اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

۲۵ اسفند

اسفند - از آغاز سال در گاه‌شماری ایران ۳۶۱ روز گذشته و به پایان آن ۴ روز (در سال عادی) یا ۵ روز (در سال کبیسه) مانده است.

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ مناسبتها
    ۳ زادروزها
    ۴ مرگ‌ها
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پیوندهای بیرونی
    ۷ منابع و یادداشت‌ها

رویدادها

    ۱۳۵۴ - در پی مصوبهٔ مجلس شورای ملی و مجلس سنا مبداء گاه‌شماری ایران از هجرت پیامبر به سال تاجگذاری کوروش بزرگ تغییر یافت و از آن پس تا ۱۱ شهریور ۱۳۵۷، گاه‌شماری شاهنشاهی تاریخ رسمی ایران بود.[۱]
    ۱۳۶۶ - بمباران شیمیایی حلبچه به‌دست ارتش عراق[۲]
    ۱۳۸۴ - کشتار مسافران عبوری جاده زابل - زاهدان در منطقه تاسوکی توسط گروه تروریستی جندالله.

مناسبتها

    روز شهر و شهرداری در ایران به مناسبت سالروز شهادت مهدی باکری[۳]
    روز بزرگداشت پروین اعتصامی.

زادروزها

    ۱۲۸۵ - رخشندهٔ اعتصامی، مشهور به پروین اِعتِصامی, شاعر ایرانی (درگذشت ۱۵ فروردین ۱۳۲۰)
    ۱۳۰۷ - فرخ لقاح پوررسول، مشهور به فرخ‌لقا هوشمند، بازیگر ایرانی (درگذشت ۲۲ تیر ۱۳۸۸)
    ۱۳۱۵ - سروش خلیلی، بازیگر تآتر، سینما و تلویزیون ایرانی (در گذشت ۲۹ اسفند ۱۳۸۴).
    ۱۳۱۶ - هوشنگ گلشیری، داستان‌نویس ایرانی (درگذشت ۱۶ خرداد ۱۳۷۹).
    ۱۳۲۸ - فاطمه واعظی، مشهور به پریسا خواننده ایرانی.
    ۱۳۳۶ - ناصر غیاثی، نویسنده و طنزنویس ایرانی.
    ۱۳۴۱ - محمدحسین لطیفی، کارگردان ایرانی.

مرگ‌ها

    ۱۳۷۷ - سیروس طاهباز، نویسنده و مترجم ایرانی
    ۱۳۷۳ - سید احمد خمینی، دومین فرزند پسر آیت‌الله خمینی، بنیانگذار حکومت جمهوری اسلامی ایران (زادهٔ ۱۳۲۴).[۴]
    ۱۳۹۰ - سید ابوالقاسم حسینی، تهیه‌کنندهٔ سینمای ایرانی

پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی[۳] متخلص به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز - درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر زن ایرانی است [۳] که از او با عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد می‌شود.[۳] پروین از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که در شکل‌گیری زندگی هنری پروین و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. پروین اعتصامی از پایه‌گذاران سبک شعر مناظره‌ای است و در زمان حیاتش مجموعه‌ای از شعارهایش در قالب‌هایی مانند مناظره، مثنوی، قطعه و قصیده در قالب دیوان اشعار به چاپ رساند. او مدتی نیز در کتاب‌خانه‌ی دانشسرای عالی، به شغل کتابداری مشغول بود و بعد از آن قبل از دومین نوبت چاپ دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.

به پاس زحمات فراوان پروین اعتصامی در زمینه شعر معاصر ایران و سبک شعر مناظره‌ای، روز بیست و پنجم اسفندماه (۱۶ مارس)، روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر ایرانی نامگذاری شده است.

محتویات

    ۱ کودکی و خانواده
        ۱.۱ اشعار کودکی و نوجوانی
        ۱.۲ ادامه تحصیلات
        ۱.۳ سخرانی در جشن فارغ‌التحصیلی
    ۲ ازدواج
    ۳ کتابداری
    ۴ دعوت به دربار و دریافت نشان لیاقت
    ۵ مرگ
    ۶ آثار و سبک شعری
    ۷ نمونهٔ اشعار
    ۸ جایزه ادبی پروین اعتصامی
    ۹ یادبود
    ۱۰ نگارخانه
    ۱۱ واژه‌نامه
    ۱۲ پانویس
    ۱۳ منابع
    ۱۴ جستارهای وابسته
    ۱۵ پیوند به بیرون

کودکی و خانواده

پروین اعتصامی با نام اصلی رخشنده در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز[۲] زاده شد. او فرزند یوسف اعتصامی[۴]، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی[۵] و اختر اعتصامی [۶]، از شاعران دوره قاجاریه بود.[۷]

او در سال ۱۲۹۱ در هنگامی که ۶ سال داشت به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش در منزل آموخت و به مدرسه آمریکایی ایران کلیسا[پانویس ۱] رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. او در تمام سال‌های تحصیلش از دانش‌آموزان ممتاز بود[۲] و حتی مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. او هم‌زمان با تحصیل، شعر نیز می‌سرود. پدرش در کودکی اشعاری از حافظ و سعدی را به او می‌داد تا با تغییر قافیه، شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد تا در سرودن شعر تجربه بیندوزد. همچنین پدرش گاهی قطعه‌هایی زیبا و لطیف از کتاب های خارجی (انگلیسی، فرانسوی، ترکی و عربی) جمع می‌کرد و پس از ترجمه آن ها به فارسی، پروین را تشویق می‌کرد تا آن را به صورت شعر درآورد. به طور مثال، یوسف اعتصامی شعر «قطرات سه‌گانه» از تریللو (شاعر ایتالیایی) را ترجمه و در مجله بهار چاپ کرد. سپس پروین با الهام از این سروده، شعر «گوهر و اشک» را سرود.[۱][۸]
اشعار کودکی و نوجوانی

اولین شعرهای پروین اعتصامی در هفت سالگی بوده است و برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی (یازده تا چهارده سالگی) او هستند.[۸] از کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه‌های یادگیری به او کمک می‌کرد. گاهی شعری از شاعران قدیم ایران به او می‌داد تا بر اساس آن شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد و یا قافیه‌ای نو برایش پیدا کند. همین تمرین‌ها و تلاش‌ها زمینه‌ای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آن آشنا شود و در سرودن شعر تجربه کسب کند. از معروف ترین شعرهایی که او در این سنین سروده است می‌توان به شعرهای گوهر و سنگ، ای مرغک، اشک یتیم، کودک آرزومند، صاعقه ما ستم اغنیاست، سعی و عمل و اندوه فقر را نام برد.[۸]

شعرهایی که پروین در سنین کودکی می‌سرود بیشتر دارای محتوایی کودکانه، ساده و تخیلی بودند. یکی از شعرهای او در ۸ سالگی، مناظره‌ای بین «نخود و لوبیا» است:
نخودی گفت لوبیایی را         کز چه من گردم این چنین، تو دراز؟
گفت: ما هردو را بباید پخت         چاره‌ای نیست، با زمانه بساز[۹]

یا شعری دیگر، مناظره‌ای بین «سیر و پیاز» است:
سیر یک روز طعنه زد به پیاز         که تو مسکین چه‌قدر بدبویی
گفت:از عیب خویش بی‌خبری         زان ره، از خلق عیب می‌جویی[۹]

پروین شعرهایش را در حضور شاعران و دانشمندانی مانند علی اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی و نصرالله تقوی که از دوستان یوسف اعتصامی بودند و بعضی اوقات خانه‌او می‌آمدند، می‌خواند و مورد تشویق آن‌ها قرار می‌گرفت.[۱۰] «محمد حسین شهریار» در شعری بلند در سبک شعر نو درباره پروین سروده است:
به راستی که یکی از نوابغ ادب است         میان شاعره‌ها تکنون نظیرش نیست
به یادم است که او شاعر شهیری بود         قصایدش به مجلات منتشر می‌شد
از آن پس من و او آشنای هم بودیم         خیال می‌کنم که او بیست سال کمتر داشت
هزار و سیصد و دو یا سه، او محصل بود         هنوز کالج و دارالمعلمین می‌دید
کتاب زیربغل داشت، در ورود از در         به زیر چادر مشکی وپیچه، ماهی بود[۱۱]
ادامه تحصیلات

پروین اعتصامی در هجده سالگی فارغ‌التحصیل شد. او در تمام دوران مدرسه‌اش دانش آموزی ممتاز بود البته قبل از ورود به مدرسه فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدر آموخت. او حتی می‌توانست داستان‌های مختلفی را به زبان انگلیسی بخواند.[۱۲][۱۳] او به دانستن علاقه داشت و سعی می‌کرد در حد توان خود از همه‌چیز آگاهی پیدا کند؛ به همین دلیل در مدرسه قبلی‌اش ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس می‌کرد.[۱۳]
سخرانی در جشن فارغ‌التحصیلی

در خرداد ۱۳۰۳، جشن فارغ‌التحصیلی پروین در در مدرسه برپا شد. او در آن جشن درباره بی‌سوادی و بی‌خبری زنان ایران حرف زد.[۱۴] اعتصامی در قسمت‌هایی ازاعلامیه «زن و تاریخ» گفته است:

    داروی بیماری مزمن[پانویس ۲] شرق، منحصر به تعلیم وتربیت است. تعلیم وتربیت حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان[پانویس ۳] گسترده معروف مستقیذ[پانویس ۴] نماید. پیداست برای مرمت خرابی‌های گذشته، اصلاح معایب حالیه و تمهید[پانویس ۵] سعادت آینده، چه مشکلاتی درپیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت[پانویس ۶] را از خود دور کرده، تند و چالاک از این پرتگاه‌ها عبور کند.[۱۵]
    ازدواج

    پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله اعتصامی» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد و ازدواج به همراه همسرش برای زندگی به کرمانشاه رفت.[۲] همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. پروین پس از دو ماه زندگی با همسرش به دلیل اختلافات روحی و اخلاقی با وی، با گذشتن از مهریه‌اش در مرداد ماه ۱۳۱۴ از همسرش جدا شد.[۱۶] اخلاق نظامی و خشک همسر پروین با روحیه شاعرانه و لطیف پروین کاملاً مغایر بود و این دلیل جدایی پروین از شوهرش بود.[۱۷]

    پروین تا پایان زندگی‌اش با هیچ کس درباره این ازدواج ناموفق سخن نگفت و فقط سه بیت در این باره سرود:[۱۷]
    ای گل تو ز جمعیّت گلزار چه دیدی؟         جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟
    رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت         غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
    ای شمع دل‌افروز تو با این همه پرتو         جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟[۱۷]
    کتابداری

    پروین اعتصامی بعد از طلاق در زمان ریاست عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، عنوان مدیر کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد.[۱۸] پیش از ازدواج، پدرش با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و این کار را با توجه به اوضاع و فرهنگ روزگار، نامناسب می‌دانست. او فکر می‌کرد دیگران چاپ اشعار یک زن جوان را، راهی برای پیداکردن همسر به حساب آورند.[۱۹] اما بعد از ازدواج پروین و جدایی از همسرش به این کار رضایت داد. نخستین مجموعه شعر پروین، حاوی اشعاری بود که وی تاپیش از ۳۰ سالگی سروده‌بود و بیش از ۱۵۰ قصیده، قطعه، غزل و مثنوی را شامل می‌شد.[۱۹]
    سنگ مزار پروین اعتصامی

    پروین به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را توسط چاپخانه مجلس منتشر کرد،[۲۰] ولی مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی او را مدتی از کار هنری‌اش بازداشت. او درباره پدر خود چنین سروده است:
    پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل         تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من[۲۱]
    دعوت به دربار و دریافت نشان لیاقت

    در زمان حیات پروین اعتصامی، دولت به دانشمندان، علما و بزرگان علم وادب، مدال های لیاقت یا نشان‌های دولتی اعطا می‌کرد؛ مدالی که نشانه سپاس و احترام دولت از خدمات علمی و فرهنگی فرد موردنظر است، و سپس دولت آن‌ها را در مراسمی خاص مورد قدردانی قرار می‌داد.[۲۲] در سال ۱۳۱۵، مدال درجه سه لیاقت به پروین داده شد ولی او این مدال را قبول نکرد. او حتی پیشنهاد رضاشاه را برای تدریس ملکه و ولیعهد نپذیرفت زیرا به گفته خودش اعتقداتش اجازه نمی‌داد در چنین مکان‌هایی حاضر شود. او پس از رد کردن مدال لیاقت، شعر «صاعقه ما ستم اغنیاست» را سرود. [۲۲]
    مرگ

    پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ (۴ آوریل ۱۹۴۱) در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد. پس از مرگش، قطعه‌ای از او یافتند که مشخص نیست او چه زمان برای سنگ مزار خود سروده بود؛ که آن قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند.[۲۳]
    اینکه خاک سیهش بالین است         اختر چرخ ادب پروین است
    گر چه جز تلخی ز ایام ندید         هر چه خواهی سخنش شیرین است
    صاحب آن‌همه گفتار امروز         سائل فاتحه و یاسین است
    دوستان به که ز وی یاد کنند         دل بی دوست دلی غمگین است
    خاک در دیده بسی جان فرساست         سنگ بر سینه بسی سنگین است
    بیند این بستر و عبرت گیرد         هر که را چشم حقیقت بین است
    هر که باشی و ز هر جا برسی         آخرین منزل هستی این است
    آدمی هر چه توانگر باشد         چون بدین نقطه رسید مسکین است
    اندر آنجا که قضا حمله کند         چاره تسلیم و ادب تمکین است
    زادن و کشتن و پنهان کردن         دهر را رسم و ره دیرین است
    خرم آنکس که در این محنت گاه         خاطری را سبب تسکین است[۲۴]
    آثار و سبک شعری
    Parvin Etesami.jpg

    دیوان پروین، شامل ۲۳۸ قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده‌است.[۲۵] در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد. درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت‌ها، نصیحت‌های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست. در شعر پروین استفاده‌هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است.[۲۵] ملک‌الشعرای بهار در مقدمه‌ای که بر دیوان وی می‌نویسد، می‌گوید:

        این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔ لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔ شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفاً است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه‌ای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است.[۲۶]

    اشعار او را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه است. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند.[۲۷]
    نمونهٔ اشعار

    اشعار پروین اعتصامی به دلیل محتوای پندآموز و زبان گویا و روان خود از قبل از انقلاب تا کنون در کتابهای فارسی مقاطع مختلف مدارس نگاشته شده‌اند. یکی از معروفترین اشعار وی که تا سالها در کتاب فارسی پنجم دبستان قرار داشت قطعه «اشک یتیم» است که بیت اول آن چنین آغاز می‌شود:
    روزی گذشت پادشهی از گذرگهی         فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست[۲۸]

    بخشی اندک از آنچه که پروین در سوگ پدرش سروده‌است:
    پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل         تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من[۲۱]
    ...
    عضو جمعیّت حق گشتی و دیگر نخوری         غم تنهایی و مهجوری و حیرانی من
    من که قدر گهر پاک تو می‌دانستم         ز چه مفقود شدی؟ ای گهر کانی من
    من که آب تو ز سرچشمهٔ دل می‌دادم         آب و رنگت چه شد ای لالهٔ نعمانی من؟
    من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد؟         که دگر گوش نداری به نواخوانی من
    گنج خود خواندیَم و رفتی و بگذاشتیَم         ای عجب! بعد تو با کیست نگهبانی من؟[۲۹]

    پروین در شعری دیگر نیز به مرگ پدرش اشاره کرده است:
    به سر خاک پدر، دخترکی         صورت و سینه به ناخن می‌خست
    که نه پیوند[پانویس ۷] و نه مادر دارم         کاش روحم به روح پدر می‌پیوست[۳۰]

    نمونه‌ای دیگر از یک قصیده ۲۷ بیتی:
    تا زآتش عناد تو گرم است دیگ جهل         هرگز خرد به خان تو میهمان نمی‌شود

    شعر زیر بخش‌هایی از یک مثنوی ۴۶ بیتی از دیوان اوست:
    گویند عارفان هنر و علم کیمیاست         وآن مس که شد همسر این کیمیا طلاست
    ...
    وقت گذشته را نتوانی خرید باز         مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست
    گر زنده‌ای و مرده نه‌ای، کار جان گزین         تن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست
    ...
    زان راه بازگرد که از رهروان تهی است         زان آدمی بترس که با دیو آشناست
    جان را بلنددار که این است برتری         پستی نه از زمین و بلندی نه از هواست
    ...
    جمشید ساخت جام جهان بین از آنسبب         کآگه نبود از اینکه جهان جام خود نماست
    زنگارهاست در دل آلودگان دهر         هر پاک جامه را نتوان گفت پارساست
    ایدل غرور و حرص و زبونی و سفلگی است         ای دیده، راه دیو ز راه خدا جداست
    ...
    در پیچ و تابهای ره عشق مقصدیست         در موجهای بحر سعادت سفینه هاست
    ...
    دیوانگی است قصه تقدیر و بخت نیست         از بام سرنگون شدن و گفتن این قضاست
    ...
    جانرا هرآنکه معرفت آموخت مردم است         دل را هرآنکه نیک نگه داشت، پادشاست
    محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت         مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
    گفت مستی، زان سبب افتان و خیزان می‌روی         گفت جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
    گفت می‌باید تورا تا خانهٔ قاضی برم         گفت رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
    گفت نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم         گفت والی از کجا در خانهٔ خمار نیست؟
    گفت تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب         گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
    گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان         گفت کار شرع، کار درهم و دینار نیست
    گفت از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم         گفت پوسیده‌است جز نقشی ز پود و تار نیست
    گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه         گفت در سر عقل باید، بی‌کلاهی عار نیست
    گفت می بسیار خوردی زان سبب بیخود شدی         گفت ای بیهوده‌گو حرف کم و بسیار نیست
    گفت باید حد زند هشیار مرد مست را         گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست
    جایزه ادبی پروین اعتصامی

    سال‌ها بعد از مرگ پروین، دبیرخانه‌ جوایز سال به زنان نویسنده با هدف بزرگداشت مقام و شخصیت پروین اعتصامی، رشد و اعتلای[پانویس ۸] خلاقیت‌ها و آفرینش­‌های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج از کشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به­‌ویژه در حوزه جهان اسلام، معرفی چهره‌های شاخص زنان ادیب و پژوهنده و تقدیر از زنان در عرصه زبان و ادب فارسی، اهدا می‌شود.[۳۱] این جایزه در مراسمی که با مشارکت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مؤسسه خانه­ کتاب، هم‌زمان با روز بزرگداشت پروین اعتصامی برگزار می­‌شود، به شرکت کنندگان داده می‌شود.[۳۲]
    یادبود

    بیست و پنجم اسفندماه در تقویم رسمی ایران، به مناسب سالروز تولد پروین اعتصامی، روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است.[۳۳]

    بیتی از سعدی که پروین در شعر فوق به آن با آرایهٔ تضمین اشاره می‌کند:
    مرغان قفس را المی باشد و شوقی         کان مرغ نداند که گرفتار نباشد

۱۳۲۰

سال ۱۳۲۰ هجری خورشیدی


سال‌ها:     ۱۳۲۳ ۱۳۲۲ ۱۳۲۱ ۱۳۲۰ ۱۳۱۹ ۱۳۱۸ ۱۳۱۷
دهه‌ها:     ۱۳۵۰ ۱۳۴۰ ۱۳۳۰ ۱۳۲۰ ۱۳۱۰ ۱۳۰۰ ۱۲۹۰
سده‌ها:     سده ۱۵ - سده ۱۴ - سده ۱۳


