنباله‌دارها در نزدیکی خورشید، نیروهای جزر و مد بسیار قوی یا فشار گرانشی را تجربه می‌کنند. در این محیط خصمانه و دشمن‌وار، بسیاری از دنباله‌دارها با این سفر پیرامون خورشید دیگر زنده نمی‌مانند و از میان می‌روند. اگرچه آن‌ها به سطح خورشید سقوط نمی‌کنند، اما خورشید می‌تواند آن‌ها را از میان ببرد. بسیاری از دنباله‌دارهای که دارای مدارهای مشابه هستند، «کروز پاس» نامیده می‌شوند و جمعی دیگر متعلق به گروهی به نام «گروه کروز» هستند. نزدیک به ۸۵ درصد دنباله‌دارها توسط دنباله‌دار سوهو در این بزرگراه مداری دیده می‌شوند. دانشمندان بر این باورند که صدها یا هزاران سال پیش، یک دنباله‌دار مسیر خورشیدی وجود داشت که فروپاشید و دنباله‌دارهای کروز پاس باقی‌ماندهٔ آن‌ها هستند. در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۳، سی/۲۰۱۲ اس۱ به حضیض خود (۷۳۰٬۰۰۰ مایل فاصله از خورشید) خواهد رسید. مدار این دنباله‌دار نشان می‌دهد که می‌تواند با این حرکت از منظومهٔ خورشیدی فرار کند.[۳۸]
موضوعات مرتبط
تفکیک از اجرام آسمانی دیگر
یک بارش شهابی اسدی در سال ۲۰۰۹

تفاوت اصلی میان دنباله‌دارها و سیارک‌ها چیزی است که آن‌ها از آن ساخته شده‌است. سیارک‌ها از فلزات و مواد سنگی و دنباله‌دارها از یخ، گرد و غبار و مواد سنگی ساخته شده‌اند. هر دو جسم آسمانی حدود ۴/۵ میلیارد سال پیش در اوایل منظومهٔ خورشیدی ساخته‌شدند. سیارک‌ها نسبت به دنباله‌دارها بسیار نزدیک‌تر به خورشید هستند، جایی که برای باقی‌ماندن یخ به حالت جامد بسیار گرم است. اما دنباله‌دارها نسبت به سیارک‌ها دورتر از خورشید هستند، جایی که یخ در آن ذوب نمی‌شود. یکی دیگر از تفاوت‌های میان این دو جسم آسمانی این است که دنباله‌دارها دم دارند و سیارک‌ها فاقد دم هستند. از دیگر تفاوت‌های این دو شیء فضایی می‌توان به الگوهای مداری آن‌ها اشاره‌کرد. دنباله‌دارها به مدارهای بسیار طولانی و دراز تمایل دارند و چندین بار ۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی از خورشید فاصله می‌گیرند. در حالی که سیارک‌ها به مدارهای کوتاه‌تر و دایره‌ای‌شکل‌تر تمایل و در کمربند سیارک‌ها وجود دارند. تعداد دو شیء فضایی از تفاوت‌های دیگر آن‌هاست. تنها ۳٬۵۷۲ دنباله‌دار تا ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹ کشف شده‌است، اما میلیون‌ها سیارک وجود دارد.[۳۹]

