اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

تبخیر

فرایند تبدیل مایع به بخار را تَبْخیر گویند. تبخیر فرایند عکس میعان است.

محتویات

    ۱ محاسبه تبخیر
    ۲ تبخیر از سطح پوشیده از برف
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

محاسبه تبخیر

محاسبه تبخیر از دو لحاظ حائز اهمیت است:

    از آن جائی که تبخیر آب از سطح رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و مخازن سدها باعث تلفات آب می‌شود لازم است مقدار ان محاسبه شود. ‎
    تبخیر-تعرق در داخل حوضه‌های آبریز یکی از اجزای چرخه آب شمرده می‌شود و برآورد میزان آبی که در طرح‌های آبیاری به مصرف کشاورزی می‌رسد نیز بر اساس تبخیر-تعرق انجام می‌شود. ابعاد شبکه‌های آبیاری تابع مستقیمی از مقدار و زمان مصرفی است که به صورت تبخیر-تعرق وارد جو می‌شود.

تبخیر از سطح پوشیده از برف

به میزان تبخیر از برف موجود بر سطح می‌گویند که می‌توان آن را کم شدن ارتفاع برف موجود نیز نامید.

با توجه به دمای بسیار پائین محیطی که در آن برف باریده‌است و در پی آن بر روی زمینی هموار یا ناهموار نشسته‌است و هم چنین بالا بودن رطوبت نسبی هوا و هم چنین انعکاس شدید نور خورشید از سطح سفید برفی که تابش خالص خورشید را که با Rn نشان می‌دهند کم می‌کند باعث کندی و نامشخص بودن میزان تبخیر می‌شود.

انرژی گرمایی

به طور کلی انتقال و انتشار انرژی گرمایی، به طریق زیر صورت می‌پذیرد:

    تابش
    هدایت (انرژی) یا رسانش (انرژی)
    همرفت

کلیه تغییرات جوی، از نسیم‌های ملایم گرفته تا طوفان‌های سهمگین یا از آسمان صاف تا بارندگی زیاد برف و باران نتیجه پراکندگی نا برابر انرژی گرمایی اتمسفر است. که اکثر این حرکات و تغییرات جوی به نظریه که هوای گرم نسبتا سبک شده بر می‌خیزد و هوای خنک سنگین شده فروکش می‌کند .[۱]

محتویات

    ۱ درجه حرارت هوا
    ۲ فرایند انتفال انرژی گرمایی
    ۳ تابش
    ۴ هدایت یا رسانش
    ۵ همرفت
    ۶ گرم شدن اتمسفر
    ۷ تغییر انرژی تابشی
    ۸ منابع

درجه حرارت هوا

درجه حرارت یا دما عبارت از اندازه‌گیری انرژی گرمایی است که در خاک وهوا قابل سنجش می‌باشد. تمام ارگانیسم‌ها به صورت مستقیم از این حرارت متاثرند.[۲]
فرایند انتفال انرژی گرمایی
تابش

در این فرایند، گرما به شکل موجی و بدون واسطه انتشار میابد. مثلا انرژی تابشی دریافت شده به وسیله زمین از طریق تابش وبه شکل موجی انجام می‌گیرد و این امواج از فضای خالی بین اتمسفر زمین وخورشید عبور کرده و به زمین می‌رسد. مثال با استفاده از فیلم مادون قرمز در دوربین عکاسی در یک اتاق تاریک، می‌توان اشعه ساطعی از یک اتو را به خوبی به روی فیلم مشاهده نمود. با تعمیم همین عکس‌ها از سطح زمین عکسبرداری می‌کنند.[۱]
هدایت یا رسانش

در این طریق، انتقال گرما در یک جسم به وسیله ذرات ریز تشکیل دهنده ان جسم صورت می‌گیرد. مثلا اگر انتهای یک میله فلزی داغ شود انتهای دیگر ان نیز خیلی زود نیز داغ می‌شود .[۱]
همرفت

