اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

هنرکده

هنرکده . [ هَُ ن َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) هنرستان . هنرسرا. جای آموزش هنر: هنرکده ٔ خیاطی، هنرکده ٔ نقاشی، هنرکده ٔ صنعتی .

استودیو ضبط

استودیو (به انگلیسی: recording studio)، محل تولید و ضبط صدا، موسیقی و فیلم است. استودیو شامل میکروفن و صافی صدا و دستگاه دیجی و اکو و غیره است. دیوار استودیو با فیبر پوشیده می‌شود تا صدا در آن نپیچد و کیفیت آن بالا رود. معمولاً استودیوها را در زیرِ زمین می‌سازند تا صدای آن دیگران را آزار ندهد.

واژهٔ لاتین استودیو (به انگلیسی: studio) در زبان‌های اروپایی معنی گسترده‌ای دارد و انواع گوناگون هنرکده‌ها و تسهیلات تولیدی هنری اطلاق می‌گردد. این واژه در یکی از معانی خود یعنی استودیوی ضبط (Recording studio) به فارسی رسیده است.

توماس ادیسون

توماس آلوا ادیسون (به انگلیسی: Thomas Edison) (زاده ۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - مرگ ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) مخترع و بازرگان آمریکایی بود. وی وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است.

هنگامی که ادیسون در دوره ابتدایی درس می‌خواند مدیر مدرسه وی اعتقاد داشت که ادیسون شاگرد کودنی است و عذر وی را از مدرسه خواست.[نیازمند منبع] ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحدهٔ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی ذغالی تلفن، ماشین چاپ، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا بهینه شدند.

ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت، بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.

محتویات

    ۱ سال‌های میانه
        ۱.۱ نخستین پله‌های ترقی
        ۱.۲ منلو پارک
            ۱.۲.۱ گرامافون
            ۱.۲.۲ صدای ضبط شده توماس ادیسون
            ۱.۲.۳ لامپ الکتریکی
        ۱.۳ عصر الکتریسیته
        ۱.۴ شیوهٔ ادیسون
        ۱.۵ سینما
    ۲ سال‌های پایانی
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

سال‌های میانه
نخستین پله‌های ترقی

در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.
منلو پارک

ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.

تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.
گرامافون
ادیسون در کنار گرامافون اولیه

از قدیم‌الایام، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده‌است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷ م) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملاً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین می‌رفت.

در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبیِ دور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به‌چرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.
صدای ضبط شده توماس ادیسون

انیمیشن صدای ادیسون ضبط شده با گرامافونش در مرداد ماه ۱۳۰۶ خورشیدی با خواندن داستان ( مری یک بره کوچک داشت )
لامپ الکتریکی
Light bulb.png

توماس ادیسون لامپ حبابی را ابداع نکرد و قبل از وی نوعی لامپ اختراع شده بود[۱] او در سال ۱۸۸۰ یک طرح قابل تحقق و تولید برای لامپ حبابی مطرح کرد (با استفاده از یک رشته از جنس بامبوی کربنیزه) که مورد استفاده منازل و خانه‌ها شد و البته یک سال بعد جوزف سوان در سال ۱۸۸۱ یک ساختار کارآمدتر را (با استفاده از رشتهٔ سلولوزی) مطرح نمود.

سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م) مدل‌های دیگر چراغ‌های الکتریکی را ارائه کردند.

کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود. عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود.

این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده‌است.

البته نمونه لامپ ادیسون قبل از ارائه توسط شخص دیگری تولید و در اداره ثبت بریتانیا به اسم دانشمندی به نام سوان ثبت شده بود و این ثابت می‌کند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود ولی با این حال نباید تلاش‌های ادیسون را در راستای ترویج این تکنولوژی نادیده گرفت[۲]

او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.
عصر الکتریسیته

در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ) به ادیسون تعلق گرفت.

در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.

دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر یت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.

چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتیِ رشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.
شیوهٔ ادیسون

همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است. اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالباً همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد. » ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن. »

تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.
سینما
نوشتار(های) وابسته: بورس تریاک چینی

در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.

با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آن‌ها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همان طور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م) نخستین گام‌ها را برای علاقه‌مند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آن قدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفره‌اش ندید.

ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده‌است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.
سال‌های پایانی

در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.

در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ اجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.

ویدئو پروژکتور

پروژکتور دستگاهی است که برای نمایش تصاویر انفورماتیک روی یک پرده و یا دیوار سفید استفاده می‌شود. با رشد سریع تکنولوژی در انتشار اطلاعات و ارتباطات در این ۱۰سال اخیر شرکت، مدارس، دانشگاه و دیگر ارگان برای سادگی در آموزش از این سیستم استفاده می‌کنند.
داستان ثبت اختراع

فردی به نام «فرانسیس جنکینز» آنچه را که بعدها پروژکتور نام گرفت، یعنی دستگاهی که نوار مجموعه‌ای از عکس‌های به هم چسبیده را با سرعت یک بیست و چهارم ثانیه نشان می‌دهد، اختراع کرد. اما حامی مالی وی این دستگاه را دزدید و آن را به شرکت بزرگی که صاحب سالن‌های تئاتر و سینما بود فروخت.

این شرکت آن را «ادیسون ویتاسکوپ» نامید فقط به این خاطر که در آن زمان اسم ادیسون مشهور بود و می‌توانست به موفقیت این دستگاه کمک کند. آنچه که بعدها از قبل اختراع این دستگاه به توماس ادیسون نسبت داده می‌شد در حقیقت نتیجه یک دزدی آشکار بود.