بقایای کوچک‌تر از یک سیارک، شهاب‌وار نامیده می‌شود. بیشتر شهاب‌وارهایی که وارد جو زمین می‌شوند، به اندازه‌ای کوچک هستند که نمی‌توانند وارد سطح زمین شوند و تبخیر می‌شوند و در این حالت عناوین مختلفی (شهاب یا شهاب‌سنگ) می‌گیرند.[۴۰] وقتی که شهاب‌وار وارد جو زمین می‌شود، گرم می‌شود و نور رشته‌ای مانندی از آن دیده می‌شود که شهاب نام‌دارد.[۴۱] اما گاهی اوقات شهاب‌وارها از جو زمین می‌گذرند و بر روی زمین می‌افتند که این جسمی که بر روی زمین افتاده‌است را شهاب‌سنگ می‌نامند.[۴۲]
دنباله‌دارهای مشهور
دنباله‌دار     تاریخ یا سال کشف     کاشف یا کاشفان
دنباله‌دار هالی[۴۳]    
۱۷۰۵
    ادموند هالی
دنباله‌دار بزرگ ۱۷۴۴[۴۴]    
۲۹ نوامبر ۱۷۷۳
    ژان-فیلیپ د شزو
دنباله‌دار انکه[۴۵]    
۱۷۸۶
    پیر مچین
دنباله‌دار بیلا[۴۶]    
۲۷ فوریهٔ ۱۸۲۶
    بارون ویلهلم فون بیلا
دنباله‌دار دوناتی[۴۷]    
۲ ژوئن ۱۸۵۸
    جیووانی باتیستا دوناتی
دنباله‌دار تمپل ۱[۴۸]    
۳ آوریل ۱۸۶۷
    ویلهلم تمپل
دنباله‌دار بزرگ ۱۸۸۲[۴۹]    
۱ سپتامبر ۱۸۸۲
    گروهی از ملوانان ایتالیایی
دنباله‌دار ۱۷پی هولمز[۵۰]    
نوامبر ۱۸۹۲
    ادوین هولمز
دنباله‌دار بزرگ ژانویهٔ ۱۹۱۰[۴۹]    
۱۳ ژانویهٔ ۱۹۱۰
    بینندگان چندگانه
دنباله‌دار آکیا-سکی[۵۱]    
۱۸ سپتامبر ۱۹۶۵
    کیرو آکیا، سوتومیو سکی
دنباله‌دار شوریمو-جریشمنکو[۵۲]    
۱۹۶۹
    کلیم ایوانویچ شوریمو، سوتلانا ایوانوفنا جریشمنکو
دنباله‌دار کوهوتک[۵۳]    
مارس ۱۹۷۳
    لوبوش کوهوتک
دنباله‌دار ویلد ۲[۵۴]    
۶ ژانویهٔ ۱۹۷۸
    پل ویلد
دنباله‌دار شومیکر-لوی ۹[۵۵]    
۲۴ مارس ۱۹۹۳
    کارولین شومیکر، یوجین شومیکر، دیوید لوی
دنباله‌دار هیل-باپ[۵۶]    
۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۹۵
    آلن هیل، توماس باپ
ستارهٔ بیت‌اللحم
نوشتار اصلی: ستاره بیت‌اللحم
ستایش کودک توسط مغ. ستارهٔ بیت‌اللحم بالای سر کودک نشان داده شده‌است. این نقاشی توسط جوتو دی بوندوته کشیده شده‌است که او شاهد دنباله‌دار هالی در سال ۱۳۰۱ بوده‌است.

ستارهٔ بیت‌اللحم یک پدیدهٔ آسمانی ذکرشده در انجیل متی و راهنمای سه مغ به زادگاه عیسی مسیح است. رویدادهای طبیعی نشان می‌دهد که ستارهٔ بیت‌اللحم می‌توانسته یک ابرنواختر، دنباله‌دار (دنباله‌دار هالی در ۱۱ یا ۱۲ سال پیش از میلاد قابل مشاهده بود)، شهاب‌سنگ یا مقارنهٔ سیاره‌ها بوده‌باشد. سال زایش مسیح نامشخص است، اما احتمالاً میان ۴ تا ۶ سال پیش از میلاد بوده‌است. کتاب مقدس می‌گوید که دو نفر این ستاره را دیده‌اند.[۵۷] آن سه مغ فرزانگانی از سرزمین پارس یا ایران و قادر به خواندن ستاره‌ها بودند.[۵۸]

در اوایل سدهٔ هفدهم، یوهانس کپلر گفت که بیت‌اللحم ممکن‌است که یک نواختر باشد.[۵۷] به گفتهٔ کالین هامفریس در «ستارهٔ بیت‌اللحم –دنباله‌داری در ۵ سال پیش از میلاد– و زادروز عیسی» در مجلهٔ انجمن سلطنتی اخترشناسی در سال ۱۹۹۱، عیسی مسیح احتمالاً در پنج سال پیش از میلاد زاده شده‌است. در آن زمان، یک دنباله‌دار بزرگ، جدید و با حرکت آهسته به نام «سوئی-هزینگ» ثبت شده‌بود. هامفریس بر این باور است که این دنباله‌دار همان ستارهٔ بیت‌اللحم است.[۵۹]
خرافات پیرامون دنباله‌دارها

دنباله‌دارها در بسیاری از فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان و در طول زمان از وحشت و ترس الهام گرفته شده‌اند. آن‌ها عناوینی هم‌چون «پیشروی حکم مجازات» و «تهدید گیتی» به خود گرفته‌اند. این اجرام هم‌چنین به عنوان پیشگویان فاجعه‌ها و پیامبران خدا در نظر گرفته می‌شدند. در دوران باستان، دنباله‌دارها قابل‌توجه‌ترین اشیاء در آسمان شب بودند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، دنباله‌دارها حاملان پیام‌های خدایان هستند. برای نمونه، در برخی از فرهنگ‌ها، دم دنباله‌دارها ظاهر سر یک زن با موهای بلند پشت سرش است