گونهای از انتقال گرما توسط حرکت واقعی ماده گرم شونده است. وقتی هوای بالای یک رادیاتور گرم می‌شود در نتیجه انبساط به طرف سقف صعود می‌کند. این حرکت به کمک نوری که از پنجره وترد اتاق شده واز هوای گرم در حال صعود عبور می‌کند اشکار می‌شود. همچنین اگر تصاویری را درباند یک فرودگاه در نطر بگیریم به علت هوای گرم قسمت فوقانی، این تصاویر شکسته به نظر می‌رسند. به همین ترتیب، وقی اب یا هر مایع دیگری گرم می‌شود، مایع گرم قسمت زیر به سوی بالا امده مایع سرد جای ان را می‌گیرد. عمل همرفت در گازها بهتر از مایعات و در مایعات بهتر از جامدات در نظر می‌گیرد. در حقیقت، همرفت یا بر خاستن هوای گرم و فروکش کردن هوای سرد یکی لز اعمال مهم و اساسی انتقال گرما در اتمسفر است .[۱]
گرم شدن اتمسفر

به طور کلی، اتمسفر کره زمین تمام گرمای طبیعی خود را به طور مستقیم یا غیر مستقیم از خورشید دریافت می‌کند .[۲]

    ۱- انرژی تابشی

انرژی تابشی دریافت شده از خورشید، گستره‌ای از طول موج هاست که به نام طیف خورشیدی معروف است. در این طیف وسیع بلند ترین امواج (امواج رادیویی) حدود ده برابر امواج کوتاه (اشعه گاما) می‌باشد، ولی حد اکثر انرژی به مقدار زیادی از کل انرژی تابشی در محدوده کم عرض قسمت مرئی واقع است. امواج مرئی خورشیدی از درون گازهای اتمسفر عبور می‌کند، ولی اشعه ما ورای بنفش یا طول موج کوتاه همانطور که قبلا اشاره شد، در اتمسفر فوقانی جذب می‌گردد. مقداری از اشعه مادون قرمز، توسط دی اکسید کربن وبخار اب اتمسفر تحتانی جذب می‌شود. اما بیشتر انرژی خورشیدی بدون اینکه توسط هوا جذب شود به زمین می‌رسد .[۳]

    ۲- تشعشع زمینی

سطح زمین با جذب نور خورشید به نوبه خود گرم می‌شود. مواد گرم ساطع کننده انرژی هستند و طول موج این تابش به درجه حرارت جسمی که انرژی تابشی از دست می‌دهد، بستگی دارد. تشعشعات زمین با توجه به درجه حرارت ان، داری طول موج‌های مادون قرمز می‌باشند، بدین ترتیب، زمین نور مرئی را به اشعه مادون قرمز با طول موج بلند تر تبدیل می‌کند. بخار اب و تا حد کمتری دی اکسید کربن، اشعه مادون قرمز را جذب می‌کنند. هر چه بخار اب بیشتر باشد عمل جذب بیشتر صورت خواهد گرفت. ازت و اکسیژن تقریبا هیچ اشعه مادون قرمز خروجی و نور مرئی ورودی را جذب نمی‌کنند و بدین ترتیب اب موجود در ابرها نیز یک جاذب خیلی قوی اشعه مادون قرمز هستند، در نتیجه شب‌های ابری همیشه گرمتر از شب‌های صاف است .[۳]

    ۳- انتقال اشفته

دومین طریقه مهم گرم شدن اتمسفر، انتقال انرژی به وسیله هدایت مستقیم گرما از سطح زمین به اتمسفر با تماس مستقیم با ان است. هوا یک هادی خیلی ضعیف انرژی گرمایی است، چرا که فقط پایین ترین قسمت اتمسفر به وسیله ان گرم می‌شود. اما به محض گرم شدن، هوا گسترش یافته، صعود می‌کند و از طریق همرفت گرمای هدایت شده را به سطوح بالا انتقال می‌دهد. ترکیب اعمال هدایت وهمرفت در گرم کردن هوا را معمولا تبادل گرمایی اشفته می‌نامند.[۳]