تخته سفید

وسیله‌ای است دارای سطحی بزرگ برای نوشتن. از تخته سفید در مکان‌های آموزشی استفاده می‌شود. برای نوشتن روی تخته سفید از ماژیک‌های مخصوص استفاده می‌کنند.برای پاک کردن نوشته‌ها نیز از وسیله‌ای بنام تخته پاک کن که از یک تکه ابر تشکیل شده است، استفاده می‌شود. با بوجود آمدن تخته سفید امروزه کمتر از تخته سیاه استفاده می‌شود.
تاریخچه

وایت برد توسط مارتین هیت که در جنگ کره عکاس بود اختراع شد. ایده اینو تخته از نوشتن پیامها بر روی دیوار کناری تلفن گرفته شد. مارتین در هنگام کار با نگاتیوهای فیلم متوجه شد ک با ماژیک می شود روی فیلم نوشت و به راحتی با دستمال خیس پاکش کرد. این انوع روش جزع اولین وایت بردهای اولیه بود. اولین مدل برای وارد کردن نمونه و پرده برداری توسط مارتین ساخته شد که شب قبلش نمونه در اتش سوخت و باعث شد ک اقای مارتین هیت ایده خودش رو به دری-مارک بفروشد ، که از اینجا شد که ایشان وایت برد را به دنیای اموزشی معرفی کردن.

در اوسط سال 1960 میلادی بود که اولین وایت برد ها در بازار پخش شد. ولی این موظوع 40 سال طول کشید که وارد کلاسهای درسی شود و در اویل سال 1990 میلادی بود که گرد و خاک از گچ تخته سیاه بود که باعث الرژی و بیماریهای ریوی مشد کهوارد کلاسهای درسی شد.

اولین وایت برد ها بسیار گران بودن و از جنس ملامین و بهترین جایگزین تخته سیاه بودن ولی اینوع تخته زود لکه دار شده و بعداز مدتی به سختی پاک میشوند. لعاب دادن به سطح ورقهای مغناطیسی یک روش جدید بود که بسیار کمک کرد وایت برد با کیفیت بیشتر و با صرفه کردن تولید و قیمت ان را پاینتر اورد.

در ایران: این موضوع که چه موقع وایت برد به ایران وارد شده هنوز معلوم نیست.

انواع تخته سفید یا تخته

ورقهای صمغ با کاغذ ادغام شده که معمولأ روی چوبهای ام دی اف ام دی اف (صنعت چوب) قرار می گیرد و در ابعادهای مختلف و کیفیتهای نامعلوم تولید می شود ،کیفیت و کارایه این نوع معمولآ به شرکت تولید کننده بستگی دارد.

فولاد رنگ شده یا آلومینیوم

نوع فولادی و آلومینیومی انواع بسیار مختلفی دارد. این نوع سطح بسیار لطیف وتمیز هستن که به راهتی تمیز و بروی ان نوشته میشود. در این نوع ورقه فولاد از لایه های مختلفی تشکیل شده است که بسته به نوع تولید ان کیفیت تعیین می شود.


پورسلین لعاب داده شده بر روی فولاد

سرامیک (شیشه) بروی فواد پاشیده مشود . این نوع وایت برد از کیفیت بسیار بالایی بر خوردار هست و معمولأ گارانتی مادام العمر بر خوردار است. از این نوع همیشه در صنعتهای که استفاده بسیار بالا دارد. سطح ضده خش که فقط موادی مثل (الماس) خش دار میشود. جوهر ماژیکها در سطح وارد نمیشود و قابلیت مغناطیسی را داراست. این نوع وایت برد به علت استفاده از مواد با کیفیت و باارزش از قیمت بسیار بالایی برخوردار است.
مزایای استفاده از وایت برد

    ماژیک‌های وایت‌برد حساسیت‌زا نبوده و مواد گچی آلاینده که باعث آسم و آلرژی می‌شوند ندارند.
    ویدئو پروژکتور به راحتی بر روی وایت‌برد استفاده می‌شود و این امکان را به کاربر می‌دهد که از ماژیک برای ویرایش یا علامت‌گذاری استفاده کند.
    ماژیک وایت برد بسیار راحت در دست قرار می‌گیرد. این کمک بسیار خوبی برای معلولان از ناحیه دست یا کسانی که دچار بیماری در دستان هستند است. به علاوه در مقایسه با تخته‌سیاه، شما به انرژی کمتری برای نوشتن بر روی تخته‌سفید احتیاج دارید.
    مانند تخته سیاه، تخته‌سفید باعث استفاده کمتر از کاغذ می‌شود.
    در مقایسه با تنوع رنگ گچ‌های تخته‌سیاه، تنوع رنگ ماژیک‌های تخته‌سفید بسیار بیشتر است.
    تخته‌سفید را معمولا به راحتی می‌توان برای استفاده به مکان دیگری انتقال داد که این ویژگی را به ندرت می‌توان در تخته سیاه ها دید.

تخته سیاه

تخته سیاه وسیله‌ای است دارای سطحی بزرگ برای نوشتن. از تخته سیاه در مکان‌های آموزشی استفاده می‌شود.

برای نوشتن روی تخته سیاه از گچ استفاده می‌شود و برای پاک کردن نوشته‌ها از وسیله‌ای بنام تخته پاک کن که از یک تکه ابر تشکیل شده است، استفاده می‌شود.

با بوجود آمدن تخته سفید امروزه کمتر از تخته سیاه استفاده می‌شود.

رسم

رسم (به انگلیسی: Drawing)، شکلی از هنرهای تجسمی است که از ابزار رسم برای ثبت یک متوسط دوبعدی استفاده می‌کند. ابزارهای معمول عبارتند از مداد گرافیتی، خودکار و جوهر، قلموهای جوهری، مدادرنگی، مدادشمعی، زغال، گچ، پاستل، انواع مختلف پاک‌کن، ماژیک، قلم نوک‌سوزنی، و دیگر فلزات (همچون نوک‌نقره‌ای). هنرمندی که به عمل رسم می‌پردازد را طراح یا رسام می‌گویند.

با انتشار مقدار کمی از ماده بر سطح متوسط دوبعدی، یک نشانهٔ مرئی به‌جا می‌ماند. رایج‌ترین سطح پشتیبان برای رسم کاغذ است هرچند دیگر مواد همچون مقوا، چرم، بوم، و تخته نیز ممکن است استفاده شود. رسم‌های موقت ممکن است بروی تخته‌سیاه یا تخته‌سفید یا حتی تقریباً روی هر چیزی صورت گیرد. در طول تاریخ بشر، متوسط ابزار محبوب و اساسی بیان عمومی بوده است و یکی از ساده‌ترین و کارآمدترین وسایل برقراری ارتباط برای ایده‌های بصری بوده‌است. دسترسی نسبتاً آسان به ابزارهای اولیهٔ رسم آن را بیش از هر هنر دیگری جهان‌شمول می‌سازد.