سال ۱۳۲۰ هجری خورشیدی سال عادی بود و از جمعه ۲۲ صفر ۱۳۶۰‏/۲۱ مارس ۱۹۴۱ تا جمعه ۲ ربیع‌الاول ۱۳۶۱‏/۲۰ مارس ۱۹۴۲ بود.[۱]

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ زادروزها
    ۳ درگذشت‌ها
    ۴ منابع

رویدادها

    ۳ شهریور ـ حملهٔ شوروی و بریتانیا به ایران در جنگ جهانی دوم
    ۲۵ شهریور ـ استعفای رضا شاه پهلوی و پادشاه شدن محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران

تاریخ نامعلوم

    تأسیس حزب تودهٔ ایران

زادروزها

    2 مرداد - جلال مقامی : بازیگر و دوبلور ایرانی .
    ۷ مرداد - مسعود کیمیایی، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی
    ۱۱ اسفند - میر حسین موسوی سیاست‌مدار، نقاش، معمار و آخرین نخست وزیر ایران
    ۱ مهر - عبدالمجید کیانی (۱ مهر ۱۳۲۰، تهران ) نوازنده برجسته سنتور،از چهره های ماندگار و از استادان موسیقی ایرانی

تاریخ نامعلوم

    حمید مجتهدی، کارگردان و فیلمبردار ایرانی و سازندۀ مستند ایران
    کیومرث صابری فومنی ، (معروف به گل‌آقا)، طنزنویس ایرانی
    علی‌اشرف صادقی، زبان‌شناس ایرانی
    کمال خان هوت، خواننده و موسیقی شناس بزرگ بلوچ
    حمید عاملی، گوینده رادیو و قصه‌گو (درگذشته ۱۳۸۶)
    آیت الله اسدالله بیات زنجانی، مرجع تقلید شیعه .
    سیدمحمد غرضی، وزیر نفت در دولتهای باهنر و مهدوی کنی و دولت اول میر حسین موسوی و وزیر پست و تلگراف و تلفن در دولت دوم موسوی و دولت هاشمی رفسنجانی .

درگذشت‌ها

    ناصر دیوان کازرونی، رهبر قیام مردم کازرون و فارس بر علیه استعمار انگلستان
    پروین اعتصامی شاعر معاصر ایران

ناوسروان

ناوْسَروان درجه‌ای است در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

درجه ناوسروان هم‌سنگ درجهٔ سروان در نیروی دریایی است.[۱]

از نام‌آورترین ناوسروان‌های ایران ناوسروان یدالله بایندُر است که در ۳ شهریور ۱۳۲۰ و در جریان دفاع در برابر حمله متفقین به ایران کشته شد.

ناوبان

ناوبان یکم، دوم و سوم نام سه درجه در نیروی دریایی ایران اند که معادل ستوان یکم، دوم و سوم در نیروهای زمینی و هوایی می‌باشند. ناوبان سوم پایین‌ترین درجهٔ افسری در نیروی دریایی می‌باشد.

افسر (ارتش)

در نیروهای مسلح ایران به درجه ستوان سوم تا سرهنگ تمام درجهٔ افسری می گویند و به کسی که دارای یکی از این درجه‌ها باشد افسر می گویند. این عنوان در دورهٔ رضا شاه پهلوی از روی واژهٔ «افسر» در زبان فارسی به معنی «تاج» برای معادل واژهٔ officer در انگلیسی ساخته شد.

درجه‌های افسری در نیروهای مسلح ایران(به غیر از نیروی دریایی)به ترتیب از بالاترین درجه تا پایین ترین درجه عبارتند از:

    سرهنگ
    سرهنگ دوم
    سرگرد
    سروان
    ستوان یکم
    ستوان دوم
    ستوان سوم

درجه‌های افسری در نیروی دریایی ایران به ترتیب از بالاترین درجه تا پایین ترین درجه عبارتند از:

    ناخدا یکم
    ناخدا دوم
    ناخداسوم
    ناوسروان
    ناوبان یکم
    ناوبان دوم
    ناوبان سوم

نیروهای مسلح

نیروهای مسلح یک کشور، سازمان‌ها و قوای آفندی و پدافندی هستند که توسط دولت پشتیبانی می‌شوند. این نیروها به آن دلیل به وجود آمده‌اند تا سیاست‌های داخلی و خارجی طبقه حاکم کشورهای متبوع خود را به پیش برده و از آن طبقه و ملت خود در برابر تجاوزگران داخلی یا بیگانه دفاع کنند. در برخی از کشورها قوای شبه نظامی نیز در نیروهای مسلح گنجانده شده‌اند.

مطالعه کارکرد نیروهای مسلح را دانش نظامی می‌گویند. به طور کلی این دانش با در نظر گرفتن آفند و پدافند دارای سه مرحله است: راهبرد، هنر عملیاتی و فن جنگ. هر سه مرحله کاربرد استفاده از نیرو را برای رسیدن به هدف مطلوب بررسی می‌کند.
سازمان

در بسیاری از کشورها نیروهای مسلح به سه یا چهار نیرو تقسیم می‌شوند: نیروی زمینی، هوایی، دریایی و گاهی اوقات ژاندارمری یا یک نیروی شبه‌نظامی پلیسی. ژاندارمری‌ها در بسیاری از نقاط دنیا به جز کشورهای آنگلوساکسون وجود دارند. برخی از کشورها به دلایل جغرافیایی، نیروی دریایی ندارند.

بسیاری از کشورها تغییراتی در مورد مدل سه بخشی یا چهار بخشی نیروهای مسلح پدید آورده‌اند. نمونه‌ها عبارتند از چین (زمینی، هوایی، دریایی و نیروی راهبردی موشکی)، آفریقای جنوبی (زمینی، هوایی، دریایی و نیروی نظامی بهداشت)، مصر و ایران (زمینی، هوایی، دریایی و پدافند هوایی)، هلند (زمینی، هوایی، دریایی و پلیس نظامی). ایالات متحده دارای پنج نیرو است (زمینی، هوایی، دریایی، تفنگداران دریایی و گارد ساحلی) مانند ایتالیا (زمینی، هوایی، دریایی، پلیس نظامی و پلیس مالی).

در نیروهای مسلح بزرگتر، فرهنگ حاکم در نیروهای مختلف می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

بسیاری از کشورهای کوچک یک سازمان برای مدیریت تمام نیروهای مسلح کشور دارند. ارتش‌های کشورهای جهان سوم بیشتر متمایل به پیاده نظام هستند، در حالی که ارتش‌های کشورهای جهان اول متمایل به داشتن یگان‌های بزرگتری هستند که حامل تجهیزات گرانتر باشند و تنها بخشی از کارکنان را در یگان‌های پیاده به کار می‌گیرند.

میزان آمادگی یک سازمان نظامی را می‌توان توسط حالت آماده‌باش سنجید.

نیروهای مسلح غالباً به صورت دائمی (ارتش منظم) هستند. این نوع نیرو شامل ارتشی حرفه‌ای است که کاری جز آمادگی برای جنگ و یا شرکت در آن ندارد. در مقابل، نمونه‌های کمی هم از ارتش‌های مدنی (برای مثال در سوئیس) وجود دارد. یک ارتش مدنی (که به آن نیروهای چریکی یا ارتش احتیاطی هم می‌گویند) تنها زمانی بسیج می‌شود که نیاز باشد. مزیت این نوع ارتش در ارزانتر بودن آن از نظر مالی، نیروی انسانی و هزینه فرصت است. اشکال این ارتش‌ها نیز بیشتر از آن جهت است که این نوع نیروها غالباٌ کمتر آموزش دیده و سازمان داده شده‌اند.

تساوی بین این دو به این صورت به وجود می‌آید که این ارتش دارای یک کادر کوچک از درجه‌داران پایور حرفه‌ای و افسرانی است که به عنوان اسکلت یک ارتش بسیار بزرگتر عمل می‌کنند. هنگامی که جنگ پیش می‌آید این اسکلت توسط نیروهای وظیفه و احتیاط که یگان‌های رزمی زمان جنگ را تشکیل می‌دهند پر می‌شود (سربازان تمام وقتی که پیش از این داوطلب شده بودند تا در ازای دریافت دستمزد کم گهگاه توسط پایوران آموزش ببینند تا توانایی‌های نظامیشان حفظ شود). این وضعیت بین مزایا و اشکالات هر سازمان ساده‌ای تعادل ایجاد کرده و اجازه تشکیل ارتش‌های بزرگ (در اندازه میلیون‌ها سرباز) را که برای جنگ‌های مدرن و در مقیاس وسیع لازم هستند می‌دهد.
مزایا و هزینه‌ها

مزیت دارا بودن نیروهای مسلح در تأمین حفاظت در برابر تهدیدات خارجی و درگیری‌های داخلی است. در دهه‌های اخیر کارکنان نیروهای مسلح در نقش نیروهای مواقع بحرانی برای مقابله با بلایای طبیعی به کار گرفته شده‌اند. در مقابل، این نیروها می‌توانند با شرکت در جنگ‌هایی که ضد منافع ملی هستند (یا صرفاً شکست در جنگ) به جامعه آسیب برسانند.

سرمایه‌گذاری در علوم و فناوری برای پیشبرد سلاح‌ها و سامانه‌ها گاهی اوقات نتایج جانبی داشته است. هر چند بسیاری نیز سود مالی به دست آمده از راه این سرمایه‌گذاری‌ها را بهترین نتیجه می‌دانند.

سائوتومه و پرینسیپ

سائوتومه و پرینسیپ با نام کامل جمهوری دموکراتیک سائوتومه و پرینسیپ به پرتغالی: (República Democrática de São Tomé e Príncipe) کشوری است در خلیج گینه در باخترآفریقا. پایتخت آن سائوتومه است.