    ۴- گرمای نهان

مقدار زیادی گرما، بخصوص از روی اقیانوس‌ها یا محل جمع شدن اب زیاد، به طریق گرمای نهان عمل تبخیر منتقل می‌شود. هنگامی که اب بخار شده از حات مایع خارج می گردداز ۵۴۰ تا ۶۰۰ کالری توسط هر گرم اب تبدیل شده به بخار، جذب می‌شود. هیچ مقداری از این گرما در تغییر دما دخالت ندارد، بلکه صرفا برای تامین انرژی لازم مولکولهای اب جهت خارج شدن از حالت مایع به گاز می‌باشد. تنها یک کالری لازم است که دمای یک گرم اب را یک درجه سانتیگراد بالا ببرد. اگر مفایسه‌ای به عمل اید ۵۴۰ تا ۶۰۰ کالری که برای تبدیل یک گرم اب لازم است بسیار زیاد می‌باشد. سر انجام، بخار اب در فرایند تراکم قطرات اب ابرها را بوجود اورده و در نتیجه گرمای نهان خود را به صورت گرمای محسوس ازاد می‌کند.[۳]

    ۵- پدیده گلخانه

گرما دارای یک گردش چرخه‌ای است که بین سطوح زمین و اتمسفر به طور مداوم در جریان است. اتمسفر کره زمین همانند شیشه گلخانه، با جلوگیری از اتلاف انرژی برگشتی از سطح زمین، بخش اعظم انرژی تابشی از خورشید را محبوس می‌کند. زیرا جو زمین تقریبا شرایط شفافی را نسبت به تابش خورشیدی با امواج کوتاه دارد، ولی در مقابل، امواج طولانی تشعشع زمینی تقریبا شرایط کدری را دارا می‌باشد. در این بین بخار اب، ابرها و دی اکسید کربن نقش بسیار عمده‌ای را در مقایسه وسیعی در درون اتمسفر جهت باز داشتن از خروج تشعشع زمینی به عهده دارند. ای امر سر انجام شرایط پدیده گلخانه را برای جو زمین به وجود اورده وسبب افزایش درجه حرارت ان می‌گردد .[۳]
تغییر انرژی تابشی

عوامل مهمی در تغییر مفدار انرژی تابشی که به سطح زمین می‌رسد، اثر دارند که از عمده ترین انها بشرح زیر می‌باشد.[۴]

    به علت انحنای زمین، انحراف محور گردش (دوران) و گردش به دور خورشید، اشعه خورشید تحت زاویه‌ای که با ایام سال و در نواحی مختلف متغیر است به زمین می‌رسد. هر چه زاویه برخورد این اشعه با زمین بیشتر باشد، تمرکز انرژی بر سطح زمین بیشتر خواهد بود.
    به علت ضخامت اتمسفر که محل اشعه عبور خورشید است ونیز تغییر زاویه برخورد بسیار متنوع است. انرژی خورشیدی که وارد اتمسفر می‌شود در ارتفاع کم بیشتر از ارتفاعات زیاد توسط هوا و ذرات خارجی موجود در جو تصفیه می‌شود.
    ذرات خارجی از قبیلگرد وغبار و ابر در اتمسفر با توجه به مکان و زمان دارای تغییرات مشخصی هستند. غبار هوای روی قسمت‌های میانی اقیانوسها حد اقل است، در صورتی که اتمسفر شهرهای صنعتی حد اکثر مقدار غبار را دارد وذرات غبار واب در تصفیه قسمت کثیری از انرژی خورشیدی به وسیله جذب، انعکاس دارای اهمیت بسیاری است.
    در یک مکان به ندرت می‌توان که دوره تابش خورشیدی ثابت باشد. صرفنطر از دوره‌های طولانی ابری، طول دوره روز از تغییرات موسمی زیادی بر خوردار است. این امر خود سهم بسزایی را در تغییر میزان انرژی ورودی از خورشیدی در دوره‌های مختلف سال ودر نقاط مختلف کره زمین دارد.
    و همچنین ترکیبات سطح زمین: عامل اساسی دیگری که در جذب غیر مستقیم تابش خورشیدی ورودی به وسیله زمین دخالت دارد، ترکیبات متفاوت سطح زمین است. حتی اگر انرژی خورشید در همه جای زمین به مقدار مساوی دریافت می‌شد، تنوع در ترکیبات زمین سبب تفاوت‌های چشمگیری در مقدار انرژی جذب شده (که بعد هوا را گرم می‌کند) می‌گردید. این اختلاف در ترکیبات زمین، در تعریف هوا واب وهوا از اهمیت بسیاری برخور دار است.[۴]
    اثرات نا برابری خشکی‌ها و اب‌ها: بر اساس ویژگی‌های متفاوت خشکی‌ها و دریاها دریافت میزان تابش خورشیدی در انها متفاوت است که بستگی به میزان شفاف بودن اب و گرمایویژه اب و پدیده‌هایی از قبیل امواج و همچنین عمل تبخیر دارد.

انرژی درونی

در ترمودینامیک، انرژی درونی به انرژی ذرات سازنده مواد اطلاق می‌شود که با  U یا  E نشان داده می‌شود. بالارفتن انرژی درونی به دو صورت تغییر دما یا فاز ماده ظاهر می‌شود. واحد انرژی درونی در سیستم SI، ژول است.

اگر نیروی داخلی یک عضو تنشی بیشتر از تنش مجاز عضو مربوطه باشد عضو توان خود را از دست داده و دچار گسیختگی می‌شود. البته نسبت به میزان نیرو می‌تواند گسیختگی الاستیک یا گسیختگی پلاستیک باشد.[نیازمند منبع]

محتویات

    ۱ ترکیب انرژی
    ۲ قانون اول ترمودینامیک
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

ترکیب انرژی

انرژی درونی یک جسم مجموع تمام صورت‌های انرژی است که برای آن وجود دارد این صورت‌های عبارتنداز:[۱]
نوع     ترکیبانرژی درونی (U)
انرژی بارز     انرژی‌های جنبشی ملموس (حرکت و چرخش و لرزش مولکول‌ها، حرکت و اسپین الکترون و اسپین هسته) .
انرژی نهان     انرژی که برای تغییر فاز مصرف می‌شود.
انرژی شیمیایی     انرژی میان پیوند شیمیایی .
انرژی هسته‌ای     انرژی بسیار زیادی که صرف نگاه داشتن هسته می‌شود.
انرژی‌های متقابل     انرژی‌هایی که در سیستم به طور ذاتی وجود دارند (مثلاً تبادل گرما، تبادل جرم، کار و ...) اما در هنگام فرایند مصرف می‌شوند.
انرژی گرمایی     مجموع انرژی بارز و انرژی نهان.
قانون اول ترمودینامیک

قانون اول ترمودینامیک بیان می‌کند:

    \delta u=\delta Q - \delta W \,

که در آن \delta u \, تغییرات انرژی درونی \delta Q \,تغییرات گرما \delta W \, تغییرات کار

البته فرمول بالا در صورتی درست است که از سیستم کار گرفته شود. حال اگر بر روی سیستم کار انجام شود فرمول به این شکل در می آید :

    \delta u=\delta Q + \delta W \,

فرایند بی‌دررو

فرایند بی دررو یا فرایند آدیاباتیک(به انگلیسی: Adiabatic process) فرایندی است که در طول مدت زمان انجام واکنش، گرما بین سیستم و محیط مبادله نمی‌شود (Q=۰).
Adiabatic process.png

فرض کنید مقداری گاز در پیستونی عایق داریم. بر اساس قانون اول ترمودینامیک چنانچه به وسیلهٔ این پیستون گاز را متراکم کنیم، بر روی گاز کار انجام داده‌ایم و کار انجام شده با تغییر انرژی درونی برابر است (u=W∆).

پس چون انرژی درونی گازها با دما رابطه مستقیم دارد، لذا با افزایش انرژی درونی دمای گاز بالا می‌رود، بدون اینکه مستقیماً به گاز گرما داده شده باشد. این فرایند تراکم بی دررو نام دارد. در انبساط بی دررو عکس این عمل اتفاق می‌افتد.

گرم شدن تلمبه هنگام باد کردن لاستیک نمونه‌ای از این فرایند است.

فرایند هم‌آنتروپی

فرایند هم‌آنتروپی یا فرایند آیزنتروپیک (به انگلیسی: Isentropic process) فرایندی است که در طی آن میزان آنتروپی سیستم ثابت میماند. می‌توان نشان داد که هر فرایند برگشت‌پذیر بی‌دررو، یک فرایند هم‌آنتروپی است.