هنجار

هَنجار در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی به یک الگوی رفتاری گفته می‌شود که روابط و کنش‌های اجتماعی را تنظیم می‌کند، اکثریت جامعه خود را به آن پایبند می‌دانند و در صورتی که شخصی آن را رعایت نکند، جامعه او را مجازات می‌کند.

هنجارهای درونی، هنجارهایی هستند که در صورت عدم رعایت آن‌ها، مجازات رسمی و مشخصی وجود ندارد. هنجارهای بیرونی، هنجارهایی هستند که برای اعضای یک جامعه از پیش تعیین گشته است. ترس از مجازات و میل درونی، اعضای جامعه را به پیروی از هنجار ترغیب می‌کند. اگر هنجارها در جامعه‌ای ثبات نداشته باشند، و یا با برخی نظم‌های دیگر اجتماعی در تضاد و تعارض باشند، افراد جامعه کم‌تر از هنجارها پیروی خواهند کرد. هنجارها در جوامع مختلف، ممکن است متفاوت یا حتی متضاد باشند. بی‌هنجاری باعث از بین رفتن استحکام نظام اجتماعی می‌شود. انواع دیگر قاعده‌مندی‌های نظام اجتماعی، عادتها و رسمها هستند.

روستا

در مورد روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتاب‌های نشر قدیم به صورت دیه هم دیده می‌شود، در زبان پهلوی، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمده‌است.

در ایران، ده از قدیمی‌ترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده‌است که در آن گروههایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌دهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده‌است.

محتویات

    ۱ تعریف‌های دیگر
    ۲ تعریف ده در قانون ایران
    ۳ نگارخانه
    ۴ جستارهای وابسته

تعریف‌های دیگر

در عرف ده عبارت از محدوده‌ای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع می‌یابند و بیشتر فعالیت‌هایی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خود انجام می‌دهند، از طریق استفاده و بهره‌گیری از زمین و در درون محیط مسکونی‌شان صورت می‌گیرد، این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل ده نامیده می‌شود.

    پلاسید رامبد جامعه شناس فرانسوی می‌گوید: ده واحد اجتماعی ویژه‌ای است که با یک فضا در ارتباط متقابل است و این فضا به عنوان یک عنصر ضروری در نظام اجتماعی ده نقش دارد و به این ترتیب ده دارای بعد اجتماعی است که می‌تواند یکی از عوامل اساسی تشکیل دهنده آن به شمار رود. ده محصول کنش‌های متقابل گروههای انسانی و فضا است، میان اعضای ده رابطه‌ای محلی وجود دارد که نتیجه کنشهای متقابل تاریخی است و موجب پیدا شدن حافظه جمعی و محلی است و در نتیجه نوعی وجدان یا شعور جمعی به وجود می‌آورد.

تعریف ده در قانون ایران

درقانون اصلاحات ارضی در ایران ده چنین تعریف می‌شده‌است. ده یا روستا عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد بیشتر آنان از طریق کشاورزی حاصل می‌شود.

    رامبد می‌گوید: روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شده‌است که به گونه‌ای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم می‌آورد و موجب جامعه پذیری می‌شود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه می‌شود و آن را از گروه دیگر متمایز می‌سازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش است که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار می‌کند و این نیروی معنوی همان سنت‌های روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.
    تونیس (Tonnies) می‌گوید: جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس، هماهنگی و صلح و صفاست.
    روث گلاس (Ruth Glass) می‌نویسد: برای ما صفت روستایی دارای مفهوم خوشایند و مطمئنی است. زیبایی، سادگی، راحتی، فراغت، منظره‌های دلگشا، آزادی، صلح و صفا و آرامش است.

موسیقی بومی

موسیقی بومی یا موسیقی فولکلور یا موسیقی مردمی به نوعی از موسیقی سنتی و یا به طور کلی‌تر موسیقی روستایی گفته می‌شود که در اصل توسط خانواده‌ها یا دیگر گروه‌های کوچک اجتماعی به نسلهای بعدی منتقل می‌شود. این نوع موسیقی همانند ادبیات عامه یا فولکلور، بیشتر به جای نواختن از روی نوت‌های نوشته شده، سینه به سینه و با گوش سپردن منتقل می‌شود و بیشتر محبوب طبقات پایینتر اجتماعی و روستاییان در فرهنگهای گوناگون است و قالب استانداردی ندارد.

بولیوی

بولیوی با نام رسمی جمهوری بولیوی کشوری محصور در خشکی، در مرکز آمریکای جنوبی است. پایتخت آن به طور رسمی و در قانون اساسی شهر سوکره ذکر شده اما دولت این کشور در شهر لاپاز مستقر است. جمعیت بولیوی ۱۰ میلیون نفر و زبان‌های رسمی آن اسپانیایی، کچوآ، آیمارا و ۳۴ زبان دیگر بومی است.[۱] واحد پول این کشور بولیویانا نام دارد و نظام حکومتی آن دموکراسی است.

۵۵ درصد مردم بولیوی از تبار سرخ‌پوست، ۳۰ درصد مستیزو (دورگه سرخ‌پوست و سفیدپوست) و ۱۵ درصد سفیدپوست هستند.[۲]

دین مردم بولیوی مسیحیت است. ۷۸ درصد مردم بولیوی پیرو کلیسای کاتولیک رومی، ۱۶ درصد پروتستان و ۳ درصد نیز پیرو دیگر شاخه‌های مسیحیت هستند.[۳]

بولیوی یک کشور در حال توسعه و شاخص توسعه انسانی آن در حد متوسط است. میزان فقر در بولیوی ۵۳ درصد ذکر شده‌است. کشاورزی، جنگلداری، ماهیگیری، و معادن از فعالیت‌های اصلی صنعتی در بولیوی و فراورده‌های عمده آن تولیدات نساجی، پوشاک، فلزکاری و پالایش نفت است. بولیوی از نظر اندوخته‌های معدنی و به‌ویژه فلز قلع غنی است.

