اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

آمفتامین

آمفتامین یک داروی محرک اعصاب است که جزو کلاس فنتیلامین می‌باشد. از جمله آثار مصرف آمفتامین بی‌خوابی، افزایش تمرکز، کاهش خستگی و کاهش اشتها می‌باشد. اصلی‌ترین کاربرد دارویی ترکیبات آمفتامین اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی است. [۲]

محتویات

    ۱ داده های فارماکوکینتیک
    ۲ مکانیسم اثر
    ۳ مشتقات
    ۴ عوارض جانبی
    ۵ اعتیاد به آمفتامین
    ۶ پانویس

داده های فارماکوکینتیک

    فراهمی زیستی : ۷۵ تا ۱۰۰ درصد
    نیمه عمر : ۱۲ تا ۱۳ ساعت
    اتصال به پروتیین : ۱۵ تا ۴۰ درصد
    متابولیسم : کبدی ( آنزیم CYP۲D۶)
    مسیر دفع : کلیوی

مکانیسم اثر

آمفتامین با مهار آنزیم مونوآمین اکسیداز و جلوگیری از جذب مجدد کاتکول آمینها (دوپامین، نوراپی نفرین) باعث افزایش فعالیت این مواد و افزایش فعالیت مغزی و کاهش خواب‌آلودگی می‌شود.
مشتقات

این ماده ایزومرها و مشتقات مختلفی دارد که عملکردی شبیه هم دارند ولی گاه قدرت اثر متفاوتی دارند مانند دگزامفتامین و مت‌آمفتامین.
عوارض جانبی

دستگاه عصبی: بی‌قراری، بی‌خوابی، سرگیجه، سردرد، بی‌حوصلگی، در طولانی‌مدت افسردگی شدید و سایکوز. گوارشی: بی اشتهائی، خشکی دهان، کاهش وزن، اسهال، یبوست، کرامپ شکم. قلبی - عروقی: افزایش فشارخون، تاکیکاردی. موارد دیگر: دیستونی سر و گردن، افزیش فشار داخل چشم، ناتوانی و افت و افزایش میل جنسی.
اعتیاد به آمفتامین

در مواردی آمفتامین ها به عنوان نوعی ماده مخدر و روانگردان مورد استفاده قرار گرفته و در طولانی مدت باعث بروز اعتیاد در فرد مصرف کننده می شوند. آمفتامین های غیر قانونی که اغلب در آزمایشگاه های زیر زمینی و غیر استاندارد تولید می شوند اثراتی مانند کوکائین داشته و می توانند بسیار اعتیادآور باشند. آمفتامین ها به اشکال مختلفی مانند قرص، کپسول، پودر و کریستال تولید شده و به طور غیر قانونی تحت عناوینی چون "سرعت (Speed)" به فروش می رسند. آمفتامین های پودری دارای بوی تند، و مزه ای تلخ بوده و در رنگ های مختلفی یافت می شوند. قرص ها و کپسول های آمفتامین نیز تنوع رنگ بسیار زیادی داشته و انواع ناخالص آن می تواند محتوی انواع مواد مخدر، کافئین، شکر و یا مواد چسبنده باشد. افرادی که به طور دائم از آمفتامین ها استفاده می کنند به تدریج به بیماری اعتیاد مبتلا شده و در صورتی که میزان مصرف خود را کاهش دهند دچار علائم خماری می شوند.

کوکائین

کوکایین آلکالوییدی است که از برگ‌های درخت کوکا استخراج می‌شود. این ماده به صورت منشورهای کوچک متبلور می‌شود و بسیار کم در آب محلول است ولی در الکل و اتر کاملاً حل می‌شود.

برگ گیاه اریتروکسیلون کوکا(Erythroxylon coca) از دوران باستان در آمریکای جنوبی برای مراسم مذهبی، جادوئی، اجتماعی، شادی آوری و پزشکی (اغلب به طور قابل توجهی برای افزایش تحمل، بالا بردن احساس خوب شدن، کم کردن خستگی و بالا بردن قوای جسمی، ایجاد سرخوشی و کم کردن گرسنگی)مصرف می‌شد.[۵]

کوکایین در دمای ۸۹ درجه سانتیگراد ذوب می‌شود. املاح آن در پزشکی استفاده می‌شوند و از مهم‌ترین آنها کلریدرات کوکایین است. کوکایین همچنین یک بی‌حس کنندهٔ موضعی و ضد درد می‌باشد و بیشتر در چشم پزشکی جهت بی‌حس کردن قرنیه استفاده می‌شود.

جویدن برگهای کوکا به منظور بالا بردن تحمل یک مقدار مصرف روزانه معمولی تا حدود ۲۰۰ میلی گرم را فراهم می‌کند.[۶]

از کوکایین به عنوان یک مادهٔ مخدر هم استفاده می‌شود. معتادان به کوکایین آن را از راه بینی یا از راه تزریق استفاده می‌کنند. این اعتیاد موجب اختلالات جسمی و روحی شدید می‌شود. کراک کریستالهای ارزانقیمت و خالص نشده کوکائین است. کوکایین با انتقال دهنده‌های دوپامین، نورآدرنالین و سر تونین وابستگی دارد.[۷] این ماده باعث بسته شدن باز جذب دوپامین می‌شود و مهمترین عامل میانجی تاثیرات تحریکی روانی حرکتی و تقویت کنندگی است. شواهد اخیر این موضوع را نشان می‌دهد که دوپامین همانند گیرننده‌ها، نقش مهمی در حالت سرخوشی و تاثیرات تحریکی کوکایین دارد. آنتاگونیست به طور قابل ملاحظه‌ای تاثیرات محرک و سرخوشی کوکایین را تقلیل داده، میل به کوکایین را در افراد وابسته به آن کاهش می‌دهد.[۸]

امروزه موضوعات بالینی مرتبط با تاریخچه کوکائین باید به طور وسیعی تغییرات ایجاد شده طی زمان در میزان مصرف، روش کاربری، الگوهای مصرف و تکنولوژی تولید را مد نظر قرار دهند. آکالوئید فعال گیاه کوکا، در سال ۱۸۵۵ جدا و خالص شد و در سال ۱۸۶۰، کوکائین نام گرفت. در همان زمان تولید سوزنهای تزریق زیر پوستی منجر به تلاشهائی جهت استفاده از کوکائین برای ایجاد بی حسی موضعی در جراحی شد. شاید اولین گزارش پزشکی در باره این اثر بی حس کنندگی موضعی در سال ۱۸۸۰ میلادی ارائه شد.[۹]

چندین جراح این ویژگی خاص کوکائین را تشخیص دادند و این ماده به طور وسیعی طی سالهای ۱۸۸۴ تا ۱۹۱۸ برای بی حسی موضعی، بی حسی نخائی و مسدودسازی عصبی، به کار گرفته شد. پس از آن بود که پروکائین(نواکائین)به عنوان اولین داروی صناعی در این زمینه وارد بازار شد.[۱۰]
تاثیرات نامطلوب بهداشتی و روان شناختی مصرف کوکایین
پودر کوکائین هیدروکلراید

در ایالات متحده آمریکا، تزریق کوکایین، خواه به تنهایی یا به صورت ترکیب با هروئین رواج دارد. تزریق‌های مکرر همراه با سوزن‌های مشترک، احتمال خطر عفونت ویروس اچ‌آی‌وی را افزایش می‌دهد.[۱۱] ارتباط بین مصرف کوکایین و خطر ابتلا به اچ‌آی‌وی در اروپا [۱۲] و استرالیا[۱۳] نیز گزارش شده‌است. در ایالات متحده آمریکا مصرف معمولی کوکایین با میزان بالای اضطراب و اختلالات عاطفی ارتباط بسیاری داشته‌است.[۱۴] مصرف مکرر کوکایین، همانند آمفتامین، با افزایش سایکوز اسکیزوفرنیک گونه ارتباط دارد.[۱۵] اگر چه کوکایین مثل مواد افیونی مسمومیت ندارد، اما در مصرف بالا می‌تواند کشنده باشد.[۱۶] از آنجا که کوکایین بر روی قلب اثر سمی دارد و در سیستم عروقی –قلبی فرسودگی ایجاد می‌کند، مصرف بالای آن می‌تواند باعث ایست قلبی و حوادث عروقی –مغزی شود.[۱۷] مصرف کوکایین نیز موجب مسمومیت عصب می‌گردد.

مواد مخدر

ماده مخدر نامی عمومی برای انواع مختلفی از داروها و ترکیبات طبیعی، شیمیایی است که اغلب به دلیل احتمال ایجاد وابستگی به مصرف جزو مواد اعتیادآور طبقه‌بندی شده و معمولاً خرید و فروش آن‌ها ممنوع است.

انواع مختلفی از مواد مخدر و اعتیاد آور وجود دارند و به همین دلیل، فرد معتاد در طول زمان، برای ارضا و احیای حس نشئگی، معمولا از مادهٔ مخدر به مخدری قوی‌تر نیازمند می‌شود. بنابر آمار سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ میلادی، از میان ۲۲۰ میلیون مصرف‌کننده مواد مخدر اعتیاد آور در جهان، بیش از ۱۶۰ میلیون نفر (افزون بر ۷۰ درصد) حشیش و فرآورده‌های گیاه شاه‌دانه هندی (کانابیس) استفاده می‌کنند.[۱]

محتویات

    ۱ تعریف مواد مخدر
    ۲ مواد مخدر و اعتیاد
    ۳ آثار مواد مخدر بر مغز
    ۴ سرعت مسمومیت توسط مواد مخدر
    ۵ دسته‌بندی
    ۶ انواع مواد مخدر
        ۶.۱ مواد روان‌گردان
            ۶.۱.۱ انواع گیاهان روانگردان
    ۷ پانویس

تعریف مواد مخدر

مخدر: تخدیر کننده، هرآنچه که باعث ایجاد تغییر غیر طبیعی در عملکرد دستگاه عصبی مرکزی شود

مواد مخدر به آن دسته از ترکیبات شیمیایی گفته می‌شود که مصرف آنها باعث دگرگونی در سطح هوشیاری و عملکرد مغز شود.[نیازمند منبع]
مواد مخدر و اعتیاد

اعتیاد نوعی بیماری مغزی مزمن، پیشرونده و عود کننده است که باعث می‌شود با وجود پی آمدهای ناگوار مصرف مواد، فرد معتاد باز هم برای به دست آوردن یا مصرف مواد مخدر خود را به هر دری بزند. اعتیاد از آن جهت بیماری محسوب می‌شود که مصرف مواد مخدر، ساختار مغز و نحوه فعالیت آن را تغییر می‌دهد. تغییراتی که بر اثر مصرف مواد مخدر در مغز انسان به وجود می‌آید ممکن است پایدار و بلند مدت باشد و به ایجاد رفتارهایی زیانبار در کسانی که مواد مخدر مصرف می‌کنند منجر شود. اعتیاد کاملا شبیه به سایر بیماری‌های مزمن همچون بیماری قلبی و یا دیابت است. چراکه در هر دوی این بیماری هافعالیت عادی و سالم یکی از اندام‌های بدن مختل شده و پی آمدهای زیانباری به همراه می‌آورد. باید توجه داشت که این بیماری‌ها قابل پیشگیری و قابل درمان هستند، ولی چنانچه اقدامی در مورد آنها صورت نگیرد تا پایان عمر ادامه پیدا خواهند کرد.
آثار مواد مخدر بر مغز

مهم‌ترین محل تاثیر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می‌کنند. این گیرنده‌ها به ۳ گروه تقسیم می‌شوند:

۱- اثر بر گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.

