اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

ناودیس

ناودیس (به انگلیسی: Syncline) به چاله یا طاق معکوس یک چین در طبقات سنگ گفته می‌شود[۱] و به معنی شیب به طرف یکدیگر است. ناودیس، چینی است که به طرف بالا مقعر است. به عبارت دیگر در ناودیسهای ساده شیب دو پهلو به طرف یکدیگر می‌باشد. پهلوهای چینهای ناودیس ممکن است در یک طرف شیب داشته، یا به صورت افقی، یا بطور عمود باشد. هر چند این تعریف عموما صادق است ولی مواردی نیز وجود دارد که این تعریف جوابگو نیست، به همین جهت ناودیس را به عنوان چینی که سنگهای جوانتر در مرکز آن قرار دارند، تعریف می‌کنند.

محتویات

    ۱ وجه تسمیه
    ۲ انواع ناودیس
        ۲.۱ ناودیس مرکب
        ۲.۲ ناودیس پلانج دار
    ۳ نگارخانه
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

وجه تسمیه

ناودیس (به انگلیسی: Syncline) از لغت یونانی Syncline گرفته شده‌است.
انواع ناودیس

بطور کلی همانطوری که در تعریف ناودیس ذکر شد، چینی که سنگهای جوان در مرکز آن قرار دارند، ناودیس نام دارد. با این وصف ناودیسها را می‌توان از نظر شکل به انواع زیر تقسیم کرد که در این تقسیم بندی در تمامی موارد لایه‌ها از اطراف به سمت مرکز چین جوانتر می‌شوند.

    ناودیس متقارن: ناودیس متقارن، ناودیسی است که سطح محوری آن قائم است. به عبارت دیگر هر دو پهلو دارای شیب یکسان است.
    ناودیس نامتقارن: ناودیس نامتقارن، ناودیسی است که سطح محوری آن مایل است. شیب دو پهلو در دو جهت مخالف بوده و زاویه شیب دو پهلو متفاوت می‌باشد.
    ناودیس برگشته: در ناودیس برگشته، سطح محوری مایل است و هر دو پهلو در یک جهت شیب دارد و معمولا دو پهلو دارای زوایای شیب متفاوت می‌باشد. در این ناودیس، پهلویی که بیش از ۹۰ درجه چرخیده‌است، برگشته و پهلویی که کمتر از ۹۰ درجه چرخیده‌است، نرمال می‌باشد.
    ناودیس خوابیده: ناودیس خوابیده، ناودیسی است که در آن سطح محوری معمولا افقی است.
    ناودیس بادبزنی: ناودیس بادبزنی، ناودیسی است که هر دو پهلوی آن برگشته‌است و شیب پهلوها در جهت مخالف هم می‌باشد. در روی سطح زمین این ناودیس ممکن است که با تاقدیس، اشتباه گرفته شود ولی از روی سنگهای جوانتر که در مرکز قرار دارند، می‌توان این نوع ناودیس را از تاقدیس جدا کرد.
    حوضه: حوضه یک فرورفتگی ناودیسی است که داری جهت پلانج مشخص نیست و در تمام جهات به طرف مرکز حوضه پلانج دارد.

این ناودیسها، ناودیسهای منفرد هستند.
ناودیس مرکب

چین‌ها به تنهایی یافت نمی‌شوند و معمولا هر چین به یک سیستم چین تعلق دارد که خود از چین‌های زیادی تشکیل شده و کمربند چین‌ها را تشکیل می‌دهد. ناودیس مرکب یا (Synclinovium)، ناودیس بزرگی است که از چین‌های کوچکتر تشکیل شده باشد. در اغلب این ناودیسها، در روی چین اصلی، چینهای فرعی و کوچکتری نیز وجود دارد که این چینهای فرعی نیز به نوبه خود دارای چینهای فرعی کوچکتر می‌باشند.
ناودیس پلانج دار

ناودیسها، مثل سایر ساختمانهای زمین شناسی باید در سه جهت فضایی مورد مطالعه قرار می‌گیرند، برای بررسی ناودیس در حالت سه بعدی بایستی محور ناودیس را نیز به مشخصات قبلی اضافه کنیم. محور ناودیس در بعضی مواقع به صورت افقی است، در بعضی دیگر مایل و در بعضی دیگر به صورت قائم می‌باشد، وقتی گوییم ناودیسی پلانج‌دار است.

محور ناودیس نسبت به افق یک زاویه‌ای را تشکیل می‌دهد که این زاویه از ۰ تا ۹۰ درجه در تغییر است. اگر ناودیسی دارای پلانج باشد از روی نقشه زمین شناسی به صورت V شکل دیده می‌شود که در این حالت جهت پلانج یا جهتی که محور ناودیس به آن سمت شیب دارد، در جهت مخالف نوک V می‌باشد.

زمین‌ساخت

زمین‌ساخت یا تکتونیک یکی از شاخه‌های زمین‌شناسی است که به مطالعهٔ تغییرشکل پوسته زمین بر اثر تنش‌ها و کرنش‌های وارده در طول دوران‌های مختلف زمین‌شناسی می‌پردازد.[۱] هدف اصلی این رشته توجیه هندسه و نحوه پیدایش سازه‌ها و ساختارهای زمین‌شناسی مانند طاقدیس‌ها، گسل‌ها، درزه‌ها و ناودیس‌ها می‌باشد. از سوی دیگر زمین ساخت به مطالعهٔ ساختار درونی زمین، چگونگی تشکیل رشته کوه‌ها، اقیانوس‌ها، زمین لرزه‌ها و دیگر رخدادهای سطح زمین می‌پردازد.[۲]

محتویات

    ۱ تکتونیک صفحه‌ای
    ۲ پانویس
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

تکتونیک صفحه‌ای

نظریه تکتونیک صفحه‌ای که به حرکت تکه‌های پوسته زمین در ابعاد قاره‌ای می‌پردازد بخشی از این شاخه است. از این دانش برای مطالعه نحوه رخداد زلزله، زمین‌شناسی مهندسی و مطالعه مخازن نفت و گاز استفاده می‌شود.

مفهوم زمینساخت همچنین برای گفتگو دربارهٔ حرکت آهستهٔ صفحه‌ها به‌کار می‌رود، که در آن مورد به آن بیشتر زمینساخت صفحه‌ای یا رانش قاره‌ای گفته می‌شود. زمین ساخت همچنین به مباحث زلزله، صفحات قاره‌ای و پدیده‌هایی از این دست می‌پردازد.

فلات

فلات یا نَجد در زمین‌شناسی و دانش‌های زمین به جایی کوهستانی می‌گویند که همواره دارای زمینی تخت و پهن باشد.

فلات آتشفشانی فلاتیست که از تکاپوی آتشفشانی ساخته‌شده‌باشد. گسترده‌ترین و بلندترین فلات جهان فلات تبت نام دارد که «بام دنیا» خوانده می‌شود، این فلات از برخورد صفحات زمین‌ساختی هندو-استرالیایی و اوراسیایی ساخته شده‌است.

فلات ایران

فلات ایران یا ایران زمین[نیازمند منبع] نام یک منطقهٔ گسترده جغرافیایی و زمین شناختی در قارهٔ آسیا (اورآسیای مرکزی) در نیمکره شمالی است. این فلات در آسیای جنوبی، آسیای جنوب غربی و قفقاز گسترده شده است و از سرزمین‌های کم ارتفاع مجاور خود قابل تمایز است. فلات ایران تقسیمی جغرافیایی بر پایه وجوه تاریخی است. این منطقه، زیست گاه اقوام ایرانی و محدودهٔ اصلی کشور ایران در دوره‌های مختلف تاریخی بوده است.

بلندترین قله فلات ایران تیریچ میر با بلندی ۷۶۹۰ متر در پاکستان است. فلات ایران جزء مهم‌ترین فلات‌های آسیائی-اروپائی است؛ از آن جا که رشته کوه‌های آن مرزهای سیاسی دوران معاصر را شکل داده‌اند و نیز رشته کوه البرز در آن جای گرفته است.

این فلات علاوه بر ایران کنونی شامل قسمت‌هایی دیگر نیز بود که بر اثر بروز برخی وقایع ناگوار تاریخی از آن جدا شد. مانند افغانستان در مشرق و بلوچستان در جنوب‌شرقی و قسمتی از ماوراءالنهر در شمال شرقی و قفقاز در شمال غربی این سرزمین، امروز در تمام این نواحی مردم به زبان های ترکی ، کردی ، بلوچی و فارسی صحبت میکنند .دامنه این سرزمین وسیع از سلسله جبال زاگرس در شمال‌غربی تا رشته جبال سلیمان در مشرق امتداد دارد و از شمال به قفقاز و دریای مازندران و تمام امتداد آمودریا تا سرچشمه آن رودخانه و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود و به این ترتیب بین دره‌های حاصلخیز فرات و دجله از یک طرف و از سوی دیگر رودخانه سند فلات مرتفعی به شکل مثلث وجود دارد که از اطراف توسط کوهها و ارتفاعات بزرگ محاصره شده است. این کوه‌ها عبارت است از سلسله جبال البرز که از آرارات در شمال‌غربی فلات جدا و پس از طی امتداد جنوب دریای خزر به کوه بابا یکی از متفرعات هندوکش منتهی می‌شود و دنباله آن به کوه هیمالیا می‌پیوندد و در مغرب کوه‌های کردستان یا زاگرس که به خط مورب متوجه مشرق فلات می‌گردد و رشته‌های مختلف آن با سواحل خلیج فارس و دریای عمان موازی است، در طرف مشرق این فلات سه رشته‌کوه از شمال به طرف جنوب به موازات جبال سلیمان قرار دارد. وسعت فلات ایران سه میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع است. بخش بیشتر آن که یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع وسعت دارد ایران کنونی را تشکیل می‌دهد. فلات ایران بسیار مرتفع و ارتفاع آن در نقاط مختلف متفاوت است. صحرا و کویر لوت در مرکز این فلات قرار دارند. کوه‌های جنوبی و شرقی آهکی و کوه‌های زاگرس از سنگ خارا تشکیل شده و در بیشتر کوه‌های فلات ایران قله‌های مرتفعی وجود دارد که معروف‌ترین آن‌ها عبارت است از قله دماوند در البرز، قله الوند در مغرب ایران و سبلان در آذربایجان. آب و هوای فلات ایران خشک و زمستان آن سرد و خشک و تابستان آن بسیار گرم و سوزان است. در زمستان در نواحی مسطح فلات گاه‌گاه درجه حرارت تا چند درجه زیر صفر را نشان می‌دهد. اما این حالت در نواحی کوهستانی همیشه دیده می‌شود. بادهای منظمی از خارج فلات به سوی این سرزمین جریان دارد. یکی باد شمال‌غربی و دیگر باد جنوب‌شرقی، باد شمال‌غربی که از آمریکای شمالی برمی‌خیزد، پس از عبور از مدیترانه و سوریه وارد فلات ایران می‌شود و راه هندوستان را در پیش می‌گیرد. باد جنوب‌شرقی از اقیانوس هند می‌وزد و به خط مورب برجهت خلاف باد شمال‌غربی فلات را طی می‌کند. باد فوق در بهار و تابستان و باد شمال‌غربی در پاییز و زمستان شدت بیش‌تر دارد و در هر دو صورت باعث تولید جریان‌های سریع و تند می‌گردد، در برخی از نواحی فلات بادهای مخصوص وجود دارد که از بین آن‌ها از همه معروف‌تر باد ۱۲۰ روزه سیستان است، سرعت حرکت این باد در ساعت به شصت کیلومتر می‌رسد. مرکز و بخشی از مشرق فلات ایران پوشیده از صحرایی خشک و بی آب و علف است که از لحاظ شدت درجه حرارت صحرای آفریقا را به خاطر می‌آورد و به اسامی مختلف کویر و لوت نامیده می‌شود. تنها رودخانه قابل کشتیرانی بین سند و فرات رودخانه کارون است که تنها ۱۸۰ کیلومتر آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رودخانه از زردکوه بختیاری جاری می‌شود و از همان رشته جبال رودخانه دیگری به نام زاینده‌رود نیز سرچشمه می‌گیرد که باعث آبادانی اصفهان می‌شود. جهت حرکت این رود بر خلاف رود کارون که به جنوب می‌رود و به شط‌العرب (اروندرود) می‌ریزد شمال اصفهان است و به مرداب گاوخونی می‌ریزد. رودخانه ارس یکی دیگر از رودخانه‌های فلات ایران است که در شمال‌غربی این سرزمین خط سرحدی را بین ایران و روسیه تشکیل می‌دهد. طولانی‌ترین رودخانه‌های داخلی ایران قزل‌اوزن نام دارد که در قدیم آماردیس (Amardis) خوانده می‌شد.[۱] این رودخانه پس از آن‌که در نزدیکی پل منجیل هشترود وارد آن می‌شود نام سفیدرود به خود می‌گیرد و در مشرق رشت وارد دریای مازندران می‌شود. سرچشمه آن هزارچشمه است. رودخانه دیگر تجن نام دارد که به علت عبور از هرات هریرود نیز نامیده می‌شود و کَشَف‌رود یکی از متفرعات آن است. روز مزبود در شمال مشهد به هریرود می‌ریزد، هیرمند یا هیلمند رودخانه دیگری در مشرق ایران است که در قدیم آن‌را اتیماندر (Etymander) می‌گفتند.[۲] این رودخانه از کوه بابا در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و وارد دریاچه هامون می‌شود. سرحد شمال‌شرقی فلات ایران در قدیم رودخانه اکسوس (Qxus) بوده که امروز در ترکستان روسیه جاری است. این رودخانه از فلات تبت سرچشمه می‌گیرد و در قدیم به دریای مازندران می‌ریخت. ولی امروز پس از طی قوسی در اطراف بدخشان متوجه شمال‌غربی شده و به دریاچه آرال می‌ریزد.