پیش از استعمار اروپاییان منطقه کنونی بولیوی بخشی از امپراتوری سرخ‌پوستان اینکا بود. امپراتوری اسپانیا در سده شانزدهم این منطقه را تسخیر کرد و در خلال دوران استعماری اسپانیا، این سرزمین «پروی علیا» نام داشت و جزو قلمروی نایب‌السلطنه پرو به‌شمار می‌آمد، قلمرویی که بیشتر مستعمرات اسپانیا در آمریکای جنوبی را در بر می‌گرفت.

پس از اعلام استقلال این منطقه در سال ۱۸۰۹، این منطقه با ۱۶ سال جنگ روبه‌رو شد و این جنگ‌ها در ۶ اوت ۱۸۲۵ به تشکیل جمهوری بولیوی انجامید که که از نام سیمون بولیوار، رهبر انقلابی، گرفته شده‌است.

این کشور از شمال و شرق با برزیل، از جنوب با آرژانتین و پاراگوئه و از غرب با شیلی و پرو هم‌جوار است.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ بحران‌های اجتماعی و ملی‌سازی مخازن هیدروکربنی (۲۰۰۵-۲۰۰۰)
    ۳ اوو مورالس: حرکت به سوی سوسیالیسم
    ۴ سیاست
    ۵ تقسیمات اداری
    ۶ جغرافیا
    ۷ اقتصاد
    ۸ آمار جمعیتی
    ۹ فرهنگ
    ۱۰ نمادهای ملی
    ۱۱ پیوند به بیرون
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخچه بولیوی


بحران‌های اجتماعی و ملی‌سازی مخازن هیدروکربنی (۲۰۰۵-۲۰۰۰)
نوشتار اصلی: جنگ گاز بولیوی‎


اوو مورالس: حرکت به سوی سوسیالیسم

انتخابات ریاست جمهوری بولیوی در سال ۲۰۰۵ در تاریخ ۱۸ دسامبر برگزار شد. دو کاندیدای اصلی خوان اوو مورالس آیما از حزب حرکت به سوی سوسیالیسم (MAS) و جورج گوئیروگا، رهبر حزب نیروی اجتماعی و دمکراتیک (PODEMOS) و رهبر سابق حزب فعالان دمکراتیک ملی گرا (ADN) بودند.

مورالس در انتخابات با کسب ۵۴ درصد آرا پیروز شد که چنین اکثریتی در طول انتخابات بولیوی بی نظیر بوده‌است. او در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۶ برای یک دوره پنج ساله سوگند یاد کرد. قبل از مراسم شروع به کار رسمی در لاپاز، او یک مراسم تشریفاتی ملی را در یتاواناکو و در مقابل هزاران نفر از مردم بومی و نمایندگان جنبش‌های اجتماعی از سراسر آمریکای لاتین، برگزار کرد. هر چند این مراسم نقاط نظر و دیدگاههای او را تعیین نکرد بلکه فقط اصلیت آیمارایی او را مشخص کرد. این منطقه از آمریکای جنوبی که جمعیت بومی زیادی را در بر می‌گیرد از سالهای ۱۵۰۰ به بعد مورد استعمار اسپانیایی‌ها بوده و توسط نیروهای خارجی اداره می‌شده‌است. مورالس عنوان کرد که ۵۰۰ سال مستعمره بودن به پایان رسیده و اکنون آغاز دوران خودمختاری است.

پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری توجه گروههای مبارزه با موادمخدر آمریکایی در آمریکای جنوبی را به خود جلب کرد که تأکید عمده آنها بر ریشه‌کن کردن کاشت کوکا بود. برنامه تکریم ایالات متحده که هدفش رساندن تولید کوکا به صفر است، از دیدگاه بسیاری از مردم بولیوی تهدیدی برای امرار معاش و زندگی محسوب می‌شود. مورالس اعلام کرده‌است که دولت او سعی خواهد کرد تا مصرف مواد مخدر را ممنوع اعلام کند ولی بازار قانونی صادرات برگهای کوکا را حفظ خواهد کرد.
رئیس جمهور فعلی اوو مورالس

در یکم مه ۲۰۰۶، مورالس اعلام کرد که در تلاش است تا سرمایه‌های هیدروکربنی بولیوی را دوباره ملی کند. ضمن اعلام اینکه اقدام به ملی سازی به معنی سلب مالکیت نیست، مورالس نیروهای بولیوی را برای اشغال کردن ۵۶ عدد از تاسیسات گاز، اعزام کرد. همچنین نیروهایی به پالایشگاه‌های نفتی اعزام شدند که حدود %۹۰ ظرفیت پالایش بولیوی را تأمین می‌کنند. مهلت ۱۸۰ روزه‌ای به تمام شرکت‌های انرژی خارجی داده شد تا قرار دادهای جدیدی را به امضاء برسانند و مالکیت اصلی را به بولیوی واگذار کنند. (در مورد میدانهای بزرگ گاز طبیعی %۸۲ از درآمد را نیز به بولیوی بدهند) با به پایان رسیدن مهلت، تمامی شرکت‌ها قراردادهای جدیدی را به امضاء رساندند.

گزارش‌ها دولت بولیوی، و شرکت‌های مسئول درباره سرمایه‌گذاری‌های آتی با یکدیگر متناقض است. از زمانهای گذشته، برزیل بزرگ‌ترین مشتری هیدروکربنهای بولیوی بوده‌است که گاز طبیعی بولیوی را از طریق خط لوله‌های شرکت نیمه خصوصی پتروبار (PBR) وارد می‌کند. از آنجایی که گاز از بولیوی فقط توسط خط لوله گسترده (و پرهزینه) شرکت PBR صادر می‌شود، تولید کننده و مصرف کننده وابستگی زیادی به یکدیگر دارند. چگونگی ملی سازی مشخص نیست زیرا شرکت PBR برنامه‌های خود را برای تولید گاز طبیعی مورد نیاز تا سال ۲۰۱۱ اعلام کرده‌است. موقعیت بولیوی به خاطر علم به اینکه مخازن هیدروکربنی نسبت به ملی سازی قبلی ارزش بیشتری پیدا کرده‌است و به خاطر حمایتهای هم پیمانشان هوگو چاوز از ونزوئلا، مستحکم شده‌است.
سیاست
لاپاز پایتخت سیاسی بولیوی است.