چرخه اتو

چرخه اتو یا سیکل اتو(به انگلیسی: Otto cycle) در علم ترمودینامیک چرخه ی ایده آل موتور های احتراق داخلی جرقه ای است.این چرخه ترمودینامیکی از دو فرایند هم‌حجم و دو فرایند هم‌آنتروپی ثابت تشکیل شده است. .[۱][۲]

اتو برای مطابقت کار ماشینهای درونسوز و برونسوز نظریه زیر را داد:

اتو فرض کرد که در مرحله ی احتراق جسم در بالاترین دما و فشار خود قرار میگیرد و نمیسوزد بلکه به بالاترین نقطه انبساطی میرسدو در مرحله ی تخلیه نیز بسیار سرد میشود به طوریکه به ماده اولیه داخل سیلندر تبدیل میشود و ماده سوختنی خارج نمیشود و در چرخه بعدی شرکت میکند

چرخه ترمودینامیکی

چرخهٔ ترمودینامیکی(چرخهٔ گرمایی)

وقتی که یک سیستم از حالت اولیه چندین تغییر حالت یا فرآیند متفاوت را طی کند و در نهایت به حالت اولیهٔ خود بازگردد، سیستم یک سیکل (چرخه) را طی کرده است.

بنابراین در خاتمهٔ یک سیکل، تمام خواص سیستم و متغیرهای حالت همان مقادیری را خواهند داشت که در اول داشته‌اند.
انواع چرخه‌های ترمودینامیکی

    چرخه کارنو
    چرخه دیزل
    چرخه دوگانه
    چرخه استرلینگ
    چرخه اریکسون
    چرخه برایتون
    چرخه رانکین
    چرخه اتو
    چرخه توربین گاز بازیاب
    چرخه توربین گاز سردکن بین مرحله‌ای، گرمایش مجدد و بازیاب

رانکین

رانکین مقیاسی برای درجه بندی حرارت می‌باشد که به افتخار کاشف آن مهندس فیزیکدان اسکاتلندی ویلیام جان ماگورن رانکین به این عنوان خوانده می‌شود.

علامت رانکین °R، یا °Ra می‌باشد (در جاهائی که نیاز به قائل شدن تفاوت با درجه Rømer و Réaumur باشد از °Ra استفاده می‌شود.)

همانند درجه بندی کلوین صفر رانکین، همان صفر مطلق می‌باشد ولی در تقسیم بندی درجات از مقیاس درجات فارنهایت استفاده می‌شود پس در نتیجه °R ۱ همان ۱ °F می‌باشد ولی صفر درجه رانکین برابر ۴۵۹٫۶۷- فارنهایت می‌باشد.

درجه بندی رانکین برای استفاده در چرخه‌های ترمودینامیکی موتورهای بخار، مثلاً موتورهایی که با بخار آب کار می‌کنند ایده‌آل می‌باشد.

دما

مخفف: T

سرواژه عبارت: Temperature

کمیتی است بیانگر مقدار گرمای یک جسم. دما معیاری است برای تعیین میزان گرمی یا سردی یک جسم.

دمای هر جسم متناسب است با انرژی جنبشی متوسط مولکول های سازندهٔ آن.

یکای این کمیت در سیستم متریک درجه کلوین می‌باشد. سایر واحدهای این کمیت عبارت‌اند از:

    درجه سلسیوس (درجه سانتیگراد)
    درجه فارنهایت

روابط میان دماهای مختلف

Tk=Tc+273.15 Tc=5/9(Tf-32 Tf=9/5Tc+32

درجه رانکین نیز واحدی برای اندازه گیری دما است. ۲ واحد سانتی گراد و فارنهایت دمای نسبی، و ۲ واحد کلوین و رانکین دمای مطلق هستند. در واقع کلوین همان صفر مطلق در سیستم متریک است.
برخی از دماهای مهم
    موضوع     دما بر حسب درجه سلسیوس     ۱     نقطهٔ جوش هیدروژن مایع     ۲۳۵-
۲     نقطهٔ جوش اکسیژن مایع     32-
۳     نقطهٔ انجماد الکل     ۱۱۶-
۴     نقطهٔ انجماد جیوه     ۳۹-
۵     نقطهٔ ذوب یخ     ۰
۶     دمای بدن انسان سالم     ۳۷
۷     نقطهٔ جوش الکل     ۷۹
۸     نقطهٔ جوش آب     ۱۰۰
۹     نقطهٔ جوش جیوه     ۳۵۷
۱۰     نقطهٔ ذوب طلا     ۱۰۶۷
۱۱     دمای هستهٔ زمین     ۳۷۰۰
۱۲     دمای سطح خورشید     ۵۷۰۰

انرژی آزاد گیبس

انرژی آزاد گیبس کمیتی ترمودینامیکی است که میزان خودبه‌خود انجام شدن یک واکنش را نشان می‌دهد. این کمیت با G نمایش داده می‌شود. انجام یک فرایند از لحاظ ترمودینامیکی هنگامی امکان‌پذیر است که تغییرات انرژی آزاد گیبس منفی باشد.