در ادوار قدیم اطراف سطح فلات ایران دریای عظیمی قرار گرفته بود که امروز بقای آن به صورت دریاچه‌های کوچک و بزرگ با آبِ شور باقی‌مانده است. از این قبیل دریاچه‌ها می‌توان نام سه دریاچه وان (در خاک ترکیه) و گوکچه (Goktché) (در خاک ارمنستان) و ارومیه را در سمت مغرب فلات نام برد. از بین سه دریاچه مزبور دریاچه ارومیه بزرگ‌تر و مهم‌تر است. یکی دیگر از دریاچه‌های این فلات دریاچه مهارلو در جنوب شیراز و دیگر دریاچه نیریز در شمال‌شرقی همان شهر است. دریاچه نیریز به دو بخش تقسیم می‌شود. یکی به نام دریاچه نرگس و دیگر موسوم به دریاچه طشت و بین این دو قسمت جزیره کوچک علی‌یوسف قرار دارد. در سمت خاور فلات، دریاچه بزرگ سیستان یا هامون دیده می‌شود، سطح آن به تناسب زیادی و کمی آب آن متفاوت است و در زمستان این سطح به حداقل خود می‌رسد. رودخانه هیرمند به آن می‌ریزد و در هنگام پُر آبی اضافه آب این دریاچه توسط رودخانه شلاق وارد گودزره می‌گردد. در کرمان دریاچه‌ای وجود دارد به نام جزموریان که رودخانه بمپور به آن می‌ریزد. دریاچه مهم دیگر این فلات عبارت است از دریاچه قم یا حوض سلطان و باتلاق گاوخونی. حد شمالی ایران چنان‌که ذکر شد دریای مازندران است. وسعت این دریاچه در ادوار مختلف تاریخی پیوسته متفاوت بوده و رو به کاستی گذاشته است. حوزه شمالی آن بر اثر رسوبی که رودخانه ولگا در آن تولید می‌کند عمق کمتری دارد. اما در عوض حوزه جنوبی این دریاچه عمیق است.[۳]
زمین‌شناسی
دریای خزر
خلیج فارس
میان‌رودان
آمودریا
هری‌رود
سند
هندوکش
کوه بابا
دریاچه ارومیه
البرز
کپه‌داغ
زاگرس
زاگرس
زاینده‌رود
زردکوه
جبال بارز
کوه هزار
دشت کویر
کویر لوت
هیرمند
دریاچه هامون
کوه خواجه
گود زره
سیستان
بلوچستان

فلات ایران، سرزمین مرتفعی است در نیمکرهٔ شمالی. این فلات بخشی از صفحهٔ اوراسیا به حساب می‌آید. اوراسیا بخشی از پوستهٔ زمین است که شامل قاره‌های آسیا و اروپا می‌شود.

زبان چکی

زبان چِک یا چِکی (به چکی: čeština، تلفظ: چِش‌تسی‌نا) یکی از زبان‌های اسلاوی و در کنار زبان‌های اسلوواک، لهستانی، پومرانی و سورابی از شاخهٔ باختری اسلاویاست. چکی زبان جمهوری چک و چک‌های سراسر جهان می‌باشد. گویش‌وران این زبان را ۱۲ میلیون برآورد می‌کنند. این زبان به زبان اسلوواک بسیار نزدیک است و در درجه‌ای کمتر به زبان لهستانی.

محتویات

    ۱ نام و تاریخچه
    ۲ زبان‌های چک و اسلواک
    ۳ ریخت‌شناسی
    ۴ صداشناسی
    ۵ چند جمله روزمره
    ۶ نگارخانه
    ۷ منابع

نام و تاریخچه

نام بومی این زبان «čeština» از نام چک‌ها که از تیرهٔ اسلاوی بودند گرفته شده‌است. اینان در مرکز بوهم جاگیر شدند و با دیگر گروه‌های اسلاو همسایه زیر فرمان دودمان پرژمیسلید هم‌پیمان گشتند. ریشه این نام آشکار نیست. برپایه یک اسطوره این نام از نیا چک -کسی که این قبیله را به سرزمینشان رساند- گرفته شده‌است.

زبان چکی از زبان پیشااسلاوی در نزدیک به هزاره یکم (پیش از میلاد) پرورش یافته‌است.
زبان‌های چک و اسلواک

چک‌زبانان و اسلوواک‌زبانان به خوبی زبان یکدیگر را می‌فهمند، البته به جز کسانی که در دو دهه پیش زاده‌شده‌اند که کمی سخت‌تر زبان هم را درک‌می کنند. دلیل آسانی فهم این دو زبان به پیشینه کشور چکسلواکی برمی‌گردد که تا پیش از ۱۹۹۳ که دو کشور چک و اسلواکی از هم جدا شدند مردمان چک و اسلواک‌زبان با هم پیوند روزمره داشتند و تلویزیون و رادیوی ملی برای هر دو زبان برنامه‌های فهم‌پذیر داشت. هم‌اکنون هم برنامه‌های تلویزیون چک به ویژه در زمینه برنامه‌های اقتصادی برای اسلواک‌زبانان به آسانی درک‌پذیر است. زبان اسلواک نیز در نتیجه کوچ اسواک‌زبانان در جمهوری چک به گوش آشناست.
ریخت‌شناسی

مانند بسیاری دیگر از زبان‌های اسلاوی (به جز نام‌های عادی در بلغاری و مقدونی) واژه‌ها (به ویژه نام‌واژه‌ها، کارواژه‌ها و صفت‌ها) ریخت‌های گوناگونی در زبان چکی دارند. به این دید زبان‌های اسلاوی و از آن دسته زبان چک نزدیکی بیشتری به خاستگاه هند و اروپایی خود به نسبت دیگر زبان‌های این خانواده دارند. افزون بر این دستورهای ریخت‌شناسی واژگان به شدت بی‌قاعده هستند و بسیاری از واژگان دگرش‌های رسمی، گفتگویی و نیمه‌رسمی دارند. جایگشت واژه‌ها در جمله در این زبان امری‌است شدنی.
صداشناسی

زبان چکی دارای ۱۰ واکه می‌باشد، پنج واکه کوتاه و پنج واکه بلند. واکه‌های کوتاه اینها هستند:

    /ɪ/ که با حرف y نمایش داده‌می‌شود.
    /u/ که با حرف u نمایش داده‌می‌شود.
    /ɛ/ که با حرف e (گاه با ě) نمایش داده‌می‌شود.
    /a/ (در عمل واکه ناپُر مرکزی باز [ä]) که با حرف a نمایش داده‌می‌شود.
    /o/ (درعمل واکه پر پشت میانی [o̞]) که با حرف o نمایش داده‌می‌شود.

واکه‌های بلند:

    /i:/ که با حرف‌های í و ý نمایش داده‌می‌شود.
    /u:/ که با حرف‌های ú و ů نمایش داده‌می‌شود.
    /ɛ:/ که با حرف é نمایش داده‌می‌شود.
    /a:/ که با حرف á نمایش داده‌می‌شود.
    /o:/ که با حرف ó نمایش داده‌می‌شود.

همچنان در چکی سه صدای ترکیبی هست:

    /aʊ̯/ که با au نمایش داده‌می‌شود.(بیشتر در وامواژگان دیده می‌شود)
    /eʊ̯/ که با eu نمایش داده‌می‌شود.(تنها در وامواژگان دیده می‌شود)
    /oʊ̯/ که با ou نمایش داده‌می‌شود.

صداشناسی زبان چکی برای گویش‌وران دیگر زبان‌ها می‌تواند بسیار دشوار باشد زیرا املای برخی واژگان در این زبان دارای حرف صداداری نیست. برای نمونه واژه‌های ztvrdl (سفت‌شده)، vlk (گُرگ)، smrt (مرگ) و یا جمله Strč prst skrz krk (انگشت در گلویت بکن) که در آنها نبود حرف صدادار واگفت آنها را دشوار می‌سازد؛ ولی چون واج‌های l و r در این زبان پرطنین گفته‌می‌شوند تا اندازه‌ای نقش یک واکه را بازی می‌کنند. همچنین حرف ř که آوایی یگانه در زبان چکی است و بیان آن برای ناچکی‌زبانان بسیار دشوار می‌باشد و آوایی است میان ر و ژ.
چند جمله روزمره

    Dobrý den : بدرود
    Dobrou noc : شب‌خوش
    Děkuji : سپاس‌گذارم
    Vítejte : خوش‌آمدید
    Jak se máš : چطوری؟ (خودمانی)
    Jak se máte : حال شماچطور است؟ (رسمی)
    Mám se dobře : خوبم
    Nashledanou:خدا حافظ

مردم چک

مردم چک (به چکی: Češi) ملت و قومیتی عمدتا" با خاستگاه اسلاوی غربی هستند. این مردم در مرکز اروپا ساکن هستند. تمرکز و تجمع آنها نیز در کشور جمهوری چک است. کشور آمریکا دارای ۱٬۴۶۲٬۰۰۰ نفر چک می‌باشد. زبان مردم چک، زبان چکی است.

در جمهوری چک بخش تقریباً وسیعی به نام ایالت زودت وجود دارد که اهالی آن آلمانی بوده‌اند. نزدیک به یک سوم از این کشور را شامل می‌شود و در تمام نواحی چک به خصوص اطراف مرز با آلمان ساکن اند. زودت از ایالت تاریخی آلمان بود که در دوره حکومت رایش سوم برای مدتی به آلمان الحاق شد.

آدولف هیتلر

آدولف هیتلر (به آلمانی: Adolf Hitler) (دربارهٔ این پرونده گوش دادن راهنما·اطلاعات) (زادهٔ ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشتهٔ ۳۰ آوریل ۱۹۴۵) رهبر کاریزماتیک حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) بود. او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صدر اعظم آلمان و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ نیز حکومت کرد.[۱]

هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ میلادی به حزب نازی پیوست و در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در سال ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام معروف به «کودتای آبجوفروشی مونیخ» به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضد کمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست‌آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. مجموعهٔ ارتشی-صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف سیاست لبنسراوم دنبال نمود و یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های بزرگی از آفریقا، شرق آسیا و اقیانوسیه را اشغال کردند اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از آنان پیشی گرفته و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو احاطه نمودند.

هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ در روزهای پایانی نبرد برلین با اوا براون که برای سال‌های طولانی معشوقهٔ او بود ازدواج کرد. در ۳۰ آوریل یعنی یک روز پس از ازدواجش، به همراه همسرش خودکشی کرد.

محتویات

    ۱ دوران کودکی
    ۲ جوانی
        ۲.۱ جنگ جهانی اول
        ۲.۲ پس از جنگ جهانی اول
    ۳ فعالیت‌های سیاسی
        ۳.۱ کودتای مونیخ
        ۳.۲ انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان
        ۳.۳ رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی)
        ۳.۴ آنشلوس (الحاق اتریش)
        ۳.۵ اقتصاد
        ۳.۶ تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره
        ۳.۷ پیمان ضد کمونیسم
    ۴ جنگ جهانی دوم
        ۴.۱ رابطه با اعراب
        ۴.۲ هولوکاست
        ۴.۳ در مسیر شکست
        ۴.۴ شکست و مرگ
    ۵ سوءقصدها به هیتلر
        ۵.۱ عملیات والکری
        ۵.۲ بمب گذاری در سالن آبجوفروشی
    ۶ زندگی شخصی
    ۷ میراث
    ۸ خانواده هیتلر
    ۹ خاستگاه نام هیتلر
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ منابع
    ۱۲ مطالب بیشتر
    ۱۳ پیوند به بیرون

دوران کودکی
کودکی آدولف هیتلر
محل تولد هیتلر، براونا آم این
خانه‌ای که هیتلر نوجوانی اش را در آن جا گذرانده است، عکس در سال ۱۹۸۴ گرفته شده است.

آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر (۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود. مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند. هنگامی که هیتلر ۳ ساله بود خانواده او به ایالت باواریا در جنوب آلمان مهاجرت کردند.[۲] درسال ۱۸۹۴ خانواده هیتلر به نزدیکی شهر لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه‌ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او ادموند بر اثر بیماری سرخک در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تاثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد و اعتماد به نفس هیتلر را تا حدود بسیاری تضعیف کرد و باعث شد آدولف هیتلر کج‌خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌های طولانی داشته باشد. روابط هیتلر با مادرش بسیار خوب و صمیمانه بود و این کاملاً برعکس روابط او با پدرش بود که معمولاً او را کتک می‌زد[۳] با اینکه هیتلر علاقه‌مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد، هیتلر بعدها در کتاب نبرد من اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم».[نیازمند منبع] هیتلر حتی در زمینه سیاسی هم با پدر خود اختلاف داشت، پدر هیتلر فردی معتقد به امپراتوری اتریش بود اما هیتلر خود و اتریش را جزء آلمان و امپراطوری روم باستان می‌دانست. پس از مرگ پدر هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ وی مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش نبرد من، لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن‌ها شده بود.[نیازمند منبع]
جوانی
محوطه قدیمی اقامت در مونیخ، نقاشی هیتلر، ۱۹۱۴
هیتلر در ۱۰ سالگی و مربوط به مدرسه او. هیتلر در تصویر دیده می‌شود:اولین ردیف از بالا، چهارمی از چپ یا راست. مطلب جالب آن است که او و ویتگنشتاین، فیلسوف مشهور اتریشی در یک مدرسه درس می‌خواندند.[۴][۵]

از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورش گاه بوهامایی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دوبار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر عدم صلاحیت در نقاشی مطرود شد. به او گفته شد که توانایی‌هایش بیشتر در زمینهٔ معماری کاربرد دارد. وی درخاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است می‌گوید:

    هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه می‌شدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب می‌کند، و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض می‌شد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود.[۶][نیازمند منبع]

بنا به سفارش رئیس آموزش گاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد؛ ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود:

    بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش‌ها و تمرین‌های ده ساله تا اندازه‌ای جبران شد و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم‌کم غرور اولیه‌ام بیدار شد و جدا مصمم شدم که خود را به جایی برسانم.[۷][نیازمند منبع]

در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش کلارا هیتلر با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهمش از ارث پدری خود را به خواهرش پاولا هیتلر واگذار کرد، آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه (خاله)هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستالها طرح می‌کشید و به کاسب‌ها و توریست‌ها می‌فروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد.[۸] بعد از دومین بار اخراج از موسسهٔ هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی می‌گشت و در ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید.[نیازمند منبع] مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت، وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر معتقد بود یهودیان دشمنان نژاد آریایی و باعث بدبختی و عقب ماندگی کشورش اتریش بودند. زمانی که هیتلر در وین زندگی می‌کرد به دقت اوضاع سیاسی و رفتار احزاب مختلف را زیر نظر می‌گرفت و رفتارهای احزاب را بررسی می‌کرد. وی پس از بررسی احزاب اتریش به این نتیجه رسید که تنها حزبی می‌تواند به قدرت کامل دست یابد که بتواند تظاهرات عظیم خیابانی به نفع خود سازمان دهی کند و احساسات و هیجانات مردم را در اختیار بگیرد و همچنین پشتیبانی دست کم یکی از سه نیروی اصلی کشور یعنی ارتش، کلیسا و یا شخص اول مملکت (رییس جمهور اتریش) را با خود داشته باشد. هیتلر این تجربیات را در راه به قدرت رساندن حزب نازی به خوبی به کار گرفت. وی در کتاب خود نبرد من می‌نویسد که استدلال‌های منطقی و جملات ادیبانه نیستند که تاریخ را می‌سازند بلکه خطابه‌های تحریک کننده هیجانات مردم هستند که مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند. در سال ۱۹۱۳، هیتلر از اتریش - مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. اما چون برای کشورش خدمت سربازی انجام نداده بود توسط پلیس مونیخ دستگیر و سپس به کشورش برگردانده شد اما هیتلر از خدمت سربازی معاف شد و توانست بار دیگر به مونیخ برگردد.
جنگ جهانی اول
هیتلر در ارتش آلمان، ۱۹۱۴، نشسته در سمت راست
هیتلر به عنوان سرباز در جنگ جهانی اول خدمت می‌کرد.

در اوت ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول آغاز و هیتلر برای لشکر باواریا داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۴، و صلیب آهنی، درجه یک که به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد. در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. او در مدت خدمت سربازی اش نقاشی‌های روزنامه ارتش را نیز می‌کشید اما در سال ۱۹۱۶ از ناحیه پای چپ دچار زخمی شد و مدال جانبازان را نیز دریافت کرد و پس از بهبودی مجدداً به جبهه بازگشت.[۹] وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر با شنیدن خبر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله شیمیایی به وسیله گازخردل در بیمارستان صحرایی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی و یهودیان و کمونیست‌ها را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.
پس از جنگ جهانی اول

نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در عهدنامه ورسای شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. با شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول، در آلمان جمهوری وایمار تشکیل شده بود. پس از جنگ جهانی اول آلمان در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی‌کاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب نبرد من تشریح کرده‌است.
فعالیت‌های سیاسی
نوشتار اصلی: حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان
یک کپی از کارت عضویت هیتلر در حزب کارگران آلمان
هیتلر و بقیه افراد عضو حزب نازی، در دسامبر سال ۱۹۳۰

این حزب از یک گروه کوچک با تمایلات ملی گرایی در آخرین سال‌های جنگ جهانی اول شکل گرفت. ابتدا در برمن گروهی در اوایل سال ۱۹۱۸ با نام کمیته رایگان برای صلح کارگران آلمان (به آلمانی: Freier Ausschuss einen für deutschen Arbeiterfrieden) اعلام موجودیت کرد. آنتون درکسلر در تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ در مونیخ شعبه‌ای از این گروه را تشکیل داد. درکسلر قفل سازی ساده و از اعضای ارتش در جنگ اول جهانی بود. در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ درکسلر به همراه چند تن از دوستان نزدیکش و بیست کارگر دیگر از راه آهن مونیخ به بحث درباره ایجاد حزبی مستقل از کمیته رایگان برای صلح بر اساس اصول سیاسی که درکسلر بیان کرد بحث کنند. این گفتگو سرانجام به تاسیس حزب انجامید. حزب کارگران آلمان یک گروه کوچک با ۵۵ عضو بود. اما دولت وایمار که فعالیت‌های حزب را مشکوک به براندازی تلقی کرده بود جاسوسانی را به درون حزب فرستاد. آدولف هیتلر که اکنون مامور اطلاعاتی ارتش بود به حزب پیوست تا در نزدیک تحولات حزب را گزارش دهد. او کم‌کم با دیدگاه‌های حزب آشنا شد. همچنین هیتلر قدرت سخنوری خوبی داشت و به یکی از سخنگوهای ماهر حزب تبدیل شده بود. در میان اعضای اولیه حزب می‌توان به رودلف هس، هانس فرانک و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که بعدها همگی در سمت‌های بالایی مشغول به فعالیت شدند. هیتلر اکنون جذب حزب شده بود و نه تنها مخالفتی با حزب نداشت بلکه به یکی از ستون‌های اصلی حزب تبدیل شده بود. هیتلر از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به اعضای حزب پیوست او در اولین قدم تعداد افراد حزب را برای شماره گذاری از عدد ۵۰۰ شروع کرد بدین ترتیب اعضای حزب به جای آن که ۵۵ اعلام شود ۵۵۵ نفر اعلام شد. این اولین و بزرگترین تبلیغ برای حزب بود. حزب کارگران آلمان به وسیله یک کمیته هفت نفره اداره می‌شد. هیتلر توانست به کمیته هفت نفره راه پیدا کند. دومین اقدام هیتلر تغییر نام حزب در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ بود. اکنون واژه سوسیالیست ملی هم به نام حزب افزوده شد و بدین صورت حزب با نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (به اختصار: NSDP) معرفی شد. هیتلر در مراسم‌های مختلف سخن رانی می‌کرد و سخنان آتشین و ملی گرایانه او به جذب هر چه بیشتر افراد کمک بزرگی می‌کرد. هیتلر توانست درکسلر را متقاعد کند که هیئت هفت نفره مدیریت حزب لغو شود؛ بنابراین هیتلر به عنوان رئیس جدید حزب توانست برنامه‌های خود را به خوبی اجرا کند. نخستین اقدام هیتلر پس از ریاست تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام اس آ بود. هیتلر در قدم بعد اعلام کرد که دو هدف کلی در حزب دارد اولین هدف پیشرفت آلمان و دومین هدف مقابله با دشمنان درجه اول آلمان یعنی فرانسه - انگلیس و شوروی که در چنگال سرمایه یهودیان اسیر هستند. هیتلر صلیب شکسته به عنوان نمادی آریایی را به عنوان نماد حزب انتخاب کرد. در طی سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ حزب رشد قابل توجهی داشت. حزب نازی دارای یک شاخه به نام گروه حمله اس آ بود. در راس این گروه ارنست روهم نزدیک‌ترین دوست هیتلر در حزب قرار داشت. در سال ۱۹۳۴ هیتلر به دلایلی از جمله خشونت طلبی، این گروه را منحل کرد و روسای آن از جمله ارنست روهم به دلیل توطئه کشته شدند. یکی از دلایل نارضایتی هیتلر و ارتش از نیروی اس آ این بود که روهم قصد داشت اس آ را جانشین ارتش نماید. پس از اعدام روسای اس آ، نیروی اس اس که زیر رهبری هیتلر قرار داشت و زیر مجموعه اس آ به شمار می‌آمد، به عنوان نیروی مستقل به فعالیت ادامه داد.
کودتای مونیخ
نوشتار اصلی: کودتای مونیخ
مونیخ در هنگام کودتای آبجوفروشی

در ژانویه ۱۹۲۳، فرانسه منطقه روهر صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی اول اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در بایرن حرکت نیرومندی برای جدا سازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمی‌گرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده می‌شد. در نهایت نخست وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض بزنند. هیتلر یک ضد حمله سازمان دهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربرو بر‌گزار شود و نخست وزیر، دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملاً برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لوندروف بی نتیجه ماند. روز بعد، گردان‌های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لوندروف هدایت می‌شدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن‌ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راه پیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعداً به خاطر زخم هایشان در پادگان‌های محلی ارتش جان سپردند.[۱۰] هیتلر، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید. وی در دادگاه اما پس از ۶ ماه با قید و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد.[۱۱][نیازمند منبع] آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد.
انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان
هیتلر و پاول فون هیندنبورگ
استقبال مردم از به مقام صدر اعظم رسیدن هیتلر. هیتلر در قسمت پنجره صدارت عظمای رایش استاده است. عکس درست مربوط به شب به قدرت رسیدن هیتلر یعنی ۳۰ جنیری سال ۱۹۳۳ است.

در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.[۱۱][نیازمند منبع] کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس جمهور هیندنبورگ به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌ها و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبان صنایع بزرگ آلمان (مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب سرازیر شد.
رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی)
هیتلر در مراسم کلنگ زنی اتوبان رایش از فرانکفورت به مانهایم، در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۳، به منظور ریشه کنی بیکاری
هیتلر و پاول فون هیندنبورگ در ۲۱ مارچ ۱۹۳۳
هیتلر در ۱۹۳۳
نوشتار اصلی: آلمان نازی

رایش آلمان بزرگ یا آلمان نازی به حکومت آلمان در دوران بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ اطلاق می‌شود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در راس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. تا سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس ملی آلمان به دست آورد و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد. رئیس جمهور هیندنبورگ در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۰ آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کرد. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می‌شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می‌داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می‌شدند تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد. پس از آن، گام‌های بعدی در تشکیل رایش برداشته شد و در قدم بعدی پرچم با نشان صلیب شکسته در کنار پرچم جمهوری وایمار برافراشته شد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۴ به دستور رئیس جمهور پاول فون هیندنبورگ، صدراعظم هیتلر موظف شد اختیارات ایالت‌های آلمان را تا حد ممکن کم و اختیارات برخی از ایالات‌ها نیز به طور کامل زیر نظر برلین قرار دهد، این کار مغایر سیستم فدرالی در جمهوری وایمار بود. هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی اینگونه پاسخ داد:

    در ابتدا این حرف مرا به تمسخر گرفتند وقتی گفتم جنبش نازی‌ها هزار سال ادامه خوهد یافت، فراموش نکنید مردم چگونه به من می‌خندیدند هنگامی که ۱۵ سال پیش گفتم من روزی در آلمان حکومت می‌کنم. خنده آنها به همان مقدار ابلهانه‌است وقتی من می‌گویم در قدرت باقی خواهم ماند

آنشلوس (الحاق اتریش)
برگه رفراندم برای الحاق به آلمان که گزینه آری با دایره بزرگ در مرکز مشخص شده‌است

علاقه به وحدت با آلمان پس از جنگ جهانی اول در مردم اتریش بسیار قوی بود. هیتلر عقیده داشت اتریش (میهن وی) جز جدایی نا پذیر آلمان است و با استفاده از رفراندم توانست اتریش رادر سال ۱۹۳۸ پیوست آلمان کند. موفقیت هیتلر در الحاق اتریش به رایش، بدون خونریزی و واکنش منفعلانه دولتهای پیروز جنگ اول در مقابل وی موجب افزایش محبوبیت و قدرت هیتلر در آلمان شد. به دلیل این که واژه آلمانی آنشلوس (به معنی پیوست) در هنگام وقوع این رخداد، بسیار در مطبوعات اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت این رخداد به نام آنشلوس معروف است.[۱۱][نیازمند منبع]
اقتصاد
رژه نازی‌ها در نوامبر ۱۹۳۵

اقتصاد رایش آلمان بزرگ را نه می‌توان مانند شوروی یک اقتصاد کاملاً سوسیالیستی دانست و نه می‌توان آن را مانند آمریکا یک اقتصاد سرمایه داری دانست. اقتصاد آلمان در تئوری به دنبال یک سیستم سوسیالیستی بود اما از سرمایه‌گذاری خصوصی در چهاچوب خواسته‌های دولت نیز پشتیبانی می‌کرد. زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند نرخ بی‌کاری حدود ۳۰٪ بود که از همان ابتدای تشکیل کابینه توسط هیتلر وی یالمار شاخت را ابتدا به عنوان رئیس رایش بانک و سپس به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد. در سال ۱۹۳۷ هرمان گورینگ به جای یالمار شاخت به عنوان وزیر اقتصاد معرفی شد. پس از آغاز جنگ هنوز یک سال تا پایان دوره چهار ساله نخست (۱۹۴۰) باقی‌مانده بود اما سیاست‌های اقتصادی آلمان به سیاست‌های اقتصاد جنگی تغییر پیدا کرد و آلبرت اشپیر جایگزین هرمان گورینگ شد در این مدت آلمان به شدت کمبود نیروی کار را احساس می‌کرد و در بسیاری از کارخانه‌ها مجبور شد از اسیران جنگی برای کار اجباری استفاده کند.
تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره
هیتلر در سال ۱۹۳۷

در ماه مارس ۱۹۳۳ بیانیه‌ای مهم توسط دولت هیتلر منتشر شد که موضوع آن الحاق اتریش و بازگرداندن مستعمرات از دست رفته در آفریقا بود. پس از انتشار این بیانیه جنگ‌های لفظی میان کشورهای اروپایی شدت گرفت و پس از آن برای حل بن‌بست سیاسی حاکم در اروپا کنفرانس خلع سلاح جهانی در ژنو تشکیل شد، نخست وزیر انگلستان رمزی مک دونالد طرحی را مطرح کرد که تمامی طرف‌ها از جمله آلمان و فرانسه نیز آن را مثبت ارزیابی کردند، این طرح مشکل اشغال راینلند توسط ارتش فرانسه را به خوبی برطرف کرد.[۱۲] در ماه مه ۱۹۳۳ هیتلر دیداری با سفیر آلمان در شوروی داشت، وی به سفیر آلمان تاکید کرد که تمام تلاش خود را در جهت بهبود روابط آلمان و شوروی انجام دهد، هیتلر معتقد بود برای اجرای طرح نفوذ آلمان در شرق اروپا به شوروی نیاز دارد و حذف لهستان در واقع به معنی حذف همیشگی معاهده ورسای است.[۱۳][۱۴] هیتلر در سخنرانی‌هایی در ۱۷ مه ۱۹۳۳ و ۲۱ مه ۱۹۳۵ و همچنین ۷ مارس ۱۹۳۶ بر صلح طلبی و تمایل بر کار در سیستم بین‌المللی تاکید کرد.[۱۵] پس از آن هیتلر در پی برقراری روابط با انگلستان بود و در همین چارچوب دیداری با سفیر بریتانیا در برلین صورت گرفت و سفیر انگلستان تمایل کشورش به گسترش ارتش آلمان تا ۳۰۰،۰۰۰ را اعلام کرد[۱۶] از طرف دیگر آلمان مذاکرات محرمانه‌ای با لهستان ترتیب داد و هیتلر به آرامی معاهده ورسای را کنار زد و ارتش آلمان را به ۶۰۰،۰۰۰ نفر افزایش داد و نیروی هوایی و نیروی دریایی آلمان را مجدداً تشکیل داد، در واکنش به این تصمیم هیتلر انگلستان، فرانسه، ایتالیا و جامعه ملل این اقدامات را محکوم کردند. پس از موج محکومیت‌ها هیتلر اعلام کرد که آلمان در پی صلح و دفاع از خود است و توانست بار دیگر مذاکراتی با انگلستان ترتیب دهد.[۱۷][۱۸] در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۳۵ قراردادی نظامی در حوزه نیروی دریایی بین آلمان و انگلستان منعقد شد این قرار داد بدون توجه به خواست جامعه ملل و حضور فرانسه و ایتالیا و در جهت تضعیف پیمان ورسای گام بزرگی تلقی می‌شد. راهبرد هیتلر برای غلبه بر مخالفتهای قدرتهای بزرگ اروپایی با تسلیح مجدد آلمان (که بر اساس معاهده ورسای به شدت محدود شده بود) نخست اجرای نمایشهای سیاسی نشان دهنده صلح طلبی (مانند پیشنهاد خلع سلاح کلی به اروپا)[۱۹] و سپس سعی در انجام مذاکرات دو جانبه با تک تک دولتهای اروپایی (به صورت جداگانه) بود. وی از طریق این مذاکرات قصد داشت از اتحاد بین مخالفینش جلوگیری کند. این راهبرد به ویژه در مورد لهستان بسیار موفق بود و مانع از عکس العمل موثر انگلیس و فرانسه در حمایت از لهستان شد.[۲۰]
پیمان ضد کمونیسم
آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی
هیتلر و موسولینی در ۱۹۳۹ در مونیخ.
سخنرانی در مجلس آلمان

ترس از ایجاد جنگی نوین در اروپا در روابط بین کشورها اثر کرده بود، پس از الحاق اتریش و قدرت گیری مجدد آلمان تحت حکومت آدولف هیتلر، ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی از هم پیمان قدیمی خود انگلستان جدا شده و به آلمان متمایل شد. در تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۳۶ آلمان و ژاپن پیمان مبنی بر پیمان ضد کمونیسم منعقد کردند و ایتالیا نیز به این پیمان پیوست در همین زمان دعوت نامه‌های نیز برای انگلستان، چین و لهستان فرستاده شد که همگی پاسخ منفی به این دعوت نامه دادند. هیتلر در جهت جلب نظر چین به پیوستن به پیمان ضد کمونیسم درخواست ژاپن مبنی بر متوقف کردن ارسال محموله‌ها و کمک‌های نظامی به چین را رد کرد، هدف اصلی هیتلر احیای صنعت نظامی آلمان بود و فروش اسلحه و فناوری‌های نظامی به چین کمک شایانی بود، اما پس از پیوستن ژاپن به این پیمان رویکرد آلمان نسبت به روابط چین و ژاپن تغییر کرد و این بار سیل کمک‌های آلمان به ژاپن فرستاده شد. پس از آنکه انگلستان از پیوستن به پیمان ضد کمونیسم سر باز زد روابط آلمان و انگلستان تضعیف شد. هیتلر از طریق سوئیس بارها دخالت‌های انگلستان در روابط آلمان با همسایگانش به خصوص لهستان را دخالت در امور آلمان نامید و آن را محکوم کرد و به مسئولان انگلستان گوش زد کرد.[۲۱]
هیتلر و موسولینی

بدست آوردن موفقیتهای جالب توجه در سیاست خارجی، یکی از مهم ترین علایق هیتلر بود. وی در ابتدای به قدرت رسیدن، مهم ترین هدف خود را پس از تثبیت قدرت حزب نازی در دولت آلمان، خنثی کردن محدودیتهای پیمان ورسای می‌دانست. این پیمان آلمان را ملزم به محدود کردن نیروی نظامی و تسلیحات می‌کرد. هیتلر برای شروع مسلح کردن آلمان بدون درگیر شدن در جنگی جدید چند روش را به صورت هم‌زمان به کار گرفت. وی برای تسکین نگرانی شدید اعلام کرد آلمان به دنبال تسلیح مجدد نیست و دولت وی خواستار خلع سلاح جهانی است و در صورت خلع سلاح همسایگان آلمان وی نیز حاضر است سلاحهای تهاجمی کشورش را از میان ببرد. در مرحله بعدی برای تضعیف وضعیت جامعه ملل و کنفرانس خلع سلاح و نیز برای جدا کردن متحدین از یکدیگر کشورهای همسایه را دعوت به مذاکرات دو جانبه برای حل اختلافات می‌کرد. نخستین موفقیت وی در این زمینه توافق دو جانبه با لهستان بدون دخالت فرانسه بود که در نهایت موجب سستی فرانسه در حمایت نظامی از لهستان شد.[۲۲]
جنگ جهانی دوم
نوشتار اصلی: جنگ جهانی دوم
اعضای رایشتاگ در حال درود فرستادن به هیتلر در ماه اکتبر سال ۱۹۳۹ و پس از تهاجم آلمان به لهستان
جلسه توجیهی ارتش آلمان در پولتاوا، ۱ ژوئن سال ۱۹۴۲
دیدار هیتلر و نخست وزیر ژاپن ماتسواوکا یوسوکه در مارچ ۱۹۴۱ در برلین. پشت سرشان وزیر خارجه آلمان یواخیم فون ریبنتروپ.