قانون اساسی نوشته شده در ۱۹۶۷، که در سال ۱۹۹۴ اصلاح شده‌است. باعث ایجاد توازن بین قوای مجریه، قانونگذاری و قضاییه‌است. هر چند به نظر می‌رسد که قوه مجریه بر کنگره تسلط داشته باشد که کار این کنگره مباحثه و تصویب کردن قوانینی است که دولت ابداع کرده‌است. قوه قضائیه که از دادگاه اعظم بولیوی و سایر دادگاه‌های کوچک تر تشکیل شده است؛ دچار فساد و ناکار آمدی بوده‌است. با اصلاح قانون اساسی در سال ۱۹۹۴، و وضع قوانین جدید، دولت اصلاحات بنیانی را در سیستم قضایی ایجاد کرده‌است.

استان‌های نه گانه بولیوی، طبق قانون تمرکززدایی مدیریتی در سال ۱۹۹۵، استقلال بیشتری دارند. اختیارات استان‌ها با برگزاری اولین انتخابات مردمی دولتمردان استانی («روسای ارشد») در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ و پس از اعتراضات طولانی رهبران استان سانتاکروز، افزایش بیشتری پیدا کرد.{رده: شهرهای بولیوی) شهرها و شهرستان‌های بولیوی توسط شهردار و شوراهای منتخب مردم، اداره می‌شوند. انتخابات شهرداری‌ها در تاریخ ۵ دسامبر ۲۰۰۴ برگزار شد و اعضای شورا برای یک دوره پنج ساله انتخاب شدند. قانون مشارکت ملی که در تاریخ آوریل ۱۹۹۴ تصویب شد، بخش زیادی از سرمایه‌های ملی را در اختیار شهرداری‌ها قرار می‌دهد تا در زمینه‌های مطلوب هزینه کنند، این کار باعث شرکت اجتماعات مردمی در بهبود خدمات و امکانات شهری گردیده‌است.

رئیس جمهور با آرای مردم برای یک دوره پنج ساله انتخاب شده‌است. رئیس جمهور منتخب، گونزالو سانچزدی لوزادا در اکتبر ۲۰۰۳ استعفا داد و معاونش، کارلوس مسا، جایگزین او شد. سپس مسا نیز در ژوئن ۲۰۰۵ جای خود را به قاضی اعظم دادگاه اعظم، ادواردو رو دریگوئز داد. شش ماه بعد، در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵، رهبر حزب ملی سوسیالیست او مورالز به رئیس جمهوری انتخاب شد.

شعبه قانونگذاری: «کنگرسو ناسیونال(Congreso Nacional)l» (کنگره ملی) دو زیر شاخه دارد. «کامارا دی دیپوتادوس (Cámara de Diputados)» یا مجلس نمایندگان که ۱۳۰ عضو دارد و برای یک دوره پنج ساله انتخاب می‌شوند. ۷۰ نفر از آنان در مناطق تک نماینده و ۶۰ نفر درمناطق دارای چند نماینده فعالیت دارند. مجلس سناتورها ("کامارا دی سنادورز(Cámara de Senadores) جمعاً ۲۷عضو دارد (۳ عضو در هر دپارتمان) که برای یک دوره پنج ساله انتخاب شده‌اند. بولیوی با حدود ۶۰ کودتا در تاریخ کشورش، بیشترین تعداد کودتا را در میان سایر کشورها داشته‌است.

مورالس در جریان جنگ ۲۲ روزه غزه در دی ماه ۱۳۸۷ روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل قطع نمود. (www.hamshahrionline.ir/News/?id=۲۹۹۴۳. در ضمن اعلام نمود اگر اسرائیل در این کشور سفیری می‌داشت قطعاً او را همانند ونزوئلا اخراج می‌کردم. (همان)
تقسیمات اداری
نوشتار اصلی: استان‌های بولیوی‎
نقشه تقسیمات اداری بولیوی

بولیوی به نه استان، یا در زبان اسپانیایی «دپارتمنتوس» تقسیم شده‌است:

    استان چوکائیساکا (سوکره)
    استان کوچابامبا (کوچا بامبا)
    استان بنی (ترینیداد)
    استان لاپاز (لاپاز)
    استان ارورو (ارورو)
    استان پاندو (کوبیا)
    استان پوتوسی (پوتوسی)
    استان سانتاکروز (سانتاکروز دی لاسیرا)
    استان تاریا (تاریا)

علاوه بر این هر استان به تقسیمات کوچک‌تر ایالت یا «پرونیسیاس، شهرستان یا»کانتونز«و بخش یا»مونیسی پالیداوز" تقسیم می‌شود که کارهای محلی را بر عهده دارند.
CIA نقشه بولیوی از کتاب واقعیات جهان سازمان سیا
جغرافیا
نوشتار اصلی: جغرافیای بولیوی‎


بولیوی با مساحت (۵۸۰/۰۹۸/۱ کیلومتر مربع بیست و هشتمین کشور پهناور جهان است (پس از اتیوپی) وسعت آن تقریباً برابر موریتانی و تا حدودی برابر ایالت تگزاس ایالات متحده‌است.

بولیوی کشوریست که در خشکی محصور شده‌است و ارتباطش با اقیانوس آرام را در جنگ آرام در سال ۱۸۷۹ از دست داد. هر چند، از طریق رودخانه پاراگوئه به اقیانوس اتلانتیک دسترسی دارد. قسمت غربی بولیوی در رشته کوههای آندس قرار گرفته که بلندترین قله اش نوادو دل سایاما با ارتفاع ۶۵۴۲ متر در استان اورو قرار گرفته‌است. مناظر طبیعی گوناگونی زیادی دارند که باعث ایجاد چشم اندازهای زیبا و مناظر طبیعی فوق العاده شده‌است. قسمت غربی کشور بر روی فلات کوهستانی آلتی پلانو شکل گرفته‌است.