۲- اثر برگیرنده‌های دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرار می‌شود.

۳- اثر مواد مخدر بر گیرندهای گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

مواد مخدر پس از مصرف وارد سیستم ارتباطی مغز شده و فرایند عادی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی سلول‌های عصبی را مختل می‌کنند. ساختار شیمیائی برخی از مواد مخدر از جمله ماریجوانا و هروئین شبیه نورون‌های فرستنده طبیعی مغز است و در نتیجه نورون‌ها را تحریک می‌کند. شباهت ساختار شیمیائی این گونه مواد مخدر به نورون‌های فرستنده طبیعی سبب می‌شود تا سلول‌های گیرنده مغز فریب خورده و اجازه دهند تا مواد مخدر وارد سلول‌های عصبی شده و آنها را تحریک کنند. گرچه ساختار شیمیائی این گونه مواد مخدر شبیه ساختار مواد شیمیائی مغز است اما سلول‌های عصبی مغز را به طور طبیعی تحریک و فعال نمی‌کنند و سبب می‌شوند تا پیام‌های غیر عادی در شبکه عصبی مغز جریان پیدا کنند. برخی دیگر از مواد مخدر همچون آمفتامین و کوکائین باعث می‌شوند تا سلول‌های عصبی مغز به مقدار بسیار زیادی نورون‌های فرستنده طبیعی ایجاد کند یا از گردش عادی این مواد شیمیائی در مغز جلوگیری می‌کنند. ایجاد چنین اختلالی سبب می‌شود تا یک پیام بسیار قوی در مغز ایجاد شده و کانال‌های ارتباطی مغز مختل شود. تفاوت میان طنین پیام طبیعی و پیامی که بر اثر مصرف این گونه مواد مخدر در مغز ایجاد می‌شوند شبیه تفاوت میان سخنانی است که کسی در گوش شما زمزمه کند و صدائی که با فریاد کشیدن در برابر میکروفون ایجاد می‌شود.
سرعت مسمومیت توسط مواد مخدر

- خوردن: بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه

- تزریق کردن در رگ:بین ۱۵ تا ۳۰ ثانیه

- تزریق کردن در ماهیچه: بین ۳ تا ۵ دقیقه

- استنشاق: بین ۵ تا ۸ ثانیه

- ریختن در چشم: بین ۳ تا ۵ دقیقه
دسته‌بندی

مواد مخدر را به چهار گروه اصلی تقسیم می‌کنند

۱) depressant

مواد مخدری که واکنش‌های مغز را آهسته می‌کند.

اثرات: کم شدن سرعت تنفس و ضربان قلب - کم شدن فشار خون - خواب آور

(هروئین، تریاک، مورفین)

۲) محرک stimulant

مواد مخدری که به سیستم عصبی بدن سرعت می‌بخشد.

اثرات: بیشتر شدن سرعت تنفس و ضربان قلب، بیشتر شدن فشار خون، جلوگیری از خواب

(کوکائین- نیکوتین)

۳) توهمزا hallucinogen

مواد مخدری که باعث حالت‌هایی مثل هذیان می‌شود.

اثرات: از دست دادن حافظه؛ لرزش؛ حالت استفراغ و عوض شدن اخلاق

(PCP- LSD)

۴) استنشاقی inhalant

مواد مخدری که از طریق استنشاق استفاده می‌شود.

اثرات: آهسته شدن فرایند مغز، بیشتر شدن ضربان قلب و سردرد

(ماری‌جوانا)
انواع مواد مخدر

حشیش (CANNABIS) به‌صورت تکه‌های جامد، از رزین گیاه شاهدانه می‌باشد، قهوه‌ای و یا مشکی است. خطرات کوتاه مدت: احساس سردرگمی، اضطراب، هراس، بدگمانی، توانایی یادگیری کاهش می‌یابد، هماهنگی حرکات مختل می‌شود.

خطرات دراز مدت: پارانوئید، اسکیزوفرنی، جنون، روانپریشی، افسردگی و اضطراب، استعمال آن همراه با سیگار سبب آسیب جدی به ریه‌ها می‌گردد.

ماری‌جوانا (MARIJUANA) از گل گیاه شاهدانه (ماده) بدست می‌آید. خطرات: پارانوئید، سرگیجه، خشکی محتلمه چشم، افزایش فشار خون.

هروئین (HEROIN) از خشخاش بدست می‌آید، شکل تغییر یافته مورفین است. خطرات: بسیار اعتیاد آور است، هپاتیت، استعمال بیش از حد تنفس را متوقف کرده و سبب مرگ می‌شود. چون با موادی همچون گچ، آرد، تالک و غیره ترکیب می‌گردد استعمال تزریقی آن سبب ایجاد حساسیت در بدن و خارش شدید می‌شود. صدمه به قلب و عروق خونی، عفونت، هموروئید و سوء تغذیه، آسیب به کبد و کلیه.

مرفین (MORPHINE) که از تریاک گرفته می‌شود و بدو صورت مایع و پودر مصرف می‌گردد، مصرف این مواد در بین جوانان زیاد است و ماده‌ای خواب آور و اثرات تریاک را دارد.

کوکائین (COCAIN) گرد سفید رنگی که از برگهای خشک شده گیاه کوکا به‌دست می‌آید. خطرات: استنشاق آن از راه بینی سبب آسیب به پره میانی بینی شده و در آن ایجاد حفره می‌کند. آنقدر خطرناک است که با اولین مصرف می‌تواند سبب سکته قلبی شود. مشکلات تنفسی، آسیب به ریه، تشنج و مرگ ناگهانی. در دراز مدت نیز سبب پارانوئید، توهم، خشونت و کاهش وزن می‌گردد. به مغز و قلب نیز آسیب جدی می‌رساند.

ال اس دی (LSD) مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE است. خطرات: افسردگی، روانپریشی، جنون، تشنج، مرگ، خودکشی از عواقب مصرف آن بشمار می‌رود.

اکستازی (ECSTASY) خطرات: گرمازدگی، افزایش شدید گرمای بدن که بسیار خطرناک است، فرد برای رفع تشنگی ممکن است آب فراوان بنوشد که این خود سبب رقیق شدن بیش از حد خون و از میان رفتن تعادل سدیم خون شده و سبب تورم اعضاء بدن همچون مغز و در نهایت مرگ فرد می‌شود، پس از یکی دو روز بعد فرد احساس افسردگی و خستگی می‌کند، سبب آسیب به کبد، کلیه و مغز می‌شود، توهم گویی، استفراغ، تشنج.

کتامین (KETAMIN) خطرات: در کوتاه مدت سبب مشکلات بینایی، عدم تعادل و هماهنگی، توهمات وحشتناک و در دراز مدت سبب احساس گم گشتگی و جدایی از واقعیت می‌گردد.

متادون (METHADONE) خطرات: سبب کما و مرگ می‌گردد.

آمفتامین (AMPHETAMINES) خطرات: درکوتاه مدت سبب احساس اضطراب، افسردگی و خستگی می‌شود، افزایش ضربان قلب و تنفس، اختلال در دید، خشکی دهان، سرگیجه و خشونت، مرگ ناگهانی و سکته قلبی شده و در دراز مدت سبب توهم، وحشتزدگی، کاهش وزن، آسیب به مغز و حافظه، تشنج و مرگ می‌شود.

قارچ (MAGIC MUSHROOMS) خطرات: درد شکم، اسهال، تهوع و مرگ در پی مصرف قارچ‌های سمی.

جی اچ بی (GHB) مخفف GAMMA HYDROXYBUTYRATE است. خطرات: تهوع، خواب آلودگی، احساس گم گشتگی، تشنج و مشکلات تنفسی.

حلالها (INHALANTS) خطرات: کوتاه مدت سبب تهوع، سرفه شدید، لکه اطراف دهان، خفگی و در دراز مدت سبب سر درد، خونریزی بینی، کاهش حس بویایی، کاهش اکسیژن به مغز و آسیب به مغز، آسیب به کلیه‌ها، کبد و سیستم عصبی و شش‌ها می‌شود.

استروئیدها (STEROIDS) خطرات: افزایش فشار خون، کلسترول بالا، بیماری کلیه و کبد، صدمه به قلب، دیابت، یرقان، افسردگی، رفتارهای خشونت آمیز. در مردان: رشد سینه، تحلیل بیضه، کاهش اسپرم، ناباروری، آکنه، سکته.

سرکوبگرها و مسکنها (TRANQUILIZERS= DEPRRESSANT) خطرات: اعتیاد آور، کاهش انرژی، کاهش حافظه، افسردگی، بی خوابی و حملات هراسی.

پی سی پی (PCP) اثرات: عدم تمرکز، اضطراب، افسردگی.

اکسی کنتین (OXYCONTIN) خطرات: مانند مسکن‌ها.

تریاک (OPIUM) خصوصیاتی شبیه هروئین دارد. تریاک از گیاهی به نام کوکنار یا خشخاش گرفته می‌شود. با مصرف تریاک ابتدا نوعی خوشحالی زودگذر به شخص دست می‌دهد. پس از آن مرحله منفی آغاز می‌شود که فرد را به مصرف مجدد تریاک وا می‌دارد. حرکات ارادی معتاد پس از مرحله اول کند می‌شود و شخص نسبت به امور بی‌تفاوت می‌شود. مصرف تریاک می‌تواند باعث مسمومیت حاد و مزمن شود.
مواد روان‌گردان

مواد روانگردان به ۴ گروه اصلی تقسیم‌بندی می‌شوند:

    STIMULANT (محرک‌ها): افزایش انرژی، هوشیاری ذهنی و فعالیت جسمانی، کاهش خستگی، سرکوب گرسنگی، افزایش ضربان قبل و فشار خون. مثال: کـوکـائــین و کافئین.
    DEPRESSAN (سرکوبگرها): کاهش انرژی، هوشیاری ذهنی، ضربان قلب، فعالیت جسمانی و سرعت تنفس، کاهش سرعت عکس العمل، خواب آور و القاء حالت رویا. مثال: الکل، مرفین و هروئین.
    HALLUCINOGENS (توهم زاها): تغییر و اختلال در خلق و خو، ادراک و حواس بینایی، شنوایی و احساسات، اختلال در درک زمان و مکان، در بعضی موارد همراه با ترس و وحشت، القاء حالت رویا. مثال: ماری جوآنا و ال اس دی.
    NARCOTICS (مخدرها): القاء بی‌حسی، کرختی، رخوت و خواب شدید.

