اَبوالنَّجم احمَدبن قوصبن احمد منوچهری دامغانی (در گذشته بهسال ۴۳۲ هجری) معروف به منوچهری شاعر ایرانی اهل دامغان بود.
محتویات
۱ زندگی
۲ موضوع و قالب شعری
۳ نمونهٔ اشعار
۴ منابع
۵ پیوند به بیرون
زندگی
کودکی و جوانی منوچهری در دامغان به تحصیل عربی گذشت، تا این که به خدمت منوچهر قابوس زیاری در طبرستان رسید. پس از مرگ منوچهر قابوس، منوچهری به ری رفت و به خدمت طاهر دبیر رسید که از طرف سلطان مسعود غزنوی در آنجا فرمانروایی داشت. وی از آنجا به دربار غزنه راه یافته، و به ستایشگری سلطان مسعود غزنوی مشغول شد. منوچهری برای جلب حمایت عنصری قصیدهای به نام «لغز شمع» سرود و در آن عنصری را ستایش کرد. در سال ۴۳۲ هجری قمری، منوچهری در حالی که سی و چهار سال داشت درگذشت.
موضوع و قالب شعری
بیشتر شعرهای او دربارهٔ طبیعت است. منوچهری علاوه بر آشنایی به زبان عربی، از دانشهایی چون نحو، پزشکی، ستارهشناسی، و موسیقی آگاهی داشت، و در شعر خود از واژههای خاص این دانشها بهره میبرد. دیوان منوچهری مشتمل بر اشعاری است که در قالب غزل، قصیده، مسمط، قطعه، و ترکیببند سروده شده و موضوعاتی چون ستایش، وصف، و خمریه را در بر میگیرد. منوچهری قالب مسمط را برای نخستین بار در شعر پارسی پدید آورده است.[۱] اشعار او معمولاً در دو سبک میباشد. یا تغزل و اشعاری که به جوانی او هنگام شاعری باز میگردد و دیگری مدح و ستایش سلاطین و بزرگان زمانه که از رسوم معمول شاعری آن زمان بوده است. در اشعار او مفردات و اصطلاحات عربی بسیار دیده میشود که توانایی او در ادبیات عرب را منعکس میسازد.[۲]
دیوان اشعار او شامل ۲۸۱۷ بیت با تصحیح عزیزالله علیزاده در قالبهای قصیده، قطعه، مسمط، رباعی، دوبیتی و ابیات دیگر در انتشارات فردوس در تهران در سال۱۳۹۰ در ۳۳۶ صفحه منتشر شده است.
نمونهٔ اشعار
خیزید و خز آرید که هنگام خزانست باد خنک از جانب خوارزم وزانست
آن برگ رزان بین که برآن شاخ رزانست گویی به مثل پیرهن رنگرزانست
دهقان به تعجّب سر انگشت گزانست
کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار