اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دیوان بین‌المللی دادگستری

دیوان بین‌المللی دادگستری معروف به دادگاه جهانی رکن قضائی اصلی سازمان ملل متحد است که مقر آن در کاخ صلح شهر لاهه در کشور هلند واقع شده‌است. رسیدگی به اختلافات قانونی میان کشورها که به این دادگاه ارجاع می‌شوند و همچنین ارائه نظر مشورتی در پاسخ به سوالات حقوقی سازمان‌های بین‌المللی، آزانس‌های تخصصی سازمان ملل و مجمع عمومی ملل متحد از وظایف اصلی این دیوان است.

زبان‌های رسمی دیوان فرانسوی و انگلیسی هستند. دیوان ۱۵ قاضی دارد که آن‌ها را مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت مشترکاً برای نه سال انتخاب می‌کنند. هر سه سال پنج کرسی قضاوت خالی می‌شود و پنج قاضی دیگر به جمع قضات اضافه می‌شوند. اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری جزء لاینفکی از منشور ملل متحد است و از اجزای اصلی نظم حقوقی موضوعهٔ بین‌المللی به شمار می‌آید.

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ اعضای دیوان
        ۱.۲ صلاحیت دیوان
            ۱.۲.۱ صلاحیت شخصی
            ۱.۲.۲ صلاحیت ترافعی
        ۱.۳ قضات دیوان
        ۱.۴ آرای دیوان
        ۱.۵ آیین دادرسی دیوان
        ۱.۶ اعاده دادرسی
    ۲ پانویس
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخچه

تاکنون دو دستگاه قضایی، عهده‌دار حل اختلافات بین‌المللی شده‌اند؛ اولی، دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی بود که در ۱۹۲۰ میلادی توسط جامعه ملل ایجاد و در ۱۸ آوریل ۱۹۴۶ با انحلال جامعه ملل این دیوان هم منحل شد. این دیوان هم جلسات خود را در کاخ صلح لاهه برگزار می‌کرد. دیوان بین‌المللی دادگستری بلافاصله پس از انحلال دیوان دائمی جایگزین آن شد و هم‌اکنون نیز به فعالیت خود در شهر لاهه ادامه می‌دهد. اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری همان اساسنامه دیوان دائمی است و حتی آئین دادرسی دیوان دائمی هم بدون هیچگونه تغییر اساسی اقتباس شد. در سال‌های قواعد جدید آئین دادرسی توسط دیوان بین‌المللی دادگستری اتخاذ شده اما اساسنامه دیوان تغییر نکرده است.[۱]

اولین جلسه دیوان بین‌المللی دادگستری در آوریل ۱۹۴۶ در لاهه تشکیل شد و نخستین پرونده‌ای که در این دیوان رسیدگی شد، مربوط به تنگه کورفو (میان آلبانی و انگلیس) بود که در ماه می۱۹۴۷ مطرح شد.[۲]
اعضای دیوان

دیوان، رکن قضائی اصلی سازمان ملل متحد است (ماده ۹۴ منشور ملل متحد) و در نتیجه کلیه کشورهای عضو این سازمان به طور خودکار، عضو دیوان بین‌المللی دادگستری می‌شوند و حق رجوع به دیوان را دارند.
صلاحیت دیوان
صلاحیت شخصی

دیوان صلاحیت رسیدگی به این دعاوی را داراست:

    کشورها: فقط کشورها صلاحیت مراجعه به دیوان را دارند (بند ۱ ماده ۳۴ اساسنامه)

    ۱. کشورهای عضو سازمان ملل متحد به خودی خود قبول کنندگان اساسنامهٔ دیوان بین‌الملل دادگستری هستند (بند ۱ مادهٔ ۹۳ منشور).
    ۲. کشورهای دیگر که عضو سازمان ملل متحد نیستند، یا نمی‌توانند عضو این سازمان باشند با قبول شرایط شورای امنیت که در قطعنامهٔ مورخ ۱۵ اکتبر ۱۹۴۶ شورای امنیت آمده‌است، حق مراجعه به دیوان را دارند.
    ۳. هر کشوری که عضو سازمان ملل متحد نیست می‌تواند با قبول شرایطی که در هر مورد بر حسب توصیهٔ شورای امنیت توسط مجمع عمومی معین می‌گردد اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری را قبول نماید.

    افراد: علی‌رغم وجود بند ۱ مادهٔ ۳۴ افراد می‌توانند با توسل به اصل حمایت دیپلماتیک از کشور متبوع خود، ثقاضای رسیدگی در دیوان نمایند.
    سازمان‌های بین‌المللی: سازمان‌های بین‌المللی به هیچ وجه نمی‌توانند در جهت حل اختلاف خود به دیوان تقاضای رسیدگی دهند اما بند ۲ و ۳ مادهٔ ۳۴ اساسنامه شرایط و نحوهٔ همکاری بین دیوان و سازمان‌های بین‌المللی را مشخص نموده.[۲]

بند ۲ مادهٔ ۳۴ اساسنامهٔ دیوان بین‌المللی دادگستری:

    دیوان مزبور می‌تواند طبق شرایط مقرر در آیین‌نامهٔ خود در مورد دعاوی که به دیوان رجوع شده‌است از مؤسسه‌های بین‌المللی عمومی اطلاعات بخواهند و نیز اطلاعاتی را که این مؤسسات مبتکر به دیوان می‌دهند دریافت خواهد کرد.

بند ۳ مادهٔ ۳۴ اساسنامهٔ دیوان:

    هرگاه در ضمن دعوایی که به دیوان رجوع گردیده تفسیر سند یک مؤسسهٔ بین‌المللی عمومی و یا تفسیر قرارداد بین‌المللی که به موجب آن سند قبول شده‌است مطرح و مباحثه گردد دفتر دیوان باید صورت‌جلسات کتبی محاکمه را به اطلاع آن مؤسسه برساند.[۳]

صلاحیت ترافعی

برخلاف آنچه تصور می‌شود، صلاحیت دیوان با صلاحیت محاکم داخلی کشور، بسیار متفاوت است. در حقوق داخلی، دادگاه‌ها، صلاحیت عام دارند و باید تمام افراد جامعه در مقابل آنها پاسخگو باشند و آرای دادگاه‌ها نیز به شرط رعایت قواعد شکلی و ماهوی برای همه جنبه الزام‌آور دارد. لکن دیوان بین‌المللی دادگستری فاقد چنین ویژگی تعیین‌کننده‌ای است. در کنفرانس سان‌فرانسیسکو که در سال ۱۹۴۵ برای بررسی مسایل مربوط به دیوان تشکیل شد، نماینده ایران، کوشید صلاحیت اجباری دیوان را به دیگر اعضا بقبولاند. هرچند این اقدام با حمایت بسیاری از کشورهای جهان مواجه شد، لکن قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا و شوروی با آن مخالفت کردند و در نهایت اصل صلاحیت اختیاری دیوان به تصویب عموم رسید.

بر پایه این اصل، صلاحیت دیوان در رسیدگی به هر دعوی مبتنی بر رضایت کشورهای طرف آن دعوی است و اولین کاری که دیوان باید در هر دعوی به آن رسیدگی کند، احراز این رضایت است.

بنابراین کشورها این حق را دارند که صلاحیت دیوان را به طور کلی یا در اختلافات معینی نپذیرند. لذا کشورهای طرف دعوی باید در ارجاع موضوع به دیوان، اتفاق نظر داشته باشند و این اتفاق نظر باید طی قرارداد خاصی به دیوان عرضه شود. گاهی نیز کشورها در حین انعقاد قرارداد یا عهدنامه‌ای، شرط ارجاع اختلافات احتمالی به دیوان را می‌گنجانند و به این ترتیب صلاحیت دیوان را برای حل اختلافات احتمالی آینده به رسمیت می‌شناسند.

از آنجا که دو مورد فوق، عملاً حوزهٔ عملکرد دیوان را محدود می‌کند، در بند ۲ ماده ۳۶ اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری، شرط اختیاری قضاوت اجباری نیز پیش‌بینی شده‌است. براساس این شرط، کشورها می‌توانند صلاحیت دیوان را نسبت به مسایل حقوقی در رابطه با هر کشور دیگری که چنین تعهدی را بپذیرد، بشناسند. به بیان دیگر کشورها می‌توانند با اختیار خود، به دیوان صلاحیت قضاوت اجباری بدهند و نیز این صلاحیت را مشروط به معامله متقابل با چند کشور یا همه کشورها کنند. همچنین کشورها می‌توانند، شرط اختیاری قضات اجباری را به زمان محدودی منحصر کنند.[۲]
قضات دیوان

دیوان از ۱۵ قاضی - که نباید دارای تابعیت مشابهی باشند- تشکیل می‌شود. قضات مذکور از میان اشخاصی انتخاب می‌شوند که دارای مشاغل مهم قضایی بوده، یا از حقوقدانان و برجستگان حقوق بین‌الملل می‌باشند. این افراد باید در کشور خود نیز دارای اعتبار معنوی قابل ملاحظه‌ای باشند.

قضات دیوان باید نماینده نظام‌های مهم حقوقی، مهم‌ترین اسلوب‌های قضایی جهان و تمدن‌های بزرگ بشری باشند، نه نماینده دولت‌های خویش (ماده ۹ اساسنامه) بنابراین دولت‌ها حقی در انتخاب قضات ندارند و این افراد تابع دستورات دول خویش نیستند. بر اساس اساسنامه دیوان ترکیب قضات باید منعکس‌کننده شکل‌های اصلی تمدن بشری و نظام‌های حقوقی اصلی دنیا باشد. این به آن معنی است که قضاتی از سیستم‌های حقوقی کامن لا، حقوق مدون و حقوق سوسیالیستی (امروزه حقوق پست-کمونیستی) در ترکیب قضات دیوان قرار دارند. هرچند قانونی در این زمینه وجود ندارد اما توزیع متناسب ژئوپولیتیکی قضات همواره رعایت شده است.

چهار کشور شوروی (و روسیه)، ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا از زمان تاسیس دیوان تاکنون به طور پیوسته هر کدام یک قاضی در دیوان بین‌المللی دادگستری داشته‌اند. چین تنها عضو دائم شورای امنیت است که بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۴ هیچ قاضی چینی را برای عضویت در این دیوان معرفی نکرد. قضات از بین خود یک رئیس و یک نایب رئیس انتخاب می‌کنند. برکناری قاضی فقط با رأی تمام قضات دیگر ممکن است که این اتفاق تاکنون نیفتاده است. چنانچه دولت طرف اختلاف فاقد قاضی با ملیت خود در دیوان باشد این حق را دارد که یک قاضی اد هوک فقط برای آن مورد خاص تعیین کند. برای مثال کریم سنجابی در پرونده شکایت بریتانیا از دولت ایران درباره شرکت نفت ایران و انگلیس از سوی دولت ایران به عنوان قاضی اختصاصی تعیین شد. در این پرونده دیوان با رد شکایت بریتانیا، خود را صالح به رسیدگی ندانست که به معنای موفقیت ایران در پرونده بود. ضرورتی هم ندارد که این قاضی تبعه دولتی باشد که او را برمی‌گزیند. حکم دادگاه با رای اکثریت قضات حاضر در جلسه صادر می‌شود و اگر رای برابر باشد نظر رئیس دیوان تعیین کننده است.[۴]

انتخاب قضات دیوان در یک پروسه دو مرحله‌ای صورت می‌گیرد:

    ۱. در مرحله نخست، گروه‌های ملی که در دیوان دایمی داوری عضویت دارند، پس از مشورت با مراجع ملی، مانند دادگستری، دانشکده‌های حقوق، کانون‌های وکلا و... ، ۴ نفر را به عنوان کاندیدا به دبیرکل سازمان ملل متحد معرفی می‌کنند که از این چهار نفر، نباید بیش از ۲ نفر آنها تابعیت مشابه داشته باشند. دبیرکل سازمان ملل، فهرست این کاندیداها را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت سازمان ملل متحد تقدیم می‌کند.