شهر آزاد دانزینگ قبل از جنگ جهانی اول شهری در ایالت پروس غربی و متعلق به کشور آلمان بود. پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان این شهر بندری به عنوان شهر آزاد اعلام شده و مالکیت اداره آن توسط متفقین به لهستان واگذار شد. پس از این تحولات ایالت پروس شرقی از آلمان جدا شد و تنها راه ارتباطی با آن ایالت از طریق هوایی یا دریایی امکان داشت. از طرف دیگر انگلستان تضمین کننده امنیت لهستان بود. دولت هیتلر لغو پیمان ورسای و برگرداندن سرزمین‌های جدا شده از آلمان را به عنوان بزرگترین هدف خود به مردم اعلام کرده بود. در گام نخست دولت هیتلر از طریق مذاکرات، تصمیم به باز پس گیری مناطق جدا شده به خصوص شهر و منطقه دانزینگ گرفت که با مخالفت شدید لهستان مواجه شد و این تنش سیاسی باعث سردی روابط دو کشور شد. پس از آنکه رایش آلمان بزرگ موفق شد قرارداد عدم جنگ را با شوروی منعقد کند در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از چند ماه تنش سیاسی به لهستان حمله کرد و شوروی نیز پس از آلمان در ۱۷ سپتامبر از شرق به لهستان حمله کرد و این آغاز جنگ در اروپا بود. پس از آنکه لهستان توسط رایش آلمان بزرگ و شوروی اشغال شد هیتلر در سخنرانی در شهر دانتزیگ در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد:

    لهستان هرگز در شکلی [نو] از معاهده ورسای ظهور نخواهد کرد، این نه تنها خواسته آلمان است بلکه توسط شوروی نیز تضمین شده‌است.[۲۳]

ارتش رایش آلمان بزرگ در سال ۱۹۴۳ در جبهه شوروی و در سال ۱۹۴۴ در جبهه فرانسه ضربات سنگینی متحمل شدند. از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش آلمان بزرگ پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. شاید حمایت آمریکا از انگلیس را بتوان بزرگترین برد سیاسی و نظامی چرچیل دانست که اگر صورت نمی‌گرفت اکنون این کشور یکی از ایالتهای آلمان نازی بود. هیتلر بزرگترین فرمانروای جهانگشای معاصر است[نیازمند منبع] و اگر رفتار ناشایست وی با یهودیان نبود، یکی از محبوبترین شخصیت‌های تاریخ لقب می‌گرفت[نیازمند منبع]. دوران آلمان تحت فرمانروایی وی، شاهد نوآوری‌ها و اختراعات بسیاری بود که از عصر و دوره خود جلوتر بود.
رابطه با اعراب
محمد امین الحسینی در حال مذاکره با آدولف هیتلر - برلین ۱۹۴۱

محمد امین الحسینی مفتی اعظم بیت المقدس در سفر به برلین در سال ۱۹۴۱ در آغاز جنگ جهانی دوم با هیتلر دربارهٔ حل مسالهٔ یهودیان خاورمیانه و مقابله با صهیونیسم گفتگو کرد.
هولوکاست
نوشتار اصلی: هولوکاست
فتح پاریس در ۱۹۴۰. هیتلر کنار آرنو برکر و آلبرت اشپر در دیدار از برج ایفل. فرانسه قرتمند ترین کشور آن زمان تسلیم آلمان شد که پیروزی عظیمی بود که فقط قابل قیاس با تسلیم دوباره به انگلیسی هاست. پیروزی آلمان بر فرانسه باعث وحشت همه کشورها شد.

کشتار سیستماتیک و با روش معین حدود شش میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان یهودی و همینطور میلیون‌ها انسان دیگر از جمله کمونیستها، همجنس‌گرایان، عقب‌ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، بیماران روانی، به دست نازیها، هولوکاست نامیده می‌شود. پس از جنگ جهانی کتابها و آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف هنر به این موضوع پرداخته و امروزه هولوکاست به عنوان نمادی از شر مطلق شناخته می‌شود و با وجود گذشت زمان، علاقه به یادآوری این واقعه افزون گشته‌است و مراسم روزهای یادآوری و محکومیت آن هر ساله در کشورهای بسیاری بر‌گزار می‌شود. با آنکه یهودیان اروپا و علی‌الخصوص آلمان بدست هیتلر و ارتش تابع او که ارتش کشور آلمان بود کشته شدند.
در مسیر شکست

حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی‌های چشم گیری را برای نازی‌ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان زمستان بسیار سردی را پیش‌بینی نکرده بود ولی در عمل چنین شد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آزوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند. فرماندهان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی‌های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند از نیروهای فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی (D-Day) در سواحل نرماندی در شمال فرانسه پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.[نیازمند منبع]
شکست و مرگ
اعلام مرگ هیتلر پیش از پایان جنگ جهانی دوم

گفته می‌شود آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت. هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، اوا براون که از زمان شروع فعالیت در حزب نازی با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای متفقین تائید شده بود، هیتلر در آخرین ساعات عمرش با اوا براون ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی همزمان دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزاندند.[نیازمند منبع]. هیتلر هیچگاه نمی‌خواست همانند موسیلینی به اسارت متفقین درآید. وی در آخرین ساعات پیش از مرگ وصیتنامه‌ای از خود برجای گذاشت.[۲۴] هنوز گروهی از طرفدارانش معتقد به خروج وی از آلمان هستند[نیازمند منبع].
سوءقصدها به هیتلر
عملیات والکری
نوشتار اصلی: عملیات والکوره
آشیانه گرگ پس از انفجار.

در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ به عنوان بخشی از عملیات افسانه شمال در آشیانه گرگ محل اقامت هیتلر بمب گذاری انجام شد. اما هیتلر کشته نشد و تنها دچار صدمه‌ای سطحی شد. این مهم‌ترین سوء قصدی بود که نسبت به جان هیتلر انجام گرفت. طراحان این عملیات تعدادی از افسران و ژنرال‌های عالی رتبه ارتش آلمان بودند.
بمب گذاری در سالن آبجوفروشی

۹ روز پس از شروع جنگ دوم جهانی آدولف هیتلر در عصر روز ۸ نوامبر به مونیخ رفت تا در سالگرد انقلاب نازی‌ها برای هواداران حزب نازی در مونیخ سخنرانی کند. با این حال او با توجه به جنگ با لهستان ترجیح داد هرچه زودتر به برلین بازگردد. هیتلر با وجود آن که به مونیخ رفت به فاصله کوتاهی پس از ورود به این شهر درصدد بازگشت به برلین برآمد اما اوضاع بد جوی مانع از بازگشت او به پایتخت شد. با توجه به این شرایط بود که هیتلر تصمیم گرفت با کوتاه کردن نطقش با یکی از قطارهای شبانگاهی به برلین بازگردد. این تغییر برنامه باعث شد وی نطق خود را زودتر از زمان تعیین شده یعنی ساعت ۹ شب به پایان برده و راهی ایستگاه مرکزی راه آهن شود. او بلافاصله پس از سخنرانی اش در سالن آبجوفروشی که تظاهرات از آنجا شروع شده بود محل را ترک کرد و به همراه محافظانش راهی ایستگاه قطار برلین شد. تنها ۱۳ دقیقه پس از خروج آدولف هیتلر از سالن انفجار مهیبی در سالن آبجوفروشی مونیخ به وقوع پیوست که در آن ۸۰ تن کشته و ۶۳ نفر زخمی شد و هیتلر از توطئه ترور جان سالم به در برد. بمب توسط نجاری به نام گئورگ السر کار گذاشته شده بود، گئورگ السر نجاری از اهالی جنوب باختری آلمان با گرایش‌های کمونیستی بود. وی هیچگاه در آلمان پس از جنگ به چهره‌ای محبوب تبدیل نشد. نازی‌ها برای سالها تاکید داشتند السر طرح چنین تروری را به تنهایی انجام نداده بود و او در واقع دست نشانده سرویس اطلاعاتی بریتانیا است. السر تنها چند ساعت پس از این اقدام ناکام در حالی که سعی داشت به سوئیس فرار کند در مرز دستگیر شد. فرمان مرگ السر در ۴ آوریل سال ۱۹۴۵ توسط آدولف هیتلر صادر و حکم در همان روز اجرا شد.[۲۵]
زندگی شخصی
هیتلر در کنار اِوا براون در حالی که قلادهٔ سگ محبوبش به نام بلاندی را در دست دارد.
نوشتار اصلی: گیاهخواری آدولف هیتلر

اِوا براون، معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه همسر او بود. آدولف هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی‌کرد و سیگار نمی‌کشید.[۲۶] او هم‌چنین گیاه‌خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می‌کرد.[۲۷]

آدولف هیتلر به موسیقی ریشارد واگنر، آهنگساز آلمانی «عشق می‌ورزید».[۲۸]

هیتلر مخالف زنده‌شکافی بود (رایش آلمان اولین کشوری بود که این کار را ممنوع کرد) و با مشاهدهٔ آزار حیوانات اندوهگین می‌شد.[۲۹]

آشیانهٔ عقاب (به آلمانی: Kehlsteinhaus) تلفظ: کِل‌شتَین‌هاوس، (به انگلیسی: Eagle's Nest) نام اقامتگاه مورد علاقه آدولف هیتلر رهبر آلمان نازی بود که بربالای کوه‌های آلپ قرار داشت.[۳۰]
میراث
خودروی شخصی هیتلر در نمایشگاه جنگ کانادا
خارج از ساختمان زادگاه هیتلر در -براونا-آم-این در اتریش- نوشته‌های حکاکی‌شده این نشان سنگی، یادآور وحشت جنگ جهانی دوم و بانی آن آدولف هیتلر است.

از هنگام مرگ آدولف هیتلر کتابهای بسیاری درباره او به‌ویژه با شروع هزاره جدید نگاشته شده. برخلاف جنگ جهانی اول که دولتمردان و حکام مختلفی مسئول شروع آن شناخته شده‌اند، هیتلر به طور عمده و به تنهایی مسبب آغاز جنگ جهانی دوم معرفی می‌شود..[۱] نمایش صلیب شکسته نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است.

با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی طرفانه نسبت داده‌اند و یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشتهٔ تحریر درآورده‌است.[۳۱] لوییس فراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود.[۳۲] بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت ماهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین کننده‌های هیتلر است.[۳۳] لئون دگرله فرمانده لژیون اس اس در بلژیک در کتابی که در سال ۱۹۸۵ از وی به چاپ رسید، مدعی شد که نفرت موجود علیه هیتلر توسط سرمایه‌داران و مطبوعات خلق شده و علت آن را مسیر حرکت هیتلر در برخورد با «مصالح سرمایه‌داری کلان» دانست.[۳۴][نیازمند منبع]

خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد با این مضمون:

    FÜR FRIEDEN FREIHEIT
    UND DEMOKRATIE
    NIE WIEDER FASCHISMUS
    MILLIONEN TOTE MAHNEN

که ترجمهٔ آزاد آن اینچنین است:

    برای دستیابی به صلح، آزادی
    و دموکراسی
    حکومت فاشیستی دیگر هرگز
    میلیون‌ها کشته [این را] به یاد [ما] می‌آورد.[۳۵]

شرکت خودروسازی فولکس‌واگن به دستور هیتلر در سال ۱۹۳۰ بنا شده‌است. او خواست تا، «خودرویی برای مردم» ساخته بشود؛ که فولکس‌واگن در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم است. او از دکتر فردیناند پورشه تقاضا کرد که خودرویی بسازد که عموم مردم قدرت خرید آن را داشته باشند.
خانواده هیتلر
تبارنامه آدولف هیتلر

    اوا براون، همسر
    آلویس هیتلر، پدر
    کلارا هیتلر، مادر
    پاولا هیتلر، خواهر
    آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی
    بریجت داولینگ، زن برادر
    ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده
    آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی
    گلی راوبال، خواهر زاده
    ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ
    یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی
    یوهان نپوموک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری

خاستگاه نام هیتلر

دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد:

    (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند»، «چوپان».
    (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن

وین

ویَن (به آلمانی: Wien) پایتخت کشور اتریش و یکی از استان‌های نه‌گانه کشور اتریش محسوب می‌شود. این شهر بزرگترین شهر اتریش و نهمین شهر بزرگ در اتحادیه اروپا است. تا قبل از شروع قرن بیستم میلادی، وین بزرگترین شهر آلمانی زبان اروپا بود. پیش از شروع جنگ جهانی اول این شهر دو میلیون نفر جمعیت داشت.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ سیاست
    ۳ نام گذاری
    ۴ موقعیت جغرافیایی
    ۵ مراکز دانشگاهی
    ۶ آب و هوا
    ۷ گردشگری
    ۸ موسیقی
    ۹ فرهنگ کافه‌نشینی
    ۱۰ شهرهای خواهر
    ۱۱ منابع

تاریخچه

این شهر در قرن ۵ پیش از میلاد مسیح بنا و به تدریج به پایتخت اتریش تبدیل شده‌است.نام وین از قدیم مترادف موسیقی، مجالس بزم و رقص والس بوده، اما در دوران پیش از جنگ جهانی اول روی دیگری هم داشت که بسیار ناخوشایند بود. شمار زیادی از اهالی شهر در بیغوله‌ها زندگی می‌کردند، و در سال ۱۹۱۳ حدود ۱۵۰۰ نفر از سکنه وین خودکشی کردند.[۱]

بعد از جنگ جهانی دوم قوای متفقین آن را به چهار قسمت تحت کنترل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه تقسیم کردند. بعد از آن که اتریش قبول کرد برای همیشه بی طرف بماند و به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نپیوندد، نیروهای شوروی در سال ۱۹۵۵ از این شهر خارج شدند.