قسمت شرقی زمینهای پست و هموار است که با جنگل‌های بارانی آمازونی پوشانیده شده‌است. دریاچه تیتیساکا در مرز بین بولیوی و پرو واقع شده‌است. در قسمت شرقی و در استان پوتوسی، سالار دی اویونی، بزرگ‌ترین سطح نمکی دنیا، واقع شده‌است. شهرهای بزرگ بولیوی لاپاز، سانتاکروز دی لاسیرا و کوچابامبا می‌باشند.
اقتصاد
کوچابامبا
نوشتار اصلی: اقتصاد بولیوی‎

بولیوی پس از گویانا فقیرترین کشور آمریکایی جنوبی است و کارشناسان قوانین امپریالیستی نیروهای خارجی را از زمان کشف قاره آمریکا، عامل این وضعیت می‌دانند. هر چند این کشور از نظر منابع طبیعی غنی است و گاهی به کنایه به آن "خری نشسته بر روی معدن طلاً اطلاق می‌کنند. غیر از معادن مشهورش که توسط امپراتوری اینکا و بعدها توسط اسپانیاردها مورد بهره برداری بود، بولیوی دارای دومین میدان گاز طبیعی در آمریکای جنوبی پس از ونزوئلا است. علاوه بر این، معرق ال موتون در استان سانتاکروز، %۷۰ آهن و منیزیوم دنیا را تأمین می‌کند.

مجموع تولید ناخالص ملی بولیوی (GDP) در سال ۲۰۰۲، ۹/۷ میلیارد دلار بود. رشد اقتصادی حدود %۵/۲ در سال و نرخ تورم در سال ۲۰۰۲ بین %۳ تا %۴ بود (در سال ۲۰۰۱ کمتر از %۱ بود) اقتصاد بی رونق بولیوی به خاطر عوامل مختلفی در طی دو دهه گذشته بوده‌است.

اولین عامل مؤثر در رکود اقتصاد بولیوی کاهش چشم گیر قیمت نقره در سال ۱۹۸۰ بود که یکی از مهم‌ترین منابع درآمد بولیوی در صنایع معدن بود. عامل دوم پس از جنگ سرد در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ بود که کشورهای غربی که قبلاً به خاطر روی کار بودن یک رژیم با اقتصاد آزاد به این کشور کمک مالی می‌کردند، کمک‌های خود را قطع کردند. عامل سوم ریشه کن کردن محصولات کوکا توسط ایالات متحده بود که %۸۰ تولید کوکائین جهان را تأمین می‌کرد. کاهش تولید کوکا باعث کاهش فوق العاده درآمد کشور بولیوی و بویژه کشاورزان گردید.
پشته‌های نمک در سالاردو ییونی

از سال ۱۹۸۵، دولت بولیوی برنامه‌های پایدارسازی، اقتصادی و دگرگونی ساختاری، پایداری قیمت، ایجاد شرایط برای رشد و از بین بردن کمیابی محصولات را در پیش گرفت. دگرگونی در خدمت رسانی به مشتری در سالهای اخیر، شفافیت این حوزه را بهبود بخشیده‌است. تغییرات ساختاری پر اهمیت در اقتصاد بولیوی شامل جمع آوری سرمایه‌های بخش‌های پر تعداد عمومی بوده‌است. (جمع آوری سرمایه در بولیوی نوعی خصوصی سازی است که سرمایه گذاران %۵۰ مالکیت و مدیریت منابع عمومی را بدست می‌آورند و چندین سال بدون پرداخت هزینه به دولت، فعالیت می‌کنند.)

دگرگونی در ساختار قانونگذاری باعث بهبود سیاستهای بازار آزاد بخصوص در بخش هیدروکربن و ارتباطات سیار، باعث تشویق سرمایه گذاری خصوصی گردید. سرمایه گذاران خارجی، و مالکان خارجی هیچ محدودیتی در بولیوی ندارند. از آنجایی که برنامه جمع آوری سرمایه تأثیر موفقیت آمیزی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) در بولیوی داشت. (۷/۱ میلیارد دلار در سالهای ۱۹۹۶-۲۰۰۰)، طرفین خارجی نیز بر کامل کردن تعهداتشان در قرار داد جمع آوری سرمایه مصمم بودند.

در سال ۱۹۹۶، سه گروه از شرکت‌های نفتی بولیوی (YPFB) که در کارهای اکتشاف نفت، بهره برداری و انتقال فعالیت می‌کردند، تجمیع شدند تا خط لوله گاز به برزیل را بسازند. دولت قرار داد طولانی مدتی برای فروش گاز به برزیل تا سال ۲۰۱۹ دارد. خط لوله برزیل در سال ۲۰۰۲، روزانه حدود ۱۲ میلیون متر مکعب (۴۲۴ میلیون فوت مکعب) را منتقل می‌کرد. بولیوی دومین میدان گاز طبیعی بزرگ را در آمریکای جنوبی در اختیار دارد و مصرفی داخلی و صادراتش به برزیل، تنها بخش کوچکی از توانایی تولیدش است. دولت نظرخواهی اجباری درباره صادرات گاز طبیعی را در سال ۲۰۰۴ انجام داد. مخالفت‌های گسترده با صادرات گاز به شیلی منجر به استعفای رئیس جمهور، سانچز دی لوزادا در اکتبر ۲۰۰۳ گردید.
بانک مرکزی بولیوی

در آوریل ۲۰۰۲، بچتل قرار دادی را با هوگو بانزر، رئیس جمهور اسبق بولیوی، به امضاء رساند تا ذخایر آب سومین شهر بزرگ بولیوی، کوچابامبا، را خصوصی سازی کند. قرار داد بطور رسمی به نام آگواس دل توناری، معاون بچتل، ثبت شد. پس از مدتی، شرکت قیمت آب شهر را سه برابر کرد که منجر به شیورش کوچابامبا در سال ۲۰۰۰ گردید. حکومت نظامی اعلام شد و پلیس بولیوی حداقل ۶ نفر از شورشگران را به قتل رسانید و بیش از ۱۷۰ نفر را مجروح کرد. به خاطر شکست اقتصادی و افزایش نارضایتی مردم، دولت بولیوی مجبور شد تا قرار داد آب را باطل کند. در سال ۲۰۰۱، شرکت بچتل از دولت بولیوی به خاطر ۲۵ میلیون دلار خسارت، شکایت کرد. ادامه یافتن درگیرهای داخلی، باعث کاهش توجه به گروههای ضد جهانی سازی و ضد سرمایه آوری شد.