    ۲. در این مرحله، کاندیداها پس از کسب اکثریت مطلق آرای مجمع عمومی و شورای امنیت، به عضویت دیوان درمی‌آیند، اعضای دایم شورای امنیت در این خصوص نمی‌توانند از حق وتو استفاده کنند (بند ۲ مادهٔ ۱۰ اساسنامه). طول مدت عضویت دیوان ۹ سال است. از آنجا که اگر با اتمام ۹ سال، تمام قضات دیوان به یک‌باره تغییر پیدا کنند به دوام و استمرار آن لطمه می‌خورد، هر سه سال یک بار، ۵ نفر از قضات با انقضای مأموریت ۹ ساله خویش تغییر می‌کنند. (در اولین دوره اتمام مأموریت، ۵ نفر در سه سال اول به قید قرعه صورت گرفت). قضات دیوان غیرقابل عزل هستند، مگر آنکه اعضای دیوان به اتفاق آرا، رأی دهند که یک عضو فاقد شرایط مقرر است. دیوان، دارای یک رییس و یک نایب رییس است و جلسات آن با حضور ۹ قاضی رسمیت و اعتبار می‌یابد.

دیوان مجاز است به تشخیص خود یا درخواست طرفین، به منظور رسیدگی به موضوع یا دعاوی معین، یک یا چند شعبه تشکیل دهد. احکام این شعب به منزله احکامی خواهد بود که خود دیوان صادر کرده‌است.[۲]
آرای دیوان

آرای دیوان تنها نسبت به کشورهای طرف دعوا و در موردی که موضوع حکم بوده‌اند لازم‌الاجرا است (مادهٔ ۵۹ اساسنامه). هم‌چنین آرای صادره از سوی دیوان از اعتبار امر مختومه برخوردار است و قابل تجدیدنظر نمی‌باشد.

طرفین دعوی مطابق بند ۱ ماده ۹۴ منشور سازمان ملل و ماده ۵۹ اساسنامه دیوان، متعهد به متابعت از آرای دیوان هستند. در صورت بروز اختلاف در معنا و حدود حکم، دیوان بنا به درخواست هر یک از طرفین رأساً حق تفسیر رأی خود را دارد (مادهٔ ۶۰ اساسنامه). چنانچه کشوری از اجرای تعهداتی که به موجب رأی صادره از دیوان استنکاف کند، طرف دیگر حق خواهد داشت، به شورای امنیت شکایت کند و شورای امنیت در صورت ضرورت توصیه و یا تصمیماتی اتخاذ می‌نماید (بند ۲ مادهٔ۹۴ منشور).

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد، این است که اگر یکی از اعضای دایم شورای امنیت در دیوان محکوم شود و به رأی عمل نکند و موضوع به شورا بکشد، آنگاه آن عضو دایم خواهد توانست با استفاده از حق وتوی خود، عملاً رأی دیوان را بلااثر کند و این، به دور از موازین انصاف و عدالت است.[۲]
آیین دادرسی دیوان

آیین دادرسی دیوان در اولین جلسه آن، در سال ۱۹۴۶ به تصویب رسید و در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۸ اصلاحاتی در آن اعمال شد. بر اساس آیین دادرسی و اساسنامه دیوان، رسیدگی به هر دعوی، مستلزم سه مرحله کلی خواهد بود:

    ۱. ابتدا باید دادخواست خواهان دعوی یا موافقتنامه طرفین دعوا به مدیر دفتر دیوان تقدیم و در دفتر مخصوص ثبت شود (مادهٔ ۴۰ اساسنامه).

    ۲. بخش عمده‌ای از جریان رسیدگی به پرونده به صورت کتبی است. به این صورت که خواهان، خواسته خود را به صورت کتبی تقدیم دیوان می‌کند و دیوان آن را به طرف مقابل (خوانده) می‌فرستد و از او جواب می‌خواهد. این مرحله که تبادل لوایح نامیده می‌شود، ممکن است بسیار طولانی شود و طرفین دعوی بارها به ردوبدل کردن لایحه بپردازند (ماده ۴۳ اساسنامه).

    ۳. در مرحله شفاهی وکلا، کارشناسان و نمایندگان طرفین دعوی در جلسه رسیدگی حاضر می‌شوند و به صورت رو در رو و شفاهی با یکدیگر مذاکره می‌کنند (مادهٔ ۴۳ اساسنامه). جلسه رسیدگی دیوان، علنی خواهد بود، مگر آنکه خود دیوان یا طرفین، خواستار غیرعلنی بودن آن باشند (مادهٔ ۴۶ اساسنامه). زبان‌های رسمی دیوان، فرانسوی و انگلیسی است.

پس از این مرحله قضات دیوان گرد هم می‌آیند تا پس از مشورت با هم رأی خود را صادر کنند. بودجه دیوان توسط سازمان ملل متحد و از محل حق عضویت اعضا تأمین می‌شود. با این وجود در هر دعوی، هر یک از طرفین موظف است، هزینه‌های دادرسی مربوط به خود را تأمین کند، مگر اینکه دیوان ترتیب دیگری مقرر دارد. دیوان در عمر ۵۷ ساله خود، حدود یکصد اختلاف را پذیرفته و نسبت به آنها رأی یا نظر مشورتی صادر کرده‌است.[۲]
اعاده دادرسی

چنانچه ذکر شد، احکام دیوان قطعی است، لکن چنانچه کشوری پس از صدور حکم، موضوعی را کشف کند که مؤثر در رأی باشد و در زمان صدور رأی، آن کشور به موضوع مذکور واقف نبوده - مشروط به اینکه این بی‌اطلاعی، به علت اهمال نباشد - می‌تواند ظرف ۶ ماه از تاریخ کشف موضوع جدید، از دیوان تقاضای اعاده دادرسی کند. این شرایط سخت باعث شده‌است، عملاً کمتر موردی پیش بیاید که کشوری تقاضای اعاده دادرسی نماید، به طوری که تاکنون تنها یک مورد اعاده دادرسی پیش آمده که آن هم مربوط به دعوای فلات قاره تونس علیه لیبی بوده‌است.

منشور ملل متحد

منشور ملل متحد سّندی است که هدف‌ها و سازمان و نحوه کار سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن را تعیین می‌کند. این سند در حکم اساسنامه سازمان ملل است.

متن منشور ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ در سانفرانسیسکو در پایان کنفرانس ملل متحد به امضای ۵۱ کشور رسید و در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ لازم‌الاجرا شد. امروزه ۱۹۱ کشور آن را امضا کرده‌اند و رعایت مفاد آن برای همه اعضای سازمان ملل متحد الزامی است. در متن منشور صریحاً تاکید شده که مفاد منشور بر هر قرارداد بین‌المللی دیگری مقدم است.
ساختار

این منشور از یک یادداشت مقدماتی، یک دیباچه و ۱۹ فصل تشکیل شده است.

    در یادداشت مقدماتی افزوده‌ها به منشور و تاریخ آن‌ها ذکر شده و اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری جزء لاینفک منشور ملل متحد اعلام شده‌است.
    در دیباچه (که به‌طور کلی از دیباچه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا گرفته شده است)[نیازمند منبع] اهداف کلی سازمان ملل متحد آمده است.
    فصل یک اهداف سازمان ملل و اقدامات آن برای تامین صلح و امنیت در جهان را بر می‌شمرد.
    فصل دو شرایط عضویت در سازمان ملل متحد است.
    فصل‌های سه تا پانزده مجموعه‌ای از اسناد مربوط به ارکان و سازمان‌های وابسته به سازمان ملل و شرح وظایف آن‌ها است.
    فصل‌های شانزده و هفده ترتیبات ترکیب و ادغام مقرارات سازمان ملل با دیگر عهدنامه‌های موجود بین‌المللی را شرح می‌دهد.
    فصل‌های هجده و نوزده شامل ترتیب افزوده‌های منشور و نحوه تصویب آن‌ها است.

حق وتو

وتو کلمه‌ای از زبان لاتین و به معنای «من منع می‌کنم» است. این واژه نخست در مجلس‌های دوره امپراتوری روم باستان بکار می‌رفت.

اگر در یک نظام رای‌گیری نظر مخالف یک یا چند رای‌دهنده، فارغ از نتیجه شمارش آرا، بتواند نتیجه را ملغی کند می‌گویند «رای وتو شده‌است». این حالت به‌ویژه وقتی پیش می‌آید که بر پایه آیین‌نامه رای گیری نیاز به «توافق به اتفاق آرا» باشد. در این حالت هریک از رای دهندگان حق وتو دارند، چون اگر رای مخالف دهند اتفاق آرا حاصل نمی‌شود و پیشنهاد به تصویب نمی‌رسد.

از مشهورترین موارد وتو در دوران معاصر استفاده از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. کشورهایی که حق وتو دارند عبارت اند از:ایالات متحده آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلستان و چین. بر اساس منشور اساس سازمان ملل متحد، شورای امنیت دارای ۱۰ عضو غیر دایم و ۵ عضو دایم است. اعضای دایم شورا دارای حق «وتو» هستند. از ابتدای تأسیس سازمان تا کنون، نسبت به این حق، نظریات متفاوتی اظهار شده و بیشتر این نظریات، مخالف این حق بوده‌اند. اکنون، که این مخالفت‌ها شدت یافته، برخی از کشورها مدعی استحقاق برخورداری از حق وتو هستند. علاوه بر ایرادهای حقوقی و تناقضات نظری و عملی، حق وتو از دیدگاه اسلام نیز پذیرفته نیست؛ زیرا این حق بر اساس قدرت قدرتمندان آن زمان و در قالب یک قانون، به پنج کشور اعطا شده و موجب تسلط و تفوق بر سایر کشورها گردیده است. از این رو، برای بررسی این حق و جایگاه آن در اسلام، «قانون و قانون گذاری»، «قدرت» و «اصل ولایت و عدم ولایت» با رویکردی دینی و اسلامی بررسی و بر اساس هر یک، ناسازگاری حق وتو با اسلامی و عدم مشروعیت آن اثبات می‌شود.

حق وتو ناشی از بند ۳ ماده ۲۷ منشور سازمان ملل متحد است که می‌گوید:

تصمیمات شورای امنیت راجع به سایر مسائل [مسائل مربوط به غیر آیین کار] با رأی مثبت نه (۹) عضو، که شامل آراء تمام اعضای دایم باشد، اتخاذ می‌گردد.

در تعریف «حق وتو» گفته شده است:

۱. هریک از پنج عضو دایمی شورای امنیت (چین، فرانسه، شوروی (روسیه)، انگلستان و آمریکا) می‌تواند با دادن رأی منفی، از صدور قطع‌نامه‌ای در شورای امنیت جلوگیری نماید. این رأی منفی عضو دایمی شورای امنیت را، که مانع از تصویب قطع‌نامه می‌شود، «وتو» می‌نامند. این رأی منفی فقط هنگامی «وتو» تلقّی می‌گردد که به مسائل ماهوی و نه مسائل آیین کار مربوط می‌شود

۲. در تعریف «حق وتو» می‌توان به طور خلاصه و نیز جامع‌تر گفت: «حق وتو» عبارت است از: رأی منفی هر یک از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطع‌نامه‌های دارای آراء مثبت شورای امنیت در مسائل ماهوی. به عبارت دیگر، «حق وتو» عبارت است از: رأی غیر مثبت هریک از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطع‌نامه‌های دارای آراء مثبت شورای امنیت در مسائل ماهوی.

سیاست خارجی ایران

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارای فراز ونشیب‌های زیادی در طول حیات این حکومت بوده‌است. به طور کلی می‌توان آن را به دو بازه زمانی اسقرار حکومت پهلوی و حکومت‌های قبل از آن و دوره بعد از انقلاب ۱۳۵۷ تقسیم کرد.

سیاست خارجی ایران پس از انقلاب عمدتاً بر اساس ارزش‌گذاری‌های اسلامی شکل گرفت و بر اساس رهنمودهای اسلامی تغییر ماهیت داد. بعد از انقلاب، لحن تهران در اولین سالهای پس از انقلاب و زمان وقوع جنگ تحمیلی تندتر شد و تنها ماندن ایران در مقابل عراق باعث دور شدن اکثر متحدین قبلی گردید.[۱]

محتویات

    ۱ قبل از انقلاب اسلامی ایران
    ۲ بعد از انقلاب اسلامی ایران
        ۲.۱ اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
    ۳ نمایندگی‌های دیپلماتیک در ایران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

قبل از انقلاب اسلامی ایران

تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، ایران رویکرد امنیتی خود در منطقه را در ائتلاف با غرب و به‌ویژه ایالات متحده آمریکا تعریف کرده بود و به همراه عربستان سعودی، در چهارچوب استراتژی امنیتی دوستونی مورد حمایت غرب نقش‌آفرینی می‌کرد.[۲]
بعد از انقلاب اسلامی ایران

ایران پس از انقلاب و استقرار حکومت جمهوری اسلامی ایران در جهت اتخاذ سیاست امنیتی مستقل حرکت کرد و سعی کرد تا خود را خارج از استراتژی‌ها و رویکردهای بلوک شرق و بلوک غرب تعریف کند. در این راستا همکاری و مشارکت با حکومت‌های منطقه خاورمیانه در جهت شکل‌دهی به‌ترتیبات امنیتی منطقه‌ای در اولویت قرار گرفت.[۲]

اتفاقاتی چون اشغال سفارت آمریکا درسال ۱۳۵۸، جنگ ایران و عراق، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا در سال ۱۳۶۶، ماجرای سلمان رشدی، حملات تروریستی میکونوس و بمب‌گذاری آمیا و برنامه هسته‌ای ایران از تاثیر گذارترین رخدادهای در روابط خارجی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. اگرچه روابط ایران با کشورهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به عنوان چالش برانگیزترین بخش روابط خارجی ایران مطرح بوده‌است، ولی روابط ایران با کشورهای اسلامی، منطقه خاورمیانه و همسایگانش دچار فراز و نشیب‌هایی بوده‌است. قطع موقت روابط با عربستان پس از واقعه حج ۱۳۶۶، اختلاف با امارات متحده عربی در مالکیت سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تیرگی روابط با بحرین در پی اتهام بحرین مبنی بر حمایت ایران از شیعان ناراضی این کشور، قطع روابط یا مصر در پی حمایت ایران از اقدام خالد اسلامبولی، تیرگی روابط با کویت به موجب جنگ ایران وعراق، تیرگی روابط با اردن، اعتراض به رفتار سرکوب‌گرانه دولت یمن با شیعیان یمن که در نهایت به نزاع یمن منجر شد.

ایران از روسیه، چین، سوریه و ونزوئلا به عنوان مهمترین کشورهای متحد خود یاد می‌کند. همچنین ایران روابط خوبی نیز با گروههایی همچون حزب الله لبنان، حماس و مبارزان حوثی دارد.[۳]

بعد از نابودی طالبان و حزب بعث عراق که دو دشمن خطرناک برای حکومت جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌آمدند، ایران توانست با توجه به خلاء وجود دشمن در کشورهای همسایه خود، نفوذ خود را در این دو کشور گسترش دهد. و در دراز مدت برنده نهایی لشگرگشی آمریکا به کشورهای افغانستان و عراق باشد؛ به این دلیل که نیروهای نظامی خارجی مجبور بودند بعد از گذشت برهه زمانی مشخصی این کشورها را ترک کنند. ولی این ایران بود که همواره در مجاورت این کشورها قرار دارد و می‌تواند در این کشورها صاحب نفوذ شود.[۴]

با روی کار آمدن دولت نهم جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی محمود احمدی‌نژاد تغییرات اساسی در مناسبات سیاست خارجی ایران رخ داد. تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی از حسن روحانی به علی لاریجانی و سپس به سعید جلیلی و تغییر بسیاری از سفرای ایران در کشورهای خارجی، مصادیقی از این تغییرات بودند. همچنین دویت با تغییر رویکرد، به سمت برقراری رابطه با کشورهای آمریکای لاتین و آسیای شرقی به جای کشورهای اروپایی نمود.[۵]

بعد از وقوع قیام‌های مسلسل اعراب در اوایل سال ۲۰۱۱ و تضعیف ساختار و یا سرنگونی حکومت‌های غالباً دیکتاتوری حامی آمریکا در این کشورها، ایران سعی کرد از این فرصت نهایت استفاده را کند و اقدام به تقویت حامیان و طرفداران خود در آسیای غربی و شمال آفریقا نمود. در این زمان ایران موفق شد تا حدی دیدگاه مورد نظر را در قیام‌های مردمی جای دهد.[۶][نیازمند منبع]
اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

بر اساس مبانی نظری در قانون جمهوری اسلامی می‌توان اصول سیاست خارجی ایران را بر پایه این اصول دانست:[۷]

    تاکید و اجرای استقلال سیاسی در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری
    ترجیح دادن ملت‌ها و نهضت‌ها به دولت‌ها در روابط بین‌الملل
    استقلال روابط خارجی سیاسی از روابط خارجی اقتصادی ایران
    مبارزه با اسرائیل و دفاع از نهضت مردمی فلسطین
    اهمیت دادن به عدالت سیاسی در روابط بین دولت‌ها
    فاصله گرفتن استراتژیک از منافع قدرت‎های بزرگ سیاسی
    مبارزه با قانون تبعیض‌آمیز وتو در سازمان ملل متحد
    ماهیت قدرت سیاسی در ایران عقیدتی است و در نتیجه سیاست خارجی ایران عقیدتی است

محمدجواد ظریف

محمدجواد ظریف (‎۱۷ دی ۱۳۳۸ در تهران) دیپلمات ایرانی و وزیر امور خارجه کنونی جمهوری اسلامی ایران است. او همچنین عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران است. ظریف به مدت ۵ سال (از ۱۴ مرداد سال ۱۳۸۱ تا ۵ تیر سال ۱۳۸۶) سفیر و نمایندهٔ دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد بوده‌است. او خود را عضو هیچیک از احزاب سیاسی ایران نمی‌داند.[۱] وی بیش از سایر وزرای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی در صحن مجلس و در کمیسیون امنیت ملی حاضر شده است و درباره مسائل گوناگون به نمایندگان پاسخ داده است. وی از این لحاظ رکورددار است.[۲]

محتویات

    ۱ تحصیلات
    ۲ ارتباط گسترده با جامعه آمریکا
    ۳ کارنامه پنج ساله نمایندگی در سازمان ملل متحد
    ۴ سمت‌ها
    ۵ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت
    ۶ وزارت امور خارجه دولت یازدهم
    ۷ حضور در شبکه‌های اجتماعی
        ۷.۱ مجید توکلی
        ۷.۲ مذاکرات هسته ای
    ۸ کتاب آقای سفیر
    ۹ یادداشت‌ها
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

تحصیلات

ظریف در سال ۱۳۵۵ با ویزای دانشجویی به آمریکا رفت و لیسانس و فوق لیسانس روابط بین‌الملل و کارشناسی ارشد مطالعات بین‌المللی در ۱۹۸۱، ۱۹۸۲ و ۱۹۸۴ (۱۳۶۰، ۱۳۶۱ و ۱۳۶۳) از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو و دانشگاه دنور گرفت و پس از آن تحصیلات خود را در مقطع دکترا ادامه داد. او از سال ۵۷ تا ۵۹ مشاور سرکنسولگری ایران در سانفرانسیسکو و بعد از آن تا سال ۶۱ مشاور سیاسی، رایزنی و کارداری نمایندگی ایران در سازمان ملل بوده است.

پس از گذراندن آزمون جامع دکترایش در ۱۳۶۴، اداره مهاجرت ایالات متحده، روادید او را باطل کرد و او سه سال بعد از راه دور تحصیلات خود را تکمیل کرد و دکترای حقوق و روابط بین‌الملل در ۱۹۸۸ از دانشگاه دنور دریافت کرد.[۳][۴][۵]

    دبستان و دبیرستان علوی - تهران، از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵
    دیپلم کالج مقدماتی درو - سانفرانسیسکو، از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۶
    کارشناسی روابط بین‌الملل دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو، از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۰
    کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو، از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۲
    کارشناسی ارشد مطالعات بین‌المللی دانشگاه دنور، از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۳
    دکتری مطالعات بین‌المللی دانشگاه دنور، از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷

ارتباط گسترده با جامعه آمریکا

وی به اقتضای حضور و همچنین فعالیت دیپلماتیک طولانی مدت در آمریکا، ارتباط گسترده‌ای با جامعه آمریکا و محافل سیاسی و علمی این کشور داشته است. روزنامه هرالدتریبون، در مقاله‌ای به قلم "وارن هوگ"، به حضور گسترده محمد جواد ظریف در مجامع عمومی آمریکا اشاره می‌کند:

    «محمد جواد ظریف به اندازه‌ای در دانشگاه‌ها، محافل عمومی سیاسی و اجتماعی حضور پیدا می‌کند که لیزا اندرسون، رئیس دانشکده امور بین‌الملل دانشگاه کلمبیا از وی پرسیده است که آیا قصد شرکت در رقابت‌های انتخاباتی آمریکا را دارد؟»[۶]

ظریف در کتاب خاطراتش که به نام "آقای سفیر" منتشر شده است، درباره انتخاب او برای سمت نمایندگی دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل می‌گوید:

    «فکر می‌کنم در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ بین من و آقای دکتر خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت. ظاهرا آقای دکتر خرازی نیز همان موقع موضوع اعزام من را به رهبری هم گفته بودند. بعدها رهبری به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید؛ اما بگذارید روند معمول وزارت خارجه طی شود. وقتی که رسما به ما معرفی شدید، شما هم رسما موافقت کنید... همچنین نکاتی را که برای مأموریت لازم بود یادآوری کردند. از جمله نکته‌ای را فرمودند که من در همه کلاسهایم برای دانشجویان گفته‌ام. به من فرمودند حتی اگر در موردی یقین داری که دیدگاهت ۱۸۰ درجه با من مخالف است، وظیفه داری دیدگاهت را بگویی. حتی ایشان مطرح کردند که این یک وظیفه شرعی است. بحمدلله من نیز همیشه این کار را انجام دادم.»[۷]

وی همچنین در دوره‌ای که سفیر ایران در سازمان ملل متحد بود روابط نزدیکی با گری سیک عضو پیشین شورای امنیت ملی امریکا و استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا داشت. سیک در مصاحبه‌اش با کامبیز حسینی مجری برنامه پولتیک گفت:

    «نخستین بار حدود ۱۰ سال پیش دیدمش و برای شام به منزل او رفتم و در ملاقات نخست او را آقای سفیر خطاب کردم و او به من گفت نه!، جواد صدایم کن.»[۸]

کارنامه پنج ساله نمایندگی در سازمان ملل متحد

    دستیار ارشد وزیر امور خارجه
    معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امورخارجه و مشاور سرکنسول‌گری در سانفرانسیسکو
    ریاست کمیسیون فرهنگی- یونسکو
    ریاست کنفرانس آسیایی نژادپرستی و تبعیض نژادی
    عضویت گروه شخصیت‌های برجسته گفت و گوی تمدن‌ها
    ریاست کمیسیون خلع سلاح ملل متحد – نیویورک
    ریاست کمیته متخصصین گفت و گوی تمدن‌ها – جده
    ریاست کمیته سیاسی دوازدهمین اجلاس سران عدم تعهد – دوربان

سمت‌ها

    عضو گروه شخصیت‌های برجسته زمامداری جهانی
    سخنگویی هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی تهران
    ریاست کارشناسان ارشد هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی تهران
    ریاست کمیته سیاسی هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی تهران
    ریاست کمیته حقوقی مجمع عمومی ۴۷ ملل متحد – نیویورک

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت

در سال ۱۳۶۶ که جنگ ایران و عراق ماه‌های پایانی خود را سپری می‌کرد و فشارهای بین‌المللی بر ایران به منظور پذیرفتن متن اولیه قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت به اوج رسیده بود، تیم مذاکره‌کننده ایرانی سعی داشت بجای درج مفادی که انتظارات ایران را برآورده نمی‌کرد، بندهایی از طرح اجرایی دبیرکل سازمان ملل متحد(خاویر پرز دکوئیار) را جایگزین نماید.[یادداشت ۱] نوشتن نامه این درخواست رسمی به محمدجواد ظریف، تنها دیپلمات ایرانی وقت مسلط به زبان انگلیسی در نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد گماشته شد تا بتواند مفهوم مورد نظر ایران را به شفافی بیان کند. ظریف نیز با انتخاب کلمات مناسب، توانست نامهٔ موردنظر ایران را تنظیم و در بین کشورهای عضو منتشر کند. این درخواست که با افزودن آن به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت موافقت شد، در وزارت امور خارجه ایران به «Tantamount Letter» مشهور شد.[۹]
وزارت امور خارجه دولت یازدهم

بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس دولت یازدهم ایران، وی محمدجواد ظریف را برای تصدی سمت وزیر امور خارجه ایران در دولتش به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. حسن قشقاوی، معاون کنسولی وقت وزارت امور خارجه، از این انتخاب استقبال کرد و عنوان کرد که کشورهایی که به دنبال گفتگو با ایران هستند، از این انتخاب استقبال کرده‌اند. وی به عملکرد هنری کیسینجر، مشاور اسبق امنیت ملی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد که یک نسخه از کتاب دیپلماسی که توسط شخص وی تألیف گردیده را به ظریف هدیه داده است و در صفحه نخست آن نوشته است:[۱۰] «تقدیم به دشمن قابل احترام، ظریف»
کابینهٔ حسن روحانی وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     فانی     آموزش‌وپرورش     ۱۰     دهقان     دفاع
۲     واعظی     ارتباطات     ۱۱     آخوندی     راه وشهرسازی
۳     علوی     اطلاعات وامنیت     ۱۲     نعمت‌زاده     صنعت وتجارت
۴     طیب‌نیا     اقتصاد     ۱۳     فرجی‌دانا←فرهادی     علوم
۵     ظریف     امورخارجه     ۱۴     جنتی     ارشاد
۶     هاشمی     بهداشت     ۱۵     رحمانی‌فضلی     کشور
۷     ربیعی     تعاون،کار،رفاه     ۱۶     نامدار زنگنه     نفت
۸     حجتی     جهادکشاورزی     ۱۷     چیت‌چیان     نیرو
۹     پورمحمدی     دادگستری     ۱۸     گودرزی     ورزش و جوانان
معاونان ریاست جمهوری
معاون اول رییس‌جمهور: اسحاق جهانگیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     شریعتمداری     معاون اجرایی     ۶     نوبخت     مدیریت و برنامه‌ریزی
۲     ستاری     علمی و فناوری     ۷     شهیدی     بنیاد شهید
۳     انصاری     معاون پارلمانی     ۸     مولاوردی     زنان و خانواده
۴     امین‌زاده     معاون حقوقی     ۹     ابتکار     محیط زیست
۵     صالحی     انرژی اتمی     ۱۰     نجفی←سلطانی‌فر     میراث فرهنگی


ظریف با حضور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در روز ۱۴ مرداد (روز بعد از مراسم تحلیف) به تشریح برنامه‌های خود و پاسخ به سوالات نمایندگان کمیسیون مربوطه پرداخت. وی در پاسخ به نمایندگان مجلس اظهار داشت:[۱۱]

    بنده هرگز گرین کارت نداشته‌ام، در حالی که ۱۰ سال است که شرایط دریافت آن را داشته‌ام. فرزندانم در حالی در ایران زندگی می‌کنند که می‌توانستند در ایران نباشند. من هم پس از رجعت به ایران هرگز به آمریکا سفر نداشته‌ام، در حالی که از سه دانشگاه معتبر آمریکا برای استادی دعوتنامه داشتم. در تمام مراحل کاری‌ام نظرات مقام معظم رهبری را عملیاتی کردم، حتی اگر نظرم مخالف با نظر آقا بوده است.

    ما یک پیام جهانی و یک الگوی جهانی برای ملت‌ها داریم و آمریکا از این پیام و الگو می‌ترسد. ما باید زبان بین‌المللی را بدانیم و هدف خود را با کمترین هزینه و بیشترین منافع دنبال کنیم. خودباوری و توانمندی جمهوری اسلامی قادر به برداشتن موانع از سر راه سیاست خارجی است و ضرورت آن فهم مشترک و هم‌افزایی در حوزه اجراست.

همزمان با روز سوم بررسی کابینه دولت یازدهم، علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران در امور بین‌الملل، ظریف را گزینهٔ مناسب جهت تصدی پست وزارت امور خارجه معرفی کرد و مدیریت و کارآمدی‌اش را در زمان همکاری مستقیم با ولایتی مورد تحسین قرار داد.[۱۲] وی در نهایت توانست با کسب ۲۳۲ رای از ۲۸۱ رای ماخوذه (۸۲٫۵ درصد) تصدی وزارت امور خارجه دولت یازدهم رابه دست بیاورد. ساعاتی پس از این انتخاب، گیدو وستروله،[۱۳] وزیر امور خارجه آلمان و احمد داوداغلو،[۱۴] وزیر امور خارجه ترکیه، در پیام‌های تلفنی جداگانه، تصدی پست وزارت امور خارجه را به وی تبریک گفتند و از وی درخواست کردند در آینده نزدیک به کشورهای متبوعشان سفر نماید.
عکس یادگاری وزیران امور خارجه گروه ۱+۵ با ظریف بعد از حصول توافق هسته‌ای ژنو ۲۰۱۳

نخستین دیدار وزرای خارجه ایران و امریکا پس از انقلاب اسلامی

در ساعات اولیه روز ۵ مهر ۱۳۹۲، ظریف در حاشیه شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و با برنامه ریزی قبلی در اولین مذاکره ایران و ۱+۵ در دولت یازدهم که در سطح وزرای خارجه برگزار شد، شرکت کرد. در این مذاکره، جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا نیز حضور داشته و با ظریف بر سر میز مذاکره نشست. در حاشیه این جلسه ظریف با جان کری دیدار و گفت و گویی دو جانبه داشت. پس از ۳۴ سال این اولین دیدار مقامات عالی ایران و امریکا در سطح وزرای خارجه بود. پس از پایان این دیدار کری در کنفرانس خبری خود گفت: «با ظریف ملاقات داشتم، لحن او حقیقتاً متفاوت بود.»[۱۵][۱۶]

مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای و توافق با ۵+۱ بعد از ده سال

ظریف به عنوان مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران در خصوص پرونده برنامه اتمی ایران از جانب حسن روحانی معرفی شده است. اولین حضور وی به عنوان مذاکره‌کننده هسته‌ای در دیدار با نمایندگان گروه پنج به علاوه یک در نیویورک و در تاریخ ۴ مهر ۱۳۹۲ (۲۶ سپتامبر ۲۰۱۳) برگزار شد و مرتبه بعدی با کاترین اشتون در ضیافت شام در سفارت ایران در سوئیس در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ (۱۵ اکتبر) انجام شد.[۱۷] سایر اعضای دیگر تیم مذاکره‌کننده همراه ظریف عبارتند از: عباس عراقچی، مجید تخت روانچی، حمید بعیدی‌نژاد و داوود محمدنیا.[۱۸] اولین موفقیت دیپلماتیک تیم مذاکره‌کننده ایران در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ حاصل شد؛ توافقی که بر طبق آن ایران و گروه ۵+۱ توافق کردند در مقابل کاهش برخی تحریم‌های علیه ایران، غنی‌سازی بالای پنج درصدی اورانیوم در ایران متوقف شود. جان کری از این توافق با عنوان «گام نخست در جهت یافتن راه‌حلی جامع» یاد کرده است. دقایقی بعد از حصول این توافق اولیه، ظریف با انتشار توییتی در صفحه توییتر خود، خبر حصول این توافق را همگانی کرد.[۱۹]

گفت‌وگوی تلفنی با جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا

در ۲۴ آذر ۱۳۹۲ ظریف از گفت‌وگوی تلفنی باجان کری خبر داد. وی گفت تماس تلفنی دو طرف پس از افزوده شدن نام ۱۹ فرد و شرکت به فهرست تحریم‎های پیشین آمریکا علیه ایران (پس از توافق ژنو) انجام شده است. وی همچنین در توضیح این تماس تلفنی گفت که پس از توافق ژنو با شش قدرت جهانی، "این اولین باری نیست که لازم دیده‌ایم که هم در گفت‌وگوهای علنی و هم در گفت‌وگوهای خصوصی شرکت کنیم. من با مقام‌های آمریکایی و سایرمقام‌های گروه ۱+۵ و کاترین اشتون صحبت کرده‌ام."[۲۰]

تلاش برای عزل ظریف

از زمان روی کار آمدن ظریف، نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی با جلوداری نمایندگان عضو جبهه پایداری، به دفعات سعی در فراهم کردن ملزومات استیضاح و عزل ظریف بوده‌اند. مواردی از قبیل امضای توافق ژنو، اظهارات وی در خصوص هلوکاست و نزاع اعراب و اسرائیل و برقراری رابطه با آمریکا از جمله مواردی است که نمایندگان مجلس، ظریف را به موجب آنها، مستحق عزل و استیضاح می‌دانند.[۲۱] در نخستین اقدام، در ۱۲ آبان ۱۳۹۲، ظریف به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی فراخوانده شد، تا درباره پنج موضوع موضع‌گیری درباره هولوکاست، تماس تلفنی باراک اوباما و حسن روحانی، تعریف از منافع ملی، احتمال توقف غنی‌سازی اورانیوم، حمله به مرزداران سراوان توضیح دهد. اما هیچ‌یک از پاسخ‌های ظریف، سؤال‌کنندگان را قانع نکرد.[۲۲]