طیف‌سنجی نجومی

تاریخچه این طیف‌نمایی به نخستین مشاهدات نیوتون از نور خورشید پراکنده شده با منشور بر می‌گردد. در این طیف نمایی با مطالعه طیف تابشی الکترومغناطیسی از اجرام آسمانی می‌توان به بسیاری از خواص ستارگان و کهکشانهای دور مانند ساختار شیمیایی و حرکتشان دست یافت.


محتویات

    ۱ ستارگان
    ۲ سحابی‌ها
    ۳ کهکشان‌ها
    ۴ کوازارها
    ۵ سیاره وسیارکها
    ۶ ستاره دنباله دار
    ۷ منبع

ستارگان

از مهم‌ترین ستارگانی که طیف نمایی در آن سهم بسزایی داشته، خورشید است و در واقع فرانهوفر و سشی از پیشگامان اسپکتروسکوپی خورشیدی بودند.سشی ستارگان را بر اساس تعداد وپهنای خطوط جذبی طبقه بندی کرد، که بعدها به دمای ستارگان مربوط شد.

خطوط جذبی خاصی برای رتج دمایی مشخصی مشاهده می‌شد و همچنین هر خط جذبی برای اندازگیری یک ترکیب شیمیایی استفاده می‌شد. هر عنصر مجموعه‌ای از خطوط جذبی را در بردارد، مهم‌ترین خط مربوط به هیدروژن است که تقریباً در هر ستاره موجود است وبه عنوان خطوط بالمر شناخته می‌شود.

در سال ۱۸۶۸ خطوط زرد پررنگی در طیف خورشیدی مشاهده شد که قبلا در آزمایشگاه دیده نشده بود. بنابراین آن را به عنصری نا شناخته نسبت دادند و آن را هلیوم که از واژه یونانی هلیوس به معنی خورشید بود نامیدند. همچنین در دهه ۱۸۶۰ درهنگام کسوف در تاج خورشیدی خطوط گسیلی،به خصوص به رنگ سبز، مشاهده شد که باهیچ عنصری برابر نبود. آن را کرونیوم نامیدند تا اینکه در دهه۱۹۳۰ معلوم شد که آنها نیکل وآهن بسیار یونیده هستند که به خاطر دمای فوق العاده زیاد تاج خورشیدی ست.

همچنین این نوع طیف سنجی در اندازگیری خواص دیگری چون فاصله، طول عمرو تابندگی ونسبت جرم کاهش یافته قابل استفاده‌است.
سحابی‌ها

در ابتدا و در زمان نجوم تلسکوپی کلمه سحابی به هر قطعه نوری تیره که شبیه ستاره بود اطلاق می‌شد . خیلی از آنها مثل آندرومدا طیفی شبیه طیف اجرام آسمانی داشتند بنابراین کهکشان از آب در آمدند.

ویلیام هاگینز هنگام مشاهده سحابی چشم گربه‌ای هیچ طیف پیوسته‌ای مانند خورشید را مشاهده نکرد به جز چند خط قوی گسیلی که با خطوط هیچ عنصری روی زمین برابر نبود.در اینجا باز عنصر جدیدی بنام نبولیم ( nebulium) پیشنهاد شد. در دهه ۱۹۲۰ فهمیدند که اینها خطوط اکسیژن اند وچون سحابی‌ها بسیار رقیق اند خیلی کم چگالتر از حتی بهترین خلاء تولیدی روی زمین اند. در شرایط خلاء اتمها به طور متفاوت رفتار کرده و خطوطی می‌توانند شکل بگیرند که در چگالیهای نرمال تحت فشار قرار گرفتند.
کهکشان‌ها

طیف کهکشان‌ها شبیه طیف ستارگان است .این نوع اسپکتروسکوپی منجر به کشف خیلی از اصول و مبانی فیزیکی شد.در دهه ۱۹۲۰ هابل کشف کرد که همه کهکشانها در حال دور شدن از زمین اند.این دلیلی بود بر اینکه عالم از یک نقطه یعنی انفجار بزرگ شروع شده است.