انواع گیاهان روانگردان

    OPIUM POPPY (خشخاش)
    داروهای استخراجی: هروئین، مورفین، کـدئـیـــن، تریاک...
    CANNABIS SATIVA (شاهدانه)

داروهای استخراجی: RAHYDROCANNABINOL که ماده‌ای مسکن، شل کننده عضلات، خواب آور و آنتـی بیوتیک است.

COCA از آن کوکائین استخراج می‌شود که یک آلکالوئید بی‌حس کننده موضعی است.

امیر حسین حیدری

شیهان امیر حسین حیدری (زادهٔ ۲۹ حوت سال ۱۳۵۴ در ولایت سمنگان) رزمی کار اهل افغانستان است.[۲] او در زندگی ورزشی خود توانسته است ده‌ها مدال رنگارنگ در مسابقات ولایتی، کشوری، بین‌المللی، آسیایی و جهانی کسب کند. همچنین ایشان از رییس جمهور افغانستان، آقای کرزی چندین مدال افتخار دولتی کسب کرده است.

محتویات

    ۱ دوران کودکی
    ۲ ورزش
        ۲.۱ اشتراک در مسابقات
        ۲.۲ افتخارات و دستاورد شاگردان استاد حیدری
        ۲.۳ بهترین مربی جهان در سال ۲۰۱۲
    ۳ وضیعت تاهل
    ۴ هدف
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

دوران کودکی

شیهان امیر حسین حیدری در سال ۱۳۵۴ در ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان در یک خانواده متدین چشم به جهان گشود. آقای حیدری از کودکی به ورزش علاقهٔ خاصی داشته تا جایی که دنبال نمودن و یادگیری فنون این رشته از اولویت‌های زندگی اش بوده است. او با تلاش و پشتکارش تواسته به موفقیت‌های زیادی در این رشته دست پیدا کند. آقای حیدری تنها به یادگیری فنون ورشی برایش خودش اکتفا نکرده بلکه او با جدیت تمام تلاش کرده است تا جوانان افغانستان نیز در این راه مفید قدم بگذارد. او با تلاشهای عملی اش توانسته است صدها جوان افغان را به منظور یادگیری فنونی رشته‌های خاص در ورزش و همچنان ترویج فرهنگ ورزش در کشور گرد هم آورد. ورزشکاران زیر نظر استاد حیدری، طی سالهای گذشته به مدالهای ارزشمندی دست پیدا کرده و افتخارات زیادی را بری افغاسنتان کسب کرده است. از آنجایی که نیاز ترویج ورزش و ورزوش دوستی در افغانستان به دلیل نابسامانی‌های گذشته به خوبی محسوس است، استاد حیدی آگاهانه و دلسوزانه در این راه قدم برداشته و به صورت نفس گیر کارهای مفید اش را ادامه داده است. بدون شک ورزش یکی از نیازهای اولیه جوانان به خصوص در افغانستان بوده که متأسفانه به دلایل مشکلات زیاد، امکانات برای این کار فراهم نبوده است. فعالیتهای استاد حیدری قطعاً که اغلب با هزینه‌های شخص وی و ورزشدوستان تامین می‌گردد قابل قدر و برای آینده جوانان افغانستان ارزشمند می‌باشد. استاد حیدری به علاوه تلاهایش برای تشویق و تهییح جوانان به ورزش و گسترش فرهنگ ورزشدوستی، هم اکنون در موسسه تحصیلات عالی ابن سینا به تحصیل خود در رشته علوم سیاسی ادامه می‌دهد. جوانان کشور ما طی سالهای آینده به طور حتمی به مربیان کوشا و آگاه همچون استاد حیدری نیاز دارد. سایت فرهنگی نگارستان که توسط برخی از جوانان اداره می‌شود، برای استاد حیدری آرزوی موفقیت هر چی بیشتر نموده و امیدواری می‌نماید تا وی بیشتر از پیش در راستای اهداف مفیدش که برای جوانان کشور یک نیاز مبرم است پرتلاش و کوشا باشد.[۳]
ورزش

خانواده شیهان امیر حسین حیدری نیز مانند دیگر هموطنان ما از آسیب‌های جریانهای چند دهه گذشته در امان نبوده و طعم تلخ مهاجرت به کشورهای همسایه را چشیده‌اند. خانواده استاد شیهان حیدری به دلیل جریانات تلخ و ناخوشایند در کشور، چند سالی را در پاکستان و ایران سپری کرده است. او در غربت نیز با تمام قوا تلاش کرده است تا تجربه‌هایش را در رشته‌های ورزشی به حد اکثر برساند. پس از تشکیل دولت و تامین شدن نسبی امنیت در افغانستان، وی هم مانند دیگر هموطنان به کشور برگشته تا منبع مفیدی برای جوانان ورزشدوست باشد.
پرونده:Shihan1.jpg
شیهان حیدری

در کودکی نیز ایشان ورزش را در دنبال نمودن دروس مکتب، با شور و شوق به پیش می‌برد. از سالهای ۱۹۸۶ به ورزشهایی مانند فوتبال، کشتی و کاراته روی آورد و رزم آوران (توتال کنتاکت) و کیک بوکسینگ و سلاح‌های سرد (چوب و نانچیکو و شمشیر و…) را در حد مربیگری برجسته نزد استاد قاسم موسوی آموخت. وی هنر تیراندازی با کمان را زیر نظر استاد نبوی در حد مربیگری فرا گرفت. در سال ۲۰۰۰ میلادی استاد حیدری به رشته نیو فول کانتاکت (شین گی تای) روی آوردند و نزد قهرمان جهان، سایکو شیهان طالعی این هنر را آموخت. او در سال ۲۰۰۱ میلادی نمایندگی این رشته را برای افغانستان از مرکزیت سازمان جهانی (TMD) جاپان (کانچو میاگاوا) اخذ نمود. وی در سال ۲۰۰۳ میلادی نیو فول را در افغانستان در چوکات کمیته ملی المپیک و تربیت بدنی و در فدراسیون کاراته، ثبت و راجستر نمود و در زمستان سال ۱۳۸۷ مجوز فدراسیون مستقل نیو فول کانتاکت (شین گی تای) را طی فرمان شماره ۷۲۴۷ مورخ ۱۳/۱۲/۱۳۸۷، از طرف ریاست جمهوری اخذ کرد. امیر حسین حیدری بالاترین درجه مربیگری رزمی جهان را در رشته نیوفول دارد. به عبارت دیگر استاد حیدری مدرک شیهانی درجه یک را از TMD جاپان در سال ۲۰۰۹ در یافت نمود و کمربند سیاه دان ۶ را در سال ۲۰۱۲ میلادی دریافت نمود. او در سال ۲۰۱۲ عنوان بهترین مربی سال جهان را در ترکیه-استانبول از طرف فدراسیون جهانی نیوفول کانتاکت اخذ نمود و موقف ایشان به علاوه نمایندگی تام الاختیار در افغانستان و جنوب آسیا، عضویت در بورد اجرائی فدراسیون جهانی نیوفول نیز می‌باشد. شیهان امیر حسین حیدری فعلاً عضو بورد اجرایی کمیته ملی المپیک و تربیت بدنی جمهوری اسلامی افغانستان می‌باشند. شیهان حیدری همچنین مسئول بخش ورزشی رادیو و تلویزیون راه فردا می‌باشد.[۴]
اشتراک در مسابقات
پرونده:Shihan3.jpg
شیهان حیدری

شیهان امیر حسین حیدری دارای مدالهای مختلف و متعدد می‌باشد از آن جمله می‌توان به نمونه‌های ذیل اشاره کرد. - مدال طلای ۱۹۹۹ میلادی در جمهوری اسلامی ایران - مدال طلای ۲۰۰۳ منطقه‌ای در جمهوری اسلامی ایران - مدال طلای ۲۰۰۶ بین‌المللی در استانبول ترکیه - مدال طلای بین‌المللی ۲۰۰۸ (کپ تاون) در افریقای جنوبی - و اخذ دو مدال افتخار دولتی از سوی محترم حامد کرزی رئیس جمهور.
افتخارات و دستاورد شاگردان استاد حیدری
پرونده:Shiahn4.jpg
شیهان امیر حسین حیدری و کرزی صاحب رییس جمهور افغانستان

استاد حیدری از بدو تلاش‌های ورزشی دوستانه اش در مهاجرت و وطن، تا کنون بیش از هزاران نفر را در فنون مختلف ورزشی آشنا ساخته است که شماری زیادی از آنها متأسفانه به دلایل وضعیت اجتماعی و اقتصادی نامناسب در کشور، راه مهاجرت را در پیش گرفته‌اند. کسب بیش از یکصد و هفتاد مدال منطقه‌ای، آسیایی، بین‌المللی و جهانی و سی مدال افتخار دولتی از بهار ۱۳۸۲ الی حوت ۱۳۹۱ گوشه‌ای از افتخارات و دست آورد­های هنر آموزان استاد حیدری می‌باشند. حدوداً بیش از دو صد تن از شاگردان استاد حیدری با شرکت در مسابقات بین‌المللی و داخلی نتایج افتخار آمیزی زا کسب کرده‌اند که شماری از آنها به شرح ذیل است.[۵]
پرونده:Shihan2.jpg
شیهان حیدری

    شیهان امیر عباس حیدری (کمربند سیاه دان ۴)
    سمپای محمد باقر محقق (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای نعمت الله یوسفی (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای محمد رضا بصیر (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای مشتاق قضوی (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای علی اصغر یارزاده (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای شریف علی زاده (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای تمیم سخی زاده (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای سید مرتضی موسوی (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای الحاج حسن (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای یوسف علی زاده (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای قیس میرخیل (کمربند سیاه دان ۲)
    فضل احمد احمدی (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای ابراهیم ستاره (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای محمد علی معین (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای بانو شمیم اصغری (کمربند سیاه دان ۲)
    سمپای نصیر احمد داودزی (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای رضا اکبری (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای احمد شاه نظری (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای محمود حیدری (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای برکت الله عبرت (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای زهرا محمدی (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای فریبا میرزایی (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای مونسه رستم زاده (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای فریده پیمان (کمربند سیاه دان ۱)
    سمپای نرگس صبوری (کمربند سیاه)
    سمپای بانو زهرا امیری (کمربند سیاه)
    سمپای بانو مرضیه خاوری (کمربند سیاه)