در اقدام بعدی نمایندگان در این راستا، می‌توان به نامه ۲۰ تن از نمایندگان مجلس در روز ۱۷ آذر ۱۳۹۲ به حسن روحانی اشاره کرد که به دلیل سخنان ظریف در جمع دانشجویان دانشگاه تهران مورخ ۱۲ آذر، درخواست جدی مبنی بر عزل ظریف از سمتش داشتند.[۲۳]

علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، دلیل عدم همکاری ظریف با نمایندگان مجلس، در ارائه گزارش عملکردش در مذاکرات هسته‌ای، که موجب شده وی بارها از جانب نمایندگان مجلس، مورد تهدید استیضاح قرار گیرد را عدم تعهد نمایندگان مجلس به منتشر نکردن اطلاعات طبقه‌بندی ارائه‌شده از جانب ظریف به نمایندگان دانست. بروجردی، شرط اصلی ظریف برای ارائه گزارش و اطلاعات محرمانه به نمایندگان را، عدم بازنشر آنها در رسانه‌ها عنوان کرده که این شرط با مخالفت نمایندگان روبرو شد و ظریف نیز در پاسخ، از گفتگو با نمایندگان خودداری کرد.[۲۴]
حضور در شبکه‌های اجتماعی

ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است، مردی که آن را انکار می‌کرد، رفته است.[۲۵][۲۶]
محمدجواد ظریف، در توئیتر
«
»

ظریف یکی از اعضای کابینهٔ حسن روحانی است که دارای صفحه‌ای در فیس‌بوک[۲۷] و توییتر[۲۸] است.
روزنامه هفت صبح در خبری اعلام کرد: محمدجواد ظریف دقایقی بعد از امضای توافق با وزیران امور خارجه غربی، این خبر را در صفحه فیسبوک خود قرار داد و توانست رکورد قابل توجهی در کسب تایید[یادداشت ۲] توسط کاربران فیسبوک را از آن خود کند.[۲۹]

تبریک عید سال نوی عبری به یهودیان و تأیید هولوکاست

در ۱۴ شهریور ۱۳۹۲ (۵ سپتامبر ۲۰۱۳)(۱ تیشری ۵۷۷۴ یهودی) جواد ظریف در توییتر شخصی خود، روش هشنه، (سال نوی عبری) را به یهودیان تبریک گفت.[۳۰]

کریستی پلوسی دختر نانسی پلوسی، رهبر حزب دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا و رئیس سابق این مجلس در پاسخ به این توئیت نوشت که: «سال نو می‌توانست شیرین‌تر باشد اگر شما به انکار هولوکاست از سوی ایران پایان می‌دادید.» و در پاسخ به کریستی پلوسی، جواد ظریف در توییترش نوشت: «ایران هیچگاه هولوکاست را انکار نکرده است، مردی که تصور می‌شد این کار را (انکار هولوکاست) کرده است، دیگر رفته است. سال نو مبارک»[۳۱]کریستی پلوسی در واکنش به پاسخ ظریف نوشت: «خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان.»[۳۲]

ظریف سپس در صفحه فیس بوک خود سخنانش در توییتر را تأیید کرده و بار دیگر کشتار یهودیان به دست نازی‌ها را محکوم کرد.[۳۳]

این اقدام ظریف واکنش مثبت بسیاری از سیاستمداران و تحلیل گران امریکایی و اروپایی را برانگیخت.کریستین امانپور، خبرنگار شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز در توییتر خود نوشت که شخصاً با ظریف صحبت کرده و او ضمن تایید این که در توییتر فعال است، به او گفته که: «کشورش هیچگاه هولوکاست را انکار نکرده و مردی (احمدی‌نژاد) که تصور می‌شد این کار را کرده، دیگر رفته است.»[۳۴]

رابین رایت عضو انستیتوی صلح امریکا در واکنش به این اقدام به واشنگتن پست گفت: «این اثرگذارترین دیپلماسی عمومی ایران در ۳۴ سال گذشته است.»[۳۵]

محمد جواد ظریف در مصاحبه با خبرنگار دیلی بیست، دیوید کیز، در پاسخ به فیلتر بودن فیس بوک و در عین حال، داشتن اکانت فیس بوک بلند خندید و گفت «زندگی همین است». دیوید کیز هم در جواب سفیر ایران سخن وزیر ایران را تکرار کرد: «زندگی همین است».[۳۶]

پیام انگلیسی از طریق یوتیوب

ظریف در ۲۸ آبان ۱۳۹۲ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۳) یک روز مانده به دور تازه‌ای از مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه پنج بعلاوه یک در ژنو، پیامی انگلیسی در حساب کاربری خود در یوتیوب منتشر کرد. پیام ظریف گرچه به زبان انگلیسی بود اما در ویدئوهایی مجزا با زیرنویس فارسی، ترکی، فرانسوی و عربی هم منتشر شد. عنوان این ویدئو "پیام ایران: راهی به جلو وجود دارد" بود.[۳۷][۳۸] وزیر خارجه ایران در این پیام حدود ۵ دقیقه‌ای گفت در پرونده اتمی کشورش"راهی به جلو وجود دارد، مسیری سازنده و حرکتی به سوی پیشرفت برای حفاظت از صلح حرکتی رو به جلو و تنها انتخاب بین تسلیم و یا رو در رو شدن نیست." این ویدئو با جمله "من جواد ظریف هستم و این پیام مردم ایران است" پایان می‌پذیرد.[۳۹]

تبریک کاترین اشتون

کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در یک پیام توییتری فرا رسیدن نوروز ۱۳۹۳ را به ظریف و تمام مردم ایران تبریک گفت.[۴۰][یادداشت ۳]
مجید توکلی

مجید توکلی را نمی شناسم.[۴۱][۴۲]
محمدجواد ظریف، در مصاحبه با خبرنگار دیلی بیست
«
»

جواد ظریف در گفتگو با خبرنگار دیلی بیست، گفت: مجید توکلی را نمی شناسم. دیویر کیس نویسنده این مطلب مدعی است که ظریف در پاسخ به سوال وی مبنی بر اینکه «مجید توکلی، یکی از برجسته ترین فعالان دانشجویی ایران که هم اکنون در زندان نگهداری می شود، چه زمانی آزاد خواهد شد؟» تصریح کرده است: نام نسرین ستوده را از طریق رسانه ها شنیده ام اما مجید توکلی را اصلا نمی شناسم.[۴۱][۴۲]

در ادامه دیوید کیس میگوید پس از اتمام نشست سازمان ملل در نیورک، از ظریف پرسیدم که چطور خود شما از فیس بوک استفاده می کنید اما در ایران کسی اجازه استفاده از آن را ندارد که ظریف با لبخندی پاسخ داد ها ها…زندگی همینه![۴۲][۴۱]
مذاکرات هسته ای

جعفرزاده به نقل از ظریف گفته است که «ایران هیچگاه اجازه نداد طرف مذاکره‌کننده موارد خارج از دستور از جمله حقوق بشر و برنامه موشکی را مطرح کند».[۴۳][۴۴][۴۵]
کتاب آقای سفیر

کتاب «آقای سفیر» نوشته محمد مهدی راجی درباره زندگی محمدجواد ظریف است. کتاب که گفت‌وگو با محمدجواد ظریف به عنوان سفیر پیشین ایران در سازمان ملل است دربرگیرنده نکاتی دقیق و تاریخی درباره زندگی و زمانهٔ اوست. همچنین کتاب مقاطع مختلفی از زندگی دکتر ظریف از دوران کودکی تا آخرین سمت او به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل را پوشش داده و روایت دست اولی درباره مهم‌ترین وقایع سیاست خارجی ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ارائه کرده است.

دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو

دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو (به انگلیسی: San Francisco State University) از دانشگاه‌های آمریکا و در مرکز شهر سان فرانسیسکو از ایالت کالیفرنیا واقع است.

این دانشگاه یکی از ۲۳ عضو سیستم دانشگاه ایالتی کالیفرنیا است.

محمد جواد ظریف دانش آموخته این دانشگاه است.

دانشگاه سان فرانسیسکو

دانشگاه سان فرانسیسکو (به انگلیسی: University of San Francisco) از دانشگاه‌های آمریکا و در مرکز شهر سان فرانسیسکو از ایالت کالیفرنیا واقع است.

سان فرانسیسکو

سان‌فرانسیسکو با جمعیت ۷٬۲۶۴٬۸۸۷ نفر، چهارمین شهر بزرگ ایالت کالیفرنیای ایالات متحده آمریکا است.

شهر سان‌فرانسیسکو در نوک شمالی شبه‌جزیره سان‌فرانسیسکو و در کنار خلیج سان‌فرانسیسکو قرار دارد. چندین جزیره درون خلیج و جزایر فارالون نیز که در ۲۷ مایلی ساحل در اقیانوس آرام قرار دارند بخشی از محدوده شهری سانفرانسیسکو بشمار می‌آیند.

شهر سان‌فرانسیسکو نقطه مرکزی در محدوده کلانشهری منطقه خلیج سانفرانسیسکو بشمار می‌رود. این محدوده کلانشهری در جمع ۷ میلیون جمعیت دارد. شهر سانفرانسیسکو پس از نیویورک متراکم‌ترین شهر آمریکا از نظر جمعیت است. دفتر مرکزی سان‌فرانسیسکو کرونیکل بزرگ‌ترین روزنامه منطقه شمال کالیفرنیا در این شهر جای دارد.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ مکان‌های دیدنی سان‌فرانسیسکو
    ۳ اقتصاد
    ۴ مراکز دانشگاهی
    ۵ ورزش
    ۶ منابع

پیشینه

نخستین اروپایی‌هایی که در سانفرانسیسکو ساکن شدند اسپانیایی‌ها بودند که در سال ۱۷۷۶ بدین مکان آمدند. پس از هجوم طلای کالیفرنیا در ۱۸۴۸ شهر سانفرانسیسکو هم به سرعت رشد کرد.

زمین‌لرزه ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو، این شهر را تبدیل به ویرانه نمود ولی پس از آن شهر به سرعت بازسازی شد.
مکان‌های دیدنی سان‌فرانسیسکو
موقعیت شهرستان سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیا

گرچه این شهر همانند سایر مناطق کالیفرنیا آب و هوای مدیترانه‌ای دارد اما به خاطر جریان‌های هوایی در تابستان هم هوای آن گرم نیست و در زمستان مرطوب و معتدل است.

گلدن گیت را می‌توان نه تنها سمبل سان فرانسیسکو بلکه، پس از مجسمه آزادی، سمبل آمریکا دانست. پل بی بریج که پل ارتباطی بین سان فرانسیسکو و اوکلند می‌باشد نیز از پل‌های بزرگ و معروف این شهر است.

سان فرانسیسکو همچنین به دلیل داشتن تپه‌های بلند شهرت دارد. ارتفاع این تپه‌ها گاهی به ۳۰ متر هم می‌رسد. ناب هیل، راشن هیل و بلندی‌های پاسیفیک ازمعروف‌ترین تپه‌های شهرهستند.