این کشور از دو جزیره سائوتومه و پرینسیپ تشکیل شده و فاصله این کشور تا نزدیک‌ترین همسایه‌اش در خاک قاره آفریقا، گابون، ۲۲۵ کیلومتر است.

این کشور بعد از سیشل، کم‌جمعیت‌ترین کشور در قاره آفریقا است. این کشور همچنین کوچکترین کشور پرتغالی زبان دنیا است.

این دو جزیره تا پیش از رسیدن پرتغالی‌ها در سال ۱۴۷۱ خالی از سکنه بودند. پس از آنها به عنوان پایگاهی برای تجارت با سرزمین اصلی آفریقا استفاده شد. سائوتومه و پرینسیپ تا سال ۱۹۷۵ مستعمره پرتغال بود. [۱]

سائوتومه و پرینسیپ کشور جمهوری دموکراتیک در خلیج گینه ۲۴۰ کیلومتری کرانه آفریقا شرقی قرار گرفته‌است. دارای ۹۵۸ کیلومتر مربع مساحت و ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت است. پایتخت آن شهر سائوتومه با ۳۴۹۹۷ نفر است. واحد پول آن دوبرا است. میزان سواد ۵۴ درصد است.

بیشتر مردم آن از نسل بردگان آفریقایی است. پایه زندگی آنان بر کشاورزی و ماهیگیری استوار میباشد. صادارات عمده و قهوه و کاکائو است. در جزیره سائوتومه ده قله کوه آتشفشانی وجود دارد. سواحل آن قابل شنا است، اجرای نمایشنامه‌های قرون وسطی و جشن‌های مذهبی و روزهای مقدس از سرگرمی‌های فرهنگی در این کشور است. این کشور کشتزارهای قهوه و دهانه‌های آتشفشانی دارد.

روز استقلال آن ۱۲ ژوئیه است که در این روز در سال ۱۹۷۵ از پرتغال مستقل شد. تدوین قانون اساسی آن در ۵ نوامبر ۱۹۷۵ و تصویب آن در ۱۵ دسامبر ۱۹۸۲ بوده‌است.

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ تاریخ
    ۳ سیاست
    ۴ مردم
    ۵ اقتصاد
    ۶ منابع

جغرافیا
Golf von Guinea.jpg

این جمهوری متشکل است از دو جزیرهٔ کوهستانی که حدود ۱۴۴ کیلومتر از هم فاصله دارند.

یکی از کوچکترین کشورهای قاره آفریقا با ۹۶۴ کیلومتر مساحت که در خاور گابن و گینه استوایی و در اقیانوس اطلس واقع شده‌است. این کشوراز دو جزیره سائوتومه و پرنسیپ تشکیل شده و دارای ۱۵۷٬۰۰۰ نفر می‌باشد. سائوتومه و پرنسیپ جزایر کوچک آتشفشانی هستند که در خلیج گینه در ۲۴۱ کیلومتری و سواحل غربی قرار گرفته سائوتومه ۸۵۵ کم مساحت دارد و پوشیده از جنگل‌های انبوه کوهستانی است جزایر پرینسیپ ۱۰۴ کم مساحت دارد و پوشیده از کوه‌های ناهموار است جزایر دیگر این جمهوری پدارس تین هوساس و رولاس است. بلندترین نقطه آن قلهٔ گاگو کوتینهو (قلهٔ سائوتومه)، با ۲۰۲۴ متر است. خلیج بایت در شمال و جزایر آنوبون در جنوب این کشور قرار گرفته‌اند.

آب و هوای این کشور استوایی است و جنگل‌های بارانی استوائی دارد و ۶۰ نوع پرنده نادر در انها وجود دارد. سواحل آن شنی است و ماهیگیری آبهای شور در آن رایج است. هوایش معتدل است. هیچ رود مهمی وجود ندارد.

آب و هوای گرمسیری آن بر اثر پستی‌ها و بلندها متفاوت و تاثیر جریان آب سرد بن گوئلا موثر است. فصل مرطوب آن با بارندگی سنگین از اکتبر تا مه ادامه دارد.. اما ریزش باران خیلی گوناگون ۱۰۰۰ میلی متر در شمال – شرق تا ۳۸۰۰ تا ۵۰۰۰ میلی متر در فلات است. سائوتومه در ژانویه ۲۶.۱ و در ژوئیه ۲۳.۹ درجه گرما و سالانه ۹۵۱ میلی متر باران دارد.

شهرهای مهم این کشور عبارتنداز :

    سانتو آنتونیو
    ترینیداد
    سائوتومه

تاریخ
پیکو کانیو گرانده (قله سگ بزرگ).
کرانه‌های سائوتومه.

سائوتومه و پرینسیپ را در سال ۱۷۷۱ پرتغالی‌ها کشف و در آن تا اواخر قرن ۱۸ سکونت کردند. با کشت نیشکر و قهوه و کاکائو بوسیله بردگان کارگر منافع سرشاری نصیب استعمارگران گشت و به تنهایی جزیره سائوتومه بزرگترین تولیدکننده کاکائو در ۱۹۰۸ بود. تولید فراورده‌های کشاورزی آن هنوز از اهمیت بسیار برخوردار است. در اوائل سده بیستم، کشتزارهای این جزایر به دلیل بیگاری کشیدن از کارگران بدنام بود. در ۱۹۵۳ جنبش‌های آزادیخواهانه درین سرزمین‌ها ضد پرتغالی‌ها در گرفت که منتهی بکشته شدن چند صد آفریقایی گشت. در ۱۹۴۷ پرتغال بساط امپراطوری فرادریای خود را برچید و در ۱۲ ژوئیه ۱۹۷۵ سائوتومه و پرینسیپ دارای استقلال و حکوت جمهوری گردید.

در ۱۹۸۸ تهاجم و کودتایی با شکست روبرو گشت. مشکلات اقتصادی موجب شده‌است که این کشور وابستگی‌اش را به شوروی کاهش دهد و در ۱۹۹۰ جنبش آزادیبخش سائوتومه و پرنسیپ مارکسیسم را رها کرد. در ژانویهٔ ۱۹۹۱ حزب مخالف همبستگی دموکراتیک در انتخابات چندحزبی پیروز شد.
سیاست

حکومت آن جمهوری دمکراتیک است و ۵۵ عضو مجمع ملی خلق با رأی تمامی افراد بالغ برای پنج سال انتخاب می‌گردند. رئیس جمهور – که نخست وزیر و شورای وزیران را انتصاب می‌کند – نیز مستقیماً انتخاب می‌شود. احزاب سیاسی عبارتند از: جنبش آزادیبخش سائوتومه و پرینسیپ (چپگرا و تنها حزب قانونی تا سال ۱۹۹۰) و حزب همبستگی دموکراتیک (PCD ؛میانه رو).

طبق قانون اساسی اختیار وقدرت کامل ازآن مجلس قانونگزاری خلق است که مرکب از اعضاء ونمایندگانی است که یرای دوره چهار ساله میگردند. این مجلس رئیس جمهور را از میان نامزدهایی که جنبش برای آزادی سائوتومه و پرینسیپ (تنها حزب قانونی کشور است) معرفی میکند، برمی گزیند. قانون اساسی آن در ۱۹۷۵ تدوین و طبق آخرین تقسیمات کشوری از دو استان جزیره‌ای تشکیل گردیده‌است.

قانون اساسی جدید در همه‌پرسی اوت ۱۹۹۰ با ۷۲ درصد آراء به تصویب رسید و از قید انحصار جنبش برای آزادی سائوتومه و پرینسیب خارج گشت. رئیس جمهور با رای مجلس خلق به مدت ۴برگزیده می‌شود در انتخابات ژانویه ۱۹۹۱ تنها نامزد میگوید تراوادا (زاده ۱۹۴۶) به دست آوردن ۸۰ درصد آراء برگزیده شد.
مردم

زبان رسمی این کشور پرتغالی و دین مردمش مسیحی است. تبار مردمش از اقوام سرویکایس، تونگاس، فوروس، انکولارس، مس تیکوس، و اروپائی است.

میزان با سوادی در سال ۱۹۸۱ برابر با ۵۷.۴ درصد بود. این کشور دانشگاه ندارد. شمار نیروهای مسلح آن ۹۰۰ نفر (تخمین ۱۹۹۱) است و خدمت سربازی ندارد.
اقتصاد

واحد پول سائوتومه و پرینسیپ دوبرا است. اقتصاد این کشور عمدتاً بر کشاورزی استوار می‌باشد و کاکائو نقطهٔ اتکای آن کشور است. بیشتر زمینها ملی است.

محصولات عمده کشاورزی: کاکائو، مغز نارگیل – نارگیل- روغن نخل – قهوه – موزه صنایع عمده: الوار – مغز نارگیل صادرات: کاکائو – قهوه – مغز نارگیل روغن نخل واردات: خواربار – پارچه ماشین آلات ابزار الکتریک سوخت‌ها اجناس کارخانه‌ای طرف‌های مهم دادوستد: (هلند – پرتغال – ایالات متحده آلمان غربی) است.

تولید سالانه برق حدود سه میلیون کیلووات ساعت، زمین زیر کشت ۳۸ درصد کل خاک کشور، جنگل ۶۰ درصد خاک کشور، صید ماهی حدود ۲۸۰۰ تن در سال است.