و بسیاری دیگر…[۶]
بهترین مربی جهان در سال ۲۰۱۲

در یک مراسم خاص که ده‌ها مربی از سراسر جهان شرکت کرده بودند، شیهان امیرحسین حیدری رییس فدراسیون نیوفول کنتاکت کشور افغانستان بهترین مربی سال ۲۰۱۲ انتخاب شد. در این مراسم که در شهر استانبول ترکیه برگزارشد، آقای حیدری با بدست آوردن ۹۸ امتیاز از ۱۰۰ امتیاز بهترین مربی جهان در رشته نیوفول کنتاکت شناخته شد. هایان کارای از کشور مغولستان با ۹۱ امتیاز از صد امتیاز به عنوان مربی دوم سال ۲۰۱۲ شناخته شد و ایرج دانیل از کشور ایران با کسب ۹۰ امتیاز از صد امتیاز، مقام سوم را ازآن خود کرد. در این مراسم از ۸۲ کشور جهان ۱۲ مربی برتر انتخاب شدند. برای سه مربی برتر ۲۰۱۲ سر تیفکت با امضای کانچو میگاوا رییس عمومی فدراسیون جهانی نیوفول کنتاکت و شیهان سایکوطالی معاون عمومی فدراسیون جهانی داده شد.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]
وضیعت تاهل

استاد حیدری دارای 3 فرزند به نام‌های امیر رضا (9 ساله) و حدیث الزهرا (7 ساله) و حسینا (یک ساله) می‌باشد که فعلاً در کابل به سر می‌برند.
هدف

استاد حیدری بزرگترین هدف اش را انکشاف و شکوفائی ورزش در افغانستان و نهادینه شدن آن در میان جوانان کشور می داند. وی همچنین حرفه‌ای ساختن ورزش و ایجاد در آمد برای مربیان و قهرمانان و پیشکسوتان ورزش را در اولویت کاری اش قرار داده تا بدین وسیله بتواند اهداف اش را به آسانی به پیش برده و جوانان را به این هنر تشویف نماید. از نظر وی ورزش بزرگترین پدیده پاک دنیا است و این هنر هزاران خوبی، سعادت و فواید روحی و جسمی را به دوستدارانش به ارمغان می‌آورد. وی امیدوار است افغانستان و مردم این کشور با قرار دادن این هنر در اولویت زندگی شان، از مزایای ورزش به طور دایمی و همیشگی برخوردار شوند. او ورزش را در یک کلام، سلامتی و صحت، سر بلندی و افتخار، صلح، برادری و برابری و ….. توصبف می‌کند. وی می‌گوید این ورزش است که توسط آن می‌توان بیرق کشور را در بلندای سکوهای جهان به اهتزاز در آورد و به علاوهٔ آن جوانان را از گزندهای جریانات منفی در جامعه به خصوص آلوده شدن به مواد مخدر دور نگه داشت.

مردمان هزاره

هزاره‌ها یکی از باشندگان افغانستان و کشورهای همجوار می‌باشند و بیشتر شیعه مذهب هستند. در افغانستان آنان سومین گروه قومی عمده را تشکیل می‌دهند.[۶][۷] بر پایه بنابر برخی منابع جمعیت آن‌ها تقریباً ۲۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند[۸] برخی ۱۸٪ بیان می‌کنند.[۹][۶][۷][۱۰]

مناطق هزاره نشین در افغانستان به هزاره‌جات و هزارستان معروف است.

محتویات

    ۱ زبان
    ۲ دین
    ۳ نژاد
    ۴ پیشینه
        ۴.۱ قرن بیستم
        ۴.۲ قرن بیست ویکم
    ۵ نویسندگان معروف
    ۶ چهره‌های سرشناس افراد زنده
        ۶.۱ ورزشکاران
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

زبان

هزاره‌ها به زبان فارسی دری با گویش هزارگی صحبت می‌کنند[۱۱][۱۲] و فرهنگی مشابه با دیگر اقوام فلات ایران دارند. تعدادی واژه‌های عربی و ترکی و مغولی به این گویش وارد شده‌است.[۱۳][۶][۱۴][۱۵] گویش هزارگی برخی از ویژگی‌های دستوری دری سدهٔ چهارم و پنجم هجری را در خود حفظ کرده‌است.[۱۶] در لهجهٔ هزارگی دو حرف د غلیظ و ت غلیظ نیز وجود دارد که تلفظشان نزدیک به تلفظ آن حروف در پشتو و اردو است. میزان تفاوت لهجه با فارسی معیار در لهجه جاغوری هزاره بسیار زیاد و در لهجه دایزنگی، بهسودی و دایمیردادی کم است.[۱۷] همچنین بسیاری از واژه‌های اوستایی نیز در این لهجه موجود است که به گفته برخی محقیقان و زبان شناسان، بیش از ۲۵٪از واژه گان این لهجه ریشه اوستایی دارند. مثلا:هزارگی آبست-اوستایی آبستا که هردو به معنی خیشاوند است ویا واژه های دیگری مثل:ابسو،اِنگهَ،اوته،اوثه،جُنگه،کوور،خسور،تفت،خیرتو،پیتَو،اسپی،گیرو و...زبان شناسان که واژه های ترکی،مغولی و عربی را در گویش هزارگی زیاد اشاره می کنه،متاسفانه خیلی از واژه های این لهجه را ریشه یابی نه کرده و فقط با نظریه پردازی این واژگان را غیرپارسی(ترکی،مغولی،وعربی)می دانند[۱۸]
دین

هزاره‌ها عمدتاً شیعه دوازده امامی[۱۹] و برخی اسماعیلی هستند.تعداقابل توجه ی هزاره های سنی نیز وجود دارد که بیشتر در مرکز ولایت بادغیس در شهر قلعه نو سکونت دارند.[۲۰] [۲۱] امکان دارد هزاره‌ها در اوایل قرن شانزده میلادی در دوره ایلخانیان و محمد خدابنده الجایتو از اسلام سنی به شیعه گرویده باشند.[۲۲]

عده ای معتقدند هزاره‌ها در زمان حکومت شاه عباس صفوی به دین اسلام شیعی گرویدند ولی بیشتر افراد نیز موافق نیستند، مثلًا علی اکبر تشدید دربارهٔ قدمت تشیع در کوهستان غور می‌نویسد: «مرکز شیعیان غیور یا مسلمین غور اولین تمرکز شیعه در بلاد غور بوده‌است. زیرا بین سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری مسلمان شده‌اند و در زمان خلافت علی بن ابیطالب، جعده بن خبیره المخزومی که خواهرزاده علی بن ابیطالب بود، از طرف وی به حکومت خراسان منصوب شد. به خاطر رفتار شایسته جعده، مردم غور داوطلبانه به علی بن ابیطالب محبت می‌ورزیدند. امرای غور که وضع را کاملاً انسانی می‌یابند، بدون جنگ سر بر خط فرمان علی بن ابیطالب گذارده به دین اسلام گرویدند. به پیشنهاد جعده، علی بن ابیطالب فرمان حکومت سرزمین غور را به خاندان ((شنسب)) که امرای قبلی آن سامان بودند صادر کرد و این فرمان‌نامه قرن‌ها در آن خانواده محفوظ بود و مایهٔ افتخار و مباهات آن دودمان به شمار می‌آمد.»[۲۳]
People of Bamyan-3.jpg
نژاد
    این بخش نوشتار نیازمند گسترش است.

عمدتاً مردم هزاره آمیخته‌ای از نژاد شرقی و نژاد غربی هستند.[۲۴][۲۵][۲۶] این در حالی است که یافت شده است که یک سوم تا نیمی از کروموزوم‌های آنان متعلق به آسیای شرق است.ولی هنوز به طور قطعی اثبات نشده است.[۲۷]
پیشینه
یک مرد هزاره

مورخین عرب و خراسان هزاره‌جات را به نام‌های غرجستان – غرج الشار – گرستان یاد کرده‌اند و حدود چهارگانه آن را از جانب غرب به هرات و بادغیس و از طرف شرق به کابل – از سمت شمال به جوزجان و از سوی جنوب به غزنی پیوست دانسته‌اند. به قول ابن حوقل تاریخدان عرب غرجستان کشوری بزرگی بوده‌است که موسوم به مملکت غرجه یاد شده‌است. در اغلب کتب تاریخ عرب و خراسان هزاره‌جات به نام غرجستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فراتر بود و شامل غور – بامیان و غزنی می‌شد.

عبدالاحمد جاوید استاد دانشگاه در یکی از مقاله‌هایش تحت عنوان بحثی پیرامون اقوام و طوایف افغانستان می‌نویسد:

طوری که دیدیم سرزمین خلج نزدیک کابل و غزنی بوده‌است و خلج‌ها درهمین حدود می‌زیستند و هنوز در زمین داور علاقه‌ای به نام خلج معروف است. اما در اینکه تلفظ صحیح به فتح دوم است یا سکون آن اختلاف است. این کلمه هنوز در هند و افغانستان با سکون دوم و و در ایران به فتح دوم تلفظ می‌گردد. اصطخری, ابن حوقل و یاقوت حموی چنان‌که دیدیم حرف دوم را ساکن ضبط کرده‌اند و اما منینی حرف اول و دوم را به فتحه نوشته و به گمان اغلب به سکون دوم درست‌تر می‌نماید. خاصه اگر بپذیریم که کلمه غلجی همان خلجی است و ریشه آن را از غرچ بدانیم. اما بنابر عقیده بعضی اگر آن را از شکل ترکی قلچ تصور کنیم تلفظ آن با فتح دوم خواهد بود. (۲۳) عقیده بر این است که این کلمه ترکی نبوده خاصه با قلج ترکی ارتباطی ندارد و غالباً کلمه خلج شکل دیگر غرچ است. کلمه غرچه در ادبیات فارسی دری بمعنای کوهی مقابل روستایی آمده و از لحاظ اتساع معنی بمعنای ساده و ابله نیز به کار رفته‌است. چنانچه درین دو بیت:
صد و اند ساله یکی مرد غرچه         چرا شصت و سه زیست این مرد تازی
بفریبد دلت بهر سخنی         روستایی و غرچه را مانی

ناصر خسرو در یکجا گوید:
استاده بدی به بامیان شیری         بنشسته به عز، در بشین، شاری

در توضیح شیر بامیان نوشته‌اند:

    «شیر ملک آنجاست چنان‌که ملک ختلان را نیز شیر ختلان یا ختلان خدا یا
    ختلان شاه گفتندی و شار عنوان ملک غوریا غرش یا غرستان یا: غرستان به تلفظ اوستایی غرستانه و فردوسی غرچکان.

چنان‌که گوید:

    یا غرجیستان ویا غرچستان.

فرخی گوید:
سپهبد سپه شاه شرق ابو منصور         فراتکین دوانی امیر غرجستان
سیاسی است مراو را که در ولایت آن         پلنگ رفت نیارد مگر گشاده دهان
درین دیار بهنگام شار چندین بار         پلنگ‌وار نمودند غرچکان عصیان

فردوسی در یک مصراع از شاهنامه می‌سراید:
شه غرچکان بود بر سان شیر         کجا ژنده پیل، آوریدی به زیر
قرن بیستم
عبدالعلی مزاری از رهبران جهادی هزاره

در قرن بیستم میلادی هزاره‌ها به عنوان شهروندان درجه دوم کشور در افغانستان به حساب می‌امدند و گاهی حتی به عنوان برده با انها از طرف دولت مرکزی رفتار می‌شد. بعد از کودتای سال ۱۹۷۸که درپی آن گروه کمونیستی خلق به قدرت رسید، کم‌کم هزاره‌ها برای برابری حق شهروندی خود نسبت به دیگر شهروندان افغانستان شروع به انجام کارهای سیاسی کردند و رهبران هزاره مانند؛ عبدالعلی مزاری حزب‌های سیاسی خود را بنیان‌گذاری کردند. بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان وپایان حکومت کمونیستی با مرگ دکتر نجیب الله افغانستان وارد جنگ داخلی شد. هزاره‌ها با ساختن حزب وحدت سعی در حفظ قدرت سیاسی خود کردند؛ در سیاست جدید حزب، دیگر مذهب جایی اصلی خود را نداشت و بیشتر کوشیده می‌شد تا از تمام قوای هزاره یک انسجام کلی بسازد.[۲۸]
قرن بیست ویکم

با ورود نیروهای اثتلاف به افغانستان در سال ۲۰۰۱ حکومت طالبان سقوط کرد. قانون اساسی جدید ورود همه شهروندان افغانستان را به نظام حکومت اجازه می‌دهد؛ از همین رو هزاره‌ها توانستند ۲۰ درصد از کرسی‌های پارلمان افغانستان را در انتخابات ۲۰۱۱ از آن خود کنند.[۲۹] با گفته السنادرو مونسوتی استاد دانشگاه حقوق بین‌الملل در ژنو؛ این حرکت سیاسی مورد انتقاد سیاست مداران پشتون شده‌است.[۳۰] با وجود قوانین جدید که بر اساس آن حقوق همه شهروندان را یکسان می‌داند؛ اما هنوز هم حرکات نژاد پرستانه‌ای علیه این مردم در افغانستان و پاکستان صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزارگی باعث آوره شدن هزاران تن از هزاره‌ها شده و ده‌ها نفر هر ساله در پی حملات انان کشته می‌شوند. سازمان‌های غیر دولتی (NGO) با گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی هزاره‌ها و حملات نژاد پرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.[۳۱]
نویسندگان معروف

    بصیراحمد دولت‌آبادی
    کامران میرهزار
    محمد جواد خاوری
    حفیظ الله شریعتی
    محمدامین زواری
    محمد حسین محمدی
    بصیر آهنگ

چهره‌های سرشناس افراد زنده

    محقق کابلی مرجع تقلید شیعیان جهان[۳۲]
    محمداسحاق فیاض مرجع تقلید شیعیان جهان[۳۳]
    محمد هاشم صالحی عالمان شیعه شیعیان جهان[۳۴]
    سیما سمر فعال حقوق بشر[۳۵]
    حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رئیس کمیسیون عدلی و قضایی ولسی جرگه[۳۶]
    محمدکریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان و معاون رئیس جمهوری اسلامی افغانستان[۳۷]
    رمضان بشردوست فعال سیاسی و وکیل در ولسی جرگه[۳۸]
    محمد اکبری رهبر عضو حزب وحدت و نماینده در مجلس افغانستان[نیازمند منبع]
    محمد سرور دانش معاون رئیس جمهوری افغانستان[نیازمند منبع]

ورزشکاران

    روح‌الله نیکپا مدال برنز المپیک لندن ۲۰۱۲ مدال برنز المپیک پکن ۲۰۰۸ در رشته تکواندو
    امیرحسین حسینی استاد بزرگ موی تای رئیس و بنیانگذار فدارسیون موی تای در افغانستان، عضو هیئت رهبری فدراسیون آسیایی موی تای[نیازمند منبع]
    محمدعیسی احمدی دبیرکل فدارسیون وعضو بورد اجرایی سازمان جهانی موی تای[نیازمند منبع]
    محمد حسین صادقی معاون اداری مدرس ارشد فدراسیون ملی موی تای[نیازمند منبع]
    محمد داود حیدری سرمربی و مدیر اجرایی فدراسیون ملی موی تای[نیازمند منبع]
    عبدالجمیل محمدی معاون اداری فدراسیون[نیازمند منبع]
    محمد طاهر احمدی داور آسیایی و مسئول کمیته داوران فدراسیون ملی موی تای[نیازمند منبع]
    امیر حسین حیدری پر افتخار ترین ورزشکار افغانستان و بهترین مربی جهان در سال ۲۰۱۲

افغان‌ها

افغان نام شهروندان افغانستان است. در قانون اساسی افغانستان باشنده گان افغانستان را بنام افغان ذکر کرده. مادۀ چهارم قانون اساسی افغانستان:

حاکمیت ملی در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا وسط نمایندگان خود آن را اعمـا ل می کند.

ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادی که تابعیت افغانستان را دارا باشند.

ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پــــشه یی، نـورستانی، آیماق، عرب، قرقیز، قزلباش، گوجار، بـراهـــوی وسایـر اقـوام می باشد.

برهر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق می شود.

هیچ فرد از افراد ملت از تابعیت افغانستان محروم نمی گردد.

امور مربوط به تابعیت وپناهندگی توسط قانون تنظیم می گردد.

محتویات

    ۱ پیشینۀ کاربرد
    ۲ مشکلات کاربرد واژه
    ۳ پانویس
    ۴ ﻣﻨﺎﺑﻊ

پیشینۀ کاربرد

این نام از گذشته دور بکار می‌رفته است. ستاره‌شناس هندی قرن ششم میلادی واراهامیهیرا (Varāha Mihira) در کتاب خود به نام برهات سامهیتا (Bṛhat-saṃhitā) واژه «آوگانا» (Avagāṇa) را برای اشاره به این قوم به کار برده‌است.[۱]
مشکلات کاربرد واژه

کاربرد واژۀ «افغان» با مشکلاتی همراه است. از نظر قومیتی، یک 'افغان' مترادف است با واژۀ 'پشتون' یا 'پتان'، گفته میشود بدینسان این واژه همچنین می‌تواند بر بیشتر باشندگانی که در پاکستان زندگی می‌کنند نیز اطلاق شود. اگر ما هر یک از اقوام چندزبانی افغانستان را هم در نظر بگیریم با چنین مشکل مشابهی برمی‌خوریم:
سرجوخه نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا در حال خوش و بش با کودکان افغانی در ولایت هلمند

مردمان نورستانی و براهویی بین افغانستان و پاکستان پراکنده شده‌اند؛ همچنین مردم بلوچ بهمین شکل پراکنده شده، و افزون بر این در ایران هم یافت می‌شوند؛ مردم تاجیک، ازبک، ترکمن و قرقیز بخشی از شمار زیادتر هم‌تباران خود در جمهوری‌های تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان و همچنین در بخش‌هایی از چین (همچون ناحیۀ سین کیانگ، بجز مردم ترکمن) هستند؛ شمار اندک اعراب باشندۀ مناطق شمال‌غربی افغانستان بخش کوچکی از ملت بزرگتر عرب از مراکش (مغرب) تا عمان هستند، و فارسیوان‌های غرب افغانستان نیز از نظر قومیتی بیشتر با باشندگان تهران (در ایران) اشتراکاتی دارند تا با باشندگان قندهار. تنها مردم هزارۀ باشندۀ مناطق کوهستانی مرکزی کشور هستند که همگی تنها محدود به افغانستان می‌شوند، هزاره ها از دودمان ترک تبار هستند. گفته میشود که هزاره ها بازماندگان سلسه های غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان اند.

بهمین سبب، واژۀ 'افغان' مشکل‌آفرین است: در مفهوم محدودتر این واژه تنها بر یک گروه قومی مشخص اطلاق می‌شود، مردم پشتون، که افزون بر افغانستان، در پاکستان هم یافت می‌شوند. در مفهوم گسترده‌تر، واژۀ 'افغان' می‌تواند بر هر یک از باشندگان افغانستان اطلاق شود، هم بر خود پشتون‌ها و هم بر غیرپشتون‌ها که هویت خود را با افغان‌تباران تعریف نمی‌کنند. با این حال، هیچکدام از نام‌های دیگر نیز کارآیی ندارند: کاربرد واژۀ 'افغانی' معمولاً اجتناب می‌شود، چون نام واحد پولی کشور است، در صورتیکه واژۀ 'افغانستانی' نیز غیرضرورتا زاید است (و کاربرد آن در گفتارهای رسمی اجتناب می‌شود).

کابل

کابل، پایتخت افغانستان با جمعیتی حدود ۲،۸۵۰،۰۰۰ نفر[۱] و مساحتی حدود ۲۷۵ کیلومتر مربع است که در ولایت کابل (استان کابل) واقع شده است.[۲] کابل همراه با دیگر توابع (ولسوالی‌ها)، جمعیتی بیش از ۳٫۵ میلیون و مساحتی در حدود ۴۲۵ کیلومتر مربع دارد.

کابل مرکز اداری و سیاسی افغانستان می‌باشد و در ۱،۸۰۰ متری بالای سطح دریا در دره‌ای دراز و باریک بین کوه‌های هندوکش را شکافته و در طول دریای کابل امتداد یافته است. این شهر همراه با قندهار، هرات و مزار شریف توسط بزرگراه‌های حلقوی که در سرتاسر کشور امتداد یافته وصل شده است. کابل همچنین مسیر اصلی شاهراه جلال‌آباد که به سوی پشاور پاکستان می‌رود می‌باشد.

محصولات اصلی کابل شامل میوه تازه و خشک، قالیچه افغان، چرم و محصولات پوست گوسفند، لباس‌ها و اسباب محلی و نسخه‌های محصولات باستانی می‌باشد. جنگ‌های ۱۹۷۸-۲۰۰۱ این صنعت را مختل کرد و به اقتصاد صدمه بسیاری وارد کرد.[۳]

شهر کابل قدامت ۳،۵۰۰ ساله دارد؛ پادشاهان بسیاری سالها روی شهر به خاطر موقعیت استرتژیکی آن که در طول مسیرهای جنوب و مرکز آسیا قرار گرفته جنگ می‌کردند.[۴] از سال ۱۵۰۴ تا ۱۵۲۶، کابل به عنوان مرکز رسمی بابر، سازنده امپراتوری گورکانیان بود. بعد از آن تا سال ۱۷۳۸ زیر سلطنت دهلی بود، که نادر شاه و نیروهای افشاریان به گورکانیان حمله کردند.[۵] بعد از مرگ نادرشاه در ۱۷۴۷، شهر به دست احمد شاه درانی افتاد که بسیار سریع آنرا در امپراتوری افغان اضافه کرد.[۶] در ۱۷۷۶، تیمورشاه درانی کابل را به پایتخت افغانستان مبدل ساخت. از سال ۱۹۸۰، با شروع جنگ بر ضد اتحاد جماهیر شوروی از سوی مجاهدین، شهر به دست گروه‌های جنگ‌طلب متفاوتی افتاد. شهر در حال حاضر در حال توسعه‌سازی جدید است[۷] اما حملات طالبان و دیگر شبه‌نظامیان عملیات بازسازی را کند ساخته است.

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ قدمت
        ۱.۲ حمله مسلمانان
    ۲ جغرافیای شهر کابل
    ۳ مردم شناسی
    ۴ آب و هوای کابل
    ۵ کابل در جنگ‌های داخلی
    ۶ کابل جدید
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ نگارخانه
    ۹ پانویس
    ۱۰ پیوند به بیرون

تاریخ
قدمت

دره کابل قدامتی ۵،۰۰۰ ساله دارد. واژه "کابها" (به انگلیسی: Kubhā) در حدود ۵،۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در ریگ‌ودا و اوستا یاد شده است که از دریای کابل یاد کرده است. ریگ‌ودا این شهر با عنوان شهری ایده‌آل تحسین می‌کند و تصویری از بهشت در کوه‌های آن مجسم شده است. نظریه‌های دیگری اظهار می‌کنند که این شهر در بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تشکیل شده است. جایی که کابل واقع شده است، پیش از آن که توسط امپراتوری پارس‌ها، هخامنشیان فتح شود بخشی از امپراتوری مادها بوده است. مرجعی به نام "کابورا" وجود دارد که به‌واسطه فرمانروایان امپراتوری هخامنشی (داریوش بزرگ، داریوش دوم و داریوش سوم) تألیف شده، که بعدها پایه‌ای برای استفاده نام کابورا (Κάβουρα) توسط بطلمیوس شد. آنجا مرکز مزدیسنا به بهدها همراه با آیین بودا و آیین هندو همراه شد. اسکندر مقدونی این شهر را بعد از غلبه بر امپراتوری هخامنشیان در ۳۳۰ پیش از میلاد تجسس کرده بود اما هیچ نگارشی از آن ثبت نشد زیرا کابل در آن وقت شهری کوچک بود که در مورد آن کسی چیزی نمی‌نوشت. این ناحیه پیش از اینکه به دست شاهنشاهی مائوریا بیفتد، قسمتی از امپراتوری سلوکیان محسوب می‌شد.

    اسکندر اینها را از آریاییها گرفت و زیست‌گاهی متعلق به خودش ایجاد نمود، اما سلوکوس نیکاتور آنها را به ساندروکوتوس (چاندراگوپتا) در شروط ازدواج مختلف-نژادی و ۵۰۰ فیل سپرد.[۸]
    — استرابون، ۶۴ پ. م–۲۴ ب. م

پادشاهی هیاطله در ۵۶۵ بعد از میلاد

در دومین سده پیش از میلاددولت یونانی بلخ کابل را از ماوریان گرفته بتصرف خویش درآورد. پس از آن زیردستان آنها امپراتوری هندویونانی شهر را در اواسط سده دوم پیش از میلاد به دست خود گرفتند. باختری‌ها شهر پاروپامیز را نزدیک کابل بنیاد کردند، اما در سده اول پیش از میلاد این شهر به ماوریان افتاد. سیتی‌ها (سکاها) در اواسط دهه اول پیش از میلاد هندویونانی‌ها را از شهر بیرون انداختند اما ۱۰۰ سال بعد با روی کار آمدن شاهنشاهی کوشان شهر را از دست دادند.[۹]

مطابق به تاریخ‌نویسان، نام سانسکریتی کابل کمبوجه می‌باشد.[۱۰][۱۱] این نام در نوشته‌هایی باستانی در کوفس و کوفن ذکر شده‌است. در سده هفتم پس از میلاد ژوانزونگ این نام را به عنوان کافو[۱۲] (به انگلیسی: Kaofu) بررسی کرده بود و اعلام کرد که این به خاطر لقب یکی از چهار قبلیه یوئه‌ژی است که آنها در اوایل مسیحیت در طول کوههای هندوکش به سوی دره کابل مهاجرت کرده بودند.[۱۳] این شهر توسط شاهنشاه کوشان، کوجولا کادفیزس در سال ۴۵ میلادی فتح شد و جزو مایملاک امپراتوری کوشان تا اواخر سده سومین پس از میلاد محسوب می‌گردید.

در اطراف سالهای ۲۳۰ پس از میلاد، کوشانی‌ها توسط شاهنشاهی ساسانی شکست خوردند و به همراه با هم‌بیعت‌های ساسانی معروف به هندو-ساسانیان تبدیل شدند. در دوران ساسانیان، شهر با نام «کاپول» در خط پهلوی نامیده می‌شد. در ۴۲۰ میلادی هندو-ساسانیان توسط قبیله خیانیان که با نام «کیدارایتز» نیز شناخته می‌شدند، به بیرون رانده شدند که پس از آن در ۴۶۰ با هیاطله تبدیل شدند. آنجا به بخشی از باقی‌مانده پادشاهی آشینا از کاپیسا که با نام کابل‌شاهان نیز شناخته می‌شود، تبدیل شد.[۱۴] مطابق با تاریخ الهند اثر ابوریحان بیرونی، کابل توسط شاهزادگانی که از تبار ترک‌ها (عثمانی‌ها) بودند اداره می‌شد که برای ۶۰ نسل ادامه پیدا کرد.[۱۴]

ترک‌های کابل و هندوها دیوار بزرگ دفاعی را در اطراف شهر به علت محافظت از مهاجمان آینده ساختند. این دیوار تا به امروز باقی‌مانده و همچنین به عنوان یک ساحه تاریخی شناخته می‌شود.
حمله مسلمانان
    برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.

در سال ۸۱ هجری وقتی مسلمانان به شهر حمله کردند شهر را از طرف ده‌مَزنگ شگافتند، مسلمانان عرب فاتح شدند و شاه کابل به گردیز رفت ولی بزودی دوباره کابل را بدست آوردند. پس از آن کابل شاهیان ۲۳ بار با اعراب جنگیدن. در بعضی مواقع که ناتوان می‌گردیدند باج را قبول می‌نمودند. بدین ترتیب تا سقوط امپراطوری اعراب کابل را در حفاظت داشتند. پس از شکست امویان توسط عباسیان حکمرانهای افغانی وابسته با اعراب در کشور بسر اقتدار آمدند. پس از دولت‌های صفاری و طاهری نفوذ اعراب از کشور کم شده رفت اداره کابل نیز به دست حکمرانان محلی افتاد. وکابل از شهرت افتاد.

مقارن ضعف صفاریان از کوهستان شرقی کابل یک قوم دیگر بنای سلطنت را در کابل گذاشت که سرکرده‌شان را کالاله می‌گفتند و تا به عصر غزنویان باقی بودند، تا این‌که در سال ۳۴۴ ه. ق. ضمیمه سلطنت غزنوی شد. کابل در عهد غزنویان، شهر غزنه بتدریج اهمیت یافت و کابل عقب ماند. در لشکرکشی‌های چنگیز کابل نیز دست‌خوش چور و چپاول گردید.

هم‌چنین معماری و شهرسازی کابل بسیار زیبا و دقیق است و یکی از شهرهائی است که با وجود آن‌که قدیمی است، حساسیت زیادی در شهرسازی آن به کار رفته‌است.
بخش‌های غربی شهر کابل که در اثر جنگ‌های داخلی نابود شده‌است.

بعد از آن کابل بدست تیمور و حکم‌داران او بود تا آن‌که دولت تیموری هرات قوت گرفت. بعد از سقوط تیموریان، بابر در این جا مستقر گردید و کابل دوباره رونق یافت و تا سال ۹۲۳ پایتخت بود و به تعمیر و آرایش آن پرداخت. بابر به کمک مردم این شهر، هندوستان را فتح کرد و پایتخت خود را از کابل به آگره نقل داد و کابل مرکز ولایت شد. آرامگاه این پادشاه هم در همین شهر است.

وقتی که سلطنت به احمدشاه درانی رسید، وی توجه به کابل نمود. وی در سال ۱۱۴۴ امر احداث یک دیوار بزرگ را در شهر داد. این دیوار در ظرف ۴ ماه آباد گردید. تیمورشاه پس از تنظیم قندهار در سال ۱۱۹۵ ه. ق. کابل را پایتخت ساخت و از آن تاریخ تا امروز کابل مرکز و پایتخت افغانستان است.

کابل یکی ﺍز قدیمی‌ترین شهرهای دنیاست. در کتاب مقدس ویدﺍ به نام کبه Kabha و در پارچه‌های ﺍوستا ﺍز ﺁن به نام کوب‌ها Kobaha یاد می‌شود. نویسندگان کلاسیک یونانی ﺁن رﺍ کوفن Kophen یا کوفس Kophfs و کووﺍ ثبت کرده و هم‌چنان مردم فارس و ﺍرستو ﺍین شهر رﺍ خوسپس Khoaspes خوﺍندهﺍند.[نیازمند منبع]
ساختمان مرکز تجارتی، در شهر نو کابل
نقشه پروژهٔ ۹ میلیارد دلاری توسعه شهری

در قرن هفتم میلادی، یک پژوهش‌گر چینی به نام شونگ چونگ، در نبشته‌های خویش مشهور به هیوﺍن سانگ ﺍین شهر رﺍ کاوفو Kaofu نوشته و چنین برداشت می‌کند که در حقیقت ﺍین شهر زیبا مسما به دریای کاوفو می‌باشد که ﺍز قلب ﺁن می‌گذرد، وی میﺍفزﺍید که ﺁریاییان قدیم ﺍز لحاظ دینی ﺍهمیتی ویژه به ﺍین شهر دﺍده و ﺁن‌رﺍ کوب‌ها ﺍردهستانه Kobaha Urddhastana یا محل بلند پایه گفتهﺍند. کابل ﺍز دیدگاهی کتاب مهاباراتا هندوﺍن، بهشت و جایگاهی تفکر برﺍی خدﺍوندﺍن خوبی بوده و ﺁن‌رﺍ در سانسکریت به نام ﺍردهستانه یا عبادت‌گاهی مقدس حفظ کردهﺍند.[نیازمند منبع]

تاریخ نویسان دوره سکندر، کابل رﺍ به نام ﺍرتوسپانه Artospana که همان ﺍردهستانه Urddhastana سانسکریت ﺍست در تاریخ یونانی قید نموده که پسانها (بعدها) در قرن دوم میلادی ﺍین شهر رﺍ به نام کابورﺍ Kabura یا قلب پارﺍپامیزﺍد نوشتهﺍند. دردورﺍن شاهنشاهی کوشان بزرگ هنوز هم کابل به نام کاوفو شناخته می‌شده، که ﺁهسته ﺁهسته به کابورﺍ مسما گردید تا ﺁن زمان که کابل شاهان ﺍز ﺁن به نام کابلستان یاد کردند. کابلستان برﺍی چندین قرن پیش و پس ﺍز دورهی مسیح، ﺍز بامیان و کندهار در غرب تا کوتل بوﻻن و تمام جنوب رﺍ در بر می‌گرفت، که ﺍین خطه وسیع به ده علاقه‌داری تقسیم بوده و شهرهای کابل، غزنی، بامیان، ننگرهار، سوﺍت، پشاور، ﺍپوکین، بنو و بولر در بر می‌گرفته‌است.