اوشن بیچ و بیکر بیچ از پلاژهای زیبای این شهر بشمار می‌آید اما به دلیل سردی آب اقیانوس و امواج بلند چندان برای شناکردن مناسب نیستند. ضلع شرقی سان فرانسیسکو لنگرگاه کشتی‌های مسافربری و تجاری بوده و اسکله ماهیگیران در این منطقه قرار دارد که از جاهای محبوب گردشگران است.
مه روی سانفرانسیسکو

خیابان مارکت مهم‌ترین قسمت اداری و تجاری سان فرانسیسکو بحساب می‌آید. محله چینی‌ها (سن فرانسیسکو) از محله‌های بزرگ و قدیمی این شهر و بزرگترین تجمع مردم چینی‌تبار در خارج از کشور چین است. از دیگر قسمت‌های شهر محله نورت بیچ است که ایتالیایی‌نشین و جای بسیاری از رستوران‌های ایتالیایی این شهر است. ناحیه میشن از مناطق پر جمعیت سان فرانسیسکو بشمار می‌رود که بیشتر ساکنانش از کارگران مهاجر از آمریکای جنوبی هستند. محله ریچموند در شمال گلدن گیت پارک و محله سانست در جنوب این پارک ازمحله‌های شلوغ و پر رفت‌وآمد این شهر می‌باشند.

تیم بیسبال جاینتز و تیم فوتبال فورتی ناینرز از تیم‌های ورزشی پرطرفدار سان فرانسیسکو هستند.

از نقاط دیگر دیدنی این شهر کاخ هنرهای زیبا، پل گلدن گیت، جزیره آلکاتراز، محله چینی‌ها، برج سوترو، موزه هنرهای معاصر سانفرانسیسکو، فرهنگستان علوم کالیفرنیا و برج هرمی شکل ترنس آمریکا را می‌توان نام برد. محله هیت-اشبری که نام آن با جنبش دههٔ ۶۰ هیپی‌ها عجین شده و فضای هیپی‌وار خود را هم‌چنان نگاه داشته نیز از محله‌های دیدنی این شهر است.
اقتصاد

سانفرانسیسکو هر ساله درآمد هنگفتی از گردشگری به دست می‌آورد. هر ساله تعداد زیادی توریست برای بازدید از اماکنی همچون جزیره آلکاتراز و پل گلدن گیت به این شهر مراجعه می‌کنند.

اما بانک‌ها و شرکت‌های بزرگی نیز در این شهر مستقر هستند. برای نمونه می‌توان به بانک ولز فارگو اشاره کرد.

فرودگاه بین‌المللی سانفرانسیسکو نیز یکی از فرودگاه‌های بزرگ کشور بوده و نام متروی سرتاسری شهر بی اریا رپید ترنزیت است.
مراکز دانشگاهی

    دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو
    دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو
    دانشگاه سان‌فرانسیسکو
    دانشگاه گولدنن گیت
    دانشگاه حقوق حیستینگز (دانشگاه کالیفرنیا)

ورزش

    سانفرانسیسکو ۴۹رز (فوتبال آمریکایی)
    سانفرانسیسکوجایِنتس (بیس بال)

اچ‌آی‌وی

ویروس نقص ایمنی انسانی (به انگلیسی: Human immunodeficiency virus) یا اچ‌آی‌وی (HIV)، نوعی ویروس آهسته‌گستر (ویروس پسگرد با سرعت تکثیر پایین) و عامل بیماری ایدز است.[۱][۲] HIV به یاخته‌های حیاتی دستگاه ایمنی بدن از جمله لنفوسیت تی کمک‌کننده (CD4+ T)، درشت‌خوارها و یاخته‌های دندانه‌ای حمله می‌کند.[۳] اچ‌آی‌وی ویروسی است که با مختل کردن کارکرد و ویران کردن گونه‌ای از یاخته‌های مسؤول هماهنگی ایمنی منجر به نقص دستگاه ایمنی بدن انسان می‌شود که به آن ایدز می گویند. از زمان ورود HIV به بدن تا بروز ایدز ممکن است بین ۶ ماه تا ده سال و یا بیش‌تر به درازا بکشد در این مدت گرچه فرد به ظاهر تندرست به نظر می‌رسد، ولی ممکن است ویروس از او به دیگران سرایت کند.

HIV عمدتاً از طریقآمیزش جنسی محافظت نشده (بدون کاندوم مانند مقعدی و حتی دهانی)، انتقال خون آلوده و سرسوزن آلوده و از مادر به فرزند در طول بارداری، زایمان یا شیردهی منتقل می‌گردد. بعضی از مایعات بدن مانند بزاق و اشک قادر به انتقال HIV نیستند.[۴] پیشگیری از HIV، عمدتاً از طریق آمیزش جنسی امن و برنامه تعویض سرنگ، راه حلی برای جلوگیری از گسترش این بیماری محسوب می‌شوند. هیچ گونه درمان یا واکسن وجود ندارد؛ اگر چه درمان ضدویروسی می‌تواند باعث کاهش دوره بیماری و امید به زندگی نزدیک به طبیعی گردد. با وجود این که درمان ضدویروسی خطر مرگ و عوارض ناشی از این بیماری را کاهش می‌دهد، اما این داروها گرانقیمت هستند و ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.

تحقیقات ژنتیکی نشان می‌دهد که HIV در اصل متعلق به غرب آفریقا و در اوایل قرن بیستم بوده است.[۵]

محتویات

    ۱ علائم و نشانه‌ها
        ۱.۱ ابتلای حاد
        ۱.۲ دوره نهفتگی
        ۱.۳ سندرم نقص ایمنی اکتسابی
    ۲ ویروس‌شناسی
    ۳ تشخیص بیماری
        ۳.۱ آزمایش HIV
        ۳.۲ طبقه‌بندی ابتلا به HIV
    ۴ تاریخچه
        ۴.۱ کشف
        ۴.۲ منشأ
    ۵ پانویس

علائم و نشانه‌ها

ابتلا به HIV دارای سه مرحله اصلی است: ابتلای حاد، دوره نهفتگی و ایدز[۶][۷]
ابتلای حاد
تصویر نیم‌تنه انسان که در آن شایع‌ترین علائم ابتلای حاد به HIV مشخص شده است
علائم اصلی ابتلای حاد HIV

دوره‌ی نخست ابتلا به HIV، عفونت حاد HIV و یا نشانگان حاد ویروسی نامیده می‌شود.[۶][۸] بسیاری از افراد ۲ تا ۴ هفته پس از مواجهه با این ویروس، دچار نشانه‌های بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزا یا مونونوکلئوز می‌شوند و برخی دیگر هم هیچ نشانه قابل توجهی در آنها دیده نمی‌شود.[۹][۱۰]علائم در ۴۰ تا ۹۰ درصد موارد رخ می‌دهد و معمولاً شامل تب، بزرگی گره‌های لنفی، گلودرد، بثورات پوستی، سردرد و/یا زخم دهان و اندام تناسلی می‌شود.[۸][۱۰] بثورات پوستی که در ۲۰ تا ۵۰ درصد موارد رخ می‌دهد، خود را بر روی بالاتنه نشان می‌دهد و به شکل لکه‌های با لبه‌ی صاف است.[۱۱] همچنین در این مرحله برخی از افراد دچار عفونت‌های فرصت‌طلب می‌شوند.[۸] ممکن است در دستگاه گوارش علائمی مانند تهوع، استفراغ و یا اسهال رخ دهد، و همچنین علائم عصبی نوروپاتی محیطی و یا سندرم گیلن بارهدیده شود.[۱۰] طول دوره‌ی این علائم متفاوت است، اما معمولاً یک تا دو هفته می‌باشد.[۱۰]

با توجه به اینکه این علائم اختصاصی نیستند، اغلب به عنوان نشانه‌هایی از ابتلا به HIV شناخته نمی‌شوند. حتی پزشک خانواده و یا متخصص در یک بیمارستان محلی ممکن است آن را با بیماری‌های شایع عفونی دیگر به دلیل نشانه‌های مشترک اشتباه بگیرند. بنابراین، توصیه می‌شود در بیمارانی که دارای تب توجیه‌ناپذیر است تذکر داده شود که ممکن است دارای HIV باشند و خطر ابتلا به این ویروس در آنها وجود دارد.[۱۰]
دوره نهفتگی

پس از علائم اولیه، بیمار وارد مرحله‌ای به نام دوره نهفتگی یا HIV بی‌نشانه یا HIV مزمن می‌شود.[۷] این مرحله از HIV می‌تواند بدون هیچ گونه درمانی از حدود سه سال[۱۲] تا بیش از ۲۰ سال[۱۳] (به طور متوسط حدود هشت سال)[۱۴] به درازا بینجامد. اگرچه معمولاً در ابتدای بیماری هیچ علائمی مشاهده نمی‌شود و یا علامت‌های خیلی کمی دیده می‌شود، اما در نزدیکی پایان این مرحله بسیاری از افراد دچار تب، کاهش وزن، مشکلات گوارشی و دردهای عضلانی می‌شوند.[۷] همچنین ۵۰ تا ۷۰ درصد از افراد دچار بزرگی گره‌های لنفی ماندگار می‌شوند، بطوری که چند گروه از گره‌های لنفی (به جز در کشاله ران) به مدت بیش از سه تا شش ماه بدون هیچ درد و توجیهی بزرگ می‌شود.[۶]

اگر چه بسیاری از مبتلایان به HIV-1 در صورت عدم درمان نهایتاً به مرحله ایدز میرسند، ولی درصد کمی از آنها (حدود ۵٪) سطح بالای سلول‌های CD4+ T خود را بدون هیچ درمان ضدویروسی تا بیش از ۵ سال حفظ می‌کنند.[۱۰][۱۵] این افراد به عنوان مهارکنندگان HIV طبقه‌بندی می‌شوند، و آنهایی که سالها مقدار کم یا غیر محسوسی از ویروس را بدون درمان ضدویروسی در بدن خود نگه می‌دارند به عنوان «مهارکنندگان ممتاز» یا «سرکوبگران ممتاز» شناخته می‌شوند.[۱۵]. این پدیده ممکن است به کشف واکسن یا درمان قطعی اچ‌آی‌وی کمک کند.
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
نوشتار اصلی: ایدز
تصویر نیم تنه انسان که در آن شایع‌ترین علائم ایدز مشخص شده است
علائم اصلی ایدز

سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) زمانی معنی پیدا می‌کند که شمار سلول‌های CD4+ T به کمتر از ۲۰۰ سلول در هر میکرولیتر برسد و یا بیماری‌های مشخص مربوط به HIV رخ دهد.[۱۰] در غیاب درمان، حدود نیمی از افراد دچار اچ‌آی‌وی در عرض ده سال مبتلا به ایدز می‌شوند.[۱۰] رایج ترین وضعیت‌هایی که هشداری بر وجود ایدز هستند التهاب ریه ناشی از پنوموسیستیس (۴۰٪)، نزاری به شکل نشانگان لاغری ناشی از اچ‌آی‌وی (۲۰٪) و برفک سرخنای می‌باشند. دیگر علامت شایع عفونت‌های دستگاه تنفسی به شکل تکراری است.[۱۰]

عفونت فرصت‌طلب ممکن است توسط باکتری، ویروس، قارچ و انگل به وجود بیاید که در حالت عادی توسط دستگاه ایمنی بدن مهار می‌شود.[۱۶] اینکه کدام عفونت رخ بدهد تا حدودی به این بستگی دارد چه عواملی در محیط اطراف فرد قرار دارد.[۱۰] این عفونتها تقریباً می‌تواند هر دستگاهی از بدن را تحت تاثیر قرار دهند.[۱۷]