زبان پرتغالی

زبان پرتغالی زبانی رومی است که از زبان گالیسیایی-پرتغالی توسعه یافته است و در سده‌های میانه در پادشاهی گالیسیا صحبت می‌شده است. پرتغالی یکی از زبان‌های رسمی اتحادیه اروپا، سازمان کشورهای آمریکایی، اتحادیه آفریقا و انجمن کشورهای پرتغالی زبان می‌باشد. این زبان با ۲۴۰ میلیون سخن‌گو، ششمین زبان پراستفاده جهان است. پرتغالی در کشورهای آنگولا، برزیل، کیپ ورد، تیمور شرقی، گینه بیسائو، ماکائو، موزامبیک، پرتغال، سائوتومه و پرنسیپ صحبت می‌شود.
شباهت با اسپانیایی

پرتغالی، زبانی بسیار نزدیک به زبان اسپانیایی است به طوری که گویشوران این دو زبان تا حد زیادی می‌توانند با هم صحبت کنند.
الفبای زبان پرتغالی

A(آ) B(ب) C(سه) D(د) E(ا) F(افی) G(ژ) H(آگا) I(ای) J(ژتا) K(کا) L(الی) M(امی) N(انی) O(ا) P(پ) Q(ک) R(اهی) S(اسی) T(ت) U(او) V(و) W(دابلیو) X(شیس) y(ایپسلن) Z(ز)

موسیقی در سومالی

موسیقی سومالی بیشتر موسیقی اجدادی مناطق سومالی است. موسیقی سومالی بطور معمول دارای ۵ نت در هر اکتاو است که این برخلاف ۷ نت در هر اکتاو است که مقیاس معمول موسیقی است. این موسیقی برای گوش نا آشنا به موسیقی سومالی در وهله اول شباهت به مناطق نزدیک مثل اتیوپی و شبه جزیره عربستان دارد.

سومالی

سومالی کشوری است در شرق قارهٔ آفریقا. پایتخت آن موگادیشو است.

«سومالی» (به زبان سومالیایی: «سوومالیاً؛ به زبان عربی: الصومال)، که قبلاً با نام» جمهوری دمکراتیک سومالی" شناخته می‌شد، یک کشور ساحلی است که در منطقه شاخ آفریقا در شرق آفریقا واقع شده‌است.

مرزهای این کشور در غرب به اتیوپی، از شمال و نیمه غربی به جیبوتی، از جنوب غرب به کنیا، از شمال به خلیج عدن و اقیانوس هند در شرق محدود می‌گردد. در حال حاضر حاکمیت سومالی انحصاراً در حد حقوق قانونی قرار داشته و این کشور فاقد حاکمیت دولت مرکزی برسمیت شناخته شده بوده و از هرگونه شاخص‌های مرتبط با دولت مستقل ثابت محروم است. مقامات غیر رسمی در اختیار دولت‌های نهادی غیر منتخب مناطق سومالی لند، پانت لند، شورای عالی دیوان اسلامی و دولت انتقالی موقت ضعیف ولی قابل قبول سازمان ملل متحد مستقر در شهر بایدوا واقع در حدود ۲۵۰ کیلومتری شمال غرب پایتخت، موگادیشو قرار دارد. خشونت بمانند آفتی کشنده سومالی را از زمان جنگ‌های داخلی برآمده از از اخراج محمد زیادباره دیکتاتور پیشین در سال ۱۹۹۱ فرا گرفته‌است.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
    ۳ جغرافیا
    ۴ پایتخت
    ۵ تقسیمات کشوری
    ۶ آب و هوا
    ۷ اقتصاد
    ۸ بهداشت
    ۹ سرشماری جمعیت
    ۱۰ زبان‌ها
    ۱۱ فرهنگ
    ۱۲ ارتباطات
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ پیوند به بیرون
        ۱۴.۱ دولت
        ۱۴.۲ اخبار
        ۱۴.۳ اقتصاد
        ۱۴.۴ اطلاعات عمومی
        ۱۴.۵ یونسکو
    ۱۵ منابع

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ سومالی‎

استقلال از سلطه قیمومیت انگلیسی سومالی‌لند پادشاهی انگلستان در مورخ ۲۶ ژوئن سال ۱۹۶۰ اعلام گردید. در تاریخ ۱ ژوئیه سال ۱۹۶۰، اتحاد انگلیسی و سومالی‌لند ایتالیائی سابق بوقوع پیوست.

در این زمان دولت توسط عبداللهی عیسی شکل گرفته و عادن عبدالله عثمان دار بعنوان رئیس جمهور سومالی و عبد الرشید علی شرماکه بعنوان نخست وزیر سومالی انتخاب گردیدند. بعدها در سال ۱۹۶۷، محمد ابراهیم ایگال در دولت تعیین شده توسط عبد الرشید علی شرماکه به نخست وزیری رسید. ایگال بعداً بعنوان رئیس جمهور در دولت خود-اظهار مستقل سومالی لند انتخاب شد. او در مورخه ۳ می‌سال ۲۰۰۲ در بیمارستانی در پرتوریا درگذشت.

در اواخر سال ۱۹۶۹، و به‌دنبال قتل شرماکه، کسی که از سال ۱۹۶۷ -: ۱۹۶۹ بعنوان رئیس جمهور انتخاب و فعالیت نموده بود، یک دولت نظامی قدرت را بدست گرفت. در سال ۱۹۶۹ و در پی وقوع یک کودتا، محمد زیادباره، یک ژنرال نیروهای مسلح، ریاست جمهوری را برعهده گرفت. رهبران انقلابی ارتش به سرکردگی زیادباره اقدام به ایجاد فعالیت‌های گسترده عمومی نمودند. آن‌ها همچنین اقدام به اجرای موفق طرح سواد آموزی در مناطق شهری و روستائی نموده که بنحو شگفت آوری نرخ باسوادان را از ۵٪ به ۵۵٪ در اواسط دهه ۱۹۸۰ ارتقاء داد.
خرابه‌های سلطنت ادل در زیلای سومالی

در همین زمان، باره یک فرد شاخص کابینه خود بنام سرلشکر گبیر و دو تن دیگر از مقام‌های رسمی را به قتل رسانید. از سال ۱۹۷۷ جنگ‌های داخلی متناوب به بخشی از واقعیات حیات سومالی تبدیل شده‌اند. در سال ۱۹۹۱، اولین گروه شورشی به رهبری عبداللهی یوسف احمد، رهبر(اس اس دی اف) بوجود آمده و حکومت رئیس جمهور علی مهدی محمد توسط برخی از جناح‌ها بعنوان رئیس جمهور موقت برسمیت شناخته نگردید. در همان سال، بخش شمالی کشور استقلال خود بعنوان سومالی لند را اظهار نمود؛ اگرچه این استقلال غیر رسمی و در مقایسه با منطقه پر آشوب جنوب دارای ثبات نسبی بود، ولی توسط هیچ یک از سازمان‌های بین‌المللی پذیرفته نگردید. در فاصله سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲، یک شکاف در گنگره متحد سومالی، که تلاش هائی را در جهت خلع ید باره انجام داده بود، باعث بروز جنگ داخلی بویژه در منطقه موگادیشو گردید.

در سال ۱۹۹۳ و به‌دنبال عدم موفقیت عملیات امید برگشت یک تلاش دو ساله از سوی سازمان ملل متحد (ابتدا در مناطق جنوبی) آغاز گردید که توانست وضعیت زنان را بهبود بخشد.
مسجد فخرالدین.

نیروهای سازمان ملل متحد شامل نیروی ویژه (Delta Force) ایالات متحده آمریکا بود(همان نیرویی که در جریان عملیات طوفان صحرا در صحرایِ طبس جمهوری اسلامی ایران نیز دچار شکست شد) که ۱9 نفر از آنها در جریان هدف قرار گرفتن بالگرد حامل ایشان در موگادیشو جان خود را از دست دادند و یک نفر به اسارت گرفته شد (همانگونه که در فیلم «سقوط بلاک هاوک» ساخته "رِدلی اِسکات" به تصویر کشیده شده‌است) و در مقابل 1000 نیروی شبه نظامی سومالیایی کشته شدند.

سازمان ملل در عملیات سپر اتحاد که در مورخه ۳ مارس سال ۱۹۹۵ انجام گردید، ناچار از عقب نشینی شد. در این عملیات نیروهای سازمان ملل متحمل خساراتی سنگین گردیدند ولی هنوز نقش دولت اعاده نشده بود.

اما یک تجزیه دیگر در سومالی و در مناطق شمال شرق رخ داد. ایالت خود مختار پس از اعلام استقلال «موقت» در سال ۱۹۹۸ نام پانت لند را بخود اختصاص داد. البته این ایالت از قصد خود برای شرکت در هر نوع دولت آشتی در سومالی بجهت تشکیل یک دولت جدید مرکزی خبر داد. این نکته شایان ذکر است که این ایالت به‌دنبال تجزیه دائم از خاک سومالی نبود.

سومین تجزیه در ژوئیه ۲۰۰۶ با اعلام استقلال ایالت جوبالند اتفاق افتاد. هم اکنون منطقه جوبالند استقلال و حکومت مردمی خود را اعلام نموده‌است. سرهنگ باره عادن شیر هیراله، رئیس تشکیلات اتحاد دره جوبا دوکسادا جوبا قدرتمندترین رهبر منطقه محسوب می‌گردد. در این بخش نیز این دولت محلی خواستار خود مختاری کامل نیست.

چهارمین حکومت خود – اظهار برهبری ارتش مقاومت راهانویان (آر آر ای) در سال ۱۹۹۹ بوجود آمد. این اعلام استقلال «موقت» در سال ۲۰۰۲ مجدداً اعلام گردید که به ایجاد حکومت خود مختار غیر رسمی منطقه جنوب غربی سومالی، انجامید. آر آر ای از ابتدا اقدام به تشکیل تشکیلات خود مختاری در مناطق بای و باکول جنوب و مرکز سومالی در سال ۱۹۹۹ نموده بود.

سومالی یکی از کشورهای متعددی بود که مورد هجوم امواج تسانومی قرار گرفت که به‌دنبال زلزله سال ۲۰۰۴ اقیانوس هند ایجاد، سواحل اقیانوس هند را در هم کوبیده، تمام روستاها را از بین برده و ۳۰۰ کشته بر جای گذارد.