ﺍز تاریخ یونان چنین بردﺍشت می‌شود که ﺍرتوسپانه یا کابل مرکزی عمده و ﺍصلی در منطقه بوده، که پسان در دورهی تسلط یونان، هرﺍت که سکندریهی ﺍفغان بود جای ﺁن‌رﺍ ﺍشغال کرد که پسان‌ها (بعدها) شاه‌زﺍدگان هندوساک ﺁن‌رﺍ بار دیگر ﺍحیا کردند. تا ﺁن‌که در عصر زنبیلک‌شاه و زنبورکشاه، لشکر عرب بعد ﺍز فتح برق‌آسای ترکیه و ﺍیرﺍن به دروﺍزههای ﺍین شهر کوبی، شاهان و کابلیان برﺍی دفاع، دیوﺍر بزرگی به نام شیردروﺍزه در درﺍزنای کوه آسمایی یا آسه‌ماهی بنا کردند که حکایت‌های ﺁن تا ﺍمروز سینه‌به‌سینه حفظ گردیده. تاریخ مصر به وضاحت می‌نویسد که لشکر بزرگ ﺍسلام بعد ﺍز فتح نیم جهان در شیردروﺍزههای کابلستان به مرتبه بیستوسه بار شکست مطلق دید تا ﺁن‌که به مرور زمان کابلیان خود به دین اسلام گرویدند.
نمایی از شهر کابل

کابل در درﺍزنای تاریخ، در ﺍحساس چکامه‌سرﺍیان، در چشم تمدن، در قلب ﺁسیا، در خاطرههای ﺍشغال‌گرﺍن و در ﺍیمان بسا مردم، شهر باﺍرزش و دﺍرندهی ویژگی‌های مقدس بودهاست. کابل در طول تاریخ بارها زیر تهاجم بیگانه قرﺍر گرفت و به گشت‌های متمادی، ویرﺍن و ﺁباد گردید، تا بالاخره در سال ۱۷۷۶ تسلط خاندﺍن درانی در قلم‌رو ﺍفغانستان جاگیر شد و تیمورشاه پسر احمدشاه ابدالی، مرکز ﺍمپرﺍتوری خود رﺍ ﺍز قندهار به کابل ﺍنتقال دﺍد که پس ﺍز ﺁن کابل تا ﺍمروز به صفت خانهٔ مشترک و مرکز یگانگی تمام ﺍفغان‌ها پابرجا می‌باشد.
جغرافیای شهر کابل

منطقهٔ کابل عبارت از مجموعه‌ای از وادی‌های سرسبز و شاداب و پر نفوس است که ارتفاع آن از سطح دریا از هزار تا دو هزار گز (۳۳۰۰ تا ۶۵۰۰ فوت [پا]) تفاوت می‌کند. شهر کابل در میان این وادی‌های حاصل‌خیز به عرض ۳۴درجه و ۳۰ دقیقهٔ شمالی و طول ۶۹ درجه و ۱۸ دقیقهٔ شرقی در دامنهٔ کوه‌های «آسمائی» و «شیردروازه» به ارتفاع شش هزار فوت قرار گرفته‌است. در میان کوه آسمائی (۶۷۹۰ فوت) و شیر دروازه (۷۱۶۶ فوت) شهر کابل شکل مثلثی را گرفته که رأس آن به‌جانب غربی، جائی که دو کوه با هم بسیار نزدیک می‌شوند، قرار دارد. بین دو کوه گذرگاهی است که وادی چهاردهی (نوی کابل) را به کابل قدیم می‌پیوندد و رودخانهٔ کابل از آن عبور می‌کند. در زمان قدیم اطراف شهر را حصار مستحکمی احاطه می‌کرد که به‌وسیلهٔ هفت دروازه با خارج ارتباط داشت. تماشای این دیوار اهمیت تاریخی شهر را به‌خوبی می‌نمایاند. از قله کوه منظرهٔ باشکوه و شاداب وادی، با سلسلهٔ کوه‌هائی که اطراف آن را احاطه کرده به‌نظر می‌آید. رود کابل از میان آن با پیچ و خم جلب توجه می‌کند. شهر کابل که در دو طرف این رودخانه بنا شده محیطی قریب ۸ میل دارد و چون دو طرف آن محدود می‌شود طبعاً شهر به وسعت خود در طرف شمال و جنوب شرقی رودخانه افزوده‌است.[۱]

«شیرپور» از گران‌ترین مناطق کابل است و امروزه بسیاری از مقامات دولتی در آن برای خود خانه ساخته‌اند.[۱۵] هم‌چنین شش‌درک منطقه‌ای مرفه‌نشین و پررفت‌وآمد در مرکز شهر کابل است.[۱۶] منطقه «وزیراکبرخان»، از نواحی دپلماتیک‌نشین پایتخت و در نزدیکی کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان است.[۱۷] سفارت‌های نروژ، کانادا و تاجیکستان در منطقه وزیراکبرخان واقع شده‌اند.[۱۸]

از مناطق پرازدحام شهر کابل می‌توان به منطقه «ده افغانان» اشاره کرد که محل توقف‌گاه وسایط نقلیه شهری است. آرشیو ملی افغانستان در این منطقه واقع شده‌است.[۱۹]

«دریاچه قرغه» از مناطق تفریحی واقع در حومه کابل است.[۲۰]

منطقه پغمان در غرب کابل واقع شده است.[۲۱]

چندول، کارته سخی، افشار، دشت برچی، تیمنی و قلعه شهاده از مناطق شیعه‌نشین این شهر هستند.[۲۲]

بلوچ‌های کابل در «قلعه وکیل»، «بی‌بی مهرو»، «وزیرآباد» و «پغمان» زندگی می‌کنند و به صورت عموم ساکنان کابل به زبان فارسی صحبت می‌کنند.[۲۳]
مردم شناسی

کابل ۲٫۸ میلیون نفر جمعیت دارد.[۲۴] شهر کابل ۸۰٪ جمعیت ولایت کابل را شامل می‌شود.[۲۵] کابل شهر چند قومیتی و چند فرهنگی است و با اینکه آمار رسمی از سوی دولت افغاسنتان درباره ترکیب قومیتی مردم کابل ارائه نشده‌است ولی بر پایه تخمین انجمن جغرافیای ملی پارسی گویان اکثریت مردم شهر کابل را شامل می‌شوند؛ و در این میان تاجیک‌ها اکثریت جمعیت را با ۴۵٪ درصد دارند.[۲۶] پس از آن دیگر قوم پارسی گو یعنی هزاره‌ها با ۲۵٪ و پس از آنها پشتون‌ها با ۲۵٪ قرار دارند.[۲۷] ترک زبانان مانند ترکمن‌ها ۲٪ و ازبک‌ها با ۱٪ در مقام بعدی هستند و بلوچ‌ها با ۱٪ و سایر گروهای قومی نیز مانند اویماق‌ها و پشه‌ای‌ها نیز با ۱٪ دیگر ساکنین شهر کابل را تشکیل می‌دهند.

تقریباً تمام مردم کابل مسلمان هستند. شامل ۷۵٪ سنی و ۲۵٪ شیعه. عده کمی از هندوها نیز در کابل زندگی می‌کنند.
آب و هوای کابل
کابل[۲۸]
نمودار آب و هوا (راهنما)
ژ     ف     م     آ     م     ژ     ژ     آ     س     اُ     ن     د
 
 
۳۴
 
۵
۷−
   
 
 
۶۰
 
۶
۶−
   
 
 
۶۸
 
۱۳
۱
   
 
 
۷۲
 
۱۹
۶
   
 
 
۲۳
 
۲۴
۹
   
 
 
۱
 
۳۰
۱۲
   
 
 
۶٫۲
 
۳۲
۱۵
   
 
 
۱٫۶
 
۳۲
۱۴
   
 
 
۱٫۷
 
۲۹
۹
   
 
 
۳٫۷
 
۲۲
۴
   
 
 
۱۹
 
۱۵
۱−
   
 
 
۲۲
 
۸
۵−
میانگین بالاترین و پایین ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر
[نمایش]مقیاس فارنهایت و اینچ

آب و هوای کابل تابع وضع عمومی کشور افغانستان است. از آنجا که این کشور تقریباً در وسط آسیا واقع است پس عرض و طول جغرافیائی، ارتفاع، امتداد کوه‌ها و دوری از دریا از عواملی هستند که در آب و هوای افغانستان تأثیرگذار هستند. با وضع جغرافیائی که افغانستان دارد مناطق مختلف آن آب و هوای گوناگون دارد و کابل هرچند از دریا بسیار دور و تابع آب و هوای بری است، اما توازن در فصول چهارگانه آن برقرار است و هر سه ماه تغییر فصل به صورت منظم پیدا می‌شود. فصل بهار از ماه حمل (مارس، آوریل) آغاز می‌شود و تا پایان جوزا (می، ژوئن) منظماً ادامه دارد. در این فصل می‌توان آن را فصل نمو و انبساط خواند. از ماه سرطان (ژوئن، ژوئیه) تا آخر سنبله (اوت، سپتامبر) و هنگام تابستان گرم‌ترین ایام کابل به‌شمار می‌رود. در ماه میزان (سپتامبر و اکتبر) خزان آغاز می‌گردد و تا پایان ماه قوس (نوامبر، دسامبر) ادامه دارد. خزان فصل برداشتن محصول و جمع‌آوری میوه‌است و کابل از این حیث در این فصل امتیاز فراوانی دارد. سه ماه اخیر سال، جدی (دسامبر، ژانویه)، دلو (ژانویه، فوریه) و حوت (فوریه، مارس) فصل زمستان کابل است که سرمای بسیار و بارش برف تا پایان آن ادامه می‌یابد.
کابل در جنگ‌های داخلی

بر اساس تخمین سازمان ملل متحد، ۹۰ درصد شهر به ویرانه مبدل گشت و بیش از شصت‌وپنج هزار از اهالی شهر کشته و ده‌ها هزار تن دیگر زخمی شدند. این جنگ کوچه به کوچه در شهر کابل تا تسخیر شهر وسیلهٔ طالبان در سال ۱۹۹۶ بلاوقفه ادامه یافت. بعد از فروپاشی حکومت کمونیستی در افغانستان گروه‌های رقیب افغان برای تحکیم موقعیت خویش و تصرف پایتخت وارد نبرد شدند که خسارات زیادی بر جای گذاشت و قسمت‌های عمدهٔ شهر بر اثر راکت‌باران گروه‌های مختلف آسیب جدی وارد گردید.
کابل جدید

به علت کمبود فضا و منابع شهر فعلی کابل که جوابگوی باشندگان آن نیست قرار است پایتخت افغانستان به شهر جدیدی که با نام کابل جدید که در شمال شهر کنونی کابل است انتقال یابد.