فیلم مرد سوم با بازی اورسون ولز در مورد فضای حاکم بر وین در دوران اشغال آن توسط قوای چهارگانه متفقین است. فیلمنامه این فیلم را گراهام گرین نوشته است.
سیاست

وین سومین شهر دنیاست که دفتر سازمان ملل متحد در آن قرار دارد و دفاتر بین‌المللی برخی از سازمان‌های جهانی مانند اوپک، OSZE و سازمان انرژی اتمی در این شهر استقرار یافته‌است.

بافت مرکزی شهر وین بنا به درخواست دولت این کشور در سال ۲۰۰۱ میلادی از جانب سازمان یونسکو به عنوان میراث فرهنگی جهانی به ثبت رسیده‌است.
نام گذاری

نام «ویَن» در زبان فارسی از نام آن در زبان فرانسوی (Vienne) گرفته شده‌است. در زبان آلمانی نام شهر «وین» (بر وزن چین) تلفظ (۲۰۱۱)
موقعیت جغرافیایی
رود دانوب در شهر وین

وین در شمال شرقی کشور اتریش و در نزدیکی رود دانوب قرار دارد.

این شهر ۴۱۵ کیلومتر مربع مساحت دارد و هم اکنون جمعیت آن به ۱،۷۰۰،۰۰۰ نفر می‌رسد که از این جمعیت، در حدود ۷۰،۰۰۰ نفر ایرانی می‌باشند.
مراکز دانشگاهی

از دانشگاه‌های دولتی وین می‌توان دانشگاه وین را نام برد، تحصیل در وین رایگان بود؛ اما در سال‌های اخیر مبلغی بین ۳۵۰ تا ۵۰۰ یورو برای هر ترم به عنوان شهریه دریافت می‌شود و در ضمن همه می‌توانند از امکانات بورسیه تحصیلی برخوردار شوند. دانشگاه فنی وین نیز بزرگترین دانشگاه وین در رشته‌های فنی و مهندسی است.
وین
نمودار آب و هوا (راهنما)
ژ     ف     م     آ     م     ژ     ژ     آ     س     اُ     ن     د
 
 
۴۳
 
۴
۱−
   
 
 
۵۰
 
۷
۲
   
 
 
۴۰
 
۱۴
۶
   
 
 
۴۵
 
۲۱
۱۲
   
 
 
۵۸
 
۲۵
۱۵
   
 
 
۶۳
 
۲۵
۱۵
   
 
 
۷۳
 
۲۲
۱۳
   
 
 
۶۱
 
۱۹
۹
   
 
 
۵۰
 
۱۴
۵
   
 
 
۴۰
 
۹
۳
   
 
 
۴۳
 
۴
۲−
   
 
 
۳۸
 
۲
۳−
میانگین بالاترین و پایین ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر
[نمایش]مقیاس فارنهایت و اینچ

از دانشگاه‌های خصوصی می‌توان دانشگاه بین‌المللی وین و دانشگاه وبستر را نام برد.
آب و هوا
گردشگری

وین در همه روزهای سال پذیرای عده زیادی از جهانگردان است و در سال حدود ۷ میلیون توریست از آن بازدید می‌کنند که بر اساس آمار، در سال ۲۰۰۴ این جمعیت چیزی در حدود ۵/۳ میلیون نفر بوده‌است.
قصر شونبرون

    موزه ملکه سی‌سی یکی از موزه‌های معروف وین است .
    کلیسای سنت‌استفان با قدمتی ۹۰۰ ساله بزرگ‌ترین کلیسای شهر به شمار می‌رود و در مرکز شهر قرار دارد و یک شاهکار دوره گوتیک محسوب می شود. ورود برای عموم رایگان است. یکی از جالب ترین قسمت های این کلیسا سردابه (به آلمانی Katakomben ) آن است که بقایای اسکلت قربانیان طاعون در قبرهای دست جمعی آن جا نگه داری می شود.
    قصر شونبرون نیز از دیدنی‌ترین جاهای وین است که در دوره باروک و حدود سال ۱۷۰۰ میلادی بنا شده‌است و در آن سالنی قرار دارد که به سالن ایرانی مشهور بوده و معماری آن نیز به سبک معماری ایرانی است. در زبان آلمانی شون به معنای زیبا و برون به معنای چشمه است. همچنین شونبرون دارای یک گلخانه بسیار بزرگ و مجهز بوده که در نوع خود بی‌نظیر است و تنوع گیاهانی که در آن کاشته‌اند تا آنجاست که تا صد سال پیش در آن درخت انار می‌کاشتند . صدها گونه رز در فضای باز این قصر کاشته شده که به صورت فصلی دوباره کاشته می‌شوند.
    هافبورگ قصر سلطنتی اتریش است و طی بیش از ششصد سال محل زندگی پادشاهان اتریش از اولینشان رودولف اول در سال ۱۲۷۳ تا آخرینشان کارل اول در سال ۱۹۱۸ بوده است.
    موزه آلبرتینا که زمانی مهمانسرای سلطنتی بود اکنون یکی از معروف ترین موزه های وین است که در آن آثار رافائل، رامبراند، داوینچی، مایکل آنجلو، سزان، پیکاسو و البته گوستاو کلیمت و اگون شیله نگه داری می شود.
    قصر بلویدیر شامل موزه ها و گالری های مختلفی است و آثار مهمی از گوستاو کلیمت و اگون شیله در آن نگهداری می شود. تابلوی معروف بوسه (نقاشی) اثر کلیمت در این مکان نگهداری می شود.

از دیگر نقاط دیدنی وین می‌توان باغ وحش، قصر گلوریت، موزه تکنیک و موزه دکتر لئوپلد را نام برد.
موسیقی

وین پایتخت جهانی موسیقی است و در تمام جهان شهر و زادگاه بسیاری از آهنگسازان و بزرگان موسیقی شناخته می‌شود. دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین که یک دانشگاه دولتی است، بزرگترین و معتبرترین دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین است. همچنین مدرسه‌ها، هنرستان‌ها و کنسرواتوارهای خصوصی موسیقی فراوان دیگری نیز به آموزش علاقه‌مندان و هنرجویان موسیقی در وین می‌پردازند.

در وین ۳۵ خانه وجود دارد که بتهوون چندی در آنها زندگی کرده‌است. معروف‌ترین ارکستر دنیا، ارکستر فلارمونیک وین است که چندین نسل در آن می‌نوازند. به طوری که گاه پدر، پسر و نوه در یک شب با این ارکستر اجرا دارند و علاقه به موسیقی به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. با این ارکسترها چند موسیقیدان و نوازنده ایرانی نیز همکاری دارند.
فرهنگ کافه‌نشینی

در وین فرهنگ کافه‌نشینی اهمیت بسیاری داشت و هنوز هم ادامه دارد.یکی از دلایل اهمیت زیاد کافه‌ها این بود که همه‌جور آدمی به آنها می‌رفت، و در نتیجه حوزه‌ها و علایق مختلف به رشد یکدیگر کمک می‌کردند. در واقع، مرزهای نظری که بعدها در تفکر غربی خیلی پررنگ و برجسته شدند، در آن زمان کاملاً انعطاف‌پذیر بودند.

قصه‌ای وجود دارد که می‌گوید وقتی ترکان عثمانی در سال ۱۶۸۳ از ادامه محاصره وین منصرف شدند و عقب‌نشینی کردند، گونی‌های قهوه زیادی را در اطراف شهر به جای گذاشتند، و اولین کافه‌های وین با استفاده از این گونی‌های قهوه به‌راه افتاد.

چارلز امرسون، نویسنده کتاب "۱۹۱۳: در جستجوی جهان پیش از جنگ بزرگ" می‌گوید: "فرهنگ کافه نشینی، و بحث و گفتگو در کافه‌ها هنوز هم بخش مهمی از زندگی وینی است. حلقه روشنفکران وینی نسبتاً کوچک بود و همه یکدیگر را می‌شناختند و این باعث می‌شد که تبادل ایده‌ها از حوزه‌های فرهنگی مختلف به‌راحتی انجام شود."

او اضافه می‌کند که چنین وضعیتی برای دگراندیشان سیاسی و کسانی که از کشورشان فرار کرده بودند، مطلوب بود: "حکومت مرکزی قدرت فوق‌العاده زیادی نداشت و تا حدی سهل‌انگار بود. اگر در اروپا به‌دنبال جایی برای پنهان شدن بودید که بتوانید در آن با افراد جالب زیادی آشنا شوید، وین انتخاب مناسبی بود."

کافه لانتمان (Café Landtmann)، پاتوق فروید، هنوز در بلوار معروف رینگ است. این بلوار به‌دور منطقه تاریخی مرکزی شهر، موسوم به اینر اشتات (Innere Stadt)، کشیده شده است.

تروتسکی و هیتلر مشتری کافه سنترال (Café Central) بودند که با کافه لانتمان فقط چند دقیقه پیاده فاصله داشت.

هواپیمایی امارات

هواپیمایی امارات، (به انگلیسی: Emirates Airlines) شرکت هواپیمایی اماراتی است، که دفتر مرکزی آن در شهر دبی قرار دارد. این شرکت متعلّق به گروه امارات است و پروازهای منظم روزانه‌ای را از دبی به مقاصدی در خاورمیانه، خاور دور، اروپا، آفریقا، شبه قاره هند، جنوب شرق آسیا و آمریکای شمالی انجام می‌دهد. فرودگاه بین‌المللی دبی، قطب این شرکت هواپیمایی به‌شمار می‌آید.

هواپیمایی امارات بزرگ‌ترین شرکت هواپیمایی در خاورمیانه است[۲] که در هفته بیش از ۳٫۴۰۰ پرواز به ۱۳۳ شهر واقع در ۷۴ کشور جهان،[۳] انجام می‌دهد،[۴][۵] همچنین در سال سال ۲۰۱۳ به عنوان بهترین شرکت هواپیمایی جهان انتخاب شد. این شرکت نزدیک به ۲۰۰ هواپیمای نو و ۱۸ هزار خدمه پرواز دارد. هواپیمایی امارات در سال ۲۰۱۲ از نظر شمار انتقال مسافر بین‌المللی، در رتبه چهارم از بزرگترین شرکت‌های هواپیمایی قرار گرفت.[۶]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ مسیرهای جدید
    ۳ روش مدیریتی
    ۴ جایگاه در صنعت هواپیماسازی
    ۵ مناقشه
    ۶ اهداف
    ۷ ناوگان
        ۷.۱ ناوگان مسافری
        ۷.۲ ناوگان باری
        ۷.۳ سفارش‌های جدید
    ۸ اسپانسرینگ
    ۹ حوادث
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

تاریخچه

هواپیمایی امارات در ماه می سال ۱۹۸۵ توسط حکومت دبی تأسیس شد و فعالیت‌هایش را از روز ۲۵ سپتامبر سال ۱۹۸۵ با پروازهایی به بمبئی و دهلی آغاز کرد. در اکتبر همان سال پرواز دبی-کراچی نیز راه‌اندازی شد. اولین هواپیماهای آن را یک فروند ایرباس ای۳۰۰ و یک فروند بوئینگ ۷۳۷-۳۰۰ که از هواپیمایی پاکستان اجاره کرده بود تشکیل می‌دادند. سپس دو فروند بوئینگ ۷۲۷-۲۰۰ ادونسد دست دوم به ناوگان آن پیوستند. این ۴ فروند تا ورود نخستین هواپیماهای نو به ناوگان امارات تنها هواپیماهای آن را تشکیل می‌دادند.
هواپیمای ایرباس ای۳۸۰، بزرگترین هواپیمای مسافربری جهان، در لباس امارات در نمایشگاه هوایی دبی

اولین پرواز اروپایی امارات در ژوئیهٔ ۱۹۸۷ به مقصد فرودگاه گت‌ویک لندن انجام گرفت. پروازهای شرکت به مقصد خاور دور در ژوئن ۱۹۹۰ با پرواز به سنگاپور آغاز گشت. در سال ۱۹۹۸ امارات ۴۰٪ سهام شرکت هواپیمایی ایر لانکا را خریداری نمود و مدیریت این شرکت سریلانکایی را برعهده گرفت. در پی این قرارداد نام شرکت مذکور به هواپیمایی سریلانکا تغییر یافت. در حال حاضر امارات تنها شرکت هواپیمایی در جهان به شمار می‌رود که قادر است مسافرین خود را تنها با یک توقف از استرالیا به فرودگاه جان اف کندی نیویورک برساند. امارات اسکای کارگو نام شرکت هوایی باری امارات است.