یک درگیری بمنظور برکناری نظامیان در می‌سال ۲۰۰۶ اتفاق افتاد. طرفین این درگیری عبارت بودند از اتحاد نظامیان مورد حمایت سی. آی. ای. موگادیشو که با نام اتحاد برای برگشت صلح و عملیات ضد تروریستی یا «ای آر پی سی تی فعالیت مینمودند از یک سو و یک گروه شبه نظامی وابسته به اتحاد دادگاه‌های اسلامی موسوم به»یو آی سی" از سوی دیگر. این در گیری در اواسط فوریه آغاز گردید. چند صد نفر از مردم که اکثر آنان را غیر نظامیان تشکیل می‌دادند در جریان آتشباری توپخانه جان خود را از دست دادند. شهروندان موگادیشو از این درگیری بعنوان سخت‌ترین در گیری در زمانی بیش از یک دهه بی قانونی یاد می‌کنند. اسلام گرایان ایالات متحده را متهم به حمایت مالی از نظامیان توسط سازمان اطلاعات مرکزی و در جهت جلوگیری از بقدرت رسیدن اسلام گرایان، نمودند. وزارت امور خارجه ایالات متحده، در عین حالی که نه این اتهام را پذیرفته و نه آن را رد نمود، اعلام کرد که ایالات متحده هیچ اقدامی در جهت نقض تحریم بین‌المللی تسلیحات سومالی انجام نداده‌است. به هرحال گزارش‌هایی از چند نامه الکترونیکی که بتوضیح عملیات سری برخی شرکت‌های نظامی در راستای نقض قوانین سازمان ملل متحد پرداخته بودند، واصل گردید[۲]

سازمان ملل اقدام به وضع تحریم نظامی سومالی نمود ولی برخی ادعا می‌نمایند که ایالات متحده قوانین بین‌المللی را با حمایت رهبران نظامی موگادیشو، نقض کرده‌است.[نیازمند منبع]
نقشه سیاسی سومالی

عبداللهی یوسف، رئیس جمهور حکومت انتقالی سومالی به بی بی سی گفت که علی‌رغم اشغال بعضی از مناصب کابینه از سوی نظامیان، ائتلاف نظامیان بطرفیت از سوی دولت موقت نمی‌جنگند. چهار نظامی قدرتمند که بعنوان وزیر کابینه فعالیت می‌نمودند، از خدمت اخراج شدند.[۳]

در تاریخ ۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ گروه شبه نظامی اسلامی ادعا نمود که کنترل کل شهر موگادیشو را در اختیار گرفته‌است. در تاریخ ۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ آخرین استحکامات ای آر پی سی تی در مناطق جنوبی سومالی، شهر جوهار، با مقاومتی کم در اختیار یو آی سی قرار گرفت. در واقع ائتلاف نظامیان بصورتی تاثیر گذار از هم پاشیده شد.

دولت موقت درخواست مداخله یک نیروی حافظ صلح منطقه‌ای شرق آفریقا را نمود. رهبران یو آی سی با این درخواست مخالفت نموده و در یک مراسم رسمی اتحادیه آفریقا که در مورخه ۹ سپتامبر سال ۲۰۰۶ در لیبی بر‌گزار گردید، به رایزنی با کشورهای عضو اتحادیه آفریقا (ای یو) بر سر ترک طرح‌های ارسال نیروی‌های حافظ صلح به سومالی، پرداختند. گروه‌های اسلامی بطور قاطع با حضور سربازان خارجی در سومالی مخالفند-؛ خصوصاً نیروهای اتیوپیائی.[۴]

در سال‌های ۷۸-۱۹۷۷ جنگی سخت بین سومالی و اتیوپی برسر استان اوگادن سومالی در گرفت که دستور آغاز آن توسط اتیوپی صادر گشته و دلیل آن نیز تجزیه سرزمین‌های سومالی در نیمه اول قرن بیستم ذکر شد. همچنین بسیاری ادعا کردند که اتیوپی، با سابقه طولانی امپراتوری، قصد فرمانروائی با واسطه بر سومالی را دارد.

گروه شبه نظامی اسلامی که یو آی سی را حمایت می‌کردند بطور مستمر کنترل اکثر مناطق نیمه جنوبی سومالی را بصورت عادی از طریق مذاکره با سران اقوام محلی و نه با استفاده از زور، برعهده گرفت. مواضع اسلام گرایان در خصوص شهر بایدوا که مرکز دولت در آن قرار داشته و اتیوپی نیز اعلام کرده بود که در صورت تهدید آنرا را مورد حمایت قرار خواهد داد، بصورتی شفاف بیان گردید. لکن در مورخه ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۶، یو آی سی بسمت بندر جنوبی کیس مایو یعنی آخرین بندر تحت کنترل دولت حرکت نمود.[۵]

در روز چهار شنبه ۱ نوامبر سال ۲۰۰۶ مذاکرات صلح بین دولت موقت که از سوی سازمان ملل شناخته شده در شمال از یک سو و اسلام گرایان جنوب معلق گردید. بسیاری از مقامات از جنگ داخلی هراس داشتند. در این میان، اتیوپی و نیروهای رقیب اریتره‌ای نیز از گروه‌های متخاصم در جنگ قدرت و بن بست سیاسی بین دولت موقت تعیین شده و گروه محبوب یو آی سی حمایت می‌کردند.[۶]
سیاست

برغم داشتن دولتی شناخته شده توسط سازمان‌های بین‌المللی در شهر بایدوا، سومالی از سال ۱۹۹۱ فاقد دولت ملی تاثیرگذار بوده‌است. این سازمان یا دولت که با نام «دولت انتقالی ملی» خوانده می‌شود تنها کنترل بایدوا را در اختیار داشته و از نظر بیشتر مردم سومالی از وجاهت قانونی برخوردار نیست. دولت موقت در خارج از کشور و توسط نیروهایی که بصورت تاریخی با منافع ملی سومالی در تضاد بوده‌اند، مانند اتیوپی و کشورهای مختلف آفریقائی که سعی در محدودسازی اندازه و عمق توسعه سومالی و دست‌اندازی نهائی بر سرزمین‌های اشغالی این کشور را داشته‌اند، تعیین شده‌است.
پرچم سومالی‌لند

از سال ۱۹۹۱ چند قبیله در شمال این کشور با نام سومالی‌لند اعلام استقلال کرده‌اند.

در نواحی شمال غرب، جمهوری تبعیدی سومالی‌لند وجود دارد که استقلال خود را در سال ۱۹۹۱ اعلام نموده‌است. این ناحیه خودگردان علی‌رغم آنکه نسبت به مناطق جنوب و شمال شرق، ثبات و دمکراسی نسبی خود را حفظ نموده‌است، ولی از جانب جامعه بین‌المللی شناخته شده نمی‌باشد. پانت لند در نواحی شمال شرق خودگردانی خود را در سال ۱۹۹۸ اظهار نمود. ولی علی‌رغم آنکه رئیس جمهور اسبق پانت لند هم اکنون ریاست جمهوری دولت بایدوا را برعهده داشته و پانت لند نیز از نظر مساعد خود در اشتراک در حکومت متحد تئوریک آینده خبر داده‌است، تا بحال از یکی شدن با دولت موقت خودداری نموده‌است.
ShababFlag.svg
حسن شیخ محمود, رئیس جمهور سومالی می‌باشد.

در مناطق جنوب شرق داخلی، ایالات جوبالند و سومالی جنوب غرب به دولت بایدوا پیوسته‌اند و رهبران آن‌ها از اعضای پارلمان بایدوا هستند. نیمه دیگر کشور با دارا بودن بخش زیادی از جمعیت کشور تحت کنترل اتحاد دادگاه‌های اسلامی قرار داشته و این شورا بر شهرهای راهبردی موگادیشو، و از ۲۴ سپتامبر سال ۲۰۰۶ کیسمایو احاطه دارد.

رهبری این شورا بر عهده شیخ شریف شیخ احمد است. در پاسخ به این سوال که آیا یو آی سی در نظر دارد که کنترل خود را بر سایر مناطق سومالی گسترش دهد یا خیر، شیخ احمد در یک مصاحبه اینگونه اظهار داشت:

    «زمین در اولویت اول ما قرار ندارد. اولویت ما آسایش مردم، احترام به شخصیت آن‌ها و اینکه بتوانند در آزادی زندگی کرده و حق تعیین سرنوشت خود را دارا باشند، است. این موارد اولویت‌های ما هستند. حق تقدم در زمین نیست؛ مردم برای ما اهمیت دارند.»

در تاریخ ۱۴ اکتبر سال ۲۰۰۴، اعضای پارلمان سومالی یک فرد نظامی بنام عبداللهی یوسف رئیس جمهور اسبق پانت لند را بعنوان رئیس جمهور آتی کشور انتخاب نمودند. نظر به وضعیت موگادیشو، انتخابات در یک ورزشگاه در نایروبی، کنیا بر‌گزار گردید. یوسف توسط پارلمان موقت سومالی بعنوان رئیس جمهور دولت موقت انتخاب شد. او موفق شد از ۲۷۵ رای پارلمان، ۱۸۹ رای را بخود اختصاص دهد. جلسه پارلمان نیز در کشور همسایه یعنی کنیا بر‌گزار شد. دولت یوسف از سوی اکثر کشورهای غربی قانونی شمرده شد. اگرچه حاکمیت واقعی او با توجه به تاریخچه نظامی‌گری وی و اینکه در جنگ داخلی که باعث از بین رفتن سومالی گردید، دست داشته مورد سوال است.

بسیاری از سازمان‌های سیاسی دیگر که برخی از آنان اساسی قومی دارند نیز در سومالی وجود دارند، تلاش برخی دیگر نیز رها سازی سومالی از سیاست‌ها قومی است (مانند جبهه اتحاد سومالی). خیلی از این سازمان‌ها بعد از وقوع جنگ داخلی بوجود آمدند.