افراد مبتلا به ایدز خطر دچار شدن به ویروس‌های سرطانزای مختلفی را دارند از جمله: سارکوم کاپوزی، لنفوم، لنفوم دستگاه عصبی مرکزی، و سرطان گردن رحم. [۱۱] سارکوم کاپوزی، شایع ترین سرطانی است که در ۱۰ تا ۲۰ درصد از افراد دچار HIV اتفاق می‌افتد. [۱۸] پس از آن لنفوم شایع ترین سرطان است و علت مرگ نزدیک به ۱۶ درصد از افراد مبتلا به ایدز می‌باشد و جزء نشانه‌های اولیه ۳ تا ۴ درصد از آنها است. هر دوی این سرطان‌ها با ویروس هرپس ۸ انسانی همراه هستند.[۱۸] خیلی اوقات مبتلایان به ایدز به دلیل ارتباطی که با ویروس پاپیلوم انسانی (HPV) دارد، دچار سرطان گردن رحم می‌شوند.[۱۸]

علاوه بر این، آنها به طور مکرر دچار علائمی مانند تب طولانی، تعریق شبانه، تورم غدد لنفاوی، لرز، ضعف، و کاهش وزن می‌شوند. [۱۹] اسهال یکی دیگر از علائم شایعی است که ۹۰٪ از افراد مبتلا به ایدز دچار آن می‌شوند. [۲۰]
ویروس‌شناسی
نموداری که در آن ساختار ویروس HIV نشان داده شده است

HIV عامل طیفی از بیماری است که با نام ایدز شناخته می‌شود. HIV نوعی ویروس پسگرد است که عمدتاً به اجزای دستگاه ایمنی انسان مانند سلول‌های CD4+ T، درشت‌خوارها و سلول‌های دندریت سرایت می‌کند و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم سلول‌های CD4+ T را از بین می‌برد.[۲۱]

HIV عضوی از سرده ویروس آهسته‌گستر ،[۲۲] و بخشی از خانواده ویروس پسگرد است.[۲۳] ویروس‌های آهسته‌گستر خصوصیات ریخت‌شناسیو زیست‌شناسی مشترک بسیاری دارند. گونه‌های بسیاری از پستانداران مبتلا به ویروس آهسته‌گستر می‌شوند، که مشخصاً دلیل بیماری‌های طولانی‌مدت با دوره کمون طولانی هستند.[۲۴] ویروس‌های آهسته‌گستر به شکل تک رشته، حس مثبت، ویروس آران‌ای احاطه شده منتقل می‌شوند. پس از ورود به سلول هدف، ویروس ژنوم آران‌ای توسط آنزیم وارونویس ویروسی که همراه با ژنوم ویروسی در ذرات ویروسی منتقل شده، به یک دی‌ان‌ای دو رشته استاندارد تبدیل می‌شود. سپس DNA ویروسی وارد هسته سلول می‌شود و کل DNAهای سلولی را توسط اینتگراز ویروسی فرا می‌گیرد.[۲۵] وقتی فرا گرفته شد، ویروس ممکن است پنهان شود و این به ویروس و سلول‌های میزبانش این امکان را می‌دهد تا توسط دستگاه ایمنی بدنی شناسایی نشوند. [۲۶] همچنین این ویروس می‌تواند تکثیر شود و ژنوم‌های RNA جدیدی تولید کند و پروتئین‌های ویروسی که توسط سلول به عنوان هسته‌های سلولی جدید شده‌اند را در چرخه‌ای از نو پدید آورد.[۲۷]

دو نوع ایدز تاکنون مشخص شده‌است: HIV-1 و HIV-2.

HIV-1 گونه‌ای از ویروسی بود که زودتر شناخته شد (و در ابتدا به عنوان LAV یا HTLV-III شناخته می‌شد). این گونه‌ای است که مهاجم‌تر و واگیرتر است.[۲۸]. واگیری کمترHIV-2 در مقایسه با HIV-1 بدین معناست که افرادی که با HIV-2 مواجهه دارند کمتر ممکن است دچار HIV-2 بشوند. از آنجا که HIV-2 توانایی سرایت کمی دارد، ابتلای به آن عمدتاً محدود به آفریقای غربی است.[۲۹]
تشخیص بیماری
نمودار عمومی رابطهٔ میان نسخه‌های HIV(تکثیرشده از ویروس‌ها) و شمار CD4+ T با میانگین زمان ابتلاء به HIV بدون مراقبت؛ هربیماری شخص می‌تواند دوره را به قدر قابل توجهی تغییر دهد.
 
    تعداد گویچه‌های سفید CD4+ T (سلول/میلی‌متر مکعب)
 
    HIV RNA تکثیرشده بر میلی‌لیتر پلاسما

بیماری ایدز و HIV با توجه بروز علایم و نشانه‌های بیمار، از طریق آزمایش و بررسی آن در آزمایشگاه تشخیص داده می‌شود.[۸] آزمایش HIV به همه کسانی که در معرض خطر قرار دارند توصیه می‌شود، که شامل هر فرد مبتلا به هر نوع بیماری آمیزشی است می‌شود.[۱۱] در بسیاری از مناطق دنیا، یک سوم حاملان HIV زمانی متوجه می‌شوند که در مرحله پیشرفته‌ای از این بیماری هستند و AIDS یا نقص شدید دستگاه ایمنی آشکار می‌شود..[۱۱]
آزمایش HIV

در اکثر افراد دچار HIV، در طول سه تا دوازده هفته پس از بیماری اولیه، یک سری پادتن‌های ویژه ایجاد می‌گردد.[۱۰] تشخیص اولیه‌ی HIV قبل از تولید آنتی‌بادی، با اندازه‌گیری اچ‌آی‌وی-آران‌ای یا آنتی‌ژن P24 انجام می‌شود.[۱۰] نتایج مثبت به دست آمده توسط آنتی‌بادی یا آزمایش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR)، با PCR و یا با آزمایش آنتی‌بادی دیگری تأیید می‌شوند.[۸]

آزمایش آنتی‌بادی در کودکان کمتر از ۱۸ ماه، به دلیل وجود مداوم آنتی‌بادی‌های مادری معمولاً نتیجه درستی نمی‌دهند.[۳۰] بنابراین ابتلا به HIV تنها توسط آزمایش PCR مربوط به HIV RNA یا DNA و یا از طریق آزمایش آنتی‌بادی P24 قابل تشخیص است.[۸] در اکثر نقاط دنیا دسترسی به آزمایش PCR قابل اعتماد وجود ندارد و افراد باید تا زمانی صبر کنند که علائم پیشرفت کند و یا سن کودک به اندازه کافی باشد و آزمایش آنتی بادی درستی نتیجه دهد.[۳۰] در کشورهای جنوب صحرای آفریقا در بین سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹، بین ۳۰ تا ۷۰ درصد مردم، از وضعیت HIV خود آگاه بوده‌اند.[۳۱] در سال ۲۰۰۹، بین ۴ تا ۴۲ درصد مردم مورد آزمایش قرار گرفتند.[۳۱] این ارقام نشان دهنده افزایش قابل توجهی نسبت به ده سال گذشته‌است.[۳۱]
طبقه‌بندی ابتلا به HIV

از دو طبقه‌بندی اصلی برای مرحله‌بندی HIV و ایدز استفاده می‌شود، یکی توسط سازمان جهانی بهداشت[۸] (WHO) و دیگر توسط مرکز کنترل بیماری‌ها[۳۲] (CDC). برنامه CDC بیشتر در کشورهای توسعه‌یافته استفاده می‌شود. از آنجا که برنامه WHO احتیاجی به آزمایش ندارد، بیشتر مناسب کشورهای در حال توسعه‌است که با کمبود لوازم روبرو هستند. علی‌رغم تفاوت‌های که این دو با هم دارند، اما می‌تواند هر دوی آنها را از لحاظ آماری مقایسه نمود.[۶][۸][۳۲]

سازمان بهداشت جهانی برای اولین بار در سال ۱۹۸۶ تعریفی برای ایدز ارائه نمود.[۸] از آن زمان به بعد، مرحله‌بندی WHO برای چندین بار تغییر کرده و گسترش یافت، که نسخهٔ اخیر آن که در سال ۲۰۰۷ منتشر شده‌است.[۸] رده‌بندی مراحل تعیین شده توسط WHO به شکل زیر است:

    ابتلای اولیه به HIV: که یا بدون علامت است و یا همراه با سندرم حاد ویروسی است.[۸]
    مرحله ۱: ابتلا به HIV بدون علامت با تعداد سلول‌های CD4 بیش از ۵۰۰ در هر میکرولیتر. ممکن است شامل بزرگ شدن گره‌های لنفاوی نیز باشد.[۸]
    مرحله ۲: علائم خفیف که ممکن است تغییر جزئی غشاء مخاطی و عود عفونت دستگاه تنفسی فوقانی را شامل شود و تعداد سلول‌های CD4 کمتر از ۵۰۰ در هر میکرولیتر است.[۸]
    مرحله ۳: علائم پیشرفته که ممکن است شامل اسهال مزمن و غیر عادی برای بیش از یک ماه شود، به همراه عفونت‌های باکتریایی شدید از جمله سل ریوی و همچنین تعداد سلول‌های CD4 کمتر از ۳۵۰ در هر میکرولیتر.[۸]
    مرحله ۴ یا ایدز: علائم شدیدی شامل توکسوپلاسموز مغز، کاندیدیاز مری، نای، نایژه یا شش و سارکوم کاپوزی. تعداد سلول‌های CD4 به کمتر از ۲۰۰ در هر میکرولیتر می‌رسد.[۸]

مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا نیز ایجاد یک سیستم طبقه‌بندی برای HIV ارائه نموده و آخرین بار آن را در سال ۲۰۰۸ به روز رسانی کرده‌است.[۳۲] در این سیستم ابتلا به HIV بر اساس شمارش CD4 و علائم بالینی می‌باشد،[۳۲] بیماری را در سه مرحله توصیف می‌کند:

    مرحله ۱: تعداد سلول‌های CD4 بیشتر از ۵۰۰ در هر میکرولیتر بدون هیچ علائمی از ایدز
    مرحله ۲: تعداد سلول‌های CD4 بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ در هر میکرولیتر بدون هیچ علائمی از ایدز
    مرحله ۳: تعداد سلول‌های CD4 کمتر از ۵۰۰ در هر میکرولیتر یا وجود علائمی از ایدز
    نامعلوم: اگر اطلاعات کافی برای هر یک از مراحل فوق در دسترس باشد

اگر پس از درمان، تعداد سلول‌های CD4 خون به بیش از ۲۰۰ در هر میکرولیتر افزایش یابد و یا بیماری دیگری به جز ایدز احتمال رود و یا حتی درمان گردد هنوز هم تشخیص اینکه بیماری ایدز بوده باشد پابرجا خواهد بود.[۶]
تاریخچه
کشف

ایدز اولین بار در سال ۱۹۸۱ در امریکا مشاهده شد. [۱۸] اولین مواردی که مشاهده شد در بین معتادان تزریقی و همچنین همجنسگرایان مرد قرار داشت که به دلیل نامعلومی سیستم دفاعی بدن آنها ضعیف شده بود و علایم بیماری التهاب ریه نیوموسیستیک کارینی (PCP) در آنها مشاهده می‌شد که این بیماری در افرادی دیده می‌شود که سیستم دفاعی بدنی ضعیفی دارند. [۳۳] سپس نوعی سرطان پوست نادر با نام کاپوسی سارکوما (KS) در میان مردان همجنسگرای گزارش شد.[۳۴][۳۵] موارد بیشتری از بیماری PCP و KS مشاهده شد و این زنگ خطری برای مرکز پیشگیری و کنترل بیماری بود و گروهی از طرف این مرکز برای بررسی این واقعه تشکیل شد. [۳۶]