صادرات بولیوی از ۶۵۲ میلیون دلار در ۱۹۹۱ به ۳/۱ میلیارد دلار در ۲۰۰۲ رسید. تجارت بین‌المللی ۷/۱ میلیارد دلار بود. تعرفه گمرکی در بولیوی کمتر از %۱۰ است. کسری بودجه بولیوی در سال ۲۰۰۲ حدود ۴۶۰ میلیون دلار بود.

تجارت بولیوی با کشورهای همسایه در حال افزایش است که در گذشته به خاطر تعدادی قرار داد تجارتی بین منطقه‌ای از آن چشم پوشی می‌شد. بولیوی عضو جامعه آندیان است و از فواید تجارت آزاد با سایر اعضاء مثل پرو، اکوادور، کلمبیا و ونزوئلا سود می‌برد. بولیوی قرار داد همکاری با مرکوسور (بازار آزاد غربی) را در مارس ۱۹۹۷ تنظیم کرد. طبق این قرار داد ناحیه آزاد تجاری با حداقل %۸۰ تجارت بین طرفین در طول ۱۰ سال، تشکیل می‌شود. بنیان تجارت کالا و داروی آندیان ایالات متحده، اجازه ورود محصولات بولیوی را بدون مالیات و کارمزد به ایالات متحده می‌دهد.

ایالات متحده هنوز بزگترین کشور تجارت کننده با بولیوی است. در سال ۲۰۰۲، ایالات متحده ۲۸۳ میلیون دلار کالا به بولیوی صادر کرد و ۱۶۲ میلیون دلار کالا از این کشور وارد کرد. اقلام صادراتی عمده بولیوی به آمریکا، قلع، طلا، جواهرات و مصنوعات چوبی می‌باشند. اقلام وارداتی از ایالات متحده شامل کامپیوتر، خودرو، گندم و ماشین آلات می‌باشد.

کشاورزی حدود %۱۵ تولید ناخالص ملی بولیوی را تشکیل می‌دهد. میزان زمینهای مورد کشت با تجهیزات نوین به سرعت در منطقه سانتا کروز در حال افزایش است که شرایط هوایی برای تولید دو نوع محصول در سال مناسب است. سویا عمده‌ترین محصولات نقدی است که به بازار آندیان فروخته می‌شود. استخراج معادن و هیدروکربن‌ها %۱۰ و کارخانجات کمتر از %۱۷ تولید ناخالص ملی را تشکیل می‌دهند.
بزرگ‌ترین فلات نمکی جهان

دولت بولیوی هنوز به کمک‌های خارجی برای پروژه‌های خود نیاز دارد. تا پایان سال ۲۰۰۲ دولت ۵/۴ میلیارد دلار به طلبکاران خارجی بدهکار بود که ۶/۱ میلیارد دلار از این مبلغ متعلق به دولتهای قبلی و مابقی آن برای توسعه‌های چند جانبه در حوزه‌های مختلف بود. باز پرداخت و امها از سال ۱۹۸۷ به روش کلوب پاریس به تعویق می‌افتاد. طلبکاران خارجی از اینکار راضی بودند زیرا دولت بولیوی با برنامه‌های IMF به اهداف مالی و اقتصادی خود می‌رسید. به تعویق افتادن قرار دادها توسط کلوب پاریس به کشورهایی که فقط یک طلبکار داشت اجازه می‌داد تا مبالغی را به مبلغ اصلی وام اضافه کنند. در نتیجه بسیاری از کشورها مقادیری از بولیوی طلب دارند. دولت ایالات متحده قرار دادی را در گردهمایی کلوب پاریس در دسامبر ۱۹۹۵ تنظیم کرد که میزان ذخیره وام بولیوی را %۶۷ کاهش داد. دولت بولیوی باز پرداخت وامهای خود را به بانکهای چند جانبه در زمان مقرر، ادامه می‌دهد. بولیوی از منافع کشورهای فقیر با وامهای سنگین (HIPC) و کمک‌های رو به افزایش آنها سود می‌برد و با محدودیت‌های جدید، می‌تواند وامهای سبک بگیرد. بولیوی یکی از سه کشور نیمکره غربی است که به‌عنوان کشوری با قابلیت در پرداخت حسابهای هزار ساله انتخاب شده و به‌عنوان شرکت کننده در مذاکرات FIA حضور دارد.

در سال ۲۰۰۴، دولت توجه زیادی به توسعه تجهیزات بندر پوئرتوبوش در رودخانه پاراگوئه نشان داد. پس از مدتی در بندرسوارز و بندر آگویره که از طریق کانال تامنگو به رودخانه پاراگوئه متصل شده‌اند، کشتی‌های کوچک حمل بار شروع به رفت‌وآمد کردند. از سال ۲۰۰۴ به بعد، نیمی از صادرات بولیوی از طریق رودخانه پاراگوئه انجام می‌شود. وقتی بازسازی بندر بوش به پایان برسد، کشتی‌های اقیانوس پیما قادر خواهند بود قادر بولیوی لنگر بیندازند. این امر باعث کاهش نیاز به بنادر خارجی مثل بنادر پرو وشیلی می‌شود که باعث افزایش قیمت واردات و صادرات می‌شدند. کشاورزان بولیوی تنباکو تولید می‌کنند، ولی مقدار مازاد برای تأمین نیازهای داخلی وارد می‌شود. در سال ۱۹۹۲، بولیوی بیش از ۱۰۰۰ میلیون تن تنباکو تولید کرده بود.
آمار جمعیتی
نوشتار اصلی: جمعیت نگاری در بولیوی‎
کریستو دلا کنکوردیا در کوچا بامبا
مردم شهر تارابوکو

%۳۰ از جمعیت بولیوی کوئچوازبان و %۲۵ از نژاد آمر ایندین‌های آیمارا زبان هستند. حدود یک چهارم بومیان از نژاد کوئچوا (۵/۲ میلیون) بقیه از نژادهای آیمارا (۲ میلیون)، چیکویتانو (۱۸۰۰۰۰) و گوارانی (۱۲۵۰۰۰) می‌باشند. %۳۰ باقی‌مانده از نژاد مستیزو (ترکیب اروپایی و آمرایندین) و حدود %۱۵ سفید پوست می‌باشند.