در هر صورت، از اواخر سال ۲۰۰۶، «دولت موقت ملی» تنها کنترل بخش نسبتاً کوچکی از کشور را برعهده داشته‌است. به اعتقاد برخی نظرات، کنترل این دولت بسختی از مرزهای بایدوا پایتخت فراتر رفته‌است. در کل، وضعیت سیاسی ناپایداری بر کشور حاکم بوده است؛ بعنوان مثال، در تاریخ ۱۸ سپتامبر سال ۲۰۰۶، عبداللهی یوسف بسختی از حمله‌ای انتحاری که به کاروان وی شد، جان سالم بدر برد. اگرچه در این حمله دوازده نفر دیگر کشته شدند.[۷]
جغرافیا
Somalia-CIA WFB Map.png

سومالی در سواحل شرق قاره آفریقا و بروی خط استوا و قسمت شمالی آن بین خلیج عدن در قسمت شمال و اقیانوس هند در شرق واقع شده‌است. این کشور به همراه اتیوپی و جیبوتی را معمولاً بعنوان شاخ آفریقا مورد اشاره قرار می‌دهند. مرزهای سومالی در شمال غرب به جیبوتی، در غرب به اتیوپی و در جنوب غرب به کنیا محدود می‌گردد. سومالی از مستعمره پیشین ایتالیا منطقه تراست سومالی و مستعمره پیشین انگلستان سومالی‌لند تحت‌الحمایه انگلستان (که هم اکنون در پی شناخت استقلال خویش توسط جامعه جهانی است) تشکیل شده‌است. طول خط ساحلی سومالی ۳۰۲۵ کیلومتر است که بیشترین ساحل در بین کشورهای آفریقائی بحساب می‌آید.

سومالی با دارا بودن وسعتی برابر با (۶۳۷۶۵۷کیلومتر مربع)، چهل و دومین کشور بزرگ دنیا پس از افغانستان می‌باشد. اندازه این کشور قابل مقایسه با جمهوری مرکزی آفریقا و بنوعی کوچک تر از ایالت تگزاس ایالات متحده می‌باشد.
پایتخت

از موگادیشو، به همراه دیگر نواحی سومالی پیشین، بعنوان نمونه‌ای دارای رژیم سرمایه هرج و مرج یاد می‌شود. علی‌رغم (یا شاید بدلیل) بی قانونی، موگادیشو در زمینه ارتباطات و اینترنت در شرق آفریقا سرآمد است. در این شهر یک شبکه نوین ارتباطی ایجاد و توسعه یافته‌است که شامل سامانه‌های تلفن سلولی محلی با اتصالات بین‌المللی ماهواره‌ای می‌گردد. عدم وجود سامانه فراگیر اخذ مالیات باعث برخورداری شبکه ارتباطی این کشور از قیمت هائی نازل گردیده که در سراسر قاره آفریقا قابل رقابت نیستند. کافی نت‌های بسیار زیادی دراین کشور بوجود آمده‌اند و علاوه بر آن دو شبکه تلویزیونی و یک فراهم کننده سرویس اینترنت نیز به فعالیت مشغول هستند.[۸]
تقسیمات کشوری

سومالی به هجده بخش مناطق («گوبولوداً، مفرد»گوبول") تقسیم می‌شود که هر منطقه نیز به مناطقی زیر مجموعه بنام نواحی تقسیم شده‌اند.
Somalia Numbered Regions.png

مناطق عبارتند از:
۱ آودال
۲ باکول
۳ بنادیر
۴ باری
۵ بای
۶ گالگودوود
۷ جدو
۸ هیرران
۹ جوبادا ذکسه
۱۰ جوبادا هووز
۱۱ ماداگ
۱۲ ناگال
۱۳ ساناگ
۱۴ شابیل لاها ذکسه
۱۵ شابیل لاها هووز
۱۶ سوول
۱۷ تاگدهییر
۱۸ وکوویا گالبید
آب و هوا
رود جوبا

بخش شمالی کشور دارای تپه‌های زیاد بوده و ارتفاع بسیاری از مناطق از سطح دریا از ۹۰۰ تا ۲۱۰۰ متر در نوسان است. نواحی مرکزی و جنوبی مسطح بوده و ارتفاع متوسط آن کمتر از ۱۸۰ متر می‌باشد. رود خانه‌های جوبا و شابله از اتیوپی سرچشمه گرفته و در طول کشور به سمت جنوب و اقیانوس هند جاری می‌باشند. البته رود شابله بجز در فصول پر باران به دریا نمی‌رسد.

عوامل اصلی آب وهوائی این کشور عبارتند از آب وهوای گرم درسراسر سال، بادهای موسمی فصلی و باران‌های نامنظّم که باعث بروز خشکسالی‌های تکرار شونده می‌گردند. متوسط حداکثر دمای روزانه از ۳۰ تا ۴۰ درجه سانتیگراد (۱۰۵-۸۵ فارنهایت) می‌باشد که استثنای آن مناطق مرتفع و در امتداد خط ساحلی شرق است. متوسط حداقل دمای روزانه از حدود ۱۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۵-۶۰ فارنهایت) می‌باشد. وجود بادهای موسمی جنوب غرب، یک نسیم دریائی، باعث می‌شود که دوره زمانی بین ماه‌های می‌تا اکتبر ملایمترین فصل موگادیشو به‌شمار آید. دورهٔ دسامبر تا فوریه نیز با وجود بادهای موسمی جنوب شرق، هوای نسبتاً ملایمی دارد، اگرچه وضعیت‌های آب و هوائی جاری در موگادیشو بندرت دلپذیر می‌باشند. دورهٔ زمانی «تنگامبیلی» که در بین دو فصل موسمی (اکتبر – نوامبر و مارس – می) قرار دارد، دوره‌ای گرم و مرطوب به‌شمار می‌آید.
اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد سومالی

از زمان فروپاشی دولت، سومالی از آنچه محمد زیاد باره آن را «سوسیالیسم علمی» می‌خواند به یک اقتصاد بازار آزاد تبدیل شده‌است.
بندر بوساسو

سومالی بدلیل مسامحه «جامعه جهانی» بصراحت رشد ونمو یافت. در سومالی "همین نبود دولت به پرورش یک نوع روش عجیب آفریقائی کمک نمود – بخش تجاری کارآ و قابل اتکاء که در ملاء عام کنترل مقامات فاسد بر خود را آشکار نمی‌نمود. سازماندهی صنایع ارتباطات، ترابری و شرکت‌های کشتیرانی در جهت ارائه خدمت به بخش خصوصی آزاد می‌باشد. کافی نت‌ها در موگادیشو رشد زیادی داشته‌اند. شرکت‌های خصوصی امنیتی به بازرگانان در حفظ سرمایه‌ها و دارایی‌های ایشان خدمات ارائه می‌نمایند.

تحقیق اخیر بانک جهانی به این امر اذعان دارد که: «سومالی در خصوص اعلام نرخ‌های شدید فقر اغراق نموده و در برخی موارد از زیر ساخت هائی مناسب تر از کشورهای ثروتمندتر آفریقا، برخوردار است.» دلیل مسلم این امر آنست که این بانک با دولت مرکزی تحت حمایت یارانه‌ای خود، در چپاول ثروت ملی، همزبان نگشته‌است.[۹]

کشاورزی مهمترین بخش فعالیت‌های اقتصادی بوده و حدود ۴۰٪ درآمد سرانه و حدود ۶۵٪ درآمد صادراتی را بخود اختصاص می‌دهد. اقوام ایلیاتی و شبه ایلیاتی کوچ نشین که برای ادامه حیات به دام‌های خود وابسته هستند نیز بخش عمده‌ای از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. پس از دام، موز دیگر قلم صادراتی مهم کشور است؛ شکر، ذرت خوشه‌ای، ذرت و ماهی اقلام تولیدی برای مصرف داخلی هستند. بخش صنعتی کوچک کشور که در رشته پردازش فراورده‌های کشاورزی فعالیت می‌کند، ۱۰٪ درآمد سرانه را ایجاد مینماید.
بهداشت

سومالی یکی از بالاترین درصدهای مرگ و میر کودکان جهان را داراست. ۱۰٪ کودکان در هنگام تولد و ۲۵٪ از آندسته که در هنگام تولد جان سالم بدر می‌برند قبل از رسیدن به پنج سالگی از دنیا می‌روند. ولی از سوی دیگر، سومالی از لحاظ مبتلایان به ویروس اچ آی وی / ایدز کمترین درصد در آفریقا و جهان را داراست.

در سومالی – که از زمان آغاز جنگ داخلی و بمدت ۱۴ سال در انزوا بوده و دارای جمعیت مذهبی مسلمان نیز می‌باشد – نرخ این بیماری در حد یک و نیم تا ۲ درصد کل جمعیت بزرگسال می‌باشد.

«تصویر سومالی در دنیای خارج بدلیل تمایل طبیعی رسانه‌های خارجی به تمرکز بر خبرهای بد، تحریف گشته‌است» دلیل دیگر این امر آنست که «[ص]لح بر اکثر نقاط کشور حاکمیت داشته» و آنکه «در نتیجه اینکه دولت‌های منطقه‌ای و محلی قابلیت ادامه کار در زمینه‌های مختلف زیاد را داشته‌اند.» این مقاله بنقل از عمر موهالیم موحامود، سفیر سومالی در واشنگتن اینگونه می‌آورد که «اهالی سومالی خود را مردمی آزاد می‌دانند. به‌نظر آنان، معنای دولت ثبت کردن، قانونگذاری و محدودیت گذاری می‌باشد» استناد آنان به این تعصب بر اثر فرهنگ کوچ نشینی و تجارب نامناسب از رژیم باره و در تضاد با دولت مرکزی جدید است. این مقاله با ذکر این مطلب بپایان می‌برد که: «سومالی تنها در صورت قرار گرفتن اجزای این پیچیدگی در جای مناسب خود، قادر به مقابله با مشکلات روز افزون مادی و اجتماعی خود خواهد بود.»