هواپیمایی امارات در سال مالی ۲۰۰۴-۲۰۰۵ سودی معادل ۳۶۸ میلیون درهم رابه حکومت دوبی پرداخت کرد، این در حالی است که این رقم در سال پیش از آن ۳۲۹ میلیون درهم بود. در مجموع از سال ۱۹۹۹ امارات مبلغی معادل ۱/۱ میلیارد درهم را به عنوان سود سهام به حکومت دوبی پرداخت کرده‌است (لازم به ذکر است تا پیش از این تاریخ سودی از این شرکت دریافت نمی‌شد). با وجود اینکه حکومت دوبی تنها سهام دار این شرکت به شمار می‌رود تا کنون هیچ یارانه‌ای به آن پرداخت نکرده است؛ البته به جز تامین سرمایه اولیه هواپیمایی که مبلغی در حدود ۱۰ میلیون دلار بود و همچنین حدود ۸۰ میلیون دلار که در زمان آغاز به کار شرکت در آن سرمایه‌گذاری شد. درواقع می‌توان گفت مقامات سیاسی دوبی تا آنجا که بتوانند هیچ دخالتی در اداره امارات انجام نمی‌دهند. در حال حاضر امارات توسط یک گروه خارجی به سرپرستی مدیری بریتانیایی به نام موریس فلاناگان ۷۷ ساله اداره می‌شود. تمام مدیران این شرکت دارای سوابق طولانی مدیریتی در شرکتهای بزرگ صنعتی جهان هستند. هواپیمایی امارات در تمام سال‌های فعالیتش، به جز سال دوم آن همواره شرکتی سودآور بوده‌است.

هواپیمایی امارات در سال مالی ۲۰۰۵، با کسب حدود ۶/۲ میلیارد درهم (معادل ۷۰۸ میلیون دلار) سود خالص رکورد جدیدی در تاریخ فعالیت‌های خود برجای گذاشت. (کل درآمد شرکت در این سال ۱/۱۹ میلیارد درهم بود.) این در حالی است که در سال مذکور اکثر شرکت‌های هواپیمایی جهان با بحران‌های شدید مالی دست به گریبان بودند. (به سبب افزایش بهای سوخت هواپیما در پی روند رو به رشد قیمت جهانی نفت و تبعات حادثه سونامی در جنوب و جنوب شرق آسیا که بر صنعت گردشگری جهان تأثیر منفی فراوانی گذاشت.) در این سال هواپیمایی امارات میزبان بیش از ۵۲/۱۲ میلیون مسافر بود که این آمار نسبت به سال ۲۰۰۴، ۱/۲ میلیون نفر افزایش نشان می‌دهد. این شرکت ۱۶۱۱۹ نفر را در استخدام خود دارد.[۷]
مسیرهای جدید

    با آغاز پاییز ۱۳۸۵، سومین پرواز روزانه شرکت از دوبی به مقصد فرودگاه جان اف کندی نیویورک از ماه مهر راه‌اندازی شد. این پرواز با استفاده از یک هواپیمای بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰ ای آر و با یک توقف در شهر هامبورگ انجام خواهد شد .(هواپیمایی امارات از سال گذشته دو پرواز روزانه بدون توقف را از دوبی به نیویورک آغاز کرده بود .)
    همچنین از مهر ۱۳۸۵ هشت پرواز هفتگی از دوبی به بنگلور، مرکز فناوری اطلاعات هند آغاز شد.
    راه‌اندازی ۵ پرواز هفتگی در مسیر دبی-تونس نیز در دستور کار هواپیمایی امارات قرار دارد .[۸]

روش مدیریتی

موفقیت‌های اخیر شرکت امارات، که آن را به کلی از رقبای منطقه ایش متمایز کرده است، بر چند اصل زیر استوار است:

    این شرکت برخلاف سایر هواپیمایی‌های حامل پرچم ساختار سازمانی بسیار ساده‌ای دارد. این موضوع سبب شده هیچ هزینه اضافه‌ای بر آن تحمیل نشود.
    صرفه جویی در این شرکت حرف اول را می‌زند، به گونه‌ای که کارشناسان امارات را از نظر کاهش هزینه‌های غیرضروری پس از شرکت رایان‌ایر در جایگاه دوم می‌دانند.
    هواپیمایی امارات تاکنون عضویت در تمام کارتل‌های بزرگ هوایی را رد کرده است. این شرکت مزایای این کارتل‌ها نظیر افزایش مشتریان را با توجه به هزینه زیاد عضویت در آن‌ها نادیده گرفته است.
    از آنجا که تمام ناوگان هواپیمایی امارات را هواپیمای پهن‌پیکر تشکیل می‌دهند، هزینهٔ سفر با آن نسبت با شرکت‌هایی که از ترکیبی از هواپیماهای باریک‌پیکر و پهن‌پیکر استفاده می‌کنند کمتر است. چرا که آن را قادر ساخته در تمام پروازهای خود مقداری بار اضافی نیز حمل کند که این موضوع درآمد و سود کلیش را افزایش داده است.
    قرار گرفتن پایگاه هواپیمایی امارات در دبی یکی از مهم‌ترین مزیت‌هایش به شمار می‌رود، از جمله اینکه می‌تواند از موقعیت خاص جغرافیایی این شهر برای حمل بار و مسافر به خاور دور، آفریقا، شبه قاره هند و اروپا استفاده کند. همچنین با توجه به عدم وجود محدودیت برای پروازهای شبانه از فرودگاه بین‌المللی دبی این شرکت می‌تواند از حداکثر توان ناوگان خود استفاده کند.
    تمام ناوگان هواپیمایی امارات را هواپیماهای نو تشکیل می‌دهند، این موضوع مصرف سوخت شرکت را کاهش داده است.
    جوان بودن این شرکت سبب شده با هیچ یک از مشکلات معمول شرکت‌های بزرگ هواپیمایی همچون دیوان‌سالاری، هزینه‌های زائد و اعتصاب‌های کارمندان مواجه نباشد.[۹]

جایگاه در صنعت هواپیماسازی

هواپیمایی امارات از کاهش شدید قیمت هواپیماهای ایرباس و بوئینگ در نخستین سال‌های پس از حادثهٔ ۱۱ سپتامبر بیشترین بهره‌برداری ممکن را نمود و در همان زمان قرارداد خرید بیش از ۱۵۰ فروند هواپیمای پهن‌پیکر را با این دو شرکت به امضا رساند. این موضوع سبب شده که همگان امارات را یکی از غول‌های آیندهٔ صنعت هوایی جهان به شمار آورند. این شرکت ظرف کمتر از دو دهه از یک شرکت بسیار کوچک محلی در دههٔ ۱۹۸۰، به یک شرکت هوایی منطقه‌ای در دههٔ ۱۹۹۰ و در سال‌های آغازین سدهٔ ۲۱ به رقیبی جدی برای بیشتر شرکت‌های هوایی جهان تبدیل شد. امروزه عدهٔ زیادی عقیده دارند که امارات در مسیر تبدیل‌شدن به بزرگ‌ترین بهره‌بردار هواپیماهای پهن‌پیکر در جهان قرار دارد. با تحویل هواپیماهای سفارش‌داده‌شدهٔ این شرکت و خریدهای جدیدی که در دست اقدام دارد، این موضوع به‌هیچ‌وجه دور از دسترس به نظر نمی‌رسد.
مناقشه

امروزه غول‌های هوایی اروپا و استرالیا یعنی ایر فرانس-کی‌ال‌ام، لوفت‌هانزا، بریتیش ایرویز و کانتاس، امارات را تهدیدی جدی برای آینده خود به شمار می‌آورند. چرا که از تصمیم امارات برای تبدیل شدن به یک شرکت مادر هوایی به خوبی آگاهند. در صورتی که امارات روند رو به رشد خود را در سال‌های آینده نیز ادامه دهد به زودی فرودگاه بین‌المللی دبی جایگاه فرودگاه‌های اروپایی بزرگی نظیر هیث‌رو لندن، فرودگاه بین‌المللی فرانکفورت و شارل دوگل پاریس را در ترانزیت مسافران بین آسیا و آمریکای شمالی و همچنین استرالیا خواهد گرفت. شرکت‌های هوایی بزرگ جهان به خوبی می‌دانند، به دلیل هزینه‌های بالایی که با آن‌ها دست به گریبان اند به هیچ وجه قدرت رقابت با این شرکت هواپیمایی جوان که توسط چاه‌های نفت امارات حمایت می‌شود را نخواهند داشت. تعدادی از این شرکت‌ها نظیر ایرفرانس و کانتاس با ابراز نگرانی از تأثیر زیان بار رشد روزافزون ظاهری امارات بر خود، آن را به دریافت یارانه‌های پنهانی از حکومت دوبی متهم کرده و روابط آن با متصدیان فرودگاه بین‌المللی دبی و مسئولان هوانوردی امارات عربی متحده را مشکوک ارزیابی می‌کنند. آن‌ها همچنین امارات را به سوء استفاده از موقعیت حکومتی سهامدارانش متهم نموده‌اند. این شرکت‌ها معتقدند سهامداران صاحب نفوذ امارات بر عملکرد حقیقی شرکت سرپوش گذاشته و وام‌های دولتی آن را پنهان می‌کنند.[۱۰]
اهداف

امارات مسافر و بار [۱] تغییر مسیر نوامبر 2010:[۱۱]

    آفریقا

قاهره، طرابلس، تونس، کازابلانکا، نایروبی، آلدورت (بار)، آنتبی، آدیس آبابا، لیلونگوه (بار)، موریس، سیشل، سلام بنیادی دار، ژوهانسبورگ، دوربان، کیپ تاون، لاگوس، آکرا، خارطوم، داکار، ابیجان، لوآندا

    قاره آمریکا

نیویورک، تولدو (بار)، لس آنجلس، سان فرانسیسکو، هیوستون، تورنتو، کمپنیس (بار)، سائو پائولو

    آسیا

توکیو، اوزاکا، سئول، شانگهای، پکن، گوانگژو، هنگ کنگ، تایپه (بار)، مانیل، جاکارتا، سنگاپور، کوالالامپور، بانکوک، داکا، کولومبو، مالدیو، چنای، کوچین، دهلی، بمبئی، ترواننتپورم، کوجهیکوده، کلکته، احمدآباد، حیدرآباد، بنگلور، کراچی، لاهور، اسلام‌آباد، پیشاور، تهران، کابل (بار)، بصره [فوریه ۲ آغاز می‌شود]، بغداد [برنامه ریزی]، کویت، بحرین، دوحه، دمام، ریاض، مدینه، جده، دبی، صنعا مسقط، عمان، دمشق، بیروت

    اروپا

ساراگوسا (بار)، مادرید، پاریس، نیس، هامبورگ، دوسلدورف، فرانکفورت، مونیخ، پراگ، آمستردام، گوتنبرگ (بار)، استانبول، میلان، ونیز، رم، آتن، مالت، مسکو، لندن، نیوکاسل، بیرمنگام، گلاسکو، منچستر، زوریخ، وین

    اقیانوسیه

پرت، بریزبن، سیدنی، ملبورن، اوکلند، کرائست چرچ
ناوگان
بار کلاس تجاری هواپیمای A-380 امارات
کلاس اول هواپیمای ۷۷۷
هواپیمای ایرباس A330 شرکت امارات
کلاس تجاری هواپیمای بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰ امارات
ناوگان مسافری

(در نوامبر ۲۰۰۷)
نوع هواپیما     تعداد     ظرفیت     توضیحات
ایرباس ای۳۳۰-۲۰۰     ۲۹     ۲۳۷     ۲۷۸ در چیدمان در دو کلاس
ایرباس ای۳۴۰-۳۰۰     ۸     ۲۶۷    
ایرباس ای۳۴۰-۵۰۰     ۱۰     ۲۵۸    
ایرباس ای۳۵۰-۹۰۰     (۵۰ در دست سفارش) فروند تحویل داده شد    
ایرباس ای۳۵۰-۱۰۰۰     (۲۰ در دست سفارش)    
ایرباس ای۳۸۰-۸۰۰     (90 در دست سفارش) ۷ فروند در سال ۲۰۱۳ تحویل داده شد ۲ فروند نیز اجاره کرده    
بوئینگ ۷۷۷-۲۰۰     ۳     ۲۹۰     ۳۴۶ در چیدمان دو کلاس
بوئینگ ۷۷۷-۲۰۰ ای آر     ۶        
بوئینگ ۷۷۷-۲۰۰ ال آر     ۴
(۶ فروند در دست سفارش)     ۲۶۶    
بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰     ۱۲     ۳۸۰     ۴۳۴ چیدمان در دو کلاس
بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰ ای آر     ۳۳
(۳۹ در دست سفارش)     ۳۵۸     ۴۲۷ چیدمان در دو کلاس
ناوگان باری
نوع هواپیما     تعداد     توضیحات
ایرباس ای۳۱۰-۳۰۰ اف     ۳     در ناوگان شرکت امارات اسکای کارگو قرار دارند.
بوئینگ ۷۴۷-۲۰۰ اف     ۱     اطلس ایر از آن‌ها برای امارات اسکای کارگو استفاده می‌کند.
بوئینگ ۷۴۷-۴۰۰ اف     ۵     اطلس ایر از آن‌ها برای امارات اسکای کارگو استفاده می‌کند.
بوئینگ ۷۷۷ اف     (۸ در دست سفارش)     توسط امارات اسکای کارگو به کار گرفته خواهند شد.
بوئینگ ۷۴۷-۸ اف     (۱۰ در دست سفارش)     توسط امارات اسکای کارگو به کار گرفته خواهند شد.