جمعیت سفید پوستان اغلب از نژاد کریولواند که شامل خانواده‌های اسپانیایی تبار باقی‌مانده از دوران استعمارگری اسپانیا می‌باشند و خانواده‌های اشرافی را تشکیل داده‌اند. بقیه گروههای کوچک سفیدپوستان شامل آلمانی‌ها که خطوط هوایی ملی لوید آئرو بولیویاند را تأسیس کردند، ایتالیایی‌ها، ایالات متحده آمریکا، مردم باسک، کروات‌ها، روس‌ها، لهستانی‌ها و سایر اقلیت‌ها می‌باشند که بسیاری از آنها چندین نسل در بولیوی زندگی کرده‌اند.
کارگران معدن سرگرم کار در پوتوسی

جامعه آفریقایی _ بولیویایی نیز قابل توجه‌است که کمتر از %۵/۰ جمعیت را تشکیل می‌دهند و نوادگان بردگان آفریقایی اند که برای کار به برزیل منتقل شده بودند و به بولیوی مهاجرت کردند. این افراد در منطقه یونگاس (یونگاس شمالی و یونگاس جنوبی) در استان لاپاز زندگی می‌کنند که حدود سه ساعت از شهر لاپاز فاصله دارد. ژاپنی‌ها نیز در منطقه سانتاکروز دلاسیرا و میانه شرقی زندگی می‌کنند که از راه بازرگانی ثروتمند شده‌اند.

بولیوی یکی از توسعه نیافته‌ترین کشورهای آمریکای جنوبی است. حدود دو سوم مردم که اکثراً کشاورز هستند، در فقر زندگی می‌کنند. تراکم جمعیت در مناطق جنوب شرقی کمتر از یک نفر در هر کیلومتر مربع و در مناطق مرتفع مرکزی ۱۰ نفر در هر کیلومتر مربع (۲۵ نفر در هر مایل مربع) می‌باشد. از سال ۲۰۰۶، نرخ افزایش جمعیت %۴۵/۱ در هر سال است.

لاپاز مرتفع‌ترین پایتخت دنیا با ارتفاع ۳۶۰۰ متر (۱۱۸۰۰ فوت) از سطح دریا است. شهر ستانتاکروز دلاسیرا که مرکز صنعتی و تجارتی در زمینهای پست شرقی است، نیز رشد چشم گیری در جمعیت و مباحث اقتصادی دارد.

اکثریت مردم بولیوی کاتولیک هستند (دین کشور| دین رسمی)، هر چند طرفداران پروتستان با سرعت در حال گسترش می‌باشند. طرفداران دین اسلام که از بازماندگان نژاد میانه شرقی بودند، تقریباً از بین رفته‌اند. جامعه کوچک یهودی نیز وجود دارد که از نژاد اشکنازی می‌باشند. بیش از %۱ مردم دین بهایی دارند (که یکی از بیشترین جوامع بهایی در دنیا است) اجتماعی از منونیت‌ها هم در استان سانتا کروز وجود دارد.

بسیاری از مردم نمادهای مسیحی و پیش از کلمبیان را می‌پرستند. حدود %۸۰ مردم زبان اولشان اسپانیایی و زبان دوم آنها کوئچوا و یا آیمارا است. حدود %۹۰ کودکان به مدت یکسال به پیش دبستانی می‌روند. نرخ با سوادی در مناطق روستایی پایین است ولی به گفته CIA، نرخ باسوادی در کل %۸۷ است که بیشتر از برزیل است. توسعه فرهنگی بولیوی امروز به سه دوران تقسیم می‌شود: پیش از کلمباین، مستعمره و جمهوری بقایای باستان پیش از کلمبیان باقی‌مانده‌اند. بناهای مجزو به قدیمی شامل تیاواناکو، سامایپاتا، اینکالاتیا و ایسکاناوایا می‌باشند. این کشور جاهای دیدنی زیادی دارد که دسترسی به آنها مشکل است و به این دلیل جهانگردان کمی از این کشور بازدید می‌کنند.

اسپانیایی‌ها هنرهای سنتی خود را وارد بولیوی کردند که با دستان توانمند معماران محلی و برخی و هنرمندان تبدیل به سبک متمایزی از معماری و نقاشی و مجسمه سازی گردید که بنام «مستیزو باروک» معروف است. دوران استعماری باعث بوجود آمدن نقاشی‌های پرز دی هولگوین، فلورس، بیتی و دیگران گردید و از طرفی کارگران ماهری را در زمینه‌های سنگ بری، منبت سازی، زرگری و نقره سازی تربیت کرد. بخش مهمی از موسیقی مذهبی باروک در دوران استعماری در سالهای اخیر کشف شده و در مناطق مختلف جهان از سال ۱۹۹۴ اجرا گردیده‌است.
روح کهربایی پروانه‌ای که در بولیوی زندگی می‌کند.

هنرمندان معروف بولیوی در قرن بیستم عبارت‌اند از: گازمن دی روخاس، آرتورو بوردا، ماریا لویس پاچکو، و مارینا نونز پرادو. بولیوی فرهنگ قومی غنی ای دارد. موسیقی محلی آن متفاوت و بارز است. «رقص شیطان» یکی از مراسم محلی معروف آمریکای جنوبی است که هر سال در شهر اورو برگزار می‌شود.
فرهنگ
نوشتار اصلی: فرهنگ بولیوی‎

فرهنگ بولیوی اثرات زیادی در دین، موسیقی و پوشش مردم آیمارا و اینکا گذاشته‌است. معروف‌ترین جشن آنها «ال کارناوال دی اورو» است. سرگرمیها شامل فوتبال است که یک ورزش ملی است و فوتبال گل کوچک که کودکان و بزرگ‌ترها در خیابانها بازی می‌کنند. باغ وحش‌ها نیز مورد توجه مردم هستند که تنوع زیادی از موجودات مختلف را دارا می‌باشند.
نمادهای ملی

کانتوتا (کانتوا بوکسیفولیا)، نوعی گل است که در دره‌های میان کوه در یونگاس یافت می‌شود و سمبل ملی بولیوی به شمار می‌آید.