«علیرغم بی نظمی و آشفتگی آشکار، بخش خدماتی سومالی به حیات و رشد خود ادامه داده‌است. در بازار اصلی موگادیشو انواع محصولات از مواد غذائی تا جدیدترین وسایل الکترونیکی عرضه می‌گردد. هتل‌ها به فعالیت خود ادامه داده و شبه نظامیان امنیت را تامین می‌کنند.»[۱۰]

ساختارهای زیر بنائی مانند جاده‌ها از لحاظ کمیت با کشورهای همسایه یکسان ولی از کیفیتی بسیار پایین تر برخوردار هستند. بر اساس یک گزارش بانک جهانی ساخت جاده برای بخش خصوصی بدلیل هزینه‌های بالای اجرائی و اینکه آنهائیکه پول جاده را می‌پردازند تنها کسانی نیستند که از آن استفاده می‌کنند، (ببینید مشکل مجانی سوارها) و از این جهت برگشت سرمایه را با مشکل روبرو می‌سازد، بسیار دشوار است. صنعت پررونق ارتباطات خصوصی بوده و به ارائه سرویس بیسیم و راه اندازی کافی نت‌ها همت گمارده‌است. شرکتهای رقیب در زمینه تلفن توافق کرده‌اند که استانداردهای اتصالات داخلی را رعایت نمایند. هزینه این امور از کمک‌های سازمان ملل متحد به انجمن ارتباطات سومالی تامین شده‌است.

نیروی برق توسط موسسات اقتصادی بزرگی تامین می‌گردد که اقدام به خرید مولدهای برق نموده و شهرها را به بخش‌های قابل کنترل تقسیم کرده‌اند. سازمان هواپیمائی ملی در سال ۱۹۸۹ و قبل از فروپاشی دولت، تنها یک فروند هواپیما در اختیار داشت. هم اکنون ناوگان هوائی کشور با دارا بودن حدود پانزده هواپیمای مسافربری و بیش از شصت هواپیما پروازهائی به شش مقصد بین‌المللی و تعداد بیشتری مقصد داخلی دارد. بر پایه‌گذارش بانک جهانی، «هم‌اینک، حرفه خطوط خصوصی هوائی در سومالی با وجود رقابت‌های کاری و قیمت از سوی بیش از پنج شرکت ترابری و بازرگانی در حال رشد تلقی می‌شود.» مالک خطوط هوائی دااللو اینگونه اظهار می‌دارد که «بعضی اوقات نداشتن دولت یک معضل و گاهی نیز یک امتیاز بحساب می‌آید، » از اینرو «فساد بدلیل نبود دولت یک مشکل به‌شمار نمی‌آید.»[۱۱]

همچنین وظیفه تامین آب آشامیدنی برعهده بخش خصوصی می‌باشد. به هر حال یک آمار مربوط به سال ۲۰۰۰ نشان می‌دهد که در آن سال تنها ۲۱ ٪ مردم به آب مطمئن و سالم دسترسی داشته‌اند. با فروپاشی دولت مرکزی، هم اکنون نظام آموزش کشور نیز در اختیار بخش خصوصی است. یک پژوهش بانک جهانی موید آنست که «افراد فروتن از آموزش سود می‌برند.» بر پایه آخرین اندازه گیری انجام شده در سال ۲۰۰۱، میزان ثبت نام‌های مدارس ابتدائی که ۱۷٪ بوده تقریباً نزدیک به سطح پیش از جنگ ارزیابی گردید. میزان ثبت نام در مدارس راهنمائی از سال ۱۹۹۸ افزایش یافت. بهرحال، تخمین زده می‌شود که میزان باسوادی افراد بزرگسال از ۲۴٪ در سال ۱۹۸۹ به ۱/۱۷٪ در سال ۲۰۰۱ کاهش یافته‌است."[۱۲]

یک تحقیق جدید تر در سال ۲۰۰۳ نشان داد که نرخ باسوادی به ۱۹٪ رشد یافته‌است.[۱۳]

در مقام مقایسه، میزان باسوادی در غرب آفریقا که منطقه‌ای ثروتمند تر است ۴۹٪ بوده و در سایر کشورهای همسایه ۳۵٪ می‌باشد. جنگ سال ۱۹۹۱ باعث توقف کامل تحصیلات عالیه گردید ولیکن دانشگاه موگادیشو در سال ۱۹۹۸ بازگشائی و اولین دوره دانش‌آموختگی آن در سال ۲۰۰۱ بر‌گزار شد. دانشگاه‌های دیگر نیز در شهرهای دیگر گشایش یافتند. علاوه بر وجوهی که از دانشجویان اخذ می‌شود، بخش بزرگ بودجه سامانه آموزشی از سوی نهادهای نیکوکاری اسلامی بین‌المللی مانند الاصلاح تامین می‌شود.[۱۴]
Somali boy receives a polio vaccination.jpg

یک مشکل عمده که بر روی رشد اقتصادی تاثیر منفی دارد، عدم ثبات یا تصور وجود آن، می‌باشد. برای انجام امر تجارت، لازم است که سطح معینی از امنیت وجود داشته باشد و از آن مهمتر می‌بایست یک دولت شناخته شده بین‌المللی نیز وجود داشته باشد که از رهبری‌های قومی سنتی، که در حال حاضر نیز کنترل امور در سومالی را در دست دارند، اطمینان بخش تر باشد. بهر حال، اخیراً سرمایه گذاران احساس راحتی بیشتری دارند؛ بعنوان مثال، یک کارخانه ساخت بطری‌های کوکاکولا در سال ۲۰۰۴ در موگادیشو احداث گردید.[۱۵]

سرویس‌های ارسال پول به یک صنعت بزرگ در سومالی تبدیل شده‌اند. مردم موفق از گروه‌های یهودیان پراکنده از سراسر جهان که بخاطر جنگ از کشور فرار کرده‌اند، با سالیانه حدود ۲ میلیارد دلار در اقتصاد سومالی شراکت می‌کنند. در غیاب یک بخش بانکداری رسمی، سرویس‌های مبادله وجوه نقد در سراسر کشور رشد یافته و سالیانه از ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار را جابجا مینمایند. ارتباطات بیسیم بخش دیگری است که بدلیل وجود جنگ تبدیل به نیروی اقتصادی عظیمی در سومالی گردیده‌است. کسی دقیقاً نمی‌داند که حجم اقتصاد و میزان رشد آن چه مقدار است.
سرشماری جمعیت
نوشتار اصلی: سرشماری جمعیت در سومالی‎
Little Somali girl.jpeg

جمعیت سومالی بالغ بر حدود ۸۵۹۱۰۰۰ نفر می‌باشد. اما تخمین در این زمینه بدلیل وضعیت سیاسی و از آن مهمتر طبیعت زندگی قومی در این کشور، بسیار دشوار است. آخرین آمارگیری نفوس در سال ۱۹۷۵ انجام شد. اکثر تحلیل گران خارجی از نتایج این آمار گیری بهره می‌جویند ولی سومالی کشوری است که در میان دیگر کشورهای آفریقا و جهان از رشدی سریع برخوردار است. هم‌اینک برخی تخمین‌ها جمعیت این کشور را بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون نفر برآورد می‌کنند.[نیازمند منبع].

امروزه، حدود ۶۰٪ از کل جمعیت سومالی را اقوام کوچ‌نشین یا شبه کوچ نشین تشکیل می‌دهد که به نگهداری گله‌های احشام، شتر، گوسفند و بز اشتغال دارند. حدود ۲۵٪ جمعیت نیز کشاورزانی هستند بصورت عمده در مناطق بارور کشاورزی بین جوبا و شبله در جنوب سومالی زندگی می‌کنند. مابقی جمعیت کشور (۲۰٪ - ۱۵٪) نیز شهر نشین هستند.

بدلیل وجود جنگ داخلی، این کشور دارای اجتماع یهودیان پراکنده می‌باشد که یکی از بزرگترین اجتماعات در سراسر قاره آفریقا محسوب می‌گردد. بیش از یک میلیون نفر سومالیائی در خارج از این کشور زندگی می‌کنند واین تعداد جدای از تعدادی است که در استان اوگادن واقع در شمال شرق کنیا و دیجیبوتی ساکن هستند، می‌باشد.
زبان‌ها
نوشتار اصلی: زبان‌های رایج در سومالی‎

تقریباً تمام مردم به سومالی که زبان رسمی کشور است، صحبت می‌نمایند. اساس این استاندارد از لهجه هائی است که از استان ماداگ نشات گرفته‌اند.

تا سال ۱۹۷۳ یعنی زمانیکه دستور کاربری یک استاندارد یک‌دست با استفاده از الفبای لاتین توسط شورای عالی انقلاب (اس آر سی) صادر گشت، زبان سومالیائی بطور گسترده در نوشتار مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. امروزه زبان سومالیائی زبان مورد استفاده در نظام آموزش این کشور بشمار می‌رود. همچنین انگلیسی، ایتالیائی و عربی نیز کاربرد دارند.
فرهنگ
نوشتار اصلی: فرهنگ سومالی‎

    اسلام در سومالی
    لیست نویسندگان سومالی
    موسیقی در سومالی

ارتباطات

سامانه همگانی ارتباطات در سومالی تقریباً بطور کامل از بین رفته و یا تکه تکه شده بود؛ بهرحال علی‌رغم (یا شاید بدلیل) عدم وجود دولت در سومالی، در بیشتر شهرهای عمده این کشور شرکت‌های خصوصی بیسیم وجود دارند که بنحوی کارآ و در مقایسه با کشورهای همسایه، به ارائه سرویسی مطلوب می‌پردازند. سومالی در بین تمام کشورهای آفریقائی دارای ارزانترین هزینه تماس‌های موبایل بوده و برخی از شرکتها مبلغی کمتر از یک سنت را برای هر دقیقه مکالمه مطالبه می‌کنند. («ارتباطات تلفنی در سومالی هرج ومرج زده در حال رشد می‌باشد») شرکت هائی که در زمینه ارائه سرویس‌های ارتباطی فعالیت دارند عبارتند از:

    گولیس تلکام
    سام تل
    گالکوم
    شرکت گلوبال اینترنت
    هور موود
    تلکام
    نیشن لینک
    نت کو
    اس تی جی
    دهاب شییل