پروژه ساخت کابل جدید در ماه مارس سال ۲۰۰۹ به تصویب شورای وزیران رسید.[۲۹] این شهر به مساحت پانصد کیلومتر مربع خواهد بود و گنجایش سه میلیون نفر جمعیت را دارد. کشور ژاپن تهیه نقشه این شهر را به عهده گرفته است.

جایزه پولیتزر

جایزه پولیتزر (Pulitzer Prize) جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است که بخش‌های گوناگون دارد. این جایزه معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری در آمریکا است که هر ساله (از سال ۱۹۱۷) با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران (و نیز به نویسندگان و شاعران و موسیقی‌دانان) داده می‌شود. این جایزه به‌نام بنیان‌گذار آن جوزف پولیتزر، روزنامه‌نگار مجاری‌‌تبار آمریکایی، در سده نوزدهم نام‌گذاری شده‌است.[۱]

هم‌چنین هر ساله بنیاد پولیتزر جوایز نیم میلیون دلاری خود را به بهترین عکسهای خبری در زمینه‌های مختلف اهدا می‌کند که در میان تمام عکسهای خبری جهان به عنوان بهترین عکس خبری افشاگرانه و جسورانه معرفی می‌شوند.

محتویات

    ۱ برنده ایرانی جایزه پولیتزر
    ۲ برنده افغان پولیتزر
    ۳ پانویس
    ۴ پیوند به بیرون

برنده ایرانی جایزه پولیتزر
«جوخه آتش در ایران» برنده جایزه پولیتزر. این عکس صحنه تیرباران نه نفر از فعالان کرد که توسط خلخالی محاکمه شده بودند را نشان می دهد.

تنها برنده ایرانی این جایزه جهانگیر رزمی است که عکس‌های وی از صحنه یک اعدام‌های دسته‌جمعی مخالفان رژیم جمهوری اسلامی در کردستان ایران در سال ۱۳۵۸ خورشیدی باعث شد تا وی موفق به دریافت این جایزه شود. رزمی پس از ۲۷ سال سکوت در ۲۰۰۶ اعلام کرد که عکس‌های مشهور اعدام در کردستان را او گرفته است.

پیش از این، وی تنها برنده ناشناس در تاریخ این جایزه به شمار می‌رفت.
برنده افغان پولیتزر

مسعود حسینی، عکاس-خبرنگار افغان، در ماه آوریل سال ۲۰۱۲، برندهٔ جایزهٔ بهترین عکس خبری پولتیزر شد.[۲] حسینی نخستین عکاس افغان است که برندهٔ این جایزهٔ جهانی می‌شود. این جایزه به خاطر عکسی داده می‌شود که آقای حسینی از یک دختر افغان در جریان حملهٔ انتحاری عاشورای سال ۱۳۹۰ به عزاداران شیعه در کابل گرفت.

مسعود حسینی پیش از این سه جایزهٔ معتبر دیگر جهانی، از جمله «بهترین تک عکس خبری سال»[۲] از سوی ورلد پرس فوتو گرفته است.

بر باد رفته (رمان)

بر باد رفته داستانی است به قلم مارگارت میچل نویسنده زن آمریکایی. او به‌خاطر نوشتن این رمان در سال ۱۹۳۷ برنده جایزه ادبی پولیتزر شد.

تکنی کالر

تکنی کالر (به انگلیسی: Technicolor) سیستمی در فیلم رنگی است که در سال ۱۹۲۲ ارائه شد. این سیستم از یک دوربین پرتوشکن و دو نگاتیو جداگانه استفاده می‌کرد. یکی از این فیلم‌ها رنگ سرخ و دیگری به رنگ سبز چاپ می‌شدند و پزیتیوها سپس به هم چسبانده می‌شدند و در یک پروژکتور نمایش داده می‌شد. فیلم فدیهٔ دریا (۱۹۲۲) چستر فرنکلین با این روش تولید شد.
تاریخچه

برای علاقمندان قدیمی سینما واژه «تکنی کالر» مفهومی فراتر از یک اصطلاح تکنیکی دارد. این کلمه مترادف با بخش مهمی از دوران دست نیافتنی سینماست. در دوران سینمای کلاسیک معمولاً هر کمپانی شیوه ی رنگی مخصوص به خودش را داشت که فیلمهای رنگی اش را به آن طریق فیلمبرداری می کرد. به این ترتیب کمپانی متروگلدوین مایر از «مترو کالر»، فوکس قرن بیستم از «دولوکس کالر»، و برادران وارنر از «وارنر کالر» استفاده می کردند. کمپانی های کوچکتر و کشورهای اروپایی یا احیاناً آسیایی از سیستم های رنگی عمومی تر نظیر «ایستمن کالر» یا «آگفا کالر» استفاده می کردند. اما «تکنی کالر» یک سیستم رنگی فوق العاده درخشان، به شدت متمایز، و البته در سطح قابل توجهی پر هزینه تر از سایر سیستم ها بود که در موارد خاص استفاده می شد. «تکنی کالر» البته قدیمی ترین شیوه ی فیلمبرداری رنگی نیز محسوب می شود. در سیستم رنگی «تکنی کالر» در سالهای نخست از یک دوربینِ سه نواره، و در سالهای بعدتر با پیشرفتهای تکنیکی از یک نوار نگاتیو، اما به صورت سه لایه که هر کدام یک طیف رنگی را جذب می کردند استفاده می شد. هیچکدام از سیستم های رنگیِ بعدی با وجود فراگیر بودن به دقتِ رنگی و عمرِ طولانیِ سیستم «تکنی کالر» نرسیدند. به خاطر پرهزینه بودنِ این سیستم، تنها پروژه های خاص، یا کارگردانان صاحب نفوذ می توانستند از سیستم «تکنی کالر» استفاده کنند. کارگردانانی همچون آلفرد هیچکاک –که اکثر آثار رنگی اش را به این شیوه ساخت- و پروژه هایی استثنایی همچون بربادرفته، فانتازیا، یک آمریکایی در پاریس، آواز در باران، و مرد آرام به این شیوه فیلمبرداری شدند. این تکنیک در آغاز در اختیار کمپانی دیسنی قرار گرفت و انیمیشن رنگی سه بچه خوک (۱۹۳۲) که با این روش ساخته شده بود، موفقیتی بزرگ کسب کرد. سفیدبرفی و هفت کوتوله (۱۹۳۸) نیز با این روش تهیه شد. و دو فیلم بسیار جنجالی جادوگر شهر زمرد (۱۹۳۹) و بر باد رفته (۱۹۳۹) هر دو از ویکتور فلیمینگ فیلم‌های رنگی تکنی کالر بودند. اصولاً فیلم بر باد رفته (۱۹۳۹) که با نگاتیوهای رنگی با حساسیت بیشتر و دانه‌های کوچکتر ساخته شده بود، توانست اسکار فیلمبرداری را بخاطر دستاوردی برجسته در استفاده از رنگ به دست آورد. در سال ۱۹۴۱ کداک، سیستم تکنی‌کالر مونوپک را ارائه کرد که در آن از نگاتیوهای چندلایه استفاده شده بود. این نگاتیوها به راحتی در دوربین‌های سیاه و سفید هم قابل استفاده بودند و بسیار کار را راحت‌تر و سبک‌تر کردند. اولین فیلمی که به این روش تهیه شد بمب افکن هوایی (۱۹۴۱) مایکل کورتیز بود. در سال ۱۹۵۰ سیستم کداک، تکنی کالر سه‌نوارهٔ کالموس را از دور خارج کرد. در آخرین سال‌های دههٔ چهل شرکت کداک، سیستم ایستمن کالر را که یک سیستم رنگ‌افزا بود ارائه داد. ایستمن کالر هم نگاتیوهای سه‌لایه داشت که کیفیتی بسیار بالاتر از تکنی‌کالر و فرایند رنگ آشامی داشتند.

فیلم رنگی

فیلم رنگی (به انگلیسی: Color motion picture film) اشاره به هم نگاتیو رنگی برای فیلم‌های سینمایی دارد و هم اشاره به فیلم‌های رنگی تولید شده در سینما. پیدایش فیلم رنگی یک جریانی تدریجی بود. در ابتدا، فیلم‌ها را به صورت فریم به فریم رنگ‌آمیزی می‌کردند. از این روش ملی‌یس هم استفاده کرده است. اما از سال ۱۹۰۵ به بعد سیستم استنسیل جانشین آن شد.در دههٔ بیست از طریقهٔ مخزن رنگ استفاده می‌کردند (تینتینگ)، از آنجا که این روش، رنگی یکدست در سراسر تصویر پدید می‌آورد، از روش تنینگ یا سایه‌روشن رنگی نیز استفاده می‌کردند و گاه نیز از هر دو روش همزمان با هم استفاده می‌کردند. در سال ۱۹۲۹، کمپانی کداک ایستمن، نگانیوهای سیاه و سفید سونوکروم خود را عرضه کرد که شانزده رنگ پس‌زمینهٔ گوناگون داشتند. اما پیدایش فیلمبرداری رنگی از این جریان‌ها جلو زد. [۱] اصول فیلمبرداری رنگی بر اصلی استوار است که توسط جیمز کلرک ماکسول فیزیکدان اسکاتلندی در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد شده است. قبل از آن فیزیکدانان دریافته بودند نور دارای طیف‌هایی از طول موج‌های گوناگون است که بر اثر انعکاس از روی سطح اشیاء به صورت رنگ‌های گوناگون دیده می‌شود. مکسول هم کشف کرد که همهٔ رنگ‌های اصلی طبیعی در این طیف خود از سه رنگ اصلی قرمز، سبز و آبی تشکیل شده‌اند. این رنگ‌ها اگر با هم به طور مساوی ترکیب شوند، نور سفید حاصل می‌آید. ولی نور رنگی از دو طریق افزایشی (ادیتیو) و کاهشی (سابتراکتیو) حاصل می‌آید. ابتدا روش ادیتیو در سینما گسترش یافت و چارلز اوربن و جورج ویلیام اسمیت از مکتب برایتون از طرق دو رنگ سبز و سرخ سیستم کینماکالر را در سال ۱۹۰۸ پدید آوردند. اما این سیستم ضعف داشت، رنگ‌ها در آن بازی می‌کرد و کیفیت خوبی نداشت و سیستم‌های ادیتیو دیگر این دوره نیز موفقیتی کسب نکردند. تا اینکه شرکت تکنی کالر توسط دکتر هربرت کالموس از طریق سیستم سابتراکتیو به موفقیت‌های دیگری دست یافت. بعدها سیستم های تکنی کالر مونوپک و ایستمن کالر از سوی شرکت کداک ارائه شدند.