در فروردین ۱۳۸۵، میانگین سنی ناوگان امارات ۵ سال بوده است.
کلاس اقتصادی بوئینگ ۷۷۷ امارات
هواپیمای ایرباس ای۳۸۰ امارات
سفارش‌های جدید

    شرکت امارات ۹۰ فروند از بزرگترین هواپیمای مسافربری جهان یعنی ایرباس ای۳۸۰ را به شرکت ایرباس سفارش داده است و پس از سنگاپور ایرلاینز و کانتاس سومین شرکت هواپیمایی جهان بود، که این هواپیمای غول‌پیکر را دریافت کرد. این شرکت تا سال ۲۰۱۰ شمار ۱۰ فروند از سفارش‌های ایرباس ای۳۸۰ خود را دریافت کرده است.

این شرکت همچنین قصد دارد دو فروند ایرباس ای۳۸۰ مسافری دیگر را نیز از شرکت اینترنشنال لیز فاینانس اجاره کند. دو فروند ایرباس ای۳۸۰ نیز که قرار بود به ناوگان امارات اسکای کارگو بپیوندند، در اردیبهشت ۱۳۸۵ به گونه مسافری تغییر کردند. در ابتدا بنا بود نخستین ایرباس ای۳۸۰ در مهر ۱۳۸۵ به ناوگان امارات بپیوندد، اما با مشکلات به وجود آمده در پروژه‌ ای۳۸۰، واگذاری آن‌ها در انتهای سال ۲۰۰۷ میلادی انجام گردید.

    در روز ۲۰ نوامبر سال ۲۰۰۵، فهرست هواپیماهای سفارش داده شده هواپیمایی امارات به ۱۰۵ فروند رسید. شامل ۴۵ فروند ایرباس ای۳۸۰، ۱۸ فروند ایرباس ای۳۴۰-۶۰۰ اچ جی دبلیو، ۲۴ فروند بوئینگ ۷۷۷-۳۰۰ ای آر، ۱۰ فروند بوئینگ ۷۷۷-۲۰۰ ال آر و ۸ فروند بوئینگ ۷۷۷ فریتر.

    هواپیمایی امارات در حال بررسی خرید هواپیماهای ایرباس ای۳۵۰ و بوئینگ ۷۸۷ است. شرکت بوئینگ در حال حاضر مشغول طراحی گونه جدیدی از بوئینگ ۷۸۷ با نام ۷۸۷-۱۰ است، که تنها در راستای تطبیق با نیازهای هواپیمایی امارات ساخته خواهد شد. این موضوع پس از آن اتفاق افتاد، که هواپیمایی امارات، بوئینگ‌های ۷۸۷ فعلی یعنی سری ۸ و ۹ را به دلیل ظرفیت کم، نامناسب اعلام کرد و به جای آنها ایرباس ای۳۵۰ سفارش داد. ۷۸۷های مخصوص هواپیمایی امارات، توان حمل ۲۹۰ مسافر را در چیدمان در سه کلاس خواهند داشت. هنوز مشخص نیست امارات چه تعداد ۷۸۷ خریداری خواهد کرد، ولی به نظر می‌رسد خرید دست کم ۱۰۰ فروند از آن در دستور کار باشد[نیازمند منبع].

    هواپیمایی امارات خرید یک دوجین ایرباس ای۳۴۰-۶۰۰ را که پیش از این به ایرباس سفارش داده بود، برای مدتی طولانی به تاخیر انداخت، تا شرکت سازنده فرصت ارتقای آن را پیدا کند. هواپیمایی امارات ۱۲ فروند از این نوع هواپیما را سفارش داده و در حال بررسی ۶ سفارش دیگر بود.

    در ماه مه ۲۰۰۶ هواپیمایی امارات سفارش ۲ فروند ایرباس ای۳۸۰-۸۰۰ اف باری خود را، به دو فروند ایرباس ای۳۸۰ مسافری تغییر داد و اعلام کرد به جای آن قصد خرید ۱۰ فروند بوئینگ ۷۴۷-۸ اف را دارد. هواپیمایی امارات علت این موضوع را ویژگی‌های نامناسب هواپیمای ایرباس اعلام کرد[نیازمند منبع]. پس از این تغییر در تصمیم هواپیمایی امارات ایرباس، بوئینگ را به دادن اطلاعات نادرست درباره هواپیمای ایرباس ای۳۸۰-۸۰۰ به شرکت‌های هواپیمایی، متهم کرد. اما واقعیت این است که هواپیمایی امارات، ۷۴۷-۸ را به دلیل قابلیت منحصربه‌فردش در بارگیری از دماغه خود، انتخاب کرد، ویژگی که محصول جدید ایرباس فاقد آن است. این هواپیماهای باری به ناوگان امارات اسکای کارگو خواهند پیوست. علاوه بر این هواپیمایی امارات اعلام کرده در حال بررسی خرید بوئینگ ۷۴۷-۸ آی است. این هواپیما نسبت به گونه عادی بوئینگ ۷۴۷-۸ طول بیشتری دارد و به همین دلیل گنجایش آن بیشتر به ایرباس ای۳۸۰-۸۰۰ نزدیک است. (این هواپیما ظرفیت حمل ۴۷۰ نفر را در چیدمان در سه کلاس دارد.)

اسپانسرینگ
    این بخش از مقاله فاقد منبع و مأخذ است. شما می‌توانید با افزودن منابع برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید. مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد.

    هواپیمایی امارات حامی اصلی مسابقات جام جهانی سوارکای اسب‌های اصیل دوبی است.
    هواپیمایی امارات حامی مالی اصلی مسابقات سوارکاری ملبورن استرالیاست.
    هواپیمایی امارات جزء حامیان مالی جام جهانی فوتبال زنان در سال ۲۰۰۳ بود.
    باز آلدرین فضانورد مشهور آمریکایی و مادلین آلبرلیت وزیر امور خارجه اسبق آمریکا مسافران اختصاصی نخستین پرواز هواپیمایی امارات از دبی به نیویورک بودند.
    امارات هواپیمایی رسمی بازی‌های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ آلمان بود.
    هواپیمایی امارات در کنار شرکت‌های کاتای پسیفیک، سنگاپور ایرلاینز و ویرجین آتلانتیک جزء معدود هواپیمایی‌های دنیا است که تمام صندلی‌هایش به تلویزیون اختصاصی مجهزاند.
    هواپیمایی امارات حامی مالی باشگاه فوتبال کالینگوود است.
    هواپیمایی امارات حامی مالی باشگاه فوتبال آرسنال در لیگ برتر انگلستان است و نامش از سال ۲۰۱۴ بر ورزشگاه جدید این باشگاه است.
    پیش از این هواپیمایی امارات حامی مالی باشگاه فوتبال چلسی بود.
    شرکت امارات پیش از آغاز مسابقات فرمول۱ سال ۲۰۰۶ از امضای قراردادی با تیم مک لارن مرسدس برای حمایت مالی از آن خبر داد.
    هواپیمایی امارات حامی مالی تیم هامبورگر اس وی در مسابقات بوندس لیگا آلمان است.
    هواپیمایی امارات حامی مالی کمیته داوران فوتبال انگلستان است.
    هواپیمایی امارات حامی مالی تیم کریکت امپایر انگلستان است.
    امارات اولین شرکتی است که در آن واحد حمایت مالی هر دو تیم را در یک بازی در مسابقات جام باشگاه‌های اروپا ۲۰۰۶ به عهده دارد. (در مسابقه دو تیم آرسنال و هامبورگر اس وی) از آنجاکه طبق مقررات یوفا چنین چیزی ممکن نیست، در مسابقه رو در روی این دو تیم بر پیراهن تیم میزبان عبارت دبی و بر پیراهن تیم مهمان تبلیغ اصلی امارات قرار خواهد گرفت.
    هواپیمایی امارات حامی اصلی تیم فوتبال سنت جرمین پاریس است.
    امارات حامی اصلی باشگاه فوتبال آ. س میلان است.
    از اغاز فصل ۲۰۱۳ اسپانیا طی قرارداد ۱۷۰ میلیون یورویی به مدت ۵ فصل حامی باشگاه رئال مادرید است.

حوادث
هواپیمای ایرباس A330-200 شرکت امارات

    در روز ۱۹ آوریل سال ۲۰۰۴ یک فروند ایرباس ای۳۴۰-۳۱۳ ایکس امارات در فرودگاه ژوهانسبورگ از باند خارج شد. این هواپیما در شرایطی که در حال برخاستن بود، در آستانه باند پرواز، از مسیر خود خارج شد و ضمن برخورد با چراغ‌های فرودگاه، به بخش‌هایی از باند نیز آسیب رساند. این حادثه هیچ تلفاتی نداشت.

    در روز ۲۸ مه سال ۲۰۰۶ یک فروند ایرباس ای ۳۳۰-۲۴۳ امارات که از دبی راهی وین (پرواز ۱۲۷) شده بود، لحظاتی پس از برخاستن در فرودگاه بین‌المللی دبی فرود اضطراری نمود. در این حادثه به کسی آسیبی نرسید.

شرکت هواپیمایی

شرکت هواپیمایی معمولاً به یک گروه صنعتی گفته می‌شود که از طریق خطوط هوایی مسافر یا محموله جابجا می‌کند.

در بخش حمل و نقل هوایی ایران ۱۹ شرکت هواپیمایی خارجی و ۲۶ شرکت هواپیمایی داخلی وجود دارد که رییس سازمان هواپیمایی کشور، در تیرماه سال ۹۲، پروانه بهره‌برداری هشت شرکت هواپیمایی غیر فعال را لغو کرد که با لغو هشت شرکت آرام‌ایر (باری)، اطلس‌ایر، ایلام‌ایر (راه کربلا)، پاسارگاد، تهران‌ایر، سفیران، صها و صافات اکنون ۱۸ ایرلاین ایرانی فعال هستند.

در حال حاضر بیش از ۲۳۱ فروند هواپیما با عمر متوسط ۲۲ سال در کشور وجود دارند که نزدیک به ۴۰ هزار صندلی در ناوگان هوایی کشور ایجاد کرده است. گفتنی است که در سند چشم انداز افق ترسیمی ۱۴۰۴، باید به پرواز درآمدن ۵۵۰ فروند هواپیما، دست یابیم.[۱]

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ شرکت‌های هواپیمایی مسافربری بزرگ جهان
    ۳ پیوندهای مرتبط
    ۴ منابع

پیشینه

نخستین شرکت هواپیمایی جهان شرکت Deutsche Luftschiffahrts-Aktiengesellschaft در آلمان بود.[۲]
شرکت‌های هواپیمایی مسافربری بزرگ جهان

بزرگترین شرکت‌های هواپیمایی مسافربری جهان (برحسب مسافر-مایل) در ماه مه ۲۰۱۰ عبارتند از:[۳]

    امریکن ایرلاینز
    یونایتد ایرلاینز
    دلتا ایرلاینز
    ایر فرانس
    کنتیننتال ایرلاینز
    لوفت‌هانزا
    ساوت‌وست ایرلاینز
    بریتیش ایرویز
    نورث‌وست ایرلاینز
    هواپیمایی امارات

قطب شرکت هواپیمایی

قطب شرکت هواپیمایی اصطلاحا به فرودگاه اصلی فعالیت یک شرکت هواپیمایی اطلاق می‌شود. معمولا مبدا یا مقصد اکثر پروازهای یک شرکت هواپیمایی, قطب آن شرکت است.