در آن اوایل مرکز کنترل بیماری هنوز نامی رسمی برای این بیماری انتخاب نکرده بود و معمولاً نام این بیماری را با بیماری که مریض با آن در ارتباط بود بیان می‌کردند، برای مثال تا قبل از کشف HIV از نام لنفادنوپاتی که بیماری عامل بود استفاده می‌شد.[۳۷][۳۸] همچنین اسامی مانند سارکوم کاپوزی یا عفونت فرصت‌طلب نام‌هایی بوده‌اند که توسط این گروه در سال ۱۹۸۱ استفاده می‌شده‌است.[۳۹] از آنجا که این سندرم در هائیتی، همجنسگرایان، هموفیلی، و مصرف کنندگان هروئین ظاهر شده بود، مرکز کنترل بیماری عبارت «بیماری 4ه» را ابداع کرد.[۴۰] در مطبوعات از اصطلاح "گرید" که مخفف معادل انگلیسی عبارت نقص ایمنی مرتبط با همجنسگرایی استفاده می‌شد.[۴۱] اما بعداً که معلوم شد که ایدز فقط محدود به جامعه همجنسگرایان نمی‌شود،[۳۹] این نتیجه گرفته شد که استفاده از اصطلاح گرید گمراه‌کننده است و واژه ایدز در همایشی در ژوئیه ۱۹۸۲ معرفی شد.[۴۲] از سپتامبر ۱۹۸۲، مرکز کنترل بیماری از واژه ایدز برای نسبت دادن این بیماری استفاده کرد. [۴۳]
رابرت گالو، کاشف HIV در اوایل دهه هشتاد در میان (از چپ به راست) ساندرا اوا، ساندرا کلمبینی، و ارسل ریچاردسون.

در سال ۱۹۸۳، دو گروه تحقیقاتی جداگانه به رهبری رابرت گالو و لوک مونتانیه به طور مستقل اعلام کردند که یک ویروس پسگرد جدید بیماران مبتلا به ایدز را مبتلا کرده، و یافته‌هایشان را در همان شماره از مجله ساینس منتشر کردند.[۴۴][۴۵] گلو ادعا کرد که ویروسی که گروه خود از یک بیمار مبتلا به ایدز برای تحقیقات جدا کرده بود از نظر شکل کاملاً مشابه سایر ویروس‌های تی-لنفوتروپیک انسانی (HTLV) بوده که گروهش در همان ابتدا جدا کرده بود. گروه گالو نام آن ویروس را HTLV-III گذاشتند. در همان زمان، گروه مونتانیه ویروسی از یک بیمار مبتلا به تورم غدد لنفاوی گردن و ضعف فیزیکی که دو مشخصه از علائم ایدز است، جدا کرده بود. تناقض در گرازش‌های گروه گالو و مونتانیه و همکارانشان نشان می‌داد که هسته پروتئین‌های این ویروس از لحاظ ایمنی‌شناسی، کاملاً متفاوت از HTLV-I است. گروه مونتانیه اسم ویروسی که جدا کرده بودند را ویروس مرتبط با لنفادنوپاتی (LAV) گذاشتند.[۳۶] از آنجا که مشخص شد هر دوی این ویروس یکسان هستند، در سال ۱۹۸۶ LAV و HTLV-III هر دو به HIV تغییر نام دادند.[۴۶]
منشأ

به نظر می‌رسد که هر دو ویروس HIV-1 و HIV-2 در اصل متعلق به نخستی‌سانان مرکز افریقا بوده و در اوایل قرن بیست به بدن انسان منتقل شده‌اند. [۵] به نظر می‌آید که ویروس HIV-1 در اصل متعلق به مناطق جنوبی کامرون و تکامل یافتهٔ ویروس نقص ایمنی میمونی (SIV) که در میان شمپانزه‌های وحشی شیوع دارد، بوده‌است.[۴۷][۴۸] همچنین ویروس HIV-2 تکامل یافتهٔ ویروس SIV میان گونه‌ای میمون به نام منگابی دودی بوده‌است که در غرب افریقا (از جنوب سنگال تا غرب ساحل عاج) زندگی می‌کرده‌است.[۲۹] پخ‌بینیانی مانند میمون شب نسبت به ویروس HIV-1 مقاوم هستند و این احتمالاً به دلیل یک نوع ژن پیوندی دو گونه مقاوم ویروس در آنها می‌باشد.[۴۹] به نظر می‌رسد که HIV-1 حداقل در سه مرحله جهش داشته و به سه گروه از ویروس‌های M، N و O جهش یافته است.[۵۰]

مدارکی موجود است که نشان می‌دهد انسان‌هایی که در شکار و یا فروش حیوانات دخالت داشتند دچار ویروس SIV شده‌اند.[۵۱] اگرچه SIV ویروس ضعیفی است که سیستم دفاعی بدن انسان با آن مقابله می‌کند و بیش از چند هفته در بدن انسان باقی نمی‌ماند، اما انتقال سریع و متوالی آن بین انسان‌های مختلف زمان کافی را به این ویروس برای تبدیل آن به HIV می‌دهد.[۵۲] علاوه بر این، با توجه به نرخ پایین انتقال فرد به فرد بیماری، SIV فقط می‌تواند از طریق تعداد زیادی افراد در معرض خطر پخش شود که باور بر این است که تا قبل از قرن بیستم چنین جمعیتی وجود نداشته است.

راه‌های انتقال پرخطر بسته به زمان انتقال از حیوان به انسان به ویروس این امکان را می‍دهد که با انسان سازگار شود و در بین جامعه پخش گردد. مطالعات ژنتیکی ویروسی نشان می‌دهد که اجداد گروه HIV-1 M به سال ۱۹۱۰ بر می‌گردد. [۵۳] افرادی که مدعی هستند که HIV در این تاریخ شیوع یافته، آن را به ظهور و رشد استعمار و شهرهای مستعمره آفریقایی ارتباط می‌دهند که منجر به تغییرات اجتماعی شامل بی بند و باری جنسی، گسترش تن‌فروشی، و بیماری‌های زخم تناسلی (مانند سیفیلیس) در شهرهای مستعمره شده است. [۵۴] در حالی که میزان انتقال HIV در رابطه جنسی واژینال در حالت عادی کم است، اما اگر یکی از طرفین مبتلا به یک بیماری آمیزشی عفونی باشد، احتمال انتقال هم افزایش خواهد یافت. در اوایل دهه ۱۹۰۰ شهرهای مستعمره به دلیل شیوع بالای تن‌فروشی و بیماری‌های زخم تناسلی معروف بودند و به نظر می‌رسید که در سال ۱۹۲۸ به اندازه ۴۵% زنان ساکن کینشاسا شرقی تن‌فروشی می‌کردند و در سال ۱۹۳۳ در حدود ۱۵% ساکنان همان شهر به یکی به بیماری سیفیلیس مبتلا شده بودند.[۵۴]

از نگاهی دیگر مشاهده می‌شود که اعمال خطرناک پزشکی در آفریقا در طول جنگ جهانی دوم، مانند استریل نبودن، استفاده مجدد از سرنگ‌ها در واکسن‌های عمومی، آنتی‌بیوتیک و آنتی‌مالاریا از عواملی بوده‌اند که باعث پخش ویروس و سازگاری آن با انسان‌ها شده است.[۵۲][۵۵][۵۶]

بررسی نمونه‌های خونی به جا مانده از گذشته نشان می‌دهد که اولین انسانی که مبتلا به ایدز شده در سال ۱۹۵۹ کنگو. جان خود از دست داده‌است. این نخستین و قدیمی‌ترین مورد مرگ شناخته شده در اثر ابتلا به این بیماری محسوب می‌شود. [۵۷] همچنین ممکن است ویروس اچ‌آی‌وی نخستین بار در سال ۱۹۶۶ به آمریکا رسیده باشد،[۵۸] ولی عمده شیوع HIV مربوط به خارج از صحرای آفریقا (و همچنین امریکا) می‌شود و می‌توان آن را به فردی ناشناس و مبتلا به ایدز نسبت داد که در هائیتی زندگی می‌کرده‌است و با ورود به امریکا در سال ۱۹۶۹ به آن شیوع بخشیده‌است.[۵۹] پس از آن به سرعت بین گروه‌های پرخطر (در ابتدا در بین مردان همجنس‌گرا) پخش شد. در سال ۱۹۷۸ شیوع ویروس HIV-1 در بین مردان همجنس‌گرای ساکن نیویورک and سان فرانسیسکو ، ۵ درصد تخمین زده شد که بیانگر این است که هزاران نفر در کشور مبتلاً به ایدز بوده‌اند.

لنفوسیت تی کشنده

سلول T سمی یا لنفوسیت T سمی یا سلول T کشنده یا سلول CD8+ T (به انگلیسی: cytotoxic T cell یا killer T cell یا Tc cells) یکی از انواع لنفوسیت تی و نوعی گلبول سفید است که سلول‌های سرطانی، سلول‌هایی که آلوده شدند (مخصوصاً به وسیله ویروس)، یا سلول‌هایی که به شکلی دیگر آسیب دیده‌اند را می‌کشد.

در بیماری ایدز، واکنش یک سلول CD8+ T سالم هر چند که ویروس HIV را از بین نمی‌برد اما باعث می‌شود بیماری با سرعت کمتری پیشرفت کند و بهتر بتوان بیماری را شناسایی کرد.

ایمنی سلولی

واکنش ایمنی سلولی (cell-mediated) یک پاسخ ایمنی است که شامل آنتی‌بادی نیست بلکه حاصل فعال شدن فاگوسیتها، لنفوسیت‌های تی سیتوتوکسیک مختص آنتی‌ژن و ترشح انواع پاسخ‌های سایتوکاینی علیه یک آنتی‌ژن و سلولهای کشنده طبیعی می‌شود.
عملکرد

مکانیسم ایمنی سلولی به مبارزه با سلول‌های آلوده به ویروس و باکتری و سلول‌های سرطانی می‌پردازد. در این روش، لنفوسیت‌های T نقش اصلی را دارند. این سلول‌ها پس از اتصال با آنتی‌ژنی خاص، تکثیر پیدا کرده و انواعی از سلول‌های T را به وجود می‌آورند:

    سلول‌های T کشنده (یا سیتوتوکسیک): این سلول‌ها توانایی شناسایی و حملهٔ مستقیم را به سلول آلوده یا سرطانی دارند. آن‌ها با ترشح پروتئینی به نام پرفورین، منافذی را در این سلول‌ها ایجاد می‌کنند که به مرگ آن‌ها می‌انجامد.
    سلول‌های T کمک‌کننده : فراوان‌ترین نوع لنفوسیت‌های T می‌باشد که به اعمال دستگاه ایمنی کمک می‌کند. این سلول‌ها، هدف ویروس HIV هستند.
    سلول‌های T تضعیف‌کننده : این سلول‌ها اعمال سلول‌های T کشنده و کمک‌کننده را کنترل می‌کنند و به پاسخ ایمنی خاتمه می‌دهند و از پاسخ‌های بیش از حد شدید جلوگیری می‌کنند.
    سلول‌های T خاطره : این سلول‌ها در حالت آماده‌باش در بدن می‌مانند؛ و طریقهٔ مبارزه با ویروس را به نسل‌های بعدی انتقال می‌دهند.