انرژی آزاد گیبس چنین تعریف می‌شود:

    G \equiv U+PV-TS \,

یا بطور معادل:

    G \equiv H-TS \,

که در آن: U انرژی درونی

P فشار

V حجم

T دما

S آنتروپی

H آنتالپی است

این فرمول‌ها دربرگیرندهٔ دو عامل است که در انجام‌پذیری واکنش‌ها در طبیعت مؤثرند: آنتالپی (انرژی سیستم) و آنتروپی (بی‌نظمی سیستم).

انتالپی (H) تغییرات انرژی ضمن انجام واکنش را دربرمی‌گیرد. این تغییرات هم انرژی جنبشی راشامل می‌شود و هم انرژی پتانسیل را، به شرط آن که در حین انجام واکنش فشار وارد بر سیستم ثابت باشد.

یک واکنش زمانی از نظر انرژی انجام‌پذیر تلقی می‌شود که بر اثر انجام آن انرژی سیستم کمتر شود. به عبارت بهتر سیستم پایدارتر شود. در این صورت تغییرات انتالپی منفی خواهد بود.

اما در اطراف ما بسیاری از واکنش‌ها اتفاق می‌افتند که در آن‌ها سیستم گرما می‌گیرد و انرژی آن افزایش می‌یابد، یعنی تغییرات انتالپی در آن‌ها مثبت است. این گونه واکنش‌ها به علت عامل دوم رخ می‌دهند که آنتروپی نامیده می‌شود و با S نشان داده می‌شود. این عامل نشان‌دهندهٔ میزان بی‌نظمی سیستم است و زمانی مساعد است که انجام واکنش سبب زیادشدن بی‌نظمی در سیستم شود. در فرمول انرژی آزاد گیبس عامل S در T ضرب می‌شود که دمای مطلق (کلوین) گاز است، یعنی اثر عامل بی‌نظمی در دمای بالا بیشتر است.

روابط ماکسول (ترمودینامیک)

روابط ماکسول(به انگلیسی: Maxwell relations) در ترمودینامیک،مجموعه ای از روابط می باشند که از تعریف پتانسیل ترمودینامیکی مشتق شده است.نکته مهم در مورد این معادلات که موجب اهمیت این معادلات شده است،امکان محاسبه پارامترهایی چون آنتروپی با استفاده از پارامترهایی چون فشار و دما است.زیرا آنتروپی یا انرژی درونی را نمی توان به صورت تجربی از طریق آزمایش یا اندازه گیری محاسبه کرد و سه پارامتر دما،فشار و حجم در روابط ترمودینامیکی به طریق اندازه گیری قابل محاسبه است.
تعریف

چهار معادله پایین،شکل اصلی و متداول تر معادلات ماکسول است.

    +\left(\frac{\partial T}{\partial V}\right)_S = -\left(\frac{\partial P}{\partial S}\right)_V \qquad= \frac{\partial^2 U }{\partial S \partial V}

    +\left(\frac{\partial T}{\partial P}\right)_S = +\left(\frac{\partial V}{\partial S}\right)_P \qquad= \frac{\partial^2 H }{\partial S \partial P}

    +\left(\frac{\partial S}{\partial V}\right)_T = +\left(\frac{\partial P}{\partial T}\right)_V \qquad= - \frac{\partial^2 A }{\partial T \partial V}

    -\left(\frac{\partial S}{\partial P}\right)_T = +\left(\frac{\partial V}{\partial T}\right)_P \qquad= \frac{\partial^2 G }{\partial T \partial P}

که در این معادلات پتانسیل تابعیست از متغیرهای حرارتی و مکانیکی طبیعی:

    U(S,V)\, - انرژی درونی
    H(S,P)\, - آنتالپی
    A(T,V)\, - انرژی آزاد هلمولتز
    G(T,P)\, - انرژی آزاد گیبس