همچنین زیکی متوجه شد که کهکشانها تندتر از آنچه که ممکن به نظر می‌رسد در حال حرکت اند.بنابراین او فرض کرد که خوشه‌های کهکشانها بایستی از مقدار زیادی از اجرام غیر نورانی که با عنوان ماده تاریک شناخته می‌شوند تشکیل شده باشند.
کوازارها

در سال ۱۹۵۰تعدادی چشمه قوی رادیویی وابسته به اجرام خیلی کم نور که به نظر می رسیدخیلی آبی باشند پیدا شد.آنها منابع رادیویی شبه اختری یا کوازارها نامیده شدند.خطوط جذبی از زمانی که اولین طیف از این اجرام گرفته شد غیره منتظره بود و به زودی به عنوان یک طیف کهکشانی عادی خط نشری اتم هیدروژن با قرمز گرایی بالا دریافت شد. قانون هابل درخشندگی بالاودور دست بودن شبه ستاره‌ها را می رساند.


سیاره وسیارکها

چون سیاره‌ها و سیارک‌ها فقط با انعکاس نور خورشید می‌درخشند طیف نور بازتابی از آنها شامل باندهای جذبی مربوط به مواد معدنی در صخره‌ها و سنگهای موجود در بدنه یا عناصر و مولکولهای موجود در اتمسفرشان است.

سیارکها با توجه به طیفشان به سه قسمت تقسیم می‌شوند:

    نوعC :که از مواد کربندار ساخته شده‌اند
    نوعS :عموماً از سیلیکان تشکیل شده‌اند
    نوعM :که متالیک اند

ستاره دنباله دار

طیف ستاره دنباله دار متشکل از ابرهای گرد و غباراست که احاطه اش کرده، همانند زمانی که بادهای خورشیدی با گازهای احاطه شده با ستاره دنباله دار برخورد می‌کند.

آنالیز ترکیبات ستارههای دنباله دار نشان می‌دهد در آنها از مواد اولیه روزهای ابتدایی منظومه شمسی وجود دارد. پیشنهاد شده که در اثر آنها در زمین آب بیشتری برای اقیانوسها و مواد شیمیایی لازم برای شکل گیری حیات تولید شده.

قدر

قدر (با فتح حرف اول) عموماً به معنی ارج و ارزش است.

    کاربردهای ویژه‌تر آن از قرار زیر است:
        قَدر سوره‌ای از قرآن
        قدر در ریاضیات[نیازمند منبع]
        درخشندگی واحدی برای بیان میزان درخشندگی اجرام آسمان
        طیف‌سنجی نجومی
        قدر ظاهری، در ستاره‌شناسی
        قدر مطلق (ستاره‌شناسی)

اصول دین

اصول دین پایه‌های اعتقادی دین است که نخست باید به آن‌ها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن بر خواسته‌است پای‌بند بود. اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل.[۱] اصول دین از نظر اهل سنت، توحید، نبوت و معاد, و از نظر شیعه عدل وامامت نیز اضافه می‌گردد پایه‌های اعتقادی ادیان را شامل می‌شود؛ و در زبان‌ها، زمان‌ها و اقوام مختلف صور متفاوتی به خود گرفته‌است.

محتویات

    ۱ اعتقاد
    ۲ اصول شیعه
    ۳ اصول دین نزد اهل‌سنت
    ۴ پانویس
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

اعتقاد

اعتقاد به اصول دین باید از روی تحقیق باشد، نه تقلید.[۲] کسی که به اصول دین اعتقاد ندارد، از دین بیرون است. در آغاز برخی از رساله‌های عملیه از اصول دین سخن رفته‌است. توحید، نبوت و معاد اصول مشترک دین اسلام‌اند و دو اصل امامت و عدل از مسلّمات مذهب شیعه‌اند (اصول مذهب) و هر کس به آنها ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است گر چه از اسلام بیرون نیست.[۳]
اصول شیعه
نوشتار اصلی: اصول تشیع

اصول دین همراه با اصول مذهب در نزد شیعه پنج تاست:

    توحید: به معنای یگانگی خداوند متعال است.
    عدل: به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ کس ستم نمی‌کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می‌دارد و با هر موجودی، چنانکه شایسته‌است رفتار می‌کند.
    نبوت: به معنای پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.
    امامت: بدین معنا که پس از پیامبر اسلام امامان منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند هستند.
    معاد: به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می‌آیند و هر کس به پاداش و کیفر خویش می‌رسد.در واقع این روز همان قیامت است.

اصول دین نزد اهل‌سنت

اصول دین در نزد اهل‌سنت عبارت‌اند از:[۴]

    توحید
    نبوت
    کتب
    ملائکه
    قیامت
    قدر

بندهشن

بُنْدَهِشْن نام کتابی است به پهلوی که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری رخ داده‌است.*[۱] نام این کتاب در فارسی به صورت بندهش هم آمده‌است. نویسنده (تدوین‌کنندهٔ نهایی) آن «فَرْنْبَغ» نام داشت.

«بندهشن» به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است. نام اصلی کتاب احتمالاً «زندآگاهی» به معنی «آگاهی مبتنی بر زند» بوده‌است چنان که در ابتدای متن کتاب آمده‌است. این خود می‌رساند که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار داده‌است.∗ بندهشن در ۳۶ فصل نوشته شده‌است. مطالب کتاب در سه محور اصلی است:

    آفرینش آغازین
    شرح آفریدگان
    نسب‌نامهٔ کیانیان.∗

از این کتاب دو تحریر موجود است اولی موسوم به بندهشن هندی که مختصرتر است و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا ایرانی که مفصل‌تر است. صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آن‌دو نهاده شده‌است که نسخ اولی در هند استنساخ شده‌است و نسخ دومی در ایران.∗

پنی‌دیو

پَنی برپایه اسطوره‌های مزدیسنا دیو خست و تنگ‌نظری و دشمن ایزد گشاده‌دستی و رادمردی‌است.

بندهش پنی را چنین می‌خواند:«پنی آن دیو است که انبار کند و نخورد و به کس ندهد.»
واژه‌شناسی

این نام در پارسی میانه penih به معنای خسّت است.

تمبر

تَمبر یا تمبر پستی مدرکی چاپی است که نشان‌دهندهٔ پیش پرداخت مبلغی برای خدمات پستی است.

تمبر معمولاً به صورت کاغذی کوچک و چهارگوش تهیه می‌شود که در چهار سوی آن کاغذ حالت دندانه‌دار دارد و در پشت آن چسبی مالیده شده که با برخورد آب خاصیت چسبندگی پیدا می‌کند.

چسباندن تمبر به یک نامه یا بستهٔ پستی نشان‌دهندهٔ اینست که فرستنده، مبلغ لازم برای ارسال محموله را به‌طور کامل یا بخشی از آن را پرداخته‌است. در صورتی‌که ارزش تمبر الصاقی کمتر از بهای خدمات پستی مربوطه باشد گفته می‌شود که محموله «کسر تمبر» دارد.

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ تمبر در ایران
    ۳ تاریخچه
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

پیرامون واژه

واژه «تمبر» برای پست در فارسی از زبان فرانسوی (Timbre Postal) وام گرفته شده‌است. در پارسی سره از واژهٔ «پـِیکه» بدین منظور استفاده می‌شود.[۱]
تمبر در ایران
نوشتار اصلی: تاریخ تمبر در ایران

قدیمی‌ترین تمبر رسمی ایران معروف به تمبر باقری در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، در سال ۱۲۹۲ هجری قمری برابر ۱۸۶۸ میلادی منتشر شده‌است. نقش این تمبر نشان رسمی دولت وقت ایران «شیر و خورشید» است که درون دایره‌ای قرار گرفته و در چهارگوشه آن بهای هر تمبر به فارسی درج شده‌است.[۲]

محمد مهروان و ناصر گرجی از طراحان تمبر در ایران هستند.[۳]
تاریخچه

در سال ۱۶۳۵ میلادی یکی از کارمندان پست فرانسه به نام (مسیو ولایه) پاکتی با علامت ویژه ابداع کرد و به جریان انداخت. پس از وی یک نفر سویسی به نام (جیمس چالمره) تمبرهایی در چاپخانه خود چاپ کرد و آنها را در سال ۱۸۳۴ به دولت بریتانیا عرضه نمود.[نیازمند منبع]

در سال ۱۸۷۳ میلادی، رونالد هیل، کارمند ارشد اداره پست بریتانیا اهمیت کار را در مجلس عوام به تایید رساند.[نیازمند منبع]

دولت بریتانیا در ماه مه سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر دنیا را به ارزش یک و نیم پنی با تصویر ملکه انگلیس (معروف به پنی سیاه) چاپ و منتشر کرد، به این ترتیب رونالد هیل پدر و ابداع کننده تمبر پستی در جهان است.[نیازمند منبع]اولین تمبر ایران در طبرستان رونمایی شد